Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
[نمیخوام باهات صحبت کنم]
«پرندۀ سیاه» «فصل اول: قسمت دوم»
«این مجموعه برگرفته از داستانی واقعیست»
مترجمین: «علی محمدخانی» و «po0ya.Ef» کانال تلگرام: AliMK_Sub@
ارائهای از وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
:ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @Digimoviez
[ماریون، ایندیانا] [29 مارس 1993]
از زنها خوشت میاد جیمی؟
خودت چی فکر میکنی؟
.عاشقشونم
جدی؟
از چی شون خوشت میاد؟
.از... نرمیشون
.حس نگهداشتن دستهاشون .خندوندنـشون
بلوند یا مو مشکی؟
.با همه مدلش تا حالا قرار گذاشتـم .آسیایی، بلوند، بلندقد، کوتاهقد
ممه بزرگ و ممه کوچیک هم؟
.با همه مدل
ولی با ممههای خوب؟
،از ممههای آویزون یا اونایی که
نوک هر کدوم به یه سمتـه خوشت نمیاد؟
.خوشت نمیاد پس
،خیلیخب، جدا از جذابیت ...ممهها و کون و موی عالی
.وایستا، مو زیاد برات مهم نبود از چیِ زنها خوشت میاد؟
.همهچی شون
.منم خواهر دارم
...زنها
.مهربونترن
با زنها میتونم جوری آروم بگیرم .که هرگز با پسرها نمیتونم
.میتونم صرفاً خودم باشم
ولی خب از چی شون خوشت میاد؟
از این مکالمه خوشم میاد
...نمیگم قراره اتفاقی بیافته، ولی
.احتمالش هست
از چیـه زنها خوشت نمیاد؟
.از هیچیشون
فکر میکنی لری هال از چیـه زنها خوشش نمیاد؟
من از کدوم گوری باید بدونم؟
پس به چه دردم میخوری؟
،نشونم بده میتونی با این مرد به تفاهم برسی
.یا اینکه داری وقتم رو هدر میدی
گفتی خواب کشتن زنها رو میبینی؟
.گفتی خواب کشتن زنها رو میبینی
.لری
...چی؟ من .اینجوریا نیست
.نه، من خواب کشتن زنها رو نمیبینم
.فقط کلی خواب از کشته شدنشون میبینم
میدونی. تازه گری هم میگه .کلی خواب میبینه که توشون درحال افتادنـه
.آها گری کیـه؟
.برادر دوقلوی من
...گری یه بار هم بهم گفت که
.کلی خواب راجعبه غرق شدن میبینه
ولی خوابِ کُشتن زنها رو نه، مگه نه؟ .این بیشتر از علاقههای توئـه
.و بهم بگو این خوابها چطوری هستن لری
...خوابها اینجوریان که
...انگار
یه جورایی از بالا به خودم نگاه میکنم .انگار توی جسمم نیستم
یادت هست جسمت درحال چه کاری بوده لری؟
.دقیق نمیتونم بهت بگم
.فقط یادمه چیزِ بدی بود
محل قتل زنها؟
.بعضی وقتا
.آره
هیچکدوم از اون زنها شبیه این هست؟
توی خوابهات نیست؟
.دیگه میخوام برم خونه
خیلیخب، توی خوابهات هست لری؟
.میخوام برم خونه کریس
.لری، فقط عکس رو نگاه کن
.میخوام برم خونه - ...باشه، ولی اون توی -
.میخوام برم خونه - .باشه، میبرمت خونه -
.میبرمت خونه - .خیلیخب -
.لری، همهچیز مرتبـه - .همهچیز مرتبـه -
میشه بیرون با هم صحبت کنیم؟
.همهچیز مرتبـه. مشکلی نیست
.اون داخل در حال تعریف کردن خوابهاشـه
.اون فقط خوابـن .مدرکی نداریم
.چون تو نذاشتی گیر بیارم - .لری چرت زیاد میگه. فقط همین -
توی پروندۀ رایتلر هم .همین کار رو باهامون کرد
خب، اگه مهارتهای کارآگاهی سطح بالای تو قابل اطمینان نباشن
پس مهارتهای کی هست؟
.حرف دهنت رو بفهم - .موافقم. این نحوه صحبت کردن کمکی نمیکنه -
کارآگاه میلر، من قدردانِ این .اشتیاق شما هستم. جدی میگم
.ولی توی پروندۀ رایتلر قاتل رو گرفتیم
و آسونترین پروندهایـه که .توی ده سال گذشته دیدم
چرا برنمیگردی ایلینوی و برای پروندۀ اون دختره روچ مدارک جمع نمیکنی؟
بعد برگردی به ایندیانا جایی که جسدش پیدا شد
و بعد دوباره از هال سوال بپرسی؟
.هیچکدوممون مخالفتی باهاش نداریم
ما به روشهای تو احترام میذاریم .تو هم به روشهای ما
.ریدم تو روش هاتـون
نمیدونم
،به خاطر لحن گفتنش بود
برگرد به ایندیانا، جایی" ".که جنازهاش پیدا شده
باعث شد چه فکری کنی؟
به این فکر کردم که خیلی راحت میتونن .پرونده رو از چنگم در بیارن
بر چه اساسی؟ - ممنون -
.خب، جسیکا روچ توی ایلینوی ربوده شده
.احتمالاً همونجا هم به قتل رسیده .البته هنوز قطعی مشخص نیست
ولی توی پریسویلِ ایندیانا .پیداش کردن و این قطعیه
پس میتونن به خاطر .حوزۀ قضایی پرونده رو بگیرن
.آره
...فقط اینکه
.نه. خودت بگو .این لحظه مال خودتـه
مظنونمون برای کُشتنِ اون از مرزهای بین ...ایالتی گذشته، پس، میدونی
.پس پروندۀ فدرالـه
.آره
خب، بیشتر وکلای آمریکایی .سمت پروندههای قتل نمیرن
وقتی برن سراغ پروندۀ قتل .میدونن قراره بدجور ببازن
ولی هیولین تازگی .یه حرفهای آورده، ادموند بومانت
.قبلاً دادستان ایالتی بوده .کلی پرونده با حکم مرگ کار کرده
هیولین از تو خوشش میاد؟
.ظاهراً
.راجعبه بومانت توش گوشش وز وز کن
اگه هیولین قبول کنه ما رو هم راه بده ...و بومانت رو بذاره سرِ پرونده
برایان، شانس خوبی داری .که روی طرف رو کم کنی
.مارک مصاحبه رو رهبری میکنه
اگه هال زنها رو خفه میکنه .نمیخوام لارن توی اتاق باشه
.شاید بترسه
یه نفر هست میخوام برای دروغ سنجی .ازش استفاده کنم
.مارک میتونه این کارو بکنه
کی از ما جدا میشین؟
.تمام هفته رو دادگاه دارم
پس بیا بذاریمش 15ـم؟
.خیلی مونده، ممکنه مشکلات زیادی بوجود بیاد
ماریون یا واباش هر لحظه ممکنـه .بخاطر حوزۀ قضایی، پرونده رو بگیرن
.ممکنـه هال وکیل بگیره
.مرغ از قفس بپره، دوباره آدم بکشـه
.تو این پرونده رو آوردی برامون .ما هم اینجوری انجامش میدیم
به چی میخندی؟
.به گمونم همین الانشـم انتخابم کردی
واقعاً؟
.آره، اصلاً فکر نکنم گزینۀ دیگهای بوده باشه
.من کمربند سیاه کاراتـه و تکواندو دارم
.و... جذابم
.و خیلی هم راجعبهش فروتنی
فکر میکنی باعث میشه پیش هال عزیز بشی؟ - .احتمالش هست -
.شاید بخواد با بچه باحالـه وقت بگذرونـه
.اینم رقیبت جیمی
...وقتی توی عملیات طوفانِ صحرا با تکاورها
.خدمت میکرده قهرمان مسابقات بوکس شده
.پس به گمونم از پس خودش بر بیاد
،خوش قیافه، بدون رفتار تهدیدآمیز
...و اونقدرم مغرور نیست که
.قبل اینکه پاشو بذاره تو اتاق همه بفهمن
.پس اونو انتخاب کن - .بومانت تو رو میخواد -
خیلی از خود راضیای ...و خیلی چرت و پرت میگی
.و اونم فقط همین رو میبینه
.آره، فقط همین رو بهش میگی - .چون تمام چیزی که دیدم همین بود -
چرا پدر و مادرت طلاق گرفتن؟
اونا خیلی دعوا داشتن ،ولی عاشقمون بودن
...و با خودشون گفتن - .کسشر میگی -
،ببین، با ناپدریم کنار نیومدم، خب
...ولی به تخمم نبود که
!کسشر میگی
.وقت منو به پشمت نگیر
...داری داری میری دیگه؟
خیلیخب، بیخیال. مامانم .با این و اون میخوابید
.به گمونم
بابام همش درحال مشروب خوردن بود .هیچ وقت خونه نبود
،و احتمالاً رشوه هم میگرفته
.انگار داشتی توی یه خرابه بزرگ میشدی
.هیچ حق انتخابی توی هیچکدومش نداشتیم
،صرفاً هرکار میخواستن کردن
...ما هم مجبور بودیم .باهاش کنار بیایم
.خونهمون مثل فیلم ترسناک بود
حتماً خیلی احساسِ تنهایی میکردی
.هرچی بود، بود دیگه
،اگه افتادی کنار سلولِ هال
.میخوام به یاد بیاری 8 سالگی چه آدمی بودی
.ازش استفاده کن. احساسش کن .مثل یه جلد
.از اون جلد خوشم نمیاد
.هال هم از جلدش خوشش نمیاد
با پرونده به کجا رسیدی؟
...من
،آره، دوباره قتل جسیکا روچ رو بررسی کردم
.و... یه سؤال دارم
چطور مُرده؟ .ننوشته
.خفه شده
آخه چطور؟
با دستاش؟ با طناب؟ با چی؟ - .باهاش که صحبت کردی بهم بگو -
.ولی تو که میدونی
.میدونم
.لری، ممنون که اومدی
.سلام - .با یکی از همکاران اومدی -
.ایشون مأمور النبرگ از اف.بی.آی هستن
.از آشنایی باهاتون خوشحالم آقای هال
.من لریام .فقط لری صدام کنید
.خب، منو مارک صدا کن
.مارک
چیزی نمیخوای؟ نوشابه؟ آب؟
.آب میخوام، آره
آب میخوای؟ .خب، بذار بیارم
میخوای بشینی؟
این چیه؟
.فرم چشم پوشی از حقوق
،صرفاً نوشته با صحبت با من
.و جواب دادن چندتا سؤال مشکلی نداری
میشه اول یکم بررسیش کنم؟
.حتماً
.این رضایت برای دروغ سنجه
.قبول نمیکنم
چرا نه؟
.چون به گمونم نمیتونم قبول شم
چرا همچین فکری میکنی؟
...آخه
.بفرمایین - .ممنون -
...میشه لطفاً
...میشه بری؟ حضو .تو باشی راحت نیستم
.حتماً، لری
.ببین، شرمندهام .ولی الآن خیلی خستهام
.میترسم بخوابم
،همیشۀ خدا کابوس میبینم
.و خیلی بدجور افسرده میشم
تا حالا دکتر نرفتی؟
...آره، یه بار رفتم پیش یه مشاور ولی
.طرف جوون بود
.و زیاد مفید نبود
.آره
خب جدا از کابوسها دیگه چرا افسرده میشی؟
.من خیلی تنهام
.خیلی سختـه
.آره واقعاً سخته .تنها از خواب بیدار میشم
.تنها میرم سر کار .تنها میخوابم
.بعضی از مردها، زن دارن
.با هم میرن سینما .پیتزا میخورن
و تو هم دلت میخواست داشته باشی؟ یه زنی که عاشقت باشه؟
.آره
ولی فکر میکنی ممکن نیست؟ فکر میکنی زنها از تو خوششون نمیاد؟
.نه
...پس
پس با اشتیاقت برای بودن با یک زن چیکار میکنی؟
.همیشه سرکوبش میکنم
.حتماً خیلی سختـه
.احتمالاً دلیل کابوسها همینـه
میدونی، سرکوبش میکنی .دوباره راهشو پیدا میکنه میاد به خوابت
آره، برای همین این کارهای بد رو .توی کابوسهام انجام میدم
.ولی فقط خوابن، نه بیشتر، میدونی
.این دختر توی خوابت نبود لری .توی واقعیت بود
.فکر میکردم توی خوابمـه
.نه
میشه بهش دست بزنم؟
.حتماً
.بهم بگو چطور آشنا شدین
،اون سوارِ دوچرخه بود
منم با ماشین رفتم کنارش نگه داشتم .تا باهاش صحبت کنم
.خیلی مهربون بود، میدونی .اولش خیلی مهربون بود
بعدش دیگه نبود؟
.نه، همیشه مهربون بود
.فقط اینکه بعداً ناراحت شد، خیلی ناراحت
خب، کی این اتفاق افتاد؟
...وقتی که ناراحت شد، توی مـ
.وقتی که توی ونِ من بود
...و بعداً توی مزرعه
مزرعه جورجتون؟
...آره، توی .پریسویلِ ایندیانا بود
صحیح، مکان دقیقش رو یادتـه؟
مکان دقیقش یادمـه. بعد از .تابلوی 16 کیلومتری خیابون 1125
.معمولاً همچین چیزی یادم نمیمونه ...شاید یادم نمونه، ولی
،وقت نداشتم دفنش کنم
.پس یه چندباری با ماشین از اونجا رد شدم
.دنبال موقعیت گشتم ولی پیدا نکردم
.دفنش نکردم
.آخه، معمولاً همهشون رو دفن میکنم
همهشون؟
.دخترها رو میگم
تا حالا چندتا دختر کشتی؟
.یــه... چندتایی
...میدونی، من
.فقط انجامش میدم
.من چیزی رو کنترل نمیکنم
.مثل اون دختره توی ماریون، دانشجوئـه
.اسمش رو میدونی لری
.تریشا رایتلر، آره
میدونی، پلیسِ ماریون یه نفر .دیگه رو به خاطر اون قتل دستیگر کرده
.کار اون نبوده
یکی توی ویسکانسین بود، نزدیک یکی از اون نمایشهای بازسازی
.و یکم هم توی ایندیانا
.یادم نمیاد به کیها صدمه زدم
.آخه همیشۀ خدا خیلی خستهام
.من همیشه خستهام، میدونی، و غمگین
...و خوشم نمیاد این طرف توی ماریون داره
.کارهای من رو به اسم خودش تموم میکنه
.اون لباسها رو تا نکرده
اون لباسها رو تا نکرده، مگه نه؟
.نه - .نه -
چون اون زیپ رو نَشکسته و بعد .راجعبهش عذاب وجدان نگرفته
.واسه همین لباسها رو تا کردم
.آره
.یه فرم اعترافنامه و یه کامپیوتر میخوام
.توی اتاقِ اصلی برات آماده میکنم
این قضیۀ لباسها چیـه؟
لباسهای تریشا رایتلر 16 کیلومتر دورتر .از محوطۀ دانشگاه پیدا شدن
و یه گوشوارۀ خونی که از گوشش بریده شده
،خونش روی شلوارش ریخته بوده
وقتی داشته شلوارش رو .در میاورده زیپش شکسته
.باهاش مقابله کرده - .هیچکدوم از اینا رو توی مطبوعات نگفتیم -
.باید واسه گشتن خونهاش حکم بگیریم - .الآن -
.و روی ماشینش
.تو بازپرس کلانتری هستی
.من بازپرس ارشدم
.و الآن یه قاتل سریالی گرفتی
.خب، هنوز هیچ کار نکردیم .بیا پرونده شو ببندیم
چیزایی که خواستین آمادهست
[اعترافنامۀ لری هال]
[بهارِ گذشته، در نزدیکی دانشگاهی در ماریون]
[چون احساسِ تنهایی میکردم]
[ونـم رو بهش نشون دادم]
[پرتش کردم داخل]
[زد زیر گریه]
پس مجبورش کردم یکم اسپری اتر] [استشمام کنه و بیهوش شد
[گردنش رو فشار دادم]
[باهاش سکس کردم]
تموم شد؟ - آره -
اون بیرون ولش کردم، و به خاطر] [شکستن زیپش احساس بدی داشتم
.الآن پرسید که باید وکیل بگیره یا نه
.تقریباً آخراشـه
.بجنب - .خیلیخب -
.باید بریم - .آره -
[لارنس دوین]
[تاریخ: پونزدهم نوامبر 1994]
[ساعت: سه و نیم بعدازظهر]
.مارک
.باشه، فهمیدم
.تموم - چاپش کنم؟ -
.لعنتی
من این کارو کردم؟
.من این کارو نکردم
.من این کارو نکردم
.چرا کردی لری
.این کارو کردی
.تعجبی نداره شبها خوابم نمیبره
.خدای من .خدای من
...لری
.همهچیز درست میشه
.دیگه هیچوقت هیچچیز درست نمیشه
.منو بیخیال حال تو چطوره؟
.من، میدونی، حالاهرچی
نمیدونم بابا. چطوری؟
.ضعیفـم
...سمت چپ بدنم
.خیلی وقتها کلیدهام رو فراموش میکنم .میدونی، این مدل چیزها
میخوای چیکار کنی؟
.چیزیـه که هست دیگه
سمی حواسش بهت هست؟
.زیادی حواسش بهم هست
نمیتونم یه بار راحت بشاشم بدون اینکه .ازم بپرسه رنگ شاشت چه رنگیـه
"میگم: "زرده"، میگه: "خب زرد روشن یا تیره؟
.آره، تو رو میگم
.خب، آفرین به اون، به حرفش گوش کن پیر خرفت
.باشه، باشه
جدا از شوخی، اون تو اوضاع احوالت چطوره؟
.جیمی، وقتت تمومه
.بابا باید برم
دوباره زود صحبت میکنیم، باشه؟
.آره، باشه، مواظب خودت باش
.تو هم همینطور
چیـه؟
چیـه؟
...میتونستی بهش بگی
چند هفته پیش، برای یکی دو روز .یکی از چشمات کور شده بود
کی دلش میخواد همچین چیزی رو بشنوه؟
یا این که بعضی روزها توی راه رفتن .و حرف زدن مشکل پیدا میکنی
.فقط...میدونی تمومش کن - چی؟ -
!فقط تمومش کن - چی؟ -
...فقط میدونی
چی؟
.تمومش کن
من و پسرم همه چیز رو خلاصه میکنیم .چیزایی که میگیم رو توضیح نمیدیم
.تو اصلاً هیچی نمیگی - .منم الان همین رو گفتم -
.آره، یکم بیشتر شراب بخور
.قرص بنفشات رو بخور
!هی جیسون
.ممنون. ما میریم .جمعش کنید
اینا رو دیدی؟
مثل خونه وضعش بده؟
.یکیشون اینطوره
.آها
اون یکی چطور؟
اولین شخص از تیم واکنش اضطراری با .بینیاش بوی سه تا چیز رو فهمیده
پاک کننده شیمیایی، شوینده ماشین .و الکل صنعتی
.تنها چیزی که لری هال همیشه تمیز نگه میداره
درسته؟
پس دیگه خبری از دندان پزشک نیست؟
.هال یک نظافتچی بوده
.شبها روی سه تا ساختمان اداری کار میکرده
شرکت گفت هیچکدوم از نظافتچیهاش .نصف لری هم خوب کار نمیکردن
واسه همین هم دیاندی قربانیهاش .رو توی ماشینـش پیدا نکردید
زدی به هدف، نکته مهم بعدی که باعث میشه
لری هال مهارت لازم برای قتل رو داشته باشه، چیه؟
اون از کودکی قبر می کنده؟
.داری تو آزمونها خودی نشون میدی
برادر دوقلوش چی؟
گری؟
چیزی در مورد سندروم انتقال خون جنین به جنین شنیدی؟
.آره، نمیدونستم یعنی چی
،توی رحم اتفاق میفته
به وقتی میگن که یک قل، نسبت به اون یکی .خون بیشتری از جفت دریافت میکنه
اساساً، گری قبل از بدنیا اومدن
.بخش های حیاتی لری رو میخورده
.لعنت
برای همین گری ظاهر، هوش خوب .و توانمندی ورزشی خوبی داره
.اما لری...لری شده
با هم کنار میان؟
.گری، بزرگترین حامی لری ـه
.برادر من ناخوشه
اون خیلی عجیبـه .اما به کسی آسیب نمیزنه
.گری ازت میخوام دو قدم به عقب بری
.برادرت به دو قتل اعتراف کرده
.اون فقط....میدونین تشنه توجه هست
وقتی بچه بودیم اون الکی دروغ میگفت، میفهمی؟
اون دروغ میگه تا فقط یه واکنشی .از سمت کسی دریافت کنه
اون تا حالا حقیقت رو قاطی دروغهاش کرده بود؟
ببینه کسی متوجه میشه یا نه؟
ما آدمهای معمولی هستیم. باشه؟
.ما آدمکش نیستیم .ما آدمکشها رو نمیشناسیم
چطوری مجبورش کردید داستانی که خودتـون میخواستید رو تعریف کنه؟
.تنها چیزی که میخواستم حقیقت بود
شما فقط میخواستین اون .پروندۀ لعنتی رو ببندید
برای همین همچین ایدهای رو توی ذهنش گذاشتین چون میدونستین چیزی رو که میخواین رو میگه
.چون میشه روی اون تاثیر گذاشت
.خب، این مثل شمشیر دو لبه میمونه، عوضی
.میرم به مادرم سر بزنم
اگر نمی تونی کاملاً مقدار ویژگی های مردانه آلفا بودنات رو کم کنی
و من شک دارم که بتونی .برای لری، مثل گری هال باش
.کاری کن حس کنه برادرش هستی
همیشه مراقبش باش .هیچ وقت قضاوتش نکن
.خیلی خوب
....خب
.باید به هواپیما برسیم
چی؟
.مصاحبه تمومه .تو نقش رو بدست آوردی
.جیمی
.همین الان
.هی، هی - مارشال، چطوری؟ -
.عالی
احوال شما؟
.بیا
وقتی به اسپرینگفیلد رسیدیم ،دوباره باید ببندیش
.اما تا اون موقع، اشکال نداره
.آزمونهای خفنی رو گذروندی، رفیق
.بیا میتونی داخل عوض کنی
عوض کنم؟
تو لباس معمولی پوشیدی چون قرار نیست .به عنوان انتقالی وارد بشی
فقط سرپرست زندان و پزشک میدونن
...که تو دلال اسلحه عوضی که
قراره در اسپرینگفیلد حبساش .رو بگذرونه نیستی
ترسیدی؟
.باهاش کنار میام
.کنار نیا
افرادی که احساس راحتی کنن مغرور میشن .وقتی مغرور بشن گند میزنن
.ترجیح میدیم گند نزنی
این دستگیری اخیر خداروشکر ...پایانی بر ترس عمومی هست
.آره، توی ماشین به حرف میکِشمش
.خب مسیر طولانی هست
کی میدونه به چندتا اعتراف کنه؟
.چون اونا اهمیتی نمیدن
اونا فکر میکنن با یک فرد عجیب ،و بی خطر رو به رو هستن
که دوست داره به کارایی .که نکرده اعتراف کنه
.آره. چیزی شنیدم باهات تماس میگیرم
ما یک مظنون رو در رابطه با ربودن .و قتل جسیکا روچ دستگیر کردیم
اما از طریق تلاش فراوان افسرانی ...که پشت سر من
.لعنت
ما باور داریم لری دوین هال مسبب .مرگ چهار زن جوان است
منظورتون اینه که یک قاتل سریالی رو دستگیر کردید؟
هیچکس فیلم راب روی رو بیشتر از .فیلم شجاع دل دوست نداره، هیچکس
.منم مدام همین رو بهش میگم - .از نظر تاریخی دقیقتره -
کی گفته اینو، لیام نیسن؟
ادوارد پادراز در روزی که .ویلیام والس مرد که نمرد
...و نبرد استیرلینگ رخ نداده
.خدای من، اهمیتی نداره
آره. یکیش فیلم فوق العادهای هست .اون یکی هم بازیگرش جسیکا لنگـه
.هی جیم، چند دقیقه بیا اینجا
.باشه، یه دقیقه صبر کن
.دقیقهای در کار نیست .بیا
تو میخوای زود از زندان خارج شی، درسته؟
و احساست از وقتی که بهت این پیشنهاد رو دادیم بدتر شد، درسته؟
مثل ساعت، انگار زمان از دستت داره میره، درسته؟
.نذار زمان بهت غلبه کنه
زود به هال نزدیک نشو وگرنه .میفهمه ما تو رو فرستادیم
.متوجهم - ،بجز سرپرست زندان و دکتر زیکرمن -
.من تنها خط امن تو هستم
وقتی به ملاقاتت میام .مثل دوست دخترت باهام رفتار کن
زبونت رو بکن تو دهنم، باسنام رو بگیر .هرکاری میخوای بکن
باسنات رو بگیرم؟ - .آره بگیرش، هرکاری لازمه انجام بده -
الان تمرین کنیم؟
.هی بامزه، خودت رو جمع کن
.این زندگی تخمی خودتـه
اگر اوضاع بهم ریخت، برو پیش دکتر زیکرمن یا سرپرست پرایس
.و بگو سریع با من تماس بگیرن
و جیمی به حبس خودت چیزی اضاف نکن، فهمیدی؟
اگر به حبسات اضافه بشه .معامله ما لغو میشه
.از دست ما دیگه خارج میشه
.اون وقت حبسـت رو توی اسپرینگفیلد میگذرونی
اگر مجبور باشم از خودم دفاع کنم چی؟
.به کسی آسیب نزن
.و گیر نیوفت
.هی جیم
.مراقب خودت باش
.فکر میکردم با ما میای
.تقریباً یک ماه دیگه میبینمت
.آره، شنیدم اونجا سر و صدا میکرد
.برو ببین چیکار میکنه
.برو راست
نمیخواید بیشتر باهاش عکس بگیرید؟
.من میتونم ازتون بگیرم
.بریم لری
واقعاً چیزی برای گفتن به من نداری لری؟
ها؟
.هیج وقت از نظر من فرد ساکتی نبودی
بنظر از اون آدمایی میای که هر روزت .رو با جویدن زیاد شروع میکنی
.مادرم همیشه میگفت من خیلی حرف میزنم
.وقتی بزرگتر شدم کمی تغییر کردم
تصمیم گرفتم شخصیت قوی و .بی سر و صدایی داشته باشم
...اکثراً برای این که ترتیب کسی رو بدم اما
...من خوشم میاد که گفتگو خوبی داشته باشیم
میدونی، من سعی کردم که .بگم اونا فقط رویا بودن
.من مدام بهت گفتم اما شما مدام فشار آوردین
.شما از من یک اعتراف جعلی گرفتین
تو اینطوری به قضیه نگاه میکنی؟
کی این فکر رو انداخته توی سرت، لری؟
چرا همه فکر میکنن یکی دیگه باید فکری بندازه تو کلهام، هان؟
.من باهوشـم .خودم میتونم فکر کنم
.مطمئـم همینطوره
.دوست دارم در مورد چندتاشون بدونم
شاید اونایی که شامل دخترا میشن؟
.گری برام وکیل گرفت
.پس کار گری بوده
...آره اما ...نه، اما
.وکیل گفت باهات یه کلمه هم حرف نزنم
اینطوره؟
مطمئن نیستم این وکیل .بتونه نجاتـت بده
.چون شما حرف های من رو وارونه میکنید
.ما حرف های تو رو وارونه نکردیم، لری
.خودت در مورد رویاهات به ما گفتی
ما ثبتاش کردیم .تو اعتراف رو امضا کردی
!که اعتراف اجباری بود
.نه
....اعتراف
ما داریم میایم، پدر آبراهام بیشتر از سیصد هزارتا
.هی لری، آروم باش
...از رود پر پیچ و خم میسیسیپی
.لری
ما گاوآهن، زمینها، همسران و فرزندان عزیزمان را رها می کنیم
با دلهایی پر از حرف های نگفته اما با اشک هایی بی صدا
هی. آروم باش باشه؟
ما داریم میایم، پدر آبراهام بیشتر از سیصد هزارتا
از رود پر پیچ و خم میسیسیپی و از ساحل نیو انگلند
.باشه
بچه داری؟
.آره، یه پسر پنج ساله
.پنج سالگی عالیه .بهترین زمانـه
.بچهها فکر میکنن والدین خدا هستن
اما الان چی، بریتنی؟
اون نُه سالشه. کارش شده راه میره و میگه ".لعنت بهت بابا، تو من رو درک نمیکنی"
من اینو ترجیح میدم به هرروز تمیز کردن پوشک
آره. هرچی بچه بزرگتر بشه .مشکل بزرگتر میشه
آره، کسی این حرف رو میزنه .که خیلی وقته کون بچه رو تمیز نکرده
تو چی؟ بچه داری؟
.نه
زن داری؟
.نه - دوست دختر؟ -
.چیز جدیای نیست - .خوش شانسی، لعنتی -
.خوش شانس
.مرد، من نمیتونم، من نمیتونم .بیاین برگردیم
.نه، تو میتونی
.بیخیال داداش - .هی، تو از پسش برمیای -
اگر بومانت نظرش عوض بشه چی؟ ها؟
از تصمیمش منصرف بشه؟
.اون وقت من اونجا گیر میفتم
.تا پنج دقیقه دیگه شیفت تغییر میکنه
و ما همینقدر زمان داریم که تو رو به اونجا ببریم
.بدون این که جلب توجهی صورت بگیره
.الان وقتشه
.من نیستم
.لعنتی
.اصلاً باحال نیست، مرد
.اون عوضی نمیتونه از پشت میله ها خارج بشه
تو تنها کسی هستی که میتونی .این رو تضمین کنی
!من رو نگاه کن عوضی
هر تصمیمی الان بگیری
.بومانت هرگز فراموشش نمیکنه
.من هرگز فراموشش نمیکنم
جواب نهایی؟
.تف توش .بیاین انجامش بدیم
!آره
.رفیق خودمی
.تصمیم خوبی بود جیمی .هوشمندانه بود
دوباره باید مثل زندانیها .باهات رفتار کنم. ببخشید مرد
.خیلی خب بریم
[دادگاه فدرال دیکسون]
برداشتت ازش چیـه؟
.به من حس اعتماد به نفس دلگرم کنندهای نداد
.خب، تا یک ساعت دیگه این اتفاق میفته
بعد از جلسات دفاع آقای هال .دادگاه به یک استدلال ساده رسید
شخص مبتلا به اختلال شخصیتیای میباشد که به سبب آن ذهنیتـی به شدت تلقین پذیر دارد
و در صورتـی که تقاضایی از ایشـان بشود .قدرت مقاوت در مقابلـش را ندارند
به همین دلیل به جنایاتی اعتراف کردهاند .که مرتکب آنـها نشدهاند
،وقتی آقای دیارموند وکیل آقای هال
تلاش کرد تا یک کارشناس متخصص در زمینه اعترافات دروغین به جایگاه بیاورد
قاضی بیکر به دکتر اوفشی اجارۀ .نظر کارشناسانه در دادگاه را ندادند
از آنجایی که حکم به وضعیت سلامت روان آقای هال در حین اعتراف مرتبط میشود
شهادت دکتر آفشی، میتوانست .نقش اساسی در دفاع آقای هال ایفا کند
بنابراین، چند جنبه از اعترافات اشاره میکنیم
آقای هال اسمش رو با حروف بزرگ امضا کردهاند ،در حالی که میتواند با خط شکسته استفاده کنند
آقای هال، بیانیه را با اسم لری کدوین دنیلز امضا کردهاند
که با توجه به وضعیت سلامت روان .ایشان قابل بررسی است
علاوه بر آن، مامور بازجویی در بخش ابتدایی اعتراف
شرح دادهاند که افسران حاضر موجب وحشت آقای هال شده بودهاند
و ایشان در حضور ایشان از جواب دادن .به سوالات اولیه سر باز زدند
بدین صورت درخواست تجدید نظر .آقای هال پذیرفته میشود
.وکیل مدافع به اتاق من بیان
.داریم به موفقیت نزدیکتر میشیم، مامان - .آره -
چقدر وقت داریم؟
.یک ماه
.و جلسه دوم دادرسی رو توی برنامۀ کار قرار میده
اوه بیخیال، جدی؟
.موقعیت فعلی کین بدرد ما نمیخوره
.باید خیلی سریع پیش بره - .بهش گفتم آهسته اقدام کنه -
...اگر جلوی هال لو بره
.هال میترسه فاصله میگیره .بعد تموم
اما اگر خیلی کند عمل کنه هال آزاد میشه
برای خودش یک ون دیگه .و یه جعبه زیپ میخره
.هی لری
وقتی کارت تموم شد توی اتاق مربوط .به تجهیزات گرمایشی بهت نیاز داریم
.انگار تو رو فراموش کردن
.عذر میخوام
.به اسپرینگفیلد خوش اومدی
.جیبـت رو خالی کن
.خیلی خوب، لباس هات میره اونجا
.دنبالم بیا
.سرفه کن
.پاهات رو باز کن
.بفرما
.دنبالم بیا
.ده دقیقه دیگه وقت غذاست
کجاست؟
.فقط کافیه قطار دیوونه ها رو دنبال کنی، رفیق
.طاقت بیار
.هفته اول سخت ترین هفتهاس
اوضاعش چطوره؟
.خیلی خرابه
چقدر طول میکشه درستش کنی؟
.ماشین به مثابه یک انسان هست، آقای بردن
.باید بهش رسیدگی کرد
.و این مخزن آب گرم چندین سال بهش بی توجهی شده
.و این بی توجهی باعث شده همه جاش کثیف بشه
.هر شکاف، شیر و مهره کثیفـه
خب چقدر وقت میگیره؟
میخوای چیزی برات بیارم؟
.آره فقط یه ساندویچ
.باشه
.ممنون
منظورت چیه؟ .گورتو گم کن
.هی
چطوری میتونی این شکلی مشق بنویسی؟
.میتونم دیگه
چطور؟
وقتی نمرهام زیر 20 اومد .اون وقت یه مشکل حساب میشه
.برایان میلر
احساسـت نسبت به امروز چیه؟ خوب بود؟
.اگه جات بودم حتی از کملۀ "خوب" هم استفاده نمیکردم
میخوام یه نگاه دیگه به پرونده هایی که هال داخلش مظنون هست بندازم
اما میخوام پرونده روچ و .راتلر رو زیر ذره بین ببرم
توام به کارم شک داری؟
.نه، میخوام با هم کار کنیم
...تیری هست توی تاریکی - .وقت تلف کردنـه -
.تو خیلی ترسویی
چی؟
.باشه
.با من کارش کن
.خیلی خوب، شبت بخیر لارن
.نه .هی هی
من داخل پیش هال .یک نفر رو دارم
تو چی؟
.یک نفر رو داخل زندان دارم
یه پلیس؟
.نه، یه آدم معمولـی
.کاری که میکنی کار پلیسی نیست .از روی ناامیدیـه
.شبت بخیر
بله، ممکنه لطفاً من رو به زندانی شماره 8611167 وصل کنید؟
.جیمز کین
اون چیه؟ دونه شکلات؟
.پستهاس
!جیمی
.متوجه نمیشم
.شما باید سوابقاش رو داشته باشید .من دیشب باهاش حرف زدم
.خب، شاید اشتباه هجی می کنید ...ک.ی
...خیلی خوب
..خیلی خوب .میگین که منتقل شده
...شما
.صبرکن یه لحظه
من برای فهمیدنش باید به دادگاه برم؟
.اون رفته
چی؟ کجا رفته؟
.خوبه !خاموشی
.خیلی خب درب ها قفل میشه
.ممنون لری
.خواهش
شب بخیر لری
مترجمین: «علی محمدخانی» و «po0ya.Ef» کانال تلگرام: AliMK_Sub@ po0ya.sav@gmail.com :ایمیل
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.