All language subtitles for Peter.Pans.Neverland.Nightmare.2025.HDC

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified) Download
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

نورلند دنیایی بود که هر کودک درباره‌اش رویا می‌دید

دنیایی که در آن پری‌های دریایی در آن شنا می‌کردند

آب‌های زلال و شفاف لاگون

جایی که پسرها می‌توانستند کمان بزنن و

تیر اندازی و دزدان دریایی بازی کنند

روی کشتی‌های جولی راجرروی

سرزمینی که در آن هر آرزویی

می تواند برآورده شود

جایی که پسرها توسط پری‌ها مراقبت میشدن

هیچ تاریکی شیطانی بر نورلند آویزان نبود

بچه ها خوشحال بودند و می توانستند

تا آخر زمان با هم دوست باشیم

خواب وجود نداشت

قوانین وجود نداشت

و بالاتر از همه

پدر و مادری برای گفتن وجود نداشت

پسران کوچک آنچه که باید

یا نباید انجام داد

این آرمان‌شهر

این دنیا

فقط به بهترین ها داده میشد

پسرهای کوچک خاص

پتر جزیره را فرمانروایی می‌کرد

از سوی یک مقام بالتر دستور داده شده بود

تا اطمینان دهد که بهترین‌

بچه ها دعوت شدند

در نورلند برای همیشه

این هدیه پیتر بود

پسرها آرزوی خود برای هرگز بزرگ نشدن را برآورده می‌کردند

با قولی که پیتر داد

میتونید به پسرهای کوچک بپیوندید

برای همیشه در نورلند

اوه

او یک مأموریت داشت که باید آن را کامل می‌کرد

فکر می کنم وقتش رسیده

برای رفتن شما به نورلند

کِرلی

چی میگی؟

(street_dress:مترجم)

درسته

دارم میرم دوش بگیرم

وقتی کارم تموم شد

می‌خواهم که بالا باشی و کارهای دندان انجام بدیم

بیا

سلام

ریکی

ریکی

پیکابو

اوه

نترس

من اینجا گم شدم

خیلی سرد است و من مامانمو گم کردم

مامانتو از دست دادی

و من واقعاً می ترسم

هوا تاریک شده

نمی‌خواهم مامانم از دستم عصبانی شه

چجوری رفتی اون پایین

خوب

داشتم قدم میزدم بعد

لیز خوردم

افتادم تو تاریکی

اوه خدا

منو ببین

من اجازه ندارم با غریبه ها صحبت کنم

میرم مامانمو میارم اوه نه نه نه نه نه نه

ما اصلا غریبه نیستیم

امروز برایت یک ساختمان گرفتم از طرف من از بالا نمیدونستی؟

سیرک

اون تو بودی

اره من بودم

حس میکنم ما باهم دوستیم

بزار مامانمو بیارم

اوه نه نه نه

تو او را عصبانی می‌کنی

ما به دو مامان عصبانی نیاز نداریم

تو بزرگ‌تر از اینی هستی که به مامانت نیاز داشته باشی

اینطور نیست؟

دیر شده

باید بریم بخوابیم

من پیتر هستم

از آشنایی با شما خوشحالم

من جیمز هستم

جیمز

من یک ایده دارم تو میتونی

نه در واقع نه

فراموش کن هرچی گفتم

چرا

نه نه

فکر نمیکنم به اندازه کافی شجاع باشی

من خیلی شجاعم

به من بگو

باشه

بیا اینجا

یه جایی هست که همه بچه‌ها اونجا میرن

یه جایی میتونم ببرمت اگر دوست دارید

خانه ای در دنیایی از رویاها

اونجا خوابیدن نیست

دیگر مامان نیست

فکر می‌کنم تو بهترین انتخاب میکنی تو بیخودی جا مانده ای

نههه بیدار شو

نه

امتحان نکن

دوست من (Boyfriend:میشه دوست پسر و دوست دختر ولی توی این جمله معنی دوست من میده)

نه

اونو بده شکر

پاشو بریم

گاییدمتون

تو خوبی

حالت خوبه

من باید تو را با خودم ببرم

اینو برام خراب کردی

آره

تو پسر فوق العاده ای هستی

دوست داری بیای جای دیگه

بزار کمی راحت باشم

چه اتفاقی برای تقسیم کارهای خانه افتاده بچه ها

این ۵ دقیقه طول کشید

قرار بود اینو مرتب کنی

جان

مامان

من از شما خواستم ی کاری انجام بدید

شما هیچ کاری انجام نمیدید

مامان نمیبینی که دارم کار میکنم

تو کسی سراغ داری این کار را انجام بده

وندی

بهت نیاز دارم باید مایکل رو ببری مدرسه

پرکینز جانو میبره

اونا جا ندارن

اره خوبه

من به کسی نیاز ندارم منو برسونه

دوچرخه دارم

آره

تو تازه اونو گرفتی

مامان

باید تمرین کنی یاد بگیری

نزدیک خونه تمرین کن که یاد بگیری

بعد به مدرسه رفتن با دچرخه فکر کن

درسته

موافقم من دارم میرم

مامان میشه 5 دلار بردارم لطفا

هفته اینده پس میدم

بابا پول هفتگیمو میده اینو هر هفته میگی من هیچوقت نمی بینم

من ازت خواستم ی کاری انجام بدی

نه بهت نمیدم

مامان فقط 5 دلار

امروز صبح از پدرت خبر گرفتم

باورت نمیشه

امیدوارم جان منتظرش نباشه

تا آخر هفته تلاش میکنم

ی کار دیگه انجام میدم

بابا گفت پهپاد رو برام میگیره من بهش نیاز دارم

در حال حاضر مایکل

میدونی که قرار نیست اتفاق بیفته

بهت گفتم سنت کمه

اینجور چیزا گرونه

فکر نکنم بابات این کارو بکنه

مایکل اماده ؟ من نمیخوام دوباره دیرم بشه

باشه

روز خوبی داشته باشید

به هرحال وندی

این امروز صبح از دانشگاه آمد (UCL:لیگ قهرمانان اروپا)

چرا نامه های منو میخونی؟

من فکر کردم نگاش کردی

فکر می‌کردم واقعاً منتظر رفتن بودی

نه من هیچ وقت این رو نگفتم

همینو گفتی

این بخاطر اب و هوا هست

وندی درست فکر کن

میخوای فقط به کار کردن ادامه بدی؟

از نه صبح تا پنج عصر تو یه کار چرند

خب شاید این همون چیزی که میخوام؟

پس

لعنتی تو هم نه

تو دقیقا مثل باباتی

وایسا

یه لحظه وایسا

میخوام یه چیزی بهت بگم

تولدت مبارک

تولدت مبارک

خیلی برات آزاردهنده

تولدت مبارک..

ازت متنفرم

تولدت مبارک

ازت متنفرم

اوه دوستت دارم

اوه دوچرخه جدید

مامان برات گرفته

خب این خیلی عالی راه زیادی داری با دوچرخه جدیدت میری مدسه

تو نمی‌تونی توش موفق بشی

نمیتونی درست برونیش زمان لازمه داری

بیا من تورو میبرم

دنبالم بیا بیا بریم

ما میتونیم کارمونو با ماشین هم انجام بدیم

عجله کن دیر میرسی

متاسفم

باشه

تولدتو فراموش کردم

من 5 می‌رسم، بیا بعد از مدرسه

باشه

چطوره

میخوای برونی؟

(Brownies:نوعی کیک شکلاتی)

بیا

خوراکی مورد علاقت

منو معلق نذار

وگرنه مجور میشم برم

همه تنهایی بشینیم تک تنها

تو ی ادم تنها هستی

اوی من لذت میبرم

دنبالم بگرد

لطفا

لندن میری؟

دارم تلاش می‌کنم بفهمم

تو خیلی بهش وسواس داری

مایکل

ببین ی روی با یکی اشنا میشی

از اون خوشت میاد

میفهمی که بهش نیاز داری

برای انجام کار های خاص

برای نگهداشتن هم دیگه

ببین مایکل

همه ما نیاز به پیشرفت داریم

تا به یه نقطه برسیم

باید از خونه بریم بیرون وارد دنیای ادم بزرگ ها بشیم زندگی می کند

چیزی برای عصبانی شدن نیست باشه

همیشه قرار است مزاحم تو باشم خواهر بزرگ

بیا

برو بریم

همه چی خوبه

از مامان بدم میاد همه فکر میکنن دختررونه هست

بیخیال بهشون اهمین نده

من تورو نمیبوسم

اوه شاید حق باتو باشه

باشه اینو کجا بزارم

اونجا کنار بقیه

باشه قرار بستنی خوردن سر جاشه بعد از مدرسه

بای تا بعد

دیر کردی

من می دانم من می دانم

اکنون زمان مرخصی فرا رسیده است

ماجراجویی بزرگ برای مردن خواهد بود

روز افتضاح

وقت جمع آوری کینم

ازم پرسید کجایی

من می دانم من می دانم

وندی دیر کردی می دانم

ببخشید

میتونم داستان زندگیتو بدونم

دیر کردی بازم توی این هفته

باید حقوقتو کم کنم

امروز نامه‌ای اومد باید برنامه‌ریزی

فکر می‌کردم مامانم عصبی بشه. خب، این تصمیم تو هس

کاری رو که میخوای انجام بده

اگر مخوای به شهر بری با بانی

برو دنبالش آره

اون چهره چیه

او منو نادیده گرفته

من نمیدونم چی شده

انگار میخواستیم کاری کنیم

هرچی تماس میگیرم او جواب نمیده

چقدر میشناسیش

یک روز

یجور رفتار میکرد

قبلش نمیدونم چی شده

انگار داره تصمیماتش رو تغییر می‌ده

یه چیزی در مورد کل ماجرا

خب، نمی‌توانم لغو کنم

به جای اون برو دانشگاه؟

میا نه

خیلی رسمیه

خوب

من و دخترها امشب یه سفر گلامپینگ داریم اگه شما خواستید بیاید تماس بگیرید

جیمی میاد

تلفن

تعطیله

چه پسر زیبایی

میخوای به نولند بیای با من

سلام من پیتر هستم

رفیق تعطیله

صدامو میشنوی

ترسناکه.باید پولشو بدی

باید داشته باشی

تو دختری رو نبوسیدی

چند سالته

کارل ببند

این میز ماست

از مامانت بخوا موهاتو مرتب کنه

این یک جشن با شپش‌های سرت

فکر کنم این برای تو هس

هیس بابا

او خیلی رقت انگیزه

ما تلافی میکنیم

میخوام اینو به سینما بیارم آخر هفته

اره

رونی

چه گوهی میخوری کجا بودی

آره متاسفم

بهت زنگ میزنم سرم شلوغ بوده

خب چی

چرا منو نادیده گرفتی

نه

من تورو نادیده نمیگیرم

پس تو من فقط داشتم فکر میکردم

باشه

در مورد حرکت به شهر و

فکر کنم بمونم

نگاه کن

متاسفم

باشه

اما تو به من فشار آوردی

بهت فشار آوردم

بله

و من گرفتار هیجان تو شدم

من نمی خواستم

رفیق خوبی

متاسفم

باشه

باید از من حمایت کنی

آره

او تنبیه شده

قبلا به گفتم او تنبیه نشده

برای حضور در تنبیه، امتیاز کم شد

لیز بیاد امشب چه ساعتی بیاد؟

من به موقع آنجا بودم

من می‌توانم برایت با معلمش تماس بگیرم ببین بعدش کلاس یا فعالیتی توی مدرسه داره یا نه

باشه لطف داری

تو کی هستی

من پیتر هستم

پیتر پن

پدر ترس

من فقط یک عروسکی بزرگ هستم

و مادرم

او کارهای وحشتناکی انجام می داد

وقتی این کارهارو انجام میداد

منو ناراحت میکرد

چشامو میبسیدم

میشه چشماتو ببندی

مایکل

ببند

اوه پسر خوب

رویای ما با این جادو

از بچه پر میشد

سن ما کم میشد و تمام روز بازی میکردیم

در تاریکی

من دیگه نمی ترسم

پس وقتی می ترسی

به اون مکان فکر میکنی

فکر میکنی واقعی هست

این واقعیه مایکل

چیزی که برای تولدت بهت میدم

بزرگترین هدیه یک کودکه

همیشه میتونی درخواستش کنی

هیچ مشکلی تو خانه وجود ندارد

نه اصلا

حالش خوبه فقط خجالتیه

خجالتی! اون کوچیکه اسیپ پذیره

از خونه فرار نمیکنه

شما میدونی اون بازیگوش نیست

شاید او فقط با دوستانش بیرونه

او هیچ دوست نداره

جان مسیح

اینم از مدرسه اوه نه

اوه نه خدای من

چطور انو ندیدی

کجا رفت

منظورم اینه اگر او واقعاً آونجا نبود

وندی

خب

وندی

من آونجا بودم فقط حواسم پرت شد

چی

تو تنهایی حواست پرت شد

حواستون پرت شد یعنی چی

نمیدونم

من نمیتونم اینکارو انجام بدم

من نمیتونم اینکارو انجام بدم

الو؟

سلام

کیه

مایکله

سلام

کی هستی

تو کی هستی

نگران مایکل نباش

من اونو به نورلند می برم

تو کی هستی

این اتفاق نمیفته

این اتفاق نمیفته

ممنونم

نمیتونم بخوابم

تو بیدار

میدونم که بیداری

میخوام ی بازی انجام بدی

اوه یک بازی همیشه سرگرم کننده هست

بیایید ببینیم

اوه چطور یه بازی کامل خوب بازی کنیم

مارکوپولو

میدونی چیه

من میرم و قایم میشم و

تو منو پیدا میکنی

آماده ای

چشمانت را ببند

تا شماره 10 بشمار

یک

دو

سه

چهار

پنج

شش

هفت

هشت

نه

دهههه

مارکو

مارکو

مارکو

اوه اینا دوستاتن

اون دوست منه

جوی

اوه جوی

نه

نمیخوام او اینجا باشه

اوه نه مایکل

تو خاص هستی

پسر خاص

من چیزهای بزرگی برای تو میبینم

مکان کمی که تو میتونی باشی

پسر آخر عمرت

باورنکردنی ترین زندگی

و من می توانستم به جوی اجازه بدم

با تو بیا

مادرم این آهنگ برای من و بقیه پسرهای کوچیک مدرسه پخش می‌کرد

چه بلایی سر مادرت اومد

نه لازم نیست نگران باشی

اون

دیگر بهتره دست به پسرهای نزنم

آیا آنچه می گویند درست است؟

آره

ما همان ملکه را داریم

این دیوانه است

همه فکر می کردند او مرده

اما او برگشته

پیتر پن

همه میگن او اینجاس

ولی همه فراموشش کردن

ولی ما نمکنیم

من باید برم تیم

بعدا باهات تماس میگیرم

من به همه جا زنگ زدم

نمیدونم باید کجا بگردم

بعدی

من تماس گرفته ام

نگاه کن

مامان

چرا به رختخواب نمیری

بد تر شد

اگر اتفاقی برایش بیفتد من خودمو نمیبخشم

ببین هیچ کدوم از اینا تقصیر تو نیست

باشه

جدی

میدونی کیه

من میخوام کمک کنم اون برگرده

به مامان نگو

به مدرسه زنگ میزنم میگم مریضی

پس کجا داریم میریم

آدرس یکی را پیدا کردم

در اشدان که تجروبه داره

من میرم ببینم اونا کیا هستن چی میدونن

واقعا متاسفم برای اتفاقی که افتاده

و بعد درها رو می‌بستیم

در خانه‌هامون قفل شده بود

چیزی برای ترس نیست

جامعه امنی بود

پلیس هرگز جسدارو پیدا نکرد

بعد از اون حادثه وحشتناک با مادر اون پسر

چه اتفاقی افتاد ا ممکنه بپرسم

وقتی تیمی گم شد

چی یادت میاد

وقتی پاییز بود

در عصر

تیمی پرسید که متونه بره بیرون قدم بزنه؟

رفت خونه چند تا از دوستاش

چند تا خیابون پایین ما موافقت کردیم

خیلی طول کشید دیر شد دیر دیر او به خونه نیمد

به خونه دوستاش زنگ زدم

اونا بهم گفتن که هرگز خونه ما نیمده

داشتم فکر میکردم

این همه مدت کجا بوده

خونه دوستاش نرفته بود اگه بود تماس میگرفت میگفت

بعد تماس گرفت

من او را به هلند خواهم برد

همیشه به من میگفت احساس میکنه

یک دختر کوچلو توی وجودشه مادرم اونو باور کرد

من همیشه با بچه ها مهربون بودم با تیمی بیشتر

بعد از تمام این سال‌ها هنوز نتونستم خودم رو قانع کنم که وسایلشو جمع کنم

حس میکنم ی روز برمیگرده

در میزنه و تیمی کوچلو برمیگرده به خونه

امیدوارم برادرتو پیدا کنی

وندی

میدونم پیداش میکنی

به این دوران خشونت آمیز نگاه کنید

اوه بیا رفیق

درسته بچه ها سر جای خود بمان

بذار ببینم میتونم به این کمک کنم

به یک دست نیاز داری

ببرش کنار

اوه این گروه های قدیمی

همیشه دارن شورش می‌کنن

اونا خیلی جوانن

خوب که می خواد به نورلند بیاد با من

ممنونم

من تینکربل هستم

او خیلی سرفه میکنه

او حالش خوب نیست

نه نزدیک به سرزمین نورلنده

این یه نشونست

به همین دلیل باید الان اقدام کنم

قبلش بچه ها رو با خودش ببره خیلی دیره

چند وقته اینجایی

من اولین نفری بودم که انتخاب شدم

او تورو اینجا نگه میداره

او منو اینجا نگه نمیداره

آره بنابراین می توانید هر زمان که خواستی بری

او منو ول نمیکنه

او؟

جایی که پیتر بچه ها را می بره

مکانی خاص و دیدنی هست

زیباتر از چیزی که بتونی تصور کنی

چرا تورو اونجا نبرده

چون من متفاوتم

همیشه متفاوت بودی

من هستم

یک پری

یک روز من یک موجود بزرگتر خواهم شد

چیزی جادویی در جایی که بتوانم

باشم و هر کاری دوست دارم انجام دهم

من فقط باید از راهنمایی های او پیروی کنم

برای شما هم همینطور

من به زودی برمی گردم

خانواده من

اگر برنگردم دلشون برام تنگ میشه

من نمی خواهم جای دیگری باشم

من خوشحال شدم

چه خبره مایکل

اخبار رو دیدی

چه اتفاقی افتاده بهم بگو

بیا بشین بیا

دوستایی مایکل اتوبوس مدرسه را پیدا کردند

اما بچه ها توی اتبوس نبودن

توی جنگل نه او اینجا نیست

جان جان

مشکلی نیست

باشه مشکل پیش نمیاد

مامان

مامان

بیا

او رفته نه

او نیست

نمیتونی اینو بگی

فکر می‌کنم باید بروی پیش پدر

امشب میفرستمش پیشت

چیکار میکنی

واقعا کجا میرن

میدونی کجا میرن

من بهت میگم ولی تو باورت نمیشه

تو دروغ گفتی

من همیشه تو را باور دارم

آره

اره تو انجام میدی

بعضی از شما همیشه سوال های مسخره میپرسید

می فهمی بله

متاسفم

متاسفم

متاسفم

بس کن

اینکارو نکن

به تو میگم چطور باید انجام دادن

اون صدای لعنتی

میخوای بخوابی

لعنت به این اطراف بودن

مرسی

نه خوبه

من باید اونجا باشم

من فقط به جایی نیاز داشتم

میدونی که تو این دخترها رو نمی‌خوای

درسته

من برم بخوابم

جوی

بیا تو را به رختخواب ببریم

شب بخیر

وندی

من امشب برای مایکل دعا میکنم

شب بخیر خانم ها

ببین

وندی کاری هست که بتونم انجام بدم

ممنون

درسته طبقه پایین پتو هست تو کمد

باشه خاله

من به وندی اجازه میدم امشب توی اتاق من بمونه

بدم نمیاد روی مبل بمونم

دختر خوب

درسته

خوب بخواب

مطمئنی

آره

مرسی لی

اولین قربانی او تیمی کارتر

که در زمان ربوده شده

فقط 17 سالشه

گزارش از شهر نوروود

جایی که یازده کودک ربوده شده

از اتوبوس مدرسه خود و به طرز وحشیانه ای به قتل رسیده است

این یک روز بعد از یک رویداد محلی اتفاق می‌افتد

پسر گم شد

نام پسر نمیتوان نام برد

اما خانواده یک تماس دریافت کردن یک تماس تلفنی دلخراش از یک مرد

برو برو برو

در مورد اون

اوه من یک دوست کوچک دارم

نیازی به ترسیدن نیست

اوه می خواهید داستانی بشنوی

تو داری شلوغ میکنی

او به شما کمک می کند

فقط همونطور که می‌گه عمل کن

امشب یکی از شما

می‌توانیم به نورلند بره

اوه خوب

نیازی به ترس نیست

نورلند

من به دنبال رویا هستم

اوه

وقتی دعوت منو پذیرفتی

چه رویاهای دیگه ای به اونها دادی به شما

پس کی میخواد اول بره

اینی

مینی

مانی (همون 10 و 20 و 30 و 40 خودمونه)

مو

تو خوش شانس نیستی

من قراره بگم بله

تو به من صدمه نمی زنی

اوه

نه

البته نه

باشه

نه

نکن

نه

دروغ میگی

تو به من دروغ گفتی

بسه. حالا دیگه، بسه

از من دور شو

من میخوام برگردم خونه

من میخوام برگردم خونه

با این نجنگید مایکل

تو داری میری

تو کی هستی

لطفا

لطفا

فقط میخوام برادرم برگرده

مایکل

اون پایینه

من به کسی نمیگم

لطفا

من فقط میخوام برگرده خونه

التماس میکنم

لطفا

لطفا

بذار برم . بذار برم

مایکل

مایکل اینجایی

فکر میکردیم اینجایی

مشکلی نیست

مشکلی نیست

میخواهم تورو از اینجا ببرم

باشه

همه چیز اوکی است

میدونی کاری که من انجام میدم برای اینه درست و بهترینه

من نمی توانم متوقف شوم

این وظیفه منه که بچه ها را بفرستم به نورلند و محافظت کنم ازشون در این دنیا

توی اتاق چه اتفاقی افتاد

تک تک افراد در زندگی من

یه جای زندگی منو ترک کردن

تو

خیلی خاص هستی

تو با بقیه فرق داری

زنانى که من ملاقات کرده‌ام چیزی بزرگتر از این دنیا

خیر تو هرگز منو ترک نمی کنی

پس چرا کمی استراحت نمیکنی

از پودر جادویی پری مانندت

دختر خوب

به من بگو

فکر کنم میدونی

چرا الان

چه بلایی سرت اومده

این چه لعنتی

اینجا توی این خونه چه خبره

کِک‌ها

پسرها رو اذیت نکن

صدمه دیده

به پسرها صدمه بزن

یعنی چی بهشون صدمه بزن

دارم نجاتشون میدم

تو لعنتی کی هستی که بپرسی

من کلی کار برات انجام دادم

تمام مراقبتی که به تو کردم

وقتی هیچ کس تورو نخواست

جامعه تورو طرد کرد

کجا هستی

باید به من اعتماد کنی

داره میاد

باید قایم بشیم

جوگی کجاست

شنیدم کسی اینجاست

کجاست

می‌دانی چه چیزی برای کوچولوها اتفاق می‌افتد

پسرانی که دروغ میگن

مایکل

آنها نمی توانند به نورلند بروند

میدونه در عوض چه اتفاقی می افتد

جایی که بقیه عمرشان را زندگی می‌کنند

تنها زندگی می کند

و توی درد

می‌دانی چطور میرن اونجا

اون مکان

مایکل

میبینی

دست‌هامو میزارم

دور گلوی کوچلوشون و

و مثل مار قفل میکنم

تا جایی که ممکنه محکم فشار می دهم

تا زمانی که خونشون سرد شه

برو مایکل فرار کن

نمیتونم بذارم بری

به مرخصی فکر کن

ولش کن

بیخیال من شو

میدونم چه بلایی سرت اومده

پدرت دلتنگ توست

خانواده مایکل هم دلش برای او تنگ شده است

میدونی اینجا چه خبره

درست نیست

فقط میخواستم برم خونه

مخفیش کن

عوضی

او کجاست

با این حال تورو در حال بازی با اونا می بینم

جوی

999 آمبولانس لطفا

تو به من دروغ گفتی

دروغ

تنها کسانی که به تو دروغ گفت کسایی که بیرون هستن

سالها التماس و التماس کردم

برای رفتن به خانه

و تو به من گفتی که اونا منو نمیخوان

اوه ممنون

من تو را برای چیزی که هستی نمی بینم

بیشتر از این حسش میکنم

یه روز بهت گفتم

دروغ به این معناست که هرگز ندونیم

تو با من اینکارو بکن

تو به من پشت میکنی

بس کن

دیگه بسه

توی خوبی

بیا بریم

تلفن خود را نگه دارید

ما مکان شمارو ردیابی میکنیم

من فکر میکنم تو لیاقتشو نداری بری نورلند

تو یک شکست خورده ایی

پسر بازنده

بیا پیشم

من به نورلند اعتقادی ندارم

اوه خوبه

چون هیچوقت به پری اعتقاد نداشتی

داری به من خیانت میکنی. لعنتی

یک بار با من درگیر شو

مطمئن باش دیگه با من درگیر نخواهی شد

باشه

باشه

باشه

باشه

نگه دارید

باش

باشه

باش

باشه

باش

باشه

من دارم میام

لعنتی

گوش کن

وقتی از اینجا میری

باید سریع بدویی

به عقب نگاه نکن

میفهمی چی میگم

مهم نیست چیه

باشه

تو باید کمک به اینجا بفرستی

جوی

بله

می فهمی باشه

من می روم شما را به خانه برسانم

سریع باش

همینه

برو

برو

برو

برو

گوچا

فکر میکنی کجا داری میری

چیزی نیست

من قصد ندارم به شما کمک کنم

دلم برات تنگ شده

من باید بروم خانه

متاسفم

من نشستم

کمکم کن

کمکم کن

به نظر می رسد اون نیاز به گچ داری

به من اهمیت نده

نه

نه

دخترها نمیتونن به نامالا برن

مارکو

پولو

وندی

وندی

من نمیخوام بازی متوقف شه

نه وایسا

وقتشه به سرزمین نورلند بری

اذیتم نکن

اذیتم نکن

من فقط یک پسر کوچک هستم

من فقط یک پسر کوچک هستم

من فقط یک پسر کوچک هستم

تو همه چیزو

تو میتونی به تنهایی به نورلند بری

تولدت مبارک

درسته

قشنگ درستش کردم

می‌توانی حرکتتو برای خودت انجام بدهی

آره مطمئنا

باید حقیقت پیدا کند

(ضرب‌زدن:Drum roll)

این درسته

همونیه که میخوای

کاورشم هست

آره

آره درسته

فکر می‌کنم وقت هدیه من رسیده

پس کنار برو

چه زمانی انجام میدی

نه . بلافاصله بعدش

متاسفم عجله داشتم

باشه

حدس میزنم چیه

من جواب میدم

بچه ها

باشه

سلام

(street_dress:مترجم)

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.