Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
کاری از تیم ترجمه ی کره فا مترجم : نسترن 1971
افسانه ی شین [قسمت 33]
از زمانی که شما منو از مرگ حتمی نجات دادین
من آدم دیگه ای شدم
دیگه عجول نیستم و بچه گونه رفتار نمیکنم
متوجه خیلی چیزها شدم
فکر میکنم زندگی با اون رو نمی خوام
چیزی که میخوام اینه که با مردی که عاشقش هستم پنهان بشم
و در صلح و آرامش زندگی کنم
این شخص
این شخص کسیه که همیشه از من مراقبت کرده
حمایتم کرده
و منو پذیزفته
حتی اگه همه ی دنیا با من دشمن باشن
اون برای همیشه از من حمایت میکنه
حتی اگه هیچ کجای دنیا جایی برای من نباشه
اگه کنار اون مرد باشم. جام همیشه پراز صلح و آرامشه
این شخص
این شخص شما هستین
استاد
هنر ماورائ طبیعه ترکیبی از تکنیک و کلکوس است
طبق گفته های کتاب هنر ماورائ طبیعه ابزاریه برای طولانی تر کردن عمر انسان
تقسیم میشه به علم پزشکی و تمرین آن به جنس شناسی و جادو
کلکوس درک شیوه پنج عنصر بین ینگ یانگ زمین و آسمان
و به 6 گروه طبقه بندی میشه به نام های نجوم طالع بینی علوم پایه و الهیات پزشکی و جادو
اینها موضوعاتی هستن که تو امتحان ورودی ازشون سوال میاد
چیکار میکنی؟ پاهات نباید از خط بیرون بیاد
بسه بازیگوشی رو تمومش کن
بیدار شو
استاد
این نقشه ی مدرسه ی فانگ عه. این رو به اونها بده
باید بدونی معجون پادشاه 10روز طول میکشه تا آماده بشه
برای همین هر 9 روز گائو یو شخصا به مکتب میاد
اون یک شب رو در اتاقی که معجون آماده میشه میمونه
وقتی صبح شد معجون رو با خودش به قصر میبره
اون موقع بهترین فرصت برای شماست
ممنونم استاد
میگی از من ممنونی
به نظرت نیازی به این کار هست؟
من فقط امیدوارم همه چیز خوب پیش بره
فقط اون موقع است که میتونیم به اینده امیدوار باشیم
کافیه. دیگه برگرد
چرا نمیری؟
استاد. شما برای رفتن عجله دارین؟
استاد، یادتون میاد؟
اولین باری که جادو رو بهم یاد دادین کنار رودخونه ای مثل این بود
چه طور یادم بره؟
تو زودتر از هر شخص دیگه ای یاد میگرفتی. حتی نیاز نبود یه حرف رو دوبار بزنم
چی شده؟
ببینین. من سالهای زیادی رو صرف یادگیری جادو کردم
اما در آخر همه اش رو بهتون برگردوندم
این حرف های بی معنی رو نزن
جراحاتت خیلی زیاد هستن
تو دیگه مروارید یوآن رو نداری برای همینم الان انرژی روحانی کمتری داری طبیعیه مثل گذشته نباشی
من این رو برای تو نگه داشتم.بگیرش
این طوری قدرتت کم کم برمیگرده
حالا که قبیله رو ترک کردم
دیگه بهش نیاز ندارم
من امیدوارم در آینده، مهم نیست کجا زندگی کنیم
نمی خوام چیزی مربوط به قبیله ی شی ببینم یا بشنوم
تازه. اون این مروارید رو فقط واسه این بهمون داد
تا بهتر دستوراتش رو اجراکنیم
ما اون طور زندگی داشتیم
الان قوی تر شدن برام بی معنیه
دیگه بهش نیازی ندارم
در واقع این از خوش شانسیه منه
این طور نیست؟
اگه این طور میخوای.باشه ازش استفاده نکن
استاد من واقعا از شما ممنونم
اگه منو از اونجا بیرون نمی آوردین
هیچ وقت شانسی مثل این پیدا نمی کردم
این طوری راه رفتن بدون نگرانی
و صحبت کردن
درته. ما هر شب نقشه میکشیدیم
و طبق دستورات عمل میکردیم
همیشه تحت فشار زندگی کردیم
حتی تمام رنگ های دنیا
در حضور ما رنگ میبازن
حالا که تصمیم به رفتن گرفتی انگار قلبت حس راحتی بیشتری داره
باد بلند شده.باید برگردی
یادت باشه بهت چی گفتم
وقتی برگشتی باید نیروی درونیت رو تقویت کنی
تا وقتی مجبور نشدی
از جادو استفاده نکن
وقتی زخم هات خوب شدن به من اطلاع بده
تا از نگرانی رها بشم
یادم میمونه
تو هر قدمی نهایت دقت رو داشته باش
دیگه برو
این نقشه ی اون مکتب کیمیا گری که استادم امروز برام آوردش
همه ی این ها اتاق هستن؟
فکر نمیکردم اونجا اینقدر بزرگ باشه
درسته. اتادم گفت 10 روز طول میکشه تا یه معجون آماده بشه
حتی گفت بانوی مقدس شیان لانگ هر نه روز خودش شخصا به اونجا میره
یک شب رو کامل در اتاق دارو سازی میمونه وصبح معجون رو با خودش به قصر میبره
این بار وقتی اون به این اتاق بره برای ما فرصت خوبیه که نجاتش بدیم
باید هم همه و آشوبی به پا کنیم تا راحت تر یوآر رو از اونجا خارج کنیم
همین طوره
اینجا رو ببینین. اینجا در پشتیه مکتبه
و اینجا هم یه جنگله
بیشتر از یک کیلومتر با مکتب فاصله نداره
جنگل خیلی بزرگه و تا نزدیک کوهستان ادامه داره
پس اگه ما خودمون رو به جنگل برسونیم میتونیم فرار کنیم؟
دقیقا
پس باید طبق این نقشه برنامه ریزی کنیم
تموم شد
طبق چیزی که گفتی درستش کردم
امتحانش کن
چه شکلی شدم؟
باور نکردنیه
درسته که نقشه ات حرف نداره
اما من نمی تونم بهت ببازم.صبر کن
این ...این چیه دیگه؟
نکنه فکر کردی
خوب شدی ولی ها
بانوی زیبا
رونگ آر، دستمال داری؟
بله
بده به اون
درسته. همین طوری نگهش دار
وگرنه با دیدن گلو ات میفهمن پسری
درسته. دختر ها از اینا ندارن
تو مکتب حق نداری یه کلمه هم حرف بزنی
مطمئن باشین
بعدی
آزمون های الان مقدماتی هستن
اگه در موردشون چیزی نمیدونین
بهتره همین الان برین
آزمون
یک ساعت طول میکشه
شروع کنین
حالا 7صورت فلکی رو بکشین
شروع کنین
بوی بی نظیری داری
چه طور میتونی
دامنت داره آتیش میگیره
آتیش گرفتی
کمک
دراز بکش - کمک -
دراز بکش
پاهاش پاهاش. پاهاش رو هم خاموش کنین
آروم تر
چیزی نیست فقط شکه شدی
همه چیز مرتبه. من کنارتم
همه چیز مرتبه
دلبر زیبای من
این آزمون رو
شما به خوبی پشت سرگذاشتین
حالا میتونین برین خونه و وسایلتون رو جمع کنین
به اینجا نقل مکان کنین . دو روز میتونین تو مکتب بمونین
خیلی ممنون
مواظب خودت باش
همون جا وایسا
مواظب خودت باش
توی راه خیلی مراقب باشین
تا سرحد مرگ ترسیدم
بالاخره قبول شدم
هر لحظه منتظر بودم پرتمون کنن بیرون
کل روز ازمون کار کشیدن. دارم میمیرم از خستگی
تصور نمیکردم دردسر سازی مثل تو
کارش تو اغوا کردن خوب باشه
اما
چه ذائقه ی مزخرفی داشته که گلوش پیش کسی مثل تو گیر کرده
جذابیت منو دست کم نگیر
مطمئنم عاشقم شده
این نشون نمیده تو دلبری زنونه کارم بیسته؟
دلت کتک میخواد؟
همین که تو امتحان قبول شدین خودش موفقیت بزرگیه . بقیه اتفاق ها مهم نیستن
بهتر در مورد قدم بعدیمون نقشه بکشیم
بعد از اینکه وارد مکتب کیمیا گری شدیم
اولین قدم اینه که اعتمادشون رو جلب کنیم
بعد از اینکه با موفقیت وارد گروهشون شدیم
هر اتفاقی هم که بیوفته نباید بزاریم بهمون مشکوک بشن
میدونم اینکار خیلی سخته
ولی باید نهایت تلاشمون رو بکنیم
نهایت تلاشمون رو می کنیم
خوش اومدین. خوش اومدین. خیلی خوش اومدین
خوش اومدین. خوش اومدین. خیلی خوش اومدین
نگاشون کن
همشون یه مشت آدم بیکار ندید بدید اند
ببین چه جوری واسه همچین دخترهایی
تا این حد هیجان زده شدن
آقا. این طوری نگین
شما هیشه به خانه های اشرافی رفت و آمد دارین
و زن هایی رو میبینین که مثل فرشته ها میمونن
ماها چی؟ ما تمام مدت تو این مکتب هستیم
فقط پیرمردها رو میبینیم
واسمون خیلی مشکله لااقل دوتا
خانم باظاهری معمولی ببینیم
چه طور ازمون توقع دارین هیجان زده نشیم
هر چی نباشه جنس مخالف هم هستین
استادشوون هم یه زنه
چرا به اون لبخند نمیزنین؟
جناب لو لطفا حرمت بانوی میانسال رو نشکنین
من، پون شن ارزش های اخلاقی سرم میشه
به بزرگترها بی احترامی نمیکنی
نه تنها از خوشی رو پاهات بند نیستی
چشمات هم الاناست که از حدقه دربیاد
خیلی خب اینجانمون. تو هم برو خوش آمد گویی
ممنونم قربان
من اومدم
شما تو این اتاق میمونین. تو کل مکتب اینجا
مجلل ترین و بزرگترین
راحت ترین و دنج ترین اقامتگاهه
میدونستم همتون میاین واسه همین بعد از کلی گشتن
در نهایت اینجا رو براتون انتحاب کردم. یه نگاهی بندازین
ماخودمون اینجا رو براتون آماده کردیم - خودنمایی کافیه -
نمیترسی دهنت از خنده ی زیاد جر بخوره؟ - این مزخرفات چیه که میگی؟ -
به نظرم بهتره بحث رو تمومش کنیم
چون ما هیچ کدوممون نمی خوایم
هیچ کس نزدیک این سه بانوی زیبا زندگی کنه
چون این طوری شانس نزدیک شدن به اونها رو پیدا میکنیم
پس بهتره اقامتگاهشون از همه ی ما فاصله داشته باشه
تا بتونیم منصفانه باهم رقابت کنیم
درسته - کافیه -
شما نباید از قانون تخطی کنین
وقتی یه حرفی رو میزنین ، باید بهش عمل کنین
حالا بهتره بزارین این سه بانو استراحت کنن
درسته .اونها باید استراحت کنن
لطفا بفرمایین. هر چیزی هم خواستین لطفا فقط به من بگین
لطفا
به من بگین - به من بگین -
کافیه ، بزارین برن استراحت کنن
خوب استراحت کنین
هر چیزی خواستین به من بگین
بدک نیست
این مکان واقعا جای دنجیه
اون احمق ها به ما لطف بزرگی کردن
بازندگی کردن در اینجا هر کاری کنیم هرچیزی هم بگیم از دردسر دوریم
بهتره وقتمون رو تلف نکنیم از فردا باید شروع کنیم تک تک اتاق ها رو بگردیم
ما باید از همه چیز اینجا سردربیاریم
بسیار خب
هی ، شما دوتا
کجا میخواین برین؟ نظرتون چیه ما همراهیتون کنیم؟
اگه به چیزی احتیاج دارین
بگین ما فورا براتون میاریم
دوست دارین امشب باهم درس بخونیم
خوبه؟
نظرتون چیه؟
بد نیست ،نه؟ - قرارمون باشه امشب؟ -
ببینین چه خجالت کشید
صورت نازش چه جذاب شد
عه، داره میره
نرو. خجالت نکش
پسره ی به درد نخور
چه طور جرات میکنی به من دست بزنی؟ نکنه آرزوی مرگ داری؟
بانوی زیبا منم بزنین
بانوی زیبا
بانوی زیبا، کجا میرین؟ صبر کنین ما هم باهاتون بیایم
ارائه ایی از تیم ترجمه کره فا مترجم: نسترن 1971
شیائو گائو و شونیو به اینجا اومدن
با خودشون ده مرد رو هم آوردن
رونگ آر نوشته
هر بار که گائو یو به مکتب میره
خودش شخصا به اتاق دارو سازی میره تا مرحله ی آخر ساخت معجون رو به اتمام برسونه
اون موقع دو نفر برای کمک بهش خدمت میکنن
و فقط یه نفر از قبیله ی شین برای محافظت از اون اونجا حضور داره
برای همین اگه بخوایم نجاتش بدیم
اون موقع بهترین زمانه
اما رونگ آر و بقیه فهمیدن که
گائو یو افسون شده
اون کاملا عوض شده و اون موقع
امکانش نیست که با ما همکاری کنه
همین طورم امکان نداره بی سر وصدا همراهمون بیاد
برای همین هر چقدر هم تلاش کنیم
توسط محافظین به دام میوفتیم
برای همین رونگ آر و بقیه فکر میکنن
ما باید یه آشوب بزرگ دست و پا کنیم. هر چی بزرگتر بهتر
ما باید حواس محافظین رو کاملا پرت کنیم
نقشه ی اونا چیه؟
باید با یه آتش بزرگ اتاق دارو سازی رو بسوزونیم
اتاق دارو سازی رو بسوزونیم؟
اما اینکار خیلی خطرناکه
درسته
اما انتخاب دیگه ای هم نیست
اگر چه...دست فروش هایی هستن
که هر چند وقت یکبار چیزهایی به مکتب میبرن
جایی که کالاها رو انبار میکنن روبروی در پشتیه مکتب
اگه ما بتونیم خودمون رو فروشنده جا بزنیم
وقتی میخوایم اونها رو از در پشتی بیرون بیاریم
اون وقت میتونیم کاملا رونگ آر و بقیه رو پوشش بدیم
منطقیه
اولین روز از ماه بعدی شروع میکنیم
زمان زیادی نمونده
فقط 10 روز دیگه فرصت داریم
باید از زمان باقی مونده خوب استفاده کنیم و آماده بشیم
بیاین فردا برای بررسی بیرون بریم
باید بفهمیم کدوم خاندان چوب برای مکتب میبره
بسیار خب بسیار خب -
بیدار شو، بیدار شو - چی شده ؟ -
باید بیدارشی
ببین، ببین. اونجا رو ببین
می خوای بمیری؟
این چه کاری بود کردی هان؟ چیکار کردی؟ - بسه دیگه نزنش -
نباید کاری کنیم بقیه بیدار بشن
الان موقع تنبیه اون نیست
اول باید فکری به حال این مشکل کرد
به نظرت چیکار کنیم؟
بکشیمش
نه
درست نیست جون کسی رو بگیریم
اما اگه مشکل بزرگتر بشه
و تمام مکتب رازمون رو بفهمن
نجات یوآر برامون سخت تر میشه
شما چه راه حلی به ذهنتون میرسه؟
فهمیدم
چی رو؟
خرابکار! برو برام مشروب بیار - هان -
هان یعنی چی؟ زود باش برو
باشه، باشه. رفتم
و یه قیف
باشه
اینم مشروب - بدش به اون -
کمک کن بشینه
دهنش رو باز کن
بازش کن
بیشتر
آروم، آروم ، آروم
کافیه
ببرش به دسشویی
مطمئنی نتیجه میده؟
نتیجه اش مهم نیست چون فقط همین کار ازمون برمیومد
اگه بیشتر معطل کنی خورشید طلوع میکنه
کمک کن
داری چیکار میکنی؟
من
تیان مینگ
خانومانه راه برو
تیان مینگ
برو گوش کن ببین چی میگن
باشه
مراقب باش
داری جدی میگی؟
هنوز نفهمیدی؟
دوباره بگو
تا حالا 8 بار براتون گفتم
امروز صبح
با عجله به دسشویی رفتم
معاون رئیس، فانگ رو دیدم که اونجا دراز کشیده بود
بوی الکلی که ازش به مشام میرسید
از بوی توالت قوی تر بود
رفتم جلو ببینم حالش خوبه
که یهو دستام رو گرفت
دست هام رو لمس میکرد و میبوسید حتی فریاد میزد
بانوی زیبا، نرو
بانوی زیبا، منتظرم باش - اون ازعشق زن ها دیوونه شده -
با مشروب میخواسته خودش رو تسلی بده
همین رو بگو. اگه اینقدر خیال زنها تو فکرش نباشه نیازی نیست تو دسشویی از این کارا بکنه
درسته - فایده ی رویای بهار رو دیدن چیه؟ (رویای بهار=فکر کردن در مورد عشق)
جناب لو
اینها مخارج ثبت شده ی ماه پیش هستن. خدمت شما
فانگ شنگ کجاست؟
چرا امروز نمیبینمش؟
فانگ شنگ؟
به چی میخندی؟
قربان. خبر ندارین اون امروز دردسر بزرگی به پا کرده
واسه همین تو اتاقش مونده
چه طور میتونه جراعت بیرون اومدن رو داشته باشه؟
چه اتفاقی افتاده؟
اون عاشق دختر لال تاره وارد شده
و به خاطر این عشق بیمار شده
اون وقتش رو صرف مشروب خوردن میکنه
چیزی که خیلی نگرانشم
اینه که فانگ شنگ هنوز اتفاق دیشب رو یادش باشه
اگه
فانگ شنگ، تو دیشب مست کرده بودی
هنوزم سرت درد میکنه؟
میخوای برات دارو درست کنیم؟
ما بیخودی نگران اون بودیم
تو خوابش
حتی ندیده داره با یه زن لاس میزنه
خواب دیدن داره بایه زن حمام میکنه
سرزنشش نکنین لطفا
خیلی خنگه که تو دسشویی خیال بافی کرده
درسته .تو دسشویی
حتی میگفته اون بانوی زیبا کنارش بوده
و بهش نگاه میکرده
اخه کدوم زنی میره اونجا دسشویی؟
از دست فانگ شنگ
هیچ زنی نمیره اونجا دسشویی
اما اگه
ارائه ایی از تیم ترجمه کره فا مترجم: نسترن 1971
این دختر لاله؟
بله
اون در کودکی بیماری عجیبی گرفت
بعد از اینکه خوب شد دیگه نتونست حرف بزنه
نیترات، سولفید
برای چی اونها رو با خودش برده؟
اون واقعا یه مرده
تو مکتب همه چیز مرتبه؟
برای ما
این مطلب خیلی اهمیت داره
چون ما باید موقعیتمون رو حفظ کنیم
برای همین
من شخصا به همه چیز نظارت دارم
اما تو رو جای خودم اونجا گذاشتم
تا مراقب همه چیز باشی
هیچ اشتباهی نباید پیش بیاد
اگه اشتباهی کنی
باید بدونی
عواقبش دامن گیرت میشه
نمیزارم هیچ اتفاق بدی پیش بیاد
خدمت به شما باعث افتخار منه
من زیر دست شما نهایت تلاشم رو برای جلب رضایتتون انجام میدم
کافیه. کافیه
بهم بگو
امروز چه اتفاقی افتاد؟
سرورم
همه چیز امروز مرتب بوده
فقط اینکه... یه اتفاق عجیب افتاد
یه مرد لباس مبدل زن ها رو پوشید
آزمون ورودی رو با موفقیت گذروند
چی؟
اونها سه نفر هستن
اما تا الان اونها
دست از پا خطا نکردن
اما من یه حدس هایی میزنم
نمیدونم باید بگم یانه - زود باش بگو -
من فکر میکنم اون کسی نیست جز
جید شیطانی، جینگ تیان مینگ
هدف اون
ربودن الهه ی مقدس شیان لانگ عه
برای حرف هات مدرک هم داری؟
گستاخی منو ببخشین ولی مدرکی ندارم
فقط اینکه نقاشی جینگ تیان مینگ رو قبلا دیدم
و به نظرم قیافه هاشون خیلی شبیه همه
بهتره این شک رو واقعیت قلمداد کنیم
تا اینکه ازشون شکست بخوریم
سرورم نظرتون چیه اول ما اقدام کنیم؟
بیاین دستگیرشون کنیم - حرف بی خود نزن -
تمام افرادی که در مکتب زندگی میکنن متعلق به امپراطور هستن
همچنین
نگهبانان زیادی اونجا هستن
با دستگیر کردن اونها حکم مرگمون رو امضا میکنیم
من مستحق مرگم سرورم. منو مجازات کنین ولی عصبانی نباشین
سرورم
یه فکری به ذهنم رسید
اگه اون شخص واقعا جین تیان مینگ باشه
چه نقشه ای تو سرشه؟
حتما میدونه که محافظین اینجا رو احاطه کردن
جرات نمیکنه اون دختر رو علنی با خودش ببره مگه اینکه قصد آشوب به پا کردن داشته باشه
تا بتونه با یه حرکت اون دختر رو ببره
این امکان هست
اگه این اتفاق بیوفته اونا با استفاده از شلوغی اون دختر رو میبرن
و ما هم میتونیم تو اون شلوغی دستگیرشون کنیم
تو انتخاب تو اشتباه نکردم
سرورم ، شما خیلی لطف دارین
فقط صبر کنین و ببینین
مسئولین هرج و مرج رو دستگیر میکنم
طبق تصمیمی که گرفته شده من و شائوسیمینگ
فردابرای کمک به اتاق دارو سازی میریم - چه طور اینکار رو کردی؟ -
چه طور اینکار رو کردم؟ فقط بهشون گفتم
می خوام بانوی مقدس رو ببینم
از زیباییم استفاده کردم
و با سه حرکت اونها رو متقاعد کردم
نخند
بیاین دوباره نقشه ی فردا رو مرور کنیم
فردا اول من و شائوسیمینگ به اتاق دارو سازی میریم
ما با دارو یوآر و همراهش رو بیهوش میکنیم
بعد اونجا رو با آتیش میسوزونیم
تیان مینگ وقتی ماشروع کردیم
تو هم آتیش به پا میکنی
وقتی آتش سوزی بشه. همه جا هرج و مرج میشه
همون جا بمونین - ماموریت شما -
اینه که برامون زمان بخرین
هر چی بیشتر طول بکشه بهتره
در همون زمان گو نیه تظاهر میکنه یه فروشنده ی دوره گرده
و اومده به کمک ما اما در واقع راه پشتی رو برای فرار ما آماده میکنه
بیاین - باید بریم -
بریم
دا سیمینگ هم به ما کمک میکنه
اون ارابه و اسب رو برامون میاره
اون تو جنگل پشت مکتب منتظرمون میمونه
یا شکست میخوریم یا موفق میشیم
تیان مینگ، چی شده؟
هیچی
فقط یه دفعه دلم شور افتاد
بسیار خب. به چیزی فکر نکن
بیا بریم - بریم -
کاری از تیم ترجمه ی کره فا مترجم: نسترن 1971
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.