All language subtitles for Persian No Way Out (2023) 1080p.x264

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

مترجم: SapphoErinna تقدیم به همه دختران و زنان سافیک پارسی زبان حق پخش: آزاد

می‌خوای بدونی چطوری تو پالاون

با کمتر از پنج یورو خوش بگذرونی؟

ولی حواست باشه، این برای آدمای نترس ـه.

توی آره‌نا، از 5 تا 11 شب...

می‌تونین روی خروسی که دوست دارین، شرط ببندین.

آدم‌ها سعی می‌کنن حیووناشون رو تمرین بدن.

به نظر سخت میاد.

پنج یورو فقط یه پیشنهاده، هر چقدر می‌خواین شرط ببندین.

مطمئنی می‌خوای اینو آپلود کنی؟

من دو هفته‌ست اینجام، و این باحال‌ترین چیز بود.

فقط میگم، خیلی‌ها ممکنه سر اینجور چیزا حسابی عصبی بشن.

-شرط می‌بندیم؟ روی کدوم؟ -نه.

بهت گفتم که نمی‌خوام این کارو کنم.

دارن شروع می‌کنن. سفید یا سیاه؟

خب بگو دیگه.

-باشه. سیاه. -سیاه! سیاه!

فقط امیدوارم ببره!

ببخشید. ما هم می‌خوایم شرط ببندیم!

-سیاه؟ آره، باشه. -و من روی سفید شرط می‌بندم.

به دام افتاده

-سفید! سفید! -بزن سیاه.

-حالا تو هم بردی! -هی. این جایزه‌ات. تو چی؟

-من باختم. -خب اینم مال تو.

تو فرهنگ آسیایی، غذا

یه بخش مهم از زندگی روزمره‌ست.

اینجا آدما می‌تونن کل روز رو غذا بخورن.

من دو هفته‌ست اینجام

ولی هنوز غذای سنتی رو امتحان نکردم.

امروز جرأتش رو دارم.

اینجا “پاکسیوی“ داریم،

که ظاهراً ساردینه.

“آدوبو“ و “منودو“. دوتا غذای گوشتی.

کینینوت. کین نو نوت.

گفتن این راجه. ببینم چه طعمی داره.

خیلی خوشمزه‌ست.

اگه فرصت داشتین، راج رو امتحان کنین. عالیه.

خب، دسر سنتی اینجا موز کاراملیه.

حواستون باشه، چون...

کلی کالری داره. ولی شیرین و خوشمزه‌ست.

تقریباً به شیرینی ایشون

عاشقتم.

منم دوستت دارم

دلت واسم تنگ شده بود؟

باشه. بهتره برم دوش بگیرم.

بچه‌ها، اینجا واقعاً باوره نکردنیه.

من تازه ده دقیقه‌ست رسیدم مانیلا.

و همه جا تو خیابون شلوغ‌پلوغه.

مثل اینکه اینجا هنوز هالووین دارن یا یه چیزی شبیه اون.

امروز دهم نوامبره و همه واقعاً خوش لباسن.

از چند نفر پرسیدم...

لباس‌هاشون خیلی خفنه

و هالووین انگار خیلی مهمه براشون.

همه دارن خوش می‌گذرونن، حال همه فوق‌العاده خوبه...

خب، وقتشه برم تو شلوغی.

داری رو زمین می‌چکی.

واقعنم همیطنوره.

اینجا عالیه! چطور اینجا رو پیدا کردی؟

باحاله، نه؟ از یکی تو شبکه‌های اجتماعی شنیدم.

یکی از شبکه‌های اجتماعی؟

آره، دقیقاً.

-مرسی. -مرسی.

چی میل دارید بخورید؟

مرغ آدوبو داریم و یه غذای مخصوص به اسم "لمباگا".

یه لمباگا برای دو نفر

و دو تا برنج ساده. لطفاً.

مرسی؟

باشه.

خب، به افتخار چی می‌خوایم بزنیم؟

به امتحانایی که از دست دادم؟

نه بابا، اینو نمی‌خوام.

نمی‌خوام اینجوری باشه.

یه چیز دیگه!

به افتخار تو و من.

یه کم کلیشه‌ایه، ولی اوکیه.

صبر کن، می‌خوام فیلم بگیرم.

کارول، می‌شه امشب دست از این کارات برداری؟

همین کار خرجمو درمیاره.

باحاله که حتی گوشیتو نیاوردی.

حق با توئه. واسه همین... خاموشش کردم.

مطمئنی؟ می‌تونی دووم بیاری؟

آره عزیزم ، اوکی‌ام. ولی تو مست می‌کنی.

ببینیم چی می‌شه.

ببخشید.

وای، خیلی عرق کردی!

ببینید، این بازار چقدر قشنگه، بچه‌ها.

فکر کنم بهترین جاست واسه خرید سوغاتی برای عزیزاتون.

از آهنربا گرفته تا هر چیزی.

یه عالمه وسایل دارن. مثلاً همین کیف‌ها رو ببینید.

یخچالم پر شده از اینا.

از کیف‌های رنگارنگ گرفته تا لباسای خوشگل.

- کارول؟ -وای کارول

و البته دست‌بندای کلاسیک!

یه عالمه چیزای دیگه هم دارن. حتماً بیاید ببینید.

-ببخشید عشقم،چی شده؟ -تموم شد؟ ببین.

-وای چقدر قشنگ! -آره، قشنگه، نه؟

-می‌رم یه نگاه دیگه اونجا بندازم. -باشه.

چند؟

۱۵۰.

وای، چه خریتی کردم.

گورتو گم کن!

فکر کنم این مال شماست.

وای خدای من، خیلی ممنون!

همه‌چیش سر جاشه؟

آره.

فقر چیز خوبی نیست.

دومین باره که نجاتت می‌دم. داره عادت می‌شه.

- تو بودی؟ - چهره‌ها رو خوب یادت نمی‌مونه؟

نه، فقط چون...

سرنوشت عجیبه.

بیا یه کم به سرنوشت کمک کنیم.

مرسی.

- خانم، اینو جا گذاشتین. - اوه، مرسی.

- عشقم،چی شده؟ - سلام، عزیزم

یه پسربچه! کیفمو زد.

- چطور دوباره گرفتی‌ش؟ - این آقا کمکم کرد.

- حالا انگار رفته. خب، مهم نیست. - باشه. بریم؟

این‌و اون خانمِ غرفه بهم داد.

هی.

نگاه کنین، کجا هستیم.

نیاز نیست از قبل رزرو کنید.

رد کردنش سخت‌تر می‌شه.

به‌خصوص اگه اهل اینجا نباشی.

هزینش زیاد نیست و بهترین راهه برای گشتن شهر.

مرسی.

بجنب!

- بدو روبی! زود باش! - کارول!

کارول، لطفاً وایسا!

- بدو، بیا دیگه! - بقیه‌ش برای شما. مرسی.

کارول!

کارول، وایسا!

می‌شه بگی کجا داریم می‌ریم؟

هی. اینجا برای ویدیوئه؟

قراری داریم.

با کی؟

بگو دیگه!

بهم بگو بالاخره کجا داریم می‌ریم!

صبر کن ببینم ساعت چنده.

خب، ۲۰ دقیقه وقت داریم.

برای چی؟

- کارول! می‌گی کجاییم؟ - چی شده؟

یه کوکاکولا لطفاً.

- چند؟ - بیست.

بیست.

باشه، بیست.

- مرسی. - مرسی.

خب؟

- عزیزم تو فقط از منظره لذت ببر. - آره.

- کجاییم و داریم چی‌کار می‌کنیم؟ - می‌خوای؟

الان چی؟

- بگو دیگه! زود باش بگو. بگو. - نه، روبی ولش کن. لطفاً.

بس کن. ولم کن! بسه دیگه! کافیه، باشه؟

تو واقعاً اعصاب‌خوردکنی، صبر کن غافلگیر بشی.

خواهش می‌کنم. بگو کجاییم.

اگه بهت بگم... یه دریای فوق‌العاده...

یه جا فقط واسه خودمون دو تا...

همراه با غواصی... چی میگی؟

میگم: «بس کن، سر کارم نذار.»

- منو ببوس. - پس راست میگی؟

یه بوس بده.

اوه، عزیزکم،مرسی!

واقعا ممنونم.

- خوشحالی؟ - معلومه، داری شوخی می‌کنی؟

ولی ما که وسیله‌ای با خودمون نیاوردیم.

من همه چیزو جمع کردم.

واسه همینه که می‌خواستی تنهایی برگردی تو اتاقمون.

فکر کردم فقط می‌خواستی بری دستشویی.

بیا عزیزم، این مال توئه.

- قبلاً دیدیش. - نه.

چرا، دیدیش. اصلاً دروغ گوی خوبی نیستی !

- ببخش عزیزم، ببخشید. - همیشه باید سوپرایزمو خراب کنی.

باورم نمیشه !

خیلی خوشگله

مرسی.

سلام. دنبال یه قایق می‌گردیم.

یه قایق؟

انگلیسی بلدی؟

الان چی شد ؟

می‌شه به اینا اعتماد کرد؟

ببین چه منظره‌ای داره.

خیلی قشنگه، ولی کی قراره هدایتش کنه؟

تو، مگه نه؟

چی، من؟

پیش خودت چطور فکر کردی من بلدم ؟

همه چیو آنلاین رزرو کردم، حتی کاپیتان رو، خیالت راحت.

باشه، کمکم کن؟ مرسی!

باشه.

- مرسی! - مرسی!

یه لحظه.

دقیقاً چی شد؟

چون اول باهاشون چهل سنت قرار کردی

مرسی!

لعنتی، هنوز نمی‌دونم اینجا قیمتاش چجوریه.

این ناخدا کیه؟

کسی که قراره قایقو برامون بچرخونه.

حسودی می‌کنی؟

- نه. نه. - داری حسودی می‌کنی!

فقط به نظرم مسخره است که یه نفر دیگه باهامونه.

حس می‌کنم تو زندونم.

یه نگاه به دور و برت بنداز.

این زندونه به نظر میاد؟

خیلی عالی می‌شه!

اگه خوشت نمیاد، بپر تو آب!

بذار ببینم رسیده یا نه. فرانک؟

- فرانک؟ کسی اینجاست؟ - من اینجام...

اَه، اینجایید، خوش اومدید.

عجیبه ،دنیای کوچیکیه ،نه؟

روبرتا، این فرانکه. فرانک، روبرتا.

- خوشبختم. - آره.

- من کارولم. - می‌دونم.

پس همدیگه رو می‌شناسید.

خیلی با هم حرف زدیم... دوست دخترت تو چونه زدن حرف نداره.

این همونیه که کیف پولمو تو بازارپس گرفت یادتونه؟

همون آدم نامرئی.

چمدونی چیزی دارید؟

من فقط اینو آوردم. خواستم غافلگیرش کنم، خب...

- تنهایی اومدی؟ - آره، من همه کارارو می‌کنم.

قایق میرونم، تمیز می‌کنم... و آشپز خوبی هم هستم.

همه کارارو خودم انجام می‌دم.

شما لازم نیست اینجا کاری کنید.

و تو میخوای غواصی کنی.

آره. آره. خب، تو واقعاً خیلی چیزا می‌دونی.

هی. بچه‌ها! تا حالا همچین دریایی دیدید؟

احتمالاً به خاطر دریا و ساحل‌های سفیدشه

که به پالوان میگن یکی از خوشگل‌ترین جزیره‌های دنیا.

حالا که صحبت از خوشگلی شد، ببین کاپیتان قایقمون چقدر باحاله.

خب، هیچوقت نباید تو ویدیو دست تکون بدی.

- به کدوم سمت داریم می‌ریم؟ - اونجا بهشت منتظر ماست.

یه چیزی بخوریم؟

دو تا آبجو!

روبی، ویدیو می‌گیری؟

بست نیست دیگه ویدیو می‌گیری؟

- اینجا، تو می‌گیری؟ - آره، بده من.

الان.

لبخند بزن...

بیشتر تو ویدیو می‌بینمت تا زنده.

بیخیال، اخم نکن.

روبی؟

هانی بیخیال، اینجوری نباش.

اینجا امنه؟

بجز کوسه‌ها...

- واقعاً؟ - شوخی کردم! اینجا بهشته.

یخ نزنی، گلوله نمک

عزیزم صبرکن منم بیام

وای، خدای من!

صبر کن، منم میام.

می‌گم وایسا برسم!

روبرتا!

لبخند بزن.

ما تو بهشتیم.

بیا، اینجا هم استوری بذار.

همراهت که هست.

آره، دارمش.

حدس بزن کجا قایمش کردم؟.

این یارو دیوونه ست ، چی کار می‌کنه؟

-چیزیت که نشد؟ -نه. بیا ادامه بدیم؟

فرانک؟

-فرانک؟ -کارول...

چرا می‌ریم؟

آب دریا داره میره پایین، داریم می‌ریم یه جای دیگه.

باشه.

-این‌جا، لطفاً. -مرسی.

اینو بگم، خیلی سردن. من دیگه میرم، نمی‌خوام مزاحم بشم.

ببخشید، نمی‌خواستم اینجوری بشه.

-شرمندم -اشکالی نداره

هنوز که این‌جایی؟

-وای، این خیلی فانتزیه! -خوش اومدید به شام امشب

-مرسی. -کجا بشینم؟

هر جایی که دوست داری

-وای، محشره -امیدوارم لذتشو ببرید.

می‌خوام حسابی راحت ،راحت باشید .

راستش از همون اول یه سوال تو ذهنمه...

چطور رسیدی اینجا؟

عزیزم ،بس کن این همه سوال نپرس -نه، مشکلی نیست.

یه جورایی مثل تعطیلات بود.

زیاد سفر کردم و فقط می‌خواستم از خونه دور بشم.

بعد یه سرمایه گذاری اشتباه و کلی استرس...

بیخیال ، فراموشش کن...

حالا اینجا دارم زندگی می‌کنم...

این شده زندگیم.

فقط عاشق اینم که اینجا کار کنم .

اسمش رو گذاشتم “کار کنار دریا“.

به دل نگیر منظوری نداشتیم .

خوشبختانه آشپزیت خوبه

آره ،خیلی خوشمزست.

میشه یبار تو ویدیوهات از منم بگی؟

میدونی واسه یه استوری چقدر میگیرم؟

ولی خب یه جوری باهم کنار میایم .

کارول میشه بیخیال شی؟

-واقعا عالیه فرانک. -خوشحالم که خوشمزه بوده برات.

فرانک داری استرسم میدی ! ممنون میشم ،یه جا بشنی .

خیلی لطف داری، ولی این غذا فقط برای شماست.

خواهش میکنم بشین... بشینه بهتر ،نیست مگه نه ؟

میام یه چیزی برای جشن بیارم.

خیلی دوس دارم بدونم الان این مردکو چرا دعوت کردی؟

میخوای وایسه بِرو بِر نگامون کنه ؟

ما که پولشو میدیم .

به جای حسودی کردن بیخودی یه کاری کن من دیوونه و حسودت بشم

من عاشق سکس ام

با یه مرد؟

عمراً

این یکی مهمون من!

وای، بیا به سلامتی تو!

به سلامتی فرانک!

به سلامتی تعطیلاتمون!

میشه یه سوال ازت بپرسم؟

شرط میبندم میخواد بگه قبلا با مردا بودی ؟

وای بیخیال

نه.

می‌خواستم بدونم...

آیا از کارت پول در میاری؟

راستش هنوز نه.

من تعطیلاتو مجانی میگذرونم.

برای هتل‌ها و رستوران‌ها تبلیغ می‌کنم...

برای مراکز تفریحی...

و شاید برای یه سفر قایق‌سواری...

تو زندگی واقعی من منشی تلویزیونم.

به تلفن جواب میدم و از این جور کارا.

اما اینجا هیچ سیگنالی نیست و من نمی‌تونم کار کنم.

من اصلا از دسترس خارج شدم

در دسترس نیستم .

نه، اینجا تلفن‌ کار نمی‌کنه.

یه بار مجبور شدم سریع برم به بندر.

یه زوج عاشق داشتم.

اون مرد نمی‌تونست به زنش زنگ بزنه. کلی پارانویا گرفت.

حرفت چه ربطی داشت - -کی می‌دونه تو چه حرفایی از ما می‌زنی.

فقط خوبی‌ها رو می‌گم... آدم راز داریم. .

الان اینو می‌گی.

جانم،زیاد نوشیدی ؟

آره شرمنده.

ببخشید، فرانک، معذرت می‌خوام!

از برنامه فردا برامون بگو.

آروووم ،لباسم پاره شد..

عشقم، وایسا، صبر کن!

باور کن صدامونو داره میشنوه یه خورده تحمل کن جلو خودتو بگیر باشه ،جانم؟

اصلا با این شرایط حال نمیکنم

- راحت نیستی ؟ - آره.

داری چی کار می‌کنی؟

اون صدا مونو می‌شنوه.

یا ابوالفضل.

زهر ترکم کردی.

- اینجا چی‌کار می‌کنی؟ - دارم برای ناهار فردا ماهی می‌گیرم.

چیزی شده؟

گرمت شده؟

- امروز هوا شرجی بود. - آره.

نمیدونم چرا نزاشت پنجره رو بازکنم.واقعا چرا؟

شور و عشقی که داشتید.

چی؟

من عاشق هوای تازه‌ام.

پس بزن بریم

منظورت از این حرف چیه؟

بی‌خیال، بهتره این قضیه رو کلاً فراموش کنیم، باشه؟

خوشت اومد؟

- فوق‌العاده‌س! - آره، دوست داری یه چیز...

خاص‌تر ببینی؟

- چی هست؟ - اون پشت یه غار هست.

غواصی اونجا سخت نیست،

ولی باید کپسول هوا و یه کم تجربه داشته باشی.

باشه، پایه‌ام.

من نمیام، خیلی خسته‌ام.

بیا دیگه عزیزم... سخت که نیست، درسته؟

خب، اگه حالشو نداره، میتونیم یه وقت دیگه بریم.

نه، نمی‌خوام حال شما رو بگیرم...

بعداً برام تعریف کنین، باشه؟ - آره.

بیا، بریم.

باشه.

مرسی.

خیلی قشنگه.

از خفاش می‌ترسی؟

یه کم.

پس شاید بهتره جلوتر نری.

واقعا جای شگفت انگیزیه

کارول نمی‌دونه چی رو از دست داده.

گفتم که.

آره... دلیل اصلی اومدن به این جزیره اینه.

البته به جز خوش گذرونیم با کارول.

خیلی وقته تو رابطه اید ؟

مدت زیادیه.

ولی بین کارش، سفرهاش و درس خوندن من...

آخرش زیاد وقت برای هم نداریم.

- چی می‌خونی؟ - پزشکی.

حضور داشتن سرکلاس الزامیه.

به خاطر همین دوست ندارم وقتمو جز کارول با کسای دیگه تقسیم کنم.

- فهمیدم. - ببخشید.

نمی‌خواستم بد ادب باشم، شرمنده.

سنگ داره برق می‌زنه!

فقط سنگ آهکه!

- تا حالا توی غار بودی؟ - نه...

هیچ‌وقت... مخصوصاً همچین غاری.

می‌تونم تمام شب اینجا بمونم.

ولی باید قبل تاریکی بریم.

وگرنه پیدا کردن راه خروج سخت میشه.

- خب، پس بریم... - آره، باشه.

شوخی بود... من جذب مردا نمیشم.

بیخیال! این چه قیافه‌ایه؟ بیا بریم!

- چی شده؟ - نمی‌تونم نفس بکشم.

یعنی چی؟

- لعنتی! - چیه؟

- کپسول خالیه. - لعنت بهت منظورت چیه؟

یعنی چی که هوا ندارم. - آروم باش!

آروم باشم؟ لعنت بهت! می‌خواستی چی غلطی کنی؟

چند لحظه قبل پرهوا بود.

احمقی چیزی هستی! اولین باره داری این کارو می‌کنی؟

- آروم باش، باشه؟ - عوضی چطور آروم باشم

حلش می‌کنیم.

خب حالا چه کار کنیم؟

دارم فکر می‌کنم.

می‌تونیم کپسول منو با هم تقسیم کنیم، ولی...

-باید فکر کنم... -باشه.

می‌ترسم تو وحشت کنی.

توی تونل نمی‌تونیم کنار هم شنا کنیم...

-باشه. -باشه، بعد چی؟

خب... گوش کن...

باید آروم باشی... و به من اعتماد کنی.

بگو چیکار باید بکنم!

من شنا می‌کنم سمت قایق، بطری کارول رو میارم و برمی‌گردم.

-این تنها راهه... آره! -من باید منتظر بمونم؟

-ولی این تنها راهه... -من نمیخوام اینجا بمونم

-هیچ راه دیگه‌ای نداریم. -نه!

تو نمی‌تونی بیای. این شدنی نیست.

باشه، من منتظر می‌مونم.

-باشه. -برو.

-زود برمیگردم -فقط برو

فرانک، چی شده؟ رابرتا کجاست؟

یه مشکل با کپسولش پیش اومده.

چی می‌گی؟ یعنی چی ؟مشکل با کپسول؟

من مجبور شدم تنها بزارمش،ولی اوکیه!

بگو چی شد! نمی‌فهمم.

من باید کپسول تو رو واسش ببرم.

باشه، من میام.

نه، فقط مال تو و من رو داریم...

-امکانش نیست. -فرانک، می‌خوام بیام.

-نگاه کن، می‌خوام بیام! فرانک! -از سر راه برو!

فرانک، منو ببر.

من اونو واست میارم..

فرانک، لطفاً عجله کن.

نگران نباش، دوستت دخترت رو میارم

فرانک عوضی کدوم گوریی

کجاست؟

فرانک!

وقتی برگشتم، دیگه نبود.

این غیر ممکنه!

این نمی‌تونه درست باشه.

تو بردیش اونجا، پس باید برگردی و بیاریش.

شاید یه راه خروج پیدا کرده باشه.

برام مهم نیست، عوضی،باید برش گردونی! فهمیدی؟

-آروم باش! -نه، فرانک!

می‌خوام ازت شکایت کنم

پدرتو در میارم ،اون کار لعنتیم ،برای همیشه فراموش کن!

می‌دونم هنوز زنده است.

منم همین فکرو می‌کنم.

شاید بدون اکسیژن سعیشو کرده.

شاید بی‌هوش شده و جریان آب بردتش.

فرانک، برام مهم نیست.

بهتره بهم بگی الآن چه کار می‌تونیم بکنیم.

دارم سعی می‌کنم کمک بخوام!

هنوز این کارو نکردی؟ لعنتی، منتظری چی هستی؟

گمشو، زود باش!

من با گارد ساحلی تماس گرفتم.

سیگنال کمک اورژانسی روی حالت همیشه فعاله. زود یکی میاد.

صبح بخیر...

منتظر تو بودم.

بشین... بیا.

این پیراهن رو دوست داری؟

وسایلت رو گشتم... تقریبا هیچی نداری.

می‌دونم چرا...

تو عاشق لخت بودنی نه؟

روبِرتا فکر کرده بود میتونه تنهایی این کارو انجام بده.

باید غرق شده باشه.

آخی، بیا، لازم نیست ناراحت بشی...

الان من اینجام.

بیا...

یکم تلاش کن.

یادت میاد؟ خوشبختانه من خیلی خوب اشپزی میکنم !.

کارول...

یه چیزی بخور.

اونو فراموشش کن، منم که پیشتم

کارت خوب نبود کارول...

کمک!

اگر گیره خیلی تنگه، بهم بگو.

بگیر اینو... دهنتو باز کن...

دهنتو باز کن... بازش کن، بازش کن، باز کن.

بیدار شدی؟

روزای اولم فقط میخوابیدم. تا اینکه...

به همه چیز روی دریا عادت کردم.

دارم ناهار می‌پزم...

حتما گرسنه‌ای.

اگر خواستی، می‌تونیم بریم شنا...

خیلی حال میده.

پاسپورت‌هاتون رو پیدا کردم.

پاسپورت روبِرتا دیگه اعتبار نداره.

فکر می‌کنم می‌خواست برگرده خونه... تو چی؟

می‌خوای بمونی اینجا؟

خب. می‌دونی، من یه بار تو مالاوی بودم و پاسپورتم تازه اعتبارش تموم شده بود.

کارول؟ کارول؟

کارول...

باید دستامو بشورم، کارول...

بیا، زود باش!

کارول... کارول...

ببخشید که اینجوری شلوغه...

اصلا منتظر مهمون نبودم.

کارول؟

بیا کارول، دستام بوی ماهی می‌ده.

کارول.

کارول، در کوفتی رو باز کن!

هرزه ،کوچولو

کارول...

کارول، دیگه خسته شدم از بازی کردن.

باشه این چیزیه که خودت خواستی

نه! برو!

نیا....

فرار کن!

برو!

از روش برو کنار، حروم زاده!

میدونستم که می‌تونی.

حاضر بودم شرط ببندم که واسه فرار یه راه پیدا میکنی

برای یه زن بدک نیست.

ولی...

الان مال منی... نمی‌تونی هیچ کاری کنی.

اگه نزدیکم بیای خنده گُهِت رو فراموش می‌کنی.

هنوز از زندگیمون لذت می‌بریم.

چرا داری باهامون اینکارو میکنی؟

هنوز نفهمیدی؟

از اینکه تحریکم کنید ،لذت می‌بردید... همیشه لخت... درحال عشق بازی.

کارتون فقط همین بود.

زندگی توی قایق آدم رو دیونه میکنه.

برای تو همه‌چیز یه بازیه.

خوش می‌گذره، نه؟

برای من نه.

درست می‌گی. حق باتوه

ما زیاده روی کردیم

میدونم که نمی‌خوای بهمون آسیبی بزنی.

بذار بریم

برمی‌گردیم ایتالیا...

و فراموش می‌کنیم که همدیگه رو دیدیم، باشه؟

اگه خواستی، می‌تونیم ادامه بدیم وباهم در ارتباط باشیم

نه... حالا داری ادای روان شناسا رو واسم در میاری ؟

تو که منو می‌شناسی.

بیخیال روبرتا

روبرتا بازم داری دستم میندازی...

نکنه علاقت به دخترا، از حسودیت به نداشتن آلت مرداست؟

با پدرت مشکل داشتی؟نه؟

بابای بیچاره،

چه شرم‌آوره که همچین دختری داره

- خیلی زود دنبالمون میان -باز که شروع کردی

فکر نکنم!

همه منو می‌شناسن...

با خیلی‌ها بودم...

هیچ مشکلی نبوده.

همه ی این گند تقصیر این فضای اشغاله

واقعیت همینیه که الان هستیم.

کارول، می‌خوام بهت یه چیزی بگم...

اینجا... همه‌چیز جعلیه شخصیت تو هم جعلیه .

واقعیت منم ...

و منم که می تونم نجاتت بدم.

به من نگاه نکن.

باید فکر کنم.

حروم زاده، کجا هستی؟

بیا عزیزم

باشه، پیدا کردم...

کمک... کمک...

بزن دیگه!

بزن!

بزن... بزن، کارول!

اوه خدای من، نه!

چی کار کنم؟

می‌تونی این قایقو برونی ؟

یه سیگار بده.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.