Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
باید برشون گردونی!
اینقدر دست و پا نزن لعنتی!
- میتونیم تصویر رو برگردونیم؟ - جواب نمیده.
باید یه کاوشگر دیگه بفرستین اونجا.
- کاوشگر دیگه ای نیست. - باید یه کاری بکنی!
وضعیتتو درست کن وگرنه خودم درستش میکنم!
به من گوش کن!
اونا دارن هر کاری از دستشون برمیاد انجام میدن، باشه؟ هیچکس اینجا دشمن تو نیست. باشه؟
من باید کمک کنم.
ما نمیتونیم کمک کنیم. فقط باید صبر کنیم.
ایستر. ایستر، برو تو وت لاک.
تو چی؟
خیلی از چیزایی که اینجا زندگی میکنن، نمیتونن خوب ببینن.
ولی به صدا حساسن. به خاطر همینه که ما یه محدود کننده روی سونار گذاشتیم.
- خب؟ - خب، من میخوام خاموشش کنم.
با تمام قدرت بزن به این.
مطمئنی شیشه میتونه تحمل کنه؟
نه، مطمئن نیستم. ولی اینجا شاید بتونه.
هی، هی! داری چیکار میکنی؟
من امروز دو تا از دوستامو از دست دادم. نمیخوام سه تا بشه.
هشدار. محدود کننده سونار غیرفعال شد.
هشدار. محدود کننده سونار غیرفعال شد.
کاوشگر ۲، اینجا استک کنترله. صدامو میشنوی؟
داریم به کانال اضطراری سوییچ میکنیم.
ایستر؟ کامرون؟
صدامو میشنوین؟
.::: مترجم مرتضی راکی :::. کانال تلگرام : @nestedsub
هشدار. محدود کننده سونار غیرفعال شد.
هشدار. محدود کننده سونار غیرفعال شد.
- این چیه؟ - یا خدا!
این یه پالس سوناره.
از کاوشگر؟
حرکت هوشمندانه ای بود. ما حدس میزدیم صدا ممکنه باعث دردش بشه.
یادآوری کن هیچوقت برات حیوون خونگی نگیرم.
کاوشگر ۲، اینجا استک کنترله. دریافت میکنی؟
- کاوشگر ۲. - خوبی؟
ایستر، اینجا مگنوسه. صدامو میشنوی؟
آره، آره، من خوبم. فقط...
- کاوشگر ۲. - عجب صدایی بود.
کاوشگر ۲، تکرار میکنم، اینجا استک کنترله.
میتونی صدامونو بشنوی؟
ما پالس تو رو گرفتیم.
بگو که هنوز اون بیرونین، بچه ها؟
کنترل، اینجا کاوشگر ۲ هست.
ما الان داریم درخواست آهنگ از رادیو ابیس میگیریم.
همه آهنگا عالی، بدون آهنگ بدرد نخور.
نظرتون راجع به آهنگ "گورتونو گم کنین و همین الان برگردین اینجا" از پسر خیلی خیلی سریع چیه؟
آخیش، خوشحالم صداتو شنیدم ایستر. کامرون هم با توئه؟
آره، اینجاست، ولی اون چیزه حسابی ما رو داغون کرد.
چرخای کاوشگر گیر کردن
و شیشه کابینمون یه ترک با یه حموم خیلی سرد فاصله داره.
اگه بخواین اینو تکون بدین، ما...
مثل بقیه میشیم.
ما اونارو اون پایین ول نمیکنیم.
باید یه راه دیگه برای برگردوندنشون باشه.
اگه نمیتونیم اونارو به استک بیاریم، باید استک رو پیش اونا ببریم.
کوک به برمنر، جواب بده.
مطمئنی جواب میده؟
ما موقعیتشونو میدونیم.
اگه بتونیم بهشون برسیم، میتونیم کاوشگر رو از طریق سکوی پرتاب برگردونیم.
به شرطی که اون چیزه دوباره برنگرده.
رئیس.
آماده گذاشتن مواد منفجره هستین؟
مواد منفجره؟
استک حسابی تو یخ گیر کرده.
باید یه راه باز کنیم قبل از اینکه بتونیم حرکت کنیم.
راحت ترین راه
استفاده از مواد منفجره است.
خیلی خب. مگنوس و فولمر، با برمنر روی یخ.
رز، با من.
هی، یادت باشه دیگه تو اینجا کسی نیستی که دستور بده.
اونا نیاز به نجات دارن اینجوری نجاتشون میدیم.
یکی از افراد منم اون پایینه همینطور یکی از افراد تو.
هرچی بیشتر اونجا بمونن، احتمال برگشتن اون چیزه بیشتره.
و تو گفتی برای اندازه گیری کیرها وقت تلف نمیکنیم، درسته؟
باشه. لباس بپوشین بریم تمومش کنیم.
من و تو از اتاق کنترل نظارت میکنیم.
فکر میکنی واقعا میخواست اونارو بکشه؟
اونا تهدیدش نمیکردن،
ولی شاید حتی همون چیزی نباشه که تو براوو بود.
چی، مثلا اون بچهش بود و ما الان مامانشو دیدیم؟
قضیه اینجوری نیست.
نه با یه موجود از این نوع. بیشتر شبیه یه کلونیه.
ولی راجع به یه چیز درست میگی.
فقط یه چیز؟
ببخشید، منظورم اینه که
دریای شمال جوونه، نسبتا.
و این اقیانوس نیست.
آخرین بار کلاهک یخی قطب شمال سه میلیون سال پیش شکل گرفت،
پس وقتی اینقدر وقت داشته باشن چیزا میتونن خیلی بزرگ بشن.
راجع به چه اندازه ای حرف میزنیم؟
رشد صخرههای مرجانی بزرگ فقط ۲۰۰۰۰ سال پیش شروع شده
و الان، خب، اندازه ژاپنه.
پس خیلی بزرگه.
آره.
سعی کنین نندازینشون وگرنه با اسفنج جمعتون میکنیم.
جای نگرانی داره. اون قبلا سعی کرده خودشو منفجر کنه.
یه بار کافی بود.
ما از این برای برش یخ استفاده میکنیم.
تا جایی که ممکنه به سطح نزدیک شین بدون اینکه بشکنه.
انفجار باید به سمت پایین باشه تا کار کنه.
چند تا؟
ما دو ردیف دوازده تایی میذاریم. صد متر بین هر دسته.
وقتی استک شروع به حرکت کنه، مومنتوم بقیشو انجام میده.
چطوری میریم پایین؟
یه نردبون پایین پایه هست.
تا الان باید فهمیده باشین، همیشه یه نردبون دیگه هست.
مورد علاقه من.
انتظار دزد دریایی دارین؟
خرس قطبی.
باورت نمیشه یه ماشین کشتار ۷۰۰ کیلویی
بتونه اینجا بی سر و صدا بهت نزدیک شه، تا وقتی که این اتفاق بیفته.
پس، هر وقت روی یخیم، اسلحه داریم.
ولی به اشتراک نمیذارین؟
نمیشه همیشه قهرمان بود.
نردبون این طرفه.
همه مکانیکها مستقر شدن و پای دندهها آمادهان؟
بله. سیستمهای ترمز آماده به کارن.
آماده باشین هر دو ماژول رو به عمق انتقال ببرین.
موتورها رو روشن کنین.
تیم یخ پایین رفتن؟
تایید شد.
مراقب یخ سیاه باشین.
نمیخوام مجبور شم شما رو هم بیرون بکشم.
عجب آدم همراهیه.
قبلا این آبدره همیشه یخ زده بود.
الان، هر سال آب میشه.
ما نقاط ضعیف رو برای هلیکوپترها علامت میزنیم،
ولی اون بیرون دیگه منطقه ممنوعه است.
و اگه بیفتین توش؟
اگه بیفتین توش، اون سرما مثل یه گیره بهتون ضربه میزنه.
عالیه.
صبر کن ایستر. ما داریم میایم.
خوشحالم اینو میشنوم!
اینجا کنترله. همه پرسنل،
آماده پایین اومدن به عمق انتقال باشین. این تمرین نیست.
همه یه چیزی رو بگیرین. سریع خواهد بود.
به محض علامت من بالابرهای پایه رو فعال کنین.
فعال کن.
فعال شد.
وقت حرکته.
اونا شجاعن. اینو بهشون میدم.
مگنوس آدما رو جا نمیذاره.
به اندازه کافی عمیقه.
اولین انفجار.
آماده و هماهنگ شد.
بزن. اون یکی رو تموم کن.
باشه.
یکی رفت، ۲۳ تا دیگه مونده.
میتونی بعدی رو انجام بدی.
خیلی خوب داری انجام میدی.
همه چیز به حفظ آرامش تو اون لحظه بستگی داره.
تموم شد.
جفت بعدی.
شروع بلند کردن ماژول زیر دریا.
بلند کردن ماژول زیر دریا در حال انجامه.
بلند کردن کامل شد.
بلند کردن ماژول زیر دریا...
- پایهها برای حرکت قفل شدن. - تایید شد.
به محض اینکه تیم یخ کارشون تموم شه، میریم.
همه خدمه، سر پستهای انتقال.
ماژول زیر دریا، آمادهای؟
اینجا آمادهایم.
همه دریچهها بسته شدن و سیستم بازیابی کاوشگر در موقعیت قرار گرفته.
دریافت شد.
باشه.
تنها چیزی که الان نیاز داریم یه مسیر بازه.
دو تا سوراخ دیگه مونده.
من شروعشون میکنم.
وقتی آماده شدیم، فقط میچرخونی و فشار میدی.
بچهها!
داره از هم میپاشه!
این امواج از استکه.
دارن یخ رو از زیر میشکنن.
این خوب نیست.
زود باشین! بریم!
این امن نیست.
آروم باشین، درسته؟ بذارین تمومش کنیم.
لعنتی نشکن. لعنتی نشکن.
فکر کردم اونجا منم.
زود باش!
زود باش!
لعنتی!
لعنتی. باید نجاتش بدیم.
نه، صبر کن، صبر کن.
نمیدونیم ترکها کجا هستن.
فقط آروم برو.
- بجنب! - وزنتو پخش کن.
زود باش! برو دیگه!
راه بیفت!
داری چیکار میکنی؟!
دارم سُر میخورم!
برو دیگه!
فقط نگه دار خودتو!
برو دیگه!
زود باش، دارم سُر میخورم! دارم سُر میخورم!
گرفتیمت! گرفتیمت!
حالا با پاهات ضربه بزن.
من اصلا شنا بلد نیستم.
لازم نیست شنا کنی. با پاهات ضربه بزن دیگه!
لعنتی!
چیه؟ چی شده؟
تیم یخ، اون پایین دارین چه غلطی میکنین؟
وقت این کارا رو نداریم.
خیلی ممنون از این حمایتتون!
بهش توجه نکن. با پاهات ضربه بزن.
چاشنی!
اگه اون رو از دست بدیم، نمیتونیم انفجارها رو راه بندازیم.
آخ!
- گرفتیش؟ - آره! آخ.
- رئیس؟ - گرفتمش.
رئیس، حالت خوبه؟
آره، خوبم، خوبم.
بیاین، بیاریمش بیرون!
بکش! بکش! بیا دیگه.
مگنوس، فولمر؟ حالتون خوبه؟ تموم.
آره، خوبیم.
یه دوش آب گرم همه چی رو درست میکنه.
خب، اون که حله.
بیا دیگه.
دو تا انفجار دیگه مونده.
پس وقت تلف نکن با من حرف بزنی، تموم.
بیا دیگه.
بریم. بیا دیگه. بیا دیگه!
ایستر، کامرون. خوبین؟
نمیدونم خوب باشم یا نه،
ولی حاضرم از این قوطی جهنمی برم بیرون.
دریافت شد.
برو دیگه.
اینجا به اندازه کافی امنه.
رز، همه انفجارها کار گذاشته شدن.
هر وقت آماده باشین، ما هم حاضریم.
کار خودته.
منفجرش کن.
واقعا امیدوارم اونا باشن.
تیم یخ، هنوز اونجایین؟ تموم.
آره، همه چی روبهراهه. روشنش کن.
موتورا رو روشن کن.
راهاندازی نیروی محرکه اصلی.
نیروی محرکه فعال شد.
انتقال در حال انجامه.
تیم روور، ما داریم میایم.
خوشحالم که میشنوم.
دوباره برگشتیم به شکم هیولا.
اونجا باشیم بهتر از اینه که اینجا باشیم.
به زودی فرود میایم.
به محض اینکه پایین اومدیم، یه کار کوچیک، و بعدش بهتون کمک میکنیم کیسی رو پیدا کنین.
چراغها کجا رفتن؟
دارن برق رو جیرهبندی میکنن.
میفرستنش به محلهای نجات و امداد خیلی دورتر از منطقه برخورد.
حتما منطقه خیلی بزرگیه.
وقتی طبیعت بزنه...
دیگه کم نمیذاره.
مراقب باش.
...انگار یه کم تو استخر بادی یه آبی به تنت زده بودی.
کامرون و ایستر دارن خودشونو تمیز میکنن،
و بعد میفرستمشون پیش مورچ تو بخش پزشکی.
دستتو نشون دادی چک کنن؟
آره، شاید فکر بدی نباشه.
لغزش تو میتونست کل این قضیه رو به خطر بندازه.
- من هیچی رو به خطر ننداختم. - بهونه نیار...
از برمنر چیزی درباره ماموریت فهمیدی؟
وفاداره، اینو بهش میدم.
البته به نظر نمیاد خیلی به نفعش باشه.
بیگ بلو حسابی اسباببازیتو داغون کرد.
اگه بتونه این بلا رو سر یه روور بیاره، همین کارو میتونه با ما اینجا بکنه.
فشارهایی که اونا میگرفتن اینجا رو مثل یه قبر خراب میکنه.
خب، دوباره بهم بگو، چرا فکر میکنی باید باهاش دوست بشیم؟
چطوره که اینجوری نشه و اینجا رو مثل یه قبر خراب نکنه؟
ما هم مثل تو، خرابیهایی که جد میتونه به بار بیاره رو دیدیم.
اگه میخوایم جلوشو بگیریم، باید بفهمیمش.
من خیلی خوب میفهممش.
فکر میکردم داشتیم با هم کنار میاومدیم.
یه کلمه از حرفاشو باور نمیکنم.
لنوکس بهت دسترسی به فایلهای استک رو داد، درسته؟
آره، هنوز نگاشون نکردم.
هی، حتما یه چیزی اون تو هست که بتونیم ازش استفاده کنیم.
تو روی اون تمرکز کن، من با کامرون حرف میزنم.
شاید اون بیشتر حرف بزنه. قبول؟
قبول.
متاسفم، رفیق، برای تیمت.
چیزی نگفتم که یه وقت، میدونی،
سرنوشتمون مثل اونا نشه.
اونا اصلا نباید اونجا میبودن.
لعنت به کوک.
تق، تق.
امیدوارم اون بیرون خوب بازی کرده باشین.
بیشترش رو داشتیم درباره تو حرف میزدیم. داشتیم اطلاعاتمون رو با هم چک میکردیم.
خب؟ چی یاد گرفتی؟
زیاد نه.
پسرت خیلی خوب بلده خودشو لو نده.
هی، کارت خوب بود، تیم دیگه رو برگردوندی.
عجیبه، یادم نمیاد اون موقع این حرفو زده باشی.
یا فقط گروه خودت برات اولویت داره؟
نه، مسئله اولویت نیست.
مسئله دیدگاهه.
من تصمیم درستی برای خودم گرفتم. ولی تو هم همینطور.
آره، به نظر میاد همه بهت اعتماد دارن.
یه دلیل خوب بهم بده شاید منم اعتماد کردم.
ولی هنوز این کارو نکردی.
افراد گمشده میتونن در قسمت ثبت اصلی گزارش بشن.
تمام تلاشها برای پیوند دوباره خانوادهها و عزیزان گمشده انجام میشه.
تکرار میکنم...
این دیگه چه کوفتیه؟
اینجا یه مرکز تخلیه تلفاته.
بازماندههای شهر اینجا دستهبندی میشن
و بعد به بیمارستانهای داخل کشور منتقل میشن یا دوباره به هم میرسن.
گروههای برگشته هم همینطور.
قرار بود بریم ادینبورگ.
رفتن به شهر ممنوعه،
ولی اگه کیسی پیدا شده باشه، از اینجا رد میشه.
اینجا بهترین جا برای شروع کردنه.
از این طرف، لطفا. از این طرف.
همه برگشتهها...
پیکتور این دفترا رو گرفته تا به عملیات ما نظم بده.
اونا ازتون مراقبت میکنن.
الان برمیگردم.
گروه براوو، هر کدوم از گروه براوو که موندن، به چادرهای ثبت نام برن.
هیچ اتفاقی که افتاده توافق رو عوض نمیکنه.
ما حق کل این بخش رو میگیریم وگرنه میریم.
اسمتون و سکوتون رو میتونم داشته باشم؟
پنی نایت؟ عالیه...
همیشه همین قرار بوده.
کاترین بریثویت، کینلوخ براوو.
آره، اون میدونه چیکار کنه.
نه، ما شخصیش میکنیم، کوچکش میکنیم.
ما هم به اندازه بقیه قربانی هستیم.
باشه.
زود باش، زود باش.
هنوز هیچی؟
نه خودش و نه خانوادش رو نمیتونم پیدا کنم. همهچی به فاک رفته.
باید اون بیرون دنبالش باشن. اونم برای من همین کارو میکرد.
آره، فکر نکنم بذارن همینجوری از اینجا بریم.
اون برات نقشهها داره.
کت، تو دکتر رو تو فرودگاه هلیکوپتر دیدی، مگه نه؟
آره. خوبیم. ما...ما خوبیم.
خوبه. دیگه نزدیکه.
همین حالا؟
هرچی زودتر کنفرانس خبری تموم شه، زودتر میتونیم دنبال کیسی بگردیم.
باشه. باید بهم بگی.
چرا من، چرا باید من باشم؟
چون تو امید داری و این چیزیه که مردمی که اینو میبینن بهش نیاز دارن.
.::: مترجم مرتضی راکی :::. کانال تلگرام : @nestedsub
هی.
هی.
یه کم مطالعه سبک؟
آره.
این باید همه چیزهایی باشه که کوک از زمان کشف جد داشته.
خب، چی پیدا کردی؟
مسئله همینه، هیچی اینجا نیست.
گزارشهای پروژه معدن، آزمایش تجهیزات، ارزیابی تاثیرات،
و همه این دادهها رمزگذاری شدن.
پس لنوکس دروغ گفت؟
نه اون. کوک.
اون به راحتی میتونسته همه دادههای مهم رو قبل از رسیدن اون قایم کنه.
میخواسته گندکاریهاشو ماستمالی کنه.
و شرکت رو.
به نظر میاد باید به خود منبع مراجعه کنیم.
اگه اصلا اون منبع باشه.
لنوکس گفت کوک متحد داره.
آدمایی که تو شرکت باهاشون کار میکنه، حتما باید از رده بالاها باشن.
قضیه ممکنه خیلی بزرگتر از این حرفا باشه.
تو حلش میکنی. وقت داریم.
آره.
وقت، چیز مورد علاقه من.
چه منظرهای.
تقریبا باعث میشه ارزششو داشته باشه که اینجا مستقر باشیم.
آره.
تقریبا.
ولی این چیزی نیست که تو رو آورده.
حالا نقش کشیش رو بازی میکنی؟ اومدی اعتراف منو بگیری؟
اگه این چیزیه که بهش نیاز داری.
هر کاری که اینجا انجام میدیم، نه برای من و نه برای شرکت نیست.
جامعهها به منابع وابسته هستن وگرنه خیلی دووم نمیارن و متمدن نمیمونن.
هر کسی که اخراج شده اینو میدونه.
هر موجود زندهای روی این سیاره برای زنده موندن انرژی میدزده.
تنها چیزی که ما رو متفاوت میکنه اینه که، در حال حاضر، ما بهترینیم تو این کار.
اگه کل تاریخ زندگی رو روی این سیاره در نظر بگیری
و اونو تو یه روز خلاصه کنی،
فکر میکنی نژاد بشر چقدر وقت داشته؟
دو هزارم ثانیه.
اگه میخوایم بیشتر دووم بیاریم، به همه منابعی که داریم نیاز خواهیم داشت.
این حرفو میزنی، ولی چیزی که به من میگه اینه که خیلی سریع همهچی رو به گند کشیدیم.
باید بدونی که نمیتونیم با نابود کردن همهچی دیگه زنده بمونیم.
میدونی، وقتی من وارد این بازی شدم،
قرار بود نفت یه آینده روشن برای ما فراهم کنه.
آخرین باری که خونه بودم، اوضاع خیلی هم روشن به نظر نمیاومد.
فکر میکنی الان چطور به نظر میاد؟
اون چیز اون پایین فرصتشو داشت. حالا نوبت ماست.
از همه اینا چیزی یاد نگرفتی؟
با طبیعت دربیفتی، میبازی.
دوباره بهم بگو دفعه قبل نقشت چقدر خوب جواب داد؟
اوه، تو اصلا نمیدونی درباره چی حرف میزنی.
ولی تو میدونی، درسته؟
وقتی به روور حمله کرد دیدمت. تو هنوز ارتباط داری.
چی؟
منظورش چیه؟
هیچی نیست. فقط یه سری تصویره.
چرا به من نگفتی؟
متاسفم، باشه.
تو خیلی متمرکز بودی، و این دقیقا برای من آسون نیست.
کی به فکر آسونیه، این مهمه!
واقعا چی دیدی؟ موج رو؟
چیزی که تو براوو دیدیم؟
به حرف خودتون گوش میدین؟ نمیفهمین، مگه نه؟
هنوز وقت تلف میکنین و درباره موج حرف میزنین.
من فقط به این اهمیت میدم که بعدش چیکار میکنه.
عملیات نجات و امداد امشب ادامه داره...
خیلی به اون نگاه میکنی. دنبال چیزی هستی؟
من تو ساحل شرقی بزرگ شدم.
فکر کنم مادرم هنوز اونجاست.
دیگه اونجا برنمیگردی؟
اونجا، خب، دقیقا خونه شادی نیست.
اون مشروب میخوره... خیلی زیاد.
یه جورایی فکر میکردم دیگه نگرانش نیستم،
ولی این، فرق داره.
آره، خیلی چیزا هست که باید باهاش کنار بیای، اینو مطمئنم.
برای مریض بعدی حاضری؟
اوو، یکم صبر کن، یه جا بشین.
...یه بیانیه از مدیرعامل پیکتور انرژی مورگان لنکس،...
...که رئیس گروه پاسخ مشترک صنعتیه.
- میدونم همتون سوال دارین... - ببین، شروع شد.
...دربارهی تاثیر اتفاقای اخیر.
اما اول، وظیفهی منه که بگم
که پیکتور و کل خانوادهی دریای شمال،
قربانی یه تراژدی وحشتناک هستن.
آره، خیلی سریع پیش میره.
صداشو زیاد کن.
تلاشها برای مشخص کردن همهی تاسیسات و پرسنل آسیبدیده ادامه داره
اما به دلیل شرایط، هم در خشکی و هم در دریا،
فقط اطلاعات محدودی در حال حاضر داده میشه.
- چند نفر از خدمه هنوز مفقود هستن؟ - ذخایر انرژی تا کی دووم میاره؟
خانم لنکس. میتونین تایید کنین کدوم میادین و خطوط لوله آسیب دیدن؟
به زودی یه بهروزرسانی فنی ارائه میشه.
با این حال، متاسفانه انتظار میره خسارات ما قابل توجه باشه.
با این وجود، میخوام به همهی کسایی که دارن تماشا میکنن اطمینان بدم
که ما هر کاری که میتونیم انجام میدیم
تا خدمههامون رو پیدا کنیم و اونها رو به خونه برگردونیم.
بقیه هم باید اینو ببینن.
اوه، تو همینجا بمون. من میرم اونا رو بیارم.
...به لطف تلاشهای بینظیر تیمهای بازیابی پیکتور.
امشب ما میزبان اعضایی از خدمهی کینلوخ براوو هستیم،
که چهار ساعت پیش با موفقیت از قایق نجاتشون نجات پیدا کردن.
پزشک، کاترین بریتوایت با وجود چیزهایی که از سر گذرونده،
قبول کرده که داستانشون رو با ما در میون بذاره.
کت.
دیروز، در طول یه خاموشی برنامهریزی شده،
به ما در مورد نزدیک شدن یه موج بزرگ هشدار داده شد
که از ارتفاع موج ایمن برای تاسیسات بیشتر بود.
طبق روالهای تعیین شده،
به ما دستور آماده شدن برای تخلیه داده شد.
به دلیل سرعت...
داره چیکار میکنه؟
این پیکتوره. امکان نداره کت ما رو اینجوری بفروشه.
آره، فقط پیکتور نه.
در اثر برخورد، قایقها توسط موج پراکنده شدن
و از براوو و کشتی آمادهی ما دور شدن.
بعضی از خدمه آسیبهای جزئی دیدن.
بعد از چند ساعت سرگردانی،
قایق نجات ما توسط هلیکوپترهای نجات پیکتور دیده شد.
به گارد ساحلی خبر دادین؟
چه بلایی سر چارلی اومد؟
اومدن موج رو دیدین؟
- خواهش میکنم، خواهش میکنم... - تلفاتی هم داشتین؟
من و پنل بعداً به سوالات جواب میدیم.
میخوام از تیم نجات و پرسنل شرکت تشکر کنم
که ما رو سالم برگردوندن.
و ازتون میخوایم که به ما فرصت بدین تا این اتفاقات رو هضم کنیم
در حالی که پیکتور کمک میکنه تا ما رو دوباره به عزیزانمون در خشکی برسونه.
و این تمام چیزیه که در حال حاضر باید بگم.
چند نفر از خدمه هنوز مفقود هستن؟
میترسیدین که دیگه برنگردین؟
میدونین چه بلایی سر بقیه خدمه اومد؟
ما بعد از برخورد موج قایقهای نجات دیگه رو گم کردیم.
- چه خبره؟! - آره، معلوم بود.
هیس.
ولی هنوز امید دارین که پیداشون کنین؟
بله.
محاسبه اولیه مرکز این اتفاق
اون رو در میدان کینلوخ قرار میده. نظری در این مورد دارین؟
یه جلسه توجیهی فنی بعداً برگزار میشه
وقتی که حقایق رو همونطور که داریم ارائه بدیم.
تمرکز اصلی خانوادهی دریای شمال
نجات جون آدماست.
هیچ وقت به کت و شلواریا اعتماد نکن.
هی! اون هنوز داشت حرف میزد.
و ما دیگه گوش نمیدیم.
داره ما رو بازی میده.
منظورم اینه، باید اینو ببینی.
پروندههای مربوط به Ancestor، حالا هم این.
داره نقش قربانی رو بازی میکنه تا تمرکز روی نجات بازماندهها بمونه.
نه اینکه چرا اصلا موج به وجود اومد.
ما تصویر کاملی نداریم.
- چون اون به ما نگفته. - نه.
لِنکس طرف ماست. وگرنه چرا منو مسئول میکرد؟
چون میدونست این باعث میشه تو بمونی.
تو تنها کسی بین همهی ما هستی که میتونستی واقعاً توضیح بدی
که واقعاً تو براوو چه اتفاقی افتاد و دنیا حرفت رو باور میکرد.
اون چیزی رو که میخواستی بهت داد تا کاری رو که لازم داشت انجام بدی.
اون این کارو با من نمیکنه. من میشناسمش.
"قبلاً میشناختمش".
این چیزیه که وقتی اون اومد گفتی.
- حرف منو تحریف نکن. - نمیکنم.
ولی تو خیلی به حرف زنی که پول میگیره تا دروغ بگه اعتماد داری.
اگه اون به تو هم دروغ بگه چی؟
ببین، لنکس قدیس نیست ولی هیولا هم نیست.
اون برای کاری که داره میکنه یه دلیلی داره. همیشه داره.
این مدیرعامل پیکتور انرژی، مورگان لنکس بود
با یه بهروزرسانی در مورد اتفاقات این تراژدی.
این شرکت...
اوه، تو همهشون رو فروختی.
تو هم اون برگهها رو امضا کردی.
آره، ولی تو قرار بود بهتر باشی.
این موضوع دربارهی ما نیست، دربارهی کیسیه.
تا الان، تنها کسی که گفته کمک میکنه اونه.
آره، چهره عوض شده ولی بازی نه.
این همون راهیه که باید باشه.
انتظار ندارم که بفهمی،
ولی انتظار دارم که به قراردادت پایبند باشی.
همهچی دیر یا زود معلوم میشه.
دیگه نمیشه تو این دنیا راز نگه داشت.
و وقتی معلوم بشه، ما آمادهایم.
پس، اگه قبل از اون قصد داری به کسی چیزی بگی،
این رو بدون: ما هیچ وقت نمیبازیم، هیچ وقت.
...برای فرماندهی برنز در کانال ۶.
تکرار میکنم، فرماندهی برنز مورد نیازه...
خانم بریتوایت، چیزی هست که از طرف بیانیهتون اضافه کنین؟
خانم لنکس، چیزی از طرف پیکتور هست؟
میگن این طرفه.
همهشون از شهر هستن؟
و در امتداد ساحل.
پیکتور داره به هماهنگی لجستیک برای تلاشهای پاسخ کمک میکنه.
تو هیچ وقت نمیتونی به تنهایی از پس این همه بر بیای.
این چیه، تو داوطلب شدی؟
مگنوس بهم گفت مراقب تو باشم.
هیچ کاری که اون کرده این رو عوض نمیکنه.
این کارتها بهت آزادی کامل تو اردوگاه رو میده.
هر خبری بشه، پیدات میکنم. موفق باشی.
خدای من، از کجا باید شروع کرد؟
یه قدم یه قدم پیش میریم.
یکی یکی.
...فورا به T3.
دکتر سایل، به T3...
خب، تهدید فوری برای زندگی؟
نه، آسیب له شدگی به چشم چپ خونریزی بند اومده ولی...
خب، T2. علامت بزنیدشون، ببرینشون ردیف ۶.
باشه.
به پرستارا خبر بده مستقیم برگرد بیرون، باشه؟
آره.
خب، بعدی چیه؟ ردیف...
نه، من اینجا کار نمیکنم.
شبیه اینه که باید اینجا باشی مگه اینکه چیز بهتری داشته باشی...
نه، دنبال یه نفر میگردم. همسرمه. کیسی بریتوایت.
خیلی متاسفم، من فقط الان دارم تریاژ میکنم.
باید یه نفر باشه که ثبتنام میکنه حواسش به همه باشه؟
آره، اون منم، به همراه همهچی دیگه.
اگه واقعاً بتونم بهش برسم.
همهی بیمارا باید تو مناطق تعیین شدهشون بمونن.
تکرار میکنم، تو مناطق تعیین شدهتون بمونین...
یه خودکار لطفا؟ خودکار دارین؟
اوم، بفرمایید.
T1، آره.
ام، ردیف ۸.
تیم اورژانس فورا به T3.
ببین، ام، اگه اون اینجا باشه پس ازش مراقبت میشه.
اگه نه، بهترین جا برای گشتن دروازهی اردوگاهه.
ولی اگه بمونی خیلی بیشتر کمک میکنی.
نمیتونم. الان نه.
اگه پیداش نکردی، برگرد!
کت!
هاتون، منو ول کن!
- هی. - من ازت کمک نخواستم!
هی، هی، هی، بیا اینجا. اون آدمای اون پشت چی؟
اونا میتونن از کمک تو استفاده کنن.
من اینجا برای اونا نیستم. من اینجا برای کیسیام!
دورت رو نگاه کن. نصف شهر تو این اردوگاهه.
تو با این ول چرخیدن اون بیرون پیداش نمیکنی.
اون گفت برو به دروازه.
هی.
و یه نفر هم باید لباس غواصی رو چک کنه.
تو هنوز منو معاینه نکردی.
تو کار با آدما خیلی خوب نیستی. اونا پیچیدهان.
به نظر میاد با کامرون خوب کنار اومدی.
اونم پیچیدهست.
حرف قشنگی دربارهی کسی که جونت رو نجات داده نزدی.
- هوم. - حق با اونه.
به این نگاه کن.
این چیه؟
کوک گفت تیم اول اون بیرون داشتن یه بررسی معدن انجام میدادن، درسته؟
- درسته. - هوم هوم.
به کف دریا نگاه کن.
دارم نگاه میکنم ولی چیزی نمیبینم.
هوم. فکر کنم من باید هم سختگیر باشم هم باهوش.
اسکل گفت استک اینجاست تا گرهکهای چندفلزی استخراج کنه
مثل اینا و اینا.
ما موقع رفتن از کنار اونا رد شدیم،
ولی اطراف محل سقوط هیچ کدوم نبود.
پس اگه تیم بررسی دنبال گرهک نمیگشتن،
دنبال چی میگشتن؟
بهتره یادت نره طرف کی هستی.
خب، من طرف کسی نیستم.
هیچ وقت جذابیتی توش ندیدم.
اگه میخوای همینطور بمونه بهتره تحویلش بدی.
چی رو تحویل بدم؟
لاگ دادههای روورشون رو.
با من بازی نکن، مگه اینکه بخوای تو هم سر از یه کیسه در بیاری.
- این یه تهدیده؟ - اسمشو بذار یه قول.
پشت سر گذاشتمش.
چیزای مهمتری برای نگرانی هست.
معمولا از دروغ خوشم نمیاد ولی بهتره امیدوار باشی که الان داری دروغ میگی.
اون لاگ بیشتر از چیزی که فکرشو میکنی ارزش داره.
تو فقط یه سگ زنجیری هستی، برمنر.
یه روز، خفهات میکنه.
لعنت! اون عوضیها.
عملیات کار سرد الان برای سمت چپ،
عقب سمت چپ، سمت راست عقب سمت راست، در سطح دو، کامله.
بینتیجه بود؟
شرکت همهی ارتباطات رو قطع کرده.
و این به این معنی نیست که شماها دربارهی لنکس درست میگفتین، قبل از اینکه چیزی بگین.
من نمیخواستم چیزی بگم و هیچ کس اون بیرون تو رو سرزنش نمیکنه.
خب این خوبه، چون فکر نمیکردم کار اشتباهی کرده باشم.
این نقشههای بررسی معدنه؟
آره.
خب؟
دارم روش کار میکنم.
این رفتارت واسه چیه؟
این مربوط به اون رویاهاست؟
بهت گفتم، نمیدونم معنی هیچ کدومشون چیه.
تنها چیزی که میخوام اینه که تموم بشن.
و تنها چیزی که من میخوام اینه که آدما دیگه چیزی رو از من پنهون نکنن.
اینکه اونا این کارو میکنن به اندازهی کافی بده، ولی تو هم؟
شاید، این یه ایدهی بد بود.
کجا میری؟ ما هنوز تموم نکردیم!
مطمئنی؟ چون بعضی وقتا واقعاً تشخیصش با تو خیلی سخته.
اوه، لعنت به تو. تو از سختی چی میدونی؟
تو هیچ ایدهای نداری که چقدر برای من، یا لنکس، سختتره.
ما هیچ وقت نمیتونیم در امان باشیم. هیچ وقت.
کوک میتونه هر چقدر که میخواد خرابکاری کنه و به کارش ادامه بده،
ولی ما همیشه یه اشتباه با از دست دادن همهچی فاصله داریم.
و حتی لازم نیست که اشتباه از طرف ما باشه.
پس، میخوای کمک کنی؟
نظرت چیه یه کاری در این مورد بکنی و منو ول کنی.
اگه این چیزیه که تو میخوای.
همینه.
باشه.
بهش وقت بده. آروم میشه.
اوه، من رو این شرط نمیبندم.
اگه لنکس میخواد این جعبه رو قفل نگه داره،
کلیدش رو به ما نمیداد.
ولی افراد دیگهای تو کشتی هستن که میدونن پیکتور واقعاً اینجا چیکار میکنه.
کنترل به گالری.
گالری، سلام، آره.
هدر.
این مگنوسه.
اسکل اون پایینه؟
آره، میرم صداش کنم. ما هم داشتیم به همین فکر میکردیم.
انجامش بده. من از بازی کردن خسته شدم.
وقتشه با کسی حرف بزنیم که واقعاً بهمون جواب بده.
بیا بریم.
دارن میان پایین.
من میرم اسکل رو پیدا کنم. ببین میتونی کامرون رو پیدا کنی.
اونا میخوان از اونم سوال کنن.
من اینجا رو نگه میدارم.
فکر میکنی کوک و لنکس ممکنه حواسشون به همدیگه باشه؟
هیچ کدومشون حواسشون به ما نیست. من از این لعنتی مطمئنم.
سرت رو پایین نگه دار و دهنت رو بسته.
تو اصلا نباید با اونا تعامل داشته باشی.
تو همین پایین با موزیک وحشتناکت بمون،
همون کاری رو که بهت میگن انجام بده درست مثل همیشه.
اینجا نیومدم که برات دروغ بگم.
این تصمیم تو نیست که بگیری!
تو برای شرکت کار میکنی نه وجدانت! فهمیدی؟
هی، اسکل...
چی میخوای؟
میدونی، اگه اینقدر همیشه عوضی نبودی.
شاید بیشتر از خدمهات چیز گیرت میومد
این سکوی منه. من میتونم هر جور که بخوام باهاش حرف بزنم.
فکر میکردم همهی تاسیسات متعلق به شرکته.
با من کلکل نکن. اصلا حوصله ندارم.
اون کی حوصله داره، درسته؟
اون مرد یه وحشیه.
خیلی بدتر از چیزی که دنبالش میگرده.
مگنوس میخواست باهات حرف بزنه.
هیچ چیز مفیدی تو پروندههای کوک نیست
و هیچ راهی برای ارتباط با لنکس نیست
بدون اینکه اون یا برمنر بهمون دسترسی بدن.
کامرون هم غیبش زده.
هر کاری که کوک فرستاد اون تو محل سقوط انجام بده،
اون قصد نداره با کسی در میون بذاره.
هریش، تو بعضی از سیستمهای اینجا رو نصب کردی، درسته؟
اوهوم.
میتونی این فایلهای رمزگذاری شده رو باز کنی؟
قبوله. فقط نگام کن.
این یه شروعه.
شاید پیکتور به ما جواب نده
ولی این جلوی سوال پرسیدن ما رو نمیگیره.
راجع به جد چی؟
اونا موقع بررسیهای معدن پیداش کردن
و بعد استک رو به این مکان منتقل کردن،
ولی چیزی نیست که بگه چرا.
شاید من بتونم یه کمی این موضوع رو روشن کنم.
بیا تو دفترم.
خب، چیزی که شما بهش میگین جد،
اسم خوبیه، به هر حال.
ممنون.
یه شبکهی زندهی باستانیه که تو کف دریا تنیده شده.
قبلا فکر میکردیم جنگلها تو خشکی هزاران درخت جدا از هم هستن.
ولی الان میدونیم که همهشون با رشتههای میسلیوم به هم وصلن.
این شبکههای زنده به درختا اجازه میدن مواد مغذی رو رد و بدل کنن، پیام بفرستن،
و حتی به دفاع در برابر حملهی شکارچیا کمک کنن.
پس فکر میکنی جد هم همینه؟
یه شبکهی زنده که تو کل اقیانوس پخش شده؟
آره. با تجزیه و تحلیل نمونههایی که کوک از دریای شمال آورده،
میدونیم چیزی که اونجا باهاش روبرو شدین
بخشی از همون تار و پود ارگانیکیه که اینجا تو قطب پیدا کردیم،
و حتی ممکنه خیلی بزرگتر از این باشه.
اگه از قبل همهی اینا رو میدونستی،
پیکتور واقعا اینجا چیکار میکنه؟
پیکتور سرمایهی زیادی برای باز کردن دریا برای معدنکاری گذاشته
ولی تا وقتی که با جد کنار نیان،
گسترش تولید خیلی خطرناکه.
راجع به سم کوک از انژکتورها چی؟
سم اصلی در مقیاس کوچیک کار میکنه،
ولی خیلی سریع میکشه که به طور موثر پخش بشه.
مثل اینه که بخوای یه کلونی زنبور رو با له کردن تک تکشون نابود کنی.
برای کشتن کل دسته، باید کاری کنی که کارگرا
سم رو به کندو برگردونن.
تا ملکه رو بکشه.
چاه رو مسموم کن، کل دهکده رو بکش.
دقیقا. مثل هر شبکه ای،
ما معتقدیم این ارگانیسم شامل گرههاییه که کل سیستم رو کنار هم نگه میدارن.
نقشهی پیکتور اینه که یکی از این گرهها رو پیدا کنه
و سم رو اونجا تو قلبش وارد کنه،
تا تو کل سیستم پخش بشه.
کوک هیچوقت به معدنکاری علاقه نداشت. اون دنبال قلبشه.
متاسفانه، آره.
تا حالا، اونا نتونستن پیداش کنن. ولی، ام...
تیم بررسی دنبال همین بود.
آره.
و ممکنه پیداش کرده باشن؟
همینه.
به خاطر همینه که حمله کرد!
اون دنبال روور نبود داشت از خونش دفاع میکرد.
و...
کوک بهم گفت هیچکدوم از اینا رو به شما نگم،
پس امیدوارم یه نقشهای برای مقابله با اون داشته باشین
چون من تو موقعیت مصاحبهی شغلی خیلی بد عمل میکنم.
نگران نباش، مگنوس همیشه مراقب افراد خودشه.
ولی من کارمند پیکتورم.
ما باید دقیقا بفهمیم کوک...
لعنت به اسکل. باید خیلی وقت پیش حسابشو میرسیدیم.
ما اینجا نیستیم که آدم بکشیم فقط اون چیز اون بیرون.
به محض اینکه درایو رو از کامرون بگیرم.
نه تنها این، اون اون بیرون منتظرشون بود.
میدونست ما داریم میایم.
و اگه الان دنبالش بریم اون این رو هم میدونه.
چطور؟
چون یه ارتباط مستقیم با ما تو کشتی داره.
اول باید اون رو قطع کنیم.
برای این کار نقشهای داری؟
دارم روش کار میکنم.
تو یه حرومزادهی خونسردی.
تو میدونستی اونجاست.
و با این حال ما رو مستقیم به سمتش فرستادی.
.::: مترجم مرتضی راکی :::. کانال تلگرام : @nestedsub
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.