Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تقدیم به همه پارسی زبانان ایران
404 - Not Found تقدیم میکند 404.NotFound.team@gmail.com
https://t.me/Sub404
@sub404 ارائه ای از
فصل 2 قسمت 1 دختر یه سرباز
افغانستان ، گذرگاه خیبر
هماهنگی با بلوری از کانال @cine_club7 - سینما کلاب 1401/04/02
ال فينستون دستور عقب نشيني داده دوک
اون ها بايد در عرض يک ماه به جلال اباد برسن
در ژانويه؟ اب و هوا جلو سد راهشون ميشه
از طريق گذرگاه خيبر چند تا راه وجود خواهد داشت تنگه خيبر يا گردنه خيبر دره و گذرگاهي معروف در رشته کوه هندوکش است که در مرز ميان افغانستان و پاکستان قرار دارد
اسان ترين راه براي کمينه من ميترسم که جايگزين ديگري نداشته باشيم
الفينستون معتقده که پايگاه کابل اشغال نشدنيه
الفينستون انتخابي نداره قربان اون ها مسيري امن رو تضمين کردند
من سرنوشتمو در قبال وعده هاي افغانستان قرار نميدم
ممنونم اقايون
من دليلي نميبينم سر اين موضوع ملکه رو به زحمت بندازم
من نميخوام در اين زمان حساس ايشون رو دچار پريشاني کنم
سرورم
واقعا که مسخرشو در اوردين
درينا اين واقعا خطرناکه ازت خواهش ميکنم
درسته که حاملم ولي قادر به اين هستم که از اين پله ها پايين برم
اه ويکتوريا
ايا اين عاقلانس از تختت خارج بشي؟
سرجيمز گفته بود يکماه استراحت کني
اين چيزيه که منم بهش ميگم ولي گوشش به من بدهکار نيست
من نميتونم براي مدت طولاني رو اون صندلي بشينم
ملکه من
البرت بيا از اينجا بريم بيرون هواي تازه بخوريم
دلم اسب سواري ميخواد؟ اسب سواري؟مطمئنيد؟
بله معلومه که مطمئم
امم ببخشيد منو بانوي من متاسفانه اينکار غير عاديه
براي شما تا در مقابل مردم ظاهر بشيد پيش از اينکه در کليسا براي مراسم حضور داشته باشيد
مراسم؟
اعلي حضرت اين طبيعيه وقتي که شما بچه اي داريد
بايد اول در کليسا غسل داده باشه قبل از اينکه در جامعه حضور داشته باشه
و شما کي باشيد؟ دراموند اعلي حضرت
منشي خصوصي سر رابرت هستم
بسيار خب اقاي دراموند من يک زن نيستم من ملکه هستم
اي خداوند متعال تو را سپاس ميگوييم
براي پذيرفتن اين زن براي ازاد کردن
از درد و خطر وضع حمل
و گناهانش را از بين ببر
صلح و برکت را بدرقه راهش کن خداوند متعال
پدر پسر روح القدوس
بر تو توجه کند و با تو باقي بماند
امين
اسقف اعظم چي از دردو وضع حمل ميدونه اخه؟
رسوايي زانو زدن در مقابل اون مرد پير (کشيش)
انگار که گناهي انجام دادم جز بچه به دنيا آوردن ( بچه داشتن )
چه مراسم جذابي
من به ياد دارم وقتي که تورو داشتم چطور بود ويکتوريا
براي دوباره خوش امد گويي من به کليسا
پس از اينکه چنين هديه اي از خداوند گرفتم
خدا هيچ ربطي به اين نداره
!من برنده شدم من
اوه خيلي وقت بود اين حسو نداشتم
بيا يکبار ديگه مسابقه بديم
اما کارهاي ديگه اي هم هست که بايد انجام بشه
برو اسب
اوه البرت البرت صبر کن
تو نميتونستي منو شکستم بدي حتي با اون شروع طوفانيت
شايد من ميدونستم که ببري چقد خوشحال ميشي عشق من
دلتنگ این لحظه هم بودم
الان وقتش نيست ليزين
مين کلاينز ميچن چه چشمان ابي زيبايي داري
همه بچه هاي داراي چشم ابي هستن البرت *حسوديش شده*
من فکر کنم شما بايد بيايد به اشپزخونه اقاي پينج
اقاي کورادوک در حال اعتصاب و برهم زدن تعادل در اشپزخونه خدمت کاراس
نميبيني سرم شلوغه براندي؟
اون چاقو در دست داره اقاي پينج
تو خودتو وارد دردسر کردي عزيزم بهتره يک چيزايي رو بهت ياد اوري کنم اقاي کورادوک
که اينجا کاخ باکينگهامه تيمارستان نيست
تو بهتره اون چاقو رو به من بدي
ممکنه که اينجا طبقه بالا باشه اما در اصل اين پايين جايي بهتر از يک جاي شلوغ و پررفت امد نيست
من در دست اون نديمه يک نان و شربت ديدم
من فقط مقداريشو براي صرف شام برای دش برداشتم
اقاي فراکنتلي هميشه به من ميگن اينا رو براشون ببرم
اما من اقاي فراکنتلي نيستم همانطور که شما اقاي کودراک نيستيد
چاقو رو بده
همگي برگردن سر کارشون
خانوم
من خيلي خوشحالم که شما رو در سلامتي کامل ميبينم
من حالا احساس خيلي بهتري دارم که سر کار خودم هستم لرد الفرد
زنداني کردن خودم...مناسب من نيست
پس ممکنه ازتون بخوام
نگاهي به ماموريت برادر من سيمپيتس داشته باشيد؟
بايد در فهرست ارتش اسمش باشه
البرت کارهاي منو در غياب من انجام ميداده
من مطمئنم که برادرتو مورد تاييد قرار داده
خيلي ممنونم خانوم قدر دان شما هستم
قربان نامه اي از ژنرال اولنبورک فرستاده شده
متشکرم
البرت بالاخره اومدي
تو جعبه هاي نامه هاي اداري رو در اختيار داري؟
جعبه ها؟ اره
من خيلي دنبالشون گشتم اه نگران نباش
من اونا رو در اختيار دارم
من چيزهاي يافت شده در اين دفتر مخصوص يادداشت خلاصه کردم
ممنونم فرشته من اما خيلي بهتره که جعبه هاي رو مجددا براي من بياري
پس من... من میتونم به جزئیات تسلط پیدا کنم
پس تا وقتی که فکر نکنی به خودت آسیب میزنی
فکر کنم بتونم مدیریتش کنم
راستش رو بخواین خانوم اسکرت، فکر نمیکنم
فکر نکنم شما امادگی ریاست رو داشته باشید
در هر صورت... من با ملکه صحبت کردم
و به دلایلی اون فکر میکنه که شما باید با خانوم جنکینز جا به جا بشین
امیدوارم باورش به خودت رو توجیه کنی خانوم اسکرت
ولی من ازدواج نکردم بارونس
خانوم جنکینز هم همینطور
یعنی نه با یک مرد
من اندازه لباس شما رو به یاد دارم قربان
الآن دیگه باید کاملا اندازه باشه
ممنون
کاملا اندازته
خوشحالم که تایید سلطتنتی شما رو داره
لباس پوشیدین دارین کجا میرین؟
تا از گردان من بازرسی کنیم
سواره نظامان یازدهم؟
خیلی طول نمیکشه تا آماده بشم
میخوای با من بیای؟
شاید این گردان تو باشه آلبرت ولی ارتش منه
برای سربازا خوبه که ملکشونو ببینن
و لرد میدونن که ما باید روحیه شونو بالا نگه داریم
اگه شایعاتی که از افغانستان به گوش میرسه درست باشن
کسی به ملکه گفته؟
شاهزاده هنوز فکر میکنن که نیازی نیست اعلیا حضرت رو نگران کنیم
خیلی زود پس از زایمانش بهشون اطلاع میدن
به نظر من که به اندازه ی کافی الانم قوی هست
به هر حال تو الآن نخست وزیری پیل
لباس ها عالین
ولی توی میدان جنگ کاربردی هستن؟
برای مثال کلاه خود ها. پر ها خیلی... بی ربطن
ولی خیلی زرق و برق دارن
فکر نمیکنم این لباس ها برای جنگ های مدرن طراحی شده باشن
ولی فکر میکنم اگه بپوشمش بهم احساس شجاعت دست میده
!خدا ملکه رو حفظ کنه
!خدا ملکه رو حفظ کنه!خدا ملکه رو حفظ کنه
!خدا ملکه رو حفظ کنه
خوشحالم که میبینم سرورم کاملا خوب شدن
چقدر خوشبختین که چنین... جانشین توانایی دارین
من سعیمو میکنم بهشون خدمت کنم
برام سوال شده خانوم
که آیا درموردت بانو وان ها به نتیجه ای رسیدین یا نه
بیشتر از اون چیزی که فکر کنید اقای رابرت
کدبانوهای جدیدی امروز به اینجا میرسن
و میشه بپرسم کدوم رو انتخاب کردین؟
دوشیزه های بوکلو
تاحالا دیدینش خانوم؟
نه
تمام پیشنهادات دیگه رو دیدم جناب رابرت
اون ته لیست شما بود بله در پایین لیست قرار داشت
من فکر کنم... اگه میشه منو ببخشید
خانوم خانوم
اجازه هست خانوم؟
من میخواستم قبل از رفتن پرنسس رو ببینم
دوست دارم موقعی که خوابه نگاش کن
وقتی بچه های من هم کوچیک بودن زمان مورد علاقم بود
...تو اونا رو
بدون تامل دوست داشتی؟
خوب خوشحال بودم که اونا سالمن
هرکسی که میخواست اونارو اذیت کنه میکشتم ولی دوست داشتن؟
فکر کنم اون بعدا به وجود میاد خانوم
بچه دار شدن همونطور که یه نعمته یه فداکاری هم هست
دلم برات تنگ میشه هریت
اما تو باید در مراسم تعمید(غسل) بیای
تو خیلی خوبه که چنین قانون شناسی رو داری
کالسکه تو اومده هریت
پس تا مراسم تعمید که ببینمت
سرورم دوشیزه ها بوکلو
و خدمه ولیمنیا کوک
سرورم
به کاخ بکینگهام خوش امدید دوشیزه ها
اه من قبلا اینجا بوده ام خانوم
به ملکه ادلین خدمت میکردم
چه بانوی عالی بودن
خواستارم خواهرزادمو معرفی کنم ولیمیمنا
به عنوان دوشیزه جوان
پشتت رو مستقیم نگه دار
خانوم اه
اجازه دارم که به شما و خانوم کوک بخش هاتونو نشون بدم؟
انتظار دارم که این قصرو از قبل به یاد داشته باشید دوشیزه ها
در دوران من فقط یک خونه بود
اما حداقل تمیز بود
پیش خدمتم به من گفت که
که دوشیزه های جدید از اتاق هاشون خوششون نمیاد
چرا ما به عنوان حق کمییسیون به اچاماس ترافالگار نمیریم؟
من از طریق جعبه های نامه پیداش کردم
میدونم البرت اما این خیلی خوبه که من انجامش بدم
تو یادت رفت که اسم سپتیموش پیچت رو وارد لیست کمیسیون های جدید بکنی
من فراموشش نکردم من اونو مناسب نمیدونستم
اما اون بسیار جذابه مثل تمام خانوادش
لرد ملبورن همیشه میگفت یک افسر نیاز به یک پیچت داره *یک مشاور مناسب*
البته اگر لرد ملبورن میفهمید که جذابیت مهم ترین ویژگی یک سرباز نیست خیلی بهتر بود
پس شاید ما نخواهیم که از کابل عقب نشینی کنیم
عقب نشینی از کابل؟
خب پس چرا دربارش چیزی به من نگفتی؟
من نخواستم تورو به اشوب بکشونم؟ اشوب ؟
البرت اون ها میتونن از طریق گذرگاه خیبر در زمستون رد بشن
تو در مورد گذرگاه خیبر میدونی؟ البته که میدونم
خب دلیلی برای نگرانی وجود نداره ویکتوریا.
این فقط نقل و انتقالات استراتژیکیه
واقعا؟
اونا سربازای من اند. آلبرت.باید اینجور چیزا رو بدونم
تو هیچ حقی نداری که ازمن پنهانش کنی
منو ببخش.فقط داشتم تلاش میکردم زندگیتو آسونتر کنم
این چیزیه که داشتی انجام میدادی؟ تو و رابرت پیل؟
شما همیشه خیلی باهم راحتید انگار
ما وجهه مشترک زیادی باهم داریم
میدونی اون ایده مو درباره آرایش دوباره ی ارتش تایید میکنه
بخاطر ارتقای یونیفرم ها
اون همینطور موافقه که یک افسر باید روی زمین های جایزه ترفیع داده بشه
و اون بیشتریت تعریف رو از طراحی های کلاه های ایمنی من میکنه.
من هیچ اهمیتی درباره ی کلاه های ایمنیت نمیدم
داری کجا میری؟ دارم میرم اتاق بچمون
اونجا جایی نیست که فکر میکنی من بهش تعلق دارم؟
بانوی من تاحالا کتاب مغازه ی عتیقه فروشی اثر آقای دیکنز رو خوندی؟
معتقدم خیلی قابل احترامه
من تازه به قسمت مرگ نل کوچولو رسیدم
اوه..خیلی تاسف آوره بانو
فکرکردم هیچوقت نمیتونم گریه مو متوقف کنم
گریه کردن بخاطر یه کتاب.تاحالا همچین چیزی نشنیده بودم
تو دوران من دخترای مجرد حق خوندن رمان رو نداشتند
فکر کردم شاید دوست داشته باشید شاهدخت رو ببینید.اعلیاحضرت
اوه.لیزین نگاه کن.اون داره بهم لبخند میزنه.
بخاطر نفخه احتمالا
بهتره کنار من بشینید خانم اسکیرت
من الان با شغلم ازدواج کردم .برادی
بیا امیدوار باشیم تو از پیشکسوتت با اطمینان و ایمان بیشتری ثابت میکنی
فکر میکردم میخوای دنبال یه دستیار بگردی
مطمئنم بارونس یه فکرایی داره
حتی بارونس هم میتونه اشتباه کنه
از یه زمانه به زمان دیگه
بعدازظهر بخیر.ارباب آلفرد.سرورم
میخواستم بهتون بگم که
حکم برادرتون اجرا شده
واقعا نمیدونم چجوری ازتون تشکر کنم
سپتیموس کاملا برادر مورد علاقمه
مطمئنموظیفشو بخوبی انجام میده.شاهزاده رو دیدی؟
چرا آره.همین الان ردش کردم تا با نخست وزیر حرف بزنم
در گندماک کمین کنید براسال آخرین نسخه ارسال (گندماک یکی از روستاهای افغانستانه و در میان دو شهر کابل و پیشوار قرار داره)
بعداز ظهر بخیر سرورم
ببخشید حرفوتونو قطع میکنم واسم جالبه بدونم درباره ی چی انقدر صادقانه بحث میکنید
آرایش دوباره ی ارتش؟یا شایدم یه موقعیت تو افغانستانه؟
من به این مسائل علاقمندم.آقای رابرت
من دختر یه سربازم
بانوی من.منو شاهزاده درباره ی ماموریت بهسازی جدید صحبت میکردیم
مامور عالی رتبه دولت اقای چادویک
درباره ی خانسالار ها افکار افراطی داره
برات مهمه بشنویشون؟
مطمئنمآلبرت بعدا برام توضیح میده
خبرای جدیدی از کابل رسیده؟
هیچی..هیچی قابل اعتماد نیست..نامه های بطرز غیرمعمولی آروم ند
وقتی به چیزی رسیدید میحوام که بدونم فورا
امیدوارم اذیت نشید اگه بیرون بمونید.دوک
یه سرباز عادت داره تو آب های سرد بتازه.بانو
من اینجا شمارا خواستم چون..
میخوام بدونم اوضاع چطوره تو افغانستان
بدترین چیزی که میتونه باشه.بانوی من
مکناقتن، نماینده توسط افغان ها در کابل ضربه خورده
و اون الفینستون احمق بجای اینکه اوضاع رو درست کنه,
دست رو دست گذاشته تا زمستان بیاد و برف شروع شه
۴۰۰۰سرباز تو کابل داشتیم
بیا امیدوار باشیمسالم به خونه برسند
بنظر میاد انگار که یه شکسته..
هیچکس نمیخواد اونجوری صداش کنه.بانوی من.ولی این چیزیه که هست
وضعیت افغانستان تاسف اوره خداحفظش کنه
هیچی اما سنگ ها و شن ها و مردمان قبیله ای که مثه ببر میجنگند
باید بخوبی تنهایی ترک میکردیم
ممنون که انقد بامن روراست بودی.دوک
این به نفع یه مرد پیره. و شما باید بدترین رو بدونید .بانو
اگه ارتش نتونست برگرده
چشم مردمکشور به شماست بانو.برای مسیر
منآماده خواهم بود دوک
نه.من ممنونم
پدر؟
اوه.خوبه.
چرا بهم نگفتی مکناقتن تاسرحد مرگ ضربه خورده در کابل؟
من و پیل به اهمیتش پی نبردیم.
تا وقتی که شواهد محکمی داشته باشیم نقشه ای برای مبارزه.
چقدر بافکری تو!!
تو اینو حق رو نداری که درباره ی اینکه من چی رو باید بدونم یا نباید بدونم تصمیم بگیری
ویکتوریا.من هیچ دلیلی نمیبینم که بخاطر حقایق ناراحتت کنم
من ملکه ی این کشورم.آلبرت
این تصمیم بعهده ی تو نیست
عالیجناب.پادشاه بلژیک
خاندان بزرگ وابسته به دوک
و مشاور بزرگ
شاهزاده ارنست
اوه ویکتوریای من چه زیبا شدی
مادر بودن برازندته
حالا حواست قراره پرت بشه
با اون وظایف پرستاری خیلی مهربانانه با دل زنان
امیدواره بتونم به آلبرت درحال موجهه شدن با سختی ها کمک کنم
مطمئنم از کمکت ممنون میشه
در ماموریت بهسازی, عمو, تا وقتی که در امور منطقه حضور پیدا کنم.
من همه ی وقتم رو تو بهداری نمیگذرونم
اوه
اوه
اوه اون چونه ی خانوادگی مون رو داره(چونه اش مثه بقیه ی خانواده اس)
حیف ه که اون فقط یه دختره ، البرت
ولی کلی زمان هست .ا؟
همچین زوج خوبی مثل شما ، تا کریسمس انتظار یه نوه ی پسری دارم
هاه
دختر دلپسندی ه . و تقریبا به زیبایی مادرش
ممنون که "ایوس " رو آوردی دلش برات تنگ شده بود ، خیلی زیاد
منم دلم براش تنگ شده بود
!دش
هریت همیشه با دش خیلی خوب بود
شاید استعداد "ویگ"ـی ه ، خانم (ویگ نام حزبی در انگلستان قدیم ست )
ما یک بانوی خدمه ی جدید داریم ، قربان
که اینطور
چه اتفاقی برای آخری افتاد؟
پیش شوهرش برگشت ، قربان
میدونید با این سوپ خیلی سوپرایز شدم ، چیه ؟
فکر میکنم سوپ آلو باشه ، ،قربان
سوپ آلو ؟ آلو رو توی سوپ میریزند؟
سوپ کاکالیکی یک دستور عمل اسکاتلندی خوب
شوهر اخیرم همیشه باهاش شفا پیدا میکرد وقتی دچار حمله ی نقرس میشد
پس این سوپ نیست بلکه دارو ه ؟
معلومه پس چرا مزش اینطوریه آه
یک تاج خروس . خوب بجوش. خانم
هیچی مثل این برای زنی در این سن نیست
اسم آشپز قبلیمون چی بود ، لیزن ؟
آقای فرنکتلی ، اولیا حضرت
لطفا به آقای فرنکتلی بگید که مایلم برگردند
بله ، اولیا حضرت
تصمیم دیگری که در غیاب من گرفته شده
ناراحتی ای پیش اومده؟
متوجه شدم همه چیز بین ویکتوریا و آلبرت خوب نیست
مجبور بودی شام رو انقدر ناگهانی ترک کنی ؟
نمیتونستم تحمل کنم یک لحظه بیشتر اونجا بشینم
مشخصا تنها چیزی که میتونم درمورد فکر کنم ، آلبرت
...تنها مردیه که فکر میکردم میتونم بهش اعتماد کنم
شوهرم .. فریبم داد
فریبت داد ؟ نه نه نه
هیچ فریبی در کار نبود . من خالصانه تلاش کردم تو رو از چیزی پناه بدم
که فکر کردم برات اضطراب آوره
من به پناه تو نیازی ندارم ، آلبرت
تو کاملا من رو خراب کردی ویکتوریا . لطفا
لرد ملبورن با من مثل یک همسطح برخورد میکرد نه مثل یه بچه
تا از ناخوشایندی در امان باشم
متوجه نیستی اگه لرد ملبورن و پمرسون
در وهله ی اول در موضوع افغانستان دخالت نکرده بودند
این سرنگونی شاید اتفاق نیافتاده بود
فکر میکنم تو خسته ای فکر میکنم حق با مادرت بود
تو باید بیشتر استراحت میکردی من خسته نیستم آلبرت ، عصبانی ام
شاید بهتر باشه امشب جای خودم بخوابم
امیدوارم تا صبح منطقت رو به دست بیاری
مثل بچه های میجنگی تنبل شدی
خب من نبرد های زیادی دارم که بجنگم
پس...ویکتوریا ؟
از زمان به دنیا اومدن بچه خیلی تغییر کرده
دیگه نمیشناسمش
از دست من به خاطر نگفتن حقیقت عصبانیه
در مورد قساوت ها در کابل
ولی من فقط میخواستم بهش با بچه زمان بدم
استراحتی به دور از مقامش
شاید ویکتوریا دوست نداره تو تلاش کنی کار هاش رو انجام بدی
من فقط سعی کردم کمک کنم البته
اما ممکنه ویکتوریا فکر کنه که تو داری تلاش میکنی
که کنترلش کنی
ادامه بدیم؟
ممنون ، ارنست
میدونی ، فکر میکنم تو یه روز شوهر خوبی میشی
تو این مورد شانسی ندارم
مگر این که البته دوشیزه ی دوکلئوچ بیوه باشه
اولیا حضرت
سر رابرت از من خواستند لیست ارتش رو به شما بدم ، خانم
تا شاید بخواید ترمیمات بیشتری اضافه کنید
آقای درامند؟
بله ، خانم؟
خبری از ارتش ژنرال الفراستون نیست ؟
سربازان من؟
نه خیر تا جایی که اطلاع دارم ، خانم
اما اگر خبری باشه میخوام اولین نفری باشم که میشنوه . حتی خبر بد
متوجه هستید ، آقای دامند ؟
متوجهم ، خانم
دامند
خانم . باید در مورد سفارش مراسم تعمید صحبت کنیم
فکر کردم مادر بودن نرم ترش میکنه
اما فقط بدترش کرده.
آه ، آلبرت باید یه بچه ی دیگه بهش بده شنل
برادر عزیزم ، نیازی به چنین درشتی ای نیست
اما فکر میکنم نباید سریعا بعد از مراسم تعمید برم
مهارت خاصی در مهار کردن بحث و درگیری دارم
اما ویکتوریا یک توفانه
ملکه از آشپز جدید راضی نیست
میدونی چرا آقای فرنکتلی رفت ؟ در جریان نیستم
اما میدونی به کجا رفت ؟
در اینصورت سپاسگزارم خانم اسکرت
اگر بتونی بهش بگی که ملکه مایلند برگرده
اوه نه بانو ، فکر نمیکنم من بهترین ...کسی باشم که
ملکه به شما اعتماد کرده خانم اسکرت
صبح بخیر آقای فرنکتلی
به نظر سرحال میرسید
میدونید آقاس جنکینس رفت من سرپرست خیاط ام
آیا ...آیا اومدی اینجا که این رو به من بگی؟
چون اگه اینطور باشه من یه آشپزخونه دارم که باید ادارش کنم
...نه
...من...من اومدم که ازت بخوام
یا بهتره بگم که ملکه ازت میخواد که برگردی
برگردم به قلعه؟
... خوب میتونی بهش بگی
که من برنمیگردم
حتی اگه پنج برابر پولی که اینجا میگیرم رو بهم بده
!صبر کن
... اون روز که رفتی
...اومدم پیدات کنم تا بهت بگم
ولی خیلی دیر رسیدم
بله خانم اسکرت دیر رسیدی
یک پرنسس انگلیسی همه چیز رو توی برلین تغییر میده
پروس داره هر سال قوی تر میشه
و خیلی مهمه که در راه درستش پیشرفت کنه
!دختر من حتی دوازده هفته هم سن نداره
فکر میکنم وقتی به سن ازدواج برسه ایده های خودشو داره
بانوان جوان تفکرات خودشون رو دارن
ولی گاهی اوقات بزرگ تر ها بهتر میدونن
...کاملا ممکنه که دیگه بچه ای نداشته باشم
و بچه یک روزی ویکتوریای دوم خواهد بود
اوه چه مضخرفاتی
آلبرت پسر منه و به وظایفش بی توجهی نمیکنه
بابا لطفا
مطمئتم که تو و آلبرت
به کشورتون پرنس ها و پرنسس های زیادی خواهید داد
راستش رو بخواین عمو لئوپولد ...چیزی که کشور من الآن میخواد یک ملکست
نه طویله بچه
من این بچه رو ستایش میکنم ...ویکتوریا آدلاید ماری لوئیزا
برای مراقبت از محافظین او
چه کسی برای بچه پاسخگوئه؟
ایا تو جان میدهی و شیطان و تمام کارهایش
بذله گویی و شکوه دنیا رو رد میکنی
و خواسته های نفسانی خود را؟
بله انجام میدم بله انجام میدم
به نام پدر
پسر و روح القدس
من این بچه رو غسل تعمید میدهم
چه قسمت جذابی
خوشحالم که دوستش داشتی
خودم برای این مناسبت نوشتمش
تو؟
این برج پرشکوه لندنه
یا شایدم یک کیک سرمسته اعلی حضرت
دیدن دوباره ی شما برای من افتخاره دوشیزه
میتونم شوهرمو بهتون معرفی کنم قربان؟
در خدمت شمام اعلی حضرت
قلعه بدون همسرتون دیگه مثل سابق نیست دوک
زن من هرجا که باشه یه جواهره
عذرمو بپذیرید
این غذارو نمیشه خورد
لزن اقای فراکانتلی کی برمیگردن؟
متاسفانه خانوم
اون نمیخواد از موقعیت فعلیش در کانونی که داره ترک کنه
معذرت میخوام سر رابرت
میخواستم چند دقیقه ای وقتتونو بگیرم
عذرمو بپذیرید دوک
میدونید خانوم برادر بزرگ تر من در کمیته اصلاحات فعالیت داره
لرد الفرد چند برادر شما دارید؟
اوه هفت برادر خانوم
من میتونم یک چیز از ویلیام بگم اگه دوس داشته باشید
اوه لطفا این خیلی هم خوبه
ببخشید خانوم
من متنفرم از خبری که میخوام
در این رویداد خوشحال کننده بهتون بگم
اما چیزی هست که باید بهتون بگم
متاسفم که بدترین اتفاق در افغانستان افتاده
با اینکه من وجود مسیری امن رو تضمین داده بودم
باقی مانده مسیر پر از کمین شده
در نزدیکی روستایی در گندامک نابود شد
چهارهزار نفر در افغانستان از بین رفتن
تنها یک نفر جان سالم به در برد دکتر برایدن
با وجود زخمی شدن اون به نحوی موفق
به ایجاد مرزی برای ما در جلال اباد شد
پنجاه مایل از خاک دشمن رفت
اون خودشو به لندن رسوند
من باید فورا ببینمش
یکی از غلزائی ها(افغانی ها)چاقوشو به سمت من چرخوند
اما اون مجله ای که در کلاه من بودو به اشتباه مورد هدف قرار داد
به جای سرم اون مجله یخ زده بود
شاید منظزقی بنظر نرسه که من زنده مونده باشم
وقتی که بسیاری از مردان معقول و مناسب مردن
شما بسیار هم شجاع هستید دکتر برایدون
و ممنونم بخاطر اینکه امروز به اینجا تشریف اوردید
همه ما در اونجا به فکر و یاد شما بودیم خانوم
دوست من کاپیتان سولتر
اون خدا را صدا میزد و میگفت زنده باد ملکه
وقتی که اون
ارزو میکردم ای کاش الان کنار من میبود
اون میگفت با کلمات نمیشه عدالتو اجرا کرد خانوم
یک درخواست دیگه امروز به اینجا رسید
این من نیستم که باید جوابگو باشم
ما کاری با افغانستان نداریم
و همین حالا سربازان شجاع ما باید هزینه ای دیگری رو پرداخت کنن
ملبورن و پالمرستون
بازی بسیار جالبیه واقعا
میبینم که ملاقاتی دارید
یک روز بد برای کشور در راهه خانوم
چه حقارتی
از این موضوع کاملا باخبر هستم دوشس
!نظم
!نظم
نخست وزیر میتونه به دادگاه توضیح بده
چطور ممکنه که ارتش قدرتمند بریتانیا
اینطور در گندمک تحقیر بشه؟؟
پیشنهاد میکنم که سوال اصلی این باشه که
ارتش بریتانیا اصلا در افغانستان چیکار میکرده؟
سوالی که یک شخص محترم و اصیل میدونه که
فقط حزب ایشون میتونه براش پاسخگو باشه
بله
!درسته!درسته
ما چرا اونجا بودیم؟- شرم بر تو-
!نظم را رعایت کنید
ما تلاش میکنیم که مساله رو کوچک نشون بدیم ولی کشور خواهد فهمید که ما شکست خوردیم
توسط هم قبیله ای هایی که ب زور بین کلشون 12تا تفنگ فیتیله ای داشتن
،ارتش قدرتمند بریتانیا شکست خورده در برابر وحشی ها
ارتش نیاز به ترمیم داره
ارتش به افسرهای توانا احتیاج داره نه بی تجربه ها
یونیفرم ها کارامد نیستن ...طراحی های من برای کلاه
الان وقت کنایه زدن درباره کلاه ها نیست البرت
ما باید یه کار باشکوه انجام بدیم
سر رابرت، من توی روزنامه نظم خوندم که
ترافلگار فردا به ماموریت میره
من تصمیم گرفتم که شرکت کنم
مطمئنید که تصمیم عاقلانه ایه خانم؟
وقتشه که کشور بهبود پیدا کنه
نه اینکه یه پیروزی معروف و جشن بگیره- موافقم، ویکتوریا-
حالا زمانشه که پیش خانوادت برگردی
نه که جلوی چشم جماعت رژه بری
مطمئنم که تو موافقی، البرت
من فکر نمیکنم که ما باید شکست رو جشن بگیریم
و شما، دوک؟ شما چی فکر میکنین؟
فکر میکنم شما کاملا درست میفرمایین، بانو
ترافلگار یه پیروزی بزرگ بود ولی بعد از یه شکست پیش اومد
ما باید به ملت یاداوری کنیم که نیروی زمینی و هوایی کشور
تو دنیا بهترینند
متشکرم، دوک
لطفا مقدمات کارو فراهم کنید
بانو
من نمیتونم حضور داشته باشم، ویکتوریا
یه جلسه توی کمیسیون اصلاحات دارم
هرطور مایلید... ولی من فک میکنم که روحیه ی جنگندگی این کشور
مهمتر از ... لوله کشیه
اعلی حضرت
فکر میکردم با ملکه باشید
همونطور که میبینی، نیستم
حالت صورتش
یه جوریه که انگار میدونه من به چی فکر میکنم
وقتی ملکه یه دختر بچه بود شاید 5ساله
...به من گفت
میفهمم که دلت برا خونت تنگ شده لیزن
و بعضی وقتها میخوای گریه کنی ولی من دوباره خوشحالت میکنم
اون خیلی کوچک بود و در عین حال خیلی عاقل
اینو یادم رفته بود
سرورمان ملکه انگلستان
امروز... این کشتی متعلق به من میشه
اسمش ترافلگاره، بعد از یک پیروزی بزرگ
وقتی این کشور یک ستمگر رو که ما رو تهدید کرده بود شکست داد
الان هم رنج های خودمون رو داریم
یه فاجعه هم توی کابل تحمل کردیم
مردان شجاعی در برف های تنگه خیبر هلاک شدند
ما عزادار از دست دادن انهاییم
ولی، به عنوان دختر یک سرباز
میدونم که این کشور بهترین نیروهای مسلح دنیا رو داره
ما پیروزی رو از دهان شکست بدست میاریم
و روح ترافالگر مثل اتش است همانطور که مثل الان روشن است
عالی بود، بانو، عالی بود
میدونی، پیل فک کنم ویکی کوچولو داره یه کاری میکنه که کشورش بهش افتخار کنه
مردم میدونن وقتی لازمه ملکه شون کنارشونه
اینجا چندش اوره خانما، فکر کردین من تو همچین جایی میتونم اشپزی کنم؟
اقای فرنکتلی شما برگشتین
این قابلمه ها و تابه ها مایه ننگن اینطور فک نمیکنی؟
...میخوام تمیزشون کنی
در حدی که زخم های ابله مرغونتو بتونی توشون ببینی
ببخشید- اوه-
خانم سکرت
ممنون
...خانم کلیری، بانو
موسسه ی چیزیک منو فرستاده برای کار ارایشگری
فکر میکنم که اون داره درباره ی همسر ایندش خیالبافی میکنه، پادشاه پروشا
خب، این تازه اولشه
اگه عمو لیوپولد بتونه موفق بشه
ما در تمام نقاط اروپا یک کابورگ داریم
نمیخوام که اون یه گرو باشه تو یه جور بازی سلسله ای
میخوام دخترم ازاد باشه برای ازدواج، مثل من
برای عشق
ببخشید که راجع به کلاه هات باهات بد حرف زدم
...اونا واقعا خیلی کاربردین
ولی خیلی با شکوه نیستن
نه
من فقط میخوام چیزارو بهتر کنم میدونی
...میدونم
ولی باید یادت باشه که این کشور علاوه بر اینده یه گذشته ای هم داره
...فک میکنی که اینده مون شاید
شاید بیشتر ازینا داشته باشه؟
https://t.me/Sub404
@sub404 ارائه ای از
هماهنگی با بلوری از کانال @cine_club7 - سینما کلاب 1401/04/02
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.