Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.
[ پانزده سال پیش ]
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
« مترجمان: حسین رضایی و عاطفه بدوی » ::. HosseinTL & Atefeh Badavi .::
الو؟
خیلیخب. امآی6 تأیید رو داد
هدف تو بازیه
- وارد عمل بشید - باشه
هی عزیزم. چراغ سبز رو دادن. حاضری؟
- دیگه جدی داره دیرمون میشه عزیزم. باید بریم - باشه. الان میام
پنج دقیقه پیشم همینو گفتی
فقط یه دقیقه
دختر، من تو رو میشناسم. وقتی بیست دقیقه میخوام اینو میگی
خیلیخب، من میرم ماشین رو سر و ته کنم
نه، نه
- هوم؟ - مهمونی بچههاست
پس شاید بهتره که...
- جفتشون - عه؟
و این
اوه، مت. چه ماشینی
متوجه هستی که حساب هزینههاتون
محدودیت داره دیگه، نه؟
وقتی داری هویت جعلیت رو زندگی میکنی، نمیتونی کم بذاری چاک
- مگه خودت اینو یادمون ندادی؟ - ماکا رو یادته؟
دیدم نیم میلیون دلار رو از دست دادی
فقط برای اینکه با تثلیثیها اوکی بشی
یه پیشنهاد
این مأموریت رو انجام بدین، میذارم ماشین رو نگه دارین
واقعا؟
- نه - میدونستم
امروز، قراره دلالهای فرانسوی اسلحه باشین
آقا و خانم لمیوی واقعی کسالت دارن
تمرکز کنین. برو بریم
بالتازار گور، کا.گ.ب سابق، حالا رئیس ولکاست
و یکی از خطرناکترین تروریستهای اروپای شرقیه
شاید تولد بچهش باشه، ولی اصلا دست کم نگیرینش
باید همرنگ جمعیت بشین. سعی کنین پیداش کنین
تو دوربینها نمیبینیمشون
اینجا رو باش. همه اینا برای یه بچه هشت ساله؟
امکان نداره این بچه تهش لاشی نشه
نابود کردن یه بچه راههای زیادی داره
زوم کن. اونجا
شوخیتون گرفته حتما
- چیه؟ - چی شده؟
میدونستم معرفی کردنتون به همدیگه خطرناکه
با هم میخوابین، مگه نه؟
فقط داریم نقشمون رو برای مأموریت بازی میکنیم
علامت تجاریه دیگه. بیخیال چاک
اگه امروز اسیر بشین، به نفعتونه بهتر از اینا دروغ بگین
از پسش برمیایم. خودت میشناسیمون
- گور تو دیدمونه - میدونین چیکار کنین. برید جلو
مسکال با پوست پرتقال
سلام. من میلودی لمیو هستم
فقط خواستم بهتون بگم چه خونه زیبایی دارین
من گور هستم
بالتازار گور. واقعا خوشحالم از دیدارتون
من از دیدارتون خوشحالم
اوه
- خب دیگه، از مهمونی لذت ببرید - ممنون
صدا و اثر انگشتش رو گرفتیم
آفرین. حالا برید سراغ گاوصندوق. طبقه بالا. دفتر گور
خیلیخب. حالا اثر انگشتش رو منتقل کنین
بالتازار گور
- دستگاه رو برداشتیم - عالیه
- این چیه چاک؟ - تا حالا اسم کلید آیسیاس به گوشت خورده؟
- کلید چیچی؟ - سامانههای کنترل صنعتی
این یه شاهکلیده
برای یه سری از حیاتیترین زیرساختهای دنیا
نیروگاهها، سدها، راکتورهای هستهای
ممکنه گور ازش برای تکرار چرنوبیل استفاده کنه
گرفتیم. اوضاع خیته
خروجی راهپله شرقی، بچهها
زودتر
آفرین بچهها. حالا برید به محل قرار
بارون اندروز از امآی6 اونجا ملاقاتتون میکنه
و... امیلی، قضیه کلید رو به بارون نگو
میدونم با هم یه گذشتهای دارین، ولی...
سر این قضیه به کسی اعتماد نداریم، خب؟
- امیلی - بارون
خدا رو شکر خوبی. داشتم از نگرانی دق میکردم
- دق، ها؟ آره، یکم رنگت پریده - مت
خب، امیلی، کِی برمیگردی انگلیس
و به یه آژانس اطلاعاتی درست حسابی ملحق میشی؟
هر وقت شروع کنن به استخدام مأمورهای درست حسابی
آره، وقتی بحث آژانس مسافرتی باشه
شما خیلی کارتون درسته، ها؟
بله، امآی6 در اختیارتون گذاشته. سعی کنین روش خش نیفته
میدونم شما آمریکاییها یکم خشن هستین
من که اینو توهین در نظر نمیگیرم
ببخشید، رفتم رو اعصابت؟ حسودیت شده؟
- به چی حسودیم بشه؟ - نمیدونم. فقط حسادت رو میشناسم
- بخاطر لهجهمه؟ - نه، بخاطر لهجه نیست
بخاطر شخصیتته راستش، ولی لهجهت هم رو مخترش میکنه
شما زوج خیلی بامزهای میشین
از سفرت لذت ببر امیلی
دیدنت همیشه مایه خوشحالیه
اینم سوییچت
سعی کن روش خش نندازی. بدرود! (تقلید از لهجه انگلیسی)
چشم قربان. ببخشید سرکار
چه تقلید ضعیفی
خوش اومدید. من دیلن هستم. میتونم کیفهاتون رو بگیرم؟
نه مرسی. ولی نوشیدنی. شامپاین دارین؟
- البته - عالیه
راستش، من نمیخوام. مرسی
شامپاین نمیخوای؟
- نه - واقعا؟
معمولا بعد از کار یه پیک میزنیم
آره، ولی خب تو ارتفاع زیادیم، آب بدنم کم شده
فقط الان حس شامپاین ندارم، میدونی؟
خیلیخب. الان مطمئن شدم یه خبریه
- جدی؟ - جدی
نمیدونم چیه، ولی میدونم تو یه چیزیت هست
حاملهام
چیچی شد؟
باباشم تویی
خب... حدس زدم باباش خودمم، ولی...
تو که با کس دیگهای نیستی، هستی؟
نه. تو با کس دیگهای هستی؟
نه. کس دیگهای نیست، ولی تو...
مطمئنی حاملهای؟
نسبتا مطمئنم
عجب. چقدر تست بارداری
روی همهشون جیش کردم
ببین، نمیدونم چی تو ذهنته
ولی...
میدونم مدت زیادی نیست با همیم، پس...
پایهام
چی؟
گفتم پایهام
تا تهش
آدم موردعلاقهم قراره آدم موردعلاقه جدیدم رو درست کنه
هستم
- همیشه حرف درست رو میزنی - چون حقیقت داره
اصلا حالا که اینجوری شد، دی، شامپاین بیار!
خود بطری رو بیار. قراره جای دو نفر بخورم
قراره بچهدار شم حاجی
به جفتتون تبریک میگم. خبر خیلی خوبیه
مطمئنی باهاش مشکلی نداری؟
چون تجربه بهم ثابت کرده
که حرفهی ما خیلی با بچهدار بودن جور نیست
خب، منم تجربه بهم ثابت کرده
که خانواده نداشتن چه حسی داره
همیشه فقط همینو میخواستم
منم
چیه؟
چیه؟ دهنم بو میده؟
- خوبی؟ - فقط...
باید آب بزنم سروصورتم
ببخشید. دستشویی خرابه
این پرواز یازده ساعتهست
متأسفم
مت، دستشویی خرابه
دور شو ازش
کلید رو میخوایم
خیلیخب
همینجاست. ولش کن
ام!
- چیکار میکنی؟ - فقط یه دونه هست
- نه! - ام، وقت نداریم!
مراقب این بچه باش
ام، چیکار میکنی؟
ولم نکن!
خودت ولم نکن!
باشه، نمیکنم!
اون سطح صاف رو میبینی؟
- باشه، منو بگیر! - گرفتم!
وای خدا، تونستیم. خیلیخب، زودباش
چیه؟ خوبی؟
دو تا دندهام شکسته، ولی به همین ختم نمیشه
ببین ام، نمیتونیم این کارو ادامه بدیم
بخصوص الان که بچه تو راه داریم
پس چی؟ بریم غیرنظامی شیم؟
میدونستن ما تو اون هواپیماییم
لو رفتیم
خب چیکار کنیم؟ غیب شیم؟
خب... همه فکر میکنن تو سقوط هواپیما مردیم، نه؟
- آره - اینجوری فرصت میکنیم ناپدید شیم
آره، از نو شروع میکنیم
باید ارتباطمون رو با همه قطع کنیم
من میتونم. کلا کسی رو ندارم
تو هم مادرت رو داری
- باید با اونم قطع ارتباط کنی - آره
چیزی رو از دست نمیدم
چاک چی؟
چاک چی؟ اون دوستمونه. ولی این خانوادمونه
درک میکنه
همه زحمتایی که کشیدیم رو بیخیال بشیم؟
حرفهمون، زندگیمون، هر چی که بلدیم؟
درسته. چون همهچی الان عوض شد
میدونی که اگه قدرت داخل رونم فوقالعاده نبود
الان مرده بودی، نه؟
داخل رونهات نجاتم دادن
و نمردیم
- پس واقعا قراره این کارو بکنیم؟ - معلومه، میریم تو کارش
ببین، نمیدونم قراره کجا بریم
نمیدونم چیکار باید بکنیم، ولی...
یه فکری میکنیم
اگه پایهای منم پایهام
من تا تهش پایهام
- بهتره از اینجا بریم - بریم
« بازگشت به میدان »
[ زمان حال ]
قشنگم، بهم بگو امروز چه روزیه دختر!
روزی که مرد من قهرمان میشه
روز بازی! آه!
- گوش کن - چیه؟
اگه این بازی حذفی رو ببریم
اینو بگمها، نمیگم بخاطر مربیگری منه
- ولی فکر کنم هست - همش بخاطر مربیگری توئه. درسته
مربیگری سکسی منو دوست داری؟ میدونی تو فوتبال چی صدام میکنن؟
- بگو ببینم - میگن مسی
- ای وای من - اوهوم
ای تو روحت
بازم دیرشون میشه
آلیس! لیو! صبحونه!
لیو، گیم رو بذار کنار!
میدونستم خبر داره
آلیس، یالا!
- بدو، بدو، بدو! - هنوز دارم مسواک میزنم
بیست دقیقهست داره مسواک میزنه؟
تو اون گوشی مسخرهشه
بهت گفتم، اگه ناراحت گوشی هستی
ازش بگیرش
- خودت گوشی رو بگیر - نه. ازش میترسم
میدونم. وحشتناکه، نه؟
بخصوص اون نگاهش...
- آلیس، دندونات تمیزن! - اومدم!
یادته یه زمان دوستمون داشت؟
یادم نیست. خیلی وقت پیش بود
هوم. شاید باید رسم شبهای فیلم دیدن با مامان رو دوباره برگردونم
میدونی، ایده خوبیهها
میتونیم کرید رو نگاه کنیم. کرید 2
- خیلی روغن بچه میشهها - مطمئنی؟
تو و مامانت وقتی چهارده سالت بود چیکار میکردین؟
وقتی چهارده سالم بود؟ خدایا
خب، مامانم به بیروت اعزام شد و یادش رفت بهم بگه
آره. مثال بدی بود
آره، کودکی خیلی متفاوتی داشتم
چه خبر رفیق؟ ردیفی؟
آره
خب دیشب بعد از خاموشی داشتی گیم میزدی؟
نه
آره. باشه، ببخشید
خیلی سریع وا دادی عزیزم. داشت باورم میشد
انقدر سریع خودتو لو نده، خب؟ روش کار کن
وایسا، الان از چی عصبانی بودی؟
نه، لطفا تشویقش نکن دروغ بگه
چرا؟ شما همیشه دروغ میگین
- جانم؟ - چی گفتی دخترخانوم؟
بابا، اون روز شنیدم که داشتی روسی با تعمیرکار کولر حرف میزدی
- داستانش چی بود؟ - بابی براون بود
این برتری من به بقیهست. داستانش اینه
- تو روسی بلدی؟ - دست و پا شکسته. میدونی...
«داسویدانیا» (خداحافظ)، یا «اسپوتنیک»
«گورباچوف». از این اصطلاحات روسیِ آمریکایی
ولی داشتی درباره سیستم تهویه هوا حرف میزدی
میدونی، من و بابات
یکم روسی ابتدایی یاد گرفتیم
وقتی با سپاه صلح تو روسیه بودیم
شما که تو کلمبیا با سپاه صلح بودین
- همونجایی که آشنا شدین - جایی که آشنا شدیم؟
- آره - آره. همونجاها آشنا شدیم
- کلمبیا - اوهوم
- از کلمبیا رفتیم روسیه - از کلمبیا به بلیز
- خیلیخب - بلیز هم کنار کلمبیاست
آره. دقیقا
- کلمبیا، بلیز، روسیه - آره
میدونی، اینور اونور رفتیم. صلح که همینجوری بدست نمیاد
و... نه تنها این
- کوشای زاوتراک - ها؟
- یعنی چی؟ - یعنی...
«صبحونهتون رو بخورین»
امروز دو تا قرار ملاقات دارم
- میشه لباسها رو از خشکشویی برداری؟ - باشه
باید یه کاستکو بریم. خیلی چیزامون دیگه تموم شده
باشه
اوه. دادا، نباید این وقت صبح
کوکای رژیمی بخوری
تقریبا مطمئنم کوکای رژیمی ضدسرطانه
- اینو از کجا درآوردی؟ - بدش من
در حال حاضر در دسترست نیست
هی. میشه هدفونت رو برداری؟
- چی؟ - من جات باشم ادامه نمیدم
هوم
چی گوش میدی؟
تو نمیشناسی
حله. احتمالا نمیدونم
فقط خواستم بدونم...
امشب بعد از بازی برنامهای داری یا نه
چطور؟
خب، گفتم شاید بخوای دوستات رو دعوت کنی خونه
و میتونیم موکتل درست کنیم (کوکتل بدون الکل)
و میتونیم یکم غیبت و اینا بکنیم
امشب میرم خونه آنالیس درس بخونم
- هشدار دوم - آهان. البته
تو عاشق درس خوندنی
خب، دوشنبه من کاملا خالیام
میتونیم شب با هم فیلم ببینیم
- نیازی نیست - واقعا؟
نیازی نیست؟ مطمئنی؟
باشه
من باهات فیلم نگاه میکنم
- واقعا؟ - آره، معلومه
- حتی کرید 3؟ - یکم روغن بچه هم میزنم به بدنم که حرفهایتر بشه
مثل مایکل بی جردن. میگیری چی میگم؟
خیلیخب، رسیدیم
خیلیخب عزیزم. مدرسه خوش بگذره
نه، من بیشتر دوستت دارم!
هی، لیو، یادت نره امروز دیرتر میایم دنبالت، خب؟
واسه چی دوباره اونو دستت کردی؟
آخه خیلی خفنه
الگوی خواب، ورودی اکسیژن، و حتی فشار خونم رو کنترل میکنه
تو دوازده سالته. فشار خون نداری
برای انگشتت هم یکم بزرگه، نه؟
برای همین میندازم رو انگشت شستم
خیلیخب، چطوره فردا بریم بیرون؟
یکم توپ فوتبال پرت کنیم؟
اسم سیتیای به گوشت نخورده؟ (بیماری ناشی از ضربه به سر)
قراره توپبازی کنیم. میدونی که من قبلا بازی میکردم، نه؟
آره. بنظرم یه دکتر برو
اوه! چی انداخت!
سیتیای نگاییدم. حالا سیتیای رو نشونش میدم
- میبینی؟ - چی رو؟
دوباره با اون پسرهست
- اینو از کجا آوردی؟ - آمازون
حریم خصوصیش رو بهش بده عزیزم
نه، دوباره باهاشه. امروز دست همدیگه رو گرفتن
- الان همدیگه رو بوسیدن - چی؟
بوسیدن؟
کدوم چهارده سالهای سیبیل داره؟
اسمش جیمزـه و شونزده سالشه
- چه غلطا - خدایا. تا حالا ندیده بودم هم رو ببوسن
- اینو دیگه از کجا آوردی؟ - یعنی چی؟ آمازون دیگه
وقتی پمپ برگجمعکن گرفتم ازم ناراحت شدی
باورم نمیشه...
لعنتی. حالا چیکار کنیم؟ خودشه
- باید جواب بدی - ما رو دید
- ردش کن. نمیفهمه - وایسا. اونو بذار کنار
سگ توش. باید جواب بدی
سلام عزیزم!
- مامان؟ - چیزی جا گذاشتی؟
شما چیکار دارین میکنین؟
خیلی زشته. اونا دوربینن؟
خب، اولت مامانت کار زشت کرد
واقعا کار و زندگی ندارین. جدی میگم
بعد از اینکه درسهام رو تو خونه آنالیس خوندم برمیگردم. خدافظ
باشه
بهت گفتم باید گوشی رو ازش بگیری
باید سوسکیتر جلو بریم
واقعا؟ کار و زندگی نداریم؟
زندگی من همینه
اصلا یعنی چی واقعا؟
خودشم نمیدونه چی میگه
من شب و روز به کار و زندگی شما میرسم
اصلا اگه کار و زندگی پیدا کنم، میخوای چیکار کنی؟
«مامان، کجایی؟»
«باید برم اینجا. باید برم اونجا»
«نگام نکن. تو اتاقم نیا. برام غذا بیار»
از دست نوجوونها. چقدر دمدمیمزاجن
میگن نوجوونها اراده آدم
رو خرد میکنن، ولی نمیذارم اراده من رو خرد کنه
ای خدا
متوجه نشدم. میشه تکرار کنید؟
خیلی کارت زشته الکسا. سرت تو کار خودت باشه
میخواید یه اپ مدیتیشن معرفی کنم؟
خیلیخب
فقط یه بار دیگه
بیخیال. مهم نیست
- چیکار میکنی؟ - اوه، یا خدا
هوم؟
- هیچی؟ - اینطور بنظر نمیاد
- قضیه آلیسـه - آلیس؟
داره بهمون دروغ میگه. خونه آنالیس نیست
برای همین باید همیشه حواسمون به بچههامون باشه
مثل پدر و مادرهای دیگه
خب، ما مثل پدر مادرهای دیگه نیستیم
قبلا دربارش حرف زدیم
ولی ما به معنای واقعی جاسوسیم. کارمون همینه
کارمون این بود
در مورد تروریستها و جنگسالارها، نه بچههامون
- آره، ولی ببین. الان حس کردم... - نمیخوام نگاش کنم
الان اینو کندم. این چیه؟
چی؟ «مامان مزخرفِ»
هوم. اشتباه هکسره هم داره
همین نصیبت میشه دیگه. «مامان مزخرفِ»
نمیخوام ببینمش
بذار امتحانش کنم
یادت نره، کنجکاوی گربه رو کشت (فضولی کار دست آدم میده)
پس خدا پیشی رو بیامرزه
- بفرما - همین میشه دیگه
نباید فضولی کنی
میدونی، انگار این روزا این از زبونش نمیفته
این چیه... نگاه کن
این چیه؟
- آخرالزمان شیمیایی - آخرالزمان شیمیایی؟
گفتین «آخرالزمان شیمیایی»؟
فکر نمیکردم با وجود اتفاقی که
پارسال افتاد بازم برن
پارسال چه اتفاقی افتاده؟
نمیدونم
فکر کنم یه ربطی به یه دختری به اسم مالی داشت
شوخیت گرفته؟ نگاش کن
رفته مرکز شهر تو تقاطع آدامز و پیدمانت
باید لوکیشنش رو خاموش میکرد
حس میکنم داریم تقلب میکنیم
یه کلوبه!
- کلوب؟ - آره!
برو بریم
- چقدر همه شنگولن اینجا - میخوای قضیه رو بدترش کنی؟
چیه خب؟ خیلی وقته بیرون نرفتیم
آره، ولی الان نیومدیم بیرون. دخترمون اومده
بیخیال. نمیشه حالا یه کوچولو حال کنیم؟ میگیری چی میگم؟
- یالا! - آره!
- ببخشید. برید کنار - ببخشید
وای خدا
میشه یه کوکتل هاروی والبنگر لطف کنین؟
اون بالاست
آلیس آملیا رینولدز، پاشو بریم
همین الان
- ولی حتی... - یه کلمه هم نشنوم
تو هم صدات درنیاد سیبیل. با اون لب پرزدارت
بریم
چرا نمیشه بمونم؟ پدر و مادرهای اینا براشون مهم نیست
شاید پدر مادرهاشون دوستشون ندارن
نمیدونم. بیا بریم
آلیس، نمیشه انقدر زود بری. پارتی تازه داره شروع میشه
وسایلت رو بردار بریم
یالا
چیه؟ تلوزیون خراب شده؟
برای همین شما بومرها این وقت شب بیرونین؟ (اصطلاحی برای نسل متولد 1946 تا 1964)
بگین سلام بومرها
«بومر»؟
آره کارن، بومر
«کارن»؟
بچهها، گوش کنین. یکم برید کنار، خب؟
ما هم رفع زحمت میکنیم
آره، نریم کنار چیکار میکنی؟
فکر کنم نشنیدی چی گفتم
گفتم برید کنار
که بتونم دختر زیر سن قانونیم رو از این کلوب ببرم بیرون!
- بابا! - سنش که کافی بنظر میاد
خیلیخب، تند نرو حالا. بیا بریم
تمومه
کجا با این عجله؟
بهش دست نزن!
- پشمام - نفسم بالا نمیاد
خیلی یهویی شد
- خیلی هم بد نیست، نه؟ - اوه!
تازه بومر هم نیستیم، خب؟ ته تهش نسل ایکس هستیم
یه جورایی اون وسطیم. بین دو نسلیم
بریم. بیا بریم بیرون
خیلیخب. چجوری وارد شدی؟
- کارت شناسایی جعلی؟ - نه
پس چهارده سالهها رو تو این کلوب راه میدن؟
باشه، آره. یه کارت شناسایی جعلی دارم
ولی فقط برای رقصیدن میخوامش
کی این فکرا رو تو سرت انداخته؟ اون پرز هلو؟
اسمش جیمزـه. تو هم ازش خوشت نمیاد چون سفیدپوسته
- چی؟ مادرت سفیدپوسته - چی؟
تازه الان موضوع جیمز نیست
- موضوع تویی - بله
تو فقط ناراحتی
چون میخوام زندگی خودم رو بکنم، نه زندگی تو رو
- چی؟ - لطفا!
اصلا چجوری پیدام کردین؟
الو؟
مامان مزخرفِ؟
رمز خیلی سختی نیست
یواشکی وارد لپتاپم شدی و پیامهام رو خوندی؟
پیامهای تو؟ پیامهای ما!
- اون گوشی تو نیست. گوشی ماست - درسته
و وقتی برگردیم برای تنبیه تو خونهی ما حبس میشی
- وای! برای همین دارم مدرک جیایدی میگیرم - چی میگیری؟
که بتونم زود فارغالتحصیل شم و برم یه دانشگاه دور از شما
تو خواب ببینی چون ما پولش رو نمیدیم
واقعا قرار نیست درباره اتفاقی که اونجا افتاد حرف بزنیم؟
چون بنظر میرسید زدین دهنشون رو گاییدین
و یکیشون هم خوشگل بود
مودب باش!
مودب باشم؟ واقعا الان میخواین از ادب حرف بزنین؟
اصلا چجوری یاد گرفتین اون کارو بکنین؟
من و پدرت دو سه تا کلاس تکواندو رفتیم
«دو سه تا کلاس تکواندو»؟
کِی؟ وقتی برای سپاه صلح رفته بودین ژاپن؟
هیچوقت نگفتیم ژاپن
اصلا تکواندو یه هنر رزمی کرهایه
و باورت نمیشه که
با دو تا کلاس چقدر چیز میشه یاد گرفت
واقعا انتظار دارین باور کنم؟
دیگه دارین خیلی دغلبازی درمیارین
- دغلباز؟ - ما دغلبازیم؟
شمایی که کارت جعلی داری
واقعا دیگه نمیتونمتون
دیگه ما رو نمیتونی؟
خب، فعلا حق بیرون رفتن نداری، پس سعی کن اینو «بتونی»
آره، حرفش اصلا با عقل جور درنمیومد
ولی بعد کاری که با اون آدمها کرد
واقعا میخوای سربهسرش بذاری؟
اه! نمیتونم تحملتون کنم!
خیلی عجیب بود، نه؟
باورنکردنیه بود. پشمریزون
ولی از اون پشمریزونهای بد بود که نباید انجامش میدادیم
یا پشمریزون خوبی بود
که باعث شد بعد مدتها احساس سرزندگی کنیم؟
- بد بود - بد
- آره - آره. فقط خواستم مطمئن شم
چی ذهنت رو مشغول کرده ام؟
خودت میدونی که من عاشق زندگیمونم
- مگه نه؟ - ولی؟
نمیدونم، آخه امشب...
یه جرقهای زده شد
بعد از مدتهای مدید
احساس کردم موردنیازم
موردنیاز هستی، فقط به یه شکل دیگه
هی اسکل، تو به مامان و بابا گفتی من کجام؟
- روابط اجتماعی تو به من چه؟ - حداقل من روابط اجتماعی دارم
الان دیگه نداری
انقدر تنبیهت میکنن
که ممکنه من قبل از تو برم جشن پرام (فارغالتحصیلی)
هیچوقت خیالبافی نمیکنی درباره اینکه یهو بریم آمریکای جنوبی؟
- نه - جلوی یه کودتا رو بگیریم
- یا کودتا راه بندازیم؟ - نه
بهرحال، مثل قدیما یکم کودتابازی کنیم
من نمیخوام کودتابازی کنم
بیدلیل از اون کار خارج نشدیم، خب؟
- بخاطر اینکه میخوایم از بچههامون محافظت کنیم - راست میگی
پسوردهات رو تو کامپیوتر خودت پیدا کرد
- مخفی بودن - انگار به اندازه کافی مخفی نبودن
اگه جاسوسی منو میکنن، جاسوسی تو رو هم میکنن
میتونن سعیشون رو بکنن
همه چیزای من ورود دومرحلهای دارن
خدایا، تو چقدر نِردی
نردی که پدر مادرش نمیتونن جاسوسیش رو بکنن
میدونی به چی نیاز دارم؟ نیاز دارم دوباره حس زنده بودن کنم
- باید اون نبض رو حس کنم - عزیزم
باید دوباره حس کنم «اون لاشی»ام
- میدونی چی میگم؟ - عزیزم. عزیزم، عزیزم
میدونم چی نیاز داری
- خیلی احساس محدودیت میکنی، نه؟ - آره. خیلی
آره. میدونم جفتمون چی نیاز داریم
وای خدا. دیگه شورش رو درآوردن
اَی!
چندش
بزن. یالا!
یالا!
یکی دیگه
یکی دیگه!
- بهتر شدی؟ - آره
یه کوچولو
قطعا دوشلازمم
میای؟
کثیفم
- بچهها رو رسوندی مدرسه؟ - بله
- مهمون داشتی؟ - نه. من نه
چاک؟
چه خبر رفیق؟ خاطراتمون رو زنده کردی
مت، حالت چطوره؟
هی، من خوبم
چجوری پیدامون کردی؟
آره
«بومرها پارتی رو بههم میریزن»
ولی ما بومر نیستیمها
اون چاکـه؟
- بله. باورت میشه؟ - سلام اِم
- عه... - اوه
خیلی خوب بنظر میاین. جفتتون
بیا تو
- نه. وقت نداریم - وایسا ببینم. چی؟
اگه من انقدر راحت پیداتون کردم
پس دشمنهاتون خیلی ازم عقب نیستن
بیخیال چاک. مال پونزده سال پیشه
آره. ما دشمن نداریم. من تو «اتسی» پازلهای شخصیسازیشده میفروشم
- وردل بازی میکنیم - الان چه کاری میتونن باهامون داشته باشن؟
کلید آیسیاس
اون که تو سقوط هواپیما گم شد
ما محل سقوط رو گشتیم. هیچجا پیداش نکردیم
جعبهش و چند تا تروریست بلاروسی مُرده رو پیدا کردیم
ولی درایو رو نه
خیلی عجیبه
بارون اندروزِ امآی6 رو یادته؟
- البته - اون سفیدپوست رنگپریدهه
هیکلش هم داغونه
آره. چطور؟
جت رو اون آماده کرده بود
فکر میکنم شما رو به بلاروسیها فروخته بوده
- منطقی بنظر میاد - واقعا؟ بارون؟
اطلاعات موثق دارم
الان با گور همکاری داره
و دارن میان دنبال شما و کلید
- نه، چون کلید دست ما نیست - آره. دست ما نیست
مهم نیست
وقتی سیآیای بفهمه زندهاین، دستگیرتون میکنه
باید همین الان از اینجا بریم. خودتون و بچهها...
چاک!
برو، برو، برو!
لعنتی! اگه انقدر سریع پیدامون کردن، میدونی معنیش چیه؟
- بچهها - آره
- بدو! - بریم
بخواب
- برید جلو! - برید تو گاراژ! یالا!
حالا!
برو!
برو، برو، برو!
چاک! چه کابوسی!
باید یه راهی باشه که ثابت کنیم کلید دست ما نیست
- عزیزم، یه چیزی رو باید بهت بگم - چی رو؟
- قول میدی عصبانی نشی؟ - قول کیرخره؟
- کلید رو من برداشتم - چی؟
نمیخواستم بیفته دست آدمای اشتباه
برو چپ!
آره
با میز و صندلی حیاط چه خصومتی داری؟
لازم نیست همهچی رو زیر کنی
خیلی وقته این کارو نکردم
شاید حواست پرت شده
چون دوستپسر قدیمیت میخواد ما رو بکشه
کلا یه قرار رفتیم. بیخیالش شو
کل مدت هم درباره منچستر یونایتد حرف زد
پس اعتراف کردی! قرار عاشقانه بوده. برو چپ، چپ!
چه فکری با خودت میکردی؟
ببین، یه چیز لازم داشتیم که ضمانت جونمون باشه
که یه وقت هویتمون لو رفت اون باشه
خب لو رفته
- حالا کجاست؟ - تو انگلیسه
- خیلیخب - تو فاکسهانتر
- خونه مادرم؟ - خونه اون همیشه حفاظت میشه
آره، چون خیلیها میخوان بکشنش
نمیتونیم دوباره قایم بشیم. بچه داریم
بریم سراغ سیآیای. ازمون محافظت میکنن
بدون کلید نه
کلید رو برمیداریم. در ازاش مصونیت میگیریم
بعد به آژانس میگیم ازمون محافظت کنه. چیز خاصی نیست
چیز خاصی نیست؟
تو یه سلاح سایبرتروریستی رو دزدیدی
تو خونه مادرم که باهاش قطع ارتباط کردم قایمش کردی
و پونزده سال دربارش دروغ گفتی
خب وقتی اینجوری پشت هم میچینیش
خیلی بد بنظر میاد. برو راست!
- داره اسلحهش رو پر میکنه - وایسا
تفنگش گیر کرده
اوه...
سلام بچهها
- آلیس، نوشیدنیه رو امتحان کن - فکر نکنم خوشم بیاد
حالبهمزنه قطعا
حاجی!
شوخیتون گرفته؟
- یالا - باید از شر این ون خلاص شیم
ببین. من فکرشو کردم
به شین گفتم. یه پریوس نوکمدادی داره
- میاد خروجی شمالی دنبالمون - باشه
هی بچهها. امروز زود اومدیم دنبالتون
- چی؟ - شما دو تا، پاشین
چی شده؟
اصلا ناهارت رو نخوردی، موضوع اینه
بیا، ساندویچت رو بردار. بذار تو جیبت. بریم
- باید غذاتو بخوری پسرم - چرا انقدر هول کردی؟
- من هول نکردم. خودت هول کردی - مامان
- ماشینمون چی شده؟ - خلاصهش اینه که ماشینت رو نده خدمتکار رستوران
- وایسا. کجا داریم میریم؟ - یه سفر کوچولو
نپرس کجا میریم. فقط بیا
- میریم انگلیس؟ - بله. انگلیس زیبا
مدرسه چی؟
فوتبال چی؟ تو بازیهای حذفی هستیم
مدرسه و فوتبال دیگه...
فکر کنم دیگه قطعش کردن
چی؟
بنظرم الان دیگه باید قبول کنیم
که شاید فصل رویاییمون تموم شده
آره. متأسفم عزیزم
مامان، چرا داریم میریم انگلیس؟
سوال خوبیه. آره
چون داریم میریم به مادربزرگتون سر بزنیم
چی؟
ما مادربزرگ داریم؟
آره. سوپرایز باحالیه، نه؟
ببینین، میدونم درکش خیلی سخته
و واقعا متأسفم
ولی مادرم کسی نبود که بخوام تو زندگی شما باشه، خب؟
تو زندگی خودمم به زور بود
گفته بودی مرده
- نه، نگفته بودم مرده - نه، گفتی مرده
مرگ رو به شکلهای مختلفی میشه تعبیر کرد
خب بعضی وقتا این حس رو داشتم
ولی نمیدونم، کلا خیلی سرد و غیرصمیمی بود
و در اولین فرصت من رو فرستاد مدرسه شبانهروزی
اوه. من که خیلی دوست دارم
ببینید، بنظرم متوجه شدیم که اشتباه کردیم
- و باید تا دیر نشده مادربزرگتون رو ببینین - آره
- داره میمیره؟ - نه، نه
خب آره. در نهایت همه میمیریم
ممکنه تو همین پرواز بمیریم
- چی؟ - مت
بد بیان کردم. ولی در حال مرگ نیست
پس اگه داریم عجیب و مضطرب رفتار میکنیم
بخاطر اینه که اون این حس رو به ما میده
به من. این حس رو به من میده. بگذریم، حرفم منطقی هست؟
- آره - آره
- خیلیخب، خوبه - واقعا؟
نه، معلومه که نیست
من درباره کلوب رفتن دروغ گفتم و تنبیه شدم
اونوقت تو درباره مادر داشتن دروغ گفتی
- هیچکدوم اینا منطقی نیست! - دختر جان، مراقب لحن و بلندی صدات باش
باشه راست میگی. یه توضیح بهتون بدهکارم
ولی اینجا نمیتونم. الان نه، باشه؟
- مامان - بله؟
- حالم خیلی خوب نیست - عزیزم، چی شده؟
فکر کنم هواپیمازده شدم
ولی هنوز سوار هواپیما نشدیم
- بعدی - بیا...
بیا اول از گیت رد بشیم، باشه؟ بیا
خلبان علامت کمربند ایمنی...
را روشن کرده. لطفا به صندلی خود...
- هی - جان؟
هواپیما رو چک کردم. همهچی اوکیه
- کسی دنبالمون نیومده - باشه
قضیه چیه؟
الان وقتشه؟ بهشون بگیم؟
دقیقا همینجا نباید بهشون بگیم
ام، ما پونزده ساله که این قضیه رو مخفی کردیم
- آره - دو روز بیشتر ضرر نداره
راست میگی. این دروغ باعث میشه در امان باشن
آره. والدین خوب همیشه دروغ میگن. «رسیتالت عالی بود»
مگه نه؟ دقیقا
«این ماه نمیتونیم بریم دیزنیلند چون بستهست»
عاشق این یکیام
«پدر و مادرت تتو ندارن»
«اگه گل بکشی اسهال میگیری»
- «ما هر روز از جبر استفاده میکنیم» - هر روز
«عدد پی برابره با امسی نمیدونمچیچی»
ببین، داریم عالی پیش میریم
اینجوری بچههای خوب و باکمالات بزرگ میکنن
- آره - با مثل سگ دروغ گفتن
ممنون که خیالم رو راحت کردی
تا چند لحظه دیگر، مهمانداران...
هی، هی، صبح بخیر. خوشحالم تونستین استراحت کنین
من گفتم این بالشهای گردن مسخرهان، ولی کار میکنن
- پاسپورت لطفا - بفرمایین
- سلام عزیزم - سلام
خانواده بیکر
- ممنون خانم بیکر - ممنون از شما
خیلیخب بچهها. از اون طرف. خروج
برید
یالا. باید سوار اون اتوبوس بشیم. برید
ایستگاه بعد، پارکینگ بلندمدت
خب، انگار اینجا باید پیاده شیم، خب؟
چرا اقرار نمیکنین که کارتون عجیبه؟
بعضی وقتا چیزای عجیب خوبن
مثلا اینکه هنوز میتونیم مایکل جکسون گوش بدیم
خب دیگه. با هم بمونین. با هم بمونین
- گور هستم - اینجان
هیترو. پارکینگ جی
باشه
بازم منو در جریان بذار
اوه! ببخشید
عذر میخوام
خیلیخب، رسیدیم
نظرتون چیه؟
پارکینگه
بله
- کجا میره؟ - میره ماشین کرایهایمون رو بیاره
ماشین کرایهایمون اینه؟
بله. سوار شین
آره، یادمه. خانواده خوشتیپی بودن. هیکل بابائه خیلی رو فرم بود
نیازی نیست عقاید خودتون رو بگین افسر، ممنون
حالا میفهمم چرا پونزده ساله سعی داری پیداش کنی
تو این پونزده سال دنبال اون نمیگشتم
دنبال کلید آیسیاس میگردم
لطفا روی کارتون تمرکز کنین
قطعا بیدلیل از لونهشون بیرون نیومدن
بلدن چجوری مخفی بمونن
آره
بچهها
روی بچهها تمرکز کنین
- واقعا؟ - آره
فیلم تمام دوربینهای فرودگاه رو نیاز داریم
گوشیها، اثر انگشتهای دیجیتالی
زیاد نمیتونن مخفی بمونن
چندش
اه
- چقدر حالبهمزنه - این سیگارها چه برندیان؟
هوم؟
این فندکه؟
هی، بدش به من
میدونین، الان تو اروپاییم
اوضاع اینجا یکم فرق داره
حداقل میدونین ماشین وایفای داره یا نه؟
عه، نه. نه، نداره. تو این سفر اینترنت نداریم
اصلا راستش رو بخواین
گوشیهاتون رو بدین به مامانتون
- چی؟ - از اینترنت دور بشین
اینجوری لازم نیست به فکر
هزینه رومینگ و این چیزا باشم
شاید از اینجا یه سیمکارت براتون گرفتیم
- جدی نمیگی - خیلی جدیام
دستم داره خسته میشه بچهها
یالا
ممنون
لیو!
از گوشیتون جدا شین
- خب الان چیکار کنیم؟ - یعنی چی؟
با خواهرت صحبت کن
همدیگه رو بشناسین
«چطوری؟ چه خبر؟»
«انگلیس چطوره؟» ما الان تو یه قاره دیگهایم
الان از یه فروشگاه کاستکو رد شدیم
خب، به کاستکو ایراد نمیگیرم. نصف روز بری اونجا میارزه
بیا یکم...
- موزیک بذاریم - موزیک
- این موزیک خوبیه - نه
باورم نمیشه
باید بنزین بزنیم
میشه لطفا یه چیزی بگیریم بخوریم؟
شانست خوبه. همینجاست
- خیلیخب بچهها - میشه یکم پول نقد بدین؟
آره، کیفم رو بده
- زودباش دیگه - باشه. ببخشید
ما بنزین میزنیم. شما برین
یکم خوراکی بگیرین، خب؟ زود برین بیاین
ببین. بقیه پولم رو بیار
- و یکم اسمارتیز - باشه
چی میل دارین؟
فقط صبحونه
- صبحانه انگلیسی کامل؟ - چرا که نه
بفرمایین. نوش جان
چیزی دارین که کلسترولش کمتر باشه؟
نه. اینم پودینگ خون
- خون؟ - بله!
- هوم - وای خدا
همینو بگو
اونو نمیگم. اینو ببین
چرا اسم من جفری بیکرـه؟
و چرا نوشته اهل آلاباماییم؟
باورم نمیشه
سر یه کارت جعلی ازم عصبی شدن
اونوقت خودشون اسم و پاسپورت و همهچیزِ جعلی دارن
نقد یا کارت؟
نقد
بفرمایین
وایسا ببینم. با این میتونی آنلاین شی؟
آره، ولی مامان و بابا گفتن اینترنت ممنوعه
منظورت آقا و خانم بیکرـه؟
وصل شو بره
- از صبحونهتون لذت ببرید - مرسی
وایسا. اگه مامان و بابا خلافکار باشن
و الان از کشور فرار کرده باشیم چی؟
چی؟ امکان نداره
خلافکار نیستن. تو لیگ پیکلبال بازی میکنن
- این که دلیل نمیشه - اچجیتیوی نگاه میکنن
لیو
خمیر ترششون رو خودشون درست میکنن
اه
بنظرت چقدر وقت داریم؟
45 دقیقه تا وقتی سیستم شناسایی چهره تو سازمان مهاجرت
شناساییمون کنه
حدود یه ساعت، یه ساعت و نیم
بعد از اینکه دوربینهای نزدیک هیترو رو چک کنن
بعدش، اگه ماشین رو پیدا کنن یا نه
نهایتا سی دقیقه میره روش
پس واقعاً وقت نداریم به مادرم سر بزنیم
کلی وقت داریم اتفاقا
باشه. فقط اندازهی دو دقیقه
همین هم برای اینکه تا آخر عمر روی روح و روانشون تاثیر بذاره کافیه
ولی یادت باشه شاید بارون تنها کسی نباشه که دنبالمونه
ببین. کلید رو بهدست میاریم
تحویل سیا میدیم و زندگیمون رو پس میگیریم
به همین سادگی
باورم نمیشه داریم این رو بهشون تحمیل میکنیم
حس میکنم مادر خیلی بدیام
حالا من هم تو این وضعیت همچین بابای نمونهای نیستم
در ضمن، تو مادر فوقالعادهای هستی - خودم که همچین حسی ندارم -
میدونی که تا آخر عمر این ماجرا رو تو سرمون میزنن دیگه؟
جریان چیه؟ بگید ببینم
از جاده خارج شدن
داریم دور میزنیم - لوکیشنش رو برام بفرست -
به نیروی کمکی احتیاج داریم
.باشه، متوجه شدم همین الان میفرستم
از کجا مطمئنی میخوان بفروشنش؟
چون میشناسمشون اون هم خیلی خوب
[ شماره خصوصی ]
بله؟ عالیه. ممنون
پمپ بنزین، 5 کیلومتری شمال اینجا. بریم
چی پیدا کردی؟
یه جفری ر. بیکر هست که متولد هانتسویله
سال 1952 فوت شده
میدونستم - فکر نمیکنم این چیزی رو ثابت کنه ها -
ببین، باید امیدوار باشیم که کلا متوجه ماجرا نشن
بچههامون کلا نه به کارهام، نه حرفهام ...توجهی نمیکنن، پس
...چه
الان باید کار خاصی بکنیم؟ - مثلا میخوای چه کار کنی؟ -
همهش داری غر میزنی
فــیـ ـلــمـ.ـکــیــو رو سرچ کن
یکی زنگ بزنه 911 - شمارهی فوریتهای اضطراریشون اینجا فرق داره بابا -
مامان؟ - حالش خوبه. اونقدری که بهنظر میرسه بد نیست -
بچهها
بابا - دقیقا چی شد؟ -
بزنین بریم. باقی پول رو گرفتین؟ - نه. باقی پول؟ -
اسمارتیز چی؟ - چرا باهاشون درگیر شدین؟ -
بیخیالش. بیا بریم آلیس. یالا
یالا، زود باشین. برو، برو، برو
یالا. سوار شین - نه، وایسا. مگه ندیدین چی شده بود؟ -
شما ندیدین ما چه کردیم؟
ببین آلیس، ما همیشه تشویقت کردیم که هر چیزی که بهت میگن رو بیچونوچرا قبول نکنی
و من عاشق این ویژگیتم ولی الان باید هرچه سریعتر سوار این ماشین کوفتی شی
تازه داری فحش هم میدی؟ بیا
یالا. کمربندهاتون رو ببندید - سوار شو -
اون یارو کی بود؟ چرا داشتین میزدینش؟ - چرا داشت بهمون شلیک میکرد؟ -
بشینین سرجاتون. همه چی درست میشه - الان ما هم شریک جرم محسوب میشیم؟ -
اون بارونه
خودشونن
دور بزن
این تفنگه؟
بابا! چی کار میکنی؟
نباید تو این لاین برونی مامان - خودم میدونم دارم چه کار میکنم آلیس -
قضیه چیه؟ چرا میخواین اونها رو بکشین؟
نمیخواستیم کسی رو بکشیم
اگه قصد جونشون رو کرده بودیم که الان مُرده بودن
ببینین، همه چی درست میشه
همه چی درست میشه؟ - آره -
بابا به یه تریلی شلیک و با شلنگ سوخت شعلهافکن درست کرد
و تقریبا مطمئنم تو اون دختره رو دست خالی کشتی
.دوباره تکرار میکنم، کسی رو نکشتم صرفا بیهوشش کردم
دختر چیه؟ درستش خانمه خانمی که که مامانت تقریبا زد کشتش
از این به بعد واژه درستش رو استفاده کن
بابا بهمون بگین واقعا کی هستین دیگه - باشه. آروم -
خیلیخب، گوش کنین
من و مامانت قبلاً... عضو کیو.آر.ان بودیم - چی؟ -
مأمورین واکنش سریع که به صورت غیررسمی برای سیا فعالیت میکنن
جاسوس بودیم
شماها جاسوس بودین؟ - آره -
مثل جیسون بورن؟
آره، ولی حافظهمون سرجاشه - آره -
میدونستم دارین یه چیزی رو ازمون پنهان میکنین
ولی هیچوقت فکرش رو نمیکردم که اینقدر خفن و باحال باشین که جاسوس بوده باشین
دلیل خفن بودنمون این نیست که - آره راست میگه -
میتونی بزنی بابای کانر رو سرویس کنی؟ - گرفتیمون؟ طرف گیاهخواره -
بابای سیدنی چی؟ - تا حالا ندیدیش مگه؟ -
یعنی باباهای تمام بچههای مدرسهمون رو میتونی بزنی؟
.یک یکشون رو صرفا نه به صورت همزمان
.ولی دیگه با کسی درگیر نمیشیم بازنشسته شدیم
!والا تو پمپ بنزین که ظاهرا از بازنشستگی دراومده بودین اونها هم جاسوس بودن؟
اونها... احتمالاً تروریست بودن یا مزدور
الان این بهتره؟
تروریستها یه ایدئولوژی سیاسی دارن
مزدورها هم که فقط با انگیزه پول دست به اسلحه میشن
ببینین، میدونم احتمالا خیلی براتون ترسناکه ولی ازتون محافظت میکنیم. وظیفهمونه
!تا حالا که عالی عمل کردین
اگه یکی جامون رو لو نداده بود بهتر از این عمل میکردیم
جدا یه ساعت هم بدون اینترنت دووم نمیارین، نه؟ حالا مثلا چه کار مهمی داشتین؟
داشتیم هویت واقعیتون رو سرچ میکردیم
چی؟
عزیزم... ما پدر و مادرتونیم، فقط همین و بس
آره
وایسا ببینم، با این میتونی به اینترنت وصل شی؟
آره - رفیق -
چه هوشمندانه. بده ببینمش
عجب
آهان
...چه کار
بازیهای ویدئویی زیادی خشونتآمیزن - واقعا؟ بازیهای ویدئویی خشنن؟ -
الحق که تیرانداز ماهریه
.صرفا شانس آورد وندی الکی بزرگش نکن
شنیده بودم زبردسته ولی دیگه فکر نمیکردم در این حد کارش خوب باشه
مرسی
تتوی زندان چچنی
عضو ولکاست یعنی؟
اوهوم
از کجا فهمیدی تو پمپ بنزینن؟
اون موقع هنوز به دستگاههای الکترونیکی بچهها دسترسی نداشتیم
تماسهای ولکا رو شنود میکردم
15 سال پیش دستشون به کلید رسیده بود
گفتم احتمالا دوباره سعیشون رو بکن
تصمیم هوشمندانهای بوده - مرسی بابت توجهت -
شبکههای اجتماعی و اکانتهای گیمینگ بچهها رو زیر نظر داشتیم
کنسول بازی دستی پسره همین الان یه سیگنال فرستاد
،دقیقا همونطور که حدس زدی از طریق بچهها
هوم
حالا که دیدنمون، دیگه چندان مطمئن نیستم
دوربینها رو بررسی کن و تصاویر ماهوارهای لندرور رو پیدا کن
نمیتونه خیلی دور شده باشه
نمیتونن - هان؟ -
نمیتونن دور شده باشن
آره
.به زودی ماشین رو پیدا میکنن اونقدرها وقت نداریم
آره، داشتم فکر میکردم شاید بهتر باشه من بیشتر صحبتها رو انجام بدم
که خیلی باهم درگیر نشین
میگیری چی میگم؟ - آره. گمونم ایدهی خوبیه -
اینطوری میتونی بهش خبر بدی که آدمکشهای حرفهای
دارن به سمت خونهش سرازیر میشن و دلیلش رو هم براش توضیح بدی
چی؟
خیلیخب بچهها. پاشید
لیو. آلیس. رسیدیم
وایسا ببینم. خونه مامانبزرگ اینه؟
آره. من اینجا بزرگ شدم
جایی که همهش لحظهشماری میکردم زودتر از شرش خلاص شم
برگهام! شاهدختی چیزی هستی یعنی؟
ما چی؟ - نه -
نه
نه، مادربزرگتون تو دهه هفتاد
...یه سری کارهای خلاف انجام میداد، برای همین
اِم
چیه؟ - یالا. باید رمز عبور رو بزنی -
.خیلیخب بچهها بریم که با مامانبزرگتون آشنا شین
خونه مامانبزرگ چقدر خفنه
چرا گفتی دوست داشتی از اینجا بری؟
وای
به این خاطر
هی
تویی
سلام مادر. همچنان در حال کشت و کشتاری، نه؟
.سر به سرم نذار عزیزم هنوزم نشونهگیریم عالیه
.اینها نوههاتن لطفا بهشون شلیک نکن
نسبت به عکسهاشون خیلی بزرگتر شدن
عکسها؟
آره. متیو برام فرستاده بود
جدا؟ - سلام عزیزم -
حالت چطوره؟
،چندتا عکس براش فرستادم از چندتا کشور ردشون کردم
که کسی نتونه ردیابیشون کنه
تا مامانبزرگ بتونه بزرگ شدن نوههاش رو ببینه
چون خب، بچهها تو عکس بزرگ میشن
متوجهی؟ جایی پستشون نکرده که بیچاره
خب، حالا همدیگه رو بغل کنیم یا چی؟
نه! نه
نه، من بریتانیاییم. بغل تو کارمون نیست
ولی میتونی اون پرنده مُرده رو برداری - پرنده رو بردار، اسلحه داره -
نمیدونم چی شده که بهم افتخار دادین و تشریف آوردین
ولی بفرمایید تو
اوه
طوری نیست
اوه
بندازش - باشه -
خونهت رو یادت میاد امیلی؟
چطور میتونم فراموشش کنم آخه؟ - خیلی خفنه -
نرو اون تو
به چیزی دست نزن
عین فورتناکس میمونه
بچههات همیشه اینقدر فضولن؟
صرفا کنجکاون مامان - حالا باید سرشون رو تو هر سوراخی بکنن؟ -
خیلیخب، چی براتون بیارم؟
خیلی لطف داری جینی
باید یه چیزی رو برداریم و بریم
،میتونیم برای یه زمان دیگه برنامه بریزیم تو آیندهی نزدیک مثلا
حرفش هم نزن. الان که اومدین باید بمونین
برای نوشیدن یهکم زوده جینی - امان از این اداهای حق بهجانب ریاکارانهت -
از اول مشخص بود قراره آمریکایی بشه
هنوزم جوری در موردم صحبت میکنی انگار اینجا نیستم
اوه، ببخشید عزیزم، چون هیچوقت اینجا نیستی عادت کردم این مدلی حرف بزنم
خدمت شما. مسکال با یه ذره پرتقال
درست حدس زدم - من... نمیدونم از کجا فهمید -
تو چی عزیزم؟
جین خوردن رو شروع کردی یا نه هنوز؟
شوخی میکنه. مزاح کرد
برید کنار که هیولای عرقی داره میاد
جینی خوکه عزیزم - جینی خوکه؟ -
نوشیدنیهای انار انرژیزام رو ندیدی؟ دارم هلاک میشم
اوه. چهارتا آدم جدید
سلام. دوستید یا دشمن؟
نایجلِ عزیزمه
سلام - سلام عزیزم -
دلم برات تنگ شده بود - خدای من -
اوه. وای
وای خدا. زبونم قاطی شد
.شرمنده. بابت سروظاهرم هم عذر میخوام انتظار... مهمون نداشتم
من هم انتظار همچین چیزی رو
داشتم تمرین میکردم. وسطش بودم - برای چی؟ -
برای وقتی که ایشون تایید بفرماین که دیگه برای امآی6 آمادهم
یه جورهایی حکم پروژهی ویژهش رو دارم
ن بزرگ [ ن، حرف اول اسمش ]
ایشون دخترم امیلیه - نه. دروغ میگی -
چرا، خودشه
امزو
و همسرش
متیو خان خوشتیپ
متی. کاملا مشخصه. نیازی به گفتن نبود - آره، و بچههاشون -
آلیس و لیو
وای. من عاشق بچههام - راست میگه -
بهخاطر معصومیت، و حس شگفتزدگیتون
حالا بذار مثل ژله داغ تو صبح کریسمس یهویی سوالم رو مطرح کنم
دوست دارین بابابزرگ صدام کنین؟
چی؟ نه
باشه. خیلیخب. یهکم پیچیدهست، درسته؟
ببینین، امیدوارم خیلی به چشم پدر بهم نگاه نکنین
چی؟ - ...چون چیزی که واقعا میخوام -
...متی و امزو عزیزم، اینه که
من رو دوست خودتون بدونین
بعید میدونم بشه
خب، جین میخوری یا نه بالاخره؟
خیر، نمیخوره
12 و 14 سالهن
فقط آب و آبپرتقال میخورن - آره -
.ببینین، بیاین یه راست بریم سر اصل مطلب کلی کار داریم که باید انجام بدیم. نایجل
ها؟
میتونی این اطراف رو به بچهها نشون بدی؟
به نوهها؟ کمکشون کنم. چرا که نه
برم وظایف پدربزرگیم رو به جا بیارم جینی پی
خب، شماها چیزهای خیلی باحال دوست دارین؟
دوست دارین دفتر خفنم رو ببینین؟
آره - بیاین تا بریم -
خیلیخب، بده بیاد - خدمتتون قربان -
بهخاطر لهجهت نیست، بهخاطر شخصیتته
مت، چقدر قابل پیشبینیای
بایستی از شدت بیحوصلگی دیوونه شده باشه
ممنون
چی شده؟ - کلید -
از منابع مختلف خبر رسیده این جریانات بهش مربوطه
ماشین چی شد؟
ماهوارهها تونستن رد لندرور رو تا اینجا بگیرن
ولی ده دقیقه پیش زیر پوشش ابر گمش کردیم
عالی شد
حدس میزنیم یه جایی تو شعاع 8 کیلومتری اینجا باشن
.این یه کارخانه قدیمی تولید مهماته این یکی مزرعه پرورش اسب
این پیست مسابقهست - این چیه؟ -
نمیدونم
زمین به اسم یه شرکت غیرانتفاعی ثبت شده
که دفترش تو جزیره منه
شرکت فاکسهانتر، با مسئولیت محدود - فاکسهانتر؟ -
چرا برام آشناست؟
جینی کرتیس
یکی از اسطورههای امآی6ـه
گوش کن جینی
وقتی من و امیلی خودمون رو گم و گور کردیم من یه چیز خیلی ارزشمند رو برداشتم
.اگه اهرم فشاری نداری، یکی بساز به سلامتی
حق داشتم دوستش داشته باشم
وایسا تا بقیهش رو بگه
همونطور که میبینید هیچ چیز باحالی اینجا نیست
این دفترته؟ چی کارها میکنی؟
درستش اینه بپرسی چه کارها که نمیکنم
حالا کارت چیه؟
شغلت؟
تجهیزاتم رو این تو نگه میدارم البته اگه بشه اسمشون رو این گذاشت
.هر چیزی که بگی توش استادم سای، نانچیکو
.این هم باتون و این هم کمرم
ستاره پرتابی داریم که دارم توش حرفهای میشم
.اون هم دیواره کلی چیزهای مختلف بهش پرتاب کردم
بذار من امتحان کنم - باشه، مواظب باش. خیلی تیزه -
حالا سعیت رو بکن، ولی بعید میدونم خیلی بتونی کار خاصی باهاش بکنی
مراقب ستارهم باش
اوه - عالـ... آره -
.من هنوز نتونستم به این مرحله برسم جالب بود
خدای من. تو هم دوست داری امتحان کنی؟
من میرم... دستشویی رو پیدا کنم
،باشه. اصلا ستاره ستاره میخواد چه کار؟
خودت یه پا ستارهای
خب، یه جمعبندی بکنیم سیگار با نورسیاه داریم
ساعت لیزری و یه چتر ضدگلوله
چتر ضدگلوله؟
اگه بخوای جاسوس بشی
باید آمادگی هر چیزی رو داشته باشی
اون دستگاه ردیاب سلامت هم برای همینه؟
نه. این... روی الگوی خوابم نظارت میکنه
مادربزرگت معمولا شب تا صبح نمیذاره بخوابم یعنی خروپفهاش منظورمه
عه نگاه. تو هم یکی داری. دوقلو شدیم
ببین مسئله اینه جینی
...من
اینجا قایمش کردم
و حدس میزنم که یه سریهای دیگه هم دارن دنبالش میگردن
آره
پس بعد از این همه مدت
کولهبار مشکلاتت رو آوردی در خونهم؟
همیشه که قرار نیست همه چی درباره تو باشه
تجربه بهم ثابت کرده همیشه همه چیز درباره جنابعالی بوده
تمام عمرم سعی کردم شبیه تو نشم
مادری باشم که تو هرگز نبودی
مهربون، باثبات، حمایتگر
سلطهجو - نه! خدایا -
حاضر
سعی کردم تو زندگی بچههام حضور داشته باشم
خب، چطور پیش میره؟ - راستش، خیلی خوب -
خیلیخب، خوشحالم که کدورتها رو ...برطرف کردین چون ما
همین فکر رو میکردم
دخترت ازت متنفره
بهخاطرش از همه چیزت گذشتی با این وجود ازت متنفره
خیلیخب. اصلا میدونی چیه؟ میتونم با تنفر آلیس نسبت به خودم کنار بیام
میتونم. ولی تو میتونی با علت تنفرم ازت کنار بیای؟
تنفر کلمهی سنگینیه
...بهنظرم میتونیم - حالا هرچی -
کاری رو کردم که تو هرگز از پسش برنمیای
خانوادهم رو به شغلم ترجیح دادم
اما نهایتاً نتیجهش همون شد، غیر از اینه؟
اهمیتی نداره چطور مادری باشی
.دخترهای نوجوون سرکشی میکنن من هم همین بلا رو سر مادرم آوردم
.تو هم سر من دخترت هم داره چرخه رو ادامه میده
تنها کاری که از دستت برمیاد اینه که امیدوار باشی به قدری خوب بارش آورده باشی
که بتونه از پس خودش بربیاد و یه روزی برگرده پیشت
چرا باید بخوام برگردم؟
به خودت قبولوندی که من با سنگدلی تمام
فرستادمت به یه مدرسه شبانهروزی تو آمریکا تا زندگی راحتتری داشته باشم
اما ظاهرا یادت رفته که خودت التماسم کردی بفرستمت
حالا اگه اجازه بدی میخوام برم کمی با نوههام وقت بگذرونم
چون گمون نکنم بعد از امروز دیگه فرصتی نصیبم بشه، درسته؟
.رئیس. متوجه نمیشم ربطشون بهم چیه؟
نمیدونم. به سه گروه تقسیم شین و برین هر سه مکان رو بررسی کنید
سرویس مخفی که اجازه بده میرم یه سر به خانم کرتیس میزنم
واقعا نیازه منتظر دریافت مجوز بمونیم؟
بله وندی قصد ندارم به زور برم تو خونهش که آیندهی شغلیم رو الکی به خطر بندازم
آره. فکر کنم یه چیزی پیدا کردیم
الان برات میفرستمش
باورت میشه ناموسا؟ من رو بابت اینکه میخواستم از اینجا برم شماتت میکنه
آره. مادرت واقعاً پدیدهایه واسه خودش ولی به هرحال مادرته
اینجا؟
بیا
این رو قبل از اینکه عازم آمریکا بشه گرفتیم
عاشق این لبخندشم
ولی الان که بیشتر فکر میکنم احتمالا بهخاطر اینکه داشته مستقل میشده خوشحال بوده
ولی خب، موقع نوجوونیش
بهنظر نمیرسید بخواد تو زندگیم باشه
...البته خب
من هم عملا تو زندگیش نبودم
زندگیم رو وقف سازمان کرده بودم
و خب دیگه وقتی برای مادرت نداشتم
من... از مادرم متنفر نیستم
میدونم عزیزم
و فکر نمیکنم اون هم از من متنفر بوده باشه
بهمون گفته بود شما مُردین
خب… منم کامل نبودم
چای میخوری عزیزم؟
بابل تی یعنی؟
چی؟
ببخشید، من اهل چای نیستم
نه چای میخوری نه جین؟
اونوقت امیلی به من میگه مادر بد؟
بریم که این مشکل رو درستش کنیم
بیا
تکون بخورین - برو، برو، برو -
[ کدنویسی برای احمقها ]
کد میزنی؟ - کد؟ -
آره. عاشق همهشونم
اِیآر، ویآر، آر اند آر، کیوآر همه آرها. آره خلاصه
این روزها اگه بخوای عضو امآی6 بشی باید همه جوره خوره تکنولوژی باشی
باید هم زمان هم جیمزباند باشی هم کیو
.اینطوری راحت قبولت میکنن میشی یه گزینه عالی
منظورت چیه؟
.پدر و مادرت جاسوسن دیگه تو خونته
ولی من هیچ شباهتی بهشون ندارم
.بذار یه چیزی رو تست کنیم من بهت حملهور میشم
چی؟ - من بهت حمله میکنم، خب؟ -
اولین کاری که به ذهنت میرسه رو بکن
بهت صدمه نمیزنم
.همیشه از این کارها میکنم جزء تمرینهای استاندارد آژانسه
خب؟ سه، دو، یک
نه، لطفا
خدای من
شرمنده
نمیدونستم همچین کاری ازم برمیاد - طوری نیست -
.مشتهات کوچولوئن آخه به مشت گنده عادت دارم
سر خورد رفت وسط دندههام - ...ببخشید... اصلا نمیخواستم -
.نه، اشکال نداره برای این کار تعلیم دیدم. نگران نباش
چند تا شنا میتونی بری؟
آم... 15تا
15تا؟
خیلیخب. هرکی زودتر به چهار برسه برندهست
از این طرف، بیا
بیا
اونجاست؟
این چیه؟
این واسه منه، این یکی برای تو
امیلی عزیزم، اگه داری این نامه رو میخونی»
به این معنیه که تو خطر افتادیم و احتمالاً تقصیر منه
متاسفم
فقط میخواستم تو و اون فرشتهای
که داره تو وجودت رشد میکنه رو درامان نگه دارم
،لطفاً هیچوقت ترکم نکن که بی تو هیچم
«به طرز غمانگیزی داغون میشم
همیشه حرفهای درست و مناسب رو میزنی
چرا اینجا قایمش کردی؟
میدونستم تو خطر افتادیم و اینکه حاملهای
و میدونستم اگه روزی بهش احتیاج پیدا کنیم
به این معنیه که به کمک جینی هم نیاز خواهیم داشت
آره
بیا
از این سمت
در کناری آشپزخونه
طوری نیست
از این طرف. بیا
بایستید! دستها بالا - تکون نخورید! بایستید -
بچههامون کجان؟ - تو اتاق نشیمن. یالا -
برو عقب
خودت برو عقب
خوبین؟
گوش کنین. چیزی که دنبالشین دستمونه
آره. کلیده
خب؟ ایناهاش
بذارید بچهها برن تا باهم به یه توافقی برسیم
بارون! بیا اینجا ببینم
سلام رفقا
چاک
شرمنده که ناامیدتون کردم
یه جورهایی امیدوار بودم بهتر از اینها تعلیمتون داده باشم
سلام بچهها. زبونتون رو گربه خورده؟
امیلی، مت
ماجرا چیه؟
خوشحالم میبینمتون - ...ولی، خودمون دیدیم تیر خوردی. تو -
کار خودم بود. حس کردم برای اینکه من رو بهش برسونید یه خرده انگیزه لازم دارید
تو و بارون همدستین؟
نه. بیچاره پاک پاکه
صرفا برای اینکه مطمئن باشیم برنمیگردی سراغ یگان قدیمیت
یه خرده خرابش کردیم
،بارون مدتهاست دنبال گور و ولکاست باهاشون صنمی نداره
...و... اونهایی که بهم شلیک کردن
سلام کنید دوستان
باورتون نمی شه با وسایل جلوههای ویژه چه کارها که نمیشه کرد
چاک
...راستی
کلید رو بدید
لطفا
داری با جون بچههامون بازی میکنی
وقتشه که رها کنی مت
امنه
چی به سرت اومد؟
میپرسی چی به سرم اومد؟
شما دوتا
منظورت چیه؟
چطور ما رو مقصر میدونی؟
بذارین یه مروری بکنیم
دو تا از بهترین مأمورهام تو پرواز خروجی ربوده شدن
همه فرض رو بر این گرفتن که مُردن و کلید هم گم و گور شد
.آژانس همه تقصیرها رو انداخت گردن من عملا از دور خارجم کردن
ظرف یه سال، کارم
حقوق بازنشستگیم، خونهم، زندگی مشترکم و سگم رو از دست دادم
همهش بهخاطر شما دوتا
پس میخوای انتقام بگیری؟
نه. مسئله پوله
انتقام فقط جزء مزایای اضافهش بود
بچههامون رو رد کن بیاد چاک - قضیه قراره اینطور پیش بره -
ما عقب عقب از اینجا میریم بیرون - نمیتونی قسر در بری -
مطمئنی الان وقت خوبیه که بپری وسط حرفم؟ - ولشون کن -
اگر شر درست نکنین تا فردا همین موقع
صحیح و سالم برمیگردن پیشتون
چیزی نیست عزیزم
لطفا با پلیس تماس نگیرید
گروگانگیریها معمولا آخر و عاقبت خوشی ندارن
چاک
آروم. زود باش
بههوش اومدی
آلیس! لیو
باید رد هلیکوپتره رو بزنیم
تونستین شمارهی روی دمش رو ببینین؟ - نه، خیلی دور بود -
میتونیم تصاویر دوربینهای امنیتی رو چک کنیم - باریکلا. اینجاست -
.برگرد اونجایی که میشینه ببین چیزی مشخصه
حالش خوبه؟
آره - وایسا ببینم -
برگرد اونجایی که بچهها رو میبرن - باشه -
نگهش دار. همینجا. زوم کن
میبینی؟ - داره یه چیزی نشونمون میده -
حلقهش. حلقهی شستیش رو پوشیده
دقیقا - چی چیش؟ -
یه ردیاب تناسب اندامه که روی شستش میبنده - جیپیاس داره -
کامپیوترت کجاست؟
خیلیخب، وارد حساب کاربریش شدم
احراز هویت دوعاملی؟ بچهبازیه
طول و عرض جغرافیایی؟
51.5076 درجه شمالی و 0.0994 درجه غربی
تیت مدرن - لندن -
نوشته امشب برای یه مراسم رسمی تعطیله
نایجل، تاکسیدو داری؟
البته. هر مامور زبدهای داره
.نمیتونید اینجا پارک کنید اسمتون تو لیست نیست
اوه، چرا، هست
با اجازه
باید میدونستم. چاک باهوشه
سیستم امنیتی سفت و سختی دارن
مراسم مهمیه، فلزیاب دارن - هیچکس نمیتونه دست از پا خطا کنه -
پیداشون میکنیم، خب؟
بریم دنبالشون - خیلیخب. بیا -
.نمیتونم صبر کنم گور برام مهم نیست که دو ساعت وقت داشتی
بهت گفتم که تو لندن، و امشب اتفاق میفته
درضمن این هم خاطرنشان کنم که چهارتا از رقبات
از کار و زندگیشون زدن تا خودشون رو برسونن
پس ظاهرا اونقدر طالبش نبودی
حرومزاده
میخواد امشب بفروشتش
خودت رو برسون اونجا، همین الان
ممنونم که همگی در این فرصت کوتاه خودتون رو رسوندین ولی بهم اعتماد کنید
بعدا ازم تشکر میکنید
از این طرف
چی نوشته؟ - باید اینجا باشن -
[ پستهای برق لندن ]
[ تیت مدرن ]
اوضاع چطوره دافنی؟
همه چی آمادهست
خانمها و آقایون، بهتون قول یه نمایش رو داده بودم
و میخوام به بهترین و موثرترین نحو ممکن بهتون ارائهش کنم
لطفاً یه نگاه به شهر بندازین
میخوام چشماندازی از چیزهایی که ممکنه رو نشونتون بدم. حالا دافنی
دریافت شد
[ جنوب غربی 16: آفلاین ]
فاز دو رو اجرا کن، دافنی
حالا مال خودمون رو
[ پست برق تیت: آفلاین ]
داره نمایشی از کلید بهشون ارائه میده - پس بهترین منظره رو برای این کار انتخاب کرده -
همه رو روشن کن دافنی
باید اینجا باشن
،اگه اینجا نیستن پس یا پایینتر از مان یا بالاترمون
یه لحظه - چیه؟ -
اونها آدمهای چاکن. بیا
درها بسته میشوند
اما فکر نکنید صرفا همین نمایش نوره
.سد رودخانه تیمز، دافنی کنترلش رو دست بگیر
[ اجازه دسترسی به سد تیمز صادر شد ]
اون سد از ورود اقیانوس اطلس به این شهر جلوگیری میکنه
و حالا میتونیم باز و بستهش کنیم
هر وقت که بخوایم
بیا سد رو باز کنیم دافنی
[ موقعیت سد تیمز: یک ]
قربان، باید این رو ببینید
درها باز میشوند
بهتره بذارین رد شیم - اگه نذاریم چی؟ -
چیزی که امشب میخوام بهتون پیشنهاد کنم
صرفا یه هارد دیسک یا کد نرمافزاری نیست
دارم قدرت رو بهتون عرضه میکنم
...و اگه دنبال بهدست آوردنشید
کلید همه چیز رو براتون باز میکنه
...مزایده رو
با یه رقم بسیار معقول شروع میکنم
150 میلیون
200 میلیون نبود؟
دویست... و پنجاه تا
250میلیون؟ - بله -
.خب، برنده مزایدهمون مشخص شد با قیمت 250 میلیون دلار فروخته شد به آقای ایوانف
و با توجه به شناختی که ازش دارم اگه دوست و خانوادهای تو پاریس دارین
بهشون بگین بار و بندیلشون رو جمع کنن هرچه سریعتر
کجا با این عجله؟
بارون
چطوری پیدامون کردی؟
خیر سرمون امآی6ایم شما هم که دوتا مجرم بینالمللی فراری
کارمه - پس باید بدونی که بچههامون رو گروگان گرفتن -
این هم میدونم که خیال میکردی یه جاسوس دوجانبهم
.گوش کن، بعداً میتونی دستگیرمون کنی فقط بذار اول به خانوادهمون برسیم
الان که میدونم برای فروش کلید اینجا نیستین، دستگیرتون نمیکنم
همراهمون بیاین
دستها بالا
تو، سرجات وایسا
چاک - در رو پوشش بدین -
بچههامون کجان چاک؟ - بخواب رو زمین -
کارت خوب بود - مرسی بابت توجهت -
.حالا نمیخواد الکی به خودت غره شی برو کلید رو پیدا کن
چاک
تیم دو، بچهها رو همین الان ببرین سمت قایق
بیا
ولم کن
ولم کن! بذار برم
هی
کجا میبریمون؟ ولم کن
بیاین بریم. عجله کنید
بشین
گور کلید رو میخواد
دست ما نیست
.من جات بودم تکون نمیخوردم هنوزم نشونهگیریش عالیه
.موتورهامون رو بردن دارن میرن سمت شرق
دارن میرن سمت ساحل شمالی
اونور با من
مراقب باشید! برید کنار
یالا
،دافنی بیا محل ملاقات کلید رو هم همراهت بیار
حله
مراقب باشید
چاک سد رو باز کرده
به محض اینکه پاش به آبهای آزاد برسه دیگه نمیتونیم بگیریمش، به بچهها هم نیازی نداره
باید خودمون رو به اون قایق برسونیم
اتاق خالیه. اثری هم از کلید نیست
چاک هم داره روی رودخانه تیمز به سمت شرق میره
[ سد باز شد ]
وای نه - چی شده؟ -
سد باز شده
.با پلیس دریایی تماس میگیرم که قایق بفرسته تو سد رو ببند
...بیا خوشگله. نمیای پیش
میتونید این رو نگه دارین رفقا؟
هی! وایسا
خیلیخب، یه قایق جور کردم، کجایی؟
ساعت یازدهت
ضلع جنوبی
بیا پایین. میگیرمت
نمیتونن سد رو ببندن
.به سیستم دسترسی ندارن دچار اختلال شده
این کلید کوفتی کدوم گوریه؟
سلام جینی خوکه - هی -
میخواستم بپرسم کجا باید بیام
.چون که... آمادهم واسه هر کاری که بگی
همونجا بمون. فعلاً از جات تکون نخور
...ولی... نه
اوه
باورم نمیشه این اتفاق واقعا افتاد
وای پسر
چه وحشتناکه
ولی باحاله
کلا حرکت خفنی بود
شرمنده
وای خدا. خوبی؟
فیلمی چیزی ازش نگرفتی احیانا؟ چه سوال مسخرهای پرسیدم، معلومه که نه
بیهوش شده
وای! ایول
اوه
خیلیخب
جینی خوکه
کلید رو گرفتم - نایج عزیزم، کارت حرف نداشت -
کلید دست نایجله
تکرار میکنم، کلید دست نایجله
بهش بگو فورا سد رو ببنده
نایج، سد رو ببند
باشه. الان میرم تو کارش
میتونم
عالیه. دقیقا کاری که براش تعلیم دیدی
.فکر نکنم به این فصله رسیده باشم تف. ببخشید زدم به سرت
...خیلیخب
مامور خوبی باش نایجل - صحیح. حذف، حذف، خذف -
خب، این که کارگر نشد ها! کنترل رو میزنم. کنترل زِد
.بازم هیچی به هیچی یه لحظه
ببخشید، سلام. شرمنده
میشه یه دقیقه پاشی کمکم کنی؟
نمیشه ظاهرا. معلومه خب
مامان
چرا وایسادین نگاه میکنی؟
خدای من
میشه بهم کمک کنین؟
باشه؟
هی
بیا اینجا ببینم
ولم کن
جلیقه نجات
به نایجل بگو همین حالا سد رو ببنده
نایجل، سد رو ببند
...هی سیری، میتونی بهم بگی
نه، نایجل، الان
،متوجهم جینی خوکه شرمنده. واقعا متاسفم
یه لحظه... یه لحظه مهلتم بدین
دارم سعیم رو میکنم
چطوری آخه؟
تو رو خدا
چی شد؟
عالی شد
[ موقعیت سد تیمز: یک ]
پشمهام، جدی داره اتفاق میفته
خیلیخب
[ موقعیت سد تیمز: صفر ]
ایشالا که لندن رو سیل نمیبره
[ سد تیمز: در حال بستهشدن ]
جدی موفق شدم؟
بیاین بریم
برو، برو، برو
مامان - بهم اعتماد داری؟ -
آره
مامان
نیازی نیست مامان. خودم روالش میکنم
لیو! لیو
بله؟
خوبی؟
اومدم تو رو نجات بدم - چی؟ -
مت
بگیرش
،حق با تو بود چاک گروگانگیری آخر و عاقبت خوشی نداره
تونستم
موفق شدم
موفق شدم
دیدی چه کردم؟ چرا هیچکی نیست باهام جشن بگیره؟
ولی مهم نیست
!توی امآی6 اینطوری انجامش میدن البته بخش آموزشیش
خیلی خوشحالم
ببین، امروز فوقالعاده بودی
جدی؟ - معلومه -
اون کپسول آتشنشانی... حلقهت
خیی هوشمندانه بود
باورم نمیشه. فکر میکردم شوکه بشی و بترسی
چی؟
خیال کردی میترسم؟ - نه بابا. این چه حرفیه -
به هیچ وجه چنین فکری به ذهنم خطور نکرد
اصلا وقتی برگشتیم
میشینیم کل روز رو بازی ویدئویی میکنیم
اجازه نمیدم از خونه بری بیرون - میتونم واسه کانر تعریف کنم که؟ -
اصلا
به همه میگیم مونو گرفته بودین
وای خدا. ببخشید که اینقدر سفت بغلت کردم
خیلی خوشحالم که الان دیگه جاتون امنه
اشکال نداره. دوستش دارم
خوشحالم میونهشون خوب شد - آره واقعا -
وای. چقدر هم رو بغل میکنین بابا
جدی بیش از اندازه تو آمریکا موندی
بیا
محض اطلاع بگم، من سد رو بستم
باریکلا
قول بده دیگه همچین ماجرایی تکرار نمیشه، خب؟
قول میدم
عمرا اگه تکرار بشه
راستش دوست ندارم این رو بگم ولی فکر کنم به بازی بزرگ میرسیم
خیلیخب. اگه گلش کنه، میبریم
بسه. داری اوضاع رو بدتر میکنی
متاسفم مربی. ولی میدونی چیه؟ نگاه نمیکنم. نمیتونم
خیلیخب، نفس عمیق
نفس عمیق آتشین - نفس عمیق آتشین -
نگران نباش عزیزم
زنهای این خانواده، هرگز خطا نمیزنن
جسوره. درست مثل مادربزرگش
« مترجمان: حسین رضایی و عاطفه بدوی » ::. HosseinTL & Atefeh Badavi .::
آره
ایول
آره! آره
نه. هنوز هم بریتانیاییام عزیزم
دختر منه
آره
موفق شدی - آره -
بکش کنار عمو سیبیلو. برو ببینم
آفرین
عقب. حالا شد
خیلی خوشحالیم که پیشمونین
ولی گفتین کِی برمیگردین خونه؟ - کی گفته قراره برگردیم؟ -
مامان - بله عزیزم؟ -
میشه برم خونه آنالیس اینها درس بخونیم؟
میدونی چیه عزیزم؟ نمیخواد بهم دروغ بگی
اگه میخوای بری با دوستهات بردتون رو جشن بگیرین مسئلهای نیست
.نه، واقعا باید درس بخونیم من و لیو کلی از درسهامون عقب افتادیم
درسته. حق با توئه
راستی اگه دوشنبه وقت خالی داری میتونیم فیلمی چیزی ببینیم
...البته. یعنی
اگه خودت دوست داری، من در خدمتم
باشه. خوبه
حاضرین؟ - آره -
خیلیخب - خوش بگذره -
خداحافظ
میتونی گریه کنی. رفتش - گریه نمیکنم که -
داری گریه میکنی عزیزم
چقدرم گریه میکنی خوشگل میشی
دارم راجع به این آنالیس تحقیق میکنم
خوبه - تازه اگه اسم واقعیش باشه -
خوبه - نه -
نه - نه -
قرار نیست از این کارها بکنیم - آره، قرار نیست -
اگه بخواین میتونم یواشکی آلیس و سیبیلو رو بپام
عملیات سیاهطور
بالاخره باید به هر قیمتی از نوهم محافظت کنم
نوهت نیست که
گرفتی؟ - آره -
ما بهش اعتماد داریم.، برای همین نیازی نیست دوستهاش رو زیرنظر بگیریم
چرا نمیرین یهکم برای خودتون باشین؟
واقعا؟
آره. من میتونم مراقب لیو باشم
.براش یه جلسه تمرینی میذارم از سختیها و مشقتهای سرویس مخفی براش میگم
منظورش بخش فناوریاطلاعاته - خب -
امشب رو برای خودتون راحت باشین
مرسی
مدتهاست خودمون دوتایی تنها نبودیم
میدونی که معنیش چی میشه؟
یه خواب راحت - یه خواب راحت. آره -
براش لحظهشماری میکنم - ببین. دخترمون واقعا گل کاشت -
...خب - واقعا برد مهمی بود -
خیلی مهم
خیلی بهت افتخار میکنم - لطف داری -
وای تو رو خدا نه
بارون؟ اینجا چه کار میکنی؟
چیه؟ نمیتونم به دوست قدیمیم سر بزنم؟
نه - نه -
مراقبش هستی مت؟
معلومه. 15 ساله زن و شوهریم ها
این رو نپرسیدم - دوتا بچه داریم بارون -
دوتا - امیلی، از زندگیت راضیای؟ -
آره. زندگی خوبی داریم - بیخیال دادا -
مزاح کردم. شوخی سرتون نمیشه؟
باشه - خیلیخب -
مسئله کاریه - قرار نیست برگردیم بارون -
اون بارم یهویی پیش اومد - اگه مسئله جدی نبود نمیومدم -
مرسی، ولی به جای اینکه این همه راه بیای میتونستی ایمیل بزنی
موضوع اینه که ما نتونستیم جسد چاک رو پیدا کنیم
بنابراین به هردوتون احتیاج دارم
یعنی... حالا مت نیاد هم طوری نیست
ولی تو امیلی، ازت میخوام که یه نفر از خانوادهت رو بیاری سرکار
مامانم با کمال میل درخواستت رو قبول میکنه
...میتونی بری و مستقیما با خودش - مامانت رو نگفتم -
اوه
دنبال پدرتیم
پدرت؟
آره. چیزی راجع بهش نگفته بودم؟
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.