Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
â™ھ Game of Thrones 2x04 â™ھ باغی از استخوان دوشنبه, 4ام اردیبهشت 1390
[ KING_Khazan ترجمه از ] .:: http://01.TvWorld.ir ::.
من باشم "مانتین" رو انتخاب می کنم اون بزرگترینه
قویترینه - گاوها بزگتر از شیرها هستن -
دلیل نمی شه که توی نبرد من گاو رو انتخاب کنم
اگه گاو هم نیش و پنجه داشت اونوقت برش می داشتم
"باشه, "مانتین" در برابر مرد خودمون "جیمی
..اگر بتونه آزاد بشه
لوراس تیرل ؟
.لوراس تیرل اون از ملکه هم خوشگل تره
من به خوشگلیش کار ندارم
اون شمشیرزنیش از همشون بهتره
به نظرت چقدر شمشیر زنیش خوبه ؟
سالهاست داره شمشیرش رو فرو می کنه تو رنلی
!! و رنلی هم هنوز نمرده
به نظرت اسبا یه مقدار نترسیدن ؟
اسبن خوب
از سایه ی خودشون هم وحشت زده می شن
ششش
می شنوی ؟
نه
یه چیزی اونجاست
.اوه
اوه راست می گی .. احمق
باید صورت خودت رو می دیدی
شرط می بندم شاشیدی به خودت
..اوه ! کی اونجاست.. آاااه
یه چیزی اونجاست
آره, سعی هم نکن گولم بزنی
رنیک - فکر می کنی احمقم ؟
رنیک
شاه ِ شــمــال - شاه ِ شــمــال -
.به ازای هرکدوممون پنج تا لنیستر مردن
. مردن . هرچی که دارن بردارین
.ما هیچ جایی نداریم که این زندانیا رو نگه داریم
به اندازه ی خودمون هم شاید غذا نداشته باشیم
"ما زندانیا رو اعدام نمی کنم "سر بولتون
البته, اعلیحضرت
.دفتر داراشون به دردمون می خورن
بعضیاشون ممکنه از نقشه های تایوین لنیستر اطلاع داشته باشن
.شک دارم
به زودی می فهمیم
: ما در خانوادمون می گیم ..یک مرد لخت رازهای کمی داره"
"و مردی که پوستش کنده شده باشه هیچی..
.پدرم در شمال کندن پوست رو ممنوع کرده بود
ما در شمال نیستیم - قرار نیست شکنجشون کنیم -
مسیرتون تا مقرّ ِ فرماندهی شاید زیبا باشه
.ولی توی این مسیر با لشگرتون بهتون سخت می گذره
.لنیسترها هم زندانیای خودشون رو دارن
نمی خوام بهشون دلیلی بدم که خواهرانم رو اذیت کنن
نه نه .. نکن .. نه
ششش - خواهش می کنم -
ششش -
..داره فاسد می شه
..نه نکن ..نه نکن
ششش - خواهش می کنم این کارو نکن -
بهتر می شم - حتی درد هم نداره -
اگر الان پات رو قطع نکنم کل بدنت رو فاسد می کنه
نه, نمی تونی این کارو بکنی
سر ! خواهش می کنم
..نمی تونم پام رو - اگر پات رو نبره می میری -
نمی خوام چلاق باشم .. خواهش می کنم
به طور حتم یکی از مردان ما بیشتر از این توله به کمک تو نیاز داره
مردان شما, مردان من نیستن سرورم
این رو بزار تو دهنت و دراز بکش بهتره نگاه نکنی
نه! نمی تونی - گازش بگیر -
بهتر از گاز گرفتن زبون خودته, باور کن
اسمت چیه ؟ - تالیسا -
اسم خانوادگیت ؟
می خوای بدونی خانوادم تو کدوم سمت می جنگن ؟
.تو اسم خانوادگی من رو می دونی تو این مورد به من برتری داری
اون پسر پاش رو به خاطر دستور تو از دست داد
اونا پدرم رو کشتن
اون پسر کشت ؟ - خانواده ای که اون براشون می جنگه -
فکر کردی اون رفیق ِ شاه جافری ــه ؟
اون پسر ِ یه ماهیگیره که تو
احتمالا تا چند ماه پیش که مجبورش کردن حتی
.نیزه یکبار هم نیزه دستش نگرفته بود
من هیچ نفرتی از اون پسر ندارم
.فکر کنم این باعث می شه پاش دوباره رشد کنه و دربیاد
اگر ما رو محاصره کنین تمام این خونریزی ها تموم می شه
متوجه ام کشور رو صلح فرا می گیره
و زندگی به زیر دستان عادل ِ شاه ِ خوب جافری سپرده می شه
می خوای جافری رو بکشی ؟ - اگر خدایان این قدرت رو بهم بدن -
و بعدش چی ؟ - نمی دونم -
برمی گردیم به وینترفل
من هیچ علاقه ای به نشستن روی تخت آهنین ندارم
پس کی باید بشینه ؟
نمی دونم
داری می جنگی که یک شاه رو شکست بدی
و هنوز برنامه ای نداری که چه کسی قراره بعد از اون باشه ؟
اول از همه باید در جنگ پیروز بشیم
بهم نگفتی اهل کجایی ؟
ولانتیس - ولانتیس ؟ -
خیلی از خونتون دور شدی
اون پسر خوش شانس بود که تو اینجا بودی
بدشانیسش این بود که تو اینجا بودی
تو اینجایی که جواب خیانت های برادرت رو بدی
,اعلیحضرت
هرکاری که برادرم انجام داده من هیچ نقشی درش نداشتم
خودتون هم می دونین ..التماستون می کنم
سر لنسل.. در مورد این بی حرمتی بهش بگو
,برادرت با یک سری جادوی پست
به همراه یه گله گرگ به "استفورد لنیستر" حمله کرده
هزاران مرد درستکار سلاخی شدن
بعد از این سلاخی شمالی ها روی اجساد کشته ها
..ضیافت به پا کردن
کشتن تو پیغامی به برادرت می فرسته
ولی مادرم اصرار داره که تو رو زنده نگه داریم
بلند شو
به همین خاطر مجبوریم جور دیگه ای به برادرت
پیغام بفرستیم
.مرین
صورتش رو دست نزن
از زیباییش خوشم میاد
مرین, بانوی من خیلی لباس پوشیدن
.بارشون رو سبک کن
اگر می خوایم راب استارک صدامون رو بشنوه
باید بلندتر صحبت کنیم
معنی این کارها چیه ؟
چه جور شوالیه ای دست روی دختر بی دفاع بلند می کنه ؟
! شوالیه ای که به شاهش خدمت می کنه, کوتوله
مواظب باش ! نمی خوایم
خون بریزه روی اون زره خوشگلت
یک نفر چیزی به این دختر بده که خودش رو بپوشونه
اون قراره ملکه ی تو باشه
هیچ اهمیتی برای شرافتش قایل نیستی ؟
دارم مجازاتش می کنم - به چه جرمی ؟ -
!! اون که توی نبرد برادرش نجنگیده, کوته فکر
.تو نمی تونی اینطوری با من صحبت کنی .شاه هر کاری که بخواد می کنه
شاه ِمجنون" هم هرکاری خواست کرد"
عمو جیمی برات گفته که چه بلایی به سرش اومد ؟
هیچ کس نمی تونه اعلیحضرت رو در حضور گارد پادشاهی تهدید کنه
"من شاه رو تهدید نمی کنم "سر
دارم خواهر زاده ام رو تربیت می کنم
بران", دفعه ی بعد که "سر مرین" حرف زد بکشش"
.این یکی تهدید بود فرقش رو فهمیدی ؟
من به خاطر رفتار خواهر زادم عذرخواهی می کنم
حقیقت رو بهم بگو
دوست داری این ازدواج به سرانجام برسه ؟
.من به شاه جافری وفادارم تنها عشق حقیقی من
بانو استارک, هنوز هم می تونین ما رو نجات بدین
این شاه کوچولو از خودش بیخود شده
از مغزش تا مخش به هم ریخته
فکر می کنی خیس کردن فیتیلش باعث می شه ناراحتیش فروکش کنه ؟
.واسه آدم جاکش هیچ درمانی وجود نداره
,ولی پسری تو این سن
که کل روز هیچ کاری به جز مگس پروندن نداره
..ضرر نداره یه مقدار سم ازش خارج کنی
اینجا چیکار می کنی سگ ؟
عموتون هدیه ی روز نامگذاریتون رو آوردن
و از من خواستن که مطمین شم که دریافتش می کنین
و ؟
چی هست ؟
.داخل رو نگاه کنین اعلیحضرت
اعلیحضرت
روز نامگذاریتون مبارک اعلیحضرت .روز نامگذاریم گذشته
اگر شما چیزی نگین ما هم حرفی نمی زنیم
.نه
.اون
.باهاش بازی کن
می تونی بزنیش ؟
عموم فرستادتتون ؟
بله, اعلیحضرت
ایشون خودشون مارو انتخاب کردن
همم
از این استفاده کن
محکم تر
گفتم محکم تر
حتما می خواد به اندازه ای که پول داده استفاده ببرم
اعلیحضرت, درد زیاد لذت رو از بین می بره
خواهش می کنم, خواهش می کنم
خواهش می کنم, اعلیحضرت
,اعلیحضرت ..اگر عموتون متوجه بشن
اوه ! خودم می خوام که متوجه بشه
وقتی کارت باهاش تموم شد می بریش به اتاقش
و نشونش می دی باهاش چیکار کردی
در غیر اینصورت همین اتفاق برای خودت می افته
شروع کن
محکم تر
خب, می بینم که دلال فاحشه ی محبوب من اومده
خدارو شکر کن که خیلی منتظرت نذاشتم
,اعلیحضرت
حالا برای لنیسترها پیشنهاد می بری, آره ؟
بگو ببینم, وقتی شروع به خدمت به مشتری جدیدت کردی
بدن برادرم سرد شده بود !؟
من آدم سودمندی هستم
فقط خیلی وفادار نیستی
و می خواین که به چه کسی وفادار باشم ؟
جنازه ی برادرتون ؟
"من ازت خوشم نمی یاد "لرد بیلیش
از صورت خوشم نمی یاد
از کلماتی که از دهنت خارج می شه خوشم نمی یاد
و نمی خوام یک دقیقه بیشتر از اون چیزی که نیازه توی چادر من باشی
خب, بهم بگو چرا اینجایی ؟
می تونی به "بریان" اعتماد کنی
وفاداریش به من بدون هزینه بوده
شما ممکنه هنوز هم دوستانی در دربار داشته باشین, اعلیحضرت
خیلیایی که باور دارن ند استارک با حمایت نکردن از
پادشاهی شما اشتباه کرده بود
حالا متوجه می شم
فهمیدی که من تعداد زیادی لشگر دارم
و می دونی که قراره به مقرّ ِ پادشاهی بیام
و امید داری وقتی تاج و تخت رو به دست آوردم مقام و منصب تو رو بهت بدم
و همچنین سرت رو
من سرم رو ترجیح می دم
متوجه ام که از من خوشتون نمی یاد
درحالی که این قضیه من رو ناراحت می کنه
ولی من اینجا نیومدم که محبت شما رو به دست بیارم
وقتی به مقرّ ِ پادشاهی رسیدین
..ممکنه با صفی طولانی از لشگر مواجه بشین
.یا دروازه هایی باز
.سرورم
لرد بیلیش
تمام این چادرها به نظرم یکی میان
..می شه محبت کنین - باعث افتخارمه -
هفته ها طول کشید که اینجاها رو یاد بگیرم
دوبار به چادر دفتر داران وارد شدم, اونهم در حالی که لخت بودن
و تا بفهمم کدوم چادر مال منه
..دوباره به حرکت درومدیم
چادرتون ؟
نه چادرمون ؟
حتما شاه خر و پف می کنن
و یا ترجیح می دن تنها بخوابن
! بدون شک به خاطر فشار فرماندهیه
چهار شاه دارن برای تاج و تخت رقابت می کنن
من در هنرهای جنگی تعلیم ندیدم
ولی با یک حساب ساده می شه طرفی که تعداد بیشتری داره رو برنده دونست
,اگر جنگ با حساب بود
که بایستی ریاضیدانان به دنیا حکومت می کردن
ولی متوجه شدم که برادرتون الان به چادر اعلیحضرت وارد شدن
جای گارد پادشاهی در کنار ِ شاه ــه
و شب عروسیتون
چه کسی کنار شاه بود ؟
به نظر می رسه به ازدواج ما علاقه مند شدین ؟
..خب ازدواجتون بسیار جالبه
,نه فقط برای من بلکه برای تمام ملت
,ازدواج یک دختر ثروتمند همیشه جالب توجهه
البته اگر چیز دیگه ای نباشه
تاحالا ازدواج نکردین, مگه نه ؟
متاسفانه در مورد علایقم خوش شانس نبودم
,ناراحت کنندست
هرچند شاید اینطور بهتر باشه
,چون مفهوم ازدواج به نظر شما رو گیچ می کنه
.پس بزارین براتون توضیح بدم
شوهر من پادشاه منه .و پادشاه من, شوهر من
.چادرتون اینجاست لرد بیلیش, شب بخیر
.این ک اسب تو نیست
.این اسب رو "سیزده" به من دادن
"بزرگان "کارث
کارث" ؟"
.سه روز به سمت شرق و دریا راهه
می زارن وارد شهر بشیم ؟
.اونها گفتن باعث افتخارشونه که پذیرای مادر اژدها باشن
از این شهر چی می دونی ؟
فقط این که به صحرای که دور دیوار شهرشونه
"می گن "باغی از استخوان
هر وقت که کارثی ها دروزاه ی شهرشون رو به روی مسافران باز می کنن
..این باغ رشد می کنه
.بیارینش اینجا
.چه جور آتشی سنگ رو آب می کنه
.آتش اژدها
اینجا اژدها وجود داره ؟
نه, همه ی اژدها ها مردن
این بوی چیه ؟
.مرده ها
حرکت کن
خواهش می کنم.. نه, نه
نه
.مرده
.پسر من بود
خواهرم سه روز پیش مرد
شوهرم هم روز قبلش
هر روز یکنفر رو می کشن ؟
کسی زنده می مونه ؟
جافری
سرسی
"ایلین پین" (جلّاد ِ ند استارک)
.سگ شکاری
جافری
سرسی
"ایلین پین" (جلّاد ِ ند استارک)
سگ شکاری
جافری , سرسی
ایلین پین , سگ شکاری
چطور جرات کردی ؟
شاید خبر اشتباهی بهت رسوندن
,تو به ند خیانت کردی خیانت کردم ؟ -
ازش خواستم که به عنوان محافظ مملکت خدمت کنه
ازش خواستم که از فرصتش استفاده کنه
من بهت اعتماد کردم شوهرم بهت اعتماد کرد
و تو باور ما رو با خیانت جواب دادی ؟
نه بانوی من - برو بیرون -
..کت, من -
من از وقتی که پسربچه بودم عاشقت بودم
..به نظر می رسه سرنوشت این شانس رو به ما داده
عقلت رو ازدست دادی ؟ - برو بیرون -
دوست داری دوباره دخترات رو ببینی ؟ -
سانسا, زیباتر از همیشه
و آریا, سرکش تر از همیشه
آریا هم پیش شماست ؟
جفت دخترا سالم و در امانن
! فعلا
.ولی تو ملکه رو می شناسی .و جافری رو هم می شناسی
اگر در پایتخت بمونن من
.من نگران جونشون هستم
چی می خوای ؟
لنیسترها می خوان دخترانت رو با "قاتل شاه" معاوضه کنن
حتما که همینطوره
جیمی لنیستر در ازای دو دختر ؟
راب هیچ وقت با این شرایط موافقت نمی کنه
من این شرایط رو برای اون نیاوردم
برای تو آوردمشون
فکر کردی من از پسرم چیزی رو مخفی می کنم ؟
راب همشون رو با مهارتهاش تو میدون نبرد شگفت زده کرده
.ولی اون مادر نیست
بهش فکر کن, کت
شاید شانس دیگه ای نداشته باشی
من برات یک هدیه آوردم - من هدیه ی تو رو نمی خوام -
نشانه ای از خوش نیتی تیریون لنیستر
اون می خواد متوجه بشی که معاوضه ی این زندانی ها
.در نهایت اعتماد پیشنهاد می شه
اعتماد ؟
این چیه ؟
.شوهرت مرد باشرفی بود
اون باید در قبرستانی که زیر وینترفل هست در کنار خویشاوندانش دفن بشه
..شاید باورت نشه - برو بیرون -
.بلند شید .. پست فطرتا
.خودشه .همونی که انتخاب می کنه
"کوه"
چیکار می کنی ؟
می گه هر روز بهش زل می زنه
به همین خاطره که انتخابش نمی کنه
.تو
تکون بخور پسر
حرکت کن
توی دهکده طلا و نقره هست ؟
نمی دونم - الماس -
من که ندیدم -
جمع برادری کجا هستن ؟ - نمی دونم -
جمع برادری کجا هستن ؟ - نمی دونم, خواهش می کنم -
جمع برادری کجا هستن ؟ - نمی دونم -
کی توی دهکده بهشون کمک کرد ؟
نمی دونم - چه کسی ؟ -
...من
کی ؟ - ندیدم -
کی ؟ - ندیدم -
..خواهش می کنم صبر کن ..داره
کی ؟ - ندیدم کسی کمکشون کنه -
درش بیارین .. درش بیارین
کی کمکشون کرد ؟ - "گانس ِ قصاب"
و پسرش - حالا بهتر شد -
خیلی به دردمون خوردی - نه, صبر کن -
چیکار می کنی - خواهش می کنم تمومش کن -
خواهش می کنم - ! نه ! نه
همه چیز رو بهتون گفتم - ! نه
! نه
"حافری"
"سرسی"
ایلین پین سگ شکاری
خواهش می کنم, کمی غذا
.فقط تکه ای نان
"پولیور"
"کوه"
بانو استارک, فکر نمی کردم شما رو در "استورم لند" ملاقات کنم
خودم هم فکر نمی کردم اینجا باشم, لرد استنیس
واقعا خودتونین ؟ - چه کسی دیگه ای می تونه باشه ؟ -
..وقتی پرچمت رو دیدم مطمین نبودم
اون پرچم کیه ؟ - خودم -
به نظرم اگر از یه پرچم استفاده می کردیم
.جنگمون به شدت گیج کننده می شد
چرا نشانت در آتشه ؟
شاه نشان خانوادگیش رو
قلب آتشینِ خداوند ِ نور در نظر گرفته
آه, شما باید این ساحره ی آتشینی باشی که خیلی ازش می شنویم
ممم, برادر
حلا می فهمم چرا دین رو در سن پیری پیدا کردی
.مراقب حرف زدنت باش رنلی
.نه, نه, خیالم راحت شد
!! هیچ وقت فکر باورم نمی شد که دیوانه باشی
گوشت تلخ, جدی ,خسته کننده
.ولی فکر نمی کردم باخدا باشه
باید زانو بزنین, ایشون برگزیده ی خداوند هستن
.زاده شده در میان نمک و دود
زاده شده در میان نمک و دود ؟
گوشت نمک زده ی خوکه ؟
.این دومین باریه که بهت هشدار می دم
!! حرفای خودتون رو ببینین
اگر پسرای من بودین, سرتون رو می کوبیدم به هم
و تو یه اتاق حبستون می کردم تا یادتون
.بیاد که برادرین
.خیلی عجیبه که شما رو در کنار بردارم می بینم بانو استارک
.همسر شما پشتیبان ادعای من به تاج و تخت بود
درستکاری لرد ادارد به قیمت سرش تموم شد
اونوقت شما در کنار این متقّلب می ایستین و من رو سرزنش می کنین ؟
.ما یک دشمن مشترک داریم
.تخت آهنین به حق, متعلق به منه
کسانی که منکر این بشن دشمن من هستن
,کل مملکت منکر می شن "از "دورن" گرفته تا "دیوار
چه پیرمردهایی که از ترس مرگ می لرزن
.و چه بچه هایی که هنوز در رحم مادرشون هستن
.هیچ کس تو رو به عنوان پادشاه نمی خواد
تو هیچ وقت هیچ دوستی نخواستی, برادر
ولی مردی که دوستی نداشته باشه, قدرتی هم نداره
,به خاطر مادری که جفت ما رو به دنیا آورد
,این یک شب رو بهت فرصت می دم تا تجدید نظر کنی
پرچمدارانت رو جمع کن
,قبل از طلوع خورشید پیش من بیا
,و من هم کرسی قبلیت در شورا رو بهت می دم
حتی تو رو تا زمانی که فرزند پسری برام به دنیا بیاد
.جانشین خودم خطاب می کنم
.در غیر اینصورت تو رو نابود می کنم
,دور تا دور این زمین ها رو نگاه کن برادر
این همه پرچم رو می بینی ؟
فکر کردی چند تکه پارچه ی کتانی تو رو شاه می کنه ؟
.نه
ولی اون مردانی که پارچه های کتانی رو به دست دارن من رو پادشاه می کنن
خواهیم دید, رنلی
,وقتی طلوع صبح برسه .خواهیم دید
,به گناهانت نگاه کن لرد رنلی
.شب تاریک و پر از وحشته
باورتون می شه یه زمانی دوستش داشتم ؟
فکر کردم به ما خوش آمد گویی می کنن
اگر می شنیدی که یک گله دوتراکی دارن به شهرت نزدیک می شن
.تو هم همین کار رو می کردی کالیسی
گله ؟
..اسم من داینریس
.داینریس ِ طوفان زاد از خاندان ِ تارگرین
من رو می شناسین, لرد ؟
فقط اسمتون رو, کالیسی
و من هم لرد نیستم, شاید یک تاجر ناچیز
.شما رو مادر اژدها صدا می زنن
و من باید شما رو چی صدا بزنم ؟
اوه, اسم من خیلی بلنده
.و برای خارجی ها تلفظش غیرممکنه
.می تونین من رو تاجر ادویه صدا بزنین
ولی ما "سیزده" هستیم
"مسوول نظارت و حفاظت از "کارث
.بزرگترین شهری که بوده و خواهد بود
...زیبایی "کوارث" زبانزد
"کارث"
"کارث"
می تونیم اژدهاها رو ببینیم ؟
,دوست من
ما سفر خیلی طولانی ای داشتیم
هیچ غذا و آبی نداریم
..وقتی ببینم که به مردمم غذا داده بشه, باعث افتخارمه که
.عذر می خوام, مادر اژدها
.ولی هیچ مرد زنده ای اژدهای زنده ندیده
بعضی از دوستان شکاک من
باور نمی کنن که بچه های شما
.حتی وجود داشته باشن
تنها چیزی که ما می خوایم اینه که با چشمای خودمون ببینیمشون
من دروغگو نیستم
.اوه, فکر نکنم باشین
ولی از اونجایی که من تابحال شما رو ملاقات نکردم
(نظرم در این مورد ارزش زیادی نداره (ممکنه دروغگو باشید
,جایی که من ازش میام
,با مهمان با احترام برخورد می شه
.نه این که توی دروازه ی شهر بهشون توهین بشه
پس شاید بهتر باشه به جایی که ازش میاین برگردین
.آروز می کنیم سلامت باشید
چیکار می کنین ؟
.شما قول دادین که پذیرای من باشید
.ما پذیرای شما بودیم
.این از ما و این هم از شما
. اگر نزارین ما داخل بشیم, هممون می میریم
.که باعث تاسف ماست
ولی کارث با راه دادن وحشی های دوتراکی
به داخل دروازه هاش
تبدیل به بزرگترین شهر دنیا نشده
کالیسی خواهش می کنم مراقب باش
! سیزده
وقتی اژدهاهای من بزرگ شدن
ما چیزی رو که ازم گرفته شده پس می گیرم
و کسانی که بهم آسیب زدن رو نابود می کنیم
ارتش ها رو از بین می بریم و
شهرها رو با خاک یکسان می کنیم
از ما رو برگردونین تا اولین شهر, شما باشین
.آه
شما یک تارگرین واقعی هستین
همونطور که چند لحظه ی پیش گفتین
اگر ما شما رو به داخل شهر راه ندیم
..همتون می میرین ..در نتیجه
پس زدن یک دختر کوچک از روی ترس
در خور بزگترین شهری که تابحال بوده
و خواهد بود, نیست
این بحث تمومه "زارو زاوان داکساس"
سیزده" نظرشون رو گفتن"
من هم یکی از این سیزده هستم
و هنوز دارم صحبت می کنم
این دختر ما رو تهدید کرد که شهر رو با خاک یکسان کنه
و تو می خوای دعوتش کنی به پیمانه ای شراب ؟
.اون مادرِ اژدهاست
توقع داری بدون این که از دهانش آتش بیرون بیاد
گرسنگی کشیدن بچه هاش رو نگاه کنه ؟
فکر کنم بتونیم اجازه بدیم چند تا دوتراکی بدون این که
.شهرمون رو نابود کنن وارد دروازه بشن
.هرچی نباشه.. من اینجام
"وحشی ای از "جزیره ی تابستان
و "کارث" هنوز هم پابرجاست
تصمیم ما نهایی شده
.خیلی خب
من "سومای" رو احضار می کنم
من اون, مردمش و
.اژدهاهاش رو در حضور قانون ضمانت می کنم
..پس خودت مسوولشی
به کارث خوش آمدین, بانوی من
.تو
طلا یا نقره ای توی دهکده هست ؟
من اهل دهکده نیستم - جمع برادری کجا هستن ؟ -
.نمی دونم چیه
شما دوتا, وسایل لرد لنیستر رو به چادرش ببرین
این چیه ؟
ما توقع نداشتیم تا فردا به اینجا بیاین
.اینطور که معلومه نه
چرا این زندانیا تو سلولشون نیستن ؟
.سلول ها پرشدن سرورم
این دسته مدت خیلی زیادی اینجا نسیتن
.به مکان ثابت نیاز ندارن
..بعد از اینکه ازشون بازپرسی کردیم, معمولا
انقدر نیرو داریم که این بدن های جوون و
کارگرهای ماهر رو نادیده بگیریم ؟
تو, مهارتی داری ؟
آهنگری, سرورم
به چی نگاه می کنی ؟ زانو بزن
..زانو بزن یا گلوت رو می برم
اون همچین کاری نمی کنه
,این یکی دختره احمق
مثل پسر لباس پوشیده
چرا ؟ - این طوری سفر امن تره سرورم -
! زیرکانه
بیشتر از چیزی که به این هیکل بشه نسبت داد
این زندانیا رو به کار مشغول کنین
دختره رو بیار
یه پیش خدمت جدید می خوام
سرورم
ملاقاتت با ما خیلی کم شده پسرعمو
,سرورم ,جانشین ملکه
بهت دستور داده تا استاد اعظم پایسل رو آزاد کنی
این هم حکمت - پس همین کار رو می کنیم -
یک پیمانه شراب با من می خوری ؟ -
فهمیدم که شراب معطّر کمک می کنه بخوابم
من اینجا به دستور سرورم اومدم
نه اینکه با تو شراب بخورم, کوتوله
اگر خواهرم انقدر نگران پایسل بود
به نظرم باییستی خودش میومد
ولی به جاش تو رو فرستاده
چه چیزی از این دستگیرم می شه ؟
,برام مهم نیست چی دستگیرت می شه
فقط اینکه بایستی زندانی رو فورا آزاد کنی
و تو این دستور رو مستقیما از سرسی گرفتی ؟
همونطور که چندبار بهت گفتم
و تو این همه صبر کردی تا برام بیاریش ؟
وقتی جانشین ملکه دستوری به من بدن من
بدون تاخیر انجامش می دم
,حتما سرسی اطمینان زیادی به تو داره
,که می زاره این ساعت شب
.وارد اتاقش بشی
جانشین ملکه مسوولیت های سنگینی دارن و
.گاهی اوقات از شب تا صبح کار می کنند
باید خیلی خوشحال باشه که تو رو داره که از شب تا صبح
.بهش کمک کنی
آه, عطر سنبل بنفش
اون همشیه این عطر رو دوست داشت حتی زمانی که بچه بود
.من یه شوالیه ام
یک شوالیه ی معطّر, بله
بگو ببینم, سرسی قبل از اینکه تو رو
به تختش ببره شوالیه ات کرد یا بعدش ؟
چی ؟ هیچی نداری بگی ؟
دیگه هشداری برام نداری , سر ؟
.باید این اتهامات کثیفت رو پس بگیری
تاحالا فکر کردی شاه جافری
وقتی که بفهمه با مادرش هم بستر بودی
چی می گه ؟
.تقصیر من نیست
برخلاف میلت تو رو مجبور کرد ؟
نمی تونی از خودت دفاع کنی, شوالیه ؟
پدر خودتون, لرد تایوین ,وقتی که من پادوی شاه شدم
ازم خواست که از خواهرتون در هر زمینه ای دستور بگیرم
این رو هم گفت که بکنیش ؟
منظورم اینه که, من فقط کاری رو کردم که بهم دستور دادن
,یعنی از تمام لحظاتی که داشتی متنفری
می خوای این رو به من بقبولونی ؟
,مرتبه ای بالا توی دربار ,نشان شوالیه
پاهای خواهرم هم که شبها برات باز می شن
.اوه, آره .. بایستی سخت بوده باشه
.صبر کن اینجا, اعلیحضرت بایستی این رو بشنون
! بخشش .من رو ببخشین سرورم, التماستون می کنم
.این رو برای جافری نگه دار از التماس کردن خوشش میاد
..سرورم, این دستور خواهرتون بوده
.ملکه..
.شهر رو ترک می کنم, قول می دم
نه بعید می دونم - سرورم ؟ -
خودت شنیدی چی گفتم
.پدرم گفت که از خواهرم اطاعت کنی
.اطاعت کنی
.نزدیکش باش .اعتمادش رو حفظ کن
.هر وقت که نیاز داشت نیازش رو برطرف کن
..تا زمانی که به من وفادار باشی
.هیچ کس نیاز نیست که بدونه
.می خوام بدونم که سرسی چیکار می کنه
.کجا می ره چه کسی رو می بینه ؟
از چی صحبت می کنن ؟ .همه چیز
.و تو هم به من می گی
.بله سرورم. می گم
.قسم می خورم .هرطور شما دستور بدین
.اوه, بلند شو, بلند شو
.بیا به خاطر این درکی که داریم بنوشیم
اوه, تو پیمانه نداری.. اوه خب
لبخند بزن پسر عمو, خواهر من زن بسیار زیباییه
و اینها همش به خاطر صلاح مملکته
برگرد و بهش بگو که من ازش عذرخواهی کردم
که من نمی خوام اختلافی بینمون باشه و
و اینکه از این به بعد
بدون موافقتش هیچ کاری نمی کنم
..پس درخواستشون
.اوه, پایسل رو می دم بهش
واقعا ؟ - آره , تا صبح آزادش می کنم -
سرسی اگر بخواد می تونه به عنوان حیوون خونگی نگهش داره
ولی توی شورا دیگه نمی خوام ببینمش
می تونم قسم بخورم که یه مو هم از سرش کم نشده
.ولی در اون صورت حرفم صادقانه نخواهد بود
اعلیحضرت
استخوانهای انگشتت برات شانس آوردن ؟
خب, از زمانی که شما بریدینشون زندگی خوب بوده
و چهارتا ناخن رو دیگه نیاز نیست تمیز کنم
کمتر - عذر می خوام ؟ -
چهارتا ناخن کمتر برای تمیز کردن
هیچ وقت نفهمیدم چرا اینارو انداختی گردنت
یادم میندازه که کجا بودم و الان کجا هستم
من رو یاد عدالت شما میندازه
مجازات درستی بود
و شما با دانایی این کار رو کردین
تو یه قهرمان و یه قاچاقچی بودی
یه کار خوب کار بد رو از بین نمی بره
و همینطور بالعکس
درسی که من سعی کردم به پسرم بدم
گوش هم می کنه ؟ - به من ؟ -
به خدایان قسم که نه
..ولی اگر زن قرمزتون بهش بگه که دست از لجبازی برداره
.اون زن اسم داره
..فکر کنم هنوز مهارت هات به عنوان قاچاقچی رو بلدی
..من هفده ساله که با قانون زندگی
ایندفعه ازت می خوام که قاچاقچی باشم
هرساحلی, هر شبی
چه چیزی رو باید به ساحل ببرم ؟
.زن قرمز رو
هیچ کس نباید بدونه که چیکار می خوای بکنی
و ما هم در این مورد صحبت نخواهیم کرد
من به شما وفادارم اعلیحضرت, و همیشه خواهم بود
ولی قطعا راه های دیگه ای هم هست , راه های تمیز تر
.با راه های تمیز تر نمی شه در جنگ پیروز شد
آیا ترسیدی ؟ شوالیه ی پیاز
یک نفر یکبار بهم گفت
.که شب تاریکه و پر از وحشت
محموله های نامطبوع تر از من رو هم در زمان خودتون حمل کردین
سر داووس, شما مرد خوبی هستین ؟
باید بگم, نقش های من با هم ترکیب شدن
خوب و بد
اگر نصف ِ پیاز سیاه و گندیده باشه
.اون پیاز گندیدست
یک مرد یا خوبه یا پلید
شما کدومش هستین ؟ - من خوبم -
من هم از یه جهتهایی برای خودم شوالیه ام
قهرمان نور و زندگی
خب, باید خیلی براتون خوب باشه
همسرت رو دوست داری ؟ - بله -
ولی با زن های دیگه ای هم بودی ؟
در مورد زن من صحبت نکن
نه, دارم در مورد زن های دیگه صحبت می کنم
مثل من, سر داووس
.تو من رو می خوای
.تو می خوای ببینی چی زیر ِ این جامه پنهانه
.و خواهی دید
عجیبه که این خدای نور ازت می خواد در
.سایه کار کنی
"سایه نمی تونه در تاریکی باشه "سر داووس
سایه ها خدمتگذاران روشنایین
فرزند آتش
و هرچه شعله سوزان تر باشه اون ها سیاه ترند
این ها قبلا اینجا نبودن .ورودی رو بستن
.اونها نمی تونن ورودی ما رو ببندن
!! خدایان از ما محافظت کنن
"فقط یک خدا وجود داره "سر داووس
و فقط از کسانی محافظت می کنه که بهش خدمت کنن
[ NOjAN ترجمه از ] .:: http://01.TvWorld.ir ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.