All language subtitles for [AnimWorld] Dr. Stone - Science Future - 01

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian Download
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫Prometheus & ashkan

‫Tel: AWSub \ TheuSub

‫هزاران سال از زمانی که بشریت به شکل ‫مرموزی تبدیل به سنگ شد می‌گذره.

‫ماهایی که در این دنیای بدوی و ‫پسا-رستاخیزی دوباره احیا شدیم،

‫تمدن علمی رو از هیچ‌وپوچ ساختیم.

‫و سرانجام به جایی رسیدیم که با ساخت ‫کشتی بتونیم از اقیانوس آرام عبور کنیم.

‫از آشنایی با شماهایی که در آینده ‫این رو می‌شنوید خوشحالم.

‫خبرنگار: هوکوتوزای مینامی.

‫این رو برای آیندگان ضبط می‌کنم.

‫ما در مسیر کشف راز پشت ‫سنگ‌شدگی بشریت هستیم.

‫مقصد ما، پایگاه دشمن: ماه.

‫طی این پروژه‌ی بزرگ ما از عصر سنگی ‫به ساخت فضاپیما خواهیم رسید.

‫مواد مورد نیازمون هم از سراسر ‫دنیا جمع می‌کنیم؛ اول از همه هم آمریکا.

‫حالا بریم و با خدمه‌ی کشتی مصاحبه کنیم!

‫قوی‌ترین پریمات دبیرستانی

‫زمانی که تمام بشریت را احیا کنیم، ‫افرادی دست به سلاح گرم خواهند برد،

‫افرادی که به قدرت برسند ‫سعی می‌کنن از دیگران سوءاستفاده کنن.

‫اما من اجازه نمی‌دم.

‫اجازه نمی‌دم دستان علم ‫رو به خون آلوده کنن.

‫الآن این تنها وظیفه‌ی منه.

‫سوکا سان!

‫آمریکا، هان؟

‫منتالیست ناشی

‫من ده میلیارد سال اونجا زندگی کردم.

‫دخترهای خارجی هم واقعاً زیبان.

‫تازه مجسمه‌ی آزادی هم ممکنه هنوز ‫اونجا باشه، آخه از مس ساخته شده.

‫البته دقیق نمی‌دونم.

‫شرمنده دیگه.

‫می‌میری عین آدم رفتار کنی؟!

‫من حسابی رو جزیره تلاش کردم ‫تا بتونم سوار کشتی بشم!

‫خانوم کارآگاه

‫این‌بار هم سعی می‌کنم مفید باشم!

‫جز مفید بودن هم چیزی ازت ندیده‌م.

‫صنعت‌گر زبردست

‫ضبط صوت عزیزم!

‫داری ضبط می‌کنی؟

‫الآن داری ضبط می‌کنی؟

‫کاربر شیفته‌ی علم

‫در واقع صدا روی یک استوانه‌ی چوبی ‫آغشته به اوروشی حک می‌شه.

‫هیچ حرفی رو از قلم نمی‌اندازه!

‫خب؟ از این ایده‌ی خفنم خوشتون اومد؟

‫گوش نمی‌کنی ها! نظرت رو ‫در مورد سفرمون پرسیدم.

‫من به دستوراتم عمل می‌کنم و بهم ‫دستور داده شده از شما اطاعت کنم.

‫پرتاب‌کننده‌ی سخت‌گیر

‫از دست تو.

‫دلم می‌خواست از احساسات ‫خودت و اینا بهم بگی.

‫آهان!

‫گمونم تو و کینرو جفت خوبی بشین، ‫نیست هر دوتون خشکین.

‫خب؟ نظرت چیه؟

‫اصلاً نمی‌دونم راجع‌به چی حرف می‌زنی!

‫کیریسامه؟

‫نیزه‌دار سخت‌گیر

‫درسته، از مهارت بالایی برخورداره.

‫ما هم نباید ازش عقب بمونیم!

‫باید حسابی تمرین کنیم!

‫اون‌وقت گینرو رو باش!

‫اگه ماتسوکازه نباشه نمی‌تونه دماغش رو بکشه بالا!

‫جنگجوی انتقام‌جو

‫مراقبت از گینرو دونو؟

‫نه، من صرفاً مدتی نقش ‫پاهای ایشون رو داشتم.

‫هنوز کار خاصی انجام نداده‌م.

‫پاهای من...

‫...درست قبل از سفرمون ‫بدجور به درد افتادن.

‫گفتم چیکار کنم، چیکار نکنم؟

‫نمی‌خواستم سوار شم... یعنی در واقع ‫نمی‌تونستم سوار چنین کشتی بشم.

‫جنگجوی به‌دردنخور

‫اون‌وقت یه‌هو ماتسوکازه گفت: «ارباب!» ‫و من رو سوار کشتی کرد.

‫واقعاً خوشحالم!

‫نمی‌خواااام!

‫از بی‌کاری دارم می‌میرم!

‫عوضش هوا خوبه!

‫چقدر دیگه مونده؟!

‫نمی‌خواااام!

‫الآنم از فرط کار دارم می‌میرم!

‫بالاخره طوفان هم هست.

‫چقدر دیگه مونــــــده؟!

‫ملوان کشتی

‫هفتاد روز.

‫چهل روز.

‫رهبر علمی

‫ای داد!

‫بدبخت شدیم!

‫سنکو و ریوسویی...

‫گمونم بدجور زدن به تیپ و تاپ هم.

‫چــــــــــی؟!

‫دعوا دیگه کافیه!

‫دعوا؟

‫دعوا نه. ‫بحث می‌کنیم.

‫بحث؟

‫یعنی با هم جر و بحث می‌کنین؟

‫آ باریکلا. درست فهمیدی، کله‌پوک!

‫دعوا می‌کردیم.

‫دعوا... بی‌دعوا!

‫کلاً تعطیله.

‫در مورد مسیر سفر به ‫آمریکا بحث می‌کردین دیگه؟

‫بی‌خود تو زیردریایی کار نمی‌کردی.

‫درست متوجه شدی.

‫ما از توکیو راه افتادیم.

‫و مقصدمون؟

‫آمریکاست، درسته؟

‫آره.

‫درست اینجا.

‫کوتاه‌ترین مسیر به ‫سان فرانسیسکو کدومه؟

‫خط راستی که مبدا رو ‫به مقصد وصل کنه، درست می‌گم؟

‫حتی منم این رو می‌دونم.

‫صبر کن ببینم. ‫این بیش‌ازاندازه ساده‌ست.

‫حتماً یه سوال انحرافیه.

‫جواب خوبی بود!

‫بهش خط هم‌گوشه می‌گن؛ ‫یعنی تمام مسیر در یک جهت حرکت می‌کنی.

‫خط هم‌گوشه

‫روشی ساده در ناوبری که سالیان ساله ‫مورد استفاده قرار گرفته.

‫رسیدن به آمریکا از این ‫مسیر 70 روز طول می‌کشه.

‫70 روز تا ایالت متحده

‫اوووه، باریکلا!

‫عاعا!

‫وقت رونمایی از جواب خوشحال‌کننده‌ست.

‫کوتاه‌ترین مسیر...

‫اینه!

‫چجوری؟!

‫تابلوئه این مسیر طولانی‌تره!

‫شنیدن کی بود مانند دیدن؟!

‫مسیرها رو برای خودتون ‫روی کره‌ی زمین ترسیم کنین.

‫اینم از این.

‫مسیری که روی نقشه طولانی‌تر به ‫نظر می‌اومد، در واقع کوتاه‌تره.

‫راست می‌گی ها!

‫وقتی پای کره وسط باشه همینه دیگه.

‫اون کوتاه‌ترین فاصله‌ی واقعیه.

‫مسیر دایره بزرگ

‫مسیر دایره بزرگ.

‫با استفاده از این میون‌بر در عرض ‫40 روز به آمریکا می‌رسیم.

‫40 روز تا ایالت متحده

‫70 روز! از خط هم‌گوشه می‌ریم!

‫مسیر دایره بزرگ مجبورمون می‌کنه بسته به ‫موقعیت‌مون دائم تغییر جهت بدیم.

‫دشواری مسیر زیاده.

‫استرسی هم که به خدمه وارد می‌شه، اصلاً نگم!

‫40 روز! مسیر دایره بزرگ!

‫ما سرنشینان کشتی علم هستیم!

‫درسته قراضه‌ست، ‫اما عوضش GPS داریم.

‫به احتمال ده میلیارد درصد ‫می‌تونیم در مسیر بمونیم!

‫بی‌خیال بچه‌ها!

‫کل‌کل کردن دو تا از بهترین‌هامون واقعاً ترسناکه!

‫شاید کمی تمرین کرده باشن، اما ‫هنوز مشتی ملوان تازه‌واردن.

‫به قهقرا می‌ریم!

‫با نشستن اینجا و حرف زدن نمی‌شه ‫از دل اقیانوس آرام گذشت!

‫70روز، حداقلشه!

‫این رو دارم به‌عنوان یک ملوان می‌گم.

‫غیر اینه؟

‫اینجوری به موقع به ذرت زرددندونه نمی‌رسیم.

‫حتی 40 روزه هم به پاییز می‌خوریم.

‫اگر قراره مایع حیات‌بخش بسازیم ‫باید قبل از اون برسیم.

‫70 روز می‌خوره به زمستون ‫و دیگه دیره.

‫یک سال باارزش از وقت‌مون ‫رو از دست می‌دیم.

‫40 روز و بس!

‫به‌عنوان کاربر علم باید ‫منطق رو در نظر بگیرم.

‫غیر اینه؟

‫یه‌جورایی حس می‌کنم ‫جفتشون درست می‌گن.

‫اوهوم.

‫ریوسویی به خاطر خدمه ‫همیشه واقع‌بین بوده و هست،

‫و سنکویی که به خاطر آینده ‫همواره منطقی بوده و هست.

‫این‌بار پاسخ درست مطلقی وجود نداره.

‫اگر جفتشون درست بگن، من ترجیح ‫می‌دم سمت ریوسویی چان باشم.

‫آخه طاقت کارهای سخت ندارم.

‫من با سنکو موافقم.

‫باید در سریع‌ترین زمان ممکن برسیم.

‫همین انتظار هم داشتم ازت، کوهاکو چان.

‫هرگز وقت رو تلف نمی‌کنی.

‫جیره‌ی خدمه رو دوبرابر کنید.

‫آره، حالا شد.

‫اینطوری حداکثر زمان سفرمون نصف می‌شه.

‫مطمئنید؟

‫تا وقتی زودتر برسیم، مشکلی نیست.

‫70 روز مانده تا ایالت متحده

‫پس 10 روز ازش کم می‌کنیم.

‫60 روز مانده تا ایالت متحده

‫این دیگه آخرشه.

‫بیش از این به خاطر خدمه ‫نمی‌تونم ساکت بشینم.

‫سنکو، مجبورم باهات مبارزه کنم.

‫40 روز.

‫محدودیت زمانی‌مون این‌قدره.

‫مثل اینکه چاره‌ای نیست!

‫اوضاع داره بـ بـ بدجور خطری می‌شه!

‫سنکو و ریوسویی...

‫...می‌خوان دوئل کنن؟!

‫دوئل؟!

‫با پوکر؟

‫حالا شیک‌وپیک نمی‌کردیم نمی‌شد، ابله؟

‫معلومه که نه.

‫تماشاچی‌ها باید بدونن که ‫بازی رسمی‌ـه.

‫اینجوری همه از خواست برنده پیروی می‌کنن.

‫و برنده هم قطعاً منم...

‫سلااام سنکو چان.

‫شرمنده دیگه. این‌بار رو ‫توی تیم ریوسویی چان هستم.

‫قبول نیست!

‫این یارو ده میلیارد درصد تقلب می‌کنه!

‫منتالیست آب‌زیر‌کاه!

‫این وصله‌ها به من نمی‌چسبه!

‫هر کسی می‌تونه شرکت کنه.

‫ مگه نه؟

‫عجب.

. حریف داره تیم می‌چینه.

‫پس مشکلی ندارین منم با سنکو هم‌تیمی بشم، نه؟

‫ کوهاکو، روی تیزبینی‌ـت حساب باز کردم.

‫حواست به حیله‌های گن باشه.

‫سر تعیین مسیرمون به آمریکا، رهبر دریا، ریوسویی-کون،

‫و رهبر علم، سنکو-کون، وارد رقابت می‌شن!

‫این یکی رو نمی‌دونم...

‫نمی‌شه گفت کی برنده می‌شه.

‫بیاین شرط ببندیم!

‫من طرف ریوسویی‌ام!

‫ هرچی نباشه گن باهاشه!

‫ تو تقلب کردن رودست نداره!

‫نمی‌دونم ولی بازی ریوسویی به نظر بهتر میاد.

‫محاله سنکو تو بازی ذهنی ببازه!

‫تیم سنکو

‫تیم ریوسویی

‫شماها قدرت بینایی کوهاکو-چان رو دست کم گرفتین!

‫ با چه رویی از این لذت می‌برین؟!

‫بحث زندگیتون وسطه ها!

‫خب، بیاین شروع کنیم.

‫پنج‌تا کارت اول رو من پخش می‌کنم.

‫ بعدش هر دور یکی پخش‌کننده می‌شه.

‫نفر اول رو با «سنگ کاغذ قیچی» مشخص کنیم؟

‫قبوله.

‫ هر کی سنگ بیاره.

‫ببخشید، نمی‌خواستم مزاحم بازیتون بشم.

‫واقعاً معذرت می‌خوام.

‫اوه، عجیبه.

‫یه لحظه به نظرم اومد داری کارت‌ها رو جابه‌جا می‌کنی.

‫اگه کارت بالایی آس دل نباشه پس من اشتباه دیدم.

‫این چیه؟

‫ باورم نمی‌شه!

‫جدی جدی آس دل بود!

‫ به حق چیزهای ندیده و نشنیده!

‫نذارین این بدقواره به کارت‌ها دست بزنه!

‫چه خشن!

‫ریز.

‫کال.

‫فول هاوس.

‫سه تا مثل هم.

‫استریت.

‫فلاش!

‫دارن پابه‌پای هم پیش می‌رن.

‫البته ژتون‌های ریوسویی یکم بیشتره.

‫ریز.

‫ داره شرط‌ها رو زیادی بالا می‌بره.

‫سنکو-کون قبول می‌کنه؟

‫ریوسویی خیلی به خودش مطمئنه، ‫ نمی‌تونم تشخیص بدم داره بلوف می‌زنه یا نه.

‫کال می‌کنم.

‫یه چیزی روی کارت‌ها ریختی.

‫شکر؟

‫ شاید برای اینه که بتونه کارت‌ها رو از هم تمایز بده.

‫ولی... ولی دستم به کارت‌ها نخورد!

‫نزدیک کارت‌ها هم نمی‌تونی بشی!

‫به روی چشم.

‫آها، پس به خاطر این بود.

‫کوهاکو، آستین گن رو چک کن.

‫ یه سوسک شاخک‌دار؟

‫چطوری می‌خواستی با اون تقلب کنی؟

‫شاخکش به کارت‌هایی که روشون شکر ‫ ریخته واکنش نشون می‌دن.

‫دقیقاً چندتا حقه تو آستینت داری؟

‫چقدر می‌تونی آب‌زیرکاه باشی؟

‫دیگه چیزی ندارم!

‫حقه‌هام تموم شد! قسم می‌خورم!

‫اگه شک دارین می‌تونین کارت‌ها رو بررسی کنین.

‫تک‌تکشون رو نگاه کنین.

‫ بدون عجله.

‫الان چشم همه، از جمله خودم و کوهاکو، ‫ به کارت‌های دسته دوخته شده!

‫ ریز تا سقف!

‫ریوسویی-کون ژتون‌های شرطش رو باز هم افزایش می‌ده!

‫ می‌خواد با این ضربهٔ نهایی رو بزنه؟

‫دست ریوسویی همون لحظه وارونه شد.

‫نه؟

‫گن، دستش رو عوض کردی، اشتباه می‌کنم؟!

‫تهمت سنگینی به من می‌زنی.

‫حواس همه رو با اون حشره و بررسی کارت پرت کردی.

‫اصول تردستی.

‫باید حدس می‌زدم، گن.

‫ به طرز غریبی سربه‌هوا شده بودی.

‫گذاشتی حریفت با رو کردن حیله‌های ‫ کوچیک به خودش مغرور بشه،

‫توجه همه رو به دسته معطوف کردی، ‫ بعد ۴ تا از کارت‌هاش رو جابه‌جا کردی.

‫پس همهٔ اون‌ها آماده‌سازی برای اجرای این حرکت بودن.

‫اگه کل این مدت داشته این رو آماده می‌کرده، ‫ پس باید هر چهارتاشون آس باشن،

‫چهارتا کارت با بالاترین قدرت!

‫سنکو فقط با استریت فلاش می‌تونه برنده بشه.

‫شانسی نداره!

‫دومی و پنجمی از بالا.

‫و کارت یکی مونده به آخر.

‫سنکو، راهی جز فولد کردن نداری.

‫باشه، در این صورت...

‫منم همه رو شرط می‌بندم.

‫آل-این زد؟

‫همهٔ ژتون‌هاش رو گذاشت وسط!

‫ولی چرا؟

‫توجه همه رو معطوف کرد...

‫اصول تردستی!

‫خیلی خب، ما...

‫سه‌تا کارت می‌کشیم.

‫خیلی فرز بود!

‫واقعاً از بالای دسته برداشتی؟!

‫ معلومه. چه اتهام زننده‌ای.

‫کارت‌ها رو از وسط دسته بیرون آورد.

‫اما چرا باید همچین کاری بکنن؟

‫ عدد کارت‌ها رو که نمی‌دونستن.

‫هیچ جور علامتی روشون نمی‌بینم.

‫پس ممکنه بلوف زده باشن.

‫توجهم جلب شد!

‫خیلی خب، بیاین بهش فیصله بدیم!

‫ما هم رو کلش شرط می‌بندیم!

‫لحظهٔ سرنوشت‌ساز!

‫چهار تا مثل هم!

‫رویال استریت فلاش.

‫جـــــــــان؟!

‫همهٔ ژتون‌ها مال خودمه! بردم!

‫پنج تا آس روی میزه.

‫گمونم دیگه اهمیتی نداره، نه؟

‫چـ چـ چطوری؟!

‫اصلاً نمی‌فهمم چطور این کار رو کردن!

‫رو هیچ کدومشون نشونی نمی‌بینم!

‫نباید هم ببینی.

‫ نشان علم رنگ نداره.

‫اوروشیول.

‫از قضا مقداری لاک اوروشی این اطراف بود، ‫منم یه مقدار برداشتم.

‫از اول دنبال کارت‌های کلیدی بودم و ‫ لاک اوروشی رو به گوشه‌شون مالیدم.

‫مقداری اوروشی این اطراف بود؟

‫با لاک اوروشی آغشته‌ش کردیم ‫تا چیزی رو از قلم نندازه.

‫اگه این اوروشی‌چی‌چی شفافه، چطور می‌شه دیدش؟

‫سنکو چطور تونست تشخیصش بده؟

‫اوه، واضحه...

‫پوست سنکو-چان به اوروشی خیلی حساسه.

‫برنده: سنکو!

‫داشتی سر یه شرط‌بندی خودت رو به کشتن می‌دادی.

‫مسیر دایره بزرگ رو می‌گیریم، و از دل اقیانوس آرام می‌گذریم.

‫ده میلیارد درصد سخت‌تره.

‫با روری و دیگران تو خونه هماهنگ می‌کنیم

‫و مسیرمون دور دنیا رو با GPS ‫ پیدا می‌کنیم. این میانبر علمه.

‫جک‌پات!

‫تقریباً کل ثروتم رو به فنا دادم!

‫لعنتی!

‫یه بار دیگه!

‫دور بعدی کلش رو پس می‌گیرم!

‫یه دور دیگه بریم!

‫معلومه همچین کاری نمی‌کنیم.

‫چرا که نه!

‫جدی؟

‫به یه شرط.

‫این‌جا انجامش می‌دیم!

‫وااااااااااو

‫بر حسب اتفاق، اون کازینویی که می‌خواستی هم گیرت اومد.

خوش‌گذرونی هم بخشی از ‫یک استراتژی بی‌نقص‌ـه.

‫داریم سفرمون رو ۳۰ روز فشرده‌تر می‌کنیم.

‫لازمه که شرایط کشتی رو برای خدمه بهبود بدیم.

‫۷۰ روز تا ایالات متحده

‫۱۰ روز رو با آذوقهٔ بیشتر جبران می‌کنیم.

‫۶۰ روز تا ایالات متحده

‫۱۰ روز دیگه رو هم با تسهیلات رفاهی.

‫۵۰ روز تا ایالات متحده

‫یه چیز دیگه هم می‌خوام تا ۱۰ روز آخر رو کم کنم.

‫بعد از خوراک و رفاه، تنها چیزی که می‌مونه نوشیدنیه.

‫دارن یه فروشگاه جدید این‌جا راه می‌ندازن.

‫«بار فرانسوا»...

‫بار؟ منظورت اینه که...

‫ساکه؟!

‫تجدید قوا می‌کنیم!

‫نوشیدنی ‫به دست آمد!!

‫به سلامتی!

‫بازم!

‫پس ۱۰ روز آخر هم جور شد.

‫همه چیز همون‌طور که سنکو می‌خواست پیش رفت.

‫یکم بیش از حد بی‌نقصه، این‌طور نیست؟

‫مبارزهٔ پوکر کازینو رو به موفقیت بزرگی رسوند.

‫ مزایای جانبی مثل بار هم در کنارش داره.

‫حالا می‌تونیم بدون مشکل از مسیر سخت گذر کنیم.

‫حتی اگه ریوسویی برده بود، ‫ احتمالاً به همین نتیجه می‌رسیدیم.

‫به عبارت دیگه، همه چیز یه نقشه بود، از وقتی ‫ ریوسویی و سنکو دعواشون رو شروع کردن.

‫کل این‌ها ممکنه نمایشی بوده باشه که ‫ به دست یه منتالیست طراحی شده.

‫ به نظرت تئوری توطئهٔ جالبیه؟

‫از چی حرف می‌زنی، اوکیو-چان؟

‫داری زیادی بهش فکر می‌کنی.

‫گرچه...

‫یه چیز هنوز ذهنم رو مشغول کرده.

‫بازی پوکر، خیلی برام مهم بود.

‫اون تنها چیزیه که یکم ناامیدم کرد.

‫فقط یه کوچولو.

‫سنکو-چان.

‫۵۰ روز تا ایالات متحده

‫۴۰ روز تا ایالات متحده

‫حالا خیلی زود به دنیای جدید خواهیم رسید.

‫خیلی هیجان‌انگیزه.

‫Prometheus & ashkan

‫Tel: AWSub \ TheuSub

قسمت بعد

سفر علمی

‫محتوای داستان تخیلی‌ست، اما گیاهان، ‫حیوانات و نحوه‌ی تولید مواد براساس واقعیت توصیف شده‌اند. ‫کنجکاوی و انجام خودسرانه‌ی آن‌ها بسیار خطرناک، و در برخی موارد غیرقانونی‌ست! ‫لطفاً از تقلید کورکورانه و بدون دانش و تجربه پرهیز کنید!

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.