Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
سازمان باید بدونه توی مذاکرات چی میگذره
اونا میدونن چینیها توی اتاق هستن
...به یه نفر دیگه نیاز دارن
که توی همون اتاق باشه - من هرگز به کشورم خیانت نمیکنم -
آمریکایی سعی کرد سامیا رو جذب کنه
محض احتیاط، مذاکرات رو جابهجا میکنیم
خب، انتظار داری چی کار کنیم؟
مطلقا هیچی
هیچ کار نکردن هم یه قیمتی داره
روسها. دو نفر
توی وزارت انرژی ایالات متحده کار میکنن
فروخته شد
کایوت کجاست؟
ژنرال ولچوک
...ما یه چیزی لازم داریم که
تو بهش دسترسی داری
چیزی که همیشه با خودش داره
...یک زن مُرده
برای هیچ و پوچ
...اگه امشب خوابم نمیبره
بهخاطر این نیست که میدونم اشتباه کردم
بهخاطر اینه که الان دیگه هیچ راهی برای برگردوندن کایوت ندارم
سفر بهخیر، کایوت
بهم دستور دادن برگردم خونه
میخوام همین الان با من بیای
میدونی با خانواده خائنها چی کار میکنن؟
،اگه از اینجا بری هیچ کاری از دستم برنمیاد
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجیموویز را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
« ترجمه از محیا مبین مقدم و ایلــیا » .:: Mahya14 & EILIA ::.
♪ عشق، کور میکنه ♪
♪ دلم نمیخواد ببینم ♪
♪ ...میشه پتوی شب رو ♪
♪ به دور من بپیچی؟ ♪
♪ اوه، قلب من ♪
♪ عشق، کور میکنه ♪
♪ کوری ♪
♪ عشق، کور میکنه ♪
♪ دلم نمیخواد ببینم ♪
♪ ...میشه پتوی شب رو ♪
♪ به دور من بپیچی؟ ♪
♪ اوه ♪
♪ عشق من ♪
♪ عشق، کور میکنه ♪
♪ اوه، عشق کور میکنه ♪
«سازمان» «فصل اول- قسمت نهم»
♪ اوه، شمع رو فوت کن ♪
♪ کوری ♪
...قبل اومدن نظافتچیها
اتاق دالاگا، عثمان و سمی ...در رافلز رو
زیر و رو کردیم
خب؟
فقط همینو پیدا کردیم
[پائول، موبایلت رو چک کن]
،توی دستشویی عثمان روی سینک بود
هی. هی
کارت دارم. اتاق جلسات
پس نمیدونین اون کجاست؟
...قربان، درسته که بگیم
موقعیت فعلیش رو نمیدونیم
...ولی زمانبندی نشون میده که کایوت
احتمالا تا الان به اوکراین رسیده
اطلاعاتِ فعالی که ...الان میخونم، نوشته که والهالا
کایوت رو به پشت خطوط دشمن منتقل کرده
بله، میتونیم اینو تایید کنیم قربان
خب، تو گفتی اونو برمیگردونین
اون که همینطور داره دورتر میشه
ما عملیاتی برای ردیابی حرکاتش ...اجرا کردیم
که متاسفانه شکست خورد
شکست خورد؟
...ببینین، این
،قربان شرایط مثل مایع بیثباته
مایع؟
.اوه، که اینطور مایع، یعنی مثلا چی؟
مثل سطل شاش؟
مثل یه سطل گه شلِ اسب؟
قربان، وضعیت از چیزی که شما فکر میکنین، بدتره
ما نه تنها باید بدونیم کایوت کجاست
بلکه باید بدونیم در آینده قراره کجا بره
میخوای از کجا اینو بفهمی؟
با گوی بلورین؟
...عملیاتی توی ذهن ما هست که
میشه اونو به گوی بلورین تشبیه کرد، بله
.وسوسهکنندهست ...همچنین
کاملا گیج کننده
.غیرممکن هم که بماند توضیح بده
...قربان، متاسفانه
،به دلایل حفظ امنیت عملیات نمیتونیم چیزی بگیم
هوم
ببخشید؟
...قربان، این عملیات
بهترین آخرین فرصتیه که داریم
...و همکار من، مارشن
باشه بابا، بسه، بسه، کافیه
...فقط گوش کنین، شما
یه مشت دلقکِ آلت فلج
اگه روزی برسه که به ...رئیسجمهور زنگ بزنم و
بگم روسیه ...قراره برندهی قرن بعدی باشه
فقط یه کاری کنین که نتیجه بگیرین
فهمیدین؟
کاملا واضح بود، قربان
کاملا واضح
دلقک آلت فلج؟
از هرجا دوست داری شروع کن
منظورت چیه؟
اون گوی بلورین لامصب رو میگم
من که گوی بلورین ندارم
.که اینطور. که اینطور پس بلوف زدی
،جلوی رئیس سازمان مرکزی اطلاعات بلوف زدی
داشتم وقت میخریدم
وقت میخریدی؟
باید کایوت رو برگردونیم
واسه اون کار، باید یه نقشه داشته باشیم
یک یا نهایتا دو روز وقت داریم
گمشو بیرون
...میگی اسپانیایی هستی
ولی انگلیسیت خیلی خوبه
عموزادههای آمریکاییم توی نیویورک زندگی میکنن
وقتی بچه بودم میرفتم خونهشون
...و تا وقتی پیاچدیم رو میگیرم
توی لندن زندگی میکنم
اینجا توی ایران چی کار میکنی؟
به خاطر کارم اومدم
من زلزله شناس هستم
با رضا مرتضوی کار میکنم
...میتونی بهش زنگ بزنی - اسم کامل؟ -
مرتضوی - نه، اسم خودت -
دانیلا مورینو آکوستا
آدرس خونهت در لندن؟
آدرس قبلیم؟
.اون واحد رو فروختم ...ویکاریج گرو، 66ای
نزدیک ترین ایستگاه زیرزمینی به خونهت؟
...اوال. ولی من با خط متروی روی زمین
.از دانمارک هیل میام نزدیک تره
تاریخ و محل تولد؟
.۳۰ جولای ۱۹۸۸ سویل
تو اهل اونجایی؟ سویل؟
...نه، پدر و مادرم
اهل شهر ساحلی سنلوکار هستن
من اونجا بزرگ شدم
...اسم مسابقه اسبسواری که
توی سنلوکار دبرامدا برگزار میشه، چیه؟
من توی خط مسابقات اسبسواری نیستم
تو اهل سنلوکار هستی؟
.اگه باشی، میدونی اهل سنلوکار هستی؟
اسمش کرراس د کابالوسه
...آگوست هرسال، لب ساحل
در دهانه رود کوادالکیبیر برگزار میشه
قدیمیترین مسابقه اسبسواری در اسپانیاست
کرراس دکابالوس
.کرراس د کابالوس آگوست
سوالاتم برات حوصلهسربره؟
نه
ترجیح میدی جای دیگهای باشی؟
،اگه داری پیشنهاد میدی بد نیست
میدونی، من دارم یه گزارش درموردت مینویسم
...بنویسم که خانم آکوستا دوست نداره
اسم مستعارش به چالش کشیده بشه
و این کار حوصلهش رو سر میبره؟
واستا، نه، من که همچین حرفی نزدم
مسالهای نیست
پس میخوای چی بنویسم؟
،نمیدونم گزارش توئه
چرا اجازه میدی بگم دارم اسم مستعارت رو آزمایش میکنم؟
دارم اسم مستعارت رو آزمایش میکنم؟
تو جاسوس هستی؟
لعنتی
،تا وقتی من توقف بدم به تمرین ادامه میدی
،توی تهران سوالاتشون متوقف نمیشه
،هر اتفاقی هم بیفته تو باید ادامه بدی
حتی اگه کسی سعی کنه آشفتهت کنه
هیچوقت نباید خاموش بشی، باشه؟
هیچوقت، هرگز
گندش بزنن. لعنتی
اینا آخرین کلماتش بود
ممنون
میخوام دوباره جلساتت با مارشن رو شروع کنی
.سعی کردم "اونم گفت سرش "خیلی شوغه
بگو من اصرار دارم
باید یه ارزیابی از وضعیت روانی فعلیش داشته باشم
امروز باهاش حرف میزنم
ممنون
دوست داری یه جلسه هم با خودت بذارم؟
خیلی دلم میخواد
ولی سرم خیلی شلوغه
ما باور داریم که ...یه گروه نقل و انتقالِ والهالا
دارن کایوت رو جابهجا میکنن
رهبر گروه، شخص ژنرال ولچوکه
دارن به داخل اوکراین شرقی ...تحت اشغال روسیه
حرکت میکنن و ازش عبور میکنن
موقعیت فعلیشون رو نمیدونیم
ولی میتونین فرض کنین که با پایگاهی در مینسک، ارتباط دارن
این لیست اسامی کارکنان مینسکه ...که میدونیم
،در یه سطحی برای ولچوک کار میکنن
،یکی از اونا خرگوش سفیدیه که دنبالشیم
برین شکارش کنین
بازی کنین و ببینین چطوری میتونیم فراریشون بدیم
ساعت ۹ به وقت زولوئه
چهار ساعت وقت داریم
.خدای من شلوارت رو کثیف نکن
ما از پسش برمیایم
میتونیم باهم کار کنیم
اوه، عه، مطمئنی؟
[اسم، درجه، تاریخ شروع به کار]
هنوز موبایل پائول لوییس رو داریم؟
آره، ولی خاموشه
...بهم گفتن تا دستورات بعدی
هویت جعلی باید آفلاین باشه
مامانبزرگ و بابابزرگ توی هتل سرنخ پیدا کردن
میشه یه نگاهی به موبایلش بندازم؟
عه، آره
[ویدیوی دریافتشده]
پائول. پائول لوییس از سازمان سیا
...اگه به این زن اهمیت میدی
زندگیش رو درازای چیزی که برام جالب توجهه، معاوضه میکنم
،اون زنده میمونه اون میمیره
انتخابش با خودته
میشه اینو با خودم ببرم؟
آره، فقط باید اسمش رو ...از سیستم خارج کنی
تا سابقهش ثبت شده باشه
من باید گزارش بدم
باشه. مشکلی نیست
اگه یه وقت واقعا لازم شد ...به خودمون زحمت بدیم
،و دوباره درش بیاریم برمیگردم
میشه امروز یه لحظه حرف بزنیم؟
امروز نه
[اتصال رمزگذاری شده]
[چی میخوای؟]
[ملاقات کنار پل سوثپارک]
[چه ساعتی؟]
[ساعت شش]
سربازهای روسی اون بیرونن
به نظر میاد جستوجوی امنیتی باشه
چند نفرن؟
دو تا کامیون که توی هر کدوم سه تا مرد هست
ارتش نیست
به نظرم از افاسبی اومدن
چخوف
یعنی اون تو راهه
ارتباطات همچنان قطع بمونه
،اگه بیان تو مدرکی علیه ما پیدا میکنن؟
پاکِ پاکیم
یه چیزی پیدا کردیم
کار بلر بود
اون پیداش کرد
چیو پیدا کرد؟
...اگه عضو کارکنان ولچوک باشی
مثل اینه که رفته باشی آکادمی نظامی
...اگه بتونی خودتو نشون بدی
،هر شغل ردهبالایی ...هرجایی توی اطلاعات روسیه
نظامی، سیاسی
ولچوک یه راه میانبره برای رسیدن بهش
، برای همینه که توی افاسبی، سرویس اطلاعات خارجی ...اداره اصلی اطلاعات و کرملین
آدمای زیادی هستن که خودشون رو وقفِ ولچوک کردن
اون حرفه آدما رو میسازه
...برای همه، به جز
لئو کراویتسکی
،سابقا راننده بوده بعدش سرآشپز شده
توی سنت پترزبورگ با ولچوک آشنا شده
اونو نزدیک خودش نگه داشته
از اون زمان باهاش هست
دوست داره ولچوک یه دستی بهش برسونه
ولی هیچوقت این کار رو نکرده
اون تنها کسیه که ۱۳ سال زیردست ولچوک کار میکرده
و به هیچجا نرسیده
شاید عاشقشه
مثل جیوز و اون یارو که اسمش یادم رفته
ووستر. آره، شاید (شخصیتهای یک سریال)
ولی بعضی شبا، وقتی از سرکار میاد و ...یه بطری ودکا خورده
میره تلگرام و واتساپ و همش نق و ناله میکنه
بفرمایید
چرا هیچوقت دعوت نمیشم" با ولچوک ناهار بخورم؟
بعد اون همه کاری که براش کردم
یه روز به اون حرومزاده قدرنشناس نشون میدم یه من ماست چقدر کره داره
"حالا میبینین، اگه نکردم
انجامش بده
[آنیا اکاترینا میخواهد به شما پیام بدهد] [پذیرش]
[خونهای؟]
[بله]
[تنهایی؟]
[بله. تو هم تنهایی؟]
[توی خونه نشتی داریم]
[شما؟]
[اسم نمیبریم]
[منشی جدید استخدام کردم]
[حالا فهمیدی کی هستم؟]
[بله]
فکر میکنه ولچوک پیام داده؟
.نمیدونم فکر کنم
یکی داره بهمون خیانت میکنه
پرسیده کیه
.نمیدونم دیگه به هیچکس اعتماد ندارم
از امشب یه تیم جدید تشکیل میدم
همه چیز قراره عوض بشه
[ازم میخوای چی کار کنم؟]
...میخوام تیم جدید رو
رهبری کنی
،و جز من و تو هیچکس نباید خبردار بشه
تو تنها کسی هستی که بهش اعتماد دارم
،خیلی وقته که بهت اعتماد دارم مگه نه؟
[ممنون که بهم اعتماد داری]
میخوام با یکی از اعضای تیم جدیدت ملاقات کنی
،فردا ساعت ۱۱ صبح در میدان کامسومولسک باش
اون میاد پیش تو
،هردوتون شعری که میفرستم ...برای همدیگه میخونین
تا همدیگه رو بشناسین
میخوام یه لیست درست کنی
مردهایی که بهشون اعتماد داریم
مردهایی که بهشون اعتماد نداریم
[چشم قربان] [و ازتون ممنونم، قربان]
عالیه
حالا شعر رو براش بفرست
سفر کوچک ما، فعلا همینجا به پایان میرسه
،کار کردن با همه شما تجربه فوقالعادهای بود
ممنونم
ممنون
باعث خوشوقتی من بود
واو. محشر به نظر میاد
.این زیتون پروردهست زیتون طعمدار شده
و اینم دلمه کلم
برگهای پرشده با کلم، درسته؟
.آذر هستم زن رضا
دنی هستم، از آشناییتون خوشبختم
نمیدونستم توی لندن هستی
فقط چند روز هستم
راستش از این مراسمها متنفرم
چه خوب انگلیسی حرف میزنی
اینو دختری میگه که خودش فارسی حرف میزنه
بگو ببینم، چی باعث شد به زلزلهشناسی جذب بشی؟
عه... خلاصهش رو بگم؟
وقایع کوچک فیزیکی که ...هزاران سال روی هم انباشته شدن
...با خشونت غیرقابل تصوری
ناگهان فوران میکنن
هوم
اون کجاست؟
توی آدیس آبابا چه ماموریتی داشتی؟
اون کجاست؟
درون خطری مهلک
به لطف تو
چی میخوای؟
توی آدیس، نیرو جذب میکردی
از بین افراد فرهیخته
،مردم اتیوپی، اریتره جیبوتی، یمن
،نویسندههای سودانی انقلابیها
مخالفین حکومتِ هر کشوری
اون لیست رو میخوام
...اگه اونو بهت بدم
چه اتفاقی برای سامیا میافته؟
آخر هفته، روی آلتت سواری میکنه
خودتم همینو میخوای، درسته؟
یا هم میتونم بکشمت و جسدت رو توی رودخونه غرق کنم
باید ازم مراقبت کنی
لوسم کنی، باهام مهربون باشی
48ساعت وقت داری، پسرک عاشقپیشه
اینا خیلی چسبناکه
تو آشپزی میکنی؟
.خیلی دوست دارم وقت ندارم
یه نفر دیگه که معتادِ کاره
تو هم مهندسی خوندی؟
توی مادرید، بعدش مدرک دومم رو توی بارسلونا گرفتم
اهل مادرید هستی؟
سنلوکار
اندلس
اسمش رو شنیدم
شهر قشنگ ساحلی که مسابقات اسبدوانی داره
عموزادهم یه کارتپستال از اونجا برام فرستاد
اسم مسابقهش چیه؟
اون جشنه؟
اسمش کررا دکابالوس دسنلوکر
پس همدیگه رو دیدین
البته
.هوم. بدک نیست فقط یکم خشکه
دنی توی درست کردنشون کمکم کرد - اوپس -
درمورد چی حرف میزدین؟
بذار ببینم. مسابقه اسبدوانی
کار کردن بیش از حد
دستور پخت غذاهای ایرانی
و فوران ناگهانی خشونت
مطمئنی؟
همه علائمش رو داره
محرکهای پیتیاسدی (اختلال استرس پس از سانحه)
احتیاط بیش از حد، پرخاشگری
شکاکی، دوریگزینی
کاملا قطعیه
چه خطراتی داره؟
از دست دادن قدرت تشخیص
حواس پرتیهای مقطعی
...غرق شدن در جزئیات کوچک
و از قلم انداختنِ چیزهای واضح و مهم
پس اساسا همهجا مشکل داره
هنوز حرفم تموم نشده
هذیان خودبزرگ بینی
شکستناپذیری
آسیب پذیر نبودن
مصرف سرخود دارو
منم الان به اون آخری نیاز دارم
بعدش دشمن خودشون میشن
سرزنشگری، احساس گناه
برونریزیهای تکانشی
خشونت، افکار خودکشی
کاش زودتر این حرفا رو زده بودیم
- چرا؟ - چون من با برگشتن مارشن
به میدان موافقت کردم تا یه مهرهی والهالا رو جذب کنه
- کی میره؟ - دو ساعت پیش رفت
کجا میره؟
بلاروس
چیزی که ما بهش میگیم «شیرجهی جهشی»
نه اونقدر عمیق که دچار مشکل کاهش فشار هوا بشه
به صورت غیرقانونی از طریق یه نفوذ مخفی وارد یه کشور میشی
نه کنترل مرزی، نه پاسپورت. انگار اصلاً اونجا نبودی
اگه تهش بمیری؟ یه جسد بیهویت میشی
این میتونه یه فاجعه باشه
اون بخش خودبزرگبینی،
و شکستناپذیری چی؟
نمیتونیم به اون دل ببندیم؟
اینکه فکر کنی یه چیزی هستی،
و واقعاً اون چیز باشی، دو چیز کاملاً متفاوته
اینو کسی میگه که هیچوقت توی میدان نبوده
قراره کسی رو ببینم
منم دیگه
اگه جونور توی جنگل ساکت زوزه بکشه
اگه شیپورها به صدا در بیان و رعد و برق غرش کنه
پوشکین. سرچ کردم. از خودت درش آوردی؟
دوستمون ژنرال خیلی چیزا هست، ولی شاعر نیست
شش تا اسم. همه نقاط ضعف امنیتی
خب تو کی هستی؟ از افبساس؟ یا اسویآر؟
از این به بعد توی این مورد با ما در ارتباطی
این برای چیه؟
یه پیام داری
تو کی هستی؟
ژنرال ولچوک از شنیدن خیانتت خوشحال نمیشه
تو منو گول زدی
به ژنرال بگو
فقط به خاطر حماقتت بهت شلیک میکنه
ولچوک تو رو نادیده گرفته. تو از سگش هم بدتری
دست از سرم بردار
من ایمیلهاتو خوندم، لئو
رئیست یه آدم عوضیه
ولی اگه دیگه رئیست نباشه چی؟
وقتی اون نباشه... و منظورم تا چند روز و چند ساعت دیگه ست...
والهالا به یه فرماندهی جدید نیاز داره
کی از تو ارشدتر،
باتجربهتر و وفادارتره؟
کلی دسر مونده و من دارم چاق میشم
پس همهشون رو تموم کن. یه دستوره
ممنون. عاشقشونم
نتایج ایستگاه البرز رو گرفتیم. میتونم نشونت بدم؟
البته
وای
خیلی قشنگه
میتونی مرکز زلزله رو خیلی واضح ببینی
میخوام اثراتی که اونجا داشته رو برام حساب کنی
باید دادههای محلی رو جمع کنم تا بتونم...
دقیقاً
ازم میخوای بیام ایران؟
مگه همینو نمیخواستی؟
ممنون. بهش فکر میکنم
یه چیز دیگه
آذر زن من نیست
صبر کن. چی؟
من... گیج شدم. نیست...
قبل از اینکه از کسی بخوایم بیاد ایران،
باید احتیاط کنیم
آذر اونجا بود تا مطمئن بشه مشکلی پیش نیاد
چه جور مشکلی؟
فقط میخوام باهات صادق باشم
ما قراره خیلی با هم کار کنیم
مهمه که به هم اعتماد داشته باشیم
پس، بهش فکر کن
عجلهای نیست
ممنون
میدونی چیه؟ اینو دوست دارم
چی رو؟
خب، این اطلاعات انسانی، جاهای تحویل مخفی، رمز و این چیزا
روشهای قدیمی. فکر نمیکردم دیگه کسی از این کارها بکنه
خیلی وقته این کارو میکنی؟
به اندازهی کافی
اون چیزی که توی دستته، ۲۴ ساعت روز زیر نظرت داره...
کجا هستی، کی رو میبینی، به چی فکر میکنی
اطلاعات انسانی آخرین جاییه که یه سازمان میتونه بدون دیده شدن توش فعالیت کنه
شاید آخرین جایی که کسی آزاده
میبینی؟
اینو دوست دارم
درضمن، مردم قبلاً اینقدر حواسپرت نبودن،
مثل تو
به چیزایی که اون گوشی به خوردت میده خیلی علاقه نشون میدی،
چیزای مهم رو از دست میدی
تق
یکی داره آشغالها رو میذاره بیرون
منو برگردون به مرز
لباست رو دربیار
همهچی؟
میتونی لباسزیرت رو نگه داری
رفیق
اون کیف رو بده به من
مادربزرگ
با گوشی قدیمیت خداحافظی کن
به گوشی جدیدت سلام کن
یه شماره به اسم مامانم ذخیره کردین؟
هر کی زنگ بزنه، از طرف ماست
میتونیم وانمود کنیم اونیم
میتونم یه چیزی ازت بپرسم؟
آخرین فرصت. معنیش این نیست که جواب میدم
ادوارد به تو گزارش میداد؟
خودت چی فکر میکنی؟
اینکه برنامه این نبود،
ولی وقتی فهمیدی همدیگه رو میبینیم، ازش خواستی گزارش بده
و اونم داد
اگه انجام داده باشه. و دارم میگم اگه...
مثبت بوده وگرنه تو نمیرفتی
عمداً گذاشتینش مراقبم باشه؟
نه. فقط ازت خوشش میاومد
و از گزارش دادن خوشش نمیاومد
مادربزرگ، دخترمون دوباره لباساش رو پوشید
به هنری بگو کارمون تموم شد
معاون وزیر دفاع روسیه،
داره از خط مقدم در اوکراین بازدید میکنه
و اینم برنامهی سفر مخفیانهش
کارت خوب بود
و اگه این...
لئو
فرمانده تیپ والهالا بشه،
میتونه در آینده یه مهرهی خیلی خوب بشه
مسئول تیم حفاظت وزیر،
که همراهش سفر میکنه،
یه سرهنگه به اسم اولگ دیموشنکو
کایوت داره به دیموشنکو تحویل داده میشه؟ چرا اون؟
ولچوک شخصاً اونو میشناسه؟
دستیار سابقشه، شاگردشه،
توی افاسبی به درجهی سرهنگی ارتقا پیدا کرده
و بعد مدیر اطلاعات وزارت دفاع روسیه شده
و حدس من اینه که ولچوک
میخواد با وزیر دفاعش ملاقات کنه
ژنرال جاهطلبیهای سیاسی داره
عالیه. مراقب فاصله باش
وقتی اون مسئول باشه، والهالا یه قلعهی نفوذناپذیره
در مورد امنیت خیلی پارانوئید داره
به همین دلیله که هیچوقت نتونستیم واردش بشیم
پارانویا، ابرقدرتشه
خب، فقط یه جا توی این لیست هست،
که میدونم نمیتونیم ازش استفاده کنیم
کلینیک. عملیات فلیکس، درسته؟
تو هیچی در موردش نمیدونی
به همین دلیله که به لئو گفتم کلینیک محل تحویله
چیکار کردی؟
به هر مزیتی که بتونیم به دست بیاریم نیاز داریم
اینجا منطقهی خصمانهست
اگه نیرو روی زمین داریم میخوام ازشون استفاده کنم
تو اصلاً نمیدونی اون عملیات چیه
چطور جرئت میکنی یه مأموریتی رو که اصلا مال ما نیست، خراب کنی؟
همهش یه مأموریته
اینو به لنگلی بگو
اینو به پنتاگون بگو
بهشون بگو یه عملیات مخفی خیلی مهم عملیات ویژه مشترک رو تغییر کاربری دادیم
نمیتونیم. حسابی قاطی میکنن
و من کارم رو از دست میدم
میذاریم خودشون تصمیم بگیرن
کدوم مهمتره؟ کایوت یا فلیکس؟
گوش کن. گوش کن. من خیلی بهت رو دادم، مارشن،
ولی این دیگه زیادیه. ما با هم تصمیم میگیریم،
نه بر ضد همدیگه
اگه تو اون بیرون بودی،
در مورد نحوهی نجات جونت،
چند تا جلسه میخوستی یا فقط یکی؟
تو فقط یه مهرهی لعنتی هستی، مارشن!
مثل همهی ما
کل ماشین لعنتی نیستی
اصلاً میدونی چیکار کردی؟
فلیکس یه عملیات سه نفرهست...
یه دلتا و دو نیروی ویژهی اوکراینی
اون یه تیم کشتاره، هنری
یه تک تیرانداز به اضافهی یه نقطهیاب دور و نزدیک
کلینیک یه تلهست
ولی فکر کنن میتونن یه وزیر کابینهی روسیه رو از بین ببرن
و زنده بیرون بیان؟
این یه مأموریت انتحاریه
من چیکار کردم، هنری؟
جون همه آدمای ماموریت فلیکس رو نجات دادم
بهت چی گفتم؟
خیلی مشخص بهت گفتم که باهاش ور نرو،
چون خیلی مهمه، خیلی محرمانه ست،
حتی منم نمیخوام در موردش بدونم
چون اگه لو بره، اگه گند بخوره توش،
دفتر من هیچ راهی برای انکارش نداره
خیلی رو لبهی تیغی
اگه تصمیم بگیرن به جای نجات کایوت،
فلیکس رو ادامه بدن چی؟ اون وقت چی؟
تو بودی این کارو میکردی؟
به فرماندهی عملیات ویژه بگو یه تیم بفرستن
نجات کایوت شما تأیید شد
بهش چی گفتی؟
همونطور که احتمالاً شنیدی،
همهی حرفا رو خودش زد
این کوچولو چند وقتشه؟
چهار ماهشه، دکتر
خیلی خب
چکوف هنوزم میاد،
ولی شما دستورات جدید دارین
چی؟ مأموریت لغو شده؟
ماههاست براش برنامهریزی کردیم
لغو نشده
موقعیت شما اینجا بیهوده نیست
اولویتها تغییر میکنن
شما چشم ما روی زمین هستین
برای یه «نور آبی» که شش ساعت دیگه اینجا مستقر میشه
دلتا داره هدف ما رو از بین میبره؟
چرا؟ چرا؟ خودمون میتونیم انجامش بدیم
هدف شما دیگه هدف اصلی نیست
لعنت
هدف چیه؟
محرمانهست
شما به استقرار تیم نور آبی کمک میکنین
هیچ هدف دیگهای نیست
بعد، با اونا خارج میشین
پایان مأموریت
این خیلی مزخرفه
این دیگه چه کوفتیه؟
درست میاد اینجا
ما هم فقط باید لبخند بزنیم و هیچ کاری نکنیم؟
- تصویر بزرگ رو نمیبینی - کدوم تصویر بزرگ؟
این همه ماه کار، ریسک، واسه چی؟
خیلی مسخرهست، رفیق
گوش کن، شما سربازین
ماموریتتون تغییر کرده. کاری رو که بهمون گفته میشه انجام میدیم
-باشه؟ - لعنتی. باشه
کمک ما رو توی این جنگ میخواین یا نه؟
کشور من تو جنگه، نه کشور شما
به شما حمله نشده. نمیدونین چه حسی داره
حالا من باید، چیکار کنم؟
لبخند بزنم و با دشمن دست بدم؟
اینجا چیزای مهمتری از غرور تو در خطره،
وگرنه این کارو نمیکردن
دستوراتتون واضح بود؟
بله قربان
واضح بود
مزخرف بود، ولی واضح بود
خوبه
یه خبر از دکتر سامیا زهیر
با نیروی عملیات مشترک شاخ آفریقا صحبت کردم
فهمیدن کجاست؟
سفارت اعلام کرد که داره برای مرکز میراث فرهنگی،
به شرق آسیا سفر میکنه
هیچکس در مورد غیبتش سوالی نکرده
ولی اناسسی، جت شخصی آقای دالاگا رو
تا یه باند فرودگاه در خارطوم ردیابی کرده
از اینجا میتونسته سوار هر پروازی بشه
موقع ورود چند نفر به استقبال جت دالاگا رفتن
رفتن به زندان کوبر،
که از زمان شورش و فرار زندانیها،
دست شبهنظامیهای جانجوید افتاده.
فکر میکنن اونجا رو به عنوان یه سایت مخفی استفاده میکنن.
میخوای اینو به مارشن بگم؟
نه، چیزی به مارشن نگو.
خودم بهش توضیح میدم.
کراویتسکی. ولچوک هستم
بله، قربان
خب؟ خبری ازشون نداریم؟
الو؟ الو؟
بله قربان. اینجام. چرا، خبر داریم
کلینیک شمال لیکارنیا
توقف ششم در برنامه سفر
وزیر هم میاد اونجا؟
اولگ تایید کرد
بسته رو تحویل میدین،
اونم تضمین داد که یه دیدار یه ساعته با وزیر داشته باشین،
قبل از اینکه برگرده توی هلیکوپتر
کارت خوب بود لئو
اولگ اینم گفت که ویز تا یه ماه دیگه
توی مسکو ترتیب یه مراسم شام رو میده،
که رئیس جمهور هم مهمان افتخاریشه
گفت منتظر باشین دعوتتون کنن
دیدی بهت گفتم!
اینجوری باید انجامش بدی
یه صندلی دور میز
بله، قربان
بهم گفتین
بهم گفتی
آدمای اسآیسی پایین منتظرن.
مثل اینکه داریم به نتیجه نزدیک میشیم
بیا از اول مرور کنیم
- باشه - کل نقشه رو دوباره نگاه کنیم،
ببینیم چیزی جا نیفتاده باشه
تو بیشتر از هرکسی کایوت رو میشناسی
باید تا ۴۸ ساعت آینده مثل اون فکر کنی
از همه چیزایی که میدونی استفاده کن
فقط میخواستم بگم موفق باشی
ممنون
یکی از خودمون گم شده
فردا، برش میگردونی خونه
میخوای بشنوی چطور؟
بشین
این کار خلاف پروتکل نیست؟
اون مجوز لازم رو نداره
همین الان گفت، یکی از خودمون گم شده
بذار نقشه رو برات توضیح بدم. یه دیدگاه تازه
شاید یه اشکالی پیدا کنی
میدونی که دلم میخواد
منو سالم آوردی خونه
کمکمون کن
ممنون
کایوت دست یه گروه مزدور روسی،
به اسم والهالا افتاده،
که فرماندهش ژنرال ولچوکه
میخوان تحویلش بدن به سرهنگ افاسبی، اولگ دیموشنکو
دیموشنکو الان توی اوکراینه،
همراه معاون وزیر دفاع روسیه
برای بازدید از خطوط مقدم
اول سعی کردیم بفهمیم
این انتقال به سرویس امنیتی روسیه،
چطور قراره انجام بشه
یکی از نزدیکترین افراد ولچوک رو آوردیم طرف خودمون،
و از طریق اون،
برنامه سفر وزیر رو به دست آوردیم
توی اون لیست یه کلینیک پزشکی بود
یه برنامه بازدید و عکاسی اونجا داشتن
نیروهای ویژه اوکراین،
یه مأموریت ترور به اسم فلیکس برنامهریزی کرده بودن
ماموریت اون نیروها رو تغییر دادیم،
که تیم نجات رو توی موقعیت بذاریم
ایدهی فعلی اینه که فشار کافی روی نفوذیمون،
داخل پایگاه والهالا بذاریم،
تا ولچوک رو به یه منطقهی کشتار هدایت کنه
اگه موفق بشیم،
مزدورهایی که کایوت رو اسیر کردن،
فردا ظهر به فلیکس میرسن
تله رو فعال میکنیم، پسرمونو میاریم بیرون
همین
کار شگفتانگیزیه
کار همهمون بوده
با تمام توانمون
فرقی نمیکنه فردا چی بشه،
همهمون میدونیم تا اینجا رسیدن چقدر سخت بوده
بیاین تمومش کنیم
سنگینترین تاوان خیانت چیه؟
صورت آدمایی که بهت اعتماد داشتن
ایمان...
امید...
یه هدف مشترک
چیزی که دیگه هیچوقت تجربهش نمیکنم
کایوت شاید میتونست برگرده
ولی میدونستم من هیچوقت نمیتونم
ببخشید
به پرواز امای۷۱۴ خوش اومدین
لطفاً مطمئن بشین همهی وسایل توی محفظه بالای سرتون
یا زیر صندلیتون جا گرفته باشه
مدت پرواز امروز تا تهران،
شش ساعت و بیست دقیقه ست
[باعث مرگش شدی]
« ترجمه از محیا مبین مقدم و ایلــیا » .:: Mahya14 & EILIA ::.
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
دیجی موویز در شبکههای اجتماعی @DigiMoviez
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.