Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائهای از کانال تلگرامی پنج قطعه آسان t.me/FiveEasyPieces
و کانال تلگرامی سینما نگاه t.me/YisMovie
برگردان از فیلآسفی t.me/PhilAsefi
مارماهی
الو، صدام میآد؟
امشب میآد
جولیا!
جولیا، طناب
اگه بمونه، فردا زمین رو میبینیم
درسته
باید راست رو ریسش کنیم
بهش زنگ میزنم
باشه، فعلا
جولیا، طناب
اینجا ساحل خصوصیه!
بیایین رو تخمهای من لنگر بندازین!
ترکیه
امشب میآد
خودش میدونه کجا به صلاحشه
شراب داری؟
پلاواک* شراب انگور سرخ*
پلاواکه، خولی خوبه
از اونها که تو عید پاک میخوریم
تا ساعت دو میرسه
چیزی گیرت اومد؟
مارماهی
خدا رو شکر. بیا یک کمکی بده
واس امروز دیگه امر و نهی کافیه
میدونم. بیا و صبوری کن
امشب شب مهمیه
چی اونجا بود مگه؟
هرچی
نگاه کن
این رو قبل از تولد تو میپوشیدم
قشنگه
- نلا! - اومدم
- بیا این ماهی رو تمیز کن - باشه
پس همین؟
برو همونی که بابا گفت رو بپوش
خاویر میآد. کیف بابات کوک میشه
این چیه؟
لباسهای قدیمی. نکنه دیگه اجازه ندارم بپوشمشون؟
- ولم کن ببینم - این چیه، ها؟
واس نجات دادن خودش، خودش رو گاز گرفته
قراره برای دانشگاه بچهها، یک آپارتمان تو زاگرب بخری
مردی که امشب میاد خونمون برای خودش خداییه
میدونم
فقط کافیه دلش رو به دست بیاریم
فردا ساعت 11 تو مانا دیدار میکنیم
- 11 صبح؟ - درسته
این چیه؟
- ایوو اجازه داده قایقش رو ببری - ممنون
جولیا، برو صندلیها رو بشور
جولیا، آببازی نکن
اینجا
- چقدر میشه؟ - 350 تا
دخترت لخت اینور اونور میچرخه تا آتیش بسوزونه
- خودش رو پوشونده - صحیح
نلا، این چه شرابیه؟
- پلاواک - پلاواک؟
خاویر چی مینوشه؟
- پلاواک - کدومش؟
- بگو دیگه، کدومش؟ - چه بدونم
بگو ببینم خاویر از کدومها دوست داره؟
جولیا، خودتی؟
جولیا!
زیبا، درست مثل مادرت
آلبرتو، دختر نلاست ها
- آلبرت - خاوی
آنته!
مارتین، عاشق اینجا میشی
- آنته - خاوی
مشتاق دیدار
سلام، خاوی
مشتاق دیدار
کارلا، مارتین
- ایشون نلاست، میشناسیش - یادمه، ممنون که اومدین
لخت و پتی اینجا چه میکنی؟ برو زود لباس بپوش
جولیا، یک هدیهی ناقابل از نیویورک
لبخند بزن، انچوچک، مگه [لبخند] مالیات داره؟
- ممنون - برای آنته هدیه ندارم. خودش همهچی داره
ممنون، خاوی
واقعا هم دارم
اوه! خیلی زیباست
من خوب شدم؟
خوب بود؟
بپوشش
- نمیخوامش، مال توئه - خیلی شیکه
- مهم نیست - فقط یک امروز. به من اعتماد کن
اگه بابات زمین رو بفروشه، میتونیم بریم زاگرب
بریم
- اوضاع روبراهه؟ او چطوره؟ - خوبه
دِرَمبوی* نوعی شراب
درمبوی کوش؟
کدوم گوریه؟
این یکیه
جامها
من میرم خونه
خاوی...
دوست دارم بگم چقدر از اینکه بعد از 7 سال کنار ما هستی خوشحالم
و افتخار میکنم که میزبان دوستانت هستم
و از اینکه ضیافت شام تو، تو منزل من، آخرین ایستگاه سفرت خواهد بود
من تو زندگیم خطاهای زیادی کردم
اما رفاقت همیشه یکی از بهترین هدایا بوده
دلم برات تنگ شده بود، مرد
دلتنگت بودم
آنته... بهترین ملوانی بوده که تا حالا داشتم
ما تو جوونی آشنا شدیم و چه ماجراها که از سر نگذروندیم
خیلی از این ماجراها رو جلوی مهمونهای متشخصی مثل شما نمیشه بازگو کرد
این مرد رو مثل برادرم دوست دارم. زنده باد عشق
و همینطور به خاطر قایق پدرم که غرقش کردی
میبخشمت
جولیا، بلند شو
بلند شو و شعری که برات سرودم رو از بر بخون!
الان کسی نمیخواد بشنودش
من این شعر رو برای تو نوشتم
- آنته، الان نه - چرا؟
بریم
در ساحل مینشینم و به تو مینگرم
از دوردست مینگرم که تو با آسمان یکی میشوی
چگونه میتوانم تمام امواج و راههایی را که با باد آفریدی بشمارم؟
به اعماق آبیات نگاه میکنم
چه رازی را پنهان میکنی؟
اینها همان رنگهاییست که میفریبد دریاداران را
آن دم که کسی در تنهاییشان ساکن میشود؟
میبینم که کجخلقی
و به تو اعتماد نمیکنم
دریا، نمیتوانم سرِّ کارت را بفهمم
در برابر تو، دریا، یارای سخن راندن ندارم
یک خط رو جا انداخت! از روی بهترین جاش که دربارهی پدرش بود پرید
و وقتی که آرامی، خواستهای دارم
حق نداری پدرم را از من دریغ کنی، و باید همیشه او را باز بفرستی
- حالا شب بخیر بگو - شب خوش
خوب شد رفتن
فکر کن با وجود بچهها تو خونه، این اتفاق میافتاد
نمیدونم. زنک کوره
به سلامتی روزهای خوش قدیم
اون جزیره رو میبینی؟ اسمش رو گذاشتم شکم نلا
خب، پر و پیمون بهم غذا میده
من صیاد قابلی هستم
- ایشون بهترین صیدمه - آنته، دوباره پیروز میشود
- او چندوقت میمونه؟ - هر چندوقت که بخوای
برای کسب و کار اومده، نه دیدن شیطنتهای جنابعالی
میدونستی مادرت برندهی جشنوارهی زیبایی شده؟
آره، قبل به دنیا اومدنت ما جزایر رو [با قایق] میگشتیم
حتی ثبت نام هم نکرده بود، از بین تماشاچیها آوردنش بالا
خیلی وقت پیش بود
اونقدر هم نگذشته
اگه پاوو جزیره رو نفروشه چی؟
ضربهگیرها رو تو آب جا گذاشتی
جالبه، نه؟ جولیا
قلمروی پاوو از اینجاست تا اون درخت کاج
و مال ما هم از اون درخت راستی تا آخر خلیج
خیلی خوب
برای ساخت یک پاتوق حسابی، ایدهآل اینه که دو قطعه زمین رو داشته باشی
چرا تا اونجا میونبر نزنیم؟
تا همین الانش هم یک قایق رو اونجا داغون کردیم
کی قایق رو داغون کرد؟
باز هم ماجراجویی، بدون من؟
جولیا، برو طرف کانال
- سطح آب پایینه ها - گفتم برو طرف سنگها
بشین پیشم
پدرت هم همینطوری بود
طرف چپ یک متر بیشتر راه نداریم
یک سنگ بزرگ دست چپمونه! برو بزنش!
- دست چپمون یک سنگ بزرگه! - به کمک تو نیازی نیست
کی قایق رو غرق کرد؟
حرفی نداری؟
یادته، تو کالامان هم همینجوری میروندیم
- ازت سوال کردم ها - دست از سرش بردار
- آنته - ولش کن
دفعه بعد، حرفت رو مزه مزه کن بعد بزن
- چه میکنی؟ - بهترین شناگره
بهترین ملوان کیه؟
حالت خوبه؟
خوبم
خاوی،
نمیخواد کل راه رو شنا کنی
میدونی من اهل کجام
جایی که اگه یک پسر فاصلهی دو تا جزیره رو شنا کنه، یعنی مرد شده
شاید باید امتحان کنیم
وقتی ندونم زیرم چخبره حس خوبی ندارم
اگه بخوای همهچی رو از پیش بدونی که تا آخر عمرت پاگیر همین جزیره ای
منم که نگفتم میخوام از اینجا برم
خب، خوبی؟
من فردا برنامهی غواصی دارم، غواصی عمیق، 40 متری
چه نور آبی قشنگی داره اون پایین
خیلی قشنگه، ولی نمیشه از رو سطح دیدش
پس برای همین اومدی اینجا؟ نور آبی؟
رو فُرم نیستی، پیرمرد. دختره بردت
آفرین، جولیا
هی، زمین همینجاست. بیا
تا ایتالیا چقدر راهه؟
بهترین قسمتش همینه. 4 ساعت
و ساحل ایتالیا هم که تخمیه
اینجا میشه بهشت ایتالیاییها
- اینجا رو باش - نگاهش کن
نیاز داره دیگه
اگه از پسش بر بیاد، آرومتر میشه
اگه به پول برسه، اوضاع بدتر هم میشه
چطوری باهم دوست شدن؟
وقتی جوون بودن آشنا شدن
آدمهایی مثل خاوی، زیاد دوستهای اینطوری ندارن
اون طرف جزیره رو هم میگذاریم برای دریای آزاد. رایگان برای قایقها
پاوو هم همینجاهاست، منتظر ما
خوبه، خوبه، خیلی خوبه
الو؟ کجاست؟
امروز نیست
پنج بار بهت گفتم
عجب ابلهی!
گه!
من دارم بهش نون میرسونم اونوقت دیر کرده
چند ثانیهای استخونهاش خاکستر شد
همهش چند سال از من بزرگتر بودن
پاوو دیر میرسه
حالا که اینهمه تا اینجا اومدیم خوب نیست برگردیم خونه
دلواپس نشو
نهارمون رو جور میکنم
جولیا، بزن بریم
من میمونم
نلا، آگه باد تند شد فقط طناب رو شل کن و لنگر رو سفت کن
گرسنه اید؟ یککم توتیا جور میکنم
مُردیم گشنگی
میرم نون و چاقو رو از قایق میآرم
مامان، صبر کن منم میآم
ازت خوشش میآد
خیلی طول کشید، آنته کجاست؟
حتما هنوز دنبال مارماهیست
میتونیم جمع کنیم بریم، و بگذاریمش همینجا دنبال مارماهی بگرده
مادرم دیشب بهخاطر شما تیپ زده بود
چند بار لباس عوض کرد
بفرمایید
من ازت مادرت خواستگاری کرده بودم
- بیخیال... - کِی؟
- قرار نیست راستش رو بگیم؟ - من که چیزی نمیگم
- کجا داری میری؟ - دیگه برنمیگردم
- نلیتا، برگرد اینجا - نه
- برگرد - نه، نه
وایسا، همونجا وایسا
اینجا رو نگاه
حالا جرئت داری، بیا
نه، نه، نه
- یالا - نه
جولیا، مامانت رقصیدن یادش رفته
یالا، مامان
بیا، مامان
بابا برگشته
آنته!
چخبر بود؟
رفتم اون طرف جزیره و گیر افتادم
گه توش، خاوی. قایق بزرگه هرچی بود برد
ماهیهای کوچولو
اینجوری زل نزن بهش، انگاری که عاشقشی
پاوو امروز نمیرسه، فردا میآد پیشمون
پام رو نکش
پای خودمه! بجنگ، نلا، بجنگ
بجنگ!
مردهشور! جولیا!
بزنید بریم!
تیمها عوض
- جولیا، حاضری؟ - آره
تسلیم نشو! تسلیم نشو!
نلا! داری اجازه میدی برنده شن!
درد گرفت!
ولم کن! الان پام رو میشکنی!
خاوی، خاوی!
خونه؟
- هی - من خوبم
بگذار ببینم
- این خونش رو بند میآره - ممنون
عالی شد
خوبی؟
حالت خوبه؟
چشمهای آدم دروغ نمیگن
من لاس نمیزدم
نلا، تو گردنبندت رو اینجوری نشونش دادی
- اینجوری - من 17 سالم بود
- نزدیک 18 - قشنگ یادمه
نلا داشت جواهرات مورد علاقهش رو نشونمون میداد
من هم هرچی که دوست داشت رو خریدم و دادم بهش
و بعد هم، اخراج شدم. همهش همین بود
درسته، بعد هم شروع کردیم قایقسواری
دورانی بود
مارماهی نیست، ولی فردا جولیا برات میگیره
با نیزه ماهیگیری میکنی؟
عاشق این کاره، هرروز صبح با من میآد
شکارچی و زیبا، مثل مادرش
تو به هرچی که تو زندگی بخوای میرسی، جولیا
دختر منه دیگه
از ماهیگیری با نیزه متنفرم
دوست دارم غواصی کنم
وقتی با شکار برگردی خونه، خوشت میآد
نه، غواصی دوست دارم
یک بار 5 دقیقه و 23 ثانیه زیر آب موندم
تو مسابقات جهانی مدال گرفته
حالا فهمیدم چرا میخوای زمینت رو بفروشی
چرا؟
اگه زمین فروش بره، یک آپارتمان تو زاگرب میخریم
یالا! تو باید بری هاروارد
- هاروارد؟ - خودشه
نگاهش کن! برای داشتنش سر و دست میشکنن
تو بهشت بزرگ شده
دخترهایی مثل او زود حامله میشن
و خودت هم به خوبیِ من میدونی
آنته...
جولیا، بیا کمک کن دسر بکشیم
دوست دارم برم [هاروارد]
عالیه
رویاهاش رو خراب نکن، خاوی. همین حالا هم خدا رو بنده نیست
چرا نه؟ من دوست دارم برم
بفرما برو
خیال کردی منتظر تو نشستن؟
منتظر تو ننشستن
هزار هزار مثل تو هست، هزار هزار بهتر از تو
ولی خودش که مطمئنه. ما حامی جدیدشون شدیم
این خوبه. ولی وقتی برگردی میخوای با هاروارد چه کنی؟
اینجا مدرک هاروارد به چپِ هیچکی نیست
- خب چرا باید برگردم؟ - دقیقا
رویاها تو بهشت میمیرن، آنته
من صلاح دخترم رو بهتر میدونم
همونجور که صلاح من رو میدونستی؟
باشه. جولیا میتونه بره هاروارد
اما وقتی برگرده، مسئولیت تفرجگاه با اونه
خیلی بیشتر از اینها از جولیا ساختهست
ممنون
آنته، تو که یکی خوردی
در هر صورت تو من رو دوست داری، مهم نیست چقدر چاق بشم
امروز نگرانم نشدی؟
امروز که مثل یک حیوون تو آب خونریزی کردم نگرانم نشدی؟
بسه
طبق معمول، شورش رو درآوردی
جولیا، وقتی قایقهای بزرگ و کوچک باهم پهلو بگیرن چی میشه؟
وقتی قایقهای بزرگ غرق میشن، مردم با قایقهای کوچک نجات پیدا میکنن
تصادف میکنن
شب بخیر بگو و برو بخواب
چهکار میکنی؟
هرچی
این لباس مادرته؟
شونههای مردونهای داری
کدوم گوریه؟
بریم عمیقتر
من نمیتونم مثل او باشم
میتونم بفرسمت یک مدرسهی شبانه روزی تو کوهستان
جولیا، وایسا
رک و راست
باهاش حرف نمیزنی. پاوو و شهردار دارن میآن
نمیخوام ریختت رو ببینم
خاویر کجاست؟
- دارن میآن - هنوز خوابه
ناسلامتی ده صبحه ها!
آرومتر
دیشب چی شد؟
چی میخواستی بشه
گندش بزنن
صبح بخیر
صبح بخیر
بچههات کدوم مدرسهی شبانه روزی میرن؟
لِ روسِی
کجاست؟
سوئیس
خوبه؟
بهترینه
چرا؟ چرا میپرسی؟
تا یک ساعت دیگه میآن
میدونی این آهنگ دربارهی چیه؟
دربارهی عاشق شدن، مثل 17 سالهها
من که هیچوقت عاشق نشدم
مگه میشه؟
برو در رو برای پاوو باز کن
این... برای دوبرُوینکه یا زاگرب... میتونی بگی؟
با قایقموتوری 4 ساعت تا دوبرُوینک راهه
و فاصلهی دوبرُوینک-زاگرب هم با ماشین 6 7 ساعته
هواپیما چطور؟
بیمالیات؟
خب بگو ببینم، چطور به فکر ساخت و ساز تو همچین جای پرتی افتادی؟
- یک طرحی داره - اینجوری قیمت سه برابر میشه، نه؟
برای لولهکشی کی رو سراغ داری؟
- کسی هست؟ - آره، یک شرکت محلی هست
شرکت محلی؟
راست و ریس کردن این موضوع از یک جای دیگه، سخته
ولی ما هرچی که لازم باشه دم دست داریم
من راست و ریسش میکنم
بهش گفتی که زن من قصد فروش نداره؟
- سلام، دختر - جولیا، ما مشغولیم
جولیا، بیا اینجا
مردم تا سر حد مرگ سوختن
این فرصت خوبیه، الان وقتشه
چی فکر میکنی؟
پیچیدهست
اونجا که نمیشه هتل ساخت
- یک بنای یادبود میسازیم - یک لحظه
لِتیسیا، خواهش میکنم برای منافعت پای بچهها رو نکش وسط
خودت و وکلات فقط همین رو بلدین
از این بهونهها نیار!
من بهت نمیگم چطوری زندگی کنی
زود یادت میره
من قایقش رو غرق کردم که خانوادهش رو نجات بدم
من همه چی رو از دست دادم. چرا به مِر یادآوری نمیکنی؟
هفت تا پسر رفتن آتش رو اون صخرهی مسخره رو خاموش کنن
و دیگه برنگشتن
پس میخوای بگیم سر هیچ و پوچ مردن؟
- باید یک بنای یادبود براشون بسازیم - مُرده مردهست دیگه
اگه خودش هم جزغاله شده بود، بهتر میشد
باید همراه خاویر بریم
همچه که سوار هواپیما بشه ما رو فراموش میکنه
- یالا، بیا کمکم - این بار فرق میکنه
خاویر فردا میره
عاشقت شده
- نگاه چطوری نگاهت میکنه - اینها که شوخیه
- سالهاست کارش همینه - درست نیست
- بهت نیاز داره. بیا باهاش بریم - بعدش چی؟
خیال کردی باهاش میریم سفر دور دنیا؟
او خانوادهی خودش رو داره. میدونی که، نه؟
اگه من تاب و توان تو رو داشتم، ازش استفاده میکردم
خوب شد که نداری
میدونم ته دلت چیه. باهم دیدمتون. معلومه
لیاقت تو بهتر از اینهاست
- چی بهش گفتی؟ - که امشب میآرمت
خاویر!
اون طرف
دارم میآم پایین
دربارهی خارج شدن از اتاقت چی گفتم؟
چرا گذاشتی بره بیرون؟
من گذاشتم؟ چی میخوای؟
میخوای همهمون رو تو اتاق حبس کنی؟
شاید تو بهم احترام نگذاری، ولی او میگذاره
لطف کردی برگشتی
تو شهر بلبشویی شده و کل مجموعهی پروژه دارن میرن اونجا
واقعا نمیخوای غواصی کنی؟
تو تو بهشت زندگی میکنی، آنته. باید یاد بگیری قدر اینجا رو بدونی
من هم میرم
لباسش رو تنش کن
امروز همه چه شجاع شدن!
عالی شد! بهتون افتخار میکنم
عمق 40 متری
آفرین، جولیا
دختر شجاع
شجاع و دیوونه
کارت حرف نداشت
- بهت که گفتم، ذاتا خبرهست - میدونم، میدونم
دفعه بعد میآیی؟
- چطور بود؟ - انگار که تو آب زاده شده!
از من دلخوری؟
چون تو نمیتونی، من هم نباید غواصی کنم؟
تنهام بگذار، جولیا
انتظار داشتی چهکار کنم؟
- ربطی به تو نداره - پس به کی ربط داره؟
به چی ربط داره؟
من ترسیدم
- دروغ میگی - مگه نمیگم دست از سرم بردار
ولم کن!
حسودیت شده
- چه مرگت شده، جولیا - من هیچ طوریم نشده
زندگی خودت رو نابود کردی و حالا نوبت زندگی من شده
چشم بابا رو که دور میبینین عاشق و معشوق میشین
اما بزدلی و نمیتونی کاری رو که دوست داری بکنی
من که با او میرم. کاری ندارم تو میآیی یا نه
با مادرت اینجوری حرف نزن
وقتی ولت کرد، بیچاره میشی. من جایی نمیرم
فهمیدی؟
وایسا، جولیا!
موتور رو خاموش کن!
سلام، نوشیدنی؟
دوست داری؟
اونجا زندگی میکنی، نه؟
نه
اون روز بابات سر ما داد و بیداد نمیکرد؟
نه، بابای من میلیونره
قبل از اینکه برم هاروارد، داریم دور دنیا میچرخیم
خوبه
پس اومدی اینجا شنا کنی و اون ماهیگیره رو ببینی؟
او عاشق زنشه. برای همین اومدیم اینجا
رابطهای هم دارین؟
من دارم فرار میکنم
پس هاروارد چی میشه؟
- میخوای با ما بیای؟ - جولیا!
جولیا، بیا بریم
من دیگه برنمیگردم
یالا... میخوایم بریم مهمونی
مهم نیست. هر کاری دلم بخواد میکنم
البته!
پسرها! این ساعت رو میدم به اولین نفری که دختر من رو از آب بیاره بیرون!
- میآریمش - ساعت رو میخواین؟
بهتره بجنبین
میخوای بیایی؟
شرمنده بچهها! سستی کردین
تو خطرناکی
چی شده؟
تو فردا میری
خاوی، لباس بپوش، دیرمون میشه ها
یک شبه مهم شدی، نه؟
کجا داری میری؟
- خیال کردی زرنگی؟ - ولم کن
خیال کردی زرنگی؟
- از چی حرف میزدین؟
چی؟
من سیزده سال برای این مرد کار کردم
بعد با یک خطا با تیپا انداختمون بیرون
من، تو و مادرت! به تخمش هم نبود
خیال کردی او کیه؟ دوست جونیت؟
او نیومده اینجا زمینت رو بخره
تو قرار نیست بری هاروارد!
اصلا قرار نیست هیچجا بری!
بخوای مثل حیوون رفتار کنی مثل حیوون هم گیر میافتی!
ولم کن!
مثل سگ تو همین خونه میپوسی
تو هم ده سال باید تو همین سوراخی بمونی
- برو تو! - همینجا تنها میپوسی
باز کن!
باز کن!
بیا، یک چیزی بخور
میتونی این رو با خودت ببری
تو تحریکش کردی
- میدونی حالا چی میشه؟ - این نونی بود که تو تو دامن ما گذاشتی
نلا، بریم
میتونستیم یک زندگی عادی داشته باشیم، ولی تو این رو انتخاب کردی
حالا تقصیر من شد؟
یک روز میفهمی من چه کاری در حقت کردم
چه کاری؟
مثلا این که شدی ملکهی زیبایی جزیره؟
نلا، چی بهت گفتم؟
مامان!
مامان!
بابا!
ازت متنفرم
بفرما من رو جلوی همه بزن!
من رو جلوی همه بزن!
مامان ازت متنفره! همه ازت متنفرن!
تو این زمینی که این میخواد بهت بفروشه چند نفر جزغاله شدن
آروم باش، آنته، آروم باش
بهت دروغ گفته
آنته، آروم باش
به من دست نزن
خبر مرگت چرا اومدی اینجا؟ که زنم رو بگایی و دخترم رو بزرگ کنی؟
ابله عقب افتاده! دست بهشون بزنی کشتمت!
بزدل!
بزدل!
تو دیگه دختر من نیستی. عاقت کردم
به من دست نزن
نلا! بیا اینجا
لطفا من رو با خودت ببر، دیگه نمیتونم اینجا بمونم
- من رو با خودت ببر سوئیس - جولیا، من نمیتونم با خودم ببرمت
لطفا
نلا، یک اتاق تو دوبرُوینک برات رزرو میکنم
چند روز فرصت بده تا آروم شه
خاوی، وقتشه از اینجا بری
- جولیا، بیا بریم خونه - به من دست نزن
من حاضرم
جولیا
من حاضرم
تو قوی هستی
لطفا، خاویر...
باید من رو با خودت ببری. من نمیتونم تو این خونه بمونم
من واقعا متاسفم
همهش دروغ بود. بهم دروغ گفتی
هیچکی من رو دوست نداره؟
خودت رو کی دوست داره؟
وقتی به بدی من فکر میکنی این رو هم یادت باشه
برگردان از فیلآسفی
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.