All language subtitles for Den.of.Thieves.2.Pantera.2025.720p.TeleSync-NESTED-full.sub.arabic.

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew Download
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean Download
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED با افتخار تقدیم میکند

.::: مترجم مرتضی راکی :::. کانال تلگرام : @NestedSub

‫این خیابونا، یه جور دیگه هستن.

‫قدیمی‌ هستن.

‫ریشه‌هاشون عمیق و پنهونه.

‫جاییه که شرق چنگ میندازه به غرب،

‫جایی که جنوب دنبال شماله.

‫اینجا یه حرمتی هست که باید نگه داشته بشه،

‫قانونایی که نمیشه زیر پا گذاشت.

‫و اگه اشتباهی بشه،

‫هیچ جا نمیشه قایم شد.

‫سرویس اتاق.

‫رونین ۱، کلئوپاترا صحبت میکنه.

‫رونین ۱

‫شنیدم. ‫کلئوپاترا برو.

‫من دیدبانی میدم

‫موتورها خاموش.

‫رونین ۱، تاکسی رسید، آماده باش.

‫رونین ۱، آماده‌ام.

‫رونین ۱ درها! درها!

‫رونین ۱، شنیدم ‫راننده درها

‫- راننده دم دره!

‫رونین ۵ آماده حرکته.

‫شنیدم رونین ۵، آماده باش.

‫رونین ۱، برو کارات! برو کارات!

‫رونین ۱ شنیدم، ‫برو برو.

‫هی! چی مشکل چیه؟

‫معذرت میخوام. ‫یکی تهدید بمب‌گذاری کرده.

‫به ما چیزی اطلاع ندادن!

‫به روی زانو

‫رو زانو!

‫بیا اینجا!

‫رو زانو!

‫کارتو بکن، تکون نخور!

‫دراز بکش!

‫دراز بکش!

‫لعنتی دراز بکش!

‫دراز بکش!

‫دراز بکش!

‫همین الان دراز بکش!

‫تکون نخور!

‫تکون نخور!

‫تکون نخور!

‫دستات، دستات، دستاتو نشون بده!

‫تو، بیا بیرون، بیا بیرون!

‫تو، بیا بیرون رو زمین!

‫بخواب زمین!

‫همه چی امنه!

‫دلتا ۲، دلتا ۲.

‫لطفاً انبار ۴ رو چک کن.

‫صفحه من خالیه. نمیدونم اونجا چه خبره. تموم.

‫تموم.

‫شنیدم.

‫دارم میرم.

‫واحد در راهه.

‫به سمت انبار ۴.

‫سگا دنبال بو هستن.

‫بجنب! بجنب! بجنب!

‫رونین یک زمان

‫وقت حرکته !

‫بسته دستمه، بسته دستمه، دارم میرم بیرون.

‫برو، برو، برو

‫حرکت کن.

‫تکون بخور

‫کلئوپاترا، رونین یک، حرکت میکنیم ‫حرکت میکنیم

‫اگه ما رو بگیره...

‫دو واحد دارن از آشیانه ۴ میرن.

‫هویت هر دو واحد رو مشخص کنید.

‫راننده، رونین یک.

‫درها! درها!

‫همه چی اوکیه؟

‫ما امنیم، ما امنیم

‫هنوزم اوکیه.

‫کلئوپاترا، ما رد شدیم و در حال حرکتیم.

‫این اتفاق زمانی افتاد که پرواز ‫از ژوهانسبورگ رسید و مظنونین،

‫با لباس پلیس تاکتیکی، از عرض باند

‫به سمت انبار باربری حمله کردن.

‫گزارش‌های اولیه نشون میده که دزدها

‫میلیون‌ها دلار الماس رو دزدیدن

‫و شواهد به مافیای پلنگ ‫به عنوان عاملین احتمالی

‫این سرقت دقیقاً برنامه‌ریزی شده اشاره میکنه.

‫کراش من

‫پتی نیک.

‫راجع به دزدی الماس تو فرودگاه شنیدی؟

‫بلژیک.

‫راجع به قضیه آنتورپ؟

‫آره.

‫اوه، پس قضیه اینه؟

‫آره.

‫بدون شکر.

‫افسر، بعد از ظهر بخیر. ‫ستوان، سرت شلوغه.

‫ منم شلوغم. پس بزن بریم ‫سر اصل مطلب، باشه؟

‫جناب، من دلیلی دارم که باور کنم ‫مظنونم هنوز داره کار میکنه.

‫از کجا اینو میدونی؟

‫همینجوری میدونم.

‫چی میخوای؟

‫ساده‌ست.

‫حداقل یه اخطار بنفش صادر کنین، ‫تا بتونم به تحقیقاتم ادامه بدم.

‫بدون اون نمیتونم خارج از کونا کار کنم.

‫مگه این پرونده الان بسته نشده؟

‫ببین، ما این اتفاق رو تا تهش بررسی کردیم

‫و مشکل اینجاست، نیک، اینه.

‫اینکه واقعاً نفوذی بوده یا نه، جای بحث داره.

‫و اگه مشکلی تو هیچ کدوم از ‫حساب‌ها بود، جدّی پیگیریش میکردیم

‫ولی هیچ مشکلی نبود.

‫نه ما، نه هیچ کدوم از مشتری‌هامون ‫که میشه تک تک بانک‌های لعنتی

‫تو کل جنوب غربی آمریکا و گوآم و هاوایی ‫یه دلار هم کم ندارن. حتی یه دونه.

‫هیچی دزدیده نشده، نیک.

‫من انگلیسی حرف میزنم.

‫جنبه‌های ظاهری احتمالی این قضیه، ‫واسه ما اصلاً قابل قبول نیست.

‫تحت هیچ شرایطی نباید ‫معلوم بشه یا درز کنه که بانک

‫لعنتی فدرال رزرو ایالات متحده دزدی شده. ‫امکان نداره.

‫برو از دریاچه هاواسو لذت ببر، پسر. ‫میدونم که میفهمی.

‫عقب بشین.

‫مطمئنم میدونی چطور ازش استفاده کنی.

‫گلاگ

‫ضامن نداره.

‫ضامن نداره.

‫خب پوشش من چیه؟

‫فرانسوی، از ساحل عاج سنت.

‫تو یه دلال الماس هستی که تو لندن کار میکنه، ‫و ما مروج‌های کلاب EDM هستیم که اینجا هستیم

‫تا جشنواره رو برای دو هفته آینده تبلیغ کنیم.

‫پس این کار ماست.

‫امیدوارم یه جای خوب برام جور کرده باشی.

‫بعد از ظهر با مدیر ملاقات میکنیم.

‫اون یه مامور خزانه هست، و اون دفتر

‫برات جور کرده. ‫و ما کل آپارتمان رو تمیز کردیم.

‫پس همه چی اوکیه.

‫به نیس خوش اومدی. ژان ژاک.

‫بریم.

‫ژان ژاک، سلام.

‫داری چه غلطی میکنی؟

‫دنبالش کن.

‫دنبال اون ماشین لعنتی برو

‫داریم چیکار میکنیم؟

‫فقط ریلکس باش.

‫چیزیت نمیشه.

‫برو بیرون.

‫یه استریپر که سیگار نمیکشه.

‫من اولین نفرم؟

‫برو خودتو...

‫هنوزم غذای بد تو کلاب میدن.

‫خب، رفیقت همه چیو بهت گفته ‫همیشه همینطوره.

‫راجع به فدرال رزرو میدونستی.

‫همیشه با مظنونات میخوابی؟

‫این جزو اصول پلیسه؟

‫میدونی، میتونم درهای این کانتینر رو ببندم

‫و به چین فرستاده بشه.

‫و وقتی به اونجا برسه، درها رو باز میکنن

‫و تو اونجا مرده پیدا میشی.

‫یه استریپر مرده تو چین.

‫خیلی تحریک کننده به نظر میاد.

‫نه، اینطور نیست.

‫ساده‌ش کن.

‫از وقتی مریمن مرده، تو دو چیز بهم میگی.

‫اون و دانی کجا میرفتن که نرسیدن؟

‫و با پول چیکار کردن؟

‫مرد خوش شانس کیه؟

‫خیلی عجیب غریب بود، ‫انگار تازه از زندان اومده بود.

‫با من نخوابید.

‫تو خوابیدی.

‫و من میتونم اینو پخش کنم.

‫هر وقت بخوام.

‫خدای من، اونجا خیلی جوون‌تر به نظر میاد.

‫میدونستم دانی کجا رفته.

‫میدونستم پول رو کجا گذاشته ‫ولی من سهم مردمو میخوام.

‫۷ میلیون مال LASD و دخترات میشه

‫و اونا به خاطر حرفه پورن آماتورت ‫خیلی افتخار میکنن.

‫میفهمی، حرومزاده؟

‫پول کجاست؟

‫بانک پاناما-دیامانت.

‫هی.

‫ژان ژاک، این دوست دوست داشتنی منه، هاوا.

‫بونژو.

‫خب متوجه شدم شما فرانسوی هستین ‫میشه فرانسوی صحبت کنیم ؟

‫آره، پدرم فرانسوی بود.

‫پاسپورت فرانسه دارم...

‫من یکم، دست و پا شکسته بلدم.

‫خب، به هر حال تو این بیزینس ‫باید انگلیسی صحبت کنی.

‫تو تو آبیجان بزرگ شدی یا...؟

‫سیگلا.

‫اوه، پس از نظر قومی بوله هستی؟

‫از نظر قومی، این درست نیست.

‫تحت تأثیر قرار گرفتم.

‫خیلی چیزا راجع به این کشور میدونی.

‫منظورم اینه که من ‫دوستای زیادی تو این بیزینس

‫از غرب آفریقا دارم، ‫مذاکره کننده‌های سرسختی هستن.

‫کی نیست؟

‫خب، ژان ژاک.

‫چیزی داری که بخوای من ببینم؟

‫دارم.

‫و به این برخوردی...

‫خانواده‌ام.

‫ما تو بوتسوانا تجارت میکنیم.

‫هوم.

‫بیا دیگه.

‫عالیه.

‫من شما رو تنها میذارم.

‫بیا تو بُرس (Bors) جاتو ردیف کنیم.

‫سلام، رفیق.

‫- صبح بخیر ‫- صبح بخیر

‫کارت شناسایی، لطفا؟

‫خانم.

‫کت

‫ممنون.

‫صبح بخیر.

‫صبح بخیر.

‫تازه‌وارد داره تو بُرس راه میره.

‫مواظبش باش، باشه؟

‫باشه.

‫عالیه. فقط یه لحظه بهم وقت بدین لطفا.

‫باشه.

‫ممنون. ‫شما میتونید برید.

‫هی، چاوا! حالت چطوره؟

‫صبح بخیر.

‫ژان ژاک دیالو، با اُلیویه دربان آشنا شو.

‫خوش اومدین!

‫بفرمایید.

‫میشه مورد شما رو ببینم؟

‫بله.

‫خیلی خب، خیلی خوبه.

‫بفرمایید، آقای دیالو.

‫دفترتون.

‫خط تلفن از اینجا،

‫شماره ۳ برای امنیته،

‫۷ برای دربان،

‫و ۸ برای تماس بیرونی.

‫شما در امنیت هستید.

‫شما کد پرسنلی خودتون رو اینجا وارد میکنید،

‫ولی راستش رو بخواین، ‫نمیتونستین باز بذارینش.

‫شما تو امن‌ترین ساختمون ‫تو قاره اروپا هستین.

‫مطمئناً امیدوارم همینطور باشه.

‫من یه سری جنس دارم ‫که این هفته میرسه.

‫امکانش هست که یکی از ‫صندوق‌های خزانه رو اجاره کنم؟

‫متاسفم، امکانش نیست.

‫در حال حاضر، همه ‫صندوق‌های خزانه کاملاً رزرو شدن،

‫و به هر حال اونا برای ‫سفارش‌های داخلی رزرو شدن.

‫آه، امیدوارم یه چیزی خالی بشه.

‫روز خوش.

‫روز خوش.

‫خب؟

‫وارد شدیم، ولی یه مشکل داریم.

‫به خزانه دسترسی نیست.

‫فقط صاحبای L.E. دسترسی دارن،

‫و هیچ صندوق امنی هم موجود نیست.

‫شوخی میکنی دیگه، نه؟

‫بذار خودم درستش میکنم.

‫قربان، متاسفم ولی یه چیزی هست ‫که باید باهاتون در موردش صحبت کنم.

‫باز باید جامو عوض کنی؟

‫بشین.

‫سنگی که روش سرمایه‌گذاری کردین، دزدیده شده.

‫دزدها به هواپیمایی که داشت ‫ اونو حمل میکرد، دستبرد زدن.

‫الان تو نیسه، نزدیک مرکز الماس... ‫یه نفر داره میفروشتش.

‫پیداش کن.

‫۳۲۷۴ قیراط. کیفیت عالی.

‫اون ۳۰ قیراطی چی؟

‫خب، خب...

‫این واقعاً یه اثر هنریه.

‫ردیاب GPS.

‫یه نفر دنبال اینه.

‫میشه؟

‫۵.۲ پیشنهاد بده. اگه سریع ‫انجام بشه، ۴۵ تا کم کن.

‫اگه نقد باشه، ۵۵ تا کم کن.

‫اون خامش چی؟

‫۳.۸۷ با همه چی.

‫اون طرف خیابون حساب داری؟

‫معلومه.

‫پیشنهاد چیه؟

‫خب، معلومه که سنگ‌ها با

‫گواهی کیمبرلی نمیان.

‫۴.۲

‫نمیتونم از پنج پایین‌تر بیام.

‫این همچنین تنها پیشنهادی ‫هست که میگیری، ژان ژاک.

‫باشه! تمومش میکنیم!

‫۴.۲، اینم پول نقدتون.

‫شنیدم یه ماسژ داریم.

‫بعد از ظهر بخیر، ‫خوشگل خانم.

‫من خوبم، من خوبم.

‫واقعاً الان تو ماشینت زندگی میکنی؟

‫من عاشق ماشینمم.

‫خب، یه هفته قبل از سرقت فدرال رزرو،

‫حساب Hofbro Imports LLC تو بانک ‫دیاموند تو پاناما سیتی باز میشه.

‫۳۳ روز بعد از فدرال رزرو،

‫۲۲،۱۲۷،۰۰۰ دلار واریز میشه.

‫بعدش برای چند سال خبری ازش نیست،

‫به جز چند برداشت نقدی تو لندن و بلژیک.

‫فایل PDF که برات تو ‫سیگنال فرستادم رو چک کن.

‫دو روز بعد از دزدی الماس تو آنتورپ،

‫این یه واریز ۴.۲ میلیونیه.

‫از اون موقع یه عالمه فعالیت بوده،

‫از جمله ۱.۸ برداشت نقدی.

‫مال دیروزه.

‫فروش سنگ‌ها و بعد پرداخت‌ها.

‫درسته.

‫خب، فقط پنج تا شعبه از ‫بانک دیاموند تو کل دنیا هست.

‫مارسی، دبی، تل آویو، ‫پاناما سیتی و نیس فرانسه.

‫به نقشه‌ای که برات فرستادم نگاه کن.

‫چی دقیقاً روبروی شعبه نیسه؟

‫لعنتی.

‫مرکز جهانی الماس.

‫خب، مسئول ارتباط ما تو کار آنتورپ کیه؟

‫حلقه J تو چک کن.

‫نیروی ضربت پانتر، فرمانده BRB، هوگو کیمن.

‫اون منتظر تماس توئه.

‫میدونم که اینو به یوروپل گزارش نمیدی.

‫میخوای چجوری کار کنی؟

‫حرف خوبی زدی، ‫یه لحظه صبر کن.

‫حوزه قضایی جهانی، مارشال ایالات متحده.

‫من تو پرونده کریس دورنر منهتن، معاون شدم.

‫نمیدونستیم اون لعنتی ‫اهل تمکولا بود یا پاراگوئه.

‫خب، دوباره ثبت نام کردی؟

‫نه، حرف خوبی زدی.

‫پس باید پشتم باشی، باشه؟

‫اگه بهم زنگ زدن، منو تایید کن.

‫میتونم این کارو بکنم.

‫ممنون.

‫حالا گورتو از ماشین من گم کن.

‫باشه.

‫به انگلیسی صحبت میکنیم، تا همه بفهمن.

‫خیلی خب.

‫یکی میتونه راحت حرف بزنه.

‫باشه.

‫من کلئوپاترا هستم.

‫من تا حالا با تک تک شما جداگانه کار کردم،

‫ولی هیچوقت به عنوان یه گروه نه.

‫یه دلیلی داره که همه‌تون اینجا هستین.

‫این بزرگترین کار ما تو این ‫قاره تا الان خواهد بود.

‫این یه دزدی سریع و خشن نیست.

‫ما اینجا هستیم تا از مرکز ‫جهانی الماس دزدی کنیم.

‫ما تخمین میزنیم که ۸۵۰ میلیون یورو ‫گیرمون بیاد.

‫از این سیم‌کارت‌ها فقط ‫برای ارتباط استفاده کنید.

‫ووگ، لجستیک، مارکو، ‫وسایل نقلیه و حمل و نقل،

‫دراگا، گاوصندوق‌ها و سفر.

‫اسلاوکو، میاد، اورواچ رو میفروشه.

‫تموم.

‫ژان ژاک.

‫اون کار شناسایی ‫و برنامه‌ریزی رو انجام میده.

‫- اون اینجا چیکار میکنه؟ ‫- این کار منه.

‫و من پولشو میدم.

‫خب، خب، بچه‌ها، آروم باشید، باشه؟

‫این یارو یکی از بهترین ‫دزدهای روی زمینه، باشه؟

‫مشکلت چیه؟

‫عقلت رو از دست دادی که ‫آوردیش اینجا ؟

‫آره، کاملا عادی.

‫هی، خفه شو.

‫خب، ما تا آخرین یکشنبه ماه وقت داریم

‫تا کار رو انجام بدیم.

‫خب، همونطور که تو شناسایی هدفمون پیش میریم،

‫مرکز جهانی الماس.

‫حلقه اطلاعاتی که لازم داریم، ‫به دست آوردنش سخته.

‫ژان ژاک نفوذی ماست.

‫اون راه ورود ما به خزانه رو پیدا میکنه.

‫و اگه با این مشکل داری،

‫میتونی همین الان گورتو گم کنی.

‫من اوکیم.

‫مکث.

‫چی لازم داری؟

‫به برندها نیاز دارم،

‫مدل همه سیستم‌های امنیتی،

‫و البته، خزانه.

‫باید همه پرسنلشون رو شناسایی کنم.

‫بدونم با کی طرفیم،

‫و یه جوری، به ارتباطاتشون نفوذ کنم.

‫مسیرها رو تایید کنم، خروجی‌ها رو پیدا کنم.

‫من مسیرها رو مشخص میکنم.

‫قبل از انتخاب وسایل نقلیه باید اونا رو ببینم.

‫خب، همه چی اوکیه؟

‫آره.

‫اوه، آفرین.

‫- فقط کارت رو انجام بده. ‫- مشکلت چیه؟

‫- این مزخرفات رو تموم کن. ‫- لعنت به این!

‫بزن بریم.

‫فرانسه.

‫ایتالیا.

‫این پیچ، مرزه.

‫این مسیر آلپه.

‫هیچ دوربین مداربسته یا ‫پلاک‌خونی تو این جاده‌ها نیست؟

‫هیچی.

‫همه تو ساحلن.

‫این مسیره.

‫به چهار چرخ متحرک نیاز دارم ‫ اتوماتیک رو در بیارین.

‫بدون ABS.

‫میخواد براش ساک بزنم؟

‫ببخشید، چی گفتی؟

‫ببخشید، بله قربان.

‫ببخشید.

‫ببخشید، کاپیتان اینجا هست؟

‫کاپیتان کین؟

‫بله، مشکلی نیست.

‫خب، ما برای ساعت یک، ‫ساعت ۱ بعد از ظهر، قرار داشتیم.

‫ساعت ۱:۳۰ هست.

‫اون میدونه که من اینجا هستم یا...

‫از ملاقاتتون خوشوقتم.

‫فکر کردم قرارمون ساعت یک بود، ولی...

‫نه.

‫به هر حال، براتون یه چیزایی آوردم.

‫فکر کردم شما و بچه‌ها خوشتون بیاد.

‫اوه، ممنون، قربان.

‫به این نگاه کن، عالیه.

‫من LAPD دارم، ولی LASD نه.

‫باحاله.

‫چیزی برای خوردن یا نوشیدن میخوای؟

‫قهوه، شاید یه کوچولو از اون کروسان‌ها.

‫نه، نیک.

‫کروسان، نه کروسانت.

‫خب، معلومه که من فرانسوی ‫بلد نیستم، درسته؟

‫کدوم آمریکایی بلده؟

‫این ستوان تابورین هست، ستوان تابورین.

‫هی، از ملاقاتت خوشوقتم.

‫یه قهوه و کروسان...

‫عزیزم! میشه یه قهوه ‫و کروسان برام بیاری لطفا؟

‫خب ایناهاش.

‫حال و احوال؟

‫نفوذ به گروه‌های قومی منزوی خیلی سخته.

‫اونا گهگاهی با ایتالیایی‌ها ‫و آلبانیایی‌ها کار میکنن،

‫ولی از نظر تاکتیکی خیلی حرفه‌ای هستن.

‫بازیکنا فقط میدونن کی تو گروهشون

‫برای یه کار خاص هست.

‫پس اگه گیر بیفتن، ‫کسی رو ندارن که لو بدن.

‫چی؟

‫لازم نیست شناساییشون کنیم.

‫از بالکان علی کمک زیادی نمیگیریم.

‫همه‌شون سرویس‌های ‫امنیتی و نظامی هستن.

‫میدونن چطور خارج از رادار بمونن.

‫اونا اغلب از زن‌هایی استفاده میکنن ‫که متل دارن یا ورزشکارن،

‫که زمان زیادی رو تو ‫ اروپای غربی میگذرونن.

‫پس ارتباط دارن.

‫حالا راهشون باز شده.

‫این یارو، اسلوبودان.

‫اون یه مالخر حرفه‌ایه.

‫اون با آندراگتا ارتباط داره

‫و همه جواهرفروش‌های بزرگ تو ایتالیا.

‫اون برای هر کاری تو قاره، چراغ سبز رو میده.

‫ما تقریباً یه دهه است که داریم ‫سعی میکنیم گیرش بندازیم.

‫بفرمایید بشینید.

‫خب، در مورد مظنونتون به ما بگید.

‫ما دلیلی داریم که باور کنیم، ممنون،

‫که اون از اروپا، احتمالاً فرانسه ‫فعالیت میکنه.

‫بعد از دزدی آنتورپ، شروع به بررسی کردیم.

‫خیلی از نشانه‌های اون کار

‫شبیه به چیزهایی بود که ما ‫تو لس آنجلس بررسی کردیم.

‫ولی میدونید، پلیس، آرون اوتیک،

‫باور داره که بیشترشون اهل بالکان هستن.

‫فکر کردم گفتی همه‌شون اهل بالکان بودن،

‫به جز یکی.

‫اونی که استخدامشون کرده.

‫باشه.

‫و اون سیاه پوست بود؟

‫کجا؟

‫خب، منظور اینه که همه‌شون ‫اهل بالکان نبودن.

‫نه.

‫شما تونستین فیلم‌های ‫دوربین مداربسته‌ای که

‫درخواست کردم رو پیدا کنید؟

‫معلومه.

‫خب، میشه ببینمش؟

‫کروسانتت چطوره؟

‫عالیه.

‫وقتی اینجایی، زندگیت رو ‫یکم راحت‌تر میکنم.

‫وقتی اینجایی.

‫میدونی، بعضی از حروف تو فرانسوی ‫خونده نمیشن.

‫مثل T تو کروسان، برای مثال.

‫میدونی، تو آمریکا، میگی سالمون، درسته؟

‫ولی L خونده نمیشه، نه؟

‫من تو دوربین مخفی‌ام یا چی؟

‫میدونی، من در واقع همیشه میگم سالمون.

‫سالمون.

‫خیلی خب.

‫عجب آدم خنده‌داریه، نه؟

‫خب، این مال همون روزیه که درخواست کردی.

‫وقتی باید پخش بشه بهم بگو.

‫اینه، بانک دیاموند.

‫صبر کن، صبر کن، صبر کن، ‫همونجا نگه دار.

‫میشه زوم کنی؟

‫سعی کن وقتی میاد ‫بیرون پیداش کنی.

‫خب، نگه دار.

‫صبر کن، یه ذره برو جلو.

‫همونجا نگه دار.

‫ادامه بده

‫این...؟

‫نه، نه.

‫نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه.

‫نه؟

‫نه.

‫اگه چیز دیگه‌ای لازم داشتین ‫شماره منو دارین.

‫شاید بتونیم بریم بیرون ‫و یکم سالمون بخوریم.

‫ممنون، ولی غذای فرانسوی ‫یه جورایی مزخرفه.

‫اوه.

‫در واقع، نیک، بهترینه.

‫ولی تو آمریکایی هستی، هیچ ذوقی نداری.

‫شروع شد.

‫آره، خوبه.

‫خوبه.

‫مواظب دستت باش، نذار قطعش کنن

‫تا اون ساعت رو به دست بیاری.

‫قطعش نکن.

‫هی، هی، هی، هی.

‫نه، نه، نه.

‫ممنون.

‫از دیدنتون خوشحال شدم.

‫صبر کن، صبر کن، صبر کن، ‫صبر کن، صبر کن، صبر کن.

‫به علاوه دو.

‫فکر نکنم تو اصلاً تو این شهر چیزی بنویسی.

‫اوه، آره؟

‫خدای من، این خودشه.

‫تله عشقی گذاشته شد، پگاسوس‌ات رو چک کن.

‫گرفتیمش.

‫خانم.

‫یه جا بشین.

‫بیا دیگه، مرد، بشین.

‫منو عصبی میکنی.

‫گاز نمیگیرم، قول میدم.

‫خب چی براش داری؟

‫تو اینجا هیچ اختیاری نداری.

‫من از فدرال رزرو دزدی نکردم.

‫کی حرفی از فدرال رزرو زد؟

‫میدونی الان به چی فکر میکردم؟

‫من و تو بخشی از این همزیستی عجیب هستیم.

‫اینکه تو فقط برای یه خط وجود داری.

‫به خاطر من.

‫اگه ما اونجا نبودیم که جلوتو بگیریم

‫از قاچاق و دزدی،

‫اونوقت چیزای تو اصلاً ارزش هیچی رو نداشت.

‫فقط به خاطر دردسرش می‌ارزه،

‫چون ما اونجا هستیم که جلوتو بگیریم.

‫پس در واقع، تو باید از من تشکر کنی.

‫که چیزای تو اصلاً ارزشی دارن.

‫خواهش میکنم.

‫باشه.

‫منو میخندونه.

‫وقتی مردم رو مردم اسلحه میکشن،

‫چرا فقط بهشون شلیک نمیکنی؟

‫تو یه قاتل نیستی.

‫من هستم.

‫تو به خاطر همه اون چیزا از من جلو زدی.

‫هیچکس از من جلو نمیزنه.

‫من بی‌پولم.

‫و از اینکه همیشه شکارچی باشم خسته شدم.

‫خیلی خسته‌کننده‌ست.

‫بیا یه نگاهی به منظره‌ات بندازیم.

‫تو خیابون‌های لس آنجلس اینطور ‫میگن که حسابت رو رسیدن.

‫خب، چطور میخوای وارد بشی؟

‫بگیرش

‫یه بار دیگه ازت میپرسم.

‫چطور میخوای وارد اونجا بشی؟

‫دارم روش کار میکنم.

‫نه، نمیتونی بهم اعتماد کنی.

‫و آره، من هر وقت بخوام ‫میتونم حسابت رو برسم.

‫بستگی به حال الانم داره، خانم.

‫خیلی خوبه.

‫تو میخوای از اونجا دزدی کنی،

‫و من با تو این کارو میکنم.

‫میخوام این پلنگ‌ها رو ببینم.

‫هماهنگش کن.

‫لعنتی.

‫سلام رئیس.

‫غذای این خراب شده چطوره؟

‫بد نیست. چیز خاصی نیست.

‫غذای جدید، کشک.

‫و اون اختاپوسه، پس بهتره پیداش کنیم.

‫من یه کم قایم موشک دوست دارم.

‫این شهر ماست.

‫هیچکس نمیتونه اینجا از ما قایم بشه.

‫این شهر ماست. هیچکس ‫نمیتونه اینجا از ما قایم بشه.

‫عیسی مسیح، خیلی قویه.

‫اون اونه؟

‫آره، خودشه.

‫میخوام زنگ بزنم و بگم که ‫اون یه سوپرمدل بوده.

‫اون چی...؟

‫و لیسکی، آره؟

‫تو تو بخش امنیتی کار کردی؟

‫در کنار چیزای دیگه.

‫شماها چطور با هم آشنا شدین؟

‫زندان.

‫گروه‌های همجنسگرا، در واقع.

‫مرد مارلبورو.

‫اون یه پلیس بود.

‫ما هم بودیم.

‫- همه جور پلیسی هست. ‫- اونا مثل ما نیستن.

‫آره، ولی منظورم اینه، به همین دلیله ‫که میذارم اونا برامون کار کنن.

‫من با پلیس‌ها هم مثل بقیه بازی میکنم.

‫- فقط ماشین رو برون ‫- الان کلید ما به خزانه اینه.

‫هیچ گزینه دیگه‌ای نیست.

‫پول، پرچم نداره.

‫امشب دعوتش کن.

‫میندازیمش تو یه چاه عمیق و ‫ببینیم میتونه خودشو نجات بده یا نه.

‫باشه؟

‫باشه.

‫گوش کن، ما قبلاً در مورد این صحبت کردیم. ‫این خسته‌کننده‌ست، بعداً صحبت میکنیم.

‫وقتی برده طمع بشی، کارت تمومه.

‫پس فکر کنم هر دومون کارمون تمومه.

‫خب، چطور میتونم کمکتون کنم؟

‫میخواستم بدونم میتونم ‫برای چند هفته فضایی

‫تو یکی از صندوق‌های امانتتون اجاره کنم.

‫یه سری جنس دارم که داره میاد،

‫و از اینکه بخوام اونا رو تو ‫دفتر نگه دارم خوشم نمیاد.

‫دقیقاً چقدر فضا؟

‫حدود ۳۰۰۰...

‫هزینه ماهانه رو نصف میکنیم ‫و میتونیم انجامش بدیم.

‫عالیه.

‫چی؟

‫- خوبی؟ ‫- من خوبم، تو چطوری؟

‫سلام.

‫بده به من.

‫با این چیکار کنم؟

‫از پهلو نگهش دار، به صفحه ضربه بزن.

‫اون همون یاروییه که ردیاب GPS داشت.

‫این همون یاروییه که ردیاب GPS داشت؟

‫خودشه.

‫برام پیامک بکن.

‫برای ما هم پیامکش کن.

‫خوبه.

‫کارت خوب بود.

.::: مترجم مرتضی راکی :::. کانال تلگرام : @NestedSub

‫بیاید بیخیال شیم.

‫یو.

‫هی.

‫خوبه، خوب به نظر میاد.

‫یا حضرت فیل.

‫درسته؟

‫میتونه دیوونه‌کننده باشه، میدونی.

‫پس اینا دوست دخترای جدیدتن؟

‫آروم باش، مرد.

‫هیچ عجله‌ای نداریم.

‫نیک.

‫اسم باحالیه، خوشوقتم.

‫دراگون

‫نیک.

‫میشناسمت.

‫نیک.

‫وقت بذار، داداش.

‫مارکو.

‫مارکو.

‫نیکو.

‫برو به جهنم.

‫کافیه.

‫یه جا بشین.

‫ممنون.

‫هی، اسم اون بازی چیه؟

‫میدونی، همون که توپ‌های ‫فلزی کوچیک رو پرتاب میکنی؟

‫بوچِه.

‫بوچِه.

‫میدونی، امروز تو کافه.

‫شماها رو اونجا دیدم.

‫آکادمی پلیس هوایی، دنیای توکیو، نیکو.

‫لعنت به پلیس.

‫آره، لعنت به پلیس.

‫این چیه؟

‫شلِوا.

‫دوباره بگو؟

‫شلِوا.

‫شلِوا ویتسا.

‫وقتی بنزین تموم میکنی، ‫میتونی اینو تو ماشینت بریزی.

‫اوه، یه چیز کثیف.

‫این چیه؟

‫امتحانش کن.

‫پلیس‌ها مواد مصرف نمیکنن.

‫پس یه لطفی به خودت بکن، ‫دست از ترسو بودن بردار،

‫و بزن به اون.

‫یا حضرت فیل.

‫جدی میگم، ما چی میکشیم؟

‫حشیش.

‫با یه ذره گرد پیکسی.

‫چی؟

‫ایو.

‫هیچوقت امتحان نکردی؟

‫آره، معلومه.

‫کاش میتونستم لعنتی برقصد.

‫هی، اروپای لعنتی عالیه.

‫هی، مرد، ببخشید که تو دهه ۹۰ ‫حسابی شماها رو بمبارون کردیم.

‫اون کار خراب بود.

‫اونا مادرم رو...

‫اونا مادرم رو...

‫نه، جدی میگی؟

‫ما رفتیم که به غرب ملحق بشیم ‫ولی غرب ما رو نخواست.

‫پس ازش دزدی میکنیم.

‫من عاشق شماهام.

‫لعنت به ناتو.

‫لعنت به ناتو.

‫لعنت به ناتو.

‫لعنت بهشون.

‫آره، لعنت به ناتو.

‫اوه، یه چیزی یادم اومد.

‫هی.

‫اون داغونه.

‫هی، خوب نیست.

‫برو پیش نیکو، برو، برو.

‫نه، نه.

‫هی، این دوست دختر سابق ‫مارکوئه، مرد، و سفرش.

‫یه کم آروم‌ترش کن، باشه؟

‫بهش گفتم.

‫آره.

‫هی، چه خبره؟

‫هی، هی، هی، هی، هی، ‫هی، هی، هی، هی، هی.

‫لعنت به این وضع.

‫خیلی خب.

‫هی، هی.

‫هی، هی.

‫دستای کثیفت رو از ‫من دور نگه دار.

‫نمایشگر، بزن بریم.

‫میبینمت.

‫گمشو، برو، برو، برو، برو.

‫اوه، لعنتی.

‫چه خبره؟

‫باشه، باشه، باشه.

‫باشه.

‫میخوای داغون بشی؟

‫نه، نمیخوام داغون بشم.

‫هی، هی، هی، هی، هل بده.

‫آه، واقعاً میخوایم الان این کارو بکنیم؟

‫آره، مرد، گرفتیش، گرفتیش.

‫اوه، لعنتی.

‫لعنتی، آره.

‫آره، آدم قلدر آمریکایی.

‫فکر میکنی شماها اینجا یه مشت ‫سوسول سوسیالیستین، ها؟

‫داری چیکار میکنی؟

‫هی، اوه، صبر کن، صبر کن، صبر کن، ‫یه چیزی یادم اومد.

‫الان باعث افتخارت نمیشم.

‫باشه.

‫خوشت نمیاد؟

‫زود، زود، لعنتی.

‫مزخرفه، مزخرف.

‫یالا، میدونستم خوب میشه.

‫دانی.

‫لعنتی کمرم درد گرفت.

‫هی، هی.

‫هی، هی، هی، ما یه سواری ‫مفت گیر آوردیم؟

‫این ایده بدیه.

‫وقت اسکوتره.

‫این بده.

‫فقط به سمت راست فشار داده میشه.

‫اوه، لعنتی.

‫این یه بار خیلی باحال به نظر میاد، مرد.

‫اوه، لعنتی.

‫آره، هووو!

‫اوه، لعنتی.

‫هووو!

‫اوه، لعنتی.

‫۵۰ مایل لعنتی در ساعت؟

‫برو جلو!

‫فقط اون کون آروم رو ‫از سر راهم کنار بزن.

‫فکر میکردم سفیدپوست‌ها ‫مسابقات نسکار رو تماشا میکنن.

‫تو سگ منی!

‫هووو!

‫صبر کن.

‫لعنتی.

‫مشکلت چیه؟

‫اوه.

‫اوه، خدای من.

‫اون عوضی.

‫یه اسب داره.

‫اونا قورباغه هستن.

‫اون یه خروسه.

‫اینطوری نگو.

‫لطفاً بهش بگو خروس.

‫زندگی خروس.

‫فقط یادت باشه.

‫من خیلی گرسنمه.

‫به آب نیاز دارم.

‫شاورما دوست داری؟

‫نمیدونم.

‫هی.

‫چطور منو پیدا کردی؟

‫گشتم.

‫گشتم.

‫خب چطور این کارو کردی؟

‫چیکار؟

‫اون چیزی کم نداره.

‫اینم از این.

‫چطور ممکنه فدرال رزرو نفهمه؟

‫که دزدی شده.

‫چطور ممکنه؟

‫تو بهم بگو.

‫تو پول قدیمی رو دزدیدی

‫قبل از اینکه خرد بشه، ها؟

‫ارز نامناسب.

‫از نظر فنی.

‫یه جا اینو خوندم.

‫لعنتی میدونستم.

‫هی، وایستا.

‫لعنتی میدونستم.

‫ببین، تو باید خیلی ‫پولدار باشی، درسته؟

‫یالا.

‫من آدم پولدار نمیشناسم، ‫ولی مگه کافی نیست؟

‫چرا متوقف نمیشی؟

‫نمیفهمم.

‫نمیتونم.

‫میدونی من اهل کجام؟

‫هاوثورن.

‫هوم.

‫من همه چیزو میدونم.

‫و اونا داتی و رزکرانز هستن.

‫با فروشگاه پوپای و کورنو

‫کنار باربیکیو هاوایی.

‫من اون باربیکیو هاوایی رو از بین بردم.

‫درسته، با یه پرس برنج سرخ شده؟

‫آره، مرغ آناناس.

‫لعنتی آره.

‫بابام درست جلوی چشم من ‫مورد اصابت گلوله قرار گرفت

‫وقتی شش سالم بود.

‫یه سری لات تو یه پارکینگ بزرگ.

‫مامانم، مجبور بود از ما مراقبت کنه.

‫اون یه پیشخدمت تو ماری کالندرز بود

‫تو مرکز خرید دلاما.

‫اون هیچی در نمیاورد.

‫یه سال برای کریسمس،

‫تنها چیزی که از پسش برمیومد یه...

‫یه حلقه عصبی بود که من و خواهرم ‫مجبور بودیم با هم شریک بشیم.

‫سال بعدش، من همیشه تو مدرسه خوب بودم

‫و اونا منو به این مدرسه تیزهوشان ‫تو تورنس منتقل کردن.

‫تنها چیزی که بود این بود که ‫مجبور بودم تا اونجا پیاده برم.

‫سه مایل.

‫هر روز.

‫اون تو یه منطقه خوب بود،

‫پس هرچی به مدرسه نزدیک‌تر میشدم

‫حدود اون مایل آخر،

‫شروع به دیدن تغییر کردم.

‫خونه‌های بزرگ و قشنگ، ‫حیاط‌های خیلی تمیز.

‫پس شروع به انجام این ‫بازی کوچیک تو ذهنم کردم.

‫شروع به دیدن الگوها کردم.

‫ببینم میتونم همه خونه‌ها رو حفظ کنم،

‫چند نفر توش زندگی میکنن،

‫اگه میرن سر کار، برای چه مدتی؟

‫کی کاغذهاش شروع میکنه ‫به جمع شدن روی پله‌های جلویی.

‫کی سگ داشت، کی نداشت، چه نوعی بودن.

‫خیلی زود اون محله رو زیر نظر گرفتم.

‫خب، کریسمس دوباره داره از راه میرسه،

‫و من اضطراب مامانم رو حس میکنم.

‫یه سال لعنتی دیگه،

‫که اون نمیتونه چیزاشو بگیره.

‫تو راه رفتن به مدرسه، تصمیم گرفتم نگاه کنم

‫و ببینم تو یکی از اون خونه‌ها چی هست.

‫هیچوقت کافی نخواهد بود.

‫چون مسئله پول نیست.

‫مسئله چالشه.

‫میتونم بدون اینکه کسی بفهمه ‫من اونجا بودم، وارد بشم و خارج بشم؟

‫بدون اینکه کسی حتی بفهمه من اونجا بودم؟

‫و من فقط شروع به بالا رفتن سطحم کردم.

‫کجا برای کریسمس همدیگه رو میبینید؟

‫یه کوپن برای هافبراو.

‫من عاشق اونجام.

‫با دیدن این زوج درمانی عجیب،

‫بابای من یه مشروب فروشی داشت

‫درست اونجا، خارج از...

‫هیچوقت از کسی چیزی ندزدید.

‫و هیچ جوری حاضر نبود اون صندوق رو باز کنه.

‫فقط یه کلت ۳۸ داشت که ‫زیر پیشخوان نگه میداشت.

‫درست اونجا.

‫و اون بهش نگاه کرد.

‫این یاروها حتماً ترسیده بودن

‫که اون میخواد حسابشون رو برسه

‫چون یه عوضی بهش شلیک کرد.

‫همونجا.

‫فرشی از خون درست زیر لگن.

‫اون زنده موند.

‫ولی از اون روز به بعد، اون ‫این لنگش لعنتی رو داشت.

‫تا روزی که مرد، اونو داشت.

‫هیچوقت مثل قبل نشد.

‫اون یه چهره شجاع ‫به خودش گرفت، ولی...

‫من عادت داشتم ببینم که ‫اون کار میکنه، هر روز کار میکنه.

‫اون فقط یه پا رو جلوی پای دیگه میذاشت.

‫اون لنگش لعنتی.

‫قلبم رو شکست.

‫تنها چیزی که میتونستم بهش فکر کنم ‫گرفتن اون عوضی‌هایی بود که این کارو کردن.

‫اونا هیچوقت این کارو نکردن. ‫هیچوقت پیداشون نکردن.

‫وقتی بزرگ شدم، اولین فرصتی که گیر آوردم،

‫یه اسلحه گرفتم، یه نشان گرفتم ‫شروع به شکار کردم.

‫لعنتی.

‫این بار هیچکس آسیب نمیبینه.

‫قطعاً.

‫اوه، اوه، اوه، اوه. باشه، باشه.

‫بریم. باشه.

‫من حتی به اوبر زنگ نزدم.

‫به درک. هی، هی، هی، هی.

‫سوار ماشین لعنتی شو.

‫چند هفته پیش یه پرواز بود

‫از آفریقا به آنتورپ.

‫یه چیزی توش بود.

‫یه چیزی که مال ماست.

‫مال اختاپوس.

‫و تو اونو دزدیدی.

‫پسش بده.

‫هی!

‫برگرد اینجا لعنتی!

‫شوخی میکنی؟

‫تو از مافیای لعنتی الماس دزدیدی؟

‫همونطور که میدونستم.

‫لعنتی!

‫کجا میری؟

‫نیک! نیک!

‫کفشاتو دربیار.

‫سینک.

‫کفش‌ها، کفش‌ها.

‫حالا چی؟

‫فکر میکنی چی؟

‫شنا کن. شنا کن؟

‫کجا، نیک؟ اوه، تا لیبی.

‫فکر میکنی چی، ‫احمق، احمق، تا ساحل؟

‫من نمیتونم اونقدر شنا کنم.

‫من شناور منفی دارم.

‫دیوید گاگین رو نمیشناسی؟

‫لعنت به من.

‫اینقدر سوسول نباش.

‫لعنت به تو.

‫فکر میکنی اینجا بده؟

‫در واقع، آره، فکر میکنم ‫اینجا پر از حشره است.

‫تو یه جورایی شبیه ‫غذای کوسه به نظر میای.

‫با من حرف نزن.

‫ازت متنفرم.

‫منم از تو متنفرم.

‫به درک.

‫من رفتم.

‫اوه، اوه، اوه. "من" چیه؟

‫من رفتم.

‫رییس همه رییس‌ها، جایی که ‫جمجمه هست، اونجا خط قرمزم منه.

‫اونا سراغ خانواده‌ها میرن. براشون مهم نیست.

‫نمیتونی با من این کارو بکنی.

‫خیلی خب، اگه این کارو نکنی من مردم.

‫خب، تو کسی هستی که ‫الماس لعنتی رو دزدیده. من نبودم.

‫چی...

‫میخوای منو قال بذاری، ‫همون بهتر که منو دستگیر کنی.

‫به درک.

‫دنبال من نیا.

‫تو منو تا اینجا تعقیب کردی.

‫خیلی اون دور و برا، عوضی.

‫خماری چطوره، مادمازل؟

‫داری نگاه میکنی؟

‫آره.

‫اکثر نگهبان‌ها هیچ کاری نمیکنن.

‫سیگار میکشن، با گوشی ور میرن، ‫فیلم پورن میبینن.

‫اون پسرا فرق دارن.

‫خیلی زیاد.

‫هفته‌هاست که اون یاروها رو زیر نظر دارم. ‫اون سگ‌ها میتونن شکار کنن.

‫آره. این جالب میشه.

‫حسش میکنی؟

‫آره، حسش میکنم.

‫و پلیس میگه، گنگستر.

‫کونت رو بیار اینجا، مرد. ‫اسپرسوت داره سرد میشه.

‫WDC هیچ در ضد حریقی، هیچ خروجی ‫اضطراری یا نقطه افزایش نداره.

‫فقط یه در هست.

‫یه راه ورود، یه راه خروج.

‫هر حرکتی تو اون منطقه باعث ‫میشه که شما تو عکس بیفتید.

‫پس فقط یه جا هست که اونا دنبالش نیستن.

‫بالا.

‫آفرین.

‫دراگان.

‫باید اینو بپوشی.

‫اون حراج شده یا چیزی شبیه این؟

‫دوست پسرهای من کجا هستن؟

‫اونا بیرون هستن.

‫خوش اومدید.

‫ماکو و ووک، کی میان؟

‫حالا شریکتونه.

‫این کل سالنه.

‫ما هر اقدام امنیتی تو منطقه رو بررسی کردیم.

‫همونطور که میبینید، ‫هیچ نقطه کوری وجود نداره.

‫پس باید یه نقطه کور ایجاد کنیم.

‫۱۲۷ دوربین به امنیت مرکزی ‫درست اینجا تو این کیوسک وصله.

‫اونا فقط ۱۰ مانیتور مداربسته دارن.

‫پس اون ۱۲۷ فید به صورت ‫چرخشی نمایش داده میشن.

‫در فواصل ۱۰ ثانیه.

‫در هر لحظه، ۱۱۷ تا از اون نماها تاریک هستن.

‫ما یه فرود زمانی انجام میدیم که

‫ما رو بدون شناسایی از طریق ‫اون مناطق تاریک حرکت میده.

‫در نتیجه چرخه نظارت مداربسته.

‫وقتی دوربین‌ها آفلاین میشن، ‫تکلیف فیلم‌های ضبط شده چی میشه؟

‫یه قانون حریم خصوصی WDC ‫وجود داره که ازش جلوگیری میکنه.

‫پس هیچ فیلمی ضبط نمیشه. ‫فقط به صورت زنده دیده میشه.

‫ولی ما یه نقطه کور و یه مشکل داریم.

‫پس تنها افرادی که اجازه دسترسی ‫به خزانه رو دارن، دربان هست،

‫صاحبان سایت و نیروهای امنیتی ‫خصوصیشون که باید از مجریان قانون باشن.

‫ما سعی کردیم یه سری از عوامل داخلی ‫ با دسترسی رو تطمیع کنیم ولی...

‫پس تو راه ورود مایی.

‫باشه.

‫این کی اتفاق میفته؟

‫همین الان.

‫مثل همین الان لعنتی.

‫مطمئنی ایمیل درست رو داری؟ شاید چک کنی.

‫آره. نمیفهمم.

‫اوه، اینجاییم. رفته بود تو پوشه اسپم.

‫ببخشید.

‫اتفاق میفته.

‫همه چی مرتبه.

‫آره، عالیه.

‫خیلی خب، مرد. فقط تو راهیم.

‫فقط... فقط از اینجا میریم.

‫آره؟

‫بونژو.

‫بونژو.

‫این نیکه، رییس امنیتی من. ‫نیک، چاوا لا فاقون.

‫بونژوق.

‫بونژوق.

‫آه، فرانسوی نیست، نه؟

‫راستی، مسابقه اسب دوانی.

‫میش مانیک، میری؟

‫اولیویه دربان.

‫من، یه سری از دوستام، ‫میخوایم از این بار حمایت کنیم.

‫شنبه؟

‫بله.

‫چطور میتونم به شما ملحق بشم؟

‫آره، بیا. بیا، دوستای من.

‫مرسی.

‫خب نیک با شما میره تا موجودی رو تحویل بده.

‫فردا هنوزم میشه؟

‫آره، ولی اول صبح، من قفل رو برداشتم ‫چون فردا خیلی سرم شلوغه.

‫بونژوق.

‫ممنون.

‫میبینمتون.

‫چرا، برادر؟ چرا؟

‫نمیدونم چه خبره.

‫ممنون از همه نوازنده‌ها.

‫دوستتون دارم، همه پولدارها.

‫هی!

‫واقعاً گنگستری.

‫زندگیت رو میخوای؟

‫آره، واقعاً.

‫به خاطر همینه که شماها ‫همیشه اینقدر هیجان زده‌اید.

‫اوه، خدای من.

‫هی.

‫این موسیقیه.

‫باشه.

‫وای.

‫عاشقانه.

‫اوه، خدای من.

‫داری با من شوخی میکنی؟

‫باید بیشتر عاشق بشی، برادر.

‫ببین، دراگون، اون خیلی ‫ ماهرانه این کارو میکنه.

‫اون عینک‌ها منو گول نمیزنه.

‫میبینمت.

‫آره.

‫اوه.

‫تو خیلی سرکوب شده‌ای.

‫کت و شلوارت.

‫یه ISR هست.

‫در هر جهت ضبط میکنه.

‫اوه.

‫خیلی خب.

‫مطمئنی این چیز کار میکنه؟

‫من اینا رو تو ۵۰۰ تا ‫جواهرفروشی پوشیدم.

‫کار میکنن.

‫خب، تو یه زنی.

‫اونا معمولاً مورد بازرسی بدنی قرار میگیرن ‫مخصوصاً اون خوشگل‌ها.

‫خب، پلیس‌ها هم همینطور ‫مخصوصاً پلیس‌های خوب.

‫لعنتی از کت و شلوار متنفرم.

‫هیچ اتفاق خوبی تو کت و شلوار نمیفته.

‫اون شب خیلی خوش گذشت.

‫میدونی، تو باشگاه.

‫آره.

‫دی‌جی خوبی بود.

‫دعوای باحالی بود.

‫من تازه طلاق گرفتم.

‫اوه، خیلی ناراحت کننده هست.

‫برای اطلاع، من هیچ جذابیتی به تو ندارم.

‫باشه.

‫بچه هم داری؟

‫نه.

‫در واقع، آره.

‫میدونی، من صداقت رو ‫به مزخرف ترجیح میدم.

‫خب آره، دارم.

‫دو تا دارم.

‫لعنتی.

‫فکر کردم میخوای باهام ازدواج کنی.

‫جوابمو عوض کردم.

‫گند نزن.

‫به من نارو نزن.

‫بیا.

‫بیا.

‫بونژو.

‫بونژو.

‫امنیت من

‫ما با خانم فالکون

‫تو قسمت دربان قرار داریم.

‫خیلی خب.

‫لطفاً مدارک شناسایی.

‫مرسی

‫اونا امنیت رو بازرسی بدنی نمیکنن

‫میتونی بری.

‫بیا اینجا.

‫بیا.

‫باشه.

‫این بار رو فشار بده.

‫خیلی ممنون، چاما.

‫من باید برم.

‫بیا.

‫بونژو.

‫بونژو.

‫صبح بخیر.

‫صبح بخیر.

‫بفرمایید.

.::: مترجم مرتضی راکی :::. کانال تلگرام : @NestedSub

‫دربان ۲۴ ساعته و ۷ روز هفته ‫خزانه رو اداره میکنه،

‫تو طبقه هفتم زندگی میکنه ‫و اسکورت میکنه.

‫هر قرار ملاقاتی هر شب قفل میشه.

‫با اون حرکت میکنیم.

‫هر جایی نزدیک اونجا خیلی خطرناک خواهد بود.

‫آره، ولی ما فقط حرکاتش رو بهش میگیم.

‫پس دیگه چیزی برای اشتراک ‫گذاشتن برای تو وجود نداره.

‫من معمولاً احساسات ‫مردم رو جریحه دار میکنم.

‫همه‌شون درست جا میفتن.

‫بفرمایید.

‫یه حرکت حرارتی وجود داره.

‫آره.

‫میتونی خاموشش کنی؟

‫متاسفم.

‫اون خزانه است.

‫روشن کن.

‫میتونی اون سمت روی میز کارتون رو بکنین لطفا.

‫اولیور، شنبه به بازی میای؟

‫تو تو یه چیزی درگیر شدی؟

‫معلومه! نمیتونم صبر کنم!

‫- من یه میز رزرو کردم. ‫- عالیه.

‫مشکل باقی مونده اینه که دوربین امنیتی

‫از ورودی تا سرسرا

‫خیلی بالاست که ما بتونیم پوشش بدیم.

‫و اون تنها دوربینیه که چرخشی نیست.

‫اگه خودمون رو بپوشونیم چی؟

‫باید با اون تکنولوژی ور بریم

‫به چی نگاه میکنیم؟

‫من سنگ رو دیدم.

‫سمت چپ بالا.

‫ردیف دوم از بالا.

‫من سنگ لعنتی رو دیدم.

‫آلن، دارکو، این ووک هست. ‫ووک اینا ببرها هستن

‫خوبه.

‫از وقت آزادت لذت میبری، ها؟

‫میدونی، خانواده زیبا.

‫چی؟

‫به دوست من سلام کن. نیکلاس

‫من باید برم.

‫هی.

‫من باید این مزخرفات رو ‫ترک کنم، مرد.

‫تقریباً هر روز لعنتی سعی میکنم.

‫خب چند وقت یه بار میتونی ببینیش؟

‫سعی میکنیم هفته‌ای دو بار، میدونی؟

‫خب، این خیلی درگیر کننده هست.

‫تو چطور؟

‫ای کاش.

‫فقط کریسمس و تولدها.

‫میدونی، ما میریم بیرون تو دنیا، میدونی؟

‫سعی میکنیم این مشکلات رو حل کنیم.

‫ولی تنها کاری که میکنیم اینه که ‫اونا رو با خودمون به خونه میاریم.

‫آره، حتماً خیلی لعنتی بده ‫که با یه پلیس ازدواج کنی.

‫خب... مراقب دوستای جدیدت باش، ها؟

‫بعداً میبینمت، ستوان.

‫تکنولوژی پایین، ‫تکنولوژی بالا رو شکست میده.

‫حالا نگاه کن.

‫وُیلا.

‫لعنتی.

‫حالا تو اون سیر رو از اینجا دزدیدی.

‫باشه.

‫حالا میدونی، برگرد.

‫فکر کنم داره یه سری فروش انجام میده.

‫شماها پاکید؟

‫زود باش.

‫جلالا.

‫من خیلی خوبم.

‫یو، اون حرارتیه؟

‫ها؟

‫اون حرارتیه؟

‫آره.

‫دوباره اونجاییم.

‫همه چی تموم شد؟ همه چی قفل شد؟ ‫بله

‫عالیه. از مسابقه لذت ببر

‫شما قراره برنده بشید. بزن بریم

‫دربان همین الان رفت.

‫تو ون تو نقطه خروج میبینمت.

‫دریافت شد.

‫...نفوذ کننده به زره. ‫هر پنج تا گلوله. بفرمایید

‫هر کسی، اینجا کربن واقعیه.

‫بیاید چک کنیم.

‫کربن واقعی دریافت شد.

‫ارتباطات واضح.

‫هودینی یک در حال حرکت ‫به سمت سالن.

‫دریافت شد.

‫روال یک در سالن.

‫عالیه!

‫ما وِم هستیم. دوباره برگشتیم به بازی

‫بزن بریم بچه‌ها.

‫هودینی یک، شما در AMSTL قرمز هستید، ‫۲۰ ثانیه تا چراغ سبز.

‫دریافت شد، کربن واقعی.

‫منتظر سبز هستیم.

‫۱۰ ثانیه تا چراغ سبز.

‫پنج، چهار.

‫شما سبز هستید، سبز به بِکس.

‫سبز.

‫دریافت شد، شما در بِکس قرمز هستید.

‫قرمز در بِکس.

‫۱۲ ثانیه تا چراغ سبز.

‫آماده باشید.

‫پنج، چهار، سه.

‫خدایا، خیلی عمیقه.

‫لعنت بهش.

‫۸۰ ثانیه تا قرمز.

‫دریافت شد، کربن واقعی.

‫۶۰ ثانیه تا قرمز.

‫زود باش، ادامه بده.

‫۴۰ ثانیه تا قرمز.

‫۲۰ ثانیه تا قرمز.

‫۱۰ ثانیه تا قرمز.

‫پنج، چهار، سه، دو، یک.

‫کرونا قرمز شد.

‫قرمز در کرونا.

‫موقعیت هودینی یک.

‫هودینی یک و چاه معدن در الماس.

‫هودینی یک، کوانتوم در الماس، ‫کوانتوم در الماس.

‫بزن بریم بچه‌ها. فقط یه دونه

‫وای خدای من.

‫ردای الماس.

‫اینجا نیست.

‫این لعنتی اینجا نیست.

‫یعنی چی که این لعنتی اینجا نیست؟

‫نه، این کارو نکن

‫چرا؟

‫متاسفم.

‫خداحافظ بچه‌ها.

‫لعنتی.

‫هودینی یک، خانه‌دار خونه است.

‫به چاه معدن برگردید.

‫خانه‌دار خونه است.

‫همین الان گورت رو گم کن.

‫لعنتی.

‫باید بریم.

‫باید بریم.

‫باشه.

‫میبینیش؟

‫نه.

‫میبینمش.

‫کجاست؟

‫- مسابقه چطور بود؟ ‫- باورنکردنی

‫یه شانس، تو دروازه، و بدون دفاع

‫باید بریم، بچه‌ها.

‫نه، نه، نه، نه.

‫اینجاست.

‫زود باش، زود باش، زود باش.

‫یه ثانیه دیگه.

‫دانی، ادامه بده.

‫زود باش، زود باش.

‫صبر کن.

‫ما به یه مربی جدید نیاز داریم

‫- این گرون تموم میشه. ‫- درسته

‫- من قفل میکنم. تو میتونی بری خونه. ‫- ممنون.

‫- فردا میبینمت. ‫- شب خوبی داشته باشی.

‫دانی، فقط لعنتی ولش کن.

‫باید بریم.

‫حالا.

‫صبر کن.

‫صبر کن.

‫صبر کن.

‫صبر کن.

‫این دیگه چیه؟

‫لعنت بهش، خدا.

‫هودینی یک، جواب بده؟

‫هودینی یک، رد شدیم.

‫دریافت شد.

‫هودینی یک تو کرونا چه خبره؟

‫شما در کرونا سبز هستید.

‫۱۴۰ ثانیه، سبز در کرونا.

‫بسته بندی خوبه.

‫۶۰ ثانیه در کرونا.

‫وکس، وکس.

‫در وکس صبر کنین

‫کرونا در ۴۵ ثانیه قرمز میشه.

‫کرونا در ۳۰ ثانیه قرمز میشه.

‫لعنتی.

‫در وکس نگه بمونید

‫کرونا در ۲۰ ثانیه قرمز میشه.

‫وکس قرمز.

‫سه ثانیه تا تعویض اتاق.

‫منتظر دستور باشید.

‫وکس سبز.

‫وکس سبز.

‫کلئوپاترا، ما درامانیم

‫باشه.

‫لعنت.

‫نیک! نیک!

‫این دیگه چیه؟

‫- هی اون دیگه چیه؟ ‫- نمیدونم

‫باید پشت بوم رو امن کنیم

‫زود باش.

‫بررسی کن.

‫من میرم

‫هودینی یک سگ‌ها دنبال رد هستن.

‫ناپدید شو.

‫لعنتی.

‫زود باش.

‫زود باش، نیک.

‫آره.

‫کیف رو برگردون.

‫لعنتی.

‫باشه.

‫برو. برو. برو.

‫میله.

‫میله.

‫حرکت کن، حرکت کن، حرکت کن.

‫کربن‌دار شدن وکس سبزه.

‫دریافت شد.

‫تأیید کن هودینی یک، وکس سبز.

‫دریافت شد. به پایین دروازه‌ها نگاه کنید و حرکت ‫افراد رو تا زمانی که اینجا رو پاکسازی کنیم محدود کنید

‫- یه چیزی از پشت بوم افتاد. ‫- چی؟

‫من پشت بوم رو پاکسازی میکنم، ‫بعد میرم پایین. تو گشت بزن

‫طبقه ۲ رو بگیر و از راه پله‌ها برو. ‫وسط همدیگه رو ببینیم

‫خب من ازت میخوام که ‫پله‌ها رو پاکسازی کنی، باشه؟

‫باشه. عالیه.

‫و یادت نره که آسانسور ‫لعنتی رو قفل کنی، باشه؟

‫باشه. من چک میکنم.

‫پشت بوم امنه

‫کربن‌دار شدن.

‫موقعیت هودینی یک.

‫موقعیت هودینی یک.

‫اون پورشه لعنتی از کجا میاد؟

‫5 امنه میرم به 4

‫گه توش

‫دست از اسلحه بردار.

‫فقط آروم باش.

‫احمق نباش.

‫هی.

‫تو دیگه کی هستی؟

‫احمق نباش لعنتی.

‫این دیگه چیه؟

‫صدای شلیک ‫صدای شلیک

‫- صدای شلیک، شلیک! ‫- لعنت بهش!

‫فعال کردن زنگ هشدار

‫آروم باش. آروم باش.

‫من خیلی عصبانیم.

‫خوبی؟

‫البته چند روزی درد خواهد داشت.

‫متاسفم بابت اون.

‫خیابون، از سمت شمال ناپدید شو. ‫حالا، حالا، حالا.

‫گرفتیم. گرفتیم. سمت شمال. ‫سمت شمال.

‫دریافت شد.

‫خودشه. خودشه.

‫بریم. بریم. باید بریم.

‫آه، لعنتی.

‫دوباره اون پورشه لعنتی!

‫TRC به WDC 14

‫پورشه سدان، سفید، شماره پلاک....

‫لعنتی. A.M.P.R.

‫اون پلاک رو بردار. چکش کن

‫چی میگه؟

‫تکرار میکنم. پورشه سفید

‫پورشه سفید در بلوک ۴۰۰ خیابان رو ‫دو روبرت به سمت شرق میره

‫اگه هر کدوم از ما لو بریم،

‫سوبا-دان سهم تو رو کنار میذاره،

‫و وقتی بیای بیرون منتظرت خواهد بود.

‫موفق باشی.

‫موفق باشی، برادر.

‫لعنتی. این غیر ممکنه.

‫- لعنتی ‫- داری شوخی میکنی؟

‫فلاش، فلاش.

‫ما رو دزدیدن

‫تکرار میکنم، از ما سرقت شده

‫مواظب پشت سرمون باش. ‫اونا چراغ‌های جلوی معمولی نیستن.

‫اونا هم دوستانه نیستن.

‫لعنتی.

‫مک.

‫برون.

‫حرکت کن.

‫با اپراتور تماس بگیر.

‫دریافت شد.

‫لعنتی. دوتا ازشون هست.

‫لعنتی. فرمون رو بگیر، فرمون.

‫هی، حرکت کن، حرکت کن.

‫من خوبم، من خوبم.

‫تعویض.

‫یه شلیک بهتر بهم بده.

‫صبر کن.

‫میتونم صدات رو بشنوم.

‫لعنتی.

‫لعنتی.

‫من دقیقاً همینجام.

‫صبر کن.

‫مک، عوض کن.

‫خوبی؟

‫آره، من خوبم.

‫آماده، دوباره

‫بریم

‫لعنتی. هنوز هستش. ‫میتونی از دستش خلاص شی؟

‫دارم لعنتی سعی میکنم. ‫این لعنتیا راننده هستن.

‫اوه، لعنتی.

‫لاین سمت راست مرد، ‫تو لاین سمت راست بمون

‫لعنتی. لعنتی.

‫یه جا پیدا کن. من یه شلیک تمیز دارم.

‫یه کم استراحت کن.

‫زود باش. مک، عوض کن.

‫مهمات بگیر.

‫حالا، حالا، حالا.

‫لعنت به این.

‫لعنت به تو.

‫حرومزاده

‫بزن بزن

‫باشه، تیر تموم کردم.

‫لعنتی!

‫لعنتی.

‫لعنتی.

‫اون دیگه چی بود؟

‫آتش بود.

‫- صبح بخیر. ‫- صبح بخیر

‫از این طرف.

‫هی.

‫هی تو.

‫عیبی نداره.

‫آره، مرد.

‫ژان-ژاک.

‫از دیدنت خوشبختم.

‫منم از دیدنت خوشبختم.

‫لطفاً بشینید.

‫- ممنون. ‫- خواهش میکنم.

‫ممنون.

‫ممنون.

‫تو اونو زمین زدی.

‫خیلی خب بچه‌ها، لطفاً بایستید.

‫به قرن خودباوری.

‫و به پلنگ‌ها.

‫ما باور داریم.

‫ما باور داریم.

‫ما باور داریم.

‫ما باور داریم.

‫اوه.

‫خوبی؟

‫من خوبم.

‫فکر کنم ژان-ژاک برد.

‫این برای توئه.

‫به اون نگاه کن.

‫هی، ممنونم.

‫سبک تو.

‫باهوش‌ترین، باهوش‌ترین.

‫هی، هی، هی، هی، هی، هی، ‫هی، هی، هی، هی، هی.

‫بزن بریم، بزن بریم، بزن بریم.

‫زود باش، زود باش.

‫بریم! بریم!

‫بزن بریم.

‫حرکت کن، حرکت کن.

‫حرکت کن.

‫بزن بریم.

‫خوبی؟

‫آره.

‫میخوای کار دیگه‌ای انجام بدی؟

‫انجام میدی.

‫تو یه حوزه قضایی هستی.

‫هر چیزی که بگید ممکنه ‫علیه شما در دادگاه

‫ استفاده بشه

‫شما حق داشتن وکیل دارید.

‫اگر نمیتونید...

‫با در نظر داشتن این حقوق، ‫آیا مایلید با من صحبت کنید؟

‫خیلی خوب بازی کردی.

‫فکر کنم.

‫چیز دیگه‌ای میخوای؟

‫من یه کروسان میخوام.

‫اوه اوه اوه، عالیه.

‫میدونی که کار درستی کردی ‫ که اومدی تو، ها؟

‫عجیبه، ها؟

‫زندگی کردن در اون طرف ‫حس خوبی داره، نه؟

‫آره.

‫خیلی خوب.

‫احترام.

‫وقت رفتن به خونه هست، ها؟

‫به چی؟

‫خوش گذشت.

‫خب، ما مساوی هستیم؟

‫آره، مساوی هستیم.

‫از خودت حس خوبی داری؟

‫راستش نه، فکر میکردم ‫حس بهتری داشته باشم،

‫صادقانه بگو.

‫تو یه آشغالی.

‫من باید زندگیت رو نجات بدم، فیل.

‫پس اون واقعی بود؟

‫آره، آره.

‫پس تو تمام این مدت فقط ‫داشتی منو دست مینداختی؟

‫نه، نه، نه تمام مدت.

‫اما در نهایت،

‫یه ببر نمیتونه خط‌هاش رو تغییر بده.

‫نمیتونه.

‫به هر قیمتی شده دوباره میبینمت.

‫راستی، عقب سمت چپ بشین.

‫عقب سمت چپ!

‫آماده حرکت باشید.

‫همین الان از شر این خلاص شدیم؟

‫اون میگه که باید از شر این خلاص شیم.

‫نه.

‫هی، بچه‌ها. یه چیزی براش بیارید بخوره

‫هی پسر، چی شده؟

‫میگه آروم باش، از آبجوت لذت ببر.

‫میگه اگه میخواست تو بری،

‫خیلی وقت پیش این اتفاق افتاده بود.

‫میخواد ببینتت.

‫چون میخواد مردی که ‫اموالش رو برگردونده ببینه.

‫چون میخواد بدونه تو ‫چطور این کارو کردی.

‫تو یه هودینی لعنتی هستی.

‫و حالا تو برای من کار میکنی.

‫خب، بعدش چی؟

.::: مترجم مرتضی راکی :::. کانال تلگرام : @NestedSub

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.