All language subtitles for 5. The Wolf and the Lion_-_ - KatmovieHD.Net

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto Download
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

مترجم: مهرزاد تغییر و توضیحات: Arash AR

: ارائه‌اي از تيم ترجمه :.:.:.:WWW.9Movie.CO:.:.:.:

"Game Of Thrones" فصل 1 قسمت 5 : گرگ و شير

جناب "هيو" در پايتخت خانواده‌اي دارن؟

نه

من خودم ديشب بيدار موندم براش دعا خوندم

کسِ ديگه‌اي رو نداشت

قبلاً زره‌اش رو نپوشيده بود

ولي شانسش

جلوي "کوه" دووم نياورد

کي اين مسابقه رو ترتيب داده بود؟

"تمام شواليه‌ها موافق بودن لرد "استارک

بله

ولي کي دستور اين توافق رو گرفته بود؟

کارِتون رو خوب انجام دادين خواهرها

زندگي عجيبه چند سال پيش که خيلي دور نيست

با دشمنانمون توي "ترايدنت" جنگيديم

خوشحالم که هيچ‌وقت توي ميدون "همديگه رو نشناختيم جناب "باريستان

همسرم هم همينطور

فکر نمي‌کنم زندگي اون زن بيوه مناسبش باشه

تو خيلي متواضعي

من ديدم که تو يه نفره 12تا شواليه رو از پا درآوريد

: پدرم يه دفعه بهم گفت

"تو بهترين کسي هستي تا حالا ديده"

من هيچ‌وقت يادم نمياد اون مرد درباره‌ي مسائل جنگ اشتباه کرده باشه

اون مرد خوبي بود . پدرت رو ميگم

کاري که "شاه ديوانه" باهاش کرد جرم وحشتناکي بود

و اون پسر

تا چند ماه پيش فقط يه سرباز معمولي بود

چطور استطاعت خريدن يه زره رو داشته؟

شايد لرد "آرين" براش مقداري پول گذاشته بوده

شنيدم پادشاه مي‌خواد امروز خودش بجنگه

آره ولي اين اتفاق نميفته

رابرت" کاري که بخواد رو انجام ميده"

اگه پادشاه هر چي رو خواسته هميشه بدست آورده

براي يه شورش مبارزه مي‌کنه

خيلي کوچيک درست شده سرور من ، بسته نميشه

مادرت يه فاحشه‌ي احمق بود

با يه کون گنده . ميدونستي؟

اين احمق رو ببين تو مغزش هيچي نيست

حتي نمي‌تونه زره‌ي يه آدم رو درست تنش کنه

براي زره‌ـت خيلي چاقي

چاق؟ چاق درسته؟

با پادشاهت اينطوري حرف ميزني؟

بامزه بود . درسته؟

نه سرور من

نه؟ از جک‌هاي مشاور اعظم خوشت نمياد؟

داري اون پسر بيچاره رو شکنجه ميدي

شنيدي مشاور چي گفت پادشاه براي زره‌اش خيلي چاقه

برو دستگاه "سينه‌کش" رو بيار

دستگاه سينه‌کش"؟"

چقدر طول مي‌کشه تا بفهمه دنبال نخود سياهه؟

شايد تو يکي کشفش کرده باشي

خيلي خب ، خيلي خب

ولي بايد اونجا من رو ببيني من هنوزم ميدونم با نيزه چطوري نشونه بگيرم

شما هيچ ربطي به مسابقه‌ي نيزه‌زني ندارين بذاريد جوون‌ها اين‌کار رو بکنن

چرا؟ چون پادشاهم؟ به درک . من مي‌خوام به يکي ضربه بزنم

و کي مي‌خواد به شما ضربه بزنه؟ - هر کسي که بتونه -

...و بهترين مرد روي زينش - شما خواهيد بود -

آدمي توي هفت اقليم نيست

که با صدمه زدن به شما ريسک کنه

داري بهم ميگي اون ترسوها اجازه ميدن من ببرم؟

بله

بنوش - تشنه نيستم -

بنوش . پادشاهت داره دستور ميده

خدايا

براي زره‌ام خيلي چاقم

همراهتون پسر "لنيستر"ـي بود؟

يه احمق لعنتي

ولي "سِرسي" اصرار کرد

جان آرين" پيشنهادش کرد"

سِرسي لنيستر' مي‌تونه' " برات خيلي مناسب باشه " خودش بهم گفت

"به پشتيباني پدرش نياز داري"

فکر مي‌کردم شاه شدن يعني اينکه هر کاري خواستم بکنم

بسه ديگه . بريم ببينيم اسب‌سواريشون رو

لااقل مي‌تونم بوي خون يکي ديگه رو حس کنم

رابرت"؟" - چيه؟ -

يه منظره‌ي الهام‌بخش براي آدما

بيا جلو . جلوي پادشاهت خم شو خم بشيد تاپاله‌ها

آريا" کجاست؟" - تو کلاس رقص‌ـش -

شواليه‌ي گُل‌ها

"ممنونم جناب "لوراس

نذاز جناب "گِرِگور" زخميش کنه

هي - من نمي‌تونم ببينم -

100تا سکه‌ي طلا روي "کوه" شرط مي‌بندم

قبوله

خب ، حالا با اين 100 سکه طلا چي‌کار کنم؟

12تا بشکه مشروبِ "دورنيش" ـي؟

يا يه دختر از فاحشه‌خونه‌ي "ليس"؟

يا حتي مي‌توني باهاش يه دوست بخري

اون مي‌ميره

جناب "لوراس" سوارکار خوبيه

"چه شرم‌آوري بزرگي "انگشت کوچولو

حتماً برات خيلي خوب بوده که يه دوست داشته بشي

"بهم بگو ببينم لرد "رِنلي

کي قراره تو دوست خودت رو داشته باشي؟

لوراس" ميدونست کجا بايد بزنه"

يه‌جورايي حيله‌گرانه‌ست . جدي ميگم

جناب "لوراس" هيچ‌وقت اون‌کار رو نمي‌کنه

فريب زدن هيچ افتخاري نداره

نه افتخار و نه حتي يه سکه طلا

شمشير

ولش کن

اين ديوونه‌بازي رو به نام پادشاهتون تموم کنين

بذاريد بره

من زندگيم رو مديون شما هستم قربان

من قربان نيستم

کيسه‌ي رو سرش رو بردار

اينجا جاده‌ي "کينگز" نيست

"تو گفتي ميريم "وينترفِل

گفتم...چندبار و بلند

خيلي هوشمندانه‌ست

اونا دسته‌اي ميان

جاي اشتباه دنبال من مي‌گردن

تا الان احتمالاً خبرش به پدرم رسيده

جايزه‌ي خيلي خوبي پيشنهاد ميده

همه ميدونن يه "لنيستر" ـي هميشه قرض‌هاش رو ميده

ببينم اينقدر خوب هستي که من رو باز کني؟

و چرا بايد اين‌کار رو بکنم؟ - چرا نبايد بکني؟ -

فرار مي‌کنم؟

قبيله‌هايي که تو تپه‌ها هستن تيکه تيکه‌ام مي‌کنن

مگه اينکه يه هيولايي من رو بخوره

تو نبايد نگران هيولاها و قبيله‌هاي ساکن تپه‌ها باشي

جاده‌ي شرقي

"ميريم به سمت "ويِل

داري من رو مي‌بري سرزمين خواهرت

که به جناياتي که نکردم جواب بدم

بگيد ببينم بانو "استارک" ، آخرين‌باري که خواهرتون رو ديدين کي بوده؟

5سال پيش

اون عوض شده

اون هميشه يه ذره حساس بود ولي الان

ممکنه شما هم من رو همينجا بکشيد

"من قاتل نيستم "لنيستر - منم نيستم -

من هيچ ربطي به نقشه‌ي قتل پسرت نداشتم

...اون خنجري که پيدا شد - کدوم احمقي -

با خنجر خودش يه قاتل رو مسلح مي‌کنه؟

مي‌خوايد دهنش رو ببندم؟ - واسه چي؟ -

نکنه دارم حرف عاقلانه ميزنم؟

"رادريک"

بانوي من ، از اينطرف

من رو باز کنيد

اگه من بميرم چه نفعي داره؟

رادريک"؟"

من خوبم بانوي من

لازم نيست خودتون رو خوني کنين

اولين‌بارته کسي رو مي‌کشي؟

تو يه زن لازم داري

هيچي بعد از يه دعوا به اندازه زن نمي‌چسبه

من حاضرم اگه اونم باشه

"برَن"

"جزاير آهنين"

نشانشون : اژدهاهاي دريايي

شعار : ما اهل بي‌نظمي نيستيم

لردهاي اونجا؟ - گِرِيجوي"ها" -

به‌خاطر مهارتشون تو تيراندازي معروف هستن

همچنين در دريانوردي و عشق‌ورزي

و شورش‌هاي ناکام‌مونده

نشانشون : گوزن

حالا که "رابرت" پادشاهه يه گوزن شاخدار

خوبه - و نشونِ خشم و غضبه -

لردهاي اونجا "باراتيون"ها

سرزمين‌هاي غربي

نشانشون : شير

شعار : يه "لنيستر"ـي هميشه قرض‌هاش رو مي‌پردازه

نه

اين فقط حرفه ولي شعار رسميشون نيست

...لردهاي اونجا "لنيستر"ـي‌ها

هنوز شعارشون رو نگفتي - نميدونم -

ميدوني . فکر کن

"قوي ، سنگدل ، غيرقابل شکست"

اون مال فرمانرواييِ "مارتل" ـه - "عدالت در هنگام خشم" -

براي فرمانروايي "هورن‌وود" ـه - "خانواده ، مسئوليت ، افتخار" -

اينا شعارهاي "تالي" هستن . اقليم مادرت

داريم بازي مي‌کنيم؟ - "خانواده ، مسئوليت ، افتخار" -

جواب درست همينه؟ - ميدوني که هست -

اول خانواده‌ست؟

مادرت بايد از "وينترفِل" ميرفت

که از خانواده‌اش محافظت کنه

چطور مي‌تونه از خانواده‌اش محافظت کنه

وقتي که باهاش نيست؟

مادرت 3 هفته که تو خواب بودي

کنار تختت نشسته بود

ولي بعدش رفت

وقتي به دنيا اومدي من بودم که

تو رو از مادرت به دنيا آوردم

تو رو گذاشتم توي دست‌هاش

از اون لحظه تا لحظه‌اي که بميره

دوستت خواهد داشت

مسلماً

به شدت - براي چي رفت؟ -

هنوزم نمي‌تونم بهت بگم

ولي بزودي مياد خونه - ميدوني الان کجاست؟ -

امروز کجاست؟

نه ، نميدونم

پس چطور مي‌توني بهم قول بدي بزودي مياد خونه؟

بعضي وقتا نگران ميشم که نسبت به سنت خيلي باهوشي

ديگه نمي‌تونم يه تيرِ ديگه هم بندازم

اين رو کجا نوشته؟

براي کار کردن با کمان به پا نياز داري

"اگه اون زيني که لرد "تيرين طراحي کرده واقعاً کار کنه

مي‌توني از روي اسب تيراندازي کني

واقعاً؟

پسرهاي "دوتراکي" وقتي 4 سالشونه ياد مي‌گيرن تيراندازي کنن

چرا تو اينطوري نباشي؟

ساکت ، آروم

تو نبايد توي قلعه‌هاي درون ديوار باشي

فکر مي‌کردم تو بايد اينجا آدم مهمي باشي

براي امثال تو آدم مهمي هستم

تو تنها آدم اشراف‌زاده‌ي زندگي من نيستي خودت ميدوني

کي؟ منظورت اون کوتوله‌ست؟

من بهش ميگم نيمه اشراف‌زاده

حسوديت ميشه؟

چرا بايد حسوديم بشه؟

هر کسي يه مقدار سکه‌ي مسي تو جيبش باشه مي‌تونه واسه يه شب صاحبِ تو باشه

کير يه کوتوله چجوريه؟

هميشه دوست داشتم بدونم

ممکنه سورپرايزت کنه

اون با انگشت‌هاش هم خوب کار مي‌کنه

همينطور با زبونش

انعام سخاوتمندانه‌ايه

فکر مي‌کردم طلا براي "لنسيتر" بي‌ارزش باشه

تو حسوديت ميشه

من يه "گِرِيجوي" هستم

ما 300 ساله فرمانرواي جزاير آهنين هستيم

هيچ خانواه‌اي توي "وستروس" نيست که بتونه به ما بي‌ارزش نگاه کنه

حتي "لنيستر"ها

و "استارک"ها چي؟

من از وقتي 8 سالم بود تحت سرپرستي لرد "استارک" بودم

تحت سرپرستي کلمه‌ي خوبيه

پدرت عليه پادشاه "رابرت" شورش کرد

...و اگه دوباره اين‌کار رو بکنه - پدر من براي -

آزادي آدماش جنگيد

پدر تو چي‌کار کرد؟ يه نفر ديگه رو کرد و يه جنده پس انداخت

تو پسر جدي هستي

من پسر نيستم - چرا ، هستي -

يه پسر جدي با يه کير جدي

من نمي‌خوام پولت رو بدم

پس برو واسه خودت زن بگير

بيا اينجا

من نمي‌خوام بهت صدمه برنم

پسرتون چطوره سرور من؟

ديگه نمي‌تونه راه بره

مي‌خواستم ببينم درسته يا نه

پس خبرش بهتون رسيده

اميدوارم خوب بشه

من هم کوچيک بودم از فلج بون زجر کشيدم

بعضي از درها براي هميشه بسته ميشن

بقيه به جاهاي غيرقابل انتظار باز ميشن

مي‌تونم بشينم؟

اگه کسي حرفي که مي‌خوام بهتون بزنم رو بشنوه

سرم از تنم جدا ميشه

اون‌وقت کي براي "واريس" بيچاره سوگواري کنه؟

چه شمال و چه جنوب براي عنکبوت‌ها آواز سر نميدن

ولي چيزهايي هست که شما بايد بدونين

شما مشاور اعظم هستين و پادشاه آدم احمقيه

دوستتونه . ميدونم ولي احمقه

و ممکنه به فنا بره مگه اينکه نجاتش بدين

من 1 ماهه توي پايتخت هستم

چرا اينقدر منتظر موندين تا اين رو بهم بگين؟

بهتون اعتماد نداشتم

پس چرا الان بهم اعتماد دارين؟

ملکه تنها کسي نيست که

خيلي مراقب شماست

آدماي زياد اشراف‌زاده‌اي در پايتخت هستن

شما هم يکي از اونها هستيد

منم دوست دارم فکر کنم يکي ديگه‌شون هستم

به همون عجيبي که ممکنه به نظر ميرسه

پادشاه با چه نوع خطري روبروئه؟

همون خطري که "جان آرين" روبرو بود

"بهش ميگن " اشک‌هاي ليس

يه چيز کمياب و باارزش

تميز و به بي‌مزگيِ آب

هيچ ردي به جا نميذاره

کي بهش داد؟

يه دوست نزديک . شکي توش نيست ولي کدوم يکيشون؟

آدماي زيادي دوستش بودن

لرد "آرين" آدم مهربون و قابل اعتمادي بود

يه پسر بود

و به "جان آرين" مديون بود

همون همراهش جناب "هيو"؟

بيچاره چه اتفاقي واسش افتاد

درست موقعي که به نظر ميرسيد زندگيش قراره خوب پيش بره

اگه جناب "هيو" اون رو مسموم کرده بود

کي به جناب "هيو" پول داده بود؟

يکي که تواناييش رو داشته

جان" مرد صلح بود"

اون 17 سال مشاور بوده

17سال کم نيست

چرا اون رو کشته؟

اون شروع کرده بود سؤالايي مي‌پرسيد

اون پسر حرومزاده‌ي پادشاه رو پيدا کرده

کتاب رو هم پيدا کرده

خيلي کارهاي ديگه هم مي‌کنه

و وقتي حقيقت رو بدونه چي‌کار مي‌کنه؟

فقط خدا ميدونه

اون احمقا سعي کردن پسرش رو بکشن

بدتر اينه که خرابش کردن

گرگ و شير ميفتن به جون همديگه

بزودي وارد جنگ ميشيم دوست من - الان جنگ چه نفعي داره؟ -

هنوز آماده نيستيم

اگه يه مشاور بتونه بميره چرا مشاور دوم نميره؟

اين مشاور مثل اون يکي نيست

زمان لازم داريم

کال دروگو" تا وقتي بچه‌اش به دنيا نياد" حرکت نمي‌کنه

ميدوني اين آدماي وحشي چطوري هستن

تو ميگي صبر کنيم من ميگم سريع عمل کنيم

اين ديگه يه بازيِ 2 نفره نيست

هيچ‌وقت نبوده

اولين نفري که ميرسه و آخرين نفري که ميره

اين هنرت رو تحسين مي‌کنم

خيلي آروم راه ميري

ما هممون خصوصيات خودمون رو داريم

امروز يه ذره تنهايي

امروز عصر بايد يه سري به فاحشه‌خونه‌ي من بزني

اولين پسر توي خونه

فکر مي‌کنم کار رو با شوخي اشتباه گرفتي

جدي؟

تمام اون پرنده‌هايي که تو گوشت زمزمه مي‌کنن

موجودات قشنگي هستن

باور کن

ما حواسمون به همه جا هست

اين رو که مطمئنم

"شنيدم که لرد "رِد واين پسرش رو خيلي جوون باشه دوست داره

من پيام‌آور زيبايي و احتياط هستم

هر دو اينا به يه اندازه مهم هستن

پس با اين وجود فکر مي‌کنم زيبايي يه خاصيت فردي باشه

اين درسته که

جناب "مارلون" اهل "تامبل استون" آدماي مقطوع‌العضو رو ترجيح ميدن؟

تمام شهوت‌ها براي يه مرد که کيفش پر باشه ارزش دارن

و منم بدترين شايعه رو درباره‌ي فرمانرواي اکنون شنيدم

که با مزه‌ي يه جسد همراهه

بايد خيلي سخت باشه که بتونيد مراقب اين يکي هم باشيد

استدلال به تنهايي

اينه که جسدها رو قبل از اينکه فاسد بشن پيدا کني

دقيقاً بايد بگم يه همچين چيزي

با قوانين پادشاه مطابقت ندارن

دقيقاً همينه

بگو ببينم . 1 نفر يه جايي

داره بهت فشار مياره؟

هميشه مي‌خواستم بدونم

ميدوني چرا نميدونم اون آدم کجاست؟

و اينکه خيلي بهش نزديک بوديم

ولي حرف زدن درباره‌ي من بسه . چند وقت از آخرين‌باري که همديگه رو ديديم مي‌گذره؟

از آخرين‌باري که تو من رو ديدي يا آخرين‌باري که من تو رو ديدم؟

آخرين‌باري که من تو رو ديدم

داشتي با مشاور اعظم حرف ميزدي

با چشماي خودت ديدي؟ - با چشم‌هايي که من صاحبشونم -

کارهاي مربوط به شورا

خيلي از کارها هست که بايد درباره‌شون با "ند استارک" حرف بزنيم

همه خيلي خوب از علاقه‌ي بي‌شاعبه‌ات

به همسر لرد "استارک" خبر دارن

اگه "لنيستر"ها پشت قضيه‌ي سعي در کشتن پسر "استارک" باشن

و معلوم بشه تو کمک کرده بودي

استارک"ـي‌ها به اين نتيجه ميرسن"

...که يه حرف کوچيک با ملکه بزنن

يه نفر با اين حرف داره به لرزه درمياد

ولي يه چيزي رو ميدوني؟ من مطمئنم که تو رو خيلي جلوتر

از اينکه تو من رو ديدي من تو رو ديدم

جدي؟ - بله -

اوايل امروز بهم خبر رسيد

ديدن که تو با لرد "استارک" در دفترش حرف ميزدي

پس تو بودي زير تخت؟

و مدت نه زيادي بعد از اون

وقتي ديدم که دارن يه مقام بلندمرتبه

خارجي رو به اينجا اسکورت مي‌کنن

درباره‌ي کارهاي شورا بود؟

البته که تو در اونطرف تنگه‌ي دريا دوستاني داري

تو خودتم اهل اونجايي

ما دوستيم . نيستيم لرد "واريس"؟

دوست دارم فکر کنم هستيم

پس مي‌توني مسئوليت من رو تصور کني

دوست داشتم بدونم آيا پادشاه ممکنه درباره‌ي همدردي دوست من سؤالاتي بپرسه يا نه

که به دوراهي برسه که سمت چپ وفاداري به يه دوسته

و سمت راست وفاداري به کشور

خواهش مي‌کنم - فهميدن اينکه من در وضعيتي هستم -

...يه حرف کوچيک با پادشاه بزنم

شما 2تا دارين واسه کي توطئه مي‌کنين؟

خب ، هر چي که هست بايد عجله کنين

برادرم داره مياد

به يه جلسه‌ي کوچيک شورا؟

خبر آزاردهنده‌اي از دوردست‌هاست

نشنيدي چي گفت؟

نميذاريم بري تو . التماس نکن

من گدا نيستم . اينجا زندگي مي‌کنم

مي‌خواي بزنم تو گوشت بهتر بشنوي؟

مي‌خوام پدرم رو ببينم

منم دوست دارم ملکه رو بکنم خيلي بهم حال ميده

پدرت رو مي‌خواي پسر جون؟

روي زمين يکي از ميخونه‌ها خوابيده

و دوستاش دارن روش مي‌شاشن

پدر من مشاور اعظمه

من پسر نيستم من "آريا استارک" اهل "وينترفِل" هستم

و اگه دستتون به من بخوره پدرم

سر جفتتون رو مي‌کنه

حالا ميذاريد من رد بشم يا من

بهتون سيلي بزنم بهتر بشنوين؟

ميدوني من نصف نگهبانام رو گذاشته بودم دنبال تو بگردن؟

بهم قول دادي تمومش مي‌کني

اونا گفتن مي‌خوان بکشنت

کي گفت؟ - نديدمشون -

ولي فکر کنم يکيشون چاق بود - "آريا" -

من دروغ نميگم اونا گفتن تو اون حرومزاده رو پيدا کردي

و اينکه گرگ‌ها قراره با شيرها بجنگن ...و وحشي‌ها

يه چيزي هم درباره‌ي وحشي‌ها گفتن

اين رو کجا شنيدي؟ - توي سياه‌چال -

کنار اسکلت اژدها

تو سياه‌چال چي‌کار مي‌کردي؟

دنبال يه گربه مي‌کردم

عذر مي‌خوام سرور من

يه نفر از "نگهبانان شب" اومده که اصرار داره باهاتون حرف بزنه

ميگه ضروريه

اسمت چيه دوست من؟ - يورِن" سرور من" -

اين بايد پسرتون باشه نگاهش به شما رفته

من دخترم

بنجن" شما رو فرستاده؟"

کسي من رو نفرستاده سرور من

من اومدم اينجا براي ديوار آدم پيدا کنم

ببينم چيزي توي سياه‌چال مونده

که بتونه کمک کنه

برات يه گروه جمع مي‌کنيم

ممنونم سرور من

ولي فقط براي اين مزاحم نشدم

برادرتون "بنجن" خونش داره به جوش مياد

ايشون هم براي من مثل برادر مي‌مونن

اين به‌خاطر خودشونه که اومدم اينجا

و نزديک بود اسبم رو به کشتن بدم

يه سري ديگه هم دارن ميان

تا فردا تمام شهر مي‌فهمن

چي رو؟

بهتره خصوصي بهتون بگم سرور من

برو . بعداً باهم حرف ميزنيم

جوري" ، ببرش به اتاقش"

بيا اينجا بانوي من شنيدي پدرت چي گفت

پدرم چندتا نگهبان داره؟

اينجا توي مقر فرمانروايي؟ 50تا

نميذاريد کسي بکشدش . درسته؟

اصلاً از اين نترس بانوي کوچک

خب؟ - درباره‌ي همسرتونه سرور من -

ايشون اون کوتوله رو دستگير کردن

"شما از خونه دور هستين بانو "استارک

من با چه کسي دارم حرف ميزنم؟

"جناب "وارديس ايگن" شواليه‌ي "وِيل

بانو "آرين" منتظر شما هستن؟

وقت نبود که پيغام بفرستم

مي‌تونم بپرسم بانوي من

براي چي اون با شماست؟

به‌خاطر همين وقت نبود

اون زنداني منه - به نظر من يه زنداني نيست -

خواهر من تصميم مي‌گيره اون چيه

بله بانوي من

ايشون رسيدگي مي‌کنن

ايري"...ميگن آدم رسوخ‌ناپذيريه"

10تا آدم خوب بهم بده و يه مقدار هم وسيله‌ي کوهنوردي

به درون اون هرزه رسوخ مي‌کنم

ازت خوشم مياد

لرد "استارک" ، در تالار شورا

حضور شما خواسته شده يه قرار ملاقات ترتيب داده شده

من اول تنها بايد پادشاه رو ببينم

پادشاه توي همين قرار ملاقات هستن سرور من

ايشون شما رو احظار کردن

درباره‌ي همسر منه؟ - نه سرور من -

"فکر مي‌کنم مربوطه به "دِنِريس تارگريان

اون جنده حامله‌ست

دارين درباره‌ي کشتن يه بچه حرف ميزنين - من بهت اخطار دادم -

اين اتفاق ميفته همونجا توي شمال بهت اخطار دادم

ولي به حرفم گوش نکردي

خب ، حالا گوش کن

مي‌خوام بميرن . هم مادر و هم بچه

اون "ويسِريس" احمق هم همينطور

اين برات کافيه؟

مي‌خوام جفتشون بميرن

اگه اين‌کار رو بکنين براي هميشه باعث بي‌آبرويي ميشه

آبرو ؟

من به هفت اقليم حکمراني مي‌کنم

يه پادشاه ، هفت فرمانروايي

فکر مي‌کني آبرو اينها رو تو يه خط نگه ميداره؟

فکر مي‌کني اين آبروئه که صلح رو برقرار نگه ميداره؟

ترس‌ـه . ترس و خون‌ـه

پس از "پادشاه ديوانه" آدماي بهتري نيستيم

"حواست باشه "ند حواست باشه چي ميگي

شما مي‌خوايد يه دختر رو بکشيد

به‌خاطر اينکه يه آدمي يه شايعه‌اي شنيده؟

شايعه نيست سرور من اون شاهزاده بچه داره

بر اساس چه اطلاعاتي؟

"جناب "جوراه مورمونت

اون مشاور "تارگريان"هاست

مورمونت"؟ پچ‌پچ‌هايي رو برامون آوردي"

که يه خائن اونور دنيا شنيده و بهش ميگيد حقيقت؟

جوراه مورمونت" برده داره . خائن نيست"

فرق کوچيکيه . ميدونم براي يه مرد شرافتمند

اون قانون رو شکست . به خانواده‌اش خيانت کرد . از سزرمين ما فرار کرد

مي‌خوايم روي حرف اين آدم قتل مرتکب بشيم؟

و اگه درست بگه چي؟

اگه اون بچه داشته باشه چي؟

"يه "تارگريان" ميشه سرلشگر ارتش "دوتراکي

اون‌وقت چي؟ - تنگه‌ي دريا هنوز بين ماست -

از اون روزي مي‌ترسم که

دوتراکي‌ها" به اسب‌هاشون ياد بدن" از آب رد بشن

هيچ کاري نکنيم؟

اين پيشنهاد هوشمندانته؟

هيچ کاري نکنيم تا دشمنانمون برسن به سواحل ما؟

شما شواري من هستين . مشاوره بدين

با اين مرد شرافتمند احمق منطقي حرف بزنين

من بدگماني شما رو متوجه هستم سرور من

واقعاً متوجه‌ام . اين چيز خيلي بديه

که بايد در نظر بگيريم . يه کار شرم‌آور

و اينم ميدونيم بعضي وقت‌ها بايد

کارهاي وحشتناک انجام بديم که کشور سالم باشه

وقتي خدايان به "دِنِريس" بچه دادن

کشور از بين ميره

من ميدونم اون دختر مريض نيست

ولي وقتي "دوتراکي"ها حمله کنن

چندتا بي‌گناه مي‌ميرن؟

چند شهر نابود ميشه؟

عاقلانه‌تر و دلسوزانه‌تر

اينه که اون الان بميره

که جون صدها هزار نفر نجات پيدا کنه بهتر نيست؟

بايد اونا رو سال‌ها پيش مي‌کشتيم

وقتي مي‌بيني تو يه تخت با يه زن زشت خوابيدي

بهترين کار اينه چشمات رو ببندي و باهاش کنار بيايي

گلوش رو ببري کارش رو تموم کني

من توي جنگ‌ها ازت پيروي کردم

2بار

بدون شک

بدون درنگ و فکر

ولي الان ازت پيروي نمي‌کنم

اون "رابرت"ـي که من باهاش بزرگ شدم

از سايه‌ي يه بچه‌ي متولد نشده نمي‌لرزيد

اون مي‌ميره

من هيچ نقشي توش نخواهم داشت

"تو مشاور اعظمي لرد "استارک

هر کاري من دستور ميدم مي‌کني وگرنه يه مشاور ديگه پيدا مي‌کنم

موفق باشيد

فکر مي‌کردم آدم بهتري هستي

بيرون ، برو بيرون . لعنت به تو

کارم باهات تموم شده

"برو برگرد به "وينترفِل

سرت رو ميذارم بالاي نيزه

خودم اين‌کار رو مي‌کنم احمق

فکر مي‌کني براي اين‌کار خيلي خوبي؟ خيلي افتخار داري و شرافتمندي؟

اين يه جنگه

من با دخترهام ميرم

اونا رو حاضر کن . خودت انجام بده

از کسي کمک نگير - همين الان سرور من -

لرد "باليش" مي‌خوان شما رو ببينن

اعلي‌حضرت بعد از اينکه رفتين

بازم داشتن بهتون حرف ميزدن

کلمه‌ي "خيانت" رو هم گفتن

چي‌کار مي‌تونم براتون انجام بدم؟

کي برميگردين "وينترفِل"؟

چرا؟ چرا براتون مهمه؟

اگه تا شب اينجا باشيد

"مي‌برمتون پيش آخرين کسي که "جان آرين

قبل از اينکه مريض بشه باهاش حرف زد

البته اگه علاقه‌اي بهش دارين

وقت ندارم

بيشتر از 1 ساعت طول نمي‌کشه ولي اگه شما اجازه بدين

تمام افرادي که داريم رو جمع کن

و بذارشون بيرون اتاق دخترها

بهترين شمشيرزن‌هات کيان؟ - "هيوراد" و "ويل" -

پيداشون کن و توي اسطبل من رو ببين

تو بدون اجازه اون رو آورديش اينجا؟

قلعه‌ي من رو با حضور اون آلوده کردي؟

"خاله‌ات يه کار بد کرده "رابين

يه کار خيلي بد

اون رو يادت مياد ، نه؟

اون زيبا نيست؟

و همينطور قوي جان" اين رو ميدونست"

آخرين کلماتش اينا بودن "بنياد قوي است"

اون مي‌خواست همه بدونن

پسرش وقتي بزرگ بشه چه پسر خوب و قوي قراره بشه

"نگاش کن . فرمانرواي تمام "وِيل

"لايسا"

تو درباره‌ي "لنيستر"ها برام نامه نوشتي

...بهم هشدار دادي - که نزديکشون نشي -

نه که يکيشون رو بياري اينجا

مامان؟

اون آدم بديه؟ - آره -

کوچولوئه

"اون "تيرين" يا همون "ايمپ ازفرمانرواييِ "لنيستر" ـه

اون پدرت رو کشت

اون مشاور اعظم رو کشت

من اون رو هم کشتم؟

چقدر سرم شلوغ بوده

مراقب حرف زدنت باش

اين مردها شواليه‌هاي "وِيل" هستن

تک‌تک اونا "جان آرين" رو دوست داشتن

هر کدوم از اونا براي من مي‌ميرن

اگه هر بلايي سر من بياد

برادرم "جِيمي" خواهد ديد چي‌کار مي‌کنن

تو نمي‌توني به ما صدمه بزني

هيچ‌کس اينجا نمي‌تونه به ما صدمه بزنه بهش بگو مامان

بهش بگو - آروم ، آروم پسر شيرينم -

اون فقط داره سعي مي‌کنه ما رو بترسونه

لنيستر"ها آدماي دروغگويي هستن"

هيچ‌کس به پسر من صدمه نميزنه

مامان

من مي‌خوام ببينم اون مرد پرواز مي‌کنه

شايد ببيني عزيز کوچولوي من

اين مرد زندانيِ منه

نميذارم بهش آسيبي برسه

"جناب "وارديس

مهمونِ خواهر من خسته‌ست

ببرش پايين تا بتونه استراحت کنه

به "مورد" معرفيش کن

برو بخواب کوتوله

خوب بخوابي کوتوله‌ي کوچولو

لرد "استارک" خوش‌شانسه هنوز سر داره

رابرت" هم يه چند روزي بهش ناسزا ميگه" ولي هيچ کاري نمي‌کنه

اون "استارک" رو مي‌پرسته

تو حسوديت ميشه

مطمئني زخميم نمي‌کنه؟

اگه فقط آروم رو پوستت بکشم

و اينطوري من رو ترجيح ميدي؟

اگه کسي رو مي‌خواي بدون مو باشه شايد بايد يه پسر بچه پيدا کني

من تو رو مي‌خوام

برادرم فکر مي‌کنه هر کسي که تو جنگي نبوده مرد نيست

اون عين يه بچه‌ي لوس باهام رفتار مي‌کنه

و تو بچه‌ي لوسي نيستي؟

لوراس تايرل" شواليه‌ي گُل‌ها؟"

تو توي چندتا جنگ جنگيدي؟

و پدرت چقدر وقت صرف اون زره‌ي تو کرد؟

تکون نخور

تنها حرفايي که از "رابرت" و "استنيس" مي‌شنوم اينه که من چرا سرسخت نيستم

چطور به خون ناراحتي نشون ميدم

وقتي چشم اون پسره توي جنگ در اومد بالا آوردي

چشماش داشت بيرون حدقه عين پاندول تکون مي‌خورد

اگه نميدونست چطوري بجنگه نبايد ميومد تو جنگ

گفتنش براي تو راحته

هر آدمي از بدو تولد شمشيرزن نيست

اين هديه نيست کسي اون رو بهم نداده

من خوبم چون روش کار کردم

از اون‌موقعي که يه چوب دستم گرفتم هر روز زندگيم کار کردم

منم مي‌تونستم هر روز و تمام روز روي جنگيدن کار کنم

ولي اصلاً به خوبي تو نمي‌شدم

آره . خب ، فکر مي‌کنم هيچ‌وقت نفهميم

همه جا رو بايد بزني؟ - همه جا -

خب ، به کجا رسيد؟

دختر "تارگريان" ـي مي‌ميره؟

بايد انجام بشه خوب نيست ولي بايد بشه

رابرت" بهش خيلي علاقه داره"

هر وقت درباره کشتن اون حرف ميزنه

قسم مي‌خورم ميز 3 سانت مي‌پره بالا

شرم‌آورـه واسه زنش همچين حسي نداره

اون علاقه‌ي خيلي زيادي به پول اون داره

بايد بديش به "لنيستر"ها

ممکنه بدترين و باشکوه‌ترين آدمايي باشن

که خدا آفريده رو زمين راه برن

ولي اونا مقدار خيلي زيادي پول دارن

منم پول زيادي دارم

نه به اندازه‌ي "لنيستر"ها

ولي خيلي بيشتر از تو

رابرت" تهديد کرده" من رو با خودش ببره شکار

آخرين‌بار 2 هفته اون بيرون بوديم

توي بارون از بين درختا روز به روز بالا و پائين مي‌شديم

فقط واسه خاطر اينکه اون بتونه خنجرش رو بکنه تو گوشت يه حيوون

ولي "رابرت" شکارش رو دوست داره

و اون پادشاهه

چطوري اتفاق افتاد؟ - چون که شکارش رو دوست داره -

و خيلي هم توش خوبه

ميدوني کي بايد پادشاه بشه؟

جدي باش - هستم -

باباي من مي‌تونه خزانه‌ي تو بشه

من تا حالا تو جنگي نبودم ولي براي تو مي‌جنگم

من چهارمين نفر هستم

و وقتي قرار بود جانشيني انجام بشه رابرت" چندمين بود؟"

جافري" يه هيولاست"

تومن" 8 سالشه" - استنيس"؟" -

استنيس" شخصيتش عين خرچنگه"

اون هنوزم برادر بزرگ منه

چي‌کار داري مي‌کني؟ - بهش نگاه کن -

تنم رو بريدي

اين فقط خونه . هممون توي تنمون داريم

بعضي وقتا يه ذره ميريزه

اگه پادشاه بشي از اين چيزها زياد مي‌بيني

بايد بهش عادت کني

زودباش . نگاه کن

مردم دوست‌ـت دارن

دوست دارن بهت خدمت کنن چون که باهاشون مهربوني

مي‌خوان کنارت باشن

تو مي‌خواي کاري رو بکني که بايد انجام بشه

ولي از روي احساساتي که داري نمي‌خواي

تو کشتن رو دوست نداري

کجا نوشته که قدرت

در انحصار بدترين‌هاست؟

اينکه فرمانروايي‌ها فقط براي

نفرت و ترس ساخته شده‌ان؟

تو پادشاه فوق‌العاده‌اي ميشي

متأسفم که پيمانت با ند استارک" خوب پيش نرفت"

به نظر با همديگه خوب بودين

خوشحالم تونستم کاري بکنم که خوشحالت کنم

بدون مشاور اعظم همه چيز تيکه تيکه ميشه

فکر مي‌کنم الان موقعيه که بهم ميگي

"که کار رو بدم به برادرت "جِيمي

نه

اون به اندازه کافي جدي نيست

: من اين رو براي "ند استارک" ميگم

اون به اندازه کافي جديه

واقعاً ارزشش رو داشت اينطوري از دستش بدي؟

نميدونم

: ولي اين رو ميدونم

اگه اون دختر "تارگريان" ـي همسرش رو متقاعد کنه که حمله کنه به اينجا

و ايل و تبار "دوتراکي" از تنگه‌ي دريا رد بشن

نمي‌تونيم جلوشون رو بگيريم

دوتراکي"ها نمي‌تونن از آب رد بشن" هر بچه‌اي اين رو ميدونه

اونا نظم ندارن . سلاح ندارن

سلاح اينکه بتونن محاصره‌مون کنن ندارن

: هميشه از اين حقه‌ات استفاده مي‌کني

لب‌هات رو که تکون ميدي حرفاي پدرت ازش مياد بيرون

پدرم داره اشتباه مي‌کنه؟

"بذار بگيم سرزمين‌هاي "ويسِريس تارگريان

با 40هزار "دوتراکي" پر بشه

ما تو قلعه‌هامون قايم ميشيم

يه حرکت هوشمندانه فقط يه آدم احمق

با "دوتراکي"ها ميره رو در رو مي‌جنگه

اونا ما رو تو قلعه‌هامون زندوني مي‌کنن

از اين شهر به اون شهر ميرن چپاولگري مي‌کنن و نابود مي‌کنن

هر کسي که نتونه پشت يه ديوار سنگي قايم بشه مي‌کشن

تمام محصولات و حيواناتمون رو ميدزدن

زن‌ها و بچه‌هامون رو به بردگي مي‌گيرن

چقدر آدماي هفت اقليم پشت

پادشاه غايبشون ، پادشاه ترسوشون

که پشت ديوارهاي بند قايم شده مي‌ايستن؟

"کي مردم تصميم مي‌گيرن که "ويسِريس تارگريان

پادشاه راستين اينجاست؟

هنوز از اونا بيشتريم

کدوم يکي بيشتره : 5 يا 1 ؟

5

5

1

يه ارتش ، يه ارتش واقعي

که پشت يه رهبر بدون هدف متحد شدن

هدف ما با "پادشاه ديوانه" از بين رفت

حالا ارتش‌هايي در اختيار داريم

که به اندازه‌ي آدمايي هستن که تو کيفشون طلا پيدا ميشه

و هر کسي يه چيز متفاوت مي‌خواد

پدر تو مي‌خواد دنيا رو صاحب بشه

ند استارک" مي‌خواد فرار کنه" و سرش رو بکنه زير برف

تو چي مي‌خواي؟

ما 9 ساله يه جنگ واقعي نداشتيم

از پشت خنجر زدن براي يه شب آماده‌ات نمي‌کنه

: و الان کشور يعني اين

از پشت خنجر زدن و نقشه کشيدن

و دم اين و اون رو ديدن و از هر راهي پول درآوردن

بعضي وقتا نميدونم چي اينا رو باهم نگه ميداره

ازدواجمون

حالا اينجا نشستيم

17سال بعد

همه رو باهم مرور مي‌کنيم

خسته نشدي؟

هر روز اين حس رو مي‌کنم

نفرت تا چه مدت مي‌تونه يه چيزي رو متحد نگه داره؟

راستش 17 سال زمان زياديه

آره ، درسته

آره ، هست

چه شکلي بود؟

هيچ‌وقت درباره‌اش نپرسيدي . حتي 1بار

براي چي؟

اوايل فقط گفتن اسمش حتي پيش خودم

حس مي‌کردم دارم بهش جونِ دوباره ميدم

فکر کردم اگه درباره‌اش حرف نزنم

برات کم‌کم محو ميشه

وقتي فهميدم اين اتفاق نميفته

ديگه از رو لج سؤال نمي‌پرسيدم

نمي‌خواستم اين لذت رو بهت بدم

که فکر کني واسم مهمه که مي‌پرسم

و مشخص شد که اين نپرسيدن من براي تو هيچ مفهومي نداره

تا اونجايي که مي‌تونم بگم راستش خوشت اومد

خب ، چرا حالا؟

"چه ضرري روح "ليانا استارک مي‌تونست بهمون بزنه

که ما 100بار خودمون به خودمون نمي‌تونستيم بزنيم

مي‌خواي اين حقيقت وحشتناک رو بدوني؟

من حتي نمي‌تونم به ياد بيارم چه شکلي بود

فقط ميدونم تنها چيزي بود که هميشه مي‌خواستم

يکي اون رو ازم گرفت

و هفت اقليم نتونستن جاي خالي اون رو پر کنن

من يه زماني بهت حس داشتم . ميدوني؟

ميدونم

حتي وقتي اولين بچه‌مون رو از دست داديم

البته براي يه مدت

برامون ممکن بود؟

حتي زماني بود؟ لحظه‌اي براش بود؟

نه

اين حرفا تو رو بهتر مي‌کنه يا بدتر؟

بهم هيچ حسي نميده

شبيه اونه . نيست سرور من؟

بينيش شبيه اونه موهاي مشکيِ اونو داره

آره

وقتي ديدينش بهش بگين سرور من

اگه ممکنه بهش بگين چقدر زيباست

ميگم

و بهش بگين من با هيچ‌کس ديگه‌اي نبودم

قسم مي‌خورم سرور من به تمام خدايان

من نه جواهرات مي‌خوام و نه هيچي

فقط اون رو

پادشاه هميشه با من خوب بوده

وقتي "جان آرين" اومد ديدنت

چي مي‌خواست؟

اون همچين آدمي نبود سرور من

فقط مي‌خواست بدونه بچه خوشحال هست يا نه

سالم هست يا نه

به نظر من که خيلي سالم مياد

اون دختر هيچي نمي‌خواد

سرمايه‌گذاري روي فاحشه‌خونه‌ها بيشتر از کشتي جواب ميده

من که اينطور فهميدم

فاحشه‌ها خوب دريچه‌ي پولي هستن

درباره‌ي حرومزاده‌ي پادشاه "رابرت" چي ميدوني؟

خب ، اون بيشتر از شما داره براي شروع

چندتا؟ - مهمه؟ -

اگه به اندازه‌ي کافي زن بکني بعضي از اونا بهت جايزه ميدن

جان آرين" رد تمام اونا رو گرفته . واسه چي؟"

اون مشاور اعظم بوده شايد "رابرت" مي‌خواسته بره دنبالشون

اون با عشق پدرانه‌اش کنار اومده بود

بيا

"جوري" - سرور من -

چه جمع گرگينه‌ي کوچيکي

عقب وايسيد جناب ايشون مشاور اعظم هست

مشاور اعظم بود

حالا مطمئن نيستم چيه

فرمانرواي يه جاي خيلي دور

معني اين‌کار چيه "لنيستر"؟

برگرد تو اونجا . امن‌ترـه

من دنبال برادرم مي‌گردم

برادرم رو يادت مياد نمياد لرد "استارک"؟

موهاي بلوند ، زبون تند و تيز ، قد کوتاه

خيلي خوب يادمه

به نظر مياد توي جاده يه مشکلاتي واسش پيش اومده

تو که نميدوني چه بلايي سرش اومده . ميدوني؟

اون به دستور من دستگير شده

که به‌خاطر جرم‌هاش جواب پس بده

آقايون

من نگهباناي شهر رو خبر مي‌کنم

"بيا "استارک

ترجيح ميدم شمشير به دست بميري

...اگه 1بار ديگه سرور من رو تهديد کني - تهديد؟ -

يا بهتره بگم : "مي‌خوام از تخم تا مغز

سرورت رو همينجا با شمشير باز کنم ببينم توش از چي درست شده" ؟

من رو بکشي

برادرت هم مي‌ميره

حق با توئه

زنده بگيرينش . افرادش رو بکشيد

"برادرم لرد "استارک

مي‌خوام که برگرده

مترجم : مــــهرزاد

: ارائه‌اي از تيم ترجمه :.:.:.:WWW.9Movie.CO:.:.:.:

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.