Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تقدیم به تمام پارسیزبانان
با داغونترین اینترنت دنیا, سینما رو بدون محدودیت ببین SandsMovie.Ir
با ما همراه باشین Telegram @sands_movie
.::: مترجم مرتضی راکی :::. کانال تلگرام : @nestedsub
خب، دیگه داریم به آخر بازی "هیولا" نزدیک میشیم.
با این بازی بعدی، فقط شش نفر از شما میتونید برید مرحله بعد،
و این شش نفر تو بازی آخر
سر اون ۵ میلیون دلار که اونجاست، رقابت میکنن.
هورا!
- وای. - عجب چیزیه. دو تا چالش دیگه مونده؟
ولی تنها راه رفتن به چالش بعدی
اینه که توسط رقیبهاتون تو این چالش انتخاب بشید.
- ما امشب نمیریم خونه. - اوه، نه. من باهاتم.
تو هر کدوم از اتاقهاتون یه تلفن هست.
با این تلفن میتونید با بقیه بازیکنها حرف بزنید
و با هم تصمیم بگیرید که کی باید هر دور بره مرحله بعد.
ولی وقتی یه بازیکن یه جا تو شش نفر برتر رو بگیره،
دیگه نمیتونه رای بده.
این یعنی ممکنه بخواید متحدهاتون رو برای دور بعدی نگه دارید.
من هستم!
من میرم مرحله بعد، و شماها اینو میبینید که چطور این کار رو میکنم.
من این چالش رو از بین میبرم.
من دیگه تمومم.
نمیدونم جیمی دیگه چه ترفندهایی تو آستینش داره.
خب، بذارید بهتون بگم.
برای اینکه حسابی خوش بگذره، ما میخوایم بهتون اجازه بدیم
با پولی که دیشب گرفتید، به همدیگه رشوه بدید برای رای.
اکثرتون ادعا کردید هزاران دلار گرفتید.
ممنون، بچهها.
بعضیا حتی صدها هزار دلار قاپیدن.
- من ۶۵۰ دلار برمیدارم. - وای!
و یکی از شماها هم واقعا هیچی گیرش نیومد.
- اوه، پاتریک. - من خوبم. نگران نیستم.
و تصمیم اینکه چطور رایهاتون رو بخرید، با خودتونه.
ولی یادتون باشه، فقط به خاطر اینکه به کسی پول میفرستید
معنیاش این نیست که اونها واقعا باید به شما رای بدن،
پس بهتره به کسی که پولتون رو براش میفرستید، اعتماد داشته باشید.
مهم نیست چقدر پول بهشون بدم،
این حسشون رو تغییر نمیده.
من به این پول اهمیت نمیدم. من اومدم اینجا که برنده بشم.
۹۳۰ پولی نداره که به مردم رشوه بده.
پس مردم فقط باید بر اساس لیاقت بهش رای بدن.
من این همه راه نیومدم که همینقدر بیام.
من اومدم اینجا که برنده بشم، و من با تمام قلبم بازی میکنم.
تایمر رو روشن کن!
شما یه ساعت وقت دارید که تصمیم بگیرید کی اولین نفری باشه که وارد شش نفر برتر میشه،
پس از کلماتتون و پولتون عاقلانه استفاده کنید.
اولش، یه آشوب کامل بود.
- سلام. - سلام.
- سلام. - کی رو اول از همه انتخاب کنیم؟
- میدونم که من مورد علاقه هیچکس نیستم. - این خیلی استرسآوره.
استراتژی بقیه چیه؟
- من از اتحادها خسته شدم. - منم دقیقا همین حس رو دارم.
این آدما سعی کردن از پشت بهم خنجر بزنن.
اصلا امکان نداره که من رای بیارم.
هی، چطوری؟
هی، فقط میخواستم بهت بگم که بهت رای میدم.
تنها چیزی که میدونم اینه که تو بیشتر از همه ما لیاقت رفتن به مرحله بعد رو داری.
ممنون ازت.
فکر میکنم وقتی یه کم حساب کتاب کنیم، میفهمیم چطور رای بدیم.
- الو؟ - چطوری؟
نمیدونم. گیج شدم.
میدونم که کسی که بهش رای میدیم دیگه تو این مرحله رای نداره.
این قسمت سخته. من میخوام توانا اول بره.
فکر میکنم اون بیشترین آرا رو داره، و فکر میکنم باید آخر بره،
چون اگه لازم باشه، پول هم داره که به آدما رشوه بده.
آره، فکر میکنم این کار هوشمندانهایه.
درحالی که به نظر میرسید ۸۳۰ اول از همه انتخاب میشه،
بازیکنا شروع به فکر کردن دوباره به استراتژیشون کردن،
وقتی یادشون اومد که هر کسی که به شش نفر برتر راه پیدا کنه،
توانایی رای دادن تو دورهای بعدی رو از دست میده.
دارم فکر میکنم "ت" اولین رای باشه. نظرت چیه؟
تنها عیبش اینه که دیگه نمیتونه رای بده.
فکر نمیکنم کس دیگه ای به کس دیگه ای رای بده.
کار خیلی بیخ پیدا میکنه، و نمیدونم این چطور قراره پیش بره.
و فکر میکنم باید زود رای بگیریم، وگرنه برای ما اتفاق نمیافته.
چی میشه اگه "ت" رو قهرمان کنیم که "کویین"، تو و من بریم؟
- اون باید یه ریسک بزرگ بکنه. - باید باهاش حرف بزنی.
- باشه. - باید از طرف تو باشه.
هی، توانا، هماتاقیت، ۸۳۱ هستم. چطوری؟
هی. چی شده؟
فکر میکنم مطمئنا میشه گفت که تو میری تو.
بگو از من چی میخوای.
فکر میکنم چیزی که من نیاز دارم حمایت تو و رای دادنت به منه وقتی هنوز اینجایی.
خیلی خب، من یه چند تا زنگ میزنم و فقط یه کم حس میگیرم
که بقیه تو چه فکری هستن.
فکر میکردم این کار آسونی باشه. این داره خیلی سخت میشه، بچهها.
به نظر میومد که با وجود اینکه ۸۳۰ انتخاب واضحی بود،
تو این موقعیت، جف داشت پیشنهاد میکرد که با یه نفر دیگه برن.
ولی هنوز تو این دور وقت مونده بود،
و در حال حاضر بازی دست هر کسی بود.
هی، اما، جیسی هستم، چطوری؟
اما، باید از الان به فکر خودت باشی.
من اصلا از تصمیمم پشیمون نیستم.
میدونی، منو تو یه وضعیت بد گذاشت، ولی خب، اشکالی نداره.
عیبی نداره. من باهاش کنار اومدم.
اه. من خیلی با ۵۶۶ صمیمی بودم، برای همین اینکه یه جورایی از پشت بهم خنجر زد...
من ۶۵۰ هزار دلار برمیدارم.
...و بقیه رو خراب کرد، در حالی که همهمون لیاقت ۱۰۰ هزار دلار رو داشتیم
اگه مساوی تقسیم میکردیم،
خیلی درد داشت، چون گفته بود هیچوقت بهم آسیب نمیزنه،
و منو تا آخر میبره، و فکر میکنه این کارش بهم آسیب نمیزنه؟
۱۴ دقیقه مونده.
فکر میکنم برای این رای اول،
باید به کسی رای بدیم که همهمون روش توافق داشته باشیم.
خیلی خب. من حاضرم به اما رای بدم.
منم حاضرم به اما رای بدم.
منظورم اینه که به نظر من، اون دیشب بیشتر از همه ضربه خورد.
هی. من و پت بحث کردیم.
میخوایم اول از همه به تو رای بدیم چون همهمون میتونیم سر این موضوع توافق کنیم.
- واقعا؟ - آره. صد در صد.
از نظر درستکاری، فکر میکنم اون از همه تو بازی درستکارتره.
اون از همهمون پاکتره، میدونی؟
کمتر از ده دقیقه مونده و بعد رایگیری شروع میشه.
- این پاتریشیو هست. - هی، پت.
- من دارم به اما فکر میکنم، داداش. - پنج دقیقه مونده.
من میخوام به حرف دلم گوش کنم، و اول از همه به اما رای میدم.
منم داشتم به اما فکر میکردم. اون لیاقتش رو داره.
دختر خوبیه. منظورم اینه که، اون صادق و درستکار بوده
- و هیچکی رو بازی نداده. - دقیقاً.
من فقط میخواستم مطمئن شم که همهمون حداقل میتونیم اما رو راضی کنیم،
چون اون لیاقتش رو داره.
به نظر میاد که اون از قبل انتخاب شده، پس نگرانش نباش.
پنج. چهار. سه. دو. یک.
گوشی رو قطع کنید و بیاید جلوی راهروی طبقهتون.
۸۳۰، لطفا برو سمت تلفن قرمزت و بهم بگو به کی رای میدی.
- سلام. - سلام.
میخوای کی بره که تو بازی آخر رقابت کنه؟
من میخوام طبقه شماره چهار، ۹۳۷، اما، بره.
یه رای برای ۹۳۷.
طبقه دو، لطفا برید پای تلفنتون و بهم بگید میخواید به کی رای بدید.
سلام.
من به ۹۳۷، اما، رای میدم.
- چرا؟ - اون لیاقت یه شانس برای ۵ میلیون دلار رو داره.
ممنون برای رایت.
شماره سه.
آقای پولدار اونجاست.
آقای ۶۵۰ هزار دلار. به کی رای میدی؟ یه زنگ بزن.
سلام.
این آقای پولداره.
منظورم از این حرف، تعریف بود.
من رایم رو برای ۹۳۷، اما، میدم.
یه رای برای ۹۳۷.
الو؟
الو؟
به کی رای میدی؟
رایها ثبت شد.
ما با کسایی که رای آوردن ولی برنده نشدن شروع میکنیم.
با یه رای، ۴۲۴ بود.
بیشترین رای بعدی...
۹۳۷ تا رأی آوردی، با بقیه آرا هم حسابی فاصله داشتی! تو برندهای!
ممنون! ممنون!
آره! اما!
به نظر میومد همه واقعا خوشحالن که اما،
بهترین بازیکن بیگناه، تونست جایگاهش رو تو شش نفر آخر امن کنه.
۹۳۷، تو اولین نفر از شش نفری هستی که میری مرحله بعد.
- تبریک میگم. - ممنون. ممنون.
۹۳۷، اولین صندلی رو بگیر.
- داریم دور دوم رو شروع میکنیم. - خدا رو شکر یه ساعت وقت داریم.
ولی برای هر دور بعد از این،
ده دقیقه از تایمر کم میکنیم.
یعنی این دور، شما ۵۰ دقیقه وقت دارید.
و فراموش نکنید، اگه بین بقیه بازیکنها محبوبیتی به دست نیاوردید،
- شاید بتونید با پول بخریدش. - اونا باید به استراتژی فکر کنن.
من یه کم بیشتر پول دارم،
و منتظر میمونم تا آدما ب هم پول بدن که یه رای بگیرم.
من رشوه نمیگیرم.
من یه دلار هم رو اون تخته ندارم که به آدما رشوه بدم.
نظرت راجع به پت چیه؟
فکر میکنی اون به دور بعد بره؟
فکر میکنم راه ساده ای پیش رو داره.
ولی کمبود پول به معنی کمبود زرنگی نیست.
برای همین، برای اینکه جاش تو بازی امن بشه، پاتریک یه نقشه خوب کشید.
بیا بریم.
سلام. فکر میکنم ایده خوبی باشه که دختر، پسر، دختر، پسر بریم.
مثلا، برای اینکه منصفانه باشه؟
موضوع اینه که، آدما دارن حرف میزنن که دختر، پسر، دختر، پسر بریم.
فکر میکنم باید دختر، پسر، دختر، پسر باشه. این چیزیه که بقیه میگفتن.
و اگه هنوز نقشهاش رو نگرفتید...
- بازی خطرناکیه. - ...اینجوریه که کار میکنه.
میخوای چطور از این یکی جون سالم به در ببری، مرد؟
میدونیم که قرار نیست ۴۵۳ و ۵۶۶ رو هل بدیم برن جلو
چون اونا خودخواه بودن و بیشتر از هر کس دیگه پول برداشتن.
خب، با فرض اینکه ۴۵۳ و ۵۶۶ بیفایدهان،
رای دادن به صورت یکی در میون بین جنسیتها ممکنه یه جورایی درخواست برای انصاف به نظر بیاد،
ولی در واقع شانس ۹۳۰ رو برای گرفتن صندلی بعدی بیشتر میکنه
و به طور پیش فرض چند تا از دخترا رو حذف میکنه.
ولی به هر حال، ایدهاش شروع به پخش شدن کرد.
شاید باید اینطوری پیش بره، میدونی، پسر، دختر، پسر، دختر.
- آره. حتما. - ما داریم به پسر، دختر، پسر، دختر فکر میکنیم.
- قراره دختر، پسر، دختر، پسر باشه. - باحاله. من باهاش موافقم.
ولی با اینکه نقشهش داشت درست پیش میرفت،
یه نقشه دیگه داشت شکل میگرفت.
- روز بخیر. - هی، جف، جیسی هستم.
- هی، جیسی. - گوش کن، ام...
من یه رای به نفع تو میدم. اوکی؟
میخوام بری اونجا، و میخوام تو کل این چیز رو ببری.
و میخوام یه درمون برای لوکاس پیدا کنی.
ما برای بچههایی که CTD دارن، درمان و راهحل پیدا میکنیم.
- جیسی... - صد در صد.
ممنون.
امیدوارم بتونیم آدمای کافی رو جمع کنیم. من سهم خودم رو انجام میدم، با چند نفر حرف میزنم،
و ببینم چیکار میتونم بکنم که چند تا رای به سمت تو بیاد.
- ممنون، داداش. - برای رای دومم، دارم به جف فکر میکنم.
- تو هم موافقی؟ - من باهاش موافقم.
من جف رو بعد از این میفرستم. تو هیچ تصمیمی گرفتی؟
باید ببینیم. هنوز در موردش تصمیم نگرفتم.
- جف. - اینجایی. داشتم سعی میکردم بهت برسم.
- میخواستم یه رای بهت بدم. - ممنونم.
تو رای منو میگیری. اگه هر چی داری بهم بدی.
حاضری این کارو بکنی؟
فکر میکنم یه کم کثیف باشه.
خب، هر کسی به روش خودش بازی میکنه.
- آره. - بهش فکر کن.
من، اوه-- خب، دوباره بهت خبر میدم.
با پیشنهاد ۴۵۳، جف یه تصمیم باید میگرفت.
آیا به مایکل پول میداد ب رای یه شانس تو جایگاه آخر؟
آیا پولش رو نگه میداشت؟
یا شاید یه کار کاملا غیر منتظره میکرد.
به چی فکر میکنی؟
سادهاس. من بیشتر از چیزی که باید برمیداشتم، برداشتم.
حالا، میخوام 7272 تا بردارم.
- و حالا دارم تاوانش رو پس میدم. - باشه.
- پس حاشیهایه. - آره.
ولی این مربوط به آدمای پشت سرمه. ۸۱۷، ۹۴۷، ۴۲۴، ۹۷۴.
هر کدومشون ۷۵۰ دلار، ۷۵۰ دلار میگیرن.
که همهمون رو به مقدار درست میرسونه، که باید ۴۴۰۰ دلار میبود.
- جالبه. - هیچی در عوضش نمیخوام.
من فقط میخوام یه کم وجدانم رو راحت کنم.
اوه، ببین به این. عدداتون همین الان رفت بالا.
چی؟ وای خدای من، به این نگاه کن.
خیلی خب، میخوام بهتون اطلاع بدم،
من این کار رو براتون کردم، کویین، کورتنی و گیج. من همین الان بهتون ۷۵۰ دلار، ۷۵۰ دلار فرستادم.
این مقدار اضافی بود که بیشتر از چیزی که باید برمیداشتم، برداشتم.
همه چیز رو برابر میکنه، و باعث میشه من حس خیلی بهتری داشته باشم.
حتی اگه یه عالمه پول نباشه. من قصد خرید چیزی رو ندارم.
این موضوع دیشب داشت منو میخورد. احمقانه بود. من به روش درست به دستش میارم.
- خیلی کارت قشنگ بود. - اوه، رفیق. ممنون.
ممنون.
خیلی خب، بچهها، وقت تمومه. بهم زنگ بزنید و رایتون رو بگید.
من قبل از تو میگیرمش. من از تو سریعترم.
الو.
رای من برای ۸۳۰ هست.
خیلی خب، یه رای برای ۸۳۰. ممنون.
- بیاید یه کم به ۹۳۰ عشق بدیم. - خیلی خب. تو به ۹۳۰ رای میدی.
- ۹۷۴. - تو به ۹۷۴ رای میدی؟
اوه، نه، صبر کن. اون گیجه. شماره جف چنده؟
۸۳۱!
حالا همه میدونن که اون به کی رای میده.
۸۳۱.
اوه، جالبه.
- یکی برای هر کدوم. - این خیلی دراماتیکه.
الو؟
خیلی خب. من نتیجهها رو اینجا دارم. سه نفر رای گرفتن،
ولی فقط یکی از شماها قراره اینجا رو صندلی بشینه.
۹۳۰، تو یه رای گرفتی.
۸۳۰، تو هم یه رای گرفتی.
و بقیه همهشون رای دادن به...
۸۳۱!
تو به مرحله بعد رفتی.
عالیه. هی، بغل بده. بغل بده.
- خیلی خب، جف! - بریم، جف!
- آره، جف! - باورم نمیشه.
- نمیدونم چرا هنوز اینجایی. - باید برم.
- باید بری. - باید برم.
تو برنده شدی و داری میری که برای ۵ میلیون دلار رقابت کنی!
اینکه جف در مورد خواستهاش برای پس دادن پول به مردم راست میگفت
یا فقط بخشی از استراتژیش بود، در نهایت به نفعش تموم شد.
- شوخی میکنی؟ - تبریک میگم.
من کارای خفن زیادی کردم. این از همهشون خفنتره.
- آره، جف! سلام. - چطوری، عزیزم؟
خیلی خوشحالم که موفق شدی!
باورم نمیشه. خیلی ممنون برای رایها.
میدونم که وقتی من برم بیرون، دیگه نمیتونم بهت رای بدم.
ولی هر کسی که باهاش حرف زدم، بهشون زنگ زدم، ازت طرفداری کردم.
میدونم که بهترین شش نفر به اینجا میرسن، و این چیزیه که من میخوام.
من میخوام با بهترین شش نفر رقابت کنم تا ۵ میلیون دلار رو ببرم،
و همهتون رو دوست دارم.
مثل دفعه قبل، تایمر ده دقیقه دیگه کم میشه.
یه تایمر ۴۰ دقیقهای بندازید!
بیاید دور بعدی رو شروع کنیم. موفق باشید.
بعد از همه آشوب دور قبلی،
انتخاب جف برای صندلی دوم کاملا با
نقشه پسر-دختر-پسر پاتریک جور در میاد،
ولی بازیکنا هنوز داشتن بحث میکردن که آیا باید بهش پایبند باشن یا نه.
- هی. - خب، چیزی که من دارم میفهمم اینه که...
- آره. - ...اجماع نظر اینه که پسر، دختر، پسر، دختر.
نظرت چیه؟ فکر میکنی چی درسته؟
با پسر، دختر، پسر، دختر، تو تضمین شدی.
اگه مایکل و جیسی هم موافق باشن.
و همینطور اگه کورتنی و یسی و کویین هم موافق باشن.
ولی بعد از فکر کردن به اوضاع،
توانا فهمید که ممکنه یه انگیزه پنهان پشت نقشه پاتریک باشه.
یسی اینجا.
داشتم با گیج حرف میزدم، و یه چیزی فهمیدم.
میدونین وقتی شماها پسر، دختر، پسر، دختر میرید،
سه تا دختر تهش میمونن.
آره، داداش، بیخیال اون شو. بیخیال اون شو. پاتریک داره trippin’.
و این باعث میشه ۴۵۳ و ۵۶۶ رایهای تعیین کننده باشن تو این مورد.
پس حالا میخوام کاملاً رک و راست باهات حرف بزنم.
به نظر من، چهار نفر برتر من شما، کورتنی، گیج و خودم هستیم.
- آره، میتونم اینو ببینم. - خب، من داشتم strategize میکردم.
این یه کم ناجوره، ولی باید ازت بپرسم.
اگه لازمه این دور بری، پس این دور، دور توئه.
اگه میتونی ده هزار بهم بدی که به مایکی و جیسی پول بدم،
و میدونم که درخواست زیادیه، پس اگه نه، کاملا درک میکنم. ولی--
آره، دلم میخواد از این پلتفرم بیام پایین.
ولی اگه ده هزار میخوای، من ده هزار بهت میفرستم. مشکلی نیست.
خیلی خب. عالیه. ممنون، تی.
یسی قبول کرده بود که از توانا حمایت کنه که این دور بره جلو.
و در عوض، توانا ده هزار دلار برای یسی فرستاد که بهش کمک کنه تو دور بعد رای جمع کنه.
با وجود اینکه این دو نفر قصد داشتن الگوی پاتریک رو بشکنن،
اون تا دور بعد متوجه نمیشه
وقتی که سعی میکنن دو تا دختر رو پشت سر هم رای بدن.
سه. دو. یک. وقت تموم شد!
چهار تا صندلی برای فینال بازی هیولا باقی مونده.
بیا ببینیم کی یکی از اونا رو میگیره.
۸۳۰، بهم زنگ بزن.
هی، کارل هستم.
هی، کارل. من دارم به ۹۷۴ رای میدم.
۸۳۰.
- من با ۸۳۰ میرم. - هی، داداش.
هی. فکر نمیکنم کسی تا حالا بهم گفته باشه، "هی، داداش".
- این فقط یه چیزیه که من میگم. - منظورم اینه که، نه که-- اشکالی نداره.
من قراره به ۸۳۰ رای بدم.
من همه رایها رو همینجا دارم.
۸۳۰ تا رأی آوردی، با اختلاف زیاد بیشترین رأی رو گرفتی و برندهی این دور شدی!
- ممنون. - وای خدای من، خیلی عالیه.
- ممنون. - تو سومین نفری هستی
که قراره به دور آخر بازی هیولا بره.
- آره، آره، آره! - جور دیگه ای نمیخواستم باشه.
حس خوبی داره.
سه تا جا گرفته شده، و فقط سه تا دیگه مونده.
تایمر رو روشن کن.
داره صندلیهامون تموم میشه. الان یا هیچوقت.
من خیلی نگرانم.
در نهایت، این رایگیری گروهی کوچیک
دیگه براتون جواب نمیده، و باید این واقعیت رو قبول کنید
که ممکنه لازم باشه یه راه جدید برای رسیدن به یکی از اون صندلیها پیدا کنید.
اونا هیچوقت درست بازی نکردن. اونا نمیدونن چطور این کارو بکنن...
پس منم بازی اونا رو نمیکنم.
مایکل، سوئیت خونه.
هی، مایکل. من واقعا حس میکنم که این دوره.
- من با کمال میل سهم خودمو واگذار میکنم. - چقدره؟
۴۴۳۹ دلار.
آره، اگه این چیزیه که تو میخوای. من بهت میدم.
- ممنونم. - من اینجام، درست روبروت.
- ممنون. - بعدا میبینمت.
خب، اون داره ۴۴۳۹ دلار بهم پیشنهاد میده.
الو.
فکر میکنم که ما قطعا میتونیم ۴۵۳ و ۵۶۶ رو بخریم.
فکر میکنم تو این نقطه، اونا متوجه شدن
که قرار نیست هیچ رایی بگیرن،
و اگه بتونن حداقل پول بیشتری بگیرن، این کارو میکنن.
به نظر من این کار اصلا قرار نیست روشون تاثیر بذاره، راستش.
- نه؟ - نه.
آره. منظورم اینه که، شاید تو باهاشون حرف زدی
و این موضوع رو حل کردی، ولی من نکردم.
- این درسته؟ - آره.
خیلی خب. بذار دوباره بهت زنگ بزنم.
گیج حتما فراموش کرده که شرکت کنندهها همدیگه رو میبینن
چون همین الان به یسی دروغ گفت
درست بعد از اینکه دیدش که با مایکل تلفنی حرف میزد.
خب، با دونستن اینکه اون پول بیشتری برای پیشنهاد دادن از گیج داره،
تصمیم گرفت رای مایکل رو برای خودش امن کنه.
اگه حاضری بهم قول بدی که بهم رای میدی،
- من بهت ۷۴۳۹ دلار میدم. - باشه. بفرستش.
خیلی خب. ممنون.
همین الان هفت هزار اضافی گیرم اومد، چرا که نه؟
مایکی حالا رای خودشو به چند نفر قول داده.
ولی همونطور که قبلا گفتم، این انتخاب خود بازیکنه
که به قولش عمل کنه یا نه،
- حتی اگه رایشون خریده شده باشه. - الو.
داشتم فقط میدیدم که اصلا میخوای نظرات منو بشنوی یا نه.
نه.
- گفتی نه؟ - گفتم نه. چیزی برای گفتن ندارم.
- باشه. - خیلی خب. عصرت بخیر.
تو این نقطه، مایکی خیلی واضح نشون میداد
که اون فقط به پول این دور علاقه داره.
ولی چیزی که واضح نمیکرد این بود که داشت به همه دروغ میگفت.
مایکل، سوئیت خونه.
خب، نمیدونم چیکار کنم، مایکل، ولی دارم بهت زنگ میزنم که ازت راهنمایی بگیرم.
فکر میکنم کاری که قراره انجام بدم احتمالا، اوه...
گیج، اون ۴۴۳۹ دلار بهم پیشنهاد داد برای یه رای.
- خب، بهم خبر بده اگه میتونی کمکم کنی و-- - باشه. حتما.
- باشه، باحال. - خداحافظ.
- الو؟ - هی، کورت، من مایکی رو دارم.
میشه لطفا یکم پول بگیری؟
منظورم اینه که، مایکی گفت که داره به گیج یا من رای میده.
- چی؟ - آره، پس بهش اعتماد نکن.
- هی، دختر. - فقط میخوام رک و صادق باشم.
- مثلا، من واقعا میخوام این دور برم. - دختر، تو ۱۴ هزار دلار داری.
اگه میخوای این دور بری، باید پول نقد بدی.
مایکی از قبل شش هزار دلار میخواد.
- چقدر میخوای؟ - اوه، این سخته.
من میتونم دو تا بهت بدم که تو هم شش تا داشته باشی که به اونا بدی.
خیلی خب، بفرستش.
و همینطور، یسی واقعا همه چیز رو به خطر انداخت.
از ۱۰۰۰ شرکت کننده تا ده نفر برتر.
اون خیلی راه زیادی اومده بود که بفهمه آیا بازی بیگناه جواب میده یا نه.
اگه هر کسی که بهش پول داده در ازای رای دروغ میگه،
سفرش اینجا تو بازی هیولا ممکنه به پایان برسه.
با این حال، اون تنها کسی نبود که یه نقشه استادانه داشت.
الو؟
به نظر میاد همه میخوان برن. نظرت چیه یه مرد بره جلو؟
خب، موضوع اینه. من یه دونه هم رای ندارم،
پس اگه تو بهم رای بدی، من بهت رای میدم.
من بهت رای میدم چون بهت ایمان دارم.
- هی. - داشتم سعی میکردم بهت زنگ بزنم.
مایکی قراره پولتو بگیره. مراقب باش.
از کجا میدونی؟
اون فقط داره دروغ میگه که پول بگیره. میتونی بهم رای بدی؟
یه دقیقه مونده.
گوش کن، ما ۵۰ ثانیه داریم. من رای گیج رو دارم.
پت گفت که بهم رای میده. من رای تو رو میخوام.
فقط بدون که نباید به ۴۵۳ اعتماد کنی.
- باشه، معامله. - باشه، خداحافظ.
اون از هر ثانیه برای رشوه دادن استفاده میکنه.
- تلفنش زنگ میخوره. - یسی! یسی.
اگه قراره به کسی پول بفرستی، الان بفرست.
فکر نمیکنم اینقدر سرراست باشه
- که بعضی از شما فکر میکنید خواهد بود. - الو؟
اگه همین الان ۱۰ هزار دلار به حساب من واریز کنی، رای من تضمینی برای توئه.
من ۱۰ هزار دلار ندارم.
سه. دو. یک. وقت تموم شد. خیلی خب، بچهها.
بیاید جلو. این اولین دوره
که به نظر میاد شما هیچ جهت مشخصی برای اینکه به کی رای بدید نداشتید.
این تماسهایی که قراره بگیرید،
و کلماتی که قراره بگید خیلی مهمه.
اه.
من انتظار یه عالمه دراما دارم.
۴۵۳. بهم زنگ بزن.
خب، شنیدم که ۷ هزار دلار برات فرستادن.
آره. ۹۴۷.
- چرا اون هفت هزار برات فرستاد؟ - اون رای منو میخواست.
میخوای بهش بدی؟
- آره، بهش میدم. - خیلی خب.
- لعنتی. - وای.
من به ۹۳۰ رای میدم.
من به ۹۴۷ رای میدم.
هی، داداش، من دوباره ام.
آره، "هی، داداش،" همیشه منو غافلگیر میکنه.
من میخوام برم جلو و به ۹۷۴ رای بدم.
۴۲۴.
- سلام بر شما، ۵۶۶. - سلام.
من میخوام رای خودمو برای ۴۲۴ بندازم.
وای.
۸۱۷، این رای بیشتر از چیزی که فکر میکنی مهمه.
سلام بر شما.
من دارم به-- رای میدم
امیدوارم یه اتحاد درست کرده باشم که جایگاه بعدیم رو امن کنم.
- مطمئنی؟ - باید بهترین تصمیم رو برای خودم بگیرم.
- باشه. - پس ببینیم چی میشه.
خیلی خب.
ما یه برنده داریم. و اونی نیست که فکر میکردم.
۹۴۷، ۹۳۰، ۹۷۴، و ۴۲۴.
همهتون حداقل یه رای گرفتید.
۹۴۷، بعد از اینکه ۱۵ هزار دلار بخشید،
سه تا رای گرفتی و برنده این دور شدی.
- ارزشش رو داشت. - دیوونه کننده بود.
تو ریسک کردی، و حالا یه صندلی جلوی ۵ میلیون دلار داری.
- تبریک میگم. - کارت خوب بود، یسی!
- کارت خوب بود، یسی! - متاسفم.
بعضی از این آدما فقط به خاطر اینکه بهشون پول دادی بهت رای دادن.
تبریک میگم.
کارت خوب بود، یسی. بهت افتخار میکنم.
و خیلی از اون پول از ۸۳۰ اومد.
میدونم که درخواست زیادیه. پس...
اگه ده هزار دلار میخوای، من ده هزار دلار بدون مشکل بهت میفرستم.
اون بدون هیچ درخواست متقابلی بهت داد.
- ها. - تو دلیلی هستی که اون اینجاست.
عیبی نداره.
فکر نمیکردم قراره اینجوری به اینجا برسم.
حالا شش شرکت کننده تو برجها باقی موندن.
ولی فقط دو تا slot کنار پول هست.
برای این دور، شما فقط ۲۰ دقیقه وقت دارید
که بقیه رو متقاعد کنید که بهتون رای بدن.
بذارید بازیها شروع بشه. ۲۰ دقیقه از همین الان شروع میشه.
در حال حاضر فقط دو تا جا مونده که از این بازی بریم جلو.
خب، وقتی کمرشون به دیوار چسبیده،
شرکت کنندهها دارن ناامید میشن
که به هر نحوی که میتونن رای خودشون رو محکم کنن.
سلام
اگه بقیه پولمو برات بفرستم، بهم رای میدی؟
پول رو بفرست، و من رایمو بهت میدم.
- عالیه. - چه خبره؟
همین الان، دارم سعی میکنم جامو رو این صندلی پنجم محکم کنم.
استراتژی چیه؟
استراتژی اینه که هر کاری لازمه انجام بدی و ایمان داشته باشی.
- موفق باشی. - ممنون.
الو.
هی. من این دور بهت رای میدم اگه تو هم بهم رای بدی.
باشه. من بهت رای میدم.
- خیلی ممنونم، آقا. - خداحافظ.
- الو؟ - هی، کویین هستم.
هی.
مطمئنم میدونم که رای مایک و رای پاتریک رو هم گرفتم.
فقط به یه رای دیگه نیاز دارم، و اون سه تا برای بردن میشه.
خیلی خب، پس من رفتم.
آره. چون میدونم که جیسی قرار نیست بهت رای بده،
و مایکی هم که به نفع تو رأی نمیده، پس میفهمی چی میگم؟ مثل اینکه…
آره.
- باحال. عالیه. - تو این دور بهم رای میدی؟
آره.
خیلی خب. خداحافظ.
- وای خدای من. - بهم بگو چی داره میگذره.
همه دارن این دور بهم رای میدن.
مایکی گفت که بهم رای میده. پاتریک گفت که داره بهم رای میده.
گیج گفت که بهم رای میده. باید حل شده باشه.
با ده دقیقه باقی مونده تو این دور،
به نظر میاد که کویین اکثریت آرا رو داره.
ولی این دور هنوز تموم نشده، و اوضاع هنوز میتونه تغییر کنه.
- الو؟ - هی، کورت. جیسی هستم.
- باشه. - بذار بهت بگم چی داره میگذره.
- باشه. - کویین داره رای جمع میکنه برای خودش.
آره.
اوم...
رای من چقدر برات ارزش داره؟
اوم...
منظورم اینه که، من نمیخوام به مردم برای رای رشوه بدم
چون میخوام مردم بهم رای بدن چون بهم ایمان دارن.
و اگه تنها چیزی که براش رای میدی پوله،
پس من اون رای رو نمیخوام چون حس میکنم که این من نیستم.
من میخوام بهم رای بدی چون منو اونجا میخوای.
اگه پول بیشتری میخوای، فکر نمیکنم پول کافی داشته باشم که تو رو متقاعد کنم،
پس فقط امیدوارم که دوباره از روی مهربونی قلبت بهم رای بدی.
معلومه. نه. و این دقیقا همون چیزی بود که میخواستم بشنوم.
فقط میخواستم مطمئن شم که هنوز هم عقیدهمون یکیه.
آره.
من بهت رای میدم چون میخوام تو بری جلو.
- ممنون، جیسی. - خیلی خب. خداحافظ.
- الو؟ - حالت چطوره؟
ها. اوه، میدونی.
آره.
من بهت رای میدم.
باشه.
- تو این دور بهم رای میدی؟ - آره.
اگه چیز دیگهای شنیدی، درست نیست.
ترجیح میدم تو بری جلو.
- اگه میشه لطفا تو هم بهم رای بده. - حتما. همین الان هواتو دارم.
- تو رای منو داری. - باحال. ممنون، گیج.
- ممنون. - خیلی خب، فعلا، داداش.
اوضاع اینجا چطوره؟
خب، الان، به نظر میاد که یه جورایی مساویه.
- بین تو و کی؟ - کویین.
- واقعا؟ - آره.
- کی بهت رای میده؟ - جیسی. ۹۷۴.
۹۷۴.
و اون کسیه که من این دفعه بهش رای میدم.
تو این نقطه، کورتنی میدونست که یه شانسی داره،
پس یه حرکت ناامیدانه کرد
و به تنها کسی که فکر میکرد رایی داره زنگ زد.
خب، باید به یه نفر زنگ بزنم.
- الو؟ - سلام، کویین. کورت هستم.
- هی، دختر. - خب، میخوام رای تو رو بخوام.
- حتما. تو شماره مورد علاقه منی. - خیلی خب.
- خیلی خب. عالیه. - خیلی خب، دختر.
- خداحافظ. - خداحافظ.
فکر میکنم گیج، جیسی، و شاید کویین بهم رای بدن،
و اون مایکل، پت رو داره.
شاید این یکی رو برده باشم.
خیلی خب، بچهها. وقتتون الان تموم شد.
تلفنها رو بذارید پایین و بیاید به بالکن.
امیدوارم از وقتتون خوب استفاده کرده باشید چون الان وقت رای دادنه.
یه تلفن بهم بزن.
- چی فکر میکنی؟ - رای من ۸۱۷ هست.
- من به ۴۲۴، کورتنی، رای میدم. - من به ۹۷۴ رای میدم.
این واقعا سخته چون آدما دارن قولهای مختلفی بهم میدن.
وای خدای من، حالم بده.
بین من و کویین خواهد بود،
ولی اگه کویین بهم رای نده، دیگه هیچ رایی نخواهم داشت.
بیا ببینیم کی قراره این صندلی پنجم رو پر کنه.
۴۵۳...
شما یه رای دریافت کردید.
کی؟
عجیبه.
۸۱۷...
شما هم یه رای دریافت کردید.
هیچ تضمینی نیست.
۴۲۴.
اون منم.
شما، از طرف دیگه،
شما هم یه رای دریافت کردید.
چی؟ من نمیفهمم.
خیلی بده.
- پس این یعنی بهم دروغ گفتن. - فکر میکنی کی؟
خب، پس من رفتم.
جیسی قرار نیست بهت رای بده. مایکی قرار نیست بهت رای بده.
یه لحظه صبر کن. باید یه حرکتی بزنم.
الو؟
من بهت رای میدم. اگه میشه لطفا تو هم بهم رای بده.
- حتما. - الو؟
هی. من به کورتنی رای نمیدم. من به تو رای میدم.
میتونی لطفا بهم رای بدی اگه من به تو رای بدم؟
آره. مشکلی نیست.
بهش گفتم که بهش رای میدم.
- واقعا؟ - نه.
- به کی رای میدی؟ - من به کورت رای میدم.
اگه پولمو برای رایت بهت بدم چی؟ بهم رای میدی؟
معامله.
من به ۸۱۷ با بقیه پولم رشوه دادم.
پس به کی رای میدی؟
من فقط به کسی رفتم که میدونم هیچ رایی قرار نیست بگیره.
- ۴۵۳. - ۴۵۳؟
وایستا، چی؟
۹۷۴، شما سه رای دریافت کردید و برنده شدید. تبریک میگم.
و با یکی از مبتکرانهترین نقشههایی که تا حالا تو این برنامه دیدم،
شما دارید میرید جلو تا برای ۵ میلیون دلار رقابت کنید.
حرکت هوشمندانه توسط ۹۷۴.
- اوه، من دوست ندارم... - اوه، این کثیفه.
...بیصداقتی.
۹۷۴، چرا دروغ گفتی؟
- کورت، منم بازی خوردم. - تو هم بازی خوردی؟
من این کار رو صرفا برای استراتژی انجام دادم تا به دور بعد برم،
و متاسفم که دروغ گفتم.
گوش کن، من تو رو میبخشم، ولی من اینجوری بازی نمیکنم.
- میتونم بهش احترام بذارم. - خیلی سخت بود. خیلی سخت بود.
نمیتونم تصور کنم چقدر برات استرس داشت.
.::: مترجم مرتضی راکی :::. کانال تلگرام : @nestedsub
خیلی خب، بچهها. وقت دور نهایی ماست.
ما فقط یه صندلی دیگه تو شش نفر نهایی داریم،
و این آخرین شانس شما برای محکم کردن اون جاست.
۹۹۰ نفر...
حذف شدن...
...طی نه قسمت...
برای اینکه شماها به این برجها برسید.
هفتهها اینجا زندگی کردید.
با همدیگه صمیمی شدید. دوست شدید.
مرد، میدونستم که این کارو میکنی. میدونستم که شماها این کارو میکنین.
همهتون وقتی هیچکس دیگه این کارو نمیکرد، جلو اومدید
و ما یه برنده داریم!
وای، مایکی.
بعضیا حتی مثل خانواده شدن.
خیلی کمه که آدما برام قوی باشن.
من به تو مثل یه خواهر بزرگتر نگاه میکنم.
ولی شما الان هفتهها از خانواده واقعیتون دور بودید،
وقتتون رو با اونا فدا کردید
برای یه شانس برای تغییر زندگیشون و زندگی شما برای همیشه.
آیا قراره بذارید همهش برای هیچ باشه؟
این ده دقیقه بعدی خواهد بود
مهمترین ده دقیقه زندگی شما.
میتونه تعیین کنه که آیا شما ۵ میلیون دلار پول نقد برنده میشید یا نه،
یا اگه شما یکی از چهار بازیکنی هستید که از بازی هیولا حذف میشن.
تایمر نهایی رو برای ده دقیقه تنظیم کنید. برای همهتون آرزوی موفقیت دارم.
به استرسی که قراره تحمل کنید حسادت نمیکنم.
تایمر رو روشن کن.
داداش، به جیسی نگاه کن.
جیسی درست به سمت تلفن دوید. این یعنی چی؟
- یو. - هی، مایکی، جیسی هستم.
اگه یه ۱۰ هزار تایی به سمتت پرت کنم، حاضری بهم رای بدی؟
آره. بذار چند تا تلفن بزنم، بعد بهت زنگ میزنم.
باشه.
و دعوا شروع شد.
- هی، مایک هستم. - بهم زنگ میزنی؟
آره، دارم بهت زنگ میزنم.
خب، تو صفر پول داری، و میخوای یه کم پول در بیاری؟
خیلی دوست دارم بهم رای بدی، مایک.
آره، من در واقع دارم سعی میکنم تو رو وادار کنم بهم رای بدی.
وایستا، چی؟
من دارم سعی میکنم بهت یه کم پول بدم، که تو رایتو بهم بدی.
من فقط ... اوه، فکر میکنی ... ولی من نه ...
واقعا فکر میکنی بقیه هم بهت رای میدن، پس؟
خب، من در مورد بقیه صحبت نمیکنم. من فقط الان دارم با تو صحبت میکنم.
میدونی چیه، باشه... بذار با ده شروع کنیم.
۱۰ هزار دلار؟ فقط اگه بهم رای بدی، مرد.
خب، بذار یه تلفن دیگه بزنم، و بهت زنگ میزنم.
باشه. ممنونم. ازت ممنونم.
۴۵۳ داره پولشو قاطی میکنه.
۵۶۶، برنامهات چیه؟
خب، باید با کویین ارتباط بگیرم و ببینم کویین قراره برام چیکار کنه.
- پس من بیرون نیستم. - نیستی؟
- الو؟ - هی، کویین، جیسی هستم.
- هی. - باید خیلی خوب بهم گوش کنی.
من یه احتمالی دارم که اون صندلی آخر رو بگیرم.
یه نفر دیگه رو دارم که حاضره بهم رای بده.
یه نفر دیگه رو دارم که حاضره اونم بهم رای بده.
- هی، کورت. - هی، کویین.
بهم رای میدی؟
داداش، میتونیم رایهامون رو با هم عوض کنیم و اگه بخوای مساوی کنیم.
تو یه نفر دیگه رو داری که حاضره اونم بهت رای بده؟
- بله، آقا. - اون کیه؟
مهم نیست.
مهم نیست؟
منظورم اینه، تو ۶۵۰ هزار دلار داری،
و من از قبل میدونستم که قراره از پولت استفاده کنی که آدما بهت رای بدن،
پس در صورتی که بخوای من بهت رای بدم، باید ۱۵۰ هزار دلار بهم بدی.
- ۱۵۰ هزار دلار چیزیه که میخوای؟ - آره.
بهش تلفن رو قطع کردی؟
آره.
مگه عقلشو از دست داده؟
دقیقا.
حداکثر چقدر بهش میدادی؟
۲۰.۲۰.
- کویین؟ - آره.
داداش. این دیوونهکنندهست.
برادر، جیسی همین الان بهم زنگ زد، و من گفتم،
"برادر، تنها راهی که رای منو میگیری اینه که ۱۵۰ هزار دلار بهم بدی،"
- و اون تلفن رو روم قطع کرد. - مایکی رای منو برای ۱۰ هزار تا میخواد.
- که بهش رای بدی؟ - آره.
وایستا. قطع نکن.
- الو؟ - هی، دوباره مایکل هستم.
آره، میدونم. تو برای یه رای ۱۰ هزار تا میخوای.
پاتریک همین الان بهم گفت که تو داری بهش ۱۰ هزار تا برای رایش میدی.
- آره. - به من چی پیشنهاد میدی؟
۱۵.
- چقدر وقت دارم؟ - چهار دقیقه.
خیلی خب. بهت زنگ میزنم.
تک تک آدما تو این دور برای خودشون خواهند بود.
هر چیزی که لازم باشه رو میگن تا این رای رو بگیرن.
- الو؟ - من یه نفرو دارم که احتمالا
حاضره بهم رای بده.
آیا حاضری بهم رای بدی و این صندلی رو بهم بدی؟
بهم رای میدی؟
نمیگی که بهم رای میدی یا نه.
- بذار یه تماس دیگهام رو بگیرم. - ولی تو--
- الو؟ - هی.
من با کویین تماس گرفتم تا ببینم حاضره بهم رای بده یا نه،
- و اون ۱۵۰ هزار دلار میخواد. - آهان.
پاتریک گفت که تو حاضری بهش ۱۰ هزار دلار بدی...
- آره. - ...برای یه رای. درسته؟
آره، خب، اون هیچ پولی نداره.
اون هیچ پولی نداره. میدونی، اون هیچی نداره.
- آره. - پس...
چون من همین الان با پاتریک صحبت کردم، و گفتم،
"میخوام یه سوال ازت بپرسم، پاتریک. حاضری بهم رای بدی؟"
- و اون گفت آره. - و چقدر بهش میدی؟
- ما حتی در مورد پول صحبت نکردیم. - اوه، باشه. جالبه.
اگه نتونم رای دوم رو بگیرم، دیگه هیچ شانسی ندارم.
- خب، میخوای چیکار کنی؟ - تو این لحظه نمیدونم.
فقط میخوای راه خودتو بری، و منم راه خودمو برم؟
آره. یه چیزی رو جور میکنم.
دو دقیقه و ۴۴ ثانیه مونده.
- یه صندلی باقی مونده. - آره.
این آخرین شانس توئه. نباید به کسی زنگ بزنی؟
اونا همهشون دارن با همدیگه تلفنی حرف میزنن.
اوه، چون تعدادشون فرده؟
- آره. - و تو کسی رو نداری که باهاش حرف بزنی؟
آره.
- من میرم ببینم چیکار میکنن. - باشه.
من رشوه نمیگیرم،
و قرار نیست به بقیه رشوه بدم که منو وارد بازی کنن.
میخوام آدما منو به بازی راه بدن چون منو اونجا میخوان.
- قراره موفق بشی؟ - داداش، اگه خدا بخواد.
کی بهت رای میده؟
میدونم کورتنی نمیخواد ۴۵۳ یا ۵۶۶ برن.
پس فکر میکنی رای ۴۲۴ رو داری، ولی کی دیگه؟
من یه نقشه دارم.
- الو. - خب، خلاصه بگم،
کورتنی به هیچ کدوم از شماها رای نمیده.
اون قراره به من رای بده.
معلومه. اون میخواد دخترا برن جلو. من خنگ نیستم.
بهم رای میدی؟
رسما یه دقیقه باقی مونده.
من بهت رای میدم، معلومه که میدم.
تو هیچ پولی نمیخوای، فقط میخوای رایتو بهم بدی؟
به کی دیگه رای بدم؟
کورتنی؟ من به اندازه تو باهاش صمیمی نیستم.
جیسی؟ اون همین الان کل اتحادمون رو نابود کرد و دروغ گفت و به همه نارو زد.
و بعد مایک، که با هیچکس منصفانه بازی نمیکنه.
آیا از مایک پولی میگیری؟
قراره تلاش کنم.
خیلی خب. رشوه رو از مایک بگیر.
منم قراره از مایک رشوه بگیرم تا پول نقد بگیرم، ولی همچنان به تو رای بدم.
وای!
- تو داخلشی. - خیلی خب.
- تبریک میگم، کویین. - ممنون، عزیزم.
لیاقتشو داشتی.
هی. منم.
من ۱۰ هزار تا رو میگیرم که بهت رای بدم.
فقط ۳۰ ثانیه مونده. این آخرین شانس تو برای یه معاملهست.
آره، خیلی دیره. من از قبل به یه نفر رای دادم.
اوه، باشه.
آره. خداحافظ.
الو؟
فقط میخواستم بهت خبر بدم...
۱۰ ثانیه مونده!
- آره؟ - اگه رای تو رو بگیرم، رای منو داری.
خیلی عالیه.
ممنون، مایک.
- برات بهترینها رو آرزو میکنم. - ممنون، داداش. تو هم همینطور.
فعلا.
- داره بهم دروغ میگه. - زمان رسما تموم شد.
گفت اگه من بهش رای بدم، اونم بهم رای میده، و نمیده.
- کی؟ - ۴۵۳، من خیلی خوب میشناسمش.
شاید شانس بیارم، و یه معجزهای اتفاق بیفته،
و یه نفر صندلی رو روی میز بهم بده
و یه شانسی برای ۵ میلیون دلار داشته باشم.
خیلی خب، بچهها، وقتشه که رای نهاییتون رو بدید.
۸۱۷، شما قرار اولین رای رو بدید. بهم زنگ بزنید.
چرا قراره عددی که قراره بگی رو بگی؟
دلیلی که من قراره عددی که قراره بگم رو بگم
اینه که اونا یکی از بهترین رقیبا بودن.
پس رای من برای ۹۳۰ هست.
۹۳۰ کسیه که میخوای رای نهاییات رو بهش بدی؟
درسته.
خیلی خب. ما رای نهایی تو رو ثبت کردیم.
خیلی خب.
۴۲۴، نفر بعدی تویی که رای میدی.
- موفق باشی. - ممنون.
بهم زنگ بزن.
- هی، داداش. - هی، داداش.
- من شکستت دادم. - منو گرفتی.
چون این ممکنه آخرین خداحافظی من با شماها باشه.
- فکر میکنی قراره حذف بشی؟ - حتما.
من تو این دور آخر یه تماس و نصفه داشتم.
- هیچکس بهم زنگ نزد، و من نتونستم-- - فقط یه نفر تو اون دور بهت زنگ زد؟
آره. اونا همهشون دارن تلفنی با هم حرف میزنن.
- و تو کسی رو نداری که باهاش حرف بزنی؟ - آره.
پس این ممکنه خداحافظی من باشه و قطعا خداحافظی
با همه اونجا هم هست، پس...
- وای. داره با همهتون خداحافظی میکنه. - نه!
خب، به کی رای میدی؟
۵۶۶.
- ۵۶۶؟ - آره.
چرا اون؟
اون چندین بار تو دورهای قبلی بهم رای داده.
اون بهم گفت به ۹۷۴ اعتماد نکن، و درست میگفت.
۹۷۴، چرا دروغ گفتی؟
من این کار رو صرفا برای استراتژی انجام دادم، تا به دور بعد برم.
پس تو به ۵۶۶ رای دادی
چون اون بهت گفت به ۹۷۴ اعتماد نکن و درست میگفت؟
درسته.
خیلی خب. وقتی اینو گفتم به چشماش نگاه کردم، یه کم ناجور بود.
وای.
۵۶۶. یه تماس تلفنی که میتونه ۵ میلیون دلار باشه بهم بزن.
چی فکر میکنی؟
هی، من به همون رای خودم از دو تا تماس قبلی پایبندم،
من به کورت، ۴۲۴، رای میدم.
- وای! چرا؟ - اون صادقه.
اون یه بازی رو با صداقت، با درستکاری، بدون هیچ بدخواهی انجام داده.
من نمیتونم اینو برای بعضی از بازیکنا بگم. به طور خاص، یکی.
در صورتی که میخواستی من بهت رای بدم،
باید ۱۵۰ هزار دلار بهم میدادی.
اوم، پس... آره.
- باشه. - ممنون.
خیلی خب. ۹۳۰، نوبت توئه که رای بدی. با من حرف بزن.
خدا.
اوه، این یه تماس تلفنی بزرگه، مرد. چی فکر میکنی؟
من قراره به ۸۱۷ رای بدم
چون اون بیشترین رای رو داره، و اون قطعا قراره بره.
وایستا. پس فکر میکنی ۸۱۷ در حال حاضر همه رایها رو داره؟
- آره. - و به همین خاطره که بهش رای میدی؟
- آره. - باشه.
بازی هنوز تموم نشده.
ما چهار بازیکن مختلف داریم که هر کدوم یه رای دارن.
این یعنی هر کسی که رای بعدی رو بگیره میره جلو،
و چهار بازیکن دیگه همهشون حذف میشن.
و رای آخرمون رو میدیم، ۴۵۳.
هیچ کدوم از بازیکنهای دیگه فکر نمیکردن ۴۵۳ بهشون رای بده.
- اوه، رای منو داری. - ممنون، مایکی.
داره بهم دروغ میگه.
یه تماسی بهم بزن که ممکنه مهمترین تماس زندگیت باشه.
اون واقعا میتونه هر کدوم از اونا رو انتخاب کنه.
حتی با وجود اینکه اونجا سر صحنه با همهشون بودم،
هنوزم نمیدونستم این قراره به کدوم سمت بره.
قبل از اینکه بگی کی،
در مورد این یکی حسابی فکر کن. چی تو ذهنته؟
- چی تو ذهنمه؟ - آره.
فکر میکنم دارم یه انتخاب منصفانه میکنم با کسی که سعی نکرد بهم رشوه بده،
بهم پول بده، بهم دروغ بگه.
پس فکر میکنی کسی که قراره اسمشو بگی
بیشترین لیاقت رو برای رفتن به رقابت نهایی بازی هیولا داره؟
- آره. - اون بازیکن چه شمارهای پوشیده؟
شماره--
- این همون کسیه که میخوای بهش رای بدی؟ - آره. کاملا.
ما یه برنده داریم.
برندهای که داره جایگاه نهایی رو میگیره
تو رقابت نهایی بازی هیولا... ۴۲۴ هست!
چی؟ اون منم!
- اون تویی! - اون منم!
کسی که این دور نهایی رو برد
کسی نبود که بهترین استراتژی رو چیده باشه.
باید ۱۵۰ هزار دلار بهم میدادی.
اون کسی نبود که بیشترین تماس رو گرفته یا کسی که بیشترین قدرت رشوه رو داشته.
و اون کسی نبود که سعی کرد رای بخره.
من دارم سعی میکنم بهت یه کم پول بدم که تو رایتو بهم بدی.
هر چهار تاشون حذف شدن.
اون ۴۲۴ بود، کسی که از تلفن و حواشی دور موند.
من رشوه نمیگیرم،
و قرار نیست به بقیه رشوه بدم که منو وارد بازی کنن.
میخوام آدما منو به بازی راه بدن چون منو اونجا میخوان.
در حالی که همه داشتن همدیگه رو دور میزدن...
رشوه رو از مایک بگیر،
منم قراره از مایک رشوه بگیرم تا پول نقد بگیرم، ولی همچنان به تو رای بدم.
...اون به خودش پایبند بود، و ۴۲۴ بیشترین رای رو گرفت
چون به خودش وفادار موند
تو کل سفرش تو بازی هیولا.
و من قراره به خودم وفادار بمونم، پس تقسیمش بر سه کنید.
- ۳۶۰۰ دلار؟ - آره. خوبه.
من کل این مدت بازی رو با درستکاری انجام دادم،
و فقط امیدوارم که این بار برام جواب بده.
تبریک میگم. شما دارید رقابت میکنید--
وای، چه خبره، یو!
نمیدونستم آتیش بازی داریم. ترسیدم.
- شما دارید میرید جلو! یه صندلی نهایی گرفتید! - وای! من دارم میرم جلو! چی؟
شما دارید برای ۵ میلیون دلار رقابت میکنید!
برو بیارش، کورتنی! برو بیارش!
- جیسی! من بهت رای دادم. - ممنون. برو بیارش، کورت.
وای!
خیلی عالیه.
و به بقیه، تو چند هفته گذشته،
خیلی سخت جنگیدید.
و باید به اینکه چقدر پیشرفت کردید افتخار کنید.
تبریک میگم، ۴۲۴. خوشحال برات.
اون واقعا یکی از منصفترین آدما تو کل این بازیه.
ممنون، جیسی!
تبریک، بچهها!
بیا به بقیه برندهها ملحق شو، کورتنی.
برو پیش همتیمیهات! برو!
شما رسما به شش نفر برتر بازی هیولا رسیدید!
- بیا اینجا. - بیا اینجا!
- هی، موفق باشی بهت افتخار میکنم. - ممنون. وای. خیلی ممنونم.
بیا بغلم
- من ازت ناراحت نیستم. - متاسفم.
عیبی نداره.
خیلی خب، بریم. نگهبونا، پولها رو جمع کنید.
- باید اینو بگم. - من صفر گرفتم.
جالب نیست که اون یه ارتش کامل داره که پولاشو حمل میکنن؟
خیلی خب، نگهبانا، برید بیرون. خیلی خب، بفرمایید.
شما میتونید برگردید به شهر. اون هیچ پولی نداره.
متاسفم.
- نگهبانا! برید بیرون. - دوست دارم، کویین!
پاتریک ممکنه دست خالی بره،
ولی مانیلاین یه سورپرایز برای یه بیننده خوششانس تو خونه داره
با یه شانس بردن یه سورپرایز ۲۵۰ هزار دلاری،
که مجموع جوایز نقدی تو خونه رو به بیش از ۴ میلیون دلار میرسونه.
برای شرکت، این کد QR رو اسکن کنید
شش نفر نهایی!
بریم!
وای خدای من.
یه زمانی، ما هزار تا شرکتکننده داشتیم،
و شما شش نفر همهشون رو شکست دادید.
و یکی از شما قراره اون ۵ میلیون دلار رو ببره!
آره!
بریم!
منو تا فینال دنبال کنید.
- خیلی باحاله. - آره.
با شهر خداحافظی کنید. دیگه هیچوقت اونو نخواهید دید.
- خداحافظ، شهر. - خداحافظ.
خداحافظ.
بریم ببینیم کی قراره یه مولتی میلیونر بشه!
بریم!
هر تصمیمی که گرفتید،
و هر تصمیمی که ۹۹۴ شرکتکننده حذف شده گرفتن،
ما رو دقیقا به اینجا، همین الان، رسونده،
که یکی از شما این ۵ میلیون دلار رو ببره.
به فینال بزرگ بازی هیولا خوش اومدید!
شما شش نفر احتمالا یادتون باشه که بارها و بارها تو این برنامه،
من جایزه بزرگ ۵ میلیون دلاری رو بهتون یادآوری کردم.
۵ میلیون دلار. ۵ میلیون دلار!
۵ میلیون دلار! ۵ میلیون دلار!
۵ میلیون دلار... ۵ میلیون دلار روی خطه!
من روی ۵ میلیون دلار پول واقعی ایستادم.
بزرگترین جایزه بزرگ تو تاریخ سرگرمی.
تا همین الان.
- پرده رو باز کن. - چی؟
۵ میلیون دلار دوم رو بیارید.
- باشه. چی؟ جیمی، داری چیکار میکنی؟ - ده میل. بریم، بریم.
- بیا بریم. - بریم.
و حالا ۱۰ میلیون دلار اینجا هست!
فکر میکنید قراره چیکار کنیم؟
اوم...
آیا یکی از ما هر دوتاشو میگیره؟
اگه من میتونستم ۱۰ میلیون دلار برنده شم... وای خدای من.
این دیگه آخرشه. این همه چیزو عوض میکنه. این همه چیزو عوض میکنه.
اووه! تو راه من وای نستا. از روت رد میشم، بهت قول میدم.
وقتشه اجرا کنیم.
این بیشتر از اینکه زندگیمو تغییر بده.
باید دو برابر بیشتر بجنگیم چون اینجا دو برابر پول هست.
همونطور که بعضی از شماها از قبل حدس زدید،
یکی از شما الان میتونه ۱۰ میلیون دلار ببره به جای پنج تا!
دقت کردید که گفتم "میتونه". چندلر، بیا بیرون!
داخل این کیف...
یه سکه هست.
اگه یکی از شما شش نفر به اندازه کافی شجاع باشه که این سکه رو بندازه،
اونوقت خودشو تو کتابهای تاریخ مینویسه
چون هیچکس تا حالا کاری که قراره انجام بدیم رو امتحان نکرده.
مثل هر شیر یا خط، شما شیر یا خط رو صدا میزنید.
اگه درست بگید، من جایزه رو دو برابر میکنم به ۱۰ میلیون دلار!
ولی اگه اشتباه بگید،
جایزه همون ۵ میلیون دلار میمونه، و شما حذف میشید.
میخواید بیاید جلو، یه سکه بندازید،
و جایزه بزرگی که از قبل بزرگترین جایزه تو تاریخه رو حتی بزرگتر کنید؟
یا بیخطر بازی کنید؟
از انداختن سکه خودداری کنید، و فراموش کنید که من اصلا حرفی از ۱۰ میلیون دلار زدم.
- وای. - دیوونهکنندهست.
- چیکار کنیم؟ - وای خدا.
میخوام بیاید بهش دست بزنید. خب این شیره.
اینم خطه.
نترسید.
- تو این قلب ترسی نیست. - بدون ترس؟
- بدون ترس... بیا - فکر میکنی میخوای این کارو بکنی؟
- خواهیم دید. - لمسش بکن
اگه ببری... وای خدای من، ۱۰ میلیون دلار.
اینقدر پول زیاده که حتی نمیتونی خرجش کنی.
- نظرتون چیه؟ - اوه، وای.
میخوای بندازیش؟
منظورم اینه که من یه شیر یا خط موفق تو مکعب داشتم.
قراره هر کدوم یه سکه بندازیم.
هر کدوم که دوتاییش باشه، اونا میمونن.
- وای خدای من. - این منو از اونجا بیرون کرد.
خیلی وسوسهکنندهست.
- ۱۰ میلیون دلار. - وای.
میتونی تصور کنی؟ با ۱۰ میلیون دلار چیکار میکردی؟
- من حتی نمیتونم بهش فکر کنم. - اونجا خطه، درسته؟
- آره. - این خطه. ترسناکه.
وای.
من دارم سکه رو برمیگردونم.
نفر بعدی که به این سکه دست بزنه، اونو برای ۱۰ میلیون دلار میندازه.
- آمادهاید؟ - بریم.
ببینیم کدوم یکی از شما میخواد اولین شیر یا خط ۱۰ میلیون دلاری رو
تو تاریخ بشر انجام بده. شما ده دقیقه فرصت دارید تصمیم بگیرید.
اولین نفری که به سکه دست بزنه باید سکه رو بندازه. تایمر رو روشن کنید.
بیاید اینجا، بچهها. بیاید اینجا.
- چی فکر میکنید؟ - اوه!
ما این مدت همهش یه تیم بودیم.
- میخوام حرف همه رو بشنوم. - خیلی خب، آره.
فکر میکنم احتمالا یه مزیتی برای کسی که سکه رو میندازه هست.
و دوباره، مثل یه شیر یا خط ۱۰ میلیون دلاری. تا حالا برای بشر انجام نشده.
یه نفر قراره اولین نفری باشه که این کارو میکنه.
مهم نیست چی بشه، کل دنیا این کلیپ رو میبینن.
وقتی من گرفتمش، برای من نبود. برای من نبود.
پس تو خارج شدی؟
- من خارج شدم. - کسی حس درونی در موردش داره؟
حس درونی من بهم میگه این کارو نکنم. به همین دلیل، من خارج شدم.
من هیچ جور تمایلی بهش ندارم،
ولی میخوام بهتون بگم
که حس میکنم یه چیزایی بیشتر تو سمت خط هست، حس میکنم.
- واقعا؟ - نمیدونم این معنی میده یا نه.
- اوه. - و اگه کسی حس تمایل داشته باشه.
- کسی حس شاید داره؟ - من حس شاید دارم.
- من در مورد خودم حس شاید دارم. - منم حس شاید دارم.
ببخشید آقا. من حس شاید دارم.
- اوه! داره میاد جلو! - حرف بزنید
حس من اینه.
من تونستم یه سکه بندازم تا بتونم از مکعب بیام بیرون.
من خط رو رو به بالا انداختم.
واقعا فکر میکنم ممکنه این کارو بکنم.
- اوه، خوشم میاد. - ممکنه این کارو بکنم.
- خوشم میاد. - ممکنه خط بگم.
- تشویق کنید! - اوه، واقعا؟
تشویق کنید! تشویق کنید! تشویق کنید! با تمام وجودت بگو.
- آره. - آره؟ آره؟
اگه حسش میکنی، انجامش بده.
دوبار فکر نکن. به خودت اعتماد کن.
همه دارن سعی میکنن اونو تحت فشار بذارن که این کارو بکنه
چون شما هیچ انگیزهای ندارید که کسی باشید که سکه رو میندازه.
در حالت ایده آل، یه نفر دیگه این کارو میکنه،
و شما فقط از مزایای یه جایزه ۱۰ میلیون دلاری بهرهمند میشید.
انجام یه شیر یا خط ۱۰ میلیون دلاری خیلی عالیه.
آره.
با این حال، رسیدن به اینجا و رفتن به خونه
بدون یه شانس اونجا برای ۵ میلیون دلار خیلی ویرانگر خواهد بود.
من قصد ندارم شما رو مجبور به کاری کنم که نمیخواید انجام بدید.
- میدونم. - ولی اگه حسش میکنی.
- میدونم. - اگه حسش میکنی.
و همچنین تو طرف دیگه اینجا، دارم میگم، آیا میخوام باشم...
آیا میخوام حریص باشم؟
انرژی رو ازش حس میکنم، مثل اینکه دارم سعی میکنم--
حس خوبی داره. دروغ نمیگم.
- حس خوبی داره. - داره.
- از بین شما دو نفر. - اوه.
فکر میکنم تی ممکنه داره نقش بازی میکنه.
جف فقط حرف میزنه.
جف اون پشت داره زوزه میکشه. داره سعی میکنه تو سر آدما بره.
هیچکس اینجا ضعیف نیست، جف. بیخیال شو.
- بیخیال شو. - نه، خیلی دوست دارم ببینم این کارو میکنی.
میدونم که دوست داری. شرط میبندم که دوست داری.
خب، قضیه اینه.
- همه دوست دارن ببینن این کارو میکنی. - آره، دقیقا.
با توجه به هر کاری که کردی، هر چی که بگی همون میشه.
میدونم. میدونم. فقط باید اول حسش کنم.
یادتون باشه، هیچکس مجبور نیست این سکه رو بندازه.
اگه قفل بشه، من هیچ ترسی ندارم. باید حسش کنم.
فکر میکنم عالی میشه اگه همهمون برای ۱۰ میلیون دلار رقابت کنیم.
- اگه میتونستم ۱۰ میلیون دلار ببرم... - من یه شیر یا خط موفق داشتم.
این دیگه آخرشه. این همه چیزو عوض میکنه.
این بیشتر از اینکه زندگیمو تغییر بده.
میخوای این کارو بکنی؟
- یا حضرت... - وای!
- گیج! گیج! - میدونستم! میدونستم!
صادقانه بگم، فکر نمیکردم کسی این کارو قبول کنه.
اون حس خوبی بهش داره!
من اینقدر راه اومدم، جیمی.
- ما اینقدر راه اومدیم. - آره!
بسته به این شیر یا خط، من ۵ میلیون دلار رو از دست میدم،
یا ۹۷۴ حذف میشه.
- شما الان تمام ریسک رو به عهده گرفتید. - آره.
حتی با وجود اینکه افراد دیگه هم به انجام این کار علاقه داشتن.
فکر میکنم این موقعیت منه که بتونم یه شانسی بگیرم. آره.
- یه شانس گرفتی، گرفتی. - یه شانس گرفتم.
شما ۵۰ درصد شانس رفتن به خونه رو دارید.
یا ۵۰ درصد شانس اضافه کردن ۵ میلیون دلار به جایزه.
- من حس میکنم خطه. - خط.
- خط. خط. خط. خط. - شیر یا خط ۱۰ میلیون دلاری!
خط. خط.
خط. خط.
- بریم انجامش بدیم. - به تو بستگی داره.
.::: مترجم مرتضی راکی :::. کانال تلگرام : @nestedsub
با ما همراه باشین Telegram @sands_movie
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.