All language subtitles for Goryeo.Khitan.War.S01.E26.HDTV[.AirenTeam]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

::::::::: آيــــ(جنگ گوریو - خیتان)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

(این درام بر اساس اتفاقات تاریخی‌ ساخته شده)

ولی ممکن است برخی از جزئیات) (با حقایق تاریخی متفاوت باشد

دستورالعمل‌های تولید در هنگام فیلم‌برداری) (با حیوانات به‌شدت رعایت شده‌

::::::::: آيــــ(قسمت 26)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

(فرمانده‌ی میدانی شمال شرق)

!عجله کنین

!باید سریع‌تر اعلیحضرت رو نجات بدیم

برو- !سرعت رو بالاتر ببرین-

!حرکت کنین

!سرعتتون رو بالا ببرین، بجنبین

!هی

(گوریو)

ملکه این نامه رو برای قانونگذار میدانی شمال غربی فرستادن

با دقت بخون، قانونگذار میدانی

غوغایی مختصر در گه‌گیونگ رخ داد اما همه چیز فروکش کرده

اعلیحضرت تموم خواسته‌های مقامات نظامی رو پذیرفتن

اون‌ها هم به احترام خواست اعلیحضرت

سر وظیفه‌شون برگشتن

...اما، این اتفاق

اعلیحضرت رو بخاطر اینکه زودتر متوجه نگرانی‌های اون‌ها نشده، ناامید کرده

و ایشون بیمار شدن

...به همین خاطر، حکم صادر می‌کنم که

نیروهای منطقه‌ی مرزی باید بدون حواس پرتی

سر پستشون بمونن

اگر کسی از این فرمان سرپیچی کنه و سربازانش رو به حرکت در بیاره

خیانت به حساب خواهد اومد و مجازات سختی در انتظارشه

(گوریو)

درباره‌ی چی بود؟

درباره‌ی اینکه اعلیحضرت دیگه همه چیز رو تایید کردن

ولی چرا ملکه فرمان رو صادر کردن؟

ایشون نوشتن که اعلیحضرت بیمار شدن

(نو جون، معاون اطلاعات)

،قانونگذار میدانی باورش برام سخته

می‌دونم

برای منم مشکوک بنظر میاد

ولی، نمی‌تونیم بگیم دستور نوشته شده ...به دست ملکه

بر اساس دروغ نوشته شده

(گوریو)

عقب نشینی می‌کنیم- !قانونگذار میدانی-

الان نمی‌دونیم چی درسته و چی غلط

اگه تو این وضعیت به رفتنمون ادامه بدیم

ممکنه عاقبتمون مثل کانگ جو بشه

حالا باید چی کار کنیم؟

دو یونگ سو) (معاون کل شمال شرق

متزلزل نشین

من از شخص امپراطور دستور گرفتم

(لی جا ریم، فرمانده‌ی دفاع هواجو)

بله، فرمانده‌ی میدانی- بله، فرمانده‌ی میدانی-

!حرکت می‌کنیم

!حرکت می‌کنیم- هی-

!حرکت می‌کنیم

(کیم هون، رئیس ارتش مرکزی)

(چوی جیل، رئیس ارتش مرکزی)

سربازها کی می‌رسن؟

...به نظر میاد

سربازهای شمال غرب نمیان

اگه راه افتاده بودن

ته الان به گه‌گیونگ رسیده بودن

...یعنی سربازان شمال غرب

از این کودتا حمایت می‌کنن؟

من هم مطمئن نیستم چه اتفاقی افتاده

(چوی گو، وزیر دفاع)

سربازهای شمال شرق چی؟

اون‌ها به زودی می‌رسن

ژنرال، بیا فقط به زور ازشون رد بشیم

قبل اینکه سربازهای شمال شرق برسن

باید اعلیحضرت رو هر چه سریع‌تر دستگیر کنیم

برای انجامش چه دلیلی داریم؟

...اعلیحضرت همونطور که درخواست دادیم

جانگ یون وو و هوانگبو یو یی رو تحویل دادن

...اگه با اون وجود حمله کنیم

تبدیل به خائنایی می‌شیم که هیچ جا، راهمون نمی‌دن

به نظرت باید بدون جنگیدن بمیریم؟

...به هر حال که ما از همون لحظه‌ای که

وارد این قصر شدیم، خائن محسوب می‌شدیم

این درست نیست

ما فقط برای مجازات کردن جانگ یون وو و هوانگبو یو یی قیام کردیم

...کار ما

خیانت نبود

!ژنرال کیم

سربازان شمال شرقی ...نامه‌ی شما رو نادیده گرفتن

و دارن به سمت گه‌گیونگ میان

قبل رسیدنشون

اعلیحضرت باید این شورش رو تصدیق کنن

...به ژنرال کیم دستور بدین

...سربازهای بیرون جونگ‌جون رو شکست بده

و به جونگ‌جون حمله کنه

چی؟

من از قبل شما رو مطلع کردم

وقتی سربازان شمال شرقی برسن

اون دو تا ژنرال، شمشیرشون رو ...به سمت اعلیحضرت می‌گیرن

و تسلیم نمی‌شن

به جای اون

بهتر نیست شمشیرشون رو ...سمت خدمتگزاران اعلیحضرت بگیرن

و اعلیحضرت رو تسلیم کنن؟

بانو ملکه، شما دیگه قدم اول رو برداشتین

...شما الانش هم جزئی از شورش هستین

به شرط اینکه من دختر معاون وزیر کیم رو بکشم

!من هیچوقت چنین دستوری ندادم

کی باور می‌کنه؟

همین الان به ژنرال کیم دستور بدین

وقت نداریم

اعلیحضرت رو از مرگ نجات بدین

بخاطر همین تا اینجا پیش رفتیم، نه؟

منظورت چیه؟

من چرا باید به سربازهای شمال شرقی دستور بدم که برگردن؟

سربازهای گوریو نباید با هم بجنگن

اگه ده ها هزار سرباز وارد جنگ بشن

حداقل چند هزار سرباز ورزیده هم می‌میرن

برای جبران این کمبود

سه تا چهار سال وقت لازمه

...سربازهای ورزیده‌ای که اعلیحضرت اینقدر برای تربیتشون تلاش کردن

بیهوده می‌میرن

...پس

می‌گی همینطوری تسلیم نیروهای شورشی بشم؟

لطفاً فعلاً این کار رو بکنین

...و بعداً، منتظر فرصتی بمونین

تا رهبران شورش رو مجازات کنین

این چه حرف مسخره‌ایه

اگه الان تسلیمشون بشیم

حتی جون اعلیحضرت هم تو خطر میوفته

اون سربازها جرئت آسیب زدن به اعلیحضرت رو ندارن

اگه قصدشون آسیب زدن به اعلیحضرت بود

زودتر از این‌ها انجامش می‌دادن

اعلیحضرت، فقط باید یه مدت کوتاه خودتون رو پایین بکشین

...حتی فرمانده‌ی قبلی، کانگ جو هم

اولش یه خدمتگزار سرکش و وحشی بود

...ولی، اعلیحضرت چنین مردی رو تبدیل کردن

به یه خدمتگزار وفادار به گوریو

برای آخرین بار

لطفاً برای آخرین بار این سختی رو تحمل کنین

این کار برای حفظ نیروی ملی گوریو ضروریه

اشتباه می‌کنی

اون مردها با کانگ جو فرق دارن

هر چی هم بشه اون‌ها هیچ وفاداری ندارن

اون‌ها فقط گردن کلفت‌هایی هستن که می‌خوان موقعیتشون رو نگه دارن

اگه به چنین آدم‌هایی قدرت بدیم

تمام گوریو رو نابود می‌کنن

حق با اونه

...اگه لازم باشه برای متوقف کردن اون شورشی‌ها

تو این موقعیت باید فداکاری کنیم

حتی اگه سربازهای شمال شرقی برسن

تضمینی وجود نداره که به راحتی بتونن به نیروهای شورشی مسلط بشن

اون مردها مطیع شدنشون رو با مرگ یکی می‌دونن

اون‌ها مطیعانه عقب نشینی نمی‌کنن

...حتی ممکنه که

سربازهای شمال شرقی شکست بخورن

اگه این اتفاق بیفته

گوریو به پایان می‌رسه

حتی اگه چنین نتیجه‌ای پیش بیاد

اعلیحضرت نباید تسلیم بشن

...قدرت یه ملت

توسط یه پادشاه عادل و خدمتگزاران وفادارش پرورش پیدا می‌کنه

اگر این دو باشن

قدرت ملی از دست رفته به راحتی می‌تونه بازیابی بشه

از قربانی شدن نترسین

لطفاً تا آخرش بجنگین

...اعلیحضرت

نباید دوباره مثل یه امپراطور دست نشونده بشن

اگه این اتفاق بیفته

اعلی‌حضرت دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونین روی پای خودتون بایستن

بله

نخست‌وزیر یو درست می‌گن

من تسلیم نمی‌شم

...تا وقتی که به گوریو اهمیت می‌دم

،و شما وزرا هم همون‌ قدر برای گوریو اهمیت قائلین

...ما مطمئنا

دوباره برمی‌خیزیم

این نامه از طرف ملکه برای ژنرال کیمه

(فرمان)

...ملکه امپراتور

بهتون فرمان دادن تا سربازانی رو که ...داخل جونگ‌جون پادشاه رو محاصره کردن

بکشین و ایشون رو فورا نجات بدین

همین الان اونا رو بکشین و به جونگ‌جون حمله کنین

وقتی شمشیرهاتون رو به سمت مردم ...نشونه بگیرین

اعلی‌حضرت چاره‌ای جز تسلیم شدن ندارن

!فورا این کار رو بکنین

!وقت نداریم

من جلو می‌رم

معاون کل

همین الان برو کنار

...ملکه

بهمون دستور دادن تا از اعلی‌حضرت محافظت کنیم

(لی هیون، معاون کل)

به من دستور داده شده تا از اعلی‌حضرت محافظت کنم

معاون کل

لطفا برین کنار

من دوست ندارم کسی مثل شما رو بکشم

من هم دوست ندارم که مقابل کسی مثل شما بجنگم، ژنرال کیم

وقتی که خیتان‌ها داشتن منو ،در سام‌ سو‌چه تعقیب می‌کردن

...شما تنها کسی بودین که

منو نجات داد

معاون کل

برای آخرین بار میگم

برین کنار

من از اعلی‌حضرت محافظت می‌کنم

حمله

!بله، قربان- !بله، قربان-

!حمله

!از اعلی‌حضرت محافظت کنین

!از ایشون حفاظت کنین

!دنبال من بیایین

!اعلی‌حضرت- !قربان-

!اعلی‌حضرت- !اعلی‌حضرت-

!گستاخ‌ها! فورا تمومش کنین

فکر می‌کنی کجا هستی؟

!هی- !همین الان برین کنار-

همشون

!بکشیدشون

!ولگردا- !نه-

!تو- !نه-

!چرا، تو

!کافیه

!ژنرال کیم

منو ببخش

از اونجایی که نیروها از شمال شرقی ،در حرکتن

ما چاره دیگه‌ای جز وارد شدن به جونگ‌جون نداریم

اعلی‌حضرت

یه پیام سلطنتی برای نیروهای ...شمال‌شرق بفرستین

و بهشون بگین برگردن- دهنتو ببند-

فکر می‌کنی من تسلیم تو می‌شم؟

!اعلی‌حضرت

،اگه به خودت مطمئنی بیا جلو و منو بکش

اگه مطمئنی که بعد از کشتن امپراتور هم ...نجات پیدا می‌کنی

پس انجامش بده

نه- اعلی‌حضرت-

!بی خاصیت- !تمومش کن-

بعد، می‌خوام گلوشو ببرم

...می‌خوام از شر

!همه‌ی خدمتگذارای اینجا خلاص شم، یکی یکی

این چیزیه که می‌خواین؟

چطور جرئت می‌کنی؟

!زود باشین، تصمیم بگیرین

قراره همه‌ی این خدمتگذارا رو به کشتن بدین؟

!هدف

(فرمانده‌ی میدانی شمال شرق)

کمان‌هاتون رو پایین بیارین

ما اینجا نیومدیم تا مقابل شما بجنگیم

اومدیم تا جنگجوهایی که مرتکب خیانت شدن رو تنبیه کنیم

عجله کنین و دروازه رو باز کنین

شما فریب خوردین

...اعلی‌حضرت

...حتی یکبار هم افسران نظامی

گوریو رو رها نکردن

...باید به عقب نگاه کنین

و به این فکر کنین که اعلی‌حضرت چه جور امپراتوری بودن

اعلی‌حضرت کسی هستن که ...سربازان گوریو رو

بیشتر از هر کسی عزیز می‌کنن

خیلی خب، دروازه رو سریعا باز کنین

شما سربازایی هستین که باید با خیتان بجنگین

...شما سربازایی هستین که نمی‌تونین با

!اتهام دروغ خیانت بمیرین

!الان وقتشه! حمله

اعلی‌حضرت- اعلی‌حضرت-

قربان، شما خوبین؟

اون افراد کجان؟

اعلی‌حضرت

همه‌ی نیروها رو برگردونین

اعلی‌حضرت- فرمانده دفاع، گوش کن-

بله، اعلی‌حضرت

افرادت رو بردار و همین الان به شمال شرقی برگردون

برو و از مرزها حفاظت کن

...اما- ...شورش در گه‌گیونگ-

تموم شده

افسران ارتش سوء تفاهمشون از من رو ...برطرف کردن

و دوباره با من پیمان بستن

...پس

زودتر برگرد و از مرزها حراست کن

...اعلی‌حضرت، من نمی‌دونم

اون‌ها الان دارن چطور ...شما رو تهدید می‌کنن اما

شما نمی‌تونین اینطوری تسلیم بشین

اعلی‌حضرت، طرف ما بیاین

ما ازتون مراقبت می‌کنیم

لطفا این کار رو بکنین

همین الان اعلی‌حضرت رو !همراهی کنین

!همتون دست نگهدارین

این دستور امپراتوره

سریع به پست‌های خودتون برگردین

فرمانده‌ی دفاع

همین الان برگردین

اگه به دستور من سریعا ...عمل نکنین

شما رو یه خائن به حساب میارم

!حالا

بله، اعلی‌حضرت

معاون کل

نیروها رو برگردون

بله، معاون کل

اعلی‌حضرت

(فرمانده‌ی میدانی شمال شرق)

باید باهاشون بری

...فعلا

در شمال‌شرق بمونین

من کنار اعلی‌حضرت می‌مونم

مشاور خصوصی

من نمی‌تونم اعلی‌حضرت رو دست این شورشی‌ها تنها بگذارم

خوشبختانه، همه چیز خوب پیش رفت

در نهایت اعلی‌حضرت تسلیم شدن

کارتون رو عالی انجام دادین

،از حالا به بعد ...من و افسران ارتش

با تمام وجود ازتون مراقبت می‌کنیم

یه چیز دیگه

معاون وزیر تعزیرات از گه‌گیونگ اخراج می‌شه

لطفا یه کم استراحت کنین

ما کاملا نقشه‌ی ...مصادره‌ی زمین‌های

افسران نظامی رو لغو می‌کنیم

...و مشاور سلطنتی جانگ یون‌وو

و افسر هوانگبو یو ای که ...این ایده رو پیشنهاد دادن

تبعید می‌شن

و از حالا به بعد، مطمئن می‌شم که ...با شما افسران ارتش قبل از

تصمیم‌گیری درباره‌ی کلیه‌ی امور دولتی مشورت کنم

سپاسگداریم، اعلی‌حضرت- سپاس گذاریم، اعلی‌حضرت-

بذارین یه چیزی ازتون بپرسم

بله، اعلی‌حضرت لطفا بفرمایین

...آیا واقعا دلیل اصلی اینکه شورش کردین

حفظ غرورتون به عنوان افسران نظامی بود؟

بله. همین‌طور بود اعلی‌حضرت

ما بهتون اطمینان می‌دیم که دلیل دیگه‌ای نبوده

پس بهم یه قولی بدین

...که هرگز

به هیچ‌کس دیگه‌ای آسیب نزنین

البته، اعلیحضرت

به کسی آسیب نمی‌رسونیم

یه‌بار دیگه بابت اهانتمون عذرخواهی می‌کنیم

...و عمیقا سپاس‌گزاریم که چطور سربازای

شمال‌شرقی رو دور کردین

...همه ما اینجا

همچنان به خدمتگزار وفادار اعلیحضرت بودن، ادامه می‌دیم

پس لطفا نگران نباشین

پس ما، از حضورتون مرخص می‌شیم

باید از شر کانگ گام‌چان خلاص‌شیم

...اون سربازا رو از شمال‌شرق آورد

و سعی کرد مارو بکشه

من به اعلیحضرت قول دادم

به هیچ‌کس آسیب نزنین

اونا چه جنایتی مرتکب شدن؟

شرط می‌بندم هیچ اشتباهی نکردن

فقط رو اعصاب اون مقامات نظامی رفتن

اون‌وقت چه اتفاقی برای بقیه اعضای دربار میوفته؟

منم نمی‌دونم

چند روزیه که نخست وزیر، قصر رو ترک نکرده

چی می‌شه اگه هر مقام مدنی قصر رو اون‌جوری ترک کنه؟

همتون اجازه دارین که برین

...از همتون بابت

زحماتتون ممنونم

لطفا اجازه بدین که خودمو معرفی کنم

من ژنرال رتبه چهارم هستم که قراره از این به بعد درخدمت اعلیحضرت باشم

کی شما رو به عنوان ژنرال رتبه چهارم منصوب کرده؟

ژنرال کیم هون و ژنرال چوی جیل، این پست مهم رو به من سپردن

من کنار اعلیحضرت می‌مونم و تمام وقت ازتون محافظت می‌کنم

چه اتفاقی برای ژنرال جی چه‌مون افتاد؟

منم نمی‌دونم

ژنرال- دارم راستشو می‌گم-

واقعا نمی‌دونم

بگرد ببین چه اتفاقی برای ژنرال جی چه‌مون افتاده

بله، اعلیحضرت

همین‌طور

ببین ملکه و همسر سلطنتی حالشون خوبه

بانو کیم هم همین‌طور

مطمئن‌شو حالشون خوبه

بله، اعلیحضرت

چی گفتی؟

منظورت چیه؟

نمی‌دونی اون کجاست؟

واقعا متاسفم

وقتی دیدم سربازا سرزده وارد شدن

از ترس قایم شدم

ولی سربازا بانو کیم رو گرفتن

حقیقت داره؟

بله، فقط این نیست

معاون وزیر کیم یکم پیش اومده بود تا از وضعیت بانو کیم بپرسه

ولی یه سری از سربازا اونو هم کشون کشون بردن

پدر

!جناب کیم- پدر-

!پدر

باید فورا گه‌گیونگ رو ترک کنین

چی؟- ...اگه این‌کارو نکنین،همه اعضای خونواده‌تون-

کشته می‌شن و هیچ‌کسم خبردار نمی‌شه

کی بهت دستور داده که این‌کارو بکنی؟

...دوتا ژنرال‌ها؟ یا

...دستور

از طرف ملکه‌س؟

نیازی نیست که بدونین

اگه می‌خواین در امان بمونین، باید فورا اینجارو ترک کنین

بانو کیم الان کجاست؟

حواستون بهش باشه

راه بیفتین

دخترم کجاست؟

!پست فطرتا

دخترم کجاست؟

!رذلای پست فطرت

!ای وای- ضیافتو ببین-

!اینجا- خوشحالم می‌بینمت

همگی در چه حال بودین؟- یکیم برای من بریز-

بیا پیشمون

!خدای من- این چقدر خوبه-

بیا، یه نوشیدنی بزن، خدایا

...ملکه

...این ضیافتو آماده کردن تا

از شما و ژنرال کیم به خاطر زحماتتون تمجید کنه

ممنون که از شر معاون وزیر کیم خلاص شدین

...من دختر اون مرد رو هم

به شما می‌سپارم

نگران نباشین، یه پیام‌رسون فرستادم

تا فردا صبح، اون دیگه تو این دنیا نیست

به ژنرال کیم‌هون چیزی نگو

اگه در این‌باره بشنوه، دوباره سعی می‌کنه جلوشو بگیره

باشه، متوجه شدم

خب پس، ما هم بریم یه نوشیدنی بخوریم

بله، ژنرال چوی

!به سلامتی- به سلامتی-

تو نوشیدنی زیاده‌روی نکن

همگی، بیاین یه لیوان بنوشیم

بله- بله-

تا الان خیلی زحمت کشیدین

زمان افسران نظامی فرارسیده

!حالا دیگه ما، صاحب گوریوایم

حالا بیاین، بنوشیم

بله، ژنرال چوی- بله، ژنرال چوی-

!همگی بگین، زنده باد ژنرال چوی

!زنده باد ژنرال چوی

!زنده باد- !زنده باد-

!زنده باد- !زنده باد-

اعلیحضرت

معذرت می‌خوام

از همه‌جا پرسیدم

ولی مکان بانو کیم هنوز نامعلومه

بعد از بیرون شدن از قصر

...معاون وزیر کیم و خونواده‌اش هم

ناپدید شدن

همه‌اش کار شورشیا بوده؟

بله

بانوی دربار چوی شاهد بود که سربازا اونارو می‌برن

فورا اون دوتا ژنرال رو پیش من بیارید

اعلیحضرت، درحال حاضر فشار آوردن بهشون خطرناکه

زود باش

اعلیحضرت، لطفا آروم باشین

...من دوباره می‌رم

و یه جوری جای بانو کیم رو پیدا می‌کنم

درنهایت وضعیت به اینجا رسیده

همه اینا تقصیر منه

باید زودتر به موضوع رسیدگی می‌کردم

منظورت از این حرف چیه؟

...واقعیتش، من از طریق اداره بازرسی کل

اون دو ژنرال رو زیر نظر داشتم

نمی‌تونستم فکر نکنم که اونا دردسر درست نمی‌کنن

ولی قبل از اینکه بتونم چیزی بفهمم

همچین اتفاقی افتاد

...نمی‌تونم باور کنم که

حتی نگهبانای اونگ‌یانگ و نگهبانای یونگ‌هو هم جزوش بودن

اونا آخرین سنگر برای محافظت از پادشاه نیستن؟

حتما از قبل با هم ارتباط برقرار کردن

امکان نداره اتفاقی باشه

مطمئنا یه خیانت برنامه‌ریزی شده‌س

چوی گو از وزارت دفاع هم باید جزوش باشه

سربازایی که دیشب ...به جونگ‌جون حمله کردن

شمشیراشون رو سمتش نکشیدن

تقریبا ولش کردن که یواشکی از محل فرار کنه

...حالا می‌تونیم یه طرح کلی از اینکه

خائنا کی هستن، بکشیم

راستی

چرا سربازای شمال‌غربی نیومدن؟

اگه اون سربازا اومده ...بودن، یه روز زودتر از

سربازای شمال‌شرقی می‌اومدن

و اگه اومده بودن، الان وضعیت فرق می‌کرد

ملکه اون‌هارو برگردوند

...چی

چی داری می‌گی؟

...سربازای شمال‌شرقی هم

نامه ملکه رو دریافت کردن

...دستور داده بود که ارتش رو جابه‌جا نکن

چون شورش تو گه‌گیونگ تموم شده بود

پناه بر خدا

...این یعنی

ملکه به خائنا کمک کرده؟

بله، درسته

این حقیقت داره؟

اعلیحضرت

!اعلیحضرت

اعلیحضرت

بانو کیم کجاست؟

اون کجاست؟

فوراً جوابمو بده

نمی‌دونم

دروغ‌گفتن رو تموم کن

...می‌دونم که

...دستور دادی که سربازان شمال غرب

برگردن

،تو به خائنا کمک کردی

و اون خائنا بانو کیم و معاون وزیر کیم رو گرفتن

چطور همه‌ی اینا تصادفیه؟

...حتما با خائنا

معامله کردی

تو به من خیانت کردی و با خائنا هم‌دست شدی

این به خاطر شما بود اعلیحضرت

چی؟ - می‌دونم باورش سخته-

...ولی من اینو صادقانه

برای محافظت از اعلیحضرت انجام دادم

!دروغ نگو

دارم حقیقت رو می‌گم

اون آدما منو تهدید کردن

،اگه همکاری نمی‌کردم

اونا می‌خواستن بهتون صدمه بزنن

لطفاً منو باور کنین

،مهم نیست بقیه چی میگن

شما همه‌چیز منین

همه‌اش تقصیر منه

باید از همون اول فاصله‌ام رو باهاشون حفظ می‌کردم

من یه احمق بودم

وقتی اون مرد گفت می‌تونه بانو کیم رو از قصر بیرون کنه

قلبم متزلزل شد

می‌خواستم اعلیحضرت رو به هر طریقی که شده برگردونم

...اون لحظه‌ای که

تو شب اولمون مثل یه پسر خجالتی بوسه‌ام رو پذیرفتین

وقتی که سرورم فقط منو می‌دیدن

دلم می‌خواست به اون روزها برگردم

ملکه

بله

می‌دونم

می‌دونم چقدر احمقانه بود

با این حال، این همون چیزی بود که ندونسته آرزوش رو داشتم

با این حال، فکر نمی‌کردم که این مرد دست به چنین جنایتی بزنه

...من فقط فکر کردم که اون راهی برای

فشار سیاسی به سرورم داره

...این به این معنیه که

... نمی‌دونی معاون وزیر کیم

و بانو کیم کجان؟

نه. نمی‌دونم

من فقط مورد سوء استفاده قرار گرفتم

چه اتفاقی برات افتاده؟

چرا اینقدر احمق شدی؟

...اون ملکه‌ی عاقلی که

قبلا می‌شناختم کجاست؟

سرورم

بانو کیم این رو برای شما گذاشتن

(اعلیحضرت)

(اعلیحضرت)

اینا لباسایی‌ان که من دوختم

این آخرین خداحافظی من با شماست، سرورم

،هربار که به شما نگاه می‌کردم

قلبم پر از طمع می‌شد

می‌خواستم که شما رو داشته باشم حتی اگر این ...به این معنی باشه که

مجبور شم اونی که توی قلبتونه رو ازش بیرون کنم

هرچند که می‌دونستم این کار گناهه

بازم نمی‌تونستم جلوش رو بگیرم

من خیلی دوستون دارم، سرورم

،نمی‌تونم چنین عشقی رو تحمل کنم

پس دارم می‌رم

دارم می‌رم چون می‌ترسم عشقم به حقیقت بپیونده

از شما خواهش می‌کنم. دنبال من نگردین

بالاخره یه روزی به آرامش درونی می‌رسم

پس لطفاً نگران من نباشین

همسرم

اون یه ذره‌هم حرکت نمی‌کنه

فکر کنم مُرده

این بده، نیست؟

به ما گفته شده به هیچ وجه نذاریم فرمانده کیم هون بمیره

اول یه پزشک خبر کن. فوراً

باشه

فرمانده

فرمانده

فهمیدین چی گفتم؟

حواستون باشه که دراز بکشین و ساکت بمونین

...از افسران نظامی عصبانی نشین

و عمرتونو کوتاه نکنین. فهمیدین؟

خدای من

بسیار خب

،اگه واقعا دلتون می‌خواد خیلی بد بمیرین

وقتی که سربازای خیتان دوباره ،به ما حمله کردن

برین و در حال مبارزه با اونا بمیرین

این بهتر از مردن به دست مردم گوریو نیست؟

پس، لطفاً خودتونو تا اون موقع کنترل کنین

فهمیدین؟

رئیس کانگ. گوشت با منه؟

!خدای من

خدایا، اون بدجنسا چطور می‌تونن این کارو با یه نفر انجام بدن؟

من خوبم

کمکم کن. می‌خوام برم پیش اعلیحضرت

به هیچی فکر نکن و فقط همینجا بمون

من فرمانده رتبه‌ی چهارم. باید کنار اعلیحضرت باشم

لجبازی نکن

حتی اگه بری پیش اعلیحضرت، در حال حاضر هیچ‌ کاری ازت برنمیاد

گه‌گیونگ رو ترک کن

کاری هست که باید بیرون گه‌گیونگ انجام بدی

منظورتون چیه؟

خائنا بانو کیم رو گرفتن

پیداش کن و ازش محافظت کن

لطفاً این کارو به خاطر اعلیحضرت انجام بده

شما همسر مشاور سلطنتی نیستین؟

دارین کجا می‌رین؟

می‌رم تا به معبد هدایایی رو اهدا کنم

اما، چرا همه‌ی این کارا رو انجام می‌دین؟

به خاطر اینکه یه جنایتکاری فراری وجود داره

نگاهی به اون گونیای برنج میندازم

فکر می‌کنی داری چیکار می‌کنی؟

این برنج اهدایی به بودائه چرا داری با شمشیر بهش ضربه می‌زنی؟

این کارو نکن و برو کنار مگر اینکه بخوای بری جهنم

بسیار خب. به راهتون ادامه بدین

فوراً به یه معبد برو و سه هزار بار تعظیم کن

بیاین بیرون

داریم کجا می‌ریم؟

ما نمی‌تونیم جلوی بودا شما رو بکشیم

از من دلخور نباشین

من فقط از دستورات پیروی می‌کنم

پس، با تیر انجامش بده

من همسر اعلیحضرتم

،اگه این ماجرا بعداً فاش بشه ...تیراندازی به من به من

از بریدن گلوم مجازات کمتری داره

دست به کار شو و انجامش بده. ممکنه که بمیری

ولی حداقل باید جون زن و بچه‌ات رو نجات بدی

داری چیکار می‌کنی؟ زودی باش و تیراندازی بزن

تو انجامش بده- چی؟ -

گفتی انجامش می‌دی

ولی فکر نمی‌کنم بتونم انجامش بدم

پس، بذار برم

تو همین حالاشم از عواقبش می‌ترسی

پس، کار عاقلانه اینه که انجامش ندی

عجله کن و قبل از اینکه بقیه بیان تصمیم بگیر

ما رو خواسته بودین؟

چیزی هست که می‌خوام ازتون بپرسم

صادقانه بهم جواب بدین

بانو کیم و خانواده‌ی معاون وزیر تعزیرات کجان؟

،بانو کیم به خواست خودش قصر رو ترک کرد

و معاون وزیر تعزیرات خانواده‌اش رو به حومه‌ی شهر برده

فرمانده

چطور جرأت می‌کنی در مقابل اعلیحضرت دروغ بگی؟

...بانوهای دربار زیادی هستن که دیدن سربازا

بانو کیم رو می‌کشیدن

یکی هم هست که معاون وزیر تعزیرات ...و تمام خانواده‌اش رو دیده که

درحالی‌که توسط سرباز محاصره شده بودن، گه‌گیونگ رو ترک می‌کردن

فرمانده

فوراً بانو کیم و معاون تعزیرات رو برگردون

مشاور سلطنتی

چطور جرأت می‌کنی دستور بدی؟

هنوز فکر می‌کنی که این دنیا توسط مقامات مدنی‌ای مثل شما اداره میشه؟

!فرمانده چه

فکر می‌کنی داری جلوی اعلیحضرت چیکار می‌کنی؟

زودباش معذرت‌خواهی کن

برو و هرچقدر که می‌خوای عذرخواهی کن

من چیزی نمی‌گم

فرمانده چه! صبر کن

واقعا عذر می‌خوام

...و تو

واقعا هیچی نمی‌دونی؟

درسته

چرا باید همچین کاری کنم؟

پس، من میرم

باشه، لطفا مواظب خودت باش

بله، بانوی من

!برو

مارو نجات بده، بودای مهربان

برو فورا از اعلیحضرت عذرخواهی کن

عذرخواهی برای چی؟

دوره ما رسیده

از چی میترسی که بهم میگی باید عذرخواهی کنم؟

!افسر چوی

لطفا سر عقل بیا

!تو باید سر عقل بیای

تو حتی نتونستی !جی چه مون رو اسیرنگه داری

چیکار میکنی؟

...چرا باید

با همه چیز انقدر ساده لوحانه برخورد کنی؟

چی گفتی؟

وقتشه دیگه بکشی کنار

خودم به بقیه‌اش می‌رسم

...فقط بیکار بشین

و وقتی که داری از زندگی راحتت لذت میبری !نتیجه تلاش‌هات رو ببین

!ای گستاخ

شماها، از کی پیروی می‌کنین؟

من یا فرمانده کیم؟

!من از شما پیروی میکنم، افسر چوی

!ماهم

!ما گوش به فرمان شماییم- !ما گوش به فرمان شماییم-

خوبه

حالا، باید چیکار کنم؟

راستشو بگم

نمیدونم باید چیکار کنم

حالا که قدرت رو به دست گرفتی

حالا باید از این قدرت لذت ببری

بلاخره، مگه همونی نبود که میخواستی؟

اون برای بازسازی گه‌گیونگ کمک های مفیدی کرد

لطفا اون روبه عنوان فرماندار منطقه‌ای پایتخت منصوب کنین

از این به بعد، مقامات نظامی ...که میتونن تو جلسات روزانه دربار شرکت کنن

باید برای کار به عنوان مقامات مدنی هم مجاز باشن

دفتر بازرسی کل را منحل کنین و کوموده رو تو دست بگیرین

تا مقامات نظامی بتونن نظم و انظباط رو بین همه مقامات دربار مستحکم کنن

همینطور، از شر سه دفتر خلاص شید دوجونگ سا رو تحت کنترلمون بذارین

،تا ما، مقامات نظامی بتونیم خزانه دولت رو مدیریت کنیم

راجع بهش فکر میکنم

لطفا پیشنهادای منو فورا تایید کنین

افسر چوی، داری چیکار میکنی؟

تجدید ساختار همچین سازمان های دولتی

باید با در نظر گرفتن صد سال آینده انجام بشه

اگه برای بازسازی همچین تصمیم بی ملاحظه ای بگیریم

تایید میکنم

اعلیحضرت

چیز دیگه‌ای هم هست که بخوای؟

برای الان بسه

ممنون که پیشنهادمو تایید کردین

وای خدای من

از شر همه چیزایی که به دفتر بازرسی کل تعلق داشت خلاص شید

خدای من، الان داری چیکار می‌کنی؟

اونا اصلا به حرفام گوش نمی‌کنن

منتظر چی هستی؟

بهت گفتم وسیله هاتو جمع کن !و فورا برو

دفتر بازرسی کل منحل شده

!گمشو

!حالا

باید دستمزد مسئولا رو پرداخت کنیم

خزانه‌ی دو جونگ سا رو باز کنین

چشم

چی؟

،مسئله اینه مقامات مدنی حقوق نمیگیرن

چی گفتی؟

مقامات نظامی تنها کسایین که حقوقشونو میگیرن

شما مقامات مدنی میتونین تو خیابون گدایی کنین یا غذا بدزدین

مناسبه خودتونه

...چطور جرات میکنن

...میترسم

با این اوصاف دربار تعطیل بشه

من تا حالا همچنین شرورهای بی رحمی ندیده بودم

بیشتر و بیشتر مقامای دربار دارن استعفا میدن

فعلا بهشون اجازه میدیم تا راه خودشونو برن

،میفهمم که تحقیر آمیزه

اما باید تحمل کنین

ما اصلا نمی تونیم اجازه بدیم که دربار امپراتوری از هم بپاشه

!بله، اعلیحضرت- !بله، اعلیحضرت-

خدای من- دارم راستشو میگم-

...گفتم- ...ای وای-

بیا اینجا

توام با من میایی

اسمت چیه؟

خدای من، نگاه

نترس گازت نمیگیرم

!آروم، بچه ها، خوب رفتار کنین

می‌تونی بری

میخواستیم برای جنگ خودمونو آماده کنیم

...افسر چوی، این عطره

...در مورد پارک جین

مردی که به عنوان فرماندار منطقه پایتخت منصوب شده

،تو هم تو چونجو بودی پس باید بشناسیش

بله

،از وقتی پسر بزرگش تو جنگ فوت شده

خیلی از تصمیمات دربار ناراضی بوده

،وقتی کیم چی یانگ می خواست کودتا کنه

دوست داشت تو اون شرکت کنه

...اما اون مرد

برای کمک به بازسازی گه‌گیونگ اومده اینجا

به نظرت عجیب نیست؟

درسته عجیبه

بعد اومد و منو دید

...و

...اون درباره برنامه‌ش برای برکناری

معاون وزیر تعزیرات بهم یگفت

...پس اون اتفاق‌ها

بله، همشون ایده های خودش بوده

و بعد به کیم هون و ...چوی جیل نزدیک شد

...و باهاشون دوست شد

بعدش کودتا شد

...پس فکر میکنی که

اون پشت اینا بوده؟

همین فکر رو میکنیم

کارهایی که مقامات نظامی بعد ...از به دست گرفتن قدرت انجام دادن

مطمئن‌مون کرد که درست میگیم

...از اینکه چجوری

حق بازرسی همه مقامت ...رو با تاسیس کوموده و گرفتن

تا اینکه چطوری اونا پیشنهادات استانی رو از طریق دو جونگ سا در اختیار گرفتن

...امکان نداره کیم هون یا چوی جیل

خودشون همچین فکری به ذهنشون رسیده باشه

،پس اون مرد، پارک جین

مغز متفکر اون شورشیاست

یه چیزی هست که من رو بیشتر نگران می کنه

اون چیه؟

...فکر میکنم همون مردیه

که در حین فرار اعلیحضرت بهشون حمله کرده

به محض اینکه خبرها پخش شد که اعلیحضرت به سمت چونگجو رفتن

اون مرد از چونگجو ناپدید شد

وایسا همونجا

مشکل چیه؟

یه چیزی هست که می خوام بررسی کنم

چیه؟

...میشه

شونه هاتو بهم نشون بدی؟

چه غیرمنتظرانه

چرا میخوای یه دفعه ای شونه هامو ببینی...؟

مشاور سلطنتی

...شما

به دلیل تلاش برای ترور اعلیحضرت بازداشتید

که خیانت بزرگی محسوب می شه

!بگیرینش

ولم کن

!ولم کنید

مشاور سلطنتی

!مشاور سلطنتی

::::::::: آيــــ(جنگ گوریو - خیتان)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

من احمق بودم ::::@AirenTeam::::

ملکه گوریو توسط یه فرد خائن مورد سواستفاده قرار گرفته ::::@AirenTeam::::

از اونجایی که در نهایت نتونستین خراج پرداخت کنین ::::@AirenTeam::::

ارتش بزرگ خیتان از رودخانه یالو عبور میکنه ::::@AirenTeam::::

فرمانده دفاع هواجو به دیدن من اومده ::::@AirenTeam::::

تو راهت، لطفا نامه من رو تحویل بدین ::::@AirenTeam::::

اعلیحضرت، حضوری برید و خراج پرداخت کنین ::::@AirenTeam::::

باشه، میرم ::::@AirenTeam::::

میرم و ادای احترام میکنم ::::@AirenTeam::::

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.