All language subtitles for (@Subtitle_Novan)The.Rookie.S07E03

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

آنچه در قسمت قبلی روکی گذشت:...

همش احساس کثیفی می‌کنم

وقتی به رازهای همه گوش میدم

چطوری باید

کنار آنجلا لوپز کار کنم وقتی همش به این فکر می‌کنم که

چقدر دلم می‌خواد...

- بذار من این پرونده رو بگیرم - عمراً

این پرونده رو به ما بده، منم پرونده نوهو دو رو می‌گیرم

قبوله

برای شغل رویاییم مصاحبه کردم

- و قبول شدم - عالیه!

- تو نیویورک - اوه

- وقتت تمومه تازه کار - جایی پیدا کردی واسه زندگی؟

بذار صاحبخونه جدیدمو بهت معرفی کنم

- به حرف برادفورد گوش نکن - اینجا بهشته

- جیسون - شما؟

شوهرش

اطلاعاتی درباره جیسون وایلر گیر آوردی؟

- جیسون داداش - می‌تونم از اینجا بیارمت بیرون

یه راه فرار وی‌آی‌پی جور کردم

- کجا برسونمت؟ - لس آنجلس جیگر

چی شده؟

اسکار و جیسون از زندان فرار کردن

حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم می‌کند

بیا تو

- سلام - ممنون که اینکارو می‌کنی

می‌دونم درخواست عجیبیه

نه، کار باهوشانه‌ایه

کی بهتر از یه پلیس می‌تونه سیستم امنیتیتو تست کنه؟

آره، می‌خوام همه چی آماده باشه قبل از اینکه بیلی

از آلمان برگرده

اگه جیسون بخواد حمله کنه، اون موقع‌ست

دو تا بلیط بازی لیکرز، طبق قولم

مرسی

حتماً پشیمونی که یه خونه تمام شیشه‌ای خریدی

آره، صد در صد

ولی اینجا رو تبدیل کردم به یه قلعه

شیشه‌های ضد گلوله رو همه پنجره‌ها

سیستم هشدار سیم‌کشی شده با پشتیبان‌گیری داخلی

حتی رو تپه هم سنسور حرکتی گذاشتم

در واقع، اونقدر مطمئنم

که خونه‌م غیرقابل نفوذه که می‌خوام یه چرت بزنم

در حالی که تو نمی‌تونی بیای تو

- خوبه - خوب بخوابی

حتماً می‌خوابم

سیستم فعال شد

خیلی خب

چطوری... چط... چطوری... چطور؟

اینم می‌شه دو تا بلیط لیکرز دیگه

♪ واو، او، او، او، او، او، او ♪

♪ من برات برنده می‌شم ♪

♪ همونطور که می‌دونم ازم می‌خوای ♪

می‌دونم متاهله

ولی نمی‌تونم آنجلا لوپز رو از سرم بیرون کنم

همه چی تمومه. طرز کار کردنش رو پرونده‌ها...

داری به چی گوش میدی؟

چرا کمک نمی‌کنی بچه‌ها رو آماده کنم؟

هیچی، فقط چیزای کاریه

که تو نباید بشنوی

- چرا ناراحت به نظر میای؟ - نیستم

یکم هستم. بخاطر نوارهای بلره

فکر کردم تموم شده

شده

یعنی هنوز دارم بعضی از پرونده‌های

فساد باز رو پیگیری میکنم

- چیز مهمی نیست - به نظر مهم میاد

حالا میای کمک کنی بچه‌ها رو ببریم بیرون؟

باید بریم

شب اول تو بهشت چطور بود؟

اگه زندگی اشتراکی با یه مشت پلیس میانسال

که اکثراً طلاق گرفتن تو یه پارکینگ

بهشته، پس نمی‌خوام ببینم بهشت واقعی چه شکلیه

صبح بخیر

- سلام - چه خبر شده؟

هی، ازم خواسته بودی حواسم به

به جیسون و جبهه جنوبی باشه

آره

گراهام صبح زود یه قتل دوتایی گرفته (قتل دو نفر در یک صحنه جرم)

مظنونی که بازداشت کردیم قبلاً با جبهه کار می‌کرده

شایعه‌ها میگن قبل از دعواشون با جیسون رفیق بوده

قبل از اینکه به هم بریزن

- ممنون - آره

- مدیونتم - اوهوم

من عاشق بلیط‌های لیکرزم

با تیم حرف زدی؟ با تیم حرف زدی

برادفورد، چن، بیاین دفترم همین الان

- چیکار کردی؟ - من؟ هیچی

تو چیکار کردی؟ تو همیشه دردسر درست می‌کنی

می‌خواستم مخالفت کنم ولی با توجه به سابقه اخیرم

حرف منطقیه

به گوشم رسیده که شما دو نفر

سر تازه کارهاتون شرط می‌بندین

- قربان، من... - تقصیر منه

- اینکارو نکن - چه کاری؟

خودتو ننداز جلو نارنجک. نیازی نیست ازم محافظت کنی

منظورم این نبود. فقط دارم...

ببخشید که حرفتونو قطع می‌کنم ولی می‌تونیم برگردیم

به جایی که داشتین سرمون داد می‌زدین؟

بله قربان. ببخشید

شهر لس آنجلس

دویست و پنجاه هزار دلار از پول مالیات دهندگان رو

روی هر کدوم از این تازه کارها سرمایه‌گذاری کرده

پس اینجا نیستن که باهاشون سرگرم بشید یا اینکه

هر خواسته عجیب و غریبی که دارید رو برطرف کنید

- قربان، من... - حق با شماست

این کار درست نبود

البته ما سر پول شرط نبستیم

که البته این مهم نیست

از امروز تمومش می‌کنید

و برای اطمینان، تازه کارهاتون رو با هم عوض می‌کنم

- بله قربان - بله قربان

حالا برید

باشه

ببین، متاسفم که توی دردسر انداختمت

فقط... نمی‌خوام قهرمان بازی دربیارم

- ولی ایده شرط بندی از من بود - درسته، ولی منم قبول کردم

هی، می‌دونی... اوم...

گری گفت رقابت تموم شده

ولی نگفت چه ساعتی

و با این جابجایی تازه کارها، این بهترین فرصته

که روش‌های همدیگه رو چک کنیم

پس میگی یه کم جای مانور داریم؟

یه شیفت آخر برای تعیین برنده؟

من چیزی نمیگم...

- با صدای بلند - هوم

هوم

آره. باید برم

هی، همه چی آماده‌ست. راه میفتی؟

اوم، چند دقیقه دیگه. اول باید یه کاری انجام بدم

باشه

- خودم تنهایی - اوه، باشه حتماً

هی، کیت

اوم، مظنون قتل دوتایی تو کدوم سلوله؟

سلول ۳، تنهاست

گراهام خواست تنها نگهش داریم

باید درباره یه چیزی باهاش حرف بزنم

- اسمش چیه؟ - اوم، دنیل گودوین

- مرسی - به گراهام خبر بدم؟

نه. بعداً بهش میگم

دنیل گودوین

چیه؟

شنیدم قبلاً با جیسون وایلر می‌پلکیدی

- نظری ندارم - نیازی به نظرت ندارم

فقط یه آدرس می‌خوام یا اسم یه نفر که

آدرسشو بدونه

منم می‌خوام چند تا شاهد خفه شن

تا مجبور نشم ۳۰ سال بعدی رو تو پلیکان بی بگذرونم

- تو اینکارو برام می‌کنی؟ - نه

ولی این موضوع برای من خیلی شخصیه

فرار جیسون جون زنم رو به خطر انداخته

اگه چیزی بهم بگی، با دادستان حرف می‌زنم. شاید...

داری چه غلطی می‌کنی با مظنون من حرف می‌زنی؟

نه. نه، من... نمی‌خوام تو کار شما دخالت کنم

اون درخواست وکیل کرده

یعنی تا وقتی وکیل نداشته باشه نمی‌تونیم باهاش حرف بزنیم

ممکنه بدونه جیسون وایلر کجاست، شوهر سابق بیلی

باید قبل از اینکه برگرده خونه برش گردونم زندان

درکت می‌کنم، ولی دن گودوین

دیشب دو تا نوجوون رو خونسردانه کشته

نمی‌ذارم کاری کنی که محکومیتش به خطر بیفته

یه بار دیگه نزدیکش بشی

یه نامه توبیخ می‌گیری

- فهمیدی؟ - نه، من... البته

البته

صبح بخیر

خب، افسر پن، امروز با من میای

ریدلی، تو هم با سرجوخه برادفورد میری

چه خبره بچه‌ها؟ سلام

یه خانم خوشگل داره

سعی می‌کنه توجهت رو جلب کنه

- وای خدای من - ریچل

- سورپرایز! - سلام!

- سلام - دختر، خیلی خوب شدی

مرسی!

احتمالاً از پسرای روستایی خوشش میاد

نه بابا، احتمالاً از من خوشش میاد

کاش کلاه کابوییم رو پوشیده بودم

ببخشید که بی‌خبر اومدم

و اینکه این مدت غیب شده بودم

خب، تو این شش ماه آخر

ولی راستش

نیویورک بدجوری منو له کرد

کارم رو از دست دادم، بعدش خونه‌م رو

و خجالت می‌کشیدم

نمی‌خواستم زنگ بزنم و

- همه مشکلاتم رو بریزم رو... - چی؟

موفقیت‌های هیجان‌انگیزت تو لس آنجلس

پس یه بلیط گرفتم برگشتم خونه، مستقیم از فرودگاه

اومدم اینجا

چمدون‌هام دم دره

- اوه، واو، باشه - آره

خیلی حرف زدم. حالا نوبت توئه که حرف بزنی

همه چیو برام تعریف کن

باید تو گوشیم اسمت رو عوض کنم به کارآگاه لوسی چن؟

تو و تیم هنوز کاغذ دیواری و اسم بچه انتخاب نکردین؟

اوه، نه و نه

اوم، نمی‌خوام خبرهای بدت رو بدتر کنم

ولی، اوم، من کارآگاه نشدم

و... و من و تیم از هم جدا شدیم

خب، اون ولم کرد، پس... اینم از اخبار من

و در واقع، تامارا هم رفته

پس این بوده... آره، من...

الان دارم همه مشکلاتم رو میریزم بیرون، نه؟

- ببخشید - نه، من متاسفم

به درک

اون یه احمقه، درسته؟

راستش، فکر می‌کنم همه چی به نفع منه

سلینا الان هم‌خونه‌مه، که خیلی باحال شده

پس، اوم، این یعنی احتمالاً

یه تخت اضافه نداری که من روش بخوابم

تا زندگیم رو جمع و جور کنم؟

نه، ولی یه مبل خیلی راحت دارم

و تا هر وقت که بخوای مال توئه

ممنون

هی، تازه کارها با این جابجایی اوکی شدن؟

آره

- ریچل - سلام

- سلام - اینجا چیکار می‌کنی؟

اوم، انگار قراره برگردم لس آنجلس

هنوز جایی ندارم، ولی لوسی خیلی مهربونی کرد و

- مبلش رو بهم پیشنهاد داد - عالیه

اینم کلیدهای آپارتمان

راحت باش

- بعد از شیفت می‌بینمت - تو بهترینی. مرسی

می‌دونستی داره میاد؟

نه، غیبش زده بود

عادتشه

برادفورد، چن

یه فراری تو ملروز هیل داریم

یه دزد به دو تا خونه دستبرد زده

به صاحبخونه‌ها حمله کرده و یه اسلحه دزدیده

بخش هالیوود تونسته منطقه رو محاصره کنه

ولی نیاز دارم شما دو تا برید ایست بازرسی بذارید

هویت مظنون رو دارن؟

- آره، اوم، دکلن گرنجر - آنجلا؟

چی شده؟

یه نفر با روش مشابه دزد لارچمونت

تو ملروز هیل گیر افتاده

از گشت خواستن تو شکار کمک کنن

- عالیه - خرابش نکن

فکر کنم منظورت اینه که ممنون از کار سنگینی که کردی

فکر کنم تشکر رو میذارم

برای وقتی که دستبند زده شد

شخصاً الان دوست دارم یه تشکر بشنوم

فکر می‌کنم روش خوبیه برای شروع روز

می‌دونی، ممنون

و من دوست دارم افسرهای آزادی مشروطم

از دستورات پیروی کنن و برن تو خیابون

- قربان - باشه

- هی، یه سوال سریع - حتماً

اوم، کارآگاه گراهام یه مظنون قتل دوتایی

بازداشت کرده که ممکنه بدونه جیسون کجاست

- چی؟ - هیچی. ادامه بده

خب، تا معامله نکنه حرف نمی‌زنه

آه، این اتفاق نمیفته

اون دو تا دانش‌آموز ممتاز رو کشته حسابی مجازاتش می‌کنیم

- حتماً یه راهی هست - نیست

حداقل با اون نیست

ولی ما تنها کسایی نیستیم که روش نفوذ داریم

باید اهرم فشار مناسب رو پیدا کنی

- ممنون - خواهش

خوارز، داریم می‌ریم

کجا می‌ریم؟

ویژگی‌های زمین‌شناسی در متن

ویژگی‌های زهکشی...

میانه‌ها...

- خانم گودوین؟ - اوه

اگه درباره دنیله، به کارآگاه گفتم

سال‌هاست باهاش حرف نزدم

خب، هم هست، هم نیست

من تو پرونده فعلیش دخالتی ندارم

ولی به اطلاعاتی از اون نیاز دارم

تا به یکی از اعضای خانواده‌م کمک کنم

و نیاز دارم شما این اطلاعات رو برام بگیرید

چرا باید اینکارو بکنم؟

خب، می‌دونیم یه پسر دیگه دارید، کیث؟

چند باری با پلیس لس آنجلس درگیر شده

اونا سوءتفاهم بودن اون پسر خوبیه

مثل برادرش نیست

و اگه یه وقت اتفاق بیفته

و سوءتفاهم دیگه‌ای پیش بیاد

من اونجا خواهم بود تا مراقبش باشم

در حد معقول

حرفش درسته؟

اون بهترین مردیه که می‌شناسم، و اگه بتونه کمک می‌کنه

پنج شرط ورود به خونه شخصی چیه؟

اوم، الان باید اینو بگم؟

موقعیت‌های پرخطر دقیقاً وقتیه که تازه کارها

- اسم خودشونم یادشون میره - باشه

باید بدونم می‌تونی وقتی اوضاع جدی میشه تمرکز کنی

درسته، خب، پنج شرط ورود به خونه شخصی

رضایت، تعقیب فوری، شرایط اضطراری

با حکم قضایی، در پی...

- تازه کار، بهم شلیک شده! - باشه، اینو بلدم

اوم، ما تو ویلتون و ملروز هستیم

نزدیکترین بیمارستان سنت استیونه

- افسر چن بهت گفته بود؟ - نه، من نمی...

تو با قدرت ماورایی جواب رو قبل از سوال می‌دونستی؟

- شاید، فکر کنم - چی دیگه بهت گفته؟

هیچوقت کمربندت رو روی در دستشویی نذار

رادیوت رو از مواد منفجره دور نگه دار

و اگه منو به پلیسی که به نظر تنبل میاد منتقل کردن

- احتمالاً یه آزمایشه - باشه، خوبه

فقط باید خلاقانه‌تر عمل کنم

بالاخره

آره، همسایه‌ها یکم عصبانین؟

بیشتر از یکم

می‌تونید اینجا رو تحویل بگیرید؟

باید بریم کمک بقیه واحدها برای گشت خونه به خونه

آخرین بار ۱۰ دقیقه پیش دیده شده

- ۱۲ بلوک اونورتر - مشکلی نیست

- موانع رو می‌ذاریم - آره

باشه، برو کمک ست با موانع

- چشم عزیزم - صبر کن

سروان برادفورد اجازه میده بهش بگی "عزیزم"؟

- نه خانم - عذر می‌خوام

گاهی لهجه تگزاسیم... در میره

آهان

سلام. با ست چطور پیش میره؟

عالی، چون شما آموزشش دادید

من تربیتش کردم، چیزی که به نظر نمیاد

با پن کرده باشی. "عزیزم"؟

- دیگه تکرار نمیشه - حتماً

پن، با من بیا عزیزم

- ریدلی، خط رو نگه دار! - فهمیدم

تکون نخور

بهش گفتم این ایده بدیه

اون طعمه‌ست

هی، وایسا

- ست، برو تو مغازه - بریم!

مرکز، ۷-آدام-۱۰۰، کد ۳ نیروی کمکی

در تعقیب مظنون سرقت

کت مشکی، جین آبی به سمت جنوب خیابون ویکتوریا

موازی با ۷-آدام-۱۹

تمام خروجی‌های محله رو مسدود کردیم

نمی‌تونه فرار کنه

باید شلیک می‌کردم؟

اون... اون... اون مسلحه می‌تونه یکی رو بکشه

نه، ببین، تهدید فوری نبود، باشه؟

سوال پیچیده‌ایه

می‌تونیم بعداً بررسیش کنیم

بعد از اینکه مظنون رو دستگیر کردیم

آژیر رو خاموش کن

صدای موتور می‌شنوید؟

نه

پس یا خیلی ازمون دور شده یا...

- موتور رو ول کرده - اوناهاش

- وایسا! - تعقیب پیاده

مظنون به سمت شمال از پارک رد شد

به سمت خیابون ویکتوریا

- پلیس لس آنجلس! - وایسا!

خدای من! کمک!

- هی، پلیس! - همونجا بمون!

هی، همونجا بمون

- بیا، از این طرف - از این طرف. این طرف

پن، ریدلی، وارد اون خونه نشید!

- محیط رو حفظ کنید! - اون اسلحه داره!

عقب وایسید، وگرنه می‌کشمش!

حالا چی؟

بگو

گرنجر یه گروگان گرفته، کشوندش تو خونه

و تازه کارهای ما رفتن دنبالش... از در کناری

پس، به جای یه قربانی برای نجات الان سه تا داریم

باید از اون خونه بیاریمشون بیرون

سعی کردم جلوشون رو بگیرم که نرن تو

- و گوش نکردن؟ - همه چی خیلی سریع اتفاق افتاد

اگه با بیسیم حرف بزنیم، ممکنه موقعیتشون لو بره

پس یه پیام لعنتی بفرست

- آه! - داری اذیتم می‌کنی

ساکت

الان دستور رسید که عقب بکشیم

یگان ویژه باید زود برسه

اوه، اونا نمیان داخل

تا وقتی که درک بهتری از اوضاع پیدا کنن

و تا اون موقع، ممکنه مرده باشه

ولی ما دستور داریم

یه پیام گرفتی که هیچوقت ندیدی

چون داشتی روز رو نجات می‌دادی

من با این راحت نیستم

باشه، باشه، باشه

خب، پس... بیا... یه راه وسط پیدا کنیم

میریم یه نگاهی می‌ندازیم، بعد می‌تونی پیام بدی

- گزارش وضعیت رو بفرستی - باشه، این خوبه

مثل اینه که، اوم، داریم برای یگان ویژه شناسایی می‌کنیم

مگر اینکه فرصتی برای مداخله پیش بیاد

و چرا فکر می‌کنم که پیش میاد؟

چون خداوند دوستم داره

- من چی؟ - منم دوست داره؟

یا قراره بهم شلیک بشه چون فکر می‌کنی

محافظت الهی داری؟

کدوم جواب تو رو از این آشپزخونه میاره بیرون؟

- کس دیگه‌ای تو خونه هست؟ - نه

- راستشو بگو - نه، فقط خودمم

- ولم کن - بیا

نقشه چیه؟

می‌خوام یواشکی برم تو

و وقتی حواسش نیست بپرم روش

- این نقشه افتضاحه - نقشه بهتری داری؟

- آره - آره، دارم

- لطفاً بهم آسیب نزن - خفه شو!

باید فکر کنم

مامان؟

تو که گفتی تنهایی

نمی‌خواستم بهش آسیب بزنی

مامان، براونی داریم هنوز؟

بگو بیاد اینجا

عزیزم، بیا تو اتاق نشیمن پیشم

الان یه کم سرم شلوغه

مامان، این همه ماشین پلیس بیرون چیکار می‌کنن؟

تکون نخور

بندازش! بندازش زمین!

بازداشتی

- انگشتاتو قفل کن تو هم - وای خدای من

باورم نمیشه واقعاً جواب داد

- گرفتیش شریک؟ - آره گرفتمش شریک

- می‌خوای با بی‌سیم گزارش بدی؟ - آره آره

آره درسته. اممم، مظنون دستگیر شد، کد ۴

- فکر کنم سکته کردم - گفت کد ۴؟

با دنیل حرف زدم

حاضر نشد به پلیس کمک کنه

به عنوان برادر خیلی بهتر از پسر بودنشه

گفت بهت بگم که رفیقاش

نتونستن اون مردی که ازش پرسیدی رو پیدا کنن

ولی هنوز دست از گشتن برنداشتن

یه نفر از بیرون استخدام کردن، اِل مالوادو رو

نگفت این کیه؟

مالوادو یه افسانه‌ست...

مثل لولو خورخوره‌ی خلافکارا

خبرچینی نکن وگرنه مالوادو میاد سراغت

- ساختگیه - کی ساختگیه؟

- مالوادو؟ - نه، اون قطعاً واقعیه

افسانه‌ها که این همه جنازه لب مرز نمیذارن

ظاهراً جبهه جنوبی

استخدامش کرده که جیسون رو بکشه

چیزی درباره‌ش یادت میاد؟

آدمای خاصی که گفته میشه کشته؟

می‌تونم پرونده‌های قدیمیمو بگردم

ولی اگه مالوادو دنبال جیسونه، پس مرده متحرکه

که برای تو خبر خوبیه

بهترین کار اینه که بری کنار

بذاری طبیعت کار خودشو بکنه

آره، من اینجوری نیستم

عدالت یعنی جیسون برگرده زندان

نه اینکه تو یه قبر بی‌نشون دفن شه

عجب حرکتی بود

دیدی همسایه‌ها چجوری با گوشیاشون فیلم می‌گرفتن؟

- این وایرال میشه - جدی فکر می‌کنی؟

- حتماً میشه - اون خانومه چجوری بغلت کرد؟

اوه، این فردا میره

تو صفحه اول لس آنجلس تایمز!

فکر می‌کنی زودتر فارغ‌التحصیل شیم؟

عمراً

واقعاً نمی‌فهمی الان چه خبره؟

- دارن درباره ما حرف می‌زنن؟ - آره

و این قیافه خوشحال گری نیست

مگه گری قیافه خوشحالم داره؟

الان وقتش نیست. ولی ما جون اون زنه رو نجات دادیم

آموزشاتونو نادیده گرفتین و کار همه رو

- ده برابر سخت‌تر کردین - بیخیال رفتن به پی۲

شانس بیارین همین امروز اخراجتون نکنه

تا آخر شیفت تو ایستگاه می‌مونین

که... که چیکار کنیم؟

از نظر فنی هیچکدوممون شرط رو نباختیم

مساوی شد

هر جور بهش نگاه کنی باخته

منو باش فکر می‌کردم کمک به گری

با قبول مربیگری موقت به نفع شغلمه

در عوض احتمالاً فقط یه نقطه سیاه دیگه

ببین، تا وقتی مقامات اخراجشون نکنن

هنوز وقت داریم تبدیلشون کنیم به پلیسای خوب

اونوقت تو برنده میشی

احتمال اینکه اخراج نشن چقدره؟

- خیلی کم تا هیچ - آره

فقط میگم، درست نیست

آره موافقم، ولی معامله‌ها شریان حیاتی

سیستم قضایی ما هستن

ببین، من درباره معامله‌های قضایی حرف نمی‌زنم

که بیشتر ازشون استفاده می‌کنن

تا با منابعمون مردمو تحت فشار بذارن

من دارم درباره مجرمای خشن حرف می‌زنم

که معامله‌های عالی می‌کنن تا پلیس

بتونه مجرمای خشن دیگه‌ای رو دستگیر کنه

که اتفاقاً تو سلسله مراتب بالاترن

- این مرغه عالیه - ممنون

البته نمی‌تونم افتخارشو به خودم بدم

لیلا قبل اینکه بره خونه دوستش درستش کرد

- هوم - دختره استعداد داره

و بازم میگم، نمی‌خوام باهات بحث کنم

ولی تو این مورد ما حتی پیشنهاد معامله هم ندادیم

حتی با اینکه مظنون ممکنه اطلاعات مهمی داشته باشه

درباره محل مخفی شدن یه زندانی فراری

یه زندانی فراری که داره تهدید میکنه

- یکی رو که برامون مهمه - آره، درسته

نه، میدونم

ولی اون مظنون کشته

دو تا دانش‌آموز ممتاز رو که پدر و مادر پولدار داشتن

حالا میتونی واقعاً، واقعاً بگی

که همین برخورد رو میکردیم

اگه قربانی‌ها از شرایط متفاوتی میومدن؟

خب، من دیگه این بحث رو تمومش میکنم

همه کسایی که دور این میز نشستن خیلی خوب میدونن

که چه بی‌عدالتی‌هایی تو سیستم قضایی هست

و همه‌مون داریم سعی می‌کنیم این کمبودها رو

به روش خودمون حل کنیم

آره، ولی همه تو دادستانی مثل ما فکر نمی‌کنن

خیلی ممنون که گذاشتی اینجا بمونم

دختر، نگرانش نباش

من فقط... خیلی خوشحالم که می‌بینمت

دلم... دلم برات تنگ شده بود

ولی؟

ولی کاش می‌تونستی بهم اعتماد کنی

و درباره همه چیزایی که داری ازشون رد میشی بهم بگی، میدونی؟

یعنی...

تو درباره جدا شدنت از تیم بهم می‌گفتی؟

نمی‌دونم

یه جورایی... یه کم عجیبه تو هم باهاش قرار گذاشته بودی

- صبر کن - تو با تیم قرار میذاشتی؟

آره، هزار سال پیش

- لوسی ما رو بهم معرفی کرد - آره

- و هنوز با هم دوستین؟ - خب، آره

آره، اولش یه کم برام عجیب بود

ولی، خب، وقتی من و تیم با هم شروع کردیم بهش زنگ زدم

- و درباره‌ش حرف زدیم - آره

و راستش، اونا خیلی بیشتر به هم میومدن

- رفاقت دخترونه از همه چی مهم‌تره - عاشقشم

میدونی، باید بگم

یه کم برام عجیبه که از هم جدا شدین

آره، برای خودمم همینطور پارسال خیلی اتفاقا افتاد

نمیدونم... کلی کار کردم که بتونیم با هم باشیم

و همه چی تو صورتم منفجر شد

ولی یه درس خیلی مهم یاد گرفتم

باید رو شغلم تمرکز کنم

پس دیگه عشق و عاشقی تو اداره تعطیل

- عالیه - و میدونی چیه؟

- دیگه حرف تیم رو نمیزنیم - آره

حداقل امشب نه

- من میرم آماده شم برای خواب - باشه

- شب بخیر - شب بخیر

احیاناً چیزی از نولان پیش خودت نداری؟

یه چیز شخصی؟

- فکر نکنم - چرا؟

نگرانشم بخاطر جیسون داره قاطی میکنه

آها. خب چرا یه چیز شخصی میخوای؟

- برای طلسم محافظت - آها. خب، باشه

اون... اون احتمالاً... با یه خواب خوب حالش خوب میشه

- آره - آره

ترجمه و زیرنویس توسط اپلیکیشن فیلامینگو Amir_Novan :مترجم

بیا دیگه

بله، افسر جان نولان هستم

به دو تا واحد نیاز دارم بفرستید خونه‌م

برای یه احتمال ورود غیرمجاز

کی اونجاست؟

دستاتو نشون بده

- وای خدا - بهم شلیک نکن!

چطوری اومدی تو؟

در باز بود، یا از روش پریدم

دقیقاً یادم نمیاد مست کردم

دنبال خونه مارنی می‌گردم بهترین دوستمه

ولی نمیدونی کجا زندگی میکنه؟

نه، کاملاً میدونم کجا زندگی میکنه

ولی گفتم که مست کردم

با ماشین اومدی اینجا؟

نه، خنگول

البته فکر نکنم

تو کی بودی باز؟

من همون یارویی‌ام که اومدی تو خونه‌ش

سلام، جان نولان هستم

اون گزارش ورود غیرمجاز رو کنسل کنید

ممنون

اوم، خب، الان خیلی هوشیارتر شدم

و تو هم معلومه استرس داری پس من میرم دیگه

فکر خوبیه

لطفاً رانندگی نکن

♪ به اسممون لعنت میفرستی ♪

♪ وقتمونو هدر میدی ♪

♪ همه رو مجبور میکنی ♪

♪ تو صف وایسن ♪

♪ یه انقلابی در راهه ♪

♪ که نمیتونی جلوشو بگیری ♪

♪ بهتره فرار کنی ♪

♪ اوه، اوه، اوه ♪

- نولان - اداره آتیش گرفته؟

نه

چون فقط به این دلیل میتونی

نصف شب مزاحم یه نفر بشی

مخصوصاً وقتی که فردا روز تعطیلشه

پس می‌بینمت... ام... ۱۷ ساعت دیگه

اصلاً میدونی یه روز چند ساعته؟

ساعت ۴ صبح، نه نمیدونم

اسمیتی، اسمیتی، این... این مهمه

تو... تو اولین افسری بودی که رسیدی سر صحنه

قتل جولیان پاور تو سال پیش

- آه، آره - کار وحشتناکی بود

- چی شده؟ - خب، تو یادداشتات نوشتی

که یه کادیلاک سدان مدل بالا دیدی

که با سرعت مشکوکی از منطقه خارج شد

حتی یه قسمت از پلاکشم نوشته بودی

هیچکس نمیتونه بگه کوئیگلی اسمیتی دقیق نیست

آره، واقعاً... واقعاً دقت خیلی خوبی کردی

عجیبه، نه؟

ولی کارآگاه پرونده این سرنخ رو دنبال کرد؟

نه، قربانی با شریک سابق تجاریش مشکل بزرگی داشت

تقریباً مطمئن بودن کار اون بوده

فکر میکردن کادیلاک ربطی به قضیه نداره

- موفق باشی - ممنون

اوم، خوب بخوابی

آه!

قسم میخورم، نمیدونم کجاست

آه!

داری دروغ میگی

من چند ماهه

با جیسون حرف نزدم!

حتی اگه راست بگی هم مهم نیست

نصف دوجین راه هست

که میتونی اطلاعاتی که میخوام رو داشته باشی

- بدون تماس مستقیم - باشه، ببین...

دست از این ادای آدم سرسخت‌ها در آوردن بردار و حرف بزن

پلیس

اسلحه رو بنداز، دستاتو نشون بده

میخوای از پشت بهم شلیک کنی؟

اگه مجبور شم

جان نولان!

- عجب حقه‌ی باحالی - چطور صدامو شناختی؟

تحقیقاتمو میکنم

اینجوری زنده میمونم و به هدفم میرسم

تو این زندگی باید خودت شانستو بسازی

خب، انگار شانست به یه مانع جدی برخورد کرده

- حالا اسلحه رو بنداز - این احمقانه‌ست

ما یه هدف مشترک داریم... نابودی جیسون وایلر

و رفیقمون اینجا میدونه کجاست

- نه، نمیدونم - خفه شو!

فقط کافیه بری، و مشکلاتت تموم میشه

نمیتونم این کارو بکنم

اخلاقیات واقعاً کلافه‌کننده‌ست

نه! همونجا بمون!

حالت خوبه؟ گلوله رد شد؟

همینجا فشار بده

صبر کن

- تلفن‌ها اینجا کار نمیکنن - آره، فهمیدم

از اونجایی که رفت راه خروج هست؟

نه، فقط میره عمیق‌تر تو ساختمون، موتورخونه

باید منو از اینجا ببری بیرون، باشه؟

به آمبولانس نیاز دارم

آره میدونم، ولی نمیتونم بذارم فرار کنه

و فکر نمیکنم تو هم بخوای بذارم

چون بازم میاد سراغت

درسته. حالا درباره جیسون وایلر چی میدونی؟

هیچی داداش

دارم سعی میکنم نجاتت بدم... بگو چی میدونی

باشه، شنیدم با یه زنی زندگی میکنه

- قسم میخورم. همین رو میدونم - باشه

همینجا رو فشار بده، باشه؟

فشارش بده

میرم بگیرمش قبل از اینکه بتونه دور بزنه و بیاد سراغمون

اگه قراره اخراج بشیم

یکی باید زنگ میزد، نه؟

مگه اینکه بخوان حضوری بگن، و سروان بردفورد

قطعاً از اون جور آدماست

هی، اگه منو بندازن بیرون

نمیدونم باید چیکار کنم

- اوه، درست میشه - تو که تو ماشین زندگی نمیکنی

منو بندازن بیرون، باید تو استراحتگاه بین راهی بخوابم

و تو سرکل کی شوگرلند کار کنم

پن، ریدلی، بیاین دفترم، زود!

منو تو موقعیت سختی قرار دادین

از یه طرف، گند زدین حسابی

از طرف دیگه، میگن یه هشتگی راه افتاده

#قهرمان‌های_تازه‌کار... از دیشب ترند شده

#قهرمان_جذاب رو هم دیدم

- کدومتون جذابه؟ - من

بسه

سروان بردفورد، من چقدر به نظر آدمای معتاد به اینترنت اهمیت میدم؟

هیچی قربان

درسته

ولی ما داریم با یه رسوایی فساد در جریان

و یه بحران روابط عمومی سر و کله میزنیم

و بهم گفتن که نمیتونیم

دو تا "پلیس قهرمان" رو اخراج کنیم

ممنون قربان

شانس دوم رو هدر نمیدیم قربان

اوه، این یه شانس دوم نیست پسر

و چرا اینطوره، افسر چن؟

چون شانس دوم یعنی شروع از صفر

دقیقاً

شما دو تا... روی لبه یه یخ خیلی نازک راه میرین

فهمیدین چی میگم؟

بله قربان

قربان، یه موضوع مهم هست

نولان رو هیچ جا پیدا نمیکنم

دیگه مثل قدیم نمیسازنشون

و مطمئناً دیگه مثل قدیم کار نمیکنن

باشه

فکر کنم گلوله‌هات تموم شده، مالوادو!

نشده

ولی کنجکاوم چرا فکر میکنی تموم شده

تو یه گلاک ۲۶ داری

اسلحه عالیه برای حمل مخفیانه

ولی فقط ۱۰ تا گلوله جا میگیره

تو تا الان ۲۰ تا شلیک کردی

و فکر نمیکنم از اون آدمایی باشی

که بیشتر از یه خشاب یدکی همراهت باشه

چرا اینجوریه؟

تو به حرفه‌ای بودنت خیلی می‌نازی

اگه بیشتر از ۲۰ تا گلوله لازم داشته باشی

یعنی گند زدی حسابی

و فکر کنم اونقدر به خودت مطمئنی که

فکر می‌کنی همچین چیزی هیچوقت واست پیش نمیاد

غرور قبل از نابودی میاد

و تکبر قبل از سقوط

امثال، فصل ۱۶، آیه ۱۸

تو آدم مذهبی هستی، جان

مادرم

فکر می‌کرد انجیل برای کارش

ابزار خوبیه

حالا اون تفنگو میندازی بیرون

و آروم میای بیرون

دستاتم خالی باشه

برگرد

دستا رو سرت، انگشتاتو قفل کن تو هم

یه ذره تکون بخوری شلیک می‌کنم

مطمئنم یه جور نینجایی چیزی هستی

ولی من غرور ندارم که باهات دعوا کنم

پس تکون بخوری، مُردی. فهمیدی؟

آره

گرفتمش

- اوه اوه - خفه شو

زانو بزن

زانو بزن

وای نه

لعنتی

می‌خوای برم دنبال کمک؟

تلاش خوبی بود

تنها راهته که جونشو نجات بدی، جان

حداقل دو لیتر خون از دست داده

اگه فشارو برداری خونریزی می‌کنه می‌میره

پس نولان خونه نیست

در زدن و یه نگاهی انداختن

ولی نمی‌تونستن برن تو

مگه اینکه با ماشین بکوبن به دیوار

هیچ نشونه‌ای از ورود با زور نیست وانتشم نیست

سعی می‌کنم جی‌پی‌اس و گوشیشو ردیابی کنم

خب به نظرتون چی شده؟

یکی موقع رفتن سر کار بهش حمله کرده؟

طبق گزارش نگهبانی

نولان ساعت ۳ صبح برگشته اداره

و دم صبح رفته

حتماً به جیسون ربط داره

بیلی هفته دیگه برمی‌گرده، اونم وسواس گرفته

- که قبلش بگیرتش - دنبال مالوادو می‌گرده

آره، یعنی انگار پیداش کرده، نه؟

نه، اگه به بن‌بست خورده بود الان اینجا بود

حداقلش جواب تلفنشو می‌داد

باید تحقیقاتشو از اول دنبال کنیم

دارم همین کارو می‌کنم

خب، به نظر میاد

حدود ساعت ۳ صبح پرونده‌شو باز کرده

می‌دونم با کی باید حرف بزنیم

- چیه؟ - امروز تعطیلمه

آخرین بار کی با نولان حرف زدی؟

ساعت ۴ صبح منم بیدار کرد

- چی می‌خواست؟ - یه چیزی درباره یه کادیلاک

هی، ردیابی گوشی نولان به جایی نرسید

ولی آخرین سیگنالش تو مرکز شهر نزدیک خیابون اسپرینگ بوده

بریم

خواهش می‌کنم

داری اشتباه بزرگی می‌کنی، جان

مهمترین قانون پلیس بودن محافظت از مردمه

چطوره بیای اینجا، تو فشار بده

- من برم دنبال کمک؟ - شرمنده

تنها فشاری که قراره وارد کنم رو خودته

بهم گفت جیسون کجاست

تو بیا کمکم، منم کمکت می‌کنم

حق با تو بود. نمی‌تونم بذارم بمیره

جدی؟

انتظار داری باور کنم یهو نظرت عوض شد؟

انتظار دارم باور کنی که جون این مرد

از جیسون با ارزش‌تره

وقتی کار به جاهای باریک بکشه کار درستو می‌کنم

باشه

آروم. آروم، آروم

گرفتیمت

خب، می‌برمت جایی که آنتن بده

درد داره

ولی اگه نبرمت می‌میری، باشه؟

- هی! - خدا!

- نولانو پیدا کردیم - زیرزمین تئاتر

آمبولانس خبر کن

باید سریع ببریمش بیمارستان

درخواست آمبولانس به موقعیت ما

یه مرد ۵۰ ساله با زخم گلوله داریم...

می‌بینمت

- هی - هی

چطوری؟

چندتا خراش و زخم، سردرد وحشتناک

ولی تری حالش خوب میشه، پس بگو بُردیم

- هوم - خبری از مالوادو نشد؟

نه، وقتی یگان ویژه رسید خونه خالی بود

ماشینم ول کرده بود

باید قبول کنی یه حرفه‌ای مثل مالوادو

همه جا ساک آماده داره و کلی هویت جعلی

که بتونه ازشون استفاده کنه

آره، تعجبی نداره ولی بازم ناامید کننده‌ست

آره، فکر کنم هنوز یه شانسی هست

که مشکل جیسونتو حل کنه

آره، ولی اینجوری نمی‌خوام حل بشه

- آره، معلومه - منم همینطور

خب، واسه امشب برنامه خاصی داری؟

فقط اگه درآوردن سیستم دزدگیری که

- تازه نصب کردمو برنامه خاص حساب کنی - چی شده مگه؟

زیادی شلوغش کردم خیلی پیچیده‌ست

خیلی سعی کردم جیسونو از خونه‌م دور نگه دارم

آخرشم فقط گذاشتم تو ذهنم نفوذ کنه

هوم

من و بیلی نمی‌تونیم با ترس زندگی کنیم

اینجوری جیسون از قبل برنده شده

باید این وضعیتو قبول کنیم

تا وقتی که اون روانی عوضی رو از خیابونا جمع کنیم

- دقیقاً - خوشم اومد

آره، حالا فقط باید یکیو پیدا کنم که

یه سری وسایل امنیتی درجه یک

که یکمم استفاده شده رو ازم بخره... اونوقت عالی میشه

هوم، فکر می‌کنی منطقه ۵۱

دنبال ارتقای سیستمش باشه؟

من فکر کردم شاید آرشیو مخفی واتیکان بخواد

هوم

- فکر می‌کنی جاش می‌مونه؟ - اوه، آره

- سلام - سلام

امیدوارم شب اول برگشتت خوب بوده باشه

آره خوب بود. خوبه که وقتی میری تو یه اتاق

دیگه مجبور نیستی هفده لایه لباس دربیاری

من... اوم...

راستش می‌خواستم باهات حرف بزنم

چون نمی‌خوام بینمون حس عجیبی باشه

می‌دونم یه جورایی غیب شدم، ولی...

نه، من کاری که داری می‌کنی رو درک می‌کنم

ولی واقعاً لازم نیست برام توضیح بدی

- من نیازی به جمع‌بندی ندارم - ولی من دارم

ببین، اگه قراره دوباره تو زندگی هم باشیم

می‌خوام با هم روراست باشیم

می‌دونم که رابطه‌مون خیلی بی‌سر و صدا تموم شد

و متأسفم که در تماس نبودم

همش داشتم کار می‌کردم، بعدشم شرکتم کوچیک شد

و فقط سعی می‌کردم سرمو بالای آب نگه دارم

تا اینکه دیگه نتونستم، و الان اینجام

ولی لوسی دوستمه

و دوست دارم من و توام دوست باشیم

بدون اینکه بار سنگین رابطه قبلیمون

رو دوشمون باشه، که خب فکر کنم یه جور رسمی‌تر اینه که بگم

مشکلی که نداریم؟

- هیچ مشکلی نیست - خوبه

خوبه، باشه

خب، من میرم دنبال لوسی

می‌خوایم بریم یه باری که موزیکش انقدر بلنده

که نمی‌تونیم صدای فکر خودمونم بشنویم

اوه، به نظر وحشتناک میاد

- تو دعوت نیستی - خدا رو شکر

شب خوش

باشه، شب خوش

- خب... - هوم

یه سؤال دارم

اگه پیچیده‌تر از اینه که

شام از کجا سفارش بدیم

- نمی‌تونم کمکت کنم - امروز خیلی فکر کردی؟

حس می‌کنم باید رو مغزم یخ بذارم

خب، شانس آوردی سؤال آسونیه

اون نوار بلر که اون روز داشتی گوش می‌دادی...

فهمیدم صداش رو از کجا می‌شناسم

گراهام بود، نه؟

من نمی‌تونم چیزی درباره نوارها بگم

- محرمانه‌ست - نه، می‌دونم

نمی‌خوام بدونم مشکلش با مامانش چیه یا هرچی

ولی من باهاش کار می‌کنم و بهش اعتماد دارم

و اگه داره تحقیق میشه روش...

نه اینطور...

لازم نیست نگران باشی

- باشه. ممنون - اوهوم

حالا می‌تونی مغزتو خاموش کنی

باشه

باشه

گزینه‌ها غذای مونده‌ست...

غذای مونده، غذای مونده

بیلی! زود اومدی خونه

- می‌خواستم غافلگیرت کنم - غافلگیر شدم

کلیدم کار نمی‌کنه انگار جای کلید نیست

- آره، نه، اوم، اون... - اینه که...

آره، الان بیومتریکه

عوضش کردم، و سعی کردم برش گردونم

و من... و هنوز...

فکر کنم اون چیزی که اون چیزو عوض می‌کرد رو درآوردم

کدتو بزن

تاریخ تولدته، ۲۸ ژوئن

منظورت ۱۲ فوریه‌ست؟

- صبر کن - می‌دونی چیه؟

من وسط یه...

هی، خیلی خوشحالم که برگشتی خونه...

- تقریباً رسیدی خونه - منم همینطور

منم خیلی دلم برات تنگ شده بود

- میدونی چیه؟ - بذار رک بگم

اگه از رو سیستم تهویه بری بالا، میتونی خودتو

- از پنجره دستشویی بکشی تو - چه عالی

- الان میام - همونجا میبینمت

فیلامینگو را در اینستاگرام دنبال کنید filamingo.official Amir_Novan :مترجم

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.