All language subtitles for vfruning

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ظرف یک دقیقه می تونی تمام تصاویر رو به یاد بیاری

طی لحظه ای زودگذر یا تا ابد

وقتی که حادثه ای خوب اتفاق بیفته یا برعکس ، چیز بدی پیش بیاد

در این حالت ، گذر زمان متفاوت تر از حالت معموله

فرد ، به آسمون پر می کشه

یا شایدم درست جاییه که باید باشه

به نظر میاد ، پایانی در کار نیست

تنها راه چاره ای که آدم از تغییرش امتناع می کنه ؛ بازگشت وارونه ست

A MOMENT OF SILENCE دَمی در سکوت

کارگردان تورستن اشمیت

نام دیگر فیلم Schweigeminute سکوتی یک دقیقه ای

" آُ لعنتی ! گیر کرده " - بذار کمکت کنم

هنریک این گیر کرده . کار نمی کنه

استیلز ! می تونی کمک کنی ؟

هِرت شافتن . دریای سیاه

دوربین دوچشمی رو می تونم بگیرم ؟

- دارن چی کار می کنن ؟ - الان برمی گردم

بادبان سه گوش جلویی رو بکش پایین اگرنه دیگه فایده نداره

استلا

استلا

استیلز ! برو قسمت جلوی قایق تو نگه داشتن طناب محاظ بادبان کمکشون کن

" من می تونم .. هی استلا برگرد اینجا

بادبون سه گوش جلوی کشتی رو بدین پایین

نمی تونم خیلی نزدیک بشم

سرعت تون خیلی زیاده

مراقب باش

کتاب مزرعة حیوانات

حدود سه هفته ی پیش

باربل ؟ نظرت راجع به دسته گل چیه ؟

پانچ آماده ست ؟ [ مشروبی با ترکیبات آب میوه، ادویه جات و لیکور ] آره درستش کردم . اونم با یه عالمه الکل

کمکم می کنی ؟

- من سر راهم ؟ - آره . یه خُرده

ببخشید . زمان از دستم در رفت

فکر می کردم تو شهری به بزرگی لندن ، بدون حضور من هم برای دنبال کردن رویاهای بزرگ آمادگی داری؟

ولی حالا که اینجام می خوام معلّم بشم

فکر می کردم می خوای دامپزشک بشی ؟

می شه بیای هتل با ما بمونی ؟

فردا درباره ش حرف می زنیم نمی تونم بابامو تنها بذارم

گفتم ، کنار لنگرگاه

- مشروب سبک ، راحت می ره پایین - بذارش به عهدة من

ممنون

برای یه هتل درست و حسابی برنامه ریزی کردی ؟

پدر و مادرت بهت افتخار می کنن

به لنگرگاه منتقلش کنید

اینجوری یه عمر طول می کشه

خودت چی ؟ کند نیستی ؟ تازه باباتم از همه سریعتره

باشه دیگه . ساکت باشید

مراقب باش ! عجب کارگر بدی

فقط به درد آشپزی می خوری

هی هی هی ! چی کار می کنی ؟

چی کار می کنی ؟ این ولگرد اصلاً جربزة کار تو قایقو نداره

بس کن دیگه حالا . فهمیدی ؟

آقایون نمی خوان کمی رفع خستگی کنن ؟

توی لنگرگاه بود که برای بار اول دیدمت

نمی دونم متوجّه شدی یا نه ؟ اما نمی تونستم چشم ازت بردارم

- شما کی هستین ؟ - معلّم جدید زبان انگلیسی

- جوون ترین فرزند پیترسونی ؟ - به هر حال الان دیگه بزرگم

که اینطور . بد معامله ای نبوده

کی فکرشو می کرد که تو انگلیس بزرگ بشی به این خوشگلی از آب در بیای ؟

از تعریفت ممنونم

تو با همه ی معلم ها فرق داشتی . می دونی ؟

- اشاره به فردریش ویلهلم فویت دغلکار آلمانی ] ویلهلم فویت ] - صیّاد سنگها [ یا کسی که از آب کره می گیره ]

انگاری که هیچ کس هرگز قادر نبود لمسم کنه ، حتّی با یه شاخه گل

وقتی 8 سالم بود به این موضوع پی بُردم و تصمیم گرفتم بزنم به دریا

برای اینکه با صخره های کنار دریا کلنجار بری سنّت خیلی کم بوده

برای همین دوس دارم دوباره اینکارو انجام بدم اگه با من قرار بذاری چه خوب می شه

شاید بهار که برسه ... واسه امسال دیگه بسمه

خیلی بد شد

ایّام قدیم فقط با ماهیگیری از روی همین صخره ها ، اموراتم می گذشت

الانم که دیگه فقط با جابجایی توریست ها زندگی رو می گذرونیم

- اینم پسرمه . کریستیان از دیدنتون خوشحالم

سال آخر دبیرستانه

آها ... من کتاب مزرعه حیوانات رو دوست دارم

آدم می تونه یه داستان استثنایی درباره ش بنویسه . مگه نه ؟

- ممنونم. امیدوارم که تمام تلاشت رو بکنی

خواهیم دید

تماس تلفنی از لندن دارید

خب دیگه .. تو مراسم جشن بندرگاه می بینمتون بله . حتما

ماهیگیرا افتادن جلو . آره خوبه . آره

حالا دیگه ماهیگیرا واقعاً جلو افتاده ن

و حالا ... حسابی تشویقشون کنید

- هی کریستیان - بابا

به افتخار خودت . سلامتی

خب ، آقایون ! تبریک می گم کارتون حرف نداشت

بیا اینجا ببینم پسره ی شیطون موفق باشی

خانوم پیترسن

بیا . بیا بشینیم

دوست عزیزم ! ممنونم که اومدی

- عصر شما به خیر آقای بلاک - می تونم به مشروبی مهمونت کنم ؟ - حتماً

- مردم گرامی که اینجا حضور دارند - و اعضای گروه چهار نفره ی کورت اِنزمآن

به لنگرگاه من خوش آمدین

خانوما ! همه چی آماده ست

شریک رقصتون رو انتخاب کنید

خانومها دعوتن

یالا دیگه کریستین خودت گفتی که میای

با هم برقصیم ؟ خب آدم باید به قولش عمل کنه

آقای کوگلر کجاست ؟ فکر می کردم شما با همین ؟

- مدّتی هست که دیگه یورگن رو نمی بینم - گمونم جای این حرفها

وقتیه که بچه ها خوابن

تا حالا استین و مارک رو دیدی ؟

- بله - عالیه

کنار اومدن با فوت همسرش آسون نیست

حالا که شما اینجائید

تموم سال تلاشش اینه که ما رو از طوفان ها ، دور نگه داره

فقط یک بار ، اونم آخرای تابستون

سر و کلّه ش از اعماق دریا پیداش می شه

اونم فقط برای انتخاب پری دریایی اینم از آقای قایم باشک

پری من کجاست ؟

کجاست ؟

اگه خواست منو ببره ، نجاتم می دی ؟

به خاطر تلاشش ، بهش پاداش بدین

پری من کجاست ؟

- عصر به خیر آقای کوگلر - عصر به خیر کریستیان

نزدیک بود « خلسة سایرن » رو از دست بدم

پری من کجاست ؟

آها همینجاست

- دمتون گرم . انتخاب درستیه - ترجیح می دم قاطی این قضیه نشم

خانوم پیترسِن مردمو ناامید نکن

بریم تو دِل دریا

همین الان بذارم زمین. دارم بهت می گم منو ول کن

به نظرت خیلی آدم شایسته ای هستی ؟

فقط انگلیسی ها اجاره دارند لمست کنن ؟

- دیگه بسه - ولم کن

همه تون شنیدین خانوم چی فرمودن ؟

خانوم کیه ؟ من که یه دختر پسرنما می بینم

- بیا با هم بریم تو دریا - ولم کن

ممنون کریستیان

بس کن دیگه . یه کم مشروب بزن و آروم باش

- و تو ! می تونی بری خونه - چرا باید برم ؟

موسیقی

کریستیان. من باشم بی خیال می شم

متاُسفم

می خوای برقصی ؟ یا ترجیح می دی قدم بزنی ؟

ازت ممنونم. دختر پسر نما نیاز داره که بره کمی پودر به بینی ش بزنه

برای چی دلخوری ؟ تقصیر من نیست که ؟

چی شده ؟

حسّ و حال مردمو خراب کردی

باید تا آخرش با یه مرد مست همراهی می کردم ؟

برای تو مثل اینه که چیزی باشه مهمونات بهش بخندن ؟

سال پیش گیر داد به من . منم دیگه باهاش کلنجار نرفتم . می گیری؟

گمون نکنم

ما که اینجا ، مثل اهالی لندن نیستیم باید با بازی همراهی کنی

خودم تصمیم می گیرم که با کی بازی کنم می ذاریش به حساب اتاقم ؟

اگه فقط یه دوستته بگو اسمش چیه ؟

کالین به من نگو که واکنش بیش از حد نشون می دم . نمی خوام ...

من ؟

- داری چی کار می کنی اونجا ؟ - شناور ها رو می برم داخل آب

زودتر تمومش کن. از اینجا برو

تقصیر من نیست که تو پنجره ت رو باز گذاشتی

منو ببخش . انگار سر آدمایی که نباید ، داد می زنم

ممنون

اگه می خوای همراهم تا صخره های ماهیگیری بیای ، بپر پایین

ظرف یک یا دو هفته پاییز می شه

آب ، تیره و کدر می شه و ته دریا هم آدما نمی تونن همدیگرو ببینن

برای صبحانه برمی گردی

یه لحظه کریستین . گیج کننده ست

مراقب باش . اینجوری ممکنه طناب گوشت تنت رو پاره کنه

من اندازة ی تمام عُمرت تو این دنیا تو کار ِ گذاشتن شناور توی آب بودم

میام کمکت

چرا توی هتل زندگی می کنی ؟

برا چند روز از خونه زدم بیرون

زندگی با پدرم آسون نیست

برای با هم بودن تو خونه آدم باید توان درونی ش رو زیاد کنه

اصلاً اینجا تو آلمان چی کار می کنی ؟

حال پدرم هیچ وقت خوب نیست به حضور من نیاز داره

قدیما ( در گذشته ) عادتم بود که ساعت های متمادی می رفتم روی آب

گاهی از خیالم می گذشت که چی می شد اگه دیگه برنمی گشتم ؟

- این آخریش بود - بریم سمت صخره ها

آخریش رو باید بذاریم انتهای جزیره ی پرنده ها

امیدوارم آب و هوا باهامون راه بیاد

البته ( تو دلم ) می دونستم که وضع هوا خوب نیست

اما تمایل شدید به تنها بودن با اون. روی ذهنم سایه انداخته بود

نگرانم . طوفان قراره شروع بشه باید برگردیم به خشکی

از اینجا دیگه باید شنا کنیم

نمی تونم بیشتر از این به ساحل نزدیک بشم. ارتفاع امواج زیاده

فاصله م تقریباً 50 متره

تقریباً . اما بدک هم نیست خیلی زود می تونی دوباره رو پات وایستی

هی

- کارت درسته - بعله

- فقط کمی خیس شدیم - من که حس طراوت دارم

- همین الان فوری آتیشو روشن می کنم - کی اینجازندگی می کنه ؟

پیر مرده از اون پرنده بازهاست هنوز این دور و برا ، پرنده زیاد هست

اسمش ماتیسنه . ماهیگیره. هوای خودشو داره

بیا . خودتو خشک کن سرما نخوری

- چیه ؟ دلت برای لندن تنگ شده ؟ - خب .. 14 سال زمان زیادیه

اون اول هاش تو شهر لیدز پرستار بچه بودم. بعدش رفتم لندن درس بخونم

- بعد از دبیرستان می خوای چی کار کنی ؟ - حتّی بهش فکر هم نکردم

هم تو کشور خودمون و هم خارج می تونی ادامه بدی هرت شافتن که، ناف دنیا نیست

نمی تونم برم. پدرم به من احتیاج داره

شما پسرا تو این سن و سال زیادی خودتونو جدی می گیرید

تو ایّام تعطیلات ، متون قدیمی مربوط به امتحاناتمون رو که می خونی نه ؟

آره کریستیان . خوندم

- چای برای دو نفر

مراقب باش

استلا

صدامو می شنوی ؟

استلا ! صدامو می شنوی ؟ باید نفس بکشی

عجله کنید . زود باشید

- اینجا ناهار خوبی براتون آماده ست - کدوم یکی شون رو می خواید ؟

این یکی رو . می دونی ؟ اینو

به هر کدوم مون یه تیکه می رسه

شما تور با قایق می برید ؟ ما می خوایم سوار شیم

- فردا بعد از ظهر - اون نمی تونه

- پری دریایی به غار امنش برگشته ؟ - روز شما به خیر آقای کوگلر

خونه ی پری دریایی توی آبه آقای...

- سلام استلا - سلام عزیزم. امروز ماهی می خورین ؟

تو هم همرامون میای ؟ خیلی خوشحال می شیم

ما آبجو هم داریم

- از کمک تون ممنونم خانوم پترسِن - صبر کن دارم میام

رقیقش کرده م

برای مسابقه کرجی ها ، کلّی شناور تو آب گذاشتیم و وسط کار ، طوفان غافلگیرمون کرد

ساعت 8 شب چی ؟ موافقی ؟

باید برگردم شارمونده. پیش بابام

- ولی یه وقت دیگه ... شاید - آره . برمی گردیم

امون از اون ماهی تون

یه اوقات خوب عصرگاهی رو همراه با خونوادة کوگلر از دست دادی

- ممنونم - باز هم همدیگه رو می بینیم ؟

اوه آره . فردا تو مدرسه . زنگ سوم

منظورم این نبود

می دونم

صبح تون به خیر

آقایون و خانم ها ! صبح همگی به خیر

بعضیاتون که خب از قبل خبر دارین

خانم پترسین اولّین و تنها معلّم انگلیسیه که اینجا همراه ماست

آقا پسرمونم که با یه سر و صدای کوچولو تونست جناب اختاپوس رو زمین بزنه

منظورم از این حرفا اینه که شما دیگه سال آخر دبیرستانتونه

منو نخندونید

برای همه تون سال تحصیلی خوبی آرزو می کنم

و خب ... سفر خوش بگذره

- ممنونم - خواهش می کنم بنشینید

مقاله هایی رو که درباره « مزرعه حیوانات » نوشتید خوندم . بعضیاشون خوبن

- گئورگ بیزانس ؟ - منم خانم

- لطفاً به زبون انگلیسی بگید - منم

چیش خنده داره ؟

ببخشید ولی ما عادت نداریم به زبون انگلیسی حرف بزنیم

تا اونجائیکه من می دونم این کلاس زبان انگلیسیه

بنابراین وقتشه که باهاتون انگلیسی حرف بزنم . اینطور نیست ؟

گئورگ ! دیدگاه تو کاملاً منحصر به فرده و زندگی هم سیاه و سفید نیست

گئورگ تلاش کرده تا دلیل رفتار ناپلئون رو بفهمه . آفرین

- ممنونم - قابلتو نداشت

- کمکم می کنید کتابا رو پخش کنم ؟ - بله البته

وقتی که بار اول دیدمش فهمیدم که چی لازم دارم

نیاز به سپاسگذاری از این اقبالی که به زندگی من رو آوُرده

این احساس وصف ناپذیری که دلش می خواد دوباره تکرار بشه

آدم دلش می خواد نقشه بکشه

یوکناپاتاوفا » ، آمیزه ای از خیال و واقعیته [ ناحیه ای خیالی در می سی سی پی در آثار فاکنر ]

با دیدن ساق برهنة پاهای تو بدنت رو یک بار دیگه

درازکش در کنارم و در آغوشم حس کردم

نمی تونستم چیزی رو که اتفاق افتاده فراموش کنم

منتها ، در نگاه تو یا حرکات اشاره دست و صورتت دنبال تائید می گشتم

با وجود نزدیکی ( مجاورت ) به وجود تو دلم می خواست با خاطراتم تنها بمونم

آهای فویت ؟ چی کار می کنی ؟ با ما به ساحل میای ؟

امروز رو نمی دونم

استفانی ؟ تو میای ؟

فکر نمی کنی برای اینکه تاُثیر بهتری روش بذاری ، نیاز به معلّم خصوصی داری ؟

اینطور فکر می کنی ؟

خانوم پترسِن چطوره ؟ برای اینکه معلّم باشه زیادی جوونه

البته اعتراف می کنم که خوشگله

موندم با این خوشگلیش ، شما پسرا چطور می تونید تمرکز کنید ؟

ممنون. خوشمزه بود

چی شده ؟

بعد از شروع مدرسه ، دیگه فرصتی به دست نیاوُردم تا باهاش تنها حرف بزنم

حتّی توی سفر با کل بچه های کلاس توجّهی به من نداشت

تمام روز ، فقط یه بار نگاهی به من انداختی

نگاه توی چشمات ... استلا ! درست ، اعماق قلبمو هدف گفت

باید کاری می کردم

میای بالا ؟

بریم جایی که آدمای زیادی نباشن

- ماشینو از کجا گیر آوُردی ؟ - قرضیه . باحاله . نه ؟

- بیا بگیرش - این بابت چیه ؟

- پول بنزین - مهمون من باش

احمق نباش . این فقط سهم کوچولوی منه

چی کار می کنی ؟ دیوونه شدی ؟ بدش به من

که چی ...

چند لحظه پیش من ننداختمش دور

بگو اسپاگتی ببخشید ؟

به من نگاه کن استلا اونطوری ناز تر می شی

صبر کن

نه . نه . دست نگه دار . من فقط می خوام تو رو توی تصویر ثبت کنم

قضیه مربوط به زیبایی شناسیه

یه بار دیگه. نور پس زمینه . آها...

خیلی باحاله

هنوز ژست نگرفتم

- بیا با هم دیگه عکس بندازیم - هی

- چه جوری این کارو می کنن ؟

- آماده ست ؟ - باورم نمی شه به مکان روبروش کلیک می کنه.

نمی فهمم ! چرا مجبورم همچین چیزایی رو یاد بگیرم ( بخونم ؟ )

حرفهایی که می خواهید بگوئید البته نه به جایی ( سرزمینی ) که اسمش قابل تلفظ نیست

یوکناپاتاوفا

نمی شه با چند تا کلمه توضیحش داد

خب سعی کن. اصلاً چیش اینقدر مهمه ؟

- واقعاً می خوای بدونی ؟ - بله . می خوام همه چیزو درباره تو بدونم

در آثار فالکنر درست و غلط یا نیک و بد ، وجود نداره

شخصیت ها قادر نیستن به شیوه ی دیگری عمل کنند

همونطور که می دونی عمل کن روش بهتری وجود نداره

اونها حقیقت خاص خودشون رو دارند به خاطر همین هم اغلب شکست می خورند

قبلاً هم اینو گفته م . اما همه ش دارم به این فکر می کنم که عاشقتم استلا

دائماً بهش فکر می کنم و دلم می خواد بیشتر درباره ی تو بدونم

وقتی نسبت به عشق به کسی آگاه باشی هیچ دانشی برای قیاس با اون آگاهی کافی نیست

داری با من چی کاری می کنی ؟ انگار که مثل این ... منم پیچوندی دور انگشتات

استلا ؟ چرا تو مدرسه به من بی توجّهی کردی ؟

- می خوای باهات چی کار کنم ؟ - نمی دونم

ولی درد داشتم

- روز به خیر خانم پترسن - سلام

یک ساعت زیر آفتاب بودن فواید خاص خودشو داره

هر کسی بخواد مشارکت کنه به گرمی استقبال می کنیم

درست وسط بازی بودم

خب اینکه عالیه

- چی بهت درس می ده - خفه شو بابا

اوهووو . دریای عشق

چه آفتابی !!!؟

تو لندن همچین نوری نداریم

خیلی محبت کردی که همراهم اومدی خیلی خیلی محبت کردی

دفعه بعد ، دو تایی می ریم قایق سواری دور و بر صخره های ساحلی

نظرت چیه ؟

این همون لحظه ای بود که برای اولین بار به زندگی با تو فکر کردم

فکر جسورانه و احمقانه ای بود

در حالی که می دونستم اونم اسیر ترس های خودش بود

اینکه در صورت فهمیدن دیگران ، آخرش به کجا ختم می شه ؟

- ظرف یه روز ، همه چی رو می فهمی - چی رو ؟

کریستیان ؟ ما... ؟

فقط بهم قول بده به هیچ کس نمی گی ؟

بله . البته که نمی گم

فراووکه برونز می خواست یه گشتی با قایق واسه مهموناش رزرو کنه

برای درس خوندن رفته بودم

دفعه بعد که خواستی ماشینو برداری اولش اجازه بگیر

باشه . بابتش معذرت می خوام

و باک بنزینش ؟

باکش پُره . تو « نولته » که کنار زده بودم پُرش کردم

پولشو چهارشنبه بهت می دم

هیچ چیزی از هیچ کسی به چنگ نیاوُردم

گاهی اوقات یه چیزایی رو فراموش می کنن

دستمال ، سیگار ، گیره کاغذ

یه بار کلید ورود به کابین رو پیدا کردم

هیچ کس دنبالش نمی گشت می ترسیدم بفهمن که دست منه

این اواخر کسانی اونجا بوده ن شاید به اونجا پناه برده بودن ؟

شایدم می خواسته ن اونجا تنها باشند ؟

ایندفعه چی باقی مونده بود ؟

هیچ چیز. ولی امروز چیز میزامو جمع کردم

بلافاصله فهمیدم که کسی اونجا بوده

به سلامتی

سلام آقای ماتیسِن ! چه چیزایی رو می خواستی برداری ؟

روماتیسم خرحمالی دائمی روی قایق ، دیگه برای من کافیه

حتّی دیگه قادر نیستم از جزیرة پرنده ها مراقبت کنم

یعنی می خوای کلبه رو بفروشیش ؟

طبق قانون فروش زمین به جوونها ممنوعه اینو فراموش نکن

شاید بدمش اجاره

اگه نظر منو بخوای ... اون کلبه باید همینجوری که هست باقی بمونه

می تونه به عنوان پناهگاه مورد استفاده قرار بگیره

جزیرة پرنده ها ، حتّی امروز هم بین زوج های عاشق ، محبوبه

همونطور که قبلن بود و ما دوسش داشتیم

- هزینه اجاره ش چقدر می شه ؟ - چرا علاقه مند شدی ؟

- همینطوری . - امروز ماهی داریم ؟

قهرمان ورزشکار

- به این زودی کارت تموم شد ؟ آره . تو کی کارت تموم شد ؟

یک ساعت قبل - حواست به حرف من هست ؟

ما دنبال یه مترجم زبان انگلیسی برای گردهمایی ماهیگیرها می گردیم

و حدس بزن کی رو انتخاب کرده ن که جلوشون وایسته ؟

خب . حتماً تو بودی

برای ناهار با اونها دعوتت می کنم

نمی تونم. پدرم منتظرمه

- اوضاع بچه ها چطوره ؟ - من که ازشون راضی ام

تو کلاس اونا من معلم جانشین بودم

- گئورگ چی ؟ خیلی با استعداده مگه نه ؟ - البته

و کریستیان چی ؟

- با قطع و یقین نمی تونم بگم ... گمونم که ...

چطور مگه ؟

لطفاً ، بد برداشت نکن

نظر من اینکه تدریس خصوصی به دانش آموز توی ساحل منطقیه

من فقط تو ساحل والیبال بازی می کردم

کریستیان و گئورگ و نصف بچه های کلاس

یه نوشابه و ناهار به من بدهکاری

لطفاً بنشینید از کار اکثرتون راضی ام

این کتاب داستانی پیچیده ست ولی داریم خوب جلو می ریم

آفرین به تو گئورگ، از شخصیت جو کریمس خوشت میاد آره ؟

طبیعیه . جو جالب ترین شخصیت نووله

بله درسته

جو چیزی رو دیده بود که نباید می دید و دائماً از این قضیه به نفع خودش استفاده می کرد

بله ، ولی در آخر کشته شد

هانس ؟ چرا تو صحبت در این جلسه رو ادامه نمی دی ؟ مطمئنم حرفایی برای گفتن داری

استفی ؟ غافلگیر شدم نوشته ت عالی بود . تبریک می گم

ممنون

کارن ؟ چی بگم ؟ به نظرم تو می تونی خیلی بهتر از اینها باشی

- می دونم - آن ماری ؟ خیلی خوب بود

کریستیان

کریستیان ؟

باید بیشتر تلاش کنی

آفرین . زحمت زیادی کشیدی

رودولف . دیدگاه جالبی داشتی ولی آخرش رو متوجه نشدم

با تمام این ....

- بله کریستیان ؟ - ببخشید من متوجه نمی شم

- چی رو ؟ - نکته ای توجه شما رو بهش جلب کردم

باید نسبت به تلفظ کردنت بیشتر کار کنی

اما آدم فقط به خاطر ضعف تلفظ نمرة ضعیف می گیره ؟

محتوی مطلب خیلی مهم تره اینطور نیست ؟

اینجا رو ببین

« وقتی که » با « اگر » جابجا شده و اینجا کلمة « زندگی » رو نوشتی « زنده »

تمامی اسامی با حروف بزرگ نوشته می شن

تفسیر تو از موضوع ، شامل هدف استعاره قصه گویی نیست

حالا بگذریم از اینکه این نُوول

انعکاس وضعیت سیاسی ایالت های جنوبی در دهه ی چهل میلادیه

تو هنوز فرق بین داستان تخیّلی با قصه های پریان رو از هم تشخیص نمی دی

اونوقت می خوای به من بگی که نمره دادنم چطور منصفانه هست یا نیست ؟

لطفاً کتابهاتون رو باز کنید

زیرنویس و ترجمه و تطبیق به صورت دستی [ H.M.Boottimmar7 ] برای این فیلم هیچگونه زیرنویس انگلیسی صحیحی تا کنون منتشر نشده و تا انتشار و ویرایش نهایی ترجمه و زیرنویس حاضر ، فعلاً ، اولین و ناگزیر هست و امیدوارم که بینندگان گرامی ضعف ها رو تحمّل کنند

- آقای کوگلر - روز به خیر آقای فویت

- کریستیان اینجا نیست ؟ - تو مدرسه تون اتفاقی افتاده ؟

معلّم انگلیسی جدیدمون رو که می شناسید ؟

آره البته. استلا پیترسون

آقا . پسر شما هیچ تمرکزی توی کلاس درس نداره

کاملاً واضحه که عاشق معلّمش شده

تا جایی که من شنیدم . اون تنها کسی نیست که عاشق زنه شده

آخرین سال دبیرستان سخت ترین ساله

فقط می خوام مطمئن بشم که کریستیان درساش رو بخونه

مخالفتی با شما ندارم

- روز به خیر آقای پترسِن - اُ. ج

- من کریستین فویت هستم. پسر یک ماهیگیر

خیلی خوبه که داری به پدرت کمک می کنی

نسل ما خیلی سختی کشیده

من تقریباً بینایی م رو تو جنگ از دست دادم

متاُسفم

دختر خانوم شما خونه هستند ؟

- ایشون معلم انگلیسی منه - مدرسه بیرونه

سؤالی دارم که مربوط به کارمه

دخترم معلّم خوبیه ؟

بله . بهترینه

اوه کریستین ! اینجا چه کار می کنی ؟

متاُسفم ... فقط

سؤالی دارم که مربوط به کارمه

بیا تو

- با این حالت انفجاری اومدی اینجا که چی ؟ - باید می دیدمت

استلا . کاری که تو کلاس با من کردی اصلاً خوب نبود

ببین کی این حرفو می زنه از جونم چی می خوای ؟

باید مواظب رفتارت باشی

ما نمی تونیم عین دو تا نوجوون عاشق رفتار کنیم

معنیش اینه که من باید جلوی تموم کلاس ضایع بشم ؟

اصلاً می دونی این برای من چه عواقبی ( معنی ) داره ؟ برای تو هم همینطور

تظاهر به اینکه فقط یه روز دیگه کاریه یه بار دیگه پیش بیاد باید دنبال کار جدید بگردم

خب اینطوری راجع بهش فکر نکن می شه همه چیزو با هم جفت و جور کرد

من درباره ش فکر کردهم . در آینده می تونیم تو جزیره همدیگه رو ببینیم

فقط ما دو تائیم . اونجا مخفیگاه ماست

- درباره ی چی حرف می زنی ؟ - ما می تونیم

خیلی خیلی احتیاط می کنیم و فقط وقتی از اونجا می ریم که هیچ کسی اون دور و بر نباشه

- معلومه با جُربزه ای - چرا نباشم ؟

من معلم زندگی تو می شم

وقتی که دیپلمم رو بگیرم دیگه لازم نیست نگران باشی

- استلا ؟ - بله ؟

استلا

- نمی فهمم اینجا چه خبره - ببخشید

این یارو اینجا چی کار می کنه ؟

" استلا . عشق . کالین "

از کی تا حالا سیگار می کشی ؟

پس اینه . کالین

پِتِرسن

هنریک ؟ باورم نمی شه

حالت چطوره ؟ ممنونم من خوبم . کی ؟

آخر هفته ؟ خوبه . از فراووک می پرسم

پس می بینمت . خداحافظ

یکی از دوستام بود

برای قایق سواری دعوتم کرده ن

چه خوب

از نظر من برای دور شدن از تمام این چیزا خیلی هم عالیه

برام غافلگیرانه بود کریستین

کی دوباره می بینمت ؟

باید برای منم وقت بذاری

فعلاً برو

عالیه . هیچ وقت چیزی شبیه این ندیدم

تجربه ی شگفت انگیزی بود

اینو از کجا گرفتی ؟

وقتی بچه بودم برای این سکّه ها شیرجه می رفتیم تو آب

- و کسی که پیداشون می کرد می تونست آرزو کنه - خب آرزوی تو چی بود ؟

برای اینکه بدونی باید مثل بزرگسال فکر کنی

ولی اینجوری که باید مدت زیادی انتظار بکشم

این همیشه مؤثره که آدم ، آزادانه آرزوشو با دیگران سهیم بشه

- پوستت لبخند می زنه - چی ؟

داشتم درباره ش می خوندم. در بعضی موارد پوست ممکنه لبخند بزنه

این لبخند خودته

چرا ؟

استلا . استلا ؟ اون چش شده ؟ الان که حالش خوب بود ؟

ماشینمو گذاشتم هتل

تمام شب منتظر بودی ؟

امروز مهمونای اولیه کنفرانس زودتر از راه رسیده ن

اوه آره بیولوژیست های دریایی بلوک از من خواست که مترجمشون بشم

عالیه

دیگه تقریبا هیچ وقت همدیگه رو نمی بینیم کارهات خیلی زیاده ؟

مدیریت کلاس بچه ها خیلی سخته

بابام هم بیشتر و بیشتر ناسازگار می شه

می دونی درباره چی حرف می زنم استلا ؟ می دونم داری چی کار می کنی

- کریستیان دانش آموزته - سه چهارم دیگه از سال مونده تا درسش تموم بشه

- تا اونموقع صبر کن - می دونم سعی داری که خوش رفتار باشی

تصمیمت رو بگیر که داری با کی بازی می کنی

داری زندگی هر دو تاتون رو خراب می کنی می دونی که مردم اینجا چه جوری ان ؟

تو همیشه می تونی برگردی انگلستان

نمی تونم برگردم . نمی خوام برگردم

پس دیگه ماجرای کالین حل شد ؟

کریستین این وسط چیه ؟ جانشین کالین ؟

تو خودت چی ؟ دلت نمی خواست بعد از ماجرای هانس ، کس دیگه ای رو داشتی ؟

هر روز آرزوش رو دارم

راجع به قایق سواری فکر کردی ؟ همراهمون میای ؟

دلم برات تنگ شده

- هی کریستین - بله

- من می رم بیرون. چیزی نیاز نداری ؟ نه . ممنون

تو عاشقی. کاملاً واضحه

دردناکه

بهش دست نزن

تعطیلات تموم شده. دیگه باید به فکر درس و مشقت باشی

- ببینم چی کار می تونم بکنم - وقتشه کمی استراحت کنی

کمی کار تعمیراتی روی قایق باقی مونده

باز دوباره دیرم شده

- اُلریک ، صبح های زود میاد لنگرگاه - خب ؟

وقتی اول صبح می ری رو قایق کسی پیدا می شه که ببینتت

بذار هر چی دلش می خواد بگه به هر حال مردم به حرف اون گوش نمی دن

آره . ولی منظورم اینه که اونها ، رو سرشون، چشم دارند

- مثلاً آقای کوگلر اومده بود سراغ من - چی ؟ چرا ؟

منم زمانی جوون بودم کریستیان

لازم نیست تمام دنیا بفهمه که تو داری چه کار می کنی

خب بچه ها. شما اینجا چی کار می کنید؟

یه سیگار می خوای ؟

کریستیان ؟

نه . نمی خوام . ممنون

یه لحظه . شما نماینده هستید ؟

- نه . فقط می خواستم که ... - نمی تونید داخل شید

آقای فویت . پس بالاخره اومدین ؟ بله خانم پیترسن

اون یکی از مربی های منه لطفاً بذارین بیاد داخل

- کارت ورود نداره - من که دارم

از من پرسیده بودی که در آینده می خوام چه کاره بشم ؟

دارم به بیولوژی دریایی فکر می کنم دانشکده ش تو کی یله

- خیلی هم خوبه - ولی الان من و توئیم . اینجا

آه . استلا . تو اینجایی - درباره مترجممون خانم استلا پترسن بهتون گفته بودم

سلام . از دیدنتون خوشحالم

- ایشون مدرک ادبیات انگلیسی دارند

بانونی جوان عزیز من انگلیسی چه ارتباطی به ماهیگیری داره ؟

کمک می کنه آدم بهتر بتونه درباره ش بخونه به عنوان مثال : موبی دیک

شنیده م که ماهیگیران آلمانی نگران جمعیت مارماهی های باغبان هستند ؟

بله این برای ما اُولویته

- و این مرد جوان کیه ؟ - . ببخشید . کریستیان فویت

حالتون چطوره آقای تاگارت ؟ - کریستیان یکی از دانش آموزای منه

اوه ! خوش به حالت . معلّمای من اینقدر خوشگل نبودن

واقعاً ؟

کریستین پسر یک ماهیگیره و می خواد در دانشکده ی کیل زیست شناسی دریایی بخونه

من لونگانم . سلام . برام جالبه برای چی ماهی می گیری ؟

ببخشید ؟ - چرا ماهی می گیری ؟

ازت می پرسن که دلیل ماهی گیری برای تو چیه ؟

متوجه شدم . از روی سنگ ها

ما از رو صخره ها ماهی می گیریم

عجب نکته ای ! همه شنیدین ؟ پسره به جای ماهی سنگ می گیره

- این حس شوخ طبعیه مشهور انگلیساست - چی ؟

- انگلیسی شما خیلی خوبه - ممنونم

- از کجا فارغ التحصیل شدین ؟ - لندن

پس شما از قسمتهای سنگی ماهی می گیرین ؟ ته دریا صخره های سنگی هست ؟

گمان می کردم صخره ها خالی از ماهی اند

پس اومدی

خیلی گشنمه

بابا ! از این به بعد برای کارم مُزد می گیرم

از نظر تو اشکالی نداره ؟

- پول برای چی می خوای ؟ - من تازه با ماتیسن حرف زدم

اون کلبة داخل جزیره ی پرنده ها. رو به من اجاره داد

- می خوای چیکارش کنی ؟ - باز سازیش کنم و توش زندگی کنم

- من که نمی تونم اونجا زندگی کنم - چرا نمی تونی ؟ من که خوشم میاد

- حساب هزینه ها دستت باشه - ممنونم

اگه بابت کارِت پول می خوای

خب منم ازت می خوام تا زمانی که اینجا زندگی می کنی هزینه ی اتاق و خوراکت رو پرداخت کنی

خب ، نمی تونم

آه آدمیزاد

اوقات خوبی بود. ممنون بدون تو گرفتار می شدم

مایه مسرّت من بود

اگه طرفای لندن اومدی با ما در تماس باش

-البته - شاید منم بتونم کمی آلمانی یاد بگیرم ؟

- خداحافظ -سفر خوبی داشته باشید. خداحافظ

دلت می خواست باهاش بری ؟

این چه سؤالیه ؟

سفر کردن از کنفرانسی به کنفرانسی دیگه

توی دنیایی خارج از این بندرگاه کوچیک ماهیگیری

کنفرانس با طراوتی بود از سرعت تغییرات ِ پیش رو تو که مجبور نیستی بری

این به اصطلاح متخصص ها . نه. حتّی نشنیده ن ماهیگیری از صخره ها چی هست

می شه لطف کنی در این مورد روشنشون کنی ؟ حس می کردم هیچی نیستم

مجبور نیستی همچین حسی داشته باشی . نه من که باور نمی کنم

فردا صبح می ری . درسته ؟

باید صبح زود وسایلمو جمع کنم قایمون به سمت دانمارک می ره

- برمی گردی ؟ - البته . به خاطر تو برمی گردم کریستیان

اینطور به نظرم می رسید که در آخر باید چیزی می گفتم. مثلاً : به امید دیدار

به احترام برنامه هایی که برای آینده داشتیم

اما نگفتم چون می خواستم از گفتن هر چیزی که جنبة قطعیت داشته باشد پرهیز کنم

عکس دختره رو گذاشته رو میز کنار تخت بعدشم طوری رفتار می کنه انگار که چیزی نیست

- باید نگاهی که تو چشاش بود رو می دیدی - هر جوونی چیزی رو که مشتاقشه می پرسته

مخصوصاً که معلمه اینقدرم خوشگل باشه

اگه فقط تحسین و پرستش بود که من هیچ مشکلی باهاش نداشتم

مساله ی کریستین بیشتر از این حرفهاست

-کریستین 18 ساله شه - بله . زنه هم خیلی بزرگتر از اونه

اصلاً با خودش چی فکر کرده آخه ؟ نا سلامتی معلمشه ؟

گاهی اوقات از این اتفاقا میفته

نمی تونی نه بگی . بعدش اتفاقی میفته و دست آخرم نمی فهمی چرا اینجوری شد

استلای عزیز ! صبرم برای برگشتنت لبریز شده

تصوّر کن که من اون کلبه رو از اون پرنده شناس اجاره کردم

زمانی که دفعه ی بعد همدیگه رو ببینیم همه چیزو ، مطابق میل ِمون آماده کردم

جیره ی روزانه مو زیاد کردم

سقف رو تعمیر می کنم و اگر تو بخوای بالکن بزرگتری هم اضافه می کنم

شاید یاد بگیریم که چطور با هم زندگی کنیم

خیلی دلم برات تنگ شده استلا

از وقتی رفتی کارم به شمارش ساعتها و دقایق افتاده

و هر دقیقه مثل تمام ابدیته

متاُفم . شما نمی تونید وارد بشید

صبح تون به خیر

از بیمارستان خبرای خوب دارم

خانوم پیترسن حالشون خیلی خوب نیست اما کمی بهترند

چند نفر به نمایندگی از مدرسه ساعت سه ایشون رو ملاقات می کنند

خانم پترسِن عزیز

اومدیم اینجا که بهترین آرزوها رو برای بهبود هر چه سریعتر شما تقدیم کنیم

خیلی خوشحالیم که حالتون بهتره

می دونیم که آبنبات میوه ای دوست دارید

بنابراین چند تا دونه براتون آوُردیم که حالشو ببرین

از طرف معلّم ها

سعی کن زود خوب شی استلا

" می خوای به بازار اسکاربورو بری ؟ "

جعفری ، مریم گلی ، رُزماری و آویشن

منو یاد کسی می ندازن که اونجا زندگی می کنه

روزگاری عشق واقعی زندگی من بود

بهش بگین برام لباسی طبق سلیقه ی اهالی کمبریج ببافه

جعفری و مریم گلی ، رزماری و آویشن

بدون درز و بخیه و جای سوزن

یه روزی عشق زندگی من بود

باید تنهاش بگذارید تا استراحت کنه

ایشون خیلی ضعیف شده و توانشون باید بازسازی بشه

در صورت موافقت خانم پترسن

خبرهای جدید در مورد وضع سلامتی ایشون رو به شما می رسونیم

بیا بریم

خداحافظ آقای کوگلر خداحافظ

کریستیان

اگه نظرم درست باشه ، اون کسی که شخصاً از تصادفش صدمه دیده تویی

ولی باید با احتیاط جلو بری کریستیان

اگه خانم پترسن برگرده چقدر برای تو حیف میشه

دقیقاً قبل از فارغ التحصیلی از طرف اولیاء مدرسه اخراج می شی

می فهمی ؟

خب دیگه

اینجا چیکار می کنی ؟

اگه نمی خوای باعث سرافکندگی شدید تر بشی اینجا خودتو قاطی این مساله نکن

مادرم میگه تو زندگی استلا رو نجات دادی

تو نباید الان تو رختخوابت باشی ؟

این چیزیه که اون پایین تو ساحل پیدا کردم

کهربای شکسته ی جلبک دریایی

- خوشگله - انگار چیزی داخلشه

حق با توئه . صبر کن

عنکبوته . انگار که زنده ست مگه نه ؟

- انگار چیز دیگه ای هم هست می بینی ؟ - آره درسته

سوسکه . دو تاشون حواسشون نبوده.

نشسته بوده ن روی درخت

وقتی که صمغ جاری شده و از روی اونها گذشته

درست در میانة ی زندگی شون

ولی حالا که دیگه برای همیشه با هم اند

- بیا بگیرش - هدیه می دمش به تو

جدی ؟

مادرم صندوقچه ی زنجیر داری مثل جنس این داره مطمئنم تو و استلا هم خوش تون میاد

- شما دو تا عاش همین ؟ - چرا می پرسی ؟

اگه عاشق باشی حتما نمره های خوبی می گیری

- گمونم حق با تو باشه - فکر کنم شما دو تا اوضاع تون خوب بشه

کریستیان ؟ سونیا پیش توئه ؟ مادرش همه جا رو دنبالش گشته

من هرگز برنمی گردم

استلا . استلا . استلا. صداتو نمی شنوم

استلا

ببخشید . خانوم پترسن رو جابجا کردین ؟

متاُسفم

حقیقت نداره . دیروز هنوز همینجا بود

کاری از دست من بر میاد ؟

دخترم تازه مُرده

لازمه که ترتیب بعضی چیزا رو بدم

این متعلق به اون بود

باید مراسم تدفین رو در دریا انجام بدم

برای کریستیان

لطفاً برخیزید

اعضاء محترم کالج دانش آموزان گرامی

قبل از اینکه چند کلمه درباره ی استلا پترسن عزیزمون صحبت کنم

از همه تون می خوام که به احترامش

دقیقه ای سکوت کنیم

به یاد این زن ارزشمند که دیگه نزد ما نیست

من به تصویرت خیره شدم

و همزمان فکر می کردم که اگه بودی ، چطور به این سکوت تحمیلی واکنش نشون می دادی ؟

اگه من بودم به چیز دیگه ای فکر می کردم

خاطره ای آنچنان واضح به ذهنم خطور کرد که نمی تونستم بهش بی اعتنا باشم

جای بدن هامون رو ، که روی شن های جزیره ی پرندگان حک شده بود دید م

قلمرو اختصاصی رو که خودمون کشفش کرده بودیم و با هم قسمت کردیم

در اون لحظه متوجّه شدم که قادر نیستم این الهامات رو افشاء کنم

به خاطر اینکه به چیزی پایان می داد

که اندازه ی تمام دنیا برای من ارزش داشت

چند سال دیگه از عمرت باقی مونده ؟

از کجا بدونم ؟ 72 سال ؟

جدی گفتم

مثلاً سن طبیعی تو 25 ساله به نظر میاد ولی تو مدرسه خیلی بزرگتر به نظر میای

چی شده ؟

حالا چی ؟

می دمش به تو . آرزویی کن

خودتم حتما یه چیزی رو می خوای

من آرزو کرده بودم ( بدستش آوردم )

برای کریستیان

" کریستیان . عشق یه موج گرم بردباره "

استلا . شاید آرزوی من ، همین الان هم برآورده شده باشه

همزمان با برآورده شدن آرزوی تو

گذشته قابل تغییر نیست. باید با اون زندگی کرد

در کنار ترس و درد ذاتی

سعی می کنم بفهمم چه چیزهایی برای همیشه از دست رفته اند

زیرنویس و ترجمه و روان سازی تا حد امکان و تطبیق H.M.Boottimmar7

دمی در سکوت

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.