All language subtitles for Khwaabon.Ka.Jhamela.2024.Hindi.480p.WEBDL.SoftSub.Baharatmovie

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew Download
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

وبسایت و اپلیکیشن بهارات مووی با افتخار تقدیم میکند

آدرس کانال تلگرامی بهارات مووی " @bolymix "

مترجم : تالاپاتی

‫این آخرین و نهایی‌ترین فراخوان برای پرواز BA138 به لندن است

‫این آخرین و نهایی‌ترین فراخوان برای پرواز BA138 به لندن است

‫مسافران باقی‌مانده لطفاً سریعاً به دروازه ۳۵ مراجعه کنند

آپلود زیرنویس : قـاسـم سـمـنـگـانـی @Qasem_Samangani

‫آقا

‫آقای زوبین ریدیمانی

‫آقا

‫آقا

‫این آخرین فراخوان است

‫دروازه دقیقاً تا یک دقیقه دیگر بسته می‌شود

‫آقا، می‌توانم شما را ببینم

‫سلام

‫نازو

‫چی شده، زوبین؟ چیزی شده؟

‫در فرودگاه هستم

‫ببخشید. چی گفتی؟ ‫نمی‌شنوم

‫نمی‌شنوم

‫خیلی سر و صداست

‫کجا...

‫کجایی؟

‫اتفاقی افتاده، زوبین؟

‫در فرودگاه منتظرتم

‫برای چی بابا!

‫آقا

‫نمیاد

‫لذت ببرید، آقا

‫همه‌چیز رو برنامه‌ریزی کرده بودم

‫یه ویولن‌نواز کنار رودخانه. و...

‫به هر حال...

‫با من ازدواج کن

‫با من ازدواج کن

‫وای!

‫می‌دونی...

‫هر شکی که تو ذهنم بود، رفع شد

‫هر شکی که تو ذهنم بود، رفع شد

‫فردا میام وسایلمو ببرم

‫نه، زوبین

‫جوابم نه است

‫اوه نه! نه! نه!

‫کار ادامه بدید

‫کار ادامه بدید

‫مهمان من باشید

‫بشینید

‫به سلامتی

‫بخورید

‫بنوشید

‫زندگی رو جشن بگیرید

‫زندگی رو جشن بگیرید

‫سلام

‫سلام

‫میشه یه سلفی باهات بگیرم؟

‫اینجا؟

‫آره. یعنی...

‫مطمئن نیستم که می‌خوای عزیزم

‫نه. نه. ‫می‌خوام. چرا که نه؟

‫نه. نه. ‫می‌خوام. چرا که نه؟

‫من یه مرد هستم

‫و شاید تنها باشم

‫و می‌تونم هر کاری بخوام بکنم

‫و می‌خوام دوست‌دخترم ببینه که...

‫پس منم

‫یه مرد

‫ضمیرهای من او (مذکر) و او (مذکر)

‫و من تنها نیستم

‫ضمیرهای تو

‫تو یه مرد هستی

‫ولی...

‫ولی چطور؟

‫و این چیزی‌ست که از این برداشت کردی

‫نخ دندان

‫نخ دندان

‫لعنت بر شما هتروهای سیس

‫دندان؟

‫آدم‌های دیوونه

‫شماها انگلیسی بلد نیستین؟

‫اگه شروع کنم به هندی...

‫چیکار می‌کنین؟

‫خواهر

‫خواهر

‫- تو هندی هستی؟ ‫- نه

‫من یه غریبم

‫من غریبم

‫اما امشب آنقدر سیلی خوردی...

‫...که مغزت دوباره سیم‌کشی شده

‫راستی، اون بنگالی بود نه هندی

‫زبان خودمون رو صحبت کردم، گفتی خواهرتم

‫زبان خودمون رو صحبت کردم، گفتی خواهرتم

‫همه خارجی ها بی‌اخلاقن

‫و هندی‌ها هم فامیلات

‫دیگه بسه

‫فقط دارم بابت هرچی که گفته‌م، سیلی می‌خورم

‫نمی‌فهمم کی مرده کی زنه

‫نمی‌فهمم کی مرده کی زنه

‫و کی هندی کی فضایی

‫به چه زبانی حرف می‌زنی؟

‫فکر می‌کردم در انگلیس انگلیسی حرف می‌زنن

‫اما نه

‫- تازه باید دستشویی بدی- ‫- انجام بده

‫کی جلوتو گرفته؟

‫یه سروصدا راه انداختی

‫در دستشویی داری لاس می‌زنی باید چیزی بگم دیگه

‫ببخشید

‫- عادت ندارم به اینا... ‫- معلومه

‫- اگه دوست دخترم..- ‫- داداش. داداش

‫مطمئناً مشکلات زیادی داری

‫اما واقعاً وقتشو ندارم

‫آره

‫اما موفق باشی با هرچی که داری انجام می‌دی

‫- ممنون ‫- خداحافظ

‫صبر کن اسمت؟

‫روبی

‫روبی

‫حداقل اسم واقعیتو می‌گفتی

‫خیلی خوش گذشت

‫خانم‌ها و آقایان مک‌بیگل امیدوارم عشقتون کافی باشه

‫خانم‌ها و آقایان مک‌بیگل امیدوارم عشقتون کافی باشه

‫اما یک کم خوبی... ضرری نداره...

‫همینطورم

‫همینطورم

‫عجله کن دختر

‫رهاش کنم اینجا؟

‫مگر اینکه دوست پسرت باشه

‫در هر صورت، میدونی منظورم چیه...

‫نازو

‫نازو لطفاً

‫با من ازدواج کن

‫لعنتی! لعنتی! دیر کردم!

‫صبح بخیر

‫کجا؟

‫چه خبر؟

‫آرام باش چون نمی‌شناسمت

‫چرا شلوارمو درآوردی؟ شلوارم کجاست؟

‫چرا شلوارمو درآوردی؟ شلوارم کجاست؟

‫از اون بپرس که کنار سطل آشغال ولت کرد

‫سطل آشغال؟

‫لعنت!

‫اون نامرد شلوارمو با کیف پولم هم دزدید

‫آره

‫مسائل آشنا شدن با الکل هندی بودن آشنا شدن با خماری

‫زوبین

‫روبی

‫دیر شده

‫بجنب

‫قهوه

‫قهوه فوری نمی‌خورم

‫قهوه فوری نمی‌خورم

‫با کلاسی؟

‫حداقل امتحانش کن

‫فقط دو دقیقه برای استفراغ

‫لباسی ندارم

‫اوو پسر!

‫خدایا!

‫مالیا باید از تو یاد بگیره

‫مالیا باید از تو یاد بگیره

‫تا حالا قبضی پرداخت کردی؟

‫نه اگه بتونم کمکش کنم

‫چه کاری می‌کنی؟

‫من هماهنگ‌کننده صمیمیت هستم

‫این دیگه چه کاریه؟

‫این دیگه چه کاریه؟

‫من صحنه‌های صمیمی رو برای فیلم‌ها، سریال‌ها و اینا، اینا تنظیم می‌کنم

‫معنی صمیمی...

‫می‌تونی بگی. بی‌ادبی نیست.

‫این کارتونه؟

‫آره.

‫بقیه‌ش رو می‌تونی گوگل کنی.

‫بپوشش. بیا بریم.

‫بپوشش. بیا بریم.

‫سلام.

‫هی!

‫هی! صبح بخیر.

‫کوین.

‫زوبین.

‫من... ملاقات کن باهاش.

‫ببخشید. او و او.

‫ضمائر من او...

‫...و او هست.

‫تبریک می‌گم.

‫شلوارت قشنگه.

‫چطوری عزیز؟

‫- دیشب کاری برای شام داشتیم. ‫- اوه نه.

‫احتمالاً یه مرد ‫راهشو برای بانکوک گم کرده.

‫هی! من می‌دونم این چی معنی می‌ده.

‫تبریک.

‫- چی لازم داری عزیزم؟ ‫- باید عجله کنم.

‫- چی لازم داری عزیزم؟ ‫- باید عجله کنم.

‫شیر بادام.

‫برای صبحانه لازمش دارم.

‫تو یخچاله. خودت می‌دونی چکار کنی.

‫هی! زنگ بزنم به پلیس؟

‫قرار نبود برم بانکوک.

‫عالیه. انتخاب خوبی کردی.

‫واقعاً اومدم که به دوست دخترم پیشنهاد بدم.

‫- واو! جالب!

‫گوشیت. دیشب پیداش کردم.

‫بیا.

‫اونجا دره.

‫در قفله. بیا بریم.

‫در قفله. بیا بریم.

‫بیرون. بیا. بیا. بیا.

‫همیشه کسانی رو می‌گیرین که عجیبن.

‫اکچواریست دیگه چه نوعیه؟

‫اکچواریست دیگه چه نوعیه؟

‫اکچواری.

‫چه معنی‌ای داره؟

‫از آمار استفاده می‌کنم برای برآورد ‫تأثیرات مالی نااطمینانی...

‫...و به مشتریان کمک می‌کنم ریسک رو کم کنن.

‫به هندی؟

‫من... ریسک...

‫من... ریسک...

‫...به عبارتی دیگه...

‫انگلیسی بلدم. ‫متوجه نشدی؟

‫فکر می‌کنی بی‌سوادم؟

‫نه.

‫نه.

‫یعنی، برای کارت باید ‫کارشناسی، کارشناسی ارشد داشت؟

‫چی می‌خواهی اونجا؟

‫تو.

‫تو.

‫هی!

‫ببخشید!

‫شوخی می‌کردم. ‫فقط تو باید اذیت کنی؟

‫نه.

‫حالا می‌فهمم چرا دوست دخترت ترکت کرد.

‫یه دلیل دیگه بود.

‫یه دلیل دیگه بود.

‫بذار حدس بزنم.

‫تو توی تخت واقعاً بدی.

‫چی؟

‫یعنی...

‫گفت حوصله‌ام رو سر می‌بره.

‫گفت حوصله‌ام رو سر می‌بره.

‫می‌گفت توی تخت خوب نیستم.

‫اگه توی تخت خوب نبودم...

‫...می‌تونستم این کار رو کنم؟

‫...می‌تونستم این کار رو کنم؟

‫خوشحالم که می‌خندی.

‫خوشحالم که می‌خندی.

‫ببخشید. ببخشید.

‫گاهی وقتا این اتفاق می‌افته. ‫آدما با هم سازگار نیستن. می‌دونی.

‫یه کم زمان بده.

‫چقدر وقته با همدیگه‌اید؟

‫چقدر وقته با همدیگه‌اید؟

‫دو سال. ولی از کلاس هشتم عاشقش بودم

‫دو سال

‫- پولداری؟ ‫- نه

‫ولی چه ربطی به نازو داره؟

‫ولی چه ربطی به نازو داره؟

‫باید دلیلی برای این باشه...

‫...که این همه مدت عالی بازی کنی

‫یعنی، قیافه‌ت اوکیه ولی واقعاً خوش‌تیپ نیستی

‫وای! ‫مرسی، روبی

‫وای! ‫مرسی، روبی

‫حرکت کن ‫همون‌طور راه برو و حرف بزن

‫- سلام اندرو ‫- این‌طرف لطفاً

‫بیاین بچه‌ها ‫وقت نداریم بریم

‫اینجا چی کار دارم؟

‫نه دنبال...

‫...در لندن هستم با دختری که دیروز داشتم باهاش لاس می‌زدم؟

‫اوه! داشتی با من لاس می‌زدی

‫و هنوزم می‌گی لاس زدن

‫خفه شو

‫باید برگردم

‫اگه این چیزی که می‌خوای

‫ناز

‫عزیزم

‫برو اون‌طرف

‫برو اون‌طرف

‫اینجا مال منه

‫نمی‌تونم بخوابم

‫خوشتیپ

‫داریم می‌ریم ‫لندن، عزیزم

‫اوکی. ببین. می‌دونم برای تو ‫خیلی چیز خاصی نیست

‫ولی من اولین بارمه که دارم می‌رم اونجا

‫یک کیف برای پاسپورتت داده بودم ‫نه اینجوری...

‫این جواب نمی‌ده

‫کیف

‫از خیانت خوشم نمیاد

‫از خیانت خوشم نمیاد

‫خیانت؟

‫چی؟

‫عزیزم، هیچ‌وقت همچین کاری نمی‌کنم

‫نه تو

‫- من ‫- تو؟

‫- من ‫- تو؟

‫داری بهم خیانت می‌کنی

‫هنوز نه

‫به جون خودم، اگه دوباره ‫هورموزد درباره پارکینگش شاکی شه...

‫...امروز اسکوترشو می‌شکنم

‫- صبح‌به‌خیر پسرم ‫- مامان

‫- صبح‌به‌خیر پسرم ‫- مامان

‫همه کاراتو کردی؟ ‫شوخی می‌کنم

‫حتماً یکشنبه گذشته ‫همه کاراتو کردی

‫- مامان ‫- لباستو بپوش

‫- این چیه؟ ‫- عزیزم

‫خوراکی. اونجا هیچی بهت نمی‌دهند

‫خوراکی. اونجا هیچی بهت نمی‌دهند

‫نازو

‫حالت چطوره عزیزم؟

‫وای خدای من! ‫دیشب نخوابیدی؟

‫این همه پف زیر چشمت

‫این همه پف زیر چشمت

‫بیا

‫سنگین‌ترین کیف رو بده که من بردارم

‫تو یک مردی ‫مثل یک مرد باش رفتار کن

‫وقت برداشتن ‫کیف نیاز به یه مرده

‫وگرنه همیشه ‫زن قوی‌تره

‫وگرنه همیشه ‫زن قوی‌تره

‫تصمیم عاقلانه

‫حالا اینارو به ‫عروست و پسرت یاد بده

‫آماده ازدواجی؟

‫اوه. فهمیدم

‫- میرم یه نوشیدنی بخورم ‫- هنوز حتی ظهر نشده

‫زمان انگار کند می‌گذره

‫ساکت

‫لطفاً

‫میشه بعداً بیایید؟

‫می‌خوام فوری با شهناز صحبت کنم

‫چی شده نازو؟

‫من...

‫نمی‌رم لندن

‫یعنی چی؟

‫نمی‌خواستم اینجوری بشه

‫ولی...

‫دیگه بسه

‫یعنی چی؟

‫یعنی چی!

‫یعنی یه استراحت می‌خوام ‫یعنی باهات نمیام

‫عجب کنایه‌ای

‫- چی؟ ‫- استراحت؟

‫مامان جان لطفا ‫دو دقیقه ساکت باش

‫چرا؟

‫چرا استراحت می‌خوای؟

‫چون…

‫...نمی‌تونی انجامش بدی

‫زوبین

‫زوبین

‫نازو

‫می‌خواستم توی لندن این کار رو بکنم

‫- همه چیز رو برنامه‌ریزی کرده بودم ‫- زوبین

‫یه ویولونیست کنار رود و...

‫یه ویولونیست کنار رود و...

‫به هر حال

‫با من ازدواج می‌کنی؟

‫واو!

‫می‌دونی

‫هر شکی که تو ذهنم بود برطرف شد

‫هر شکی که تو ذهنم بود برطرف شد

‫فردا میام وسایلمو ببرم

‫نه، زوبین

‫نه، زوبین

‫جوابم نه هست

‫عزیزم!

‫می‌تونیم بریم لندن؟

‫می‌شه

‫خداحافظ زوبین

‫متاسفم عمه

‫آره، زوبین

‫سلام، ناز...

‫فیلتر جدیده؟

‫موهامه

‫موهامه

‫چی شده؟

‫بنفش شده

‫می‌بینم که

‫ولی چرا؟

‫چون می‌تونم

‫باشه

‫باشه

‫خوبه به نظر میاد

‫تازه‌ست

‫زوبین

‫نمی‌خوام عوضی به نظر بیام

‫پس لطفا

‫نذار تو موقعیتی قرار بگیرم ‫که چاره‌ای نداشته باشم

‫نذار تو موقعیتی قرار بگیرم ‫که چاره‌ای نداشته باشم

‫- هیچ وقت نگفتم تو... ‫- هنوز نه

‫ولی نمی‌خوام به اونجا برم

‫پس لطفا فقط برو ‫از سفرت لذت ببر

‫پس لطفا فقط برو ‫از سفرت لذت ببر

‫و دیگه بهم زنگ نزن

‫همین الان داشتیم صحبت می‌کردیم و...

‫- الان میام ‫- باشه

‫- الان میام ‫- باشه

‫بیا

‫کجا؟

‫پس دستتو اینجا می‌ذاری

‫و موهامو می‌کشی

‫و پاهاتو دور کمرم می‌پیچی و بعدش تو...

‫و پاهاتو دور کمرم می‌پیچی و بعدش تو...

‫هی، پلیس تفریحات!

‫حالا می‌خوان کل صحنه رو ‫با صحبت پشت سر بذارن؟

‫یا می‌تونیم یه بار هم امتحان کنیم؟

‫با کاری که کردیم خوبین؟

‫- بله ‫- مطمئنید؟

‫- بله ‫- مطمئنید؟

‫چی گفتم بهتون؟ ‫مطمئنید یعنی؟

‫نه

‫دقیقا. پس با این خوبید. ‫یا می‌تونم کل موضوع رو کنسل کنم.

‫و راب رو ببینم که به سکته قلبی میفته

‫و ببینیم راب چطور دچار ایست قلبی میشه

‫کاملاً ارزشش رو داره

‫- کسی نعناع می‌خواد؟ ‫- آره

‫عالیه. بزن بریم

‫بزن بریم. بیا

‫ببخشید، دیلن

‫دستیار جدید که نباید اینجا باشه

‫اشکالی نداره

‫موفق باشی

‫مرسی

‫بیا

‫آماده. لطفاً سفارش بدید

‫عرق کجاست؟

‫اگه بیشتر بریزم، انگار...

‫...هر دوشون سکته کردن

‫صبر کردم تا کارای دست‌گیری‌ات رو بکنی، درسته؟

‫حالا عرق بیشتری می‌خوام

‫- دوربین رو بچرخون ‫- در حال چرخش

‫و حرکت

‫کات!

‫به همین دلیل مردها باید از تماشا کردن منع بشن...

‫همه مفاهیم می‌گیرن...

‫حتی اگه توی روغن هم حموم کنی، نمی‌تونی کاری کنی. بی‌وجدان

‫دقیقاً چیکار می‌کنی؟

‫یعنی اگه کارگردان بگه حرکت...

‫...هر دو انجامش میدن

‫به بازیگرا بگو همدیگه رو بزنن

‫خیلی خوب. حرکت

‫قدیمی‌ترین سرگرمی انسان‌ها

‫ولی در عمل صفر

‫به همین دلیل من شغل دارم

‫می‌دونی، واقعاً آرزو می‌کردم قبلاً می‌شناختمت

‫ازت نکته می‌گرفتم

‫که یادم اومد...

‫بیا

‫بیا

‫- چیکار می‌کنی، روبی؟ ‫- گوشی. گوشیت رو بده

‫سریع بده

‫اون عکساش رو برای سرگرمی توی اینستاگرام نمی‌ذاره

‫اکست یه عوضیه

‫وقتشه جوابش رو بدی

‫گوش کن

‫گوش کن

‫می‌دونم گفتم باهات لاس می‌زنم

‫ولی واقعاً شهنار رو دوست دارم

‫وای!

‫زاویه درست می‌تونه هر چیزی رو اشتباه نشون بده

‫خواهش می‌کنم

‫امروز کار خیرم تموم شد

‫حالا برای بار سوم...

‫...خداحافظ

‫می‌تونم توی همه قرارام با خودم ببرمت؟

‫و دوستت دارم. ولی نه اونقدر

‫روبی، می‌خواستم باهات حرف بزنم

‫چرا مثل اکسم رفتار می‌کنی؟

‫گوش کن

‫ناراحت نشو. ولی می‌تونی...

‫...به من نکته بدی؟

‫برای چی؟

‫می‌دونی...نکته‌هایی برای بهتر شدن...

‫جدی می‌گی؟

‫من صحنه‌ها رو طراحی می‌کنم

‫یعنی باید کلاس آموزشی راه بندازم؟

‫رفیق

‫روبی. روبی

‫روبی کجاست؟

‫روبی کجاست؟

‫قسمت ویدیو بودن ‫آخرین باری که دیدم

‫روبی

‫گوش کن...

‫گوش کن...

‫روبی

‫لطفاً

‫- چی شده؟ ‫- برو کنار

‫این‌ها کی هستن؟

‫آدمای در ورودی

‫بجنب بلند شو برو برو

‫برو بریم

‫حداقل روغن به یه دردی خورد

‫این چه بساطی بود؟

‫تو کی هستی؟

‫تو کی هستی؟

‫فکر کردی اینجا چیه؟ ‫تام و جری

‫فکر کردی اینجا چیه؟ ‫تام و جری

‫عقب واستیگرنه ازش استفاده می‌کنم

‫باشه خانم ‫صبر کن آروم باش

‫می‌خوام ازش استفاده کنم

‫ای‌بابا

‫فقط می‌خوام حرف بزنم ‫اینم بردار

‫من حرف می‌زنم

‫من حرف می‌زنم

‫تو کی هستی؟

‫حسابدارش

‫چی؟

‫باعث افتخاره

‫باعث افتخاره که شماها رو دیدم

‫باعث افتخاره که شماها رو دیدم

‫کاملاً

‫کاملاً ‫این رو درست نگه می‌دارم

‫آدم‌های خوبی هستن

‫می‌دونی، چارلی یه اپلیکیشن ساخته

‫می‌خواد یه ارزیابی ریسک بازار براش انجام بدی...

‫بسه حرف نزن

‫چی گفتن؟ ‫چی شده؟

‫بانک می‌خواد آپارتمان رو مصادره کنه

‫چهارتا اخطاریه برای تسویه فرستادن ‫و دارن از خونت کارشناسی می‌کنن

‫چرا داری به زبون سانسکریت حرف می‌زنی؟

‫بانک داره خونه‌ت رو می‌گیره

‫یک ساله دارن همینو می‌گن

‫یک ساله دارن همینو می‌گن

‫هیچی نمی‌شه

‫تقریبا اتفاق افتاد

‫الان

‫ولی دو هفته وقت گرفتی

‫چه طور؟

‫کمکت می‌کنم

‫تو مرتب‌کردن وضعیت مالی

‫تمام مدارک رو تو خونت دیدم

‫نیاز به کمک داری

‫نیاز به کمک داری

‫باشه

‫مرسی

‫خواهش می‌کنم

‫- وزاش چی می‌خوای؟ ‫- چی می‌خوای؟

‫- وزاش چی می‌خوای؟ ‫- چی می‌خوای؟

‫چیکار کنم؟ ‫بیام رو تخت باهاتون بشینم؟

‫مثل داور المپیک بگم...

‫زوبین، حرکت عالی! ‫هشت امتیاز

‫شهناز... پنج

‫- ها؟ ‫- نه

‫- ها؟ ‫- نه

‫فقط یادم بده چیکار کنم

‫- ببین، من تراپیست نیستم ‫- منم دیوونه نیستم

‫تراپی که به این معنی نیست

‫من هماهنگ‌کننده رعایت محرماتم

‫به آدم‌های خیالی کمک می‌کنم ‫تظاهر به داشتن رابطه واقعی کنن

‫یعنی کمک می‌کنی آدم‌های واقعی ‫تظاهر به داشتن رابطه خیالی کنن

‫همون رو یادم بده

‫همون رو یادم بده

‫من تا حالا انجامش ندادم

‫منم همینطور

‫ولی اگه کاری نکنم...

‫...نازو منو عوض می‌کنه ‫همون‌جور که رنگ موهاش رو عوض کرد

‫...نازو منو عوض می‌کنه ‫همون‌جور که رنگ موهاش رو عوض کرد

‫بزن قدش

‫جفتمون به هم نیاز داریم

‫هردوشون به هم نیاز دارن

‫چرا من؟

‫برو پیش حرفه‌ای‌ها مثل آدمای عادی

‫چون...

‫نمی‌دونم

‫چه دلیل قانع‌کننده‌ای

‫چه دلیل قانع‌کننده‌ای

‫ببین هیچی تو این وضعیت عادی نیست

‫ولی یه عکس گرفتی

‫و برای اولین بار شهناز واکنش نشون داد

‫و امروز دیدم چقدر خوب کار می‌کنی

‫و امروز دیدم چقدر خوب کار می‌کنی

‫- و من می‌شناسمت ‫- دیروز همدیگه رو دیدیم

‫شلواراتو پوشیدم

‫به نکته گفتی

‫پس بزن بریم امتحان کنیم

‫اگه هیچی نشد فقط یه هفته اینجام

‫بعدش بای‌بای می‌بینمت

‫بعدش بای‌بای می‌بینمت

‫خب

‫ولی مسئولیتی بابت خسارت نمی‌پذیرم

‫باشه

‫چه جور خسارتی؟

‫منظور اینه که همه چی کار می‌کنه، درسته؟

‫ببخشید ببخشید

‫ببخشید شوخی کردم

‫ببخشید شوخی کردم

‫کمکم کن در عوض یه هفته دیگه در ورودی رو باز می‌کنم

‫پنجره رو دوست دارم

‫آره نظرت چیه؟

‫- خیلی خوشگله ‫- دقیقا

‫- خیلی خوشگله ‫- دقیقا

‫ولی چطور زوبین...

‫معلومه با پولی که بهش داده

‫بشنو

‫مطمئنی؟

‫کاملا

‫سبک رو کامل داری

‫ولی بعدش؟

‫بعدش چی؟

‫ببین من که قبلاً لباس سفارش دادم

‫و اونم ازدواج نمی‌کنه

‫تو هم همینطور

‫ولی حرفش منطقیه

‫پیدا کردن پسری مثل زوبین که روی پای خودشه آسون نیست

‫و اون یه پارسیه

‫اونم یه آدمه

‫نه سیب‌زمینی

‫نه سیب‌زمینی

‫یه چرتی زدم

‫هیچکدومتون دارین می‌شنویم چی می‌گم؟

‫ها؟

‫بعدش خوابیدن خوبه

‫قبلش خوابیدن

‫قبلش خوابیدن

‫این همون چیه؟ ازدواج؟

‫ولی وقتی داری می‌خوابی

‫این دیگه یه نشونه از کائناته

‫وقتی رفتم اودایپور تمام گلدون‌ها رو آب داد

‫حتی کاکتوسا رو

‫برام شماره مالیات کالا و خدمات گرفت

‫برام شماره مالیات کالا و خدمات گرفت

‫باغبون

‫حسابدار

‫نه شوهر

‫و قطعاً نه معشوق

‫یه آدم سرد

‫یه آدم سرد

‫الو عزیزم

‫نه

‫نه

‫- فوق‌العاده ‫- ممنون

‫تو 22 تا کارت اعتباری داری ‫و به نظر میاد هیچ وثیقه‌ای نداری

‫تو 22 تا کارت اعتباری داری ‫و به نظر میاد هیچ وثیقه‌ای نداری

‫و اومدی اینجا که بحث کنیم چرا نباید مصادره کنیم

‫و اومدی اینجا که بحث کنیم چرا نباید مصادره کنیم

‫خانم، شجاعتت تحسین‌برانگیزه

‫اولیویا

‫من زوبینم

‫حسابدارشم

‫خب، قضیه اینه

‫تا جایی که می‌دونم، مشتری‌ام وام مسکن با نرخ ثابت داره

‫درسته؟

‫بله، بله

‫بله، بله

‫و بانک مرکزی تازگی‌ها نرخ بهره رو 0.25 افزایش داده

‫که یعنی داری نرخ پایین‌تری می‌گیری نسبت به...

‫...اگه وام رو به ARM تبدیل کنی، درسته؟

‫هیچ نرخی برای مصادره وجود نداره

‫هیچ نرخی برای مصادره وجود نداره

‫بله

‫اما نمی‌تونی همزمان درخواست تغییر وام بدی

‫یا اعلام ورشکستگی کنی

‫[سانسکریت]

‫[سانسکریت]

‫[سانسکریت]

‫[سانسکریت]

‫تموم شد

‫تموم شد؟

‫اونا مصادره نمی‌کنن

‫فعلا

‫بریم؟

‫بزن بریم

‫ممنون

‫مرسی

‫خیلی ممنون

‫- ممنون، اولیویا. ‫- خیلی ممنون

‫خواهش می‌کنم

‫بیا اینو ببین

‫تا حالا چیزی مثل این دیده‌ای؟

‫ببین

‫روبی

‫بانک می‌خواد خونه‌ات رو مصادره کنه

‫به جای تسویه وام، داری برای باز کردن یه مغازه برنامه‌ریزی می‌کنی

‫کافه

‫- دیوونه شدی یا چی؟ ‫- چی؟ قطعاً!

‫چی؟

‫چی؟

‫الان حتما باید این کار رو بکنی؟

‫چرا؟

‫نمی‌دونم

‫پدرم یه کافه داشت

‫چای و بیسکویت

‫یادمه تو بچگی اونجا می‌نشستم

‫بیسکویت می‌خوردم

‫ببخشید، ادامه بدیم

‫خب، اول وام...

‫...بعد کافه

‫...بعد کافه

‫پول هر دو رو از کجا میاری؟

‫سه ساله دارم پس‌انداز می‌کنم

‫بی‌دلیل نیست

‫2442 پوند

‫ببین

‫کی به بانک نیازه؟

‫تو به بانک نیاز داری

‫حتی اگه وام رو فراموش کنیم...

‫حتی اگه وام رو فراموش کنیم...

‫...این اجاره‌ی کافه‌اته واسه 3-4 ماه

‫فقط اجاره

‫کار ساختمانی، دکوراسیون

‫مبلمان، پرسنل، نگهداری

‫پول اونها رو از کجا میاری؟

‫پول اونها رو از کجا میاری؟

‫پدر و مادرت چی؟

‫فقط پدرم رو دارم

‫کجاست؟

‫ساوت‌همپتون

‫عالیه!

‫- بریم ببینیمش. ‫- نه

‫- بریم ببینیمش. ‫- نه

‫- ولی چاره دیگه‌ای نیست. ‫- نه

‫همه‌اش برای امروز بود

‫حالا نوبت توئه

‫این یه خیابون دوطرفه‌س، درسته؟

‫جن

‫خدای من، خیلی گرونه

‫خدای من، خیلی گرونه

‫- خیلی گرونه ‫- گفتم کافیه

‫گرسنگی از غذا بی‌مزه بهتره

‫چی بود اون؟

‫شعر بود.

‫از عمر خیام.

‫نمی‌تونم خسیس باشم.

‫به اندازه کافی از این تو زندگیم دیدم.

‫به اندازه کافی از این تو زندگیم دیدم.

‫فرق هست بین فقر و خساست.

‫خب آقای پولدار.

‫چرا تو تخت بدی؟

‫من نگفتم اینو.

‫زوبین.

‫خوابش برد.

‫خوابش برد.

‫جایزه بهترین اجرا رو نمی‌گیری.

‫باشه.

‫خب بگو چیکار کنم؟

‫چطور... انجامش بدم؟

‫چطور... انجامش بدم؟

‫تکنیکت رو نشونم بده.

‫باشه.

‫داری چیکار می‌کنی؟

‫داری چیکار می‌کنی؟

‫خودت گفتی. تکنیکت رو نشونم بده.

‫نه اینجوری.

‫باشه.

‫یه چیز رو روشن کنیم.

‫یه چیز رو روشن کنیم.

‫باشه؟

‫هیچ چیزی بین ما نمی‌تونه بشه.

‫لباس درآوردن نداریم. هیچ‌چیز.

‫کاملاً حرفه‌ای. فهمیدی؟

‫کاملاً حرفه‌ای. فهمیدی؟

‫آره. درست.

‫معلومه.

‫البته.

‫خوبه.

‫خب اول چیکار می‌کنی؟

‫موسیقی.

‫حس و حال. خوبه.

‫یه پلی‌لیست دارم.

‫معلومه که داری.

‫اسمش هست زمان ملایم.

‫اسمش هست زمان ملایم.

‫می‌دونی یه مطالعه خوندم درباره BMP و اثراتش...

‫نه. فقط نه.

‫بعدی.

‫با اون شروع می‌کنم.

‫ملایم.

‫بعد لباساش رو در میارم.

‫بعد من...

‫...تا می‌کنم و می‌ذارم کنار.

‫بعد لباسای خودم رو در میارم.

‫- بعد من- ‫- تا می‌کنم و می‌ذارم کنار.

‫و بعد...

‫...عشق‌بازی می‌کنیم.

‫...عشق‌بازی می‌کنیم.

‫بین 5... 7 دقیقه.

‫و...

‫همین. دیگه چی؟

‫همین. دیگه چی؟

‫بذار حدس بزنم.

‫دو تا کاندوم؟

‫به نظر می‌رسی از اونایی که دو تا کاندوم می‌زنن.

‫در واقع، مطالعات نشون دادن که استفاده از دو تا کاندوم، باعث-

‫بخواب.

‫ها؟

‫من تراپیست نیستم. ولی این کاریه که می‌کنم.

‫بیا. بخواب.

‫بیا. بخواب.

‫حالا من توام و تو منی.

‫یعنی، شهناز. باشه؟

‫باشه.

‫دوستان رو دیدی؟

‫آره.

‫همه قسمت‌هاش رو.

‫دو بار.

‫دو بار.

‫عالیه.

‫یادت میاد اون قسمتی که مونیکا به چندلر درباره مناطق یاد می‌ده.

‫پس شاید نه هفت تا.

‫اما باید یکی دو تا رو بدونی

‫اما باید یکی دو تا رو بدونی

‫بسته به شخص داره

‫از لبات استفاده کن...

‫انگشتات

‫نفس

‫وسایل

‫گاهی اوقات پیش میاد

‫وقتی دو بازیگر دارن یه صحنه رو بازی می‌کنن...

‫جذب فیزیکی طبیعیه

‫جذب فیزیکی طبیعیه

‫اون موقع به بازیگرت چی می‌گی؟

‫چرا فقط سعی نمی‌کنی بازی کنی؟

‫قبل از شهنواز دوست دختر دیگه‌ای داشتی؟

‫چند تا داشتم

‫اما همیشه منتظرش بودم

‫از بچگی عاشقش بودم

‫عاشق

‫هنوز در ارتباطی؟

‫نه نه نه

‫فقط توی فیسبوک. اما...

‫اسم

‫چرا؟

‫ناحید وادیا

‫داری چیکار می‌کنی؟

‫نمی‌شناسمت. اما اون می‌شناستت

‫بپرسیم

‫بپرسیم

‫- دیوونه‌ای یا چی؟ ‫- یا چی؟ قطعاً

‫نه لطفاً ‫نه ناحید

‫- چرا؟ ‫- نه ناحید

‫اون...

‫اون پایان...

‫اون پایان...

‫...یه کم پیچیده بود

‫حتی بهتر

‫و سلام

‫اون توی ساوت‌همپتونه

‫یه کنگره جهانی جوانان زرتشتی

‫باشه

‫باشه

‫خوبه

‫تشخیص امروز رو می‌خوای؟

‫تشخیص امروز رو می‌خوای؟

‫باید نگران باشم؟

‫مشکلت اونجا نیست

‫اینجاست

‫اینجاست

‫مثل 90 درصد مشکلات توی تخت

‫چه مزخرفی!

‫اسم‌ها چی بودن؟

‫کی‌ها؟

‫بچه‌های به دنیا نیومده تو و شهنواز

‫چطور فهمیدی؟

‫مهرزاد و مهروخ

‫پس کی این کمک شروع می‌شه؟

‫پس کی این کمک شروع می‌شه؟

‫همیشه می‌خوای اذیتم کنی؟

‫بهش می‌گن عشق سخت، زوبین

‫عشق سخت

‫چه مفهوم عجیبی!

‫روبی

‫بیداری؟

‫روبی

‫یه نقشه دارم

‫رفیق!

‫حداقل زنگ در رو بزن

‫این یه پنجره‌ست

‫این یه پنجره‌ست

‫نکته

‫پس یه نقشه دارم

‫و من خماری دارم

‫سفر جاده‌ای

‫سفر جاده‌ای

‫مرحله اول

‫ناحید اینجاست

‫بریم ببینیمش

‫تا دیروز پایان پیچیده بود

‫بود

‫بود

‫از اون موقع با هم حرف نزدیم

‫پس بهتره همدیگه رو ببینیم

‫همچنین بدون برنامه‌ریزی

‫بدون برنامه‌ریزی

‫وای!

‫فقط تو می‌تونی برای خودجوش بودن برنامه‌ریزی کنی

‫اونم با بولت‌پوینت

‫مرحله‌ی دو

‫امسال دیدار پارسی‌ها در ساوتهمپتون برگزار میشه

‫نه

‫- روبی ‫- نه

‫روبی، نه به عنوان تضمین‌کننده ولی...

‫...اعلان مالیات، مدرک آدرس ‫همه مدارک اونجا ثبت شده

‫حداقل اون رو بیار

‫برای کمی وقت بیشتر گرفتم

‫یه چیزی پیدا می‌کنیم

‫بله؟

‫پسرای دم در

‫پسرای دم در

‫از جایی دیگه رفتن اومده

‫هر بار یه گوشی می‌شکنه

‫خیلی از این پشیمون میشم

‫آره!

‫عزیزم، اون خیلی هم خوب نیست

‫میریم سفر جاده‌ای ‫به ساوتهمپتون

‫میریم سفر جاده‌ای ‫به ساوتهمپتون

‫چرا؟

‫چون اون تو تخت خوب نیست

‫قبوله. قبوله

‫- من نیستم- ‫- باید با اتوبوس بریم

‫- من نیستم- ‫- میتونی سالی رو برداری

‫واقعاً؟

‫من خوب نیستم-

‫من خوب نیستم-

‫مطمئن نیستم گواهینامه‌م...

‫نه نه، نمیتونی به اون فرمان نزدیک شی ولی...

‫..پریز ساوتهمپتون اون آخرهفته‌س پس...

‫چه جهنمی! من میرسونمتون

‫چه جهنمی! من میرسونمتون

‫ممنون

‫ببین

‫خودجوش

‫کمربند ایمنی نیست

‫صندلی عقبه

‫صندلی عقبه

‫چی شد؟

‫ماشین قشنگه البته

‫مطمئنی خون پارسی نداری؟

‫مطمئنی خون پارسی نداری؟

‫می‌خوام بگم نه

‫مگر اینکه پیشنهادی باشه

‫در اون صورت جوابش هیچوقت با بارون پای گراز!

‫در اون صورت جوابش هیچوقت با بارون پای گراز!

‫نه

‫مشکل بریتانیا چیه؟

‫همه‌ی دنیا رو انگلیسی‌زبان کردن

‫ولی وقتی صحبت میکنن، ‫باید همیشه گوگل ترنسلیت روشن باشه

‫ولی وقتی صحبت میکنن، ‫باید همیشه گوگل ترنسلیت روشن باشه

‫هی! بی‌ادب. لطفاً انگلیسی

‫ممنون ‫همین رو دارم میگم

‫مامان

‫دوربین. مامان دوربین

‫سلام، پسرم. خوش می‌گذره؟

‫آره، مامان

‫خب، فکر کردم که چند روز بیشتر بمونی

‫می‌دونی، تور ویسکی در اسکاتلند خیلی خوبه

‫می‌دونی، تور ویسکی در اسکاتلند خیلی خوبه

‫اگه می‌خواد بیاد خونه، بذار بیاد

‫به اشتباه از کولابا بیرون زد

‫راستی کجایی؟

‫توی ماشین

‫دارم میرم ساوتهمپتون با روبی

‫دارم میرم ساوتهمپتون با روبی

‫روبی کیه؟ ‫کارمند هتل

‫روبی...

‫سلام عمو. سلام عمه

‫من روبی‌ام

‫داریم به هم کمک می‌کنیم چون...

‫منم نمی‌دونم چرا

‫سلام روبی ‫خوشبختم

‫منم از دیدنت خوشحالم

‫کجا با هم آشنا شدین؟

‫توی سرویس بهداشتی

‫توی سرویس بهداشتی

‫ولی داشت با یه پسر لاس میزد

‫- دیدی گفتم ‫- با هیچ‌کس لاس نمیزدم

‫نه با دختر نه پسر نه حیون

‫عاشق شهنازم ‫الان و همیشه

‫عاشق شهنازم ‫الان و همیشه

‫باشه باشه

‫ولی چرا داری میری ‫ساوت‌همپتون؟

‫برای دیدن ناهید

‫کدوم ناهید؟ وادیا؟ ‫همون دوست دختر قبلی‌ت؟

‫کدوم ناهید؟ وادیا؟ ‫همون دوست دختر قبلی‌ت؟

‫باشه بعداً بهت زنگ میزنم

‫باشه دوست دارم خداحافظ

‫قیافه‌ش شبیه ‫شرقی‌ها نبود؟

‫دوست دارم

‫دوست دارم

‫مال خودت

‫خواهش میکنم

‫هر روز بهت زنگ میزنن؟

‫اوه آره! اگه روزی ‫رو چهار ساعت حساب میکنه

‫عجب!

‫عجب!

‫آره!

‫کاملاً عجیب غریبن

‫ولی دوستشون دارم

‫بازم میگم عجب!

‫یادم نمیاد آخرین ‫باری که اینو در مورد خانواده‌م گفتم کی بود

‫یادم نمیاد آخرین ‫باری که اینو در مورد خانواده‌م گفتم کی بود

‫آره

‫شماها خانواده‌تون رو دوست ندارین

‫الان سال ۲۰۲۲ئه نه ۱۹۸۲

‫کی دوست داره؟

‫وقتی بهشون گفتم که همجنسگرا هستم ‫تنها سوالی که پرسیدن...

‫این بود که چند نفر میدونن

‫و تو؟

‫و من هیچی

‫و من هیچی

‫روبی؟

‫زوبین

‫مامانت چی؟

‫ما رو ترک کرد

‫مادرو سرزنش نمیکنم

‫میدونی، یه پسرخاله دارم که همجنسگراست

‫میدونی، یه پسرخاله دارم که همجنسگراست

‫عجب عالیه

‫من که همجنسگرا نیستم

‫نیستی

‫یعنی، معلومه که نیستی

‫یعنی، معلومه که نیستی

‫- منظورت چیه؟ ‫- زوبین

‫اگه نمیدونی ساکت باش ‫زر اضافی نزن

‫چی؟

‫من فقط...

‫من یه مرد فمینیستم

‫پس فمینیستی

‫ببین موضوع رو ‫نمیفهمم چطور میشه

‫- کل این ماجراهای ضمیر و هویت رو ‫- من دین رو هم نمیفهمم

‫ولی اگه اون بخواد به یه جادوگر آسمانی عبادت کنه

‫ولی اگه اون بخواد به یه جادوگر آسمانی عبادت کنه

‫من که روش گیر نمیدم

‫لازم نیست بفهمی

‫فقط قبول کن احترم بذار

‫همین

‫فهمیدی؟

‫آره

‫فکر کنم موقعیت ‫واسه تجربه‌ی کامل سالی رسیده

‫"گوش کن چی میگه قلبت"

‫"گوش کن چی میگه قلبت"

‫"چرا این محیط انقدر فرق کرده؟"

‫"ابرای تاریک رفتن ‫و آسمون صاف شده"

‫"ابرای تاریک رفتن ‫و آسمون صاف شده"

‫"صحنه رنگی شده"

‫"هوا معطر شده"

‫"کاروان کولی‌ها داره راهو نشون میده"

‫"کاروان کولی‌ها داره راهو نشون میده"

‫"یه غریبه ناشناس ‫ولی یه کم معقول"

‫"حرفا و ترانه‌هات راستین"

‫"همه یه چیزایی رو از دست میدن و یه چیزایی رو به دست میارن"

‫"همه غم‌ها و دنیا رو رها کن"

‫"همه غم‌ها و دنیا رو رها کن"

‫"ببین رویاهای درهم‌تنیده چقدر بزرگ شدند، مثل آسمون"

‫"رویاهای درهم‌تنیده"

‫"دل دیوونه‌ی من"

‫"ببین چطور با ابرها یکی شدن"

‫"ببین چطور با ابرها یکی شدن"

‫"رویاهای درهم‌تنیده"

‫"دل دیوونه‌ی من"

‫"پشت چتر بین صخره‌ها"

‫"پشت چتر بین صخره‌ها"

‫"خب؟"

‫"دیوانه‌ای؟"

‫"جلوی بقیه؟"

‫"اگه لیز بخوریم چی؟"

‫"اگه آب بره تو چی؟"

‫"قطار"

‫"ببخشید سوال احمقانه‌ای بود"

‫"هواپیما"

‫"رِکشا. ایستگاه اتوبوس"

‫"تو دستشویی رستوران فیلم تماشا کردن"

‫"تو دستشویی رستوران فیلم تماشا کردن"

‫"میشه یه چیزی بگم؟" ‫"آره"

‫"من تخت خوابو دوست دارم"

‫"چه مشکلی داره روی تخت سکس کردن؟"

‫"برا همین ساخته شده"

‫"ماشین برای رانندگیه"

‫"سینما برای فیلم دیدنه"

‫"سینما برای فیلم دیدنه"

‫"و دستشویی برای..."

‫"چیزی تو هوا ادرار کردن وجود داره که واقعاً بدوی و اولیه‌ست"

‫"بریم؟ خانما؟"

‫"فکر کنم باید از یه چیز ساده‌تر شروع کنیم"

‫"فکر کنم باید از یه چیز ساده‌تر شروع کنیم"

‫"بوسیدن. نشون بده"

‫"چی؟"

‫"تکنیکت"

‫"فکر نمی‌کنم تکنیکی داشته باشم"

‫"اینجاست که مشکل پیش میاد زوبین"

‫"نشون بده"

‫"این میوه‌است، نه خواهرت"

‫"لب‌هاتو استفاده کن"

‫"خیلی نه، با ملایمت"

‫"و... خوابش برد"

‫"داری آموزش میدی یا دارم رژه یادم میدی؟"

‫"داری آموزش میدی یا دارم رژه یادم میدی؟"

‫"واقعاً کمک نمی‌کنه"

‫"باشه"

‫"ولی احساساتو کنترل کن"

‫"باشه؟"

‫"چی؟"

‫"پاشو"

‫"کلاهبردار نیست"

‫"ذوب نمیشه اگه یه کم طول بکشه"

‫"حالا عاشق من نشی یا چیزی"

‫"حالا عاشق من نشی یا چیزی"

‫"این بار واقعاً خرابش کرد"

‫"این بار واقعاً خرابش کرد"

‫"حالا می‌فهمم تو خونه من چه حسی داشتی"

‫"حالا می‌فهمم تو خونه من چه حسی داشتی"

‫"برگردیم؟" ‫"دیوانه‌ای؟"

‫"دو ساعت تعطیلیمو اینجا نیومدم که دعا کنم"

‫"آخرش چی پیچیده بود؟"

‫"خیانت"

‫"همون داستان همیشگی"

‫"ناهود"

‫"تو خیانت کردی؟"

‫"معلومه زوبین رو نمی‌شناسی"

‫"من عوضی بودم"

‫"زوبین ریدیمانی"

‫"زوبین ریدیمانی"

‫"برای معذرت خواهی اومدی؟"

‫"یه کم دیر شده واسه اون می‌دونم"

‫"خدا میدونه اون موقع سعی کردم"

‫"چیزی بهت نگفتم" ‫"می‌دونم"

‫"چیزی بهت نگفتم" ‫"می‌دونم"

‫"هیچی"

‫"در هر صورت"

‫"مهم نیست دیگه، خداحافظ"

‫خانم وادیا. سلام. من روبی هستم.

‫روانپزشک زوبین.

‫روانپزشک زوبین.

‫درسته.

‫سلیقه‌اش نیستی.

‫ولی همون‌جوری که گفتم، برام مهم نیست.

‫خداحافظ.

‫ناهید.

‫۵ دقیقه.

‫لطفاً.

‫داری ازدواج می‌کنی؟

‫اسمش چیه؟

‫شهناز.

‫می‌خواستم ازدواج کنم.

‫حالا نمی‌دونم.

‫حالا نمی‌دونم.

‫وای نه!

‫برنامه‌ات چی میشه؟

‫باید داری تو خُشرو باغ گریه‌زاری کنی.

‫چرا انقدر از من عصبانی هستی؟

‫چرا انقدر از من عصبانی هستی؟

‫عصبانی نباشم؟

‫کاش می‌شد.

‫حداقل یه واکنشی ازت می‌گرفتم.

‫- انقدر بد نبودم. ‫- زوبین.

‫تو من رو غافلگیر کردی.

‫تو من رو غافلگیر کردی.

‫با یه مرد دیگه.

‫توی آشپزخونه.

‫چیکار کردی؟

‫آروم شروع کردی به تمیزکردن میز.

‫یه کلمه هم حرف نزدی.

‫یه کلمه هم حرف نزدی.

‫به هر حال.

‫این چیه؟ چرا اومدی؟

‫ناهید.

‫بد بودم؟

‫توی تخت.

‫توی تخت.

‫ببخشید.

‫نمی‌خوام مسخره‌ت کنم.

‫نمی‌خوام مسخره‌ت کنم.

‫اگه بهم می‌گفتی که دو سال بعد بحثش می‌کنی...

قـ ـا سـ ـم سـ ـمنـ ـگـ ـا نـ ـی

‫یه مزیتی که داره اینه که دیگه لازم نیست دروغ بگی.

‫لازم نیست دروغ بگی.

‫مشکلت تو تخت نیست.

‫مشکلت تو تخت نیست.

‫منظورم اینه که هست.

‫یه مشکلی هست. ولی دلیلش این نیست.

‫به خاطر اینکه تو تخت خوبه، خیانت نکردم.

‫به خاطر اینکه تو تخت خوبه، خیانت نکردم.

‫یا به خاطر اینکه عاشقش شدم.

‫خیانت کردم چون نمی‌تونستم...

‫...یه روز دیگه طبق زمان‌بندی‌ات زندگی کنم.

‫هنوزم سمت راست تخت می‌خوابی.

‫همینه.

‫همینه.

‫خسته شده بودم از اینکه همیشه سمت چپ بخوابم.

‫وای!

‫این جمله رو چقدر نگه داشته بودی؟

‫دو سال.

‫دو سال.

‫اما گوش کن. من...

‫اما گوش کن. من...

‫دارم سعی می‌کنم تغییر کنم.

‫این دختر روبی...

‫یه روانپزشک نیست.

‫دو روز پیش دیدمش.

‫بعد اومدم اینجا که تو رو ببینم.

‫اومدم لندن. تنها.

‫رفتم یه کلاب.

‫و مست کردم.

‫و مست کردم.

‫دارم خودم رو درست می‌کنم.

‫و... حسش خوبه.

‫زوبین 2.0.

‫روبی داره کمکم می‌کنه. و...

‫ناهید، چی شده؟

‫به جهنم برو، زوبین.

‫چرا حالا عصبانی می‌شی؟

‫چون تو یه...

‫چون تو یه...

‫کاملاً گیج شدم

‫تو کسل‌کننده‌ترین مرد دنیا بودی

‫- دیگه نه ‫- مشکل همینه

‫یعنی ترجیح میدی همون آدم کنترلگر و حوصله‌سر بر باشم؟

‫بله

‫این‌طوری خیلی بهتر می‌شد

‫چون این زوبین...

‫چون این زوبین...

‫سلام. به لندن اومدم

‫برای بهبود خودم. زوبین نسخه 2.0

‫این چیزی بود که می‌خواستم

‫و حالا...

‫تو هم همون رو می‌خوای

‫ولی نه با من

‫فکر کنم باید یه چیزی مثل...

‫...شاناز خیلی خوش‌شانسه بگم

‫اما می‌دونی چیه؟

‫حوصله‌اش رو ندارم

‫من باید رزرو رو انجام می‌دادم

‫این نتیجه‌ی کار بی‌برنامه است

‫همه هتل‌ها پرن

‫کی می‌دونست که غرور و پارسی ‫با هم جمع می‌شن؟

‫ریلاکس، زوبین

‫اطراف رو نگاه کن ببین مردم چقدر خوشحالن

‫فقط تویی که ناراحتی

‫فقط تویی که ناراحتی

‫اکس‌ت چی گفت؟

‫هیچی

‫فکر کردم فقط شاناز مشکل داره

‫شاید مشکل از خودش باشه

‫ولی حالا...

‫نوبت توئه

‫فاز 2 باشه شروع کن

‫حالت چی شد؟

‫حالت چی شد؟

‫گوش کن. من به خاطر تو با ‫ناهید صحبت کردم

‫باشه؟ حالا نوبت توئه

‫یه چیزی در مقابل

‫لاتین. خیلی جذابه

‫لاتین. خیلی جذابه

‫یه چیز دارم برات

‫مهمونی تازه شروع شده

‫نه. خسته‌ام

‫بعد از این کارهای کاغذی. قول می‌دم

‫بعد از این کارهای کاغذی. قول می‌دم

‫یه مدت می‌نشینم بعد می‌آم

‫باشه

‫ولی یادت باشه. اون تنها کسی نیست که داره خوش می‌گذرونه

‫من با تو می‌آم

‫من با تو می‌آم

‫کجا میری؟

‫نازو

‫نازو

‫خدای من!

‫زوبین

‫چی؟

‫چی؟

‫چی به...!

‫زوبین

‫چی میشه؟ چی اتفاق افتاده؟

‫من آدم کنترل‌گر هستم

‫من کسل‌کننده‌ام

‫من کسل‌کننده‌ام

‫دیگه چی گفت؟

‫من بدون خودانگیزه‌ام

‫- این یه کلمه نیست ‫- من بهش نشون می‌دم

‫می‌تونم مثل آتیش باشم

‫تلپ و زنده

‫بهش چی میگن؟

‫زوبین، یه مدتی دراز بکش بهتره

‫روبی

‫می‌دونی؟ ‫سه روز گذشته کسالت‌بارترین...

‫...روزهای زندگیم بود

‫...روزهای زندگیم بود

‫تمام مشکلاتم انگار یه آلبوم از بزرگترین موفقیت‌هاشه

‫و حالا، با مردی دیگر نازو...

‫همینه

‫کافیه. دیگه بسه

‫همینه کافیه

‫کافیه

‫فقط می‌خوام خوشحال باشم

‫گوش کن

‫فقط می‌خوام خوشحال باشم

‫اشکالی نداره به اطراف نگاه کن

‫اشکالی نداره فقط به اطراف نگاه کن

‫آره

‫آره حق با توئه

‫حق با توئه

‫این جشن عشقه درسته؟

‫آره

‫بیایید جشن بگیریم

‫برادرم

‫دوستت دارم

‫دوستت دارم

‫دوستت دارم بیایید جشن بگیریم

‫دوستت دارم بیایید جشن بگیریم

‫بیایید جشن بگیریم دوستت دارم

‫دوستت دارم

دانلود بروز ترین فیلم و سریال هندی از وبسایت و اپلیکیشن بهارات مووی "baharatmovie"

‫ببین سناریو چقدر قشنگ شکوفا شده

‫اون نور توی مسیرم رو پیدا کردم

‫اون نور توی مسیرم رو پیدا کردم

‫مثل سپیده‌دمه

‫بیایید اوج بگیریم

‫توی آسمون باز

‫شور و حال

‫کمرویی ظرافت

‫کمرویی ظرافت

‫لمس سبک که نزدیک‌ترت می‌کنه

‫تو این لحظه بمون

‫با شادی برقص

‫ببین توی همه رنگ‌ها غرق شو

‫ببین توی همه رنگ‌ها غرق شو

‫ببین رویاهای درهم‌پیچیده اندازه آسمون شدن

‫رویاهای درهم‌پیچیده

‫دل دیوونه من

‫ببین چطور با ابرها یکی شده

‫ببین چطور با ابرها یکی شده

‫رویاهای درهم‌پیچیده

‫دل دیوونه من

‫دل دیوونه من

‫ببین رویاهای درهم‌پیچیده اندازه آسمون شدن

‫رویاهای درهم‌پیچیده

‫رویاهای درهم‌پیچیده

‫دل دیوونه من

‫دل دیوونه من

‫دل دیوونه من

‫رویاهای درهم‌پیچیده

‫رویاهای درهم‌پیچیده

‫بس کن

‫به جهنم با نازو تو

‫به جهنم با نازو تو

‫تو بهترشو لایق هستی

‫تو آدم خوبی هستی

‫نمی‌تونی یه تعریف درست کنی؟

‫کردم دوتا

‫باشه

‫بجنب پاشو

‫چی؟

‫یک Airbnb پیدا کردم پاشو

‫آقای خودجوش

‫تو نتونستی تحمل کنی

‫من دوباره برمی‌گردم

‫من دوباره برمی‌گردم

‫یه چیزی بگو

‫تو همیشه راننده تعیین‌شده توی کالج بودی نه؟

‫بابا

‫چطور اینجا اومدیم؟

‫مدارکت

‫بابا اون از انگلیسی‌های اینجا کلافه‌ست

‫لطفاً بنگالی رو هم بهش اضافه نکن

‫چطوری روبایات؟

‫روبایات؟ ‫ ‫1356 ‫اسمت روبایاته؟

‫اسم من روبیه

‫ما اسمش رو روبایات گذاشتیم

‫ما کی؟

‫فقط منو تو اینجا می‌بینم

‫خوب به نظر می‌آیی

‫حالم خوبه

‫پیر به نظر می‌آیی

‫پیرم

‫دستگاه قهوه‌ساز جدید

‫بالاخره دست به جیب شدی

‫تنها زندگی می‌کنم

‫پس هزینه‌هام نصف شده

‫پس هزینه‌هام نصف شده

‫هنوز کارهای غیراخلاقی می‌کنی؟

‫آره نقشه‌ام برای رفتن به جهنم تغییر نکرده

‫لا ادب هیچی...

‫لا ادب هیچی...

‫یه چیزی بگو ببینم کلمه «ادب»...

‫...فقط برای زن‌ها معنی داره؟

‫مردها آزادی کامل دارن که بی‌ادب باشن

‫تقریبا یه جور تعریفه

‫ولی یه کلمه کامل برای ما زن‌ها ساخته شده

‫«ادب»

‫- حرف الکی نزن ‫- پس چی کار کنم؟

‫توی یه گوشه بشینم آرام؟ و بعد، یه روز خوب خونه رو ترک کنم

‫- مثل مامان ‫- روباعیات!

‫اسمم روبیه

‫اسمم روبیه

‫سیب‌زمینی و «پوری»... ‫(نان سرخ‌کرده)

‫«لوچی» (نان سرخ‌کرده)

‫لطفا من علاقه‌ای ندارم

‫به چی؟

‫به حرف‌های الکیت

‫عاشقشم و همه این حرفا چرندیات

‫عاشقشم و همه این حرفا چرندیات

‫ولی من عاشقش نیستم

‫من عاشقش نیستم

‫من عاشق شهنازم

‫شهناز؟ شهناز کیه؟

‫شهناز نامزد منه

‫بود

‫داشت نامزدم می‌شد

‫بی‌خیال

‫روبى داره کمکم می‌کنه و منم بهش کمک می‌کنم

‫روبى داره کمکم می‌کنه و منم بهش کمک می‌کنم

‫توی مرتب کردن امور مالی و افتتاح کافه‌ش

‫کافه؟

‫آره بعد از اینکه از بانک نجاتش دادم

‫بله نقشه‌ش همینه

‫برای این کار به کاغذبازی نیاز داشتیم بنابراین...

‫پس روباعیات کارشو ترک می‌کنه؟

‫نمی‌دونم

‫نباید ترک کنه

‫- کار مهمیه ‫- مهم؟

‫ساختن پورن چه اهمیتی داره؟

‫اگه روبی نبود قطعا یه فیلم آبی بود

‫روبى مردم رو ایمن نگه می‌داره راحتشون می‌کنه

‫روبى مردم رو ایمن نگه می‌داره راحتشون می‌کنه

‫تا مردم بیشتری بتونن فیلم بسازن

‫ها؟

‫اگه اینا رو نسازن چی میشه؟

‫هیچی

‫می‌تونی تظاهر کنی که...

‫می‌تونی تظاهر کنی که...

‫...کلمه‌ای مثل سکس توی دیکشنری وجود نداره

‫روزنامه رو میارم

‫روزنامه رو میارم

‫دست و صورتت رو بشوی احمق

‫روبی

‫هر رابطه‌ای یه معامله‌س

‫باشه

‫چه بلایی سرت اومده؟

‫چه بلایی سرت اومده؟

‫همه روابط زندگیت

‫با همه مردان و زنان که می‌شناسی

‫همه‌شون معامله هستن

‫مثل رابطه من و تو

‫تو کمکم می‌کنی منم کمکت می‌کنم

‫جز یکی

‫رابطه‌ت با پدرت

‫رابطه‌ت با پدرت

‫روبی، اون هیچ چیز در ازای اون نمی‌خواد

‫حتی الانم

‫پرسیده بودی...

‫پرسیدی...

‫...چطور کسی هنوز می‌تونه در سال ۲۰۲۲ والدینش رو دوست داشته باشه؟

‫این‌طوری.

‫خوبه.

‫ولی هیچ ایده‌ای نداری که بچگیم رو چه‌طوری گذروندم.

‫نمی‌دونم.

‫هر جوری که بوده...

‫...الان فقط شما دوتا هستید.

‫سعی کن.

‫یک‌بار.

‫برات درست کردم.

‫نه.

‫واقعا خوبه.

‫شنیدم داری کافه باز می‌کنی.

‫چرا قایمش کردی؟

‫خوبه.

‫حداقل اون کار رو ترک می‌کنی.

‫اون کار رو دوست دارم.

‫پس چرا کافه باز می‌کنی؟

‫نمی‌دونم.

‫بچگی می‌دیدمت پشت کانتر.

‫احساس می‌کردم کار باحالیه.

‫هندی‌ها می‌اومدن.

‫برای نوشیدن چای بعدازظهر.

‫اون دستور مامانت بود.

‫هل، میخک، دارچین...

‫باشه. نمی‌تونم.

‫نمی‌تونم.

‫گفتی الان فقط ما دوتا موندیم.

‫ولی چرا فقط ما دوتا؟

‫چون اون باعث شد مامان بره.

‫وقتی ازش پرسیدم، هیچی.

‫کاملا سکوت کرد.

‫وقتی سعی کردم پیداش کنم...

‫...اصلا کمکم نکرد.

‫انگار اصلا براش مهم نبود.

‫چرا فرار کرد؟

‫چون از تو و خساست خسته شده بود.

‫مثل من.

‫مثل من.

‫می‌دونی. تنها بچه مدرسه بودم که...

‫...هیچ‌وقت نمی‌تونستم به اردو برم، هیچ‌وقت اسباب‌بازی جدیدی نداشتم.

‫همیشه خیلی، خیلی شرمنده بودم.

‫سعی کردم.

‫- بشین. ‫- نه. مرسی.

‫- بشین. ‫- نه. مرسی.

‫من باعث نشدم بره.

‫من باعث نشدم بره.

‫خودش از عمد رفت.

‫نمی‌خواست زندگی مهاجرتی داشته باشه.

‫چای‌فروشی. فقر. من و تو.

‫نمی‌خواست.

‫برخلاف کشورمون، ازدواج سنتی اینجا...

‫به معنی حبس ابد نیست.

‫به معنی حبس ابد نیست.

‫پس رفت.

‫یه خارجی پیدا کرد...

‫که می‌تونست همه‌چیز بهش بده.

‫که می‌تونست همه‌چیز بهش بده.

‫قبل از اینکه بره گفت...

‫که سعی نکنم پیداش کنم.

‫که سعی نکنم پیداش کنم.

‫به همین خاطر نذاشتم باهاش حرف بزنی.

‫چون اون نمی‌خواست صحبت کنه.

‫آره. خسیس بودم.

‫چون هر ماه با ورشکستگی مواجه بودم.

‫چون هر ماه با ورشکستگی مواجه بودم.

‫اگه نتونی اینجا از بچه نگه‌داری کنی...

‫خدمات بچه، بچه‌ات رو ازت می‌گیرن.

‫نمی‌خواستم این اتفاق بیفته.

‫نمی‌خواستم این اتفاق بیفته.

‫گوش کن.

‫ازش متنفر نیستم.

‫ولی می‌خواستم مطمئن شم تو ازش متنفر نشی.

‫فکر کنم زیادی موفق شدم.

‫چرا قبلا اینا رو به من نگفتی؟

‫من پدرت هستم.

‫من پدرت هستم.

‫کارم اینه که از تو در مقابل تمام منفی‌گرایی‌ها محافظت کنم.

‫ببین روبایت

‫روبایت، من پیرم

‫روبایت، من پیرم

‫مال یه نسل دیگه‌ام

‫نمیفهمم چی کار میکنید

‫ولی قبوله

‫همه والدین این‌جوری فکر می‌کنن

‫پدر و مادر منم فکر می‌کردن اگه از هفت دریا بگذرم

‫و برم انگلیسی بخونم، می‌رم جهنم

‫و برم انگلیسی بخونم، می‌رم جهنم

‫هر نسلی با انتخاب‌های نسل بعدی مشکل داره

‫اشکالی نداره

‫اگه این اتفاق نیفته، چطوری شماها شورش می‌کنید؟

‫اگه این اتفاق نیفته، چطوری شماها شورش می‌کنید؟

‫ببین

‫نمیتونم یه شبه اینطوری بشم

‫چی می‌گید شما؟ باحال

‫اما

‫نیمه‌گرم قبوله؟

‫پدر

‫چه شوخی بابایی‌ای

‫ولی من بابام دیگه

‫باشه

‫امید زیاد ندارم. ولی...

‫بیاین امتحان کنیم

‫لوسی (نان سرخ‌شده)

‫هنوز ناراحتی

‫آره. دقیقا مثل توام

‫آره. دقیقا مثل توام

‫چه حمله‌ای کردی!

‫می‌تونی بخوریش

‫کتاب دستور غذاهام

‫برای کافه جدیدت به درد می‌خوره

‫ببین

‫میتونم خشمتو تحمل کنم

‫ولی این دوری و بی‌توجهی...

‫ولی این دوری و بی‌توجهی...

‫قبول نیست

‫خب روبایت

‫می‌کشمت

‫داری از کتابی که اسم تو ازش گرفته شده نقل می‌کنی

‫خیلی بی‌حاله

‫سلام

‫ببین چی آوردم

‫امروز چیکار می‌کنه؟

‫میره تعطیلات

‫چرا اینقدر به آینده من علاقه داری؟

‫قرارمون برای کار بانکی بود، نه؟

‫اون قرار با روبی بود

‫اون قرار با روبی بود

‫من به فکر آینده روبایت هستم

‫چرا؟

‫چون اون دوستم هست

‫و من دوستش دارم

‫بهت گفتم عاشقم نشی

‫نیستم

‫روبی تقریبا غیرممکنه که عاشقش بشم

‫ولی روبایت

‫اون پتانسیل داره

‫یه اسمی که میتونه از پس زندگی خونوادگی بربیاد...

‫زندگی خونوادگی تو

‫ماشین رو می‌زنم به درخت

‫خودکشی دوتایی. چقدر رمانتیک!

‫خودکشی دوتایی. چقدر رمانتیک!

‫خوشحالم که باهات آشنا شدم

‫آره. منم همین‌طور

‫شماها خیلی بامزه‌اید. حالم داره به هم می‌خوره

‫خوبه

‫ولی؟

‫نظر واقعی؟

‫مال عمو بهتر بود

‫می‌دونستم! لعنتی!

‫باید یه آشپز استخدام کنم

‫باید یه آشپز استخدام کنم

‫همه چیز برای جلسه بانک مرتب شده

‫بر اساس تاریخ و دسته‌بندی

‫خدای من! باز پس رفت

‫درمان بی‌فایده بوده

‫بامزه

‫بامزه

‫رباعیات.

‫چه اسم قشنگیه.

‫حتی شروع کردم به خوندنش.

‫ببین.

‫بیخیال. شاید یه امیدی باشه. ‫آره.

‫شاید قشنگ‌ترین ‫سفر زندگیت...

‫...همون باشه که برنامه‌ریزی نشده.

‫به دوراهی‌های غیر منتظره.

‫من یه سفر قشنگم.

‫به سلامتی.

‫به سلامتی.

‫با شهناز صحبت کردی؟

‫نه.

‫- نمی‌خوای حرف بزنی؟ ‫- می‌خوام.

‫- نمی‌خوای حرف بزنی؟ ‫- می‌خوام.

‫مطمئن نیستم ‫که اون بخواد حرف بزنه.

‫باشه. قبوله.

‫بذار یه چیزی امتحان کنیم. باشه؟

‫پنج تا چیز ‫که ازش بدت میاد بگو.

‫چیزی به ذهنم نمیاد.

‫چیزی به ذهنم نمیاد.

‫زوبین، این‌قدر بزدل نباش.

‫ازش می‌ترسی، مگه نه؟

‫نه.

‫بیخیال.

‫درس آخر.

‫من شهنازم.

‫باشه. ‫الان دیگه ترسوندی.

‫بگو. ‫با من چه مشکلی داری؟

‫چک کن. حتماً تماس مامان یا باباست.

‫چک کن. حتماً تماس مامان یا باباست.

‫- نگران میشن. ‫- بگو، بزدل.

‫این رفتار ترسناک چیه؟

‫روبی! رباعیات!

‫این پیراهن مورد علاقه منه.

‫بود.

‫نمی‌فهمم. ‫چی شده؟

‫نمی‌فهمم. ‫چی شده؟

‫توی پنج روز گذشته ‫با پنج مرد بودم.

‫و تمام مدت بیدار بودم.

‫چی می‌خوای بگی؟ ‫بزدل.

‫بگو، تو...

‫حتی نمی‌دونم یعنی چی.

‫نمی‌دونی یعنی چی.

‫نمی‌دونی یعنی چی.

‫دفعه بعد یادداشت بردار. ‫با دو مرد خواهم بود.

‫شاید سه مرد. ‫شاید یکی از-

‫تو یه مزاحم لعنتی هستی!

‫هیچ وقت منو جدی نگرفتی.

‫می‌خوای با من ازدواج کنی ‫فقط به خاطر اینکه جفتمون پارسی هستیم.

‫می‌خوای با من ازدواج کنی ‫فقط به خاطر اینکه جفتمون پارسی هستیم.

‫و نَفَست خیلی بد بو هست.

‫چهار. خیلی خوب بود.

‫راست میگی؟ ‫مسواک نمیزنه؟

‫راست میگی؟ ‫مسواک نمیزنه؟

‫نه سه بار در روز با تایمر.

‫کی هستی؟

‫نازو.

‫شهناز.

‫دوست‌دخترش.

‫باشه. پس داشت می‌گشت ‫دنبال زوبین.

‫و من نمی‌دونستم...

‫ولی از چیزی که داره می‌گذره خوشم میاد.

‫میشه نگاه کنم؟

‫گم شو، کویین.

‫داری تعقیبش می‌کنی.

‫تماس گرفتم.

‫سه بار.

‫سه بار.

‫موقعیت همدیگه رو برای هم آشکار کردیم.

‫امنیت.

‫این زوبین هست.

‫نازو، تو لندن چیکار می‌کنی؟

‫نازو، تو لندن چیکار می‌کنی؟

‫- میشه اینو باز کنی؟ ‫- می‌دونی؟

‫این همه پیشنهاد ازدواج ‫از پارسی‌ها گرفتم.

‫همه رو رد کردم.

‫پس عاشقشی.

‫متأسفم.

‫متأسفم.

‫اما میشه خواهش کنم که ‫از این ماجرا کنار بکشی؟

‫نمیدونم چقدر بهت پول داده.

‫نآزو نآزو اون...

‫فکر کردم چون زنی...

‫فکر کردم چون زنی...

‫...اینقدر سریع قضاوت نمی‌کنی ولی...

‫درموردت قضاوت نکردم.

‫این زندگی توئه. هر کاری دلت می‌خواد کن.

‫نه که بودنش بد باشه ولی من جنده نیستم.

‫نه که بودنش بد باشه ولی من جنده نیستم.

‫از زباله‌دونی پیداش کردم و آوردمش خونه.

‫نمیدونم چطور دوستم شد.

‫باشه جدی لطفاً باز کن.

‫باشه جدی لطفاً باز کن.

‫روی رفیقت سوار شدی و پشت سر دوست دخترش حرف میزنی...

‫...واسه تو طبیعیه.

‫درسته؟

‫اگه دوست دخترش بهش خیانت کنه و با نصف بمبی بخوابه...

‫...اون مجازه.

‫بچه‌ها!

‫خواهش می‌کنم یکی من رو باز کنه؟

‫ببخشید.

‫الان متوجه یه چیزی شدم.

‫ما دوتا داریم سر این احمق بحث می‌کنیم.

‫و هیچ‌کدوم از ما دوست دخترش نیست.

‫تا چند روز پیش هایلایت زندگیش این بود که...

‫...استاد خوابوندن دخترا بود.

‫...استاد خوابوندن دخترا بود.

‫یعنی این بده.

‫باشه روبی.

‫بازم کن.

‫همین الان.

‫روبی. ‫روبی!

‫- اینجا چه غلطی می‌کنم؟ ‫- نآزو.

‫جدی میگم.

‫فومو.

‫فومو.

‫آره.

‫تصور کن اینو.

‫یه روزی زوبین اینقدر باحال بشه که...

‫...بخوام حسودی کنم.

‫چقدر بی‌حال.

‫مرسی.

‫یه چیزی بگو.

‫چرا اون روز باهاش نیومدی؟

‫از خیانت خوشم نمیاد.

‫از خیانت خوشم نمیاد.

‫اما بعد از یک سال با زوبین بودن...

‫...هر کسی ممکنه دور و برش رو نگاه کنه.

‫...هر کسی ممکنه دور و برش رو نگاه کنه.

‫فقط راجع به اون صحبت نمیکنم.

‫منظور...

‫چرا هندی‌ها از این کلمه می‌ترسن؟

‫من شهروند بریتانیا هستم.

‫پاسپورت کشورت رو تعیین نمی‌کنه.

‫باشه بچه‌ها جدی.

‫کافیه. میشه منو باز کنی؟

‫زوبین این مهمه.

‫نمی‌ترسم.

‫ولی تو هند به کسی...

‫...بخصوص به پدر و مادرت گفتن که داری با دوست‌پسر قطع رابطه می‌کنی.

‫...بخصوص به پدر و مادرت گفتن که داری با دوست‌پسر قطع رابطه می‌کنی.

‫چون حوصله‌سربره...

‫میشه تصور کنی همچین مکالمه‌ای رو؟

‫میشه تصور کنی همچین مکالمه‌ای رو؟

‫علاوه بر این، جدول زمانیش.

‫خوردن، نوشیدن، بیدار شدن، گریه، خوابیدن.

‫همه چیز برنامه‌ریزی شده‌س.

‫- هیچ... ‫- خودجوشی‌ای نیست.

‫این بازخورد رو از خیلیا گرفتم.

‫این بازخورد رو از خیلیا گرفتم.

‫اون روز حس کردم...

‫...این زندگی منه.

‫و من...

‫...اگه اینجوری ادامه بدم، خلق و خویم تغییر می‌کنه.

‫...اگه اینجوری ادامه بدم، خلق و خویم تغییر می‌کنه.

‫نمی‌تونستم.

‫فقط نمی‌تونستم.

‫تو اشتباه نکردی.

‫تنها مشکلت این بود که بهش فرصت برای تغییر ندادی.

‫آره. خیلی مشکلات داره

‫ولی مشکلات هم حل شدنی هستن

‫هر دوتاتون باید ‫یه جایی بشینید و حرف بزنید

‫فردا صبح باید برم سر کار

‫فردا صبح باید برم سر کار

‫پس لباس‌هاتو بپوش و برو

‫قراردادمون تموم شد

‫وای

‫وای

‫عزیزم

‫هر چی باهاش کردی...

‫...بخشمیدم

‫بخشمیدی؟

‫باشه

‫خوبه

‫این چطوره؟

‫هر چی تو این پنج روز اتفاق افتاد...

‫هر چی تو این پنج روز اتفاق افتاد...

‫...پاک کن

‫هیچ وقت راجع بهش از هم سوال نمی‌پرسیم

‫قبوله؟

‫ولی...

‫باشه

‫این حس درسته

‫از مجرد بودن بدم می‌اومد

‫از مجرد بودن بدم می‌اومد

‫تنها بودن حس عجیبی داره، آره؟

‫آره؟

‫می‌دونی

‫نه

‫در واقع نمی‌دونم

‫- نازو ‫- زوبین

‫صبر کن

‫صبر کن

‫این وظیفمه

‫با من ازدواج کن

‫گوش کن

‫می‌دونم کارهایی کردم ‫که نباید می‌کردم

‫ولی بهت گفتم

‫پاکش کن

‫پاکش کن

‫نه

‫داری انتقام می‌گیری؟

‫نه

‫نمی‌خوام پاکش کنم

‫روبی و تو...

‫نه

‫نمی‌دونم

‫ولی اون مسئله نیست

‫ولی اون مسئله نیست

‫اون چیزهایی که گفتی...

‫الان فهمیدم

‫دیگه یادم نمیاد آخرین باری که مجرد بودم کی بود

‫تقریبا مثل...

‫...می‌ترسیدم تنها باشم

‫قبلا اینجوری بودم

‫معذرت می‌خوام، نازو

‫دارم تغییر می‌کنم

‫این چیزی نیست که تو هم می‌خواستی؟

‫آره

‫این چیزی بود که می‌خواستم

‫این چیزی بود که می‌خواستم

‫ولی نه اینجوری

‫"گرسنگی بهتر از غذای بی‌مزه است"

‫چی؟

‫از یه کتاب که دارم می‌خونم

‫خط بعدی رو می‌دونی؟

‫"تنهایی بهتر از سازش است"

‫"تنهایی بهتر از سازش است"

‫"یه خورده نور خورشید تو دستام داشتم"

‫"یه خورده نور خورشید تو دستام داشتم"

‫"تو جستجوی سایه یه کم خاموش شدم و یه کم سوختم"

‫"تو جستجوی سایه یه کم خاموش شدم و یه کم سوختم"

‫"قلبم بین ابرها گم شده بود"

‫"قلبم بین ابرها گم شده بود"

‫"پرتوی خورشید پنجره رو باز کرد"

‫"طلوع تو راه بود"

‫"آسمون پراکنده بود"

‫"آسمون پراکنده بود"

‫"قطرات راه رو باز کردن"

‫"و یه رنگین‌کمان توی دل من ساخت."

‫"غم داره بال می‌گیره."

‫"غم داره بال می‌گیره."

‫"غم داره با بقیه قاتی میشه."

‫"غم داره یه جایی توی خواب‌های من زندگی می‌کنه."

‫"غم داره یه جایی توی خواب‌های من زندگی می‌کنه."

‫نترسیدی؟

‫برای چی؟

‫اگه شماها همدیگه رو پیدا نمی‌کردید چی؟

‫مشکل داستان‌های عاشقانه همینه.

‫مشکل داستان‌های عاشقانه همینه.

‫تنهایی رو خراب کردن.

‫این مفهوم رومانتیک نیمه گمشده چیه؟

‫یه نفر تو زندگی‌تون پیدا میشه...

‫یه نفر تو زندگی‌تون پیدا میشه...

‫...که شما رو کامل می‌کنه.

‫در اصل، خوشبختی‌تون بستگی به یه نفر دیگه داره.

‫نه. چیزی که باید نگرانش باشیم...

‫نه. چیزی که باید نگرانش باشیم...

‫...کاملاً خودمون رو کامل کنیم.

‫"غم داره بال می‌گیره."

‫"غم داره با بقیه قاتی میشه."

‫"غم داره با بقیه قاتی میشه."

‫"غم داره یه جایی توی خواب‌های من زندگی می‌کنه."

‫"غم داره یه جایی توی خواب‌های من زندگی می‌کنه."

‫"این لحظه‌ها پر از حماسه‌ست."

‫"این لحظه‌ها پر از حماسه‌ست."

‫"میگه توی لحظه زندگی کنیم."

‫"نفس‌ها تپش دارن."

‫"نفس‌ها تپش دارن."

‫"میگه توی کلمات زندگی کنیم."

‫"آدم‌ها خاطرات زیادی دارن."

‫"آدم‌ها خاطرات زیادی دارن."

‫"میگه شادی زندگی کنیم."

‫"کلمات پر از خواسته‌ست."

‫"کلمات پر از خواسته‌ست."

‫"میگه رنگارنگ زندگی کنیم."

‫هی!

‫عمو!

‫وای!

‫همه این...

‫تو اینجا؟

‫چه خبره؟

‫یه کافه باز کرده. یه آشپز خوب لازم داره.

‫یه کافه باز کرده. یه آشپز خوب لازم داره.

‫خدا رو شکر.

‫ولی روبی... روبایات...

‫روبی کافیه.

‫روبی کافیه.

‫چه کار میکنه؟

‫بهترین کاری که بلده.

‫به مردم کمک میکنه.

‫- درمانگر شده. ‫- نه. داره درس می‌خونه.

‫ولی این روزا داره مردم رو ترغیب میکنه.

‫ولی این روزا داره مردم رو ترغیب میکنه.

‫پول؟ بانک؟

‫تو که راجع به پول می‌دونی.

‫اون خوب نیست. من خوبم.

‫یه مقدار پول پس‌انداز کرده بودم. به کار اومد.

‫چای می‌خوری؟

‫چای می‌خوری؟

‫پدر، اون حتی نمی‌تونه انگلیسی رو درست بفهمه.

‫شروع کردی به بنگالی صحبت کردن.

‫کی تو این کشور لعنتی انگلیسی حرف میزنه؟

‫تو داری منو دنبال می‌کنی؟

‫آره.

‫جدی میگی؟

‫جدی میگی؟

‫این همه اعتمادی که به درمانت داری؟

‫اومدم قهوه بخوام.

‫جلسه بعدی ساعت ۲ هست.

‫راه برو و حرف بزن. کلی کار دارم.

‫می‌بینم.

‫بالاخره، از کمک پدرت استفاده کردی.

‫هیچ گزینه دیگه‌ای نداشتم.

‫مستقیم رفت بانک.

‫جهنم چی؟

‫هردوشون با هم میرن.

‫جدی میگم.

‫چرا اومدی اینجا؟

‫اومدم خواستگاری.

‫اِی بابا!

‫مثل «روبی» رفتار نکن. حداقل بزار حرفم رو بزنم.

‫دوستی از عشق نایاب‌تره.

‫دوستی از عشق نایاب‌تره.

‫استاد گورو.

‫با مزه بود.

‫میدونی، یکی رو پیدا می‌کنی و فکر می‌کنی.

‫آره. از این خوشم میاد.

‫آره. از این خوشم میاد.

‫بیا با هم کارها رو انجام بدیم.

‫یاد گرفتم تنها بمونم.

‫ولی دلم برای داشتن یه دوست تنگ شده.

‫ولی دلم برای داشتن یه دوست تنگ شده.

‫روبی، کل زندگیم رو...

‫...توی شعاع ۲ کیلومتری از محل زندگیم گذروندم.

‫حالا می‌خوام دنیا رو ببینم.

‫هیچ برنامه خاصی ندارم.

‫فقط یه سفر رو شروع کردم.

‫ببینیم چی پیش میاد.

‫زوبین بدون برنامه.

‫زوبین بدون برنامه.

‫هِی! تو بهترین چیزی بودی که هیچوقت براش برنامه نداشتم.

‫زوبین، خیلی شیرین بود.

‫و واقعیت داشت.

‫من به مدت شش ماه تو لندنم.

‫انتقال.

‫بعد از اون نمی‌دونم کجا خواهم رفت.

‫بعد از اون نمی‌دونم کجا خواهم رفت.

‫فقط می‌دونم که نمی‌خوام حذفتم کنم.

‫دوستیم؟

‫باشه. دوستیم.

‫باشه. دوستیم.

‫"این لحظه رو در آغوش بگیر."

‫"این لحظه زندگیته."

‫نمی‌شه.

‫نمی‌شه.

‫خب، الان واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم.

‫مطمئنی که داری باهام لاس نمی‌زنی؟

‫اِی، روبایت.

‫کی دیگه میگه لاس زدن؟

‫الان نه.

‫ولی درباره آینده تضمینی نمی‌دم.

‫میدونستم. تعقیب کننده.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.