All language subtitles for Frontier - 02x06 - Keetom Takooteeoo Maheekun (The Return of the Wolf).KILLERS.English

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

گذشتfrontierآنچه در

ما باید هارپ را دستگیر کنیم تا امنیت اینجا رو تامین کنیم

200پوند جایزه واسه سر اون گذاشتهHBCبه همین دلیل

بنتون دستگیر شده

او تو یک کشتی به مقصد لندنه

بنتون رفته تنها راه بازگشت اون

ما باید کل کمپانی خلیج هادسون را بترسونیم

تو میخوای یه جنگ رو واسه کشتن به نفر شروع کنی

تو بهش میگی جنگ من میگم کسب و کار

اگر جایزه هارپ رو برداری

و تبرئه کردن هارپ از تموم جنایاتش موافقم که همسر شما باشم

تو با چسترفیلد ازدواج کردی...بخاطر من؟

من اینجا هستم برای ایجاد یک رابطه تجاری با شما

من خز شما را میخرم

اعتماد به برادران براون اشتباه من بود

و حالا تو داری همون اشتباه رو میکنی

ما تونستیم

اونا میان ما باید بریم

میدونم.من میمونم

هارپ.نه

یا مسیح،باید بریم،برو برو برو!

هارپ با الیزابت تو شمال قرار گذاشته

من صبح خواهم رفت کلنا رو نیز با خودم میبرم

این مایکله

اون یک دوسته

دوست تو،دوست منم هست

اسم من واحوشه

تو اینجا رو به جهنم تبدیل کردی

دقیقا

هرچی که من میگم

ما باید سریع حرکت کنیم

ما باید به راک پتری برسیم قبل از اینکه کارادرز اونجا رو ترک کنن

تو کسی رو میشناسی که سریع تر از من اینکارو انجام بده؟

دنبال ما خواهد بودHBC

سوکنان کجاست؟ من واسه هارپ اینجا نیستم

یا واسه پول شما من واسه اون امدم

اون یک از دخترای فورت جیمز رو آزاد کرد

او گفت که با ما نمیاد

ما باید از اینجا بریم

فرماندار

ما جنگل را گشتیم

هیچ نشانه ای از هارپ وجود نداره یا اون پسر ایرلندی

و خزها؟- هیچی نیست-

مسیر اونا به رودخونه میرسه

بیست نفر رو بفرس دنبال اونا

بفیه رو اینجا نگهدار تا امنیت فورت جیمز رو داشته باشن

بله قربان- هیچکس اینجا را ترک نمیکنه-

تو هرخونه،انبار و استبلی رو بگردید

هارپ خودش را فدا میکنه تا افرادش رو نجات بده

او هنوز اینجاس

خوب،پسرا،مهمانی کجاست؟

خزها کجان؟- مادر باحالی داشتی-

ولی قدش واسه من بزرگ بود

ضربه خوبی بود

من یک مکان می خوام

به نفعته که- آه-

دوستات رو سریع از دست ندی

تو گوه خوردی قبلا؟

مترجم پوریا کرکس

باید تموم این ملافه هارو جمع کنیم

اونا که میشه روباید شست و بقیه رو سوزوند

من نمیتونم به رودخانه برم فورت جیمز راهاش بستس

فقط اینایی که اینجان ببرید بیرون

من خیلی متاسفم که مجبور شدی برگردی اون کارت،ایموجن

من میدونستم دارم چیکار میکنم

یکم احترام بزارید اگه منظورم من رو میفهمید

اینو بدون

هیچ کس به فاحشه ها احترام نمیذاره

بستگی داره شما به چی میگید احترام

شما نگران اون هستید

اون مرد نیازی به من نداره واسه کاراش

شششششش- اوه-

گریس

خوبی؟

من خوبم؟

تو عقل خودت رو واسه سرقت این خزها از دست دادی؟

من متاسفم

متاسفی؟

فکر می کنم جاییت خونریزی داره؟

آه،این چیزی نیست

اجازه بده تا از خیابونای اینجا خارجتون کنم

هی

من نیاز داشتم که تورو ببینم

اونا خزهارو کجا میبرن؟

شمال

سمت راست خلیج هادسون

فرماندار

زمان خوبی امدبد زندانی اعتراف کرد

شنیدم

فکر می کنی اون داره راست میگه

تو اقیانوس ارام اونم با قایق ها؟

ما یک کشتی داریم

تو گروهبان مک تایگارت هستید

تو فکرنمیکنی دکلان هارپ مردم رو قتل عام کرده

مردای خوب در پاسگاه شیتول

من در مورد گذشتت میدونم

شماها دزد هستید

مک تایگارت،تو یه گروهبان بودی؟

ازت ناامید شدم

لعنتی- تو میخوای بری بالای چوبه دار؟-

متشکرم،من قبلا آویزون بودم از دار

خواهیم دید

فرماندار چسترفیلد؟

برو بیرون

ما باید حرف بزنیم.این در مورد همسر شماست

حرومزاده

امنه

اونا دروازه ی غربی را مسدود کردن

ما میتونیم تورو از دیوار رد کنیم

باید یه نردبان15فوتی داشته باشیم

چی شده دکلان؟

بنتون رفته من جایزه رو سرت رو برداشتم

چرا بیتابی می کنی؟

حالا تو خودت رو در معرض مرگ قرار داری حتی نمیخوای اعتراف کنی

تو تغییر نکردی

تو باید از اینجا بری

تو امدی اینجا که اینو بهم بگی؟

منظورم اینه که

من برگشتم

بخاطر اتفاقی که تو مونترال افتاد

هرچی بینمون بوده به پایان رسیده

چجوری به پایان رسیده؟

خیلی فرق میکنه

نه،دکلان وایسا

دکلان،منو نگاه کن به من بگو که دوستم نداری

همه جارو بگردید

همه ساختمان ها،اینچ به اینچ

نه- من اونارو باید بکشم-

دکلان،لطفا واسه اینکار وقت هست ولی نه الان

همه ساختمان هارو بگردید

اون میدونه من اینجام

صبر کن،من اونا رو منحرف میکنم

گریس،تو فرار کن من اونارو میکشم

دکلان،لطفا هرکاری که من میگم انجام بده

تو اینجا بمون وقتی من حواسشون رو پرت میکنم

لطفا،دکلان

چه خبره؟

تو به من بگو،گریس من میدونم چی شده

من نمیدونم در مورد چی حرف میزنی- ایموجن همه چی رو به من گفته-

اگه تو و ایموجن انقدر بهم نزدیکید،چرا با اون ازدواج نکردی؟

من نمیخوام همسرم به ضرر کارهای کمپانی باشه

ایموجن فعلا توی اُلی کار میکنه

تو همه چیز رو از من داری

این خانه عیاشی تو نیست

تو به گروه دکلان هارپ کمک کردی

تو تا اطلاع ثانوی تو زیرزمین دستگیر میمونی

این مسخرست- تا زمان مرگ باهمیم،گریس-

فراموش نکن این ایده خودت بود

منو کجا میبری؟

پیش کامنا رئیس دریاچه واکر

اون کیه؟

او یک رهبره

یک ملکه؟

شبیه یک ملکه

سوکنان

چی میگه؟

نگران نباش

بچه

تو شرافت خودت را از دست دادی

ما قصد داریم بهت کمک کنیم که اونو برگردونی

این همسر شماست،آقا؟

آه،اره خودشه

ما باید اماده عمل باشیم

منظورم اینه که مسائل مهمتری وجود داره

به زودی قانون خودش دنبال اینکارو میگیره

ما باید سریع آماده بشیم برای مبادله با هارپ

این تنها راه برای ماست توی این موقعت بحرانی

تو این زمان

میدونم کی این کارو کرده

گرانت؟

من از صمیم قلب مطمئنم

من نباید اجازه میدادم که تنهایی بره

داگلاس

تو یک بار تلاش کردی برای حل کردن این مشکل

تو قهرمان نیستی

تو میخوای گرانت را شکست بدی؟

باید از مغزمون استفاده کنیم

همه کارها به ترتیب اول پایان دادن قرارداد با هارپ

ده هزار خزه

این قرارداد مارو ثروتمند میکنه

اینجا خرس وجود داره؟

بله

خوب،اگه خرس دیدیم،چکار کنیم؟

خرسا مردارو ناراحت نمی کنن

چرا نمیکنن؟- چون مردا اسلحه دارن-

من تفنگ ندارم- آه،عزیزم-

آمادس

تو نباید نگران باشی

چیزی در مورد من نمیدونی

این همونه؟- بله-

اینجا چکار میکنی؟

مایکل

مایکل اسمیت

من باور نداشتم بتونم شمارو از نزدیک ببینم

و خودم رو به صورت رسمی بهتون معرفی کنم

من کوبز پاند هستم

آقای پاند و آقای گرانت بامن خیلی مهربون بودن

تو باید به چیزی که میگه گوش کنی

من میدونم کی هستی و با هارپ چیکار کردی

من ترجیح میدم سرم رو ببرم به جای گوش دادن

به چیزی که میخوای بگی- مثل بچه نباش-

شما نباید یک مرد را قضاوت کنید در انتخاب کسب و کارش

که این دلیلیه که من اینجام

من اینجام چون با یکی دیگه قرار دارم

لطفا

تو به من اعتماد داری

منم به ایشون اعتماد دارم

ممنون

متأسفانه،الیزابت کارادرز مرده

بنابراین من اینجام که شمارو نجات بدم با داشتن همچین سفر سختی

الیزابت کارادرز چجوری مرده؟

من نمیدونم

خداوند فقط خبر دارد

آقای گرانت یک تاجر هستن

و به عنوان فرستاده او،من اینجا هستم تا یک پیشنهاد عادلانه واسه این قرارداد بدهم

جوزیفت

چه غافلگیری خوبی

جوزیفت.من هستم

برای مصیبت وارده به شما بسیار متاسفم

من میدونم شما چقدر بهم نزدیک بودید

آه این یک قتل وحشیانه بود

شرم آور بود که اون اینجوری کشته شد

منظورم اینه که....خیلی متاسفم

اگر مارو ببخشی

ما یک جلسه با وکیل،آقای پیکرزگی دارم

آقای پیکرزگی به من دستوراتی داده ان

درسته.ما در حال حاضر باید عزاداری کنیم

زود...باید عزاداری مناسب رو شروع کنیم

چه زمانی برادر من میتونه شرکتش رو داشته باشه؟

صبر کن.منظورت چیه؟ دستورالعمل؟

الیزابت برنامه ریزی خوبی داشته

و قانون های خاصی وجود داره

در مورد مالکیت

و کنترل شرکت اون

این یعنی چی؟

مالکیت قانونی به داگلاس براون منتقل شده

تمام دارایی ها باید تحت نظارت باشند

بخاطر منافع

به دست جوسپت داکوستا

تو؟!

آرزوی او بوده

بنابراین...من این شرکت را دارم

اما شما آن را اداره میکنید

از طریق برخی از وکلا که من هرگز ملاقات نکردم؟

بله دقیقا

لطفا...ببخشید؟

فکر کنم باید بهتون تبریک بگم

اوه،من فکر می کنم که باید بریم

سوکنان

فکر می کردم که میای

دلیلش رو بگو

پس از همه کارات هنوز توقع داری همسرت باشم؟

بعد از این رفتارات؟

ایموجن برام هیج معنی نداره

اون از ذهنم رفته

من درباره تو و ایموجن حرف نمیزنم من نمیتونم در مورد اون کمکتون کنم

من می خوام که ما با هم باشیم،گریس

به عنوان شریک،مثل حرف خودت

تو منو گرفتی

تو زخم های منو اصلاح کردی خودت به من گفتی

ما می تونیم با هم کار کنیم و من باید بنتون رو حذفش کنم

و باهم شریک بشیم

فقط اینو بگو

دکلان هارپ بین ماست؟

اره هست- چی میگی،گریس؟-

گریس

نکن

این یک کار بسیار جدیه

گذاشتن یک تیغه اونم رو گلوی من

تو همه چیزو از من گرفتی

کسب و کارم

آزادیم

بگو

به اون

فقط انجامش بده

اگر واقعا فکر میکنی من لیاقت مرگ رو دارم،منو بکش

من از فورت جیمز میرم

و هرگز برنمیگردم

جاناتان،دنبال من نیا

هارپ به معامله با شرکت کارادرز انجام داده،ولی نه با شما

خوب،شرکت کارادز فعلا تحت کنترل

داگلاس براونه و برادرش دروغگوش

مالكوم- خوب پس،با احترام کامل-

من باید با برادران براون گفتگو داشته باشم

برادران براون بازرگانای بی سوادی هستن

معامله ما یک قرارداده من نیاز دارم با داگلاس صحبت کنم

مایکل

شما باید ببینید که چه کسی تو مونترال در حال پیشرفته

کسب و کار آقای گرانت پر رونق و رو به رشده

ولی برادران براون در حال کاهشه

بنابراین مایکل،گوش کن

مونترال آیندس

و هر کی میخواد تو مونترال کنترل تجارت خز رو بدست بگیره

شرکت خلیج هادسون حرف اول رو میزنه

اجازه بده از شما چیزی بپرسم- بفرما-

چرا اون اینجا با شماست؟

او برای من بسیار ارزشمنده

ما بهم دیگه ارزش خودمون رو نشون داربم

و چیزای که در مورد خودتون به من گفته

در مورد تمام سالهایی گذشته

که تو خیابونهای لندن با فقر زندگی ‌میکردید

شما نمیخواید که دوباره برگردید اونجا؟

میدونی،یه چیز خوب تو زندگی یه دزد هست

اون چیه؟

شما یاد می گیرید زمانی که وضعیت خوب نیست با خبر بشی

و یه چیزایی وجود داره در مورد وضعیت الان

بیاید صداقت رو بزاریم کنار تو این گفتگو

کسایی که شما این خز هارو ازشون دزدیدید

یا هرکسی،میتونن شمارو پیدا کننHBC

و شما نمیتونید از دستشون قایم بشید

حالا شما نیاز به یک خریدار دارید و من به صورت معجزه آسا یه صندوق نقره دارم

و هر چند این گفتگو فوق العاده بود

من فکر می کنم وقت آن رسیده که تمومش کنیم

مایکل

چیکار می کنی؟

الیزابت کارادرز مرده ما به یک خریدار نیاز داریم

هارپ کجاست؟- او اینجا نیست-

من اینجا جای اون هسم- اون کجاست؟-

من نمیدونم

حالا

برای آخرین بار میپرسم

خزها رو کجا بردید؟

تو در مورد جذبه چیزی نمیدونی

تو یه حرومزاده ای

مک تایگارت ممکنه بخوای فکر کنی

در مورد اینکه بهشون بگیم اونا خز هارو کجا بردن

حرومزاده

کافی بود؟آره؟

اوه،ضربه عالی

باید از اینجا بریم بیرون

بیا عزیزم- نمی خوام اونارو فراموش کنم-

اینگلیسی حرومزاده

دخترا،اونا اینجا هستن اینو فراموش نکنید

که من این کارو سالهاست انجام دادم و میدونم چگونه کار میکنه

میتونید برید به کارتون برسید

کسب و کارمون به طور معمول ادامه داره

تو اونو فروختی واسه این

من از شما محافظت کردم تنها راهی بود که باید انجام میدادم

چه چیزی باعث میشه اون بهتر از من باشه؟

او هرگز زانوش را واسه یک مرد خم نمیکنه

بین زانو زدن با شکستن فرق وجود داره

اما انتظار ندارم که تو بدونی

اون کسیه که اینجا را ترک کرد

مارو ترک کرد

من تلاش میکنم که اینجارو حفظ کنم تلاش میکنم همه کنارهم بمونیم

و اینا به لطف منه

این زمانیه که تو به گله پیوستی،بره کوچولو

یا باید منو بیرون کنی

چه مدت فکر می کنی؟ اینجا دووم بیاری

نمی خوام دخترا ببینند

اونا فاحشه ان

واسه هیچ کس مهم نیستن

انجامش میدم

من قبلا این کار را نکردم

بدون نیاز به این همه مشکل

من اصلا از این کار خوشم نمیاد

اینجا،این کار درسته- صبر کن-

من خجالت می کشم که بپرسم،اما

لباسات رو دربیار

این بهتر نیست که من بالا باشم

با توجه به این که اولین بار منه؟

تو نباید از چیزی بترسی

حالا بیا روی بندون پیر بشین

آه بله

این،دختر خودمی

بله

اوه،همینه

این مرد با گرانت بودن که هارپ را به لرد بنتون دادن

من میدونم چه اتفاقی افتاده،سوکانون من اونجا بودم

من میتونم این نقره هارو با خودم به مونترال ببرم

و شما و دوستاتونو

خوب،شما میتویدبه ادامه فرارتون از دست ردیابه کمپانی بگذرونید

اگر شما ترجیح می دهید،اونا رو نفروشید

به اون گوش نکن

اگه واسه نقره نبوده،پس واسه چی اینکارو کردیم؟

همه کارهای خطرناکی که انجام دادیم چه فایده ای داره وقتی نتونیم خزهارو بفروشیم

من نمیتونم ببینم که با دشمنامون مذاکره میکنیم

هستنHBCاونا همچنین دشمنای- مایکل-

تو،من، دکلان هارپ،سموئل گرانت

سود میبریمHBCهمه ما از نابودی

دشمن مشترک ما

ما نمیتونیم با اینا ادامه بدیم

من بخشی از خزهارو خواهم گرفت

سوکنان- و از اینجا میرم-

این معامله ما نیست

یا همه یا هیچی

شما حق ندارید از من عصبانی باشید

من نمیدونستم...این خواسته من نبوده

آروم باش

الیزابت بزرگ شد با خطر دوستی با من

و من اونو ترک نمیکنم

این خواسته یه احترامه از طرف اون واسه شما

او هرگز پیتر را دوست نداشت اون یه رابطه سرد باهاش داشت

و من فقط یه برده بودم،اما الان نیستم

ما خودمان را کاملا درگیر می کنیم

من صاحب این شرکت هستم و شما تنها مالک آن

آه،با تشکر از آقای پیکرزگی

آقای پیکرزگی دوست پدر الیزابت بوده

و اون دقیقا به اونچه اون گفته انجام خواهد داد

دقیقا چه چیزی پیشنهاد میدی؟

روزی که الیزابت ناپدید شد،او به من گفت

او قصد داره با سموئل گرانت ملاقات کنه

حالا،اون

من میدونم که اون مسئول مرگشه

ما شانس برنده شدن تو مونترال را نداریم

علیه امثال سموئل گرانت

باید راهی پیدا کنیم که با هم و این کار را انجام بدیم

شما هر دو با اون مار برخورد داشتید

شما باید این را بدانید که حرف من درسته

ببین، من این کار را می شناسم

من از همه چیز تبدیل کلاه خام به کلاه های تکمیل شده خبر دارم

من میدونم که مرزبان چی نیاز دارن

من میدونم که خریداران چی میخوان و چه محصولاتی را ترجیح میدن

من این کار را بهتر از هر کسی بلدم

اما به من نگاه کن

من نمیتونم اینکار رو تنهایی انجام بدم

ما به همدیگه نیاز داریم

اما آنچه من باید بدونم آیا میتونم روتون حساب کنم؟

آه،شما میتونید

هردو شما؟

اگر کلمه خوبش رو میخوای

که من جمجمه ها را میشکنم برای محافظت از آنچه که ما داریم

آره میتونی روی من حساب کنی

خیلی بد بود

من فقط دنبال دانه ها بودم

من دیدم که روی پله ها خوراکی ریخته

وقتی رفتم تمیزش کنم

که اونو دیدم

ما این کارو انجام نمیدیم

ما نقره هارو میگیریم‌و میریم

مایکل؟

فکر کنم بهتره با برادران براون معامله کنی

HBCیا

سوکنان،نگاه کن

تو نمیبینی چه اتفاقی داره میوفته

من سعی میکنم خودمون رو نجات بدم- اون داره مارو فریب میده-

توجه

اوه،خدای من

واحوش

کلنا،چه اتفاقی افتاد؟

من نمیدونستم

من متاسفم

من نمیدونستم

نقره هارو بدید

ولادیمیر تتویین جایزه بگیر

من خودم‌ترتیب این کارو میدم تو برو

دکلان من‌ بدون تو اینجارو ترک نمیکنم

هیچکدام از ما زنده نمیمونیم اگه من اونو نکشم

من نمیتونم اینکارو بکنم وقتی تو اینجایی،گریس

برو

من پشت سرت میام

گرگ سیاه

مرد مرده

خانم؟

منم،من باید یه چیزی به شما بگویم

سر و صدا نکنید

این باید خیلی درد داشته باشه،گرگ سیاه

بخاطر اینکه اکثر مردای که تاحالا کشتم حسش کردن

اوه،لعنتی

بزار بجنگن

تو فکر میکنی بهتر ازمنی،گرگ سیاه

شکست خوردی

خودت میدونی وقت مرگت رسیده

شاید من در موردت اشتباه میکردم

تو درست میگفتی

متاسفم که این اتفاق افتاد

این اخر کار توئه

بنتون اینجاست

اون گریس گرفته

امکان نداره

بذار برم

میدونی که میتونم اونو متوقف کنم

بیارید پایین

بزارید این مرد بره

اوه

خداحافظ،فورت جیمز

سال های زیادی بود ولی دوست داشتنی بود

الان همه چیز خوبه

برای معامله های بهتر

منو کجا میبری؟- عزیزم،تو مهمان من هستی-

اول میریم به فورت موس

اونجا مردایی هستن که به من وفادارن

سپس

به خانه من

الان چی؟

جنگ

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.