Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
.میدونم چیکار کرده
کی؟ - !مردی که توی تلویزیون ادای پدرم رو در میاره -
میخواید چیزی بهمون بگید، آقای پرسل؟
به کسی دادیش، تام؟
چی؟ - سعی داشت ازت فرار کنه؟ -
،بعد از تمام چیزهایی که میدونی
فکر میکنی میتونم چنین کاری بکنم؟
.فقط شما دنبال جولی نمیگردید
افرادی هستن که سعی دارن مطمئن بشن
به هیچکدوم از سؤالاتتون .هرگز جواب داده نشه
.هری جیمز یکی از اَفسرهایی بود
که صحنهی وودارد رو .بررسی کرد
در حین تحقیقات 1990 .ناپدید شد
.اَفسر امنیتی ارشد
به تاریخ ماه مه 81 کار رو قبول کردی؟ - .درسته -
داریم پروندهی پرسل رو .دوباره بازبینی میکنیم
به اونجا رسیدیم که تو بودی .که کیف رو پیدا کردی
کتابت چی؟
.خبر داری کجاست
فقط داری پول در میاری .و از دردشون استفاده میکنی
دخترم کجاست؟ - !نمیدونم -
.فقط میخواستم همین رو به پلیسها بگم .یه اسم
جولی؟
ارائه ازرسانه بزرگ نایت مووی NightMovie.Co
داوود و امیرعلی با افتخار تقدیم میکنند کـارآگـاه واقـعـی
.رسیدیم
.دوباره اولین روز مدرسه شده
.نمیخوام بری
.نمیخوام برم
.ولی به هرحال میرم
بدون تو چیکار کنم؟
.آدم سرسختی هستی .چیزیت نمیشه
.تو که نمیدونی
.بابا، بیخیال .وسایلم رو کمکم بیار
وقتی یه چیز سنگین بلند کنی .حالت بهتر میشه
.پسر، واقعاً من رو میشناسی
.از دو سالگیم
متأسفم. لطفاً من رو ببخشید دارم میرم دیدن زن و پسرم
چرا تماس نگرفتی؟
.برات چندتا پیغام گذاشتم
وین، یه مردی تو جلسهی ...کتابخوانیم بود، و اون
بچهها کجان؟ - .تو اتاقهاشون -
.هنری داره نینتندو بازی میکنه
ولی یه مردی تو جلسهی .کتابخوانیم بود
یه مرد سیاهپوست .یه چشم بود
یه مرد یه چشم دیدی؟
...خشن بود و ...بیادب، و
و پرسید میدونم جولی .الان کجاست یا نه
وین، فکر میکنم همون آدم .از دههی هشتاد بود
.همونی که شما دنبالش میگشتید .کسی که عروسکها رو خرید
اسمش رو نفهمیدی؟ راه دیگهای که پیداش کنیم؟
...نه
،ولی اون بیرونه .و داره دنبالش میگرده
فکر میکنم اون دلیلیه .که جولی فرار کرد
.تام پرسل خودکشی کرده
چی؟
چطوری؟
.مغز خودش رو منفجر کرده
بعد از اینکه من و رولند .بهش پریدیم
چرا چنین کاری کردید؟
شده فکر کنید ممکن بوده
تام خودکشی نکرده باشه؟
.نظر پزشکی قانونی بود
اون مرد دلایل زیادی برای .انجام چنین کاری داشت
گزارش پزشکی قانونی نوشته در ،قاعدهی جمجمهاش یه خون مردگی بوده
.انگار به اونجاش ضربه زده باشن
.جمجمهاش منفجر شده بود
.کلاً یه خون مردگی بزرگ بود
ما به یه پزشک قانونی مستقل گفتیم .گزارش رو ارزیابی کنه
گفت گلولهی اسلحه علت
.یه کبودی و لختهی خون به خصوص نمیشه
نظرتون اینه یه نفر ،بردش اون بالا
...بیهوش بعد اونطوری کشتش؟
به هر حال، به طور مؤثری .دومین تحقیقات رو به پایان رسوند
مثل 1980ـه، نه؟
،یه عمل خشونتآمیز یهویی
،یه شخص مُرده
.و پرونده مختومه است
به گمونم هیچوقت .به اون شکل بهش نگاه نکرده بودم
.دوباره مثل 1980 شده .میخوان تقصیر رو بندازن گردن یه مظنون مُرده
مظنون؟
.اون کار ما بود، مرد
.کار ما بود
.تحریک به اون کار کردیمش
.ما اون تماس تلفنی رو نگرفتیم
.کارمون رو کردیم
،اگه نکرده بودیم .یه نفر دیگه میکرد
.و خودت گفتی
.اونها بودن زندهزنده میخوردنش
.باید ادامه بدیم
،اثرانگشتهای ناقص .مرد یک چشم
.حرفی که دن داشت میزد - .یه لحظه صبر کن -
یه مرد خوب مُرده چون .بهش فشار آوردیم
،میدونستیم کار اون نبوده
.دیدیم چطوری برداشت کرد
مطمئنی اتفاقی که افتاده اینه؟
،به نظرت تام یه تایپیست بوده
که یه نوشتهی سه خطی کوچیک مثل اون بنویسه؟
.تو ده ساله روی یه پرونده کار نکردی
.محض رضای خدا، پرپل
فکر میکنی قضیه چیه؟
فکر میکنی چرا آوردمت اینجا؟
که دختره رو پیدا کنیم .و اتفاقی که افتاده رو حل کنیم
فکر نمیکنی کارآگاههای بهتر از تویی باشن؟
،هی
.دختره رو پیدا کنیم، عالی میشه
.پرونده رو خاتمه میدیم، عالی میشه
،ولی واسه یه پروندهی ده ساله
چقدر احتمال داره پیش بیاد؟
با اینکار سعی داشتم کمکت کنم .شغل و حرفهات رو پس بگیری
میفهمی؟ .یه لطف بود
چون من یه آدم بیچارهام که .نیاز به ترحم داره
.حالا هی بگو
.هی بگو
واسه ده سال آینده برت میگردونم
...تو بخش اطلاعات عمومی .یا پاکسازی بزرگراه
چطوره؟ ها؟
...رولند .باید ادامه بدیم
،اگه کار تام نبوده ...نذار
چه مدرکی داریم؟
میخوای برگردی دنبال هر مرد یکچشم سیاهپوستی تو آرکانزاس بگردی؟
واسه چی؟ چون زنت یکیشون رو دیده؟
.خودش یه چیزیه
...و دیگر مدارکی داریم - .بس کن -
.ولش کن .کارمون اینه
.برای درست کردن وضع شخصی تو نیست
جایی نیست که توش .مشکلاتت رو حل کنی
صبح مشروب زدی؟
.کون لقت، وین
.تام چطوری؟
دارم از اینجا .گورم رو گم میکنم
،لوسی رفته ...و جولی
...آره، جولی
،میدونی ...فکر کردم اگه
،فرصتی باشه ...ولی
.شما میگید مُرده
.پس دارم میرم
برنامهات اینه چیکار کنی؟
.هر کاری که جلوی این حس رو بگیره
،یعنی .فایدهای نداره
کسی برام نمونده .که براش احساسی داشته باشم
فکر نمیکنم اون بچهها بخوان .به خودت صدمه بزنی، تام
نه. نه، حالا دیگه .اصلاً هیچی نمیخوان
دیگه بدتر از این میتونه چه بلایی سرم بیاد؟
اتفاقی نیست که برام بیوفته و .خیالم رو راحت نکنه
کجا میری؟
.هیچجا
.میخوام ماشینت رو جابجا کنی
.حس خوبی به این ندارم
خب، من که .مسئولیتم با تو نیست، کارآگاه
.بذار رد بشم
.بهت شمارهی شخصیم رو هم میدم
...اگه دچار مشکلی شدی
...گیر افتادی
.زنگ بزن
.هی
.به کمکم نیاز نداری
...ولی ممکنه روزش برسه
،و اگه برسه .بهت کمک میکنم
.اینها رو برای روز یادبو درست میکنم
.این یکی برای تامـه
درک نمیکنم چرا .الان چنین کاری بکنه
.خیلی سختیها کشید
خب، میخواستی دربارهی چی باهام حرف بزنی؟
واقعاً؟
...خب، تو بهترین دوست لوسی بودی
میدونستی لوسی ،آشنایی داشته باشه
یه مرد سیاهپوست یک چشم؟
.نه
...یعنی
،مردهای دیگهای بودن
...ولی هیچوقت به نظرم
...خب، میدونی، با .یه مرد سیاهپوست نه
منظورت چیه؟
...به نظر ...انگاری
این مرد یک چشم یه عروسک به جولی داده
.در هالووین سال 1980
و احتمالش میره شاید .اون کسی بوده که بردش
.چیزی ازش نمیدونم
گفتی هالووین؟
.صبرکن
.باشه
حالا ببین، اینها بعد از اتفاق
.ظاهر شدن
ببین، وقتی اومدن اینجا .عکسشون رو گرفتم
میدونی این افراد کی هستن؟
دو تا شبح؟
.نه، فکر نکنم
...اون موقع کشاورز گفتش چند باری یه زوج
نژاد ترکیبی دیده
،که نزدیک خونهاش بودن .تو اونطرف دویلز دن
میشه این عکس رو قرض بگیرم؟
.نه، ترجیح میدم نگیری .مال منه
.فقط برای یه کپی گرفتن .میتونم بلافاصله پسش بیارم
...ترجیح میدم که .اینکار رو نکنی
.هی
،اگه بذارم این عکس رو قرض بگیری
بر میگردی؟
فردا؟
.آره، میام .فردا
شده به اسبابکشی به شهر فکر کنی؟
چرا برم؟
.یه نفر باید بمونه
.به خاطر بیاره
اولش یه صحبتی کردیم
که همسرتون داشت ادامهی .اولین کتابش رو مینوشت
.آخرش تصمیم گرفت ننویسه
.دیگر داستانها واسه نوشتن داشت
در حین دومین تحقیقات باهاش اطلاعات رو به اشتراک میذاشتید؟
...فقط مثل صحبتهای یه زن و شوهر
...که به همدیگه میگن
.سلام، هنری - حالت چطوره، آقای وست؟ -
.اوضاع زندگیشون چه خبره...
چیزی از تحقیقاتش نشون دهندهی یه توطئهی بزرگتر بود؟
مثل یه لاپوشونی؟
.فکر نکنم
مدارکی از چنین چیزی دارید؟
چی دستگیرتون شده؟ - .ماشین تو پارکینگه -
.یه کاپرای مرکوری مدل 78
.پلاک میروزی، اِکواِکو اوسکار 679
با کارمند حرف زدی؟
.پول یه هفته رو پرداخت کرد
کسی نیومد سراغ این یارو رو بگیره؟
.فقط شما دو نفر
.اینجا بمون
دن؟
چیزی نشنیدی؟ ندیدی؟
.نه .هیچی
دیشب کار کردی؟
دیگه کی مسئول ثبته؟
.دو شب گذشته رو من کار کردم .زنم گاهی جام میمونه
.اگه میخواید میتونید باهاش حرف بزنید
فکر میکنم اگه چیزی بود .میگفت
...میاد .میگه لوسی به قتل رسیده
.به نظر تام رو تبرئه میکرد
.رفتار خیلی متوهمی داشت
افرادی اون بیرون هستن که نمیخوان" ".بدونید من چی میدونم
.پس حق داره توهمی باشه
.مگه اینکه گذاشته و رفته
،بعید میدونم ماشین رو ترک کرده باشه .و اون صحنه سازی رو انجام داده باشه
.گمش کردیم .چیزی دستگیرمون نشد
بعد از رویارویی با مدارک جدید ،که گناهش رو نشون میداد
،و ناپدیدی و مرگ بچههاش
تام پرسل در صحنهی جرم اصلی
.مرتکب خودکشی شد
یه یادداشت گذاشته بود که .میتونه به عنوان یه اعتراف برداشت بشه
در حال حاضر
حاضریم محکومیت غیابی
برت وودارد رو .لغو کنیم
...قربان
.پخش زنده دیده بودمش
شما از نتایج دادستان کل
راضی نبودید، درسته؟
.نه
ولی هرگز با هیچ بخشی از .پرونده راضی نبودم
.صبح بخیر
سعی داری تحت تأثیر قرارم بدی؟
.فقط دارم وظیفهی خودم رو انجام میدم
.بانمکبازی در نمیارم
.آدم باید به اندازهی خودش کمک کنه
.آره، من که شکایتی ندارم
فقط خوشحالم .دنبال یه مادر نمیگردی
روی چیزی کار میکنی؟
.فقط سرم رو گرم میکنم
دربارهی پرونده؟
چه جور چیزی مینویسی؟
.یه مقاله... شاید
.مطمئن نیستم
برای روزنامه؟
.شاید یه مجله
.نمیدونم
تا حالا "با خونسردی" رو خوندی؟
بتمن رو میگی یا سیلور سورفر؟
.به سال آخریهام گفتم بخوننش
دارم به نوشتن دربارهی جرم ،فکر میکنم
.ولی بیشتر دربارهی جامعه
.نویسندگی سخته
نصف چیزی که نوشتی رو .خط زدی
چرا به خودت زحمت میدی؟
.حس میکنم یه صدایی دارم
فکر کردی 4 سال رفتم دانشگاه
که مثل مادرم بشم؟
.باید دربارهاش بنویسی
جدی؟
.خب، تو پُر از سورپرایزی
اینطور نیست که اخبار ساعت 6 .بیاد ازش بگه
یه نفر باید خاطر نشان بشه حرف مقامات .چرت و یاوه است
فکر میکنی یه کشمکش منافع باشه؟
،رابطهی ما و من دربارهاش بنویسم؟
مردم باید بدونن اونها پرونده رو مختومه کردن ...چون خودشون میخواستن
.ولی حل نشده
مگه بهت صدمه نمیزنه؟ به کارت؟
.نمیخوام تو دردسر بیوفتی
.لقشون ،اگه نمیخوان درست انجامش بدن
.شغلش ارزش حفظ کردن رو نداره
.میتونن هرجور مزخرفاتی تو گوشت فرو کنن
فکر میکردم فقط میخوای .وظیفهی خودت رو انجام بدی
.از دست من و اخلاق کاری کوفتیم
میدونستید حتی بعد از ،مرگ تام
مردی بود که ،دنبال جولی میگشت
سراغش رو میگرفت؟
یه مرد سیاهپوست؟
.نه - .این مرد یک چشم نداشت -
یه شاهد گفته خودش رو به نام .واتس" شناسایی کرده"
.واتس
نظر ما این بود که .این مرد یه جاکش بوده
احتمالاً شخصی که جولی .از دستش فرار کرده بود
جاکش؟
واسه چی؟
.اومدن سراغم، میدونی
.گفتم گم بشید
به بابات گفتم نباید .چنین کاری بکنه
.میتونه خطرناک باشه
از چه نظر؟
بیبن، سعی ندارم .جاسوسی بابات رو بکنم یا چیزی
میدونی شبها چیکار میکنه؟
میدونم هفتهی گرشته ساعت 3 صبح ...کارش به جادهی شوپیک لین ختم شده بود
.نتونستم بگم اونجا چیکار میکرده
تو دفتر قدیمی مامانت مینشینه
،کتابش رو میخونه .اسناد قدیمیش رو
.آره، میدونم
خب، با یه اسلحهی پُر .سر میزش انجامش میده
.نزدیک نگهش میداره
عروسکها در قاچاق انسان زیرزمینی
.به عنوان نشان دهنده عمل میکنن
...مثل این مارپیچ آبی .رمز پدوفایلهاست
در سال 2012، دو پلیس ایالتی لوئیزیانایی یه قاتل سریالی رو متوقف کردن
که به یه جور حلقهی خلاف پدوفایلی .مرتبط بوده
،علیرغم مدارک همدستی .پرونده هرگز بازتر نشد
.فکر کنم دربارهاش خوندم
خب حرفت چیه؟
...فکر میکنم اینجای کار .لایق یه توضیح هستم، خانوم
حرفت اینه که چیشده؟
هرگز ،به اون مرد شک نداشتم
باشه؟
...اینطوری دیدنش، من
نمیتونم... نمیدونم .باید چیکار کنم
به یه نفر نیاز داره ،که کنارش بمونه
.مراقبش باشه
فکر کنم اتفاقی که برای بچههای پرسل افتاد
.به یه گروه شبیه به اینها مرتبط بوده
فکر میکنم یکی یا هر دو والدینشون ...اونها رو فروختن
.احتمالاً با کمک پسرعمو
.واسه همین همهشون نیستن
،ناپدید شدن، کشته شدن .ساکتشون کردن
،این گروهها .فراریها رو میگیرن
.بچههای تو یتیمخونهها رو .آدمربایی آشکار
و تحقیقات بزرگتر مدام .قطع میشن
در هر دو پروندهی لوئیزیانا و نبراسکا، دست
سیاستمداران رده بالا و بیزنسمنهایی .در کار بوده
مردمی که قدرت ناپدید کردن .این تحقیقات رو دارن
بعد از تحقیقات دههی 80 .از جرایم بزرگ منتقل شدین
،سال 1990 .از پلیس کناره گیری کردید
چیزی ندیدید که نشون دهندهی دخالت افراد رده بالا باشه؟
مدارکی نبود که نادیده گرفته بشه؟
نتیجهگیریهای تحمیل شدهای؟
...در پلیس بودن .هیچ قطعیتی نیست
،خیلی از مواقع .اصلاً وضوحی وجود نداره
...فقط نهایت تلاشت رو میکنی، و
یاد میگیری با ابهام .کنار بیای
.باید بگم ناامید شدم
بیشتر میخواستم باهاتون حرف بزنم چون سابقهتون میگفت
هرگز با نسخهی رسمی پرونده .کنار نیومدید
امیدوار بودم یه بخش .گمشده رو برای داستان فراهم کنید
...خانوم جوان
تمام ذهن من یه مشت .بخشهای گمشده است
...ببخشید
که مدت قرار بود .به همین نتیجه برسید
.من جوابی براتون ندارم، خانوم
،کاش داشتم .ولی ندارم
...آقای هیز، لطفاً
میشه حرفم رو در نظر بگیرید؟
.نه، خانوم
.عذر میخوام
.از قدم زدن تو قبرستون خاطراتم خسته شدم
.داستان برای من تمومه
.سلام
،گفتش ".واتس"
.مرد یک چشم
شنیدی؟
.قبل از اینکه یادم بره بنویسش .واتس
،متأسفم، مرد
ولی فکر میکنی اگه زنت بود چنین چیزی رو برات میخواست؟
تو چه مرگت شده؟
.ازم میخواد تمومش کنم
چطور مگه؟
."واتس"
.فراموش نکن چون من فراموش میکنم
..."کارآگاه "هیز"، "نوادا بل
.سوابق تماسهای تلفنی که خواسته بودین رو فکس کرده
.سوابق سه هفته در سال 1988
.ممنون سرکار
.باشه، بچهها، سوار ماشین بشین
چی؟ - .باباتون قرار بود مراقبتون باشه -
.فردا مدرسه دارم - !زود باش، کفشهاتو بپوش -
.باید باهام بیاین
.بله، سلام
.ستوان "رولند وست" هستم
از پلیس ایالتی آرکانزاس .به شمارهی 457
...سوابق پروازی رو میخوام
.از فرودگاههای خصوصی به همراه اطلاعات مسافران
تمام پروازها به ..."فرودآگاه بینالمللی "مککران
...در این تاریخها
.آره، گوشی دستمه
...میخواستم بدونم وقتی "لوسی" اینجا کار میکرد
زیاد به دیدنش میاومدن؟ منظورم مرداست؟
.آره، میشه گفت
بیشتر آدمایی که اینجا .میاومدن میخواستن باهاش حرف بزنن
.برای کاروبار خوب بود
...کنجکاو شدم
تا حالا دیدین که یه زوج باهاش حرف بزنن؟
.یه مرد سیاهپوست و یک زن سفیدپوست
.فکر نکنم، یادم نمیاد
فقط یه مرد سیاهپوست چطور؟
.که از یه چشم هم کور بوده باشه
.چشمش سفید و بدون مردمک باشه
...خب حالا که گفتی
.همین الان به ذهنم رسید
...هیچوقت ندیدم با "لوسی" باشه
..."اما یادمه داداش یا پسرعموی "لوسی
."دن اوبرایان" - ."آره، "دن -
اونو یه بار دیدم که .داشت با این یارو حرف میزد
.یه سیاهپوست که از یه چشم کور بود
عالیه. حتما به اندازهی .کافی ریخت همدیگه رو نمیبینیم
.باید یه نگاهی به این بندازی - چرا؟ -
.کل قضیه رو فهمیدم
.این شماره تلفن رو ببین
.در یک شب هشت بار تماس گرفته
."کمتر از دو روز قبل از اوردز "لوسی
.صورتحساب اتاقشو پرداخت نکرده
.باشه - .آدرسش اینه -
صاحب اونجا شرکتی .به نام "اوزارک تراست" ـه
یه سری سوابق خصوصی رو .بررسی کردم و گشتم
.مال شرکت "هویت" ـه
.شرکت امنیتی
.خط خصوصی "هریس جیمز" ـه
.ها
این لیست مسافران هواپیمایی ـه .که تو تولسا پرواز کرده
.مسافران درجهیک به مقصد وگاس
.خودشه
هریس جیمز" یک روز" .قبل از مرگ "لوسی" به وگاس رفته
.روز بعدش هم برگشته
پس میخوای اینا رو به "بلوینز" هم بگی؟
.نه، لعنت خدا بهش
،مگه چه کار میکنن ...پرونده رو میندازن یه گوشه
و تو یه زیرزمین دیگه میذارنش تا خاک بخوره؟
.اونا مدارک رو تو خونهی "وودارد" جاساز کردن، رفیق
احتمالا قبل از اینکه از پلیس .جدا بشه اثرانگشتهاشو از روی اسباببازیهای تو جنگل پاک کرده
."رولند"
خب فکر میکنی با اینا چه کار میتونیم بکنیم "وین"؟
میتونیم بریم ازش بپرسیم .توی وگاس چه غلطی میکرده
.و مثل گذشته درستوحسابی ازش بپرسیم
حتما با "هویت" یه ربطی داره اینطور فکر نمیکنی؟
هریس" همچین کاری گیرش اومده؟"
اگر به روساش ربطی داشته باشه .میتونیم به حرفش بیاریم
.نه، نمیتونیم
.میتونیم اینا رو پیش رییس ببریم .فقط همین
.نمیتونیم کاری که تو گفتی رو بکنیم
.اگه حرف نزنه، دخلمون اومده
.و میفهمم چقدر روش کار کردی .خیلی هم خوبه
اما تنها کاری که میتونیم .بکنیم اینه که برای پروندهـمون مدرک جمع کنیم
.در مورد "تام" فکر میکنم
.در مورد اون یادداشت فکر میکنم
متوجه شدی که دلش بخواد دوباره با "لوسی" باشه؟
تو دیدیش که تایپش کنه؟
.برای "تام" باید این کار رو بکنیم
و اگه "جیمز" حرف نزنه چی؟
به اندازهی کافی ازش .مدرک داریم، بالاخره مُقُر میاد
...به اون طویله میبریمش و
.مقر میاد
...اگه
...اگه حس میکنی "تام" رو ناامید کردی
."اینطوری میتونی درستش کنی "رولند
.نذار قسر در بره
.نذار تقصیر اون بندازنش
.اینطوری برای "تام" جبران میکنیم
.دیگه این حرفو نزن
.سادهلوح که نیستم
.1955تا 1985
.خدمتکار آشپزخونه و بعدش سرایدار شدم
.مدت زیادی با "هویت" کار کردم
چرا هنوز با این سن برای پلیس کار میکنین؟
.دلمون نمیخواست بازنشسته بشیم
خودم به غیر از اینکار .کار دیگهای ندارم
.و کار دیگهای بلد نیستیم
خب، چطور میتونم کمکتون کنم؟
جریان "هویت" چیه دیگه؟
داریم دنبال یه سری .سرنخهای قدیمی میگردیم
...مردی به اسم "هریس جیمز" رو میشناختین
که برای "هویت" کار میکرد؟
.بیشتر دیده بودمش تا بشناسمش
.آخرین سالی که اونجا بودم پیداش شد
.امنیت آقای "هویت" رو تامین میکرد
.خانوادهی "هویت" تراژدی زیادی داشتن
.شما در این مورد چی میتونین بهمون بگین
.اون خانواده اصلا شانس نداشت
.البته به جز در تجارت
.من خانم "ایزابل" رو بزرگ کردم
.ایزابل"، دختر خانواده بود"
اون خانوادهی خودشو داشت درسته؟
.همونطور که گفتم شانس نداشتن
.شوهرش و دختر کوچولوش فوت کردن
.توی یه تصادف بد در سال 77
..."ایزابل"
.داغون شد
.هرگز خونه رو ترک نمیکرد
...بعدش یه شب
...یه ماشین برداشت و رفت بیرون
.از وسط نردهها رد شد
.تصادف بدی کرد
.بعدش آقای "جون" مراقبش بود
رانندهش شد، هر .کاری میخواست انجام میداد
آقای "جون"؟ اون کی بود؟
.خیلی با آقای "هویت" نزدیک بود .یه آقای سیاهپوست بود
.تو خونهی اصلی اقامت داشت
.تو زیرزمینش
...تمام اون قسمت خونه مال خانم "ایزابل" بود
آقای "جون" تنها کسی بود .که میتونست بره اونجا
اسم کوچیک آقای "جون" رو میدونین؟
"مطمئن نیستم که "جون .فامیلش بوده باشه
.فقط آقای "جون" صداش میکردیم
...چندان با بقیه و ماها
.حرف نمیزد
خبر دارین که هنوز زندهس یا نه؟
میتونین ظاهرشو توصیف کنین؟ متوجه چیز خاصی در موردش شدین؟
.فقط چشمش
.چشم چپش سفید بود .میدونی، کور بود
مردی به اسم "واتس" چی؟
میشه با "لیزا" برم تو رودخونه شنا کنم؟
."بکا"
وسایلتونو جمع کردین؟
.نه، رفیق، هیس
.هی، فقط به من نگاه کن
.باید برسونمش مدرسه
.باشه، بعدا برسون
چرا از اونجا رفتین؟
...حدود سال 81
جاهایی از خونه .که باید میرفتیم رو محدود کردن
یا باید تو آشپزخونه یا تالار بزرگ .تو خونهی اصلی میموندم
..."خانم "ایزابل
...نمیدونم چه اتفاقی افتاده بود
.اما فکر کنم حالش بدتر شده بود
چطوری؟
حالت خوبه؟
.نباید اون حرفو میزدم
.در مورد "تام"، ببخشید
در مورد "تام" چی گفتی؟
..."مجبورت کردم بری دنبال "هریس
.میخواستم کاری رو بکنی که من میخوام
.نباید اون کار رو میکردم
...فقط
...اتفاقی که افتاد، من
.متوجه نبودم که چقدر ما با هم فرق داشتیم
.امیدوارم بتونیم گذشته رو پشتسر بذاریم
.پشتسر گذاشتیمش داداش
.بیا بریم
.خودشه
."ستوان "وست
حالا پلیس راهنمایی رانندگی شدی؟
.از ماشین پیاده شو، آقا
همه چیز مرتبه؟
.ستوان اصلا قیافهـت خوب نیست
.ازت میخوام از ماشین پیاده بشی، آقا
.بله، چشم ستوان
...متوجه نمیشم مشکل چیه؟ من
نمیخوای همکاری کنی؟
.پس نمیخوای همکاری کنی
صبر کنین، معلوم هست چه خبر شده؟
...اگه میخواین حرف بزنین یا هر چیز دیگهای
.همیشه در دفترم به روی شما بازه
.دفتر من و شما نداره
.انگار خیلی ناراحتی قربان
میخواستی اینو برداری؟
.نه قربان، نمیخواستم
.از ماشین پیاده شو
.دوست دارم بدونم جریان چیه
.هر دو خیلی عصبانی به نظر میاین - !پیاده شو حرومزاده -
!زود باش! مرتیکهی عوضی
!بیا بیرون حرومزاده
بعدش چی؟
.برین سراغ اصل مطلب
.دوست نداری کسی بهت دستور بده
...لوسی" به شرکت "هویت" زنگ زده"
.هشت بار و روز بعدش اوردز کرده
...فهمیدیم که تو به مدت دو روز
.وقتی اون فوت کرده توی وگاس بودی
تو اون کولهپشتی کوفتی و لباس رو توی خونهی "وودارد" گذاشتی، مگه نه؟
و رفتی اطرافو گشتی ...دوباره با شاهدان مصاحبه کردی
تا ببینی کسی چیزی دیده یا نه؟
.تو کاری کردی "لوسی" اوردز کنه
.خب، عجب داستان عجیبوغریبی
.اصلا نمیدونم منظورتون چیه
!خدایا
چه بلایی سر بچهها تو سال 80 اومد؟
.تو بهم بگو. شماها کارآگاهـین
!لعنت خدا بهت
!اینقدر منو نزن
!کوفتی
لوسی" چی میخواست، پول؟"
چی گفتش که تو رفتی اونجا و کشتیش؟
...دن اوبرایان" یه چیزایی در مورد"
.آدمایی که حاضر به مذاکره نیستن گفت
نگران شماها بود مگه نه؟
.تو پیداش کردی - .بذار به هردوتون یه چیزی بگم -
...اون دو تا، مادر بچهها و پسرعموش
.آدمایی نیستن که باید نگرانشون باشین
خب جریان چیه؟
امکان نداره شماها .به اون آشغال کوچکترین اهمیتی بدین
.دوست من مُرده
.از بچهها بگو
.خودم بچه دارم
...هیچوقت حاضر نمیشم
.حاضر نمیشم به یه بچه آسیب برسونم .خدایا
.حس خوبی ندارم .بدجوری کتکم زدی مرد
.بهمون بگو چه اتفاقی افتاد
.تمام داستان رو بگو
.بچهها مرتب به دیدن یه نفر توی جنگل میرفتن
.همون آدم اونا رو برد
.شاید پای مادرشون یا "اوبرایان" هم گیر بوده
.اما سال 80 تو مدارک رو جاساز کردی
و اثرانگشتها رو از روی .مدارک پاک کردی
.فکر میکنیم همهـشو به خاطر "هویت" انجام دادی
اون به بچهها علاقه داره؟
.شاید یه گروه بوده باشن
.از دوستاش
.آدمایی که بچهها رو دوست دارن
شما دو تا بدجوری چرتوپرت میگین، میدونستین؟
.خدایا
.درد دارم
...من
فقط چیزی که میدونم رو .بهتون میگم
...اما
.باید بدونم که زنده از اینجا میرم بیرون
.به هر شکلی زنده میمونی
...اینا رو باز کن
.نمیتونم دستای کوفتیمو دیگه حس کنم
.نمیتونم نفس بکشم .نمیتونم نفس بکشم
.دندههامو خرد کردی رفیق
.حس میکنم تو ریههام چاقو خورده
.خدایا، یا عیسی مسیح
چقدر محکم زدیش؟
...گوش کن - .لعنت بهت -
.لعنت به تو وامونده
.برامون چارهای نذاشت
.و حق با من بود
.خودت دیدی که، یه چیزی میدونست
.نه، حرفات در مورد "تام" مزخرف بود
.مجبورم کردی همراهـت بیام .کاری که میگی رو بکنم
.وایستا ببینم .ناسلامتی عاقل و بالغی
.من مجبورت نکردم کاری بکنی
!همین الان یه نفر رو کشتم مرتیکهی احمق عوضی
،حالا تموم شده، از بین رفت .هر چیزی که میدونست از بین رفت
.به زندگیم گند زدی - ."کار هردومون بود "رولند -
...ای مرتیکهی سواستفادهگر، از خودراضی
...مغرور عوضی
چیه؟
ها؟
میخوای چی بگی؟
حدس بزن الان .چه کلماتی توی ذهنم داره نقش میبنده
.پس بگو راحت باش
.بگو دیگه حرومزاده
.نه
.فقط میخوام بدونی که دارم بهشون فکر میکنم
...هریس" پلیس بزرگراه بود"
.منطقهی چهار تو سال 77
...همون منطقهای که خدمتکار گفتش
.دختر "هویت" تصادف کرده
...این ممکنه شروعش بوده باشه
از اونجا بهشون کمک کرده .و براشون کار کرده
."اون مرد سیاهپوست، آقای "جون
..."آملیا" گفتش "اوبرایان" تو محل کار "لوسی"
.باهاش ملاقات میکرده
.یه جور قرارومدار با هم دیگه داشتن
...میدونی، همیشه میدونستم بالاخره یه جوری
.دنبال این قضیه رو میگیری
...نه بهت گفتم
.ولش کردم
.آملیا" و من قراری با هم گذاشتیم"
.آره
بازرس خوبی بود مگه نه؟
.اون روز یه چیزی بهم گفت
.داشت باهام حرف میزد
...گفتش
...گفتش که خودم نمیدونستم
...و اینکه
.اینکه همین قلبمو سنگ کرد
آملیا" اینو بهت گفت؟"
.درست همونجا نشسته بود
همیشه میدونست چطوری .چیزی که ازم میخواد رو بدست بیاره
.حرومی برگشته
."بازم یه پیرمرد دیوونه رو مسخره کن کارآگاه "وست
.هی
دنبال من میگردی؟
.بیا بیرون ببینم
...هی
عکس گرفتی؟ - .آره -
ممکنه دوستپسر سابق .یه نفر باشه که این اطراف پرسه میزنه
وین"؟"
."وین"
چه کار میکنی؟
جریان چیه؟
کجا بودی؟
.نمیتونم در موردش حرف بزنم
.صبح باید حرف بزنیم
میشه صبح باهام حرف بزنی؟
.هیچوقت با هم روراست نبودیم
اینکه چی شده و .چه کار داریم میکنیم
.نه، میدونم
.شاید بتونیم اوضاع رو عوض کنیم
...اگه بهت بگم
.اگه ندونی برای خودت بهتره چی
.در مورد خودت نه، بهتر نیست
.در مورد خودت باید همه چیزو بدونم
اگه این کار رو باهات .بکنم یه آدم عوضی و حرومزادهـم
.متاسفم ممکنه "رولند" باشه
.ممکنه مهم باشه
.لطفا، یه لحظه وایستا
الو؟ - کارآگاه "هیز"؟ -
وین هیز"؟" - .بله -
میدونی من کیم؟
.نه
.ادوارد هویت"ـم"
فکر کنم باید در مورد .یه چیزایی حرف بزنیم
چطور مگه؟
."هریس جیمز"
دوست دارم در مورد ...اتفاقات دیشب حرف بزنم
.چون درکشون میکنم
.اگه دوست داری میتونم بیام داخل
.خیلی خوشحال میشم با خانوادهـت آشنا بشم
با همسرت، همون نویسندهـه؟
.هنری" و "ربکا" کوچولو"
.چقدر خوششانسی که خانواده داری
.نه
پس شاید دلت بخواد .بیای بیرون و با من حرف بزنی
ترجیح میدم که این .جریان فقط بین خودمون بمونه
.البته فعلا
چطوره بعدا در موردش حرف بزنیم؟
...شاید متوجه نشده باشی
اما تا الانم خیلی .تحملت کردم
شاید بهتر باشه با اطلاعاتی .که دارم به دفتر دادستانی برم
...یا همونطور که گفتم
.بیام تو خونه و حرف بزنم
.نه
.پنج دقیقه دیگه میام
چیه؟
...فقط
.ببخشید. این آخرین باره
بهم اعتماد کن باشه؟
.یه بار دیگه. همین
.بعدش حرف میزنیم، همه چیزو بهت میگم
...الان
.گوش کن
.فقط باید بهم اعتماد کنی
.آخرین بار ـه
.آخرین بار
ترجمه از: داوود ، امیرعلی illusion , highbury
ارائه ازرسانه بزرگ نایت مووی NightMovie.Co
زمان مدرسهای ـه .که درش یاد میگیریم
.زمان آتشی ـه که درش میسوزیم
.این پرونده .همیشه این پرونده بوده
.حالا تموم شده
...این همه مدت
داشتی چه غلطی میکردی؟
...خدای من
.فقط بهم بگو چی شد
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.