Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
« رؤیایِ آدمِ مضحک » "بر اساس داستانی از فیودور داستایوفسکی"
"فیلمی از الکساندر پتروف"
:ترجـمه و زيـرنـويس از « آرمـین حیـدری » .:: Armin.HpR ::.
تو دنیای ما همهچیز یک جور بود
ولی با حالهای شکوهمند برافروخته شده بود
تو دنیای ما، تا حالا چنان زیبایی در انسان ندیده بودم
شاید فقط توی بچههامون، اونم توی سالهای اولیه زندگیشون
با اولین نگاه اجمالیام به چهرههاشون، همهچیو فهمیدم
!همهچی
این یه دنیا بود، که توسط گناه نافرمانی از خدا خراب نشده بود (نافرمانی آدم و حوا از خدا و اخراج از بهشت)
کسایی که اونجا زندگی میکردن بیگناه بودن
خودم دیدمشون، درکشون کردم
!دوستشون داشتم
...در نتیجه از طرف اونا رنج کشیدم
یک رویا، عزیزم
چرنده، توهمـه
...ولی بهشت چطور خلق شد
نمیدونم
چونکه که زبانم از گفتنش قاصره
ولی همهی اینا خیلی سادهست
یک روزی، یک ساعتی
همهچیز یکباره سرجای خودش قرار گرفت
مهمترین چیز
دوست داشتنِ دیگران عین خودته
این مهمترین چیزه
به غیر از این، به چیزی نیاز نداری
حقیقت نوامبر قبل برای من آشکار شد
به عبارت دیگه، سوم نوامبر
من تمام خصوصیات اون روز رو به یاد دارم
قصد داشتم اون شب خودم رو بکُشم
و با قاطعیت به خودم شلیک کنم
اگه اون دختر نبود
!آقا
اونجا
مامانم
!آقا
!آقا
الان برام هیچ معنایی نداره
،توی یک یا دو ساعت همهچی تموم میشه
،و اونوقت چرا باید نگران این دختر
یا کل دنیا باشم
تهی میشم
!کاملا تهی
!گمشو
اون کیه؟
الان، زندگی و دنیا به من بستگی داره
به خودم شلیک کنم و دنیا از دست میره
حداقل برای من
همینطور فکر کردم که اگه از قبل توی ماه یا مریخ زندگی میکردم چی
تازه من هم یک سری کارهای نادرست انجام دادم
آیا باید از اینجا بهش اهمیت بدم یا نه؟
و نکته اینجاست که من خوابم برد
بدون جلب توجه به خواب فرو رفتم
مدام فکر کردن به یک موضوع
...به نظر زندگی بعد از مرگ وجود داره
ممکنه این زمین همون زمین خودمون باشه؟
چطور همچین تکراری ممکنه؟
و به چه دلیل؟
اونا همدیگه رو دوست داشتن
کاملا، با تمام وجود
اونا عشق و محبت داشتن، بچهها به دنیا اومدن
ولی هیچوقت متوجه این این میل خوشگذرانی مشقت بار نشدم
که تقریبا تمام اهالی زمینِ ما رو دچار کرده
تکتکمون
و تقریبا به عنوان منشأ گناهان بشریت شناخته میشه
،آیا واقعا مهمه که این یک رویائه یا نه
وقتی که این رویا حقیقت رو نشونِ من داد
چطور ممکنه که دلِ کوچیک و ذهن ناچیزِ تخیلیام
به چنین آشکارسازیِ حقیقت برسه؟
!خودم دیدمشون
من درکشون کردم و متقاعد شدم
!دوستشون داشتم
در نتیجه از طرف اونا رنج کشیدم
اونا مسخرهام میکنن و میگن این فقط یه رویا بود
ولی اگه حقیقت رو نشونم داده چه اهمیتی داره رویا باشه یا نه
!حقیقت رو دیدم
دیدمش، و الان میدونم آدما میتونن شاد و عالی باشن
بدون از دست دادن صلاحیتِ زندگی روی زمین
و اونا به این عقیدهی من میخندن
شاید، اصلا رویا نبوده
تا به حال، پنهانش کردم
ولی الان این حقیقت رو هم میگم
...اصلِ مطب اینه که، من
اونارو گمراه کردم
بیاید بدجنس و جفاکار باشیم
تا وقتی که اینو میدونیم
ولی ما دانش داریم
و ازش میگذریم
بار دیگه حقیقت رو پیدا میکنیم
ولی ایندفعه، ما عمدا قبولش میکنیم
با دانش و معرفت، که برتر از احساسه
شناخت زندگی برتر از خودِ زندگیه
جزء بخشی از کلـه"
"و کل بخشی از جزء ـه
کی اونجاست؟
کی اونجاست؟
کی اونجاست؟
رویا، چرت و پرت بچگانهـست، توهمـه
رویا، رویا چیه؟
چیه؟ زندگی مگه یک رویا نیست؟
!بذار یک رویا باشه
ولی این زندگیای، که بهش زیاد احترام میذارید
میخواستم با خودکشی همه چی رو تموم کنم
،ولی این رویا
بهم یه زندگیِ جدید، بزرگتر و تازه ای رو نشون داد
:ترجـمه و زيـرنـويس از « آرمـین حیـدری » .:: Armin.HpR ::.
« پایان » "یاروسلاول، سال ۱۹۹۲"
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.