All language subtitles for Persian-Steal Her Breath-by-SapphoErinna (2024)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

مترجم: SapphoErinna تقدیم به همه دختران و زنان سافیک پارسی زبان حق پخش: آزاد

این شهر توسط یک جنایتکار گرفتار شده که مثلش رو هیچ وقت ندیدیم.

نمی‌تونم بگم که کی زنبورها رو دزدیده، اما یه چیزی رو با اطمینان می‌دونم:

امسال عسلی نخواهیم داشت – در تمام دره خرس‌ها.

عالیجناب هپلهم، این یه پرونده برای کمیسر هاپس خرگوشه!

کمی بعد،

کمیسر هاپس خرگوشه!

دارم بهت میگم، تِدی توفی، هیچ کسی امروز مزاحم ما نمی‌شه

و بالاخره می‌تونم مربای هویج محبوبم رو درست کنم.

نفسش رو بدزد

مامان! مامان، من دارم می‌میرم از گرسنگی!

میان وعده‌ات رو روی میز گذاشتم. – اما من آبنبات می‌خوام!

می‌تونی بسته آبنبات رو برام باز کنی؟

یه دقیقه!

لطفاً کتاب صوتی‌تو تموم کن!

تموم شده.

من هوس آبنبات کردم

یه دقه مهلت بده.

چه شب زیبایی داریم اینجا، دوستان.

این شب قبل از شب سال نوست.

همه شما عاشقان عزیز باید برای فردا برنامه‌های بزرگی داشته باشید.

پس بهم بگید، شب بزرگ رو با کی می‌گذرونید؟

فصل اول : دزد و پلیس

سلام؟!

ببخشید!

شما هم. سفر خوبی داشته باشید.

رزرو کردم.

خب، من که نه.اما برنامه‌ریز عروسیم . اون همه چی رو تنظیم کرده

رزرو به نام چی بود؟

آه...

آره، "آه." – آه، چقدر عالیه!

از طرف مؤسسه‌مون...

آرزوی بهترین‌ها... – ششش!

برای عروسی‌تون؟

اووو، منظورم این نبوده...

ملانی، لطفاً کارت کلید سوئیت رو پیدا کن؟ بله؟

و شما، عزیزم... مراقب باشید!

و شما، عزیزم، نگران نباشید.

این کارت کلید شماست، و حالا، زود زود برید بالا.

خیلی مهربونید.

امیدوارم که بی‌احترامی نباشه که بپرسم، اما...

میشه لطفاً منو همراهی کنید به سوئیت؟

حتماً، با کمال میل.

و این هم آسانسوره.

فردا شب آغاز یه سال جدیده،

و سال قدیمی شروع به محو شدن می کنه

سمت چپ، سوئیت ماه عسلمون رو داریم!

آشغال عوضی بیخیال بشو نیست – طرف دیگه چپ!

آه، منتظر من بودید؟

خانم!

هی، فاصله‌تو حفظ کن!

اووو...

این سوئیت شما نیست... ببخشید.

اتاق شما، اینجاست. مراقب باش.

بعداً می‌بینمت، تمساح کوچولو – اتاق شما دقیقاً اونجاست.

اینجاست. الان رسیدیم. می‌بینی؟

اوه، مرسی!

بیا تو. این طرف.

فکر می‌کنم الان برم بخوابم.

ایده‌ی خیلی خوبی‌یه.

قبل از اینکه یه کار احمقانه بکنم.

اونجا ، دارید چی کار می‌کنید ؟

اوه خدایا...

آره، ام... شما بهتره راحت باشید..

آه، و اگه چیزی خواستی...

اصلاً تعارف نکن ، باهام تماس بگیر.

بای بای !

فاز اول تموم شد.

من تو موقعیتم.

تف تو این وضع

خیلی وقته ندیدمت، برنی.

مامان. برای کریسمس باغ وحش رو آرزو کنم؟،

ولی ما همین تازگی کریسمس داشتیم.

بازم کمک می‌کنی که لیست آرزوها رو بنویسم؟

بیا اینجا.

بذار بغلت کنم، کوچولوی شیطون.

ببین، می‌دونی چیه؟

تو می‌تونی لیست آرزوهات رو بکشی.

تو خیلی خوب نقاشی می‌کشی.

مامان باید یه مدت بره.

چیزی برای فردا آوردم. یادش بخیر...

سلام مکسین.

سلام همسایه.

بیا تو.

مرسی که وقت گذاشتی و سریع خودتو رسوندی

ممنون که بچه‌داری می‌کنی ما که باید آپارتمون رو ترک می‌کردیم. .

فکر ‌کنم دفعه‌ قبلی خوب توضیح ندادم

تو اینجا می‌مونی. تا فردا.

تا وقتی که تکلیفمو با اون روشن کنم .

ولی پس دزد کیه؟

تو نمی‌بینی، تدی توفی؟

بیا، بهمون بگو، هاپس!

دزد بزرگ عسل همواره زیر سبیل‌های ما بوده.

درسته، لایلا باکستر؟

داری خیلی واسه ما خودتو به خطر میندازی

این نمی‌تونه درست باشه!

مون دو. چی چیزی لو داد منو؟

الان دیگه فقط به این گوش می‌ده.

من تا وقتی که عدالت برقرار بشه، استراحت نمی‌کنم. – اون می‌خواد مثل مامانش بشه.

برای همینه که پلیس شدم. – امیدوارم نه.

[Italian] داری چی کار می‌کنی؟!

نمی‌تونی تا فردا صبر کنی؟!

قبلاً بیشتر محتاط بودی.

خب، اون موقع دلیل خاصی داشتم.

این هم همونی که می‌خواستی.

همه‌چیز، همونی که خواستی.

مرسی. برای مهمون‌نوازی.

زیاد طول نمی‌کشه، دوست قدیمی.

داری با آدم اشتباهی بازی می‌کنی. اون...

خیلی مهمه برای خانواده.

لاشلا

چه خبر، پیرمرد؟ روی کاری که بهت دادم چرت زدی؟

هی بچه.

اون عکس رو توی لباس عروسی برام گرفتی؟

این فقط بهت یه ایده اشتباه می‌ده.

شاید،

ولی خب، تو که هیچ وقت به من گوش نمی‌دی.

فکر می‌کنی دارم اشتباه می‌کنم.

هر کسی که عقلش سر جاشه می‌دونه که داری اشتباه می‌کنی.

و اونا همچنین می‌دونن ارزش اون لیست چقدر بیشتره.

مشکل لیست نیست.

فکر کن چی کارا می‌تونیم بکنیم با این پول.

اون چیزی که تو می‌تونی با پول بکنی.

مشکل اینه که چه کسانی دیگه لیست رو می‌خوان.

لاشلا.

قبلاً شکستش دادم.

تو دزد هستی، لورا!

و اون...

باهاش درگیر نشو!

مشکلی نیست.

خونواده‌ات هم هیچ وقت به حرف من گوش نکردن.

و اشتباه آدمی رو انتخاب کردن که ازش دزدی کنن.

نمی‌تونم ببینم که همه‌تون رو به خاطر غرور خودتون از دست بدم!

تو منو از دست نمی‌دی.

فاز دو.

لطفاً بهم نگو من باید تک و تنها برم تو این یکی.

فاز دو.

دایی!

سیگنال چک شد.

موقعیت فرضی محافظ رو داریم.

دسترسی به سیستم‌ها داریم.

و من کلید اصلی رو دارم.

می‌بینی؟

همه‌چیز تحت کنترل هست.

مثل همیشه.

حالا چی کار کنیم؟

بذار یه بار دیگه برنامه رو مرور کنیم.

بشین سر جات.

یه لحظه باید تنها باشیم.

شنیدم که گرفتنت

آره.

خب... حالت چطوره؟

این پای لعنتی داغون شده.

ولی همونطور که می‌بینی، هنوز می‌تونم راه برم.

برنی، قبلاً همیشه منو بغل می‌کردی.

آره مکسی. خیلی وقت گذشته.

و اینجا بود که شنا کردن رو یادم دادی. - آره.

حالا دارن کل اینجا رو خراب می‌کنن.

سلام از طرف بابات

البته نه دقیقا سلام...

ولی می‌تونست جلوی اومدنمو بگیره و نگرفت.

هی، خیلی خوب می‌شه اگه یه بار دیگه بیای پیشمون.

من پلیسم، برنی!

فعلاً هستی

ولی نه برای مدت طولانی، همون‌طور که شایعات می‌گن.

میدونی ،تو همیشه یکی از ما می‌مونی.

چه خبر؟

خب، گوش کن.

امشب یه نفر میاد هتل پارک تو هایلبرون.

اینجا، یه عکس دارم.

اسمشو نمی‌دونیم، ولی می‌دونیم چیزی برای فروش داره.

لیست ناکس.

هویت واقعی هزاران نفر از بازرس‌ها، خبرچین‌ها و مامورای مخفی

داره میاد که خریدارو ببینه.

ولی راستشو بخوای، مکسی. ولی اون لعنتی یه خریدار معمولی نیست.

اون دیوونه‌ست.

کاملاً دیوونه.

منو چی صدا می‌کنی؟

منو چی صدا می‌کنی؟

لاشلا.

همه بهت می‌گن لاشلا.

ما نمی‌دونیم خریدار خودش میاد یا نه.

بعیده.

یه واسط می‌فرسته. اونو بگیر.

ولی مکسی، گوش کن.

اگه خریدار خودش اومد، برگرد و فرار کن.

تا جایی که می‌تونی تند بدو.

بگو!

اسممو بگو!

همونی که بهم دادی،

و دیگه جرئت نداری بگی.

قصابِ شُل دست

قصابِ شُل دست

هیچ‌کس منو نمی‌فهمه.

من قصاب نیستم، هنرمندم.

نقاشی می‌کشم، رو بدن‌ها. با اسید.

بدنا رو با چاقو می‌برم.

و اینکه شُل دستم نیستم

صبورم

و با تموم صبرویم در این دنیا، الان ازت می‌پرسم

غیر از من، دیگه کی در مورد لیست می‌دونه؟

باشه.

آره، دارم میام.

خوبه. موفق باشی.

مواظب خودت باش.

، واست احترام خاصی قائلم.از اینکه دردت رو نشون نمیدی

ولی تو اولین نفری نیستی که اینجا آویزون شده.

منظورم اینه که

اجازه داری داد بزنی.

هی! خوشگله مزاحم بشیم – خفه!

صبر کن، بیا اینجا... – گمشو!

ولم کن! – بیا دیگه!

گفتم نه!

جوگل

هی!

مگه چقدر مهمه که باید همین الان باشه،ها؟

باید بریم یه جایی. – به یه وَرَم

بچه ت چی؟ دادیش یتیم خونه

همسایه‌ام مواظبشه.

همون مو بلونده با اون سینه‌های شیرده بزرگش

که عاقلانه‌ترین تصمیمش این بود که یه حرومی با مدرک زن آزاری در سطح جهانی شوهرش بشه ؟

اگه هنوز عقلی واست مونده بهتره ازش دوری کنی. – چه اراجیفی!

نکنه خیال کردی کار درستیه

که دهن شوهرشو بزنی سرویس کنی بعد زنه رو بیاری خونت؟

بس کن دیگه!

نکه واسم مهمه ،بازرسای بخش داخلی تا سرتو زیر آب نکنن بیخیال نمیشن

اوه‌اوه، حتی فکرشم نکن.

مکسین، خودتو کنترل کن. از این ماجرا بکش بیرون.به نفعته.

اصلاً می‌دونی بابای اون پوفیوز چه خریه؟

باشه. درخواست پشتیبانی میدم.

اونها بصورت سوسکی این قضیه رو جمع میکنند.

واقعا شرم آوره اگه...

کمک!

هی چیکار میکنی ، دستتو بکش ،کونکِش

یا می‌تونی به روش خودت کارو تموم کنی!

باورم نمی‌شه.

تو راحت بشین ، اگه بیای کونت میشکنه

جدی ؟

خب، اینم دی‌ان‌ای پسر تخم جن عضو شورا،

اگه کسی احتیاج داشته باشه.

بیارم واسش....

سگ مصب سرده این قراضه یه تیکه آشغاله

لارا، برو تو اتاقت. همه چیز مرتب میشه

ممنون، این کلمه‌ایه که دنبالشی.

تو که حتی دودولتو یه سانت تکون ندادی فقط کپیدی و تماشا کردی!

اگه اوضاع برام خیلی بیخ پیدا کنه من می‌زنم به چاک

عوضی ، گه

هی، تازه شم الان من بودم کونتو جمع کردم!

تا کی؟

همه فکر می‌کنن من اینجا جایی ندارم، پس هر غلطی هم که بکنم

تو هم همین فکرو می‌کنی، جوگل، مگه نه ؟

یوآخیم ، تو رو به هرچی می پرستی

اونا میخوان شکست خوردنمو ببینند. – به یِوَرَم!

مگه نه ، واسه همین تو رو به عنوان همکارم انتخاب کردم جوگل.

یوآخیم!

همه بهت می‌گن "جوگل. هیچ‌کی "یوآخیم!نمی‌گه.

چون هیچ‌کس دوستت نداره و هیچ‌کی جدی‌ات نمی‌گیره.

چون تو یک گشاد لَجَن، جقولی

و ازهمه مهمتر یک کون نشور پلشتی.

ضمناً، نفس‌ات بوی گه میده..

هی، تصادفاً یه آدامس داری همه ی اینا که گفتی رو بشوره ببره ؟

تو داشبورد.

من هیچ وقت نمی‌خواستم چیز دیگه‌ای غیر از پلیس بشم.

هیچ‌کس نمی‌تونه این حق رو از من بگیره.

جوگل، ما نیاز به یه برد داریم، وگرنه کارمون تمومه.

منظورت اعتراف گرفتن از برنیه؟

ما در حد این زنیکه نیستیم، اینکار خطریه

اون چیزی که نیاز داریم رو داره – یه شانس

امشب، ما یه کار درست می‌کنیم. یه کار بزرگ.

اونا نمی‌تونن همینجور راحت ازش چشم پوشی کنند..

مکسین، اگه کسی بویی ببره کی داره مخبریشونو پیش ما میکنه،

بخدا، خود حضرت بگائیل شخصاً میاد پایین به حسابمون رسیدگی میکنه.

خیالت جم ،هیچ احدی نمیفهمه فکر کردی چیم، یه اوسکول

نه، به شیر بابام تو ،نابغه‌ای.

یک نابغه بی‌کاره، والد نامشخص ،که سگم حاضر نیست ترتیبشو بده

می‌خوای گپ بزنی؟ باشه. چی از من پنهون کردی؟

فکر کنم بیش از حد بهت یاد دادم.

تقریباً همه‌چیز رو، حدس می‌زنم. – زرنگ‌بازی.

بگو دیگه.

وقتی نگرانم بودی اون تومور توی سرم منو بکشه...

من بهت گفتم که دیگه رشد نمی‌کنه...

زیادی به خودت سخت نگیر، بچه جون

من هیچ وقت من دروغ گوی خوبی نبودم.

اگه خودت نمی‌خواستی باورش کنی.

چقدر وقت داریم؟

متاسفم.

کجایی؟

نمیتونی پیدام کنی

من مثل خودتم

من پیدات می‌کنم.

مگه چه چیز خوبی توی تنهایی مردن هست ؟

خوب؟

خب...

اول اینکه، بلاخره خوشبختی رو پیدا کردم

چون می‌دونم دیگه همه چیز تمومه.

دیگه لازم نیست حسرت گذشته رو بخورم.

دیگه نیازی نیست که نگران حال و روز الانم باشم.

چرا سختی زندگی رو بکشم؟

منی که دارم میمیرم.

الان هم یک بینش و آرامش خاصی در مورد همه چیز دارم.

تموم شد ؟ تاثیرگذار بود.

ببین، الان داری یه تجربه کسب میکنی که آینده‌ات میخواد چطور پیش بره

اگه خودت نخوای تغییرش بدی..

ببین حق با توئه، کوچولو

تو درست مثل منی.

نه اصالت داری، نه به کسی تعلق خاطر

همیشه کار بعدی، هویت بعدی.

و هر روز آدم‌های بیشتری هستن که یه خرده حسابی باهات دارن،

و تو باید همش در حال فرار باشی، هیچوقت نمیتونی واسه خودت زندگی کنی

هرگز نمیتونی

این وضعیت تا جایی پیش میره که در تنهایی به زنده موندن ادامه میدی

و بعد در تنهایی عمیق میمیری

تو تنها دارایی هستی که واسم مونده

که اونم زیاد قرار نیست بمونه

چیزای با ارزشت میرن و مبینی تنها کسی که برات مونده، خودتی

من این کار رو تموم میکنم،

لیست کوفتی رو می‌فروشم، پول رو می‌گیرم و بعد،

میام تو رو پیدا می‌کنم.

این آخرین کارمه

آخرین کار

پنج‌دقیقه دیگه میاد تو

آماده باش.

فصل دوم شکار و شکارچی

خریدار لیست نوکس دلاله باید یه جایی این دور وبرا باشه.

خودشه همینجاست اون حروم گوشت،تخم خر

عفت کلام داشته باش، جوگل.

دلال احتمالی شناسایی شد.

کیه؟

اون بی شناسنامه کنار ستون یه جوری قیافه گرفته ،انگار اینجا ارث باباشه

ممکنه.

ممکنه؟ ،اینجور باشه پس همین الان بیخیال این ماجرا بشیم.

و یکی رو بیاریم ،که کارشو بلد باشه..

اوف ....

داری در مورد چی زر میزنی؟

موهای بلوند.

واو، الله الله الله

بیا زودی دستگیرش کنیم.

من فکر میکردم فقط خودمم که باکره ام

یا هولی شت مقدس

آه، خانم... اه... ملانی، بیا جلو.

کونتو جمع کن بیا اینجا، به نظر یه اتفاقاتی قراره بیفته..

امروز قراره یه مهمون خیلی خاص شب سال نو داشته باشیم.

آه، گندت بزنن

این در کوفتی دوباره گیر کرده.

مکسین، ماشین تو یه تیکه آشغاله برای پاتک زدن افتضاحه!

اون عاشق آب نباتای میوه ایه.

اَنبه خصوصا طعم آناناسشو

همه چی جمع و جور شده. این یکی مثل اینکه طعم آناناسه.

این الان کجاش آناناسه؟

اون ریش ریشای سبز – موی خایه؟

اون چیزای برگ‌مانند بالای میوه رو میگم – اوه پس من اشتباه برداشت کردم.

فکر می‌کردم اون یه مرده که...

خب، فراموشش کن.

همم. تا الان، متاسفانه هیچی.

پس کدوم گوریه ؟

خب ببین چی اینجاست این شما و تکلیلا.

از بِرَند :کان دولیو آنه‌خو، سال ساخت: 1942 مدل : اولتیما - ردینگ‌استار

اووه، می‌تونی لطفاً اینو نگه‌داری؟

داره میاد. خب، پس: هوپ هوپ هوپ!

(فکت: فکر کنم دلیل عنوان فیلم این 5ثانیه باشه)

لعنتی، اون تو رو دیده

اون دختر خوشگله هات رو فراموش کن. بیا روی اون تمرکز کنیم.

آره، الان برگشتم به هتل.

نه بابا! خودشــه.

باز دنبال چی می‌گرده؟

اوه، فروشنده‌اس.

آماده باش، جاگل.

هر لحظه ممکنه نشون بده واقعاً کیه.

تف توش

آقای مرتنز، حضور دوباره شما رو به هتل پارک خوش امد میگم

به شب سال به یاد ماندنی در سال نو!! خوش‌آمدید.

به عنوان نشانه‌ای از قدردانی برای وفاداری شما،

با افتخار این هدیه‌ی کوچک رو تقدیمتون می‌کنیم.

بعداً باهات تماس میگیرم.

شب خوبی داشته باشید

دوستت دخترت با فروشنده داره میره بالا

و اون یزید سگ باز هم داره دنبالشون میره.

من می‌رم دنبالشون. - من از پله ها میرم بالا.

لازم نکرده نگران من باشی.

چیزی که تو دنبالشی پیش منه

ولی چیزی که من میخوام رو نمی بینم .

هنوز نه.

آه. یک لحظه.

اون از اینجا به بعد رو بر عهده می‌گیره. تو هم ،برو طبقه پایینو چک کن.

خب، داشتم میگفتم.

پس فردا که رئیس شما دستش به اون لیست می‌رسه،

چجوری به افتخارهم پیک مشروبمونو بلند کنیم

دام پریکسیو به نظرم مناسب میاد.

پس... تا فردا، طبق قرار.

گورتو گم کن یه لحظه وقت دارم.

متیس رمزشو شکستم

دزدست

بده این رو، کثافت!

الو؟

اول از همه، همه‌چی طبق برنامه پیش میره،

"و مرتنز هنوز فکر میکنه فردا معامله رو انجام میدیم ،"ولی

نه، نه، نه!

من آدم "ولی" نیستم!

که بیای به من چیزی که دوست دارم رو بگی و بعد با یه "ولی" سر و ته قضيه رو هم بياري

کی این کارو می‌کنه؟ هنر روی حقیقت ساخته میشه.

خب؟

ما تنها نیستیم.

لارا نهلس.

اون اینجاست.

و این خیلی خوبه. یک بار قبلا از ما جلو زد،

توی پراگ، با دایی‌ش،

با همون کار جواهرات.

پراگ، آره، یادم میاد.

آره. – بیار اون چیزی که باید بدزدی.

امروز.همین الان.

من خودم از پسش برمیام.

شخصاً.

نام مستعار کارل اتو برشت. لقب: فیس‌لیفت.

اسم واقعی: جاناتان ورتمن.

دفتر پلیس جنایی فدرال، ویسبادن.

نام مستعار یوتا اشپرلینگ. لقب: جوزه

اسم واقعی: نیکول آلینا رات.

دفتر پلیس جنایی ایالتی، هانس‌بورگ.

نام مستعار گره‌گور واورژیک.

شرمندم...

گمشو اونور

برام یه اسکرودرایدر درست کن -حله

چرا دنبالم می‌کنی؟

من دنبالت می‌کنم؟

آره.

هم دنبالمی ، هم نگام میکنی.

اون پایین پشت پذیرش

حالا دنبالم راه افتادی.

و دارم ازت می‌پرسم چرا.

چطر متوجه حضورم شدی؟

جوابی واسه سوالم داری؟

دارم عکس می‌گیرم.

نه جدی؟ – آره

و از چی عکس میگیری؟

آدما.

همه آدما؟

اونایی که یه رازی دارن.

خب چی تو رو کشونده اینجا؟

یه لیست.

شجاعتت رو دوست دارم

شجاعت ندارم. فقط یه احمقم.

یه خورده بی‌رحمانه ست – ولی درسته.

وقتی قضیه جدیه، همیشه یه تصمیم احمقانه می‌گیرم.

یه چیزی پیش میاد...

که خطرناکه.

و من می‌شناسمش.

درکش میکنم.

لعنت بهت، مکسین.

فقط این دفعه این کارو نکن.

ولی وقتی یه تصمیم احمقانه صدام می‌کنه،

من فریاد میزنم: اینجام

هرچی.

لارا.

مکسین.

اسم واقعیت؟

سوال جالبیه.

واقعا می‌خوای ازم عکس بگیری؟

نه اینی که هستم

خود واقعیمو

۹۰۵.

ده دقیقه وقت بده.

جوگل ،صدامو داری؟

اون حروم لقمه ،خودشه.

زنه هم همینطور من دارم میرم بالا تو اتاقش

چی؟ مگه زده به سَرِت

اون داره یه چیزی رو پنهون میکنه ولی باز به نظرم اون که دنبالشیم نیست

تا وقتی که قضیه واسم بیخ پیدا نکنه هواتو دارم ... فهمیدی ؟

بعدش فلنگو میبندی

ازت چیزی غیر از این انتظار نمیفرفت ..، جوگل

سلام؟ببخشید؟ ببخشید .

هی، اون چراغ قوه رو خاموش کن، دیوونه ای ،چیزی هستی ؟

گوش کن، اگه پلیسی، باید بهم بگی.

این جزو قوانین اینجاست – آره، آره، یه لحظه بهم وقت بده.

اون کوفتی رو کجذا گذاشتم.

آها ، ایناهاش

هی...!

این دیگه چه صیغه‌ای بود؟

یوآخیم والدِمار مورلوک. جدی اسمت اینه؟

همه بهم میگن جوگل

هی، نگران نباش، این آخر دنیا نیست.

ماتیس.

تمیزش کن.

صبر کن.

بشین.

متاسفم ،که چند لحظه قبل اونقدر عصبی بدوم.

میدونی منظورم چیه. درسته؟

من بهت نیاز دارم.

بهت نیاز دارم!

همه میخوان منو از پا دربیارن

خصوصاً اون هرزه کوچولو و دایی لعنتیش.

بزودی حقشونو میزارم کف دستشون .

اصلاً نمی‌دونن چی در انتظارشونه. الان دارم میرم سراغش.

صدای جیغاشو می‌شنوی؟

آه، من دارم می‌شنوم. الانم دارم می‌شنوم.

بیا استراحت کن بچه.

استراحت کن.

امشب دیگه خونه نمیام.

فصل سوم : سوئیت

یه لحظه، باشه؟

ببین، یه نوشیدنی برات آماده کردم.

هی.

سلام.

چی میگی یه تور خصوصی از سوئیت داشته باشیم؟

نظرت درمورد منظره چیه؟

دنبال چیز خاصی میگردیم؟

این مدلی خوبه؟

خب ،آرزوت چیه؟

حقیقت.

از وقتی که همدیگه رو دیدیم من دروغی بهت نگفتم

با توجه به اینکه فقط یه ساعته از آشناییمون می‌گذره...

وقتی حرف از دروغ باشه، برام یه ساعت یه عمره.

نمیدونم اینجا. داریم چیکار می‌کنیم

من میگم فقط یه اشتباهه

به نظرم احساس اشتباهی بودن نمیده

چراسعی داری اغوام کنی؟

من این کارو نمیکنم

تو خودت اومدی سمتم

آره، ولی کاری نکردم وسوست کنم

مطمعنی؟

تو همون اول به چشمم خوردی

اون پایین، تو لابی.

قبل از اینکه حتی خودت هم متوجهم بشی

هات بودی.

خیلی وقت شده، که کسی اینو در موردت نگفته؟

آره، حتی اون موقع هم، باور نکردم.

باور نمی‌کنی که کسی تو رو جذاب ببینه؟

هنوزم منتظری؟

احساس می‌کنم داریم از این مرحله رد میشیم/

ژاکت دیگه داره مزاحم میشه

دوربین رو بذار کنار. (مترجم : اخطار جدی به شما دوست عزیز ، یه پنج دقیقه بکش پایین صدای این فیلم لامصب رو تا به فاک نرفتی)

چیزی شده؟

هیچی

چرا از بوسیدن من می‌ترسی؟

ترجیح میدم نگات کنم.

می‌دونی، وقتی نزدیکمی دروغ‌گوی خوبی نیستی.

این خیلی ایده احمقانه‌ای بود.

لطفاً منو اینطور تنها نزار

متاسم

بیشتر از این نمی تونم ادامه بدم.

عادت ندارم خودم باشم.

من همیشه خودمم

ولی عادت ندارم ولی عادت ندارم واقعاً از خودم خوشم بیاد.

یه لحظه پیش خودتو دوست داشتی، مگه نه؟

به خاطر تو بود.

الان چه اتفاقی بینمون افتاد؟

هیچ نظری ندارم

نظری نداری؟

چی؟منظورت چیه؟

لعنت بهت

واقعاً

خوشحال شدم با خود واقعیت آشنا شدم.

به نظرت همه ی زن ها وقتی اوضاع خیلی سکسی میشه ، اینجوری شهوانی میشن ؟

حرفت اصلاً خنده‌دار نبود

ولی قشنگ بود

واسه من معنای زیادی داره

من فقط با آدمی حرف می‌زنم که بتونم ازش حس شهوت بگیرم.

و تو اولین نفری هستی که تونست منو عاشق خودش کنه

تو دیگه خانواده منی

تو همه چیز منی.

اسم واقعیت واقعاً مکسینه؟

مکسین والبرگا کمرر.

والبرگا...

پدرم روی این اسم اصرار داشت.

این اسم مادربزرگم بود.

اون کسی بود که باند جرایم سازمان‌یافته شهر رو راه انداخت.

تو از یه خانواده جنایی میای؟

پس چرا پلیس شدی ؟

می‌خواستم از شرِ...

اون حسِ...

اینکه یه چیزی توی من اشتباهه خلاص بشم.

یه چیزی که توی تمام خانواده‌ام هست.

یه چیزی که میتونه منتقل بشه و زخمشو به جا بزاره حتی

روی دخترم

می خوای ما زندگی مونو حس کنیم و خوشبخت بشیم؟

در تمام زمان ها

درلحظه

برای همون لحظه ها

فصل چهارم: مرگ در میزند.

این جا کدوم جهنمیه ؟

گه توش ، برید به درک!

اون کون چوسیده ،پدر نامشخص می‌خوام بکشمش!

اصلا حواسم نبود من یه کاری دارم که باید انجامش بدم

منم همینطور.

الان واقعا میخوایم این کارو انجام بدین ،نه؟

آره.

ولی اگه انجام ندیم چی؟

اگه من و تو...

خیلی دیره،نه؟

احتمالاً از همون اول دیر بود.

چی توش بود؟

ویسکی گرون قیمت و یه زهر که یکم فلجت میکنه.

همه ی قربانی هات رو با این میکشی ؟

من...

خیلی متاسفم...

عزیزم فکر نمی کردم دیگه بخوریش .

آخه اون موقع بهت اعتماد نداشتم.

این هوشتو میرسونه

و همه چیز بعد از اون... اشتباه بود

یه تصمیم احمقانه

دراز بکش

مواظب باش.

حالا چی میشه؟

وقتی بتونی دوباره حرکت کنی، من دیگه رفتم

فکر میکردم باهوش ترم

همون اول منو فهمیدی ،درکم کردی.

پس باهوشی

ولی با این حال، من اینجام.

هیچ وقت اینقدر درباره خودم به کسی نگفته بودم.

با این حال زیاد حرف نزدیم.

نگران نباش.

عضلات تنفسیت کار میکنن.

حداقل.

سلام .... کوچولو

ببخشید که ازم خبری نبود.

من آماده ام

خوبه، کوچولو

یه حواس‌پرتی؟

بذار آلارم ها رو تست کنیم.

خب؟ چه طور پیش رفت؟

بزار یه نگاه بندازم.

این روش جواب نداد.

بزار آژیر آتش‌سوزی توی کل طبقاتو فعال کنم

مرد ، انصافا باید همینجور کشیک وایسی ؟

شوخی می‌کنی؟ یکی داره کار ما رو انجام می‌ده؟

می تونم یه فنجان قهوه دعوتت کنم ؟ – چرا که نه؟

شد 4 دلار شوخی کردم.

بیا یه بیسکویت بردار – نه ممنون

پس تا بعد.

این چه وضعیتیه تکون بخور شخمی لعنتی

اوه، نگاه ،یه قاشق.

مکسین!

بیا.دیگه

مکسین!

خواهشا جواب بده دیگه

مغز گاو خورده باز کدوم گوری رفته

سیستم آلارم رو غیرفعال کن.

و سیستم تلفن روی طبقه نهم.

غیرفعال شد.

خوبه.

نگهبان.

هنوز تو موقعیتشه.

مکسین. لطفاً، تماس بگیر.

دارم واقعاً نگرانت می‌شم.

پشتیبانی باید درخواست پشتیبانی بدم.

بیا دیگه، تیکه آشغال

تلفن‌ها رو مسدود کن.

مرکز،دیگه چه خبر شده جوگل

بالاخره. هی! ببین وقت نداریم. به پشتیبانی احتیاج دارم

مسدود شد.

موقعیتتو بده من می‌فرستم برات...

الو؟! – جوگل؟

لعنت جهنم بر شما باورم نمیشه این اتفاقات واقعی باشه

ممنون. برای همه چیز.

تا همیشه برای تو، کوچولو

کو،کو

خیلی خوبه که بالاخره رسیدی.

من یکی از طرفداراتم.

وینسنت.

تو عمرم همچین اسمی نشنیدم.

اوه این چه زخمی بود که به قلبم زدم

این... اهی که کشیدی خیلی بلند نبود؟

خب،این خیلی عجیبه.

ولی با احترام کامل، هیچ سناریویی وجود نداره، منظورم اینه

هیچ سناریوی وجود نداره

که تو از این اتاق با اون لیست بری بیرون.

و چرا...

چطور اومدی تو؟

جادو.

خب،

حالا چی؟

لیستو نگه دار.

باشه...؟

من میرم.

تو لیست ناکس رو میگری ومیری میدی به لاشلا

و دیگه هم هیچ‌وقت همدیگه رو نمی‌بینیم. همینطوری؟

همین‌طور.

نه.

و آقای هایدگ در ساعت 8 شب می‌رسه. – هی!

آها، چطور می‌تونم کمک کنم؟ – یوآخیم مورلاک، پلیس.

یه چیزی میخوام که اینجا مثل آدم کار کنه تلفن؟ موبایل؟ فکس؟

آه، خیلی معذرت می‌خوام، به نظر میاد الان یه مشکل کوچیک داریم.

گه‌گه‌گه! این نمی‌تونه اتفاق بیفته! سوئیت‌هاتون کجاست؟

ببخشید؟ – کدوم طبقه؟

طبقه نهم. – هیچی اینجا واقعی نیست ،مرد!

مشکلی هست؟

فقط باید یه تلفن پیدا کنم... – می‌تونم شما رو تا بالا همراهی کنم

و بعد درخواست پشتیبانی میدم اون ها میان و این وضعیت رو یجوری جمش میکنند

اون گاگول احمق. خودش دستی دستی این بلا رو سرخودش آورد،

کارت کلید یدکی کجاست؟ – گه تو روش

من تنها نمی‌رم بالا، خل که نیستم.

آها! برای همین اینو داریم. – بیا، بده من اینو.

الان باید بدوی و کمک بیاری. هرچی که اتفاق افتاده رو بهشون میگی،باشه؟

– ملانی. لطفاً...

و شما کی باشید؟ – خوب... من... – من جوگل‌ام.

هیچ‌کی دوستم نداره.

هیچ‌کی جدیم نمی‌گیره

چون من یک گشاد لَجَن، جقولم

و ازهمه مهمتر یک کون نشور پلشت. ... مگه اون بالا چی خبره؟

اون بالا،

من میخوام قهرمان بازی در بیارم

بذار برم.

به لاشلا اعتماد نکن. اون خطرناکه.

و تو باید سریع ناپدید بشی.

فکر می‌کنم اون هر دوتونو بکشه. – هر دمونو؟

تو و داییت.

نگهبان چی میشه؟

آه...

مرد ، انصافا باید همینجور کشیک وایسی ؟

می تونم یه فنجان قهوه دعوتت کنم ؟

چرا که نه؟

شد چهار دلار و پنجاه سنت.

شوخی کردم.

بیا یه بیسکویت بردار – نه ممنون

پس تا بعد.

یک ،دو،سه جادو

مراقب خودت باش

دایی،

هر جا که هستی – زودتر از اونجا بیا بیرون!

لاشلا میخواد بکشتت

من قدرت نفوذ لاشلا رو دست کم گرفتم

خانواده این تصمیم رو همینجور راحتی نگرفت.

ما بهت قول محافظت دادیم، ولی...

تجارت ، تجارته

زمان‌هایی بود که می‌تونستم اینو پیش‌بینی کنیم.

اون زمان‌ها دوران خوبی بود، دوست قدیمی

ممنون که بهم اجازه دادی به اون کمک کنم.

بیشتر از این کمکی از دستم برنمیومد

مهم اینکه بتونه به موقع فرار کنه.

چه افتضاحی.

ای کاش این آخرین چیزی نبود که باهم میخوریم

پیغام من رو بهش می‌رسونی.

برای یه لحظه، واقعاً فکر کردم توی خواب می‌میرم.

حداقل توی تنهایی نمی میری

تنها نمیمیرم

شرمنده عزیزم

هیچ ایده‌ای ندارم بینمون چی می‌گذره.

شاید تو هم نمی‌دونی.

خب،

به هر حال، فکر می‌کنم باید منتظر بمونیم و ببینیم آینده چیزی تو چنته برامون داره، نه؟

دزد کوچولو ، تو رو هم گیر انداخت

خب، ببین ما اینجا چی داریم .

امان از شما هرزه های کوچولو

اوه چجور داره بهت نگاه می‌کنه.

پس واسش مهمی

هممم. این خیلی بیشتر از چیزی که فکر می‌کردم قراره باحال باشه.

اوه، اون دختر کوچولته؟

این قراره خیلی خیلی باحالترش کنه

گوش کن:

بذار بهت بگم قراره چه اتفاقی بیفته

این دزد کوچولو قراره با جیغ کشیدن بمیره

در حالی که میدونه بعدش نوبت توئه

و بعدش تو با جیغ کشدن میمیری

اونم وقتی که میدونی من دارم میرم سمت خونه ات

و همون کاری که باتو کردم خیلی آروم با دخترکوچولوت انجامش میدم.

فقط خیلی کندتر.

و از این فرصت پیش اومده حسابی لذتمو میبرم

حالا که بحث زمان شد

حالا هر دوتامون خیلی آروم منتظر دوست دخترت میمونیم

متاسفم عزیزم

هیچ ایده‌ای ندارم بینمون چی می‌گذره.

تو هم احتمالاً نمیدونی

خب،

فکر کنم باید صبر کنیم و ببینیم آینده چی تو چنته برامون داره، نه؟

جرأتت رو دوست دارم.

وقتی که مهمه، تو فرار نمی‌کنی.

یه خطر بزرگ در راهه.

یه راه امن برای فرار هست ، ولی

تو هیچوقت انتخابش نمیکنی

وایمیسی و می‌جنگی.

و یه تصمیمی می گیری

هر چی که پیش بیاد...

هر چقدر که قیمتش باشه...

تو خودت هستی

حتی

اگه احمقانه باشه

و اگه تصمیم احمقانه‌ای صدام کنه

منم با کمال میل به اندازه ی تو احمق میشم... و فریاد می‌زنم:

اینجا!

تو هرزه کوچولو! می‌خوای...

دیگه بس کن...

آآآه! این فقط هیجانش رو بیشتر می‌کنه.

خب حالا منم که باید ببینم چی تو چنته داری

برو پیش دوست دخترت! – جوگل.

جوگل.

لطفاً...

من بهت احتیاج دارم...

کمکم کن...

واحد ۹۰۵...

بمون پایین!

الان چی کار کنیم؟

دایی‌ات مرده!

الان دیگه تنهایی – نه...

آره! و تنهایی میخوای چیکار کنی،ها؟

فکر می‌کنی کسی بیاد به دادت برسه ؟

آره! حالا تک وتنها میخوای چه غلطی کنی؟

جوگل

دست‌ها بالا، موز خر خورده

دستگیر شدی...

شما بچه ها خیلی باحالید

خوب کجا بودم؟

آه، بله.

حالا میخوام جر وا جرت کنم

و ببینم می‌تونم الهام‌بخشم رو توی تو پیدا کنم.

نه. ششش!

این قراره حسابی دردناک باشه

ماتیس، بهت احتیاج دارم. من تیر خوردم

باید منو از اینجا ببری بیرون ماتیس، همین الان! سریع!

لاشلا!

این برای دایی‌امه

لاورا!

هی ،شلیک نکن

لاورا!

عشقم،بذار من این کار رو برات انجام بدم. – گمشو!

من باید این کار رو واست بکنم! – نزن...

لطفاً زندگی‌ت رو خراب نکن. – من زخمی شدم.

آمبولانس رو صدا کن! تو...

باید منو دستگیر کنی!

عزیزم ،به من اعتماد کن.

التماس می کنم

من تسلیمم.

تو... تو پلیسی، درسته؟

آره، هستم.

ولی اون هم یکی از ماست...

کون گوز

آره، می‌دونم که از این که دنبالت باشیم خوش‌ات نمیاد،

اما پدرت خیلی نگرانت بود،

منم همینطور.

فکر کنم هنوز داری مسئولیت منو به دوش می‌کشی، برنی.

من میرم.

سلام منو به پدر برسون

و علیک سلام و رحمه الله

فصل پایانی : طلوع یک سال نو

نفسش رو روی گردنم حس می‌کنم.

جیسون منو به شیشه‌ی بزرگ فشار می‌ده.

چراغ‌های چشمک‌زن شهر

جادو! – تبدیل به هزار نگاه خیره می‌شن.

من در رحمت اون‌ها هستم، در حالی که شیشه سرد تن عریانمو لمس میکنه

یوآخیم.

هی، کوچولو.

زمان زیادی ندارم.

و خب، همه چی گفته شده، ولی...

من دوباره بهش فکر کردم.

گفتی که مثل منی، ولی این دروغ بود...

دیگه نه...

من مرده‌ام...

و تو زنده‌ای،

پس...

زندگی کن.

لاورا.

پیام من رو گرفتی.

این حسی که بین ماست رو فراموش کن

من نمی‌تونم چیزی که نیاز داری رو بهت بدم.

من بهت نیاز ندارم.

من می‌خوامت

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.