Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
یه شکارچی رتبه E داوطلب شده توی یه دانجن رتبه A باربر بشه؟
مگه چند تا جون داره که اینجوری هدر بده؟
تو سرش چی میگذره؟
درسته، دیروز دیدمش با یه اسلحه جلوی اتاق باس وایساده بود.
یه کاسهای زیر نیم کاسهست.
من میرم یه سرکی بکشم ببینم چه خبره.
مگه تو دانجن چیزی شده؟
نه، یه مسئله شخصیه.
نگران نباش.
آها.
ببخشید.
میشه یه اسلحه قرض بگیرم؟
چیز دیگهای غیر از این ندارید؟
مثلا شمشیر یا نیزه؟
ما از این جور چیزا اینجا نداریم.
فقط بیل آهنی و دیلم داریم.
پس بیخیال.
من دیگه میرم تو.
شکارچی چا.
مطمئنی میخوای دست خالی بری تو؟
این از هیچی بهتره.
خب با این میرم.
ترجمه از رضا حضرتی DeathStroke
یکه تاز، فصل ۲ - از سایه برخیزید -
چه خبره این همه.
اگه این اورکهای بزرگ برن بیرون...
راحت شهرها رو با خاک یکسان میکنن.
مخصوصا این چهار تا.
هاله قدرتشون نسبت به بقیه کلا فرق داره.
ماموریت ما بستن دروازهست.
باید باس این دانجن رو شکست بدیم.
از من میترسید؟
انسانها؟
این دیگه چی بود؟
چه قدرت جادویی عظیمی داره...
در مقایسه با اون، من یه جادوگر دست سوم هم نیستم...
چـ...چرا ما رو آوردی اینجا؟
شماها سرگرمی منید.
میخوام تک تکتون رو بکشم، عذاب بدم و ببلعم
تا سربازام سرگرم بشن.
سرگرمی؟
تصمیم ما برای اون فقط یه جور سرگرمیه.
برای اونا، زندگی ما...
فقط یه اسباب بازیه که راحت بندازنش دور؟
یه چیز عجیب بین این انسانها قایم شده.
ولی اشکالی نداره.
همگی حمله!
سرود محافظت.
چه احمقی.
جادوی گرانشی.
شتاب گرانشی.
فرمانده!
کی هون...
کاپیتان سون.
این دانجن مال شکارچیهاست.
پس نباید دخالت کنم.
ولی الان کل تیم حمله تو خطر افتاده.
فقط یه خواهش ازت دارم.
میشه همهی جانورهای جادویی اینجا رو بسپاری به من؟
خواهش میکنم...
چه از خود راضی.
از قدرتت خبر دارم.
درسته.
اولین باره همچین حضور قدرتمندی رو حس میکنم.
معلومه.
فقط حیف که طبیعتاً با هم دشمنیم.
این مشخصه.
شکستت میدم.
بخش نظارت؟
بخش نظارت اینجا چیکار میکنه؟
از کجا بدونم؟
یکی باید به رئیس خبر بده.
چرا اون داره اینجا کار استخراج انجام میده؟ اونم دو روز پشت سر هم؟
ممکنه بپرسم اینجا چه کار میکنید؟
میدونید شکارچی سونگ جین وو کجاست؟
سونگ؟
میدونستم!
این بشر یه چیزیش هست!
یه جوری با اون نگاه ترسناک بهم خیره شد!
فکر کردم میخواد خفهام کنه!
خب شکارچی سونگ کجاست؟
الان تو دروازهست.
تیم حمله باربر نداشت، اونم رفته کمک.
باربر؟
آره.
باربر بعد از استخراج کننده؟ حتما یه بهونهست.
و یه نقشهای داره.
- بعد اینکه شکارچی رتبه S شد، - شاید تو این مدت
- هر کاری میکنه - اون تو یکی رو کشته باشه.
- زیر نظره. - اصلا براش مهم نیست آدم بکشه.
- کاش یکم به کاراش فکر کنه. - نگاهش آدمو میترسونه.
- ببخشید میشه بپرسم... - حتما قبلا آدم کشته!
اخبار فردا رو ببین. اون موقع میفهمی.
اخبار؟
- همین الان شکارچی چا هم - این اخبار مسخره برای کی مهمه آخه؟!
- همین سوال شما رو پرسید. - فقط دستگیرش کنید!
شکارچی چا؟
این هاله عجیب دیگه چی بود؟!!
فکر کردم الان تیکه تیکه میشم.
دوباره تست قدرت جادویی رو انجام بدید.
بله!
باید عجله کنم.
نمیدونم تیم کی هون چجوری تونست این همه اورک بزرگ رو بکشه.
ولی اگه اون قدرتی که الان حس کردم از باس دانجن باشه،
جونشون در خطره.
چه سادهای که با این نیروی ناچیزت جلوی ارتش من وایسادی!
از اینکه دست کم گرفتیمون پشیمون میشی.
قلمروی فرمانروا.
این یه مهارت جدیده که بعد از رسیدن به سطح ۷۰ تو قلعه شیطان یاد گرفتم.
سربازهای سایهای بعد از نبرد قلعه شیطان قویتر شدن.
چه خبره؟
باورم نمیشه...
من فقط میتونم حداکثر دو تا احضار کنم.
چه قدرت جادویی شومی! اونم از یه انسان.
برید.
اون حرکتی که الان زد...
دقیقا مثل معاون رئیسه...
چرا یه همچین آدم قویای میاد اینجا باربری کنه؟
قدرت پیاده نظامها با شکارچیهای رتبه B برابری میکنه.
سربازا چهار پنج بار نابود میشن تا بتونن یه اورک بزرگ رو بکشن.
باید تعداد اورکها رو کم کنم.
سرود اژدهای آتش.
سربازای تو فقط یه مشت عروسک بدرد نخورن.
زیادی مغرور نشو.
این حرفو به خودت بزن.
این سربازا میتونن به دفعات بینهایتی دوباره زنده بشن.
سرود محافظت.
شتاب.
شتاب گرانشی.
جادوی گرانشی.
شتاب.
پس،
همینطور به نابود کردنشون ادامه میدم تا قدرت جادوییت ته بکشه
و کلا ریشه کن بشن!
سرود آتش سوزان.
میخواد منو با
با اون قدرت جادویی وحشتناکش و طلسمهای دوربرد و وسیعش عقب نگه داره؟
خیلی خب.
خیلی دلم میخواد ببینم تا کی دووم میاری.
نتایج اومد!
قدرت این دروازه رتبه A خیلی خیلی به دروازه رتبه S نزدیکه.
یعنی تو تشخیص اشتباه شده؟
با رئیس انجمن شکارچیان تماس بگیر.
ما آماده میشیم که از تیم حمله داخل دروازه پشتیبانی کنیم.
بله.
به نظر میاد هم از نظر تعداد هم قدرت، سربازای من از تو بیشترن.
قدرت جادویی تو هم دیر یا زود تموم میشه.
دیر یا زود؟
چه حرف مسخرهای.
مهارت واقعی یه احضارگر از الان شروع میشه.
برخیزید.
چی؟
سربازای منو تبدیل به مردههای متحرک کردی...
شما هم به زودی تبدیل به سایهام میشید.
البته،
تو هم تبدیل میشی.
یعنی...
اون...
فرمانروای...
اگه اینطوریه، پس من چرا...
من اینجا چیکار میکنم؟
وقتی اینجا چشم باز کردم، یه دستور مدام تو ذهنم تکرار میشد.
انسانها رو شکار کن.
دلیلش مهم نیست.
فقط از دستور اطاعت کن.
برید.
هر کی جلوتونو گرفت نابود کنین و جنازهشونو پیش من بیارین.
معادل یه دروازه رتبه S؟
اگه نتیجههای اولیه درست بوده باشه،
شکارچی سون کی هون میتونسته فتحش کنه.
این دیگه اصلا انتظار نمیرفت.
اگه این دروازه با «شکست دروازه» روبرو بشه، دوباره فاجعه جزیره ججو تکرار میشه.
خوشبختانه هنوز وقت داریم.
همهی نیروهای شکارچی رو به سمت اون دروازه بسیج کن.
یه فراخوان اضطراری برای همهی شکارچیهای رتبه A و بالاتر صادر شد.
در بدترین شرایط،
شاید مجبور شیم از انجمن ببر سفید و انجمن شیطان کمک بخوایم.
ولی اونموقع...
فقط میتونیم تمام تلاشمونو بکنیم که جلو بدتر شدن اوضاع رو بگیریم.
ژنرالهای من دارن کنترل رو به دست میگیرن.
چطور ممکنه؟
پاشید بریم کمکشون.
باشه.
سرود عذاب! سرود نابینایی!
تماشاچی تو صحنه راه نداره.
کاری میکنم که دیگه اون دهن یاوهگوی تو هیچ صدایی ازش در نیاد.
سرود خواب! سرود کما!
سرود نابینایی!
چی؟
حیف شد.
سم و نفرین روم تاثیری نداره.
سرود محافظت!
سپر مسخرهات رو خرد میکنم.
اینجا چه خبره؟
اون این همه سرباز رو...
احضار کرده؟
معاون رئیس؟
شما اینجا چیکار میکنید؟
حالش چطوره؟
حال فرمانده خوبه.
خوبه.
اوضاع الان چطوره؟
راستش ما هم زیاد مطمئن نیستیم...
دیگه شورشو درآوردی!
سرود خشم! سرود قدرت! سرود غولها!
مثل سوسک لهت میکنم!
لعنتی.
من از غولها خوشم نمیاد.
خاطرات خوبی ازشون ندارم.
سرود اژدهای آتش!
هنوز فکر میکنی میتونی حریف من بشی؟
خب.
بزرگ شدن فقط ازت یه هدف گندهتر میسازه.
یه جادوگر بدون محافظ چطوری میخواد جلوی حمله یه شکارچی از نوع قاتل، دووم بیاره؟
سرود آتش سوزان!
پس خنجر نتونست بهش آسیب بزنه.
پس...
رئیس وو؟
حال همه خوبه؟
بیرون یه قدرت جادویی قوی حس کردم. واسه همین اومدم از تیم حمله پشتیبانی کنم.
ولی انگار لازم نبود.
حتی رئیس بخش نظارت...
حتما یه مبارز سطح بالاست.
ولی جادوی احضارگری هم بلده.
پس این قدرت شکارچی سونگه؟
اون کیه؟
میشناسیش، درسته؟
تاحدودی.
زیاد نمیشناسمش.
از همون لحظه که جادوگر محافظاشو از دست داد،
نتیجه معلوم بود.
بدن من...
بدن من نابود نمیشه!
به هیچ وجه!
باس رو شکست دادم، ولی دلم نیومد همهی آیتمها رو بردارم.
ولی استخراج سایه دیگه مشکلی نداره.
برخیز.
الان که سایهای، آرومتر شدی.
اسم؟
اصلا اسمش چی بود؟
یه چیزی تو مایههای کار...
ببخشید، یادم رفت.
خودم یه اسم برات انتخاب میکنم.
نیش.
اسمت از این به بعد نیشه.
شوالیه ارشد سطح ۱؟ تا حالا همچین سطحی ندیده بودم.
سایهای که از باس دانجن رتبه A استخراج میشه عجب چیزیه.
این اورکهای بزرگ هم غنیمتهای خوبین.
شکارچی سونگ جین وو.
رئیس وو!
انقدر محو استخراج شده بودم که اصلا متوجهش نشدم.
آقای سونگ.
آقای باربر، الان چه اتفاقی افتاد؟
چجوری باید توضیح بدم؟
ما تیم نظارت انجمن شکارچیانیم.
شکارچی سونگ جین وو که الان جلوتون ایستاده،
راز خیلی مهم انجمنمونه.
از همه حاضران خواهش میکنیم اتفاقات امروز رو جایی فاش نکنن.
ما شما رو تا بیرون همراهی میکنیم.
این بهترین راه برای جلوگیری از دردسره.
شکارچی سونگ برای محافظت از همهتون قدرت یه شکارچی رتبه S رو به نمایش گذاشت.
لطفا همکاری کنید، تا اون بتونه صحیح و سالم اینجا رو ترک کنه.
لطفا صبر کنید.
شما قدرت خیلی زیادی دارید.
فکر میکنم حتما دلیل خودتونو دارید.
نمیپرسم چرا باربری رو قبول کردید.
ولی...
به خاطر شما، ما تونستیم جون سالم به در ببریم.
من از طرف تیمم ازتون تشکر میکنم.
صحیح.
اینم وصیتت.
خب، دیگه بریم.
معاون رئیس.
بله؟
چرا کلنگ دستتونه؟
نکنه فکر میکنه من عجیب غریبم؟
منظورتون کیه؟
هیچکی.
منظورم کسی نبود.
خوشبختانه همه سالم برگشتن.
با این حال،
بعد از انجمن ببر سفید، ما هم از کمکش بهرهمند شدیم.
اون میتونه تعداد زیادی سرباز احضار کنه. سرعتش هم اندازه یه شکارچی قاتله.
حتی توانایی کنترل هیولاهای جادویی مرده رو هم داره.
باورش واقعا سخته.
شکارچی سون، به نظرتون بین من و شکارچی سونگ جین وو،
کدوممون قویتریم؟
ماموریتهای حمله معمولا توسط چند تا شکارچی انجام میشه که هر کدوم یه بخشی رو به عهده میگیرن،
نقصهای همدیگه رو پوشش میدن.
این یه چیز عادیه.
رئیس، اگه شما با سختترین دانجن رتبه A روبرو بشید،
میتونید تنهایی از پسش بر بیاید؟
نه.
به نظر میاد لقب «شکارچی نهایی» من الان از یه جوک چیزی کم نداره.
رئیس!
متوجهم.
لطفا اونو بیارش اینجا.
تمام تلاشمو میکنم.
قربان!
ببخشید دیر کردم.
کارای مربوط به رئیس انجمن چی شد؟
با پدرت صحبت کردی، درسته؟
قربان...
راستش، اون موضوع...
- ما الان دقیقا بیرون - چه عالی.
انجمن شکارچیانیم.
بازیگر لی مین سونگ به تازگی
- حتما اینا اومدن با من مصاحبه کنن. - قدرت یه شکارچی رو به دست آورده.
لی مین سونگ، مردی که همه چیز تمام است،
حالا قدرتی دارد که از تواناییهای یک انسان معمولی بالاتر است؟
خب...
بدک نیست.
ترجمه از رضا حضرتی DeathStroke
یکهتاز
دارو دسته منو دست کم نگیر
دهمین شکارچی رتبه S
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.