All language subtitles for Game of Thrones S02E02 Hindi Bluray 720p Dual Audio x264-KatmovieHD.Tv

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German Download
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto Download
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

این زیرنویس شامل 4 عدد کلمه نامناسب و الفاظ +18 میباشد .:: Game of Thrones 2x02 ::. شب سایه می افکند دوشنبه , 21ام فروردین 1391

[ KING_Khazan ترجمه از ] .:: http://01.TvWorld.ir ::.

بایستی قبل از فرارسیدن شب آماده باشین

خیلی خب .. حرکت کنین

روی اون بلندی یه نگهبان بزارین

و همینطور خط درخت ها

پسر

خوشگل پسر

چی می خوای ؟

. این مرد که می بینی تشنه ــست

این مرد که می بینی یک روز و شبه که چیزی ننوشیده

. و این پسر می تونه دوست پیدا کنه

. من دوستایی دارم

بهمون آبجو بده قبل از اینکه پوستت رو بکنم

یه مرد نمی تونه همراهای خودش رو انتخاب کنه

این دوتا هیچ ادبی ندارن

باید ازتون عذرخواهی کنم

اسم تو آری ــه

اسم من هم جاگن هاگار هست

زمانی اهل شهر ِ آزاد ِ لوراث بودم

هی کثافت

آبجو برامون بیار

باید مودبانه می پرسیدی

بیا نزدیک تر

تا من اون چوب رو بکنم تو سوراخت و بکنمت

! شهامت این پسر بیش از اندازست

بیا اینجا

یورن گفت هیچکدوم از ما نباید نزدیک اون 3 تا بشه

ازشون نمی ترسم

پس احمقی

من رو که می ترسونن

مالیات بگیرا تا این فاصله از مقرّ ِ پادشاهی هم میان ؟

چیکار می کنی ؟

. دنبال منن

تو اینجا مسوولی ؟

راه زیادی رو از خونه تا اینجا اومدی

یه سوال ازت پرسیدم

آره درسته

ولی بدون رعایت ادب پرسیدی

و من هم ترجیح می دم که جواب ندم

. حکم سلطنتی همراهم دارم

برای یکی از این موشای فاضلابی که داری با خودت منتقل می کنی

خب قضیه اینه که

این موشای فاضلابی الان دیگه به "نایت واچ" تعلق دارن

. که این باعث می شه دست شاه و ملکه بهشون نرسه

این خیلی با مزست

. . مردم همیشه نگران گلوشونن

ولی چیزی که اون پاینه رو یادشون می ره

من این شمشیر رو قبل از صبحانه تیزش کردم

اگر بخوام می تونم کون یه عنکبوت رو باهاش ببُرَم

, یا

. . یا می تونم این شاهرگ توی پات رو ببرم

و وقتی که پاره شد دیگه کسی این !! اطراف نیست که بتونه ببندتش

همین رو نگه می داریم

فولاد خوب همیشه سمت دیوار به کار میاد

به نظر میاد که حق انتخاب داری

می تونی اینجا توی این جاده که مایل ها دور از خونته بمیری

یا میتونی به شهرت برگردی و به اربابت بگی که

چیزی که دنبالش بودی رو پیدا نکردی

. ما دنبال پسری به اسم گندری هستیم

یه کلاه خود به شکل گاو رو همراهش داره

هرکسی که تحویلش بده جایزه ی پادشاه نصیبش می شه

ما بر می گردیم. . با نفرات بیشتر

و اونوقت سر تو رو به همراه اون پسرِ ِ حرومزاده می برم خونه

سرورم

من رو خیلی منتظر گذاشتین و

دوستتون اینجا من رو همراهی می کردن

داشتیم از شجاعت شما در پیروزی در برابر

نیروهای کمکی استارک صحبت می کردیم

... نبرد خوبی بود

شنیدم از زخمی که به سرتون وارد شده بود زجر کشیدید

. شمالی ها جنگجویان بسیار ترسناکی هستن

. . و من هم داستان آشناییمون رو براشون تعریف کردم

پیدا کردن چنین موجود دوست داشتنی ای که در آشپزخانه ی پدرتون کار می کرده

!! خارج از باوره

اتفاقات عجیبی می افتن

باید کولوچه ی ماهیش رو بخورین

فکر نکنم لرد واریس از کلوچه ی ماهی خوششون بیاد

از کجا می دونین ؟

همیشه می دونم

مردایی مثل من و لرد واریس اجازه نمی دن که شرایط بد بهشون قبله کنه

. یه کاری می کنیم از ماهی خوشش بیاد

خوشحالم که دوست جدیدتون تونستن شما رو تا پایتخت همراهی کنن

دوستان بخش مهمی از زندگی هستن

باعث تاسفه که پدرتون مایل نبودن ایشون همراه شما بیان

ولی خیالتون راحت باشه

من راز نگه دار خوبی برای دوستانِ خوبم هستم

. . وقتی پای دوستانتون به میان میاد

. بصیرت ِ شما زبان زده. .

چطور می تونم همینطور به صحبت کردن ادامه بدم در حالی که شما می خواین استراحت کنین

. ترکتون می کنم

. به مقرّ ِ پادشاهی خوش اومدین عزیزم

حضور شما شهر رو نورانی تر کرده

. یک جلسه ی شورا داریم سرورم

. من از تهدید خوشم نمیاد

کی شما رو تهدید کرد ؟

من ند استارک نیستم . من قواعد این بازی رو بلدم

ند استارک مرد با شرفی بود - ولی من نیستم -

. یکبار دیگه من رو تهدید کن و می دم توی دریا غرقت کنن

ممکنه از نتایجش ناامید بشین

. طوفان ها میان و میرن

. ماهی ِ بزرگ ماهی کوچیک رو می خوره

و من همچنان در این بین پارو می زنم

تشریف بیارین سرورم

. نباید ملکه رو منتظر بزاریم

. از الان تا ابد ما بخشی از مملکت شما نیستیم

. بلکه فرمانروایی مستقل و آزاد شمال هستیم

دل و جرات بیشتری از نسبت به پدرش داره. . این رو قبول دارم

. تو هنر ِ پاره کردن کاغذ رو به حدّ ِ کمال رسوندی

استخوان های پدرش رو بهش پس بدین حداقل نشانه ی یک نیت خوبه

جواب ما رو به استارک ها می رسونی, پسر عمو ؟

بله سرورم

برادر من رو وقتی مهمون استارک ها بودی دیدی ؟

. بله

نتونسته بودن روحیش رو از بین ببرن

اگر باهاش صحبت کردی

بهش بگو که فراموشش نکردیم

حتما سرورم

مراقب باش پسر عمو

. در مسایل دیپلماسی بسیار ماهری

همین بود ؟

امروز صبح یک فرستاده از قلعه ی سیاه رسیده

با وحشی ها مشکلی به وجود اومده ؟

به همین خاطره که بهشون می گن وحشی

این روزا گویا کمتر وحشی هستن و

دست از کشتن هم برداشتن و شروع به پیروی از

شاهِ پشت دیوار" کردن"

یه شاه دیگه ؟ چندتا شدن تا الان ؟ پنج ؟ حسابش از دستم در رفته

لرد فرمانده درخواست کرده تا مردان بیشتری برای دیوار بفرستیم

شاید یادش رفته که ما در حال جنگ هستیم سرباز بیشتری نداریم که بهشون بدیم

بادهای سرد در حال وزدین هستن و مردگان هم همراه با آن برمی خیزن

شمالی ها آدم های خرافاتی ای هستن

با توجه به چیزی که فرمانده گفته یکی از همین مرده ها در کلبش بهش حمله کرده

مورمانت دروغ نمی گه

مرده رو چطور می کشی ؟

گویا باید بسوزونیش

یه سفر به دیوار رفتی و حالا با باور به

موجودات غیر واقعی برگشتی

من نمی دونم به چی باور دارم

ولی یه چیزی رو بدون

نایت واچ تنها چیزیه که ما رو از چیزی

که اونسوی دیواره جدا می کنه

. . من باور دارم که مردانِ شجاعِ نایت واچ از همه ی ما مراقبت می کنن

. شب بخیر قربان

اگر خدایان می خواستن که ما منزلت داشته باشیم

کاری نمی کردن که وقتی مردیم بگوزیم

وقتی بمیریم می گوزیم ؟

مادر خدا بیامرزم وقتی داشت می مرد خودش رو نگه داشته بود

. . چنان گوزید که کل تخت لرزید

برای یه مرد حریصانه به نظر می رسه که این همه زن داشته باشه

دو یا سه تا براش کافی نیست ؟

داشتیم یه بحث جدی می کردیم

. . نگاش کن

هیچ چیز مثل صحنه ی دور شدنِ یه زن نیست

من ترجیح می دم بیان سمتم

مطمینم اون هم قشنگه

خب یه دختر شیردوش بود

به اسم "وایولت" که مزرعه ی بقلی جایی زندگی می کرد که من بزرگ شدم

و از زمانی که شش سالمون بود با هم کشتی می گرفتیم

و بعدش بزرگتر شدیم

. کشتی گرفتن. . عوض شد

باهاش بودی ؟

چندبار ؟

خب هرچقدر که می تونستم

ای کاش منم تو مزرعه بزرگ می شدم

بازم سیب زمینی می خوایم

برو یه کسیه ی دیگه بیار

. شلغم ها رو هم بیار

! نه. . "گوست" نه

. نه

. . گوست برو کنار

حالت خوبه ؟

ترسوندتون ؟ - نباید به من دست بزنی -

اوه. . راست می گی

عذرمی خوام. . فقط می خواستم مطمین بشم که صدمه ندیدین

شما خیلی شجاعین

این اینجا چیکار می کنه ؟

این گیلیه

یکی از دخترهای کرستر

سلام گیلی. . این چیکار می کنه! ؟

سم گفت که می تونی کمک کنی

. . عذر می خوام. . سم می دونه که ما نباید

اون حامله ــست

وقتی خواستیم بریم باید با خودمون ببریمش

چی ؟

می دونم یه مقدار احمقانه به نظر می رسه

نه احمقانه به نظر نمی رسه. . غیر ممکنه

. . فرمانده - ما برای محافظت قسم خوردیم -

سم نمی تونیم با خودمون ببریمش - خواهش می کنم قربان. . خواهی می کنم -

اگر مجبور باشم هنوز هم می تونم بدوم

این ممکن نیست

من قراره بچه دار بشم . . و اگر پسر باشه

اگر پسر باشه چی ؟

تو می خوای ما جونمون رو به خاطرت به خطر بندازیم و حتی حاضر نیستی دلیلش رو بهمون بگی ؟

چرا اینکارو کردی ؟

چرا چی ؟ چرا ازش سوال کردم ؟

ظالمانه برخورد کردی - ظالمانه ؟ -

سم انقدر عجله داری واسه رو کار رفتن ؟!؟

من دستم بهش نزدم - نه ولی می خوای بدزدیش -

فکر می کنی کرستر در برابر این کار چه کاری انجام می ده ؟

. من که نمی تونم بزدمش

اون آدمه. . نه بز

ما داریم توی محوطه ی وحشی ها جلوتر و جلوتر می ریم

نمی تونیم یه دختر رو با خودمون ببریم

مورمانت قبول نمی کنه واگر هم بکنه

می خوای باهاش چیکار کنی ؟

کی می خواد بچش رو به دنیا بیاره ؟ تو ؟

... می تونم سعیم رو بکنم

چیه ؟ درموردش خوندم

یه خورده

متاسفم سم

نمی تونیم کمکش کنیم

کالیسی

نیاز نیست این رو ببینی - اون از خونِ منه -

کی اینکارو کرده ؟

شاید کال پونو

کال جیاگو

اونا از این که یه زن یک کالیسار رو رهبری کنه خوششون نمی یاد

وقتی کارم باهاشون تموم شد خیلی بیشتر بدشون میاد

همونطوری که به خاطر میارین هستش سرورم ؟

کوچیک تر شده

وقتی آدم بچه است همه چیز بزرگتره

من کابین پدرم تو کشتی رو یادم میاد وقتی کوچولو بودم برام مثل قلعه بود

... حالا نگاش کن

اونا تو لنگرگاه منتظر منن

کی ؟

هرکسی که براش مهم باشه

امروز براشون روز بزرگیه

از وقتی که من رفتم چیز زیادی برای هیجان زده شدن نداشتن

. . جزیره ی آهنین جای خشنیه

. همیشه همینطور بوده

سرد و مرطوبه

من از سرد و مرطوب خوشم میاد

می گن جاهای خشن مردای محکمی بار میاره

و مردهای محکم بردنیا حکومت می کنن

پس شما به زودی پادشاه می شین

سعی کن وقتی دهنت بسته است لبخند بزنی

همم بهتر شد

پدرم به شما اهالی جزیره ی آهنین اعتماد نداره

سرزنشش نمی کنم

می گه همتون غارتگر و تجاوزگرین

و مهم نیست که چندتا زن داشته باشین

... هیچ وقت راضی نمی ش

در مورد پدرت دیگه صحبت نکن

در مورد ما راست می گه

زنامون که تو جزیره ی آهنین داریم برای

به دنیا آوردن بچه هستن این برای ما کافی نیست

واسه همینه که از زنایی که اسیر می کنیم هم زن می گیریم

! من رو اسیر کن وقتی می ری من رو هم با خودت ببر

من رو زن خودت کن - جای تو روی کشتیه -

. . بعد از اینکه تو بری دیگه نیست

پدر تنبیه ام می کنه بهم می گه فاحشه

من که بهت پول ندادم

من حتی دست هم نزدم بهش

و تو 2 برابر هر فاحشه خونه ای ازم پول گرفتی

و اونوقت این گیرم اومده. . گریه زاری - یک لحظه دوست من -

یک لحظه

خواهش می کنم عذرخواهی من رو پذیرا باشید

رامکا به شما رسیدگی می کنه

عذر می خوام سرورم - ششش -

بهت صدمه زد ؟

نه سرورم

به خاطر مگان ــه کی؟ -

برای شما کار می کنه

. . همونیه که. . همون دختریه که بچش رو کشتن

آه بله. . اون مورد از دستم خارج بود

گاهی اوقات کسانی که بیشترین قدرت رو دارن کمترین بخششی هم ندارن

نمی تونم از فکرش بیرون بیام

نمی تونم بخوابم

بچه ی کوچولوی بیچارش

می دونی تو من رو یاد یه دختر دیگه میندازی

یه موجود دوست داشتنی که من از یک فاحشه خانه توی لیسین خریداری کردم

زیبا. . مثل خودت

و به باهوشی خودت

ولی خوشحال نبود

گاهی اوقات گریه می کرد ازش پرسیدم چرا. . ولی

این نزدیکی که با تو دارم رو باهاش نداشتم

بله. . خیلی غم انگیز بود

دخترای فاحشه خونه های لیسین گرون قیمتن

بسیار گرون قیمت

و این یکی هیچ پولی برای من در نمیاورد

من از سرمایه گذاری های بد خوشم نمی یاد

واقعا میگم

من رو آزار می دن

نمی دونستم چطور باید خوشحالش کنم

نمی دونستم چطور باید ضررم رو جبران کنم

یه مشتری پولدار مقدار خیلی زیادی پول به من پیشنهاد داد

تا اجازه بدم این دختر دوست داشتنی و غمگین رو مال خودش کنه

تا توی راههایی ازش استفاده کنه که برای هر مردی اتفاق نمی افته

و تو می دونی که چه اتفاقی برای بیشتر مردا می افته

نمی تونم بگم که تو خوشحال کردنش موفق شد

ولی ضرر و زیان من کاملا جبران شد

امشب رو مرخصی تا برای بچه ی مگان عذاداری کنی

فردا می بینمت

بهتره که خوشحال باشی

که این هم من رو خوشحال می کنه

باز هم شراب می خواین ؟

! لعنت بهت پسر - عذر می خوام سرورم -

تنهامون بزار پادریک

فکر کنم می دونیم چطور شراب خودمون رو بریزیم

این پادوی جدید شماست ؟ می تونستم یه پسر لایق پیدا کنم

من شخصا نالایق ها رو ترجیح می دم

همم. . شراب خوبیه

شراب دورنیشیه ؟ - شراباتون رو می شناسین -

همینطوره

شام خوبی بود سرورم

من رو تیریون صدا کنین لطفا

مطمینم حالا که لرد شدین دارین به شام های خوب عادت می کنین

شاید این آشپز شما رو استخدام کنم

. . صحبتش رو هم نکنین

شنیدم دیشب توی فاحشه خانه ی انگشت کوچولو

مشکلی پیش اومده بوده

همم. . کار کثیفی بود ولی باید انجام می شد

بله البته

محافظان شهر بایستی حفظ صلح و آرامش کنن

هرچند نمی دونستم که آرامش با کشتن بچه ها به دست میاد

دستور دستوره سرورم - درسته -

. خصوصا اگر دستور ملکه باشه

. من هیچ وقت نگفتم که دستور ملکه بود

نه. . ولی چه کسی ممکنه بخواد حروم زاده ی شاه رابرت رو بکشه ؟

همیشه زن حسودی بوده - شما خواهرتون رو بهتر از من می شناسین

شایعه های وحشتناک در مورد خواهر و برادرم رو شنیدین ؟

من به حرفای کثیف گوش نمی کنم

از خوبی شماست ولی حتما شنیدین

فکر کنم کسایی که به این حرفای کثیف گوش می دن

باور دارن که حرامزاده های رابرت مدعیان بهتری برای

تاج و تخت پادشاهی هستن تا بچه ی سرسی

جافری پادشاهه بقیش برای من مهم نیست

من وفاداری شما رو تحسین می کنم

بگین ببینم

وقتی مردان شما مردان ِ ند استارک رو توی اتاق پادشاه سلاخی کردن

شما بهشون دستور دادین ؟

بله

و دوباره هم این کار رو می کنم

اون مرد یک خاین بود اون سعی کرد که وفاداری من رو بخره

احمق

گویا خبر نداشته که شما از پیش خریداری شدین

شما مستین ؟

نمی زارم یک شیطان کوچک شرافت من رو زیر سوال ببره

من شرافت شما رو زیر سوال نمی برم لرد جنوس

من وجودش رو انکار می کنم

فکر می کنی من اینجا می ایستم و این حرفا رو ازت می شنوم کوتوله ؟

کوتوله ؟

باید رو همون "شیطان کوچک" توقف می کردین

و بله شما اینجا می ایستین و این حرفها رو از من می شنوین

مگر اینکه بخواین از دوست من که اینجا هستن بشنوین

من قصد دارم تا زمانی که پدرم از جنگ برمی گرده به عنوان دستیار شاه خدمت کنم

و دیدن شما که به دستیار قبلی خیانت کردین

خب در حالی که شما اطراف من کمین کردین احساس امنیت نمی کنم

. . چی داری

دوستانم در دربار این اجازه رو نمی دن

... خود ملکه

. نایب ملکه

و شما احمقین اگر باور کنین که اون دوست شماست

باید ببینیم جافری چه چیزی در این مورد میگه

نه قرار نیست

یک کشتی از کنار دریا به سمت نگهبانی شرقی حرکت می کنه

از اونجا متاسفانه مسیر طولانی ای تا قلعه ی سیاه هست که بایستی پیاده برین

امیدوارم از دیوار لذت ببرین

از نظر من بسیار زیبا بود

. اون هم از نوع خشن, وحشی و ناراحت کننده

اینها شما رو همراهی می کنن

خیابون ها این موقع شب امن نیستن سرورم

این مردان تحت فرمان منن

بهتون دستور می دم که این آدمکش رو دستگیر کنین

اسم ایشون بران ــه و فرمانده ی جدید محافظان شهر هستن

پسرا

من تو دربار دوستانی دارم

دوستان قدرتمند

خود ِ پادشاه من رو لرد کرده

به افتخار فرمانده ی جدید

اگر بهت می گفتم که یه طفل دختر رو بکشی که مثلا هنوز شیر مادرش رو می خوره

بدون سوال این کارو می کردی ؟

بدون سوال ؟ نه

می پرسیدم چقدر پول می دی ؟

اگر برگردن ما شکست می خوریم

اونا گندری رو می خوان

دوست ندارم وسط نبرد گیر بیافتم

من از هیچ نبردی نمی ترسم

اگر یه مایلی یه نبرد هم باشی میرینی به شلوارت

من کلی نبرد رو تاحالا دیدم

... من یه - دروغگو -

من یه مرد رو دیدم که یه مرد دیگه رو بیرون ِ یه میخونه توی "فیلی باتم" کشت

شمشیر رو فرو کرد توی گردنش

جنگیدن دوتا مرد که نبرد نیست

ولی زره تنشون بود

خب ؟

خب اگه زره تنشون باشه نبرده

نخیر نیست

اصلا مگه یه شاگرد رنگ رزی در مورد نبرد چی می دونه

گندری شاگرد زره سازی بوده

هات پای" به گندری بگو چی باعث می شه نبرد باشه"

وقتی که زره تنشون باشه

قبلا که بهت گفتم

شوالیه باشن ؟

از کجا می دونستی شوالیه ان ؟

خب چون زره تنشون بود

برای زره داشتن نباید حتما شوالیه باشی

هرخری می تونه زره تنش کنه

تو از کجا می دونی ؟

چون من زره می فروختم

سربازای شاه چی از تو می خواستن ؟

نمی دونم

تو دروغگویی

نباید به کسایی که بزرگتر از تو هستن توهین کنی

اونوقت به هیچ کس نباید توهین کنم

هیچ کس نباید به کسی توهین کنه

این سوالا هیچ وقت نتیجه ی خوبی نداشته

هــیــچ وقــت نتیجه ی خوبی نداشته ؟!؟

قبلا هم ازت سوال پرسیدن ؟

چطور یه همچین آدم کوچیکی می تونه انقدر منو آزار بده ؟

کی ازت سوال پرسید ؟

دستیار شاه دستیارهای شاه

. . اول لرد ارن اومد چند هفته قبل از اینکه بمیره

بعدش لرد استارک اومد اونهم چند هفته قبل از اینکه بمیره

لرد استارک

دیدی ؟ سوال پرسیدن از من بدشانسی میاره

تو هم احتمالا به زودی می میری

در مورد چی ازت پرسیدن ؟

مامانم - مامانت کیه ؟ -

فقط مامانمه

توی یه میخونه کار می کرده... قبل از اینکه من به دنیا بیام مرده

پدرت کی بوده ؟

تنها چیزی که ممکنه یکی از این حرومزاده های کلاه طلا باشه

تو چی ؟

فکر کردم دنبال تو هم هستن

چطور ؟

کسی رو کشتی ؟ یا فقط به خاطر اینه که دختری ؟

من دختر نیستم

چرا هستی

فکر کردی من مثل بقیه ی اینا احمقم ؟

احمقتر. . نایت واچ دختر قبول نمی کنه همه این رو می دونن

درسته. . ولی باز هم دختری

نیستم

خب پس کیرت رو در بیار و بشاش

الان نیاز ندارم که بشاشم

لومی و "هات پای" نباید خبردار بشن

هیچ کس نباید خبردار بشه

از طرف من که خبردار نمی شن

اسم من اری نیست

آریـاست. . از خاندان استارک

یورن داره من رو به وینترفل می بره

اون پدرت بود. . دستیار. . خیانتکار

اون هیچ وقت خیانتکار نبود

جافری دروغگوــه

تو اشراف زاده ای. . پس بانویی نه -

منظورم اینه که آره

مادرم بانو بود و همین طور خواهرم

دختر یک لرد بودی و توی قلعه زندگی کردی

. . ببین. . اون قضیه ی کیر و اینا هیچ وقت نباید می گفتم

من جلوت شاشیدم و خیلی کارا کردم

من باید شما رو بانوی من صدا کنم

من رو بانو صدا نکن

هرطور بانوی من دستور بدن

خب, این بانوگونه نبود

چی با خودت داری ؟

گلابی و پرتقال

و شراب از آربور

و جانشینی شاه ِ جزیره ی آهنین

تنها فرزند زنده ی بیلون گریجوی

. من

از شراب خوشم نمی یاد

نوشیدنی زنونه ــست

من باید به قلعه برم

یه اسب برات پیدا می کنم

من دارم اون سمت می رم

می تونم ببرمت

شرط می بندم می تونی

خیلی وفته تو دریا بودی ؟

یا جایی که ازش میای هیچ زنی نداره

شبیه تو نداره

تو نمی دونی من چجوریم

خودت هم نمی دونی چجوری هستی

نیاز داری یه نفر یادت بده

می دونی من کیم ؟

فکر می کنی من به هرکسی سواری مجانی می دم ؟

. لرد گریجوی

وسایلم رو تا قلعه بیار

باید افسارو به دست من بدی من سوارکاریم از تو بهتره

نه سال گذشته رو پشت اسب نشستم

نه سال! و هنوز کشتی رانی رو بلدی ؟

این دستات تاحالا به طناب کشتی خورده ؟

نگران دستای من نباش

دریا تو خون ِ منه

اگر حواسم نباشه کجا می رم شاید خونت بره تو دریا

من یه درخواست برای پدرم دارم

درخواستی که اون رو دوباره شاه می کنه

و من رو بعد از اون

اگر خوش شانس باشی امشب رو می تونی توی قلعه بگذرونی

این یه پیشنهاد از طرف شاه ِ آینده ی منه ؟

. یه دستور از طرف شاه ِ آیندته

می تونی به نوه هات در مورد این شب بگی

فکر نکنم داستانش مناسب بچه ها باشه

پدر

نه سال شده. . مگه نه؟

اونا یه پسر ترسیده رو گرفتن

حالا چی تحویل دادن ؟

یه مرد

از خون شما و جانشین شما - خواهیم دید -

استارک بیشتر از من تو رو داشته

لرد استارک مرده

و تو چه احساسی در این مورد داری ؟

. . چیزی که تموم شدست تمومه

من یه پیشنهاد از طرف راب استارک براتون آوردم

کی اون لباسارو بهت داده ؟

این باعث خشنودی ند استارک بود که تو رو دختر خودش کنه ؟

اگر لباسام بهتون اهانت می کنه عوضشون می کنه

همینطوره

. . اون چیز بی مصرف دور گردنت

با طلا پول اون رو دادی یا با آهن ؟

یه سوال پرسیدم

این رو از گردن جسدی که خودت کشتیش درآوردی

یا خریدیش تا با لباسای قشنگت جور دربیاد ؟

آهن یا طلا ؟

طلا

نمی خوام پسرم مثل یه فاحشه لباس بپوشه

ترس هام به واقعیت تبدیل شدن

استارک ها تو رو مال خودشون کردن

. . خون من از نمک و آهنه

ولی با این حال پسر استارک تو رو مثل قاصد تعلیم دیده پیش من می فرسته

. . تا پیغامش رو برای من بیاری

پیشنهادی که اون داده همون درخواستیه که من دادم

به مشورت تو اهمیت می ده؟

من همراهش زندگی کردم. . شکار کردم. . جنگیدم

اون به چشم برادر به من نگاه می کنه

نه. . اینجا نه. . جلوی من نه تو اون رو برادر صدا نمی کنی

این پسر همون مردیه که برادرات رو به شمشیر کشید

هم خون ِ خودت رو فراموش کردی ؟

من هیچ چیز رو فراموش نکردم

من برادرانم رو به خاطر میارم

و وقتی که پدرم شاه بود رو هم به یاد میارم

که اینطور

من دشمنای راب استارک رو براش از بین ببرم

و اون من رو دوباره شاه ِ جزیره ی آهنین می کنه ؟

من خودم حمله رو فرماندهی می کنم

اوه واقعا ؟

من پسرتم. . تنها جانشینت

کی دیگه می تونه ؟

بهت گفتم که بیرون وایستی

چطوری از نگهبانا رد شدی ؟

هرچیزی که کیر داشته باشه رو ساده می شه گول زد

عزیزم

یارا ؟ خوشحالم که می بینمت برادر -

این داستانیه که من به نوه هام در مورد خونه اومدنت می گم

اون نمی تونه حمله رو فرماندهی کنه

و چرا ؟

تو زنی

فعلا تویی که دامن تنته

اینجا وینترفل نیست پسر

خواهرت فرماندهی کشتی ِ برادر بزرگت رو بعد از این که پدر جدیدت

. کشتش به عهده گرفت

. آنچه مرده هرگز نمی میرد - . آنچه مرده هرگز نمی میرد -

شب هایی که تو این جزیره نبوده رو تو دریا گذرونده

به مردها فرمان داده. . مردها رو کشته

خودش می دونه کیه

هیچ کس نمی تونه به من تاج پادشاهی بده

من با آهن پولش رو می دم

من تاج خودم رو می گیرم

این کسیه که من هستم

ما همیشه همینطور بودیم

تو هیچ شانسی در برابر لنیسترها نداری

کی حرف از لنیسترها زد ؟

وقتی به خزانه ی مقرّ ِ پادشاهی برسیم تو به طلات می رسی

این همه شاه دارن برای تاج و تخت می جنگن و استنیس کوچکترین لشگر رو داره

چرا باید روی مردی که کمترین شانس رو داره شرط ببندم ؟

چون قمار باز باهوشی هستی

. استنیس تابحال دوبار خودش رو در جنگ ثابت کرده

ولی اون برادر کوچولوش تاحالا پاش رو تو میدون نبرد نذاشته

همینطور اون شاه دروغین, جافری

ولی با این حال جفتشون ارتش های بزرگتری دارن

استنیس تازه شروع به جنگ کرده

پرچمدارانش همگی باهاش متحد می شن

در هفت اقلیم هیچ کس با شرافت تر و یا لایق تر

برای وفاداری وجود نداره

چه دنیایی شده که قاچاقچیا باید شرافت شاهان رو بررسی کنن

مراقب حرف زدنت باش دزد دریایی- متوس -

فکر می کنی بهم توهین شده ؟

من دزد دریایی ام. . یه دزد دریایی خوب

من بخاطر وعده بادبان نمی کشم

البته که می کشی

هر دفعه که هاربور رو ترک می کن به خاطر یه وعده ترک می کنی

وعده ای که می گه یه جایی وسط دریا

یه نفر مقداری طلا داره و تو می تونی ازش بگیری

این وعده ایه که همیشه به واقعیت می پیونده

همینطور وعده ی من

تو مرد جوونی نیستی سالادور

و اگر اشتباه می کنم بگو ولی بیشتر دزدای دریایی پیر نمی شن

فقط باهوشاشون پیر می شن

می خوای سالهای آخرت رو توی دریا بگذرونی و

از پنیر فروشای پنتوشی و تاجرای چرم دزدی کنی

خب برو

اونا اون بیرون منتظر تو هستن

این سادست

چیزی که من دارم بهت پیشنهاد می کنم سخته

با من بیا و بزرگترین شهر در وستروس رو اشغال کن

اونوقت ثروتمند ترین و مشهورترین مرد در لیسین می شی

تا زمانی که مردان صدا دارن در موردت آهنگ می خونن

سالادور سان اسم خوبی برای آهنگه ؟

همینطوره

یه چیز. . من ملکه رو می خوام - ملکه ؟ -

سرسی. . می خوامش

من باهاتون میام. . به همراه هر 30 تا کشتیم

و اگر توی تنگه "بلک واتر" غرق نشیم

من این ملکه ی بلوند رو می کنم و خوب می کنمش

این درباره ی تو نیست

ما به مقرّ ِ فرماندهی حمله نمی کنیم که تو بتونی به ملکه تجاوز کنی

نمی خوام بهش تجاوز کنم می خوام بکنمش

فکر کردی اجازه می ده اینکارو باهاش بکنی ؟

تو که نمی دونی من چقدر متقاعد کننده هستم

چون هیچ وقت تاحالا سعی نکردم تورو بکنم

استنیس شاه حقیقیه

و خداوندگار نور

خدای یگانه ـست

پسرم من همه جای دنیا بودم

و هرجا که می رم مردم در مورد خدای یگانه بهم می گن

همشون فکر می کنن پیداش کردن

. خدای یگانه اون چیزی که لای پاهای زنه

. و چه بهتر که پاهای ملکه باشه

فکر نمی کردم پسری داشته باشی که به این چیزا معتقد باشه

هنوز جوونه

من بهت قول طلا می دم

بهت قول افتخار می دم ولی نمی تونم بهت قول ملکه رو بدم

فکر می کنی شاهت می تونه پیروز بشه ؟

اون شاه حقیقه

شما وستروسیا آدمای با نمکی هستین

یه نفر انگشتاتون رو قطع می کنه و شما عاشقش می شین

"من به همراهت میام "داووس سیورث

تو راستگو ترین قاچاقچی ای هستی که تا بحال دیدم

من رو ثروتمند کن

من رو به دروازه ی مقرّ ِ پادشاهی برسون و من این کارو می کنم

شاه کی می خواد حرکت کنه ؟

به محض این که خداش اراده کنه

اون خدای من هم هست. همینطور تو

ولی تو کور تر از اونی هستی که ببینی

بزار یادت بدم چطوری بخونی - از دست تو و مادرت -

خیلی طول نمی کشه. . تو همین الان هم حروف بلدی

کتاب های مقدس خیلی قانع کننده تر از من هستن

آروز می کنم که ای کاش خدا داشتم

نمی خوام مسخرت کنم. . ولی من آدما رو دیدم که

برای هر خدایی که فکرشو بکنی عبادت می کنن برای باد دعا می کنن. . برای باران دعا می کنن. . برای خانه دعا می کنن

هیچ کدومش به کار نمی یاد - ولی تو همیشه به خونه رسیدی -

من برای خونه دعا نمی کردم

ولی من می کردم

هرشبی که تو توی دریا بودی

من یک شمع روشن می کردم و دعا می کردم

می خوای خدا داشته باشم. . بسیار خب

شاه استنیس خدای منه

اون من رو بزرگ کرد و با صداقتش به من لطف کرد

اون به تو آینده ای داد که

من هیچ وقت نمی تونستم تصور کنم

تو می تونی بخونی یه روز برای خودت شوالیه می شی

فکر می کنی خدای آتیشت دستور همه اینارو داده ؟

کار استنیس بود

فقط استنیس

استنیس شاه منه. . ولی فقط یه انسانه

اینو به خودش نگو

لرد جنوس اسلینت فرمانده ی محافظان شهر بود

تو حق نداشتی که تبعیدش کنی

کاملا حق داشتم. . من دستیار شاه هستم

تو داری به عنوان دستیار شاه خدمت می کنی تا زمانی که پدر برگرده

من هم نایب ملکه هستم - گوش کن به من نایب ملکه -

تو داری مردم رو از دست می دی

متوجه هستی ؟ - مردم رو ؟ -

فکر می کنی برام مهمه ؟ -

شاید برات سخت باشه تا بر میلیون ها نفری حکومت کنی که می خوان بمیری

نصف شهر وقتی که زمستان بیاد از گرسنگی می میرن و نصفه ی دیگشون هم سعی می کنن که تو رو نابود کنن

اونوقت اون آدمکشای طلاپوش تو اون ها رو به گریه میندازن

ملکه ای که نوزادان رو سلاخی می کنه

!! حتی نجابت این رو نداری که کارت رو انکار کنی

تو نبودی که دستور رو دادی. . مگه نه ؟

جافری به تو هم نگفت

گفت ؟

فکر کنم این بدتر هم باشه

اون کاری که باید رو انجام داد

می خوای دستیار شاه باشی ؟

می خوای حکومت کنی ؟

حکومت کردن همینه

باید روی حصیر دراز بکشی و

دونه دونشون رو از بین ببری قبل از این که توی خواب خفت کنن

من شاه نیستم. . ولی فکر کنم فرمانروایی چیزی بیشتر از این باشه

واسم مهم نیست تو چی فکر می کنی

تو هیچ وقت جدی نگرفتی

نه تو و نه جیمی

حالا همش افتاده رو دوش من

مثل استنیس باراتیون مدام به جیمی اشاره می کنی

تو بامزه ای

همیشه بامزه بودی

ولی هیچکدوم از شوخی هات مثل اولیه نمی شه. . مگه نه ؟

. . یادت میاد

وقتی شکم مادرمون رو دریدی و بیرون اومدی و اون هم خون داد و مرد

اون مادر من هم بود

. . حالا مردن

فقط به خاطر تو

هیچ شوخی ای تو دنیا بزرگتر از این نیست

سرورم - سرورم -

صحبتت با دزد دریایی چطور پیش رفت ؟

سالادور سال به ناوگان ما ملحق می شه

سی تا کشتی داره و مردانش هم می دونن چطور بجنگن

تا جایی که من می دونم دزدای دریایی ترجیح می دن با مردان غیرمصلح بجنگن

خب انتخابشون هم عاقلانه به نظر می رسه - این دفعه دیگه انتخابی در کار نیست -

بهش اعتماد داری ؟

سالادور سان دوست قدیمی منه سی ساله می شناسمش

و هیچ وقت بهش اعتماد نکردم

ولی وقتی بوی طلا بهش بخوره دیگه متوقف نمی شه

خب اگر کارش رو انجام بده سهمش رو می گیره

تنهامون بزارین

بله سرورم

خداوند نور در تو می درخشه جنگجوی جوان

بیا

چی بهش گفتی ؟

بهش گفتم مرگ با آتش تمیز ترین مرگه

چرا ؟ - چون حقیقت داره -

شما به دردسر افتادین شاه من

آره

این لشگرها برای خداوندگار نور چیزی جز اسباب بازی نیستن

خب به خداوندت بگو همشون رو بسوزونه

من چیزی بهش نمی گم

من برای فرمانش عبادت و اطاعت می کنم

برادر کوچیک من با توجه به چیزی که خبرچین ها می گن صدهزار نفر لشگر داره

مردانی که تبعیتشون به من تعلق داره

باید باور داشته باشین - باور -

توی جنگ ارتشی که تعدادش بیشتر باشه از ده بار نه بار رو پیروز می شه

پس ما بایستی ده باشیم

من نمی تونم برادرم رو توی میدان نبر شکست بدم

من نمی تونم مقرّ ِ پادشاهی رو بدون مردانی که دزدیده تصرف کنم

من مسیر پیروزی رو در شعله های آتش دیدم

ولی اول بایستی خودتون رو به خداوندگار نور بدین

من که قسم رو خوردم, لعنتی

من بت ها رو سوزوندم

باید تمام وجودتون رو بدین

من زن دارم

من قسم خودم

اون مریضه

و ضعیف

و توی برج افتاده

از شما متنفره

و هیچ چیز بهتون نمی ده

هیچ پسری

مگر بچه هایی که مرده به دنیا میان

فقط مرگ

. . من بهت

پسر می دم, شاه ِ من

پسر ؟

[ NOjAN ترجمه از ] .:: http://01.TvWorld.ir ::.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.