All language subtitles for Game of Thrones S02E01 Hindi Bluray 720p Dual Audio x264-KatmovieHD.Tv

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German Download
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto Download
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

.:: Game of Thrones 2x01 ::. .شمال فراموش نمی کند دوشنبه , 14ام فروردین 1391

[ KING_Khazan ترجمه از ] .:: http://01.TvWorld.ir ::.

.ښه ضربه وا

ښه ضربه وا , سپای

پخیر راغی ؟

ښه ضربه وا زما سرداره

همدا ووس می دا ووی

هو سردار می

بل نفر سوک دی ؟ - .لوثور برون

"دی ختمتګارانو لرد "بیلیش

سر دونتوس ملقّب به قرمز از خاندان هولارد

! سر دونتوس ملقّب به قرمز از خاندان هولارد

راغلم

راغلم

پښنه غواړم سردار می

د بنده بښنه کبوله کړی

زه نشه یم ؟ - خیر -

آه .. نه نه سردار می

دوه پیالی شراب می ووخوړه - دوه پیالی ؟

دا چی هیڅ ندي

مهرباني, یوه پیاله بله وڅکه

ډاده یم سردار می ؟

هو .. د جشن نیول لپاره نوم ایښدونی ورځ

دوه دانی ووخوره څومره دی چی زړه غواړی ویی خوره

زما دافتخار لامل یی

سر "مرین" دی سر "دونتوس" کومک وکه چی څومره څکی ودی څکي

ډاډمن شه چی په خرخره بخورن یی خوری

..نشی کولی

څه دی وویل ؟

ودی ویل نشم کوالی ؟

متلب می دا وو چی ناروغ نشی

چی دنوم ایښودنی په ورځ یو سړی ووژنی

..دا. نوڅه راکم خبری دی له خولی ووزی

دا ښڅه ریښتیا وایی

دانه ای که یک مرد در روز نامگذاریش می کاره رو

په ټول کال کی دی زغمم

عوصه کیدل

سبا دا احمق وژنم

ریښتیا هم احمق دی لعنتي

احمق دی او تاسی اوښیاران یی چی تاسی متوجی یایی

او ډیر بیغقل یی دالیست

.اودی ریښتنی مرګ لیاکت نلري

وادی وریدل چی زما ښځی سه وویل, سردی دونتوس ؟

.له نن ورځی بعد ته زما (مسخرچی) یی

مننه زمه سرداره

ستا سو څخه هم مننه زما (ملکی)

زما ګرانه خوریی

ته پوهیږی دجګړی په لټه کی دی ووم

خو هیڅ ځای می پیدا نکړی

..زه دالته ووم .. په سلطنت کی

!! څومره ښه کار دی ووکه

ووی ګوره

د هر واخت څخه ښایسته یی

اوته ! توله زحمته (سپیانو وژل) څخه غټیګی

زکه ته ډیر ښکلی یی-

.دغه یوه زه نه خواشیږم

!! نه پوهیږم والی

خبر شووم چی مړشوی یی - خوشحاله شووم چی نیی مړ شوی -

مننه همداسی ګرانه

مرگ ډیره هڅه کوي خصوصا ووس چی

! دنیا له هیاجان ډکه دا

بانوی من به خاطر فقدانتون متاسفم

فقدانش ؟

پدرش خیانت کاری بود که به خیانتش اعتراف کرده بود

.ولی باز هم پدرش بود

و تو هم که اخیرا پدر عزیزت رو از دست دادی

می تونی باهاشون همدردی کنی

پدر من یک خیانت کار بود

مادر و برادرم هم خیانتکارن

من به جافری عزیزم وفادارم

.البته که هستی

خب از روز نامگذاریتون لذت ببرین سرورم

ای کاش می تونستم بمونم و با شما جشن بگیرم

ولی کاری هست که باید انجام بدم

چه کاری ؟

واسه چی به اینجا اومدی ؟

این نامه رسان امروز از کتیدل به اینجا رسیده

امروز صبح سرورم -

نشستی با در نظر گرفتن گزارشات تمامِ

اساتید در هفت اقلیم برگزار شده و

و اعلان شده که این تابستان ِ عالی به

.پایان رسیده

.طولانی ترین تابستانی که در خاطر دارم

عوام می گن که تابستان طولانی

.یعنی زمستانی طولانی تر یک خرافه ی مرسوم -

ما گندم کافی به اندازه ی یک زمستان پنج ساله داریم

,اگر بیش تر هم طول کشید

.از تعداد ِ رعیّتمون کم می کنیم

شهر پر شده از فراری هایی که از جنگ گریختن

ما هیچ جایی برای نگهداری ازشون نداریم

.و با اومدن زمستان این قضیه بدتر می شه

.شما به نگهبانان شهر فرمان می دین مگر نه لرد "اسلینت" ؟

همینطوره سرورم

و آیا شما تحت دستور من نیستین ؟

من درجه و املاکم رو از بخشندگی شما دارم سرورم

پس کارتون رو انجام بدین در رو به روشون ببندین

اونها به میدان نبرد تعلق دارن .نه به پایتخت ما

بله سرورم

بلند نشین

دلربا تر از همیشه .. خواهر بزرگم

(جنگ با تو موافقه (کنایه از بدخلقی

به خاطر مزاحتم عذرمی خوام ادامه بدین

اینجا چیکار می کنی ؟

آاه .. سفر فوق العاده ای داشتم

مردان ِ دیوار ِ شمال رو عصبانی کردم

توی یک سلول آسمانی خوابیدم

با قبیله های تپه نشین جنگیدم

کلی ماجراجویی داشتم

و خیلی چیزها که به خاطرش شکرگذار باشم

اینجا چیکار می کنی ؟!؟ این یک جلسه کوچکه

بله .. و خب من باور دارم که دستیار شاه

می تونن در تمام ِ شوراها حضور داشته باشن

..پدرمون دستیار شاهه

..بله .. ولی در غیابش

پدرتون لرد تیریون رو دستیار شاه نامیدن

تا وقتی که در جنگ هستن و غایب به عنوان دستیار شاه خدمت کنن

.بیرون ! همتون برین بیرون

دوست دارم بدونم چطور پدر رو گول زدی ؟

اگر می تونستم پدر رو گول بزنم

تا الان باید امپراطور کل جهان باشم

تو خودت این بازی رو راه انداختی

من هیچ کاری نکردم

دقیقا درسته تو هیچ کاری نکردی

اونهم وقتی پسرت دستور داد سرِ ند استارک رو ببرن

حالا تمام شمال بر علیه ما قیام کرده

سعی کردم مانعش بشم - جدا ؟ ولی موفق نشدی -

این نمایش کوچیکتون برای یک نسل خانواده ی مارو به خطر می اندازه

راب استارک بچه است - که تمام جنگهایی که توش جنگیده رو پیروز شده -

متوجه هستی که ما داریم شکست می خوریم ؟

درباره ی جنگ چی میدونی ؟ - هیچی -

ولی مردم رو می شناسم

و می دونم که دشمنامون همونقدر از همدیگه بدشون میاد

که از ما بدشون میاد

جافری پادشاهه - جافری پادشاهه -

تو اینجایی که بهش مشاوره بدی

من فقط اینجام تا بهش مشاوره بدم

و اگر شاه به چیزهایی که من می گم گوش کنه

شاه ممکنه عمو جیمیش رو پس بگیره

چطوری ؟

بچت رو دوست داری

این تنها خصوصیت خوبته

!! به علاوه ی استخوان گونت

استارک ها هم بچه هاشون رو دوست دارن

و ما دوتا از بچه هاشون رو اینجا داریم - یکی -

یکی ؟ - آریا .. اون حیوون کوچولو ناپدید شده -

ناپدید شده ؟ - چطور ؟ دود شده ؟

سه تا استارک داشتیم که باهاشون معاوضه کنیم

سر یکیشون رو بریدی و گزاشتی اونیکی در بره

پدر خشمگین می شه

..شاید برات عجیب باشه

که بچه ای باشی که پدر رو ناامید می کنه

سرورم .. باشد که خدایان قدیم مراقب برادر شما

و تمام فرزندان شمالی باشند

دیوارهای های حیطه ی من نمی تونن در برابر زمستان دوام بیارن

سنگ بناها آخرین بار در زمان شاه آیریس ملات ریزی شدن

و متاسفانه کارگرهای امروز نمی تونن

از چکش های پدرانشون استفاده کنن

وقتی پسربچه بودم یادم میاد که

می دیدمشون که یک برج جدید رو توی میدان "تارن" توی تابستون بنا می کردن

مردهای قدیم کار می کردن

امروز حصار من جوری به نظر می رسه

که توسط بچه های مست ساخته شده

در شب می تونین صدای زوزه ی باد رو از میان درزهاش بشنوین

و خدا نکند اگر باران بگیره

مثل این می مونه که به زیر یک آبشار خوابیدم

تعمیرات یک محدوده

در اصل بر گردن لرد ِ اون محدوده است

در اصل بله

ولی من تمام مردان ِ جوانم رو فرستادم تا در

جنگ راب استارک بجنگن

.شاه راب و این هم جنگ اون نیست

خودش انتخاب نکرده

شاید انتخاب نکرده باشن سرورم

ولی پرچمداران لشگر رو فراخواندن و مردان رو با خودشون بردن

جافری پدر من رو کشت

.لرد ِ حاکم ِ شما رو

قسمتون رو به خاطر دارین ؟

البته که به خاطر دارم

می تونیم چهار کارگر رو برای یک هفته بهتون قرض بدیم

این برای تعمیر دیوارهاتون کافیه ؟

بله .. فکر کنم کافی باشه

کل روز که نمی خواستیم اینجا نگهش داریم .. مگه نه ؟

از طرز صحبت کردنش در مورد راب خوشم نیومد

منم همینطور

ولی گوش کردن به حرف مردمی که دوست نداری گوش بدی

یکی از وظایف شما به عنوان ِ لرد ِ وینترفل ــه

لرد پورتن

سرورم .. باشد که خدایان قدیم مراقب برادر شما

و تمام فرزندان شمالی باشند

این رو یک ساعت بجوشون و بعد جوشوندش رو بخور

باعث می شه تمام دردهات از بین بره

هیچ دردی ندارم

خوش به حالت

از این سمت

باز هم از اون خواب های دیدی ؟

من خواب نمی بینم

همه خواب می بینم

من نمی بینم

شنیدم بعضی از مردها در مورد ستاره ی دنباله دار صحبت می کردن

می گن نشونه ی خوبیه

می گن به این معنیه که راب قراره پیروزی بزرگی در جنوب داشته باشه

جدا ؟

من شنیدم بعضی های دیگه می گن که به خاطر لنیسترهاست که قرمزه

به این معنی که به زودی بر هفت اقلیم حکومت می کنن

از پسری که توی اسطبل کار می کرد شنیدم که رنگ خونه

.به عنوان نشانی بر مرگ پدرت

ستاره ها برای مردها پایین نمی یان

..ستاره های واقعی یک معنی دارن پسر جون

.اژدها

اژدهایی وجود نداره

.قرن ها پیش مردن

.مم

برادرت چی در موردشون گفت کالیسی ؟

گفت که گوشت می خورن

نگفت چجوری گوشتی ؟

بردارم هیچ چیز درمورد اژدها نمی دونست

در مورد هیچ چیزی نمی دونست

این اولین هدیه ی دروگو به من بود

یادمه

قول دادم که ازشون مراقبت کنم

قول دادم که دشمنانشون شیون زنان بمیرن

فریاد ِ گرسنگی رو چکار کنم ؟

متاسفانه حقه ایه که هیچ وقت یاد نگرفتم

آیا تموم می شه ؟

این شرقی ترین جاییه که من تا بحال بودم

ولی بله .. کالیسی

هرچیزی تموم می شه حتی بیابان قرمز

و مطمینی که هیچ راه دیگه ای وجود نداره ؟

,اگر به جنوب و سرزمین لازرین بریم

گله داران مارو می کشن و اژدهاهای تورو می گیرن

اگر به سمت غرب و دریای دوتراکی بریم

به اولین کالساری که بربخوریم

مارو می کشن و اژدهاهای تو رو می گیرن

هیچ کس نمی تونه اژدهاهای من رو بگیره

اونا خیلی ضعیفن برای جنگیدن

.همینطور مردم تو

تو باید نیروبخش اونا باشی

.همونطور که تو نیروی منی

راکارو, آگو, کاوارو اسب های باقی مونده رو بردارین

تو به سمت شرق می ری, تو به جنوب شرقی و تو به شمال شرق

دنبال چی بریم کالیسی ؟

..به دنبال شهر, آباد یا ویرانه .. کاروان یا مردم رودخانه .. دریاچه یا دریای نمک

ببینین چقدر از بیابان قرمز رو پیش رو داریم و اون سمتش چه چیزی منتظرمونه

..راکارو

.تو آخرین امید منی, پاره ی تنم

نا امیدت نمی کنم, پاره ی تنم

هیچ وقت ناامیدم نکردی

الان موقع بدیه که اولین بار ناامیدت کنم

بهت سخت می گذره ؟

هنوز چیزی نکشتتم

کونت زین اسب رو شکست خودت پیشنهاد دادی که سوار شم

فقط می خواستم خفه شی و انقدر در مورد تاول هات صحبت نکنی

من همچین جایی به دنیا اومدم

بعد از مدتی زندگیم سخت تر شد

اونا دخترن ؟

"دخترای "کاستر

شش ماهه دختری ندیدم

اگر جای تو بودم اونا رو هم نگاه نمی کردم

چیه مگه ؟ دوست نداره مردم با دختراش بپرن ؟

دوست نداره مردم با زناش بپرن

اون با دخترای خودش ازدواج می کنه و

اونا براش دخترای بیشتری به دنیا میارن

..و همینطور پیش می ره

این کار شنیعیه - یه چیزی اونورتر از شنیع -

تمام وحشی های اطراف تا 100 فرسنگ ناپدید شدن

ولی کاستر هنوز اینجاست

حتما یه کاری رو درست انجام داده

چه بلایی سر پسرا میاد ؟

همم ؟ با دخترای خودش ازدواج می کنه -

با پسراش چیکار می کنه ؟

اون گفت قصد داره تو مسیرش به سمت فراست فنگ

.اینجا توقف کنه

مردم همه جور قصدی دارن

سه سالی هست که بنجن استارک رو ندیدم

دلم هم براش تنگ نشده

همیشه مثل تفاله با من برخورد می کرد

خیلی وقت بود شراب خوب نخورده بودم

اینو بهتون بگم, شما جنوبیا شرابای خوبی درست می کنین

ما جنوبی نیستیم

این دختر کوچولو کیه ؟

از نصف دخترای من خوشگل تری

حتما یه چوچول خوشگل هم لای پات داری

اسمت چیه ؟

جان اسنو - اسنو, آره ؟ -

گوش کن چی می گم حرومزاده

همه ی شما که از جنوب دیوار اومدین برای من جنوبی هستین

ولی حالا اومدین شمال شمال ِ واقعی

این پسر منظوری نداشت

این حرومزاده ی خوشگل رو دیدم که داشت با دخترای من صحبت می کرد

هیچ کس با دخترای تو صحبت نمی کنه من بهت قول میدم

حالا بشین و دهنت رو ببند

از اون شرابای خوب هم با خودت آوردی ؟

بله

ما از شش تا ده تا به اینجا گذشتیم

و هر شش تاشون مخروبه شدن

چه بلایی به سرشون اومده ؟

می تونم بهت بگم .. ولی تشنمه

یه بشکه شراب روی زین ِ اسبه

بیارینش اینجا - بله فرمانده -

می خوای بدونی چه بلایی به سرشون اومد ؟

رفتن شمال تا به "منس ریدر" ملحق بشن

.دوست قدیمیت

اون دوست من نیست

اون قسمش رو شکست به برادرانش خیانت کرد

اوه بله

ولی یه زمانی فقط یه کلاغ سیاه بود

..و حالا پادشاه ِ اونسوی دیواره

خیلی سالیه که به خودش می گه پادشاه

پادشاه کجا ؟ یه دریاچه ی یخ زده تو ناکجا آباد ؟

تبر قشنگیه

تازه درست شده ؟

بدش من

همه ی اونایی که تو قلعه ی سیاه هست مال تو

بیا

اوه .. فولاد دوست داشتنی ایه

می خوای بدونی منس ریدر چیکار می کنه ؟

یه ارتش جمع می کنه

که با توجه به چیزی که شنیدم همین الانش هم

لشگر بزرگتری از شاه های جنوبی داره

و می خواد این لشگر رو به کجا ببره ؟

وقتی شمال هستی

فقط یک سمت هست که می تونی بری

دوره ی سختیه که توی جنگل به تنهایی زندگی کنی

بادهای سرد در حال وزیدنن

بزار بیان دیوارهای من ضخیمن

..همسر

به لرد کرو بگو که ما چقدر راضی هستیم

اینجا منزل ماست

شوهرم مارو امن نگه می داره

آزاد زندگی کردن بهتر از مردن مثل برده است

نمی خوام این که من رو با این زن های جوونم

می بینی باعث حسودیت بشه

در حالی که هیچ کس نیست که بستر تو رو گرم نگه داره

ما مسیرهای متفاوتی رو انتخاب کردیم

اوه آره .. تو هم مسیری رو انتخاب کردی که چیزی غیر از پسر توش وجود نداره

فکر کنم می خوای که زیر سقف من بخوابی

و من رو با این خوکها عاصی کنی

یک سقف خیلی خوبه

سفر سختی داشتیم

.ما غذای خودمون رو آوردیم و همینطور فولاد خوب برای تو

هرکسی که دستش به زنای من بخوره

دستش رو از دست می ده

و من این یکی رو دیدم که خیلی خیره شده بود

شاید چمشهای این یکی رو دربیارم

خونه ی تو, قانون تو

من کیم ؟

من کیم ؟ لرد ِ فرمانده

تو کی هستی ؟ - جان اسنو

تو کی هستی ؟

پادوی شما

می خوای یه روزی رهبری کنی ؟

پس یادبگیر که چجوری پیروی کنی

خدای روشنایی, در تاریکی به سوی ما بیا

ما این خدایان دروغین را پیشکش می کنیم

آنها را بگیر و نورت را بر ما ارزانی دار

.در حالی که شب تاریک و سرشار از وحشت است

.در حالی که شب تاریک و سرشار از وحشت است

بعد از تابستان طولانی

تاریکی سنگینی بر دنیا چیره می شود

از ستارگان خون می چکد

باید متوقفش کنیم

نفس سرد زمستان دریاها را منجمد می کند

الان نه

.و مردگان در شمال برمی خیزند

همه ی شما در نور هفت خداوند نامگذاری شدید

آیا با خدایان پدرتون اینطور برخورد می کنید ؟

انقدر مشتاقید تا برروی اجدادتون تف کنید ؟

...بوی ترس می دی

ترس و ادرار و استخوان های کهنه

می خوای جلوی من رو بگیری ؟

.خب بگیر

در کتاب های باستانی نوشته شده

که جنگجویی شمشیر آتشینی رو از داخل آتش بیرون می کشه

و اون شمشیر می تونه نور رو برای ما بیاره

استنیس باراتیون

جنگنده ی نور

.شمشیرت منتظر توست

پروردگارا نورت را بر ما بتابان

.در حالی شب تاریک و سرشار از وحشت است

.در حالی شب تاریک و سرشار از وحشت است

این زن اون رو به سمت جنگی می بره که نمی تونه توش پیروز باشه

استنیس شاه ماست

ما از دستورش اطاعت می کنیم

حتی اگر از مسیرش خوشمون نیاد - شاه -

از وقتی که اون گراز برادرش رو کشت

هر لردی مدعی تاج گذاری شده

من به دیگران خدمت نمی کنم خدمت گذار استنیسم

منم همینطور ولی خدمت وفادارانه

به این معنیه که واقعیت های تلخ رو گوشزد کنیم

دور تا دورش رو آدمای احمق و دیوانه گرفتن

ولی اون به تو اعتماد داره دواس

...اگر حقیقت رو بهش بگی

حقیقت چیه ؟

و من از جانب خاندان خودم اعلام می دارم که

برادر عزیز من رابرت

.اون برادر عزیزم نبود

دوستش نداشتم اون هم من رو دوست نداشت

رعایت ادب و بی ضرره سرورم

..دروغه خطش بزن

که برادرم رابرت هیچ فرزند جانشینی به جای نگذاشته و

جافری پسر تامن پسر

و میرسلای دختر از هم خویشاوند خودشون

.بین سرسی لنیستر و برادرش جیمی لنیستر زاده شدن

..که با حق خون و جیمی لنیستر, قاتل شاه -

همون چیزی که هست صداش بزن

و بردارش, جیمی لنیستر

قاتل شاه

که با حق خون و برادری ..من در این روز ادعای

به "سر جیمی لنیستر, قاتل شاه" تغییرش بده

هرچی که هست هنوز برای خودش شوالیه است

..سر جیمی لنیستر , قاتل شاه..

با حق خون و برادری

در این روز من ادعای تاج و تخت وستروس می کنم

.باشد که تمام مردان حقیقی اعلان وفاداری کنند

وقتی ادارد استارک از این موضوع باخبر شد قفط به من اطلاع داد

من هم همین اشتباه رو نمی کنم

رونوشت های اون نامه رو به همه جای مملکت از شمال تا

.آربور بفرست

زمان انتخاب رسیده

بزارین کاری کنیم که هیچ کس بی اطلاعی رو بهانه نکنه

سرورم لنیسترها دشمن اصلی ما هستن

اگر در حال حاضر بتونین با برادرتون صلح کنین

من با رنلی در حالی که خودش رو شاه می دونه صلح نمی کنم

خب خیلیا تا همین الان اعلان وفاداری کردن بهش

میس تایرل رندل تارلی

استنیس نیازی نداره که از این لرد و اون لرد برای حمایت التماس کنه

خداوندگار نور پشتش ایستاده

و خداوند نور چندتا کشتی توی ناوگانش داره ؟

نیازی به کشتی نداره - مطمینم که نداره -

ولی ما اگر قراره که بجنگیم نیاز داریم

اگر نمی خواین با رنلی باشین حداقل به راب استارک ملحق بشین

کسی که نصفه ی شمالی پادشاهی من رو می دزده

من همیشه به دزدها مطابق میلشون خدمت کردم

که خودتون خوب می دونین سر دواس

جافری, رنلی, راب استارک همشون دزدن

یا در برابرم زانو می زنن یا من نابودشون می کنم

من یک عذرخواهی به شما بدهکارم سرورم

وظیفه ی من خدمته

شما خدایان جدید رو بر قدما انتخاب کردین

باشد که پروردگار نور محافظ همه ی ما باشه

می تونیم با هم بنوشیم ؟

..نکن

..پیمانه ای شراب به افتخار خدای یگانه

.شب تاریک و پر از وحشته پیرمرد

..ولی آتش همشون رو نابود می کنه

سرورم

.شاه ِ شمال

ازت توقع دارم که به خاطر نگه داری هم که شده

من رو توی یه قلعه نگه داری

ولی تو من رو از این کمپ به اونیکی می کشونی

عشقم به دلت افتاده استارک ؟

قضیه اینه ؟

من هیچ وقت تو رو با هیچ دختری ندیدم

اگر تورو با یکی از پرچمدارام رها کنم

..پدرت فورا متوجه می شه

و پرچمدار من خبررسانی رو به همراه یک نامه دریافت می کنه که می گه

..پسر من رو آزاد کن تا ورای آرزوهات پولدار بشی"

و پیشنهادم رو رد کن تا خونت رو به خاک و آتش بکشم

تو به وفاداری مردایی که باهات

به میدون نبرد میان اعتماد نداری ؟

با تمام جونم بهشون اعتماد دارم

.ولی نه با جون ِ تو

..پسرِ باهوش

چی شده ؟

دوست نداری پسر صدات کنم ؟

بهت توهین می شه ؟

"تو به خودت توهین کردی "قاتل شاه

یه پسر تورو شکست داده

یه پسر تورو به اسارت گرفته

شاید هم به دست یه پسر کشته بشی

استنیس باراتیون به تمام لردهای وستروس

نامه داده

شاه جافری باراتیون نه یک شاه واقعیه

و نه یک باراتیون ِ واقعی

اون پسرِ حرومزاده ی توــه

اگر حقیقت داشته باشه استنیس شاه ِ برحقه

.چقدر مناسب می شه براش

پردم از حقیقت با خبر شده بود

به همین خاطر بود که اعدامش کردین

ند استارک وقتی اعدام شد که من اسیر تو بودم

پسر تو کشتش

تا دنیا متوجه نشه که پدر واقعیش کیه

و تو .. تو برادر من رو از پنجره به پایین انداختی

چون تو رو با ملکه دیده بود

مدرکی هم داری ؟

یا می خوای مثل زنای سلیطه شایعه رد و بدل کنی ؟

من یکی از پسرعموهات رو همراه با شرایط صلح

به مقرّ ِ پادشاهی می فرستم

فکر کردی پدرم با تو مذاکره می کنه ؟

خیلی خوب نمی شناسیش

نه, ولی اون قراره که من رو بشناسه

.سه تا پیروزی باعث نمی شه فاتح بشی

.ولی بهتر از 3 تا شکسته

.شهر بوی گند می ده

.مثل بوی مرده

یه مقدار بوی جسد می ده.. بله

و بودی گه

فکر کردم دوست داری بیای اینجا

عاشقشم

عاشق بوی مرده و گهی ؟

.و آب منی و سیر و نیشکر

از بالکن بوی آب منی رو می شنوی ؟

..عاشق بوی گنشدم ..عاشق سر و صداشم

..شهر باعث می شه دلم بخواد بکنم

...و کشور هم همینطور

و این جاییه که من بهش تعلق دارم

بله .. و خب باید مراقب باشی

هیچ کس نباید متوجه بشه که اینجایی

هیچ کس نمی فهمه

تو مقرّ ِ پادشاهی به هیچ کس نمی تونی اعتماد کنی

همشون دروغگو ان دروغگوهای خوب .. دروغگوهای بد

یکی دوتاشون هم درغگوهای عالی

تو چی ؟

من ؟ من اهل اینجا نیستم من برده ی حقیقتم

حقیقت ؟

تو بزرگترین دروغگوی کوچولویی هستی که تاحالا دیدم

فکر کردی چرا انقدر کوچولو ام ؟

من زیر بار این همه حقیقت له شدم

Oh!

ند استارک رو این تخت می خوابیده

مگه بنده ی خدا به اندازه ی کافی عذاب نکشیده بوده ؟

.یکی از تغییراتی که باید اینجا بدیم

لرد بیلیش - سرورم -

می تونم ازتون یه درخواست بکنم

حتما سرورم

..کوچکترین دختر ند استارک آریا

نمی تونیم پیداش کنیم

اگر از پایتخت فرار کرده باشه

وینترفل مقصد معقولی به نظر می رسه

با این حال دوستانم توی شمال هیچ نشونه ای ازش گزارش نکردن

جالبه

اگر بخوایم با استارک ها مذاکره کنیم

اون دختر برامون با ارزشه ...هرکسی که پیداش کنه

خب, می دونین که در مورد لنیسترها و دینِشون چی می گن ؟

خب می تونین از وریس بپرسین که کجاست

اون حتما براتون جوابی داره

...باور کنین یا

چون شخصا همیشه با اعتماد کردن به آدمای خاجه مشکل داشتم

! کی می دونه چی می خوان

! مرغ مقلد

نشان خانوادگی خودتون رو درست کردین

بله

..مناسبه برای مرد خود ساخته ای که

.نواهای زیادی برای خوندن داره

باعث خوشحالیه که خوشتون اومده

بعضی از انسان ها به اندازه ی کافی خوش شانس هستن که

توی خانواده ی درستی به دنیا بیان

بقیه باید راه خودشون رو پیدا کنن

یک بار یک آهنگی شنیدم

درباره ی پسری از طبقه ی متوسط که

به خانه ی یک خانواده ی برجسته راه پیدا می کنه

عاشق دختر بزرگشون می شه

متاسفانه اون دختر به کس دیگه ای چشم داره

وقتی دخترا و پسرا توی یه خونه زندگی می کنن

موقعیت های ناخوشایند می تونن به وجود بیان

شنیدم گاهی اوقات حتی خواهرها و برادرها

عاطفه ی زیادی نسبت به هم دارن

و وقتی عموم متوجه این این عواطف می شن

خب, این واقعا یک موقعیت ناخوشاینده

خصوصا در یک خانواده ی برجسته

ولی خانواده های برجسته معمولا یک حقیقت ساده که من بهش رسیدم

رو فراموش می کنن

و اون چیه ؟

دانش یعنی قدرت

دستگیرش کنین

.گلوش رو ببرین

..صبر کنن

نظرم عوض شد .. ولش کنین

سه قدم به عقب برگردین

بچرخین

چشمهاتون رو هم ببندین

!! قدرت قدرته

ببین اگر می تونی یکم وقتت رو دور

از سکه ها و فاحشه هات بگذرون

تا دختر استارک رو برای من پیدا کنی

خیلی بابتش ازت ممنون می شم

تو سر آلتون لنیستر هستی ؟

بله سرورم

من به پسرعموهات پیشنهاد صلح می دم.. اگر با شرایط من موافقت کنن

اول : خانواده ی تو باید خواهران من رو آزاد کنه

دوم : استخوان های پردم بایستی به ما برگردانده بشه

تا بتونه در کنار خواهر و برادرش در قبرستان

زیر ِ وینترفل قرار بگیره

و باقی مانده ی اجساد هرکسی که در خدمت پدرم بوده

هم بایستی به ما برگردونده بشه

تا خانواده هاشون بتونن با مراسم ترحیم از اونها تجلیل کنن

درخواست شرافتمندانه ایه سرورم - ...و سوم -

جافری و ملکه ی سابق باید منکر تمام اداعاهای خودشون

نسبت به مالکیت شمال بشن

..از الان تا آخر زمان

ما یک پادشاهی مستقل و آزاد خواهیم بود

شاه ِ شمال

شاه ِ شمال

و نه جافری و نه هیچکدوم از مردانش حق ندارن

که پاشون رو به زمین های ما بزارن

و اگر اون از این فرمان سرپیچی کنه

همون رنجی که پدر من کشید رو متحمل می شه

.با این تفاوت که من نیازی به خدمتکار برای زدن سرش ندارم

... اینها .. سرورم .. اینها

اینها شرایط من هستن

اگر ملکه ی سابق و پسرش موافقت کنن من باهاشون صلح می کنم

...وگر نه

من جنوب رو پر از جسد لنیسترها می کنم

شاه جافری یک باراتیون هستن سرورم

اوه واقعا ؟

شما طلوع خورشید حرکت می کنین سر آلتون

برای امشب کافیه

صحبتی داشتم باهاتون سرورم

وقتی کسی نیست نیاز نیست منو "سرورم" صدا کنی

وقتی بهش عادت کنی خیلی هم بد نیست

خوشحالم که حداقل یه نفر بهش عادت کرده

لنیسترها شرایطتت رو رد می کنن .. می دونی که ؟

البته که رد می کنن

تا موقعی که بخوای می تونیم توی میدون نبرد باهاشون بجنگیم

ولی تا موقعی که مقرّ ِ پادشاهی رو تصرف نکنی شکستشون نمی دیم

و بدون کشتی هم نمی تونیم مقرّ ِ پادشاهی رو تصرف کنیم

پردم کشتی و مردانی داشت که می دونستن چطور هدایتشون کنن

کسانی که با پدر من جنگیدن

کسانی که با شاه رابرت جنگیدن تا خودشون رو از یوغ جنوب

آزاد کنن .. مثل کاری که تو الان می کنی

من تنها پسر زنده ی اونم

اون به حرفم گوش می ده می دونم که گوش می ده

من استارک نیستم این رو می دونم

ولی پدرت من رو طوری بزرگ کرده که انسان با شرافتی باشم

می تونیم با همدیگه انتقامش رو بگیریم

تو که "بیلون گریجوی" رو به عنوان متحد نمی خوای

من به کشتی هاش نیاز دارم می گن 200 تا کشتی داره

می گن یه میلیون تا موش توی فاضلاب ِ مقرّ ِ پادشاهی زندگی می کنه

باید اونا رو متحد کنیم تا برامون بجنگن ؟

می دونم که به لرد گریجوی اعتماد نداری

من بهش اعتماد ندارم چون قابل اعتماد نیست

پدرت مجبور شد به جنگ بره تا شورش اون رو متوقف کنه

آره و حالا من کسیم که در برابر تاج و تخت شورش کرده

..قبل از من هم پدرم بود

تو با یه شورشی ازدواج کردی و یه دونه شورشی هم به دنیا آوردی

من چیزی بیشتر از یه شورشی رو به دنیا آوردم

واقعیتی که گویا فراموش کردی

اگر "قاتل شاه" رو با 2 تا دخترا معاوضه کنم

پرچمدارای سپاهم بر علیه من می شن

می خوای سانسا رو تو دست ملکه رها کنی ؟

..و آریا

..یه کلمه هم در موردش نشنیدم

اگر برای اونا نیست پس واسه چی داریم می جنگیم ؟

پیچیده تر از این حرفاست

خودت هم می دونی

.وقتشه که من برم خونه

ماههاست که برن و ریکون رو ندیدم

..نمی تونی به وینترفل بری

ببخشید ؟

..من رودریک رو فرستادم که مراقب پسرا باشه

چون فردا صبح تو به سمت .می ری Stormlands

...به چه دلیلی باید

چون بهت نیاز دارم تا با رنلی باراتیون مذاکره کنی

اون ارتش صدهزار نفری جمع کرده

تو می شناسیش خانوادش رو می شناسی

من رنلی باراتیون رو از زمانی که پسر کوچیک بود ندیدم

...تو صدتا لرد ِ دیگه داری که

به کدوم یکی از اون لردها به اندازه ی تو اعتماد دارم ؟

اگر رنلی با ما متحد بشه

نسبتمون به اونا 2 به 1 می شه

وقتی که کم کم عقب بکشن به فکر صلح می افتن

و ما هم دخترا رو پس می گیریم

بعدش همه می ریم خونه .. بدون دردسر

.من صبح اول وقت حرکت می کنم

هممون دوباره با هم خواهیم بود.. قول می دم

..کارت تابحال عالی بوده

.پدرت بهت .. افتخار می کنه

به لرد رنلی سلام من رو برسون - شاه رنلی -

هرگوشه ای یه شاه داریم

این ها برای چیه ؟

ظاهر این اتاق رو به شکل مناسب درمیارم

..هرچی می خوای در مورد تارگرین ها بگو ولی اونا جنگنده بودن

اینجا هم جایگاهیه برای یک جنگنده

اتاقی نیاز داره که باهاش همخونی داشته باشه نه با گل و شراب

نمی تونیم آریا استارک رو پیدا کنیم

اگر شانس بیاریم توی گدالی جایی مرده

شاید .. ولی اگر اینطور نباشه باید پیداش کنیم

اونا هیچ وقت فقط به خاطر سانسا جیمی رو به ما نمی دن

به نظرم این کار رو می کنن اونا ضعیفن

برای زناشون خیلی ارزش قایل می شن

ما باید ارتشمون رو برای پیدا کردنش بفرستیم

هرچقدر می تونی مرد به دنبالش بفرست

..مطمینم اگر از پدربزرگ هم درخواست می کردی

شاه درخواست نمی کنه .دستور می ده

و دلیل اینکه راب استارک عمو جیمی رو گرفته هم

حماقت پدربزرگ توی میدون نبرده

جونش درخطره

ما در حال جنگیم

جون هممون در خطره

یه دروغ نفرت انگیز در مورد عمو جیمی شنیدم

.و تو

دمشنامون هرچیزی می گن که

ادعای تو نسبت به تاج و تخت رو ضعیف کنن

ادعا نیست .تاج و تخت مال منه

البته که همینطوره

هیچ کس این شایعات شنیع رو باور نمی کنه

یه نفر باورش می کنه

پدر به غیر از من و تامن و میرسلا

بچه های دیگه ای هم داشته ؟

منظورت چیه ؟

دارم می پرسم وقتی که از تو خسته می شده

زن های دیگه ای رو هم کرده ؟

...چندتا حرومزاده پس انداخ

مجازات کاری که الان کردی مرگه

دیگه هیچ وقت این کارو نمی کنی

هیچ وقت

صحبتمون همین بود مادر

نه, نه , نه , نه

خودتون می دونین چقدر مسخره به نظر می رسین ؟

آروم حرکت کن

آروم .. همراه با عشق

برین خودتون رو بشورین و لباس تنتون کنین

جفتتون امشب باید کار کنین

..ما اینجا کارها رو جور دیگه ای انجام می دیم

اینجا یه فاحشه خونه ی 5 سکه ای توی "هیدسی هال" نیست

هیستک هال - اهل هرکجا که هستی -

تشکیلات ما به بز چرونا و

.مزرعه دارا سرویس نمی ده

لرد اولسن -

ذائقه اینجا همه چیزه

انگشت کوچولو مرد ثروتمند و اشرافی ایه

انگشت کوچولو صداش نکن

خوشش نمی یاد

لرد بیلیش

اون وانمود می کنه که نمی تونه به زبون ما صحبت کنه

! تا مردم فکر کنن که شهوانیه

اون پایین همین جاده غرق در شپش بزرگ شده

اون زیباست

..در حقیقت یه هرزه ی احمقه هر سلیقه ای ازش خوششون میاد

لرد فرمانده

خوشحال که می بینمتون .. اونهم دوباره

متوجه هستین که این مکان متعلق

به لرد بیلیشه ؟

..مسوول خزانه داری شاه

خزانه ای که پولش تو جیب خیلیا میره

دستوره - دستور کی ؟ -

کسی که براش مهم نیست انگشت کوچولو چی فکر می کنه

...نه نمی تونی نه خواهش می کنم

نه ! نه ! "بَرا"ی من نه

خواهش می کنم .. خواهش می کنم بسه دیگه .. تمومش کن

بکش حرومزاده رو نه ! نه

خواهش می کنم بیارش اینجا

نه خواهش می کنم

پخش بشین تمام خونه ها رو بگردین

هر اتاقی رو همه ی اتاق ها رو بگردین

گندری .. اسمش گندریه

اون حرومزاده کجاست ؟

نایت واچ خواهش میکنم .. دست نگه دارین

کجا ؟

اون رو از جاده ی شاه به سمت شمال بردن

چطوری می تونیم بشناسیمش ؟ یه کلاه خود ِ شبیه کله ی گاو داره

خودش درست کرده پیداش کنین -

[ NOjAN ترجمه از ] .:: http://01.TvWorld.ir ::.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.