All language subtitles for Company.2002.1080p.BluRay.x264.AAC-[YTS.MX]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollycine.org

..هر کي هر چي بگه

...اما همه توي اين دنيا دنبال منفعت خودشونن

تجارت هم از اين قائله مستثني نيست

نه ماليات ميديم نه با کسي حساب مي‌کنيم

چون اينجا با کاغذ سر و کله نميزنيم فقط با ترس دست و پنجه مي‌کنيم

اينجا هر کي مي‌تونه هر موقع عضو بشه

اما نمي‌تونه کنار بکشه

...و از همه مهمتر

...اگه کسي بر خلاف قانون ما عمل کنه

نابودش مي‌کنيم...

اينجا دوستي, احترام و وفاداري هست

هر کاري يه هدفي داره

سود و منفعت

و سود چجوري حاصل ميشه؟

...اينجوري

...اونجوري

يا هر جوري که بخواهي

.باليوود سينما با افتخار تقديم مي‌کند Www.Bollycine.Xyz

"بيا و در آغوشم بگير"

"بيا و در آغوشم بگير"

"بمير"

"بيا و در آغوشم بگير"

"بيا و در آغوشم بگير"

"بمير"

"بذار محکم بغلت کنم"

"نگاهم تو رو به کشتن ميده"

"بترس"

"بترس"

"سلام، سوميت آواستي هستم"

"به آج تک خوش آمدين"

"سر تيترهاي خبري امروز"

"بذار تو رو هم وارد اين لجن بازار کنم"

"بذار دلت رو از نفرت پر کنم"

"بسوز"

"يه لحظه برام بايست"

"هميشه برام بمير"

"بمير"

"بگيرم چون من قدرت توام"

"من رو بنوش که مايه دردسرم"

"بگير بخواب"

"بگير بخواب"

خيلي‌ها نميدونن که صبر عقاب خيلي زياده

بعد اينکه شکارش رو ...پيدا مي‌کنه نه يک ساعت نه يک روز

يک هفته تا يک ماه.. از اون بالا شکارش رو زير نظر مي‌گيره

تا مکان و زمان مناسب گيرش بياد

..و وقتي موقع‌ش بشه

...تو يه چشم برهم زدن شکار خودش رو انجام ميده

حتي اگه شهر شلوغي باشه

...اون روزا مالک، يک شرکت واردات و صادرات داشت

اون فقط يک واسطه بود

در واقع اون يکي از افراد خاص گروه اسلم علي بود

بقيه افراد گروه بخاطر اينکه خيلي با علي صميمي بود حسودي‌شون ميشد

..دليل‌ش هم اين بود که مالک بخاطر هوش و ذکاوت‌ش

گروه رو سر و سامان داده بود..

تا اين حد که گروه به اعضاي جديد نياز داشت

همون وقت بود که مالک براي بار اول چاندو رو ملاقات کرد

براي من کار مي‌کني؟

بخاطر همين اينجام

چقدر مي‌خواي؟

شما من رو خواستيد شما بگيد

ده براي خودت,پنج هم براي رفيقات

اينقدر رو خودمون که در مياريم

چه نيازيه با تو کار کنيم؟

عضويت در گروه داداش اسلم رو ميدوني يعني چي؟

يعني کار معمولي انجام نميديم

گروه بزرگي هستيم

هر موقع احتمال‌ش هست بميري

از مرگ ميترسي؟

من از کسي نميترسم

خوبه,تو 20مي‌گيري بقيه 10تا

تموم

براي بقيه کارا با پانديجي صحبت کن

برم؟

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: نعيم - ويرايش: سميرا

به دردمون مي‌خوره

يوسف, ماشين رو آماده کن

واقعا؟

داداش مالک، با گستاخي داشت جواب ميداد

عوضي خيلي با جرات‌ـه

بخاطر اينه که ميدونه از پس کار برمياد

چي مي‌گه؟

چاندو,فکر کردم کار رو از دست دادي

جلو مالک يه جوري جواب دادي فکر کردم الانه که مارو پرت کنن بيرون

يه حرفي رو آويزه گوش‌ت کن

مسخره بازي ديگه تموم شده

اگه مي‌خواين وارد بازي‌هاي بزرگ بشيد دست از مسخره بازي برداريد

و گرنه قبل از اينکه کار رو تموم کنيم کارمون ساخته‌ست

چاندو, چه نيازيه با يکي ديگه کار کنيم؟

...ببين ,کودا

کسي زير دست کسي کار نمي‌کنه..

اونا به ما نياز دارنن وگرنه ما هيچي نيستيم

ما مي‌خوايم کارهاي بزرگي بکنيم و توي اين شهر فقط با اونا ميشه اينکار رو کرد

...و يه چيز ديگه, کار از اوناست

اما بهش ارزش ميديم...

!اون کيه! چکار مي‌کنه نيازي نيست بهش فکر بکنيد

وقتي با هميم مي‌تونيم از پس هر کسي بربيايم

هي پاپو, چيه صدات در نمياد؟

من چي بگم من فقط از تو اطاعت مي‌کنم

وارسي,تو چي مي‌گي؟- آره-

فقط ناخن‌هاش رو تيز مي‌کنه منتطر منه, خيلي غر ميزنه

تو برو خونه- باشه-

مستقيم ميري خونه- چشم-

مگه هتل‌ـه هر وقت دلت مي‌خواد ميايي؟

درو باز کن- تا اين موقع کجا بودي؟-

زود اومدم که,غر نزن ديگه

انگار بهم لطف کرده

نصف شب شام مي‌خوره

حالا کي از تو چيزي خواست؟ برو بخواب

گرسنم نيست

مزخرف نگو

اصلا به موقع غذا نمي‌خوره- تو چيز ديگه‌اي براي غر زدن پيدا نمي‌کني؟-

..همين که ميام شروع مي‌کني به نق زدن- به جز تو کي رو دارم آخه؟-

بگو- !چکار داري مي‌کني، ولم کن-

احمق

برنج و مرغ سرخ شده درست کردم

مامان؟- بله-

يه کار خوب پيدا کردم- کجا؟-

پيش يکي به اسم داداش مالک

کارش چيه؟

تاجره

تجارت چي؟- خيلي چيزا-

"همشون آشغال‌ـه, اما کارمون همينه"

"همشون آشغال‌ـه, اما کارمون همينه"

اسلحه‌س اسباب بازي که نيست

"همشون آشغال‌ـه, اما کارمون همينه"

"صاف و سفيد همچون چوب صندل و با يک چهره زيبا"

"مي‌تونيم کارهاي بزرگ بکنيم"

به فکر سلامتي‌ت باش- ميدونم-

"همه با ظاهري خوب و وجودي پر از گناه"

"همشون آشغال‌ـه, اما کارمون همينه"

"همشون آشغال‌ـه, اما کارمون همينه"

..ببين مامان

کارمون اونجوري نيست که مردم مي‌گن..

..اون ساختمان 40طبقه که توي ناريان چوک هست

مالک‌ش پيش ما اومده بود..

هي راجو,حالت چطوره؟

ازم خواست توي فروش ساختمان‌ش کمک‌ش کنم

با چندتا از خريدارا صحبت کرديم ارزش واقعي ساختمون رو بهش گفتيم

فقط همين

مردم زياد حرف ميزنن

ما هم نمي‌خوايم همش باهاشون در بي‌افتيم

..بعضي وقتا

بعضي‌ها توي کار نارو ميزنن..

يا برخلاف قانون کار مي‌کنن

ما بهشون رسيدگي مي‌کنيم

اونم ماهي يکي دوبار

داداش اسلم هم توي اين کار خيلي نام و آوازه داره

به همين خاطر کسي دخالت نمي‌کنه

با صادق بودن امروزه کسي به جايي نميرسه

"همشون آشغال‌ـه, اما کارمون همينه"

"همشون آشغال‌ـه, اما کارمون همينه"

"همشون آشغال‌ـه, اما کارمون همينه"

اسلم؟- سلام يوسف-

برق انداختي؟- آره-

مثل بچه‌م ميمونه هميشه بايد خوشگل‌ش کنم

مثل عروس خوشگل شده که

تو که ما رو آدم حساب نمي‌کني

واسه ده ميليون قرار نيست همش بهت زنگ بزنم؟

داداش مالک کجاست؟

چي؟

داداش مالک کجاست؟

"استخونات احتمال داره شکسته بشن"

بخندم؟

مامان,ميدوني چيه خطر همه جا هست

توي خيابون داري راه ميري احتمال داري بميري

فراتر از انتظارم ظاهر شد

کي؟- چاندو-

ميدوني چکار کرده؟

داداش مالک,ميدوني چاندو با چوپرا چکار کرده؟

بعدش؟

بهش گفتم نيازي نيست با داداش مالک صحبت کنم

گفتم پولي رو گرفتي رو پس بده

زرنگ بازي در آورد

يه خوردي از کوره در رفتم چشم‌ش آسيب ديد

دفعه بعد به موقع پول ميده

باشه

بايد بشينم باهاش حرف بزنم

يه خورده با مهربوني باهاش حرف بزنم آروم ميشه

چرا؟

با آدماي خاص بايد با لطافت برخورد کرد

خب وقتي ميدونيم آدم خاصيه چه نيازي به اين کاراست؟

...چون بايد بهشون يادآوري کرد

که اونام هم مي‌تونن چشم پوشي کنن..

"يه ليوان پر از خشم"

با همه مي‌تونيد اينجوري برخورد کنيد

منظورت چاند‌ـه؟

نه,هر کي مي‌تونه باشه

"با ظاهري خوب"

"با دروني پر از کينه"- باشه-

اين چاندو به کار مياد؟

آچار فرانسه‌س

"همشون آشغال‌ـه, اما کارمون همينه"

"همشون آشغال‌ـه, اما کارمون همينه"

امروزا کم سينما ميرن

همشون تو خونه فيلم ميبينن

يه فيلم خوب بسازن،همه ميان

يه ماسالا خوب باشه

خودت برو يه فيلم بساز- خفه-

سلام

چاندو تويي؟

همم

داداش مبارک,جنس‌تون آماده‌ست

اما اينا که چهارتا جعبه‌س؟

شش‌تا خواستم

داداش مالک گفتن فقط چهارتا بيارم

..اين مالک هم

دوتاي ديگه بيار من خودم با مالک صحبت مي‌کنم

اول باهاش حرف بزن

من که بهت گفتم- گفتن شما کافي نيست-

هر چي داداش مالک بگه اون برام اعتبار داره

هي!چيه؟

وقتي داره بهت مي‌گه پس بهش بده

اينجا چه خبره؟

هيچي,مي‌گن موقع آوردن دوتا رو جا گذاشتن

حالا بخاطر من اين چهارتا رو ببر

فردا دوتاي ديگه براتون ميارم,باشه؟

!داداش!بريم

هي اينو بگير,من حواسم هست

قايمش کن

بيا اينجا

اونجا چه خبر بود؟

کجا؟

اونا کي بودن؟

من از کجا بدونم؟- سيگار بنداز-

بندازش باهام حرف بزن

با اونا چي داشتي مي‌گفتي؟

حرفي نميزدم

ازشون کبريت گرفتم- کبريت؟-

خب چرا در رفتن؟

من چه ميدونم حتما عجله داشتن

برو ازشون بپرس- واقعا؟-

اين موقع شب اينجا چکار مي‌کني؟

براي ديدن فيلم اومده بودم

!فيلم

چيه؟ ديدن فيلم هم جرم‍‍‌ـه؟

دستگيرش کنيد

يه فيلمي بهت نشون بدم

بندازينش پشت ماشين هي بپر بالا--

برو بالا

حرکت کن,سريع

مامان داشت ميپرسيد که کي باهم ازدواج مي‌کنيم؟

تو مي‌خواي ازدواج کني؟

تو چي مي‌گي؟

ازدواج چيه,سروجا؟

دو نفر براي زندگي کردن بايد نظر کل جهان رو جلب کنن

و منم تو عمرم تا حالا کاري نکردم که بقيه تاييدش کنن

اگه بازم براي مامانت فرق مي‌کنه چندتا لامپ روشن مي‌کنيم,يه چندتا دور آتيش ميزنيم

بعضي وقتا فکر مي‌کنم تو وجودت يه شيطان هست

هر انساني درونش يه شيطان هست

فقط بعضي‌ها براي نشون دادنش ترسي ندارن

گادگيل کجاست؟

شارما

اونجاست

زنيکه دو ساله فقط همين مرحله رو مونده

مالک؟

بريد

چي شده ياد ما افتادي؟

احتمالا درباره درگيري ديشب شنيدي

يکي از افرادم دستگير شده

سعيد داشت مي‌گفت خيلي سرسخت‌ـه

پليس خودش آزادش مي‌کنه

از افراد منه

بخاطر کار ما دستگير شده

اگه آزادش نکنيم,بقيه با خودشون چي مي‌گن؟

حالا چي مي‌خواي؟- ..من تحقيق کردم-

...بازرس راتور آدم درستي نيست

رفيق تاکور‌ـه

تاکور همونجاست؟

تاکور؟

بريد کنار

کثافتا بريد کنار

برو اونور

حالا بهش دست بزنيد

داداش مالک,بار اوله خونه من مياين

يه چايي بخوريد

کجا بودي؟؟

نمي‌تونستي يه خبري بدي؟- گوش کن-

نمي‌تونستي زنگ بزني؟- بعد بهت مي‌گم-

داداش مالک اينجاست- بسه ديگه-

داداش مالک اومده- کي؟-

داداش مالک

رئيسم

بهت گفته بودم

بفرماييد

نمي‌تونستي قبل‌ش بگي- بفرمايين-

..چند روزه آب نداشتيم بخاطر همين لباسا

چاندو,تعارف کن بشينن

اگه قبل‌ش بهم مي‌گفت يه چيزي بهتر از چايي براتون مي‌آوردم

يه چاي خالي- نيازي نيست-

..الان داشتم به چاندو مي‌گفتم- بله-

به پانديجي بگه براش يه خونه پيدا کنه..

چندتا رفيق پيمانکار سراغ دارم

باشه

چاي چطوره؟- الو-

اسلم

بله

...اون عضو جديدمون,چاندو

اون سريع بيار پيش من...

چشم

من و چاندو يه جايي بايد بريم

برات يه ماشين ديگه ميفرستم

بريم

چه فکر کردي؟

اگه اينجات شليک کنم,ميري اون دنيا

تو همينجا بمون براي خانم يه ماشين مياد

باشه

داداش مالک,کجا داري ميريم؟

پيش داداش اسلم

چاندو کارش رو درست انجام ميده؟

همم

من هميشه بهش مي‌گم حواس‌ش رو به کارش بکنه

اون زياد باهام حرف نميزنه ولي خيلي هواي داداش مالک رو داره

داداش مالک هم کم به کسي اعتماد مي‌کنه

اين سعيد کيه؟

خيلي وقته با داداش اسلم آشناست

سعيد و داداش‌ش انيس شارما,لطيف و شانکر

وقتي کارمون خوب انجام بديم حسادت اينا گل مي‌کنه

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

خوش اومدي داداش مالک

چه خبر ساجد؟ چاق شدي- نه فقط يه خورده زده بيرون-

کسي ديگه هم داخل هست؟- داداش سعيد همونجاست-

داداش اسلم,حالت چطوره؟

چاندو

خيلي زرنگ بازي درمياري

...داداش اسلم

همون کاري رو کرده که بهش دستور دادن

نرخ بازار چهار به دو

مبارک داشت سرمون شيره ميماليد

مي‌توني از پاتيل بپرسي

اگه سعيد ازم ميپرسيد از جايگاش چيزي کم نميشد

مالک,من بهت زنگ زده بودم

بارها بهت گفتم درباره کار پشت تلفن صحبت نکن

داداش اسلم,خودتم ميدوني پليس مي‌تونه تلفن رو کنترل بکنه

اين دليل نميشه هر بي ‌سر و پايي بياد تو چشمام نگاه کنه و با گستاخي باهام حرف بزنه

...و اين مرتيکه

بهم فحش بده؟ فحش ناموسي بهم بده؟

ديوث داره دروغ مي‌گه

بهت فحش دادم؟- داداش مالک-

چاندو- !بگو-

اسلم اين ديگه چکاريه؟- نگاش کن-

اونو بذار کنار- حرف بزن-

چرا لال شدي؟- چاندو-

!برو بيرون

!برو بيرون

از اين طرفداري مي‌کني؟

بخاطر اين طرفداري‌ش رو کردم تا اون بهم وفادارتر بشه

کي ميمونه يا کي چه موقع ميره همه اينو ميدونن

اينجور افراد هر روز گير مياد,داداش اسلم

اگه اينو بندازيم بيرون,يکي ديگه اونو با خودش ميبره

اگه از طرف اون اينجوري برخورد کنه اونوقت چکار کنيم؟

..بهرحال اگه فکر مي‌کنيد چيزي گفته ناراحت شدين

من معذرت مي‌خوام

ببخشيدش

من ديگه ميرم

داداش اسلم,تو که چيزي نگفتي؟- چي بگم؟-

حق با اون بود

نميشه يه کاري رو بدون دردسر انجام بدي؟

انگار نمي‌خواي کار کني

يکي ديگه هم مي‌خواد کار بکنه جلو پاش سنگ ميندازي

!واي خدا

من خودم گرفتارم

از يه طرف درگيري‌هاي شما تمومي نداره

از ديروز هم کمرم گرفته ول کن نيست

...از يه طرف شکم‌م

با اين داروها دم به دم کار مي‌کنه..

عبدل- بله قربان-

مگه کوري؟

اين پنجره رو ببند

اين پيرمرد ديگه عمرش تموم شده

دلم مي‌خواست کمرش رو بشکنم- اون هيچ مرگش نميشه-

خيلي هواي مالک رو داره

خب؟

خب ديگه چي؟

يا مالک يا ما

منم همين فکر رو کردم

...فقط يا يه تفاوت

که قبل از تو فکر کردم..

..ببين مالک

..هر اتفاقي که داخل افتاد..- بحث اين نيست-

بحث آينده‌س

..ببين مالک

...تو کار ما خيلي پول هست

دوتامون هر چقدر مي‌تونيم در مياريم

اين اختلافات رو کنار ميذاريم با هم کنار ميايم,باشه؟

اگه اسلحه دست تو بود همين رو مي‌گفتي؟

...ببين مالک

...خوب ميدونم

نميذاري قسر در برم

...اما

چند ساله کنار هم کار کرديم

...بخاطر اون که شده يه لطفي کن

اين داداشم بذار بره..

تو خودت خوب ميدوني بدون من نمي‌تونه کاري کنه

هر کاري مي‌تونه بکنه از اينجا ميره

..داداش مالک من- !ساکت-

دوتامون ميريم يه کار ديگه مي‌کنيم

..داداش مالک, من- !خفه شو-

..داداش

اگه يکي از ما زنده بمونه خانواده دوتامون پابرجا ميمونه

بذار داداشم بره

بذار بره

باشه

!داداش مالک

!داداش مالک

!داداش مالک

داداش

داداش

داداش

داداش

الو

سعيد و انيس رو از پا در آوردم

يه چند نفر با کانکار به سيري جوشن بفرست

داداش مالک

تو به سعيد گفتي که داداش‌ش رو نمي‌کشي

پس چرا کشتي‌ش؟

...چاندو

سعيد با دل خوش ميمرد بهتر بود مگه نه؟

داداش‌ش هم ترسيده بود

اما خونه ميرفتم به فکر انتقام ميوفتاد

...و مهمتر از خانواده اونا

به فکر افرادم هستم...

حالا کجا بريم؟

!شارما

فقط اون مي‌تونه مارو توي دردسر بندازه

بفرما,مالک

هميشه ميايي

براي قتل شارما اومدم

نمي‌خوام خونريزي راه بندازم

جناب راتور

چطوري قهرمان؟

سرزده اومدي؟

براي ديدن اون ريخت خوشگل‌ت اومدم

جنس دگدا از پونا داره مياد

دايسار رو خالي مي‌کنن

جناب راتور,امروزا سرتون با پولا مشغوله

کار من همينه

اول اينو خوب زدم,و حالا هم پولارو ميشمارم

چيه بگو

اينجا چخبره؟- اينا سعيد و انيس کشتن-

حالا چکار مي‌کني؟

..براي من که فرقي نمي‌کنه

از اين پول بگيرم يا از تو بگيرم..

داداش,اينو مي‌خوام بزنم داغون کنم- چي؟-

فقط مي‌خوام اينو بکشم همين- چي داري مي‌گي؟-

پليس مي‌خواي بکشي؟- اينو؟-

اين چي داره مي‌گه؟ چي داري مگي؟

مي‌خواي پليس بکشي؟ اگه جرات داري بزن

بکش‌ش- ميندازمت تو زندان-

سعيد و انيس هم مردن

خودتم از اوضاع داداش اسلم باخبري

تصميم با خودته

..با من کار مي‌کني يا

داداش اسلم

سعيد و شارما رو من کشتم

نه,بلند نشيد خواهشا

چاره ديگه‌اي نداشتم

اگه من اونارو نمي‌کشتم اونا منو مي‌کشتن

...و اگه به شما مي‌گفتم

بهم اجازه همچين کاري نميدادي...

...به همين خاطر بدون اجازه شما

داداش اسلم,شما بخوابيد

...خيلي زحمت کشيدين

تا کار به اينجا برسه..

و همه مارو به اينجا رسوندي

حالا به فکر سلامتي خودتون باشيد

من حواسم به کار هست

...48ساعت آينده

قبل از غروب آفتاب... مالک تمام گروه‌ها رو تحت کنترل گرفت

...به عبارتي

کل بمبي رو تحت کنترل خودش کرد...

و پليس هم غافل از اين موضوعات نبود

ويرپالي شرينواسن

ظاهرش بيشتر به استاد دانشگاه مي‌خورد

قبل از اينکه عضو پليس بشه استاد دانشگاه بود

..اما پشت اون چهره معصوم و مهربونش

همه نقشه‌هاي مجرما رو نقش برآب مي‌کرد..

...بخاطر کارش هر جا فرستاده ‌مي شد

درصد جنايات کمتر مي‌شد..

قبل از اينکه رئيس پليس بمبئي بشه آرامش خاصي توي شهر بود

..اما يهو

قربان يه گزارش از کلانتري بندرا رسيده

از منطقه آلفا سعيد ميرزا و برادر کوچکترش دو روزه مفقود شدن

نه قربان,نمي‌تونه کار يک گروه ديگه باشه

کي مي‌تونه با گروه اسلم در بي‌افته؟

فربان, اسم‌ش شارما‌ـه

نماينده ماليات محلي هستش

..ناراحت نشيد,اگه اون بازرس راتور بوده

سابقه اون زياد خوب نيست..

عارف مي‌گفت که بين مالک و سعيد يه اختلافاتي بوده

من فکر نمي‌کنم مالک توي اين قضيه دست داشته باشه

بعد درباره اينا من چيز خاصي نشنيدم

...شايد شما نشنيده باشي

يعني نمي‌خواست ما چيزي بفهميم...

"بهتره مراقب باشي"

"وگرنه شانس دومي در کار نيست"

"بهتره مراقب باشي"

"وگرنه شانس دومي در کار نيست"

هر جا مي‌توني قايم شو" "عشق هر جا باشي پيدات مي‌کنه

عشقه" "مي‌کشت

"!خلاص" تمام

"!خلاص" تمام

"!خلاص" تمام

"بهتره مراقب باشي"

"وگرنه شانس دومي در کار نيست"

هر جا مي‌توني قايم شو" "عشق هر جا باشي پيدات مي‌کنه

عشقه" "مي‌کشت

"!خلاص" تمام

"اگه يه بار ببينت، کسي نمي‌تونه نجاتت نميده"

"اگه يه بار گرفتارش شي ديگه راه فراري نداري"

"اگه يه بار ببينت، کسي نمي‌تونه نجاتت بده"

"اگه يه بار گرفتارش شي ديگه راه فراري نداري"

"هدفي بهتر از تو نيست"

"بهتره مراقب باشي"

"نميفهمي کي مياد سراغت"

"مثه بيماري ميمونه"

"!خلاص" تمام

"!خلاص" تمام

"!خلااااااص"

هريش چاندا، صاحب کلاب شبانه ميگ29

ويجي سينگ، معاون بانک موريس هند

رها بورمن,زن سال بمبئي

و ستاره سينما,نويد خان

اون اونجا چکار مي‌کرد؟

نميدونم ولي خيلي صميمي بنظر ميومدن

مواد؟

براي مواد اونا راه‌هاي زيادي دارند

براي مواد چرا پيش مالک برن؟

..نميفهمم قربان

اينا چه نيازي دارند که مالک رو ببينن؟..

اونا نيازي ندارند,بلکه مالک به اونا نياز داره

مالک,مثل بقيه نيست که با اسلحه طرف ناکار کنه

با اسلحه دوستي مي‌کنه ولي با هوش و ذکاوت‌ش طرف رو ناکار مي‌کنه

...توي کرالا,همه گفتيم

بعد از شش ماه دوستي... به اون چيزي که مي‌خوان ميرسن

اگه اين مالک رو الان تموم‌ش نکنيم، بيخيال دستگيري‌ش باشيد

براي ديدن اونم بايد از صد نفر اجازه بگيريم

مامان,اينجارو ببين يه اتاق ديگه هم هست

اينم حموم خيلي تميز

مال خودت, هميشه آب هم هست

خيلي بلنده عجب بادي مياد

اگه نياز باشه يه کولر مي‌گيريم

..تو اينجا ميشيني

چي شده؟

بزرگ شدي

اون که آره

اين مهره,خيلي مهمه

بيا اتاق بعدي رو نشونت بدم

يهو اين ازدواج از کجا اومد؟- چرا يهو؟-

زندگيت روبراه ميشه فقط وقت مي‌خواد

بيخيال مامان,چرا انقد عجله داري؟

عجله چيه؟

بايد يه رو ازدواج کني دختر هم پيدا کردم

کي؟- کانو-

چي؟ يه بار ديگه بگو

کانو- ديوونه شدي؟ اون که هنوز بچه‌س-

کجاش بچه‌س؟

فقط دو سال ازت کوچيکتره-

مي‌گه فقط با تو ازدواج مي‌کنم

چي؟

خيلي‌ها مي‌خوان‌ش

بعد نيايي بگي که بهت نگفتم‌ها

فهميدي؟

...کانو,من خبر نداشتم

منظورم اينه که جا خوردم

..تو اصلا چيزي نمي‌گفتي- الان که گفتم-

...آره,ولي

خب چي؟

کانو,تو ميدوني من چکاره ام؟

آره,ميدونم

چيکار؟

گانگستري- بازم مي‌خواي باهام ازدواج کني؟-

آره- چرا؟-

يعني چي چرا ازت خوشم مياد

اگه با کسي هستي بهم بگو- من کسي رو ندارم-

خب؟- خب چي؟-

خب چي مي‌گي؟

خب چي بگم؟

منم ازت خوشم مياد

خب يه چيزي بگو

چي بگم؟ گفتم که ازت خوشم مياد

..خب

من برم؟

برو

چيه؟

چيه؟- چي؟-

کثافت

خوشحال شدي؟- فکر کردي بهم لطف مي‌کني؟-

مگه براي من اينکارارو مي‌کني؟

معلومه براي خودم,ولي تو مي‌خواستي- واقعا؟-

داداش چاندو, کريشنا زنگ زد فيلم ساعت يازده شروع ميشه

چي شده؟

با خواهرت قراره ازدواج کنه

چي؟

چرا اينجوري نگاه مي‌کني؟

عوضي حالا تو برادر زنم شدي

چيه؟ فراموش کردي؟

چيه اينجوري نگاه مي‌کني؟

نگام نکن

گفتم که نگام نکن

"عشق"

ممنون

چي داري مي‌گي,من رسيدم

موفق چيه؟ ميترکونه

فقط داداش اکرم فيلم موفق ميزنه

برادرتو بفرس

حواس هست,الان سرم شلوغه

داداش مالک

اکرم تبريک مي‌گم,همه اومدن؟

بله يادو- جناب تهيه کننده-

بسه ديگه حالا ديگه يه تهيه کننده بزرگ هستم

همش لطف داداش اقبال‍‌ـه- مطمئن باش فيلم موفق ميشه-

داداش مالک باشه همه چي ممکن اتفاق بي‌افته

نويد

داداش مالک,ايشونم کارگردان هستند

آره

همه شما ميدونيد ..فيلم قبلي من"صنم بستيوالي"بود

و ميدونيد من فيلم رو از ته قلبم ميسازم

..و امروز کاري رو مي‌خوام شروع کنم

تنها يک فيلم نيست..

روياي منه

که اسم‌ش"در عشق"هست

دعوت مي‌کنم از تهيه کننده فيلم,اکرم انصاري

!آره

..امروزه

صنعت سينما ما... به همچين افرادي خيلي نياز داره

..اگه اينا باشن ما هم هستيم و گرنه

"آغوش تو تمام دنياي منه"

"پس کجا برم؟"

"آغوش تو تمام دنياي منه"

"پس کجا برم؟"

"هرگز از همديگه جدا نخوايم شد"

"بهت قول ميدم"

"عشق"

"عشق"

!داداش مالک

!برو کنار

صداي گلوله از هر چهار طرف شنيده مي‌شد

بعد از اين حادثه پنچ نفر راهي بيمارستان شدند

دو نفر در جا کشته شدند

و حال يه نفر وخيم مي‌باشد

..با اين درگيري بحث درباره

عوامل فيلمسازان و مافياي زيرزميني شروع شده..

و اين ثابت شده هست آنچه که به ظاهر در باليوود ميبينيد واقعيت ندارد

از مرکز جنايي زنگ زدند

چند نفر که بهشون شک داشتند دستگير کردن از ما خواستن براي شناسايي بيايم

..رابطه بازيگري و اسلحه

انکار نشدني هست..

و اينکه پشت پرده چه اتفاقاتي مي‌افته هيچ کس نمي‌تونه تصورش رو بکنه

و اينکه پليس داره چکار مي‌کنه شايد فبلم بهمون بگه

ناروش بابا,بمبي,آج‌تک

هيچکدوم از اينا نيست

چرا يکي بخواد تورو بکشه؟

خودمم نميدونم

من يک تاجر معموليم

چه تجارتي مي‌کني؟

واردات و صادرات

اين تجارت پول خوبي داره

در حد اينکه شکم‌مون سير بشه

مطمئنم يه خورده بيشتر گيرتون مياد

شارما رو از کي ميشناسين؟

کدوم شارما؟

آر کي شارما

اونم کارش مثل شماست

نماينده ماليات محلي هست

مالک اونو نميشناسه من يه چندباري ديدم‌ش

شما کي هستي؟- من ويلاس پانديت هستم-

کارتون چيه؟- ناظر کار مالک هستم-

و تو هموني هستي که جون اينو نجات دادي؟

چرا؟

منطورتون چيه؟

اسمت چيه؟

چاندو- اسم کامل-

چاندرکانت نارگه

چند مدته با اينا کار مي‌کني؟

تازه شروع کرده

من از تو سوال کردم؟

از اونم بپرسي جواب‌ش هم همينه

چرا به فيلم علاقه داري؟

فقط توي مهموني‌ها با چند نفر آشنا ميشم

خوبه,با اين بهونه همديگرو ديديم

...فقط جاي تاسف هست

که نتونستيم کسي رو... که بهتون حمله کرد رو دستگير کنيم

مشکلي نيست

شما زحمت خودتون کشيدين

چه زحمتي,بخاطر شما اينجا هستيم

خب ما مي‌تونيم بريم؟

يادو,پيداش کرديم از افراد سورتي‌,ه

سورتي؟!چطور جرات کرده اين عوضي

منم موندم ميبينمت حرف ميزنيم

هنوز باورم نميشه سورتي چطور جرات کرده بهت حمله کنه

يه برادر زن توي بنگلور داره اسم‌ش يادم رفته

حيدرآباد هم يه برادر داره

شامبو,من ويلاس پانديت هستم

سورتي,حيدرآباد يه داداش داره؟

آها پسرعموشه؟

ناگپور هم کسي رو داره؟؟

چرا هل ميدي؟

ميدونم,تو بهش شليک کردي

اينم ميدونم چرا اونا تورو شناسايي نکردن

جناب,من کي باشم اونا منو بشناسن

..شما داري

چون اونا بايد جواب خيلي از سوالارو ميدادن

ميدونم

ميدونم مشکلي هست خيلي هم هست

..تا بهم نگي چه خبره

ولت نمي‌کنم..

يه بار رفته از همه به اسم موسسه پول گرفته

چي شده؟

ميايي يا من بيام؟

نيازي نيست بيايي

قبلا اين رو نگفتم

آدرس خونه..گوش کن

...اون روز کاري که براي مالک کردي

هر کي بود اينکار رو مي‌کرد

وقتي حرف ميزنم فقط گوش کن

چي شده؟

مالک

...اون روز اگه چاندو نبود

احساساتي نشو- نيستم,اما وقعيه-

جدي مي‌گم

واقعي مگه نه؟

ممنون رئيس- اين چه کاريه, داداش مالک؟-

دست بهت داده پس دست‌شو بگير

راجو از حيدرآباد زنگ زد

سورتي رفت اون دنيا

برادرش؟

ساعت 4:30 اونم ميميره

تمم شد داستان اينام تموم شد

!همون اول تموم شده ميدونستيم

بخاطر همين توي استوديو بهمون حمله شد

توي کار ما چيزي به عنوان تموم شدن وجود نداره

فقط جسم‌شون از بين ميره

هر کي حواس‌ش پرت بشه خودش رو مرده بدونه

...مالک

باز درباره کار حرف نزن...

چاندو,تو به مالک گفتي يا نه؟

..نه

چي شده؟

قراره ازدواج بکنه- ازدواج؟-

عوضي- چي؟-

به ما نگفتي؟- ،مي‌خواستم بگم-

اما يهو شلوغ شد- يوسف,شامپاين بيار-

دعاي خير شما همراش هست روز به روز داره پيشرفت مي‌کنه

هيچ کس براي کسي دعاي خير نمي‌کنه

هر کسي لياقت هر چي رو داشته باشه بهش ميرسه

بهرحال,نمي‌تونه تنهايي به اينجا برسه

...مامان

چاندو؟- نه من حالم خوبه-

يعني من حالم خوب نيست؟- چي داري مي‌گي داداش اقبال-

وقتي دربارت حرف ميزديم چقد خجالت مي‌کشيد

بايد ميديديش- ميدونم,خيلي خجالتي‌ـه-

زياد حرف نميزنه

يکي ديگه- ...يکي بهم دادي شدن دوتا-

اين رو بدي ارزش اون يکي مياد پايين..

زياد فکر نکن

شما هم مي‌خواين؟- نه من پرتقال مي‌خورم-

عروسي کيه؟

دوم دسامبر

گادگيل

چيه؟

نگران نباشيد! وظيفه ي ماست که وضعيت رو آروم نگه داريم

با رئيس امور خارجه آقاي کاتره صحبت کردم و کاغذبازي‌هاي مورد نياز رو انجام ميدن

آقا,اينجاست

...خب

نگران نباشيد ممنون-

خودم ترتيب همه چي رو ميدم

آقاي گادگيل, بفرمايين

بفرماييد

بشينيد

چي ميل داريد؟

فکر نکنيد,بگيد چي مي‌خواين؟ قهوه يا چاي؟

من رو براي چي اينجا آوردين؟

شما خيلي سرتون شلوغه خودتون پيش ما نمياين

آدماي بزرگي مثل شمارو خودمون بايد بياريم

شماها هم زياد از کلانتري خوش‌تون نمياد

خب بگيد چي ازم مي‌خوايد؟

شما هم عجيب و غريب هستين

فکر مي‌کنيد چون پليس هستيم هميشه سوال مي‌کنيم

بعضي وقتا با صحبت کردن هم چيزايي گيرمون مياد

چي مي‌خواي بهم بگي؟

ما ميدونيم کي به سورتي خبر داده که مالک داره به استوديو ميره

کي گفته؟

!تو

اگه اين خبر به گوش مالک برسه ظرف يک ساعت ديگه اون دنيايي

ولي من اصلا علاقه‌اي ندارم اون دنيا ببينمت

فقط مي‌خوام مالک رو به زندان بندازم

ميدونيم موقع قتل راتور و شارما اونجا بودي

...فقط به عنوان شاهد

عليه مالک تو دادگاه شهادت بده...

اينکار رو مي‌کني؟

انتخاب ديگه‌اي داري؟

مثل اينکه قراره بارون بياد

خب؟

منظورت از خب چيه؟

چه نيازي به گفتن‌ش بود؟

!واقعا شيطاني

..درون هر انساني يک شيطان وجود داره

...فقط بعضي‌ها- قبلا اينو گفتي-

الان مي‌گي بارون شروع شد

حکم بازداشت,قربان

براي مالک و چاندرکانت

اين قضيه فقط بين ما ميمونه

"بيا پيشم"

"بدون اينکه چيزي بهم بگي"

"بيا پيشم"

"بدون اينکه بهم چيزي بگي"

"يه چيزي رو بهم يادآوري کن"

"يه خورده بوي خوش با خودمم ببرم"

"جات توي چشمامه"

"توي آغوشم بمون"

"لبات رو لبام بزار"

"و توي قلبم بمون"

!هي!هي

چکار دارين مي‌کنين؟

!برو کنار

چکار دارين مي‌کنين؟

بريد بيرون- اونجارو ببين-

قضيه چيه؟- چاندو کجاست؟-

بهت گفتم اينجا نيست

قربان,واقعيت داره

اونا به هنگ کنگ رفتن

ميدونم

...ناولکار بهم داشت مي‌گفت

چاندرکانت همراه با زنش رفته ماه عسل ..

مادرش گفت

اما از يه چيزي سر در نميارم

اين قضيه بين ما بود،کسي خبر نداشت

پس اونا چطور متوجه شدن؟

دارم به همين فکر مي‌کنم

از مخابرات ريز مکالمات رو خواستم

...قبل از اينکه به خونه اونا يورش ببريم

ميدوني کي بهشون زنگ زده؟..

قربان,گوش کن

..شايد ظاهرش زياد آسيب نبينه

اما از درون ضربه ميبينه..

خب من موفق نشدم دستگيرش کنم

حداقل اونا از هندوستان فراري‌ش دادم

اما اين فکر سرياوشن اشتباه بود

سال‌ها مالک براي اين روز خودشو آماده مي‌کرد

ديويد يکي از افراد خاص اون يه جايي دور از بمبئي حاضر بود

"همشون آشغال‌ـه, اما کارمون همينه"

"همشون آشغال‌ـه, اما کارمون همينه"

"همشون آشغال‌ـه, اما کارمون همينه"

هنگ کنگ

مقر بعدي گروه،هنگ کنگ شد

داداش مالک,گادگيل کشته شد

"همشون آشغال‌ـه, اما کارمون همينه"

"همشون آشغال‌ـه, اما کارمون همينه"

"همشون آشغال‌ـه, اما کارمون همينه"

"همشون آشغال‌ـه, اما کارمون همينه"

...بعد از اينکه خونه گير آوردن

چاندو- دوباره گروه کارش رو شروع کرد..-

ساعت هشت حتما بهم زنگ بزن,بريم

تلفن تبديل به بزرگترين اسلحه مافيا شده

سريناويشن,براي به دام انداختن گروه‌هاي نو هر کاري مي‌کرد

افراد و اسلحه‌هاي اونا رو توقيف کرد

...حتي جلوي پولشويي رو گرفت

حتي امکان قانوني رو نيز بازرسي مي‌کرد

..اما ميدونست

...که داره به يه بيمار کمک مي‌کنه..

تا اينکه بيماري رو از بين ببره..

و بيماري شيوع پيدا مي‌کرد

...مالک تمام وقت با گروه‌هاي خارج از کشور

تجارت خودش رو گسترش ميداد..

بهش بگو

کار بمبئي رو چاندو سر وسامان ميداد

چرا با چاندو حرف بزني؟ من دارم بهت مي‌گم

گوش کن

باشه,من خودم با داداش چاندو حرف ميزنم

چي شده؟

اين همه سال تو کار چه غلطي مي‌کنيم؟

حالا اون علي مي‌گه با داداش چاندو صحبت کن

پس بقيه اينجا چکار مي‌کنن؟

زياد حساس نشو- حساس نشم؟-

کل بمبئي فقط داداش چاندو رو ميشناسن

حتي ديگه داداش اقبال رو هم فراموش کردن

يادو,هنوز دست از حسادت‌ش برنميداره

..حس اون به چاندو

مثل حسيه که سعيد و شارما بهم داشتند..

درک مي‌کنم,مالک

اما اينکه کل کار رو به يکي بسپاري منو نگران کرده

ما نمي‌خوايم اشتباه داداش اسلم رو تکرار کنيم

نمي‌خوام اينو بگم که به چاندو شک دارم

اما چرا اجازه ميدي همچين شرايطي پيش بياد وقتي احتمال‌ش رو ميديم؟

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

کريشنان؟- سلام,يوسف-

اينم ديود ديويد خان

از افراد خاص داداش مالک

از اسم‌ش احتمال ميره دو نژاده باشه

بريم

کريشنان؟ تو کي اومدي؟

من بهش گفتم بياد

ميدوني کريشنان,کاراي چاندوي خيلي زياد شدن

تصميم گرفتم تو بهش کمک کني

منظور؟- ...منظورم اينه که ,مناطق کورلا,چامبور-

چاتکوپار, ويکارولي رو تو تحت نظر بگير..

گزارش کاري رو به من ميدي نيازي نيست چاندو رو اذيت کني

چرا دهنت بازه؟ بهت ترفيع دادن

حالا بگو جشن ترفيع‌ت کي هست؟

چاندو,چخبره؟- چي شده؟-

حالا بايد از کريشنان دستور بگيرم؟

رواني,اين ديگه چه حرفيه؟

ميدوني که من زياد با اون نميسازم؟

مگه بچه‌اي؟ با هر کي نميسازي؟

مگه قراره باهاش ازدواج کني؟ فقط حواس‌تون به کار باشه

حالا يهو چرا اين اتفاق افتاده؟ مشکلي پيش اومده؟

چه مشکلي؟ تو واقعا زده به سرت

يه حرف درست و حسابي نميزني

کارمون گسترش پيدا کرده بايد کارمون درست انجام بديم

منم از بس اينجور حرفارو شنيدم سرم داره ميترکه

فقط يه خورده از کارامو بهش دادم

همين,زياد به خودت فشار نيار

فهميدي؟

قطع مي‌کنم,خداحافظ

عين دلقک ميمونه!هر چي از دهنش در مياد مي‌گه

..از قديم همينجوري بوده

همش فکراي عجيب مي‌کرد,نگران نباش

خفه‌ش کن,ببرش داخل

چاندو عاشق بچه‌س

بچه؟

چه بچه اي؟- يادو-

تو از بچه خوشت نمياد؟

بچه,تسکين قلب‌ها روشنايي چشم‌ها,عشق همه دنيا

اگه سر راهم قرار بگيرن همشون رو خفه مي‌کنم

مگه ديوونه‌اي؟ اين چه وضع شوخيه؟

چاندو,به شعر خيلي علاقه داره

قربان,به شاعري علاقه نداره

يه داستاني داره,بگم؟

!هي!خفه شو- بگو-

بگو- خفه ميشي-

...آبجي ما توي روستا بوديم

چرا چرت مي‌گي- دارم به آبجي مي‌گم-

لباساشو درآورد پريد تو آب

خفه ميشي يا بزنمت؟

بهت گفتم خفه شو

بذار کامل بگه

بچه‌ها همه لباساي اينو برداشتن بردن

!خفه شو

الان!خفه‌ت مي‌کنم

...تا خونه اينجوري راه رفت

بزها هم دنبال‌ش راه افتاده بودن

دستم بهت نرسه

تو با خودت چه فکر کردي؟ وايسا

"راما و کريشما به فرياد ما برس"

کدوم گانگستر؟

...اگه بليط بگيرم و به مالزي و سنگاپور برم

گانگستر ميشم؟..

ما شرکت رو مي‌گردونيم

کسي که اسلحه دست بگيره و ريسک کنه، گانگستر واقعيه

اونوقت ما چي گيرمون مياد؟ فقط10 تا 15هزار روپيه گيرمون مياد

اون نشسته پشت تلفن و ميليوني به جيب يزنه

از پشت تلفن دستور داده،گاگسترا حمالي کنن

...الان به داداش مالک زنگ ميزنم مي‌گم

!من گانگستر اينجام

حالا بگو چي مي‌گه؟

تضمين مي‌کنم,داداش مالک جا مي‌خوره

پيمانکارا ناراضي‌ن ..مي‌گن بازار رکود پيدا کرده

ارزش زمين پايين اومده

بهشون زنگ ميزني پول مي‌خواي مي‌گن پول نيست بيا بزن بکش

چطور بکشيم مطمئنم راست مي‌گن

..اين ستاره‌هاي فيلم

توي روزنامه‌ها درباره ميليون‌ها پول حرف ميزنن..

اما يه قرون ندارن

اما هزينه‌ها يکيه

به 150نفر هر ماه بايد پول بديم- خب من چکار کنم؟-

چکار کني؟

کي بهت گفت کاري کني؟

امروز تولدمه اونوقت تو به چيا فکر مي‌کني

بخاطر تولدت اينجا آوردمت

!!!لطف کرديد ..فکر کردم امروز بهم مي‌گي

بيخيال,همش بايد بهت توضيح داد

بايد بگي؟

کي تورو اينجا آورده؟ من آوردمت

!بگو! الان بگو

اينجوريا نيست,چاندو

يه چيزي بهم بگو

تو تا حالا برام هديه گرفتي؟

تو چي مي‌خواي؟ همين حالا بگو چي مي‌خواي؟

همون که همه مي‌گن

وقتي نگي از کجا بدونم؟

وقتي واقعا يکي رو دوست داشته باشي خودت متوجه ميشي

يعني من تورو دوست ندارم؟- آره-

!باشه دوست ندارم- مجبور شدم اينو بهت بگم-

!بيخيال

ولش کن!بيخيال

بيخيال- همش همينجوري برخورد مي‌کني-

بعضي وقتا درگيري،بعضي وقتا حالت خوبه

ماشين نيستم که با زدن يه دکمه حالم خوب بشه

چاندو,وقتي عصبي ميشي شبيه آمول پالکر ميشي

آمول؟آمول؟

خيلي ازش خوشم مياد

بيخيال چاندو,بهش فکر نکن

نمي‌خواي دست از عصبانيت برداري؟ ببين چکار مي‌کنم

بيخيال نميشي؟

..هي

ديوونه شدي؟

اينجا همه چي عاديه- ديوونه-

..چاندو

مالک مي‌خواد تورو ببينه..

الان

چي؟پانديجي؟وارسي؟

وارسي,امکان نداره درباره داداش مالک اينجوري بگه

امکان نداره همچين چيزي بگه

کدوم گانگستر؟

..منم بليط مالزي,سنگاپور بگير برم

گانگستر ميشم؟..

ما شرکت رو مي‌گردونيم

اوني که اسلحه دست‌ش مي‌گيره گانگستر اصلي همونه

اونوقت چي گيرمون مياد؟ فقط 15 يا 10هزار روپيه

اون پشت تلفن ميليون‌ها به جيب ميزنه

پشت تلفن دستور ميده گانگسترا حمالي کنن؟

الان به داداش مالک زنگ ميزنم بهش مي‌گم

من گانگستر اينجام,حالا ببين چي مي‌گه؟

تضمين مي‌کنم,داداش مالک شوکه ميشه

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: نعيم - ويرايش: سميرا

الو؟

گوشي رو به وارسي بده

الو

..وارسي

با چاندو صحبت کن..

وارسي؟

بله داداش چاندو- چيکار کردي؟-

يه خورده شراب خورده بودم

يه چيزي از دهنم پريد

...اما- از کجا ميدونستم دارن ضبط مي‌کنن؟-

تو ديوونه‌‌اي؟

اشتباه کردم,داداش چاندو

هر کي يه اشتباهي مي‌کنه

اونا اسلحه گذاشتن رو سرم منو بيرون پرت کردن

...اما

توي کار ما,بخشش اشتباه،خودش يه اشتباه بزرگيه

نميدونم خاله رانو

اينا مي‌گن احتمالا از افراد سورتي يا کارلکارس باشه

اونو ديگه نميدونم

آره,خود چاندو با برادر وارسي صحبت کرده

آره,پول فرستاديم

...باشه

من ديگه برم

!باشه

همش تقصير مالک‌ـه

همه چي خوب پيش ميرفت

اين قضيه کريشنا از کجا اومد؟

بخاطر همون وارسي ناراحت شد

کيه؟فکر کرده خيلي باهوشه؟

مرتيکه رواني

دوستم بود

يک اشتباه کرد

زد کشتش

...تو چي فکر مي‌کني

..مالک يک شيطان صفت‌ـه..

که از کشتن مردم لذت ميبره؟..

يه چيزي خوب يادت بمونه

شرکت فقط با يک چيز پابرجاست

اونم ترس‌ـه

...اگر امروز وارسي رو بيخيال ميشديم

هر روز يکي ديگه درباره مالک اينجوري مي‌گه..

مالک مسئوليت کل شرکت رو برعهده داره

کسي برخلاف قوانين شرکت عمل کنه از اون نمي‌تونم بگذريم

...چه وارسي باشه

...يا تو ...

يا من باشم...

شما مگه از مهمان‌هاتون پذيرايي نمي‌کنيد؟

الان براتون ميارم,قهوه يا چايي بيارم؟

چاي؟- باشه-

ببين,غذايي چيزي هست؟

چاندو،تو چيزي مي‌خوري؟

چاندو,به سوئيس برو و نالين روت رو ببين

رابطه با سياست‌مدارا خيلي مي‌تونه مفيد باشه

مالک خودش مي‌خواست بره اما اون آفريقا جنوبي قرار ملاقات داره

يه چيزي يادت باشه,روت يه ماهي خيلي بزرگ‌ـه

شايد يه چيزي فراتر از اون بشه

توي قلمرو ما مردم ...مي‌خوان ميلياردها سرمايه گذاري کنن

ما بجاي اينکه تحويل‌شون بگيريم اونارو رد مي‌کنيم

!جاي تاسف داره

آره ببين،فردا برمي‌گردم هند

بشين

!آره

مدارک اين پرونده رو برام بيار

باشه

بنظرم شما بريد دهلي و تاکور رو ببينيد

امروزه مجوز زيست ميحطي کم گير مياد

کاراي کاغذ بازي اداري چي؟

چاي يا قهوه؟

فعلا نيازي به اين کارا نيست

با اين کاغذ بازي‌ها زياد کار پيش نميره

باشه

دربارت خيلي شنيدم

تعريف و تمجيد

پاتيل رو ميشناسي؟

وزير کشور؟

اون براش مشکل پيش ‌اومده

اما اون از حزب شماست,مگه نه؟

مي‌خوايم اون رو کنار بذاريم

مي‌خواي پاتيل رو بکشي؟

نه,نمي‌کشيم‌ش

آدم بزرگي‌ـه

دردسر ميشه

احتمالا تحقيق هم بيشتر ميشه

اما اون بايد بميره

نبايد کشته بشه

و زنده هم نبايد باشه

داداش مالک

بنظرم اون آدم درستي نيست

ما چطور؟

همچين سمي هم وجود داره که قابل شناسايي نباشه؟

داستان فيلم بعدي اکرم رو تو بنويس

از يه ساختمان بندازيمش پايين چي؟

قهوه دارين؟

اگه توي جاده تصادف کنه چي؟

چجوري؟

توي بزرگراه اکثرا تصادف ميشه

خب راننده چي ميشه؟- يه خورده آسيب ميبينه-

اگه بميره باز بهتره

اگه دستگير بشه,اشتباه خودش رو قبول مي‌کنه

مجازات رانندگي بي‌پروا چيه؟

شش يا هشت ماه حبس؟

"همش آشغال‌ـه,اما کارمون همينه"

"همش آشغال‌ـه,اما کارمون همينه"

"همش آشغال‌ـه,اما کارمون همينه"

بچه هم همراش هست

الو؟- داداش چاندو؟-

بله؟

دوتا بچه هم همراش هست

بچه؟

آره تقريبا 7يا 8 ساله هستن

!بريم

يه لحظه وايسين,بهتون زنگ ميزنم

يادو,داداش مالک کجاست؟

خب؟- اما قراره پاتيل رو بکشيم-

بچه‌ها چه تقصيري دارن؟

فرصت ديگه گيرمون نمياد,تموم‌ش کنيد

چي شد؟

...داداش مالک

بنظرم کشتن بچه‌ها کار خوبي نيست

چه فرقي مي‌کنه؟- ما با پاتيل مشکل داريم-

از طرف من دوتاي ديگه هم اضافه کن

مزاحمم نشو- ..اما-

گوشي رو خاموش کن

مشکل چيه؟

"همش آشغال‌ـه,اما کارمون همينه"

"همش آشغال‌ـه,اما کارمون همينه"

داداش مالک؟- ديويد هستم-

گوشي رو به داداش مالک بده

سرش شلوغه

بهش بگو منم

هر کي باشه,گفته جواب نميدم

يه کاري کن بهش بگو دارم ماموريت رو کنسل مي‌کنم

ديوونه شدي؟- خفه شو-

فقط خفه شو

زده به سرش؟- !کنکاره-

داداش مالک,نميدونم اون چه مرگش شده

ماموريت لغو کرده

کنکره اونجاست؟

آره

داداش مالک,الان چاندو زنگ زد نيازي نيست اينکارو بکنيم

دارم مي‌گم,انجام بديد

"همش آشغال‌ـه,اما کارمون همينه"

با اجازه کي ماموريت رو لغو کردي؟

فقط کاري کردم که بنظرم درست بود- تو کي هستي که تصميم مي‌گيري؟-

وقتي کار با منه پس تصميم هم با منه

وارسي رو کشتيد از من چيزي پرسيديد؟

فقط گفتيد قانون شکني کرده

من چيزي گفتم؟

هزار تا تصميم مي‌گيريد تا حالا از من مشورت گرفتيد؟

اينجا هر تصميمي براي منفعت شرکت باشه اتخاذ ميشه

نه اينکه هر چي تو بگي

پانديجي,منم جزيي از شرکت هستم

پس براي هميشه باش

ديگه ادعاي مالکيت نکن- !خفه شو-

مرتيکه عوضي- چه کار داري مي‌کني؟-

گردنت رو ميشکونم- تو با خودت چه فکر مي‌کني؟-

مالک

چاندو و يادو ,بسه ديگه

حالا متوجه شدم

حالا همه چي برام روشن شد

تو رو از کوچه بازار تا اينجا رسونديم

براي خودتون اينکارو کردين نه براي من

...تو چه فکر مي‌کني

شرکت بدون تو نمي‌تونه دوام بياره؟..

!باشه

..اگه شرکت بدون من مي‌تونه دوام بياره

پس منم مي‌تونم بدون شرکت دوام بيارم..

!سگ کثيف

از روز اول گفتم اين آدم درستي نيست

اما شما عقل‌تون از دست داده بودين خيلي بزرگ‌ش کردين

حالا ديدين چي شد؟

داداش مالک فقط بهم دستور بده

الان کارش رو تموم مي‌کنم..- يادوو-

مي‌کشم‌ش- تو ديوونه شدي؟-

سروجا, برو داخل اتاقت

...مالک,اون- برو-

...اما مالک

الو- کانو-

بله,سروجا؟- ..ببين-

...چاندو اومد

اون رو بردار فرار کن..- چرا؟-

يه چند نفر بردار برو بيرون هتل وايسيد

همين الان اون کثافت رو مي‌کشيم- يادوو-

بچگي کرد

مالک,من و تو اون رو ميشناسيم

الان ميرم ميارمش تا ازت عذرخواهي کنه

ديويد بريم يادوو تو همينجا بمون

چاندو- چي شده؟-

سروجا زنگ زده بود- چي شده؟-

اون گفت داداش مالک خيلي عصبي‌ـه- درست بگو چي شده-

مالک خيلي عصبيه,هر کاري مي‌تونه بکنه

اون يکي رو براي کشتن‌ت داره ميفرسته- چي؟-

چاندو,من خيلي ميترسم تو از اينجا برو

!کانو

!زود باش

!ديويد

ديويد,تو رو هم ميزنم مي‌کشم

بيا بيرون

تو رو با اون مالک‌ت مي‌کشم

!دوتاتون رو مي‌کشم

بيا بيرون!مي‌کشم‌ت

!بيا بيرون بزدل

چرا قايم شدي؟

سلام داداش مالک چاندو تيراندازي کرد

پانديجي تموم کرد

فرصت نداد باهاش حرف بزنيم يهو شليک کرد

ديگه چي گفت؟ گفت داداش مالک هم مي‌کشم-

ببين

يعني چي؟

بهت گفتم اومده بود من رو بکشه

اومده بود چاندو رو بکشه

...بذار پام به بمبئي برسه

بهشون ثابت مي‌کنم چاندو کيه...

برم فرودگاه بهت مي‌گم با کدوم پرواز ميام

الو

يادوو,مشکلي پيش اومده؟

تازه داره شروع ميشه

چي داري مي‌گي؟

هنوز کسي خبر نداره

...وقتي بفهمن هر کاري مي‌تونن بکنن

اونا همه جاررو به آتيش مي‌کشن

ما هم هنوز براي همچين مشکل بزرگي آماده نيستيم

به حرفم گوش کن,يه چند روز بعد به يک کشور ديگه‌اي برو

الو

...مالک

تو فکر کردي چاندو به اين راحتي ميميره؟...

مالک,چاندو نميميره

کار همه‌تون تموم ميشه

...هر کاري که براي شرکت کردم

همونقدر براي نابودي‌ش تلاش مي‌کنم..

مالک,کار تو و شرکت‌ت ديگه تمومه

خبر اختلاف بين چاندو و مالک به بمبئي رسيد

اما چه اتفاقي افتاده,کسي خبر نداشت

يادوو,شب و روز دنبال چاندو بود

شايد کنيا يا مالزي رفته باشه

شايدم سوئيس

پيداش کنيد

...خيليا اومدن خيليا رفتن

اما تا بحال داداش اقبال،من اينجوري نديدم...

تا حالا همچين اشتباه بزرگي رو نکرده بود

اما قسم مي‌خورم,من همه چي رو درست مي‌کنم

سروجا هنوز هيچي نگفته بود اما ديگه طاقت نياورده بود

اما توي بمبئي,راني از ترس مرده بود

الو چاندو

چاندو,چه خبر شده؟

تو که گفته بودي آدم خوبيه

احمق بودم اون رو آدم خوبي ميدونستم

اون هيچي نيست

فقط به فکر خودشه

وقتي خونه اومد آدم خوبي بنظر مي‌رسيد

تو از من بهتر ميدوني؟

چاندو,ببين تو الان خيلي ناراحتي

چاندو درست فکر کن

بهم نگو چکار کنم ما ديگه راه‌مون جداست

بعد از مرگ پاتيل,راتوره که تو حزب نفوذ بالايي داشت جايگزين اون شد

بخاطر همين پاتيل به قتل رسيد

بعد از دو دقيقه سکوت,به مدت پنچ سال وزير کشور شد

"همشون آشغال‌ـه,اما کارمون همينه"

"همشون آشغال‌ـه,اما کارمون همينه"

"همشون آشغال‌ـه,اما کارمون همينه"

وقتي درباره راوته شنيدم ديوونه شدم

يه آدم فاسد رو به قدرت رسونديم

حالا ديگه دستور قتل افراد مارو ميده !عجب عدالتي

مردم بهش مي‌گن مافيا

..فکر کرديم ما مافيا هستيم

اما سياست پدر مافياست..

کل کشور رو فرا گرفته..

هي کانو- اومدم,چرا داد ميزني؟-

بيا داخل- سلام کودا,چطوري؟-

خوبم,ببين مادرت چي برات فرستاده

داستان يادوو رو برات تعريف کنم از خنده ميميري

...پاتل ,همون که پولشويي مي‌کنه- آره-

يه خبرايي بهش ميرسه

اونم به يادوو مي‌گه چاندرکانت توي هتل شراتون بانکوک‌ـه

اونم فقط بخاطر کارش

...يادو هم به چندتا گنده لات توي بانکوک پول ميده

طرف مي‌کشن- کشتن؟-

حالا اينجاشو گوش کن يادوو با خوشحالي پيش داداش مالک ميره

اما مالک قبل‌ش از همه چي خبردار بود

اون چاندرکانت بود اما نه اون يکي که دنبال‌ش بودن

حالا بگو کي بوده؟ از افراد توزيع کننده خودش بوده

واقعا؟- ...توزيع کننده اصلي هم اينقدر عصبي شده-

خودش شخصا به داداش مالک زنگ ميزنه...- اونم مي‌گه بيخيال حالا اتفاقيه که افتاده

الانم يادو مي‌خواد پاتيل بخاطر آمار غلطي که داده بهش بکشه

چهره يادوو خوب ديدني بوده

ارزش ديدنم هم نداره

ولي هميشه خبرا اشتباه از آب درنمياد

خيلي شوره

کانو بهم گوش کن,تازه شروع شده

من کنيام,اونا نميدونن ولي يه روز ميفهمن

ببين هر اتفاقي بيوفته ..من مي‌تونم در برم,اما تو

يه بار گفتي فهميدم

من تورو تنها نميذارم- باشه نرو,بذار دوتامون بميريم,باشه؟-

کانو- کودا,تو شروع نکن-

سعي کن بفهمي,تو اينجا باشي اون همش نگرانت ميشه

..اگه بمبي باشي,حداقل براي اون

اگه هم اينجا بموني نمي‌تونم کمکي بهت بکنم ..بلکه

کانو,حالت چطوره؟

کاري برام پيش اومد ديگه خودم دنبالت ميومدم

مشکلي نيست بعدا ميبينمت

باشه

اوضاع چطوره؟- ديگه چي بگم,با اون گندي که زده شد همه چي به باد رفت-

همه چي بهم ريخت پليس,مشتري‌ها هم چي بهم ريخت

انگار يه نفر يا شمشير زد از وسط کل کار وکاسبي رو دو نصف کرد

تاجرا هم صداشون در اومده حالا بايد دوبرابر بهشون بديم

از هيچي نمي‌گذرن

..فيلم منم ناتموم مونده

اون بازيگر نقش اول مي‌گه که يادوو بهش گفته توي فيلمم بازي نکنه

..منم بهش گفتم

فردا ساعت نه سر فيلمبرداري.. حاضر نشي خودم مي‌کشمت

چکار مي‌تونيم بکنيم؟

منظورت چيه؟ جلو اونارو بگير

چطوري؟ اونا هند نيستن

قربان,يه کاري کنيد

از اون دوستت مالک چرا نمي‌خواي ازت محافظت کنه؟

ببينيد من بازيگرم روزي هزار نفر منو ميبينه

دليل نميشه من با اونا دوستم

شايد بعضي وقتا با مالک سلام عليکي داشتم

42تا کاست از مکالمه شماها دارم

مي‌خواي بشنويي؟

ببين,مار تا وقتي زنده‌س دوستي مي‌کنه

ساونت,کاراي امنيت ايشون رو انجام بديد

!بله,قربان

از کجا فهميدن؟

پليس شمارو دستگير کرده؟- نه واقعيت نداره-

اينارو از کجا در ميارين؟

اين واقعيت داره براي ساخت فيلم از مافيا پول گرفتين؟

نه واقعيت نداره

...اما تيراندازي که شد

رابطه بين مافيا و سينما رو يه جوراي شفاف‌تر کرد..

هنوزم دارم بهتون مي‌گم بين مهمونا اين اتفاق افتاده

شما اينجا چکار مي‌کنيد؟- من از طرف صنعت سينما اينجا هستم-

درباره صندوق رفاه پليس صحبت کردم

..شنيديم شما با سوشما- خواهشا سوال شخصي نکنيد-

بله- براي چي پيش پليسا رفته بودي؟-

خب ديگه چکار کنم؟

يادوو مي‌گه براي فيلمبرداري نرم

اکرم هم مي‌گه اگه نيايي مي‌کشمت

شما بگو داداش مالک,من چکار کنم؟

ببين,تو دوست مني

ترتيب همه چي رو ميدم

اکرم رو کي کشته؟

چاندو گوش کن

کشتن نويد خان ايده خوبي نبود

..بعد کشتن اکرم,حالا پليس از اون مراقبت مي‌کنه..

کار رو خيلي سخت تر کرده..- پس تو اونجا چه غلطي مي‌کني؟-

بهونه تحويلم نده همين الان خبرشو بهم ميدي

نويد ميميره فقط تعداد نگهبانا کمتر بشه

ما نمي‌خوايم اين وسط ضرر بکنيم

کادو,او ن يارو که به مالک جنس ميفروشه لطيف؟

يادو,مزخرف نگو

من از رابطه لطيف و مالک خبر داشتم چرا برم اونو بکشم؟

مگه فقط من اينجام؟

خيليا با چاندو کار مي‌کنن

کريشنان به ما دروغ نمي‌گه

..کار هرکسي بوده

مطمئنا چاندو دست داشته..

با داداش لطيف صحبت کردي؟

بله,داداش مالک

اون تازه دوسال بود که ازدواج کرده بود

يه بچه شش ماهه داره

يکي از افراد چاندو توي ورساي کي بود؟- راوي-

..بزار هر چي بگن

هر کسي احتمال داره با مافيا رابطه داشته باشه..

مالک,ما هم جنگيديم

اما نه اينکه به کارمون صدمه بزنه..

با اين اختلافات خودتون دارين همه رو به فناميدين

همه ترس برشون داشته

..يا فداي اختلافات شما دوتا ميشن

يا پليس اونارو دستگير مي‌کنه..

..مالک

اين ماجرا تا کي ادامه داره؟..

فردا

فهميدم چاندو کجاست

دلم براي کانو تنگ شده- بهش زنگ بزن-

مگه خودم نميدونم؟

دارم زنگ ميزنم

دلم براش تنگ شده

بيشتر از پليس از ازدواج ميترسم

چرا ميترسي؟

ازدواج يعني خودکشي

خودکشي کردم؟ چي داري مي‌گي؟

ببين,قبل از ازدواج با کانو من اصلا نميدونستم که چي ندارم

امروز,هيچکس توي دنيا از من خوشبخت‌تر نيست

چيه؟

تو که الانشم مردي

اما حق با توء بعد ازدواج آدم تغيير مي‌کنه

..قبل از ازدواج

"تو همش مي‌گفتي"کودا,کودا..

اما بعد از ازدواج همش کانو

ميام ميزنمتا

بگيرينش ديوث رو

اسلحه‌م کجاست؟- پايين‌ـه-‌

دنبال اون بگردين

!چاندو,فرار کن

!مواظب باش

اين چطوره؟

تو کي برگشتي؟

حالت چطوره؟- خوبم-

تو چطوري؟

خوبم

اين رو مطمئنم که تير خورده

حتما مرده

!صدرصد

يک قاشق؟- آره-

اگه همه اين اتفاقا نمي‌افتاد چي؟

داداش مالک چطوره؟

خوبه

چاندو؟- خوبه-

اصلا فرصت نداشتم بهت بگم

اما کمکي که شما بهم کردي رو هرگز فراموش نمي‌کنم

تو کي اومدي؟

کانو,زود بيا بالا زود

چي شده؟

..من داشتم تلويزيون نگاه مي‌کردم- چي شده؟-

يکي به چاندو تيراندازي کرده..

کجا؟

داشتم نگاه مي‌کردم- سلام,پاپو هستم-

از چاندو خبر داري؟

اين دکمه رو بزن

..در محل اقامت‌ش بهش حمله کردند

..و سه گلوله بهش اصابت کرده..

و گانگستر چاندو هيچ شانسي براي زنده موندن نداره..

تا اين لحظه خبري نشده اما ساعت‌هاي آينده با ما همراه باشيد

من با بازرس‌هاي اونجا صحبت کردم گفتن صدمه ديده

بعد باهاتو صحبت مي‌کنم

..کودا,يک بار نه

ده دفعه هم تلاش کن..

اون مالک حرومزاده رو بکش

هر کاري مي‌کني ولي اون مالک بکش

تو فعلا استراحت کن,چاندو

الو؟- الو-

مادر- گوشي رو به چاندو بده-

سلام چاندو- ..مامان-

!چاندو

حالت چطوره؟- خوبم-

چرا گريه مي‌کني؟

بهت گفتم که خوبم- مزخرف نگو-

سه تا تير بهت خورده

چيزيم نيست

من از تلويزيون ديدم

تلويزيون تو بهتر ميدونه يا من؟

گوشي رو بده من

گريه نکن- چاندو پسرم بسه ديگه-

يه فکر ديگه بکن

بخاطر خدا ديگه بس کن- چي رو؟-

تازه شروع شده

اين دفعه خدا نجات‌ت داده

گوشي رو به پاپو بده

...داداش چاندو,اون عوضي‌ها چطور- گوش کن-

چيزي نگو,اون کريشنا باهاشون همدسته- کريشنان خودمون؟-

دارم بهت مي‌گم,گوش کن- ..چاندو-

به همه بگو ازش فاصله بگيرن

ترتيب کاراي ديگه رو خودم ميدم

گوشي رو به کانو بده- چاندو,چي شده؟-

تو ديگه شروع نکن

کانو

تو مي‌خواستي با يه گانگستر عروسي کني,حالا چي شده؟

چاندو,من دارم ميام- ديوونه نشو,کانو-

اينجا بيايي که چي بشه؟- من مي‌خوام بيام پيشت-

نمي‌خوام چيزي بشنوم

کودا همينجاست

حواس‌ش بهم هست- تو چرا گوش نميدي؟-

چرا حرف گوش نميدي؟

تو حواست به مادر باشه

"تنهام نذار"

"توي آغوشم بمون و انگشت‌ت رو لبام بذار"

"و توي قلبم بمون"

..مافيا باز ثابت کردند

که در بمبئي حضور دارند...

يه مغازه‌دار توي بازار ودالا به قتل رسيده

..متوجه شديم که کريشنان پيلي

با گروه چاندو و مالک در ارتباط بوده..

و مطمئنا در اين قتل گروه اونا دست داشته

و هيچ کس خبر نداره چجوري اين اتفاق افتاده

اما مغازه‌دار‌ها به يک پسر 17يا18ساله شک دارند

..طبق گزارش پليس

شاهدين مي‌گن ... پسره هميشه با مقتول ديده مي‌شده

و پليس هم‌اکنون در حال تعقيب اون پسر مي‌باشد

ميناکش شارما,بازار وادالا,بمبئي

...مي‌تونيد به همديگه کمک

هم اکنون از هنگ کنگ, يادوو گانيش از افراد مالک روي خط هستند

افرادشون به چاندکانت در کنيا حمله کردند

جناب يادوو,به چه دليل حمله کرديد؟

اين ديگه گفتن نمي‌خواد

عوضي نمک خورده نمکدون هم شکسته

توي اين کار قانون‌شکنارو به سزاي خودشون ميرسونيم

ديوونه شدي؟ فک کردي تو به مالک بگه از چاندو مي‌گذره؟

!حرف مفت ميزني- آره آبجي-

گوش کن

چاندو بجز من کس ديگه‌اي نداره

بذار يه بار با داداش مالک صحبت کنم

با چاندو صحبت مي‌کنم بيخيال ميشه اونم مطمئنم حرفمو قبول مي‌کنه

همه چي رو بيخيال ميشه

يه بار ديگه کمکم کن

بار آخرم کمکم کن ديگه ازت چيزي نمي‌خوام

تو تلاش خودتو بکن

خواهشا

خواهشا يه کاري کن

بحث امنيتي و بقيه رو حواست باشه

اين دفعه نمي‌خوام قسر در بره

بعد بهت زنگ ميزنم

کانو مي‌خواد يه چيزايي بهت بگه

من از احوالت باخبرم

نمي‌خوام با سوال‌هاي الکي وقتمو هدر بدم

...اينجا من پليس نيستم

ما با اين کشور پيمان استرداد نداريم

فقط اومدم تورو ببينم

منو خر فرض کردي؟

عادت به توهين کردن ندارم

حالا چکار مي‌کني؟

ازت چيزي نمونده

يه تعدادانگشت‌شماري از افرادت توي هند باقي موندن

مالک بعضي‌هارو کشت منم يه چندتايي کشتم

..ميدونم افراد جديد پيدا مي‌کني

اما اينو قبول داري .. که ديگه اون قدرت اولي رو نداري

چي مي‌گي؟

چاي اينجا گير مياد؟

کانو,تو خودتم شاهد همچين قضايايي بودي

نه من مي‌تونم بيخيال اون بشم نه اون بيخيال من ميشه

ديگه حرفي نمونده داداش مالک سه تا گلوله خورده

هنوزم زندست حالش خيلي بده,خودتم خبر داري داداش مالک

الات چکار مي‌تونه بکنه؟

!من بهش مي‌گم,اون هيچ کاري نمي‌کنه

اون بيخيال همه چي ميشه,فقط ببخشيدش

فکر مي‌کني اون به حرفت گوش ميده؟

من بهش مي‌گم به حرفم گوش ميده

ديگه هرگز مارو نميبني يه جاي دور ميريم

فقط اون رو ببخشيد

آبجي تو يه چيزي بگو

داداش مالک,من به پات ميوفتم اون رو ببخش

منو مثل خواهرتون بدونيد اون رو ببخش

بخاطر من- مالک؟-

سروجا,کاري که امکان نداره پس ممکن نيست

چطور ممکن نيست؟

او برات هر کاري کرد حتي جونت رو نجات داد

حالا مي‌خواي اون رو بکشي؟

!تو شيطاني

وقتي نميفهمي نيازي به گفتن نيست

هي- چکار داري مي‌کني؟-

سروجا برو کنار- کانو,اسلحه رو بده-

نه- اسلحه رو بده-

احمق نشو- برو کنار يا مي‌کشمت سروجا-

!بسه ديگه- برو کنار-

..من تو رو اينجا آوردم- برو کنار-

مي‌خواي مالک رو جلو چشمام بکشي؟..-

برو کنار

سروجا

ماشين بيار

الان بهم خبر رسيد همسرت هنگ کنگ کشته شده

چي؟

پيداش کن

مامان,گوشي رو به کانو بده

!هنگ کنگ

چرا به من نگفته؟

يه گلوله به سرش اصابت کرده

يکي هم به شکم‌ش اصابت کرده

اما بنظرم با همون گلوله اول تموم کرده

کي؟

چرا؟

کي و براي چي؟ اينارو ديگه نميدونم

اما مسئوليت اين کار با خودته

فقط يه چيزي بهم بگو

چرا وارد اين بازي شدي؟

پول؟

که قبل از اينکه بهش برسي خودت کشته بشي

قدرت؟

که دارم ميبينم

..يه زماني کارهاي کوچيک معمولي مي‌کردي

و بعدش مالک ديدي و اوضاعات بهتر شد..

و الانم اينجايي

چي گيرت اومد؟

دوستات,همسرت همه مردن ..از مادرت دور شدي

و مردم هم تورو به چشم يه گانگستر نگاه مي‌کنن..

آيندت رو چطور ميبيني؟

منتظر حمله بعدي اونا باش

اگه شانس باهات يار باشه فرار مي‌کني

و منتظر فرصت براي انتقام ميشي

درسته؟

آخرش,يا مي‌کشي يا کشته ميشي

اگه بکشي,بازهم احتمال‌ش هست بميري

..اگه اينايي که بهت گفتم

..برات يه ذره قابل درک‌‌ـه..

با من برگرد..

با کمک تو مي‌تونيم شرکت رو از بين ببريم

همانطور که شما دوتا سازماندهي کرديد

...بهت قول ميدم

تو مي‌توني هزار بار ازش انتقام بگيري..

...چاندو,نذار انتقام يک نفر

تو رو کور بکنه..

..سعي کن بفهمي,همه اينا که داره اتفاق مي‌افته

عادت هميشگي کار شماست..

اينا بخاطر يک نفر نيست

..همه اينا

ذات واقعي کار شماست..

همش تقصير من بود,مالک

..سروجا هر اتفاقي که افتاد- گوش کن-

..اون روز

..تو

..اونارو براي کشتن چاندو فرستادي

من به کانو زنگ زدم..

فکر کردم بعدا همه چي خوب ميشه

اصلا فکرشو نمي‌کردم چاندو پانديجي رو مي‌کشه

..بعدش

کار از کار گذشته بود..

ميترسيدم بهت بگم

مالک,تو فکر مي‌کني کشتن چاندو به اين راحتي‌هاست؟

..و الان

تورو توي خطر انداختم..

همه اينا بخاطر منه

تقصير منه

اصلا معلوم نيست اين اتفاقا براي چي ميوفته؟

همه چي خوب پيش ميرفت

همه با هم

تو داداش چاندو,دوتا آبجي کنار هم فوق‌العاده بودين

اما حالا؟

داداش چاندو من خيلي قبول‌تون دارم

من که فکرم زياد کار نمي‌کنه

نميدونم يهو چرا عوض شد

...اما هميشه فکر مي‌کنم

چکار کنيم که همه چي مثل روز اول‌ش باشه..

شما مي‌گي چاندو فکر مي‌کرده ..پانديت براي کشتنش مياد

بخاطر همين اون رو مي‌کشه؟..-

چطور ممکنه همچين اشتباهي کنه؟

اشتباه فقط از اون نبوده

همه ما اشتباه کردبم

پاوار,مي‌خوام با چاندو صحبت کنم

هر طور شده گوشي رو بهش برسون

داداش اقبال,مي‌خواستم بهتون زنگ بزنم اونا چاندو رو با خودشوت به هند بردند

..خبر بازگشت گانگستر چاندو به هند

شوک بزرگي به سياستمداران.. دولت,تجارت و زندگي همه وارد کرد

..چاندو به عنوان شاهد

مي‌تونه موفقيت بزرگي براي پليس به ارمغان بياره..

..طبق گزارش پليس

اظهارات او پرده از.. رابطه خيليا با مافياها برميداره

همه جزئيات درباره رابطه‌ با مافيا رو بيان کرده

از صبح که اين اخبار همه چا پخش شده

...پليس,مديران,مردمان عادي

تاجر,بازيگر و..در اين جريان دست داشتند..

..فقط چاندريکانت مي‌تونه که چه کسايي دست داشتند

و دست‌هاي پشت پرده با مافيا را رو کنه..

نرواش بابا,بمبئي,آج تک

..چاندکان امروز صبح وارد هند شد

..گفته‌ها حاکي از آن است که سياستمدارا..

خانم راني,مالک هستم

بدقت به حرفام گوش کنيد

..هر اتفاقي که بين منو چاندو افتاده

فقط يه سوتفاهم بزرگ بود...

غذا آماده‌س- دارم ميام-

زود بياين

سلام- بفرمايين-

بفرماييد بشينيد

چي ميل داريد؟چاي يا قهوه؟- هيچي-

هيچي؟

بشين

چاندو همش درباره شما حرف ميزنه

حالش خوبه؟

خوبه!خيلي با ما داره همکاري مي‌کنه

مي‌خوام ببينمش

راوته

بفرماييد,جناب راوته؟

با اين چاندو چکار کنيم؟

منظورت چيه؟

اگر عليه من حرفي بزنه چي؟

خب بزنه

چي داري مي‌گي؟

ميدوني چيه جناب راوته,ما باز دست دوستي داديم

مالک زنگ زد

شما مي‌خواهي چاندرکانت رو ببيني؟

نه قربان,من چه مشکلي مي‌تونم داشته باشم؟

باشه,من شما رو ميبينم

باشه

خانم

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

خيلي خوشحال شدم که داريد همکاري مي‌کنيد

جناب سريناوشن مي‌گن تو خيلي چيزا با خودت داري

اصلا نترس دولت پشتيبان‌ت هست

از مادرت هم مواظبت مي‌کنيم

تو هم حواست به من باشه

...خوشحالم افرادي مثل شما با ما همکاري مي‌کنه

شايد نمونه‌اي براي بقيه مجرمين باشي..

گرفتي؟

!چاندو

..چاندو- !آمبولانس-

عليه ايشون هيچ مدرکي ندارم

و منم نيازي به مدرک ندارم

..فقط اينو بدونيد

...اين فقط..

بخشي از کارم بود...

بعد از اون حادثه,چاندو تحت تدابير امنيتي بيشتر قرار گرفت

از يک سو, اونا سيستم ره شکست محکوم مي‌کنن

و از طرف ديگر ..ادعاي مي‌کنه راوته

با مافيا رابطه داشته..

...در جلسات اعضاي پارلمان

هر چيزي مي‌تونه واقعيت داشته باشه..

اما اين حادثه بار ديگر يک علامت سوال بر کل سيستم قرار داد

نارش بابا,بمبئي,آج‌تک

...هرگز نمي‌تونم ثابت کنم.

راوته در قتل پاتيل نقش داشته.. همونطور که خودت گفتي

..اما يه چيز رو ميفهمم توي اين شرايط

نيازي نيست دروغ بگي...

..با اون اطلاعاتي که تو دادي

نميدوني که چه کسايي پاشون گيره..

...نمودار جرم چقد تفاوت پيدا مي‌کنه

شايد تو اصلا متوجه نباشي..

..در عوض اين

..بجز يه تشکر خالي..

چيز ديگري نمي‌تونم بهت بدم..

آقاي شريناويسن

مي‌تونم با مالک صحبت کنم؟

الو؟- شريناوسن-

دوست‌ت مي‌خواد باهات حرف بزنه

داداش مالک- چاندو-

..من

درباره کانو اشتباه بزرگي کردم..

همه ما اشتباه کرديم

..داداش مالک

الان کاري رو که مي‌کنم.. هر چي بنظرم خوب باشه انجام ميدم

..اگه اين وسط چيزي رو از دست دادي

فکر نکن عمدا اينکارو کردم...

متوجه‌م

الو,مالک؟

...ميدوني ديشب به خانم‌م چي گفتم

..اگه اين دوتا کارشون ول کنن

به کار خوبي رو بيارن تا کجاها نميرن..

جناب شريناوسن,من چاندو نيستم

ميدونم تو چاندو نيستي

درباره چيزي که گفتم يک بار ديگه فکر کن

...اگه اين طرف اومدي- اگه اين پيشنهاد من بهتون بدم چي؟-

منم چاندو نيستم,آقاي مالک

حواست به چاندو باشه

حتما

ديشب به انداري و بوکالا حمله شده

اين 25 بار

30نفر از افرادمون دستگير شدن

مالک,کاري که چاندو مي‌کنه زياد براش دردسر نداره؟

حالا هرچي چاندو داره اينکارو مي‌کنه

خيلي ارزش پيدا کرده

وقتي راتور رو کشت يه شوک بزرگ به همه وارد شد

اعتبار شرکت‌مون رو بيشتر کرد

داداش مالک

از هنگ‌کنگ برام پيام اومد

يکي مالک رو کشته

پليس هنگ‌کنگ از روي شک يه نفر به اسم کودا سينگ رو دستگير کرده

:کامل‌ترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org

چاندو بقيه عمرش رو توي زندان سپري کرد

..چهار سال فقط يک بار

براي تشييع جنازه مادرش اجازه خروج دادن..

راني سکته قلبي کرد مرد

پليس نتونست ثابت کنه که پاپو مرتکب قتل کريشنان شده

الانم کار املاک انجام ميده

و هر يکشنبه به ملاقات چاندو مياد

بعد از مرگ مالک,يادوو براي اداره شرکت خيلي تلاش کرد

اما قدرت کنترل بقيه گروه‌هارو نداشت

الان کارهاي کوچيک توي بانکوک انجام ميده

که با گروهاي بمبئي هيچ فرقي نداره

سروجا هنوز هنگ‌کنگ زندگي مي‌کنه

...بجز يوسف, مادر وخواهر

و برادر زن‌ش باهاش زندگي مي‌کنن..

مغازه فروش لباساي هندي باز کرد

و درآمد خوبي داره

يوسف هم راننده سروجاست

...و بعضي وقتا توي هتل هندي‌ها

با خوردن مشروب داستان.. روزهاي خوب‌ش رو تعريف مي‌کنه

..دولت بعد از سال‌ها

سريناوشن رو مدير مدرسه آموزش پليس قرار داد...

اون الان درباره مافيا‌ها يک کتاب مينويسه

شنيدم اسم کتاب‌ش رو "شرکت" گذاشته

شرکت

:ارائه شده توسط مرجع باليوود سينما Www.Bollycine.org

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: نعيم - ويرايش: سميرا

First Edited - Farsi Version 09.07.2019 - By BollyCine Copyright© Bollycine.Org

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.