Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائه ای از کانال تلگرامی خیزش عدالت t.me/DC_United
مترجم: Sina Picaro
توجه: ترجمه این فیلم به صورت شنیداری انجام شده. پس از انتشار کیفیت های بهتر، ترجمه کامل تر و روان تری در دسترس قرار خواهد گرفت
شمال نیویورک سال 1974
امید نداشته باش
تد (مخفف تدیوس ، اسم کامل سیوانا)
بهت گفتم خونه بابابزرگ ، اسباب بازی نبری
ولی الآن کریسمسه
بس کن... پسش بده - هی -
هی... بابا - کافیه -
تد... تو نمیتونی همیشه خدا با گریه پیش این و اون کارتو پیش ببری
یه مرد باید بتونه برای حقش ، از خودش دفاع کنه
جادوی عزیزت واقعیت نداره ، پسر جون
تو هیچوقت یه مرد نمیشی ، تد
ای وای... فکر کنم خرابش کردم
خرابش کردی
پدر ؟
سید ؟
کمک یکی بهم کمک کنه
کمک
سلام ؟
تدیوس
تدیوس سیوانا
تو کی هستی ؟
اسم منو از کجا میدونی ؟
من آخرین عضو از شورای جادوگرانم
ما قسم خوردیم تا از دنیا ، در برابر هفت گناه کبیره محافظت کنیم
ولی سال های زیادی گذشته و من دارم ضعیف میشم
برای همین ، من دنبال قهرمانی هستم تا جادوی منو به ارث ببره
تو از من میخوای تا برات جادوگری کنم ؟
...با این عصا
تمامی قدرت من از آن تو میشه
...ولی اول
تو باید خلوص قلب و قوت روحتو ثابت کنی
اون داره دروغ میگه
قهرمان اون نباش
ما میتونیم به تو قدرت بدیم
اون چشم رو بردار
پدرت فکر میکنه تو ضعیفی
قدرت خودتو بهش نشون بده
!نه
چی... چی شد ؟
فقط کسی که خالص ترین قلب رو داشته باشه میتونه در برابر اون وسوسه ها مقاومت کنه
...ولی تو تو هیچوقت لایق نخواهی بود
...صبر کن دیگه تکرار نمیکنم... قسم میخورم
منو برگردون لطفا
بس کن دیگه... هی - ولم کن -
بس کن - آروم باش -
من باید برگردم - داری ما رو به کشتن میدی ، توله سگ -
من همین الآن اونجا بودم
...اون مرده
...اون جادوگر
...اون منو به قلعه خودش برد و
بس کن
بس کن دیگه
بچه کثافت نق نقوی بدبخت داشتی ما رو به کشتن میدادی
حالیته یا نه ؟
بابا ؟ بابا ؟
بابا
حالت خوبه ؟
حالت خوب میشه
...تو این کارو کردی
تو این کارو کردی
نه
پدر
ما رو پیدا کن
جادوت داره ضعیف میشه
به زودی ، دیگه زنده نخواهی بود تا ما رو زندانی کنی
...ای جادوی جست و جو گر نفسی را برایم پیدا کن که لایق باشد
مهم نیست چقدر طول بکشه
شزم
ایول باریکلا
آبی پوشای خودمونن که - البته -
خوشحالم که میبینمتون
به محض اینکه دیدمشون ، زنگتون زدم
اونجان
همینجا بمون
!پلیس
من همون پشت دیدمشون
پلیس ، داریم میایم تو - پلیس
اینجا کسی نیست
صبر کن... چاخان کرده بود - واقعا باورتون شد... نه ؟
هی... هی نه نه نه نه
هی
همین الآن این درو باز کن ، بچه جون
من مامور دولتم
یه بچه نمیتونه همچین کاری کنه
هی... نرو تو اون ماشین بیا درو باز کن... لطفا
همین الآن بازش کن درو
خیلی خب... کارت خیلی بامزه بود خیلی باحالی... عالیه... خوبه
مرکز... درخواست پشتیبانی دارم لطفا یه واحد برای مرکز خرید بفرستید
مرکز... میخوام درخواست پشتیبانی رو کنسل کنم
یه بچه قاقالیلی های منو دزدیده
قاقالیلی ؟
چند سالته تو ؟
نه نه نه نه اون ناهار منه بچه
...خانوم بتسون... من من خیلی وقته دنبال شما میگردم
نه خدایا... اینطوری نمیشه
منم... بیلی
من اون ببره رو میخوام
میدونم عزیزم... میدونم
ولی مامانت تا الآن امتیازی چیزی نیاورده
یکیشو زدیم
ولی من یه ببر میخواستم
ولی این جایزه واقعیه ، عزیزم
میبینی ؟
میتونی تو کل زندگیت ازش استفاده کنی
باهاش همیشه میتونی راهتو پیدا کنی
مامان ؟
مامان ؟
مامان ؟
هی... تو با کی اومدی عزیزم ؟
آره... میگه اسمش بیل بتسونه
نگران نباش ، بچه جون
مطمئنم مادرت فردا میاد دنبالت... باشه ؟
مادرا همیشه برمیگردن
مامان ؟
من اومدم خونه
بله ؟
...آره... من
شما ریچل بتسون هستید ؟
بفرمایید
...راستش... چیزه
فکر کنم شما مادر من هستید
از این بابت مطمئنی ؟
ببخشید که مزاحمتون شدم
ناهار منو میدزدی ، آره ؟
هیچی ازش برام جا گذاشتی ؟
یتیم خونه پیتسبرگ ، گزارش داده که تو دو هفته پیش گم شدی
میخواید منو برگردونین ؟
نه
اونا تو رو نمیخوان
چه بهتر
داری میخندی
ولی آقای بتسون... تو تا حالا از شش تا یتیم خونه فرار کردی
از آدمای خوب
از کسایی که تو رو میخوان فرار میکنی تا به تنها کسی که تو رو نمیخواد ،برسی
وقتشه یکی مستقیم تو چشمات نگاه کنه و اینو بهت بگه
من کاری به ننه بابای الکی ندارم تا باهاشون زندگی کنم
من خودم مامان دارم
درسته
برای خودت یه پا کاراگاهی
هفتاد و سه نفر که فامیلشون بتسونه
بین سن 28 سال تا 40 سال و تو روی همشون خط کشیدی ؟
مادرم هنوز اون بیرونه
از این بابت مطمئنم
یه زوج اون بیرون هستن ، آقای بتسون
اونا یه خونه گروهی دارن
من میتونم مراقب خودم باشم
وقتی 18 سالت شد
تا اون موقع... نمیتونی تو خیابونا زندگی کنی و دنبال کسی بگردی که هیچوقت دنبالت نگشته
به این خونواده یه شانس بده
چون اونا هم دارن بهت این شانسو میدن
راه دیگه ای نداری
میخوام بهت بگم قضیه از چه قراره
فقط میخوام بدونی... من و رزا درکت میکنیم
ما هم یتیم بزرگ شدیم
آره... البته اینا مال قرن بوغه
...دختر تو تو قلب من جا داری ضربانم داره تند میزنه
اینطوری میخواد بگه فشار خونش بالاست چون داره پیر میشه
بیلی ، به غذایی حساسیت داری ؟
...امیدوارم داشته باشی آخه دارلا داره غذا میپزه
خیلی بی مزه ای - چی ؟ -
میدونم چقدر میتونه غیرقابل تحمل باشه خونه جدید... آدمای جدید
شاید اولش برات سخت باشه ولی کم کم عادت میکنی به اینجا
سلام
ما اومدیم خونه
وقتی میرینی تو بازی ،همین میشه
این یارو خیلی عجیب غریبه
چه خوش آمد گویی خوبی کردی
اونی که لم داده رو کاناپه فحش میده ، یوجینه
این خودشه ؟
یا خود خدا... بیلی
آروم باش... آروم باش
به خونه خوش اومدی
و این دارلاس
دارلا هستم
عاشق بغل کردنه - آره فهمیدم -
بمیر... بمیر... بمیر
منظورش تو نیستی داره بازی میکنه
هی
هوا تاریک میشه بازی تمومه یادت اومد ؟
کی تاریک شد که من نفهمیدم ؟
اوه... پوستر میخوام یه چیزیو ببینی... زود باش
اوه... نه
شرمنده... لابد پدرو داشته اینجا ورزش میکرده
همه چیو به هم ریخته
بیا
آره... دقیقا برای همینه که آپارتمان شما برای من جای خیلی خوبیه
نمیتونم الان نمیتونم با یوجین سر و کله بزنم
شرمنده... سلام مری هستم... برای کالج مصاحبه داشتم
بیلی هستم
بیشتر بابت چی هیجان زده ام ؟
چه سوال خوبی پرسیدید
امیدوار بودم اینو بپرسید
به این اشاره کن که عضو یتیم خونه ای خیلی تاثیر داره
چیزی که بیشتر از همه براش هیجان زده ام
اینه که چون تو یتیم خونه بزرگ شدم ، امیدوارم که بتونم تو یه جای جدید ، خانواده و دوستای جدیدی پیدا کنم
دلم حسابی برای این دختر تنگ میشه
اون توی یه مدرسه خیلی خوب قبول شده
مدرسش کالیفرنیاس
خب... لازم نیست راجب این موضوع حرف بزنیم... برای من ناراحت کنندس
از قایم موشک خوشت میاد ؟ من به شخصه گرگم به هوا رو بیشتر دوست دارم
اوه نه... بوقلمون سوخت
نه... باید یه بوقلمون دیگه بخرم
چی شد یهو ؟
چیزی نیست بیا اتاقتو بهت نشون بدم
اینجا مثل دیوونه خونس... میدونم ولی بهت خوش میگذره
مواظب پله ها باش
پدرو... سلام به بیلی سلام کن
بهت برنخوره اون با همه همینطوریه
فردی
این بیلی بتسونه
مطمئن شو که اینجا رو مثل خونش حس کنه باشه ؟
چیز عجیب غریبی بهش نگی یهو
خب یه چیز عجیب یادم اومد... تا حالا شده ببینی کسی با ادرارش ، دندوناشو مسواک کنه ؟
مثل اینکه جدی جدی میشه اینکارو کرد
بپا نیفتی یهو
بهم اعتماد کن تجربشو داشتم که میگم
ویکتور از اونجا هلم داد
شاید به نظر آدمای خوبی بیان ولی باورشون نکن
اینجا یه پا بازی تاج و تخت راه انداختن
چی ؟
پسر... دارم سر به سرت میذارم
من... من سرطان دارم فقط سه ماه از عمرم باقی مونده
شوخی کردم... دوباره
چقدر بداخلاقی... انگار داری میگی تو یه بچه یتیمی... زندگیت چرا انقدر تاریکه ؟ نه ؟
آره .. اون یه بترنگ قدیمیه
البته یه جور ماکت ازشه
ولی لبه هاش تیزه
سیم ثانیه میشه باهاش آدم کشت
اون یارو سوپرمنو میشناسی ؟
آره ، منم میشناسم
این یکی مثل جام مقدس میمونه
این گلوله 9 میلی متری هست که به سوپرمن شلیک شده
نسخه اصلیشه... نمیدونم چقدر میتونم بفروشمش شاید 500 - 600 دلار
شایدم بیشتر
تو کوله پشتیت چی داری ؟ - هی -
خیلی خب بابا... فهمیدم نمیخوای زود پسر خاله بشی
...نمیدونم میدونی یا نه
ولی اینجا عالیه... عاشقش میشی
شام حاضره
همه دستاشونو بیارن جلو
از بابت این خونواده خدا رو شکر میکنم از بابت امروز خدا رو شکر میکنم
از بابت این غذا خدا رو شکر میکنم حتی با اینکه نصفش سوخته
اینجا پیتسبورنه... حدود 2000 دانش آموز داره خیلی با جاهای دیگه فرق داره
ولی به این فکر کن که چقدر دوستای جدید میتونی پیدا کنی
منم قراره کلی دوست جدید پیدا کنم
اسم مدیرمون شریه اون بهترینه
این دستگاه بازرسی ماست مثل همونی که تو فرودگاه ها هست
کاملا امنه... نترسی یهو - خودم میدونم این چیه -
اوه همیشه اینطوریه ؟
آره
سکوت باعث میشه احساس راحتی نکنم
در جریان باش که اون هیچوقت احساس ناراحتی نمیکنه (یعنی مدام حرف میزنه)
روز خوبیو تو مدرسه داشته باشی ، داداش - گوش کن ، لازم نیست همیشه خدا منو بغل کنی
...ما که واقعا خواهر برادر نیستیم! پس
ببخشید
بریم ؟ - بریم -
من... نمیخواستم ناراحتت کنم
راستش ،خیلی تعجب کرده بودم
اون گفت قلب من باید پاک باشه
خودشو جادوگر صدا میکرد
آره... دقیقا همینطوری
انگار از دنیای هری پاتر اومده بود
خب... پس دارید میگید آدمای دیگه ای هم همچین تجربه ای رو داشتن ؟
یه جورایی... بله
یادت میاد اون بهت چی گفت ؟
اون منو آزمایش کرد
چند تا مجسمه اونجا بودن
انگار با چشماشون داشتن مستقیما به من نگاه میکردن و وادارم میکردن تا به یه سری چیزا گوش بدم
چیزای خیلی بد
این ماکت ، همون چیزیه که دیدی ؟
آره
این دقیقا همون شکلیه که تو یادم هست
من نمیفهمم ...شما جطوری میدونید که
این علائم ، از نشانه های بیماری هیستری جرمی هستن (بیماری که طی اون ، فرد از روی هیجان ، چیزهای غیر واقعی میبینه)
هیستری جرمی ؟ - میدونم -
علائم این بیماری واقعا ناراحت کنندس
دقیقا مثل گزارش های مشاهده بشقاب پرنده
انوار آسمونی اجسام پرنده بشقاب مانند
افرادی که خودشونو از بقیه دور میکنن ...و شناختی از دیگران ندارن
نماد ها
درباره اون نماد ها ازش بپرس
معذرت میخوام خانوم کوان ...ولی به عنوان مثالی برای
...ارزیابی حافظه تصویری شما
شاید شما این نماد ها رو قبل از اینکه
اون اتفاقات بیفته ، به یاد بیارید
نه ، من نمادی رو به یاد نمیارم... نه
فکر کنم از اونجا فیلمبرداری کردم
اونجا یه چیزی وجود داشت
یادمه شماره های روی ساعتم
مدام تغییر میکردن
ازش فیلم گرفتی ؟
فیلمو نشونم بده
خانوم کوان... ایشون دکتر سیوانا هستن
یه لحظه صبر کنید الآن براتون میفرستمش
سلام ؟ خدای من
کی اونجاست ؟
سلام ؟ چه خبره ؟ چه اتفاقی داره میفته ؟
الآن به پلیس زنگ میزنم
یهو اطرافم همه چی محو شد احساس کردم دارم به جای دیگه ای کشیده میشم
اونجا مثل یه کلیسا بود
...تو یه لحظه حس کردم
دکتر سیوانا
من شوق و ذوق شما رو تحسین میکنم
ولی من مسئول این کارم و وقتی دارم با بقیه مصاحبه میکنم
دوست ندارم کسی مزاحمم بشه
تا الآن 56 مورد داشتیم
اونوقت اونا رو ندیده بودم - چی رو ندیدی ؟ -
دکتر ؟ اینا دیگه چیه ؟
...تموم این سال ها
متقاعد شده بودم که اتفاقاتو اشتباه به یاد میارم
یا شاید
اون نماد ها ، برای باز کردن دروازه اشتباه بودن
...ولی روی ساعت اون زن
...اون هفت نماد
...اون نماد ها به صورت مرتب
برای هفت بار تکرار شدن
فرقش همینه - درید شوخی میکنید ؟ -
شاید برای شما یه شوخی باشه
ولی همه ما میدونیم این اتفاقات هیچ ربطی به بیماری هیستری جرمی نداره
...چیزی که همه این افراد مشاهده کردن
تک تکشون... واقعیه
ما مدت هاست داریم روی این موضوع مطالعه میکنیم و تو نتیجه ای که از این داستان گرفتی اینه که
اون جادوگر وجود حقیقی داره ؟
بیخیال ، دکتر سیوانا
نمیتونی باور داشته باشی که هیچکدوم از اینا واقعی باشن
بله
بله ، باور دارم
خیلی وقته منتظر این لحظه بودم
و حالا ما اینجاییم
تو منو یادت نمیاد ، درسته ؟
تو رو یادمه
تو یه پسر بچه بودی
چطور جرئت کردی بیای اینجا ؟
میدونی وقتی به یه بچه بگی هیچوقت به اندازه کافی خوب نخواهد بود ،چه حسی بهش دست میده ؟
مشخصه که نمیدونی
چیزی که سال ها پیش به من گفتی باعث شد بفهمم که واقعا کی هستم
و میدونی چیه ؟
قلب من ، پاک نیست
جادوگر برای متوقف کردن مت خیلی پیر شده
نه
نه
تو هیچوقت نتونستی قهرمانت رو پیدا کنی
ولی ما مال خودمونو پیدا کردیم
تو قهرمان حقیقی هستی
اونا دارن ازت استفاده میکنن
تو برای اونا جز یه راه برای فرار هیچ معنی نداری
اونا تو رو آلوده میکنن
این کاریه که همیشه میکنن
اونا مردمو علیه هم میکنن
تو مدام میگی دنبال یه روح پاک میگردی ولی آخر سر ، هیچکس برات لایق نیست
پرواز یا قدرت نامرئی شدن ؟
اگه ابرقدرت داشتی ، پرواز رو انتخاب میکردی یا نامرئی شدنو ؟
همه پروازو انتخاب میکنن میدونی چرا ؟
چون میخوان هرچه سریع تر از زیر این مکالمه در برن ؟
نه! چون قهرمانا پرواز میکنن و همه دوست دارن یه قهرمان باشن... درسته ؟
ولی نامرئی بودن ؟ هیچکس اونو نمیخواد
چون میتونی خیلی راحت جاسوسی مردمو بکنی بدون اینکه بفهمن که تو اونجایی
قدرت خیلی مذخرفیه ، مگه نه ؟
یه مصاحبه بود که توش از مردم همین سوالو میپرسیدن
که چه ابرقدرتی رو میخوان
بعدش ، همین سوالات به صورت ناشناس ازشون پرسیده شد
و بیشترشون ، تو مصاحبه دوم نامرئی بودنو انتخاب کرده بودن
فکر میکنم ته قلبشون ، مردم خودشونو قهرمان نمیبینن
داری از دست من فرار میکنی
میدونم گلوله سوپرمن منو دزدیدی
رفیق ، من میفهمم... درکت میکنم
این چیزا رو خیلی وقته گذروندم
منم به هیچکس اعتماد نمیکردم
نامرئی بودن همینه
همیشه تنها میمونی
من اون گلوله احمقانه تو رو ندزدیدم
هی... امروز چطور بود ؟
خوب نبوده... آره ؟
خدای من... فردی
حالت خوبه ؟ ردیفی ؟ - آره -
چه خبره ؟ شما دو تا چه مرگتونه ؟
ببین با جلوی ماشین چکار کردی - پولشو میدی ، فریمن ؟ -
برای اینکه با ماشین به من زدین باید بهتون پول بدم ؟
آره... البته... بیا بخورش بابا
کریس... بس کن
دست روی برادرم بلند نکن
واو... میذاری خونواده قلابیت بهجات ، ازت دفاع کنن ؟
انقدر بدبختی ، فریمن ؟ آره ؟
یالا دیگه... میخواد چی بشه ؟ پاشو دیگه... زود باش
میخوای بری خونه پیش مامان جونت گریه کنی ؟
شرمنده اینجا مامان جونت نیست که به دادت برسه
قراره حسابی ناراحت بشه
هی
شرمنده بابت این ...عادلانه نبود
...ولی شما هم عادلانه دعوا نکردید... پس
بکشید کنار کون گلابیا الآن میزنم ناکارتون میکنم
آخ
هی! اون داره فرار میکنه کجا داری میری ؟
فردی! حالت خوبه ؟
هی! بیا از اینطرف اونجا گیرش میندازیم
خودشه
نمیذاریم فرار کنی
بدو بدو... داره فرار میکنه... بدو
مراقب باش اونجاست... بدو
تخم حروم... فکر کردی بامزه ای ؟
بالاخره که تو مدرسه میبینیمت
سلام ؟
چه اتفاقی داره میفته ؟
کمک
یا خدا
سلام ؟
چه خبره اینجا ؟
کی داره اینکارو میکنه ؟
عصر به خیر
سلام... من قرار بود ...ایستگاه 13 ام پیاده بشم ولی
بیلی بتسون
اسم منو از کجا میدونی ؟
من آخرین بازمانده از شورای جادوگران هستم
نگهبان صخره جاودانگی
اوه... تو همون یارویی پس
گوش کن
من پولی چیزی همراهم نیست
منو عصبانی نکن ، بچه جون
تو روی منبع تمامی جادوها وایسادی
صخره جاودانگی
هفت تخت برای هفت جادوگر
مدت ها پیش ، ما قهرمانی رو برگزیدیم
ولی ما بدون دقت اینکارو کرده بودیم
اون از قدرتش برای انتقام جویی استفاده کرد
و هفت گناه کبیره رو در دنیا آزاد کرد
میلیون ها نفر کشته شدن
تموم تمدن ها از دنیا ، پاک شدن
واسه همینه که به خودم قول دادم تا وقتی فردی لایق رو پیدا نکردم
قدرتم رو به کسی اعطا نکنم
کسی که روح قوی و قلب پاکی داشته باشه
خب... خوبه
شاید این جادوی واقعی باشه
...چون... نمیدونم
ولی اون آدمایی که دنبالش میگردی ...اون آدمای خوب
من یکی از اونا نیستم
فکر نمیکنم اصلا آدم خوبی وجود داشته باشه
تو ، بیلی بتسون ، تنها چیزی هستی که برام مونده
تنها چیزی که دنیا داره
دستتو روی عصای من بذار
عوق
اسم منو بگو تا قدرتم از درونت عبور کنه
من در قلبمو به روی تو باز کردم ، بیلی بتسون
...و این صخره
تو رو به عنوان قهرمان انتخاب کرده
ممنون... لطف دارید به من ، جناب ولی جدی جدی دیگه باید برم
برادران و خواهران من توسط هفت گناه ، قتل عام شدن
تخت های اونال... خالی مونده
جادوی من باید انتقال پیدا کنه
...حالا
اسم منو بگو
من اسم شما رو نمیدونم ، قربان
اسم من ، شزمه
گرفتی ما رو ؟ - !بگو دیگه -
خیلی خب... فقط همینطوری بگم شزم ؟
بله! تو اسم من رو با خودت خواهی داشت و تمام قدرت های منو کسب میکنی
خرد سلیمان
توانایی بدنی هرکول
استقامت اطلس
قدرت زئوس
شجاعت آشیل
و سرعت مرکوری
چه اتفاقی برام افتاد ؟ ...چرا من
با من چیکار کردی ؟
با صدای من چیکار کردی ؟
حالا تو به پتانسیل کامل خودت رسیدی ، بیلی بتسون
در قلبت رو باز کن تا قدرت حقیقیت رو حس کنی
برادران و خواهران من منتظرم هستن
منو از اینجا ببر بیرون
پشمام
داداچ! عجب لباس خفنی پوشیدی برای خودت
چکمه طلایی ، کمربند طلایی ، شنل سفید
این لباس جون میده برای مهمونی تبریک میگم بهت
...بله سرکار ، میدونم قبلا هم فرار کرده
بیست و سه دفعه ؟
هیچ اکانت یا سابقه ای تو فضای مجازی نداره
رفیقمون مثل یه روح میمونه
میدونین چیه ؟ خوشحال میشم بریم بیلی رو پیدا کنیم
خیلی خوشحال میشم
ولی نه... باید وایسی ظرفا رو بشوری چون مهم تره
تو چطوری میخوای بری دنبالش بگردی ، فردی ؟ هر هر هر هر
خیلی بامزس
میشه جیغ نزنی ؟
ویکتور! ویکتور - بابا منم... بیلی -
من بیلی ام ازم پرسیدی پرواز یا نامرئی بودن ؟
فکر میکردم سوال احمقانه ایه ولی الآن این شکلی شدم
و به کمکت احتیاج دارم
بعد از خاموشی این پشت بیا پیشم
چه خبر ؟ همه چی رو به راهه ؟
آره
آره... فقط خیلی ناراحتم
بیلی رفته و شاید این تقصیر منه شاید من باعثش شدم
فکر کنم واسه خروپف کردنم رفته - نه ، نه ، نه -
اون بخاطر تو نرفته ، پسرم
ما پیداش میکنیم ، باشه ؟
خروپف کردن تو بد نیست
شاید به خاطر بوی گندت رفته
وای وای وای ، خدا رو شکر
هی! همونجا وایسا
از کجا بدونم تو یه ابرشرور نیستی
که از توانایی های ذهنیت استفاده کردی
تا من فکر کنم بیلی هستی ؟
چی ؟ - تنها کاری که باید بکنم اینه که -
به این شماره زنگ بزنم - نه ، نه... من مدرک دارم -
من مدرک دارم... اینو ببین
ببین... من دروغ گفته بودم گلوله ات رو من دزدیدم
اوه... نه نه نه دستای بزرگونه مسخره
ولی تو دیدیش... تو دیدیش مگه نه ؟
ببین... فردی... قسم میخورم من بیلی هستم... باشه ؟
ببین... میدونم که ما همچین دوست نزدیک یا اینجور چیزای هم نیستیم ، ولی
تو تنها کسی هستی که یه چیزایی درباره این قضیه جنگجوی شنل پوش میدونه
جنگجوی شنل پوش ، بتمنه - چی ؟ -
فراموشش کن
فراموشش کن
...میتونم - آره ، البته -
خدای من
دیوونه کنندس ، مگه نه ؟
ابرقدرت هات چین ؟
ابرقدرت ، رفیق ؟ من حتی نمیدونم چطوری با این لباس بشاشم
خیلی خب... میتونی پرواز کنی ؟
خیلی خب... بیا انجامش بدیم
چطوری باید انجامش بدیم ؟ - فقط... فقط همون کاریو بکن که سوپرمن میکنه -
مشخصا باید قبلش بپری
یالا
از کجا مشخصه آخه ؟
خیلی خب
سعی کن باور داشته باشی که میتونی پرواز کنی باشه ؟ یه مقاله درباره ابرقدرت ها خونده بودم
که نوشته بود ، از 10 مورد ، کلید موفقیت 6 مورد ، باور داشتن بوده
باور ؟ باور ؟ باشه
باشه... باشه من باور دارم که میتونم پرواز کنم
باور دارم که... که میتونم پرواز کنم
باور داشتی ؟
آره
میخوای نامرئی شدنو آزمایش کنیم ؟
...آخه چطوری ؟
فراموشش کن... میدونی چیه ؟ باشه... باشه .. انجامش میدیم
!خدای من! جواب داد
کجا رفتی ؟
من درست همینجام نمیتونی ببینی منو ؟
کجا ؟ کجایی ؟
من نامرئیم درست همینجام
همینجام
من نامرئیم من نامرئیم
هی! میمون بازی در نیار اسکل
شاید داشتم نامرئی بودن و هوش فرا انسانی رو همزمان روت آزمایش میکردم
!فردی ...همین الان میام اونجا دهنتو سرویس
خدای من اون علامت صاعقه
تموم مدت جلوی چشمامون بود
دقیقا
خیلی خب خیلی خب... از الآن باید با اون علامت صاعقه ات یه اسم ابرقهرمانی برای خودت انتخاب کنی
...اوه... درسته... هی تو یا حرضت عباس
سرعت فرا انسانی... داری
شرمنده... ببخشید فکر کردم شمایید که دارید جیغ میزنید
من با اسپری فلفل به خدمتش رسیده بودم
حرکت زیرکانه ای بوده
هی! هی! کله بادمجونی کیف این خانوم پیر رو بهش برگردون
من هم سن خودتم... در ضمن ، اون نتونست کیفمو بزنه چون بهش اجازه ندادم
اینطوریاس ؟ آره... خوبه شما واقعا کارتو خوب بلدی
از این به بعد یادت میمونه که خانومای پیر... منظورم خانومای سن معمول مثل شماست
در برابر کسایی مثل تو ، به مراقبت بقیه احتیاجی ندارن
فهمیدی ؟ پس بزن به چاک داداچ
عذر میخوام... شما کی باشی؟ - اسمش ضربه صاعقس -
قهرمان جدید مردم با قدرت ، سرعت و صاعقه اونم همش با هم
نه... اسمش مثل بازیگرای پورنه
آقای فیلادلفیا - مگه لات سر کوچه هستم ، رفیق ؟ -
اسمش ، پسر قویه چون کلی قدرت داره و وقتی که لازم بشه
از شما در برابر شیطان محافظت میکنه
پسر قوی ، این بچه رو میشناسی ؟
خیلی نمیشناسم فقط یه کم میشناسمش
اون مدیر برنامه هامه مدیر کوچولو موچولوی برنامه هامه
فقط مدیر برنامه هاشم
گوش کن... پسر قوی قرار نیست کار کنه
دنبال یه چیز بهتر باش
...هی هی... رفیق... من
کنترل الکتریسیته سرعت فوق العاده ، قدرت ابرانسانی
خیلی پشم ریزونه... رفیق تو اندازه سپورمن خفنی... تقریبا اندازه اون
من شما رو اینجا ندیدم نمیدونم چه اتفاقی هم افتاد
نمیخوامم که بدونم فقط به من صدمه نزنید
نه ، نه ، نه - ممنون بابت سخاوتمندیتون -
نه نه نه ، اگه مشکلی بود میتونید ...به این ابرقهرمان جدید
که هنوز نمیتونه پرواز کنه زنگ بزنید - گور بابای پرواز پسر! ما همین الآن 73 دلار به جیب زدیم -
73دلار؟
پشمام
هی صبر کن پسر... یه فکری به سرم زد
مایلم تا بهترین آب جوی شما رو خریداری کنم ، لطفا
نمیدونم کارمون درسته یا نه آخه ما کارت شناسایی قلابی نداریم
فردی! فردی! اسکلی دادا ؟ منو نگاه کن
من خودم یه پا کارت شناسایی قلابیم
هرچی که تو صندوق هست بده بیاد یالا... زود باش
همین الآن - یالا -
زود باش - یالا -
همه دخلو بده بیاد - زود باش -
این فرصت توئه
اوه آره... راست میگی... حله
یالا ، یالا... انجامش بده
آفرین... آفرین
آقایون ؟ چرا از تفنگ استفاده میکنین وقتی میتونیم مثل دو تا مرد باهم حلش کنیم قضیه رو ؟
بیلی ، مراقب باش
ایمنی در برابر گلوله !تو در برابر گلوله ایمنی
من ضد گلوله هستم
امروز 8 ام ماه دسامبره و این ویدیو ، مدرک موثق این اتفاقه
دوباره بهش شلیک کنید
آره آره... بیا تفنگتو بگیر ببینم چیکار میکنی
هر دو تاتون... شلیک کنید
صبر کنین صبر کنین صبر کنین ...ما هنوز نمیدونیم که
اون لباس ضد گلولس یا خود بدنت
به صورتش شلیک کنین - به صورتم شلیک کنین... صبر کن... صورت ؟ -
قلقلکم میشه
کارتون تمومه
به خاطر پنجره تون شرمنده ولی قابلی نداشت که نذاشتم مغازه تونو دزد بزنه
بیا از اینجا بریم
خب... به سلامتی مبارزه با آدم بدا
مزش مثل استفراغ میمونه
میدونی اگه زیادی غذا بلمبونی
شکم در میاری ها
ولی به امتحانش میارزه - آره -
این دیگه ربطی به ابرقهرمان بودن نداره
آره حتما
چه خبرا جیگر ؟ من یه ابرقهرمانم
...آره... و اسمش کاپیتان بابابرقیه
نه... واقعیت نداره الکی میگه بابا
ببین... بیا بعضی وقتا با هم بریم بیرون تقریبا با هم هم سنیم
خیلی خب ، بزن بریم
هی ، صبر کن
چه منظره خفنیه
حالا میفهمم برای چی راکی از این پله ها بالا میومد
این شخصیت تو رو بیشتر دوست دارم
خیلی باحاله
ناراحت نشیا... ولی اولین بار که دیدمت
درست برعکسشو فکر میکردم
فکر میکردی یه عوضیم ؟
خودت گفتیا من چیزی نگفتم... ولی آره
خیلی خب... فکر کنم الآن دیگه ...یا نشئه شدن
یا خوابیدن
میخوای بریم خونه ؟
با این قیافه ؟ - آره -
معمولا باید یه مخفیگاه داشته باشیم ...تا به اونجا برگردیم ولی خب
مونده تا به اونجا برسیم
در حال حاضر ، فقط یه تخت اضافی داریم - درسته -
اینکه اون بیرون تنها باشه ، منو میترسونه
اولین بارش نیست رزا
وقتی پیداش کردن... باید با روی خوش
ازش استقبال کنیم
دو روز هم دووم نمیاره حتی دو روز هم نه
عزیزم ،ما هم به اندازه کافی بچه که بودیم ، از خونه فرار کردیم
درسته ؟
آره - حتی لری هم فرار کرد -
دو بار
دومین باری که فرار کرد ، بهم یه چیزی گفت که هیچوقت فراموشش نمیکنم
هم گفت: خونه جاییه که تو بهش بگی خونه خونه رو خودت انتخاب میکنی
تنها کاری که میتونیم بکنیم اینه که اونقدر اینجا رو از عشق و محبت پر کنیم
تا اونا اینجا رو ، خونه خودشون بدونن
درسته ؟
آره
از درخت کریسمسمون خوشت اومد ؟
فقط یه کم ناراحتم
سلام ؟
دارم میرم دستشویی
آهان باشه فردی عزیزم شب به خیر
شب به خیر - شب به خیر -
فردی اون دیگه کی بود ؟ - بیلی بود -
اون خیلی خستس و صداش هم گرفته
دیوونه شدی ؟ - شوخی کردم ، شوخی کردم -
ولی اون خیلی خستس باید استراحت کنه
صدام گرفته ؟ صدام گرفته دیگه از کجات اومد ؟
قایم شو ، قایم شو - بیلی ، تو کی برگشتی ؟ -
میخوایم ببینیمت
بهت گفتم فکر خیلی بدیه
فردی ؟
پله ها چی شدن یهو ؟
ببین... دهن اونو گرفتن قرار نیست این چیزا رو طبیعی تر نشون بده ، باشه ؟
دارلا ، منم... بیلی
میدونم که قیافم فرق کرده یه جادوگر منو به این روز انداخت
شاید بهتر باشه قضیه جادوگرو نگی اینطوری بیشتر گیج میشه
یه یارویی منو به قلعه خودش برد :و مجبورم کرد که بگم
!شزم
رزا ؟
پس برای تبدیل شکلت از یه بدن به بدن دیگه
فقط کافیه بگی: شزم
عزیزم صدای تو بود ؟ حالت خوبه ؟
من... فقط داشتم چراغا رو امتحان میکردم
گوش کن دارلا تو نمیتونی در این باره به هیچکس حرفی بزنی ، فهمیدی ؟
ولی این بیلیه و الآن یه قهرمانه
آره... ولی اگه یه ابرشرور بفهمه که اون کیه ، جون ما تو خطر میفته
باشه ؟
اونا عزیزای ابرقهرمانا رو هدف اصلی قرار میدن
میتونی رازنگهدار باشی ؟ - فکر نکنم -
نه - ای خدا -
گوش کن .. تو که قرار نیست حتی یه کلمه از این حرفا رو به کسی بگی ؟ درسته ؟
لطفا - ولی چرا ؟ -
اگه به کسایی که بهشون اعتماد دارم بگم چی ؟
خواهرای خوب راز نگه دارن
من خواهر خوبی هستم
آره هستی
میدونی چی باعث میشه خواهر بهتری بشی ؟
اینو درست کن
شب به خیر - شب به خیر -
صبح میبینمت
خوب بخوابی
سلام قربان ، چطور میتونم کمکتون کنم ؟
سلام ، قربان
قربان... شما نمیتونید برید اون تو
عذر میخوام شما نمیتونید برید اون تو
شرمنده که دیر اومدم
این جلسه فقط برای اعضای هیئت مدیرس
خودم خبر دارم ، پدر
...حالا... اون شب
...تو ماشین
من قسم خوردم که یه چیزی دیدم ولی تو هیچوقت حرفمو باور نکردی
مقصر دونستن من خیلی راحت تر بود
درسته ؟
اگه اون شب داد نزده بودم
هنوز پاهاتو داشتی
حالا ، من مدرک دارم
کافیه ، تد
سید عزیز
میدونی چیه ؟
حتی قبل از اون تصادف تو همیشه منو اذیت میکردی
مجبورم نکن
تا از پرتت کنم بیرون ، تد
لازم نیست اینجا نمایش راه بندازی
...اوه برادر... نمایش
تازه داره شروع میشه
از اون توپ بپرس که میتونی منو از اینجا پرت کنی بیرون ؟
چی ؟
از اون توپ بپرس اینقدر مرد هستی که منو از این اتاق پرت کنی بیرون ؟
بذار کارتو راحت کنم
اوه ، خدای من
زیاد خوب به نظر نیومد
اومدم اینجا توی فصل بذل و بخشش
بهت چیزیو بدم
که لایقشی
خدای من
نه
کمک
یکی کمک کنه
کمک
نمیتونی برای رسیدن به خواسته هات همیشه پیش این و اون گریه کنی
کدوم گناه ، بیشتر بهت میخوره پدر ؟
هرچی بخوای بهت میدم... پول
شرکت... شرکت مال تو میشه
خودشه
حرص و طمع
تو واقعا فکر میکنی
این مادیاتی که برای خودت جمع کردی
به معنی قدرت واقعیه ؟
قدرت واقعی اینه
بیشتر از هرچی که تا حالا داشتی
بیشتر از هرکس
یه فرد دیگه هم هست که این قدرت رو داره
جادوگر ، قهرمان خودشو پیدا کرده
قبل از اینکه پتانسیل خودشو درک کنه ...و بتونه تو رو شکست بده
باید اونو نابود کنی
بهم نشون بدید کجا میتونم پیداش کنم
...اوه... طمع
میتونی به خدمتش برسی
نه
نه ، نه ، نه
خونواده ، بیشتر از یه کلمس
...در صنایع سیوانا
خونواده اولین اولویته
خونواده
برک ؟
ماشینمون کو ؟
میتونم صداشو بشنوم
یا خود خدا - ماشینم -
میدونین چیه بچه ها ؟
فکر نکنم دیگه به کارتون بیاد
به خودت گفتی برای بچه چلاغ مدرسه یه کاری رده بام حال کنه ؟ واو
حواسم هست بابا خودمو میزنم به کوچه علی چپ
خودم نمیتونستم ؟
تو همین الآنشم قیافت یه جوریه انگار زدی یه کار خیلی بد کردی
قیافه من ؟ همین قیافه ؟ - آره -
شما بچه ها اجازه دارید از اینجا برید ؟
آره... ما ؟ ما همیشه همینیم
تو
به قیافت میخوره بخوای یه کاری بکنی
من ؟ چیکار کنم مثلا ؟ نه بابا
من اینطوری نیستم
بابامون داره میاد دنبالمون ازمون خواسته تا تو کارای اداریش
کمکش کنیم
کارای اداری ؟
آره جون عمت
ببینید
خونواده ها و یا قیم ها باید حضور فیزیکی داشته باشن
نمیتونیم بذاریم دانش آموزا برن
آره ، البته... شنیدی بابا جون ؟
هی - شزم -
سلام پسرم وسلام اون یکی پسرم
که داداش همون پسرمه که الآن از اینجا رد شد
شرمنده که دیر کردم تو اداره معطل شدم
کارای مهمی داشتم
این همون محافظ مدرسس که دانش آموزا همه دوسش دارن
نه اون یکی دیگس این یکی ریده آبم قطعه
اصلا بامزه نبود
حرف نباشه دیگه... شرمنده ،قربان خودم تو خونه ادبش میکنم
اینم از حضور فیزیکی بنده
دارم پسرمو میبرم خونه ممنون ازتون که
حواستون بهشون هست کاراگاه بوران... خدانگهدار
اسمم بارینه
بندازمشون ؟ - جبر و هندسه -
علوم تجربی
انگلیسی
ورزش
هشدار این کارها رو تو خونه انجام ندید
تست قدرت شماره 1
تست پرواز شماره 2
حالت خوبه ؟
تست اشعه چشمی شماره 1
تست تلپورت شماره 1
تست ضد آتیش بودن یواشکی شماره 1
الآن به فنا میرم
ضد آتش
قوی تر از قطاری ؟ (اشاره به شعار قدیمی سریال های سوپرمن)
قوی تر از قطار ؟ مگه مال عهد بوقی ؟
میتونی با یه پرش ، از ساختمون بری بالا ؟
فقط با یه پرش
شرمنده... شرمنده عذر میخوام
گوشیت شارژ شد... گوشیت شارژ شد گوشی شما هم شارژ شد
باید برای خودت یه تیکه کلام هم درست کنی
که موقع زد و خورد ازش استفاده کنی - داشتم به همین فکر میکردم -
گوش کن ، گوش کن این چطوریاس ؟
واسه همین نباید سر به سر الکتریسیته بذارید
تو تیکه کلامت نباید از ابرقدرت هات صحبت کنی
و گوشی تو هم شارژ شد
فکر میکنی تیکه کلام بهتری پیدا میکنی ؟ - چه مرگته یارو ؟ -
بگذار تا روشنایی باشد
چطوری با این لباس بشاشم ؟ بیخیال فهمیدم
شزم
چی دیدی ؟ چی دیدی ؟ ممه هم بود ؟
کون چی ؟ کونم بود ؟
چرا حرف نمیزنی ؟
ما به پول بیشتری نیاز داریم ؟ - چرا ؟ تو که پنج دقیقه هم اونجا نبودی -
الآن خیلی حالم خرابه
بیا... باید از اینجا بریم
بیا اینجا ببینم - نه ، نکن -
نگاه نمیکنم نگاه نمیکنم
تمومه... کارشو تموم کردم
بنگاه معاملات مسکن
مخفیگاه ؟
آره... و البته باید این خرید رو ناشناس انجام بدید
البته که همینطوره
اگه جایی رو دارید که روی یه صخره باشه ...یا مثلا یه قلعه ای چیزی
پایینشم دریا باشه
آره... به دریا دید داشته باشه
اینطوری میتونیم امواج دریا رو حس کنیم
میدونید ؟ - یا مثلا یه آبشار -
آره... آبشار عالی میشه
ببین ، آقای ولتاژ بالا... اسمت همین بود ؟
مکس صدام کنید
ببین مکسی... شاید بهتر باشه با این شروع کنید که چند تا اتاق خواب نیاز دارید ؟
یکی - هفت تا -
یکی ؟ - هفت تا ؟ مگه من قراره یتیم خونه راه بندازم ؟ -
اون ویدیو که یه توپو میندازه تو فضا دیدی ؟
چقد باحاله
تا حالا از خودتون پرسیدید کی داره فیلم میگیره ؟
بالاخره شجاعت میخواد دیگه
منظورم اینه که... جدی اینطوریه ؟ - آره -
شاید خیلی بیشتر از اون قهرمان ، شجاع باشه
نگه داشتن یه دوربین ؟
زل زدن تو چشم های خطر
مثل یه طرفدار عجیب غریب
هی ، فریمن
جای تو بودم اینکارو نمیکردم
چیه ؟ رفیق فابت این دفعه میخواد با ویلچر ما رو بزنه ؟
نه... ولی شاید یه رفیق فاب دیگه داشته باشم
که تو یه چشم به هم زدن دخلتونو میاره
آروم باش ، فردی - شاید دربارش شنیدین -
قدرت طوفان انسانی شبح فرکانسی
جرقه زن
آره... اون اسم های زیادی داره
تو اون قهرمان قرمزو میشناسی ؟
تو ؟ به کون بابات خندیدی که میشناسیش - ما بیشتر از اونی که فکرشو کنی به هم نزدیکیم -
شاید درست تو همین لحظه
ثابت کن - میکنم... فردا -
فردا اون برای ناهار میاد اینجا درسته بیلی ؟
آره... لابد بعدشم سوپرمن برامون دسر میاره... درسته ؟
فردا ، موقع ناهار... خودتون میبینین
...و اگه پیداش نشد ، اونوقت خواهر مادرتو یکی میکنم
تو به من میگی کسی نباید بفهمه من کی هستم
تا به کسی آسیبی نرسه
اونوقت وقتی باعث بشه تو خفن به نظر بیای اینکه بفهمن من کی هستم اشکالی نداره برات
بیلی ، اونا ابرشرور نیستن یه مشت ابردیوثن
واسه همین داری قانون خودتو میذاری زیر پا ؟
فهمیدم
این داستان به همون اندازه که به تو ربط داره به من هم ربط داره
شرمنده ولی تو فقط به قسمت خودت فکر میکنی
بیلی... با این حال اون کارو انجام میدی مگه نه ؟
منظورم اینه که... این کاریه که یه برادر خوب انجام میده
دستاتونو بیارید جلو
برای این خونواده خدا رو شکر میکنم
برای امروز خدا رو شکر میکنم برای این غذا خدا رو شکر میکنم
متاسفم که دست بیلی با بقیه جلو نیست
خبرای جدیدو شنیدید ؟ یه قهرمان پیداش شده
داره کارشو خوب انجام میده
آره... ولی واقعا اینطوریه ؟
اوه... بحث داریم پس ادامه بده
نظرتو بهمون بگو یوجین
فقط میخوام بگم که... اون چیه مثلا ؟ میخواد مردم تو فضای مجازی فالوش کنن ؟
خب که چی ؟ منم میتونم سیم ثانیه ای کلی فالور برا خودم جمع کنم
جالب بود
پدرو
نظر تو چیه ؟
لباسش خیلی مسخرس
خیلی خب
با اون شنل سفیدش... انگار فرشته ای چیزیه
شاید اون خودش لباسشو انتخاب نکرده تا حالا به این فکر کردید ؟
تو متخصص این چیزایی ، فردی نظر تو چیه ؟
آره فردی... بیا نکات مثبتشو هم ببینیم
باشه... نظر من اینه که فکر میکنم اون قدر قدرتی که بهش داده شده رو نمیدونه
خیلی خب
شاید قدر قدرتاشو دونستن به این معنی نیست که بره خودشو اینور اونور نشون بده
نشون بده خودشو ؟ وای... چه نظر جالبی بود
میدونی... شاید بعضی وقتا یه ابرقهرمان به زمان احتیاج داشته باشه
میدونی چیه ؟ تو این مدت میتونه کنار خونوادش باشه نه اینکه اونا رو پس بزنه
خونواده ؟ الآن دیگه شد خونواده ؟
این یکی از نشانه های سندروم ابرقهرمانی کلاسیکه
آره... یه روانپزشک آلمانی... هنریک یا یه اسم آلمانی که یادم نیست... گفته
قدرت های ابرقهرمانی میتونن مثل یه ماده اعتیاد آور عمل کنن
پسرم ، ما هنوز داریم شام میخوریم
چیزی که اون نیاز داره ، یه دستیاره - یه دستیار اسم ببر که خفن باشه -
دارلا ، چرا امشب انقدر ساکتی عزیزم ؟
تو همیشه ی خدا حرف میزنی - دارم غذا میخورم خب -
چرا من هنوز دارم به این کار ادامه میدم ؟
خب تو که نمیتونی هر روز رو جیم بشی
وقتی سن تو باشم ، نمیتونم
ولی من دیگه هم سن تو نیستم
ولی منم میتونم باهات بیام فقط باید سر نگهبانو شیره بمالیم
بیلی ، داری کجا میری ؟
برمیگردی تا باهم ناهار بخوریم ؟
بیلی ، تو کافه مدرسه میای پیشم دیگه ، درسته ؟
خدا لعنتت کنه
خیلی خب
قابل شما رو نداشت
معمولا مردم برای این کار بهم پول میدن
ولی شما زوج بامزه ای بودین روز خوبی داشته باشید
خدای من - مری حالت خوبه ؟ -
چیزیت که نشد ؟ - اسم منو از کجا میدونی ؟ -
من از کجا اسم تو رو میدونم ؟
خب... یکی از قدرت های من اینه که میتونم اسم مردمو حدس بزنم
خیلی عجیب غریب بود... نه ؟ شرمنده
درسته به اندازه سرعت بالا و قدرت فراانسانی خفن نیست
ولی برای شناخت مردم واقعا به درد میخوره
مشکلی برات پیش اومده ؟
نه ، من... من خوبم
ممنون
فقط... فقط نیاز دارم تا یه لحظه فکر کنم
عجب روز عجیب غریبی شده
خب... با استفاده از مشاهدات ابرقهرمانیم
میبینم که دستتون یه نامه برای کالجه
ناراحتی چون قبول نشدی ؟
قبول شدم
درسته که خیلی ابرقدرت دارم ولی الآن واقعا گیج شدم
آره... منم گیجم
نمیدونم... میدونم باید هیجان زده باشم چون این آرزوی من بوده
و خیلی خیلی سخت براش تلاش کردم
...ولی با این حال
نمیدونم... ترک کردن خونوادم حس خوبی بهم نمیده... میدونی ؟
میتونم... میتونم... میتونم بهت یه نصیحتی بکنم ؟
نگران نباش چی به بقیه میگذره
همیشه به نفر اول ، یعنی خودت فکر کن
اینو گاندی گفته - فکر نمیکنم اینو گاندی گفته باشه -
...چرا گفته
پس یکی که مثل گاندی بوده گفته ...یه آدم خیلی خردمند
شاید یودا بوده (شخصیتی در دنیای جنگ ستارگان)
گوش کن - شرمنده ولی اشتباه میکنی -
چه موافق باشی چه نباشی ، منظورم اینه که خودت باید فکر خودت باشی
باید خودت مراقب خودت باشی
و هرچی زود تر از شر اینجا خلاص شو
مطمئن نیستم که بخوام - البته که میخوای -
میخوای چیکار کنی ؟ ما بقی زندگیتو تو یه یتیم خونه بگذرونی ؟
ببین... خونواده برای اوناییه که نمیتونن از خودشون مراقبت کنن
خیلی خب ؟
پس... تو میتونی از خودت مراقبت کنی
در ضمن... وقتی از خیابون رد میشی حواستو جمع کن
همین الآن بهش زنگ میزنم
داره زنگ میخوره
قهرمان قرمز! سلام چه خبرا ؟
وای... دیوونه کنندس آره... میفهمم... دیوونه کنندس
اون با کسی حرف نمیزنه
داشتم حرف میزدم
ما با هم دوستیم من میشناسمش
من میشناسمش
تف توش
بزن بریم
با دستام جرقه میزنم
با دستام جرقه میزنم
با دستام جرقه میزنم
!هی! هی
سلام مرد جوون نه... نکن... چه مرگته ؟
من الآن وسط یه نمایشم
چطوری میتونم بهت کمک کنم ؟
فقط میخواستم ازت تشکر کنم که امروز ، برای ناهار اومدی
من درگیر یه برنامه به اسم کیف دستی شدم
...نمیدونم میدونی چیه یا نه
ولی لباس زیرتو در میارن
و مثل یه کیف دستی تو راهروی مدرسه روی زمین میکشوننت
و اینم لباس زیر من بود
چندشم شد
تو گفتی میای - تو گفتی من میام... من چیزی نگفتم -
من یه ابرقهرمانم ، رفیق
آره جون عمت خیلی قهرمانی
امروز چقدر پول در اوردی ؟
ببین... الآن مسئولیت زیادی روی دوش منه... باشه ؟
ولی مشکلی نیست چون با دستام میتونم انجامشون بدم
با دستام جرقه بزنم
یا امام زمان
هیچکس از سر جاش تکون نخوره
اوه نه... نه نه نه همونجا وایسا
همونجا وایسا سر جات بمون
خب... این یکی واقعا درد داره
خودشه... اون یارو ابرقهرمانس
نجاتمون بده
زود باش
زود باش
چه اتفاقی داره میفته ؟
اوه نه تو رو خدا اینکارو با من نکن
این بدترین اتفاقیه که میتونه بیفته
من انجامش دادم... گرفتمش اتوبوسو گرفتم
اتوبوسو گرفتم نترسید... میذارمش سر جاش
نه نه نه نه... برو اونور حیوون چخه .. چخه... برو
لطفا
سگ خوبی باش... سگ خوبی باش
عجب سگ گاوی هستی
گمشو... چخه
جون مادرت برو لطفا تکون بخور
ممنون ممنون
مرسی
تو یه قهرمانی
اوه ، نه نه نه نه... کاری نکردم که فقط داشتم تو محله قدم میزدم
ممنونم - کاری نکردم که -
شاید باورتون نشه
به نظر میاد فیلادلفیلا ، هدیه کریسمس خودشو دریافت کرده
...ابرقهرمان اختصاصی خودشو
کار ما اینجا تمومه
البته... ممنون - خواهش میکنم -
رفیق... رفیق دیدی چیکار کردم ؟
آره... تو به اون اتوبوس جرقه زدی و نزدیک بود همه این آدما رو به کشتن بدی
ولی بعدش نجاتشون دادم
فردی... من با دست خالی یه اتوبوسو گرفتم پسر
من اون اتوبوسو گرفتم و همه رو نجات دادم
آخه کی میتونه این کارو بکنه ؟ فقط من میتونم انجامش بدم
بیلی ، تو هیکاری جز عکس گرفتن با مردم و گرفتن پول ازشون نمیکنی
بیخیال ، تا وقتی اینطوری هستی نمیتونم باهات صبت کنم
تو فقط آرزو میکنی جای من ، خودت بودی
نه بابا! جدی میگی ؟ من برای چیزی که داری ، هرکاری میکنم
چون هرکاری که من میکنم... تهش مثل یه تلاش بیهودس...
اگه دقت کرده باشی
نمیخوام دلت به حالم بسوزه
منظورم اینه که... منو نگاه کن یه نگاه به من بنداز
اصلا منو میبینی ؟
چون خیلی از مردم منو نمیبین
چون نمیخوان منو ببینن
و تو هم دیگه نمیخوای منو ببینی.
فکر کردی این شخصیت واقعیته ؟
بیلی ، تو 14 سالته و الآن تو دیگه بهتر از اون قلدرا نیستی
این همه قدرن داشتی و به جاش تبدیل به یه خودنما و قلدر شدی
حالا هرچی بچه من هرکار دلم بخواد میکنم
در ضمن ، من حداقل 25 سالمه
حتی شاید 30 سال
!منتخب
تو باید همون آدم معرکه باشی
با قلب پاک
از هر نظر بی نقص
چی تو رو لایق این کرده ؟ - ببخشید ، میتونم بهتون کمک کنم ؟ -
نمیدونم... امضایی چیزی میخوای ؟
قدرتتو به من بده
وگرنه میمیری
پشمام! تو آدم بده ای درسته ؟ فهمیدم... فهمیدم
گوش کن... قبل از اینکه یه کاری دست خودت بدی ...باید اشاره کنم من عملا شکست ناپذیرم... پس
اسلحه های انسان های فانی نمیتونن به ما آسیبی برسونن
...تنها چیزی که میتونه جادو رو مهار کنه
جادوئه
وقتشه قدرتتو به من منتقل کنی
شرمنده بابابزرگ انتظار نداشتی بزنم تو تخمات ، نه ؟
حالا اینو داشته باش
خیلی خب خیلی خب باشه ، باشه... غلط کردم
نباید از تخمات نیمرو درست میکردم
بابتش متاسفم
میخوای با حرف زدن حلش کنیم ؟ - مثل یه بچه ناله میکنی -
چون واقعا یه بچم من یه بچم
تو که دست رو بچه بلند نمیکنی ؟ میکنی ؟
من میتونم پرواز کنم من میتونم پرواز کنم
فردی گفت اگه به خودم باور داشته باشم
میتونم پرواز کنم
باورش دارم... باورش دارم
باشه... سوپرمن... سوپرمن کدوم دستو باید میگرفتم جلو ؟
چرا نمیتونم پرواز کنم ؟
لطفا... من نمیخوام بمیرم
وسط هوا زمین موندم
اون دیگه چی بود ؟ - نمیدونم -
من میتونم پرواز کنم
بیلی ؟
فردی ، به کمکت احتیاج دارم
تو میتونی پرواز کنی ؟
اون یکی یارو کیه دیگه ؟
بابانوئل
میشه تابستون هم بیای اینجا ؟
خب... یه جورایی بابانوئل همیشه مراقب تو هست
کمک کمک
کمک
یکی کمک کنه
اگه نیازی به کمک داشتی صدامون کن
میشه یکم اینجا بمونم ؟ اگه امکانش هست
یا خدا... این دیوونگیه
این دیوونگیه تو نباید با این یارو دعوا کنی
به تو ربطی نداره باید فرار کنی... درسته ؟
آره... باید فرار کنی عالیه
بیا اینجا ببینم
من بتمنم - برو بخورش، بتمن -
من میتونم پرواز کنم
ش... ش... ش... شزم
بیلی ؟
بیلی... کجایی ؟
بیلی ؟
کجایی تو رفیق ؟
بیلی... بیخیال
بیلی
اون کجاست ؟
نمیدونم
تو یه ابرشروری ابرشرور ...ابرشرور
بد تر از اینام
خیلی بد تر
اتم های رادیواکتیوی ؟ دست کاری منابع انرژی ؟
نمیذارم فکر منو بخونی ذهن من قوی تر از این حرفاست
نمیتونی بهش دست پیدا کنی - لازم نیست ذهنتو بخونم -
چون قراره بهم بگی
اون کجاست ؟
خدای من... بیلی حالت خوبه ؟
حالت خوبه ؟ - آره -
چه اتفاقی افتاده ؟ صدمه دیدی ؟
بیا تو - باید حرف بزنیم -
بذار برای بعد... باشه ؟
تو از دست ما فرار کردی بهمون دروغ گفتی
و حالا از مدرسه زنگ زدن و گفتن سر کلاساتم حاضر نمیشی
و جر و دعوا راه میندازی ؟
میخوای چیکار کنی ؟
صبر کن... اون فردیه ؟
فردی با اون ابرقهرمان چیکار داره ؟
اون ابرقهرمان با فردی چیکار داره ؟
یادتونه وقتی بیلی و فردی سر میز شام بحث کردن ؟
عین یه زن و شوهر پیر درست عین همین ؟
وقتی منو نجات داد ،انگار همه چیو درباره من میدونست... مثل این خونه
اون اسم منو هم میدونست منو مری صدا کرد
صبر کن
داری میگی بیلی ، همون قدرت طوفان انسانیه ؟
آره... بالاخره شیرفهم شدید
و باید بگم که... من کمکی بهتون نکردم
من زیر قولم نزدم - تو میدونستی ؟ -
من خواهر خوبی هستم
چه فکری کردی با خودت ؟
تو حتی فردی رو هم با خودت بردی
یه خرده بهش زمان بدید الآن یه ذره ناراحته... باشه ؟
بیلی ؟
تو خودشی تو اون قهرمانی
خب... دیگه نیستم
دفترچه من دست تو چیکار میکنه ؟
یوجین ، جستجوی تو رو تموم کرد
گوش کن... من یه هکر منیستم ، باشه ؟
ولی وقتی که با اینترنت کار میکنم
شاید یه سری راه و روش ها یاد گرفته باشم
مثلا بتونم برم تو پایگاه داده های فدرال و اونجا رو بگردم
من باید برم
اسم پدر مادرت ، مارلین و سیسی بتسونه
چی ؟
تو تو شهر سان بروتا به دنیا اومدی
وقتی سه سالت بود ، اونا از هم جدا شدن
مامانت و تو برای زندگی اومدید اینجا
سه ماه بعدش ، تو گم شدی
تو هیچوقت نتونستی پدر مادرتو پیدا کنی
چون پدرت بیشتر از 10 ساله که افتاده زندون
...و مادرت
چی شده ؟
مرده ؟
دو خیابون اونطرف تر زندگی میکنه
چی ؟
پیداش نمیکردی چون اسمشو عوض کرده
هی... بیلی
بیلی
ویکتور کلید ماشینو بیار - بیا -
بچه ها تو خونه بمونید شاید برگرده اینجا
بیاید بریم تو... زود باشید
صبر کن... فکر کردم داریم میریم دنبال بیلی
نه... فعلا قراره اینجا بمونیم
بیلی ؟
فردی ؟
چقدر دوست داشتنی
راستش حرفمو پس میگیرم
اینجا مثل گوه دونیه
یه لحظه صبر کنید
اوه... ببین من برای کارم دیرم شده
سرویسی چیزی نیاز نداریم... ممنون
خدا نگهدار - ...من -
...شاید منو نشناسی
ولی من راهمو به خونه پیدا کردم
مامان
منم
خدای من
خودتی
صبر کن
...الآن نه
کی پشت دره ؟
خب... کسی نیست ، تراویس
اون پدرم نبود... بود ؟
...نه... ولی
...پس تو
واقعا خودتی... آره ؟
من نمیخواستم از دستت فرار کنم
تو اینو میدونی... مگه نه ؟
...من دستتو ول کردم... بعدش
آره میدونم... میدونم
دیدمت
چی ؟
بعدش تو رو دیدم
پس... هیچوقت تقصیر تو نبوده
من 17 سالم بود
پدرت منو از خونه انداخته بود بیرون
و تصمیم گرفته بود هیچی رو به گردن نگیره
ضربه دیده بودم و داغون بودم
ولی من اون ببره رو میخوام - میدونم عزیزم... میدونم -
ولی مامانت تا الآن امتیازی چیزی نیاورده... باشه ؟
بیلی ؟
بیلی
بیلی
خدای من... بیلی کارت اصلا بامزه نیست
فقط یه دفعه بود
تو رو با پلیس دیدم
فهمیدم که
اونا بیشتر از من میتونن از تو مراقبت کنن
به نفعت بود... درسته ؟
تونستی رو پای خودت وایسی
خیلی خوب به نظر میای
...فقط
الآن وقت مناسبی برا من نیست ، بیلی
...تمام چیزی که میخواستم این بود که
میخواستم بدونی حال من خوبه
باید برگردم پیش خونواده واقعیم
بیا بگیرش
این دیگه چیه ؟
مارلین... اونجا چه خبره ؟
شاید تو بیشتر از من بهش احتیاج داشته باشی
فردی ، حق با تو بود
ببخشید که سرت داد زدم - بیا خونه ، بیلی -
بیا خونه
بیلی
ابر شرور ابرشرور
!شزم
تو کی هستی ؟
چی میخوای ؟
من چی میخوام ؟
...اونو
میخوام
دهنشو سرویس کن ، بیلی
درسته بیلی
همه جوره تلاشتو بکن
بذار اونا برن... اونوقت میام
نه... اول تو بیا تو
بعدش شاید اجازه بدم اونا برن
پسر خوب
چون تو پسر خوبی هستی... مگه نه ؟
چند سالته ؟
تقریبا 15
وقتی بچه بودم
پیر مرد بهم گفت به اندازه کافی خوب نیستم
و حالا تو اینجایی... یه ترسو
از من فرار میکنی
و اونوقت جادوگر تو رو انتخاب مکنه ؟ تو یه قهرمان نیستی
ولی من دارم به تو این فرصتو میدم تا بتونی یه قهرمان باشی
قدرت قهرمانو به من بده
اینکارو نکن بیلی
قدرتتو بده به من بعدش میذارم برن
... نه ، نه - نرو اونجا بیلی -
نرو
نرو بیلی - مجبورم... مجبورم انجامش بدم -
یه برادر خوب همینکارو میکنه
درسته ؟
بیلی
من تموم زندگیمو صرف اومدن به اینجا کردم
تموم زمین رو زیر و رو کردم
هیچکس حرفمو باور نمیکرد
هیچکس بهم کمک نکرد
نه اون جادوگر
نه خونوادم
من فقط خودمو داشتم
من درکت میکنم
میدونم چه حسی داره
انگار تو دنیا تنها موندی
پا شو
حس میکنی یه چیزیه که اگه پیداش کنی
بالاخره میتونی به اندازه کافی خوب بشی
پا شو
...اسم قهرمانو
بگو
گوش کن آقای محترم ، توهین نباشه ولی فکر نمیکنم این موجودات ، تو قلبت جایی داشته باشن
به حرف اون بچه گوش نکن
عصا رو بردار
برش دار
و اسم قهرمانو به زبون بیار
اونا دارن ازت سو استفاده میکنن
باید ببینی که اونا دارن ازت سو استفاده میکنن
اسمتو بهم بگو
اسم اون... کاپیتان بابابرقیه
دفعه بعدی ، اون چشمتو از کاسه در میاریم ، کچل
پس بذار برادرم بره
پسر خوب شد اون بترنگو با خودت اوردی
خب دیگه از اینا داری ؟
فقط همون بود - یالا ، یالا ، زود باشید -
بچه ها ، واقعا از کمکتون ممنونم
ولی فکر نمیکنم اسلحه هاتون دردی رو دوا کنه
میتونید بذاریدشون زمین
ولی در همینجا بود - بیلی ،چطوری از اینجا بریم بیرون ؟ -
از من میپرسی ؟ من از کجا بدونم
از این طرف - بدوید... بدوید -
برید دنبال دارلا آفرین دارلا
زود باشید... برید
بچه ها ؟
این در چرا بازه ؟
فردی ؟
مری ؟
زود باش فردی... زود باش دارلا... ادامه بده
فردی جا نمونه
پشت دارلا حرکت کنین
باید عجله کنیم
وای
چقدر در اینجاست
یکی از اینا باید راه خروج باشه... درسته ؟
آره... امیدوارم
این یکی نیست
خیلی خب... در بسه کسی دیگه درا رو باز نکنه
زود باش بیلی ازمون میخوای چیکار کنیم ؟
دارلا... من نمیدونم
بیلی... بهش فکر کن دفعه قبلی چطوری رفتی بیرون ؟
دفعه قبلی به مترو فکر کردم و یهو سر از مترو در اوردم
خیلی خب ، بیلی پس به مترو فکر کن
به یه جایی غیر از اینجا فکر کن باشه ؟
زود باشید ، زود باشید - چرا چشمامو گرفتی ؟ -
واقعا ؟ اینجا اولین جایی بود که به ذهنت رسید ؟
آره خب
چرا نمیتونم ببینم اونجا چه خبره ؟
هنوز بچه ای - بچه ام ، ولی موسیقی رو که دوست دارم -
این چیزا به من نمیخوره
فردی کجاست ؟
آره کلی خوش گذشت کریسمس خوش بگذره
فردی ، داری چیکار میکنی ؟
اونا خیلی مهربونن
مهربون ؟ بیا دیگه - منم میخوام برم اونجا که آدمای مهربونن -
نه... ما اونجا نمیریم - ولی من میخوام برم -
از کدوم طرف ؟
صبر کنید
برید... برید... همگی راه بیفتید
فردی ، فری... بیا اینجا
زود باشید
برید برید برید تو هم همینطور... زود باش پسر ، زود باش
خونسرد باشید ، عادی رفتار کنید یه بچه هایی که توی شهربازی عادی رفتار میکنن
اون ما رو اینجا پیدا نمیکنه - اون خودشه... قهرمانه -
آروم باشید... عکس نگیرید لطفا
من خودم یه آدم بالغم لطفا از من عکس نگیرید
عکس نگیرید میگم
شزم
اوه پسر... همین الآن روی یه بچه تف انداختم
هی... اون دیگه چیه ؟
قهرمان
تو لیاقت اسمی که یدک میکشیو نداری
مردم بی گناهو تنها میذاری تا بمیرن
چون ته وجودت ، تو هنوز همون پسر کوچولوی ترسویی
اوه نه فرار کنید
چیکار کنیم ؟ چیکار کنیم ؟ - محکم بچسب -
تو همیشه میخواستی من یه قهرمان واقعی باشم
شوخیت گرفته ؟ نه
کی میدونه اون بالا چند نفر هستن ؟
درضمن ، شاید قدرت کافی برای این کارو نداشته باشی
انگار نمیدونی داری چیکار میکنی
در ضمن ، تو بهترین رفیقمی نمیخوام که بمیری
فردی ، اگه یه قهرمان نتونه از خونوادش محافظت کنه
دیگه قهرمان حساب نمیشه
عجب تیکه کلامی بود
شزم
حالا... بیا یه بار دیگه امتحان کنیم
یه بار دیگه امتحانش میکنیم
بیلی ، مراقب باش
چشم لیزری ببینید... اون چشم لیزری داره
حیف که نشونه گیریت ریده
اون منبع قدرتشه
اون چشم قلابیش ؟
وقتی که اون شیاطین از چشمش بیرون میان اون قدرتشو از دست میده
واسه همین اون بترنگ بهش صدمه زد
هی
بیا اینجا
داری چیکار میکنی ؟
بهم اعتماد کن ، اگه اون شیاطینو از چشمش جدا کنیم از اون فقط یه پیرمرد درب و داغون میمونه
اونا رو جمعشون کنین
بیا بگیرش
بگیرش
محکم بگیرش
چشماتو ببند
همه چی درست میشه
نترس
شزم
شزم
بازی تموم شد ، پسر
دوستات دیگه نمیتونن بهت کمک کنن
هی
شزم
حقه خوبی بود
آفرین
با یه کلمه خودتو آزاد کردی
من حقه بهتری بلدم
ولی چهار تا کلمس
دختر کوچولو رو بکش
بس کن
بیلی ، هنوز یه شیطان دیگه تو چشمش هست
فقط کافه ازش بکشیش بیرون
قدرتش از اون چشم میاد
انجامش بده
تو رو به چالش میکشم
تصمیم هوشمندانه ای گرفتی
دستتو بذار روی عصا
بیلی... اینکارو نکن !بیلی
بیلی - نکن اینکارو بیلی -
اسممو به زبون بیار تا قدرتم درونت جریان پیدا کنه
من در قلبمو به روی تو باز کردم ، بیلی بتسون
و تو به عنوان قهرمان انتخاب شدی
با قلبت ، بزرگترین قدرتتو آزاد کن
تخت های برادران و خواهران من منتظرن
همه دستاشونو بیارن جلو
اسم منو بگید
بیلی
نه ، نه ، نه .. اون اسم نه اسمی رو بگید که باهاش این شکلی میشم
شزم
بچه ها چه اتفاقی داره میفته ؟
من میتونم پرواز کنم
بچه ها این عضله هارو داشته باشید
نه
غیر ممکنه
اوه .. درسته آقای محترم شرمنده که عصاتو ازت گرفتم
میخوای پسش بدم بهت ؟
بچه ها، من به خشونت اعتقاد ندارم
ولی به نظرم باید از درز عقب این یارو یه عرض ادبی کنیم
اونم خیلی شدید
بچه ها... فکر کنم میتونم... خیلی سریع حرک کنم
سرعت بالا... خودشه
بیلی ، چشمو بگیر
مراقب باش
این دیگه چیه ؟
نزدیک بود منفجرم کنی
رفیق... من مدل مبارزه همه ابرقهرمانارو مطالعه کردم
تو چی داری برای خودت ؟
خب این خیلی ترسناکه
بازی بسه ، پسر جون
...فکر کردی یه مشت بچه میتونن
صبر کن... چی ؟
تو از من التماس بخشش میکنی
در حالی که قلبتو له و لورده میکنم
...به آرومی
داری برای من سخنرانی ابرشرورانه ای چیزی میکنی ؟
تو نزدیک یک مایل از من دوری صداتو نمیشنوم
کل دنیا رو تو کف دستم قرار میدم
فقط دارم میبینم دهنت داره تکون میخوره نمیتونم چیزی بشنوم
...فقط من قدرت آزادسازی
چی ؟
ولش کن... گور بابات
اوه نه... چرخ و فلک الآن میفته
سلام
من گرفتمت
گرفتمش
گرفتمش
خدای من... جدی گرفتمش
شاید باورت نشه ولی تو اولین شروری هستی که باهاش جنگیدم واسه همین این قضیه یکم برام بزرگه
یکی بهم کمک کنه
بگیرش
سلام... واقعا خودتی
اسم من دارلاس و واقعا دختر خوبی بودم
چی ؟
- ای تف توش - نه نه نه نه
خدای من... منو از لباس زیرم گرفته
خب پس این کار هفت گناه کبیرس ، آره ؟
...من خیلی حساب کتابم خوب نیست ولی
اون گنده بکه خشمه... درسته ؟
اون چاقه شکم پرستی بود
غرور
طمع ، تنبلی ، شهوت
اگه راستشو بخوای فکر میکردم شهوت باید خیلی جذاب تر از اینا باشه
ولی این که شد شش تا پس شماره هفت خوش شانسمون کو ؟
اون کوچولوئه کجاست ؟ حسادت کجاست ؟
از من و خونوادم ترسیده چون ما خیلی خفنیم ؟
درکش میکنم
بقیه گناه ها اومدن بیرون و جنگیدن
چون بزرگ تر و قوی تر و ترسناک ترن
ولی حسادت
فقط داره فرار میکنه
واسه همینه که بقیه گناه ها هیچوقت بهش نگفتن تا با اونا بازی کنه ، پسر
چون همشون میدونن اون یه بازندس
حسادت ضعیف ، بی ارزش و زشت
گرفتمت
شزم
شزم
حالا آماده ای تا رفیقاتو تحویل بدی ؟
نه
نه
نه
درباره قدرت فکر کن
قدرتی ه نتونی با کسی به اشتراکش بذاری به چه دردی میخوره ؟
ایول - هورا -
ولی خیلی حال به هم زن بود
مرگ (شعار مورتال کمبتو میگه)
خیلی باحال بود
این دیگه چیه ؟
میتونم هرچیزی که میخوامو داشته باشم ؟
بیلی نکن - بیلی... نه -
اینکارو نکن
اصلا بامزه نبود
چیه ؟ فکر کردید این گوی شیطانی رو تو مخم میذارم ؟
حال به هم زنه - اصلا بامزه نبود -
ایول ایول حال کردم
هی ، اونجا رو باشین
چیه ؟
هی
ما انجامش دادیم
موفق شدیم
دیگه خطری تهدیدتون نمیکنه
مشکلی نیست
مطمئنی کار میکنه ؟
آره
میدونید الآن ما کجاییم ؟
یه غار تاریک با مجسمه شیاطین
...خب
آره
...ولی همینطور
مخفیگاهمون
ما مخفیگاه داریم
- ما مخفیگاه داریم - مخفیگاه چیه دیگه ؟
و با تشکر از شش قهرمانمون اهالی شهر در امن و امانن
و پیش خونواده هاشون برگشتن
...و حالا یه شاهد عینی از این ماجرا داریم که
پشم ریزون بود حاجی
اون موجودات شخمی کله
...و حال به هم زن
اصلا جالب نبود پسر
بچه ها
دستاتونو بیارید جلو
صبر کنین صبر کنین صبر کنین
از بابت این غذا متشکرم
بابت این غذا
و این خونواده
تصمیم گرفتم اینجا بمونم
هرچی باشه
اینجا خونه منه
بیاید بریم
خیلی خب
چه خبرا ؟
منتظری دوست خیالیت پیداش بشه ؟
شما اینجا چیکار میکنید ؟
اومدیم باهات ناهار بخوریم
یه برنامه خیلی خاص برات چیدیم
دارلا... چه خبره ؟
چرا از من میپرسی ؟
فردی فریمن ؟
این پسر همه چیزو برای اینکه چجوری یه ابرقهرمان خفن باشم بهم یاد داده
خدا شاهده
بهتره بیاید چهارتا نکته ازش یاد بگیرید
چه خبرا؟
بهترین رفیق من تو کل دنیا
و همینطور بچه های جدیدی که اولین باره میبینمشون
که خیلی باحال بنظر میان
اگه مشکلی نداشته باشه یه دوست دیگه هم با خودم آوردم
ارائه ای از کانال تلگرامی خیزش عدالت t.me/DC_United مترجم: Sina Picaro
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.