All language subtitles for No Sun in Venice (1957)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

صدمين ترجمه گروه پيشگام ترجمه‌ي فيلم‌ها به "انتخاب" و "همياري" شما

https://t.me/Pishgum_Team گروه ترجمه https:/E/t.me/Pishgum_Archive آرشيو گروه

الان میخوای چیکار کنی؟ - نمیدونم -

بستگی به آقا داره

من آدم خیلی باحالی‌ام، یه کوچولو احساساتی‌ام اسمم میشله

میشل؟ اسمت برام آشنا نمیاد

...شاید بعدا یه سلامی بهت کردم

دست نمیدی؟

در ونیز خورشیدی نیست

آره، سر شونه هم براش بذار من عاشق مردای قوی‌هیکلم

نه، سر شونه نمیخوام

بچرخین لطفا

شاید بشه بعدا دور هم جمع شیم؟

تو ونیز چیکار میکنی؟

یه دوست یه همچین سوالی نمیپرسه

درسته

منو ببخشین خانم

اشکالی نداره

بریم تو؟ - واقعا میخوای بری تو؟ -

منتظر یه تماس تلفنی‌ام - مهمه؟ -

ممکنه

من در حال تهیه یه کتاب لوکس در مورد ونیزم با عکس و توضیحات

با سردبیرم تماس گرفتم و ازش درخواست پول کردم

اونم رد کرد

پس منتظر چی هستی؟ برو تو دیگه

وایسا ببینم تو که نمیخوای با این وضعیتت بری بیرون؟

تو اسفورزا رو میشناسی؟ - کم و بیش -

از کجا؟ - همه این دور و بر میشناسنش -

و تو؟ - من تو پاریس باهاش آشنا شدم -

یه منطقه‌ای اونجا هستش که ...دوتا کلوپ و

سه‌تا بار آمریکایی داره که توش همه همو میبینن

دوستته؟

زیر پیرهنت چیزی هم پوشیدی؟

هیچی - حرفامو جدی نگیر -

دوست داشتن که برات چیزه مسخره‌ای نیست؟

برای تو که فکر کنم باشه اونم خیلی

...چون برام بهتره

وقتایی که جدی‌ام، هیچی درست پیش نمیره ...ولی وقتایی که شوخم

همه چی همونی میشه که میخوام

تو بویی از شجاعت نبردی - خیلی هم به اندازه کافی جرات دارم -

دوست ندارم یکی ناامیدم کنه

من مثل تو نیستم

اهل خطر کردن‌ هستی؟

پاریس رو خطه - واسه منه -

ببخشید فکر کنم تماس واسه منه

زنگ زدم پاریس - ...خب -

الو؟ الو؟ من بوزتی‌ام

...بله، بله، تماس واسه منه - ممنون -

نه، نرو آقای لافوری

تو... منو یادت نمیاد؟ - ...نه، ولی -

...تو واگن غذاخوری ...داشتی میرفتی پاریس

آره، درسته ...تو وسایل برقیه آشپزخونه‌ی میفروختی

من تو به یاد سپردن اسم‌ها، حافظه خوبی دارم

کتابت در چه حاله؟

به مشکل مالی خوردم واسه همینم تنونستم تو هتل "گریتی" بمونم

ولی یه هتله درست و حسابیه دیگه گیر آوردم

اسمش... "تیپیکنولو"یه

و اون خانمه خوشگلی که اونجاست رو... میشناسیش؟ - نه -

چه خوب، چون حسابی ترسیده بودم که نکنه قراره چندتایی چک و لگد حواله‌م شه

من فقط از یه چی میترسم ...اونم اینه که

...عشق زندگیم رو ببینم و نشناسمش

پس اون عشق زندگیته؟

...از کجا معلوم

الو؟ ...ببخشید

آره، بوزتی‌ام آره، گوشی

میخوای یه اتاق تو هتلم واست رزرو کنم؟ - آره، ممنون میشم -

این برای شماست

یه لک لک قراره واسم چی بیاره؟

یه بچه خوشگل

سلام دخترجون - بعدازظهر بخیر اسفورزا -

جالبه که شما دوتا همو میشناسین

میشه آقا رو بهم معرفی کنی

...با میشل لوفوری آشنات میکنم

اون فرانسویه، کلی حالیشه و یه نویسنده‌ست

همینا واسه اینکه زنا عاشقش بشن کافیه

لیزا، گولشو نخور اون کارش دوست شدن با دختراست

...ولی

نمیشه بهش محلم نذاشت

اصلا برام تعجب‌آور نیست

شرمنده‌م، ولی باید یه لحظه این گنجتونو قرض بگیرم

ببین چی میگم، بری، رفتم - باشه، باشه -

اینجا با اون پسره چیکار داری؟

ببینم، من دیگه به تو علاقمندی‌ای دارم؟

مگه خودت اینو نمیدونی؟

ازم چی میخوای؟ - میخوام بدونم با اون پسره چیکار داری -

حسودیت شده؟

این چیه؟ - چی؟ -

این دیگه - یه اسبه -

من میشل رو میشناسمش

اون هر دختری که ازش خوشش اومده رو ول کرده

با تو هم همینکارو میکنه

چه بهتر

ولی تو هنوزم منو دوستم داری

آره، و میخوام این مرض رو درمونش کنم

اونوقت با میشل؟

دیگه خسته شدم از اینکه همش باید ازت میخواستم که

یه لحظه دخترای دیگه رو بی‌خیال شی و وقتتو بدی به من

من اسباب بازیه تو نیستم

فکر کنم بتونم فراموشت کنم

هر جور عشقته

ولی حق نداری بشینی و با اون در مورد من حرف بزنی

من دوستتم

...یه دوستیه ساده یا هر چی که خودت دوست داری

ولی ازم هیچی نمیدونی افتاد؟

این تمام چیزیه که نگرانشی؟ - فهمیدی؟ -

آره

فکر نکنم خیلی به اون دختره علاقمند شده باشی

اتفاقا برعکس، یه حس عجیبی توم به وجود اومده

میخوام ازش بخوام بیاد باهام برقصه - خوبه -

اینکارو نکن

مردم میگن، هر موقع صدای آهنگ یه لیوانی بیاد یه سرباز میمیره

تو نشنیدی؟ - اینا همش خرافات ارتشه -

من موسیقی گوش دادن رو دوست دارم ولی نه پیش همه

من جایی رو ندارم یه هتل احتیاج دارم

پس بیا پیش من

البته نمیتونی خیلی بمونی

...تو هیچوقت از غافلگیر کردن من دست نمیکشی

بیا بریم

مگه داری از دست کسی فرار میکنی که اینجوری میکنی؟

آروم، صداتو بیار پایین الان بارون رو بیدارش میکنی بابا

بارون دیگه کیه؟ - بارون وون برگر -

این قصر مال اونه

پدرته؟ - نه -

تو این تاریکی که آدم جایی رو نمیبینه - آروم بابا -

سوفی، تویی؟ - آره -

با کی داشتی حرف میزدی؟ - داشتم با خودم حرف میزدم. شب بخیر -

شب بخیر

...ببین سوفی - دیگه سوال نپرس -

باشه، ساکت میشم - تو تو این فکری که اینکار درست نیست -

ما فقط چند ساعته که همو میشناسیم

این یه‌کم ترسناکه

میشه بیای پایین؟ - الان میام -

منتظرم باش، خیلی نمیمونم از اتاق هم بیرون نیا

روشنایی میترسونتش

بیا تو

چرا نیومدی؟

امشب ازم میترسی؟

اون کیه؟ - کی؟ -

همونی که با خودت برداشتی آوردیش خونه

چی تو فکرته؟

میخوام بفهمم که دوستش دارم یا نه

ولی این دلیلی واسه کشوندنش به اینجا نیست

این خونه، دنیای منه

اینجا همه چی همونی که میخوام میشه

ولی بیرون از خونه، ممکنه اشتباه کنم

ولی با همه این حرفا، ما یه قراری داشتیم

قرار نبود کسی رو برداری بیاری اینجا

نکنه ترسیدی یا حسودیت شده؟

دوست ندارم سوال جوابم کنی

این هوست تا کی قراره ادامه داشته باشه؟

و اگه هوس نباشه چی؟

میدونی که من هیچوقت نمیذارم تو از اینجا بری

هیچوقت

من میخوام خودم مسئول زندگی خودم باشم - نه -

فهمیدم، روشنه

ساکت شو خفه شو

دستا بالا - چی؟ -

...شما - تنهایی؟ -

آره ...دقیق‌ترش رو بخوای من

پرسیدم تنهایی؟ - آره -

مراقب باش برنارد - تکون بخور -

برو ببینم وایسا

اون غیرمسلحه - اگه همون لحظه از خودم میپرسیدین، بهتون میگفتم -

تو احمقی، یا خودتو زدی به احمقیت؟

الان میفهمیم

سوفی گذاشت بیای تو؟ - آره -

تو دوست سوفی هستی؟ - آره -

خوبه که نزدی بکشیش

منم همینطور فکر میکنم

ما فکر کردیم اومدی سراغ بارون - نه -

بلاخره فهمیدین؟ - اولش نه... ولی اشکالی نداره -

چیکار میخوای بکنی؟ - به تو مربوط نیست -

مودب باش... ما خدمتکارات نیستیم - گمشین بیرون -

...هر چی شما بگین - میخوای پرتشون کنم بیرون؟ -

از جات تکون نخور، وگرنه شلیک میکنم

نگاه، نگاه ببین چجوری پاره پاره شدن

خب دیگه، گمشین بیرون

اون آدمکشای تازه‌کار کی بودن؟

محافظای بارون

اون درازه با اون پوزه زشتش، برنارده

و اون کوتوله هم، ژانوته

و بارون واسه محافظت از خودش وابسته‌ی اون دوتا بی‌عرضه‌ست؟

بی‌عرضه؟

اگه بخوای میتونم هر چی رو که در مورد بارون اریک وون برگن میدونم رو بهت بگم

ولی خیلی چیزی نمیدونم

اون تو جمع آدما راحت نیست

و هیچوقتم پاشو از خونه‌ش بیرون نمیذاره

میترسه

از چی؟

و تو اینجا چیکار میکنی؟

اگه بگم، باورت میشه؟

آره، شاید

مامانم همیشه بهم میگفتش که از اون پولداراست

ولی از وقتی که یادمه همیشه یه خدمتکار شب کار بود

میخوای بری؟ - نه، چرا باید برم؟ -

"بعد از جنگ، ما تو "لو هاور تو یه خوابگاه کارگری زندگی میکردیم

گفتم زندگی؟ ...ما فقط زنده بودیم

اونجا بود که با بارون آشنا شدم

اونموقع هنوز مدرسه میرفتم

اون اومد و به مامانم پیشنهاد داد که منو ببره و بزرگم کنه

فکرشم نمیکنی از اینکه داشتم از اون محله فقیرنشین میزدم بیرون، چقدر خوشحال بودم

اون حرف نداشت

...مراقب همه چیزم بود سلامتیم، درس خوندنم

و حالا من جام خوبه

...هر اتفاقی‌ام که بیفته من جام امنه

خوشتیپه؟

در نوع خودش آره اون 60 سالشه

آره، منم همین فکر رو میکردم

قلبش مریضه

یجورایی ناتوانه

من ازت خوشم اومده چون به نظر آدم درستی میای

حرف بزن، بگو چی تو فکرته؟

یه چیزی بگو؟ - چی بگم؟ -

"...سوفی، تو همیشه لباس مردا رو از تنشون درمیاری"

نه عزیزم من فقط نمیخوام که تو بری

تو میخواستی بری، مگه نه؟

فکر کنم آره

کافیه

یعنی این حق رو ندارم واسه خودم پیانو بزنم؟

تو به این میگی پیانو زدن؟

تو که کشتیش

من همه چی رو میتونم ببخشم جز بی‌استعدادی رو

...اگه یه باره دیگه دستت به این پیانو بخوره - چی میشه اونوقت؟ -

هیچی

سعی در توضیحه بی‌استعداد بودن ...به یک آدم بی‌استعداد

...زشتی به یک آدم زشت و احمقیت به یک آدم احمق، کاره بی‌فایده‌ایه

خوبه

اون جونوره پیر فقط با له کردن آدما خوشحال میشه

تو آخرین سفرت به پاریس، رفتی کجا؟

"رفتم به هتل "پلازا

نزدیکترین اداره پست به هتل، اسمش چی بود؟

نمیدونم - مگه نرفتی پست؟ -

نه - ...پس از تو همون هتل بود که بهم تلگراف زدی و -

ازم پول خواستی؟ - آره -

تو یه احمق به تمام معنایی - هی، هی، سخت نگیر -

من هیچی پول نداشتم - تو میتونستی بری اداره پست و از یه اسم دروغی استفاده کنی -

...اینجور کارا، ده ساله که رفتن زیر خاک

خب، میتونستی اینجور تصور کنی که یکی از زیر خاک کشیدتش بیرون

من یه پیشنهاد باورنکردنی از یه دولت خاص ...دریافت کردم

وقتی حرف از نمونه کاغذ و کلیشه میاد وسط

اون نماینده‌ها هیچوقت تنهام نمیذارن

پلیسا هیچی در این مورد نمیدونن

سرویس مخفی انگلیس، کارش رو خوب بلده

اونم خیلی خوب، اگه نظر منو بخوای

اگه بویی ببرن، اونوقته که باید خیلی مراقب باشیم

که چی؟ هیچی پیدا نمیکنن

من نمیخواستم اونا بدونن که من بهت پول دادم

چرا؟ این که لطفت بود

من موفق شدم همه شواهد رو از بین ببرم

همه رو، جز یه چی - چی رو؟ -

تو رو

من باید تو رو مدت‌ها پیش از صفحه روزگار محوت میکردم

آدمکشی راه و روشه تو نیست

...برای تو میشه ...اگه یه بار دیگه یه اشتباه اینجوری ازت ببینم

اونوقته که استثنا قائل میشم

راستی، تو این سوالمو جواب ندادی که

میشل هنوز اینجاست؟ - آره -

اون آدمی که دیشب اومده خونه‌ت قراره ناامیدت کنه

خطری از طرفشه؟ - خب، باید بگم پلیس نیست -

منظورم این نبود منظورم در مورد عزیزمه

اون خیلی از زنا خوشش میاد

...البته اگه اینو یه خطر میدونی

دلم برات تنگ شده

من باید اصلاح کنم

خب، میتونستی بری از برنارد یا ژانوت ...یه تیغ بگیری

حتما

میشل، دوستت دارم

من طرفداره رفیفی هستم

مثل اینکه همش باید ببینمت

تو قراره همش اینجا باشی؟

آره، چون بارون رو دوستش دارم اون دوستمه

ما داریم شرط‌بندی میکنیم من رفیفی برداشتم

مطمئنم که رفیفی میبره

روی دون کامیلو - هیچکی مارگاریت رو نمیخواد؟ -

باشه بزنین بریم

رو مارگاریت - اهل خطر کردنی؟ -

زودباش، زودباش بجنب مارگاریت

به یه چیزه دیگه فکر کن - حواست به موشه خودت باشه -

زودباش مارگو، زودباش - تکون بخور -

زودباش، زودباش

اون برد، برد

عجب مسابقه‌ای بود دیدین همه چی چطور عوض شد؟

آره، همیشه باید تا آخرین لحظه جنگید

همیشه، آره

میشه یه تیغ بهم بدی؟

آره برو یه تیغ براش بیار

آقای لافوری، درسته؟ - بله -

من اریک ون برگنم

فکر کنم دیگه وقتشه با هم آشنا بشیم

بردی؟ - آره -

شانس چیزیه که من خیلی براش ارزش قائلم

من تو 25 سالگیم یه مقداری شبیه تو بودم

واسه ناهار که قراری نداری؟ - نه -

پس اجازه بده دعوتت کنم

اعتراضی که نداری؟ - نه، اتفاقا برعکس -

پس سر میز میبینمت

شطرنج که بازی میکنی؟

آره، و به نظرمم بازیه بدی نیستش - عالیه -

فکر کنم حسابی چشمشو گرفتی چون اون معمولا خیلی آدم معاشرتی‌ای نیست

ممنون... ممنون

زیبای دروغگو

...و ببین اون چشمای دروغگوت

چقدر خوشگلن که تونستن یه همچین دروغ کثیفی رو تو خودشون پنهون کنن

مگه چی شده؟ - اسفورزا رو طبقه پایین دیدمش -

چرا پرده رو کشیدی؟

من صورتتو خیلی دوست دارم

واسه همینم دوست ندارم دروغاتو توش ببینم

دوست داری در مورد اسفورزا بدونی؟

چرا بهم گفتی که خیلی نمیشناسیش؟

اون دوست اریکه و منم هیچ علاقه‌ای به دونسته کسب و کار اونا ندارم

منو نگاه

مهم اینه که من دیوونه‌ی بغل توام

تو، دیوونه زیاد داشتی؟ ...نمیدونم -

چطور ممکنه ندونی؟

خب یکی بود - فقط یکی؟ -

و هنوز میبینیش؟

نه

چرا اینقدر سوال جوابم میکنی؟ مگه من ازت چیزی میپرسم؟

میتونی بپرسی

نه عزیزم

عزیزم تو هر چی که بخوای رو من بهت میگم بگو چی میخوای بدونی؟

اینکه من عاشقش بودم؟

حتی یه کوچولو؟

خداییش من نمیشناسمش؟

نه

آدمه خوشتیپی بوده؟ - لطفا اینقدر در موردش حرف نزن -

یه روزی هم میاد که همینو در مورد من ...به یکی دیگه میگی

نه

...انگار تو تله افتادم

شما خیلی بدبینین، درسته؟

من فقط دوست ندارم خودمو درگیر آدما و اتفاقایی کنم که بعدا ازشون ناامید میشم

منم مثل توام

هنوزم خندیدناش مثل بچه‌ها میمونه

خنده چیزه فریبنده‌ایه، حداقل بین آدما

اون به عنوان یه دخترمدرسه‌ای، چجور آدمی بود؟

فکر کنم تا حدودی زیرک و خوش‌گذرون

چرا میگی "فکر کنم"؟

وقتی که واسه اولین بار همو دیدیم اون دیگه برای خودش خانمی شده بود

من فکر میکردم اونموقع اون مدرسه‌ای بود؟

نه، دو سالی میشد که درسش تموم شده بود

...میشل، من حوصله‌م سر رفته بیا بریم یه قدمی بزنیم

نه، نه، ما باید بازی رو تمومش کنیم

یه پنج سالی میشه که بازی نکردم

شما شهر لو هاور رو دوستش دارین؟

خیلی زیاد، از اینا گذشته، اونجا زادگاه سوفیه

ولی تا حالا پامو اونجا نذاشتم

من برعکسشو فکر میکردم

حالا این تویی که تو دام افتادی

قلعه‌‌تو گرفتم

و سوفی رو کجا دیدینش؟

همینجا اونموقع 17 سالش بود

از اون دخترای گوشه‌گیر و خجالتی بود

یکی از دوستام برداشته بود از لو هاور آورده بودش اینجا

اسفورزا؟ - آره -

میدونم که خوب میشناسیش

خب، حالا دیگه بازی آسون شد

تو دوست نداری در مورد اسفورزا حرف بزنیم؟

نه، خیلی هم سرگرم میشم

تا حالا دور و بر دخترت دیدیش؟ - آره -

و تو اینو دوست نداشتی

آره

تمومش کنین

کیش و مات

من بازی رو باختم

واضحه که از حواس‌پرتیم سواستفاده کردی

نه، امتیاز من یه چیز دیگه‌ای بود

وقتی یکی تو اعتماد به نفس غرقه نفوذ کردن به خط دفاعیش خیلی راحته

ممنون که یک شب خوب رو برام درست کردی

بین خاطراتم ، یه جایگاه ویژه بهت میدم

فکر نکنم دیگه برگرده

داری گریه میکنی؟ - نه -

تو حق نداشتی اینکارو بکنی

تو خوب میدونی که اسفورزا اصلا دوست نداره در مورد نحوه ملاقات ما تو لو هاور حرفی زده شه

تو حتی اینم گفتی که حرف زدنه در این مورد ممکنه براش خطری باشه

اینو بدون این تو بودی که با فریبکاری برداشتی میشل رو آوردیش اینجا

زدی گند زدی به بازی

خب من فکرشم نمیکردم که عصبانی شی

نمیدونستم که گریه کردنم بلدی

گفتم که گریه نمیکنم

چقدر میخوابی اغواگر

شونه‌ت کجاست؟ - چی؟ -

شونه‌ت؟ - ...اونجاست، رو کمد لباسا -

رو کمد لباسات؟ - آره -

ساعت چنده؟ - سه -

چی؟ - آره، سه -

اینم از شونه

شرمنده، تو خواب و بیداری یه چیزی گفتم - ...آره -

خداحافظ زن‌باز

زن‌باز؟ ...زن‌باز

یک ساعته که منتظرم

میدونی که نباید میومدی

من تو رو برای یه شب میخواستم نه برای تمام عمرم

گفته بودی میخوای صبح بری گلف؟

گلف رو بردی یا نه؟

بردی یا نه؟ - آره -

دختر به پسر گفت "تصور کن که ما در ونیز هستیم"

و پسر به دختر جواب داد "ولی ما در ونیز هستیم"

ببین میشل

اسفورزا دوست نداشت که من در موردش باهات حرف بزنم

و منم پیش خودم گفتم که ممکنه با شنیدن حقیقت از دستم عصبانی شی

باشه، نباید بهت دروغ میگفتم ولی حالا بیا تمومش کنیم

حق با تویه تمومش میکنیم

تو خیلی احمقی

من امدم اینجا تا بهت بگم که میخوام همه چی رو ول کنم و باهات بیام

فکر کنم عاشقت شدم

منم همینطور

پس من باری رو دوشت نیستم؟ - نه -

آقای لافوری اینجان، بارون

بفرستمشون تو؟ - بفرستش تو -

من این نقاشی "ونوس" رو قبلا دیدمش "تو موزه "پرادو

میگن نقاشش "تیتیان" بوده، درسته؟

پا شدی اومدی اینجا تا در مورد نقاشی باهام حرف بزنی؟

نه

اون قراره از اینجا بره، درسته؟ - آره -

...فکرشم نمیکردم که

چمدوناشو از قبل جمع کرده؟ - آره -

پس با این وضعیت دیگه حرفی واسه تغییر دادن چیزی نمیمونه

چطوری تونستی راضیش کنی؟

...آره، آره... فقط زل زدی بهش و

...ولی

ولی همه کسایی که سعی داشتن اونو مال خودشون کنن شکست خوردن

...من که نمیفهمم واسه چی

بپا ...اون اسیده، خیلی هم سوزننده‌ست

برای نوازش کردنش، انگشتاتو لازم داری

اون نرم‌ترین و ...ظریف‌ترین پوست دنیا رو داره

واسه این تو رو فرستاد بیای چون خودش جراتشو نداشت

آره

ولی من دوست داشتم باهاش خداحافظی کنم

دیگه تو سن و سال من

کنار اومدن با این وضعیت زمان میبره

من تو اتاق نشیمن منتظرشم

تو از من متنفری، درسته؟

اون میخواد ازت خداحافظی کنه

اون تو اتاق نشیمن منتظرته

تو هم باهام بیا

واسه چی؟ مگه از خودت مطمئن نیستی؟

خیلی وحشتناک بود حالا دیگه بیا بریم

کی اونجاست؟ - پلیس -

شما بازداشتین

حکم جلب دارین؟

حکم جلبتون اینجاست راه بیفتین

هی، دستتو بکش

اینم پاسپورت - ممنون -

اینجا هم برای خودش جای خوبیه ولی به پای اون قصر نمیرسه

سلام - سلام -

تو خوبی؟ زودی برمیگردم - باشه -

واسه چی دارن میبرنش؟ - یه تحقیق ساده‌ست. چیز خاصی نیست -

بیا تو

یه‌کم ادب، نمیکشتت

...برین بیرون، برین بیرون

منم؟ - آره، همه‌تون برین بیرون -

شرمنده‌م ...مطمئنا حسابی جا خوردی

ولی هیچ راه دیگه‌ای نداشتم

این اولین باره که بازداشت میشم

خیلی وقت بود که میخواستم ببینمت و ...باهات حرف بزنم

لطفا بیا بشین

...واقعیتش یه زنی تو اتاقت یه اسلحه پیدا کرده و

رفته به یکی از دوستاش گفته

...اونم رفته به یکی دیگه گفته و ...اون یکی هم به یکی دیگه

...و بدبختانه اون یکیه، دختر سرایدار پلیس محلی بوده

یعنی قضیه اینقدر جدیه؟

مجبور شدم بیارمت

وگرنه ممکن بود یه سریا بو ببرن که تو

برای ما کار میکنی

که اینطور ممنون

تو با پرونده لیر آشنایی‌ای داری؟

نه - نه؟ -

آلمانی‌ها تو دوران جنگ ...اسکناس‌های پوندیه جعلی میساختن

و بارون وون برگن هم مسئول فروش اونا در خارج از کشور بود

...بعد از جنگ، اعتقاد بر این بود که

...اون اسکناس‌ها و همچنین قالب‌های ریخته‌گری

و ماتریس‌های چاپ رو یه جایی مخفیشون کرده

اون پول تقلبی چاپ میکرده - نه -

نه؟ خیلی هم آره

نه، اون اسکناس‌ها اونقدر بی‌عیب و نقصن که

ما نتونستیم مسیرشون رو ردیابی کنیم

پس تو دنبال چی هستی؟

قالب‌ها

مگه هنوزم ازشون تولید میکنه؟

نه، هیچ احتیاجی به این کار نداره اون اونقدر پول داره که نگو

پس، احتمالا نابودشون کرده

نه... برگن کلیشه‌ها رو نابودشون نکرده

و این دیگرانن که در موردشون میدونن

...یه دولت خارجی

با برگن برای خرید موادش تماس گرفته

چه دولتی؟ - کاملا محرمانه‌ست -

...خب من خوب میدونم که چطور این راز رو حفظش کنم - منم همینطور -

خب حالا میخوای چیکار کنی؟

هیچی. مجبور نیستم کاری بکنم

...فقط باید به دنبال طعمه برم

...من از قبل یه سرنخ خوبی گیر آوردم

اسفورزا؟ - آره -

اسفورزا

آره، تو هم گرفتارش شدی منو باش که فکر میکردم فقط برنارده

گل کاشتی شوخیت حرف نداشت

ما شوخی‌هامونو با خودمون همه جا میبریم

وقتی برنارد سر و کله‌ش پیدا شه

از ترس خشکش میزنه

من به کمکت احتیاج دارم - در این مورد مطمئن نیستم -

حرکته خیلی نشاط‌آوریه

ولی نوشیدنش لذت‌بخش‌تره

اگه میخواستم به حرفای تو گوش بدم اونوقت باید همه بطری رو سر میکشیدم

من ترجیح میدم سوختنش رو ببینم

من هیچ دوست ندارم تسلیم هوا و هوسم شم

هی، یه‌کمم واسه من بذار

من برای دووم آوردنم به کمکت احتیاج دارم اسفورزا

ازم چی میخوای؟

باید اونو بهم برش‌گردونی - چطوری؟ -

اون هنوزم تو رو دوستت داره مال تویه

تو اونو درکش میکنی - پس چرا گذاشت رفت؟ -

چون اینطور فکر میکرد که تو رو از دست دادتت

البته که حقم داشت

...دیگه نمیتونست

اراده نداشتن و بی‌تفاوتی‌هاتو تحمل کنه

تو زندگیه هر زنی یه لحظه روانی‌ای هستش که

دنبال اولین مردی که میبینه میره

میشل هم درست زمانی پیداش شد که اون تو این حالت بود

میشل از اون چیزی که فکرش رو میکنی قوی‌تره

اون خیلی برام ارزشمنده

واسه همینم هست که باید خیلی سریع وارد عمل شی

خیلی سریع

ظرف چند روز، یا احتمالا چند ساعت

هر چه سریع‌تر، بهتر

واقعیت اینه که، من هر دوشونو دوست دارم

و اگه اون رازمون رو برملا کنه چی؟

اون چیز خاصی نمیدونه و میشل هم از اوناش نیست که بره پیش پلیس

میدونی، دیشب وقتی داشتن از بار بیرون میرفتن بیرون دیدمشون

...یه لحظه احساس کردم که برادر و خواهر کوچیکمن

داری مسخره‌م میکنی؟ - نه، نه -

...خوب گوش کن ببین چی میگم

...تو باید عزیزم رو بهم برگردونی

وگرنه دیگه باهات کاری ندارم

تو عمرا اینکارو نمیکنی

تو بهم مدیونی اسفورزا

بهم مدیونی

مدیونم؟

...شبا از ترس تنها موندنه تا همیشه

...بیدارم من تا همیشه تنهام

...حتی پست‌ترین بچه خیابونی هم

اگه مشروب بخوره میتونه پلیس رو مقصر بدونه، ولی من نه

اون میتونه نفس بکشه، ولی من نه

من نه

...اون برای میشله

و من براشون آرزوی خوشبختی میکنم

چیه که اینقدر خنده‌داره؟

...حالم از این مسخره‌ای که

بین احمقیت و سادیستی گیر کرده، بهم میخوره

...من دیگه حتی نمیتونم یه پیانو بزنم

خب بگیر بزن

...من نمیتونم موقعیتم رو از دست بدم

غمت نباشه بگیر بزن

یه چیزی هست که بهت نگفتم

بیا اینجا

در سال 52 ...سرویس‌های امنیتی خیلی منو آزرده خاطر کردن

خیلی زیاد

واسه همینم رفتم و یه مقدار سکه نقره تمام عیار مبادله کردم

این اقدام من ماقبل آخر یکی از بهترین عملیات‌های قرن بود

و آخرینش چی بود؟

...رفتم دو میلیارد پوند

تو خزانه‌های چندتا بانک گذاشتم اونم به نام عزیزم

شنیدی چقدر؟

آره، ارزش اون عزیزم، دو میلیارده

ولی اون خودش هیچی در این مورد نمیدونه

...دو میلیارد

و تو میخوای بذاری اون بره؟

آره اسفورزا؟

خب، چی فکر میکنی؟

با دو میلیارد میشه همه چی داشت

همه چی - جز سوفیا رو -

درسته

خب؟ - ...خب اینکه تو یه حرومزاده‌ای -

بسپرش به من

پس برای تنظیم عدسی باید این دکمه رو فشارش بدم؟

نه، این دیافراگمه

چیکار میکنه؟

لنز رو باز میکنه

کبوترامونم که اینجان

خیلی بامزه بود

نمیشه با هم دوست بمونیم؟

نه، معلومه که نه

من کبوترا رو دوستشون دارم واسه همینم اومدم ببینمشون

تازه‌شم، اونا هم منو میشناسنم

اینقدر جدی نباشین

میتونین تصورشون کنین ...که کبوترای بالای اون برج

در مورد ما چه فکری میکنن؟

آره، اون بالا

...ما براشون مثل مورچه‌ایم

هی، یه‌کم نونم با شکلات میخوای؟

آره، نون تست با کره

...با پنیر، یا مربا نمیتونم تصمیم بگیرم

با یه مقدارم زیتون - باشه -

میشل، بیا پشتم رو بشور

اومدم

همه چی با تو چقدر ساده‌ست

احساس میکنم تو تعطیلاتی‌ام که قرار نیست هیچوقت تموم شه

داری قلقلکم میدی - دردت اومد؟ -

فقط اومدم بهتون شب بخیر بگم نگران نباشین

چطوری عزیزم؟

داری حموم میکنی؟

منتظر میمونم تا بیاین میشه یه آهنگی بذارم؟

چرا تعارف میکنی، اینجا رو خونه خودت بدون - درسته -

بیا

نگرانتون شده بودم هیچ خبری ازتون نبود

چیزی شده؟

من واسه خوشحال بودن هیچ احتیاجی به کسی ندارم

تو هنوزم دوست نداری تنهایی حموم کنی؟

بعضی چیزا هیچوقت عوض نمیشن

برو بندازش بیرون - نه -

ازش میترسی؟ - الان وقتش نیست -

پس برو با لگد بندازش بیرون

نه

حالا که اون اینجاست دوست دارم در موردت بدونم

بیا بیرون

تو چترباز بودی؟ - آره -

من هیچ دوست ندارم تو کار مردم دخالت کنم

ولی شیر جوش اومده

این بی‌محلیت داره دیوونه‌م میکنه

احمق نشو

آدم وقتی یه چیز باارزشی رو داره قدرش رو نمیدونه

ولی وقتی که از دستش میده

میفهمه که چه چیزی رو از دست داده

اینقدر دروغ نگو اسفورزا - چرا باید دروغ بگم؟ -

تو نمیدونی که چقدر برای من باارزشی

من دیگه نمیتونم زنای دیگه رو تحمل کنم

واقعا دوستش داری؟

من با اون خیلی خوشحالم

این که اسمش دوست داشتن نیست - هست -

...میدونی

...من برای خودم متاسفم ...من خیلی دیر فهمیدم که دوستت دارم

من فقط یه چیزی رو میخوام بدونم

میشه بازم دوست بشیم؟

...خوش به حالت

...یادته... چه ساعتایی رو که تو تاریکی گذروندیم

...تو سکوت... دست تو گاهی دست منو لمس میکرد

...لخت

تکیه میدام به آرنجت

تو لامپ رو روشن میکردی ...تا تو چشام نگاه کنی

واسه تو هم لامپ رو روشن میکنه؟ - گمشو بیرون -

در موردش فکر کن دوست من

ببین کدوم یکی از ما دلیلی واسه عصبانیت باید داشته باشیم

تو، همیطور که داری از پله‌ها میری پایین متوجهش میشی

مراقب حرفات باش آدم کوچولو

وگرنه مجبور میشم ...صورت دوست پسره دخترم رو بیارم پایین

چون تا همیشه که نمیتونم خودمو کنترل کنم

یجورایی دیگه افتادن به جون هم اونم سر یه زن، از مد افتاده، مگه نه؟

شرمنده عزیزم، زیتونمون تموم شده

از اینور بارون میزتون آماده‌ست

آخرین باری که اومدی بیرون کی بوده؟ - یک سال پیش -

خیلی بیرون بیا نیستی، درسته؟

از اینکه دیدم هنوزم به یادمی، تحت تاثیر قرار گرفتم

فقط حیف که همین امشبه

تلفن دارم؟ ولی کسی نمیدونه که من اینجام

الو؟ الو؟

بذار برم

حالا راضی شدی؟

نه من دوستت دارم

میخوامت بدون تو حالم خوب نیست

...من دیگه یه کلمه از حرفاتم باور نمیکنم

بذار خوشحال باشم - عزیزم، من میخوام باهات ازدواج کنم -

باور نمیکنم - باور کن -

ولی بهتره زود تصمیمت رو بگیری چون تا همیشه منتظرت نمیمونم

لطفا بیا بریم

حالت خوب نیست؟ - نه، چیزی نیست. ما رو ببخشید -

شب بخیر - خداحافظ -

دارین میرین؟ - آره -

...ولی همین الان اومدین که - اون حالش خوب نیست -

آره، متوجه‌ شدم

من متوجه‌م که تو اطرافم چی میگذره

ولی تو کاری که به من مربوط نباشه دخالت نمیکنم

ولی اون دختره داره یه چیزی رو ازت مخفی میکنه - چی رو؟ -

...خودت باید بری و ازش بپرسی - ولی من از اوناش نیستم -

پس اینو بدون ندونستنش خیلی بدتره

تا وقتی که خلافش بهم ثابت نشه من بهش اعتماد دارم

پس قراره بدجور با سر بخوری به زمین - این چیزا یه چترباز رو نمیترسونه -

...آره، به شرطی که چترتت باز شه

نمیدونستم که تو هم اینجایی

چیزی میخوری؟ - ویسکی -

دوتا لیوان ویسکی

یه مرد شیک‌پوشی مثل تو ...باید به جزئیات توجه کنه

صاف و مرتب بودن دستمال جیبی مهم‌ترین چیزه

ببینم، کسی رو کشتی؟

تو رو نمیشه گولت زد

تو یه کاراگاه محشر میشی - درسته -

سلام عزیزم

...چه تصادفی

...البته اینم بگم که، میدونستم که این مسیره خریدته

من تا هر وقت که طول بکشه صبر میکنم

چی میگی عزیزم؟

میدونم که آخرش کم میاری

...سوفی، سوفی

من یه چیزی برات دارم

اینا رو ببرشون تو قایق - بله، فورا قربان -

...خب

بگو چرا؟

اگه یادت باشه این من نبودم که افتادم دنبالت

این تو بودی که افتادی دنبالم تو اون قایق

...میدونم

دیگه عمرا بهت گوش بدم عمرا

...وایسا سوفی بگو چی شده؟

من دیگه نمیفهمم چه خبره

میدونی، اون منتظرمه

منتظرمه

پس شما همو دیدین؟

تو بهم دروغ میگفتی اونم هر روز

نه، کاش میمردم ولی من بدون اون نمیتونم زندگی کنم

میدونستم

میدونستم، میدونستم - بس کن -

با اینکارات نمیتونی چیزی رو عوض کنی

چرا بهم دروغ گفتی سوفی؟

چرا بهم دروغ گفتی؟

من فکر میکردم که اون منو فراموشم کرده

میدونستم آخرش اینجوری میشه

خیلی مسخره‌ست، ولی میخوام بگم دوستت دارم

حرومزاده، تو قرار بود برش‌گردونی اینجا

اون دیگه نمیخواد ازم جدا شه

برمیداری میاریش اینجا - نه، نه -

این خونه زیادی غمگینه

حرومزاده، چطور جرات میکنی این حرف رو بزنی

اونو برش‌میگردونی به من شنیدی؟ شنیدی؟

...در یه صورت - چی؟ -

که نصف اون پول رو همین الان بدی به من

عمرا

من تو 20 سال گذشته موفق‌ترین کسب و کار رو راه انداختم

و حالا یه بی‌مصرفه دون‌پایه پیداش شده و میخواد یه کوچولوش رو واسه خودش بقاپه؟

عمرا - ...باشه -

حالا که اینجوریه، عزیزم پیش من میمونه و پولا رو هم به دست میارم

تو که نمیدونی اون پولا کجان

پیداشون میکنم چیزی که زیاد دارم، وقته

وقتی بفهمه که واسه چی قراره باهاش ازدواج کنی

فورا برمیگرده پیش من

تو این شانس رو نداری که بهش بگی

چون دیدنه تو رو براش منع میکنم

...دارم سکته میکنم

...داروهام تو اون جعبه‌ست ...اونجا

...زودباش

بهتره موافقت کنی - عمرا -

منطقی باش

هنوز یک میلیارد برات میمونه

حتی اگه تا صد سالگی هم عمر کنی برات کافیه

...نه

غرورت باعث نابودیت میشه

هی، اونجا چه خبره؟

اون با یه دختری قرار داره ولی نمیخواد بره خودشو بشوره

این، محافظه بارونه؟ - آره، ولی خیلی کثیفه -

واسه همینم زنا همیشه تو لحظه آخر کنار میکشن

اون 20 سالشه و هنوز باکره‌ست

...خب، در این صورت

"تمیزکننده کاشی و ظروف چینی" چیزی که بهش احتیاج داری همینه

فردا ممنونمونم میشی

خب، کارا خوب پیش رفت؟

دوست داری تا قبل از مردنت، کادلایک سوار شی؟ - البته -

پس چشم از اون پیرمرد برندار

من میخوام هر اتفاقی که اینجا میفته رو بدونم

از لحظه به لحظه همه چی، تماس‌ها ...رفت و آمدها، نامه‌ها

قبوله؟ - قبوله -

الو؟ الو؟ ببخشید من چیزی نمیشنوم

الو؟ - من اریک وون برگنم. خواهش میکنم تلفن رو قطع نکن -

میشه بیای دیدنم؟ فورا، همین الان

نه، الان کار دارم

نه، نمیتونم

الو؟ نه دیگه نمیخوام در مورد اون چیزی بشنوم

ولی تو نمیتونی قبول نکنی

هر چی نباشه، همه این اتفاقا به خاطر تو بوده

من تنهام و مریض

موضوعی که میخوام بگم جدیه

خیلی جدی

ممنون ممنون، منتظرم

زود بیا

مراقب ساکم باشین

تو اون عکاس فرانسویه رو میشناسیش؟ - آره، اسمش آقای اسفورزایه -

"بردار ببرش تو پل "سن آنجلو و یه ده دقیقه‌ای همونجا نگهش دار

برو یه پاکت سیگار آمریکایی بخر بیار

سرپیشخدمت رو بفرست بره

اون نیستش رفته مرخصی

عالی شد رفتن و اومدنش حداقل یه ساعت طول میکشه

برو دیگه

اگه دنبال هفت تیرتی باید بهت بگم که دیگه اونجا نیستش

بانک‌های متحد سوئیس" "شعبه 8 و 9 لوزان

بارون اریک وون برگن" ...صاحب صندوق امانات 34

حقوق صندوق ذکر شده را "به میشل لافوری منتقل میکند

میدونستم که میترسی پاتو بذاری لوزان

فکره بدی هم نیست که میشل رو بفرستی

تو اون صندوق چیه؟

هیچ چیزی که متهمت کنه که توش نیست، درسته؟

...بدون شک، چندتایی سنده که به نام دختره‌ست

و اگه خوب شناخته باشمت چندتایی سنده که میتونه منو

...تا یه مدتی از این موقعیت دور کنه

این اتفاق نمیفته

من به یه چیزایی مشکوک شده بودم واسه همینم هست که الان اینجام

حسابتو میرسم اریک

اسفورزا رو بگیر بندازش بیرون

و اگه مقاومت کرد یه تیر بهش شلیک کن

نه، خیلی احمقانه‌ست که برای یه همچین چیز بی‌ارزشی بمیرم

اینکارت برات گرون تموم میشه بارون

من تحقیر شدن رو تحمل نمیکنم

قصد داشتم تو کارگاهت یه تصادف کوچولو برات درست کنم

...آره، ایده خوبی بود، ولی

انجام اینکار نیاز به آماده‌سازی دقیق داره

ولی تو غافلگیرم کردی و منم مجبور شدم برنامه‌‌مو عوض کنم

من از کاری رو در لحظه انجام دادن ...خوشم نمیاد، ولی

ژانوت کجاست؟ - فرستادمش بیرون -

من هیچ دوست نداشتم ازم یه قاتل بسازی

ما هنوزم میتونیم به توافق برسیم - نه، نه، من که روش حساب نمیکنم -

حالا که جنگ اعلان شده تو درنهایت منو میکشی

واسه همینم من باید بکشمت

اینکار رو دوست ندارم

ولی راه حل دیگه‌ای هم ندارم

اینا هیچ کمکی بهت نمیکنه

عزیزم یادش اومد که چندتایی سند برات امضا کرده

آره، اون فکر کرد که ممکنه این کمکت کنه

و به دو سه‌تا بانک تو سوئیس هم زنگ زد

حالا دیگه... تو نمیتونی چیزی برداشت کنی

و قبل از اینکه پولی برداشت شه

باید از شوهرش پرسیده شه

وجود آدمی مثل این تو مراسم خاکسپاریم خیلی بده

باهات شوخی نمیکنم و چیز خنده‌داری هم نمیبینم

میشل الاناست که پیداش شه

آره، میدونم

اون در میزنه

برنارد در رو براش باز میکنه و میذاره بیاد تو

بخشی از نقشه من اینه که اون کسیه که باعثه این جنایته

حالم بهم خورد این عوضی چقدر بد بازی میکنه

...تا چند ثانیه دیگه

تو نمیتونی مردی رو که داره با آرامش تو چشات نگاه میکنه رو بکشی

...تا چند ثانیه دیگه

...مردی که ثروتمندت کرد

مردی که ازم یه جنایتکار ساخت

بهتر از بازنده بودنه که

اگه میترسیدی ...راحت‌تر میتونستم

تو منو نمیکشی اسفورزا

تو اونقدری جسور نیستی که بتونی یه قاتل باشی

تو یه خلافکار کوچولویی که من به کار گرفتمت

پول همه حواست رو ازت گرفته

تو خودتم نمیدونی که میخوای چیکار کنی

تو جرات اینکارو نداری

خارج از توانته

برنارد

حالش خوب نیست؟ - اون مرده -

بهش حمله شده؟ - یه محافظ داشته، اونوقت کشتنش -

تو کسی رو اینجا ندیدی؟ - تو رو -

...آره، و قاتل

داری زنگ میزنی پلیس؟ - آره -

نکته اصلی اینه که، نباید به چیزی دست بزنی

اداره پلیس؟ اونجا اداره پلیسه؟

باشه خوبه

منتظرم

سلام

راستی، تو یه آدم با چندین استعدادی

هم به زنا چشم میدوزی

هم آدما رو میکشی و هم از دست پلیسا فرار میکنی

ولی از بدشانسیت، من دیدمت

خب که چی؟ آره دیدیم، ولی قرار نیست حرفی بزنی

اشتباهت همینه

من هیچ نمیخوام تو مشکل بیفتم مخصوصا به خاطر تو

اگه حرفی بزنی، همین بلا هم سرت میاد ولی بدتر

منو ترسون اسفورزا

پلیسا رو میخوای چیکارشون کنی؟

اینو میشناسی؟

مال منه؟ - آره -

پس ازم دزدیدیش

باشه، ببین من وقتی واسه تلف کردن ندارم ...تو باید اینو بدونی که

تنها کسی که منو اینجا دیده، برنارده

ولی برنارد قراره دهنش رو بسته نگه داره

...پلیسا قراره فقط به سمت تو بیان

اگه دنبال انگیزه بگردن همه اتهاما میاد سمت تو

و این وکالت‌نامه‌ای که به نامته، خودش انگیزه‌ست

...اون پیرمرد میخواسته تو رو بفرسته سوئیس

تا یه سری اسناد مشکل ساز رو براش پیدا کنی و از بین ببری

آره، میدونی اون پیرمرد یه فرشته نبود

چرا کشتیش؟

به خودم مربوطه - آره، منم فکر نمیکنم این ماجرا به من ربطی داشته باشه -

...یه مرد ماجراجو، دو هفته پیش

سر و کله‌ش اینجا پیدا میشه و بعدش دختر کوچولوش رو برمیداره و میره

...تو تو محل جنایت بودی

اون توسط سرنیزه تو کشته شده

...و از شانستم، اون بهت وکالت داده بود

تا بری صندوق اماناتش رو باز کنی - چه ربطی داره؟ -

اشتباهت همینه چون پلیسا قراره جور دیگه‌ای فکر کنن

مخصوصا وقتی که از محتویاتش باخبر بشن

پلیسا دارن میان

انتخاب با خودته اگه دهنت رو بسته نگه داری

پلیس هیچوقت این سند رو نمیبینه

قبول نمیکنی؟ پس برات بد میشه

بذار رد شم

شما بودین که زنگ زدین؟ - بله -

پس شما کشتینش؟ - نه -

کس دیگه‌ای اینجا نبوده؟ - نه -

اون به تازگی مرده؟

آره، چون وقتی که اومدم اینجا هنوز داشت ازش خون میچکید

و تو کسی رو ندیدی؟ - نه -

و چیزی هم نشنیدی؟ - نه -

شما اینجا چیکار داشتین؟

چون ازم خواسته شده بود فورا بیام اینجا

از طرف کی؟ - از طرف بارون، اون از چیزی ترسیده بود -

شما در این مورد چی فکر میکنین؟ - نمیدونم چی بگم -

بازرس

شما تو مشکل افتادین

قتل کاره تویه

...این یه سلاح غیرمعموله

سرنیزه یه چتربازه درسته؟

این مال منه

اونوقت چجوری اومده اینجا؟

حتما جا گذاشته بودمش - کی؟ -

پونزده روز پیش، آخرین باری که به اینجا اومدم

...و با وجود این، تو یجوری رفتار میکنی

که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده

من اون شب رو اینجا گذروندم سرنیزه هم تو چمدونم بود

در مورد اسفورزا بهم بگو

اون از اون چیزی که نشون میده جونورتره

آخرین بار کی دیدیش؟

...چند روز پیش نزدیکه هتل

بازرس، بازرس، ما یه جعبه پیدا کردیم فکر کنم توش موادمنفجره‌ست

...مراقب باش، مراقب باش

...آروم بازش کن

چیه که اینقدر خنده‌داره؟ احمقا

تا دیر نشده بزن به چاک

داره عصبانی میشه و ممکنه همه رو بگیره بازداشت کنه

ممنون

تو منو غافلگیرم کردی همیشه اینجوری نیستش

چرا؟

برای اینکه مثل پلیسا باهات رفتار نکردم

هر کاری به وقتش

کجا داری میری؟ - اون بهم گفتش که برم -

برو، برو

در موردش مطمئنی؟ - آره -

اون یه چیزی میدونه

...حتی به نظر من قاتلم میشناسه و

باهاش حرفم زده

پس چرا گذاشتی بره؟

اون از اون لجبازاست که به سختی دهنش باز میشه

من راهه باز کردن زبونش رو میدونم

...آره... ولی در مورد اون ...من میدونم که اون به چه درمونی احتیاج داره

...تو مثل دکترم میمونی

اونوقت این درمونت چیه؟

عشق - عشق؟ -

اسفورزا درست قبل از قتل اونجا بوده

تو اینو میدونستی؟

نه، دربونه بهم گفتش

اون واسه گرامافون اومده بوده

واسه گرامافون؟ اون واسه سرنیزه اونجا بوده

فقط تو نمیخوای بهش اعتراف کنی

من اصلا نمیفهمم چرا داری هوای یه قاتل رو میگیری

با اینکارت چه منظوری داری؟ چه منظوری؟

من بهت میگم، داری لجبازی میکنی

واسه خودت و اون دختره ترسیدی

مخصوصا برای خودت

تو اگه خیلی میخواستی از سوفی محافظت کنی

نمیذاشتی بره تو بغل یه قاتل

احمق‌بازی درنیار و حرف بزن

من بهت خیانت نمیکنم

بهم اعتماد کن

اعتماد کردن یه عادت بدیه که من قبلا براش تاوان دادم

منظورت سوفیه؟

تو که میتونستی اونو برای خودت داشته باشیش

نمیشد ...یه چیزی این وسط گم بود

چی؟

اعتماد و احترام

محض رضای خدا گوش کن ببین چی میگم

به دست آوردن یه زن مثل بردنه تو جنگ میمونه

اعتماد و احترام کوچکترین اهمیتی ندارن

ولی من فکر میکنم که زنا زنگ تفریح سربازان

این جنگه که زنگ تفریح انسان‌هاست

رنج‌های عشق باعث جنگ میشه مثل میهن‌پرستی در ارتش

حرفمو باور کن، تو باید اون دختر رو به دست بیاری

اگه آماده جنگیدنه براشی هنوزم میتونی به دستش بیاری

لعنت به اون دختره‌ی احمق اون میتونه پیش همون شیطانش بمونه

اونم یکیه درست مثل بقیه

تو دنبال چی هستی؟ - ماه -

پات بهش میرسه تا 20 سال آینده قراره یه خط اتوبوس براش بذارن

تو اونو با بارون دیدیش، درسته؟

کی رو؟ - اسفورزا رو -

...الان دلپذیرترین ساعته روزه

اون تهدیدت کرده؟

ببین، من قبلا هم به بازرس گفتم که من چیزی ندیدم

مادرجنده

پای مامانمو نکش وسط بوزتی اون هیچکاری با تو نکرده

کجا کاری نکرده؟ برداشته یه پسر عوضی‌ای مثل تو دنیا آورده

تو زیادی رو اسفورزا حساسی

تو همیشه دست و پا چلفتی بودی

تو باید تصمیمت رو بگیری که چی میخوای

حالا که اون مرده ما دیگه رنگ شادی رو نمیبینیم

انگار که تو مراسم تدفین خودمم - ساکت شو -

اگه من اونجا پیشش بودم، هنوز زنده بود

تو فکر میکنی که اون خودکشی کرده؟

ما که کاملا مطمئن نیستیم - کافیه -

این ما بودیم که اونو کشتیمش اسفورزا

هی تو، سریع‌تر پارو بزن

تو هنوزم دوستش داری پس بیا و یه کاری بکن

به هیچ وجه

چیکار داری میکنی؟ - کاره تو رو -

اون اسفورزایه اون به دنبالمونه

من باید برم پبشش - نه -

تو باید به حرفم گوش کنی

تا حالا از خودت پرسیدی که اسفورزا پولشو از کجا آورده؟

اریک بهش داده

برای چی؟

چون اسفورزا تو دوران جنگ جونشو نجات داده بوده

با این حرفات فقط داری وقتم رو تلف میکنی

تو از من چی میخوای؟ - واقعیت رو -

بین تو و اسفورزا اوضاع خوب نیست، درسته؟

اون سعی داره باهام مهربون باشه

من از کارش جا خوردم اون حتی خودش بود که اومد دنبالم

آره

من احساس میکنم که اون داره یه چیزی رو ازم پنهون میکنه

از وقتی هم که اریک مرده، اوضاع بدتر شده

اون همیشه مضطربه

چون اونه که اریک رو کشتتش - این درست نیست -

نه، نه، نه

با اون عکاس فرانسویه کار داشتم

تو سردابه

میتونی بهم بگی گمشم برم ولی اینو بدون که من دیگه پیش اسفورزا برنمیگردم

میخواستم اینو بدونی

سوفی، دیگه ولم نکن

من میخوامت دوستت دارم سوفی

با وجود کاری که باهام کردی و

کاری که قراره باهام بکنی

من میخوامت به چیزای دیگه هم هیچ کاری ندارم

تو باهام بد کردی عشقم

...احمقه بیچاره‌ی کوچولوی من

حتی اون وقتی که داشتم با اسفورزا از هتل خارج میشدم هم

میدونستم که کارم احمقانه‌ست

میخواستم که برگردم

ولی اون کشوندم تو قایق

پیش خودم میگفتم من باید برای تمام کارایی که کردم تاوان بدم

حالا دلیل برگشتنت چیه؟

بوزتی گفتش که من میتونم کمکت کنم

... احتمالا...

این درسته که اسفورزا زده اریک رو کشتتش؟ - آره -

پس چرا هیچی نمیگی؟

چون اسفورزا میتونه به خاطرش بندازتم زندان

ولی تو که کاری نکردی

ما نمیتونیم مقصر رو گیرش بندازیم

پس بیا فرار کنیم میتونیم بریم تو سوئیس یا اسپانیا قایم شیم

من تا حالا اسپانیا نرفتم

نه، من میخوام آزادانه زندگیم رو کنم آزادانه... با تو

ولی اینجا که نمیشه من ازش میترسم

درسته

دیگه هیچوقت ولت نمیکنم هیچوقت

هشدار، ما داریم تعطیل میکنیم

چقدر زیبا ...باید به زیبایی، احترام گذاشت

یه پنج دقیقه‌ای بهتون فرصت میدم

به نظر من یه راهی ممکنه باشه

خطریه، واسه همینم به کمک تو احتیاج دارم

هر کاری که بگی انجام میدم - الان اسفورزا خونه‌ست؟ -

آره، منتظر منه - پس برو پیشش -

نه، نمیشه - این تنها راهه -

ساعت الان از پنج گذشته

من یه ربع به شش میام پیشت

فقط یه ترتیبی بده بدون اینکه اون بویی ببره من بیام تو

شهامتش رو داری؟

این خانم خیلی شبیه زن اولمه

...ولی اون مرحوم خوشگل‌تر بود

خیلی خوشگل‌تر

دیگه باید بری عزیزم

بهت اینو گفتم که دوستت دارم؟ - دو بار -

دوستت دارم حالا دیگه برو

چه دختر خوشگلی ...اون یه فرشته‌ایه که از بهشت نازل شده

اینو ببرش به این آدرس

سر ساعت 5:50

آپارتمان تو طبقه بالاست

از زیر در بفرستش تو

بعدش زنگ رو بزن و تا جایی که میتونی بدو

فقط نذار ببینتت

دقیقا سر ساعت ده دقیقه به شش

بیا - ممنون -

چرا میخوای باهام ازدواج کنی؟

...خب، درستشم اینه که

میرم برات ویسکی با یخ بیارم

اون اونجاست - زمزمه نکن، ممکنه بیادش بیرون -

الاناست که یکی بیاد و درتون رو بزنه

بهم قول بده هر اتفاقی که افتاد تو فورا از اینجا میزنی بیرون

ترجیح میدم پیش تو بمونم - نه، نه، بهم قول بده -

پس ویسکی چی شد؟ - الان میارمش -

من قبلنا خیلی باهات خوب نبودم

اینو قبول دارم

ولی بیا دیگه گذشته‌ها رو فراموش کنیم

بیا با هم ازدواج کنیم و بریم یه جای دور

همه چی درست میشه

میدونم که عالی میشه

نه، ولم کن امشب نه

اتفاقا این تنها راه واسه فراموش کردن همه چیه

ولم کن

تو امروز چت شده؟

...وایسا

ازم میترسی؟

میترسونمت، آره بگو چرا؟

رفتی با پلیسا حرف زدی؟

اون بهت چی گفته؟ چی گفته؟

هیچی

بازم رفتی دیدنش، مگه نه جنده‌خانم؟

دوباره داری ازم دوری میکنی داری ازم دوری میکنی

داری اذیتم میکنی - اون بهت چی گفته؟ -

گفته بیای جاسوسیم رو کنی؟ - نه، ولم کن -

پس بهت چی گفته؟

من اونو ندیدمش

اون بهت چی گفته؟ چی گفته؟

هیچی

...میشل

جنده‌ی عوضی، حرف بزن حرف بزن

ببین چی میگم میدونم چیکارت کنم

به حرف میارمت

خودمو نجات میدم فهمیدی؟ خودمو نجات میدم

خودمو نجات میدم میشنوی چی میگم؟

"من وکالتنامه بارون رو پیداش کردم"

"تو باید یه جای بهتری قایمش میکردی"

"با تشکر، میشل"

التماست میکنم برو برو و تو هتل متنظرم بمون

میشل، مراقب باش

حقه خوبی بود

آره، یجورایی هم گول خودم

من اگه جای تو بودم فورا اون سند رو نابودش میکردم

عمرا، اتفاقا قصد دارم بدمش به پلیس

نه، تو اینکارو نمیکنی - واسه اینکارم دلیل دارم -

اگه با دستای خودم برم تحویلش بدم اونوقت بی‌گناهیم رو ثابت میکنم

پسش بده

نه، نه، نه بذارش اونجا

بی‌خیال، تو میخواستی بدیش به پلیسا یا برای خودت نگهش داری؟

بذارش اونجا

فورا بیاین اون مسلحه

ولی اینو بدون وقتی صندوق بارون باز شه حالت حسابی گرفته میشه

دست از دلقک‌بازی بردار و مجبورم نکن که بهت شلیک کنم

همونجایی که هستی وایسا سوفی

اگه یه سانتی متر دیگه بیای جلو، شلیک میکنم

تو دیوونه‌ای

اون به کمک احتیاج داره

من رو چهارپایه هم میرم سرگیجه میگیرم چه برسه به اونجا

برین، برین

سعی نکن بپری اسفورزا وگرنه گردنت میشکنه

من واسه انجام اینجور کارا، سه سال آموزش دیدم

شلیک نکن احمق مراقب باش میشل

میشل

بس کن اگه من بیفتم، تو هم باهام میفتی

...دوتا فرشته کوچولو، دست در دست هم خیلی خوب میشه

همه‌تون برین به جهنم

ترجمه شده توسط گروه پيشگام ‫مترجم: امیر

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.