All language subtitles for Den.of.Thieves.2.Pantera.2025 Final

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫شما رو در دیدرس داریم

‫سقف 4000، اعلام میکنم، ‫دما...

‫«صلاح 1-1-4» مجوز فرود صادر شده

‫به باند شماره 1-1 فرود بیایید.

‫«صلاح 1-1-4» مجوز فرود را دارید.

‫این خیابونا فرق میکنن

‫اینا قدیمی هستن

‫روابط مردُم در اعماق این خیابونا پنهان شده

‫جناح هایِ غرب و شرق ‫تویِ همین خیابونا به همدیگه چنگ میزدن

‫شمال و جنوب تویِ همین خیابونا ‫دنبال همدیگه میدویدن.

‫اینجا یه قانون شرافت وجود داره ‫که باید بهش احترام گذاشت.

‫یه سری قانون ها اینجا وجود داره که نمیشه شکوندشون.

‫اگه هم کسی اینجا اشتباهی ازش سر بزنه...

جایی واسه قایم شدن وجود نداره

‫[بلژیک]

‫[فرودگاه بین‌المللی ‌‌‌‌‌‌‌‌آنتورپ]

«امپایر بست تی‌وی با افتخار تقدیم میکند» ..:::EmpireBestTV.Com:::.

«امپایر بست تی‌وی در شبکه‌های اجتماعی» @EmpireBestTV

زیرنویس از کورش عوض‌پور و تورج پاکاری

‫رونین 1، کلیوپترا صحبت میکنه

‫رونین 1، دریافت شد

‫کلیوپترا، ادامه بده

‫نظارت در جریانه

‫سرویس اتاق...

‫در حال خاموش کردن موتور هستیم

‫رونین 1، تاکسی رسیده، منتظر بمونین

‫رونین 1، منتظر هستیم

‫رونین 1، در ها، در ها !

‫رونین 1، شوفر، شما...

‫شوفر هستم، در ها اوکیه

‫رونین 5، آماده حرکتیم

‫رونین پنج دریافت شد، منتظر بمونین

‫رونین یک، برو سمت قیراط، برو سمت قیراط

‫رونین 1، دریافت شد، حرکت کن برو

‫هی ! چیشده ؟ مشکل چیه ؟

‫با عرض پوزش، یه نفر اعلام خطر بمب کرده !

‫ورود به این مکان ممنوعه !

‫زانو بزنین ! ‫زانو بزنین !

‫زانو بزنین ! ‫دستا بالا !

‫زانو بزنین !

‫گفتم زانو بزنین ! زودباشین !

‫بخوابین زمین ! ‫بخوابین زمین !

‫گفتم بخوابین رو زمین لاشیا ! ‫تکون نخورین !

‫تکون نخورین ! ‫به دنبال من !

‫دستا ! میخوام دستایِ همه رو ببینم !

‫تو ! بیا بیرون ! ‫بیا بیرون ! بخواب زمین !

‫بشین زمین !

‫امنه !

‫[پلیس هوایی]

‫دلتا 2، تکرار میکنم دلتا 2، لطفاً آشیانه شماره 4 رو بررسی کنین

‫از دوربین اونجا چیزی دریافت نمیشه، نمیدونم چه خبر شده

‫دریافت شد، داریم راه میفتیم

‫نیرو شماره 4 به سمت آشیانه میریم

‫ردمونو زدن

‫رونین 1، وقت نداریم، باید بریم !

‫محموله پیدا شد.

‫محموله پیدا شد. ‫در حال خروج هستیم.

‫بیاین بریم ! بیاین ! ‫راه بیفتین !

‫خوبه !

‫کلیوپترا، ما راه افتادیم، تکرار میکنم، راه افتادیم

‫اگه رسید بهمون... ‫گاز بده ! تندتر !

‫دوتا از نیرو هامون در حال ترک آشیانه 4 هستن

‫هردوتاشون رو بررسی کنین

‫شوفر، رونین 1 هستم !

‫در ها، برو سراغ در ها

‫همه چی روبراهه ؟

‫امنه، خبری نیست فعلاً

‫کلیوپترا، همه چی امنه، ما راه افتادیم

‫[کمینگاه دزد ها 2] ‫[پَنتِرا]

[دادگاه خوانواده لس آنجلس] [بخش دادگاه خوانوادگی]

‫دیشب در بلژیک...

‫پرواز شماره 114 صلاح...

‫که مربوط به صنعت الماس آفریقا میشه...

‫در آشیانه بین‌المللی آنتورپ...

‫قربانی یک دزدی کاملاً دقیق و از پیش تعیین شده شد.

‫این اتفاق در حالی افتاد که این پرواز...

‫تازه از «یوهانزبورگ» نشسته بود.

‫مظنونین با وسایل و لباس پلیس...

‫به سمت آشیانه حرکت کردند...

‫و به پرواز دستبرد زدند.

‫در گزارشات اولیه، اعلام شده که سارقین...

‫میلیون ها دلار الماس به سرقت بردند.

‫طبق شواهد بدست آمده...

‫مافیایِ پلنگ ها پشتِ این سرقت بودند.

‫[بانک رزرو فدرال] ‫[شعبه لس آنجلس]

‫مرد مورد علاقه من ! ‫معاون «نیک»

‫سلام

‫داستانِ دزدیِ الماس ها رو تویِ فرودگاه بلژیک شنیدی ؟

‫چی ؟ داستانِ آنتورپ رو میگی ؟ آره

‫پس داستان از این قراره ؟

‫اوهوم

‫هوم، این یکی کلاً قند نداره.

‫عصر بخیر آقایون.

‫ستوان، هم من سرم شلوغه، هم شما.

‫پس بیاین بریم سر اصل مطلب، باشه ؟

‫قربان من به دلایلی باور دارم مظنونین من ‫هنوز درحال فعالیت هستن.

‫بعد چطوری به این نتیجه رسیدین ؟

‫دیگه رسیدم یجوری.

‫- بعد درخواستتون چیه ؟ ‫- خیلی سادست.

‫یا بهشون اخطار بدین یا اعلامیه بین‌المللی صادر کنین...

‫تا من بتونم به تحقیقاتم ادامه بدم.

‫بدون این، من نمیتونم بیرون ایالت هایِ امریکا ‫به کارم ادامه بدم.

‫مگه این پرونده هنوز بازه ؟

‫ببین، ما اون اتفاقی که افتاد رو ‫اینقدر بررسیش کردیم که دیگه خسته کننده شده.

‫مشکل هم اینه نیک...

‫ما اصلاً نشونه نفوذ و دزدی رو پیدا نکردیم.

‫مطمئن باش هنوزم اگه هرگونه چیز غیرعادیی پیدا کنیم...

‫بازم بررسیش میکنیم.

‫ولی چیزی پیدا نکردیم.

‫نه ما پیدا کردیم، ‫نه زیرشاخه هامون !

‫این یعنی تک تک بانک هایی...

‫که تویِ قسمت جنوبی آمریکا ‫یا جزایر گائوم...

‫و هاوایی هستن ‫یه دلار هم کم نیاوردن !

‫یه دلار !

‫اصلاً چیزی دزدیده نشده نیک

‫خودم زبونشو فهمیدم

‫همونطور که پیداست...

‫این عملات هیچ نتیجه ای واسه ما نداره

‫بعدشم هیچ جوره نباید کسی بفهمه...

‫که بانک فدرال آمریکا....

‫ازش دزدی شده !

‫راه نداره !

‫برو یکم از دریاچه «هاواسو» لذت ببر. ‫خودت میگیری منظورمو.

‫[کوته دازور، فرانسه]

‫همینطوری راه برو، مسیر رو درست اومدی

‫[نیس، فرانسه]

‫بشین صندلی عقب...

‫استفاده از اینارو که دیگه بلدی...

‫گلاک...

‫ضامن نداره...

‫ضامن نداره.

‫خب، هویتم چیه ؟

‫فرانسوی هستی، در اصل هم اهل «کوت دوار» هستی

‫یه دلال الماس هستی که از لندن اومده

‫ما هم مسئول تبلیغات کلاب هستیم...

‫که طی دو هفته آینده اومدیم واسه تبلیغات ‫همین مدت رو وقت داریم

‫امیدوارم خونه ای که برام گرفتی منظره خوبی داشته باشه.

‫امروز عصر میریم سراغ بقیه کارا.

‫یه دفتر برات جور کردن. ‫منظره خوبی هم داره.

‫کل خونه رو هم پاکسازی کردیم.

‫قاعدتاً نباید مشکلی پیش بیاد. ‫به «نیس» خوشومدی، «ژان ژاک»

‫برو بریم

‫[مرکز الماس جهان]

‫ژان ژاک دیالو...

‫[لانگ‌بیچ]

‫چه غلطی میکنی ؟

‫دنبالش برو.

‫دنبال اون ماشین کیری برو

‫داریم چیکار میکنیم ما ؟

‫آروم بگیر، مشکلی پیش نمیاد

‫پیاده شو

‫مگه داریم جنده ای که سیگار نکشه ؟

‫ندیده بودم تاحالا !

‫برو دمِ کونتو بگیر

‫هنوزم تویِ اون کلاب غذایِ آشغال ‫میدین دست ملت ؟

‫خیلی خب ‫آدمت همه چیو بهت گفته بوده

‫همیشه میگن

‫تو هم از داستان فدرال باید خبردار میبودی ؟

‫عادتته با مظنون هات میخوابی ؟

‫سکس با مظنون ها هم جزو روند کاریه ؟

‫میدونی، اگه من درِ این کانتینر رو ببندم...

‫همین مسیر رو میری تا چین

‫وقتی هم برسی چین...

‫دیگه خودت میدونی و اونایی که در رو باز کنن

‫میکشنت

‫میشی یه جنده مُرده، اونم تویِ چین

‫به نظر سکسی میاد

‫اصلاً هم نیست

‫بذار ساده بگم برات

‫از اونجایی که «مریمَن» مرده، دوتا چیزو برام روشن میکنی

‫اول اینکه اون با «دانی» قرار بود کجا بره که نرسید بره ؟

‫بعدشم اینکه پولو چیکارش کردن ؟

‫این مرد خوش شانس کیه حالا ؟

‫این یارو که عجیب غریب بود.

‫اصلاً منو نکرد

‫ولی تو کردی

‫هروقت هم بخوام...

‫میتونم اینو پخش کنم

‫چقدر جوون تر بودم اینجا !

‫خودم میدونم دانی کجا رفته...

‫پول رو هم میدونم کجا گذاشته ‫ولی سهممو میخوام

‫هفت میلیون...

‫وگرنه هم پلیس و هم دخترات...

‫فیلمایِ سوپری که تویِ جوونیت بازی کردی رو میبینن

‫گرفتی چی میگیرم بیناموس ؟

‫پول کجاست ؟

‫بانک دیامانت پاناما

‫سلام

‫ژان ژاک، ایشون دوس عزیزم «چاوا» هستن

‫- سلام ‫- سلام

‫شنیدم فرانسوی هستین ‫اگه میشه فرانسوی صحبت کنیم

‫راستش پاسپورتم فرانسوی هست، ولی...

‫ولی خیلی وقته...

‫فرانسوی صحبت نکردم

‫تو این حرفه که کلاً باید انگلیسی صحبت کرد ‫پس بیخیالش

‫تویِ «آبیجان» بزرگ شدین ؟

‫تویِ «تیگِلا» بزرگ شدم

‫پس از لحاظ نژاد، بائوله حساب میشی ؟

‫از لحاظ نژاد که «سینفا» حساب میشم

‫تحت تاثیر قرار گرفتم...

‫کشور رو خوب میشناسین

‫خب، راستش تویِ حرفه کاری ما...

‫آدمایِ زیادی از آفریقایِ غربی هستن

‫سخت میشه باهاشون معامله کرد

‫همه همینن

‫خب، ژان ژاک...

‫چیزی هست که بخوای نشونم بدی ؟

‫البته

‫- بعد چطوری این رسیده دستِ... ‫- بخواطر خوانوادم

‫تویِ «باتسوانا» تجارت میکنیم

‫برو

‫عالیه

‫پس دیگه خودتون میدونین

‫خب، بریم تویِ «بورس»، دفترتونو تحویلتون بدیم

‫- روز خوش ‫- روز خوش

‫مدارک شناسایی لطفاً

‫کٌت‌ـِتون لطفاً

‫ممنونم

‫اوهوم

‫آقا...

‫- سلام ‫- سلام

‫سلام

‫این یارو جدیده...

‫همینی که داره وارد بورس میشه.

‫آره...

‫حواست بهش باشه، خب ؟

‫باشه

‫عالیه، فقط یه لحظه صبر کنین

‫- مشکلی ندارین، ممنونم ‫- ممنونم

‫- سلام چاوا، چطوری ؟ ‫- سلام

‫ژان ژاک دیالو، ایشون «الیویه» هستن، کنسیارژ شما ‫(کسی که به کار هاش رسیدگی میکنه)

‫خوشومدین

‫خدمت شما

‫میتونم موجودیتون رو ببینم ؟

‫البته

‫بسیار خوب، عالیه

‫این از شما و اینم از دفترتون آقایِ دیالو...

‫این دفتر شما... ‫اینم تلفن.

‫شماره 3 برایِ نیرو هایِ امنیتی هست ‫شماره 7 هم واسه دسترسی به کنسیارژ.

‫شماره 8 هم واسه تماس هایِ خارجی هست.

‫اینجا گاوصندوقتونه

‫میتونین رمز خودتون رو روش بذارین

‫ولی کلاً درشو باز هم بذارین فرقی نداره

‫شما الآن تویِ ایمن ترین ساختمون اروپا هستین !

‫امیدوارم همینطور باشه

‫همین هفته قراره چندتا الماس جدید برسه دستم

‫امکانش هست یکی از صندوق هارو اجاره کنم ؟

‫متأسفانه امکانش نیست

‫در حال حاظر همه صندوق ها رزرو شدند

‫صندوق ها هم در اصل واسه مشتری هامون هستن

‫آها

‫خب، امیدوارم یه صندوق واسه ما خالی بشه

‫- روز خوش ‫- روز خوش

‫چیشد ؟

‫وارد که شدیم، ولی یه مشکلی داریم

‫به صندوق دسترسی نداریم

‫فقط خریدار هایِ خودشون به صندوق دسترسی دارن

‫حتی صندوق امنیتی هم واسمون نذاشتن

‫ناموساً شوخیشون گرفته ؟

‫بذار خودم درستش میکنم

‫[اولاسای، ساردینیا]

‫«پاترون»، شرمنده، ولی یه چیزی هست که باید بهتون بگم

‫نکنه دوباره باید جابجا بشیم ؟

‫بگیر بشین خب

‫الماس هایی که روشون سرمایه گذاری کرده بودین ‫رو دزدیدن

‫به هواپیمایی که داشته جابجاشون میکرده دستبرد زدن

‫الآنم الماسا تویِ نیس هستن ‫نزدیک مرکز الماس. میخوان بفروشنش

‫پیداش کنین

‫3274 قیراط هست ‫کیفیتش بی نظیره

‫اون 30 قیراط چی ؟

‫خب، خب...

‫این یکی که اصلاً اثر هنریه

‫ردیابه

‫یه نفر بدجور دنبال اینه

‫اجازه هست ؟

‫من 5.2 بهتون پیشنهاد میدم ‫اگه زود فروش رفت، 45 تاش برا منه

‫اگه هم نقد فروش رفت 55 تاش

‫اون یکی چی ؟

‫اون 3.87 همش با هم

‫اونور خیابون حساب دارین که ؟

‫البته. چند پیشنهاد دادن ؟

‫خب، از اونجایی که این الماس ها ‫سند و مدرکی پشتشون نیست...

‫4.2

‫کمتر از 5 کلاً کارمون نمیشه

‫این تنها پیشنهادی هست ‫که گیرت میاد، ژان ژاک

‫خیلی خب، تموم شد !

‫[بانک دیامانت، شعبه نیس]

‫4.2 ‫نقد خدمت شما

‫مثل اینکه معامله انجام شد !

‫- عصربخیر خوشگله ! ‫- خوبم، من خوبم !

‫عملاً تو ماشینت زندگی میکنی، نه ؟

‫- من عاشق ماشینمم ‫- باشه بابا

‫یه هفته قبل از دزدی از فدرال...

‫یه حساب برایِ شرکت «تجارت هافبرو»...

‫تویِ بانک دیامانت تویِ پاناما باز شده.

‫33 روز بعد از دزدی هم...

‫22 میلیون و 127 هزار دلار بهش واریز شده

‫- بعدشم تا چند سال کسی دست بهش نزده ‫- لعنتی

‫فقط تویِ لندن و بلژیک یه چندبار ‫ازش برداش شده

‫فایل پی‌دی‌اف‌ـی که برات فرستادم رو ببین

‫دو روز بعد از دزدی الماس تویِ آنتورپ...

‫4.2 اینجا واریز شده

‫بعدش یهویی تراکنش ها رفته بالا

‫مثلاً اینجا که 1.8 میلیون رو نقد دیروز برداشت زدن

‫اول الماس رو نقد کردن ‫بعدش سهم همدیگه رو دادن

‫درسته

‫حالا، این بانک دیامانت، کلاً پنج جایِ دنیا هست

‫مارسیل، دبی، تل آویو، پاناما ‫و نیس، تویِ فرانسه

‫این نقشه ای که فرستادم رو ببین

‫دقیقاً روبرویِ شعبه فرانسه چی میبینی ؟

‫خود خودشه !

‫مرکز الماس جهان

‫رابط ما واسه این دزدی آنتورپ کیه ؟

‫یه فایل دیگه فرستادم، اونو هم ببین.

‫نیرویِ ویژه پنترا ‫فرمانده‌ـَشون هم «هیوگو کیمِن» هست

‫منتظرته

‫از اونجایی که میدونم قرار نیست بین‌المللی عمل کنی ‫میخوای چیکار کنی ؟

‫نکته خوبی بود، وایسا...

‫مأمور مارشال آمریکا ‫حوزه قضایی جهانی داره

‫زمانی که دنبال «کریس دورنر» بودیم ‫این نشانو بهم دادن

‫اون زمان نمیدونستیم یارو فرار کرده «پاراگوئه» یا «تِمِکولا»...

‫خب حالا تمدیدش کردی ؟

‫نه، نکته خوبی هم بود ‫باید هوامو داشته باشی

‫اگه خواستن، تو تأییدم کن

‫- این کارو میشه اوکی کرد ‫- دستت درد نکنه

‫حالا هم گمشو پایین از ماشینم

‫خیلی خب

‫انگلیسی صحبت میکنیم که همه متوجه بشن

‫خیلی خب

‫- ارتباطات امنه، میتونیم راحت صحبت کنیم ‫- خیلی خب

‫من کلیوپترا هستم

‫بصورت جداگانه، با همتون کار کردم...

‫ولی گروهی همدیگه رو ندیدین

‫یه دلیلی هم داشته که شماهارو آوردم اینجا

‫این بزرگترین سرقتی هست ‫که تویِ قاره قراره انجام بدیم

‫یه سرقت سردستی نیست

‫اومدیم از مرکز الماس جهان دزدی کنیم

‫حدود 850 میلیون یورو گیرمون میاد

‫واسه هرگونه ارتباطی که قراره داشته باشیم ‫از این سیمکارت ها استفاده کنین

‫«ووک»، مسئول تدارکات و محاسباته ‫«مارکو» مسئول ماشین و جابجایی

‫«دراگان»، مسئول گاوصندوق و ورود ماست ‫«اسلاوکو» مسئول ارتباطات و تلفن هاست

‫این یارو کیه ؟

‫ژان ژاک

‫ایشون مسئول نظارت از نزدیک و نقشه کشی هستن

‫- این یارو اینجا چه گهی میخوره ؟ ‫- این سرقت اصلاً مال منه !

‫بعدشم خرج و مخارج رو من دارم میدم

‫دقیقاً این گه رو دارم میخورم !

‫باشه بچه ها، آروم بگیرین، خب ؟

‫این یارو یکی از بهترین دزدایِ دنیاست ‫خب ؟

‫مشکلتون چیه شماها ؟

‫دیوونه شدی اینو برداشتی آوردی اینجا ؟

‫آره، خیلیم چیز عادیی هست

‫هوی ! خفه میشی یا نه ؟

‫تا آخرین یکشنبه ماه، وقت داریم ‫کار رو اجرا کرده باشیم.

‫حالا ما داریم میریم سراغ اینجا...

‫مرکز الماس جهان

‫جمع آوری همه اطلاعات قراره کار سختی باشه

‫ژان ژاک نیرو داخلی ما هست

‫ایشون مسیر گاوصندوق رو برامون پیدا میکنه

‫اگه هم مشکلی هست...

‫همین الآن گورتون رو گم کنین

‫من مشکلی ندارم، رئیس

‫چی لازم داری شما ؟

‫برند و مدل و سال ساخت سیستم هایِ امنیتی‌شون رو میخوام

‫و صدالبته، مشخصات خود گاوصندوق...

‫باید پرسنل اونجارو هم شناسایی کنیم

‫ببینیم با کیا طرفیم...

‫یجوری هم ارتباطاتشون رو شنود کنیم

‫مسیر هارو هم باید بررسی کنیم ‫خروجی هارو بدست بیاریم

‫مسیر ها با من

‫اول مسیر هارو بررسی میکنم ‫بعد ماشین انتخاب میکنم

‫- پس مشکلی نداریم ؟ ‫- نه

‫عالی شد

‫- تو فقط کار خودتو انجام بده ‫- تو چه مرگته ؟

‫- کم کسشعر بگو ‫- گه نخور

‫[فرودگاه بین‌المللی نیس]

‫خیلی خب...

‫فرانسه... ‫اینم ایتالیا

‫اون انحنا میشه مرز

‫اینجا میشه مسیر کوه آلپ

‫تویِ این مسیر ها دوربین واسه شناسایی ‫پلاک ماشین نیست ؟

‫تا تهِ مسیر هیچی نیست

‫پس مسیرمون همینه

‫یه ماشین میخوام دیفرانسیل چهار چرخ داشته باشه

‫اتوماتیک هم نباید باشه، دنده ای

‫ساک هم میخوای برات بزنیم ؟

‫ببخشید چی گفتی ؟

‫اطاعت میشه قربان !

‫[نیرو ویژه پنترا]

‫ببخشید

‫ببخشید...

‫فرمانده نیستنشون ؟ ‫کاپیتان ؟

‫بله بله...

‫- مشکلی نیست ‫- خب...

‫راستش قرارمون واسه ساعت 1 بود...

‫الآن یک و نیمه...

‫اصلاً اطلاع دارن من اومدم اینجا ؟

‫نیکولاس ! ‫هیوگو هستم.

‫خوشومدی

‫خوشحالم بالاخره دیدمت ‫راستش فکر میکردم قرارمون واسه ساعت یکه...

‫نخیر

‫هوم

‫خب بگذریم، واست سوقاتی آوردم

‫گفتم شاید با اینا حال بکنی...

‫عه

‫نشانِ «اِل‌اِی‌پی‌دی» رو داشتم، ولی ‫«اِل‌اِی‌اِس‌دی» رو نداشتم، باحاله ‫(اولی پلیس خود شهره، دومی مال حومه شهر و جابجایی مجرم هاشون هست)

‫چیزی میخوای بخوری یا بنوشی بگم برات بیارن ؟

‫قهوه ‫یکی از همین کروسانت هاتونو هم بیارین

‫نه نیک...

‫کواسان خونده میشه ‫نه کروسانت

‫من که کلاً فرانسوی بلد نیستم

‫کدوم آمریکایی رو دیدی بلد باشه ؟

‫ستوان «واران»، ایشون ستوان «اوبراین» هستن

‫خوشبختم

‫یه قهوه با کواسان براشون بیار

‫«چِری»...

‫یه قهوه با کواسان برامون میاری ؟

‫باشه

‫آها...

‫اینا هستن دیگه ؟

‫درسته

‫یکم سخته بخوایم از لحاظ نژاد ‫جدا حسابشون کنیم...

‫هر از گاهی با ایتالیایی ها یا آلبانیایی ها کار میکنن...

‫ولی از لحاظ مهارت، حرف ندارن

‫هر فرد، واسه هر سرقت...

‫فقط با یه نفر دیگه ارتباط داره

‫اینطوری اگه گیر افتادن ‫نمیتونن همه رو لو بدن

‫شناساییشون هم سخت تره

‫از سمتِ «بالکان» هم که خیری به ما نرسیده

‫اونجا همه استایل ارتشی کار میکنن

‫بلدن چطوری خودشون رو پنهان کنن ‫و دم به تله ندن

‫بعضی وقتا از خانم ها استفاده میکنن...

‫خانم هایی که مدل یا ورزشکار بودن ‫و غرب اروپا بزرگ شدن

‫این یعنی روابط قویی رو دارن ‫بلدن کار خودشونو راه بندازن

‫این یارو، «اِسلوبودان»...

‫یه مجرم و دریافت کننده هست...

‫با «اِندراگتا» و گنده ترین...

‫الماس فروش هایِ ایتالیا هم زد و بند داره

‫هر سرقت بزرگی تویِ این قاره بخواد بشه ‫ایشون باید تأییدش کنه

‫تقریباً یه دهه‌ـَست که دنبال اینیم

‫بگیر بشین نیک

‫خب، مظنون تو داستانش چیه ؟

‫به دلایلی، فکر میکنیم که...

‫داره تویِ اروپا فعالیت میکنه ‫احتمالاً تویِ فرانسه

‫بعد از دزدی آنتورپ به این مورد مشکوک شدیم.

‫چندتا از نشونه هایِ اون سرقت...

‫با سرقت هایی که تویِ لس آنجلس ‫انجام داده بودن شباهت داشت

‫ولی باید بدونین که پلیس هوایی...

‫فکر میکنه کار بالکان ها بوده

‫مگه نگفتی همشون ‫به جز یه نفرشون بالکانی بودن ؟

‫کسی که استخدامشون کرده بالکانی نبوده.

‫درست ‫بعد اوشون سیاه پوسته ؟

‫- بله. ‫- خیلی خب، پس یعنی همه همشون بالکانی نیستن.

‫نه

‫اون فیلم دوربینی که گفتم رو تونستین ‫بکشین بیرون ؟

‫البته

‫خیلی خب

‫میشه ببینمش ؟

‫کروسانت‌ـِت چطوره ؟

‫عالیه

‫بذار یکم زندگیتو تویِ این کشور آسون کنم برات

‫میدونی، بعضی از حروف تویِ کلمات فرانسوی خوانده نمیشن

‫مثل ت تویِ کواسان

‫مثلاً تویِ انگلیسی شماها میگین سامون، نه ؟ ‫(سالمون، ماهی قزل آلا)

‫نمیگین سالمون ؟

‫دوربین مخفی گرفتی مارو ؟

‫معلومه که میگم سالمون ‫همیشه عمرم میگفتم سالمون

‫سال...مون ‫گرفتی ؟

‫رفیقمون نمکدونیه واسه خودش !

‫خب، این فیلم اون روزی هست که خواسته بودین

‫هروقت خواستی بگو نگهش دارم

‫بانک دیامانت همینجاست

‫وایسا وایسا ‫همونجا رو میتونی زوم کنی ؟

‫موقعی که میاد بیرون فیلمو نگه دار

‫همینجا وایسا...

‫یکم برو جلو تر...

‫همینجا وایسا

‫زوم کن...

‫یارو خودشه ؟

‫نه نه، این اون نیست

‫نیست ؟

‫نه

‫اگه چیز دیگه ای لازم داشتی ‫شماره منو که داری

‫چطوره اصلاً یه موقع بریم با هم سالمون بخوریم ؟

‫دستت درد نکنه

‫ولی غذایِ فرانسوی تعریفی نداره

‫راستش نیک، بهترین غذا مال فرانسوی هاست

‫شما آمریکایی ها سلیقه ندارین !

‫[از طرف ژان ژاک] ‫[اون وسطیه «فلورنتین» هست، مجرده] ‫[اینم شمارش]

‫[پیام به کلیوپترا] ‫[برو تو کارش]

‫البته !

‫تله رو پهن کردیم ‫دوربینو ببین

‫داره کار میکنه

‫حاج خانم...

‫بفرما بشین...

‫بشین بابا سرپا وایسادی ‫داری بهم استرس میدی

‫قول میدم گازت نگیرم !

‫عجب اسلحه خوبی داری، چیچیه ؟

‫حوزه قضاییت اینجا جواب نمیده

‫هوم...

‫دزدی فدرال کار من نبود...

‫اصلاً کی اسمِ فدرال رو آورد ؟

‫میدونی الآن به چی داشتم فکر میکردم ؟

‫به اینکه من و تو، یه جور همزیستی داریم با هم

‫میدونی «فرالاین»، تو فقط بخواطر منه که وجود داری

‫اگه ما جلویِ قاچاق و دزدی هاتونو نمیگرفتیم...

‫چیزایی هم که شما می‌دزدیدین...

‫گُه نمیارزید.

‫دزدی هایِ شما فقط واسه این ارزش داره...

‫چون ماها داریم سعی میکنیم جلوتونو بگیریم

‫این یعنی درواقع به لطف منه...

‫که کارایِ تو یه چسه ارزش بهم زده

‫- قابلتم نداشت ‫- خیلی خب

‫وقتی میبینم ملت اسلحه رو هم نشونه میرن ‫خنده‌ـَم میگیره

‫خب از همون اول شلیک کن دیگه !

‫تو قاتل نیستی ‫ولی من هستم

‫تو به من نارو زدی فرالاین ‫هیچکس به من نارو نمیزنه !

‫الآن آه در بساط ندارم

‫بعدشم خسته شدم بس دنبال شماها دویدم...

‫واقعاً خسته کننده‌ـَست

‫آخه تو منظره خودتو دیدی ؟

‫تویِ لس آنجلس شایعه شده تورو اخراجت کردن

‫چطوری قراره بری تو ؟

‫بیا بگیرش

‫دوباره ازت میپرسم

‫چطوری قراره برین داخل ؟

‫داریم روش کار میکنیم

‫نه، نمیتونی بهم اعتماد کنی...

‫بله، هروقت هم بخوام میتونم زندانیت کنم ببرمت

‫بستگی به فازم داره، میدونی ؟

‫در حال حاظر که فازم خوبه

‫تو به اونجا دستبرد میزنی ‫منم همراهیت میکنم

‫میخوام این پلنگ هارو ببینمشون

‫برنامشو بچین

‫کیر توش !

‫سلام رئیس

‫غذاهایِ شهرتون چطوره ؟

‫خوبه، چیز خاصی نیست دیگه

‫به این که چیز خاصی نیست ‫میگن آشپزی مدرن ؟

‫اینجا که شهر خودتونه ‫این لاشی هم یه هشت پایِ کثافته ‫باید پیداش کنیم

‫قایم موشک بازی هم حال میده !

‫اینجا شهر ماست ‫هیچکس نمیتونه اینجا از دستمون قایم بشه

‫میگه اینجا شهر ماست ‫کسی نمیتونه از دستمون قایم بشه

‫اوف، چه سنگینه !

‫این خودشه ؟

‫آره خودشه

‫بهم نگفته بودی سوپرمدل‌ـِه !

‫مارلبرو هست ؟

‫انگلیسی هستش ؟

‫نیرویِ امنیتی بودی ؟

‫خیلی چیزایِ دیگه هم بودیم

‫چطور همدیگه رو میشناسین ؟

‫زندان

‫تو گِی بازی با هم آشنا شدیم

‫مردِ مارلبرو کش !

‫یارو پلیس بوده

‫ما هم یه زمانی پلیس بودیم

‫- همه جور پلیسی پیدا میشه ‫- ولی این یارو از ما نیست

‫خب واسه همینه که گذاشتم خودشون کارا رو انجام بدن

‫پلیس هارو هم مثل بقیه آدما بازی میدم بالاخره

‫تو رانندگیتو بکن

‫در حال حاظر تنها راه رسیدن به گاوصندوق ‫همین یارو هست

‫راه دیگه ای نداریم

‫پول کشور نمیشناسه...

‫امشب دعوتش کن بیاد...

‫میندازیمش تو چاله ‫ببینیم بیرون میاد یا نه

‫- خوبه ؟ ‫- باشه خوبه

‫سلام...

‫ببین، قبلاً هم درباره این موضوع بحث کرده بودیم ‫خسته شدم دیگه، بعداً صحبت میکنیم

‫شرمنده. ‫هرچی پولدار تر میشن، لاشی تر هم میشن

‫لحظه ای که تن به طمع بدی...

‫دیگه بگا میری

‫پس این یعنی جفتمون بگا رفتیم !

‫خب، چه کمکی ازم بر میاد ؟

‫میخواستم اگه بشه یه چند هفته ای...

‫یکی از جعبه هاتون رو اجاره کنم

‫یه سری جنس داره برام میاد...

‫راستش نمیخوام تویِ دفتر خودم نگهشون دارم

‫دقیقاً چقدر فضا لازم داری ؟

‫اندازه 3 هزار قیراط

‫هزینه ماهیانه نصف نصف ‫بعدش برات انجامش میدم

‫عالیه

‫باشه

‫اوناهاشش

‫- خوبی ؟ ‫- چاکرم، تو خوبی ؟

‫نشونش بده.

‫بده به من

‫چیکارش کنم اینو ؟

‫اون طرفیش کن، بزن رو صفحه

‫ردیابه رویِ این یارو بوده ؟

‫میگه ردیاب رویِ این یارو بوده ؟

‫خودشه

‫اینو برام بفرستش

‫میگه اینو برامون بفرستش

‫- خیلی خب ‫- کارت خوب بود

‫خوب خوشمزس

‫- سلام ‫- سلام

‫خوش تیپ شدی

‫یا خدا !

‫خفنه ؟

‫دوست دخترایِ جدیدتن اینا ؟

‫عجله که نداریم، راحت بگیر بشین

‫- نیک هستم ‫- اِسلاوکو

‫اسم باحالی داری ‫خوشبختم

‫- دراگان ‫- نیک

‫شما رو که میشناسم

‫نیک هستم

‫اصلاً هم عجله نداریم داداش

‫مارکو...

‫- نیکو... ‫- برو دم کونتو بگیر بچه...

‫کافیه !

‫بگیر بشین

‫دستت درد نکنه

‫میگم اسم اون بازیه چیچی بود ؟

‫همین که توپ آهنی کوچیک توش پرت میکنی

‫- باچه... ‫- باچه

‫شماهارو هم ‫تویِ کافه دیدمتون امروز...

‫تویِ آکادمی پلیس خوب تربیتت کردن نیکو...

‫کیر تو هرچی پلیسه...

‫آره، کیر توش...

‫- این چیچیه ؟ ‫- اسلیوا...

‫- جانم ؟ ‫- اسلیوا، اسلیواویتزا...

‫بنزینت که تموم بشه ‫میتونی اینو بریزی جاش تو باک‌ـِت.

‫عجب چیز سمی‌ـِه !

‫این چیه ؟

‫بزن...

‫پلیسا مواد نمیزنن...

‫پس یه لطفی بکن...

‫بی خایه بازی در نیار ‫بکش بره !

‫یا خود خدا !

‫ناموساً این چیچیه داریم میکشیم ؟

‫حشیش

‫با یکم خوردشیشه کنارش...

‫خوردشیشه چیچی ؟

‫اکستازی... ‫نزدی تاحالا ؟

‫معلومه که زدم...

‫خیلی خب...

‫کاش میشد بریم برقسیم !

‫بابا دسخوش اروپا !

‫شرمنده که دهه نود...

‫هرچی بمب بود زدیم تو سر شماها...

‫کارمون درست نبود خداییش !

‫شماها زدین مادرمو هم کشتین !

‫ناموسا ؟

‫رفتیم که به جبهه غرب بپیوندیم ‫ولی قبولمون نکردن

‫پس ما هم ازشون دزدی میکنیم !

‫عاشقتونم ناموسا !

‫- کیر تو ناتو ! ‫- کیر تو ناتو !

‫- کیر تو ناتو ! ‫- کس ننشون اصلاً !

‫آره بابا کس ننشون !

‫دارم میشم کم کم...

‫داغون داغونه !

‫هی، این وضع جالب نیست ‫برو پیش نیکو، برو...

‫میدونی که دوست دارم دیگه...

‫هی هی هی...

‫ایشون دوست دختر سابق مارکو هست ‫بد داره قاتی میکنه...

‫یکم یواش تر برو جلو ‫گرفتی ؟

‫- من اخطارمو بهش دادم... ‫- آره...

‫چه غلطی داری میکنی تو ؟

‫هی هی هی هی ! ‫هی هی هی هی !

‫کیرم تو این وضع...

‫- هوی... ‫- هوی...

‫دستتو بکش ببینم...

‫وایساده مسخره بازی و توجه جلب کردن... ‫جمع کنین بریم

‫هی، هوی !

‫گمشو لاشی !

‫آروم بیگیرین !

‫چه وضعشه ؟!

‫- خب، باشه باشه... ‫- خیلی خب...

‫حرومزاده کثیف !

‫چیه ؟ میخوای تورو هم سرویس کنیم ؟

‫نخیر، نمیخوام سرویس بشم !

‫هوی ! هوی !

‫اینطوریه ؟ واقعاً الان دارین مارو میگیرین ؟

‫مادرجنده ها !

‫ای گه توش... ‫کیر...

‫آمریکایی هستی ها ؟ مثلاً کله گنده ای ؟

‫تو کشور ما شَر راه میندازین ؟

‫فکر کردین ما هم یه مشت بی خایه ای هستیم ؟

‫برنامه‌ـَت چیه ؟ چه غلطی میکنی ؟

‫وایسا وایسا ‫یه فکری دارم...

‫اصلاً یچی میگم بهم افتخار کنی !

‫کوییسانت ! ‫کوسانت ؟

‫باشه بابا... ‫خوشت نیومد ؟

‫کوییـ... کوییسانت ؟

‫گه نخور !

‫بیخیال بابا !

‫فکر میکردم دارم خوب تلفظش میکنم...

‫دانی !

‫بابا دمت گرم هوامو داشتی !

‫دمت گرم !

‫هی هی !

‫اینا مجانی هست ؟

‫واقعاً فکر بدیه !

‫- وقت اسکوتر بازیه ! ‫- واقعاً فکر بدیه !

‫پایِ راست رو فشار میدیم و میریم !

‫ای گه توش !

‫بذار یه بارم که شده خوش بگذرونیم !

‫- ای گه توش ! ‫- همینه !

‫- یوهو ! ‫- ای گه توش...

‫- یوهوو ! ‫- ای گه توش !

‫داریم هشتاد تا میریم !

‫بابا گازش بده یکم ! ‫برو از سر راه کنار !

‫مگه شما سفید پوستا با ماشین مسابقه نمیدادین ؟

‫بخواب زیرش بابا !

‫- یوهو ! ‫- هوی هوی !

‫ناموساً چه مرگته تو ؟

‫دهنش سرویس، لاشی...

‫این اسبه ؟

‫اینکه صدا قورباقه‌ـَست !

‫عه اینم خروس بود... ‫(کاک علاوه بر خروس به معنی کیر هم هست)

‫تروخدا اینطوری صداش نکن...

‫- بگو خروس راحت، چی میشه ؟ ‫- باشه ببخشید، خروس !

‫تازه یچی یادم اومد ‫من گشنمه !

‫من تشنمه !

‫نظرت با شوارما چیه ؟

‫چمیدونم...

‫میگم...

‫چطوری پیدام کردی ؟

‫دنبالت گشتم

‫آخر چطوری انجامش دادی ؟

‫چیو ؟

‫اوهوم...

‫هیچی تو فدرال کم نشده...

‫تموم شد رفت...

‫آخه ناموساً بانک فدرال از کجا نفهمیده ‫که ازش دزدی شده ؟

‫- چطوری اینطوری شد؟ ‫- خودت بگو

‫پول‌های قدیمی رو قبل از خرد شدن ‫دزدی، ها؟

‫- ها؟ ‫- از لحاظ فنی حساب کنیم، ارزهای معیوب بودن

‫یه جایی اینو خوندم

‫می‌دونستم!

‫صدات رو بیار پایین!

‫خدا شاهده که می‌دونستم

‫الان دیگه باید وضع مالیت توپ باشه، درسته؟ ‫بیخیال

‫من آدم پولداری نمی‌شناسم، ‫ولی مگه اینقدر کافی نیست؟

‫چرا ول نمی‌کنی؟ ‫اصلا نمی‌فهمم

‫نمی‌تونم

‫می‌دونی من بچۀ کجام؟

‫- هاوتورن ‫- اوهوم

‫- من همه‌چی رو می‌دونم ‫- نزدیک تقاطع دوتی و رزکرنز

‫که سر نبشش، بغل اون کبابی هاوایی

‫یه رستوران پاپای هست

‫خوراکم اون کبابی بود

‫آره، با یه پرس برنج سرخ شده؟

‫آره. مرغ آناناسی

‫آره بابا!

‫بابام،

‫وقتی 6 سالم بود

‫بابام رو جلوی چشم‌هام کشتن

‫یه عضو باند پایروز تو الوندرا پارک

‫مامانم مجبور بود خرج‌مون رو بده

‫اون تو مرکز خرید دل آمو، توی یه رستوان ماری کلندر ‫پیش‌خدمت بود

‫چندرغاز حقوق می‌گرفت

‫یه سال واسه کریسمس،

‫فقط تونست یه سبد بسکتبال پلاستیکی بخره

‫که من و خواهرم باید شریکی بازی می‌کردیم

‫سال بعدش، همیشه درس‌هام خوب بود

‫و منو به یه مدرسۀ نمونه ‫توی تورانس منتقل کردن

‫مشکل اینجا بود که باید پیاده تا اونجا می‌رفتم

‫هر روز حدود 5 کیلومتر

‫مدرسه تو منطقه خوبی بود

‫بنابراین هرچی به مدرسه نزدیک‌تر می‌شدم،

‫به کیلومتر آخری که می‌رسیدم،

‫متوجه تغییر وضعیت می‌شدم. ‫خونه‌های بزرگ و قشنگ

‫با حیاط‌های خیلی تمیز

‫منم دیگه توی ذهنم ‫یه بازی انجام می‌دادم

‫کم کم متوجه الگوهایی می‌شدم

‫ببینم می‌تونم کل خونه‌ها رو حفظ کنم

‫اینکه چند نفر توشون زندگی می‌کردن

‫اینکه اگه سر کار می‌رفتن ‫تا کِی سر کار بودن

‫وقتی که روزنامه‌ها روی راه‌پله جلوی خونه‌شون جمع می‌شد

‫کی سگ داشت، کی نداشت، ‫چه نژادی از سگ بودن

‫خیلی زود اون منطقه رو حفظ بودم

‫پس، دوباره طرفای کریسمس بود

‫و اضطراب مامانم رو حس می‌کردم

‫یه سال دیگه که نمی‌تونست ‫چیزی برامون بگیره

‫تو راه مدرسه که بودم،

‫تصمیم گرفتم برم ببینم که ‫تو یکی از اون خونه‌ها چی بود

‫هیچوقت کافی نیست

‫چون بخاطر پولش نیست

‫بخاطر چالششه

‫یعنی می‌تونم بدون اینکه

‫کسی متوجه بشه، وارد اونجا بشم ‫و بزنم بیرون؟

‫بعدش همینطوری سطح‌ام رو بالا بردم

‫واسه کریسمس چی واسه من می‌گیری؟

‫یه کوپن تخفیف هافبراو

‫عاشق اونجام

‫از اونجایی که الان انگار تو یه جلسۀ زوج درمانی‌ایم،

‫بابام توی بلوار سپولودا نزدیک خیابون وسترن

‫یه مشروب‌فروشی داشت

‫پس پیاده می‌رفت سر کار

‫یه شب تا دیروقت سر کار بود،

‫و دوتا یارو اسلحه به دست رفتن تو مغازه‌اش

‫سعی کردن ازش دزدی کنن

‫اونم آدمی بود که حرف زور تو کَتش نمی‌رفت

‫و امکان نداشت که در دخلش رو باز کنه

‫یه اسلحه کالیبر 38 داشت که ‫زیر پیشخوان نگه می‌داشت

‫آره، همونجا نگهش می‌داشت. ‫و بهش نگاه انداخته بود

‫و حتما دزدها ترس برشون داشته بود

‫که می‌خواسته بهشون شلیک کنه،

‫چون یکی از اون عوضی‌ها ‫بهش شلیک کرد

‫هوم

‫دقیقا اینجا. به اینجاش

‫دقیقا زیر لگنش خورد تو پاش

‫و زنده موند

‫ولی از اون روز به بعد، ‫لنگ می‌زد

‫تا روزی که مُرد لنگ می‌زد. ‫هیچوقت مثل سابق نشد

‫به‌روی خودش نمیاورد، ولی...

‫قبلا هر روز که می‌رفت سر کار ‫تماشاش می‌کردم

‫قدم به قدم راه می‌رفت

‫با اون لنگ زدن تخمی

‫دلم رو به درد آورد

‫فکر و ذهنم شده بود گیر آوردن عوضی‌هایی که ‫اون کارو کرده بودن

‫هیچوقت هم بهش نرسیدم. ‫هرگز گیرشون نیاوردم

‫بزرگ که شدم، در اولین فرصت ‫یه اسلحه گرفتم

‫یه نشان گرفتم. ‫و شکار رو شروع کردم

‫پشمام

‫این دفعه کسی صدمه نمی‌بینه

‫رواله

‫- اوه، اوه، اوه! چی؟ ‫- اوه، اوه، هی

‫- راه برو ‫- باشه، باشه

‫راه برو. حرکت کن

‫من اصلا تاکسی اوبر نگرفتم!

‫لعنتی... ‫هی، هی، هی، هی!

‫سوار ماشین کوفتی شو!

همین مسیر رو برو مستقیم

‫بیا درس عبرتی بهشون بدیم

‫چند هفته پیش،

‫یه پرواز از آفریقا به آنتورپ داشتیم

‫یه چیزی توی اون پرواز بود. ‫چیزی که مال ماست

‫مال اختاپوسـه

‫و تو دزدیدیش

‫برین پسش بگیرین

‫هی! ‫برگردین اینجا!

‫شوخی‌تون گرفته؟

‫تو از مافیا الماس دزدیدی؟

‫مگه می‌دونستم!

‫ای ریدم توش!

‫کجا میری؟ ‫نیک! نیک!

‫کفش‌هات رو در بیار. ‫وگرنه میری زیر آب

‫کفش. کفش

‫حالا چیکار کنیم؟

‫خودت چی فکر می‌کنی؟ ‫شنا می‌کنیم

‫شنا کنیم؟ ‫به کجا، نیک؟

‫اوه، به کشور لیبی

‫خودت چی فکر می‌کنی، خنگ خدا؟ ‫به ساحل دیگه!

‫من نمی‌تونم تا اونجا شنا کنم

‫نسبت شناور بودنم منفیـه. ‫مگه تو دیوید گاگینز رو نمی‌شناسی؟

‫- اینقدر بی‌خایه نباش ‫- گوه نخور!

‫به نظرت اینجا کوسه داره؟

‫راستش آره. ‫فکر کنم پر از کوسه‌ست

‫تو یه جورایی شبیه غذای کوسه‌ای

‫با من حرف نزن

‫ازت متنفرم!

‫منم ازت متنفرم

‫لعنت بهش. ‫من نیستم

‫اوه، اوه، اوه! ‫منظورت چیه؟

‫من نیستم. کاپو دی توتی کاپی ‫یا حالا اسمش هرچی که هست

‫ته خط قرمز منه

‫اونا سروقت خانواده‌ی آدم میرن. ‫هیچی به تخم‌شون نیست

‫نمی‌تونی این کارو باهام کنی

‫خیلی‌خب، اگه نباشی کلکم کنده‌ست

‫خب، تو الماس‌شون رو دزدیدی. ‫کار من که نبوده

‫اگه می‌خوای ولم کنی بری ‫همون بهتر که دستگیرم کنی

‫به درک

‫دنبالم راه نیفت

‫تو تا اینجا دنبالم کردی

‫بزن به چاک، لاشی

‫خماریت چطوره، خانومی؟

‫داری نگاه می‌کنی؟

‫آره

‫بیشتر نگهبان‌ها هیچ کاری نمی‌کنن

‫سیگار می‌کشن، سرشون تو گوشیه، ‫سوپر نگاه می‌کنن

‫- اونا فرق دارن ‫- خیلی

‫چند هفته‌ست که زیر نظرشون دارم

‫اون سگ‌ها خوب شکار بلدن

‫آره

‫قراره جالب باشه

‫حسش می‌کنی؟

‫آره، حسش می‌کنم

‫و آقا پلیسه، گانگستر شد

‫پاشو بیا اینجا، پسر. ‫اسپرسوت داره سرد میشه

‫مرکز الماس جهان هیچ در ضد حریق،

‫خروجی اضطراری یا نقطه خروجی نداره

‫فقط یک در هست. ‫یه راه ورود و خروج

‫با هر حرکت توی محدوده

‫عکست گرفته میشه

‫پس فقط یه جا هست که ‫حواس‌شون بهش نیست

‫بالا

‫باریکلا. ‫دراگان

‫باید اینو سرت کنی

‫مگه اینا تخفیفی چیزی خوردن؟

‫دوتا دوست پسرهام کجان؟

‫بیرونن

‫خوش اومدی

‫مارکو و ووک رفتن خونه. ‫تو الان دیگه یه پلنگی

‫این کل مرکز الماس جهانـه

‫ما تمام اقدامات امنیتی اونجا ‫رو بررسی کردیم

‫همونطور که می‌بینین، ‫هیچ نقطه بدون دوربینی وجود نداره

‫پس باید خودمون یکی ایجاد کنیم

‫127 دوربین به مرکز امنیت

‫تو این کیوسک وصلـه

‫اونا فقط ده‌تا مانیتور دارن

‫بنابراین تصویر اون 127تا دوربین

‫هر ده ثانیه عوض می‌شن

‫هر لحظه ممکنه که تصویر 117تا از اون دوربین‌ها ‫درحال مشاهده نباشن

‫بخاطر چرخه نظارتی دوربین‌ها

‫بصورت زمان‌بندی شده پایین می‌ریم که ‫موقع خارج از دید بودن اون دوربین‌ها

‫بدون دیده شدن جابه‌جا بشیم

‫بعد از آفلاین بودن دوربین‌ها، ‫ویدئوی ضبط شده چی میشه؟

‫مرکز الماس جهان قانونی داره که ‫مخالف این کاره

‫بنابراین هیچ ویدئویی ضبط نمیشه

‫فقط بصورت آنی مشاهده میشه

‫ولی یه نقطه کور و یه مشکل داریم

‫پس تنها کسایی که به گاوصندوق دسترسی دارن

‫کنسیارژ، مشتری‌ها،

‫و محافظ‌شونه که باید مأمور پلیس باشن

‫ما سعی کردیم چندتا از افراد داخلی که ‫دسترسی دارن رو قانع کنیم، ولی...

‫پس تو راه ورود مایی

‫باشه

‫این کِی قراره رخ بده؟

‫همین الان

‫دقیقا همین الان

‫همه‌چی روبراهه؟

‫نه

‫آقای اوبراین سال‌ها برای من کار کرده

‫من بابت واجد شرایط بودن‌تون ‫به رئیس کلانتری لس آنجلس‌ شما ایمیل زدم،

‫ولی جوابی دریافت نکردم

‫منظورتون...

‫مطمئنین که ایمیل درسته؟

‫شاید بهتره بررسی کنین

‫آره. متوجه نمی‌شم

‫اوه!

‫اینجاست. ‫تو بخش هرزنامه‌ ایمیل‌ام رفته بود

‫- عذرخواهی می‌کنم ‫- پیش میاد

‫همه‌چی درسته

‫- آره ‫- عالیه

‫خیلی‌خب، پسر. ‫داره میاد

‫فقط همینجا وایسم؟

‫آره

‫- سلام ‫- سلام

‫این نیکه، رئیس تیم امنیتی من

‫نیک. ‫چاوا فالکون

‫- سلام ‫- سلام

‫آه، فرانسوی بلد نیستی، ها؟

‫راستی، دربی. ‫بازی نیس و موناکو. میری؟

‫- الیویه، کنسیارژ ‫- آره

‫خودم و چندتا از دوست‌هامون. ‫به یه بار هواداران می‌ریم

‫- شنبه؟ ‫- بله

‫- ممکنه منم بهتون ملحق بشم ‫- آره، بیا. باهامون بیا

‫ممنون

‫پس نیک موقع تحویل الماس‌ها باهات میاد

‫فردا صبح هنوزم اوکیه؟

‫آره. ولی سر صبح ساعت 8

‫چون فردا خیلی سرم شلوغه

‫- حتما ‫- ممنون

‫می‌بینمت

‫چرا، داداش؟ ‫چرا؟

‫هی!

‫این واسه گانگسترهای واقعیه

‫حرف دهنت رو بفهم

‫[لعنت!]

‫واسه همینم همیشه اینقدر هیجان دارین

‫وای، خدای من

‫هی!

‫به این می‌گن موسیقی

‫باشه

‫وای. رمانتیکـه

‫وای، خدای من

‫[داری سربه‌سرم می‌ذاری؟]

‫ها؟

‫تو باید بیشتر عشق‌بازی کنی، داداش

‫ببین، دراگان کارش رو بلده

‫عینکت گولم نمی‌زنه. ‫حواسم بهت هست!

‫آره! ‫داداش، تو احساساتت رو سرکوب کردی

‫کُتت. توش دوربین به کار رفته. ‫از همه جهات فیلم‌برداری می‌کنه

‫اوه. خیلی‌خب

‫مطمئنی که جواب میده؟

‫تو 500تا جواهراتی از اینا پوشیدم. ‫جواب میدن

‫خب، تو زنی

‫زن‌ها رو تفتیش نمی‌کنن، مخصوصا زن‌های خوشگل

‫خب، پلیس‌ها هم تفتیش نمی‌شن، ‫مخصوصا پلیس‌های خوب

‫من از کت و شلوار متنفرم

‫کت و شلوار که تنت باشه ‫هیچوقت اتفاق خوبی نمی‌افته

‫اون شب خوش گذشت

‫می‌دونی، توی کلاب

‫آره. دی‌جی خوبی داشت. ‫دعوای باحالی شد

‫من تازه طلاق گرفتم

‫اوه، خیلی غم‌انگیزه

‫و محض اطلاعت، اصلا جذب تو نشدم

‫باشه. بچه داری؟

‫نه

‫راستش، آره

‫می‌دونی، من صداقت رو به کس‌شعر ترجیح میدم

‫اوه

‫پس آره، دارم. ‫دوتا بچه دارم

‫گندش بزنن!

‫فکر می‌کردم می‌خوای منو زنت کنی

‫می‌تونم جوابم رو تغییر بدم؟

‫اینو خرابش نکن

‫به منم نارو نزن

‫یالا. یالا

‫- سلام ‫- سلام

‫محافظ منه

‫ما در بورس قرار ملاقاتی

‫با خانم فالکون و جناب کنسیارژ داریم

‫خیلی‌خب

‫کارت شناسایی، لطفا

‫ممنون

‫اونا محافظ‌ها رو تفتیش نمی‌کنن

‫می‌تونین برین

‫اونجا دوربین داره ‫دوربین

‫خیلی‌خب. ‫محموله باارزشیه

‫خیلی ممنونم، چاوا

‫باید برم به طرفین خوش آمد بگم. ‫بیاین

‫- سلام ‫- سلام

‫صبح بخیر

‫صبح بخیر

‫لطفا

‫کنسیارژ 24 ساعته گاوصندوق رو اداره می‌کنه،

‫تو طبقه‌ی هفتم زندگی می‌کنه،

‫همه کسایی که وقت گرفتن رو همراهی می‌کنه ‫و هر شب خودش اونجا رو می‌بنده

‫جابه‌جا کردن همه اینا ‫درحالی که اون

‫نزدیک باشه، خیلی خطرناکه

‫آره. ‫ولی با حرکاتش زمان‌بندیش می‌کنیم

‫پس دیگه کلانتر بودن رو ول کردی؟

‫من معمولا احساسات آدم‌ها ‫رو جریحه‌دار ‌می‌کنم

‫پس راحت جا می‌افتی

‫ها

‫لطفا

‫- اونجا سنسور حرارتی هست ‫- آره

‫- میشه روتون رو برگردونید؟ ‫- عذرخواهی می‌کنم

‫اینم گاوصندوق. ‫آرمونـه

‫لطف کن کیف رو بذار روی میز

‫شنبه میای بازی رو تماشا کنی، اولیویه؟

‫معلومه! بی‌صبرانه منتظرم!

‫- برامون میز گرفتم ‫- عالیه!

‫مشکل باقی مونده اینه که

‫دوربین راهرو تا لابی

‫خیلی بالاست که بخوایم پوششش بدیم

‫و اون تنها دوربینیـه که چرخشی عوض نمیشه

‫اگه خودمون رو بپوشونیم چی؟

‫پنهان‌کاری کوانتومی؟

‫باید بدجور اون فناوری رو انگولک کنیم

‫ها

‫به کجا رسید؟

‫الماس رو دیدم

‫آها

‫بالا سمت چپ

‫ردیف دوم، پنجمی از بالا

‫الماس بی‌صحاب رو دیدم

«زیرنویس پارسی اختصاصی و‌بـسـایـت ا‌مـپـایـر‌بـسـت‌تـی‌و‌ی»

‫آلن، دارکو، این ووکـه. ‫ووک، اینا ببرها هستن

‫خوبه

‫نیکولاس

‫داری از مرخصیت لذت می‌بری، ها؟

‫بگی نگی

‫خانوادۀ قشنگی داری

‫آره

‫به دوستم نیکولاس سلام کنین

‫سلام

‫من باید برم

‫باید سیگار رو ترک کنم، پسر

‫من که تقریبا هر روز سعی می‌کنم ترک کنم

‫خب، هر چند وقت یکبار ‫می‌تونی ببینی‌شون؟

‫سعی می‌کنیم هفته‌ای دو بار این کارو کنیم، می‌دونی؟

‫عجب

‫خوب توی زندگی‌شونی

‫شرایط تو هم همینه؟

‫کاش بود

‫فقط کریسمس و تولدشون می‌بینمشون

‫می‌دونی، ما می‌ریم توی دنیا

‫سعی می‌کنیم مشکلات رو حل کنیم

‫ولی به جاش مشکلات رو ‫به خونه‌مون میاریم

‫آره. زن مأمور پلیس بودن ‫باید خیلی تخمی باشه

‫آره

‫حواست به دوست‌های جدیدت باشه، ها؟

‫می‌بینمت، ستوان

‫فناوری سطح پایین رو دستِ ‫فناوری پیشرفته می‌زنه

‫حالا نگاه کن

‫بفرما!

‫پشمام

‫هنوز به غذاهای پر از سیر اینجا عادت نکردم

‫حالا می‌دونید که، روتون رو برگردونید

‫به گمونم خوب داره فروش می‌کنه

‫اوه، این بستنیـه؟

‫جلاتو

‫خیلی خوشمزه‌ست

‫اوهو

‫هی، اون سنسور حرارتیه؟

‫- ها؟ ‫- اون سنسور حرارتیـه؟

‫آره

‫- تموم شد؟ همه‌چی قفل شده؟ ‫- آره

‫عالیه. از بازی لذت ببر

‫قراره بازی رو ببریم. ‫ایولا!

‫آره

‫کنسیارژ رفت

‫با وَن توی نقطه خروج می‌بینمت

‫موفق باشی

‫دریافت شد

‫...مهمات ثاقب. هر پنج گلوله یک‌بار. ‫بفرما

‫- درکل گفتی 50تا؟ ‫- 50تا، آره

‫موناکو یه گل زد

‫اون آفساید بود! ‫چرا آخه؟

‫- خیلی رو مخه، راگبی بهتره! ‫- هر بار همینه. نگاه کن...

‫هودینی یک، کربن واقعی صحبت می‌کنه. ‫تست میکروفون

‫کربن واقعی، دریافت شد

‫صدا شنیده میشه

‫هودینی یک داره به سمت مرکز میره

‫دریافت شد

‫هودینی یک رسید

‫هودینی یک، شما در آمستل قرمز هستین

‫20 ثانیه تا چراغ سبز مونده

‫دریافت شد، کربن واقعی

‫منتظریم سبز بشه

‫ده ثانیه تا چراغ سبز

‫پنج، چهار...

‫سبز شد. ‫تا بکس سبز هستین

‫می‌تونیم بریم

‫دریافت شد، در بکس قرمز هستین

‫در بکس قرمز هستین

‫12 ثانیه تا چراغ سبز. ‫منتظر بمونین

‫هودینی یک، در بکس منتظریم

‫پنج، چهار، سه...

‫یا خدا، خیلی عمیقه

‫آره

‫ریدم توش

‫80 ثانیه تا قرمز

‫دریافت شد، کربن واقعی

‫هوم

‫60 ثانیه تا قرمز

‫زود باش

‫40 ثانیه تا قرمز

‫هوم!

‫20 ثانیه تا قرمز

‫ده ثانیه تا قرمز

‫پنج، چهار، سه، دو، یک

‫کورونا قرمز شد. ‫کورونا قرمزه

‫هودینی یک، موقعیت

‫هودینی یک توی کانال کنار الماسه

‫هودینی یک، در الماس کوانتومی وارد می‌شیم. ‫در الماس کوانتومی وارد می‌شیم

‫یالا دیگه بچه‌ها. ‫فقط یه گل!

‫یا خدا. ‫هودینی وارد گاوصندوق شد

‫دریافت شد

‫اینجاست. ‫بی‌صحاب نیست!

‫منظورت چیه که اینجا نیست؟

‫خیلی‌خب، همینطوری ادامه بده. ‫ادامه بده

‫لطفا، خاموشش کن! ‫تمومه!

‫گندش بزنن! ‫اینجا هم نیستن

‫یالا، یالا

‫چیکار می‌کنی؟

‫نه! نرو. ‫چی؟

‫ببخشید. ‫خدافظ، بچه‌ها

‫لعنتی!

‫هودینی یک، سرایدار برگشته خونه

‫برگردین به کانال

‫کربن واقعی، چی گفتی؟

‫سرایدار برگشته خونه. ‫بزنین به چاک!

‫گندش بزنن! ‫باید بریم، باید بریم!

‫- می‌بینیش؟ ‫- نه

‫بی‌صحاب کجاست؟

‫- بازی رو چی میگی؟ ‫- باورم نمیشه

‫یک فرصت، یک گل. ‫و دفاع هم نکردن

‫همینجاست. همینجاست

‫- باید بریم، دانی ‫- نه، نه، نه

‫- صبر کن ‫- باید بریم

‫همینجاست

‫زود باش. زود باش. ‫زود باش

‫یه لحظه وایسا

‫دانی، دانی

‫دانی، پاشو

‫- زود باش! زود باش! ‫- صبر کن!

‫یه مربی جدید نیاز داریم

‫- هزینه‌اش بالاست ‫- درسته

‫من همه‌جا رو می‌بندم. تو می‌تونی بری خونه ‫- ممنون

‫- فردا می‌بینمت ‫- شبت خوش

‫دانی، جان جدت ولش کن. ‫فوراً باید بریم!

‫- خدایا، وایسا ‫- پاشو دیگه!

‫صبر کن! صبر کن! ‫صبر کن! صبر کن!

‫صبر کن!

‫خدا رو شکر

‫هودینی یک، جواب بده

‫هودینی یک داره از کانال بالا میاد

‫دریافت شد

‫هودینی در کورونا منتظره

‫در کورونا سبز هستین

‫140 ثانیه در کورونا سبز هستین

‫ساک‌ها ایمن هستن

‫60 ثانیه در کورونا وقت دارین

‫در بکس هستیم! ‫در بکس هستیم!

‫در بکس منتظر بمونین. ‫45 ثانیه تا قرمز شدن کورونا

‫30 ثانیه تا قرمز شدن کورونا

‫گندش بزنن

‫در بکس منتظر بمونین. ‫20 ثانیه تا قرمز شدن کورونا

‫بکس قرمزه

‫سه ثانیه برای تغییر مسیر وقت دارین. ‫منتظر فرمان باشین

‫بکس سبزه. ‫بکس سبزه

‫کاربن واقعی، خارج شدیم

‫خیلی‌خب

‫اینو چیکارش کنیم آخه

‫این احمق‌ها رو ببین

‫اوه، لعنتی

‫گندش بزنن!

‫نیک! نیک!

‫اون چه کوفتیه؟

‫هی! اون چه کوفتیه؟ ‫- چه می‌دونم

‫یعنی چی...

‫باید پشت‌بوم رو بازرسی کنیم

‫- برو، برو، یالا ‫- یالا

‫زود باش

‫من بررسیش می‌کنم

‫من میرم

‫هودینی یک، سگ‌ها بو رو حس کردن. ‫فرار کنین

‫- لعنتی! ‫- برو، برو، برو

‫- یالا ‫- یالا، نیک

‫تو می‌تونی

‫آره

‫- کوله‌پشتی رو پرت کن ‫- ای گندش بزنن!

‫خیلی‌خب، برین. ‫برین، برین

‫میله! میله!

‫برین، برین، برین. ‫برین!

‫کاربن واقعی، بکس سبزه؟

‫دریافت شد. ‫تایید می‌کنم هودینی یک، بکس سبزه

‫[دریافت شد. تا بازرسی انجام ندادیم] ‫[دروازه‌ها رو ببندین و تحرکات پرسنل رو ممنوع کنین]

‫- یه چیزی از روی پشت‌بوم افتاد ‫- چی؟

‫[من پشت‌بوم رو بازرسی می‌کنم بعد میام پایین.] ‫[تو از راه‌پله طبقه دوم به بالا رو گشت بزن. ]

‫وسط ساختمون همدیگه رو می‌بینیم

‫خیلی‌خب

‫پس ازت می‌خوام که راه‌پله آتریوم ‫رو بررسی کنی، باشه؟

‫باشه، عالیه

‫و یادت نره که آسانسور رو قفل کنی، باشه؟

‫فهمیدم

‫پشت‌بوم امنه

‫کاربن واقعی، موقعیت هودینی یک رو نیاز دارم

‫موقعیت هودینی یک

‫اون پورشه از کجا میاد؟

‫طبقه پنجم ایمنه، دارم به طبقه چهارم میرم

‫یعنی چی؟

‫دستت رو از روی اسلحه بردار. ‫فقط خونسرد باش

‫احمق نباش. خب؟

‫تو دیگه کی هستی؟

‫احمق‌بازی در نیار

‫یعنی چی؟ چه وضعشه؟

‫تیراندازی شد! تیراندازی شد!

‫- تیراندازی شد! تیراندازی شد! ‫- یعنی چی؟

‫زنگ هشدار رو بزن

‫یعنی چی؟

‫آروم باش، آروم باش. ‫وسط بدنت رو هدف گرفتم

‫چیزیت نمیشه. ‫خب؟

‫ولی یه چند روزی دردت می‌گیره

‫شرمنده

‫غریبه. فرار کردم. سمت شمال. ‫فوراً، فوراً، فوراً!

‫پیداش کردیم. پیداش کردیم. ‫سمت شمال. سمت شمال

‫دریافت شد

‫خودشه! خودشه!

‫بزن بریم، بزن بریم! ‫باید بریم!

‫آه، لعنتی!

‫دوباره همون پورشه‌ کوفتیـه!

‫از تی‌آرسی به دابلیودی‌سی 14

‫پورشه سدان، سفید. ‫شماره پلاک...

‫یعنی چی؟

‫لعنتی. ‫دوربین تشخیص خودکار شماره پلاک

‫[مرکز ارتباطات ژاندارمری]

‫اون شماره پلاک رو بگیر. ‫جستجوش کن

‫چی نوشته؟

‫تکرار می‌کنم، پورشه سفید

‫پورشه سفید داره در بلوک 400 خیابان رو د روبرت ‫داره به سمت شرق میره

‫اگه هر کدوم‌مون گیر افتادیم،

‫اسلوبودان سهم‌تون رو کنار می‌‌ذاره

‫و وقتی آزاد شدین به سهم‌تون می‌رسین. ‫موفق باشین

‫تمرکز کنین

‫موفق باشی، داداش

‫لعنتی. این ممکن نیست

‫- گندش بزنن ‫- لابد شوخیت گرفته

‫فلش، فلش. ‫بهمون دستبرد زده شده

‫تکرار می‌کنم، بهمون دستبرد زده شده

‫پشت‌ سرمون رو بپایین. ‫اونا هدلایت ماشین پلیس نیستن

‫خودی هم نیستن

‫گندش بزنن

‫خشاب

‫تو برون. من شلیک می‌کنم. ‫خواستی ترمز بگیری بگو

‫مفهوم شد

‫ریدم توش. ‫دو تان

‫- وای خدا! ‫- لعنتی!

‫فرمون رو بگیر! ‫فرمون!

‫- هی! برو! برو! ‫- من خوبم! خوبم!

‫خشاب عوض می‌کنم

‫دید بهتری ازشون نیاز دارم

‫- محکم بشینین! ترمز! ‫- صداتو نمی‌شنوم!

‫لعنتی! ‫تیر خوردم، پسر!

‫وایسا!

‫- خشاب عوض می‌کنم. ‫- تو حالت خوبه؟

‫آره، خوبم

‫داریم خشاب عوض می‌کنیم!

‫دوباره آماده بشین!

‫بزن بریم!

‫لعنتی، هنوز پشت‌ سرمونن

‫- می‌تونی گمشون کنی؟ ‫- دارم سعی‌ام رو می‌کنم

‫- اینا خوب رانندگی بلدن ‫- ریدم توش

‫سمت راست جاده، سمت راست بمون!

‫لعنتی! گندش بزنن!

‫از این سمت برو. ‫خوب تو تیررس‌ام می‌افتن

‫باشه، ترمز

‫تیر تموم کردم. ‫باید خشاب عوض ‌کنم

‫من مهمات دارم

‫حالا! حالا! حالا!

‫بسه دیگه

‫ایول! زدمش!

‫مادرقحبه!

‫بزنش! بزنش!

‫خیلی‌خب، دیگه تیر ندارم

‫لعنتی!

‫لعنتی!

‫اون چه کوفتی بود؟

‫تقصیر اونه

‫همین؟

‫[چینکو تره، ایتالیا]

‫- صبح بخیر ‫- صبح بخیر

‫از این طرف

‫شوهرم طبقه‌ی بالاست

‫ماریو! ‫ما اومدیم

‫اونا رسیدن

‫- سلام سلام! ‫- سلام

‫- سلام بر تو ‫- سلام

‫- خوبی؟ ‫- آره، پسر

‫- اسلوبودان ‫- ژان ژاک

‫- از دیدنت خوشحالم ‫- از دیدنت خوشحالم

‫اسلوبودان، این نیکه

‫بیا پیشمون بشین

‫لطفا بشینین

‫آه!

‫آره!

‫مرسی

‫- ممنون ‫- خواهش می‌کنم

‫آقا

‫ممنونم. ممنون

‫آه. به ایتالیایی چطور می‌گن؟

‫- ها؟ ‫- خیلی‌خب، بچه‌ها. لطفا وایسین

‫به افتخار بهترین سرقت قرن

‫و سرسلامتی پلنگ‌ها

‫آه!

‫- تو ردیفی؟ ‫- ردیفم

‫اوه، بیخیال

‫- نگاه کنین ‫- نه!

‫این یکی رو نگه داشتیم، ‫این یکی رو واسه تو نگه داشتیم

‫- ممنون. ممنون ‫- عین سلیقه‌ی خودته

‫هی. ‫دستت رو بکش، مرد حسابی

‫هی، هی، هی! ‫هی!

‫باشه، باشه!

‫تکون نخورین!

‫هی، هی، هی!

‫- هی! ‫- بی‌‌حرکت!

‫بی‌حرکت! ‫- پلیس!

‫تکون نخورین، تکون نخورین!

‫تکون نخورین! ‫دستتون رو پشت سرتون بگیرین!

‫زود باشین! زود باشین!

‫بجنبین! بجنبین! بجنبین!

‫هی! هی!

‫برین! برین!

‫راه بی‌افتین، راه بی‌افتین!

‫راه بی‌افتین!

‫بجنبین!

‫تو حالت خوبه؟

‫آره

‫می‌خوای افتخارش مال خودت باشی؟

‫خودت انجامش بده. ‫حوزهء قضایی خودته

‫هرچی که بگی ممکنه در دادگاه قانون علیه‌ات استفاده بشه ‫و استفاده هم خواهد شد

‫حق داری وکیل بگیری...

‫حالا که این حقوق رو متوجه شدی، ‫می‌خوای باهام صحبت کنی؟

‫گل کاشتی

‫گمون کنم

‫چیز دیگه‌ای می‌خوای؟

‫یه کروسان می‌خوام

‫عالی گفتی

‫می‌دونی، کار درستی کردی که اومدی، ها؟

‫عجیبه، ها؟

‫اون طرف زندگی کردن ‫حس خوبی داره، نه؟

‫آره

‫زیادی خوبه

‫دمت گرم

‫وقتشه بری خونه، ها؟

‫که چی بشه؟

‫[زندان، میزون داغه] ‫[نیس، فرانسه]

‫ملاقاتی داری. ‫بیا بهت دستبند بزنم

‫عجله کن. کل روز رو که وقت ندارم. ‫یالا، زود باش

‫بشین. ‫کاری هم نمی‌کنیا

‫پنج دقیقه وقت داری

‫خوش گذشت

‫پس بی‌حساب شدیم؟

‫آره. بی‌حساب شدیم

‫حس خوبی نسبت به خودت داری؟

‫راستش، نه

‫حقیقتش، فکر می‌کردم که ‫یکم حس بهتری بهم دست بده

‫تو یه آشغال عوضی‌ای

‫ولی جونت رو نجات دادم

‫پس اون واقعی بود؟

‫آره

‫آره

‫پس کل این مدت منو دست انداخته بودی؟

‫نه. نه. کلش نه

‫ولی در نهایت،

‫ببر نمی‌تونه ذاتش رو عوض کنه

‫شدنی نیست

‫می‌بینمت، فرالاین

‫راستی...

‫سمت چپ بشین

‫قفل در رو باز کن! ‫دست‌هات روی شیشه باشه!

‫سمت چپ!

‫آماده حرکت شو

‫ساردینیا

‫میشه تمومش کنیم بره؟

‫میگه بهتره که تمومش کنیم بره

‫نه

‫هی، بچه‌ها. ‫یه نوشیدنی براش بیارین

‫مودب باشین. ‫اون مهمون ماست

‫هی، پسر. ‫چی شده؟

‫میگه، "آروم باش. از آبجوت لذت ببر"

‫میگه که اگه می‌خواست کلکت رو بکنه،

‫خیلی وقت پیش کارت تموم شده بود

‫می‌خواد ببینتت

‫چون می‌خواست مردی رو ببینه

‫که داراییش رو بهش برگردوند

‫چون می‌خواد بدونه که آخه چطور این کارو کردی

‫تو یه پا هری هودینی‌ای!

‫و حالا، تو واسه من کار می‌کنی

‫خب، برنامه بعدی چیه؟

‫[ژان ژاک: و ببر ذاتش رو کم کرد. ‫همه گربه‌ها از قفس آزاد شدن]

‫[به زودی می‌بینمت، فرالاین]

زیرنویس از کورش عوض‌پور و تورج پاکاری

«امپایر بست تی‌وی کهکشانی از فیلم و سریال» .:::EmpireBestTV.Com:::. «در شبکه‌های اجتماعی» @EmpireBestTV

«امپایر بست تی‌وی، حرفه ای ترین اپلیکیشن دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال» .::: EBTV.App :::.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.