All language subtitles for 2. The Kingsroad-_-_KatmovieHD.Net

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto Download
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

مترجم: مهرزاد تغییر و توضیحات: Arash AR

: ارائه‌اي از تيم ترجمه :.:.:.:WWW.9Movie.CO:.:.:.:

"Game Of Thrones" فصل 1 قسمت 2 : جاده‌ي پادشاهان

بايد يه چيزي بنوشي دختر

و يه چيزي بخوري

چيز ديگه‌اي نداريد؟

: دوتراکي"ها دو چيز رو خيلي زياد دارن"

علف و اسب مردم نمي‌تونن روي علف زندگي کنن

"در سرزمين‌هاي "شادو" پشت "آشاي

ميگن زمين‌هايي از ارواح علفي هست

که به بي‌رنگيِ شير هستن و آروم راه ميرن و فقط در شب برافروخته ميشن

تمام علف‌هاي ديگه رو نابود مي‌کنن

دوتراکي"ها بر اين باورند که يه روز"

اون همه چيز رو مي‌پوشونه اينطوري دنيا تموم ميشه

آسون‌تر ميشه

کاليسي" ، دستاتون"

هنوزم از "پِنتوس" دور نيستيم سرور من

فرمانروا "ايليريو" محدوده‌ي مهمان‌نوازي‌ـشون رو گسترش دادن

اونجا راحت‌تر هستين

من علاقه‌اي به مهمون‌نوازي يا راحتي ندارم

من با "دروگو" مي‌مونم تا موقعي که

تا آخر معامله به حرفش عمل کنه و منم تاج و تختم رو بدست بيارم

هر جور مايليد سرور من

راستش "مورمونت" ، به همون اندازه‌اي که اين زندگي حيواني هست

فکر مي‌کنم بهتر باشه ترجيح بديم سرمون بره

ند استارک" تو رو براي چي مي‌خواد؟"

از کسي چيزي بخري؟

به يه نفر بفروشم

چندتا از شکارچي‌هايي که توي سرزمينم گرفتم

در فرمانرواييِ من براي همچين چيزهاي مسخره‌اي مجازات نميشي

مي‌توني از اين مطمئن باشي

بهتر از اون جنده‌هاييه که بهشون عادت کرده بودي عمو

مادرم دنبالت مي‌گشت

امروز به سمت مقر فرمانروايي حرکت مي‌کنيم

"قبل از اينکه بري ميري پيش لرد و بانو "استارک

و مراتب همدرديت رو اعلام مي‌کني

همدردي من براي اونا چه نفعي داره؟

هيچي ولي ازت اين انتظار ميره

همه متوجه غيبت‌ـت شده‌ان

اون پسر واسه من اهميتي نداره

شيون و زاريِ زن‌ها رو هم نمي‌تونم تحمل کنم

يک کلمه ديگه حرف بزني دوباره ميزنمت

به مادر ميگم

برو . بهش بگو

"ولي اول ميري پيش لرد و بانو "استارک

و جلوشون زانو ميزني

و ميگي چقدر ناراحتي و در خدمتشون هستي

و براشون دعا مي‌کني . مي‌فهمي؟

...تو نمي‌توني

مي‌فهمي؟

شاهزاده اين رو يادش مي‌مونه لرد کوچک

اميدوارم

اگه يادش رفت سگ خوبي باش و بهش يادآوري کن

وقت صبحونه‌ست

نون و 2تا از اون ماهي‌هاي کوچولو

يه ليوان هم آبجوي تلخ واسه اينکه از گلوم بره پايين

و بِيکِن . سوخته باشه

سلام

برادر کوچک - هم‌خون‌هاي دوست‌داشتني من -

برَن" مي‌ميره؟"

ظاهراً نه

منظورت چيه؟ - مِيستر" ميگه اون پسر ممکنه زنده بمونه" -

اين اصلاً خوشايند نيست بذارن يه بچه از يه همچين دردي زجر بکشه

فقط خدا ميدونه

کاري که ما مي‌تونيم بکنيم دعا کردنه

به نظر مياد تمام سِحرهاي شمال درونت از بين رفته

هنوزم باورم نميشه داري ميري

حتي براي تو هم مسخره‌ست

حس شگفت‌زده شدنت کجا رفته؟

بزرگترين سازه‌اي که تا به حال ساخته شده "نگهبانان شب"

"خونه‌هاي زمستوني "وايت واکرها

نگو که تو فکر رفتن به "بِلَک" هستي

"مجرد برم؟ فاحشه‌ها از "دُرن

تا "کسترلي راک" التماسم مي‌کنن

نه . من فقط مي‌خوام بالاي ديوار وايستم

و به لبه دنيا بشاشم

بچه‌ها نبايد از هرزه‌گي‌هاي تو بشنون

بچه‌ها ، بياين

اون پسر حتي اگه زنده بمونه فلج ميشه . يه موجود زشت

هر روز وقتش شد به من يه مرگ تر و تميز بدين

در رابطه با موجود زشت بايد بگم که مخالفم

مرگ خيلي قطعيه درحاليکه زندگي

پر از احتمالاته

من آرزو مي‌کنم پسرک بيدار بشه

من خيلي علاقمندم بشنوم اون پسر چي براي گفتن داره

برادر عزيزم

بعضي وقت‌ها برام سؤال ميشه که طرف کي هستي

برادر عزيزم تو هم قلب من رو جريحه‌دار مي‌کني

تو ميدوني من خانواده‌ام رو چقدر دوست دارم

خواهش مي‌کنم

من لباس مناسب نپوشيدم سرورم

اينجا منزل شماست من مهمون شما هستم

يه پسر خوش‌قيافه . اينطور نيست؟

من اولين پسرم رو از دست دادم يه مو سياهه زيباي کوچولو

اون هم يه جنگجو بود

تلاش کارد تا به تبي که اون رو ازمون گرفت غلبه کنه

من رو ببخشيد

اين آخرين چيزيه که شما در حال حاضر احتياج به شنيدنش داريد

من اين رو نميدونستم

مال سال‌ها پيش بود

رابرت" ديوونه شده بود" دست‌هاش رو با عربده به ديوار کوبيد

تمام کاري که مردها انجام ميدن تا بهت نشون بدن چقدر نگران هستن

پسرتون کاملا شبيه اونه

مثل يه چيز کوچيک

يه پرنده بدون پر و بال

اونا اومدن تا جنازه‌اش رو ببرن و "رابرت "من رو گرفت

من جيغ ميزدم و تقلا مي‌کردم اما اون من رو نگه داشته بود

اون کفن کوچولو

اونا بردنش و من هيچ‌وقت ديگه اون رو نديدم

هيچ‌وقت نرفتم تا قبرش توي سرداب رو ببينم

من هر صبح و شب به درگاه الهه مادر دعا مي‌کنم

تا پسرت رو بهت برگردونه

سپاسگزارم

شايد اين‌بار گوش بده

يه شمشير براي ديوار؟

من الانشم يکي دارم - خوبه مرد -

تا حالا شمشيرت رو چرخوندي؟ - البته -

منظورم اينه که روي کسي؟

چيز عجيبيه وقتي براي اولين‌بار يه نفر رو باهاش مي‌کشي

مي‌فهمي که ما هيچي نيستيم جز يه کيسه گوشتي

و خون و يه خرده استخون که همه‌ـش رو باهم سرپا نگه ميداره

بذار من پيشاپيش ازت تشکر کنم

به‌خاطر حفاظت از هممون در مقابل خطرات پشت ديوار

وحشي‌ها ، "وايت واکرها" و غيره

ما به‌خاطر داشتن

مرد خوب و قوي مثل تو که ازمون حفاظت مي‌کنه سپاسگزاريم

ما 8000 هزار ساله که از قلمرو پادشاهي حفاظت مي‌کنيم

الان گفتي "ما"؟

پس سوگند خوردي؟

بزودي مي‌خورم

سلام من رو به "نگهبانان شب" برسون

من مطمئنم خدمت کردن توي همچين نيروي نخبه‌اي هيجان‌انگيزه

وگرنه فقط واسه زندگيه

"مرسي "نيمِريا

سپتا مُردِين" ميگه من بايد دوباره اين‌کار رو بکنم"

ميگه لباسام درست تا نشده

کي اهميت ميده اونا چطوري تا شدن؟

به‌هرحال آخرش قراره تاشون باز بشه ديگه

خوبه نيروي کمکي گرفتي

تماشا کن

نيمِريا" ، دستکش‌ها"

تاثيرگذاره - خفه‌شو -

نيمِريا" ، دستکش‌ها"

يه چيزي برات دارم

و بايد خيلي با دقت بسته‌بندي بشه

يه هديه؟

در رو ببند

اين اسباب‌بازي نيست

مواظب باش به خودت صدمه نزني

خيلي ظريفه - مثله خودت -

آهنگر رو مجبور کردم سفارشي برات بسازه

اون سر يه مرد رو نمي‌بره

اما اگه به اندازه کافي سريع باشي خودش رو تو هر سوراخي فرو مي‌کنه

مي‌تونم سريع باشم

مجبوري هر روز باهاش کار کني

چه حسي داره؟

تعادلش رو دوست داري؟

فکر کنم دارم

درس اول : با طرف تيز بهشون ضربه رو وارد کن

ميدونم کدوم طرف رو استفاده کنم

دلم برات تنگ ميشه

مراقب باش

ميدوني ، همه شمشيرهاي خوب اسم دارن

سانسا" مي‌تونه سوزن خياطي‌هاش رو داشته باشه"

منم سوزن خودم رو

اومدم تا با "برَن" خداحافظي کنم

قبلا اين‌کار رو کردي

اي‌کاش مي‌تونستم وقتي بيدار ميشي اينجا باشم

دارم با عمو "بنجن" ميرم به شمال

"دارم ميرم به "بِلَک

ميدونم هميشه راجع به ديدن ديوار باهم صحبت کرديم

اما تو مي‌توني وقتي بهتر شدي واسه ديدنم به قلعه "بِلَک" بياي

منم يه راهي براش پيدا مي‌کنم

برادرِ قسم‌خورده‌ي "نگهبانان شب" ميشيم

اگه تو نترسي مي‌تونيم بريم اونطرف ديوار قدم بزنيم

ازت مي‌خوام از اينجا بري

17سال پيش

با "رابرت باراتيون" ترکمون کردي

1سال بعدش با پسر يه زن ديگه برگشتي

و حالا دوباره مي‌خواي ترکمون کني

چاره‌اي ندارم

اين چيزيه که مردها هميشه وقتي افتخار فرا مي‌خونتشون ميگن

چيزيه که به خودتون و خانواده‌هاتون ميگين

معلومه که حق انتخاب داري

و انتخاب‌ـت رو کردي

"کَت"

"من نمي‌تونم "ند

واقعا نمي‌تونم - مي‌توني -

بايد بتوني

با "برَن" خداحافظي کردي؟

اون نمي‌ميره . ميدونم

شما "استارک"ها جون‌سخت هستين

مادرم؟

خيلي مهربون بود - خوبه -

دفعه بعد که ديدمت کاملا سياه خواهي بود

هميشه رنگ مورد علاقه‌ام بوده

"خدانگهدار "اسنو - "خدانگهدار "استارک -

خدمت کردن در "نگهبانان شب" افتخار بزرگيه

استارک"ها هزاران سال از ديوار مراقبت کردن"

و تو يه "استارک" هستي

ممکنه اسم من روت نباشه

ولي خونِ من تو رگ‌هاته

مادرم زنده‌ست؟

راجع به من ميدونه؟ کجا هستم؟ کجا مي‌خوام برم؟

براش مهمه؟

دفعه بعد که هم رو ببينيم

راجع به مادرت حرف ميزنيم

باشه؟

قول ميدم

به خدايان قسم به اين ميگن کشور

نصف فکرم به پشت سر گذاشتنشون مشغوله

نصف ذهن من هم به رفتن با تو

چي ميگي فقط خودم و خودت

تو جاده‌ي "کينگز" شمشيرها کنارمون

يه جفت فاحشه ميخونه‌اي هم واسه گرم کردن تخت امشبمون؟

بايد 20 سال پيش ازم مي‌پرسيدي

جنگ‌هايي واسه مبارزه بود زن‌هايي واسه ازدواج

ما هيچ‌وقت شانس جوون بودن رو نداشتيم

من چندتا شانس رو يادم مياد

يه دونه بود . اسمش چي بود؟

اون دختر شريکت؟

بکا"؟" با اون سينه‌هاي گنده که تمام صورت‌ـت رو مي‌پوشوند

بسي"...يکي از دختراي تو بود"

"بسي"...خدايان ، شکرتون به‌خاطر "بسي"

و سينه‌هاش

مال تو "الينا" بود؟

نه . 1بار بهم گفتي . "مريل"؟

مادر پسر حرومزاده‌ات؟

"وايلا" - خودشه -

بايد يه فاحشه کمياب بوده باشه

"واسه اينکه باعث بشه لرد "ادارد استارک افتخارش رو فراموش کنه

هيچ‌وقت بهم نگفتي اون چه شکلي بود

الانم نميگم

ما درگير جنگ بوديم

اگه مي‌خواستيم به خونه برگرديم هم هيچ‌کس نمي‌فهميد

تو خيلي به خودت سخت مي‌گيري هميشه همينجور بودي

قسم مي‌خورم که اگه پادشاهت نبودم قبل از اينا من رو زده بودي

بدترين چيز راجع به تاج‌گذاري‌ـت اينه که

ديگه نمي‌تونم بزنمت

باور کن بدترين چيز نيست

شب يه سوارکار اين رو آورد

دِنِريس تارگريان" با يه مشت" دوتراکي" که رهبرشون يه اسبه وصلت کرده"

خب که چي؟ بايد براشون هديه ازدواج بفرستيم؟

شايد يه چاقو . يه تيزش رو

و يه آدم شجاع که بتونه خوب ازش استفاده کنه

اون دختر از يه بچه هم کوچيک‌ترـه

به موقعش همون بچه لنگ‌هاش رو باز مي‌کنه و شروع مي‌کنه به پس انداختن

بگو که قرار نيست راجع به اين حرف بزنيم - واسه تو قابل بحث نيست؟ -

اون‌کاري که پدرش با خانواده تو کرد اون قابل بحث نبود

اون‌کاري که "رايگار تارگريان" با خواهرت کرد

زني که من عاشقش بودم

من دستم به هر "تارگريان"ـي برسه مي‌کشمش

اما دستت به اين يکي نميرسه . ميرسه؟

"اين "کال دروگو

ميگن 100000 مرد تو طايفه‌اش داره

حتي 1 ميليون "دوتراکي" هم تهديدي واسه قلمرو پادشاهي نيستن

تا زماني که اونطرف دريا باشن

رابرت" ، اونها کشتي ندارن"

هنوز کساني توي هفت اقليم هستن که من رو "غاصب" خطاب مي‌کنن

اگر پسر "تارگرين" با پشتيباني طايفه "دوتراکي" جلو بياد

بدترين افراد بهشون ملحق ميشن - اون جلو نمياد -

و اگه شانسي هم اين‌کار رو بکنه ما پرتش مي‌کنيم تو دريا

ند" ، يه جنگ تو راهه"

نميدونم کِي

نميدونم چه کسي خواهد جنگيد

اما تو راهه

بشينيد

بهتون غذا ميديم

بازشون کن

متجاوزها

قطعا يه شانس بهشون داده شده بوده يا اخته شدن يا ديوار

اغلب چاقو رو انتخاب مي‌کنن

از ديدن برادرهاي جديدت تحت تاثير قرار نگرفتي؟

چيز خوبي که "نگبانان شب" داره اينه که

خانواده قبليت رو فراموش مي‌کني و کاملا يه جديدش نصيبت ميشه

واسه چي اينقدر مطالعه مي‌کني؟

به من نگاه کن و بگو چي مي‌بيني؟

شعبده‌بازيه؟

اونچه که مي‌بيني يه کوتوله‌ست

اگه من تو يه خانواده روستايي به دنيا اومده بودن اونا من رو تو جنگل ول مي‌کردن تا بميرم

افسوس . يه "لنيستر" به دنيا اومدم "اونم توي "کسترلي راک

خيلي چيزها ازم انتظار ميره

پدرم 20 سال مشاور اعظم پادشاه بود

تا اينکه برادرت اون پادشاه رو کشت

بله . تا اينکه برادرم اون رو کشت

زندگي پر از اين گوشه و کنايه‌هاي کوچيکه

خواهرم با پادشاه جديد ازدواج کرد

و خواهرزاده تنفرآميز من بعد از اون پادشاه ميشه

من بايد نقشم رو واسه افتخار اهل خونه‌ام انجام بدم موافق نيستي؟

اما چطوري؟

خب ، برادر من شمشير خودش رو داره

و من ذهن خودم رو

و يه ذهن به کتاب احتياج داره همونطور که يه شمشير به تيز کننده

"اين دليل اينه که من زياد مطالعه مي‌کنم "جان اسنو

و تو؟

داستان تو چيه حرومزاده؟

"بهتر ازم بپرس . شايد جوابت رو بدم "کوتوله

يه پسر حرومزاده بدون چيزي براي ارث بردن

محکوم به پيوستن به

"انجمن قديمي "نگهبانان شب

کنار برادرهاي جنگجوي شجاعش

...نگهبانان شب" از قلمرو پادشاهي در مقابل کشور"

آره ، آره . در مقابل کدوتنبل‌هاي ترسناک و لولوها

و بقيه هيولاها حفاظت مي‌کنه دايه‌ات راجع بهش بهت گفته

تو پسر باهوشي هستي

نبايد ديگه اين مزخرفات رو باور کني

همه چيز با يه خورده شراب تو شکم بهتره

بانوي من ، وقتشه حساب‌ها رو رسيدگي کنيم

مايليد بدونيد اين مهمون‌هاي سلطنتي چقدر برامون خرج برداشتن؟

راجع بهش با "پول" صحبت کن

"بانوي من" ، "پول" همراه لرد "استارک به جنوب رفته"

ما يه پيشکار جديد لازم داريم

و چندين قرار ملاقات که لازمه

سريعا بهشون رسيدگي کنيم - من به قرار ملاقات‌ها اهميت نميدم -

من قرار ملاقات‌ها رو درست مي‌کنم

فردا صبح اول به اين رسيدگي مي‌کنيم

خيلي خوبه سرورم

بانوي من

آخرين‌باري که از اين اتاق بيرون رفتيد کي بوده؟

من بايد مراقبش باشم

مادر ، اون نمي‌ميره

مِيستر لويين" ميگه خطرناک‌ترين" لحظه از سرش گذشته

اگه اشتباه کنه چي؟

برَن" به من احتياج داره " - ريکون" به شما احتياج داره" -

اون 6 سالشه

نميدونه چه اتفاقي داره ميفته تمام روز دنبال منه

پاي من رو مي‌گيره . گريه مي‌کنه - پنجره رو ببند -

نمي‌تونم تحمل کنم خواهش مي‌کنم تمومش کن

آتش

همينجا بمون . برميگردم

تو قرار نبود اينجا باشي

هيچ‌کس قرار نبود اينجا باشه

اين يه رحمته؟ اون قبلا مرده

نه

تا حالا يه اژدها ديدين؟ - "اژدها ديگه وجود نداره "کاليسي -

هيچ جا؟ حتي تو شرق؟

هيچ اژدهائي . مردان دلاور کشتنشون

معروفه - معروفه -

يه تاجر که اهل "کارث" بود به من گفت که اژدهاها از ماه ميان

از ماه؟

"اون بهم گفت که ماه يه تخم‌مرغ بوده "کاليسي

اون زمان 2تا ماه تو آسمون بوده

اما يکيشون خيلي منحرف ميشه به سمت خورشيد و از گرما ترک مي‌خوره

و ازش هزاران هزار اژدها بيرون ميان

و اونها آتش خورشيد رو مي‌نوشن

ماه تخم‌مرغ نيست

ماه يه الهه‌ست . همسر خورشيد

معروفه - معروفه -

من رو با اون تنها بذاريد

چرا تاجر "کارثي" اين داستان‌ها رو برات تعريف کرد؟

مردها وقتي خوشحالن دوست دارن که حرف بزنن

قبل از اينکه برادرتون من رو براي شما بخره

شغل من خوشحال کردن مردها بود

چند سالت بود؟ - 9ساله -

وقتي که مادرم من رو به يه فاحشه‌خونه فروخت

9؟

کاليسي" ، من تا 3 سال هيچ مردي رو لمس نکردم"

اول بايد ياد بگيري

مي‌توني يادم بدي چطوري "کال" رو خوشحال کنم؟

بله - 3سال طول مي‌کشه؟ -

نه

خوش اومدي

چيزي که مي‌خوام راجع بهش بهتون بگم بايد بين خودمون بمونه

من فکر نمي‌کنم که "برَن" از اون برج افتاده باشه

من فکر مي‌کنم که هُلش دادن

پسرک قبلا هميشه اين‌کار رو مي‌کرد

يه نفر سعي کرده 2بار اون رو بکشه

چرا؟ چرا يه بچه بي‌گناه بايد کشته بشه؟

مگر اينکه چيزي ديده باشه که نبايد ميديده

ديدن چي بانوي من؟ - نميدونم -

اما من حاضرم رو زندگيم شرط ببندم که "لنيستر"ها تو اين ماجرا دست دارن

ما قبلا هم واسه مضنون شدن به وفاداريشون به تاج و تخت دليل داشتيم

به خنجري که قاتل استفاده کرده توجه کردين؟

اين واسه يه همچون مردي خيلي فاخره

تيغه از فولاد "ولرين" ـه و دسته از جنس استخون اژدها

يه نفر اين رو بهش داده

اونها به خونه‌ي ما ميان و سعي مي‌کنن برادرم رو بکشن؟

...اگر اين جنگيه که اونا مي‌خوان

اگه شروع بشه بدون که من پشتتم

چي؟ قراره يه نبرد تو جنگل خدايان شکل بگيره؟

صحبت از جنگ خيلي ساده فعل جنگ رو شروع مي‌کنه

ما هنوز حقيقت رو نميدونيم

لرد "استارک" بايد از اين موضوع مطلع بشه

من به خبرچين‌ها واسه بردن اين خبر اطمينان ندارم

من ميرم به مقر فرمانروايي - نه -

هميشه يه "استارک" بايد تو "وينترفِل" باشه

من خودم ميرم - مادر ، شما نمي‌تونيد بريد -

بايد برم

من "هال" و يه گروه نگهبان رو براي محافظت ازتون مي‌فرستم

يه دسته بزرگ توجه‌هاي ناخواسته رو جلب مي‌کنه

نمي‌خوام "لنيستر"ها بدونن من دارم ميام

حداقل اجازه بدين من همراهيتون کنم

مسير جاده‌ي "کينگز" واسه يه زن تنها مي‌تونه خطرناک باشه

برَن" چي؟"

من بيشتر از 1 ماه به درگاه خدايان هفت‌گانه دعا کردم

زندگي "برَن" الان ديگه تو دست اونهاست

"نه "کاليسي

هميشه بايد تو چشم‌هاش نگاه کنيد

تو چشم‌ها ميشه عشق رو ديد

"نقل شده که "ايروجنيا" از "ليز مي‌تونسته بدون هيچي

و فقط با چشم‌هاش ترتيب يه مرد رو بده

ترتيب يه مرد؟

"پادشاها واسه يه شب بودن با "ايروجنيا از سراسر دنيا ميومدن

والاحضرت‌ها کاخ‌هاشون رو فروختن

کلز" دشمنانش رو فقط براي" چند ساعت بودن با اون سوزوند

ميگن هزاران مرد از اون خواستگاري کردن

و اون همشون رو جواب کرد

خب ، زن جالبي به نظر مياد

من فکر نمي‌کنم

دروگو" بخواد من روش باشم"

"تو مجبورش مي‌کني "کاليسي

مردها اون چيزي رو مي‌خوان که هيچ‌وقت نداشتن

يه "دوتراکي" جوري يه برده رو مي‌گيره که انکار يه فاحشه رو گرفته

کاليسي" ، شما برده‌ايد؟"

پس مثل يه برده عشق‌بازي نکن

"خيلي خوبه "کاليسي

اون بيرون شايد اون "کال" بزرگ باشه

اما تو اين چادر اون متعلق به توئه

من فکر نمي‌کنم

که اين روش "دوتراکي" باشه

اگه اون روش "دوتراکي" رو مي‌خواست

پس چرا با تو ازدواج کرد؟

نه

نه

امشب مي‌خوام تو صورتت نگاه کنم

من رو ببخشيد آقا

دختر ، منم تو رو خيلي مي‌ترسونم؟

يا اونه که باعث ميشه بلرزي؟

اونم از من مي‌ترسه

به اون چهره نگاه کن

متأسفم اگه ناراحتتون کردم آقا

چرا نمي‌خواست با من صحبت کنه؟

تو اين 20 سال اخير زياد وراج نبوده

از وقتي که "شاه ديوانه" زبونش رو با گاز انبر داغ بيرون کشيده

اگر چه با شمشيرش ديوونه‌وار حرف ميزنه

جنابِ "ايلين پِين" ، عدالت شاه

جلاد سلطنتي

اين چه قيافه‌ايه بانوي زيبا؟

اون "سگ" ترسوندتتون؟ (لقب محافظ پرنسس)

"از اينجا برو "سگ

داري بانوي من رو مي‌ترسوني

دلم نمي‌خواد ناراحت ببينمت

خورشيد بالاخره داره ميدرخشه

بيا با من قدم بزن

"همينجا بمون " لِيدي

شايد بهتر باشه من بيشتر نخورم

پدر فقط اجازه ميده تو جشن‌ها يه پيک بخوريم

پرنسس من مي‌تونه هر چقدر که مي‌خواد بخوره

نگران نباش . با من در اماني

از پست برميام

"آريا"

اينجا چي‌کار مي‌کني؟

برو - خواهرته؟ -

و پسر ، تو کي هستي؟ - مايکا" سرورم" -

اون پسر قصابه - دوستمه -

يه پسر قصاب که مي‌خواد يه شواليه باشه؟

شمشيرت رو بردار پسر قصاب بذار ببينيم چي‌کاره‌اي

اون ازم خواست سرورم اون ازم خواست

من شاهزادتم

نه لردت

و ميگم شمشيرت رو بردار

اون شمشير نيست شاهزاده‌ي من اون فقط يه تيکه چوبه

و تو هم يه شواليه نيستي

فقط يه پسر قصابي

اون خواهر بانوي من بود که داشتي ميزديش . مي‌فهمي؟

تمومش کن - آريا" ، تو دخالت نکن" -

زياد نمي‌خوام بهش صدمه بزنم

"آريا"

سگ کوچولوي پليد

نه ، نه . تمومش کنين هردوتون تمومش کنين

دارين شورش رو درميارين

گرفتمت جنده کوچولو

"آريا" - "نيمِريا" -

"آريا" - "نيمِريا" -

نه

نه . خواهش مي‌کنم

آريا" ، ولش کن"

شاهزاده‌ي من ، شاهزاده‌ي بيچاره من ببينيد اونا باهاتون چي‌کار کردن

همينجا بمونيد من ميرم تو مهمون‌خونه کمک بيارم

پس برو

به من دست نزن

گرگه اينجا نيست

تو بايد بري . اونا به‌خاطر کاري که با "جافري" کردي مي‌کشنت

بجنب . فرار کن

همين الان برو

برو

"آريا"

"آريا"

سرورم

سرورم ، پيداش کردن

سالمه

کجاست؟

بلافاصله بعد از اومدن پادشاه پيداش شده

کي پيداش کرده؟ - لنيستر"ها گرفته بودنش" -

فوراً برگردين

ملکه بهشون دستور دادن فوراً اون رو به حضور پادشاه ببرن

برگرديد . برگرديد به مهمون‌خونه

همه برگردن

متأسفم . متأسفم . متأسفم

صدمه ديدي؟ - نه -

چيزي نيست

معنيه اين‌کار چيه؟

چرا دخترم نبايد فوراً به من تحويل داده بشه؟

چطور جرأت مي‌کني با پادشاهت اينجوري حرف بزني؟

ساکت باش زن

"متأسفم "ند من هرگز نخواستم دخترت رو بترسونم

اما بايد فورا اين قائله رو خاتمه بديم

دخترت و اون بچه قصاب به پسر من حمله کردن

اون حيوونش نزديک بوده بازوي پسرم رو تيکه تيکه کنه

حقيقت نداره

اون فقط يه خرده گازش گرفت

اون بود که "مايکا" رو زد - جاف" به ما گفت چه اتفاقي افتاد" -

تو و اون پسر با چماق زدينش

بعدش هم که گرگت رو به جونش انداختي - اين اتفاقي نيست که افتاد -

چرا ، همينه

اونا به من حمله کردن و اون شمشير من رو پرت کرد تو رودخونه

دروغگو - خفه‌شو -

کافيه

اين به ما يه چيز ميگه اون يه چيز ديگه

چه جهنمي . پس من اينجا چي‌کاره‌ام؟

اون يکي دخترت کجاست "ند"؟

تو تختش خوابيده

نه . اينطور نيست

سانسا" ، بيا اينجا عزيزم"

حالا بچه جان

بهم بگو چه اتفاقي افتاد

همش و حقيقت رو بگو

دروغ گفتن به يه پادشاه جرم بزرگيه

نميدونم

يادم نمياد . همه چيز سريع اتفاق افتاد

من نديدم - دروغگو -

دروغگو ، دروغگو ، دروغگو - "آريا" -

هي ، تمومش کن . کافيه - دروغگو ، دروغگو ، دروغگو -

آريا" ، بس کن" - عين حيوونش وحشيه -

مي‌خوام تنبيه بشه

ازم مي‌خواي چي‌کار کنم بدم تو خيابونا شلاقش بزنن؟

لعنتي ، بچه‌ها دعوا مي‌کنن تموم شد و رفت

جافري" اين جاي زخم رو" تا آخر عمرش تحمل مي‌کنه

تو گذاشتي اون دختر کوچولو خلع سلاحت کنه؟

ند" ، مطمئن شو که دخترت رو" درست تربيت مي‌کني

همون کاري که من راجع به پسرم مي‌کنم - با کمال ميل سرورم -

و اون "دايِر-وُلف" چي ميشه؟

همون حيوون وحشي که پسرت رو زخمي کرده؟

گرگ لعنتي رو فراموش کردم

ما هيچ اثري از "دايِر-وُلف" پيدا نکرديم سرورم

هيچي؟ باشه

يه گرگ ديگه داريم

هر طور مايلي

نه . تو نمي‌توني - يه گرگ حيوون خونگي نيست -

يه سگ براش بگير با اون خوشحال‌تر هم ميشه

منظورش که "لِيدي" نبود ، نه؟

نه ، نه . "لِيدي" نه اون که کسي رو گاز نگرفته

اون خوبه - لِيدي" اونجا نبود" -

تو اون رو ولش کردي - جلوشون رو بگير . نذار اون‌کار رو بکنن -

خواهش مي‌کنم . خواهش مي‌کنم اون کار "لِيدي" نبود

اين فرمان شماست سرورم؟

حيوون کجاست؟ - بيرون زنجير شده سرورم -

جناب "ايلين" ، افتخار بديد

نه

"جوري"

دخترها رو ببر به اتاقشون

اگر قراره اين اتفاق بيفته

پس خودم انجامش ميدم

حقه‌اي تو کاره؟

گرگ مال شماله

از يه قصاب لياقتش بيشتره

پسر قصاب

با اسب روي زمين کشيديش؟

اون فرار کرد

اما نه خيلي سريع

مترجم : مــــهرزاد

: ارائه‌اي از تيم ترجمه :.:.:.:WWW.9Movie.CO:.:.:.:

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.