Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
گذشتfrontierآنچه در
سربازا فقط یه چیز تو فکرشونه اونم طلاست
و خز طلاست
یک شب،1000 خز از فورت جیمز
قطار تو این فصل اینجا خواهد بود تو محل انبار کمپانی
پشت انبار اصلی یک انبار دیگه است
1.5 فوت باید سنگ بتراشیم
تا از پایه اون رد بشیم
تو فکر میکنی ما میتونیم این کارو بکنیم؟
من میدونم که میتونیم- دکلان هارپ بدبین-
چه کاری میتونم براتون بکنم؟
من واسه ایجاد یه رابطه تجاری با شما اینجام
مردای زیادی وجود ندارند که شجاعت این کار رو داشته باشن
من خز شمارو میخرم- من مایکل رو دوست ندارم-
اون متخصص دزدیه
اگه اون درگیر اینکاره من حدس میزنم خزها دزدیه
کارتر دخترای بومی رو خریده
نگرانی وجود نداره
این وضعیتی نیست که نیاز به نوسان بیشتری داشته باشه
این دخترا ناخواسته اینجان
من نمیتونم اینجا بمونم و اینو تماشا کنم
ما اونارو نجات میدیم
اون گفت جایزه ای که بخاطر سر تو گذاشتن برمیداره
اگر من با اون ازدواج کنم
تو با چسترفیلد بخاطر من ازدواج کردی؟
حالا،آقای چاوک،ما نیاز داریم به:
غذا، پتو
و اسلحه
مونترال چگونه بود؟
خوب بود
به اونچه نیاز داشتی رسیدی؟
بله
این بچه کیه؟
اونو دزدیده بودن
من میخوام اونو ببرم به کامنا پیش واکرز
نه من به تو نیاز دارم
من باید اینکارو بکنم
مایکل انتظار داره شما را از طریق اون دیوار ببره
میدانم.دارم روش کار می کنم
خوب شما باید بروید
اون به تو نیاز داره
هرچی اون گفت انجام میدی
قایق ها نیستن!آنها رفتن
بله، منم شنیدم- کاپیتان گری نیمی از سربازاش را فرستاده-
برای محافظت از خط ساحل- خوبه-
مردای کمتر برای مقابله- شانس با ماست-
واسه من سلاح پیدا کردی؟
بله
این بهترین چیزی بود که تونستم پیدا کمم
ما باید داراغ را بیدار کنیم- من بیدارم-
چگونه ما فرار میکنیم؟
فرار نمیکنیم
چه اتفاقی افتاده؟
چه کار کردی؟
معنی این چیه؟
عقل خودت رو از دست دادی؟!
چیزی غیرمعمولیه،کاپیتان گری؟
تو این کارو کردی
تو اینجا را به جهنم تبدیل کردی
یک رهبر خوب به مردانش گوش میده
همینطور که میبینی،تو ناراحت شدی
چی به اونا قول دادی؟- تنها چیزهایی که ارزش داشتن دارند-
ثروت و آزادی
اونارو ساکت کن
خیلی دیره
خوب،بچه ها
شما آزادی خودتون را به دست آوردید و من
حالا،اگر میخواید از زندگی لذت ببرید
همه شما انجام می دید
هرکاری که من میگم
مترجم پوریا کرکس
توپ ها آماده آتش
اگه ممکنه،فرماندار
که ما تیراندازی رو متوقف کنیم
برای حفظ مهمات
ما نمیتونیم- یک ارتش با نظم و انظباط رشد میکنه-
بله،قربان
گروه دوم آماده باشند
هارپ کجاس؟
زمان نگرانی نیست،آکی
زمان بیشتری میخوایم
ما تونستیم
متاسفم
ممکنه با هم حرف بزنیم؟
بفرمایید،آقای براون
بشینم؟
لطفا
میخوام ازت بخوام
برادر منو آزاد کنی از مسئولیت هاش
از کمپانی کارادرز
چرا باید اینکار را بکنم؟
ممکنه کمپانی ریور دیگه نباشه
میخوای از نو شروع کنی
اره
و امدی اینجا دنبال سرمایه گذار؟
نه،قسم به مسیح نه
تنها سرمایه گذارای کمپانی براون
از الان خود براون ها هستن
همینطور که می دونی،ما شانس نیوردیم
از شرکای خارجی تو گذشتمون
الیزابت،من فکر می کنم تو باید یه نگاهی....
مالکوم
همه چیز خوبه؟
برادرت به اینجا آمده برای رهایی تو از من
من به خانه نامه فرستادم- چه کار کردی؟-
من بهشون گفتم اینجا چه اتفاقی افتاده
و اینکه قصد داریم یک کمپانی جدید باز کنیم- جوابم نه-
داگلاس خودش را ثابت کرده اون برای شرکت بسیار ارزشمنده
این کافی نیست
که کمپانی مارو گرفتی
حالا ام از ساختن یه جای جدید جلوگیری میکنی
با برادر خونی من؟
کافیه
واقعا فکر می کنی؟
که اگه از صفر شروع کنیم،برای ما بهترین کاره؟
خبر دادن به خانواده بهتر از قرض گرفتنه که نتونیم پسش بدیم
این...
برادره منه؟ چون من همچین چیزی نمیبینم
تنها چیزی که من میبینم سگ اونه
معذرت می خوام
داگلاس...داگلاس
ممکنه با هم حرف داشته باشیم؟
آه اگه دوست داری
تو اتاق خواب من
...کجا
تو چی؟
جان
من با یکی از دخترام حرف زدم
و؟- تو اونو اذیت کردی-
من اجازه نمیدم با دخترام اینجوری رفتار کنی
به ویژه واسه جبران باید خسارت پرداخت کنی
گاهی اوقات لذت بردن طول میکشه
کاری که تو میکینی،نقص داره
این حرف توئه ماری
ما باید اینکارو رو با قانون انجام بدیم
من نمیتونم ضعیف باشم سرنوشت اینجا به من بستگی داره
وگرنه اینجا دست کارتر برمیگرده
خب،من فکرمیکنم اونا اینو بخوان
تو فکر میکنی بهتر از من کار میکنی؟
بفرما
منم
شما در مورد چی میخواستید با من صحبت کنید
این درسته؟
چی درسته؟
که تو سگ من هستی؟
برادر من اینجور گفته،من فکرنمیکنم
پس تو سگ من نیستی؟
بنابراین تو
سگ من نیستی؟
من سگ تو نیستم
من شوهر تو هستم
شوهری که برای من کار میکنه؟
شوهری که برای من التماس می کنه؟
این چیزیه که تو از من میخوای،زن؟
من تو را می خوام
لباساتو دربیار
میتونی اینکارو انجام بدی؟
اره
من میتونم
چکار میکنی؟
خودت رو منظم کن،پسر
و تو
حالا شماها
برمیگردید به سربازخونه و وظایفتونو از ستوان میگیرید
حرکت
می توانید اونا را منحرف کنید- شما دو نفر بیاید اینجا-
من اونارو با همون توپ خفشون میکنم
بدون خونریزی
من یک تپانچه میخوام تا اونا را بکشم؟
ما نمیخوایم توجهشون رو جلب کنیم
من فقط باید اون لعنتیا رو منحرف کنم
مثل غلغلک دادنه
نمیدونم که این کار شجاعانه یا احمقانه است
گاهی اوقات آنها یکی هستند
نقشه چیست؟
منتظر مک تایگرات میمونیم تا از شر اونا خلاص شیم
بعد میریم اونو برمیداریم
کمک
من به کمک نیاز دارم
برو مست دیوونه- نه،من خونریزی دارم-
من باید به شما،کاپتان خبر بدم خطر
چه نوع خطری؟ من ضعیف شدم.میشه کمکم کنی
بیا اینجا
به این نگاه کن
من سمت دیوار شرقی بودم
یهو از یجا یک دیوونه پیداش شد
و با چاقو زد به شکم من
مردای تو باید برن اونجا
به دروازه شرقی برید و مواظب باشید کسی نخواد سرقت کنه
شنیدید که این مرد مورد حمله قرار گرفته برید
مراقب باشید،پسرا
دکتر باید زخمت رو بررسی کنه- نه،نه،نه،صبر کن،صبر کن،صبر کن!-
میشه برام از اون بشکه آب بیاری
خودت برو آب بیار
پاهام خسته شده از بس دویدم لطفا آقا
اوه،گاییدمت
شما دوتا عجله کنید
هی،باروت
اون داره میاد برو برو- برو،برو،برو،برو-
آبت رو بخور و از اینجا برو
توپ کجاست؟
یکی داره میاد
مایکل،پسرم- هارپ-
تو به خواستت رسیدی
درسته
خوب،ما یه معامله با الیزابت کارادرز داریم
اون آماده و منتظره- آفرین-
من حدس میزنم تو از جذابیت ایرلندی اون خوشت امد
ما جک را از دست دادیم اما ما این را پیدا کردیم
سربازا در حال تمرین نظامی هستند
صدای توپ باید خیلی پنهان باشه
باید مراقب آن دیوار باشیم- آره-
چارلی،بریم؟
متاسفم
یا مسیح اینو واسه چی اوردی اینجا؟
آه...خوب،اون فقط باید کشته میشد
اما بدن مرده کمی بیشتر مشکوک میزنه
تا یک گمشده،درسته؟
اطمینان حاصل کن که هیچ سر و صدایی ایجاد نمی کنه
به هر حال،خیلی خوش آمدم
خوب،پسرا
همه بیرون
ونستون کجاست؟- نمی دونم،قربان-
گروه اول،آماده باشید
باید طناب بزاریم تا پرت نشه
اون آمادست
همینطور که میبینی
ممکنه دست تو به بنتون نرسه
HBCاما چشم های
اونو به پایان میرسونه
اگر اول مارو به پایان نرسونن
بله،این کار خطرناکیه
چطور میخوای اینکارو انجام بدی،چارلی؟
برای انجام این کار هیچ کس بهتر از من نیست
مک تایگارت،بیرون منتظر بمون
شلیک نکنید تا وقتی خبرتون کنم
گروه دوم،آماده
آتش
یک- کیرخور ها-
آتش
دو
آماده
آتش- حالا-
همینجا صبر کن.و از دردسر دوری کن
من بهترین کارو رو میکنم
بخاطر مسیح اینجا چخبره؟
چسترفیلد اینجارو به کارتر سپرد
مناون حرومزاده رو میکشم
خوب،او در حال حاضر در اتاق شماست
آه،او اونجاس؟- آره ولی...-
شما گم شده اید خانم چسترفیلد
من یک نامه از پدرم دارم
این ثابت می کنه که اون زندست و سرحاله
اون اینجا رو در اختیار من گذاشته وقتی که خودش کسب و کا کمپانی رو میگذرونه
مهر روی این نامه با مهر روی قرارداد یکیه
خوبه
من حدس میزنم عزیزم که تو اینجارو نجات دادی
اینجور به نظر میرسه- هوم-
چرا به من نگفتی که رفتی؟
شما خودت را بعنوان زناکار میشناسید
این دلیل خوبی برای لغو ازدواج است
من فرماندار هستم اگر بگویم ما ازدواج کردیم،ازدواج کرده ایم
هرگز نباید فورت را ترک میکردی بدون گفتن خداحافظی،گریس
تو میتونی اینجا رو به میل خودت برگردونی
با توجه به نامت
اما هرگز سعی نکن دوباره بهم کلک بزنی
ونستون کجاست؟
اونو ندیدی؟- آه...شت-
اون همیشه به اینجا میومد
فروشگاه را بررسی کنید- بله قربان-
دارن دنبال این میگردن ما باید سریع حرکت کنیم
من آنها را منحرف خواهم کرد
نه،صبرکن
من میتونم منحرفشون کنم
حالا؟
من ازت متشکرم مک تایگرات
من به ژاکتت نیاز دارم
ازدواج ما تبدیل شده
بیشتر به ماجراجویی
خوب،اینطور نبودی که تصور میکردم
چطور تصور میکردی؟
که تو وحشتناک هستی
با صدای بلند
عصبی
شما حق دارید که ناراحت بشید
آه حالا این نقطه ضعف ما میشود؟
من شروع به فکر کردن به شما کردم،داگلاس براون
یه سری چیز وجود داره که باید امضا کنم
اونا چی هستن؟
اونا رو ببین و بخون
الیزابت چرا این کار را میخوای انجام بدی؟
میخوام که مطمئن بشم سموئل گرانت این چیزی که ساختم رو
هرگز نتونه دوباره خرابش کنه
تو نمیتونی بایه مردی پثل اون مبارزه کنی
اون باید بیشتر نگران باشه برای مبارزه با یک زن مثل من
با این نمیشه مخالف باشم
من از شما نمی خواهم که امضا کنید چیزی رو که درست نیست
حقیقت به ندرت مهمه اما از جایی که ساموئل گرانت
و بندر کوبز به هممتصل اند
خوب،این بار،ما به اونا غلبه میکنیم
خب،من به تو اعتماد دارم میدونی چکار باید انجام بدی
همیشه
امشب شام باهم بخوریم؟
خب،این بستگی داره
باید به من اجازه بدید که روی صندلی تو روی پای من بشینی؟
آه،شما به سرعت یاد می گیرید،آقای براون
برای شما که میخواید بمونید
و از غذا و مشروب آله لذت ببرید،خوش آمد میگم
برای اونایی که واسه سکس امدن اینجا
باید برید بیرون و دنبال جای دیگه واسه اینکار بگردید
من تو این شرایط نمیدونم چکار کنم
من نمیدونستم که شما برگشتید
من اهمیتی نمیدم که با فرماندار چکار کردید
تا زمانی که من نبودم- منظورت چیه؟-
من وعده دادم که تورو اصلاح کنم از همه کارات و من شکست خوردم
درباره این قضیه متاسفم
من قصد دارم همه چیزو درست کنم
اما در مورد این زنا چی؟
آنها اینجا آمدند فکر میکنن که شغل پیدا کردن
و یک جای نیمه مناسب برای خواب
من مطمئنم که یه جای خواب اطراف اینجا واسشون هست
گریس
به من گوش کن
بنتون منو اینجا آورد او منو اینجا رها کرد
همه این زنا دارن از این سرنوشت رنج میبرن
ما باید اونارو نگهداریم
من نمیخوام اونا برن
نه
اما من نمیتونم همه اونا را اینجا استخدام کنم
چرا اونا یه کار آبرومندانه تو فورت پیدا نمیکنن؟
یا برن به فورت موس؟ من بهشون کمک میکنم
اما اول باید اینجارو به همون چیزی که بود تبدیل کنیم
و با سوزوندن ملحفه ها شروع میکنیم
چخبره؟
بندر کوبز
شما تحت بازداشت هستید به جرم قتل برتان برنارد
این مسخرست!- آقای گرانت-
می تونم از پسش بربیام- این مسخرست!-
مدرکتون کجاست؟- کوبز،من اینکارو انجام دادم-
شما باید کار دیگه ای کنید
خانم،موهاتون شگفت انگیز شده
باشه
چه کاری میتونم برای کارادرز انجام بدم؟
سلام
اجازه هست بیام داخل؟
ممنون پسرا
اینجا جذابه
میشه کت من را نگه دارید،لطفا؟
شما تا الان رشوه مامورین رو حساب کردید
ولی اینکار فایده نداره
همیشه یک قیمتی وجود داره- معمولا-
اما این بار من رفتم به هر سه دادگستری
هرکدوم به طور جداگانه رشوه میگیرن
مردان دوست دارند که اندازه کلاهشون پول بگیرن
به خصوص مأمورین
شما نمی توانید آخرین حرکت را انجام دهید
من نمیتونم؟
من فکر میکنم وقت اون رسیده که وسایلت رو جمع کنی
و آماده حرکت بشی
یا اينكه
من می فهمم اگر می خواهید منتظر بمانید
و عشق خودتون را به دار آویخته ببینید
آه،نمیدونستی که خبر دارم
من همکارم رو تا پایان روز از زندان خارج میکنم
و تو پشیمون خواهی شد
که در زندگی ما دخالت کردی
اوه،شما یک مرد بی ادب هستید
من تا به حال نمی دونستم
فکر کردم شما قدرت دارید اما شما چیزی ندارید جز
لباس های فانتزی و کاغد
شما شکست خوردید
به یک زن
من قوی تر از هر زمان دیگه ای هستم
آقای گرانت،شما ضعف خودتون را نشان میدید- شما پشیمان خواهید شد-
از امدن به خانه لعنتی من
تا الان که من در این دنیا هستم
هیچوقت از کارام پشیمون نشدم
و اجازه هم ندادم مردا بهم دست بزنن
تو- نه.....نه-
نه
نه....نه....نه
نه...نه....اه
شرکتم را،من خودم از ابتدا ساختم
هیچکس به من کمک نکرد نه خانواده و نه هیچکس
خودم انجامش دادم! خودم!
اه- من یک مرد خوب هستم-
من یک مرد خوب هستم
من یک مرد خوب هستم
لعنتی
چه جهنمی!
پسر،خوشحالم که می بینمت
وقتی از پاسگاه امدم بیرون
بعضی از ادما منو گرفتن و این تو نگهم داشتن
تو ونستون را دیدید؟
بدیهی است نه
چه خبر شده؟
همه چیز امنه
با من به کلیسا بیا
هیچکس نمیدونه ونستون کجاست
هیچ رد دیگه از اون وجود نداره
حتما فاحشه هارو فراموش کردید؟
شاید بتونیم یه براندی برای خودمون گیر بیاریم
ای مار ایرلندی لعنتی
آه،شما پسرا خیلی خشن هستید
واسه من یک داستان بسیار خنده دار یادم میاره
می خواید اونو بشنوید؟
وقتی من یک پسر کوچک بودم
پسر کوچک دیگری وجود داشت
که خیلی بهش علاقه داشتم
اون یک هیولای کوچک زیبا بود
اما من فکر نمیکردم که اونو خیلی دوس داشته باشن
این یکی خوب بود
اون چشمای زیبایی داشت
و یک زبان بی رحمانه
اون احساسات منو از بین برد
این...این خنده داره
من به اون گفتم
من فکر نمیکنم تا همیشه دوستای خوبی برای هم باشیم
فکر نمیکنم ازت مراقبت کنم
بنابراین من به اون گفتم که من هرگز نمیخوام اونو ببینم
هرگز،هرگز،هرگز
من یک ظرف غذا می خورم
من فکر می کنم که میخواید گوش بدید من واقعا این بخشش را دوست دارم
یک روز اون برگشت
من تو آشپزخانه نشسته بودم و اون از در امد تو
مثل یک فرشته کوچک با عصبانیت
و من قاشق را برداشتم و چشمش را از حدقه در اوردم
من خیلی بدم
من اونو دوست داشتم،میدونی
عشق اول بدترینه
دیگه هرگز ندیمش
چیزی باید بدونم؟- من نیاز به یکم وقت دارم-
من انجام خواهم داد
مایکل
وقتی اونو دیدی
بگو مواظب خودش باشه
هرمان!
سر؟- مردی که باهات بود کجاست؟-
...او بیش از
اون یک لحظه پیش اینجا بود،قربان
گریس
اون کجاست؟
کی؟- مایکل اسمیت.اون اینجا بوده-
پسر ایرلندی؟
شما شاهد همه چیز هستید،فرماندار
من دیدم اون از در جلویی امد تو
شما کار خودتون رو بیرون بچرخونید اسمیت رو اینجا پیدا نمیکنید
او احتمالا جایی مرده اگه اون خوش شانس باشه
برو مردای بیشتری بیار شما چهارتا با من بیاید
این مریض کوچولو کجا میتونه باشه؟
انبار خزها
اونا دارن میان
ما باید بریم- میدونم.من میمونم-
چی؟- تا زمانی که اونا میدونن من اینجام-
دنبال شما نمیان
هارپ،نه- در را باز کن-
با یه چیزی قفل شده،قربان- بشکنیدش-
قربان
به مایکل،نقشه رو ادامه بده
بسيار خوب.ما به پتری راک میریم
مایکل
مراقب باش
توام سعی کن گرفتار نشی
مایکل اسمیت
من قصد دارم تورو تکه تکه کنم
فکر میکنم میدونی که من کی هستم
هارپ؟
منو یادت امد؟خوشحالم کردی
این زنجیر رو بشکنید
بله قربان
هی پسر
لعنتی
اونا اینجا رو سوراخ کردن و از دیوار عبور کردن
برید تو تونل دنبال هارپ
من اونو میکشم
سوکنان کجاست؟- اون اینجا نیست-
اون کجا رفته؟
مایکل اون کجاست؟- اون یه کاری داشت که باید انجام میداد-
جواب بده- او رفته!بسيار خوب؟-
چه کار می کنی؟- من باید برای او برگردم-
اون درست میگه ما شمارو پیدا میکنیم
یا مسیح.برو،برو،برو
آقای گرانت؟
آقای گرانت
شما نیاز به کمک دارید؟
ما باید بدن اونو بیرون ببریم و تو یک کوچه پرت کنیم
اون موقع همه فکر می کنند
که یک غریبه این کارو انجام داده
اول باید شما خودتون رو تمیز کنید
بعدش ما نقشه رو اجرا میکنیم
در همین زمان من این طبقه رو میشورم
او خیلی به من فشار آورد
اشکالی نداره
کمکم کن
سموئل
من با کلنا صحبت کردم
اون همه چیز را به من گفت
من خیلی خوشحالم که تورو میبینم
منم
چگونه از اونجا خارج شدی؟
من خودم را بیرون کشیدم
اون هرگز نمیتونه مارو جدا کنه
من از همه چیز مراقبت خواهم کرد
هارپ با الیزابت تو شمال قرار ملاقات گذاشته
من فردا صبح خواهم رفت کلنا رو هم با خودم میبرم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.