All language subtitles for Three.Women.S01E02.720p.WEB-DL[Fa]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

سی‌نما تقدیم می‌کند www.30nama.com

« سـه زن »

،زمانی که توی دبیرستان بود

لینا عاشق یه پسری می‌شه

فقط معتقده که اون اصلاً هیچ‌وقت یه پسر نبوده

اون به عنوان یه خدا متولد شده

،در عرض چند هفته

اون همه‌چیز رو در موردش می‌فهمه

«...اگه پسرها می‌دونستن»

،اون با بهترین دوستش ،جنیفر شوخی می‌کنه

«اینکه چقدر بهشون فکر می‌کنیم»

لینا همیشه توی چنین چیزهایی صادقه

اما جنیفر حاضر نیست اعتراف کنه

که تا حالا کاری مشابه انجام داده

مثل فهمیدن همه‌چیز درمورد کسی

که هیچ‌وقت باهاش صحبت نکردی

حفظ کردن شماره‌ی تلفن

،و در عرض دو هفته

شیش عدد اولش رو حدود هزار بار وارد کردی

و قلبت درست قبل از عدد هفتم منفجر می‌شه

،انگشتت بالای اون عدد می‌تپه

اما به هیچ عنوان فشارش نمی‌دی

اِیدِن، من اون برنامه‌ای که بهم «گفتی رو نگاه کردم، «در جستجوی ستاره

آره

یه دختری توش بود

اون آهنگ «دیوونه» رو خوند

...فقط

اون آهنگ رو خیلی سریع خوند

خوب بود

...ولی

ولی؟ - نمی‌دونم -

...من اون آهنگ رو

معمولی می‌خوندم

واقعاً صدای خوبی داری، می‌دونی؟

شاید بتونی بری توی اون برنامه

برات پیش اومده که داری به یه آهنگ گوش می‌دی

و احساس می‌کنی درباره‌ی یه شخصه؟

حدس می‌زنم همه‌ی آهنگ‌ها درباره‌ی اون شخص باشن

هوم

کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما @CinamaSub

«ترجمه از «امــیــررضــا @ARZ_110_SUB

♪ Angel of the Morning - Juice Newton ♪

اِیدِن

سلام

سلام، خانم متیوز

از چشم چپش آب میاد

عالیه. فهمیدم - احتمالاً عفونت کرده -

باشه، بیا داخل، بیا داخل

پیشنهاد می‌کنم فردا توی خونه نگهش دارید، به دکتر مراجعه کنید

من باشم نمی‌ذارم نزدیک اون یکی بشه

باشه. عالیه

نه، نه، نه، نه

مامان؟

مامان؟

مامان؟

داری چی‌کار می‌کنی؟

دارم سعی می‌کنم گرفتگی کمرم رو برطرف کنم ...با این گرفتگی‌گیر

!وای خدا

هی، هی، هی، هی

باشه

!وای خدا

...رایان، تو نمی‌تونی

مامان؟

مامان؟ وای خدا

مامان - چیزی نیست -

حالت خوبه؟

هی؟

!مامان

برو به برادرت کمک کن

برو پیشش، عزیزم

مامان. مامان

وای خدایا. مامان

...عزیزم، باید بری پیشش

باید بری به برادرت کمک کنی، باشه؟

من دارم سکته‌ی قلبی می‌کنم

!من نمی‌تونم جلوی پسرهام بمیرم پسرهام اینجا هستن

...لطفاً بیایید

...ببخشید که تا اینجا آوردیمتون

اونم برای یه زن خونه‌دار بی‌رمق

این شرایط بیش‌تر از چیزی که فکر می‌کنی اتفاق می‌افته

.مطمئنم خیلی‌خب، مواظب خودتون باشید

آره، شما هم همینطور

شب بزرگی بود

فکر می‌کردم دارم می‌میرم

آره، خب، نمردی

پس به بچه‌ها چی می‌گفتی؟

چی؟ اگر می‌مُردی؟

اوهوم

بیخیال، لینا

بیخیال چی؟

...خب، تو

تو یه زن جوون و سالمی

مشکلی نداری

...هر مشکلی داری

تو سر خودته...

...درد من

توی سرم نیست، اِد...

بدن مسیح

سلام

ممنون - ممنون از شما -

لینا، داری میایی؟

آره، مامان

اونجا می‌بینمتون

باشه

خیلی خوشتیپ شدی

توی حراجی خریدمش

از راس؟ - از میسی -

چه باکلاس

من با استیسی متیوز صحبت کردم

گه توش

گفت توی پارکینگ مدرسه خوابیدی

توی ماشینت؟

...نه، خواب نبودم. اون

خدایا، فقط داشتم فکر می‌کردم

ربطی به اون نمایشت داره؟

اِد اینطور بهت گفته؟

یا خدا. می‌دونی، داری توی زندگیم جاسوسی می‌کنی؟

مواظب حرف زدنت باش

«اون گفت: «گوه توش

چون توی قهوه‌ی کوفتیم نمک ریختم

.اون شوهرته فقط نگرانته

و ممنون می‌شم اگه با شوهر من

درباره‌ی مشکلات من صحبت نکنید

پس مشکل دارید

می‌دونی چیه؟ من دارم یه چیزهایی رو در نظر می‌گیرم

من علاقه‌مند به کشف چیزهای مختلف

و احساسات هستم

...شاید ما همیشه نباید

باشه، حرف درباره‌ی احساساتت بسه، لین

اونقدر احساسات داری که می‌تونی یه توالت رو مسدود کنی

درمورد اون یارو سناتور شنیدید؟

اوه، آره. اسمش چیه؟

شنیدم که جیم درباره‌ش صحبت می‌کرد

ریچارد یه چیزی؟ - مورداک -

،اگه می‌دونه چطور نیمرو درست کنه

من بهش رای می‌دم - قضیه‌ش چیه؟ -

ظاهراً می‌گن ممکنه ببازه

به حزب دموکرات

...چون می‌گفت

اگه به خاطر ..... باردار بشی

به این دلیله که اراده‌ی خدا بوده

چی؟ به خاطر چی؟ نشنیدم چی گفتی

تجاوز - حال به هم زنه -

با دهن پر حرف نزن

ببخشید، اون می‌گه اینکه بهت تجاوز بشه

بخشی از نقشه‌ی خداست؟

اوه، بالاخره

ببخشید، خانم

آره، ببخشید و این مزخرفات

نه، اون می‌گه اگه بهت تجاوز شده

و باردار شدی، باز هم نباید سقط جنین کنی

چون بچه نقشه‌ی خدا بوده

میسی، هیچ‌کس سقط جنین نمی‌کنه

،پس اگه یه حیوون بهم تجاوز کنه

نمی‌تونم بچه رو سقط کنم؟

می‌شه درمورد چیز دیگه‌ای صحبت کنیم؟

من هفته‌ای ۱۸ دقیقه

از تاد و هیولاهای کوچولو دور می‌شم

بعضی‌وقت‌ها باعث می‌شن آرزو کنم

،که یه زن مسیحی خوب نمی‌بودم اگه منظورم رو بدونید

رندی - بس کن -

دارم شوخی می‌کنم

همه می‌دونیم که بین ما لینا تنها کسیه

که سقط جنین انجام می‌ده

دانیکا تامپکینز سقط جنین انجام داده

اون... داری چی‌کار می‌کنی؟

میسی، فقط خفه شو

،اون بچه مشکلاتی داشت و تو این رو می‌دونی

اون بچه فرزند خدا بود

حق نداشت - مامان، ممکن بود باعث مرگ خودش بشه -

دیدی؟

...اوه، و من

سقط جنین انجام نمی‌دم

خب، بهم بگو

هوم؟

چی‌کار می‌کردی؟ - کِی؟ -

وقتی با آمبولانس تماس گرفتی

اوه. هیچ‌کاری نمی‌کردم

اوه، همینطوری نشسته بودی

و به دیوار خیره شده بودی؟

نه. داشتم تمیز می‌کردم

پسر بزرگ‌ترم آب‌پرتقالش رو ریخته بود و من داشتم تمیزش می‌کردم

هوم

باشه

...اوه، و همچنین، آم

داشتم توی فیسبوک یکی از دوستان قدیمی رو می‌دیدم

اوهوم. آه

آره. اما اون باعث سکته‌ی من نشد

خب، چرا باعث بشه؟

با دیدن اون شخص چه حسی بهت دست داد؟

یارو یه مَرده

خب، معلومه دیگه

...احساس کردم، احساس کردم

زنده‌ام...

هوم

اوه، اما درست نیست و می‌دونم که نیست

به علاوه‌ی این واقعیت که زنش یه مدل خیلی خوشگله

...اشتباه کردم که روی پروفایلش کلیک کردم

هیس

خب، دو تا چیز - آره -

اول، بهترین چیز ...برای اضطراب اینه که

نفس بكشم - تمرین‌ها روی انجام بدی -

تمرین - تمرین. دویدن -

وزرش کردن. زنا کردن

،باشه؟ و دوم ...اما مورد بعدی

صحبت کردنه

باشه؟ من یه فکری دارم

یه گروه زنونه‌ست

یه گروه

یه جورایی، آره

آم، برای چی؟

برای خانم‌ها، عزیزم

نه، می‌تونی درمورد زندگیت صحبت کنی

افرادی رو داشته باشی که گوش می‌دن

.به نظر می‌رسه چیز جدیدیه به نظر میاد چیز خاصیه

به نظر می‌رسه چیزیه که خانم‌ها معمولاً ندارن

آره. حتماً - آره -

خوبه. و هزینه‌ش چقدره؟

عزیزم. رایگانه، عسلم

مثل یه گروه تحقیقاتیه، باشه؟

تمام هزینه‌ش برای تو اینه که وقت بذاری و صداقت داشته باشی

و عزیزم، نتیجه‌ی هزینه‌ای که کردی رو می‌بینی

خیلی‌خب؟

باشه

وای خدا

اما، عزیزم؟ - بله؟ -

اگه دیدن معشوقه‌ی قدیمی توی فیسبوک جرم بود

تمام مردم توی زندان می‌افتادن

خودم باید دو تا حبس ابد می‌گذروندم

آره

اون متوجه شد که سال‌ها

مجبور به جبران خسارت شده

،هر بار که اِد توی تخت اون رو نادیده می‌گرفت

صبح از خواب بیدار می‌شد

و ازش می‌خواست که یه چیزی رو توی خونه درست کنه

این همون کاری بود که مادرش با پدرش کرد

این راهی بود برای جبران اینکه به اندازه‌ی کافی بهش عشق ورزیده نمی‌شد

«به نظر می‌رسه که «سارا بث داره ازدواج می‌کنه

و می‌خواد یه مهمونی دوشیزه بر پا کنه

و بقیه داستان‌ها

،یعنی سال‌هاست با هم حرف نزدیم

اما توی مدرسه خیلی صمیمی بودیم

...به نظر می‌رسه توی ایندی‌ـه، پس

خدایا، می‌تونی تصور کنی؟ ،رایان هفت سالگی رو رد کرده

،و این همه سال

من هیچ‌وقت یک شب ازش دور نبودم

خنده‌دار نیست؟

...خنده‌دار اینه که

اون «دوشیزه»‌ اصلاً یه کلمه‌ی واقعی نیست

اینم خنده‌داره

چی‌کار می‌کنن؟

دور هم جمع می‌شن و درباره‌ی شوهرهاشون بد می‌گن؟

...حالا که صحبتش شد

هوم؟

کجا می‌ری؟

می‌رم سراغ اون گروه زنونه

پسرها چی پس؟

سلام، عزیزم

...فکر می‌کنم

...که من شاید...

در حال گرخیدن باشم

هوم

،حرفت رو باور می‌کنم، عزیزم اما موضوع اینه

زن‌های توی اون گروه روی تو حساب می‌کنن

پس، بعضی‌وقت‌ها... بعضی‌وقت‌ها باید وانمود کنی تا موفق بشی

باشه؟

اون زمان الانه، باشه؟

خیلی‌خب؟

می‌تونی انجامش بدی. یالا

♪ Non c'è più niente da fare - Bobby Solo ♪

باشه

من این هفته با مامانم

خیلی توی آشپزخونه مشغول بودم

فشاری نیست، اگه شیرینی یا چیزی رو دوست ندارید

یادتون باشه، این شکلات چیپسیه

...اون جدیده؟ ازش خوردی

نه فقط اون بوی بدن زنانه‌ی معمولی

منظورم اینه که این پایین چه خبره؟

چیزی بین پرورشگاه ماهی

و یه قوطی سیگار خیس

امیدوارم منتول باشه؟

منتول، کاش اونطور بود

می‌دونید، بوریک اسید براش عالیه

.خب، من یه چیز بهتون بگم کیرها هم بو می‌دن

وای، آره - وای، خدا -

،نمی‌دونن چطور ازش مراقبت کنن

اما بوی کیرها به اندازه‌ی تخم‌ها بد نیست

اوه - تخم‌های پیر؟ -

تا حالا تخم‌های آدم پیر رو بو کردید؟

اصلاً حال به هم زنه

وای خدا، کاملاً، بوی مالت و اسب می‌ده

!اوه

.واقعاً همینطوره مردها چی‌کار می‌کنن؟

نه، نه، نه، نه، نه

این نشونه‌ایه برای من که برم

با این حال فکر می‌کنم اون خیلی جذابه - خداحافظ، تخم‌ها -

،بچه‌ها، صبر کنید

یه ماجرای عجیب و غریب هفته‌ی گذشته برام اتفاق افتاد

اوه

،خب، من و جف، می‌دونید، اون پسر جدید

،روی کار بودیم

و اون می‌پرسه که اسم آخرین دوست پسرم چی بوده، پس منم بهش می‌گم

آم، کنت بود، درسته؟

آره، کنت

:خب، بعدش می‌گه

وقتی کنت این کُس تپل رو می‌کرد» «لذت می‌برد؟

به عنوان تنها کسی که اینجا همجنس‌گراست می‌گم که، نه، ممنون

کُس تپل»؟ بیخیال، دختر» - نه -

ما این رو دوست نداریم

نمی‌دونم یهویی چم شد

ولی تبدیل به یه جنده شدم

چی؟

چی گفتی؟

«گفتم: «معلومه که لذت می‌برد

:و بعدش گفتم

«و دوست داشت آبش رو هم بریزه توش»

و بعدش همون لحظه ارضا شد

تو چی؟

معلومه که نه - معلومه که نه -

خوشت اومد؟

آم، نمی... فکر کنم. آه

...گیج‌کننده بود، یعنی

اون اصلاً چی بود؟

آره. بهش می‌گن بی‌غیرتی

چی؟ - یه جور علاقه‌ست -

بعضی از مردها دوست دارن گاییده شدن دوست‌دخترشون توسط بقیه رو ببینن

و بعضی‌ها دوست دارن درموردش بشنون؟

به نظر همینطوره

ظاهراً

صبر کنید، صبر کنید، یه ثانیه صبر کنید

خوشت اومد؟

چرا اون بدون اینکه اول بپرسه اینطور چیزی بهت می‌گه؟

.فکر کنم من می‌فهمم و خوشم نمیاد

...می‌دونید، باعث شد

...خیلی خیس بشم، اما، یعنی

...این... یعنی من

من حال به هم زنم؟

،یعنی من خوشم نیومد

معلومه که «کُس تپلم» خوشش اومد

کُس خواسته‌ی خودش رو داره

دقیقاً

آره - آره -

لینا؟

بله؟

متاهلی؟

آره - بچه داری؟ -

دو تا دارم، آره - خوبه -

شوهرت دوست داره تو رو در آغوش بقیه‌ی مردها ببینه، درسته؟

نه. شوهرم، نه

...نه، اون... اون، آه

اون در واقع گفت که بوسیدن من بهش احساس اضطراب و ترس می‌ده

...مثل حسی که پشم خیس داره، پس

عوضی

اون بهت گفت «پشم خیس»؟

آره. آره

آره - مریضه؟ -

باعث می‌شه چه احساسی داشته باشی؟

...آم

...جیمز باند

آم... ببخشید

خداحافظ

داشتم این رو می‌خوندم

وقتی منتظر نوبت دکترم بودم

یعنی این داستان جیمز بانده

که من فقط فکر می‌کردم

می‌تونه ذهنم رو از مسائل دور کنه

در نهایت دقیقاً درمورد ازدواج من بود

آره، ذره‌ای آرامش‌ـه

آره

آره

از کجا فهمیدی؟

...بابام، در واقع، اون اون هم این داستان رو دوست داشت

،همیشه اون رو می‌خوند

و از اون دسته آدم‌هایی نیست که داستان‌های کوتاه دوست داشته باشه

بهشون بگو

...آم، خب

اسمش ذره‌ای آرامش‌ـه

...و جیمز بانده

یان فلمینگ درمورد قانونی که درست کرده می‌نویسه

که اسمش ذره‌ای آرامش‌ـه

و اساساً، اینه که ازدواج‌ها همه خوب پیش می‌رن

تا زمانی که با همدیگه با کمی انسانیت رفتار کنیم

،زمانیه که ما بی‌رحم بودن رو شروع می‌کنیم

...مثلاً زمانی که

طوری با هم رفتار می‌کنیم

که انگار برامون مهم نیست که طرف مقابل مُرده یا نه

این زمانیه که ما وارد آخرالزمان می‌شیم

یعنی توی ازدواجت یا خود دنیا

...وقتی یک نفر فقط

می‌دونید، واقعاً هیچ راه برگشتی ازش وجود نداره

و آره، من و اِد اونطوریم

...اون... ما

اوف، نه، فقط اِد اونطوره

لعنتی

خیلی‌خب، سه ماهه که من رو لمس نکرده

۱۷روز دیگه می‌شه سه ماه

یه تقویم دارم - افتضاحه - ( لمس نشده )

...و ما

من ادرار رو از روی صندلی تمیز می‌کنم و برای اون ناهار بسته‌بندی می‌کنم تا ببره

همین کار رو برای بچه‌ها هم می‌کنم

اون آشغال‌هال رو بیرون می‌بره

اون منو نمی‌زنه

پول قبض‌ها رو می‌ده

اما من رو لمس نمی‌کنه

...و من... یعنی اون نمی‌

یعنی، اون من رو «لمس» نمی‌کنه

آره - انتظاراتت خیلی کمن -

در واقع، نمی‌دونم که تا الان

واقعاً همدیگه رو بوسیدیم یا نه

بیخیال - چی؟ -

چی؟ - لعنتی -

...بوسیدن

مهمه

برای من مهم‌ترین چیز توی دنیاست

...پس، آه، من، آه

وارد فیسبوک شدم...

داشتم با یکی از دوستان قدیمی توی فیسبوک ارتباط برقرار می‌کردم

ارتباط برقرار کردن با یه دوست توی فیسبوک

باعث شد من بچه‌دار بشم

...آره، اما این شبیه

این... آره

اما اون تنها عشق واقعی من از دوران دبیرستانه

اون تنها مردیه که من می‌خواستمش

اون عشق حقیقی منه

و من توی فیسبوک دیدمش

خیلی عالی بود

واقعاً؟

.و بهتر از قدیم‌ها شده بود می‌دونید مردها چطور پیر می‌شن

اونا چطور...؟ اونا بهتر می‌شن

فکشون بهتر می‌شه و ته‌ریش می‌ذارن

...اونا فقط... آم

براش یه پیام نوشتم

...اون

صورتش

...صورت

نفسم رو بند میاره

لعنتی

می‌خواید همدیگه رو ببینید؟ - ...اوه، من -

...اوه

نمی‌دونم

احساسات ضد و نقیضی ،درمورد صادق نبودن با اِد دارم

،ولی این رو هم بهتون بگم

اون حرومزاده ۱۷ روز وقت داره تا من رو لمس کنه وگرنه می‌رم

آره

دقیقاً ۱۷ روز؟

همین الانش هم خیلی موندی

دقیقاً ۱۷ روز

بعد از ۱۷ روز دیگه می‌رم - ۱۷روز. تمومه -

آره - خوبه. خوبه -

مطمئن شو که اون دعوت‌نامه رو دریافت می‌کنی، اگه خواستی

اونجا می‌بینمت - آره، البته -

نکته‌ی دیگه‌ای که درمورد جف وجود داره

اینه که خیلی دوست داره انگشتم رو توی کونش بکنم

باشه

اما فکر نمی‌کنی به این معنیه که یه‌کم همجنسگراست؟

نه، نه، چیزی نیست - مطمئنی؟ -

قول می‌دم، آره، چیزی نیست - ...چون من فقط -

نگران نباش. طبیعیه. آره - باشه -

کی می‌خواد منو برسونه به خونه؟

گندش بزنن

نمی‌تونم اِیدِن رو حشری کنم

...من، می‌دونی

جذاب نیستم

و اون فکر می‌کنه اونطوره، با من؟

چه فیلمی؟

اون چیز رو گذاشت روی من

و مجبورم کرد بپوشمش

ترسناکه، اینطور نیست؟

اون بهم گفت که دختره رو بکنم

و منم همون کار رو کردم. من کردمش

.وای، خدا وای، خدا

وای، خدا، یه تفنگ گذاشته بود توی دهنم

!اون تفنگ لعنتی توی گلوم بود

!لعنتی

خیلی ترسناک بود؟

شاید یه‌کم

آخرش رو نمی‌بینی

نه

قبلاً دیدمش

پس چرا اومدی؟

،اما تو می‌دونی، من می‌دونم

همه‌مون می‌دونیم که «رو» در حال حاضر قانون کشوره

،اما یه مشکل وجود داره و ما همون مشکلیم

.ما انسانیم انسان جایزالخطاست. ما اشتباه می‌کنیم

به همین دلیله که برخلاف ،بسیاری از نامزدهای دیگه

...من نمی‌ترسم که علناً اعلام کنم

.سلام، بچه‌جون. خیلی وقته ندیدمت ] [ اگه یه وقت اومدی به کمبی، باهام تماس بگیر

[ در واقع، شاید بیام ]

[ مهمونی سارا بث - میام ]

♪ Sweet Somethin' Steady - by Romi Mayes ♪

خیلی‌خب

ها؟ - چه باکلاس -

.ممنون نصفش رو خورد

،واقعاً نمی‌دونم چه خبره اما خوابیده

و تو رو صبح می‌بینم

صبح؟ - اوهوم -

زود می‌خوابی، باشه؟ درسته، اِد؟

آره - درسته؟ -

خیلی هم منطقی نیست

چی؟ - خب، تو پولت رو صرف هتل می‌کنی -

...من نمی

فقط ۶۰ کیلومتر فاصله داره

فقط با عقل جور درنمیاد

ببین، حمومشون کردم، غذا خوردن

تو فقط باید اون رو بخوابونی، باشه؟

می‌خوای نگران اینم باشم

که باید یک ساعت کامل رانندگی کنم؟ - نه -

محض رضای خدا، بهت گفتم دارم اتاق رو با سه تا دختر دیگه شریک می‌شم

خیلی‌خب. فقط گفتم بدونی

!مامان

چی شد، رفیق؟

لین - ...باشه، خب، من -

اِد، تو هم می‌تونی کمک کنی - مامان، کمک -

باشه، عزیزم. چیزی نیست

وای، پسر

خشک شده، ها؟

بشین، سرت رو بده عقب. یادته؟

اوه، خیلی خون میاد - باشه -

آها

فقط فشارش بده و سرت رو بده عقب

واقعاً الان می‌خوای بری، توی این شرایط؟

می‌خوام برم

اما تو چیزیت نمی‌شه؟ ها؟

هنوز می‌دونی چطور با اورژانس تماس بگیری؟

شماره‌ش رو یادته؟

خب، آره، البته که یادمه

هنوز دارم هزینه‌ی اون حمله‌ی قلبیت رو می‌دم

خیلی‌خب، رفیق، سرت رو بالا بگیر

♪ Another Bottle of Wine - Houston We Have a Problem ♪

تخم‌ها رو لیس بزن، تخم‌ها رو لیس بزن

.سلام، رفیق. امشب نزدیکتم ] [ اگه می‌خوای یه نوشیدنی بزنیم

هی، هی، هی، هی، هی

خیلی‌خب، سلیطه‌ها

حالا، بیشترمون سارا بث رو از زمان دانشگاه می‌شناسیم

و همه دیدیم که بعضی‌وقت‌ها کاملاً دیوونه می‌شه

دروغ نمی‌گم، کمی تلخه

...که می‌بینیم می‌خواد

جاده‌ی تندروی ۲۴ ساعته‌ی بین پاهاش رو ببنده

!داره ازدواج می‌کنه

به سلامتی

کی اون رو سفارش داده؟

من

خب، آخه این آخرین شبی‌ـه که سارا بث یه دختر مجرده

به نظرم همه یه‌کم دیوونه بشیم

در واقع، عروسی هفته‌ی آینده‌ست

!کی موافقه؟ کی پایه‌ست؟

حالش خوبه؟

وای خدا

این آهنگ مورد علاقه‌ی منه

♪ Castaway - Zac Brown Band ♪

یالا

بلند شید، بچه‌ها

بلند شیم؟

اون بلند شد. داره می‌ره - باشه -

!بلند شید دیگه

!بیایید

.می‌دونی چیه؟ تو کارت رو انجام بده تو کارت رو بکن، دختر

،خدایا، خواهش می‌کنم خدایا، تو منو می‌شناسی

می‌دونی لیاقت اینو دارم

من لیاقت یک چیز خوب رو دارم

به غیر از بچه‌ها. وای، خدایا

اما می‌دونی منظورم چیه

وای، خدا! یا خدا

سلام، بچه‌جون

سلام به خودت

...من، آه

چند لیوان مشروب خوردم

من هم چندتا خوردم

ناپدریم فوت کرد

چی؟

من الان... دارم از تشییع جنازه برمی‌گردم

از تشییع جنازه نه، از مراسم بعدش

باشه، خیلی متاسفم

اینجا خیلی گرمه

...آره. آم

می‌تونیم، پنجره رو باز کنیم ...یا می‌تونیم کمش کنیم

...فکر کنم ترموستاتی اینجا هست یا

خیلی وقت گذشته، آقای هارت

دقیقاً

اِیدِن، من پریودم

وای، خدا

پس، خونریزی داری؟

آره، اشکالی نداره؟

به هیچ عنوان

وای، خدا، می‌خوام کیرت رو داخلم احساس کنم

اوهوم

می‌خوام... می‌خوای حوله بیارم؟

میرم یه حوله بیارم. باشه

وای خدا

اِیدِن - هوم؟ -

خیلی وقته که با مرد دیگه‌ای نبودم

حدود ۱۱ سال

باشه

پس، ببخشید اگه کمی تنگم

رفیق

می‌خوام خیسم کنی

وای، خدا. وای، خدا

!اوه

این چطوره؟

اشکالی نداره با این برم خونه؟

هوم؟

نمی‌تونم

نمی‌تونم. تقریباً اندازه‌مه

فکر می‌کنم امشب ماه نصفه‌ست

تو هنوز احمق‌ترین پسری، نه؟

خب، نمی... نمی‌خوای خودت رو تمیز کنی؟

نه

نه، نیازی نیست

...خب، نمی -‌ دیر وقته -

اصلاً قرار نیست برم بالا روی تخت بخوابم

من همون پایین روی مبل پیش سگ‌ها می‌خوابم

خوشحال شدم دیدمت

منم خوشحال شدم دیدمت، بچه‌جون

ممنون

ممنون از تو

وای، خدایا شکرت

ممنون. ممنون

وای، خدا

...و فقط

گم می‌شی

،و، می‌دونید

من تمام زندگیم نگران این بودم که خدا چی فکر می‌کنه

و من اونجا روی تخت هتل بودم ...اونم با مردی که

...شوهرم نیست، و

...احساس کردم خدا

یعنی، همه‌چی در همین مورده

...و یه لحظه‌ای بود که

...نزدیک بود بیخیالش بشم و

توی همون لحظه توی فیسبوک بهم پیام داد

...منظورم اینه که

...مثل این بود که

خدا مجبورش کرد اون کار رو بکنه

...به نظرت

...می‌دونی

مثل یه مادر رفتار می‌کنی؟

فکر کردم اول شوهرت رو ترک می‌کنی

آره، به زودی قراره ترکش کنی

چرا خیانت کردی؟ - آره -

باشه، فقط می‌خوام بدونید... صبر کنید

من اون شب هیچ دردی نداشتم

و من تمام زندگیم درد دارم

...من... این

باشه، من مفاصلم درد می‌کنن

،و از درون هم درد دارم

...همه‌جام درد می‌کنه و

وقتی کنار اون مردم ...هیچ دردی ندارم، و

.آره، همه‌تون می‌تونید قضاوتم کنید می‌تونید قضاوتم کنید

،تا زمانی که دردهای من رو احساس نکنید ...من واقعاً

اصلاً به پشمم که چی فکر می‌کنید

اصلاً این گروه مزخرف چیه؟

چیزی نیست

وای، خدا

.سلام، من خیلی متاسفم تقصیر منه

من شروعش کردم

باشه، خب، من باید ...برم خونه، پس ممنون

می‌شه، آم...؟

می‌شه منو برسونی؟

من دیگه ماشین ندارم

...آم

...آه

حتماً

ممنون

آه، ببخشید

شرمنده. ممنون

می‌دونی که اونا فقط مثل عوضی‌های حسود رفتار می‌کنن

...آره، من واقعا نمی‌خوام... فقط

آره. کجا می‌ری؟

...آه... باید یه چیزی بخورم، پس

و یه آبجو می‌خوام

جایی هست که بتونم بال مرغ و آبجو ازش بخرم؟

کیلرویز آبجو و بال مرغ داره، احتمالاً

عالیه. بریم کیلرویز

می‌خوای با من بیایی بریم کیلرویز؟

تو کی هستی؟ - ...من -

واقعاً به نظرم یه مشاور نیستی

...اوه. آره. خب

راستش من خیلی از اینکه یه مشاور باشم فاصله دارم

لینا، می‌شه یه سوال ازت بپرسم؟

با چند تا مرد خوابیدی؟

اوه، چهار تا

...درواقع، الان پنج تا، پس

تو چی؟

ده

پونزده

ها؟

هیفده

پشمام. وای

ببخشید - اونقدر زیاد نیست -

...من فقط

،نه، فقط اینکه ...فقط به نظر نمی‌رسه که تو

یه جنده باشم؟ - نه، نه، نه -

نه، نمی‌خواستم این رو بگم - می‌تونی بگی -

من اصلاً هیچ‌وقت و هرگز اونطور بهت نمی‌گم، هرگز

هیچ‌وقت

می‌خواستم بگم باهوش به نظر میای

ببخشید

نه

...آم

می‌خوام باهات روراست باشم

...برای چند لحظه، من توی یه

توی یه نقطه‌ی بد از زندگیم هستم

...و

فقط اتفاق‌های خیلی بدی داره برام می‌افته

...اما مهم‌تر از بقیه

قراره ازم شکایت بشه

آره، توسط یه ناشر بزرگ

به دلیل دزدیدن پولشون ...و ننوشتن کتاب و

آره

فکر می‌کنم فقط به یه دوست نیاز دارم

و واقعاً باید کسی رو پیدا کنم تا درموردش بنویسم

چی؟

لینا. جوری که تو به عشق فکر می‌کنی

و درمورد عشق صحبت می‌کنی

،و اون جوری که تو عشق رو می‌خوای

زیباترین چیز توی تمام دنیاست

،نه، جدی می‌گم

و فقط می‌خوام برای مدتی به حرفات گوش بدم

...من فقط

مثلاً باهام وقت بگذرونی؟

آره

...آره، مثلاً... وقت بگذرونم یا

من فقط... ممکنه دختری اون سمت دنیا باشه

و داستان تو رو بخونه

و بگه «وای، خدا، من هم «دقیقاً چنین احساسی دارم

و برای دو دقیقه توی زندگی کوفتیش

دیگه احساس تنهایی نکنه

مثل ذره‌ای آرامش

...آخه

واقعاً اونطور نیست

اینکه چندتا داستان عاشقانه‌ی عالی با اِیدِن داشته باشم

...یعنی بیش‌تر شبیه

منظورم اینه که دارم اون رو اغوا می‌کنم

...یعنی من

این شرم‌آور و عجیبه

اوه، نه، نه، عجیب نیست

منم فکر نمی‌کنم عجیب باشه

فقط می‌دونم که بقیه اینطور فکر می‌کنن

پس بعضی‌وقت‌ها فقط چیزی رو می‌گم که فکر می‌کنم بقیه ازم می‌خوان

وای خدا، منم همین کار رو می‌کنم

چرا اون کار رو می‌کنیم؟

نمی‌دونم

در واقع، فکر می‌کنم هر کاری که برای عشق انجام بدی عجیب نیست

آره

لعنتی

چیه؟

می‌شه فقط برات یه آبجو بخرم؟ لطفاً اجازه بده برات آبجو بخرم

...نه، باید برم خونه، ولی من

شاید بتونم برای هفته‌ی آینده یه پرستار بچه بگیرم؟

آره. آره. هزار درصد

...یعنی

من الان اینجا زندگی می‌کنم، پس ...هر زمانی که می‌خوای وقت بگذرونیم

چی؟ تو اینجا زندگی می‌کنی؟

آره

خدایا، چرا؟

به خاطر تو

چون سعی می‌کردم تو رو پیدا کنم

ولی واقعاً اونطور فکر می‌کنی؟

چطور؟

اینکه هر کاری که برای عشق انجام بدی عجیب نیست؟

به نظرم دست کشیدن از عشق عجیبه

هنوز می‌تونی من رو برسونی؟ - آره. آره -

ممنون

...حالا

،همه‌مون یه شب جمعه‌ی خوب رو دوست داریم

،اما رسیدن به اینجا ،برای رسیدن به روز جمعه

باید در طول هفته کلام خدا رو دنبال کنیم

...حالا، این یعنی

بگیر

...به اِیدِن نمی‌گی

درسته؟

نه

البته که نمی‌گم

ممنون

هی

متاسفم

که مجبوری با خودت اون کار رو بکنی

خیلی مزخرفه

آره

امروز درباره‌ی وفاداری صحبت می‌کنیم...

حالا، می‌دونیم که پروردگارمون وفاداره

،و از ما هم همین انتظار رو داره

هم توی رابطه‌مون با خودش ...و هم توی همه‌ی سطوح

♪ Your Love - The Outfield ♪

هیچ فرقی نکرده

«ترجمه از «امــیــررضــا @ARZ_110_SUB

ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید @officialcinama

بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال www.30nama.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.