Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
(برف و خاکستر) :کانال سیاه و رنگی در تلگرام @BLACKNCOLOR
اگر این لحظه نزد من آیی
دقیقههایت، ساعتها میشوند
و ساعتهایت، روزها
و روزهایت، عمری خواهد شد
تقدیم به شاهزاده ی فیلها:
دقیقاً یک سال پیش بود که ناپدید شدم
در آن روز، نامهای دریافت کرده بودم
که مرا به نقطۀ آغازین زندگیام با فیلها فرا میخواند
مرا ببخش برای سکوتی که به مدت یک سال میانمان شکسته نشده بود
این نامه، شکننده ی آن سکوت است
این، اولین از سیصد و شصت و پنج نامۀ من است به تو
هرکدام، برای یکی از روزهای سکوت
من هیچوقت به اندازه ی این نامه ها به خویشتن خود نزدیک نبوده ام
اینان نقشههای من از مسیر پرنده اند
و این تمام آن چیزی است که میدانم حقیقت دارد
همه چیز را به یاد خواهی آورد درست همانگونه که قبلا بودند
در آغاز زمان آسمان ها مملو از فیلهای پرّان بودند
که هر شب در یک گوشۀ مشخص از آسمان میآرامیدند
و با یک چشم باز، رویا می دیدند
شب هنگام که به ستارگان مینگری
به چشمان خیرۀ فیلهایی نگاه میکنی که با یک چشم باز به خواب رفتهاند
تا به بهترین شکل مراقب ما باشند
از آن زمان که خانهام در آتش سوخت ماه را واضحتر میبینم
من به تمام عدن ها (باغ ها) که در من افتاده اند نگاه کردم
بوستانهایی را دیدم که در دستانم نگه داشته بودم اما رهایشان کردم
وعدههایی را دیدم، که نگاه نداشتم
دردهایی که مرهم نگذاشته بودم
زخمهایی که التیام نداده بودم
اشکهایی که روانه نکرده بودم
مرگهایی که به عزا ننشسته بودم
نیازهایی که اجابت نکرده بودم
درهایی که نگشودم درهایی که نبستم
معشوقگانی که پشت سر گذاشتم
و رؤیاهایی که نزیستم
تمام چیزی که به من پیشنهاد شده بود را دیدم که نمیتوانستم بپذیرم
میدیدم نامههایی را که در آرزویشان بودم، اما هرگز نگرفتمشان
میدیدم تمام آنچه را که میتوانست باشد اما هرگز نخواهد بود
یک فیل که خرطومش را بالا برده است نامهای است به ستارگان
والی که در آبها رخنه میکند نامهای است از قعر دریاها
این تصاویر، نامهای برای رؤیاهای من است
این نامهها، نامههای مناند برای تو
قلب من چون خانهای قدیمی است که پنجرههایش سالهاست گشوده نشدهاند
اما اکنون میشنوم که پنجرهها در حال گشایش اند مرغ های ماهیخوار شناور در بالای سر برف های در حال آب شدن هیمالیا را به یاد می آورم
آرمیده بر دُم نهنگ کوچک دریایی
نغمۀ شیرهای دریایی ریشدار
پارسِ گورخر
تقۀ شنها
گوشهای سیاهگوش
جنبیدن فیلها
فرو شدن والها
و نیمرخ بوفالوها
در خاطرم حلقۀ انگشتان میرکتهاست
که بر رود گنگ شناورند
جاری به سوی نیل
دایموند را بالا میروند
در خاطرم است حیرانی در گوشههای حتشپسوت و صورت بسیاری از زنان
دریاهای بیانتها و هزاران کیلومتر از رودها
...به یاد می آورم پدر به پسر... ...و طعم...یادم می آید... ...و صدای هلو...
همه چیز را به خاطر میآورم
اما به یاد نمیآورم هرگز دوست داشته شده باشم
رؤیاهایت را به یاد بیاور
رؤیاهایت را به یاد بیاور
رؤیاهایت را به یاد بیار
به یاد بیار
هرچه بیشتر فیلهای ساوانا را مینگرم هرچه بیشتر گوش میسپارم بیشتر گشوده میگردم
اونها به یادم میآورند که چه کسی هستم
باشد که فیلهای نگهبان آرزوی مرا بشنوند تا با تمام موزیسین های ارکستر طبیعت در میآمیزندش
من میخواهم از درو.ن چشمان یک فیل ببینم میخواهم به جشنی بپیوندم که در آن قدمی وجود ندارد
میخواهم رقص شوم
نمیتوانم بگویم دورتر میشوی یا نزدیکتر میآیی
من دلتنگ آن آرامشم که یافتم وقتی که در صورت تو نگریستم
شاید اگر صورتت اکنون به من باز میگشت
آسانتر بازش مییافتم آن صورتی را که به نظر می رسد از دست دادهام
صورت خودم را
از پَر به آتش از آتش به خون
از خون به استخوان از استخوان به مغز
از مغز به خاکستر از خاکستر به برف
از پَر به آتش از آتش به خون
از خون به استخوان از استخوان به مغز
از مغز به خاکستر از خاکستر به برف
از پَر به آتش از آتش به خون
از خون به استخوان از استخوان به مغز
از مغز به خاکستر از خاکستر به برف
از پَر به آتش از آتش به خون از خون به استخوان
از استخوان به مغز از مغز به خاکستر از خاکستر به برف
از پَر به آتش از آتش به خون از خون به استخوان
از استخوان به مغز از مغز به خاکستر از خاکستر به برف
از پَر به آتش از آتش به خون
از خون به استخوان از استخوان به مغز
از مغز به خاکستر از خاکستر به برف
آواز والها به آن دلیل نیست که پاسخی دارند
میخوانند برای آنکه نغمهای دارند
آنچه بر صفحات نوشته شده مهم نیست
آنچه مهم است آن است که در قلب نگاشته شده
پس نامهها را بسوزان و خاکسترشان را بر برف بتکان
بر لبه ی رودخانه هنگام که بهار میآید و برف آب میشود
و آب از رود لبریز میکند و به سرچشمههای رودخانه ها بازمیگردد
و نامههای مرا با چشمان بسته، باز میخوانی
بگذار کلمات و تصاویر چون موجی تنت را بشورند
نامهها را باز بخوان با دستانی که بر گوشهایت گرفتهای
به نغمه های عدن گوش بسپار
صفحه به صفحه صفحه به صفحه
مسیر پرندگان را پرواز کن
پرواز کن
پرواز کن
پرواز کن
دانلود شده از سابدان Www.subdown.xyz
دانلود شده از سابدان Www.subdown.xyz
دانلود شده از سابدان Www.subdown.xyz
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.