Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
توی جهنم می بینمت... جلاد
آروم باش..بریم
سلام مارشال مک
فکر نمیکردم زیمرمن را زنده دستگیرش بکنی
مگه خودت هم همینو نمیخواستی؟
چرا...کسی را که معاون دیویس را کشته میخوام
بخاطر اون کارش بکشمش بالای دار
خودم دارش میزنم خواستی تو دارش بزن
من کاری به طناب ندارم فقط دستگیرشون می کنم
می ترسیدم تیراندازی کنه دردسر درست کنه
تلاشش را کرد ولی بیشتر لاف میزد یکی دیگه مونده
باترفیلد ؟ بله
سر راهم میرم فورت کنتون یادت باشه مک
از باترفیلد اطلاعات زیادی نداریم
درست حسابی شناسائی بکن
ترجیح میدم پیداش نکنی بجای اینکه یکی دیگه را اشتباهی برام بیاری
خودم حواسم هست کلم توی این 20سال خوب یادم دادی
موفق باشی
متشکرم
بیا تو
سرهنگ هاموند؟ خودمم
بووارد مکنزی معاون مارشال ایالات متحده
حال شما چطوره آقای بووارد؟ چیکار می تونم برات بکنم؟
من دنبال جان باترفیلد هستم
سربازی که دو سال پیش از فورت کنتون مرخص شد
اداره شما قبلا یه نفر را فرستاده بود
اون هم دنبال باتر فیلد بود درسته...ویرجیل دیویس
هنوز هم دنبالشه؟
نخیر موقع دستگیری
یکی از افراد گروهش بنام زیمر من کشته شد
خیلی متاسف شدم ازش خوشم می اومد
ولی شما اطلاعات زیدی بهش نداده بودید
این وظیفه ما نیست که وضعیت سربازانی را که
ترخیص میشن پیگیری کنیم
کلنل هاموند دو نفر از این چهر نفر
دار زده شده اند الان فقط زیمرمن دستمونه
تنها شاهد موجود
در مقابل آخرین فردی که دنبالشم باترفیلد
می تونی بگی چه شکلی یه؟
هیکل متوسط قد حدود شش فوت
موهای روشن وقتی از اینجا رفت 27سالش بود
نشانه ای..زخمی؟ هیچی
قبل از سربازی چکاره بوده؟
ستاره تیمش بوده بخاطر همون هم سربازی خوبی بود
مطیع و فرمانبردار
مهربون با اسب ها و ملایم با مردم
در حقیقت هیشکی این اطراف باور نمیکرد
که اون هم جزو همین افراد باشه
متاسفم که نتونستم بیشتر از معاون قبلی
کمک تون بکنم چرا ...کمکم کردید
میخوام یکی از افرادت برای شناسائی اون با من بیاد
می دونی کجاست؟
اطمینان دارم دو روز پیش نورت کریک بوده
خیلی میخوام کمکت بکنم
اما نمی تونم فردی را برای یک ماموریت غیر نظامی
بدون مجوز از ژنرال آجودان بفرستم
اخذ مجوز چقدر طول میکشه؟ دو سه هفته
دیره..باید قبل از اینکه زیمرمن تنها شاهد مون
اعدام بشه ..بگیرمش
قربان
متاسفم که نمیتونم مقررات را نادیده بگیرم
بر فرض هم اگر اجازه داشتم هیشکی داوطلب نمی شد
چون همه باترفیلد را دوست دارند
هر کسی قیمتی داره
ولز فارگو 500دلار براش پاداش در نظر گرفته
افرادی را می شناسم که برای کمتر از آن همه جور اطلاعات بهت میدن
منو ببخش بووارد من تابع مقرراتم
افراد...خبر دار
نمی تونستم گوش هامو بگیرم تا حرفهاتونو نشنوم
مخصوصا اون 500دلار
که بلند تر از بقیه صدا داشت
بهش علاقمندی؟ در حد صحبت کردن
اما شنیدی که کلنل چی گفت خلاف مقرراته
پس چرا وقت مون را تلف کنیم؟
یه نفر را می شناسم که فقط اون می تونه
بدون مجوز کمکت کنه
از افراد منه؟ اون زنه
یه زن؟ سلا جنیسون
باترفیلد را می شناسه؟
می شناسه؟ از یه مایلی میتونه اونو تشخیص بده
اون با شوهر زنه دوست بود
یه ماه بعد از ازدواج شون بود که
جنیسون در درگیری با سرخپوست ها کشته شد
بعدش چطوری زندگی میکرد؟
نه پولی و نه جا و مکانی
اگه بتونی این 500دلار را بهش بدی
می تونی زندگی شو نجات بدی
من مامور ام خیریه که ندارم
چیزی بین اون و باتر فیلد بوده؟
ممکنه عاشقش شده بوده اما سربازیش تموم شد و رفت
و با یه دختر دیگه ازدواج کرد
کجا می تونم پیداش کن؟ توی پست لباس شوئی
اون پائین بعد از اصطبل
راست دماغ تو بگیر برو
بو بکش پیداش می کنی
برو کنار ببینم برو کنار
خفه شو
چه خبره اینجا؟ تمومش کنید
ببخشید کجا می تونم خانم جنیسون را پیدا کنم؟
من خانم جنیسون هستم
میخوام باهاتون صحبت کنم
گوشم با شماست
میشه یه جای خلوت بریم تا راحت حرف بزنیم؟
در چه موردی؟
یه موضوه شخصی یه الان دارم از پیش کلنل میآم
اون تو را فرستاده؟ یه جورائی
مردی بنام باترقیلد می شناسی؟
جانی؟ بله
دنبالم بیا
چند وقته اینجا زندگی میکنی؟
چی میخواهی ؟ جریان باترفیلد چیه؟
من حکم بازداشت اونو دارم
در رابطه با قضیه ولز فارگو
دستبرد دلیجان دو سال پیش
میخوام با من بیائی و اون به من نشون بدی
اونوقت 500دلار گیرت میآد
تو کی هستی؟
معاون مارشال ایالات متحده
جانی باتر فیلد هیچ نقشی
توی این دزدی نداشت از کجا اینقدر مطمئنی؟
برای اینکه خوب می شناسمش
بله شنیدم
اون با یه دختر دیگری ازدواج کرده خانم جنیسون..درسته؟
نمیدونم چرا برای شما مهمه
برای شما مهم نیست
اون تو را اینجا با اینهمه بدبختی گذاشته رفته
من زن ها را می شناسم
می دونم در اعماق قلب تون چه احساسی دارید
چند سال داری؟
24
بیشتر به سی ساله ها میخوری
متشکرم
یه مقدار بیشتر شستشو بکنی میشی شبیه 40ساله ها
مگر اینکه بخواهی از اینجا بری
نگو که تا بحال بهش فکر نکردی
هرجا بری بهتر از این خراب شده خواهد بود
من اون 500دلار نقد را بهت پیشنهاد می کنم
خواسته باشی .بصورت طلا هم میدیم
تنها کاری که باید بکنی شناسائی مجرمه
برو برای این کار کثیف ات یکی دیگه را پیدا کن
کثاف کاری مال یاغی هاست ما پاکسازی می کنیم
باترفیلد هم جزو اون دزدی بده
که به قیمت جان چند تا بیگناه تمام شد
باورم نمیشه
این کار را بگذار به عهده هیئت منصفه قانون خودش تصمیم می گیره
500دلار پول کمی نیست
فکر میکنی همه فروشی هستند؟
چرا که نه..من احساساتی فکر نمیکنم توی زندگیم همه چی دیدم
این بلیط دلیجانه به نورت کریک
بهتره با هم مسافرت نکنیم
من با دلیجان قبلی میرم شما با دلیجانی که اینجا نوشته شده میآئی
دو روز راهه
وقتی رسیدی اونجا برو هتل
برات یه اتاق خواهم گرفت بنام خودت
من نمیرم
چرا میآئی...می شنساسمت
خودم را هم می شناسم همه مون مثل همیم
ما کاری را میکنیم که باید بکنیم چون میخواهیم زندگی بکنیم
یه زندگی شایسته
قبل از اینکه رد کنی درست فکر کن
به پول جایزه بلیط را می زارم اینجا
منتظرت خواهم بود خانم جنیسون
اولی
ممنونم
آقای بووارد
نمیخواهی کمکم کنی؟
خیلی خسته شدم
خیلی متشکرم ممکنه ساک منو تا اونجا بیاری؟
الان میگم پیشخدمت بیاد کمکت کنه..مادام
اقای بووارد
حالتون چطوره؟
دو تا اتاق گرفتم بله قربان
با اون خانمه که بیرونه هستید
نخیر
یه خانمی بنام جنیسون که فردا میرسه
من بنام ایشون رزرو کردم اسم من بووارده
انتهای همین سالن بهترین اتاق های ما
پس اینو نگهدار برای خانم جنیسون
هزینه هر دو اتاق با منه
آقای بووارد...کجائی
اون خانم یه پیشخدمت میخواد برای چمدون هاش
الان میآم اتاق تون را بهتون نشون میدم
بسپارید به خودم
من کمکتون میکنم مادام
مواظب پله ها باشید
خب آقای بووارد
مثل اینکه همسایه هستیم
واقعا؟...خوبه
فکر کنم اتاق خیلی خوبی گیرتون اومده مادام
مادام؟
صبح بخیر
دلیجان کی از راه میرسه؟
یه دوساعت دیگه
ممنونم
کلانتر شمائید؟
خودمم...اسمم هم وستونه
تا هفته پیش معاون بودم
کلانتر احمق ازدواج کرد و منو گذاشت سر کار
می گفت زنش از دیدن ستاره اعصابش بهم میریزه
دارم کارهای مدارک خودم را انجام میدم
این کارت هویت منه مارشال ایالات متحده؟
معاون کامینگز هستم اسم من هم بوارده
مکنزی بووارد؟ درسته
خیلی خوشحالم که می بینمت آقای بووارد
وصف شما را خیلی شنیده ام چه عجب از این طرف ها؟
میخوام زندان شما را قرض بگیرم زندانی تون کجاست؟
هنوز دستگیرش نکردم خودم هم ببینم نمیشناسمش هنوز
فقط می دونم که توی این شهره
دنبال کی هستی؟
مردی بناه جان باترفیلد
باترفیلد؟ کسی به این نام اینجاها نیست
از اون اسم استفاده نمیکنه
جرمش چیه؟ سرقت مسلحانه..قتل
جریان دزدی ولز فارگو
میدونی چه شکلی هست؟
تنها چیزی که می دونم موهای روشن...قد بلند و زیر سی سال
قبلا در فورت کنتون سرباز بوده
خیلی ها این مشخصات را دارند چطوری میخواهی پیداش کنی؟
یکی از دوستان قدیمی اش داره میآد اینجا
با دلیجان بعدی از فورت کنتون
خبرچین؟ خب
یه همچین چیزهائی
هیشکی نمیدونه من کی هستم و برای چی اومدم اینجا
از طرف من مطمئن باش
شما حتی منو گول زدی وقتی اومدی داخل
فکر کردم شما یه وکیل هستید یا یه مزرعه دار
حدس خوبی زدید اولش حقوق خوندم
حتی موهامو زدم ..شنل پوشیدم چرا گذاشتی کنار؟
خیلی وقت پیش تصادفی مجبور شدم نشان بزنم به سینه ام
تا اینکه فهمیدم به درد این کار نمیخورم
همیشه موش هائی هستند که به تله نمی افتند
توی نسل بشر هم هستند
به جائی میرسی که نمیتونی به کسی اعتماد کنی
کلانتری... آخرین شغل من بود
وقتی گذاشتمش کنار فهمیدم که
اگه نتونم چیزی را که دلم میخواد پیدا کنم زندگیمو از دست دادم
نتونستی بزاری کنار؟ چرا؟
خب..اون فقط یه ستاره نیست مه به سینه ات میزنی
اون شهرت شماست
در کل منطقه بعنوان مرد قانون شناخته میشی
هرجا میری بخاطر اون امتیازهائی بهت میدن
و تو نمیتونی ردشون بکنی
بخاطر اسم و رسمی که داری
آخرش هم باید میرقتی کالیفرنیا
تنها جائی یه که باید برم
تو " اس جی ای هاگس " را می شناسی؟
سام؟...بله...اینجا بانک راه انداخته
اینا را ببر پیشش
باید بدونه کی اونا را براش فرستاده
از من اسمی نبر بگو از طرف مارشال کامینگزه
برات فرستاده تا بهشون بدی
چشم اقای بووارد
بهتره برم یه گشتی بزنم
چیز دیدنی وجود نداره شهر ساکت و آرومی یه
ارابه ران و سورچی اینجاها خیلی زیاده؟
بزرگترین تشکیلات حمل و نقل منطقه را داریم
از سرتاسر منطقه همه نوع جنس
اونا را می شناسی؟
آره..آدم های خوبی اند
هرب لوتوس بهترین ها را استخدام می کنه
کسی را به سن شما و موهای روشن می شناسه؟
اکثر آدم های اینجا موهای روشن دارن آقای بووارد
این یکی از اون اوناست بیگ مورف
ریش اون مشکی به نظر میرسه..درسته؟
رنگ اصلی شو هیشکی ندیده؟
چون از اول تولد تا بحال حموم نرفته
توی هتل منتظرتون می مونم
کارهات تموم شد بیا یه چیزی با هم بخوریم
خیلی تند غذا می خوری
منظورم اینه آروم بخور و لذت ببر
خودت هم اینجا غذا می خوری؟
غذا باید خوب باشه
من حواسم به شما هست آقای بووارد
ببینم چه غذایی را انتخاب می کنی
چه نوع گوشتی را دوست دارید؟
استیک گاو
بهترینش را براتون میآرم
خب بالاخره تونستم که
کار سپرده انجام شد
فروشگاه ها را چک کردی؟
خیلی وقت منو گرفت
چیز زیادی یادشون نمیآد
این پول ها ربطی به قضیه ولز فارگو داره ؟
بله
البته زیاد مهم نیست...مگه نه؟
شما خودتون سربازی دارید که اونو شناسائی خواهد کرد
این سرباز شما چه جور آدمی هست؟
جوون..خوش اندام ظاهرش هم بد نیست
گفتی از دوستان باترفیلد بوده؟
بله
اشتبه می کنی خواهی دید
منظورم اینه که نمیتونه دوستش باشه
چرا این حرفو می زنی؟
هیشکی راضی نمیشه دوستش را دار بزنند
خودت اگه داشتی غرق می شدی لحظات آخر چیکار می کردی؟
اگه یه نفر طنابی انداخته باشه طرف شما تا نجات پیدا کنی
تنها کاری که باید بکنی اینه که یکی را نشون بدهی
تو بودی چیکار می کردی؟
اگه طناب را شما مینداختید من غرق میشدم
تو اصلا قوه تخیل نداری نیازی هم به طناب نداری
تو تا به حال پاهات هم خیس نشده
صحبت پوله
تو کسی را سراغ داری وستون که قیمتی نداشته باشه؟
فکر میکنم ..بله
حتما قیمت خوبی بهشون پیشنهاد نشده
هر کسی قیمتی داره
من و خودت را حساب نکن
من تو را نمی شناسم...بووارد
اما از خودم مطمئنم
شانس آوردیم که تا بحال به اون جور پول ها نیازی پیدا نکردیم
اجازه هست آقای بووارد؟
نه..نه..نه..خواهش می کنم
خیلی ممنون باید منو ببخشید
باید مسئول دلیجان را ببینم
ویسکی بوبون دارید؟
سلام کلانتر
سلام باک چطوری بن
حال شما خانم ویلیامز؟
خوبم باک
فقط خسته ام
ممنونم بیل
خب..آقای بووارد سرباز شما کجاست؟
حتما دیر به دلیجان رسیده همین
شاید هم قابل خرید نبوده
کاری داشتی توی دفتر هستم
آقای بووارد
اون خانم هاپکینز
از اتاق خودش خوشش نیوده برای همین
اتاق بعداز اتاق شما را خواسته
بهش بگو رزرو شده اما اقای بووارد
شما الان دو روزه اینجا هستید
اگه دوست تون قرار نیست بیاد
من هزینه شو پرداخت کردم نگهش دارید
بله قربان
صبح بخیر صبح بخیر
بیا جانی سلام آل
برگشتی جانی..دوست من
سلام جانی
سریع کارها را رو انجام بده
باید یه بار دیگه ببرم
باشه
بهتره اسب ها را هم آب بدی پدرو
شرط می بندی خانم شما خوشگله؟
خوشگله
این دفعه باید کجا برم؟ میشه ببینم
به محض اینکه بارگیری کردید خبرم کنید باشه بیل؟
می تونم کمک تون بکنم اقا؟
واقعا این اسب ها قابل تحسین هستند
درسته بهتر از اینها نداریم
اینها بهترین هستند سینیور
اون آقایی که صاحب اینها بود کی هست؟
کی میخواد باشه...بهترین راننده دلیجان منطقه
جانی بیشاپ که اینطور
دفتر باربری کجاست؟
همینجاست شخص خاصی را میخواهید ببینید
اقای رئیس آخرین آمار هم بررسی شد
یه اقائی میخواد شما را ببینه
اقای مایکلز؟ لوفتوس
چیکار می تونم براتون بکنم؟ یه دقیقه وقت دارید؟
بفرمائید بشینید
دوستی از من خواست یه پیغامی به شما بدم
در مورد فردی که برای شما کار میکنه من اینطور فکر می کنم
برای ما کار میکنه؟ اسمش چیه؟
بزار ببینم
مسخره است ..یادم رفته البته زیاد مهم نیست
یه نامه هم داده بود
اون هم فراموش کردم بیارم توی نامه برام شرح داده
یه مرد جوون...قد بلند با موهای روشن
بهترین سورچی
با دوستان فراوان جانی بیشاپ؟
قبلا هم سرباز بوده
ایناهش اینجاست...باترفیلد جان باترفیلد
هیچکسی با این اسم اینجا کار نکرده
مطمئن هستید که چنین شخصی بهار امسال براتون کار نمیکرده؟
نه بهار امسال...نه بهار سال پیش و نه هیچ بهاری
من اونهائی را که برام کار میکنه باید کاملا بشناسم
ال...کسی را به این اسم باترفیلد یادته؟
جان باترفیلد نمیشناسم هرب
خیلی ها میآن و میرن نمیتونم یادم نگهدارم
راست میگه...میآن و میرن
بعضی هاشون هم زیاد خوب نیستند
چند وقته بیشاپ برای شما کار میکنه؟
دوسالی میشه..چطور؟
خب... فکر کردم که
نه...شاید اشتباهی پیش اومده باشه
در هر حال زیاد مهم نیست
خیلی لطف کردید
کجا بودید؟ داشتید برای غرق شده ها طناب مینداختید؟
الان برای یکی شون طناب اتداختم
در باره راننده دلیجانی بنام جانی بیشاپ چی میدونی؟
جانی مشکلی نداره دوستته؟
هیچ دشمنی هم نداره
توی کنتون هم می گفتند همه دوستش دارند
مبادا یه وقت در باره جانی فکر بد بکنی آدم درستی یه
با یکی از زیباترین دخترهای شهر ازدواج کرده
بعد از مدتها هم میخوان صاحب بچه بشن
خیلی بد شد...حس میکردم کسی را که دنبالشم پیدا کردم
جانی؟ تو داری اشتباه می کنی بووارد
بازداشتش کنی ..با تمام شهر باید دربیفتی
نگران نباش وستون نمیخوام کسی را
اشتباهی بازداشت بکنم
اول باید مطمئن بشم
وایستا
هی..جو
ببینم تو کار و زندگی نداری؟
فعلا باید دنبال یکی از این
باربرها باشم
که داره برای کمپ سرخپوستها ویسکی قاچاق میکنه
فعلا گذاشتمش کنار میخوام کمکت کنم اون سرباز را پیدا کنی
میدونی ..می تونم یکی را در یه مایلی تشخیص بدم
که مثلا پاش برانتزی یه یا نه یا پول تو جیبش هست یا نه
شرط می بندی؟ نه
اول باید این کار را تموم کنم
ممکنه طرف توی این دلیجان باشه
ممکنه باشه
چطوری جیم
سلام کلانتر
مادام سلام باک
خوشحالم که برگشتیم
انگاری دنبای کسی می گردی که براش طناب بندازی
هنوز هم میگی هر کسی قیمتی داره؟
خب...در هر قانونی استثناهائی هم وجود داره
حالا میخواهی چیکار کنی؟ نمی دونم
فکر می کردم که هیچوقت تسلیم نمیشی
تو را جلاد صدا می زنن؟
قانون شکن ها میگن...نه دوستان ازش خوشم نمیآد
متاسفم بهت میگم چرا احساس شکست می کنم
یه هفته دیگه...تنها شاهد
که میتونه مجرم بودن باترفیلد را ثابت کنه
دار زده خواهد شد
خیلی مسخره است...شرط می بندم..می بینمش
اما نمیتونم ثابت کنم
یعنی ممکنه جانی باشه مهم نیست
چیزی که اذیتم میکنه اینه که ناراحت هم نیستی
باید ناراحت باشم
شما به نظر و حرف مردم اهمیت نمیدی
اگه به حرف مردم گوش میکردم
خیلی وقت پیش مرده بودم
پس از اون تیپ آدم هائی هستی که در کلامش نوعی شتابزدگی دیده میشه
فکر میکنی عاقله..اما در واقع عاقل نیست
یکشنبه ها کجا موعظه می کنی؟
بریم نشونت بدم
وستون شماس
نژاد بشر با قلبهای طلائی
چطورید آقایون
دو تا آبجو بشینیم
آل
چطوری کلانتر سلام باک
جانی تو این سوراخی چیکار می کنی؟
میخوام روی این دو تا بچه را کمک کنم
فعلا که 30سنت بردمش
ایشون اقای بووارد هستند جانی بیشاپ
حال شما
آل کروز
سلام
پدرو آلونسو
بهتره کیتی نفهمه که داری می بازی
چقدر؟
دو تا
چقدر میخونی آل؟
این همون آقائی یه که در مورد شما سوال می کرد
دو تا
پاتو از کفش اون بکش بیرون
مخفف اسمش چیه؟ جی بی
جان باترفیلد گوش کن مک
تمام این شهر اون می شناسن همه هم دوستش دارن
چطوری بیشاپ این همه دوست پیدا کرده؟
جانی آدم خوبی یه
به همه کمک می کنه
ببینه کسی مشکلی داره دستشو می گیره
اون تو را هم اسیر خودش کرده دوست من
حالا می فهمم که چرا سعی می کنی
همش منو از مسیرم منحرف کنی
من؟ اصلا چنین قصد و غرضی ندارم
هدف من فقط کمک به شماست
حالا نمیخواد زیاد شلوغش بکنی
ناراحت میشم کلانتر بودن همینه دیگه
گوش کن مک
ولش کن حالا زیاد مهم نیست
میخوام برگردم به فورت کنتون
پس سام هیل چی؟
میخواهی کار احمقانه بکنم؟
تاوان کسی را بدم که منو مغلوب کرده
اون هم از جیب خودم
میتونی شکستش بدی؟
منظورت را نمی فهمم
داشتم فکر می کردم کاش اینجوری نمیشد
مثل یه مرد نجیب
در اعماق وجودم...میخواستم اشتباه کرده باشم
حس خوبی داشتم اگه فکرم غلط از آب در می اومد
من برای شما کلاه از سر بر میدارم
به سلامتی اون سرباز کوچولوئی که به دوستش خیانت نمیکنه
دلیجان شما هم همینه آقا؟
مسیر من جداست مال من هنوز نرسیده
بریم هومر
بفرمائی خانم متشکرم
میتونم کمک تون بکنم خانم؟
بله..من خانم جنیسون هستم
اوه..بله خانم..این کلید اتاق شماست
بده به من من راهنمائیش می کنم
ولی
خیلی متشکرم
دو روز گرد و خاک خوردم
خب ..پیش میآد دیگه بله
گوش درد داشتیمAn earache's a change دندون درد هم گرفتیم
بشینید روی تخت نشینی
بعد اینهمه سواری نرم ترین چیز توی اتاق اونه
چرا اونطوری داری منو نگاه می کنی؟
چیز خاصی نیست
چرا اینقدر طولش دادی؟
باید جرئت پیدا می کردم
باید خودمو بهتر می شناختم
اینها برام مهم نیستند
میخوام بفهمم باترفیلد کیه؟
چی تو را اینقدر عوض کرده؟ فکرکردم از دیدنم خوشحال میشی
چیزی منو عوض نکرده تازه به خودم اومدم
دیگه داشتم برمیگشتم فورت کنتون
ببینم چه بلائی سرت اومده
نمی دونستم نخیر...نمیخواستی
محل اونو پیدا کردم دلیجان باری داره
همه مردم این شهر دروغگو اند
حتی اونیکه برای لوفتوس کار میکنه
و خود کلانتر که ستاره به سینه اش زده
از وقتی که وارد این شهر شدم حقیقت رو از من پنهان میکنه
یه روز دیگه خرج روی دستم گذاشتی
الان نمیشه کاری کرد
تا فردا باید صبر کنیم
خب...ممنونم ازت باید استراحت کنم
حس می کنم دو روز تمام آشپزی کردم
در اون جائی که من پیدات کردم
اینقدر لگدخوردی و بدبختی کشیدی که
مسافرت با دلیجان برات تعطیلات بحساب میآد
خیلی ظالمی
نخیر من ظالم نیستم یه فرصته برات
مگه نمیخواستی از اون خراب شده بیائی بیرون
این پول کمکت میکنه
و تو هم نمیخواهی بزاری من اونجا را یادم بره؟
همینجا بمون تا خبرت کنم
فردا بعدازظهر می فرستمت بری
تنها کاری که باید بکنی شناسائی یه
ببینیم چی میشه
Selah?
سیلا
من اینجام
اونجا چیکار می کنی؟
فکر میکنی اینجا دارم چیکار می کنم؟
می تونستی یه وقت دیگه اینکار را بکنی
گفتم که باید آماده می شدی
متاسفم نمیدونستم دیرت میشه
زودباش اینقدر لفتش نده
خسته بودم
باید تا دیر وقت میخوابیدم ببخشید
چرا بیرون منتظرم نمیشی؟
چرا لباس تن ات نیست؟
فکر میکنی چیکار داشتم می کردم؟
زیاد داری حرف می زنی
باشه..باشه بابا هولم نکن
ایکاش یکی دیگه را برای شناسائی اون پیدا کرده بودی
کسی که هم خدمتی اش بوده
شاید هم پیدا کنم
برای ولز فارگ مهم نیست کی پاداش را بگیره
بر فرض من گرفتم چه فرقی به حالم می کنه؟
پولدار میشی
چه احساس خوبی به من دست میده
میشه جوراب منو بدی؟
گذاشتمش روی تخت
بگیرش
زود باش..بجنب
زمانی که جانی را می شناختم خیلی خوب بود
خوب یا بد جزو دسته سارقین بوده
چون تو داری میگی چون من میگم
مجبور نیستی باور کنی
تو فقط نشونش بده بزار هیئت منصفه تصمیم بگیرند
جورابم سوراخ شده
مهم نیست..بپوش بریم
اگه همراه تو بیام ممکنه منو ببینه
لازمه منو ببینه؟
از اینطرف خیابون می تونی بشناسیش؟
فرقی نمیکنه
وحوطه بارگیری روبروی هتل
من اونجا وایمیستم که مثلا منتظر کسی ام
وقتی راننده ها میآن بیرون من حواسم پیش شما خواهد بود
بمحض اینکه شناختیش دستمال ات را میندازی زمین و دور میشی
بقیه را بزار به عهده من باشه
حالا چی شده؟
هیچی اون هیچوقت نخواهد فهمید
که تو اونو شناسائی کردی
خوبه
من فقط دستمالم را میندازم زمین
درسته
دیدی..نگفتم بهت؟
سام هیل..تو اینجا چیکار می کنی؟
اینجا که اتاق شما نیست
اتاق خانمه ایشون براش رزرو کرده
صبر کن ببینم هیچی نگو مادام
من آقای بووارد را می شناسم من خودم ضمانتش را می کنم
فقط خبر نداشتم که همسرش را هم با خودش آورده
اسم خانم جنیسونه زنش نیست
میشه از اینجا برید بیرون؟
تو هم دیگه لباستو بپوش
آقای بووارد
حالا مادام مستقیم برو پائین
چطوربهش اجازه میدی این کار را بکنه
فقط برو خواهش می کنم
ببخشید مک فضول خانم پیر خیلی داغ کرده بود
گفت اگه بررسی نکنم میره پیش شهردار
حدس نمیزدم طرف شما باشید
کمک بزرگی کردی تا فهمیدم زن هم دارم
از کجا می دونستم؟
دختر خوشگلی یه کجا پیداش کردی؟
مثل همیشه باز داری اشتباه می کنی
تو دیشب سرم شیره مالیده
منو بگو فکر میکردم تو هم مثل قانونمندی
خانم کیه؟ اهل کجا هست؟
فورت کنتون یعنی میگی که اون
بله سرباز من اونه
خب اونکه سرباز نیست
تم اینو میگی من نگفتم که
پس برای پول اینکار را می کنه؟
دیگه خسته شدم
تا بحال اینقدر دنبال کسی نبوده ام
خودشه توی محوطه بارگیری یه
کی؟
مردی بنام بیشاپ
بهتره خیلی مطمئن بشی
قبل از اینکه کسی را بندازی توی زندان من
من حاضرم
بسیار خوب...بریم
کنار اون مغازه خالی وایمیستی یادت باشه چی بهت گفتم
یادمه...دستمالم را می تدازم
بریم وستون من که خوشم نمیآد
چشمت به دروازه باشه
از دست این زنها...حق با تو بود
بعضی هاشون بخاطر پول چه کارهائی که نمی کنند
باورت شد
به تو هم کلک خواهد زد
یه نفر را اشتباهی بهت نشون میده و
پول و میگیره و ولت میکنه میره
تو بیشتر نگران منی
چقدر من از صدای این زنگ هائی که می سازی خوشم میآد باب هیل
به من اسب لنگ می فروشی
صبر کن مورفی..نه
هی مورفی
وقتی فروختم لنگ نبود
بهتره رئیس را صدا کنیم
نه..مورفی
صبر کن جانی ..تو را می کشه
چی از جون او میخواهی؟...هی کاری داری به من بگو
من مرده دعوام
بزنش...بزنش
ولم کن
بزنش جانی
چیکار می کنی مورفی؟
به تو چه ربطی داره
خوبه...بزنش جانی
بزنش جانی آدم بیخودی یه
حقشه جانی
هر بلائی سرش بیاد حقشه
تا تو باشی به کوچکتر از خودت زور نگی
جانی...چقدر خوش تیپ شد
بزار بلندش کنم
بلند شو عزیزم
بگیرش
بریم عزیز بابا
خوبه
حالا وقت حمومه
بخاطر اینکار حسابتونو میرسم
مرتیکه عوضی چرا پدرو را کتک می زدی؟
یه اسب لنگ به من فروخته
وقتی بهش افسار زدم سالم بود
تو از اسبها هیچی نمیدونی مورفی؟ چرا نمی کشی کنار؟
تو آخه...بس کن
هی جانی فکر کنم اولین حموم مورفی باشه
بعد از اون بارون شدید قبلی
خوبی؟
خوبم جانی خوبم
جانی بهتره از این به بعد توی جیب ات سنگ داشته باشی
فراموشش کن...بعدا می بینمت آل- باشه
برنامه فردا چیه؟
ممنونم دوست من
داره میآد
شب بخیر شب بخیر
فردا می بینمت
به امید دیدار
چطوری باک
جانی
شب بخیر
خداحافظ
شناختیش؟ نه
فاصله زیاد بود؟ نه..اون نبود
مطمئنی که این جانی بیشاپ اون باترفیلد نیست؟
باترفیلد از این کوچکتر و چاق تر بود اون نبود
خودت هم میدونی داری دروغ میگی خودشه
فکر می کنی همه دروغ میگن عقیده اون همینه..خانم
اگه میخواهی همینجوری یکی را بگیری خب..برو بازداشتش کن
اون باترفیلد نبود
نمیخواهی منو معرفی بکنی؟
خفه شو وستون
بگو که داری دروغ میگی
دروغ میگم که 500دلار گیرم نیاد؟
الان باید چیکار کنم؟ برگردم به اون رختشوی خانه لعنتی
هنوز نه فردا جای مون را عوض می کنیم
من اینجا وایمیستم شما اونجا دم دروازه
اگه اون تو را شناخت و باهات حرف زد
اون موقع می فهمیم که تو دروغ گفتی
تو هیشکی رو قبول نداری؟
نمیتونی اعتراض کنی
وقتی اینقدر مطمئن هستی که اون شخص مورد نظرمون نیست
اعتراضی داری؟ نه
درست نیست وسط خیابون با هم جر و بحث کنید
مک منو معرفی نکرد من باک وستون...کلانتر اینجام
خوشحالم از دیدنت سیلا من هم خوشحالم
چطوره تا هتل همراهتون بیام؟
البته چیزی نداشت تنش کنه
بجز اون لباس وحشتناک
توجهی به حرف های اون گربه های پیر نکن سیلا
فقط دارن فضولی تو را میکنن
چون تو جوون و خوشگلی اما اونها نه
و احتمالا حسودی میکنن
فکر میکنم گلوشون پیش بووارد گیر کرده
چشم همه توی شهر دنبال بووارده
چطوری مولی؟
خوش تیپه خیلی
براتون کباب دنده عالی ای گذاشتم کنارآقای بووارد
متشکرم ترجیح میدم توی اتاقم غذا بخورم
اقای بووارد چشون شده؟
حدس می زنم آدم حساسی باشه مولی
خجالت داره
چی شده؟
دارم فکر می کنم
اگه بیاد با من حرف یزنه چی؟
جانی بیشاپ؟
مردها را نمیشناسی ممکنه از اینکارها بکنن
نه جانی..اون از اینجور آدما نیست
نمیخوام کسی را به دردسر بندازم
نمیخواستم اینکار را بکنم
منتها اون موقع فکر کردم تنها راه فرار
از اون رختشویخانه لعنتی این کاره
نمیدونستم چقدر ممکنه برام مشکل درست کنه
نگران نباش سیلا تو هیچ تقصیری نداری
چنانچه بووارد بخواد به حماقتش ادامه بده کاریش نداشته باش
فقط باهاش برو
ممنونم آقای وستون
ببخشید خانم
دوستام منو باک صدا می کنند
متشکرم باک
حالا میتونی سوپ ات را بخوری
تا سرد نشده
من
روشنایی از زیر در دیدم
فکر کردم که
چی فکر کردی؟
شما چیزی به من بدهکار نیستید
برای خودت لباس بخر
از بودن کنار من خجالت می کشی؟
اون زن فضوله
بخاطرش از غذاخوری میزنی بیرون درسته؟
خیلی عذر میخوام که باعث شرمندگی شما شده ام آقای بووارد
کاری کن که همه شون بشینن سر جاشون
لباس مناسب تن ات باشه همه بهت توجه می کنن
برشون دار
زن پیرم گفته
اگه امشب زود نرم خونه
احتمالا بیوه خواهد شد
بهتره برم خونه
چون می دونم ممکنه چی توی کله اش باشه
پوست کله مو میکنه
آقای بیشاپ کجا هستند؟ جانی؟
اینجاست؟ نه..خانم
شما دوستش هستید.؟
بله خانم
لطفا اینو بهش بدید
شما جانی را می شناسید؟ بله اون هم منو میشناسه
سیلا جنیسون
مشکلی برات پیش اومده خانم؟ نه...ولی برای اون چرا
من همراه معاون مارشال هستم اون میخواد جانی را دستگیر کنه
این یادداشت همه چی را توضیح میده
لطفا بهش برسونید
شما برید مادام ما مواظب همه چی هستیم
بسیار خوب...ممنونم
بووارد...همون یاروئی یه که امروز همراه باک وستون بود
هه...اصلا باورم نمیشه معاون مارشال باشه
چرا...خودشه
از بیگ مورفی خلاص شدیم
حالا باید حواسمون جمع بووارد باشه
میدونی که دوست ندارم برای کسی اسلحه بکشم
وقتی میتونم کمکش بکنم
معنیش این نیست که نمی تونم
ول کن بهتره اینو برسونیم دست جانی
بیا..بیا بریم
سیلا جنیسون؟ اون کیه؟
یکی از دوستهای قدیمی یه ...کیتی
چرا نمیری تا تیرش به سنگ بخوره؟
با همین تیرش به سنگ میخوره
اون منو نمیشناسه سیلا هم نمیخواد بهش بگه
کاری از دستش بر نمیآد
اگه بزاری بری چیزی گیرش نمیآد
چی میگه جانی؟
بگیر بخونش عزیزم
بووارد آدم باهوشی یه
میخواد ببینه وقتی سیلا را دیدم
عکس العمل من چیه؟
جانی
هی...مواظب بچه باشید
چند وقت دیگه میخواهیم بغلش بگیریم
ممنونم آل
عزیزم نگران نباش
مجبوریم بریم جانی
تا فرصت داریم باید بریم
جانی
کیتی... میخواهی بچه دار بشی
من صدای قلبشو می شنوم
اوه...جانی
اگه اتفاقی برات بیفته داغون میشم
خواهش میکنم
تا وقت داریم بریم...خواهش می کنم
تا الانش هم درحال فرار بودم
مهم نیست چیکارم میکنند از نو شروع می کنم
دیگه نمیخوام فرار کنم
خوب شد که همراهت بودم
ممنونم
آقای بووارد کجاست؟ خبر ندارم
اسب منو قرض گرفت و رفت
گفتش میخواد مواظب جانی باشه
تا بحال آدمی به این دیوونگی دیدی؟
جانی کاری نکرده که فرار کنه
اجازه بده بقیه را من بیارم
حالا نوبت جانی یه
یکی تون بارهارا بزنید
سلام آل سلام جانی
این یارو...مارشال
از صبح اول وقت دنبال تو میگرده
خب؟
چرا از لافتوس نمیخواهی سرویس فوق العاده بهت بده؟
دو روز رفت داری و یه روز برگشت
یه مدتی حداقل از شهر دور میشی
متشکرم جان..اما نمیخوام برم
سیلا کجاست؟ توی اتاق خودش
باترفیلد بیشاپ همین الان رسید
باید آماده بشیم
اگه عجله نمیکردی ...نمی رفتی
مثل یه خفاش قایم کمین نمیکردی
من بهت میگفتم که کی میآد سر کار
تا بارگیری بکنن و برن
همینجا منتظر باش
ببخشید
سیلا
بله آقای بووارد
بریم
سرم سوت کشید سیلا
حداقل تو یکی منو شناختی باک
باید عجله کنیم
تا چند دقیقه دیگه از اونجا میآد بیرون
میدونی که چیکار باید بکنی
همونجا اینور اونور برو تا بیاد
اینجا را ببین
محشره مرد
دیدیش؟ واقعا خوشگله
پسر...چیزی را که من میبینم تو هم میبینی؟
این چیه؟
انگار قبلا هیچ خانمی را ندیدند
ندیدند...اینطوریشو ندیدند
هی...پسر
اون کیه؟
این دیگه چیه؟
هی حواست کجاست
از کجا اومده؟
کی هست؟
اینو نگاه
خیلی خوب بچه ها
چیز دیگه ای لازم نیست دوست من
نه..دارم میرم خونه
بعدا می بینمت
حتی نگاه هم بهش نکرد
چرا نگاش نکرد؟ خب..نشناختش
هیچ مردی این کار را نمیکنه
میتونست نیم نگاهی بهش بندازه
اونا طوری منو نگاه میکردند که انگار موجود عحیبی ام
نمیخواستم خجالت بکشی
سلام کلانتر سلام مورف
تو برو یه چیزی به ذهنم رسید
دیگه با من کاری نداری؟ کارم تمومه؟
نه...نه...هنوز نه توی اتاقت منتظرم باش
مودب..متین
اما عجیب و غریب
خبر نداری میخواد چیکار کنه؟
هر چی باشه..من خوشم نمیآد
شما برگردید به هتل
ممنونم باک خیلی مهربون هستید
قابلی نداره
به این زودی میرید؟
بله در واقع بر میگردم به شرق
جائیکه جذابیت و پاکدامنی فضیلت بحساب میآد
با من مشروب میخوری؟
جرم حساب نشه؟
ویسکی
شما مورفی هستید ..درسته ؟ بله
دیروز داشتی با یکی دعوا می کردی؟
که بهش میگن جانی بیشاپ
که چی؟
داری با آدم های عجیبی دوست میشی
اگه دنبال بیگ مورفی هستی من هم با شما موافقم
تو که دوست داری یکی را اشتباهی بگیرم...غیر از اینه؟
تو هر کاری دلت میخواد ...میکنی کمک لازم نداری
فعلا دنبال کسی ام که اطلاعاتی ازش بگیرم...همین
یکی را پیدا کردم اگه بشه باهاش معامله کرد
سیلا کجاست؟ رفت قدم بزنه
کجا؟ آخرهای شهر
فکر کنم این کارها خسته اش کرده
خواست هوائی بخوره
خونه جانی هم همون اطرافه؟
بله
صبر کن
من اینجام
دنبال من می گردی؟
بله
چند دقیقه دیگه میام بیرون
مگه نگفتم توی اتاقت بمون
مگه من زندانی ام
چیه... میخواهی بازداشتم بکنی؟
برای چی؟ حس میکنی گناهکاری؟
بله...بخاطر تمام کارهائی که کردم از وقتی که همراه شمام
چرا منو تعقیب می کنی؟
فکر می کنی میخوام فرار کنم؟
بدون لباس که نمی تونی
بعلاوه دختری که خوب و بد را تشخیص نمیده
ممکنه گم بشه داری شوخی می کنی؟
کار من شوخی نیست
نتونستی محل دوست قدیم تو
بیرون شهر پیدا کنی..نه؟
من هیچ دوست قدیمی اینجا ندارم
چرا اینقدر بدگمانی؟
برای اینکه همه میخوان سر من کلاه یزارن
یه جورایی همه میخوان منو گمراه کنند
از وقتی به این شهر اومدم حتی شما
من؟...هر کاری که گفتید مگه انجام ندادم؟
شاید هم بیشتر
فرض کن که دروغ می گفتم اون که باید منو میشناخت
بهش هشدار داده شده بوده
نه توسط شما...بوسیله یکی دیگه شاید وستون
خودت هم میدونی که اون اینکار را نمیکنه
مهم نیست...پیداش می کنم
تموم شد؟
نه کاملا
من یه عذرخواهی بهت بدهکارم
برای چی؟
رفتارم با شما خوب نبوده متاسفم
مطمئن بودم که پیشنهاد پول را رد نمیکنی
اما پس از سه چهار روز انتظار
به خودم گفتم شاید قابل خرید نبوده اید
احساس خوبی داشتم که ممکنه اشتباه کرده باشم
تا اینکه اومدی
فهمیدم که در مورد شما احساسی فکر کرده ام
گوش ات با منه ؟
نه کاملا
حدس میزدم به نفع ات نباشه
بگو ببینم دختری مثل شما چطوری
در اون آشغالدونی ای که پیدات کردم باید زندگی کنه؟
البته میدونم با یه سربازی ازدواج می کنی
بعد گم و گور میشه جریان چی بوده؟
حقوقی چیزی بهت ندادند؟
نخیر... هیچ امکاناتی به من داده نشد
تشییع جنازه خوبی کردند
مدال های افتخار داده شد اما هیچ پولی ندادند
حتی منو از محل زندگی مون بیرون کردند
کلنل خیلی ناراحت شد منتها کاری نمیتونست بکنه
من هم ازش خواهش کردم اجازه بده توی رختشویخانه کاربکنم
و اجازه داده شد
اما دوستی بنام جان باترفیلد داشتی
بله
بدون جانی من نمیتونستم ادامه بدم
اگه سربازی جرئت میکرد به من چپ نگته کنه
سر و کارش با جانی بود
ایشون برای من فوق العاده بود
وقتی رفت چه اتفاقی افتاد؟
دو باره تنها شدم
میخواستی چطوری باشه
تنها بودن...هم صحبت نداشتن
نا امیدی
درماندگی
تا اینکه شما اومدید
حالا فهمیدم نوع دیگری از بدبختی هم وجود داره
من یه کاری را شروع کردم باید تمومش کنم
اما کاری میکنم که هیچ آسیبی بهت نرسه
داری عوض میشی
بهتره برگردیم شهر
قدم زدن خوش گذشت؟
نه...ولی شنای خوبی کردم
توی اون آبگیر؟...خدای من
میائی بریم بووارد؟
توی سالن می بینمت
دیوانه ای اگه به اون کله پوک اعتماد کنی
من به هیشکی اعتماد نمیکنم
هر وقت اعتماد کردم یا تاوان دادم
یا بازیم دادند
بعدا می بینمتون
فکر میکنی اون یارو کمکش کنه؟
ممکنه برای تلافی با جانی دروغ هم بگه
اگه آقای بیشاپ را دستگیر کنه؟
اونوقت بهش میگی که اشتباه کرده
جانی حتی میتونه شکایت کنه
بووارد حتی ممکنه کارشو از دست بده
چقدر ناراحت شدم وقتی
علنی منو متهم کرد که به جانی هشدار دادم
فکر میکنی برای یه متهم این کار را میکنم؟
البته که نه
چی توشته؟ پول
چقدر؟ نصف 500دلار
مطمئنی
ببین ...وقتی بگم خودشه یعنی خودشه
یه سربازی از فورت کینون اومد اینجا
دو ماه پیش یکی از این نقشه بردارها اونو می بینه
که داره برای شرکت حمل نقل کار میکنه
اون می گفت که توی ارتش باهاش بوده
تو چطوری فهمیدی؟ اونطوری که بهت گفتم..راحت
تقریبا نیمه مطمئنم
بوارد..باید طوری رفتار کنی
اون متوجه نشه که من بهت گفتم
کی میتونی بگی که واقعا خودشه؟
فردا صبح زودتر میرم سر کار
تو هم باید اونجا باشی
وقتی بهت علامت دادم
یعنی اینکه جانی همونی یه که دنبالشی
بعدش من از اونجا میزنم بیرون
اونوقت میری تو و دستگیرش میکنه
پولش هم خواستی بعدا بده..باشه؟
باشه چرا عجله داری؟
هنوز که بطری خالی نشده
خودت بخور...پولشو دادم
موافقی بریم قدم بزنیم؟
اون مشکوک میشه به ما
به من که شک کرده
اگه بخواد ادامه بده به حسابش میرسم
در ضمن بهتره به تو هم گیر نده
تو که کار نمی کنی
کاری هم نکردی سیلا
متشکرم باک
تو منو خوب نمیشناسی
در باره من هیچی نمی دونی
خدای من...میدونم چه شکلی هستی چطوری حرف می زنی
چطوری راه میری همه چی را میدونم
جانی بیشاپ کجا زندگی میکنه
چرا اینقدر مشتاقی که بدونی؟
فقط شگفت زده ام
بالاخره مجبورشدم ببینمش
به نظر آدم مهربونی یه
خب...هست
خونه خوشگلی داره؟
نه زیاد خوب درستش کرده
نرده هاشو رنگ سفید زده
طراحی حیاط هم کار اون و کیتی بوده
جاش هم آخر شهره
از اینجا دوره؟
نه...آخر خیابون بعدی
پشت زمین شبدر
برگردیم سر صحبت خودمون
بعد این مسائل چیکار میخواهی بکنی؟
نمی دونم
اینجا شهر کوچیک خوبی یه
آروم
یه جای خوب برای خانواده
میخوام بگم که
مایل هستید دایمی اینجا بمونید؟
چیز زیادی نمیتونم پیشنهاد بدم
معذرت میخوام باک امشب نه
بهتره برم
شب بخیر
فردا می بینمت
جانی
جانی
باز کن
سیلا
اینجا چیکار می کنی؟
باید باهات صحبت کنم
بیا داخل قبل از اینکه کسی ما را ببینه
کیتی...ایشون سیلا جنیسونه
سیلا...کیتی همسرم
حالتون چطوره؟ سلام
چی باعث شده بیائی اینجا؟
جانی اونا میخوان دستگیرت کنند
مطمئنی؟
بله تو بهش گفتی؟
اون نگفته...عزیزم من سیلا را می شناسم
اون چنین کاری نمیکنه
میخواستم این کار را بکنم
ازم نپرس چرا؟ میخواستم این کار را بکنم
منو اینجا برای شناسائی تو آوردند
اما تو نکردی
دقایق آخر عقب نشینی کردم
اما اونا در هر حال می گیرنت
کی؟ صبح فردا
یکی دیگه را برای شناسائیت پیدا کردند
بهت گفتم دیشب بزاریم بریم
طرف کیه؟ همونی که باهاش دعوا کردی
بیگ مورف اره...خودشه
نه ..مورف اینکار را نمی کنه چرا...جانی
جانی...تو به همه اعتماد می کنی
اون دعوا یه چیزی بود
انداختن طناب دار دور گردنم یه چیز دیگه است
اون اینکار را نمیکنه اما کرده
جانی...جانی
اگه تو طوریت بشه...من می میرم می میرم
عزیزم باید امشب از اینجا بری حالا
امشب نمیتونیم بریم برای چی؟
تو نمیتونی سوار اسب بشی نمیخوام بچه را از دست بدیم
حاظرم بخاطرش اعدامم بکنن
خدا کمک مون میکنه
بدون تو من جائی نمیرم
نگران نباش عزیزم یه کاری می کنیم
نگران نباش
سیلا قبل از اینکه متوجه بشه بهتره برگردی
ممنونم سیلا بابت یادداشت هم ممنونم
به من قول بده که یه کاری می کنی قول بده جانی
درستش می کنم
دیگه نمیخوام ببینمت
شاید یه روزی ببینی
با بچه مون
امید وارم اون خوش شانس تراز پدرش باشه
و همچنین عاقل تر
فکر می کنی من قاطی اونا بودم؟
نه
بودم سیلا
شغلی نداشتم...پولی نداشتم
یه آقایی اومد بهم گفت صد دلار به من میده
اگه سه تا اسب را به یه جای خاصی بیارم
حماقت کردم هیچ سوالی ازش نکردم
وقتی متوجه شدم که دیگه دیر شده بود
من به سه نفر یاغی کمک کردم
اما قسم میخورم سیلا
من از هیچی خبر نداشتم
تا اینکه تحت تعقیب شدم
بعدش مثل احمق ها فرار کردم
باید بووارد باشه
بهتره از در پشتی بری
گمش کردم دیوونه شدی؟
نتونستم بزنمش
احمق کوچولو
بشین
گمش کردم
خفه شو گمش کردم
تو بودی؟
منتظرت بودم
زخمی شدی؟ مهم نیست
یه بطری ویسکی توی اتاق منه برش دار بیار
یه حوله بیار
دوست خوبی داری
سعی داشت منو کشه
جانی نبود دلم به حال خودم می سوزه
تصمیم گرفته بودم نظرمو در باره تو تغییر بدم..دوبار
دو بار خواستم یه جور دیگه در باره ات فکر کنم
اما از موقعی که اینجا اومدی همش به من دروغ گفتی
برای همین اومده بودی...نه؟
به خاطر این نیومدم بس کن این دروغ ها رو
فکر نکردی ممکنه منو به کشتن بدی
خیلی از زن ها بخاطر دستگیری شوهراشون خواستند این کار را بکنند
اکثرا هم زن های هوسبازی بودند اما تو فرق داری
سعی داشتم تو را از او کثافت بکشم بیرون
و اون پول را به تو بدم
حالا ممکنه همه اون پول به مورفی برسه
میخواهی چیکار کنی؟ میخواهی جانی را دستگیر کنی؟
بله... فردا صبح
قسم میخورم که اون باترفیلد نیست
قسم میخورم اون نیست
منو نگاه کن خیلی نگات کردم
منو نگاه کن...به خودت فکر کن
خودتو به کشتن میدی متوجه نیستی؟
من به فکر تو هستم اون پول را نمیخوام
واقعیت را بهت میگم
دیگه فایده نداره منو قبول نداری؟
دو بار منو دور زدی کافیه
دیگه به درد من نمیخوری برو بگیر بخواب
تو هم برو به جهنم
نمی تونی اینجا بخوابی؟ سعی می کنم
بسیار خوب
برو بیرون
که دزدکی بری بیرون و باز دورم بزنی؟
میتونی همونجا بگیری بشینی
همه تون قلدر و کله شق هستید
تو بدتر از اون تحت تعقیبی ها هستی
از اینجا برو بیرون...بیرون
نمیخواد نگران چیزی باشی
تو با من ایمن تری تا من با تو
از اینجا برو بیرون
اوه
صبح بخیر
تنها راهش این بود که بتون یه چرتی بزنم
امروز برام چه نقشه ای کشیدی؟
نقشه؟ مثل دیروز یا یه چیز دیگه؟
همینجا بمون تا کارها تموم بشه
تا چه کاری تموم بشه؟ تا دستگیرش کنم
کت یادم رفته بود
دستبند کجاست؟ اینجاست
خب..بدش به من
تو از این کارها خسته نشدی؟
کلید ها را چیکار کردی؟
از پنجره انداختمش بیرون چیکار کردی؟
از پنجره انداختمش بیرون
نمیخواهی تمومش کنی؟
بیا
دستم درد گرفت
وایستید ببینم
تو که نمیخواهی ایشون را بندازی زندون
کلید دستبند داری؟
برای چی بهش دستبند زدی؟
بیائید داخل صبر کن
بیا باربری بووارد
جریات سام هیل چی بوده؟
رفته بودی از این کاری که با سیلا کردی بکنی؟
خفه شو وستون
اگه دستت بسته نبود اجازه نمیدام اونجوری با من حرف بزنی
کلید ها کجاست توی میزم
بدشون به من
سیلا چی؟
میخوام از دستش خلاص بشم کلید ها را بده
ممکنه اینا بازشون نکنند مال خودت کجاست؟
هیچی نپرس فقط کلید ها را بیار
زود باش...زود باش...زود باش چرا اینقدر عجله می کنی؟
آروم نباشی نمیتونم بازش کنم
امروز صبح جانی را ندیدی؟ چرا
کجا؟ رفت توی محوطه
کسی باهاش بود؟ بله
کی؟ همسرش
میخواد چیکار کنه؟ ها؟
زنش هم میخواد با خودش ببره
میدونستم این کلید ها باز نمیکنند
یه بسته دیگه توی اتاق پشتی دارم
میخواهی برم اونا را بیارم؟ نه..نه لازم نیست
باید جلوی دلیجان ها را بگیریم بیائید
نگهدار...نگهدار
چی شده باک؟
فقط وایستا آل
مشکل چیه کلانتر؟ متاسفم هرب
ما الان تحت امر معاون مارشال بووارد قرار داریم
شما همونی هستید که اومدید دفتر من؟
درسته یادمه چنین اسمی را نگفتید
من اسمی نگفتم
من اینجام تا جانی بیشاپ را دستگیر کنم
جانی؟ کجاست؟
نمیدونم جانی رفته آل؟
فقط یه دلیجان رفته هرب اون هم مال بیگ مورف بود
همراه خانمش بود توی دلیجان شما سوار نشدند؟
می تونی بیائی خودت نگاه بکنی آقا
زیر صندلی
اون ناهارمه
اونجا نبودند
بسیار خوب ..برو
هیشکی بدون اجازه من محوطه را ترک نمیکنه
کلانتر دلیجان ها را بازرسی میکنه
پس زیاد معطل شون نکنید وقت طلاست
نگهدارید
من به تو اعتماد دارم وستون
مثل اینکه من هم یه ستاره دارم
ممکنه به بزرگی مال شما نباشه اما من باهاش زندگی میکنم
می دونم فکر میکنم تو دیوانه ای
اگر جانی هم بخواد با دلیجان فرار کنه از تو دیوانه تره
تا نبینم باور نمیکنم
حالا برو چکش کن
نبودند
بسیار خوب...بزار بره
دلیجان بعدی
خودت دیدی اون و زنش وارد محوطه شدند؟
باهاش حرف هم زدم
چطوری فرار کرده؟ اونا فرار نکردند
حالا چرا زنش همراه بوده؟
شاید زنشو داشته می برده پیش دکتر
محوطه را که بازرسی کردیم اول خب
ممکنه رفته باشه مطب دکتر اوانس در غیر اینصورت ممکنه خونه رفته باشن
اون جلوی چشم ما با دلیجان فرار کرده چطوری ؟ نمی دونم
میرم یه سری به مطب دکتر بزنم بیخودی وقت تو تلف نکن
بریم داخل ببینیم چیکار باید بکنیم
از بس منو اینور اونور کشیدی حالم داره بهم میخوره
عین یه گوساله مریض
مورفی
مرتیکه عوضی ریاکار با دلیجان اون رفتند
میدونستند بهش شک نمی کنم
تو هیچی را باور نداری
فقط مورفی امروز سمت جنوب رفته
دلیجان هائی که ما بازرسی کردیم رفتند طرف شما
باید بری دنبالش
دنبال غاز وحشی نمیرم
برو برای خودت یه کلانتر دیگه پیدا کن
وستون
بریم
چیکار میکنی؟
هیچی بیا سوار شو
بیا..بیا..بیا بالا سوار شو
باشه بابا دستم درد گرفت
مهم نیست
اگه اون نمیره دنبالش خودم میرم میگیرمش
آرومتر...تو احمق و دیوونه ای
میشه ساکت بشی؟
دارم اذیت میشم
نگهدار...نگهدار
بکش کنار...نگهدار
بکش کنار
دلیجانو نگهدار
همین الان اون پول را از دست دادی
اگه دنبال دردسری پس درست اومدی
تو باترفیلد را توی دلیجانت قایم کردی
باترفیلدی نمیشناسم
تو سعی کردی سرم کلاه بزاری مورفی
حالا باید برگردیم شهر دلیجانو برگردون
تو نمیتونی به من دستور بدی
از دلیجان بیا پائین
اگه اون دختره باهات نبود
سرتو می بریدم میزاشتم روی شونه ات
فکر میکنی نمیتونم اون کار را بکنم؟ بیا پائین
بس کن مورفی می کشمش
نه ..اون تو را می کشه اون اسلحه داره
اون دنبال منه
باتر فیلد؟
درسته
بسیار خوب...برگرد
بر میگردیم مورفی
بزار برم پائین بزار اینو بازش کنیم
کلید ها توی جوراب منه محض رضای خدا
کجاست؟ توی جورابم
نه
کیتی را کی برد خونه؟ سیلا
جفت شون با دلیجان مورف رفتند
اون زندانی شماسنت..نه من
برای چی جانی بازداشت شده؟
جرم اش چیه؟ سرقت و قتل
باورم نمیشه ایشون هم باور نمی کرد
تو باور می کنی آقای بووارد؟ اونش به من مربوط نیست
من دارم وظیفه خودمو انجام میدم درست مثل شما آقای لافتوس
من بفکر کار خودم هستم
از اتهام مبرا میشی جانی برمیگردی سر کار خودت
حواسم به کیتی هست نگران اون نباش
ممنونم آقا
به نظر توی این شهر فقط من غریبه ام
تو از مردم این شهر نیستی
فکر میکنی چی میشه... باک؟
از اینطرف مادام
نخیر..متشکرم
نمیخواهی بشینی؟
چقدر مسخره است...من باید عصبانی و ناراحت باشم
تو هستی
میخوام همراه زندانی از اینجا برم
تو چی؟
ممکنه اینجا بمونم
شاید کاری اینجا پیدا کنم
شاید هم ازدواج بکنم
فکر خوبی یه
می تونم هم برگردم هنوز بلیط ام را دارم
خودت میخواهی چیکار کنی؟
من تو را اینجا آوردم
اگه 500دلار را بگیری کمک بزرگی برات میشه
البته امکانش هست
به خانواده ولز فارگو خواهم گفت
که تو اونو به من نشون دادی
و با توجه به اطلاعات تو تونستم دستگیرش کنم
چرا این کار را می کنی؟
چون بدم میآد برگردی به فورت کنتون
قبلاگفته بودی
که میخواهی یه زندگی جدیدی را شروع کنی
سعی ام را خواهم کرد
چرا برات مهمه که میخوام چیکار کنم؟
نمی دونم
برام مهم هستی مثل بچه یتیم ها ازت حمایت می کنم
که عقل و احساس درستی ندارند
تا مواظب خودشون باشند
بهت پول قرض میدم
تا همینجا یه کار جدیدی شروع کنی
پول خون ازت نمیخوام
اما یه کمی خون منو ریختید..نه؟
از یکشنبه تا بحال شش بار به نحوی منو دور زدی
اگه آدم خلافی بودم باهات دوستی میکردم
بجای اینکه با شاتگان روبرو بشم
در هر حال بهترین تلاش ات را کردی
یا بدترین
هر بلائی سر جانی بیاد هیچ ربطی به تو نداره
حتی اگه دارش بزنی؟
میشه اینقدر نگی که من دار میزنم؟ من فقط دستگیر می کنم
ولی اینجوری صدات می زنند...غیر از اینه؟ جلاد
سیلا
و حالا میخواهی یک بیگناه را دار بزنی
بزار هیئت منصفه تصمیم بگیره کی بیگناهه
بله ...بهشون میگه که فقط براشون اسب برده
خبر هم نداشته برای چی بوده
حماقت کرده و هیچی نپرسیده
هیئت منصفه شما چی میخواد بگه؟
قضیه جانی این بوده؟
جواب منو بده هیئت منصفه شما چی میخواد بگه؟
تو میدونی تصمیم اونا چیه
میگن...دارش بزنید
دارش بزنید این حکمی یه که اونا میخوان بدن
دارش بزنید...دارش بزنید
خانم..لطفا کمی آروم ترباشید
یا اینجا را ترک کنید خوشحال میشم که از اینجا برم
از دیدن این جلاد دیگه خسته شدم
اینجا هتل آبرومندی یه خانم
ستاره درخشان من
آقای بووارد واقعا آدم ها را دار می زنی؟
سیلا
میشه منو تنها بزاری؟
نه...نمی تونم
قبل از رفتنم ایکاش همدیگر را بیشتر می شناختیم
من تو را خوب می شناسم
تو هیچی نیستی بله یه جلادم
تو هنوز برای فهمیدن خیلی جوونی
زیاد هم جوون نیستم
خودت گفتی شبیه سی ساله هام
خب من اون موقع تو را با کف صابون دیدم
هنوزکه سنی نداری
خیلی جوونی تا یکی مثل منو درک کنی
شاید هم من اینقدر پیرم که دختری مثل شما را درک نمی کنم
زمان مثل سیم خارداره
با گذر زمان توی هم پیچ میخورن
و نمیشه ازش عبور کرد
خیلی قبل...جوانی را میشناختم که خوب درکش نمی کردم
درس حقوق خواند که به مردم کمک کنه
برادرش گفت که در کالیفرنیا به وکیل نیاز دارند
آژانس های ملکی سر مردم کلاه می گذاشتند
وکلا میتونستند کمک شون بکنند
پس با برادرش رفتند غرب شروع به تحصیل کردند
اونا هرگز به کالیفرنیا نرسیدند
به دلیجان شون حمله شد برادرش را کشتند
وقتی رسیدند به شهر کلانتر برخورد سردی باهاشون کرد
کلانتر دزد ها را می شناخت
می ترسید دستگیرشون بکنه ممکن بود کشته بشه
اون جوون نتونست تحمل کنه
معاون کلانتر شد
مدتی طول کشید
تا اونائی را که برادرش را کشته بودند دستگیر کرد
و اون ها را دار زدند
بعدا فهمیدم نصب کردن ستاره به سینه
از کنار گذاشتنش آسونتر بوده مردم می گفتند به او احتیاج دارند
بنابراین او هم ادامه داد و بی اعتماد تر شد
پیرتر می شد و بدبین تر
جلاد بودن یه شغل غمگین و دردآوری یه سیلا
بهتره برم باید کلانتر را ببینم
اون مرد خوبی یه سیلا
اگه کمک فکری به من نمیداد
ممکن بود کار را خراب تر کنی
این 500دلار پول پاکه
از طرف خانواده ولز فارگو
صبر کن
بابت حرف هائی که زدم متاسفم
نمیدونم کی راست میگه کی غلط
من هم نمیدونم..حق با کیه؟
هر چه پیش آید خوش آید
ما کاری را می کنیم که باید بکنیم سعی کن طبق قوانین زندگی بکنی
بعضی وقت ها هم نمیشه
حالا فراموشش کن فعلا که مشکلات حل شده
هنوز جوونی
سعی کن زندگی جدیدی بسازی
اون کلانتر جوون را که می شناسی
هر وقت تو را می بینه مثل کره آب میشه
باهاش ازدواج کن سیلا
نیمه خوبی داره برات کافی یه
مطمئن هستم میتونی ازش مرد زندگی بسازی
اگه به سن او بودم
رقیب سرسختی براش می بودم
اومدش
یکی توی هتل میخواد ببیندت
خودش اینو گفت؟
من فکرشو خوندم
وقتی بزاری بری من وسیلا اوقات زیادی خواهیم داشت
آل اومده جانی را ببینه
دارم از پیش همسرش میآم
بهتره خبری از زنش بهش بدم میشه ببینمش؟
طولانی نباشه ممنونم کلانتر
توی این شهر کسی نیست که
دوست جانی نباشه؟
همه را فکر میکردم
غیر از بیگ مورف
در هر حال...بهت ثابت کردم تو باورت نمی شد
میرم اصلاح
جانی...من باید تو را از اینجا بیارم بیرون
نه...این کار را نمی کنی ممکنه کسی طوریش بشه
نه من اسلحه دارم و نه تو
اذیت نکن آل دیگه از فرار خسته شدم
وقتی از اینجا زدی بیرون یه اسب بیرون منتظرته
سوارش میشی و سریع فرار می کنی
تا بخوان بهت برسن تو می تونی از مرز عبور کنی
من و بیگ مورف بعدا کیتی را میآریم پیشت
باید تو را از اینجا خلاص کنم
روز بخیر آقا حالتون چطوره؟
اصلاح؟ بله
لطفا روی اون صندلی راحت... بشینید
تا یه اصلاح عالی براتون بکنم
خوب امروز کارت زیاد بوده
همونی هستی که جانی را دستگیر کرده؟
تو هم یکی از دوست هاشی؟
باور نمی کنم جرمی مرتکب شده باشه
حواست باشه نبری
یه اصلاح نرم و تمیز
این هم آب داغ
و یک حوله نرم و تمیز
باعث میشه اصلاح خوبی داشته باشی
سام برو کنار
تو جانی را نمی بری
نه...سینیور نمی تونی جانی را ببری
برو کنار سام
بیا بیرون ببینم
باک...دستبد بهش بزن میخواست این آقا را بکشه
دلم براش تنگ میشه دلم براش تنگ میشه
خفه شو
دلم براش تنگ میشه
دلم براش تنگ میشه...دلم براش تنگ میشه
خب..یه زندانی دیگه هم گرفتی
من ازش شکایتی ندارم
اما اون میخواسته تو را بکشه آزادش می کنی
بعد از اینکه من رفتم
چطوری میشه باترفیلد اینهمه دوست داشته باشه؟
گفتم که برای مردم هر کاری می کنه
برای تو چیکار کرده؟
چه سوال خوبی
امثال ما جلوی آدم بد ها می ایستیم
ما هم میشیم مثل اونها
وقتی می بینم یک نفر بجای اینکه مقابل مردم بایسته
بهشون کمک می کنه حال خوبی پیدا می کنم
این کاری بوده که جانی با من کرد
بریم اصلاح را تموم کنیم بله قربان
جانی...جانی...زنجیر را بگیر
نه...نزنش
فرار کرد
تیرم خطا رفت
حالا چی؟ هیچی
نمیخواهی بری دنبالش؟
اسب ندارم بهت قرض میدم
با اون اسب های پیر و چلاق ات
تا بخوام بهش برسم و بگیرمش
تنها شاهد مون دار زده شده
خودش چند روز دیگه بر میگرده همینجا
اگه درست حدس زده باشم
تو سر اونو هدف گرفتی...نه؟
یه کاری برام میکنی باک؟ هر کاری باشه...در خدمتم
اینو بفرست برای مارشال کامینگز
استعفا میدی؟ مردی که دیگه نتونه درست شلیک کنه
باید این کار را بزاره کنار
بهش بگو از کالیفرنیا براش نامه می نویسم
سیلا میخوام از تو تقلید بکنم
یه زندگی جدیدی را شروع کنم
یا برم همون زندگی قدیمی را که گذاشتمش کنار
سر و سامان بدم
در ضمن
این یه کادو برای شماست
مواظبش باش نزار قفل کنه...گرفتارش میشی
اون عادت داره
خب..به امید دیدار باک
خداحافظ مک
می دونی سیلا
من و باک در باره دوستی ...زیاد جر و بحث کردیم
من گفتم که هر کسی قیمت داره و باورش دارم
به اشتباهم اعتراف می کنم
چه عجب نظرت عوض شد
بالاخره جانی یه کاری برات کرد
نه...کار سیلا بود
بالاخره تصمیم ات را گرفتی؟
داره با من ازدواج می کنه مک
فکرشو می کردم
در واقع من ازش خواستگاری کردم
جوابت چی بود؟
سوار شید آقای بووارد
صبر کن
اون چی گفت؟
خب می دونم چی میگه
نمیخوام عجله کنی صبر می کنم
آقای بووارد
خب...دیگه تو را نخواهم دید سیلا
یه جورائی میخوام قبل از رفتنم بدونم
میخوام برات دعای خیر بکنم
باک
من تو را دوست دارم
خودت هم نمیدونی چقدر دوستت دارم
اما میخوام برم کالیفرنیا
نمی دونم چی پیش خواهد اومد
اگه حتی منو نخواد باز هم میخوام برم
من میخوامت
سیلا
اون نصف خوبی شما را نداره
اما کافی یه
من لیاقت اونو ندارم باک
خداحافظ باک
خداحافظ
به امید دیدار باک
مواظب خودت باش
خداحافظ باک
به امید دیدار سیلا
مک
خوشبخت باشید
ترجمه و ویرایش نوران E.N.Nooran
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.