Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
به نام خدا .::با درود خدمت دوستاران فيلم و سريال هاي شرقي::.
قسمت 51 این قسمت::لو سو يك بار ديگه جينگ جو رو طلب ميكنه (متــــرجم:چــــيااُ فنگ(مهدي
منظور من اينه كه
اگر ما بريم و استان رو طلب بكنيم
بايد اول يك نقشه داشته باشيم
اگر تونستيم برشگردونيم چي كار كنيم؟
و اگر نتونستيم چي كار بكنيم؟
درست ميگي
وقتي دربارش فكر ميكنم
به نظر ميرسه كه ما نتونيم به دستش بياريم
جينگ مثل يك تكه گوشت هست
كه اونا از قبل توي دهنشون گذاشتن
و الان بلعيدنش
براي چي انگشت كنن تا بالا بيارنش
ارباب،لطفا منو ببخشيد كه رك ميگم
با توجه به تشخيص وضعيت جاري
ليو بِي 4 فرماندهي رو در حركت سريعي به دست اورد
ارتش اون قدرت و جنبش زيادي به دست اورده
با تلفات طرف ما و منفعتهای به دست اومده اونا نيروهاي ما تقريبا يكي هستن
با تلفات طرف ما و منفعتهای به دست اومده اونا نيروهاي ما تقريبا يكي هستن
من فكر ميكنم جوگو ليانگ روی ما حساب اینو کرده که اعلان جنگ نمیکنیم
من فكر ميكنم جوگو ليانگ روی ما حساب اینو کرده که اعلان جنگ نمیکنیم
بنابراين حتما برگردوندن جينگ به ما رو به تاخير ميندازه
كونگ مينگ حيله گره و ليو بِي يك ادم دو رو
ارباب
در اين زمانه هرج و مرج
چيزايي مثل حيله و دورويي وجود نداره
بلكه فقط تفاوت بين قوي و ضعيفه
همونطور كه ميگن"اونكه موفق ميشه قهرمانه "اونكه نميشه قانون شكن
اين اصل براي من ناشناخته نيست
من يك دم از نااميدي دارم
زي جينگ،تصميم گرفتم،باید برگشت جینگ جو رو بخوایم
حتي اگر برنگردونن ما طلبش رو ميكنيم
بي پرده بگم،حتي اگه مطمئن باشيم كه به دستش نمياريم ولي بازم طلبش ميكنيم
بي پرده بگم،حتي اگه مطمئن باشيم كه به دستش نمياريم ولي بازم طلبش ميكنيم
اولا،اگه اینکارو کنیم اثبات كرديم كه در هر حال اصرار داريم كه جينگ متعلق به ماست
اولا،اگه اینکارو کنیم اثبات كرديم كه در هر حال اصرار داريم كه جينگ متعلق به ماست
در حالي كه ليو بِي در اونجا فقط يك مهمانه
دوما،اگر اونجا رو طلب نكنيم
اونا از الانم بيشتر ما رو ناديده ميگيرن
و ديگه جينگ رو به عنوان حقانيت خودشون ميبينن
سوما،اگر ما جينگو بخوايم و بهمون ندنش
كاستي از اونا ميشه
وقتيكه زمانش برسه
و براي گرفتن جينگ اقدام نظامي بكنيم،به راحتي ميتونيم اونچه داريم رو ادعا بكنيم
و براي گرفتن جينگ اقدام نظامي بكنيم،به راحتي ميتونيم اونچه داريم رو ادعا بكنيم
اونوقت براي انجامش دليل درست و به جا داريم
خب،ارباب،شما درست ميگيد
بنابراين الان من...به جينگ جو براي دادن پيغام تسليت ميرم
بنابراين الان من...به جينگ جو براي دادن پيغام تسليت ميرم
ارباب،زي جينگ
جيانگ چين ملقب به گونگ يي
جيانگ چين؟
مگه تو نبايد يك ارتش رو در با لينگ رهبري بكني؟
اينجا داری چي كار ميكني؟
من اومدم تا تجهيزات جنگي و ماهيانه از شما دريافت بكنم
امروز به با لينگ برميگردم،اما دوست داشتم با شما ملاقات داشته باشم
امروز به با لينگ برميگردم،اما دوست داشتم با شما ملاقات داشته باشم
اوضاع در جلو چطور هست؟
ارباب،عجيب هست،در راهم به اينجا با تعدادي از مامورهامون برخورد كردم
ارباب،عجيب هست،در راهم به اينجا با تعدادي از مامورهامون برخورد كردم اونا گزارش دادن كه ليو بِي تمام افرادش رو براي برگشت به جينگ جو منتقل كرده
ارباب،عجيب هست،در راهم به اينجا با تعدادي از مامورهامون برخورد كردم اونا گزارش دادن كه ليو بِي تمام افرادش رو براي برگشت به جينگ جو منتقل كرده
ارباب،عجيب هست،در راهم به اينجا با تعدادي از مامورهامون برخورد كردم اونا گزارش دادن كه ليو بِي تمام افرادش رو براي برگشت به جينگ جو منتقل كرده
اون داره در مقابل حمله دشمن احتياط ميكنه
جو گو ليانگ واقعا داره براي جنگ اماده ميشه
سلامتيه گونگ جين چطور هست؟
فرمانده ارشد يه روز بهترن و يه روز بد ميشن
وقتي براي اينجا راه افتادي،گونگ جين كجا مستقر بود؟
با اينكه بيمار بودن رفته بودن دوباره خط هاي جلويي رو بازرسي كنن
به نظر گونگ جين بهت گفته كه بياي و تجهيزات به دست بياري نه؟
بله
خب پس،فورا به با لينگ برگرد
حقير ازتون خداحافظي ميكنه
زي جينگ،بعد اينكه گونگ جين از مرگ ليو چي با خبر شده
بلافاصله تدارك ميبينه و داره براي جنگ اماده ميشه
فكرش روي جينگ متمركز شده
بلافاصله برو
اول به با لينگ برو و سلامتيه گونگ جين رو چك بكن
بايد مطمئن بشي تا جلوي اونو از جنگيدن با ليو بِي ميگيری
بعد اينكه از رودخانه عبور كردي پيغام تسليت رو برسون و طلب جينگ رو كن
اطاعت
جو يو ملقب به گونگ جين
لو مانگ ملقب به زي مينگ
گان نينگ ملقب به شينگ با
فرمانده ارشد
حالتون دوباره بد شده؟
ابدا اينطور نيست،در حقيقت روز به روز احساس بهتري دارم
فرمانده ارشد الان 2 هفته گذشته
شما دوباره و دوباره دارين اين نوشته رو ميخونيد
شما دوباره و دوباره دارين اين نوشته رو ميخونيد
نويسنده اين طومار چه كسي هست؟
واقعا اينقدر براي شما مهم هست؟
اين طومار به وسيله استاد بزرگي نوشته شده
منو بسيار زياد راهنمايي كرده
و الان ميتونم با قلبم كاملا ببينمش
فكرشو،حيلش رو
كي؟
جو گو ليانگ
اون قصاص منه
براي شكست يك دشمن اول بايد از اون ياد بگيري
و بفهمي فكرش چطور كار ميكنه
وگرنه به وسيله اون تلف ميشي
بعد از نبرد جينگ جو زياد فكر كردم
همش فكر كردم چطور جوگو ليانگ جنگ رو هدايت ميكنه
الان به طور واضح فهميدم نقاط قوت و ضعف اون كجا هستن
الان به طور واضح فهميدم نقاط قوت و ضعف اون كجا هستن
هر فكر جوگو ليانگ رو ميتونم پيش گويي بکنم
هر فكر جوگو ليانگ رو ميتونم پيش گويي بکنم
من از جوگو ليانگ بهترم
فرمانده ارشد باهوشن
فرمانده ارشد،قايق اقاي لو سو به ساحل رودخانه رسيده
گمان ميكنم ميخوام مرافعه ديگه اي با اون داشته باشم
فرمانده ارشد ميتونيد بگيد كه بيمار هستيد و اونو رد بكنيد
جرات ندارم
نه فقط بايد اونو ببينم بلكه بايد بهش خوش امدم بگم
گوش كن
اگر هر كسي جرات كنه به لو سو بي حرمتي بكنه
نمي بخشمش
اطاعت
گونگ جين
زي جينگ،تو ميخواي از ليو بِي طلب كني تا جينگ رو برگردونه؟
بله،ليو چي فوت كرده
ما يك قرار با ليو بِي داشتيم
تا وقتي ليو چي زندست جينگ ميتونه در اختيارش باشه
حالا كه ليو چي مردست،بايد جينگ رو به ما برگردونه
حالا كه ليو چي مردست،بايد جينگ رو به ما برگردونه
اين بهونه ساده اي براي جو گو ليانگ بوده
زي جينگ واقعا فكر ميكني ميشه گوشتي رو كه سگ دزديده برگردوند؟
زي جينگ واقعا فكر ميكني ميشه گوشتي رو كه سگ دزديده برگردوند؟
مثل هميشه گونگ جين وسط هدف زدي
مثل هميشه گونگ جين وسط هدف زدي
اما ارباب ما تصميم گرفتن كه
حتي اگر اونا پسش ندن ما بايد ازشون طلب بكنيم
خب،روان هستش
گونگ جين،چي باعث شد اينقدر ناگهاني به خطهاي جلو در با لينگ بياي؟
گونگ جين،چي باعث شد اينقدر ناگهاني به خطهاي جلو در با لينگ بياي؟
بازرسي
وقتي صداي طبل هاي نظامي رو نشنيدم احساس كردم چيزي درست نيست
واقعا اينطوره؟
اما تو جيانگ چين رو فرستادي تا اذوقه و تداركات براي 20 هزار سرباز به دست بياره
اما تو جيانگ چين رو فرستادي تا اذوقه و تداركات براي 20 هزار سرباز به دست بياره
ارباب نگرانن كه من حركت نظامي در مقابل جينگ انجام بدم،درسته؟
ارباب نگرانن كه من حركت نظامي در مقابل جينگ انجام بدم،درسته؟
گونگ جين
اين دفعه چه بتونيم طلب كنيم جينگو برگردونيم يا نه
نبايد براي ليو بِي اعلان جنگ بكنيم
براي چي؟
گونگ جين تو ميدوني
ليو بِي چانگ شا و سه فرماندهيه ديگه رو گرفته
روحيه افراد اونا بالا هست
در حاليكه ما در خو فِي تلفات سنگيني رو متحمل شديم
و حتي رئيس فرماندهانمون تاي شي سي در نبرد كشته شد
با تلفات ما و منفعت هاي به دست اومده اونا
نيروهاي سون و ليو دارن با همدگيه برابر ميشن
در اضافه جو گو ليانگ
خيلي وقته داره در جينگ جو براي ارتش نيرو جمع ميكنه
خيلي وقته داره در جينگ جو براي ارتش نيرو جمع ميكنه
اين نشون ميده كه اونا در هر زماني فكر دفاع هستن
اين نشون ميده كه اونا در هر زماني فكر دفاع هستن
تو داري درست ميگي
اما ميدوني كه در اين لحظه
فكر جو گو ليانگ چي هستش؟
فرمانده براهنماييم كنيد
به نظر افكار جو گو ليانگ ديگه تموم شده
و پيش بيني كرده كه ما جرات نميكنيم بهشون اعلان جنگ بكنيم
جو گو ليانگ باور داره كه
تا وقتي سااُسااُ زندست
سرزمين جنوب اجازه نميده كه اتحاد از هم بپاشه
و ارباب و تو براي يك استان در مقابل ليو بِي قرار نميگيرن
و ارباب و تو براي يك استان در مقابل ليو بِي قرار نميگيرن
بنابراين سفر تو به جينگ مطمئنا بيهوده هست
و جو گو ليانگ حتما وقت ميگذرونه و جينگ رو برنميگردونه
درسته
اين همون چيزيه كه جو گو ليانگ داره فكر ميكنه
تو دقيقا به هدف زدي،من تحسينت ميكنم
اما گونگ جين
لطفا يك جواب صادقانه به من بده
تو واقعا ميخواي ارتش رو بسيج كني و به جينگ جو حمله كني؟
ميخوام،خيلي هم ميخوام
روز و شب دربارش فكر ميكنم
من قبلا به لو مانگ،گان نينگ و جيانگ چين گفتم
سربازان رو در اينجا تمرين بدن براي 3 ماه ديگه
روحيه افراد ما بالا هستش
و اونا هيچي جز انتقام تحقير شدن در جينگ جو رو نميخوان
بخوام باهات صادق باشم
من قبلا دستور دادم
از دو طرف به با لينگ نزديك بشن
يك ارتش 30 هزار نفري و ناو 50 هزار نفري جداگانه حركت ميكنن و تا 3 روز ديگه ما به دربازه هاي جينگ جو ميرسيم
يك ارتش 30 هزار نفري و ناو 50 هزار نفري جداگانه حركت ميكنن و تا 3 روز ديگه ما به دربازه هاي جينگ جو ميرسيم
اينكاري كه ميكني درست نيست
فراموش نكن،من فرمانده ارشدم
اما دست تو نيست كه در مورد جنگ و صلح تصميم بگيري
ما بايد از تصميم ارباب در اين مورد اطاعت كنيم
فراموش نكن
فرمانده ارشد جلوته كه داري به قدرتش توهين ميكني
اون گاهي اوقات از اربابش اطاعت نميكنه
...گونگ جين تو
زي جينگ
من واقعا به ليو بِي اعلان جنگ نميكنم
چون بهترين فرصت هنوز نرسيده
گونگ جين
اگر اعلان جنگ نميكني
پس چرا هنوز داري به سمت جينگ بسيج ميكني؟
اگر نتوني جينگ رو پس بگيري
ديگه چه لزومي به پرسيدن داره؟
گونگ جين
نكنه...داري از نيرنگي انحرافي استفاده ميكني؟
همينطوره
جو گو ليانگ باور داره جرات نداريم باهاشون در بيوفتيم
بايد نمايش بزرگي از قدرتمونو بدم
تا نشونشون بديم كه ترجيح ميديم در افتخار بميريم تا اينكه در ننگ زندگي كنيم
در معامله با مردي مثل جوگو ليانگ صحبت كردن رك و راست چه فايده اي داره؟
در معامله با مردي مثل جوگو ليانگ صحبت كردن رك و راست چه فايده اي داره؟
اون استاد صحبت مذاکره سوء ظنهای قدرت در همه چیزه
اون استاد صحبت مذاکره سوء ظنهای قدرت در همه چیزه
ما بايد به دستامون مراجعه بكنيم
زي جينگ تو ميتوني به اون بگي
اگر اونا جينگ رو برنگردونن
من جو يو از جنگ مضايغه نخواهم كرد
زي جينگ،من اينكارو براي خوبيه تو انجام ميدم
فقط با داشتن تيغه جنگيه من در پشت تو
ميتوني بهشون بگي زماني كه بايد جينگ رو برگردونن دور نيست
ميتوني بهشون بگي زماني كه بايد جينگ رو برگردونن دور نيست
متوجه شدم
حقير از شما براي كمكتون تشكر ميكنه
به علاوه،سربازان سخت دارن تمرين ميبينن
به علاوه،سربازان سخت دارن تمرين ميبينن
و زمان امتحانشون در نبرده
"ضربه كوهستان براي وحشت ببر"
ما تماشا ميكنيم كه جينگ چطور براي اين واكنش نشون ميده
بايد دير يا زود جنگ با جينگ جو داشته باشيم
زود سوار قايق ها بشيد
اين روش من يه روزي قابل استفاده ميشه
درسته
زي جينگ
در اين سفر حتي اگه نتونستي جينگ رو برگردوني بايد باعث شي اونا بفهمن
در اين سفر حتي اگه نتونستي جينگ رو برگردوني بايد باعث شي اونا بفهمن
كه اين دين اونا نسبت به ما هست
هر چي كشش بدن،بيشتر بايد بپردازنش
خب،گونگ جين
لطفا برگرد،من اين دفعه داخل كمپ نميام
پس ميخواي چي كار بكني؟
گونگ جين،نگاه
ماه درخشانه و باد هم دلپذيره
من الان ميرم تا از رودخانه عبور كنم
فردا به شهر جينگ جو خواهم رسيد
وقتي برسي خيلي خسته نميشي؟
چرا امشبو استراحت نميكني؟
خداحافظ
جينگ جو
زي جينگ
بفرمائيد
زي جينگ
برادر زاده من درگذشت و تو شبانه برای مراسم سفر كردي
چه مهرباني و دوستي اي،متشكرم
عموي امپراتوري تشكر نكنيد
چون نوبت منه ببينم به مهرباني و دوستي اهميت ميديد يا نه
چون نوبت منه ببينم به مهرباني و دوستي اهميت ميديد يا نه
يك موضوع وجود داره كه دوست دارم نظر عموي امپراتوري رو بدونم
يك موضوع وجود داره كه دوست دارم نظر عموي امپراتوري رو بدونم
بفرمائيد
پيش تر شما گفته بوديد كه وقتي ارباب جوان برن جينگ رو برميگردونيد
پيش تر شما گفته بوديد كه وقتي ارباب جوان برن جينگ رو برميگردونيد
حالا كه ارباب جوان فوت كردن
عموي امپراتوري ميتونن به قولشون عمل كنن
تا كِي ميتونيد جينگ رو تحويل بدين؟
در مورد اين موضوع،ميتونيم...يك يا دو روز ديگه صبر كنيم
در مورد اين موضوع،ميتونيم...يك يا دو روز ديگه صبر كنيم
و بعدا در موردش حرف بزنيم؟
بعدا؟
اين بعدا چه موقع خواهد بود؟
زي جينگ
اين بي عاطفگيه تو هستش
امروز عزاداري هستش چرا اين موضوع رو پيش كشيدي؟
درسته
در روز عزاداري فقط ميشه در مورد درستكاري صحبت كرد
به علاوه صحبت در مورد اين موضوع قديمي جلوي تابوت ارباب ليو چي خلوص نيت ما رو نشان ميده
به علاوه صحبت در مورد اين موضوع قديمي جلوي تابوت ارباب ليو چي خلوص نيت ما رو نشان ميده
"همه چي زير اسمان قلمرو پادشاه هست"
"هر چي ساكن قلمرو هست مطيع پادشاه هست"
جينگ جو متعلق به كيه؟
ايا متعلق به ارباب سرزمين جنوب هست يا سااُسااُ؟
هيچ كدوم از اونا،متعلق به تخت سلطنت هست
بعد از اينكه امپراتور بزرگ ارتش ها رو گرفت
تلاش بسيار زيادي براي تاسيس كردن هان بزرگ كرد
متاسفانه مردان خيانتكار به جاه طلبي افتادن و سرزمين تقسيم شد
و اينطوري استان جينگ به دست سااُسااُ افتاد
مهم نيست چه كسي اين سرزمين رو به چه روشي تصرف كنه
بايد توسط يك ليو فرماندهي بشه چون نام خانوادگيه امپراتور ليو هست
ارباب من يك نسل از امپراتور جينگ هست
ارباب من يك نسل از امپراتور جينگ هست
فرزندي از شاهزاده جينگ جانگ شان
و عموي امپراتور ما هست
ارباب من استان جينگ رو به عنوان فرزندي از هان به حق در دست گرفته
ارباب من استان جينگ رو به عنوان فرزندي از هان به حق در دست گرفته
ارباب شما پسر يك عالي رتبه كوچك از چي ين تانگ هست
اون تمام سرزمين جنوب رو تصرف كرده و شما هنوز راضي نيستيد
اون حتي تعدادي زمين هاي هان رو ضميمه كرده و رد ميكنه ارباب من جايي رو براي خودش داشته باشه؟
اون حتي تعدادي زمين هاي هان رو ضميمه كرده و رد ميكنه ارباب من جايي رو براي خودش داشته باشه؟
اين چه معني اي داره؟
كونگ مينگ بهونه اوردن كافيه
تنها به اين خاطره كه باور دارم عموي امپراتوري مهربان هستن
درخواست كردم كه امروز سر قولشون بمونن
به علاوه
زماني كه من اين قرار رو با عموي امپراتوري گذاشتم
شما هم اونجا حاضر بودي
نكنه عموي امپراتوري امروز به عنوان مردي غير قابل اعتماد رفتار ميكنن؟
نكنه عموي امپراتوري امروز به عنوان مردي غير قابل اعتماد رفتار ميكنن؟
زي جينگ،تو ادمي هستي كه بدون فكر حرف ميزني
تو ميدوني كه ارباب من استان شو رو 3 مرتبه رد كرد بپذيره
تو ميدوني كه ارباب من استان شو رو 3 مرتبه رد كرد بپذيره
ارباب من هميشه اربابي مهربان و عادل بوده
بوده،هست و تا ابد خواهد بود
اون هميشه به شفقت و درستكاري بيشتر از زندگيه خودش بها داده
از زماني كه فرمانروايي جينگ رو به دست گرفتن
دارن توسط سرزمين جنوبي ها مورد فحاشي قرار ميگيرن
ايا از داخل احساس خوبي دارن؟
مطمئنا نه
اما مهم نيست احساسشون چطور ميشه بايد كنارش بزارن،براي چي؟
اما مهم نيست احساسشون چطور ميشه بايد كنارش بزارن،براي چي؟
چون در قلبشون چيزهايي مهمتر از ابرو و حتي زندگيشون وجود داره
چون در قلبشون چيزهايي مهمتر از ابرو و حتي زندگيشون وجود داره
ممكنه بپرسم چي هست؟
بازگرداندن جايگاه هان
:شايد شما به عموي امپراتوري بگيد كه
توي چه زماني داريم زندگي ميكنيم؟
چرا همش دارين در مورد خوش بختيه هان صحبت ميكنيد؟
اما عموي امپراتوري فرزندي از هان هستن
حتي اگر هر كس ديگه اي توي کشور بتونه هان رو فراموش كنه ایشون نميتونه
و الان امپراتور در دست سااُسااُ گروگان هست
و الان امپراتور در دست سااُسااُ گروگان هست
و از تهديد ها و تشرهاش عذاب ميكشه
قلب عموي امپراتوري هر روز از فكر كردن به اين چيزها به درد مياد
قلب عموي امپراتوري هر روز از فكر كردن به اين چيزها به درد مياد
عموی امپراتوری ناراحت نباشید
من هميشه ميدونستم شما اربابي با افتخار و درستكاريد
زي جينگ
من يك خدمتكار هان هستم تو هم يك خدمتكار هان هستي
خانواده هاي هر دوي ما براي نسل ها شاهد سخاوتمندي هاي هان بودن
حتي اگر از خدمتگذار هاي هان نباشيم از مردمش هستيم
ولي جو يو ريشه هاش رو فراموش كرده اون نميفهمه
تو هميشه يك مرد فهميده بودي
فكرشو كن
اگر عموي امپراتوري پايگاهي رو نداشته باشه
چطور ميتونه هان رو مثل اولش بكنه؟
چطور ميتونه امپراتور رو از عذابهاش رهايي بده؟
و چطور ميتونه جلوي سااُ خيانتكار بايسته؟
خوب گفتی
تاجاييكه كه من ميدونم،سااُسااُ خيلي غير قابل اعتماد هست
اگر شما واقعا دلواپس سرزمينمون هستيد
دليل بيشتري داره كه جاي قابل اطميناني مستقر بشين
به علاوه عموي امپراتوري براي حمايت كردن از امپراتوريه هان
با تنها قدرت خودشون ميترسم نتونن كاري از پيش ببرن
فكرشو كنيد،اگر به خاطر تلاش هاي ارباب من مقام سرزمين جنوب نبود
شما امروز كجا بوديد؟
اين درست هست
زي جينگ مرد قابل اعتمادي هست
حقيقت اينه كه اگر تونستم براي دفع كردن سااُسااُ به سرزمين جنوب بپيوندم
بخشيش به خاطر دانايي و بصيرت تو بود
عموي امپراتوري شما لطف داريد
راستشو بگم،براي اين 2 سال گذشته
از هيچ تلاش و فكري دريغ نكردم
تا اتحاد بين سون و ليو حفظ بمونه
براي انجام اين كار
نصيحت هاي زيادي به اربابم كردم
تا خاطر جمعي براي شما بسازم
اما براي هر چيز بايد حدودي وجود داشته باشه نه؟
گستاخيه منو ببخشيد
اگر عموي امپراتوري زير حرفاشون بزنن
و بر روي اشغال جينگ اصرار داشته باشن
حتي...اگر ارباب من مقام وو(سرزمين جنوب)بتونه با اين موضوع كنار بياد
ميترسم كس ديگه اي باشه كه نتونه اينكارو بكنه
چه كسي؟
فرمانده ارشد تمام سرزمين جنوب،جو يو،جو گونگ جين
پس جو يو ميخواد جنگ بكنه؟
مردي كه هنوز كاملا بهبود پيدا نكرده اون حتما داره تند خو ميشه
من خوشحالم كه تو اخلاق جو يو رو ميشناسي
درسته
در لشكركشي به جينگ خيلي ناراحت شد و خون بالا اورد
ولي به محض اينكه فرصتي به دست بياد
اون خودشو رها ميكنه يا بهتره بگم،انتقام اين توهين رو ميگيره
من ميترسم كه حتي اربابم هم نتونه جلوي اون رو بگيره
من ميترسم كه حتي اربابم هم نتونه جلوي اون رو بگيره
پري روز براي دستور دادن زياده روي كرد
30هزار پياده و 50 هزار نيروي دريايي رو به شرق حركت داد
جاسوس هاي شما حتما بايد خبرهايي مطابق اين به شما داده باشن
جاسوس هاي شما حتما بايد خبرهايي مطابق اين به شما داده باشن
جاسوس هاي شما حتما بايد خبرهايي مطابق اين به شما داده باشن
خوشبختانه ارباب ما بعد از اين تصميمي خردمندانه گرفتن
خوشبختانه ارباب ما بعد از اين تصميمي خردمندانه گرفتن
و دستور گونگ جين رو تغيير دادن
دستور دادن ارتش و ناو دريايي متوقف بشن و هر جايي كه هستن بمونن
عموي امپراتوري،انسان از نيرنگ خشمگين ميشه
اگر احساس كنار زدگي كنن
سربازان سرزمين جنوب در هيچي ايست نميكنن حتي اگر به قيمت جونشون تموم بشه
سربازان سرزمين جنوب در هيچي ايست نميكنن حتي اگر به قيمت جونشون تموم بشه
خب
زي جينگ حرف هاي تو واقعا خالصانه هست
از نظر تو،اين موضوع مربوط به جينگ چطور بايد حل بشه؟
از نظر تو،اين موضوع مربوط به جينگ چطور بايد حل بشه؟
اين سوالي هست كه من بايد در عوض از شما بپرسم
از نظر شما عموي امپراتوري
موضوع مربوط به جينگ چطور بايد حل بشه؟
زي جينگ،اين چطوره؟
استان جينگ براي شماست
ما موقتا به عنوان پايگاهمون قرضش ميگيريم
امروز ارباب من سوگند نامه اي به عنوان مدرك براي تو مينويسن
كه وقتي ما استان ديگه اي رو تونستيم فتح بكنيم
استان جينگ رو به سرزمين جنوب برميگردونيم
فتح كردن كجا؟
ليو جانگ از سرزمين رودخانه ها احمق و ناشايسته هست
اربابم برنامه دارن سرزمين رودخانه ها رو بگيرن
وقتي اونجا گرفته شد استان جينگ رو برميگردونيم
بسيار خب
با يك چنين مدركي
منم چيزي در دست دارم تا به اربابم گزارش بدم
ولي اربابم بخواد قبول كنه يا نه،گفتنش دست من نيست
ولي ارباب من بخواد قبول كنه يا نه،گفتنش دست من نيست
عموي امپراتوري و كونگ مينگ از هر دوي شما خواهش ميكنم اين مدرك رو امضاء بكنيد
موي امپراتوري و كونگ مينگ از هر دوي شما خواهش ميكنم اين مدرك رو امضاء بكنيد
خب
كونگ مينگ متشكرم كه داري منو بدرقه ميكني
زي جينگ با توجه به وضعيت فعلي ما
حرف هايي هست كه نميتونيم مستقيم به اربابانمون بگيم
ولي با توجه به دوستيمون
بايد بتونيم حرف دلمون به همدگيه بگيم اينطور نيست؟
همينطوره
تاوقتيكه سااُسااُ زنده هست
اتحاد بين سون و ليو نبايد بشكنه
اگر نيروهاي ما در همديگه بشكنن سااُسااُ مطمئنا سرزمين رو فتح ميكنه
اگر نيروهاي ما در همديگه بشكنن سااُسااُ مطمئنا سرزمين رو فتح ميكنه
درسته
زي جينگ وقتي كه پيش ارباب وو(سرزمين جنوب)برگشتي
لطفا از جانب ارباب من حرف هاي خوبي رو بزن
تا بتونه جينگ رو به عنوان پايگاه بهمون قرض بده و با شمشير تهديدمون نكنه
تا بتونه جينگ رو به عنوان پايگاه بهمون قرض بده و با شمشير تهديدمون نكنه
اگر ارباب من اين اجازه رو نده اونوقت چي؟
پس داره ما رو از مكان پناهگاهمون به دور ميكنه
و اونايي كه جايي براي پناه گرفتن ندارن
ممكنه به قدري فرومانده بشن كه با سرزمين جنوب جنگ بكنن
تا خونه اي براي خودشون داشته باشن
و در اين صورت هيچ كدوم از 81 فرماندهيه سرزمين جنوب رنگ ارامش رو نخواهند ديد
و در اين صورت هيچ كدوم از 81 فرماندهيه سرزمين جنوب رنگ ارامش رو نخواهند ديد
كونگ مينگ،منم حرف هايي دارم ازت ميخوام توي ذهنت نگهشون داري
لطفا بگو
وقتي سرزمين رودخانه ها رو به تصرف در بيارين
لطفا جينگ رو بدون رد كردن برگردونيد
وگرنه ارباب من حتما دست به عمليات نظامي ميزنه
و بعدش
نه فقط تو،ارباب و افراد مطيعش جايي براي اينكه خونه بنامینش ندارین
نه فقط تو،ارباب و افراد مطيعش جايي براي اينكه خونه بنامینش ندارین
بلكه ميترسم،فرصت زندگي در ارامش نداشته باشين و يك متر جا كه بعد از مرگ داخلش دفن بشين
بلكه ميترسم،فرصت زندگي در ارامش نداشته باشين و يك متر جا كه بعد از مرگ داخلش دفن بشين
من اينو يادم مي مونه
خدانگه دار
زي جينگ،تو فريب خورده شدي
كونگ مينگ ميگه اونا جينگ رو بعد از گرفتن سرزمين رودخانه ها برميگردونن
اما چه موقع سرزمين رودخانه ها رو ميگيرن؟
اگر براي 10 سال عقب بندازن،معنيش اين نيست كه جينگ رو براي 10 سال ديگه نگه ميدارن؟
اگر براي 10 سال عقب بندازن،معنيش اين نيست كه جينگ رو براي 10 سال ديگه نگه ميدارن؟
چنين مدركي چه فايده اي داره؟
اما قابل استفاده هستش
گونگ جين دربارش فكر بكن
در گذشته ليو بِي اصرار داشت كه استان جينگ متعلق به دربار هستش
در گذشته ليو بِي اصرار داشت كه استان جينگ متعلق به دربار هستش متعلق به ليو چي هست
الان،اون بالاخره تصديق ميكنه كه جينگ براي ما هست
الان،اون بالاخره تصديق ميكنه كه جينگ براي ما هست
و اينكه ما به اون قرضش داديم
اين بيشترين كاري بود كه تونستم انجام بدم
تو ماموريت سختي رو داشتي
چرا قبل برگشت به چاي سانگ چند روز استراحت نميكني؟
از اخرين باري كه شراب خورديم چه قدر گذشته؟
همديگرو نديديم،بيا امروز تا حدي كه ميتونيم بنوشيم
همديگرو نديديم،بيا امروز تا حدي كه ميتونيم بنوشيم
خوبه
هر چند سااُسااُ خيانتكار بزرگه
اما گفته اي داره كه خيلي ارزشمند هستش
چيه؟
"كاسه هامون رو پُر بكنيم،براي اخرین بار لذت ببريم"
امشب من و تو رو يك تخت مي خوابيم
تمام شب رو حرف ميزنيم
خب
بيا
سلامتي
شراب خوبيه
زي جينگ هنوز يادت مياد؟
اولين باري كه يك ارتش رو رهبري كردم
شكست بزرگي متحمل شدم
بواسطه كندن دندونم فرار كردم و خونه رسيدم
بواسطه كندن دندونم فرار كردم و خونه رسيدم
اون موقع من و افرادم براي سه روز بود چيزي نخورديم
ميخواستيم دو پيمانه برنج از تو قرض بگيريم
تو خيلي مرد پولداري بودي
دو انبار غله توي خونت داشتي
به يكي از اونا اشاره كردي و گفتي برش دار
خداي من،يك انبار با 3 هزار كيسه غلات
فكر كن زندگيه همه ميتونست نجات پيدا بكنه
در اون روزها
غلات هدف سربازها بود
با اون انبار پُر از كيسه غلات،من 3 هزار سرباز استخدام كردم
گونگ جين
اون روز،وقتي كه به خونه من اومدي
تونستم با يه نگاه بگم كه
در اينده مطمئنا رهبر بزرگ يك ارتش ميشي
منم باور داشتم كه قابليت دارم نظم کشور رو برگردونم
...ولي انتظارشو نداشتم
انتظار نداشتم جو گو ليانگ وجود داشته باشه
اون مرد...قصاص براي منه
گونگ جين
ايا تو از اعماق قلبت از جوگو ليانگ متنفر هستي؟
ايا تو از اعماق قلبت از جوگو ليانگ متنفر هستي؟
بزار اينجوري بگم
در اين دنياي بزرگ
مردي كه بيشترين تنفرو ازش دارم سااُسااُ نيست
بلكه جو گو ليانگه
مردي كه بيشترين احترامو براش دارم سااُ سااُ نيست
بلكه جو گو ليانگه
جو گو ليانگ و من
نمي تونيم زير يك اسمون باشیم
!ارباب،بانو گان...بانو،ايشون...فوت كردن
فرمانده ارشد،جاسوسان گزارش دادن كه كمپ های در جينگ عزاداري ميكنن
فرمانده ارشد،جاسوسان گزارش دادن كه كمپ های در جينگ عزاداري ميكنن
ظاهرا همسر ليو بِي بانو گان مُردن
فهميديم،ميتوني بري
چشم
گونگ جين،چت شده؟
نقشه اي دارم
ليو بِي به اسوني دستگير ميشه
و جينگ به راحتي گرفته ميشه
لطفا توضيح بده
حالا كه همسر ليو بِي مرده دنبال ازدواج مجدد هست
اربابمون يك خواهر كوچكتر داره كه به سن ازدواج رسيده
ميتونيم ارباب رو قانع كنيم ليو بِي در سرزمين جنوب عروسي بكنه
ميتونيم ارباب رو قانع كنيم ليو بِي در سرزمين جنوب عروسي بكنه
به محضي كه به جيانگ كانگ رسيد توقيفش ميكنيم
به محضي كه به جيانگ كانگ رسيد توقيفش ميكنيم
و جوگو ليانگو مجبور ميكنيم جينگ رو به خاطرش مبادله بكنه
اين كار شايسته نيست
نگراني ليو بِي انجامش نده؟
بزار بگم
اون با ازدواج هر چيزي رو به سرزمين جنوب خواهد داد
ليو بِي مشكل نيست
پس كي؟
بانوی ارشد
بانوي جوان 30 سال از ليو بِي كوچكتر هستش
بانوی ارشد چطور ممكنه قبول بكنه؟
خيلي نگراني
ما نبايد بزاريم ايشون چيزي از اين موضوع بدونه
چون نميخوايم بانوي جوان با ليو بِي عروسي كنه
چون نميخوايم بانوي جوان با ليو بِي عروسي كنه
اين فقط يه تله هست،تا ليو بِي توش بيوفته
پس،چطور اينو با ارباب در ميون بزاريم؟
نامه اي براي ارباب مي نويسم
اگر سون و ليو به وسیله ازدواج يك خانواده بشن
ميل دفع كردن سااُسااُ بيشتر ميشه
البته هولناك هم خواهد بود
ولي از همه گذشته ليو بِي نيم قرن از عمرش سپري شده
ولي از همه گذشته ليو بِي نيم قرن از عمرش سپري شده
و من فقط اين يه خواهر كوچيك رو دارم
و مادرم خيلي اون رو دوست داره
چطوري ميخواي مادرم رو راضي به اين خواسته بكني؟
اگر حقيقت رو به ايشون بگيم
ايشون مطمئنا رضايت خواهند داد
گونگ جين پيشنهاد داده كه
نبايد اجازه بديم بانو ارشد با خبر بشن
فقط از اين به عنوان بهونه اي براي به دام انداختن ليو بِي و معاوضه كردنش با جينگ استفاده ميكنيم
فقط از اين به عنوان بهونه اي براي به دام انداختن ليو بِي و معاوضه كردنش با جينگ استفاده ميكنيم
زي جينگ،نظر تو چيه؟
ميتونيم امتحانش بكنيم
باعث جنگي نميشه؟
وقتي ليو بِي توي تله بيوفته گروگان ما خواهد بود
با وجود ليو بِِي،گواِن،جانگ و جوگو ليانگ نگران امنيت اون خواهند بود
با وجود ليو بِِي،گواِن،جانگ و جوگو ليانگ نگران امنيت اون خواهند بود
و جرات ندارن اقدام نظامي بكنن
ارباب
سربازان سرزمين جنوب در با لينگ عقب نشيني كردن
سربازان ما تعداد باقي مونده اونا رو شمارش كردن
4هزار نفر وجود داشتن
بر اين اساس
جويو الان 80 هزار سرباز تحت فرماندهيش داره
80هزار؟
پس اگر ما تمام يگان های دیگه سرزمين جنوبو اضافه بکنیم
مقام وو(سرزمين جنوب)يك ارتش خواهد داشت نه بيشتر از 120 هزار سرباز
ارباب فرستاده اي از سرزمين جنوب اومده
بيرون سالن منتظر ملاقات با شما هستش
چاي براش اماده كن
اطاعت
فكر ميكنم
اين مرد دوباره به خاطر جينگ جو اينجا هست
نكنه،مقام سرزمين جنوب(وو)نميخواد اجازه بده ما جينگ رو قرض بگيريم؟
گفتنش سخته
اين چطوره ارباب؟
مهم نيست چي ميگه فقط قبولش كنيد
مهم نيست چي ميگه فقط قبولش كنيد
باهاش بحثي نكنيد
بعدش بفرستيدش در خانه مهمان ها استراحت بكنه
من مراقب چيزهاي ديگه خواهم بود
اقاي لو
مقام وو در مورد خواسته ما به خاطر قرض گرفتن استان جينگ چه گفت؟
عموي امپراتوري،مقام وو قبلا با خواسته قرض گرفتن جينگ موافقت كرده
لو فان ملقب به زي هنگ
عموي امپراطوري،مقام وو قبلا با خواسته قرض گرفتن جينگ موافقت كرده
فقط ميخوايم به محض تحت اختيار در اوردن سرزمين رودخانه ها جينگ رو برگردونيد
فقط ميخوايم به محض تحت اختيار در اوردن سرزمين رودخانه ها جينگ رو برگردونيد
شما نبايد زير حرفتون بزنيد و قولتون رو انكار كنيد
متشكرم مرزبان وو
اما
من امروز براي يك قصد ديگه به اينجا اومدم
لطفا بگيد
گفته شده كه شما داغدار همسرتون شديد
بهترين همسرها براي شما وجود داره
و در زمان نا بجايي من براي مطرح كردن ان اومدم
شما تمايل دارين گوش بدين؟
من دارم از اينجا به اونجا رانده ميشم بدون جايي براي سكونت
و همسر قبليم هم به اين خاطر از دست رفت بلاء بزرگي بود
چطور ميتونم دوباره در مورد ازدواج حرف بزنم و شخص ديگري رو اذيت كنم؟
"مرد بدون همسر مثل خانه بدون ديوار است"
عموي امپراتوري قهرمان هستن
چطور ميتونيد بدون داشتن رابطه خويشاوندي در نيمه عمرتون باشيد؟
مقام وو خواهر كوچكي دارن،ايشون زيبا و پاكدامنن و شايسته همسريه شما
مقام وو خواهر كوچكي دارن،ايشون زيبا و پاكدامنن و شايسته همسريه شما
اگر اين دو منزل بتونن به وسيله ازدواج به هم بپيوندن
سااُ خيانتكار جرات نميكنه براي سرزمين جنوب دندون تيز كنه
چايي داغ بود
اقاي لو،واقعا غافلگيرم كردين
من الان نيم قرن از سنم ميگذره و موهام دارن سفيد ميشن
در حاليكه خواهر مقام سرزمين جنوب
در گذراندن بهار جوانيشون هستن چطور ميتونم انتخاب خوبي براشون باشم؟
خواهر ارباب من،در حاليكه يك زنه ولي از هر مردي قويتره
خواهر ارباب من،در حاليكه يك زنه ولي از هر مردي قويتره
يك مرتبه گفتن هر كسي كمتر از قهرمان واقعي باشه" "شايسته همسر بودن من نيست
يك مرتبه گفتن هر كسي كمتر از قهرمان واقعي باشه" "شايسته همسر بودن من نيست
نام عموي امپراتوري در تمام سرزمين شناخته شده هست
همونطور كه گفته شده"يك زن پاكدامن "بايد با قهرماني واقعي ازدواج كنه
اختلاف داشتن در سن و سال چطور ميتونه تاثيري داشته باشه؟
اقاي لو
ممكنه بپرسم،كه اين ايده مقام سرزمين جنوب هست؟
همينطوره
بخشي از دليلي كه اينكارو انجام دادن
براي اثبات تصميمشون به خاطر اتحاد با شما براي رو در رويي مقابل سااُسااُ هست
براي اثبات تصميمشون به خاطر اتحاد با شما براي رو در رويي مقابل سااُسااُ هست
اين به نفع هر دو خانواده و ايالت خواهد بود
لطفا عموي امپراتوري دربارش فكر كنيد
خب،خب،خب،براي مهربانيه ايشون متشكرم
اين چطوره؟
شما بهتره كه بريد منزل مهمان ها تا استراحتي بكنيد
و من فردا به شما جواب خواهم داد چطوره؟
سون چي ين،از اقاي لو مواظبت بكن
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.