Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
کانال تلگرامی فیلم سینمایی @Moviezindian
★ masamoho مترجم و ادیتور★ @Moviezindian
آپلود زیرنویس : قـاسـم سـمـنـگـانـی @Qasem_Samangani
رولکس😎
★کانگووا★ (مردی با قدرت آتش) @Moviezindian
(چند قرن پیش)
(جزایر کوینتت)
این منطقه پراز معماهای زیادیه
ولی عجیبترین معما
زندگی مردمشه
وقتی یه اتفاق میافته
همه چیزی که میدونیم اینه که چطور، کجا
ولی هیچکس نمیدونه چرا این اتفاق افتاده
"چرا به دنیا اومدی؟"
"چرا با کسی هستی؟"
"چرا واسه کسی جون میدی؟"
هیچکس جوابشو نمیدونه
هیچکس نمیدونه؟
از دور بالای آسمون
پوشیده در معماها
اون که این دنیا رو میبینه
ماه
فقط اون و فقط اون
"تقویت قدرت مغز بچه"
"فعالسازی منطقه حافظه"
"در حال نقشهبرداری مغز بچه"
"در حال استخراج طرحهای مغزی"
"قدرتدهی فوقالعاده 35% تکمیل شده"
"فرمتبندی مغز بچه تکمیل شد"
"لینکهای عصبی در حال تغییر"
حمله
زتا فرار کرده
دروازه شرق شکسته
بگیریدش
یه نفر از مرکز فرار کرده
پراکنده بشید و بچه رو بگیرید
شت
برید برید برید
گروه زمینی
داره به سمت جنوب میره
شت، فرار کرد
از هم جدا بشید و دورش رو بگیرید
"ای جنگجو"
"تو مثل یه ارتش راه میری"
"ای جنگجو"
"تو مثل یه ارتش راه میری"
" تو اساس شجاعت بیپایانی؟"
" فقط یه مردی یا صد تا؟"
سلام کمیساریا
واقعا داری به خودت فشار میاری
من بهت جایزه داده بودم که دی سوزا رو بگیری
یه جسم توی آب نصف وزنش رو داره
خواستم این نظریه رو امتحان کنم
هی موستو
چرا؟ از من ناراحتی؟
دی سوزا رو گرفتیم
شریکات فرانسیس چیکار میکنه؟
این خیلی عجیب میشه
الکسا
موسیقی ترسناک
گاردهای دی سوزا وارد شدن
فرانسیس باهاشون در حال ورزش کردنه
الان؟
بازوها
بعدش؟
شماها مثل باتری کار میکنید(کندید)
فرانسیس مث پاوربانک کار میکنه(سریعه)
فرانسیس بیا مرد
چرا به "بیبی" بیمحلی میکنی؟
فرانسیس
بگیرش
هی بس کن
یکی رو انتخاب کن عزیزم کدومو؟
اینگی یا پینکی؟
اینگی؟ پینکی؟
کدوم رو؟
پینکی؟
باشه پونکی
اشکال نداره. نوبت تو هم میرسه
پینکی
سلام کمیسر؟
تموم شد
چرا منو دزدیدین؟ شما دوتا کی هستین؟
پلیس؟
دلال مواد؟
ما شکارچی جایزهایایم
یعنی چی؟
مثل وقتی که بچهها معلم خصوصی میگیرن
شکارچیهایی که مجرما رو میگیرن واسه پلیس
مرتیک کچلِ احمق
کولت نگاه کن
چشاتو بده پایین.کچل
سلام دخترها
راضی شدی رفیق؟
آره
الان داری حین یه دستگیری جایزهای بگو بخند میکنی؟
تنش نفرت عصبانیت خشم
من هیچوقت این احساسات منفی رو نگه نمیدارم
همهشو میریزم رو سر نفر کناریم
مامّا میا
کیف دنیا رو ببر
سلام- دهنتو ببند-
حرکت کن کولت
سلام
نه
فرانسیس
بمون کچل
فرانسیس
نه صید مال منه
؟"صید" یعنی چی -منظورش تو هستی
فرانسیس نه
آره
پاداش پانصد هزار دلاری رو بده
پانصد هزار دلار رو بده
من بودم که گرفتمش
من بودم که تمومش کردم
اون کروکودیل رو بزن
-کی تورو زد؟ -تو زدی
-پس بگو کی گرفتت؟ -تو
لعنتی
اونا با هم منو گرفتن آقا
پس پاداش رو تقسیم کنید
چی؟
من حتی هوا هم با کسی تقسیم نمیکنم
هیچوقت پولم رو با کسی تقسیم نمیکنم
شما هر دو بزرگسالید بعد مث بچه ها دعوا میکنید
گوش بدید به من
پنج دقیقه بشینید
و با هم برای دعوا کردنتون خجالت بکشید
برید تو ماشین من بشینید
میخواستم ازت بپرسم
از اونا هیچ هزینهای توقع داری؟
هیچ هزینهای نمیگیری؟
ماشین بیمه شده؟
از ساعت 12 فعال میشه
الان ساعت 11:50 ئه
الان فعال میشه
داره خراب میشه؟- بیا نزدیکتر ببینیم -
چرا اینا اینقدر خشونت دارن کولت؟
الان خشونت دارن کمیسر
میدونی قبلا چقدر رمانتیک بودن
این دو تا؟
"هی دارم میرم"
"هی دارم میرم"
"هی دارم میرم"
"هی دارم میرم"
"هی دارم میرم"
"هی دارم میرم"
"هی دارم میرم"
"پرتغالی) بیا بازی کنیم عزیزم)"
"بغل کن بوسم کن بگیرم بخورم"
"ببرم امتحانم کن منو به دام بنداز گیرم بنداز"
"در ساحل طلوع آفتاب"
"در کروز زیر نور ماه"
"در حالت جنونآمیز خوشی"
"مناطق ناشناخته رو کشف کن"
"YOLO"
"یکبار زندگی میکنی"
"YOLO"
"باید خیلی کارا بکنی"
"هی دارم میرم"
"هی دارم میرم"
"وقتی چشامون به هم میخوره"
"دیگه لازم نیست حرفی بزنیم"
"وقتی نفسامون با هم مخلوط میشه"
"زبان جدیدی پیدا میکنیم"
"بیا پرواز کنیم پرواز کنیم"
"اینجا اونجا همهجا"
"تمام خواستههای کوچیکت توی گوشم"
"دارن بمبباران میکنن"
"YOLO"
"یکبار زندگی میکنی"
"YOLO"
"باید خیلی کارا بکنی"
"تو زیبایی من اون وایب هستم"
"بیامثل آتیش وحشی بسوزیم"
"من اون لش هستم تو اون گنگ هستی"
"بیا همون بغل داغ بشیم"
"تو فرشته افتادهای از آسمانی؟"
"زیباییت غیرقابلباوره"
"تو همون مردی که قشنگه مثل عروسکهای خرسی"
"داری بهم احساسات ارزون میدی"
"YOLO"
"یکبار زندگی میکنی"
"YOLO"
"باید خیلی کارا بکنی"
"هی دارم میرم"
"هی دارم میرم"
"هی دارم میرم"
"هی دارم میرم"
فرانسیس نه، گرونه
فرمانده
اون یکی که فرار کرد، با قطار رفته سمت گوا
پیروز شدیم
دیاگرام مغز زتا رو بگیر
فرمانده
اون بیرون هیچ کسی رو نمیشناسه، گوا زیاد دووم نمیاره
تو فقط داستانشو میدونی
از روزی که ساخته شد
مغزش طوری برنامهریزی نشده
که بدون هدف زندگی کنه
پس دنبال چی میگرده توی گوا؟
فرانسیس
هدف بعدی من
یه هدف برجسته
جیتو
تمرکز کن
برادر جیتو یه پادشاه فوقالعاده ست
اسمش کمبوتاست
کمبوتا
پادشاه نه؟
پادشاه جنایت
کار پر ریسکیه پس من ی میلیون پیشنهاد میدم
ببرش بالا
برای ۱.۵ میلیون
چی میگی عزیزم؟
"یک و نیم میلیون؟"
آره
باشه
حتی اگه یه خراش کوچیک ورداره
برادرش کمبوتا نابود تون میکنه
بریم جیتو رو بگیریم
هی، تطابق صورت: ۹۰درصد
وای
گل گل گل
کجاست؟
قـ ـا سـ ـم سـ ـمنـ ـگـ ـا نـ ـی
جیتو اونجاست؟
در حالی که اینجا راحتیم، ی وقت اونا پیداش نکنن
بزار پیداش کنن
عزیزم
بگو به کمیسر که جیتو رو یه ساعت دیگه میگیرم- -دریافت شد
نفسهای سنگینت
پر از حسادت و بیچارگیه
دقیقاً چی میکنی؟
لعنتی جیتو
وقتی ما اینجا از سینگلی مردیم
اون با اینقد دختر خوابیده
میخوام همون حالت رو بگیرم
زیباهای خفته
بیدار شید
پات رو از صورتش بردار
این دختر ولش نمیکنه فرانسیس
دست خودش رو ازش نمیکشه
کلت، اون دست مرده
درسته لعنتی
"هی عزیزم؟"
موسبرگ
فرانسیس بیا اینجا تفنگ داره
لطفاً عاشق این تفنگم
این تفنگ رو به من بده
برای من بگیرش فرانسیس
تفنگ رو بده به من
باشه میتونی بگیری
فرانسیس
از بچگی من التماس و خواهش کردم
تو هیچ کاری برای من نکردی
ولی برای اولین بار وقتی فریاد زدم، قبول کردی
چرا رفیق؟
این خندۀ شکسته و کج، ترسناکه
حالا
حالا کی توش گیر کرده؟
من؟چطور؟
روی سینه جیتو خونه
حتی اگه یه خراش کوچیک ورداره
برادرش کمبوتا، قیمه قیمه تون میکنه
وااای
عزیزم،دست من هم روی تفنگ بود
تحت هر شرایطی سریع عمل میکنی
عالیه
منم همین کار رو میکنم
هیچکس تیراندازی رو ندید عزیزم
زیباهای خفته هنوز تو خوابن
اگه ما بی سر و صدا بریم
-فکر میکنی دید؟ -آره، اما بیخیالش
دستتو بنداز دور گردنم
چه کشتی بزرگی
برو برو برو
فرانسیس و دوستش، جیتو رو کشتن
تو داری با من میگردی
-ازکجا فهمیدی که اینجان؟ -ما اینیم دیگ
عالی بود
آفرین مامان
بالا
بچهها
یه سوال مهم دارم
چی شد پاپا؟
فکر میکنی اون پسر میتونه تو رو بشناسه؟
احساس میکنم قبلاً دیدمش
نه منظورم اینه که اون میتونه تو رو بشناسه؟
احتمالش کمه
هی سیری
چقدر احتمال داره که ببینیم
توی ۳۵۰۰ کیلومتر مربع شهرگوا
درصدش چقدره؟
فرانسیس
فرانسیس
برو مرد
آخ نه
خطر، فرانسیس، خطر
اون پسر که تو کشتی شاهد ماجرا بود
من اون رو تو خونۀ آنجلا دیدم
وای
بیا
پسرم
خوب بکش پسر
انگشتات اطلاعات روخوب نگه داشتن
زیبا نقاشی میکنه.فرانسیس
چرا فقط این برای تو پیش میاد؟
خدا بزرگه
من میرم
ببین
کجا رو ببینم؟
حمله
بکش کنار
فرانسیس
بگیر بچه رو
بیشرم
خانوادتو آوردی سراغم، قبلا ک باهم ت رابطه بودیم، اصلا نشونم ندادیشون
حالا دلت خانواده میخواد
گوش کن
هدایایی که بهت دادم رو پس بده
خجالت نمیکشی؟
اصلاً
رفیق
حتی همون بالایی که الان پوشیدی
اگه بدم کی میپوشه؟
هی آنجلا من میپوشم، خجالت هم نمیکشم
خیلی بهت میاد عزیزم
این سایز کوچیکه عزیزم
کانال تلگرامی فیلم سینمایی @Moviezindian
وای خدا
هی
چیه رفیق
چرخها رو پنچر کن
نذار برن عمو
آنجلا وایسا
شت،چی کار میکنی؟
پدرت به شیرینی معتاده
هی داداش
مامان بابا پدربزرگ
خوب بود عزیزم
هی گاز
چرا چرخها رو پنچر کردی؟
تو گفتی "پنچر کن" نگفتی مال کدوم ماشین
خودتو نزن رفیق، اشکال نداره
خفه شو
نگاهم نکن اینطوری
هی،نگاهم نکن اینطوری
یه چیزی داره توی دلم میگذره
کولت بگو که نگاه نکنه
ولش کن
تورو ک نگا نمیکنه. حتما داره جاده رو نگا میکنه
اون طرف رو نگاه کن
هی، پسر
چیزی شده بچه؟ به من نگاه کن
من کاری نکردم
برو بیمارستان
خوب میشی بچه
بریم
هی بچه
این عادی نیست
این عجیبه
یه بار دیگه آزمایش رو تکرار کن
به حرفم گوش کن فرانسیس
بذار دکتر با بچه کار کنه
بریم
نه عزیزم
نمیتونم بچه رو تنها بذارم
-چرا؟ -ی چیزی نمیزاره برم
چیزی مانعت شده؟
این ویلچر داره مانعت میشه
دکتر صدا میزنته آقا
این بچه به سر ضربه خورده؟
ما نمیدونیم خانم
فقط گردنش یه کم پیچ خورد
عجیب و غریبه
این پسر مارو داشت تو بازی پابجی میدید
صدای تیراندازی و اینا بود
-هیچی در موردش نگفت؟ -نه
خب درمان رو شروع کن
توی ۲۵ سال تجربهام
هیچ وقت همچین چیزی ندیدم
سر پسر باز شده بوده
عجیبه
این رو نگاه کن، عادی نیست
یه چیزی داره سلولهای مغزش رو تغییر میده
همه این گزارشها رو میفرستم پیش ارشدم خارج تا نگاهشون کنه
الان وضعیت پسر ثابت شده
فردا صبح بیا دنبالش
باشه دکتر
★ masamoho مترجم و ادیتور★ @Moviezindian
تلفن داره زنگ میخوره فرانسیس
تصاویر دوربینهای مداربسته از منطقه داریم
که تو کولت و یه پسربچه داخلش رؤیت شدید
نگران نباش. من حلش میکنم
ولی کامبوتا باخبره
مواظب باش
پناه شو فرانسیس
حالت خوبه؟
"تام و جری" نوستالژی هرفردی
کجا میری رفیق؟
یه حس عجیبی دارم
همین حس رو منم داشتم
ترسه
این پسر کیه؟از کجا اومده!؟ واسه چی اومده؟
مشکلش چیه؟
چرا هی به من خیره میشه؟
بیا خودمون ازش بپرسیم
کجا رفت؟
فرانسیس
چ...چیه؟
چیزیت شده؟
چیه عزیزم؟
چرا هی این کار رو میکنی؟
گرسنهای؟
میخوای غذا بخوری؟
کولت
بخور
تو بخور
خداروشکر فرانسیس
-خیالم راحت شد -منم خیلی شوکه شدم
از کجا فهمیدی؟
چطور همیشه مارو پیدا میکنی؟بگو ببینم
بعداً بهت میگم. یکی به کامبوتا اطلاعتتو گفته، بیا بریم
چرت و پرت نگو آنجلا
من که بهت ایمان ندارم
باور کن عزیزم، من میخوام ازت مراقبت کنم
رفیق
اون عشقی که به دوست پسر قبلیات داری باعث میشه
که بترسم. ی وقت خودم عاشق تو بشم
باشه عاشق شو
زمین بعد بارون تر میشه
زبان بعد فلفل آتیش میگیره
یه آروغ بعد از قهوه حتما میاد. اینا همه واقعیته
حتی یه رابطه تموم شده هم یکم زنده اس(منظورش اینه درجدایی هم عشق هس)
من میتونم عشق رو توی هوا حس کنم
چه تیکهای
فکر کردم شاید شانسی داشته باشم که این دوتا رو به هم برسونم و خودم در برم
هی
یییییییییسسسسسسس
آنجلا نه
چه پیچ و تاب باحالی رفیق
آره
اون آخری که گفتی چی بود
من میتونم عشق رو توی هوا حس کنم
لعنتی
انتقام توی هواست عزیزم
سوال کردی چطور همیشه ما رو پیدا میکنی درسته؟
هدیه خداحافظی که دادم رو یادته
این
داخلش ی ردیاب هست
یه ردیاب؟
-آره -عجب آب زیرکاهی
آنجلا مارو فریب داد فرانسیس
کامبوتا اومد
کامبوتا قاتلای برادرت همینجان
هندی) دیدی که کی برادرم رو کشت؟)
هندی) بهم بگو کی بود)
هندی) بهم بگو)
کامبوتا
چرا یهو باد اومد؟
فرانسیس
بچهها آماده باشید
چی شد؟
حرکت کنید، حرکت کنید، حرکت کنید
قفل عصبی
چپو پوشش بده
بخواب رو زمین
آتیش
بچه جون
برو پایین
همونجا بمون
سرجات بمون
فرانسیس
حالت خوبه؟
برو پایین بچه
میشنوی؟
گوش میدی؟
ده تا رو حذف کردم
هی وایسید
بهش آسیب نزنید
نه
زتا گرفته شد
حرکت کن
زتا قفل شد
ما در راهیم
باشه حرکت کن
فهمیدی؟
آوریلیوس دورکا دوم
و ۲۵,۰۰۰ سرباز رومیاش
برای محاصره
برای استراتژی
و آموزش سربازانش در جنگ عازم پنج جزیره شدن
پنج جزیره
زمینهایی هستن کنار هم ولی به هم متصل نیستن
ساگارا هیما آرانیا کاپالا پرانودی
جمعاً به اونا گفته میشد
جزیرهی ساگارا
اونا بر امواج دریا حکمرانی میکردن
اهالی ساگارایی
توری میبافتن و کشتی میساختن
جزیرهی هیما
جزیرهای پر از جنگلهای یخزده
شامل مخزن جنگی هیما
و گیاهان دارویی که جون رو نجات میدادن، بود
جزیرهی آرانیا
سه جنگل متفاوت رو در بر میگرفت
شغل اونا شکار و
شاعری بود
جزیرهی کاپالا
سرشار از تپههای آهنی و خاک قرمز بود
مردم اینجا سمّالی رو میپرستیدن
و اون رو با خون میشستن
قتل شغل اصلی اونا بود
کاپالاها معنی رحم و دلرحمی رو نمیدونن
جزیرهی پرانوادی
سبزی سرسبز تپههای اون باعث
شجاعت در این سرزمین بود
مردم وحشی و خونخواری بودن
جنگ شغل اونا بود
اونا یه خدای آتش رو میپرستیدن
همراه با یه سرگرد
فرمانده آنوراتو مأمور شد
یکی از پنج جزیره رو انتخاب کنه
همراه با سرگرد مرگشی
کشتی ارتش روم عازم شد
سرور
پنج جزیره اینجان
ما رسیدیم سرور
این
این آرانیاست
این
این هیماست
این ساگارا
اینجاست دقیقاً همینجا
و اینجا کاپالا
این
پرانوادی
لطفاً بگو کدوم یکی از این پنج جزیره رو میخوای
پرانوادی
سرور،پرانوادی رو میخواد
پرانوادی
کروذوا
اون کروذوای از ساگاراست سرور
با کروذوا راحت میتونید جزیره رو فتح کنید
پولوا ببین نزدیکم
بیا جلو پولوا، کمی مونده
سلام
چه تور بزرگی مادر
با اینا درست میشه
این هدیهی ساگاراییها بود
سرور پرچندا
سلام سرور
ماهی از جزیرهمون سرور
این مال شماست
گردنبندهایی از ساگارا
کروذوا
فرمانده با 25,000 سرباز رومی
لنگر انداخته تو دریاها
اونها پرانوآدی رو انتخاب کردن
چی میگی؟
جزیرههای دیگه تسلیم میشن، اما این محاله
ولی چرا؟
پرانوآدیها هیچ ترسی ندارن
برای همین ما تو رو صدا کردیم
تو راهی نشون بده به ما
اگه جنگ با پرانوآدیها بشه، همه عازم میشن
و ما نمیتونیم فتحش کنیم
من اول میرم
با زیرکیام قدرتشون رو ضعیف میکنم
چرا به کمک مردای بیگانه احتیاج دارن؟
مگه شماها تو ساگارا نیستید؟
ما تو ساگارا نیروی کافی نداریم
ما که زور زیادی نداریم
عالیه
واقعا عالیه
تو مورگیشی رو میشناسی مگه نه؟
اسمش رو شنیدم
همهمون یه زادگاه داریم
هیچ جایی نیست که من نرفته باشم
ولی هیچ وقت همچین غذایی رو نچشیدم
سگ چاکی هم مثل تو غذاش رو لیس میزنه
و از ته مانده بقیه میخوره
چرا هی بهش میچسبی؟
برو پسر خوب
حرف پادشاه رو گوش کن. برو اونور بازی کن
همیشه منو نادیده میگیره
برو پولووا
چرا باید کشتی بسازیم کروادها؟
مردم پرانوآدی از کارشون راضین. کشتی میخوان چیکار؟
البته که خوشحالن
آمادهاند تا کار بکنن
دانش دنیارو میخوان
بذار با پسرم کانگووا مشورت کنم
مگ پسرت به تصمیم تو احترام نمیزاره؟
باشه، بریم بهشون کمک کنیم
تیکشادامشترا
صد تا جنگجو آماده کن
ممنون پادشاه
حواست باشه پولووا
تمرکز کن کروادها
بیاید
حواست باشه
بگو به من
چند سکه به ازای هر نفر؟
دو سکه طلا به ازای هر نفر
برای اثبات کشته ها
ازشون چیزی ببر و بیار
به عنوان مدرک از کشتاری که انجام میدی
از تو میخواد که چیزی ازشون قطع کنی و بیاری
بگو دستهای راستشون رو قطع میکنم
بهتون افتخار میکنم رفقا
برو بالا
چوکی
چی شده پولووا؟
سگ چوکی اونجا مرده افتاده
یه گرگ وحشی خوردهش
دفن کنین و اینجا بمونید
من وقتی برگشتم میام دنبالتون
باشه کرودهاوا
پولووا؟
گریه نکن پولووا
برو جلو
برو جلو
برو
'دارانی'
بذار اینجا استراحت کنیم
کی شیپور رو زد؟
مادر من یه صدایی میشنوم
من صد تا دست میخوام
هیچکدوم نباید کم باشه هیچکس نباید فرار نکنه
96
صد
یکی
دوتا
سهتا
بیا کرودهاوا
وضع جنگجوهای پراناوادیمون چطوره؟
اونوراتو از کارشون حیرونه
دستهای پراناوادی بهش میگن
از کارشون خیلی راضیه
خب اینبار واسه چی اومدی؟
اونوراتو درخواست کرد
کار باید سریعتر تموم بشه
میتونم چن نفر رو با خودم ببرم؟
بردار و ببر
بیا یاکشا
بیا اینجا پسر
-چرا؟ -اینا از کجان؟
ولم کن مادر
راستش رو بگو. بعد ما میایم
ولم کن من مامان با پدر میرم
ولم کن مادر
-پولووا -میخوام با بابا برم
'دارانی'
کرودهاوا
اینجا خوبه؟
برای چی؟
برای استراحت
کانگا
کانگا
کانگا
از نسل ماراکان
از نسل کوچامی
به عنوان وارث ایلامبان
نوه تانگیان
پسر پراچندا
برای صعود به قلههای ساگار
برای بالا رفتن از درختهای هیما
برای پا گذاشتن روی جزیره کاپالا
برای سوار شدن بر فیل وحشی آرنیا
فقط یکی و تنها یکی هست
کانگای ما
"مثل صدتا پنجه ببر"
"مثل مارهایی که رو برگهای خشک حرکت میکنن"
مثل موجهای روی ساحل جزیره"
"مثل طبلهای پراناوادی"
"فقط یکی و تنها یکی"
"یه جنگجو که جنگ به دنبالش میگرده"
"از دل آتش متولد شده"
"افتخار جزیرهمون پراناوادیه"
"کانگا کانگا کانگووآ"
"کانگا کانگا کانگووآ"
"کانگا کانگا کانگووآ"
"کانگا کانگا کانگووآ"
حالت خوبه؟
کروذوا
سیپور رو خودت میزنی؟
یا من بزنم؟
بیا، یالا بیا
"شجاعتش مثل آسمونه که پر میکشه"
"زندگیش مثل شمشیری که درخشیده"
"راهش درست و حقیقیه"
"جنگ مستیاشه"
"جنگلی که نور بهش نمیرسه"
"جنگلی که توش وقتی بچه بود راه میرفت"
"جنگلی پر از مار"
"جنگلی که توش میخوابید"
"چنگ زدن به سبیلها"
"وقتی بچه بود راه رفتن یاد گرفت"
"وقتی آتشی سوزوند جنگل رو"
"وقتی همه چیز رو در خودش جذب کرد"
"صدای غرشی بزرگ به گوش میرسه"
"همه جا همه جا"
"کانگا کانگا کانگووآ"
"کانگا کانگا کانگووآ"
"کانگا کانگا کانگووآ"
"کانگا کانگا کانگووآ"
"خاک سرخ پایین"
"آسمون قرمز بالا"
"خون تو چشماش"
"جنگ تو قلبش"
"نیزههای تیز"
"خم میشن مقابل اراده شجاعانه"
"هزار مانع"
"توی یه چشم برهم زدن شکسته میشن"
"وقتی سوار اسب سیاهش میاد"
"وقتی انعکاس شمشیری که از غلاف بیرون کشیده میشه"
"ترس حتی به دلها نفوذ میکنه"
"اگه یه قطره از نفسش بخوره به سینه"
"اگه ده تا چکش از انگشتاش بیفته"
"یه مشت خاک"
"کانگا کانگا کانگووآ"
"کانگا کانگا کانگووآ"
"کانگا کانگا کانگووآ"
"کانگا کانگا کانگووآ"
پراناوادیه
پیروزی
پراناوادیه
پیروزی
پیروزی
پراناوادیه
پیروزی
پدر
پراناوادیه
پیروزی
پدر
پراناوادیه
بکش بکش
پدر، لطفا بهم نگاه کن
نمیخواست این کارو بکنه
لطفاً بهش رحم کن
پدر
لطفاً بهش رحم کن
بکش بکش
اون بهم سکه طلا داد. منم قبول کردم
میخوای من تو خواری زندگی کنم؟
میخواستم کار خوبی برای خانوادهام انجام بدم
این اشتباهه؟خطائه؟؟
برای هر گناهی بخشش هست
برای دزدی دستها رو قطع میکنیم
برای یه کلمه اشتباه که گفته میشه، زبون قطع میکنیم
برای مسخره کردن عزتمون
برای آزار یه زن
قطع میکنیم میبخشیم و ادامه میدیم
ولی
یه گناه هست که واسش سر قطع میکنم
اونم
خیانت به نژاد ماست
حتی اگه ما پنج جزیره جدا بشیم
خون قربانیانت
خون تو
خون من
مگ یکی نیستن؟
پدر
لطفاً این کار رو نکن برادر
روم نمیشه که ازت بخوام
ولی لطفا
حداقل به خاطر پسرم، اینکارو نکن
پسرم بدون اون نمیتونه زندگی کنه
برادر
بکش، بکش
پرانوادی
زنده باد
ویچورا
رییس قبیله ساگارا
اون نه تنها به نوع خودش خیانت کرده، بلکه به کل قبلیه خیانت کرده
بکشیدش
ویچورا
چه خیانت بزرگی کردی کرودهاوا
منک طاقت نگاه کردن ندارم
خائن عوضی
لطفاً این کار رو نکنید
لطفاً اونو ببخشید برادر
در خونریز پیچانگان
پسر کای یان
نوه ماوِسان کسی که از همه بزرگترینِ
من کرودهاوام، نفرینت میکنم
کانگا
این آتشی که الان من رو میسوزونه، روزی سراغ تو هم میاد
پولووا
پسرم
پولووا
نه فقط عامل این کار، بلکه کل خاندانش باید مجازات بشه
این روش ساگاراست
ساکت
کرودهاوا واسه طمع اینکارو کرد
این یه بیماری واگیر نیست
این از نسلی به نسل دیگه منتقل نمیشه
برای گناه اون، خودش کافیه
نه کل خانوادهش
بذار این آتیش همه گناههاش رو پاک کنه
ویچورا درست میگه کانگا
خانوادهی کروڈاوا باید بمیرن
بکش بکش
بکش بکش
من میترسم مادر
برادر
بهم قول بده برادر
زندگی پسرم
برادر
الان مسئولیت توه
یاکشی
مادر
یاکشی
مادر
این کار رو نکن
مادر
مادر
پولووا
مادر
اون پسر منه
اون پسر منه
کانال تلگرامی فیلم سینمایی @Moviezindian
خار "کانی"
فقط تو تپههای کوچا پیدا میشه
چرا رفتی اونجا؟
هفت روز پیش
نوری از دور پیدا بود
دیروز که رفتم تپههای کوچا
نزدیکتر شده بود
احساس میکنم اون نور
داره تاریکی میاره به پرانوادی
پسر یه خائن
پسر یه خائن
پسر یه خائن
پسر یه خائن
بس کنید
پسر یه خائن
گفتم بس کنید
"در دل یه بچه"
"خدا ساکنه"
این چیزیه که میگیم
وقتی بزرگ میشیم
به خاطر عصبانیت خشم کینه غضب
خدا از دلمون میره
خدا درون خودتون رو از خودتون دور نکنید
اون کسیو نداره
بغلش کنید
خاک پرانوادی
تمرکز کنید
این میشه حالت موقت
آمادهای؟
تمرکز کن
غلاف کن
در بیار
درست مکث کن
اون نقشه شکست خورد
ولی من یه راه دیگه سراغ دارم
جزیرهی کاپالا
رئیسقبایل کاپالا
پرانوادی و کاپالا دشمنند
رئیس کاپالا برای بریدن سر پرانوادی جایزه گذاشته
زنده باد کاپالا
اولین محافظ راکتابیجا
دومین محافظ راکتاهورا
سومین محافظ راکتاسیکا
★ masamoho مترجم و ادیتور★ @Moviezindian
از نسل نالاتار
از خون چمبونالار
کسی که باران قرمز رو آزاد کرد
نوهی راتهگا چاتان
با عصای وحشت حکومت میکنه
پسر موچالان
پدر سه ببر
پادشاه جزیره کاپالا
دنیا رو میلرزونه
قـ ـا سـ ـم سـ ـمنـ ـگـ ـا نـ ـی
کاپالا کاپالا
کاپالا کاپالا
کاپالا کاپالا
کاپالا کاپالا
کاپالا کاپالا
الان وقت انتقامه
هم طلا بت میرسه
هم میتونه انتقامتت رو بگیری
بلند شو
کاپالا
خبر رسیده که
رومی ها و جزیره کاپالا
برای نابودی پرانوادی باهم متحد شدن
اگه تسلیم بشی، بهتره
جنگ
رفتن به جنگ عقلانی نیست
جنگ
قبل از شروع جنگ
تمام سلاحها رو پخش کن
وقتی این کار تموم شد
جنگجویان ما باید اونجا جمع بشن
و منتظر پرانوادیها باشن
بیست و پنج هزار نفر که چیزی نیست، صدهزار نفر هم بیاد
تو و من
پدرت پسرت مادرت دخترت
زنت. خاندانت
همهشون یه کلمه رو فریاد میزنن
"جنگ"
اون بیسلاح میشه
مثل سگی که درحال مرگه
خون رو از سر قطعشدهاش بگیر
حتی اگه سرم قطع بشه و بیسر باشم
بازم پیشانی و زانوهای من میجنگنن
و هیچ وقت تسلیم نمیشم
جنگ
استخوانهای اون پرانوادی رو خرد کن
من یه گردنبند از اون استخوانها میخوام بسازم
جنگ
من یه کورست میبافم
پوست اون پرانوادی رو برام بیار
جنگ
برای کاپالا
"ای آتش نخستین"
"ای آتش جادویی"
"ای آتش جهنده"
"ای آتش نگهبان"
"ای آتش نخستین"
"ای آتش جادویی"
"ای آتش جهنده"
"ای آتش نگهبان"
"قبل از طلوع زمان"
"ما هستیم"
"قبل از اومدن شمارش"
"ما هستیم"
"شعلههای نخستین جهنده"
"ما زندگی میکنیم و بر آتش زندهایم"
"ما اولین انسانها هستیم"
"بیا شونههات رو آماده کن"
"شمشیرت رو بکش"
"نذر کن و بیا"
"بیا شونههات رو آماده کن"
"شمشیرت رو بکش"
"نذر کن و بیا"
"ای آتش نخستین"
"ای آتش جادویی"
"ای آتش جهنده"
"ای آتش نگهبان"
"رعد زد بارون ریخت"
"کوهها فرو ریخت امواج بلند شد"
"زمین سخت خارهای گزنده"
"قرنها جنگیدیم"
یه جرقه افتاد جنگل سوخت
ابرها تیره شدن زمین سرازیر شد
ما در خشم رقصیدیم
و ما برخاستیم
همونطور که شاخهها میلرزیدن
صدای وز وز مار
دیدن خون سفید که چکیده
بیدرنگ داسها و چماقهای خاردار میاد
روی صخرهای کنار آبشار نشسته
پرندهی آتشی از جنوب فریاد میکشه
شغال منتظر با ترس میدوه
همینطور که آتش داغ نزدیک میشه
بیا شونههات رو آماده کن
شمشیرتو در بیار
یه قسم بخور و بیا
بیا شونههات رو آماده کن
شمشیرتو در بیار
یه قسم بخور و بیا
"ای آتش نخستین"
"ای آتش جادویی"
"ای آتش در حال پریدن"
"ای آتش نگهبان"
تو میخوای بدون سلاح با آتش بجنگی
دهنالا
بویی ازشون نیس
بویی ندارن اما
بوی خون قشنگ همه جا پخشه
تشکیل صف آتش
به راست
به چپ
به جلو
به سمت جنوب
ای جنگل
ای جنگل
تو درون منی
بکشیشدشون
تیکهتیکهشون کنید
راکتاهورا
پولووا- -برادر
شمشیرم رو بیار
-اون شمشیر متعلق به کانگواست پولووا -داری کجاش میبری؟
سریع بکشیدشون
بیا
کانگا
شمشیرم
نوهی کایِیان
اون کسی که ساگارا رو از
کروادها نجات داد
پولووا
پولووا
پولووا
اون تونست به دشمنش پیروز بشه
پولووا
پولووا
"هشت روز بعد"
"پرانووادی،کاپالا رو واسه جنگ میطلبه"
"از کانگووا"
راکتاسیخا
بیا
مردم پرانووادی
پولووا که خواست کانگووا رو بکشه
سرش رو از بدنش جدا کنین
دقیقاً مثل پدرش کرودهاوا باید آتش زده بشه
بیاریدش پیش من
پولووا
پولووا
پولووا
من فقط تو رو به عنوان یه بچه دیدم
ناراحتی رو توی چشات ندیدم
بیا بیرون پولووا
مثل باد که با شمشیر شکسته بشه
تو بدون اینکه بخوای زخمی شدی(یعنی شاهد اعدام پدرت بودی)
لطفاً منو ببخش
پولووا
پولووا
پولووا
توی چشات خشم ونفرت نسبت به من هست
بیا منو بکش
ولی قبل از اون
من باید از خاکمون محافظت کنم
باید از مردمم دفاع کنم
نمیتونم قبل از اون بمیرم
ولی
بهت قول میدم
با دست خودت میمیرم
این رو سوگند میخورم به خاک پرانووادی
سوگند میخورم
چرا دوباره اینجا اومده؟
اشکالی نداره پولووا
بکش بکش
این اشتباهه
اون فقط یه بچهست
متوقفش کن
اون یه بچهست
چی شد کانگووا؟
پناه بگیر پولووا
دوستان و برادران
این اشتباهه
پناه ببر
پولووا
سرش رو جدا کنین
صبرکنین
صبرکنین
صبرکنین، سنگ نزنید
اگه به ویچورا گوش میدادیم
اون نمیتونست تورو با شمشیر زخمی کنه
اشکال نداره. ارباب
اون میخواد پدر و مادرش رو ببینه
بکشیدش
تیکهتیکهش کنید
کدوم آدم عاقلی مار سمی ت آستینش پرورش میده
حتی خاکسترش هم نباید بمونه
بکشیدش
با هرروشی که میخواید باید
اول از رو جنازه من رد بشید تا بتونید اونو بکشید
به مادرش قول دادم
بذارید قول من بعد از مرگم بمیره
چی داری میگی؟
همهی حرفهای قبیله به یه ورتن
نمیبینی خشم رو توی چشاش؟
اون جرقهای که شروع شد
الان داره رشد میکنه
و مثل آتیشسوزی جنگلی توی چشماش میسوزه
این همه چیزیه که چشام میتونه ببینه
نذار این آتیش جنگلی پرانووادی رو از بین ببره
پولوا رو به جنگل تاریکی
ببر و همونجا بذار
این دستور منه
این تصمیم موتهگاست
تصمیم درستیه
پولوا نمیتونه اونجا دوام بیاره
ببرها دورش رو میگیرن
بکش بکش
بکش
بکش
این خائن رو بکش
بکش
بکش
بایستید
اگه پولوا باید بره به جنگل تاریک، منم میرم
پرانووادی خیانت کرده
هرکسی که اونو تایید کنه، همدستشه
نه
هیچکس نمیتونه زنده از جنگل تاریکی برگرده
به پسر خودت بگو نره پراچندا
میخوای جونت رو برای کسی بدی که میخواد تورو بکشه، کانگا
به کانگووا بگو نره آقا
پولوا؟
مهم نیست اگه دل من و تو باهم یکی نیست و منو دشمنت میدونی
ولی باید نزدیک من بمونی
این جنگل جذاب و تاریک
میتونه تو رو ببلعه
لطفاً به حرفم گوش بده
باید نزدیک من بمونی
بیاید پایین ای گروه کلاغها
یه جشن میخواید نه؟
بیاید پایین ای گروه کلاغها
راکتهورا
ای آسمان باز شو برای راکتهورا و راکتهسیکا
باز شو ای آسمان
باز شو برای راکتهورا و راکتهسیکا
باز شو ای آسمان
بیاید پایین ای گروه کلاغها
درها باید باز بشن تا پسرانت وارد بشن
کلاغها باید اینجا پایین بیان
ما انواع گوشتها رو تقدیم کردیم
ولی هیچ کلاغی نیومد
برای جشن نمیآیید؟
خون و قلبهای قبلیه مختلفی اهدا میکنم
شنیدید منو ای کلاغها که جانها رو میپذیرید
این وعده رودهیراست
من قلب کنگووا رو پاره میکنم
و از خونش برای نذر استفاده میکنم
ای گروه کلاغها
★ masamoho مترجم و ادیتور★ @Moviezindian
بیاید
ازش لذت ببرید
جنگ از سه روز دیگه شروع میشه
شما به جونتون سوگند خوردید
از این لحظه به بعد،شما و نژادتون هیچ وقت آرامش ندارین
مادر
مادر
مادر
پولوا؟
پولوا
مادر
مادر
پولوا
مادر
مادر
مادر
مادر
مامان
مامان
پولووا
برو پشت
برو سمت جنوب پولووا
مامان
مامان
مامان
برو پشت
مامان
مامان
پولووا
پولووا
یه کم آب بخور
"به خاک نگاه کن"
"به درخت نگاه کن"
"به گلی که عطرش پخشه"
"به سنگی نگاه کن که مجسمه میسازه"
"بدون بخشش"
"با بخشش"
"بدون بخشش"
"با بخشش"
"مثل امواجی که به ساحل میزنن"
"مثل آرامشی که تو دریاست"
"با اشتباه کردن و اشتباه انجام دادن"
"اگه هر اشتباهی بخواد مجازات بشه"
"درخت چه گناهی کرده"
"وقتی که بهار فرا میرسه"
"بدون بخشش"
"با بخشش"
"بدون بخشش"
"با بخشش"
مامان
بابا
پولووا
پولووا
"از گرمای فضلهاش"
"از عمق ردپاش"
"از بال زدن یه سنجاقک"
"از رد پای یه گنجشک"
"من هر اینچ رو میشناسم"
"ای پسر عزیز ولی فقط قلبت ناشناس"
"بدون بخشش"
"با بخشش"
"بدون بخشش"
"با بخشش"
تو خودت رو بیآبرو کردی
تو افتخارت رو از دست دادی رودرا
تو قسم خوردی که پسرات رو میدی
ولی اونا مرده برگشتن
ما رومیها دیگه بهت نیاز نداریم
ما خودمون کانگووا رو میکشیم
طلاهایی که از ما گرفتی رو پس بده
حرفاتو سنجیده بگو
بعدش منم سکه هاتو میدم
از لحظهای که پسرام کشته شدن، خواب ندارم
ولی به خاطر نژادمون نمیتونم کاری بکنم
کانگووا
مرگش به دست منه
هر کسی که بیاد که اون رو بکشه
حتی اگه ۲۵,۰۰۰ جنگجوی رومی باشن
فقط من اون رو میکشم
این که با کنگووا دشمنی داشته باشیم درست نیست
کنگووا باید کشته بشه
چطور میشه این کار رو کرد؟
این که کنگووا اینجا نیست نگران کنندهست
اگه کنگووا به حرف من گوش میداد، خوب بود
ولی چون یه قسمتی خورده بود، بهش پایبند بود
اون به عنوان پادشاه متولد شده
اون وارد جنگل تاریک شده
هیچ جنگلی هیچوقت نمیتونه جلوی کانگووا رو بگیره
کجا داری میری؟
به جنگل سفید برای جمع کردن گیاهها
مسیر به اون جنگل پر از برفه، مواظب باشید
'یه بز تنها و تنها
دنبال علفی برای خوردن'
کاپالاها کسانی هستن که میمیرن، ما چرا بترسیم
چپ
گیاه میدونه که خون مال کیه
درسته
راست
راست
خم شو
صعود کن
منجاتی
منجاتی
منجاتی
طناب منجاتی که جلوتر بود، بریده شده
وصل بشو
منجاتی
طناب تو بریده شد، چی شده؟
منجاتی؟
کاپالاها دور تو رو گرفتن، حالا ترس رو حس کن
قبل از اینکه دهمین قطره بیفته، بگو کانگووا بیاد اینجا
صداش کن
اگه نیاد همه تون رو میکشم
صداش بزن
برادر کانگا
ما رو پانزده تا کاپالا محاصره کردن
اگه نیای راکتبیجا میگه، همه مون رو میکشه
بیا برادر
بیا
برادر کانگا
کانگووا چی گفت؟
میاد یا نه؟
برادر درست میگه
اون چی میگه؟
برادرت چی گفت؟
من میگم چی گفت
چی گفت؟
فقط پانزده تا کاپالا هستن
شما بیست و پنج تا هستید
بیست و پنج تا از شما میتونید اونارو راحت بکُشید
این زمین برفی مثل بوم نقاشیه
برادر میخواد ما روش رنگ قرمز بزنیم
بیا
دلیر شو مثل آسمون
زندگی مثل شمشیر میدرخشه
دنبالشون بگرد و سرشون رو بزنب
راه ما درست و صادقانهست
جنگ مستی ماست
غلاف
بیرون بیار
بیا
غلت بزن
نابود کن
قطع کن
راکتابیا
و همهی گروه کاپالا رو
کشتیمشون
بردیم برادر
پیروز شدیم
ای زنای قدرتمند پراناوادی پیروزی
پراناوادی
آرانیا
هیما
ساگارا
بگو پراچاندا
بخاطر شروع جنگ
با پسر سوم رودیر
ما جمع شدیم
پسر کوچیکم راکتابیا رو صدا کنید
باهاش حرف میزنم
نمیشه صداش کرد، خائنه
راکتابیا
پسرم کجاست؟
زنان پراناوادی حق داشتن که اینکارو کردن
پسرم کجاست؟
این چیزی که در دفاع از خود انجام میشه
پسرم کجاست؟
پراناوادیها به هیچکس گوش نمیدن
بدون اجازهی ما، اونارو کشتن
پسرم کجاست؟
قضات پیر مگ مسئول نیستن؟
ما روی سنگ عدالتیم رودیر
نباید اینجا خون ریخته بشه
راکثابیا پسر یه پادشاهه
میتونیم از جون یه شاهزاده بگذریم
جونش رفته
این یعنی جنگ شروع شده؟
این دیگه سنگ عدالت نیست
این سنگ جنگه
کی کنار منه؟
ساگارا، آرانیا
کی برام وایسمیته؟
پراناوادی، هیما
پراناوادیها از چیزی ترس ندارن؟
ببین چطور از ترس فرار میکنن
مورگیشی
ترس و ذلت پراناوادیها چقدر خوشحال کننده اس
پراچاندا
میخوای به بهشت بری؟
برو
بگو به پسرام بگو که من کانگووا رو میکشم
کافیه فقط ما دوتا بدونیم
کانگووا هم نباید بدونه؟
دشمنهای پراناوادی کین؟
شاهزاده بعدیش نباید بدونه؟
آرا
حالا جنگ شروع شده
بیا
آرانیا
ساگارا
کاپالا
پدر
کانگا
پدر
سیصد تا قایق دارن به سمت ما میان
جنگجویان کاپالا دارن میان که ما رو نابود کنن
قبل از اینکه خورشید از شرق بیاد
گردن پراناوادیها رو بزنید
کانگا تو جنگله
تصمیم گرفتن الان که رهبری نداریم، بهمون حمله کنند
وایستین
جنگل تاریک برید
پراناوادیها الان ترسیدن
قایقها رو به سمت جنگل تاریک هدایت کنید
الان چی کار کنیم؟
نگاه کن ارباب
ارتش کاپالا اومده که باهامون بجنگه، الان چیکار کنیم؟
باید جواب بدم؟
اگه کمین ببرها یکصدا غرش کنن
اگه رعد و برق از افق بیاد
اگه ناو دشمن مسیرش رو عوض کنه
فقط یه دلیل میتونه داشته باشه
کانگا
بیا
بیا
ای خون کاپالا
پراناوادیو فتح کنید
اینجا قایم شو پولوا
باید از پراناوادیم محافظت کنم
کاپالا کاپالا
بعد از اینکه دشمنای مردمم رو شکست دادم
کاپالا کاپالا
کاپالا کاپالا
میام میایستم جلوی تو
همونطور که بهت قول دادم
میتونی خودت منو بکشی
خیلی زیادن
چطور میخوای باهاشون بجنگی کانگا؟
مثل درختی که در برابر باد تسلیم نمیشه
مثل رودخانهای که در برابر سنگها تسلیم نمیشه
مثل تاریکی که در برابر نور تسلیم نمیشه
مثل افتخار داشتن یه جنگل
اینها کافی نیست؟
ما باهاشون روبرو میشیم
ما اونا رو از بین میبریم
"ای جنگجو"
"تو مثل یه ارتش به راه افتادی"
" تو اساس شجاعت بیپایانی؟"
"فقط یه مردی یا صدتا؟"
"ای قهرمان"
"تو مرزها رو میشکنی"
"تو نوک تیز افتخار مایی؟"
" تو جوهره زندگی مایی؟"
"جنگ"
"کی بار این جنگ رو تحمل میکنه؟"
"جنگ"
"اسمت حک شده"
★ masamoho مترجم و ادیتور★ @Moviezindian
بیا
بیا بالا
بیا
"با جنگل به عنوان ارتش خودت"
"بدون هیچ مانعی"
"ببر ای جنگجو"
"دشمنی رو نابود کن ای جنگجو"
"با آتش الهی به عنوان همراهت"
"هیچکسی جز خودت برابر تو نیست"
"بجنگ ای جنگجو"
"به آسمانها پرواز کن ای جنگجو"
"دشمنانت جمع شدن جلوت"
"جنگل پشتت وایستاده"
"چشمانت رودخانههای خشمن"
"لحظهای که برمیخیزی"
وقتی صدای فریادشون رو میشنوم
سرم از خوشحالی میرقصه
اینها پراناوادیا نیستن
این صدای مردان کاپالا ماست
نِتْنَا
کانگا
کانگا
"اگه اشتباه کنی و اشتباه انجام بدی"
"اگه هر اشتباهی دنبال مجازات باشه"
"درخت چه گناهی کرده"
"وقتی بهار پر شده"
پسرم
بیا
کانگا
کانگا
کانگا
چرا برای کسی به دنیا میای؟
چرا با کسی هستی؟
چرا برای کسی میمیری؟
هیچکس جواب این سوالا رو نمیدونه
کانگا
زود باش، حرکت کن
گوش کن فرانسیس
بیخیال بچه شو، بذار بره
لطفاً فرانسیس- باید برم-
چی شد؟
انگار دارن پاره ای از بدنم رو جدا میکنن
پولوو رو ببند نِتْنَا
جنگل تاریک مال توست کانگا
ولی این دریا مال منه، بیا
کانال تلگرامی فیلم سینمایی @Moviezindian
وایسا
فرانسیس، حالت خوبه؟
فرانسیس، بلند شو
رانندگی کن
حرکت کن
ما درحال حرکتیم
فرانسیس
بده، ردیاب رو بده
کجاست؟
چقدر فاصله داریم؟
برو برو برو
چپ برو
اون ماشین اینجاست فرانسیس
فعال شد
باشه
کسی اینجاست؟
باشه بچهها وسیله نقلیهمون داره میاد
مسلح بشید
راه بیفتید به سمت الزد
کنار کامیون وایسا کولت، بت میگم چیکار کنی
وای خدای من
همه مال توئه
برو دیوونه شو من میرم
کار خوب بود،تیم
چشمهاتون باز بمونه
داریم زِتا رو میاریم بیرون
بازی شروع شد
دشمن داره شلیک میکنه
زِتا رو امن کنید، حالا
برو برو برو
دوتایی بشید
زِتا رو قفل کنید
زود باش
زود باش
چپ
زود باش
اینجا هستی
زِتا رو الان بذارید تو هواپیما
باشه، همگی
دستور کاپیتانه
پولووا کجاست؟
کانگا
پولووا
کانگا
کانگا
زِتا امن شد، آماده بلندشدن هستیم
زتارو برسونید به دست تیم مرکزی
حرکت کنید، حرکت کنید، حرکت کنید
کانگا
مادر
بیا
مادر
پولووا
کانگا
تبر رو بگیر
کانگا
کانگا
مادر
کانگا
کانگا
کانگا
کانگا- پولووا-
پولووا
کانگا
پناه بگیرید
برید جلو
بزنیدش
اسلحهها رو بذارید زمین، همین الان
اسلحهها پایین
بکشیدش، همین الان
هواپیما از کنترل خارج شده
پرواز از کنترل خارج شده
الگوریتم اضطراری رو فعال کن
سیستمهای پشتیبان رو وارد کن
اشکال شناسایی شد
کد ترنسپوندر 7700
داره از قدرتهاش استفاده میکنه تا هواپیما رو کنترل کنه
داره هواپیما رو پایین میاره
نگاه کن رئیس
صبر کنید
مغز زتا داره میسوزه
قبل از اینکه کل مرکز عصبی از بین بره
سر زتا رو ببرید و مغزش رو بیارید
کانگا
کانگا
کانگا
کانگا
طناب رو ول کن کانگا
پولووا
اگه بمیرم، اشکالی نداره
این کارو نکن
ولی اگه تو بمیری، جزیره مون از بین میره
زندگیم مال توئه پدر
مردممون رو نجات بده پدر
پولووا
من اون رو میکشم
"ای رهبر"
"رهبر ما"
"ای رهبر"
"رهبر ما"
"یکی سینهی پهن داره"
"دیگری مردی شجاع و خشمگینه"
"درخششی وحشی از خشم اصلی"
"دست برقدار"
"شونههای ترسناک"
"شیرهایی که با غرور بیشمار غرش میکنن"
"دو گاو که با شمشیرهایی مثل شاخ در حال جنگن"
"هر دو هیچکدوم ندارن"
"هر دو مثل دو خورشیدن"
"یکی سینهی پهن داره"
"قرمزی آتشین"
"دو مار سمّی وحشی"
"با استراتژیهای جنگی بزرگ"
"محاصره شده با شعلههای رقصان"
"خرس تسخیر شده و یه ببر غولآسا"
"قسم خوردن که دشمن رو نابود کنن"
"با نیرنگها و روشهای غیرقابل تصور"
"هر دو در تلاش برای دستیابی به موفقیت"
"قرمزی آتشین"
بیا جلو
حتی اگه هفت زندگی بعد باشه
بازم من بدهیمو بهت پس میدم پولووا
کانگا؟
تو جونتو برای این گناهکار فدای کردی
و شدی خویشاوند و پسرمن
اون پسر منه
پولوا
پسرکم
پولوا
رودهیر و سه تا پسرش مردن
چه کسی هیزم رودهیر رو روشن میکنه؟
رودراانگانهتره
رودراانگانهتره نباید بیاد
اون از ازدواج خارج به دنیا اومده(پسرنامشروع)
این وظیفهتوئه که مراسم آخر رو انجام بدی
رودراانگانهتره میاد
اومدن رودراانگانهتره مثل اینه که اصلا وجود نداره(چه بیاد چه نیاد،فرقی نداره)
تو هیزم رو روشن کن
رودراانگانهتره
کاپالا
پدر؟
هرگز منو پدر صدا نزن
تو از من به دنیا اومدی ولی یه اشتباه بودی و مادرت کنیز و برده بود
پدر
پدر
پدر
ازت خواستم
که منو به عنوان پسرت بپذیری
ولی تو رد کردی
الان میفهمم
نه فقط یه شاهزاده ساده
تو میخواستی منو ببینی به عنوان پادشاه
پسر یه کنیز
تو از یه کنیز به دنیا اومدی
تو نمیتونی پادشاه بشی
شدنی نیست
من پسر یه کنیزم؟
پسر یه کنیز
برای رسیدن به تخت پادشاهی
یه نسل مشترک باید باشه
خون یه نفر دیگه لازمه
خون کانگووا
رودراانگانهتره
رودراانگانهتره
رودراانگانهتره
رودراانگانهتره
فرمانده، زتا دستگیر شد
جریان
اون کسی که رو صفحه میبینی
اسمش فرانسیسِ
...اسم
...اون
کانگوواست
چطوری این پسربچه همچین قدرت بزرگی داره؟
من لکهای که از تولدم به جا مونده رو پاک میکنم
با خون کانگووا
این احساس عجیب که بهم دست میده چیه؟
هزار تا سوال دارم
فقط بعد از اون
من میشینم روی تخت
ولی یه چیز حتمیه
گام بزرگی واسه آینده بزرگ ورمیداریم
★ masamoho مترجم و ادیتور★ @Moviezindian
کانگووا
بیا
:)ممنون که این فیلمو با ترجمه ما نگاه کردید @Moviezindian
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.