Akan
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hawaiian
Hmong
Hungarian
Icelandic
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Samoan
Scots Gaelic
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swedish
Tajik
Tatar
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Zulu
وبسايت باليوود وان تقديم ميکند Bollywood1.co سفارشی از صاحب وردان
برترین های سینمای هند در بالیوود وان 1Bollywood1.INFO
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
تلگرام باليوود وان @Bollywood1official
اولین ترجمه ی کامل در تمام زبان ها
سال 1971
این داستان زمانیه که پاکستان به دو بخش تقسیم شده بود
پاکستان غربی
و پاکستان شرقی
پاکستان شرقی رو امروزه به اسم بنگلادش میشناسیم
مردم پاکستان شرقی از استبداد حکومت به شدت ناراضی بودند
همه به شدت دنبال آزادی بودند
در همین راستا افراد بیگناه زیادی با بی رحمی کشته شدند
هزاران مردم پاکستان شرقی برای فرار به سمت هند مهاجرت کردند
...با این حال
حکومت هند هم در تلاش برای آزادی پاکستان شرقی بود
...دو کشور همسایه
وارد جنگ با هم دیگه شدند
زندان سازمان اطلاعات هند، کراچی نوامبر 1971
"مادر بزرگ، حالا نوه تو بزرگ شده"
"...تنها چیزایی که مونده بود"
"دزد عوضی اونا رو برد"
Subtitle Created By Persian Bollywood1 WeBsite
زمانبندی و ترجمه : سپیده
این اثر بصورت شنیداری ترجمه شده است Bollywood1.Co
"رومئو، اکبر، والتر" ترجمه ای از وبسایت بالیوود وان
نه ماه قبل دهلی نو، هند
چند وقت پیش یه پروژه جدید رو شروع کردم
...که در این پروژه به دنبال شخصی بودم که
بدون اینکه توجهی رو به خودش جلب کنه
بتونه به آسونی خودش رو به اونجا برسونه
به عنوان یک مامور مخفی
بین تمام گزینه ها یکی از همه خاص تر بود
این شخص ...با تغییر چهره و هویت
میتونست کلید موفقیت ما باشه
و در آخر یک بیت شعر تقدیم میکنم
گوش کنید
عود یک سازه
که آهنگ ازش خارج میشه
درون رگ هم خون جریان داره که رنگش سرخه
این رنگ سرخ خون
...در هر رگی
همون رنگ رو داره
بفرمایید در بازه
عجب نمایشی اجرا کردی عوضی
برای این بنده نوازیت ممنونم عوضی
عالی بود اقای رومئو
گاهی وقتا حس نمیکنی که غیر از پول شماردن استعداد دیگه ای هم داری؟
ممنون
تو بالاخره یه چیزی توی من دیدی
بریم رومئو- ژولیت؟
مهمونی دیر میشه
پنج دقیقه
"اوه قلب من"
"اوه قلب من"
"بیا و این چهره رو ببین" "قلبم رو به لرزه در آورده"
"مثل طلا میدرخشه" "کاملا جادوییه"
"بیا و این چهره رو ببین"
"قلبم رو به لرزه درآورده"
"هیچکس مثل اون وجود نداره"
"همه با میل خودشون" "حاضرن برای اون بمیرن"
"چنان زیبایی داره" "که مثل خنجر توی قلب فرو میره"
"بودن در کنار تو، عالیه"
"اوه قلب من"
"قلب من رو کجا بردی؟"
"اوه قلب من" "قلب من رو کجا بردی؟"
"اوه قلب من" "قلب من رو کجا بردی؟"
"آهای عشقی که هر لحظه رنگ عوض میکنی" "وقتی که تو به سمت من میای"
"با اومدن تو من همه چیز رو فراموش میکنم"
"چشمات خیلی زیبا هستن"
"سرمه چشمات رو هم زیباتر کرده"
"میخوام که توی چشمای تو گم بشم"
"درست نگاه کن" "داره به تو اشاره میکنه"
"فقط من این رو نمیگم" "همه دارن میگن"
"بودن در کنار تو عالیه"
"اوه قلب من" "قلب من رو کجا بردی؟"
پارول؟
دو ماه بیشتره که میخوام این رو ازت بپرسم
فردا بریم فیلم ببینیم؟
قول میدم دستتو نگیرم
پس میخوای دست کی رو بگیری؟
"به تمام رنگ ها نگاه کردم"
"دستام پر از ستاره های خوشبختیه"
"بودن در کنار تو عالیه"
"اوه قلب من" "قلب من رو کجا بردی؟"
"اوه قلب من" "قلب من رو کجا بردی؟"
"اوه قلب من" "قلب من رو کجا بردی؟"
مامان؟
نخوابیدی؟
گفته بودم که دیر میام
چرا بیدار موندی؟
!مامان
مامان دوست داشتنی من
فیلم بازی نکن
غذا خوردی؟
مامان
اگر مجبور بشم یه روزی ترکت کنم چی؟
پاشو- چی؟-
پاشو
تکون نخور
مامان؟
خودت غذا خوردی؟
تا حالا بدون تو چیزی خوردم؟
برای منم گرم کن
بعدی
بعدی
بعدا میبینمت
تو از کجا وقت گیر میاری که بری تئاتر بازی کنی؟
مدیر شما رو صدا زدن
بفرمایید
یه لیوان چایی ام به من بده
مرخصی که خواسته بودی چی شد؟
میبینی که فعلا قوری چایی دستمه
...آقای شرما
دستا بالا
کلیدا کجاست؟
تکون نخور
کلیدا کجاست؟ نشنیدی؟
بگو کلیدا کجاست؟
بگو کلیدا کجاست- دستا بالا-
دستتو ببر بالا
کلیدا کجاست؟ دستتو ببر بالا
دستا بالا کلیدا کجاست؟
پارول زنگ بزن به پلیس
بیا
از راهول به ویس
هدف در اختیار ماست
تکرار میکنم هدف رو داریم خارجش میکنیم، تمام
رومئو معروف به رحمت الله علی
بازپرس ارشد، سرگرد گلریز علی
در جنگ سال 1950
به شهادت رسیدن
...بین عوامل پیروزی جنگ
بابات بزرگترین قهرمان بود
برای اینکه تو پا جای پای اون بذاری
میخواستی که به ارتش ملحق بشی
...اما مادرت
بعد از مرگ پدرت جلوی تو رو هم گرفت
کلیدا کجاست؟ دستا بالا
تبریک میگم
آزمون نهایی رو قبول شدی
شریکانت رای
مدیر
محقق و تحلیلگر عملیات
ما برای سازمان امنیت ملی هند کار میکنیم
...شما
...همه اینا
من میخوام تو رو ...برای چنان نمایشی آماده کنم
که میتونه آینده هند رو تغییر بده
میخوام که به کشورت خدمت کنی
به سرویس مخفی ملحق شو
میدونم که گرفتن این تصمیم برای تو راحت نیست
مادرت همه چیز توئه
مادرت دلیل زندگی کردنته
...اما این حقیقت هم وجود داره
خون شهید گلریز علی توی رگهای تو جریان داره
کسی که از این کشور محافظت میکرد
رومئو
این کشور امروز بهت احتیاج داره
امروز ورزشت زودتر تموم شد؟
بله مامان
بابات ما رو با خودش برد دهلی
روز 26 ژانویه بود
...هنوز شیپور جنگ زده نشده
بابات برای خدمت کردن، آماده بود
مامان من ترفیع گرفتم
بانک میخواد برای چند ماه منو بفرسته یه شهر دیگه
برای آموزش
یه شهر دیگه؟
...پس
بعد رفتن تو من چیکار کنم؟
فقط چند ماهه
بیا غذا بخوریم
تلگرام باليوود وان @Bollywood1official
ما در حال مبارزه با پاکستانیم
برد و باخت ما توی جنگ فقط به یه چیز بستگی داره
اطلاعات
که چه نقشه ای رو کی و کجا میخوان پیاده سازی کنن
کارت اینه که این اطلاعات رو به ما برسونی
دفتر اصلی سازمان جاسوسی هند دهلی نو
بیا داخل
به خانواده خوش اومدی
این پرکاربردترین وسیله برای توئه وسیله مخابره اطلاعات بدون سیم روسی
اینجا برای من خیلی خاصه
یکی توی مغول اباد و یکی هم اینجا
دارم نگاهت میکنم
اما چیزی رو که من میبینم تو هم میبینی؟
مغزت برای هر قفلی باید یک کلید داشته باشه
باید با یک بار نگاه کردن همه چیز رو حفظ کنی
راجع به بچگیت بیشتر برام بگو
...من و بابام
من فکر کنم شما بیشتر از خودم راجع به بچگی من اطلاعات دارید
چی بگم؟
بابا علاقه زیادی به ردیابی داشت
...و مامان
چیزی دیدی؟
فیات سفید دی ان بی 7172
تا الان دو بار رد شده
خوبه
دفتر نخست وزیر دهلی نو
روزت بخیر ریحانا- روز بخیر-
تنظیم کننده خبر رادیو در رابطه با جنگ ویتنام
خیلی عالی بود- ممنون-
هیچوقت فکر نمیکردم که کارای من رو دنبال کنید
باید دنبال کنم
شما قدرت این رو دارید که به ذهن ها جهت بدید
چی شده؟ صبح به این زودی اینجا؟
خانم مصاحبه دارن
اوه، خوبه الان پس سر حاله
خوبه
بعدا میبینمتون- همچنین-
یک ماممور معمولی رو برای کار اطلاعاتی در نظر دارید
...به ویژه برای همچین ماموریتی
جناب سروی، گاهی اوقات برای انجام ماموریت های بزرگ
باید یک مقدار ریسک کرد
اما به چه قیمتی؟
شما به خاطر این پروژه دارید مسائل شخصی رو هم وارد میکنید
چرا؟ متوجه نمیشم
باشه
من امضاش رو انجام میدم
چون شما از قبل تاییدیه خانم رو گرفتین
...اما حتما یادداشت میکنم که
...تمام مسئولیت این پروژه با شما و
فقط با شخص خودتونه
ممنون
من از افسران ارتش انگلیس بودم
بعد از استقلال ارتش هند یک گروه تشکیل داد
رومئو
...ما از دسته اون آدم های خوش شانسیم که
که فرصتی رو گیر آوردیم تا به این کشور خدمت کنیم
همیشه از این فرصتت استفاده کن
قراره به یک ماموریت مخفی فرستاده بشی
...جایی که باید همیشه یادت بمونه
که همیشه تحت نظری
...اگر بهت بگم که چاییت سرد شده
در واقع منظورم اینه که نیازی نیست این چایی رو بخوری
کسی حرفش رو مستقیم به تو نمیزنه
تو باید منظورش رو متوجه بشی
درکش کنی
اگر متوجهش نشم؟
همیشه به غریزت اعتماد کن
اینطوری راه درست رو برای رسیدن به هدفت، راحت تر پیدا میکنی
من همیشه کنارت هستم
موفق باشی
مرز پاکستان کتلی
برگه شناسایی
برگه شناسایی
فکر کردی با یه کاغذ میتونی هویتت رو پنهون کنی؟
هندیا مشخصن ببریدش بیرون
خوب بگردینش
کارت شناسایی
رومئو دیگه وجود نداره
از این به بعد اون اسم وجود خارجی نداره
هویت جدید تو اکبر مالک
اکبری که یک پاکستانی اهل کشمیره
هشت سال پیش موقع عبور از مرز مادر و پدرش کشته شدن
از هند و ارتش هند متنفره
اکبر توی هتل پاکستان معاون مدیره
یک شخثیت مهم از کراچی، برای انجام کاری قراره بیاد و در این هتل اقامت کنه
اسحاق آفریدی
یکی از تامین کننده های مهم تسلیحات ارتش پاکستان
آدم خاص رئیس ارتش پاکستان
و کلید گاو صندوق تو
ممنونم
اکبر مالک
سلام
دومین حمله اسحاق آفریدی در طی چهار ماه گذشته
بر اساس گزارشات مشخص شده که ...مسئول این حملات
تنها یک شخص است تنها پسر اسحاق آفریدی، نواب آفریدی
این چیه؟
انگشتات چطوری بریده شدن؟
راستش یه مقدار به بادبادک بازی علاقه دارم
داشتم بادبادک بقیه رو مینداختم که انگشتام برید
منم خیلی دوست دارم بابادک بازی کنم
فرصت شد بازی میکنیم
...بعد میبینیم که
کی به آسمون حکومت میکنه
حتما انشالله
ببخشید قربان
وقت سرویس دهی آشپزخونه تمومه
و در واقع مواد غذاییش تمم شده
باشه اشکال نداره
جناب آفریدی
...اگر ناراحت نمیشید من
...برم بیرون و برای شما
کجا میخوای بری؟
همین نزدیکیا
توی کوچه رسول، یه عمویی مغازه داره
...و غذاهای اون
!تو که جاسوس نیستی
همه علایق منو خیلی خوب میشناسی
تو معاون این هتلی؟
بله آقای آفریدی
خونه من اون بالاست
خیلی نزدیک به مرز زندگی میکنی
بله
پدرم توی اون زمین کار میکرد
توی هندوستان؟
نه
توی کشمیر
این هندوستان ما رو از خونمون جدا کرد
پدر و مادرت چی؟
هشت سال گذشته
بیا سیب ببر
سیب دارم سییییب
سیب دارم سیییب
سیب بخر داداش سیب
سیب بخر داداش سیب
جناب آفریدی
اونا تا اینجا هم رسیدن تا کی باید ساکت بمونیم؟
خداروشکر تو خوبی
بیمارستان دولتی بهتر ازت مراقبت میکنه
و حتی پلیس هم نمیذاره کسی داخل بشه
...از کارکنان هتل شنیدم که
قبل از این اتفاق از کارت استعفا داده بودی
جیتار سالک میخواست یه هتل دیگه باز کنه
میخواست منو بفرسته به خارج از کشور
ولی من نمیتونم که از پاکستان جدا بشم
...با من
کار میکنی؟
توی کراچی؟
روشن کردن سیگارم
یعنی استحاق آفریدی داره میاد سمت شما
کراچی پاکستان
بعد از رسیدن به کراچی، قبل از هر چیز باید به دیدن یه نفر بری
به اسم جوکر معروفه
این یه اسم نیست یه موقعیه
اون سردسته شبکه اطلاعاتی داخل پاکستانه
اینکه کار اصلی جوکر چیه فقط من میدونم
اکبر مالک؟
تا پنج دقیقه دیگه بازار قریشی
این بسته سیگار برای افراد ضروریه
...فقط موقعی ازش استفاده کن
که پوششت در خطره یا با مقامات بالا ملاقات کردی
برای حفاظت از شبکه اطلاعاتی من باید این ملاقات مخفی بمونه
تمام قدمهای بعدی تو توی جعبه سیگار موجوده
این اولین و آخرین ملاقات ماست
میتونم اسمت رو بدونم؟
یه نصحیت بهت میکنم
هر فکری رو که به ذهنت میاد
سریع نیار سر زبونت
اینطوری بهتر زندگی میکنی
خداحافظ
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
این سیبا چند؟- کیلویی هشت تومن-
یک کیلو بده
داداش اکبر
اسم منو از کجا میدونی؟
چرا تعقیبم میکنی؟
به من گفتن که دنبالت باشم
من فقط مراقبت بودم اکبر
که کسی دیگه ای بعد از ملاقات با جوکر تو رو تحت نظر نداشته باشه
تو مدثری؟
آره من بخت برگشته مدثرم خدمتکارت
خدا خیرت بده داشتم تلف میشدم
بفرمایید
بفرمایید این دفتر شماست
تو راجع به جوکر چی میدونی؟
هرچی کمتر راجع به اون بدونید
برای سلامتیتون بهتره بفرمایید
اینجا دفتر شماست
اینم دستگاه انتقال اطلاعات شما
بفرمایید
اینو بگیرید
نگهش دارید
برای حفاظت از خودتونه
خدانکنه که روزی مجبور بشید استفاده کنید
بیا داخل
جوکر پیام فرستاده
اسب ها آماده مسابقه دادن هستن
گرفتمت
بیا بشین
به لطف خدا یه معامله خیلی بزرگ قراره انجام بدیم
یه قرار داد مهم بهمون پیشنهاد شده
...به همین خاطر
باید تا هفت روز آینده به پاکستان شرقی برسم
باقی جزئیات داخل اینه
خوبه
اسلحه ها به پاکستان شرقی تحویل داده خواهد شد
همچین قراردادی چطوری انقدر راحت به دست آفریدی میرسه؟
مشکلش چیه؟
رئیس ارتش پاکستان ژنرال جهانگیر عالم
پشت هر معامله اسحاق آفریدی اون هم حضور داره
از روابط بین اینها بیشتر از همه دو نفر ضرر میکنن
یکی پسر خود آقای آفریدی نواب آفریدی
و دومیش
توی پاکستان در حال حاضر دو تا مقام ارشد هست
رئیس بخش اطلاعات پاکستان ژنرال قاضی علی
این دو تا با هم دوست شدن
...و هر دوتا
در تلاشن که ببینن ... چه وقت میتونن جای رئیس ارتش
و اسحاق آفریدی رو تصاحب کنن
رئیس؟- بله؟-
اکبر پیام فرستاده
قراره یه محموله بزرگ اسلحه تحویل داده بشه
شما باید به واحد اطلاعات هم خبر بدید
...در پاکستان شرقی
از دو واحد پاکستانی در 23 ام فوریه اطلاعاتی به دست آوردن
...به نظر میاد که
پاکستان داره آماده جنگ میشه
همه چیز کاملا واضحه
نقشش چیز دیگه ایه
جاوید مراقب باش
داداش آفاق؟- چیه؟-
...این نیروهای ارتشی ...توی دفتر ما
سربازای ژنرال جهانگیرن
...ژنرال اینجا؟
مراقب باشی چیزی کم نباشه
بی بی؟
بی بی؟
شما برو بیرون رو تمیز کن
...آقای صدیقی بدون اجازه من
...جناب آفریدی من داشتم با آقای صدیقی
باشه بعد
آقای صدیقی من بعدا با شما صحبت میکنم
با اجازه
بفرمایید
چند ساعت بعد
ممنونم
مغزیات تازه دارم مغزیات تازه داداش
به منم یه بسته بده داداش
بفرمایید داداش
مغزیات تازه
در روز سالگرد هندوستانی ها
جایی که گوتام بودا متولد شده
دوم اکتبر
نزدیک نپال
پیغام جوکر رسیده
اکبر میخواد منو ببینه
فرودگاه پاکستان
...اخبار رسیده که
در بدلیپور هزاران نفر در حال آموزش نظامی هستن
مردم عادی اسلحه به دست گرفتن و خواستار آزادی پاکستان شرقی شدن
نپال
فرودگاه هند
هوای بیرون طوفانیه
...توی این هوای طوفانی
یک همسفر لازم میشه
دلیل خاصی از ملاقات من داشتی؟
!مامان
...فردا هر اتفاقی بیوفته
باید همیشه از مادرم مراقبت کنی
بهت قول میدم
همیشه هوای مادرت رو خواهم داشت
قراره وضعیت پاکستان شرقی بدتر هم بشه
ارتش هند بدلیپور و اطرافش رو در اختیار گرفته
...ارتش هند
داره توی بدلیپور به مهاجران آموزش میده
...برای مقابله با ما توی این جنگ
هندوستان از طریق بدلیپور خودش رو وارد مساله پاکستان شرقی کرده
در کنار رودخانه مرزی بدلیپور ...یک روستای کوچیک هست
که راه تامین مهمات شده
حناب آفریدی
وقتی یه زخمی به عمق استخون برسه باید اون عوض رو قطع کرد
ما برای تموم کردن کار بدلیپور از قدرت غرب استفاده میکنیم
...به این ترتیب
در پایگاه هوایی عبدل آباد پاکستان شرقی
نا قافل به دشمن حمله میکنیم
و متوقفشون میکنیم
...فقط
با این کار بدون اینکه جنگی رو شروع کنیم در نطفه دشمن رو نابود میکنیم
ما تمام برنامه ریزی ها رو انجام دادیم
اونها حتی اگر بخوان هم نمیتونن کاری انجام بدن
بعد از انجام این عملیات ...اثری از دولت پاکستان
یا ارتش پاکستان در برابر دنیا وجود داشته باشه
...من میخوام
برای انجام این عملیات شما به ما کمک کنی
...ما هواپیمای داکوتایی
...بمب های انفجاری
و یه خلبان غیر پاکستانی لازم داریم
عملیات بدلیپور
خیلی مهمه
و یه عملیات فوق سریه
ساعت 11 شب تاریخ 20 نوامبر
یعنی شب دیوالی هندوستان عملیات انجام میشه
...اینبار شب دیوالی این کافرا
ما غوغا به پا میکنیم
...یعنی اون قراردادهای ارتش
و دوستی اونها
تمامش یک رد گم کنی بوده
تمام حواس ما به روستاها بود
و اون غربی ها داشتن نقشه تخریب بدلیپور رو میکشیدن
حرکت هوشمندانه ایه
رئیس؟- بله-
بیگناهای زیادی کشته میشن
و تعدا ارتشیای ما اونجا بیشتر از مردم عادیه
این مثل حمله به ماست
تقریبا
ولی نه کاملا
از لحاظ فنی این زمین متعلق به اونهاست
...و تو میدونی که ما جنگ رو
ریحانا کاظمی؟
سریعا
نقشه اینه که حواس دنیا رو به این سمت جلب کنیم
بیست نوامبر
کنفرانس خبری میذارید؟
...دو روز قبل از دیوالی
عالیه
سلام ریحانا نظرت راجع به چایی چیه؟
اینجا نه
یه مقدار خصوصی تر باشه بهتره
ریحانا
میخوام بزرگترین داستان توی حرفه کاریت رو بهت بدم
اتفاقی که سه روز پیش توی ...دانشگاه داکار افتاد
بیست و پنج دانشجو به دست یه سرباز پاکستانی کشته شدند
...توی این فایل
تمام جزئیات موجوده
میتونم ببینم؟- حتما-
این اولین داستانیه که از پاکستان شرقی خارج میشه
این خیلی بزرگه
این برای تمام دنیا جذابه
بذارید روش کار کنم
آقای شریکانت
...ریحانا
...میخوام که این خبر رو
دو روز قبل از دیوالی چاپ کنی
نه یه روز دیرتر نه یه روز زودتر
زمانش خیلی حیاتیه
حتما
روش کار میکنم مرسی شریکانت
خواهش میکنم
!آواستی
با انتشار این خبر
تمام حواس دنیا به سمت پاکستان جلب میشه
شبکه 5 بی بی سی
همه این خبر رو پوشش میدن
پاکستان تحت فشار رسانه ها قرار میگیره
...با این وجود حتی اگر
اتفاقی برای اهالی بدلیپور ... یا هندوستانیا بیوفته
براشون یه آبروریزی دیپلماتیک به وجود میاره
...و برای جلوگیری از این آبروریزی
فقط یک راه براشون میمونه
توقف حمله به بدلیپور
بعد از خبر
حرفای زیادی برای گفتن دارن
برای حاضر شدن در برابر دنیا
باید به این آتیش سوخت اضافه کنیم
بله رئیس
مادر جان بازم ترفیع گرفته
هم خونه بهش دادن هم کار بهتر
همه چیز خوبه
همین؟
ننوشته که کی برمیگرده؟
به زودی میام
از آخرین کتکی که ازت خوردم خیلی وقته گدشته، نه؟
!خدایا
عمرش رو طولانی کن
اکبر مالک؟
تو باید با ما بیای
خوش اومدی داداش اکبر خوش اومدی
قبل از هرچیز ازت معذرت میخوام اینطوری آوردمت اینجا
...ولی حقیقتش اینه
بی صبرانه منتظر دیدارت بودم
من نواب آفریدی ام
بفرمایید
اشکال نداره جناب نواب
به این بهونه، ملاقاتتون کردم
لطف دارید
تو همچین قلب بابای من رو مال خودت کردی که اون کاملا من رو فراموش کرده
خیالتون راحت باشه نمیخوام بگم که دیگه نباید باهاش کار کنید
...فقط یک مقدار
جزئیات قراردادهاش و ملاقات های شخصیش رو با من درمیون بذارید
باشه؟
در عوضش هرچی بخواید بهتون میدم
جناب نواب
...فروختن اعتمادی که یکی به من داره
توی ذات من نیست
هرطور که خودت صلاح میدونی
ولی کسی نباید از اومدن شما به اینجا، خبردار بشه
...وگرنه قسم میخورم
انتقام میگیرم
خداحافظ
خداحافظ
جناب نواب
شاید این پاکت رو فراموش کرده باشید
ممنونم
در واقع میخواستم اینو به اتاق 117 بدم
اگر شما بدید خیلی لطف کردید
چشم جناب نواب حتما
...و راستی
فردا حتما شما هم تشریف بیارید
یه مهمونی کوچیک گرفتم
خونه شخصی خودم- بله-
برو داداش رحمت
تو؟
تجربه ی سینمای هند در سایت بالیوود وان Bollywood1.Co
الو؟
بله قربان
بله فردا میام
فردا میبینمتون
همونجا ملاقاتتون میکنم بله
خداحافظ
اینو جناب نواب آفریدی برای شما فرستادن
ممنونم
خداحافظ
"از من قبول کن"
"ازت خواهش میکنم"
"اگر با تو درد و دل نکنم"
"دردم رو به کی بگم؟"
"دستهای خالیم رو به سمت درگاهت دراز کردم"
"غیر از تو، به در خونه کی برم؟"
جناب نواب
به دعوت شما ایشون تشریف آوردن
ایشون منشی دفتر سفارت هستن
خانم شرادا شرما
"رسول الله به اهالی خونش کمک میکنه"
"خدایا تو حقی" "خدایا تو همه چیزی"
"تو رسول خدایی"
"خدا تو رو دوست داره"
"تو پیامبر نبی هستی"
"ای رسول الله"
"یا رسول الله"
"یا رسول الله"
"یا رسول الله"
"با یادت تو اشک از چشمم جاری میشه"
...دلیلت برای کار توی بانک
!فقط من بودم
تو تحت حفاظت من بودی
"با یادت تو اشک از چشمم جاری میشه"
"اگر تو غم من رو از بین نبری" "کی این کار رو میکنه؟"
...ولی اون شنود توی اتاق هتلت
عادیه
هر دیپلمات هندوستانی، تحت نظره
هدف اصلیت از اومدن به اینجا؟
تو یه همسفر توی این فصل احتیاج داشتی
"جهان در هر لحظه در حال تغییره"
"کی میدونه که الان چه کسی اینجا راست میگه" "یا چه کسی دروغ میگه؟"
"دنیا با اون چیزی که من میبینم متفاوته"
"مسافر روی آب، چه خبر از اعماق دریا داره"
تو باید همچنان حواست به اسحاق آفریدی باشه
ارتش پاکستان و سازمان جاسوسیشون با من
من حواسم به هر حرکت اونها هست
ما تحت هر شرایطی باید جلوی عملیات بدلیپور رو بگیریم
"رسول الله تو محبوب خدایی"
"رسول الله تو دوست همه انسانهایی"
"تو کسی رو دست خالی برنمیگردونی یا رسول الله"
"رسول الله تو محبوب خدایی"
"یا رسول الله"
"یا رسول الله"
"یا رسول الله"
"پیامبر پاک، رسول الله"
رومئو علی
قبول دارم آقا
حکومت شما کار درستی کرد که شما فرستاد اینجا
منو بیخیال شو راجع به خودت بگو
چرا یه پاکستانی اینکارا رو برای هندوستان انجام میده؟
چیکار میکنم؟
دارم کشورم رو از دست احمقا نجات میدم
در واقع
ما لاهوریا، عقلمون ناقصه
لب مرز، توی خونم مشروب درست میکردم
دولت دستگیرم کرد
...از اون موقع
...جوکر
هرچی بگه انجام میدم
تا حالا فکر نکردی که از این خارج بشی؟
چرا فکر کردم
...در واقع
..اگر اونا حتی احساس کنن که
... به کارشون نمیام
با یک تیر، کارم رو تموم میکنن
...و من
...این
...این رو
نمیتونم این رو توی این دنیا تنها بذارم و برم
امشب هیچی نخوردی
میرم یه چیزی بیارم
لباسات رو گذاشتم روی تختت
این ازت مراقبت میکنه
مامان پیرت رو فراموش نکن
تو تنها پسر منی
!مامان
تا حالا فکر کردی که بری و بازیگر بشی؟
!میزنمتا
دفتر اصلی سازمان اطلاعات پاکستان اتاق نظارت
قربان اینو ببینید
الو؟
بله قربان
بله من فردا میام
فردا میبینمتون
اینو جناب نواب آفریدی براتون فرستادن
!یک لحظه
!عادل- بله قربان؟-
یک بار دیگه پخشش کن
بشین
تو؟
نگهش دار
این خانومه کیه؟
ایشون شرادا شرما یه دیپلمات هندوستانیه
کی اومده؟
دو شب پیش اولین باره میاد
پخشش کن
بله قربان
بله من فردا میام
تو؟
این قسمتش رو دوباره پخش کن
تو؟
این شخص این خانوم رو از قبل میشناخته
ممنونم
کافیه
...جناب آفریدی
...من دیروز- نواب رو ملاقات کردی-
و اون احمق میخواسته که تو رو بخره
اکبر اون از اولشم مرد نبود
...ولی آره
...کسی اون رو
یه نواب قدرتمند فرض کرده انگار که مرد شده
...شما- پدرشم-
اکبر
...من تو رو
یه طور دیگه میبینم
همونطوری که میخواستم پسرم رو ببینم
سلام جناب نواب
به به سلام
بفرمایید
اقبال دو تا لیوان چایی بیار
...جناب نواب
دیروز توی هتل، شما کسی رو برای رسوندن نامه فرستادین؟
بله اکبر مالک
چرا؟
اکبر میخوام یه کار مهم رو بهت بسپارم
یک هواپیمای داکوتایی بمبهای انفجاری
...و
خلبان غیر پاکستانی
...اینا
باید قبل از 20 نوامبر آماده بشن
چشم
اکبر مالک
یک پاکستانی- کشمیری
توی کراچی در دفتر آقای آفریدی کار میکنه
و طوری کار میکنه که ...در عرض سه ماه
شده از عوامل رده بالا
!خان
...تمام این چیزهایی که داری در موردش میگی
ممکنه فقط شک تو باشه- !قربان-
وقتی کسی انقدر با سرعت پیشرفت میکنه حتما یه جای کارش میلنگه
من فقط میخوام که تحت نظارت شدید باشه
بهم اجازه بدید
میدونی که به خاطرش باید از مقامات اجازه بگیرم
و این از افراد خاص اسحاق آفریدیه
و ژنرال جهانگیر و اسحاق آفریدی دوستای نزدیک هستن
این کار راحتی نیست
قربان یکم به حرفای من دقت کنید
توی سه ماه؟
در عرض سه ماه شده دست راست اسحاق آفریدی
باشه فقط تحت نظارت الکترونیکی باشه
نه نظارت فردی
و مراقب باشید
شخص دیگه ای خبردار نشه
بله قربان
ناتش- بله قربان؟-
توی دفاتر، ساختمون آفریدی دستگاه تشخیص فرکانس بالا کار بذار
و تلفن اکبر مالک هم شنود بشه
سریعا
نه اونجا نه
بذاریدش کنار در
اکبر؟
ما نمیتونیم همدیگه رو اینجا ببینیم ...تو که میدونی بیرون
من باید برای عملیات بدلیپور یک سری مهمات اساسی رو فراهم کنم
کارت خوب بود
چه لزومی داشت این همه ریسک کنی؟
میتونستی برام بفرستیشون
دیدن نزدیک بعضی آدما احساس متفاوتی داره
خانم اینا آمادست
بله الان میام
باید برم
رومئو علی اسمش همین بود نه؟
بله
این مامور شما کارش رو خوب انجام داده
کارش توی عملیات بدلیپور عالیه
ولی این پیشرفتش رو که میبینم ...احساس میکنم که
خیلی باید به اونها نزدیک شده باشه- دقیقا-
میتونیم بهش اعتماد کنیم؟
در واقع اون خودش مسلمونه
و شما میدونید که اینروزا مسلمونهای زیادی ...در هندوستان هستند که
...جناب سروی
اون برای من فقط یه هندوستانی نیست
حتی فقط یه هندو یا مسلمون هم نیست
هرطور که میخواید فکر کنید
اما یه سوال...
اون چه طرز فکری داره؟
خواهیم دید
سلام- سلام-
من خیلی وقته منتظرم بفرمایید لطفا
این زیادی خطا داره
باید درستش کنید
سلام- سلام-
اینا نیاز به تایید دارن
کارای خلبان و هواپیما انجام شده
برای نشون دادن وطن پرستی
پول اهمیتی نداره
یه موضوع مهم اکبر
یک مقدار تغییر توی تاریخ هست
...حالا هواپیماها به جای بیستم
صبح 19ام باید توی فرودگاه عبدل آباد باشن
و 19ام شب
...سر ساعت 10 شب باید
چشم
ساعت هشت شده
نواب ناریندار حتما متوجه شده
انفجار در شب 19 ام؟
...بر اساس نقشه مقامات
...رسانه ها خبر ما رو
روز بیستم منتشر میکنن
ولی اینا قبلش کار خودشون رو انجام بدن
...یعنی
...تمام نقشه هامون
یه نفوذی داریم
تمام اطلاعاتمون درز کرده
برای همین، به جای بیستم قراره 19 ام عملیات انجام بشه
...اما رئیس
در رابطه با نقشه رسانه ای ما ...غیر از ما دو تا، فقط
...ببخشید
امنیت ملی
شما...اینجا؟
با دستور کی؟
وزارتخانه
شما بازداشتید
عجب بارونیه
خیلی عجیبه
...برای اینجا
...جاهای دیگه هم هستن که
توی این فصل بارون شدیدتری دارن
رئیس؟
...ریحانا کاظمی- ...آواستی-
سریع برای من با دفتر شرق یه قرار ملاقات فیکس کن
کلکته؟- آره-
راجع به داستان رسانه ای چی؟
...ریحانا کاظمی- بیخیالش شو-
...پاکستان شرقی
نمتونه هیچ کاری انجام بده
...و چیزی که ما نقشش رو کشیدیم
باید کاملا خلافش عمل کنیم
بذار اون خبر از طرف پاکستان شرقی منتشر بشه
باشه رئیس
کار بعدی چیه؟
هیچی
وقتی کسی باورت نداشته باشه برنده میشی
ملاقات یهویی این وقت شب؟
از مقامات خبر رسیده
برای توقف عملیات بدلیپور، هر نقشه ای که داشتیم، باید متوقفش کنیم
...اما- میدونم-
فقط 5 روز تا عملیات بدلیپور مونده
...اما مقام ارشد خیلی واضح- بس کن-
میدونم
امشب برام خیلی مهمه
روز تولد مامانمه
و هیچ چیز درست پیش نمیره
...اگر پاکستان متوجه کارای من بشه
...ولی نباید در مورد تو
نباید اتفاقی برای تو بیوفته
دفتر اصلی وزارت اطلاعات پاکستان کراچی
قربان
کی؟
مختصات؟- سی و چهار درجه شمالی،67 درجه شرقی
بیا
بیا داخل
!قربان
قربان دیشب ساعت هشت شب دستگاه سیگنال های قوی رو دریافت کرده
یه پیام برای هندوستان فرستاده شده
موقعیتش رو پیدا کنید
انجام شد قربان
پیام از لیقات آباد فرستاده شده
بله قربان لیقات آباد
اکبر مالک اونجا زندگی میکنه
خواهر منکه دروغ نمیگم
...و به خدا قسم
خانم
اینا برای شما رسیده
!قربان
بله؟
تلفن دفتر اکبر داره زنگ میخوره
تلفن از کجاست؟
بیرون سفارت هندوستان
تلفن رو بردار
تلفن رو بردار
داداش جان
امضای شما رو میخواد تاییدش کنید
اینجا
الو؟
...فرمانده
جواب بده
چی شده؟
یکی داره رفتن شما رو به اکبر اطلاع میده
نزدیک سفارت هندوستان
دقیقا بیرون سفارت
نیروهای اطلاعاتی دارن میرن سمت لیقات آباد
تلگرام باليوود وان @Bollywood1official
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
اکبر مالک؟
خونه تشریف ندارن
...قر ...قربان
گوش کنید قربان
اونجا طارق- قربان-
اونجا
قربان چیکار میکنید؟- اونجا رو بگرد-
قربان قضیه چیه؟
ایشون به دیدن فیلمها و موسیقی هندوستان علاقه دارن
واقعا؟- بله-
برو کنار
با اجازه کی دارید اینکارا رو میکنید؟
اکبر مالک؟
با ما باید بیاید دفتر مرکزی میخوان چندتا سوال ازتون بپرسن
حکمت رو نشونم بده
حکم؟
پلیسا نیاز به حکم دارن
رئیس
جوکر پیام فرستاده
پای اسب شکسته
ممکنه که کارش تموم بشه
پنج و چهار ساعت تا حمله به بدلیپور
اکبر مالک؟
بیا
بشین
چراغو روشن کن
باید بدونی این چیه، نه؟
تست دروغ سنجی
دستگاه تشخیص دروغ
نه؟
بذار ببینیم چطور کار میکنه
دست من چندتا انگشت داره؟
پنج تا
اون یکی دستم؟
پنج تا
اسمت چیه؟
اسمت چیه؟ اسم واقعیت
اسمت چیه؟
اکبر مالک
تو برای اولین بار شرادا شرما رو توی هندوستان دیدی؟
نه
تو یه مامور هندی هستی؟
نه
تو با دهلی ارتباط داری؟
نه
خانودات توی دهلی هستن؟
نه
"مادر بزرگ، حالا نوه تو بزرگ شده"
نه قربان تا حالا که هیچی
ولی همه چیز رو میگه فقط بهم فرصت بدید
تو نمیتونی از بازجویی درجه سه استفاده کنی
تو شرایط رو میدونی؟
قربان؟
...من مطمئنم- خان؟-
مهمه که منتظر وقت مناسب باشی
آزادش کن
بدن ما نسبت به حقیقت و دروغ دو نوع متفاوت واکنش نشون میده
وقتی دروغ میگیم، استرسمون زیاد میشه و گیر میوفتیم
برای شکست دادن این دستگاه یک راه وجود داره
درد
دست من چندتا انگشت داره؟
پنج تا
با درد، تنش بدن زیاد میشه
گفتن حقیقت یا دروغ، فرقی نمیکنه
و ماشین از کار میوفته
بیخیال زخماتون بشید آقا زود خوب میشن
به هرحال کلنل خان انقدر سریع بیخیال نمیشه
ولی جوکر الان برای شما خطرناک تره
...چونکه اون میدونه
که حالا تحت نظارت وزارت اطلاعاتی
من با دهلی تماس میگیرم
که چی بشه؟
به خاطر یه نفر تمام شبکه رو به خطر میندازن؟
...آقا
الان فقط یه راه فرار داری
اسحاق آفریدی
نمیذارم دیگه همچین اتفاقی برات بیوفته
هیچیت نمیشه
دفتر مرکزی ارتش کراچی
اکبر یه وطن پرسته
یه فرشته که حاضر جون خودش رو برای نجات بقیه، به خطر بندازه
چه کارا که باهاش نکردن
شکنجه های در حد جاسوسا
کی پشت این قضایاست؟
جناب ژنرال
وقتی ازش حرف میزنم قلبم آتیش میگیره
...بچه من
کسی که از خون خودمه
!نواب
...و اون
به خاطر شک یه آدم نادرست
از طرف آقای قاضی اذیت شده
منظور؟- اکبر آدم خاص منه-
...اونا
...با نزدیکان من و شما
کار خیلی بدی کردن
...قاضی- سلام قربان-
شما از کی شروع کردی بدون اطلاع از مظنونت بازجویی سطح بالا میکنی؟
اونم بدون اجازه من- نه قربان-
بدون اجازه شما هرگز
پس با اجازه کی همچین کاری با اکبر مالک کردین؟
....قربان اون
معذرت میخوام من اطلاعی نداشتم
پس شما سریعا بررسی میکنید
و تا فردا ساعت 9 صبح به من گزارش میدید
راس ساعت 9- بله قربان-
کلنل خان رو بفرست داخل
سریعا- بله قربان
سی و دو ساعت تا حمله به بدلیپور
داداش اکبر
شما این بازی رو برنده شدی
اسحاق آفریدی منو مثل پسر خودش میدونه
...و من
داداش
...یه چیزی رو خوب توی مغزت فرو کن
که تو اکبر مالک نیستی رومئو علی هستی
آره
خدا نکنه که یه وقت روابطت رو فراموش کنی
توی دردسر میوفتی
نگه دار
بفرمایید
داداش چرا همه مغازه ها بستن؟
مگه شما خبر رو نشنیدی؟
خبر خیلی دردناکیه
ساعت دو بامداد امروز، دو نفر کشته شدن
ژنرال جهانگیر در اثر یک انفجار در دفتر ارتش، کشته شدن
و همراه یکی از دوستان نزدیک ایشون
اسحاق آفریدی هم کشته شده
هنوز مشخص نیست که هدف از انجام اینکار چی بوده
فعلا اسم اکبر مالک به عنوان مسئول حمله اعلام شده
کسی که برای هندوستان جاسوسی میکنه
گیر افتادی
اکبر مالک
فارق- قربان؟-
برو بگرد
برید بیرون بیرون
اینجا نیست قربان انگار در رفته
چی؟
همینجاست
عوضی
...اکبر مالک
تا کی در میری؟
رئیس سازمان جاسوسی پاکستان ...ژنرال قاضی علی
به عنوان رئیس ارتش پاکستان اعلام شده
ایشون دستور دادن که تحت هر شرایطی باید اکبر مالک رو زنده دستگیر کنن
داداش اکبر اینجا؟
شما نباید اینجا باشی
قبل از اینکه کسی متوجه بشه که شما اینجایی
...شما
باید از مرز رد بشی بری کشور خودت
تمام راه های بیرون، بسته شده
رد شدن از مرز، تقریبا ناممکنه
باشه
شما تشریف بیارید
میرم براتون چایی درست کنم
برای حفاظت از جونته
خدا نکنه که مجبور بشی ازش استفاده کنی
خدا نکنه که یه وقت روابطت رو فراموش کنی
توی دردسر میوفتی
بیست و چهار ساعت تا حمله به بدلیپور
اکبر مالک
آقا تلفنت وصل شده
بررسی کردی؟- بله قربان-
قربان، از یه مغازه نزدیک دریا یه تماس وصل شده
برای دهلی
به خونه رئیس سازمان جاسوسی
اطلاعات تماس رو قبل از قطع تماس برای دستگاه ضبط ارسال کن
بله قربان- معین، اعظم، بیاید
خداحافظ بابا- خداحافظ-
الو
اکبر
شندین صدام چه حالی داره؟
از شندین صدات خوشحالم
اتفاقی که دیشب برای من افتاد
اون روش اظهار خوشحالیته؟
!من نه
همچین کاری تصمیم یک نفر دیگه بوده
به هر حال با حرف زدن راجع به گذشته دردی رو دوا نمیکنه
سوال راجع به امروزه
و آینده کشوره
و من؟
من چی؟
که همه اینکارا رو برای کشور کرده
آقا زود باشید ...طوفان
اکبر هر جایی که نزدیک ساحل و دریاست ممکنه دچار همچین طوفانی بشه
اگر حسب فصل، شدت طوفان زیاد بشه
...مردم کارشون
...خونه و زندگی
همه چیزشون رو باید پشت سر بذارن و از اونجا برن
باید اونجا را کاملا خالی کنن
چی؟
دارید سعی میکنید چی یه من بگید
...طوفانی که تو وسطش گیر افتادی
کسی نمیتونه کمکت کنه
از اینجایی که من دارم میبینم
تو باید خودت یه کاری بکنی
...حالا تو برای من
مثل یک پاکستانی هستی
حتی خطرناک تر
ممکنه چیزی توی آستینت داشته باشی
مثل جوکر
توی این شرایط تو برای من مثل غریبه ای
من کار خودم رو انجام میدم
تو باید خودت کارت رو انجام بدی
آموزشاتت کی تموم میشه؟
گفتنش سخته مامان
کار اینطوریه
انشالله به زودی میام
"مادرم"
"مادرم"
"مادرم"
"مادرم"
"مادرم"
"مادرم"
بهترین های سینمای هند در سایت بالیوود وان Bollywood1.Co
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
سیزده ساعت تا حمله بدلیپور
شرادا شرما؟
بله- شما بازداشتید
چی؟- بفرمایید-
بیاید لطفا
صلاح الدین احمد
امام جماعت مسجد بلند
و سر دسته شبکه ارتباطی هند
با گرفتن این جوکر کار شبکه اطلاعاتیه هند توی پاکستان تمومه
تو چی فکر کردی؟
تو یه سری جزئیات به ما میدی و ما حرفت رو قبول میکنیم؟
نه
بهم شانسش رو بدید تا بتونید بهم اعتماد کنید
...یک موقعیت تا به هندوستان بفهمونم
...که کاری که اونها با این مسلمون هندی کردن
جرات نکنن دوباره اینکار رو با یه اکبر مالک یا رومئو علی دیگه انجام بدن
چی میخوای بگی؟
خودم میخوام عملیات بدلیپور رو انجام بدم
عقلت سر جاشه؟ آره؟
اهمیت انجام این عملیات رو میدونی؟
خیلی خوب
من اهمیت و جزئیات این عملیات رو به خوبی میدونم
تمام مهمات این عملیات یا در اختیار منه
...یا آقای آفریدی- بهت فرصت میدم-
قربان؟
بفرمایید
آماده انجام عملیات بشید
وقت زیادی نداریم
ممنونم قربان
قربان این تا دیروز جاسوس هند بود
به همین دلیل با تمام این کارایی کرده این امتحان آخر لازمه
ولی ریسک بزرگیه
تو هم توی هواپیما خواهی بود
...اگر اون کنار کشید
تو کنار نمیکشی و ماموریت رو کامل میکنی
چشم
خانم
دیپلمات هندی بازداشت شده تحت حفاظت به کشورش برگشت
پایگاه هوایی عبدل آباد پاکستان شرقی
دو ساعت تا حمله به بدلیپور
ده
نه
هشت
هفت
شش
پنج
چهار
سه
دو
یک
پرتاب
روزتون بخیر خانم
کلکته
بدلیپور منفجر شده
سوم دسامبر
شب 19 ام نوامبر ...ساعت 5:40 بامداد
نیروی هوایی پاکستان با پایگاه هوایی پاتانکونت حمله کرد
و بلافاصله
به ده پایگاه هوایی دیگه هندوستان حمله شد
هندوستان برای این حملات
آماده بود
و سریعا جواب حملات پاکستان رو داد
در اون شب، ایندرا گاندی
گفت که باید جواب این حملات داده بشه
...و اینطوری بین هند و پاکستان
جنگ آغاز شده
هفدهم دسامبر 1971
ارتش پاکستان شکست رو قبول کرد
و همچنین اسلحه هاش رو تسلیم کرد
و سند تسلیم امضا کرد
و روی نقشه جهانی
یک کشور جدید ظاهر شد
بنگلادش
رئیس جمهور پاکستان ژنرال قاضی
و معاون ارشد، نواب آفریدی تنها سه روز تا کناره گیری، فرصت دارن
به این ترتیتب کارهای انتقال قدرت انجام میشه
و یه حکومت جدید در پاکستان ظاهر میشه
...در ادامه اخبار
...در بازی انگلیس و پاکستان
رئیس چه فایده ای داره تعقیبش کنیم؟
ده سال گذشته
و حالا شما قراره بازنشست بشی
این برای فایدش نیست
از روی عادته
راحته که از کاری که داری بازنشته بشه
...ولی بازنشستگی فکری
خیلی مشکله
میشه صورت حساب رو بدید لطفا؟
ممنون
این همه عجلتون برای چیه؟
والتر خان
من تمام مشترکاتم رو با شما قطع کردم
اسکاچ
بررسی کنید که در امنیت اینجا مشکلی وجود نداشته باشه
...اینجا دو تا از دوستای خاص
از سرزمینمون تشریف آوردن
قربان باید بیرونشون کنم؟
امیدوارم مساله ای نداشته باشین
شما لطف بزرگی به من کردید
بفرمایید
امروز فرصتش رو گیر آوردم تا ازتون تشکر کنم
یک آدم معمولی رو تبدیل به آدم خاص کردید
ارزش خون و جایگاهش رو بهش فهموندید
در واقع
برای اینکه معنی واقعی زندگی رو بهم گفتید، ازتون ممنونم
ممنون که این همه کار کردید
وگرنه از کجا باید اینا رو یاد میگرفتم
آقای شریکانت رای
مرد غریزه
غریزه شما در چه حاله؟
هنوز بهش ایمان دارم
پس باید بهم افتخار کنید
آقای آواستی
همه چیز مرتبه؟
چند روز مونده تا ترفیع بگیرید
جوون ترین رئیس سازمان جاسوسی
موفق باشید
آقایون
رئیس؟- چیه؟-
این احمق داشت چیکار میکرد؟
ترفیع من هنوز رسما اعلام نشده
و فقط دو نفر از افراد دفتر از این موضوع خبر دارن
این از کجا فهمیده
جادو
یک جادوگر بزرگی گفته
...جادو چیزی نیست
جز هنر حواس پرتی
تمام حواس مردم به اون چیزیه که دارن میبینن و به جای دیگه دقت نمیکنن
کلکته نوامبر 1971
من هم از همین ترفند استفاده کردم
به آرومی کار خودم رو کردم
...تا دوازده ساعت دیگه
بارون و طوفان شدیدی به این سمت میاد
بدلیپور، 18 نوامبر 1971 بیست و چهار ساعت قبل از حمله
...همه باید وسایلتون رو جمع کنید
...و به خاطر فرار از شرایط جوی بدلیپور
هرچه سریعتر، بدلیپور رو تخلیه کنید
حتی تا کیلومتر ها دورتر هم خبری از بارندگی نبود
فصل خشک اون منطقه بود
برای همین شما همه کارها رو مخفیانه انجام دادید
نوامبر 1971
تا بیست و پنج کیلومتر اطراف بدلیپور
تخلیه شده بود
یعنی تحت کنترل ما بود
ما فقط اونا رو به جای دیگه منتقل کردیم
همین
سیگار؟
بله حتما
چی؟
جوکر اونه؟
...برگه جوکر طوریه که
یه چیز دیگه نشونت میده
ولی کار دیگه ای انجام میده
این هم پیام اصلی ملاقات امروز
بله
والتر خان همون جوکره
که تا الان فقط من و خانم ازش خبر داشتیم
و حالا رئیس جدید
یادته؟
...یک بار توی خونه
یه تماس از اکبر داشتم؟
آره
و من سعی کردم چیزی رو بهش بفهمونم
اکبر هر جایی که نزدیک ساحل و دریاست ممکنه دچار همچین طوفانی بشه
اگر حسب فصل، شدت طوفان زیاد بشه
...مردم کارشون
...خونه و زندگی
همه چیزشون رو باید پشت سر بذارن و برن
باید جایی رو که هستن تخلیه کنن
چی؟
چی میخواید بگید؟
تو الان برای من مثل یک پاکستانی هستی
حتی خطرناک تر
ممکنه توی آستینت چیزی داشته باشی
مثل جوکر
اگر بهت بگم که چاییت یخ کرده
یعنی در واقع دارم بهت میگم نیازی نیست این چایی رو بخوری
هیچوقت باهات مستقیم حرف نمیزنم
...تو باید
منظور اصلی رو متوجه بشی
باید درکش کنی
...حالا تو برای من
مثل یک پاکستانی هستی
ممکنه توی آستینت چیزی داشته باشی
مثل جوکر
اگر حسب فصل، شدت طوفان زیاده بشه
باید همه چیز رو پشت سر بذارن و برن
باید محل زندگیشون رو خالی کنن
...یعنی نقشه بدلیپور
...پاکستانی شدن اون
...اینکه خودش به بدلیپور حمله کنه
تمامش کار شما بود
من اشاره کردم و اون فهمید
ولی ادامه مسیر رو خودش انتخاب کرد
جنگ سال 1981
...جنگ به پایگاه هوایی هند
اطلاعاتی که از حمله داشتیم
در طی ده سال گذشته هندوستان همیشه یک قدم از پاکستان جلوتره
فقط به خاطر یک آدم
رومئو، اکبر، والتر
اون با حمله به بدلیپور اعتماد اونا رو کاملا به دست آورد
و هیچوقت به کشور قبلیش نگاه نکرد
هویت اصلیش رو فراموش کرد و به کشور خدمت کرد
اون برای همیشه از ماست
...تا به امروز
بعد از مرگ مادرش
دیگه هرگز خوشحال نبوده
"اوه مادرم"
"اوه مادرم"
"اوه مادرم"
"اوه مادرم"
"اوه مادرم"
این فقط یه سرزمین مادریه
و اون هر دو مادرش رو از دست داد
کراچی، پاکستان
بالیوود وان ، تجربه ای عالی از سینمای هند Bollywood1.Co
مترجم : سپیده
...آدمهایی هستند که
که ما نه اسمشون رو میدونیم
و نه میشناسیمشون
این افراد تمام زندگیشون رو وقف وطن خودشون کردن
...اونا میدونن
...در این سفر
نه به شهرت میرسن
و نه به آرامش
این افراد حتی بعد از مرگشون هم تیکه ای از خاک خودشون، نصیبشون نمیشه
...این داستان
به اون هندوستانیای قهرمان، احترام میذاره
زنده باد هند
زنده باد سرزمین مادری
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.