Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
نمیدونم واسه چی معطل میکنه
اگه شما هم قرار بود اخراج بشی ، عجله نمیکردی درسته ؟
جناب کشیش " فالون "، اخراج نشدن
ببینید ، دخترشون داره میاد
امروز صبح پدرم قصد داشتن موعظه بدرود خودشون رو بگوش شما برسونن
ولی همونجوری که همه شما خبر دارین ایشون بیمار هستن
و امروز نمی تونن در کنار شما باشن
ولی موعظه خودشون رو برای من نوشتن طبق روال تمام این سال ها
من باخودم آوردم و براتون می خونم
دوستان ، امروز پس از سال ها حضور در این کلیسابعنوان خدمتگذار پروردگار
که او را ستایش میکنیم ، شما را ترک خواهم کرد
کسی که این کلام را در دهان من گذاشت
و رنج عبادت را درقلب من نهاد تا مورد اجابت وی قرارگیرد
من به لطف پروردگار ، بسیاری از شما راغسل تعمید دادم
در مراسم ازدواج برخی از شماها حضور داشتم
و همچنین در خاکسپاری عزیزان شما
سخنان زیبایی از چیرگی پروردگار داشتم
که همراه با رستگاری بود
صمیمانه عاشق این بودم که مابقی عمر خود را کشیش شما باشم
و امید داشتم بر این منبر ، زندگی کنم و بمیرم
ظاهر آشخص دیگری مناسب شما درنظر گرفته شده است
مردی جوان که راهنما و خادم شما باشد
هرچند شما را ترک میکنم ولی از پروردگار رویگردان نمیشوم
مطمئنن خداوند و لطف او تا پایان عمر همراه من خواهد بود
من تا ابد در خانه پروردگار و اقامت خواهم نمود
برای رفع عطش ، در این وصیتنامه نوشیدنی یافت میشود
تا خداوند چوپان من است ، من درخواستی ندارم
او مرا در این چمنزار قرار داده
او مرا به درون آب های روان هدایت ساخته
او مرا ...
تا هر آن کجا اراده کند
این پیام وداع من با شماست
می بینی وسط جمله مکث کرد
پدرم فوت کرد
پنج دقیقه پیش تو دستای خودم از دنیا رفت
پیش از اینکه بتونه پیامش رو برای شما به آخر برسونه
ولی من برای شما به آخر میرسونمش ، خانم " فالون "
اخباری که شما آوردین خیلی دردناک بود ولی من شدیدا تصور میکنم مناسب بود
شما سرگروه موزیک کلیسا هستین ، آقای " سیمپسون "
از شما میخوام به چیزی که باید بگم گوش کنین
ون این گروه شماست که مسبب تمام این دردسرها میشن
اگه میخواین میتونین برید
پدرم برای دلهای تهی موعظه میکرد برای منم مهم نیست که برای نیمکت های خالی موعظه کنم
پدرم مرد و شماها اونو کشتین
شما اونو به صلیب کشیدین که یقیناً مصلوب بود
اون از ناامیدی و دل شکستگی و نمک نشناسی مرد
اون زندگیشو وقف خدمت بشما کرد درحالیکه پیر و فرسوده شده بود
شما اونو دور انداختین
شماها با اتومبیل های خودتون به کلیسا اومدین اون همیشه پیاده قدم میزد
بعد از ۲۰ سال خدمت بشماها هیچ پولی پس انداز نکرد
تا در یک مزار شایسته ، قبر بخره ، اونجا
الان وقت گفتن این حرفا نیست
و باید از شما بخوام که یادتون باشه شما در خانه خدا هستین
کدوم خدا ؟ خدای کی ؟ خدای شما ؟
اینجا خونه خدا نیست، اینجا مکان دیدار رباکارهاست
- تو عقلتو از دست دادی - منم برای کسی که گوش نمیکنه همینم ...
خب برید ! بیرون !
شماها این کلیسا رو راه انداختین ولی من میخوام برای یکساعت خودم اداره-ش کنم
میخوام موعظه ای کنم که پدرم قرار بود قرائت کنه
انجیل میگه : ارزش کارگری ، به دستمزدیه که تعیین میشه
ولی شما چیزی که راننده خودتون میدین به کشیش خودتون نمی دین
منم بدون هزینه برای شما کار کردم
من با کمک اون به شما خدمت کردم برای همین شما هم باید به حرف گوش کنین
مجبور نیستم از روی نوشته بخونم
اینو از روی انجیل میگم و میدونم که از روى قلبه
میخوام امروز صبح از روی سوره بخونم
فصل ۲۳ از انجيل "متا "
همونجوری که مسیح به کاتبان و " فریسی ها گفت ، من بشما میگم
وای بر شما ریاکاران که بیوه ها را در خانه گذاشتید
و مدتهاست به عبادت تظاهر میکنید
تو دیوانه ای زن ، از اون منبر برو پایین !
تو خودت دیوونه ای ، بده به بقیه ما با توام " فلورنس"
چه کسی میان شما روحش بیمار است ؟
چی کسی میان شما ناله میکند ؟
چه کسی از شماها بخشنده و فروتنه ؟
برخی از شماها ۲۰ ساله به حرف های پدرم گوش دادین
و یک کلمه از حرف های اونو یادتون نمیاد ولی اینو یادتون هست
اعتدال پیشه کنید
و من میتونم نام فروشنده های قاچاقی مشروبات رو ببرم
شما وانمود میکنین آدم خوبی هستین من میدونم شماها حقه میزنین
همسران و شوهران
میتونم نام شما رو بلند اعلام کنم ؟
چرا فرار میکنین ؟ از حقیقت وحشت دارین ؟
برای همینه که از شر پدرم خلاص شدین ؟
شماها دزدین ، آدمکشبین ، چاپلوسین ، کافرین و دروغگو
شش روز هفته
و روز هفتم ، رباکاربن
برو ! بیرون ! همه تون !
برید بیرون تا بتونم این پنجره رو باز کنم
تا کمی هوای تازه وارد این کلیسا بشه
آفرین !
چی میخوای ؟ باور میکنی یا نه
من منتظر قطارم که منو از این شهر ببره..من " هورنسبای " هستم
برحسب اتفاق افتادم این شهر
و برام مهم نیست که بگم به تمام چیزایی که گفتی فکر کردم
این سفر برای من حکم دوصفر داره
ولی من قوز دارم که به هرحال توخالی هم نیست
میخوام باهات حرف بزنم خواهر
ولم کن ، برو بیرون
ببخشید بی مقدمه وارد شدم خواهر
شنیدم گفتی پول زیادی نمونده
تا برای جناب کشیش مزار شایسته ای فراهم بشه
من بقدر کافی پولدارم اگه اجازه بدی
نه ممنون ، خودم یه کاریش میکنم
اشتباه نگیرین
میدونم که حق ندارم درهمچین زمانی در این مورد سروصدا کنم
ولی اگه کاری از دستم بربیاد
مردم شما رو فرستادن ؟
من کسی رو ندارم
سخته
میدونم چه حسی دارین
برنامه-ت چیه ؟
برنامه ای ندارم
اونجا عالی رفتار کردی
ولی فقط میخواستی حرف خودتو به کرسی بشونی
پدرت هم همینکارو میکرد
به کجا رسیدی ؟
اون به کجا رسید؟
بعد از اینکه اونارو توی کلیسا خطاکار اعلام کردی
فکر نکنم تصمیم داشته باشی این اطراف بمونی ؟
کجا میخوای بری ؟ نمیدونم
لطفا برو ، کاری از دست تو برنمیاد
پس ببخشید
فکر کردم شاید کمکی بشه ، همین
ممنون که خیلی مهربون بودی
باید به حرف من گوش کنی خواهر چون ما هر دو در یک موقعیت هستیم
من دیگه برنامه ای ندارم
نه حرفه ای ، نه باوری و نه محدوده ای
ولی یه چیز دارم
یه راهی رو پیش بگیرم
و جواب میده
فکر میکنی همین الان اون مردم رو ادب کردی ، نه ؟
خب نتونستی ، اونا تورو ادب میکنن
فقط یک راه برای نفوذ در جمعیت وجود داره که با اونا باشیم
حالا صبر کن خواهر ، بذار تموم کنم
اگه قبول کنی تو ریاکار نیستی
موضوع اینه که طرف برنده باشی و درصدی بازی کنی
بیشتر دردسرهای مردم این دنیا مربوط به اونایی که ایمان دارن
پاسخ اینه که من ندارم
اگه نداری میتونی وانمود کنی به کسی که میخوای داشته باشی
تو از اون مردم خاطره خوشی نداری چون پدر پیرت رو کنار گذاشتن
و باعث مرگش شدن تو میخوای برگردی سراغ اونا ، درسته ؟
پس من بهت میگم چجوری
مشهور شو ، پولدار شو و بیشتر
بی حساب شو
جالب بود ؟ دارم گوش میکنم
خب حالا بیا برنامه ریزی کنیم
اول از همه چی میدونی ؟تو انجیل رو از حفظی
براحتی میتونی از توش نکته دربیاری
پدرت واعظ بود
تو هم چاپلوسی گرمی در رگهات داری
در تو نهادینه شده و باید یه کاری باهاش بکنی ، نه ؟
حالا مذهب هم من خیلی چیزای دیگه عالی میشه اگه بتونی بفروشیش
خوب نیست رهاش کنی حالا بذار بهت ثابت کنم
و من به تو قول میدهم و سوگند میخورم
این خداونده که در بهشته و تمام جهان درمسیر درست
عزیزانم ، من نمیتوانم شما را ببینم
ولی شمارا دور و بر خودم احساس میکنم
هزاران هزاران از شما فقط در یک جایگاه که خداوند باشه ، به وجد میاین
در طول موجی که حامل کلام اوست
- بسوی نهایت دستیابی به عرش اعلا
درست مت این میکروفونی که جلوی منه
- و صدای منو به گوش شما میرسونه
خانم" جانسون"
اشکال نداره یه کمی صدای رادیو کم بشه ؟
پروردگار با طول موج جهانی به شما مخابره میکنه
که به روح و قلب رخنه میکنه
دل کسانیکه آمادگی این برنامه رو دارن
من با پیام مسرت بخش بسوی شما اومدم
-بیاتو -منم خانم " هیگینز"
اجازه بدین یه تنفسی کنم آقای "جان"
چند تا نامه دارین
نامه یا پاکت؟
پاکت
و من همیشه میگم تو نمیتونی اسم یه کتابی رواز روی جلد تشخیص بدی
من برات بازش میکنم
این آهنگیه که دوباره برگشته
یه نامه هم هست
این از طرف "زبگل " موزیکه شرکت ترانه اینارو میفروشه
آقای "کارسون " عزیزم، میدونم میدونم ...
متأسفیم که این ها مناسب محصولات ما نیستن
و بدین ترتیب اینان را بشما باز میگردانیم ممنونیم و غیره و غیره
درسته
به هر حال همیشه نسبت به اینا لطف داشتن
گفتی از طرف زیکلره "؟ اره
خب اینارو از "A تا Z" فرستادیم
بعد ازZ چی ؟
Y Z x، هیچی
پس به جایی نمیرسه
تو نباید خیلی ضعف نشون بدی
چرا فکر میکنی دارم ضعف نشون میدم ؟
میدونم چه چیزی تورو شنگول میکنه
یه فنجون قهوه
حالا همینجا بشین تا من برم برات قهوه درست کنم
شما خیلی به من لطف دارین خانم " هیگینز"
اسم شمارو در وصیتنامه خودم میارم
پیش از اینکه شما وصیتنامه خودتون رو بنویسین من خیلی وقته مردم
مشکل بیشتر مردم اینه که ترسو هستن و بز دلن
لحظه ای که زمان امتحان اونا میرسه ، مخفی میشن
فرق بین انسان و ماهی گلی
اینه که انسان ستون فقرات داره
چرا خداوند به انسان ستون فقرات داد ؟
تا روی پای خودش وایسه
کاری که مردان واقعی میکنن
" بتهوون قهرمانی بزرگترین سمفونی خودشو ساختکه ناشنوا بود
"اسکار وایلد و بزرگترین دیوان شعر خودشوکر فاتحان نوشت
و میلتون، یک مرد نابینا " بهشت گمشده روبه ما داد
بخشیدن گناهکاران راحته ولی بخشیدن ترسوهانه
خداوند برنامه ای داره .به چی می خندین ؟
بشما میخندم که به من چیزی نمیاد "Z" میگی بعد از
خب ، بعد از "Z" چی میاد ؟
A - خب این یعنی چی؟
یه سوراخ خوب در دماغ بخاطر این پتوی خیس
من ؟
داشتم فکر میکردم
مث برق از من گذشت
من بشما میگم "A" یعنی چی ؟
یک همسر
حالا منو تنها بذار
قبلا میخواستم درهمین مورد باهات حرف بزنم
فقط برای خودم آرزو داشتم کاش ۳۰ سال جوونتر بودم
این شکارچی راکون کیه که هر روز صداش از رادیو پخش میشه ؟
شکارچی راکون ؟
منظورت خواهر " فالونه "؟
آره ، تاحالا دیدیش؟
کیه که اونو ندیده باشه ؟
خب
چه شکلیه ؟
فوق العاده و عالی
سخت بتونی تحلیلش کنی
شب بخیر
خوشحالم که سحرخیزیم سحرخیز باش تا کامروا باشی
من همیشه میگم
شب بخیر ، بانو ؟
از این طرف
مرسي
کی این معضل رو درست کردن ؟
ناشکری نکن
همگی عالی ، روح گرفت
حالا تا پیش از اینکه سرویس شروع بشه وقت داریم یه آهنگ دیگه اجرا کنیم
همگی ، شماره ۱۴
کاشکی یه کمی آجیل داشتم
من همیشه میگم: ساکت
مث اینکه امشب دوباره بیدارشون گذاشتیم
یه کبریت بده
آقای " هورنس بای" کارآگاه های اخراجی ترفیع میگیرن
من حواسم به کارآگاه های اخراجی هست
مراسم خاکسپاری خودته
ادامه بده ، بزن
خب پرده رو بکش
موطلاییه یا سبزه ؟
کنار اسلحه ها بمون
نذار برای خواهر موردی پیش بیاد
اون مطمئنه که حواسش به بلیت شامش هست ، نه ؟
الطف پروردگار شامل همه باد
آمین
آمین
دوستان عاشق
شما که شکیبایید
شماها که بارکش بارهای سنگین هستین
من اینجا هستم تا سنگینی بار شما روبدوش بکشم
شماهایی که تشنه و گرسنه اید
شماها که روح تشنه ای دارید
من در این جایگاه ایستادم که شبیه قفس ترس است
پشت این سکوها ، که سکوهای شک قرار دارند
من میان وحشیان و ترس و نابودی ایستاده ام
و چون من هستم ، آسیبی به من نمیرسانند
امشب عالی میگه ، شیش تا هات داگ بزنیم
همونجورى" دانيل به داریوش" میگه
پروردگار من فرشته ای را فرستاد
و دهان شیر را بست
و بشما می گویم که روح مجردی درمیان شماها نیست
پا بداخل این قفس بذارین این وحشيان آسیب میرسانند
با عشق و آگاهی به دل شما
چه کسی از میون شما | میتونه ثابت کنه که از پادشاهی خداوند وحشتی نداره ؟
کدام مرد و کدام زن ؟
هر کسی هست بلند شه ، هیچکس
کسی در میون شما نیست که به قدرت خداوند ایمان داشته باشه ؟
مگر پروردگار من " دنیل رو نازل نکرد ؟
چرا کسی دیگه نه؟
اون یارو " کولین " چش شده ؟ نمایش نمیده ؟
مگه دیشب بهش پول ندادی ؟ خب ؟
بازم مشروب ؟
از مستی میمیره
الله اكبر ، چرا کسی دیگه نه ؟
خبر ندارین که وقتی با شیر مبارزه کنینن میتونه بشما آسیب برسونه ؟
من میدونم ، شما هم میدونین ولی به شیر هم میشه حالی کرد ؟
کسی اینجا هست که جرأت پروردگار رو داشته باشه ؟
چه بر سر این ملت اومده ؟
آیا اینا میخوان خونه های خودشون رو از دست بدن ؟
کجا میری ؟
همیشه میخواستم فرار کنم و برم سیرک
ستایش بر پروردگار اینجا برادری با ایمان وجود داره
- شیرها می خورنت - نه نمیخورن ، من بستمشون
اشر اون مرد رو اینجوری نشون بده
درسته اینجوری قربان
میخواد بشما بگه من نابینا هستم ؟
ببخشید قربان
عزیزم ، امیدوارم مشکلی براش پیش نیاد
مطمئنم تا زمانیکه خواهر اینجاست مشکلی براش پیش نمیاد
بیا تو برادر و نترس ، این حیوون باهات کاری نداره
من از تو بیشتر میترسم تا از شیر
خداحفظت کنه برادر
بیا، همینجا بشین
اون احمق کیه ؟
از کجا پیداش کردیم ؟
یکی از پسرهای شهره ، تو کار هواپیماییه
واقعأ کوره ؟ - آره، مث جغد کوره
نمیدونم چقدر برای این کار میخواد
چند وقته کوری؟ چجوری شد ؟
رفتم ارتش تا دنیارو ببینم
اسمت چیه ؟
خب فکر کنم باید دنیل " باشه
دیدن چنین ایمانی ، معرکه-س
یه نابینا به این قفس اومده چون نمی بینه
پروردگار من "دنیلرو نازل نکرده ؟
الله اكبر
خدا رحمت کنه کوری که نمیتونه وحشت رو ببینه
آره ، ایمان این کور رو داشته باشین
اون به ندای پروردگارش جواب داد
که اومده وسط این شکارگاه وحوش
درست مث اینکه به ندای کشورش پاسخ داده باشه
که بره وسط جنگ با وحشیان فرانسوی
الله اکبر مردم- الله اكبر
خداحفظتون کنه دوستان
خداروشکر که اینجایین تا عاشق همه تون باشم
عملاً این پسر نابینا همه مارو شرمنده کرده
با درخشش نمونه ای از ایمان
من تورو در آغوش میگیرم
و در گوش تو راز شیرین رستگاری رو زمزمه میکنم
الله اكبر
- الله اكبر
جدا از این پرستشگاه نبض جهان با تنفر می تپه
تنفر
ولی در این دوران ، تپشی از دلشکستی وجود داره
از شما میخوام دستاتون رو به هم برسونین
هرجانشستین به دست راستی بدین
درسته برادرها، درسته خواهرها
مهم نیست کی دست کیو گرفته
نزدیکترین دست رو بگیرین
در این فضا من یک زنجیر پیوسته میخوام
از شماها میخوام یکی باشین ، نه چند تا
یکی با من و یکی با خدا
میخوام به سمت دیگری بچرخین و لبخند بزنین
بخندین و اجازه بدین نور در قلب شما بتابه
حالا حس بهتری ندارین ؟
ایمان
امشب با اینجا اومدن برادر ، به من نشون دادی
و شخصا قول میدم که روزی فرامیرسه
که ایمان تو پاداش میگیره
خداوند تورو نازل کرد همونطوری که "دنیلرو نازل کرد
اون چشم تورو باز میکنه و تو دوباره میتونی ببینی
خواهر ، میشه یادداشت کنی ؟'
وای ، نوشته شده
در کتاب مقدس ، هر کلمه در هر جایی در هر صفحه ای
تو ایمان رو نشون دادی و دوباره میتونی ببینی
الله اكبر
الله اکبر
هی، کی مرده ؟
هیچکس ولی قول میدم چند تا از ماها شدید بیماریم
قبلا از پایان روز
- " هورنس بای " دنبال تو هم فرستاد ؟- آره
اگه سر من داد میزد ، من سکوت میکردم
- درمورد تو مطمئنم- منم همینطور
این نصف هم نشد ، صبر کن تا شروع بشه
نکبت ترین گروهی که تاحالا استخدام کردم
من گردنم رو در راه جمعیت میدم
من اونارو بصورت گله ای در میارم حالا چه حسنی داره ؟
شب به شب دارم بهتون میگم
تو صف خودتون وایسین ، بدونین چی میخواین
و خدتون رو با این فرم برای شهادت آماه کنین
منظورم اینه
به من گفتی که معلول درجه یکی
وقتی داشتم لباس تنت میکردم بهت قول دادم میتونی
خودتو لنگان لنگان به داخل رولز رویس بکشونی
- رئيس من - چرا نتونی خودتو لنگ لنگان بکشونی
روی یه جفت چرخ
هفته پیش داشتی به یه اشاره خودتو مینداختی تو قفس شیر
امشب اشاره خوتو از دست دادی ، نشنیدم
پس اینو بشنو ، اگه این اتفاق تکرار بشه اخراج میشی
و میوه میشی
با محرومیت از تمام عشق اون ، در جهان تنها میشی
ده سال در اسارت بودی و تونستی اونارو تحریک کنے
من ... میتونم آقای " هورنس بای " - آره میتونی ولی با تنفس
امشب نزدیک بود منم خام کنی
تو خوب میدونی که سکسکه و الله اکبر گفتن با هم ترکیب نمیشه
تو امشب چت شده "براون"؟ مث احمق ها رفتار کردی
خب قرار بود معلول باشم
آره ولی نه از گردن به بالا
و تو فکر کردم قراره بگی
- منم معلول بودم - تو نمیتونی دندان عاج رو معلول کنی
یه سری هق هق برات ترتیب دادیم که کوه رو آب میکنه
یه جوری اجرا میکنی انگار که داری از روی دفترچه تلفن میخونی
چطور انتظار داری با یه مشت آدامسی که چخ چخ میکنی از این تجارت چیزی بیرون بکشی ؟
برنادت " هم نتونست ، تو هم که برنادت نیستی
تو یکی از خواهران صومعه هم نیستی
من حرکت میخوام ، من ارادت و نشاط میخوام
اگه نداشته باشی چطور انتظار داری مشتری ها باور کنن ؟
خواهرها این چیزارو داغ و عذاب می دونن اونارو به عرش میرسونه
اونوقت شما بی ارزش ها رو پیش میکشین بقیه هم کلاه از سرشون برمیدارن
اونا حاضر میشن جای شما بخوابن حالا اگه می بینین که مردم بطور عادی غذا میخورن
همونجوری که گفتم بهتره شما رژیم بگیرین
حالا بخارشین برید ! آدم های ناجور !
برید تو شخصیت خودتون
نمیدونم با این کودن ها چکار کنم
چرا از شرشون خاص نمیشی
حالا " فلو"، بازم بهت میگم زمان و زمان
ما نمیتونیم بدون مهارت به این نقطه برسیم
معلومه که میتونی
میدونی چراما آخر نمایش ظاهر میشیم ؟
چون اینا کارشون رو درست انجام نمیدن
نه ، چون من کارمو درست انجام نمیدم
اینا قلابی هستن " باب "، و من خبر دارم که قلابی هستن
منو یه آدمی میکنه که خوب نیستم
منظورت چیه ؟نمیدونم
خب تنها چیزی که میدونم اینه که وقتی دارم با مردم حرف میزنم
باید واقعی رفتار کنم وگرنه نمیتونم مسلط بشم
تو منو نگران کردی
شما شروع کنین به هیاهوی خودتون
این بده
چرایه اشاره ای به انجیل نمیکنین که میگه
وقتی دست راستت داره کاری میکنه نذار دست چپت متوجه بشه
میدونین چرا الان در رأس جهان نشستیم ؟'
چون حرفه ای هستیم ، نه ناشی
نمیتونین بدون حقه بازی پیش برین
به اون یارو که با چشم کور رفت تو قفسه هفته پیش چقدر پول دادی ؟
اون یارو
اگه قرار بود منتظر آدمایی مث اون بمونیم تا بیان از گشنگی میمردیم
برپایی پرستشگاه پول کلانی میخواد
میدونی نرم کردن سیاستمدارها چقدر خرج داره
که به ما اجازه بدن این انباری کهنه رو داشته باشیم
نه من نمیدونم ، درسته
نمیخوام مغزت رو نگران اینجور چیزها کنی
این آخر کار منه
خب چی میخوری بچه ؟
هر چی بدستت میرسه میخوری
نه نمیخورم ، برای نمایش اوله
من هیچوقت جایی نمیرم فرصت پیدا نمیکنم با مردم آشنا بشم
تو هزاران نفر رو دیدی
اونجوری منظورم نیست
چرا اینهمه مدت به من زل زدی ؟
تاکسی با من نباشه نمیتونم برم یه گوشه
این فقط بخاطر امنیت خودته
یادت باشه کی هستی ، داریم برند جهانی درست میکنیم
باید حواسمون به قدم هایی که بر میداریم باشه
خب این معنیش این نیست که من باید همیشه زندانی باشم نه؟
نه عزیزم ، تو خسته شدی
تو باید بری خونه و استراحت کنی
من نمیخوام بخوابم ، نمیخوام استراحت کنم
ببین ، یه کارناوال تو شهره که یه سری دوستای منم هست
من خودمو به اونا میرسونم ، حسابی خوش میگذره
خنده
تقریبا یادم رفته بود ، امشب از اول مرور میکنی
کجا باید بریم ؟
آپارتمان من چطوره ؟ فرقی نداره
هرجایی ، کلا هرجایی ، خوبه
فقط بذار بعهده رفیق قدیمیت" هورنس بای"
حالا تو خیلی کار کردی عزیزم
تو بخاطر پول اون سیب جونده ها، خیلی کار کردی
حالا لازمه یه چرت خوب بزنی
پدر هم کفشاتو درمیاره
باهمدیگه دلقک بازی در میاربم
با همیدگه هورا میکشیم
وقتی دیوونه میشی ، دیوونهت میشم عزیزم
تو خیلی خوشگلی
سلام رئیس ، سلام خواهر مستقیم برو ، کاری به من نداشته باش
نه چیزی دیدی ، نه چیزی شنیدی ، نه حرفی زدی
میدونم چی میخوای بگی
- نه تشکری - چی میخوای بگی ؟
داشتم لیست مشروب خورهای دیشب رو چک میکردم
وقتی ما از اینجا رفتیم یه عده اومدن
ما چیزای خودمون رو داریم ولی سال دیگه تفاله گندم
چند بار بهت گفتم که وقتی خواهر اینجاس از کار صحبت نباشه
فکر نمیکردم اگه خبرای خوبی بهش بدم تو اعتراض میکنی
من به هر کسی که به اون هر چیزی بگه اعتراض میکنم
و دیگه بدون خبر نیا اینجا
به چی فکر میکنی ؟
خب بعنوان مدیر ارشد فروش شما
تمنا دارم گزارشی رو خدمتتون ارائه بدم از وقتی سیستم جدید راه اندازی شده
که پول كثيف من وارد پرستشگاه نشه
ولی یه روز دیگه احمق ها توی خونه ، اونو میکنن پیراهن عثمان
و بیشتر دوبرابر وارد کردم
جدی ؟ پس مال خودتو بردار
ما بیشتر از حد خودمون برنمیداریم دیگه نسبت به اون موقع که کلاه از سرخودمون برمیداشتیم
خیلی برامون هزینه داره ، نه ؟
شاید تو برای خداوند کار کنی برادر ولی من برای "بيل ولفورد " کار میکنم
من ۲۰ تا حقه باز دور و بر خودم دارم و کمیسیون اونارو از روی همین میدم
شاید فکر کنی من خیلی برمیدارم ولی ۲۰ درصد خیلی زیاد نیست
تو دیوونه ای
مت اینکه یادت رفته ما پول جمع میکنیم تا پرستشگاه جدید بسازیم
میدونم ، منم همینو بهشون گفتم
ولفورد ، مشکل تو اینه که خیلی پولکی هستی"
حالا بیا به کارناوال من و چند تا جیگر ببین
اونا حواستو از پول پرت میکنن
جدی ؟
کاری میکنن هیچوقت یادت نره
خواهر ؟- خواهر ؟
ببخشید
یا مریم مقدس
لئو
میتونی زنی رو از پریشان احوالی دربیاری ؟
ماشینم کنار خیابون پارک شده و راننده-م خوابیده
نمیدونم میتونی تا اونجا خوب بدوئی
و ازش بخوای بیاد اینجا
- من ...- بیا، اشکال نداره ؟
- ببخشید ، من ... - باشه ، مزاحم نمیشم
لئو
معلومه ، منم خوشحالم
خواهش میکنم
من خیلی معذرت میخوام
منو ببخشید ، من اینکه شمارو نشناختم
بفرمایید ، باید اجازه بدین کمکتون کنم
نه ، لطفا زحمت نکشین
من مشکلی ندارم ، یه اتوبوس اون گوشه هست
نه ، حالا شما همینجا وایسین تا من الان برگردم
لئو،بله
اون مرد رو می بینی کنار خیابون قدم میزنه ؟
بله خانم
همونجا جلوی پاش وایسا
- تاکسی آقا ؟ - من مشکلی ندارم ممنون
- بارون اذیتم نمیکنه - منم کاریت ندارم ، بیا بالا
منتظرم بمون
همون نزدیکی ها من با " سر رالي " قرار دارم
خب کلاه یه کمی بزرگه ، بذارین کنار خودتون
- یه نظری بدین- ممنون
- منتظرم بمون " لئو"- بهتره که من ...
بهتره شما رو برگردونم به ماشین
پس اگه اینکارو بکنی من تورو برمیگردونم همینجا
من بقدر کافی به مشکل خوردم
گوش کن ،" سر والتر رالی "هیچ خانمی رو زیر بارون ول نمیکنن
- یه شبی من امشب ، نه ؟- شبیه پرواز چهارمه
اسانسور کار نمیکنه ، یه چیزی میدونستین ؟
من هیچوقت از آسانسور استفاده نمیکنم ، سرم گیج میره
بیا
اینجاست ، آب پر فشار و آب گرم
یه روز میتونی ته دره آب زلال ببینی
میشه کلاهت رو بگیرم تا نگاهی به دره بندازم ؟
ولی جدا از تمام شوخی ها میدنم که تو رو از رفتن به یه جایی منع کردم
خودت به من گفتی آماده شده بودی
درسته ولی جایی برای رفتن نداشتم
- واقعا ؟ - دقیقا آقای "شین"
خیلی ناراحتی که میخوای از دست من راحت بشی ، نه ؟
من خیلی خسته کنندم
نه ، نه ، این حرفو نزن ، من براتون قهوه میارم
بذار کتت رو دربیارم
باید بگم بذار خودم کتم رو دربیارم
ببخشید شاید باید کمی کمک کنم
چایی رو با چی میل میکنی ؟ ليمو یا ..
- ليمو ؟- ليمو لطفاً
خوبه ، کتری آبش داغه - خوبه
الان چکار کنم ؟
من برای سرگرم کردن بخصوص خانم ها ، فرسوده شدم
از خانم " هیگینز " شما تنها کسی هستین که اینجا میاین
خانم " هیگینز " كيه ؟
منم خانم " هیگینز '
ببخشید
نمیدونستم مهمون داری ، تا چند دقیقه دیگه میرم
خانم " هیگینز "، ایشون خواهر " فالون"
معلومه
و فکر کنم شما "سن جان " و منم " مارتا واشینگتن"
راستش شما شبیه اون خواهر هستین
ولی اتفاقاً من صدای خواهر رو بهتر چهره-ش میشناسم
پس صحبت کنین تا بهتون بگم شما خواهر هستین یا نه
خانم هیگینز...- ادامه بده ، حرف بزن
اینی مینی مینی مو
به روح زمین قسم شما خواهر " فالون " هستین
روح تازه گرفتم
ولی من عادت کردم شما رو در لباس سفید بلند ببینم
چرا به من نگفتین ایشون خواهر هستن ؟
هنوز آب از سرچشمه بلند میشه من همیشه میگم
عالیه ، هیجانزده شدم یادم رفت برای چی اومدم
یه بسته برای شما دارم
بازش میکنم
به روح زمین سوگند
هرچی باشه ؟
الان چی آوردین ؟
- منم ، خانم " هیگینز " - باشه ولی این برای چیه ؟
هیچی ، یکی به من داد
شاید بعنوان محافظ استفاده میشه
محافظ ؟
من همیشه میگم ، دوست دو تا، شمشیر ، سه تا
- شب بخیر خواهر- شب بخیر
- شب بخیر خانم "جان"- شب بخیر
نباید بهش اهمیت بدی
چطوره بیای و کنار آتیش بشینی
خواستم بگم که من فروش اون اشیاء گلی رو تأئید نمیکنم
حالا چی شده به اون فکر میکنی ؟
خب خواستم بدونی شبیه چی هستی
آره ولی تو چطور میتونی ...
تو همیشه خلبانی میکنی ، نه ؟
خوبه
این مال خیلی وقت پیش بود من چیزی زیادی ازش بخاطر ندارم
الان چکار کنیم ؟
کی پیانو میزنه ؟
خب من میزنم البته وقتی کسی نباشه
میخوای چند موسیقی واقعی بشنوی ؟
عاشقشم
.
اجازه بده دوتا از دوستام رو بهت معرفی کنم
" پاگلپاچی" دلقک و " سامبا"، رقاصک
چی دوست داری بشنوی ؟ بزمی ، سنتی ، کلاسیک
گمون کنم یه تکه اپرا- اپرا، خوبه
بخند دلقک ، بخند
بامزه نیست ؟
نمیتونی بخونی ؟
زودباش بخون
پرستشگاه جواب نمیده آقای "هورنس بای"
خب به آپارتمانش تلفن کنین و انقدر تلفن رو نگه دارین تا پیداش کنین
لطفا دیگه منو نخندونين ، من حالم خوب نیست
هنوز چیزی اینجا نمی بینی ، یه کارت بکش
تک پیک
بذارش وسط کارتها
وسطه ؟- آره
و کارت روبی رو بردار
خب ، این جهان ...
ای شیادا همشون آس پیک ، من پولمو میخوام
یه نامه درموردش برام بنویس
من خوب میتونم بخونم ، باشه ولی تو باید با قیچی بنویسی
قیچی،اره
بهت گفته بودم که سرعت دست از چشم بیشتره ، نه ؟ببین
میدونی این چیه ؟
شبيه وصیتنامه شاه "تات "
بهش میگن خط "بریل"
شبیه کدهای "مورس " می مونه ، فقط نقطه و خط
و تو با انگشت میخونی ، ببین
یک کتاب شعر زیر شاخ و برگ
بیا ، امتحان کن
یک قرص نان ، یک پارچ شراب و تو کنار من
ای شیاد ! تو نمیخونی تو داری از حفظ میگی
آره ولی من تونستم یاد بگیرم ، شبیه تندنویسیه
میدونی ، پدرم تمام موعظه خودشو برام دیکته میکرد
پدرت وزیر هم بود ؟
بله
اون باید خیلی بتو افتخار کنه
آیا ...
- آیا بستگانی داری حتی یک نفر
تو تنهایی رو انتخاب نکردی که اینجا تنها زندگی کنی ؟
ولی من اینجا تنها نیستم ، من رفيق دارم
خدای من ، امیدوار بودم اینو نبینم
من میرم سراغش ، میخوام باهاش آشنا بشی
نه ، نه ، لطفا یه وقت دیگه
" ال " منو نمی بخشه اگه اونو بتو معرفی نکنم
زودباش تن لش ! بیا از اینجا بریم بیرون
یالا ، میخوام با یه خانم آشنا بشی
ولم کن ، من با اون خانم آشنا شدم
زودباش تن لش !
باشه ، باشه ولی بهتره خوب باشه
- ال ، میخوام که با خواهر " فالون " آشنا بشی- احوال شما خواهر ؟
اینهمه مدت کجا بودی ؟
بس کن " ال "
- برو یه تخم بذار - یه املت ، موافقی؟
میدونی خواهر ، هربار به خودم فشار میارم
این کله پوک بزرگ میخواد روی سر من سوار بشه
- اشکال نداره منم بیام مهمونی ؟- بیا تو
شانس آوردی تن لش
- میدونی من کی-ام ؟ من اسكلت توی قفسه هستم
اون منو حبس کرده بود همینکه میخواست یه مربا بر داره منم زدم بیرون
همجنسگرایی ممنوع
بیا یه اشتباه دیگه بکنی تورو برمیگردونم تو صندوقچه
آره تو و نوازنده پیانو کیه ؟
شرط میبندم اون تن لش حکایت زندگیشو برات تعریف کرده ؟
فکر کنم غیبش زده ، همیشه همینه
حتی فکر میکنه لب خوان عروسک هاست
بازم شخصیش کردی
معلومه ، من شخصیش میکنم
وقتشه یه نفر اینجا شخصی بشه
میدونی خواهر ، من خیلی در مورد شما شنیدم
..از کی؟
- از همین درخت همیشه سبز - تنها چیزی که میگه همینه
خواهر اینه ، خواهر اونه ، خواهر فلان
کاش یه لطفی به من بکنی " ال "، اینجارو ببین
خفه شو من با تو حرف نمیزنم ، بذار پسر بچه بره
خوشحال میشم برات کاری کنم ، تو منو میشناسی" ال "
ببین ، میشه صدای چخ چخ درنیاری ؟'
شخصا بخاطر من نیست ، بخاطر دوست پسرمه
میدونی اون کودن چشه ؟ دنبال کار میگرده ؟
کودن ، کار من شاعرم
چه موزونی با " خواهر " داره ؟ من فهمیدم
اقا
روزی خواهری بود بنام " فلو"
لباس پوشیده و آماده ولی جایی نداشت بره
شبی بارونی دوید سمت یک روستایی
ناراحت بود ؟
نه ، نه
میدونی چرا امشب اون پشت صحنه-ی "جانی" بود ؟
- میخواد برات یه کاری کنه - برای من ؟
نه بخاطر پول پولی که از دولت میگیره براش رضایت بخشه
میخواد بخاطر تو بره سر کار بابت هیچی
درست نیست ؟- درسته
آره ولی تو چرا؟
یالا بهش بگو
باشه اگه تو نگی من میگم چون تو زندگیشو نجات دادی
- من ؟- آره تو
قسمت مسخرهش اینه که تو خودت خبر نداری که چکار کردی
داشت از اون پنجره خودشو پرت میکرد
ولی برحسب اتفاق درهمون لحظه تو روی هوا بودی و جلوشو گرفتی
با انتخاب چند تا کلمات خوب در مورد ترسوها
- راسته ؟ - حتما راسته
من بارها خیلی چیزا بهش گفتم ولی به حرف من گوش نمیکنه
تا جاییکه به من مربوطه ، او میتونست بپره
من دلم نمیخواست از طرف خانم " هیگینز " طرد بشم
میشه میگم ، دو نفر با هم همکارن ولی سه نفر جمعیت
یعنی داری چیزی میگی که من توی رادیو گفتم
یعنی مانع پریدن تو از پنجره شد ؟
آره من میخواستم "هاملت" بشم و تو شروع کردی به مسخره کردن من
نمیشه من برات کاری کنم جای تو برم سر کار ؟
حقه های پاسور با یه چیز دیگه ؟
خب
تو ترانه مینویسی یه فکر میکنی بتونی مناجات بنویسی؟
- پسر ، من میتونم مناجات سرود مذهبی بنویسم - خوبه پس تو استخدام شدی
ممنونم ،" ال " هم از تو تشکر میکنه
اولین کاری که صبح میکنم اینه که میرم پرستشگاه
فکر کنم بهترین کاری که میتونی بکنی همینه
خیلی از مردم میان و میرن
فکر کنم خیلی بهتره همین جا توی خونه کار کنی
هرچی تو بگی
اینجوری بهانه ای میشه
که هر چند وقت یکبار بیام و ببینمت
اگه اینکارو کنی که من هیچوقت از خونه بیرون نمیرم
پس این یه دیدار دوست داشتی میشه
تو به من یاد دادی که بخندم کاری که تقریبا یادم رفته بود
حالا زیر بارون نمون و دیگه سراغ "هملت" نرو ، باشه ؟
باشه
- شب بخیر- شب بخیر
من ۰۰۰
خوشحالم که زندگیتو نجات دادم
بیاین دوستان
نمایش بزرگ رو از دست ندین با یک حقه خوب قدیمی ، غرق در گناه بشین
اون بزرگ فراموش نشه تنها زن معجز
یک عزیز
موضوعی که من براتون تدارک دیدم اینه که
نوشابه غير الكلی میخوری یا شراب سفید ؟
بیا تو خواهر ، داره بهمون خوش میگذره
هیچ گناهی در جهان مث جمع مختلط زن و مرد نیست
آره ، برادری و خواهری
سلام خواهر ، الله اكبر
لطفا عقب وایسین
صد دفعه زنگ زدم خونه ت ، کدوم گوری بودی ؟
باید ساعت حضوروغیاب برات ثبت کنم؟
اینهمه آشغال رو از کجا آوردی ؟
حالا صبر کن تا گرم بشه
تو به من گفتی که یه عالمه خنده میخواستی ، نه ؟
رئیس ، شنیدم دنبال یه عده ماهر میگردی
خیلی از ما توقع حقوق بالایی ندارن ، من هستم
- جدی ؟ - آره
اینو ببر برای معجزه
ببین ، من اینجوری میام سراغ خواهر
اون دستکش طبی دست میکنه ، من نور رو می بینم
الله اكبر
منم ساکسیفون میزنم منو همینجا پیاده کن و فردا می بینمت
خب رئیس
آدم بدی نیست ، نه ؟= چی شده ؟
فکر کردم میخواستی آروم باشی
- از مهمونی من خوشت نمیاد ؟نه
من همه رو میندازم دور
خودمون یه مهمونی جمع و جور خوب برپا میکنیم
نه مرسی من میخوام برم
سلام خواهر و خوشحالم که تصمیم گرفتی نمایش بدی
- داشتم به " هورنس بای " میگفتم ...- بس کن
نه ، دلم میخواد صدامو بشنوه نمیخوام وسائل " پولیانا" رو بریزه رو سر من
از کار سخت خسته شدم از بس می بینم شما دوتا دارین حال میکنین
بیست درصد برای من منم مجبورم یه اردنگی به دوتا از حقه بازهای خودم بزنم
شما هم ۸۰٪ بین خودتون تقسیم کنین
بهت گفتم این میره معبد
جدا ؟ کی قراره توش زندگی کنه ؟ بابانوئل ؟
- من سه بخشش میکنم- منم هستم
از طرف من نه
اگه از تو نگیرم میدونم از کجا بگیرم
- از کجا ؟ - از نزدیک ترین دفتر روزنامه
خب ؟
مال منو بده وگرنه به روزنامه ها خبر میدم
تو به مال خودت میرسی
باشه عزیزم ، زندگی کن و بذار زندگی کنن ، این نظر منه
- یه دقیقه صبر کن ، میرسونمت خونه- نه مرسی
من همراه نمیخوام ، تنهام بذار
بر دنبالش و مطمئن شو که میره خونه
حالا از تمام معبد ، پیام خدا بهت رسید ؟
آمین
الله اکبر پیروز باد
الله اکبر پیروز باد
اینم مدارک شما آقا
- لئو؟- بله آقا
خواهر " فالون "هرشب بعد از مراسم کجا میره ؟
خونه
همیشه ؟
خب گاهی دوست داره رانندگی کنه
تنها ؟
معلومه تو کارت رو دوست داری
- حتما - میخوای این مال تو باشه ؟
- باشه - پس وقتی داری انجام میدی ، یادت باشه
آدمایی که من بهشون علاقه دارم دور و بر آدمایی هستن که دوست ندارم
باشه آقا
اینم کلاه بزرگ مشکی تو
اخیراً خیلی خوب شدی ، نه ؟
آره فکر کنم آب و هوا بهم ساخته
جدول آب و هوایی نشون نمیده
حالا که کار تموم شده تو تمام وقت برو آواز بخون
شاید برای اینه که من تاجر خوبی نیستم
شاید
امشب زود زنگ زدی ، نه ؟'
من همش داخل بودم ، میخوام برم خونه
اگه کاملا بری بیرون ، من میتونم لباس عوض کنم
- رونامه عصر رو خوندی ؟- نه
ما بازم صفحه اوليم
یه نگاهی بنداز
پلیس ها گمراه شدن
این برنامه بخاطر خودکشیه
هورنس بای ، تو دخلی به این ماجرا داشتی ؟
من ؟ چطور ؟ من یک هفته-س" ولفورد" رو ندیدم
فکر کنم دوتا کله خر دارن به دیدن ما میان
اگه وقتی من نبودم اومدن سراغ شما
توصیه میکنم در مورد چیزی که نمیدونین چیزی بهشون نگین
من چی میدونم ؟
و به خوبی من میدونی که اون مث ماهی نوشیدنی خورده
افسرده شده ، هذیون میگه
بریگز ، آخرین گزارش رو بده
خودکشی هر روز پخش میشه
هنوز فکر کنم دوتا پلیس تیر خوردن
شاید فکر خوبی باشه که اعلام کنیم وقت تمام
منظورت چیه ؟
خب داشتم فکر میکردم بساطمون رو جمع کنیم و بریم
تو نیاز به تغییر داری و نه از اون تغييرها
نه ؟ پس پیشنهادت چیه ؟
پیشنهاد میکنم از شر این سیاهی لشکر خلاص شی
دیگه نیازی به اینا نداریم من حوصله-شون رو ندارم
پس که اینطور ، خب اینو بگیر
مایه معامله کردیم و جواب داد
هرچیزی که بهت قول داده بودم و حتی بیشتر بهت دادم
وقتی دوئیدم سمت تو ، تو آه ، در بساط نداشتی
حالا حسابی پول داری و میتونی برای خودت یه جای خوب بگیری
یه ماشین ، یه راننده
تمام لباس ها و اسباب بازی هایی که ممکنه یه زن بخواد
به چی فکر میکنی ؟ دیگه چی میخوای ؟
بیا ، تمیزش کن
تمیزش کن که دلم میخواد
ما نیازی به حقه بازی نداریم میخوایم روراست بازی کنیم
پس چرا با من روراست بازی نمیکنی فکر کردی من کورم ؟
هر شب بعد از مراسم چت میشه ؟ کجا میری ؟
- جاییکه راحت باشم - تو بدرد من نمیخوری
نه ولی اولین وام رو من جور کردم
و برای هر کسی که گردنش می افته قابل تحمل نیست
داری جیغ و داد میزنی که زندانی هستی
معلومه که تو هستی و من تورو زندانی میکنم
چون از دست تو روانی شدم
اولین باری که دیدمت به دامت افتادم
ولم کن
هورنس بای ، اگه یه بار دیگه اینکار بکنی ...
هفته پیش۸,۳۰۰تا کار کردیم قربان
- امشب کجا میری ؟- خونه
درسته
زود میخوابی و زود هم بیدار میشی
میشی یه خانم سالم و باهوش
فکر کنم خودم برم خونه
پس
کلیسا می بینمت
- خونه آقای "هورسن باي "؟
منو ببر آپارتمان خواهر " فالون"
22- 23- 24
خیلی خوش برگشتین- صبر کن
سال دیگه اینجوری منو هول نکن
چهار دقیقه دیگه تا تولدم مونده
وقت کافی داریم ...
- طرفدار منع مشروبات الکلی هستی ؟- نه ، خیلی هم آزاردهنده نیست
خوبه
یه چیزی دارم که بیش از ۱۰ ساله نگه داشتم
از پاریس گرفتم
ناپلئون واقعی ، ببین
۱۸۰۴ - فصل انگور چینی
فکرشو بکن صدسال پیش از تولد تو ، تولید شده
من اینو برای شرایط خاص نگه داشتم
یه چیز خاص و ویژه و خیلی حیاتی
حالا ، اگه چند لحظه نفس حبس کنی
داره به تو نگاه میکنه
تولدت مبارک !
حرف برم !
آقای مدیرآقای مدیر
ال
خانم ها و آقایان
آدم نااشنایی مث من به سخنرانی در جمع
میخوام از این فرصت استفاده کنم
که از میزبان خودمون بابت این دسته گل تشکر کنم
گوش کن
من خوردم ، مست کردم و میخندم
اگه میزبان کار دیگه ای برای ما نکنه
من تا ابد ازش سپاسگذارم چون یادم داد که بخندم
من تاحالا جشن تولد نداشتم
و هیچوقت این یکی رو فراموش نمیکنم ، قول میدم
و منو یاد قولی میندازه که به یه جوون دادم
چند هفته پیش در برنامه ریزی معبد
- نمیدونم یادش هست یا نه- یادش هست
با تمام وجودم
امیدوارم به حقیقت بپیونده
و حالا از زبون میزبان بشنویم
خانم ها و آقایان
و تو ال
از همه شما میخوام چشماتونو ببندین و بسته نگه داربن
حالا چی می بینین ؟ هیچی
پس وقتی شما چیزی نمی بینین یکی از خودتو رو بدنیا دعوت میکنین
و دوستان ، دنیای من خیلی دوست داشتنیه
تا وقتی مهمان شب وارد بشه
تاحال کسی رو مث اون ندیدم
حتی پیش از آشنایی و اون زندگی منو نجات داد
و از اونموقع زندگیمو تغییر داد
تا پیش از این خیلی به خدا فکر نمیکردم
ولى الان فکر میکنم خداوند باید خوب و عالی باشه
اگه اون قبولش داشته باشه
بیاین ، من دلم نمیخواد کسی باشم که با سخن سازی حوصله شما رو سر ببرم
من فقط اومدم اینارو معرفی کنم
امشب مردی رو پیش خودمون داریم که شهرت خوبی داره
ایشون هیچ نیازی به معرفی نداره
افتخار دارم مردی رو معرفی کنم که .."
مردی خوش مشرب با موفقیت بالا
یک گردشگر باتجربه
بانویی از جنس " دون خوان "
روميوس الوسیوس کی اوکالیپتوس
هورا !
آقای " کالیپتوس" برای شما
برای شما فقط " اوک
خانم ها و آقایان
تو هم همینطور " کارسون"
طبیعتا خواب بودم
همین که میزبان اتوکشیده ما داشت نشونی تورو میداد
منو یاد یکی از مسافرت های ماهیگیری انداخت
این یکی رو شنیدیم
- و دختر کشاورز - این یکی هم شنیدیم
مث اینکه خیلی خوب توجه میکنی
خانم و آقایان ، من واقعا یاد " ال " شما می افتم
شب بخیر بچه ها
آفرین
-خوش گذشت خواهر ؟عالی بود " ال"
- تو هشیاری ؟ - بله عالیجناب
خوبه پس بگو" ترولی رورال "
- تولی ، رولی ، رورال- روسفید شدی
مورد بعدی
- هشیاری ؟- حتما
روز سی ام
خواهر ، امیدوارم یه کمی هم سبک شده باشه
چطور " ال "
اگه مست باشه
شاید بقدری عصبی باشه که یه چیزی بشما بگه
بگو " کارسونه
به زبون خودت بهش بگو
اگه مطمئن بشم که به من نمیخنده
قرار نیست بخنده ، به هر حال بهش بگو
ادامه بده بریز بیرون
من نمیخندم
- میشنوی ؟ - بگو " کارسون "
تنها چیزی که میتونه بگه ، میگه نه
- تو بهش بگو " ال"- باشه
داره میره
خواهر ، میخواد بهت بگه ...
اون ...
من باید کلید جایی رو گم کرده باشم
من یه کاری براتون میکنم
مرسی
خوش میگذره ؟
برات جالب نیست
- تو چی میخوای ؟ - ما تعظیم کردیم خواهر
ما با یه بلیت یه طرفه از طرف این ایستگاه اومدیم
من نه ، من از شهر خوشم میاد ، توجه میکنم
ولی داریم دور میشیم
بخاطر سلامتی تو
من مشکلی ندارم
آره تو زیاده از حد کار میکنی
تو مرز اعصاب خرابی
از دهن من حرف نزن
ببین
من ساعت ۴ صبح رفتم بخصوص اینکه برات یه نسخه از روزنامه بگیرم
ترک فرمان دکتر
و من دکترم
سن بای ، تو داری همین الان این داستان رو تکذیب میکنی
- چطور؟- من که " فلسطين " نمیرم
معلومه تو نمیری برداشت روزنامه ها اینه که اینجا " فلسطينه
ایده من سرزمین مقدس جنوب فرانسه -س
مونت کارلو ، شامپاین ، رولت
و رفیق قدیمیت " هورسن بای " اونجا باشبه
فقط نذار آشپز تور بشه
من با تو " مونت کارلو " یا هرجای دیگه نمیام
- من هر کاری بتونم برات میکنم- طبق توافق
من دو تا انتخاب مکان بتو میدم
مونت کارلو" یا
زندان
نمی فهمم چی داری میگی
اینو میدونی که من همیشه سر حرفم هستم
حتی در مورد موش هایی مث" ولفورد "
اگه کاری که نکنم بکنین ، امروز بهتون انعام میدم
خیلی فرصت داری تا پشیمون شی
ده ساله که داره مقدار زیادی دزدی اینحا انجام میشه
اینجوری منو می ترسونی
تو پول زیادی رو برای ساخت معبد جمع کردی
چی شد ؟
نمیدونم مسئولیتش با تو بود
خب اسمت رو مطرح کردی و بانکداری شده که هنوز هم هست
تو تمام چک هارو امضاء کردی من همه رو تأئید کردم
اگه دزدی اذیتت نکنه
حكم قتل کوچیک تو چیه ؟
قتل؟ - برای بیشتر اینها فکر میکرم
و نظر من بیشتر شبیه اینه که ترتیب " ولفورد " داده شد
همین امشب فهمیدم -
سر راهش که داشت میرفت دفتر روزنامه
یه عالمه پول توکیفش بود
- مال تو هم بود- تو از کجا میدونی ؟
كيف بدست من رسید
بعنوان یه شهروند خوب باید برم سراغ پلیس
- جرأت نداری-ندارم ؟
- چرا که نه ؟ - من یه کارمند وظیفه شناسم
رئیس تویی
" ولفورد " پیر بیچاره
خیلی باید کار کرده باشه تا این چیزارو بنویسه
شاید بشه به روزنامه ها داد
اگه اصرار کنی
هزاران نفر هستن
که حاضرن در بنیاد اون معبد سهیم بشن
چه خوراک خوبی میشه وقتی این حکایت رو بخونن
داستان خواهر " فالون"
به من حسادت نمیکنی ؟ میخوام برم رودخونه " جوردن " و شاید شنا هم کردم
بعدش بریم" دیوار ندبه " که خیلی در موردش خوندم اورشليمة
فکر کنم باید چند تا کار خیالی انجام بدم
چطوری ندبه و ناله میکنی ؟
یالا ، تو به من یاد دادی چجوری بخندم حالا یادم بده چجوری ناله کنم
ناله-ی من امشب کارایی نداره
چرا دیشب به من نگفتی داری میری ؟
خودم هم خبر نداشتم ، مدیرم برنامه ریزی کرد
ما هر سال میریم ، این بخشی از کار ماست
تو که روی من حساب نکردی ، نه ؟'
منظورت چیه احمق ؟
منظورم اینه که انتظار ندارم
خب من هیچ حسابی روی تو ندارم
میدونی من
اگه خواستی بگی دیگه نیازی نیست منو ببینی
حالا قرار نیست دوباره برین "هملت"، نه ؟
گوش کن ، من چند تا قیچی با خودم دارم تا برات بنویسم
و یکی از همین روزها من با پول سیاه برمیگردم
منو ببخش که خیلی خودخواه شدم
ولی دیشب اون هزاران نفری که به تو احتیاج دارن رو فراموش کردم
من و تو تنها آدمای جهان بودیم
من حتی به این فکر کردم ...
دنیای من با تو فرق داره که بخوایم با هم باشیم
نه "جان"
فقط فرض کن من نیستم
عزیز دلم تو ...
داری گریه میکنی
نه ، گریه نمیکنم
خدايا ، " فلورنس "، کاش پیش از اینکه بری فقط یکبار دیگه میتونستم صورتت رو ببینم
من.
یادم نرفته
پدر عزیز در بهشت ...
تو اولین فرانروایی بودی که گذاشتی نور بتاید
خدایا ...
لطفا به این چشمان بی فروغ ، نور بتابان
پاداش ایمانی که ...
- فایده نداره ، من نمیتونم- چی شده ؟
همه چی اشتباهه
دیگه نمیدونم چجوری در این سطح اجرا کنم
خدا سوگند منو باور نمیکنه
صورت منو بدون چشمان خودت ببین
این چهرهی یه دروغگوی ریاکاره
نه ، این حرفا رو نزن
میدونی من چرا میخوام برم ؟
چون من شیادم و تمام اون آدمایی که ...
درمورد کارهای خوبی که من کردم میگن همگی شیادن
اونا بابت شهادت پول میگیرن ، همش دروغ
من نمیرم ، من فرار میکنم
از کجا ؟
تمام اون آدمایی که من سرقت کردم و جیبشون رو زده
از دست اون آدمایی که فکر میکنن من معجزه میکنم
معجزه
من خودم به این چیزا اعتقاد ندارم
تنها کار شایسته که بعد از آشنایی با تو کردم
اینه که حقیقت رو بهت گفتم
عزیزم ، مهم نیست ، من دوستت دارم
تو خوبی ، تو واقعی هستی ، تو شیاد نیستی
نمیتونی باشی ، من بهت ثابت میکنم
تمام کسانی که دوستت دارن و عاشقتن
تو بهشون کمک کردی ، من خبر دارم تو بهشون کمک کردی
نه ، باورشون نمیشه حتی اگه اصل قضیه رو بهشون بگی
یه چیزی هست چیزی که تورو ترسونده و باعث تغییر تو شده
بگو ببینم چیه ؟
به من بگو ، دوستت دارم از من فرار نکن ، عاشقتم
سرزده اومدم ؟
خوشحالم که اتفاقی اومدم ، خواستم دوست پسرت رو ببینم
- خدایا ، اون نابیناست- آره
پس شاید این " دنيل "، رفیق قدیمی من نباشه که وارد قفس شیر شد
خواهر چکار میکنه ؟ درمانت کرد ؟
- فلورنس ، این کیه ؟ - بیخیال " هورنس بای"
یه دقیقه صبر کن ، موضوع چیه تو از من خجالت نمیکشی ، نه ؟
من بهت میگم کی هستم
من آدمی هستم که به این میگم چکار کنه و اینم میکنه
شانس آوردی که توی کله پوک ، کوری
باید کاری میکردم که چند تا ستاره ببینی
دور نگه داشتن این دختر خیلی دیر شده وقتی خیلی کارها کرده
هورنسبای ، لطفأ کوتاه بیا
تو آقای " کارسون " رو ببر خونه من با آقای " هورنتس بای " می مونم
بله خانم
به روح زمین ساعت چنده ؟
باشه دارم میام
تو اتاقتم
دارم از کنجکاوی میمیرم ، چی شده ؟
خانم " هیگینز" میشه بدون سؤال و جواب ، یه کاری برام بکنین ؟
شما کارهای غیر ممکن تر درخواست کنین
- بیا ، کت و کلاهت رو بردار- کجا بریم ؟
میریم معبد ، میخوام چند تا شمع و کبریت بیاری
شمع ؟
یه پنجره اونجاس
- کجا؟ - اونجا
خودشه
بازش کن
نمیشه ، قفله
کثیف هم هست
من همیشه میگم نظافت بعد از پرستش
با این چکار میکنی ؟
شکوندیش
امیدوارم این طرفا پلیس نباشه
به هر حال داریم چکار میکنیم ؟
- دنبالم بیا- من ؟
عزیزم
فکر نکنم بتونم
من میرم سمت آبشار ، اگه این سرقت باشه من نمیتونم ثابت کنم
سالهاست از پنجره رد نشدم
بیا ، اینجارو روشن کن
- نه از وقتی با عشقم فرار کردم- کبریت ها کجاس ؟
فایده نداره کاپیتان
باورم نمیشه
- حالا اتاق خواهر " فالون" رو نشونم بده- باشه
امیدوارم موش نداشته باشه
- اتاقش رو پیدا کن- باشه
انجمن پرستشگاه
- اتاق خصوصی خواهر فالون- خوبه
- حالا قراره چی چی سرقت کنیم ؟- هیچی
تنها کاری که از تو میخوام اینه که چشمان من باشی
میخوام این اتاق رو بشناسم ، تمام قسمتاشو
- برای چی ؟ - تا وانمود کنم میتونم ببینم
حالا چی اینجاس ؟
خب دوتا صندلی راحتی و مبل
- و یه کمد لباس - تا کمد لباس چقدر فاصله-س؟
حدود شیش قدم
نه به چپ
- این طرف ؟ - آره
چرا میخوای وانمود کنی میتونی ببینی ؟
تا خواهر " فالون "رو به این باور برسونم که میتونه کاری کنه من ببینم
اینجوری شاید بمونه
من میخوام یه معجزه بسازم ، درک میکنی ؟
ولی چه خاصیتی داره ؟
- این چیه ؟ - یه میز کوچیک
دفعه دیگه که تورو ببینه می فهمه
چند تا سیگار توشه
دفعه دیگه وجود نداره ، من دارم میرم
حالا این طرف اتاق چيه ؟
یه میز بزرگ
چقدر فاصله داره ؟
حدود سه قدم
پس اگه داری میری ، چرا میخوای که اون بمونه ؟
- این چیه ؟ - عکس یه نفر
یه چیزی هم روش نوشته
برام بخونش
تقدیم به فلورنس با عشق از طرف پدر
قشنگ نیست ؟
لطفاً بذارش همونجایی که بود
و بشین و به من بگو که درست میگم یا نه
کمد لباس
درسته
سیگار
عکس
درسته
بازم تلگرام ، ببین خواهر
تلگرام از سراسر جهان
برای امشب کل گروه رو میخواین آقای " هورنس بای
حتما ، تمام گروه فکر میکنی این چیه ؟
یه نفر جواب تلفن رو بده
معلومه که میتونین خانم ، نیم ساعت دیگه
فضا تکمیل شد آقای " هورنس بای"صندلی ها رو بذارم روی سین ؟
کاری نکن ، بذار همونجوری بمونن- باشه کاری نمیکنیم
آقای "هورنس بای "، مایلیم که از شما خداحافظی کنیم
ببخشید الان نمیتونین خواهر رو ببینین الان ایشون لباس نپوشیدن
- منو صدا کردن آقای "هورنس بای ؟"- آره ، گروه رو بفرست داخل
بله
عکاسها ، اینجا؟
بارون ، بهتره از وسائلت استفاده کنی وگرنه از غذا خبر نیست
تلفنچی ؟ میشه چند دقیقه این خط رو خلوت نگه دارین ؟
برو بیرون براون، و بذار بقیه بیان داخل
باشه
حالا اینو بگیر میخوام وداع خواهر رو اجرا کنیم
بزرگترین چیزی که تاحالا داشته
یادت باشه " جورج ام کوهن " چی میگفت
میشه وقتی داری وداع میکنین ، بقیه رو خندان نگه دارین
" جورجی" شومن بزرگی بود ولی من میخوام یه آدم بهتری رو کنم
میخوام همه رو به گریه بندازم
امشب پول زیادی بابت گلها خرج شده
میخوام این گل ها با اشک ، آبیاری بشن
میخوام تمام اون ارزش ها آشکار بشن
بیاین برای خواهر وداعی ترتیب بدیم که یادش نره
شایستگیش رو داره و آزرده خاطری براش درست نمیشه
حالا از اینجا برین و بهترین نتیجه رو برام بیارین بالا ببرید ! بزنین به چاک
گل ها رو با خودتون ببرین ، گل ها رو بردارین !زودباشین
خوبه ، یالا
يالا بچه ، تکون بخور ، میدونم چه حسی داری
من مال خودمو آبی کردم تا شبیه روزهای خوبی که با هم داشتیم نباشه
ریویرا، عزیزم
تنها گل آبی موجود و مربوط به مدیترانه میشه
خواهر ، این چقدر آبیه
من خیلی نمی مونم عزیزم
خواهر ، معجزه
دیدن و باور کردن من همیشه میگم باورم نمیشه
اگه با چشمای خودم نمی دیدم
"جان میتونه ببینه خواهر ،"جان" میتونه ببینه
خداحفظت کنه خواهر اون خیلی خوشحاله ، شده مث یه بچه
داره میاد به دیدن تو خواهر ، بدون چوبدستی
بدون عصا ، همینجا بمون خواهرمیرم میارمش
الان بیرونه ، تکون نخور ، الان میارمش
اونجا تنها ایستاده ؟ چکار کنه ؟
هنوز موهاشو نبسته
همیشه روبان سفید میزد و کفش سفید می پوشید
انگشت راستش یه حلقه علامت دار داره
کنار میز آرایش ایستاده
زود برو تو تا کسی نرسیده
توی تاکسی منتظر من بمون ، اسكله منتظرتم
تاکسی نه ، من میتونم وایسم و مردم رو تماشا کنم
این گلارو ببر بالا روی سن
- چشم اقا - زودباشین
همين ، فکر میکنی بتونم بخوبی اجرا کنم ؟
معلومه که میتونی موفق باشی و خدا حفظت کنه
من برات دعا میخونم و صلیب میکشم
- جان- فلورنس
باید تورو می دیدم نمیتونستم بذارم بی خبر بری
دعاهات مستجاب شد میتونم ببینم
الان میتونم ببینمت ، تو خیلی زیبایی همونجوری که در خواب می دیدمت
تو یه لباس سفید پوشیدی ، موهات تا روی شونه هاته
قهوه ای و چشمات آبیه
یه حلقه و انگشتته که بارزترین نشونست
ببین من چقدر حواسم به اطراف هست
جدی ؟ وایسا
بشین ، بلند شو این بهترین احساسه
مث قدم زدن یاد گرفتنه
این عکس
این عکس پدرته
با یه یادداشت من برات میخونم
نوشته : تقدیم به فلورنس با عشق از طرف پدر
عالی نیست ؟
دیگه مجبور نیستی با قیچی برام نامه بنویسی
جان ، تو امشب با من اومدی کلیات رو ببینی
منم دلم میخواد ولی نمیتونم
من باید سوار قطار بشم ، من امشب شهر رو ترک میکنم
چرا داری میری ؟
خب یه کاری هست که باید انجام بدم
لطفا از من نخواه برم اونجا
من نمیخوام تبلیغ کنم، این بخشی از معجزه-ی خصوصیه
قطارت چه ساعتی میره ؟ ساعت ۹
الان ساعت چیه ؟
- خب من ...- نزدیک شده
ساعت ؟ چه ساعتی ؟
هفت و نیم
یه معجزه دیگه
میدونم باورش برات سخته
خودم بسختی باور میکنم
وقتی یه همچین چیزی پیش میاد ، باید باور کنی
نرو " فلورنس "، نرو "
تمام این آدما بهت نیاز دارن
نمیدونستی تمام کارایی که کردی خوب بود ؟
فلورنس
اشکال نداره "جان"، مشکلی نیست
ببخشید فکر کنم نتونی به معجزه دستور بدی
آره تو میتونی ، تو کردی
تا کاری کردی من ببینم
و تو دور میشی و من هیچوقت تورو نمی بینم
- تو نمیتونی بری اونجا - چی شده ؟
- نباید بری اونجا من میگم - یه معجزه اونجا اتفاق افتاده
خواهر چشم یه نابینارو بینا کرداز اونجا دور شین
ببخشید هیچ بشکه ای در معجزه نیست خواهر
ولی یه عده بیرون هستن که خداحافظی کنن
امشب باهاشون خداحافظی نمیکنم
- ولی با تو خداحافظی میکنم- واقعا ؟
من دیگه از تو نمیترسم دیگه نمیتونی به من آسیب برسونی
تو هر کاری دوست داری میتونی بکنی ومهم نیست
- کجا میری؟ - اونجا روی برنامه
به مردم حقیقت رو بگم بگم که من چقدر دروغگو و دغلباز بودم
و نه تو و نه هیچکس دیگه قرار نیس جلوی منو بگیرید
تو دیوونه ای ، تیکه تیکهت میکنن
تو داری به من میگی من چکار کنم ، ولم کن برم
- باشه - ولش کن بره
خواهر
حالا میتونی ببینی ؟
خب یه نگاهی به این یکی بنداز
چه دستایی داره
لطف خداوند شامل شماها
امین
اگه شما فقط میدونستین اون گل هایی که برام پرت کردین
ممکن بود سنگ باشن
در این ۵ ماه گذشته خیلی ها به اینجا اومدن
که به تو اقرار کنن و تو نجاتشون بدی
امشب من بشما میگم چطور گناه کردمو چطور نجات پیدا کردم
من خیلی از خداوند دور شده بودم
وحالا اومدم خونه اون چراغ ها رو خاموش کنین
و حالا اومدم خونه اون چراغ ها رو خاموش کنین
- ولی رئیس ... - اون چراغ ها رو خاموش کنین
حمله
حمله
خدا باماست ، نترسین
خواهر
گروه موسیقی : کریسمس سربازها رو اجرا کنین
گروه کر ، بخونن
بسوی کریسمس سرباز هارو اجرا کنین
اگه بخدا اعتقاد دارین ، بخونین
شلیک نمیتونه بشما آسیب برسونه چیزی بشما آسیب نمیرسونه
اگر ایمان دارین بخدا ایمان دارین ، بهش بگین
اگه به خدا ایمان دارین پس بخونین
همگی بخونین
همگی رژه برید ، همه در امانید
همگی بخونین
اگه ایمان دارین پس بخونین
همگی بسوی کریسمس سرباز ها رو اجرا کنین
بخونین ، بسوی کریسمس سرباز ها رو اجرا کنین همگی
رژه برید
فلورنس
همه رژه به بیرون ، همگی در امانید
شلیک نمیتونه جلوی شما رو بگیره هیچی نمیتونه مانع شما بشه
- فلورنس- جان
فلورنس ، کجایی ؟
من اینجام " فلورنس "
فلورنس
فلورنس
کجایی، فلورنس؟
فلورنس
پدر ما که بهشت را بنا کرد
با نام تو مقدس شد
پادشاهی تو خواهد نشست
همانگونه که در بهشت است
روزی ما را در این روزها عطا کن
و خطاهای مارا ببخش
همانگونه که ما خطای آنان که به ما ظلم کردن را می بخشیم
ما را اغوا نکن و از شیطان برحذر دار
پادشاهی و پیروزی از آن توست
برای همیشه و ابد ، آمین
حواست باشه ، قبل از اینکه وارد رینگ بشی ضربه فنی میشی
وقتی اسم منو گذاشتن گشتی جنگی من در نیروی دریایی سوئیس بودم
بش ماه دادم خوردی ولی حتی یکبار هم برام برنده نشدی
ولی رئیس ، یه فرصت بهم بده
اگه امشب اون احمق رو ضربه فنی نمیکردی
تورو مینداختم توی همون سطل آشغالی که تورو از اونجا بیرون آورده بودم
نمیتونم وقتم رو برای مقام دومی تلف کنم
مهم نیست من آماده-ی نبردم
چطوری رئیس ؟
دفاع چپ که نشون میدادم چطور بود ؟
وقتی وارد رینگ شدی فقط از راست استفاده میکردی
از " دیمپسی " چه انتظاری داشتی که دفاع چپ نداشته باشه ؟
- ولی من زدم- خفه شو
این جمعیت برای چیه ؟
یا مقدس
خوب همگی به خط شین برای هوای باز'
نامه ایی بیمارستان از طرف "جان"، که رو به بهبودیست
خوب و طبل بزنین
یه میلیون دلار برای اینکار هزینه کرده
احمق بیچاره!
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.