Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
Prometheus & ashkan
Tel: AWSub \ TheuSub
هزاران سال از زمانی که بشریت به شکل مرموزی تبدیل به سنگ شد میگذره.
ماهایی که در این دنیای بدوی و پسا-رستاخیزی دوباره احیا شدیم،
تمدن علمی رو از هیچوپوچ ساختیم.
و سرانجام به جایی رسیدیم که با ساخت کشتی بتونیم از اقیانوس آرام عبور کنیم.
از آشنایی با شماهایی که در آینده این رو میشنوید خوشحالم.
خبرنگار: هوکوتوزای مینامی.
این رو برای آیندگان ضبط میکنم.
ما در مسیر کشف راز پشت سنگشدگی بشریت هستیم.
مقصد ما، پایگاه دشمن: ماه.
طی این پروژهی بزرگ ما از عصر سنگی به ساخت فضاپیما خواهیم رسید.
مواد مورد نیازمون هم از سراسر دنیا جمع میکنیم؛ اول از همه هم آمریکا.
حالا بریم و با خدمهی کشتی مصاحبه کنیم!
قویترین پریمات دبیرستانی
زمانی که تمام بشریت را احیا کنیم، افرادی دست به سلاح گرم خواهند برد،
افرادی که به قدرت برسند سعی میکنن از دیگران سوءاستفاده کنن.
اما من اجازه نمیدم.
اجازه نمیدم دستان علم رو به خون آلوده کنن.
الآن این تنها وظیفهی منه.
سوکا سان!
آمریکا، هان؟
منتالیست ناشی
من ده میلیارد سال اونجا زندگی کردم.
دخترهای خارجی هم واقعاً زیبان.
تازه مجسمهی آزادی هم ممکنه هنوز اونجا باشه، آخه از مس ساخته شده.
البته دقیق نمیدونم.
شرمنده دیگه.
میمیری عین آدم رفتار کنی؟!
من حسابی رو جزیره تلاش کردم تا بتونم سوار کشتی بشم!
خانوم کارآگاه
اینبار هم سعی میکنم مفید باشم!
جز مفید بودن هم چیزی ازت ندیدهم.
صنعتگر زبردست
ضبط صوت عزیزم!
داری ضبط میکنی؟
الآن داری ضبط میکنی؟
کاربر شیفتهی علم
در واقع صدا روی یک استوانهی چوبی آغشته به اوروشی حک میشه.
هیچ حرفی رو از قلم نمیاندازه!
خب؟ از این ایدهی خفنم خوشتون اومد؟
گوش نمیکنی ها! نظرت رو در مورد سفرمون پرسیدم.
من به دستوراتم عمل میکنم و بهم دستور داده شده از شما اطاعت کنم.
پرتابکنندهی سختگیر
از دست تو.
دلم میخواست از احساسات خودت و اینا بهم بگی.
آهان!
گمونم تو و کینرو جفت خوبی بشین، نیست هر دوتون خشکین.
خب؟ نظرت چیه؟
اصلاً نمیدونم راجعبه چی حرف میزنی!
کیریسامه؟
نیزهدار سختگیر
درسته، از مهارت بالایی برخورداره.
ما هم نباید ازش عقب بمونیم!
باید حسابی تمرین کنیم!
اونوقت گینرو رو باش!
اگه ماتسوکازه نباشه نمیتونه دماغش رو بکشه بالا!
جنگجوی انتقامجو
مراقبت از گینرو دونو؟
نه، من صرفاً مدتی نقش پاهای ایشون رو داشتم.
هنوز کار خاصی انجام ندادهم.
پاهای من...
...درست قبل از سفرمون بدجور به درد افتادن.
گفتم چیکار کنم، چیکار نکنم؟
نمیخواستم سوار شم... یعنی در واقع نمیتونستم سوار چنین کشتی بشم.
جنگجوی بهدردنخور
اونوقت یههو ماتسوکازه گفت: «ارباب!» و من رو سوار کشتی کرد.
واقعاً خوشحالم!
نمیخواااام!
از بیکاری دارم میمیرم!
عوضش هوا خوبه!
چقدر دیگه مونده؟!
نمیخواااام!
الآنم از فرط کار دارم میمیرم!
بالاخره طوفان هم هست.
چقدر دیگه مونــــــده؟!
ملوان کشتی
هفتاد روز.
چهل روز.
رهبر علمی
ای داد!
بدبخت شدیم!
سنکو و ریوسویی...
گمونم بدجور زدن به تیپ و تاپ هم.
چــــــــــی؟!
دعوا دیگه کافیه!
دعوا؟
دعوا نه. بحث میکنیم.
بحث؟
یعنی با هم جر و بحث میکنین؟
آ باریکلا. درست فهمیدی، کلهپوک!
دعوا میکردیم.
دعوا... بیدعوا!
کلاً تعطیله.
در مورد مسیر سفر به آمریکا بحث میکردین دیگه؟
بیخود تو زیردریایی کار نمیکردی.
درست متوجه شدی.
ما از توکیو راه افتادیم.
و مقصدمون؟
آمریکاست، درسته؟
آره.
درست اینجا.
کوتاهترین مسیر به سان فرانسیسکو کدومه؟
خط راستی که مبدا رو به مقصد وصل کنه، درست میگم؟
حتی منم این رو میدونم.
صبر کن ببینم. این بیشازاندازه سادهست.
حتماً یه سوال انحرافیه.
جواب خوبی بود!
بهش خط همگوشه میگن؛ یعنی تمام مسیر در یک جهت حرکت میکنی.
خط همگوشه
روشی ساده در ناوبری که سالیان ساله مورد استفاده قرار گرفته.
رسیدن به آمریکا از این مسیر 70 روز طول میکشه.
70 روز تا ایالت متحده
اوووه، باریکلا!
عاعا!
وقت رونمایی از جواب خوشحالکنندهست.
کوتاهترین مسیر...
اینه!
چجوری؟!
تابلوئه این مسیر طولانیتره!
شنیدن کی بود مانند دیدن؟!
مسیرها رو برای خودتون روی کرهی زمین ترسیم کنین.
اینم از این.
مسیری که روی نقشه طولانیتر به نظر میاومد، در واقع کوتاهتره.
راست میگی ها!
وقتی پای کره وسط باشه همینه دیگه.
اون کوتاهترین فاصلهی واقعیه.
مسیر دایره بزرگ
مسیر دایره بزرگ.
با استفاده از این میونبر در عرض 40 روز به آمریکا میرسیم.
40 روز تا ایالت متحده
70 روز! از خط همگوشه میریم!
مسیر دایره بزرگ مجبورمون میکنه بسته به موقعیتمون دائم تغییر جهت بدیم.
دشواری مسیر زیاده.
استرسی هم که به خدمه وارد میشه، اصلاً نگم!
40 روز! مسیر دایره بزرگ!
ما سرنشینان کشتی علم هستیم!
درسته قراضهست، اما عوضش GPS داریم.
به احتمال ده میلیارد درصد میتونیم در مسیر بمونیم!
بیخیال بچهها!
کلکل کردن دو تا از بهترینهامون واقعاً ترسناکه!
شاید کمی تمرین کرده باشن، اما هنوز مشتی ملوان تازهواردن.
به قهقرا میریم!
با نشستن اینجا و حرف زدن نمیشه از دل اقیانوس آرام گذشت!
70روز، حداقلشه!
این رو دارم بهعنوان یک ملوان میگم.
غیر اینه؟
اینجوری به موقع به ذرت زرددندونه نمیرسیم.
حتی 40 روزه هم به پاییز میخوریم.
اگر قراره مایع حیاتبخش بسازیم باید قبل از اون برسیم.
70 روز میخوره به زمستون و دیگه دیره.
یک سال باارزش از وقتمون رو از دست میدیم.
40 روز و بس!
بهعنوان کاربر علم باید منطق رو در نظر بگیرم.
غیر اینه؟
یهجورایی حس میکنم جفتشون درست میگن.
اوهوم.
ریوسویی به خاطر خدمه همیشه واقعبین بوده و هست،
و سنکویی که به خاطر آینده همواره منطقی بوده و هست.
اینبار پاسخ درست مطلقی وجود نداره.
اگر جفتشون درست بگن، من ترجیح میدم سمت ریوسویی چان باشم.
آخه طاقت کارهای سخت ندارم.
من با سنکو موافقم.
باید در سریعترین زمان ممکن برسیم.
همین انتظار هم داشتم ازت، کوهاکو چان.
هرگز وقت رو تلف نمیکنی.
جیرهی خدمه رو دوبرابر کنید.
آره، حالا شد.
اینطوری حداکثر زمان سفرمون نصف میشه.
مطمئنید؟
تا وقتی زودتر برسیم، مشکلی نیست.
70 روز مانده تا ایالت متحده
پس 10 روز ازش کم میکنیم.
60 روز مانده تا ایالت متحده
این دیگه آخرشه.
بیش از این به خاطر خدمه نمیتونم ساکت بشینم.
سنکو، مجبورم باهات مبارزه کنم.
40 روز.
محدودیت زمانیمون اینقدره.
مثل اینکه چارهای نیست!
اوضاع داره بـ بـ بدجور خطری میشه!
سنکو و ریوسویی...
...میخوان دوئل کنن؟!
دوئل؟!
با پوکر؟
حالا شیکوپیک نمیکردیم نمیشد، ابله؟
معلومه که نه.
تماشاچیها باید بدونن که بازی رسمیـه.
اینجوری همه از خواست برنده پیروی میکنن.
و برنده هم قطعاً منم...
سلااام سنکو چان.
شرمنده دیگه. اینبار رو توی تیم ریوسویی چان هستم.
قبول نیست!
این یارو ده میلیارد درصد تقلب میکنه!
منتالیست آبزیرکاه!
این وصلهها به من نمیچسبه!
هر کسی میتونه شرکت کنه.
مگه نه؟
عجب.
. حریف داره تیم میچینه.
پس مشکلی ندارین منم با سنکو همتیمی بشم، نه؟
کوهاکو، روی تیزبینیـت حساب باز کردم.
حواست به حیلههای گن باشه.
سر تعیین مسیرمون به آمریکا، رهبر دریا، ریوسویی-کون،
و رهبر علم، سنکو-کون، وارد رقابت میشن!
این یکی رو نمیدونم...
نمیشه گفت کی برنده میشه.
بیاین شرط ببندیم!
من طرف ریوسوییام!
هرچی نباشه گن باهاشه!
تو تقلب کردن رودست نداره!
نمیدونم ولی بازی ریوسویی به نظر بهتر میاد.
محاله سنکو تو بازی ذهنی ببازه!
تیم سنکو
تیم ریوسویی
شماها قدرت بینایی کوهاکو-چان رو دست کم گرفتین!
با چه رویی از این لذت میبرین؟!
بحث زندگیتون وسطه ها!
خب، بیاین شروع کنیم.
پنجتا کارت اول رو من پخش میکنم.
بعدش هر دور یکی پخشکننده میشه.
نفر اول رو با «سنگ کاغذ قیچی» مشخص کنیم؟
قبوله.
هر کی سنگ بیاره.
ببخشید، نمیخواستم مزاحم بازیتون بشم.
واقعاً معذرت میخوام.
اوه، عجیبه.
یه لحظه به نظرم اومد داری کارتها رو جابهجا میکنی.
اگه کارت بالایی آس دل نباشه پس من اشتباه دیدم.
این چیه؟
باورم نمیشه!
جدی جدی آس دل بود!
به حق چیزهای ندیده و نشنیده!
نذارین این بدقواره به کارتها دست بزنه!
چه خشن!
ریز.
کال.
فول هاوس.
سه تا مثل هم.
استریت.
فلاش!
دارن پابهپای هم پیش میرن.
البته ژتونهای ریوسویی یکم بیشتره.
ریز.
داره شرطها رو زیادی بالا میبره.
سنکو-کون قبول میکنه؟
ریوسویی خیلی به خودش مطمئنه، نمیتونم تشخیص بدم داره بلوف میزنه یا نه.
کال میکنم.
یه چیزی روی کارتها ریختی.
شکر؟
شاید برای اینه که بتونه کارتها رو از هم تمایز بده.
ولی... ولی دستم به کارتها نخورد!
نزدیک کارتها هم نمیتونی بشی!
به روی چشم.
آها، پس به خاطر این بود.
کوهاکو، آستین گن رو چک کن.
یه سوسک شاخکدار؟
چطوری میخواستی با اون تقلب کنی؟
شاخکش به کارتهایی که روشون شکر ریخته واکنش نشون میدن.
دقیقاً چندتا حقه تو آستینت داری؟
چقدر میتونی آبزیرکاه باشی؟
دیگه چیزی ندارم!
حقههام تموم شد! قسم میخورم!
اگه شک دارین میتونین کارتها رو بررسی کنین.
تکتکشون رو نگاه کنین.
بدون عجله.
الان چشم همه، از جمله خودم و کوهاکو، به کارتهای دسته دوخته شده!
ریز تا سقف!
ریوسویی-کون ژتونهای شرطش رو باز هم افزایش میده!
میخواد با این ضربهٔ نهایی رو بزنه؟
دست ریوسویی همون لحظه وارونه شد.
نه؟
گن، دستش رو عوض کردی، اشتباه میکنم؟!
تهمت سنگینی به من میزنی.
حواس همه رو با اون حشره و بررسی کارت پرت کردی.
اصول تردستی.
باید حدس میزدم، گن.
به طرز غریبی سربههوا شده بودی.
گذاشتی حریفت با رو کردن حیلههای کوچیک به خودش مغرور بشه،
توجه همه رو به دسته معطوف کردی، بعد ۴ تا از کارتهاش رو جابهجا کردی.
پس همهٔ اونها آمادهسازی برای اجرای این حرکت بودن.
اگه کل این مدت داشته این رو آماده میکرده، پس باید هر چهارتاشون آس باشن،
چهارتا کارت با بالاترین قدرت!
سنکو فقط با استریت فلاش میتونه برنده بشه.
شانسی نداره!
دومی و پنجمی از بالا.
و کارت یکی مونده به آخر.
سنکو، راهی جز فولد کردن نداری.
باشه، در این صورت...
منم همه رو شرط میبندم.
آل-این زد؟
همهٔ ژتونهاش رو گذاشت وسط!
ولی چرا؟
توجه همه رو معطوف کرد...
اصول تردستی!
خیلی خب، ما...
سهتا کارت میکشیم.
خیلی فرز بود!
واقعاً از بالای دسته برداشتی؟!
معلومه. چه اتهام زنندهای.
کارتها رو از وسط دسته بیرون آورد.
اما چرا باید همچین کاری بکنن؟
عدد کارتها رو که نمیدونستن.
هیچ جور علامتی روشون نمیبینم.
پس ممکنه بلوف زده باشن.
توجهم جلب شد!
خیلی خب، بیاین بهش فیصله بدیم!
ما هم رو کلش شرط میبندیم!
لحظهٔ سرنوشتساز!
چهار تا مثل هم!
رویال استریت فلاش.
جـــــــــان؟!
همهٔ ژتونها مال خودمه! بردم!
پنج تا آس روی میزه.
گمونم دیگه اهمیتی نداره، نه؟
چـ چـ چطوری؟!
اصلاً نمیفهمم چطور این کار رو کردن!
رو هیچ کدومشون نشونی نمیبینم!
نباید هم ببینی.
نشان علم رنگ نداره.
اوروشیول.
از قضا مقداری لاک اوروشی این اطراف بود، منم یه مقدار برداشتم.
از اول دنبال کارتهای کلیدی بودم و لاک اوروشی رو به گوشهشون مالیدم.
مقداری اوروشی این اطراف بود؟
با لاک اوروشی آغشتهش کردیم تا چیزی رو از قلم نندازه.
اگه این اوروشیچیچی شفافه، چطور میشه دیدش؟
سنکو چطور تونست تشخیصش بده؟
اوه، واضحه...
پوست سنکو-چان به اوروشی خیلی حساسه.
برنده: سنکو!
داشتی سر یه شرطبندی خودت رو به کشتن میدادی.
مسیر دایره بزرگ رو میگیریم، و از دل اقیانوس آرام میگذریم.
ده میلیارد درصد سختتره.
با روری و دیگران تو خونه هماهنگ میکنیم
و مسیرمون دور دنیا رو با GPS پیدا میکنیم. این میانبر علمه.
جکپات!
تقریباً کل ثروتم رو به فنا دادم!
لعنتی!
یه بار دیگه!
دور بعدی کلش رو پس میگیرم!
یه دور دیگه بریم!
معلومه همچین کاری نمیکنیم.
چرا که نه!
جدی؟
به یه شرط.
اینجا انجامش میدیم!
وااااااااااو
بر حسب اتفاق، اون کازینویی که میخواستی هم گیرت اومد.
خوشگذرونی هم بخشی از یک استراتژی بینقصـه.
داریم سفرمون رو ۳۰ روز فشردهتر میکنیم.
لازمه که شرایط کشتی رو برای خدمه بهبود بدیم.
۷۰ روز تا ایالات متحده
۱۰ روز رو با آذوقهٔ بیشتر جبران میکنیم.
۶۰ روز تا ایالات متحده
۱۰ روز دیگه رو هم با تسهیلات رفاهی.
۵۰ روز تا ایالات متحده
یه چیز دیگه هم میخوام تا ۱۰ روز آخر رو کم کنم.
بعد از خوراک و رفاه، تنها چیزی که میمونه نوشیدنیه.
دارن یه فروشگاه جدید اینجا راه میندازن.
«بار فرانسوا»...
بار؟ منظورت اینه که...
ساکه؟!
تجدید قوا میکنیم!
نوشیدنی به دست آمد!!
به سلامتی!
بازم!
پس ۱۰ روز آخر هم جور شد.
همه چیز همونطور که سنکو میخواست پیش رفت.
یکم بیش از حد بینقصه، اینطور نیست؟
مبارزهٔ پوکر کازینو رو به موفقیت بزرگی رسوند.
مزایای جانبی مثل بار هم در کنارش داره.
حالا میتونیم بدون مشکل از مسیر سخت گذر کنیم.
حتی اگه ریوسویی برده بود، احتمالاً به همین نتیجه میرسیدیم.
به عبارت دیگه، همه چیز یه نقشه بود، از وقتی ریوسویی و سنکو دعواشون رو شروع کردن.
کل اینها ممکنه نمایشی بوده باشه که به دست یه منتالیست طراحی شده.
به نظرت تئوری توطئهٔ جالبیه؟
از چی حرف میزنی، اوکیو-چان؟
داری زیادی بهش فکر میکنی.
گرچه...
یه چیز هنوز ذهنم رو مشغول کرده.
بازی پوکر، خیلی برام مهم بود.
اون تنها چیزیه که یکم ناامیدم کرد.
فقط یه کوچولو.
سنکو-چان.
۵۰ روز تا ایالات متحده
۴۰ روز تا ایالات متحده
حالا خیلی زود به دنیای جدید خواهیم رسید.
خیلی هیجانانگیزه.
Prometheus & ashkan
Tel: AWSub \ TheuSub
قسمت بعد
سفر علمی
محتوای داستان تخیلیست، اما گیاهان، حیوانات و نحوهی تولید مواد براساس واقعیت توصیف شدهاند. کنجکاوی و انجام خودسرانهی آنها بسیار خطرناک، و در برخی موارد غیرقانونیست! لطفاً از تقلید کورکورانه و بدون دانش و تجربه پرهیز کنید!
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.