Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
گذشتfrontierآنچه در
هارپ..تو زنده ای
این چیزیه که بخاطرش امدی
لغو جایزه هارپ
اونا رو بده فرستنده میدم که به فورت جیمز و بیرون از اون ببره
یک شب،10000 خز- ما می خواهیم از فورت جیمز دزدی کنیم-
میخوای یه جنگ رو بخاطر کشتن یکی شروع کنی
اونچه تو بهش میگی جنگ،اونا بهش میگن کسب کار
قطار تو این مکان وایمیسه
انبار کمپانی
پشت انبار اصلی یه انباره
ما یک دسته قایق با مردایی که بتونن اونا رو هدایت کنن نیاز داریم
و کسایی که بتونن تو شب حرکت کنن،با داشتن این چیزا این کار عملیه
من یکی را می شناسم- اسم من واحوشه-
تو چطور اونو میشناسی؟
من و واحوش تو بچگی به هم وعده داده شده بودیم
اینجا وطنته؟- میتونی اینجوری بنامیش-
پدرت خیلی ساله رفته،وقتشه اونو مرده اعلام کنیم
من میگم سموئل گرانت پشت این قضیه است
ما به یه خریدار تو مونترال نیاز داریم
من از اون مراقبت میکنم
سکه راه برگشت بنتونه
ما میتونیم با اونا بجنگیم،سوکنان
شبا چطور خوابت میبره؟
این یه قیمت مسخرس
برای یک تیکه چرم و شیرینی و کمی گوشت
بیا،مزدور حریص
هارپ؟
چه چیزی تورو به اینجا کشونده؟
من بخاطر تو امدم مونترال
برای چی؟
من سریعا به یه خریدار نیاز دارم واسه تعداد زیادی خز
میخوای یه معامله با کمپانی ریور بکنی
من شنیدم که کمپانی شما ورشکست کرده
این تنها چیزیه که تو شنیدی؟
شنیدم برادرت با بیوه کارادرز ازدواج کرده
میتونی یه ملاقات با اون ترتیب بدی؟
تو اون زن رو میشناسی هارپ؟
فقط شهرتش
من باید بهت هشدار بدم کلمات واسه اون...
جهره خودت رو برابر سنگ شکن فرض کن
این کسب و کاره و من به گفتگو علاقه دارم
ببینم چیکار میتونم برات بکنم
موافقم
آقای براون
شوهرم اینجا نیست
من اینجام تا یکی رو معرفی کنم
رئیس کمپانی گرگ سیاه
دکلان هارپ
آقای هارپ
چه کاری میتونم براتون انجام بدم؟
من می خوام یه توافقنامه تجاری انجام بدم
من میتونم یه ملاقات با شوهرم ترتیب بدم
من ترجیح میدم با اونی که واقعا مسئوله صحبت کنم
متاسفم آقای هارپ همه باید با آقای براون صحبت کنند
اگه اون نباشه این توافق غیر قابل اعتماد حساب میشه
بله، من به اون احترام میذارم
اما چیزی که من برای گفتنش امدم فقط به شما و من مربوطه
یه لحظه صبر کنید
مالکوم لطفا اینجا رو ترک کن
دکلان هارپ بدبین
من درباره الیزابت کارادرز شنیدم
مغز متفکر زنی که پشت شوهرش بوده
آه،حرفای فریبنده
برای برخورد با یک زن هوشمند
من پیشنهاد شما را میشنوم
اما نه اینجا.بعد از شام
تو خونه خودم میبینمت
من به یه خیاط نیاز دارم
تو نیاز به یک کت و شلوار داری
همه چیز معلومه؟- ما شام می خوریم-
اینجا،اینجا،اینجا
با یه کت و شلوار خوب میتونید خوب بازی رو ببرید
این نصیحت پدرم بود همیشه
مترجم پوریا کرکس
سربازای زیادی وجود داده،پوشش کمی وجود داره
انبار پشتی اونجاس
تونل زدن خیلی سخت نیست
اما ما باید از طریق انبار عمل کنیم
به همین دلیل ما به جک نیاز داریم
درسته
بعد از اون ما ثروتمند میشیم
و تو میتونی لباسای جدید بپوشی
شاید
ما باید ابزار داشته باشیم
بیا تا به بار بریم و گریس آمبرلی رو ببینیم
اون میتونه ابزار حفاری به ما بده
آیا برات خشن بود؟
من شیلینگ هامو به دست آوردم
شما پول میدید؟
چرا نمیتونم اینکارو با بلاندی بکنم؟
من به اندازه کافی خوب نبودم؟
من اونو میخوام
اون یه گل حساسه نمیتونه اینکارو بکنه
اگه تنوع میخوای
آقای کارتر دخترای جدید خواهند اورد
صبر کن
کارل زنای ببیشتری رو میخواد
وقتی آمبرلی از مونترال برگرده
اون همه چیزو متوقف میکنه
من باید آمبرلی رو ببینم
اوه، اون به مونترال رفته
اینجا به طور موقت دست فرمانداره
چسترفیلد در حال حاضر فرمانداره
من دوست ندارم اون شمارو اینجا پیدا کنه
هر کدوم از شما باید کار کنید
یک اتاق برای هرکدومتون
واسه کاری که میخواید انجام بدید
شما معدن طلایید
این دختران ناخوشند
من نمیتونم اینجا بمونم و این صحنه رو ببینم
وقتی که هارپ برگرده ما اینو حل میکنیم
فعلا نگران کارمون باید باشیم بعد این دخترا رو نجات میدیم
گوش کن
اونا میکشنش
اوه،تو تعجب میکنی ببینی اون چقدر تحمل میکنه
اون نمیخواست تو این کشتی بمونه
من اونو از جایی که بود اوردم
حالا اون افتاده تو معرض دید
آه،اخبار
اون تنها کاریه که دریانوردا درموردش حرف میزنن
خوب،آقای داروع؟
اونا میخوان اونو به لندن ببرن
آنها نمیخوان کسی رو به لندن ببرن
چون ما به لندن نمیریم
چجوری میخوای از کشتی بری؟
من اعتقاد دارم که میتونم به بعضیا اعتماد کنم
بعضیا رو دوست خودم بکنم
نگاه کن
حالا اینکار رو واسه تو انجام میدم،چاووک جوان
و واسه داروع و خودم
خوب،آقای هارپ
من خیلی خوشحالم که می تونیم بدون مالکوم حرف بزنیم
درباره نحوه کسب و کار ما
اوه...الیزابت یک همسر خوب است
من نمیدونم چرا انقدر به مالکوم بدبینه
درباره این پیشنهاد به من بگویید
کمپانی گرگ سیاه میخواد
رو بفروشیمHBCوسایل
یاHBCوسایل
HBCخز
ما دنبال خریدار هسیم- قانونی به دست امدن؟-
همه ما خارج از قانون عمل می کنیم
خودتون خبر دارید
ما مث بچه ها دور میز نشستیم
اون زن سیاه پوست
اون خدمتکاره؟
او یکی از اوناست
چگونه اون این کارو انجام داده؟
چطور باید فهمید؟
منم تو این لباسای عجیب غریب
آه به همون اندازه که مناسبن،بدم هستن
چیزایی که میگی در مورد منه
درسته؟- آره-
فکر میکنی ویسکی ها کجان؟ خانم کارادرز ویسکی های خودشو کجا نگه میداره؟
من اینجام واسه ساختن یه رابطه تجاری با شما
رو ضعیف کنیمHBCاگر ما متحد بشیم میتونیم
چرا من آقای هارپ؟
تو گرانت رو ندیدی وقتی وارد شهر شدی؟
این شانس واسه اون نیست
داگلاس،جوزپتر میشه مارو تنها بزارید
حالا، من متوجه شدم که دکلان هارپ
ببرها را شکار نمیکنه،اون مردا رو شکار میکنه
اگه تیغم به گلوش برسه
تو خواهی دید که چیکار باهاش میکنم
میخوای انتقام مرگ همسرت رو بگیری
که تفکرت اینجوریه
خانوادم
به طرز وحشیانه ای بدست یه مرد کشته شدند
من اونو می گیرم،بله
اما این فقط در مورد اونا نیست
زندگی میکننHBCبخاطر کسایی که تو سایه
شما چیزی نیستید که من انتظار داشتم
اگه به من فرصت واسه نشون دادن خودم بدی
از من پشیمون نمیشی
من مشکل رو دوست ندارم
گاهی اوقات باید خشن باشی
من خز شما را میخرم
مردان زیادی وجود ندارد که شجاعت انجام اینکار رو داشته باشن
من منتظر یک مشارکت طولانی هستم،آقای هارپ
پاشید تا بریم
باید نگاه دقیقتری به انبار بکنیم
این پشت انباره
این حدود پانزده فوته.تو چی فکر میکنی؟
درسته
من میخوام برم داخل اتاق.مواظب باش
من یه کار دارم که باید انجام بدم
چی؟
تو برو.برمیگردم
من باید برگردم داخل
تو میدونی چی رو داری از دست میدی؟
تو میخوای منو آزار بدی
با من بیا- نه-
این همه سر و صدا واسه چیه
دختر برو تو
گمشو
این پارچه هارو ببر طبقه بالا
تو اینجا باید خدماتی رو ارائه بدی
آقای موناگان مایله واست پول خوبی بپردازه
برای گوشت بی روحت
هیچ کس چیزی نگفته
هیچی
حالا سینی را انتخاب میکنی و پیش اونا میری
یا خودت جای اونا باید وایسی
دستکش های پشمیت رو بزار کنار،عشقم
من باید پارچه های جدید رو پخش کنم
فکر میکنی من یه مرد مناسب نیسم
سنم زیاده ولی میدونم چطور باید اینکار رو انجام بدم
اونا به من گفتند،من باید- نه-
من بهت میگم باید چیکار کنی
بیا دیگه!مقاومت نکن
مقاومت نکن
اگه بخوای مقاومت کنی،تو رو می کشم
نگاه کن
اوه،بله
این،درسته
دو تا گربه اید
فکر میکنی این پایان منه؟
پر از خون
حداقل دیگه مردم اینجا
یکم احساس شادی میکنن
ببین،ما بدون آمبرلی در حال از دست دادن همه چیز هستیم
چرا کارتر رو مسئول کردی؟
چرا که نه؟- اون دخترای بومی خریده-
باید نگران باشی
تو روی تجارت این جامعه تکیه باید بکنی
این برای کسب و کارت بده
این وضعیتی نیست که باید انتظار داشته باشی
من میتونم پیدا کنم
زنایی که مایل به این کارند
با مهارت
که باعث بشه مردا گریه کنن
تو واسه این کارا مناسب هستی
بهتر از کارایی که گریس آمبرلی تا حالا انجام داده
شما عصبانی هستید رانر ژان مارک ریور
تو رو به مونترال میرسونم
بنابراین شما میتونید هرچی که مال شما و پدرتونه برگردونید
من نمی تونم صبر کنم تا چهره این مرد رو ببینم
پدرت تورو مشهور کرده
اون مرده
او دو سال پیش برای من نامه فرستاد
از من خواست تا اونو تو بستر مرگش ببینم
وقتی نرفتم،اون یه نامه با یه آدرس فرستاد
آدرسی که من میتونم اونجا ثروت پدرم رو پیدا کنم
چرا اینو به من میگی؟
از اینجا که ما با هم میریم ما باید به چسترفیلد ثابت کنیم
اون زنده و خوب است
ریوارد
اگه پدرم مرده باشه،من آل رو از دست میدم
پس اون زندس
فهمیدی؟
حرفای مایکل بخاطر عصبانیت نیست
ما نیاز به باروت داریم،چارلی- اینجا ویرجینیا نیست،چارلی-
اینجا مردم سفید پوستن
بدون جرم
هر کدوم گرفتار شدیم،میگیم اسکاتلندی هستیم گوش کن،بیا اینجا،گوش کن
هر کی ام بهت نگاه کرد بگو من سیاهپوست طرفدار ملکه هستم
آزادی برای خدمت به ملکه
وجود داره
فقط برو
بیاید بریم
بدویید
خوب،پسرا ما میخوایم با کمپانی ریور خوب بشیم
ما هنوز قرارداد نداریم
من برمیگردم به بازار- تو؟-
خفه شو
همه چشمها دنباله توئه
خوب میخوای چکار کنیم؟- من میرم-
یادته من یه سیاهپوست طرفدار ملکه هستم
این یه امتیازه
موفق باشی
چارلی
مواظب خودت باش
ببخشید،آقا
من یک سیاهپوسته...
من در جنگ آمریکا جنگیدم
اوه،منم تو اون جنگ جنگیدم
نه برای ملکه
آقایان
بیا به من کمک کن
اونا واسه اینکار مارو میکشن
او مرد بدی بود،مهم نیست
آقا اگه کارتون تموم شده باید برید
صورتت
بشین
ممنون
اینجا چیکار می کنی؟
فقط کمک میکنم به تمیز کردنش
اوه،پس اون باکره بوده
فکر میکنم کمی خون ریخته باشه
درسته
چای،قربان؟- آه-
هیچ چیز تو جهان مثل چایی خوب و مقوی نیست
چی تو این ریختی؟
چای تازه است،قربان
از کدوم بشکه آب برداشتی؟
نشون بده به من
درش رو بردار
یچیز تو اون وجود داره
چطور این اتفاق افتاده؟
حتما باید از جویدن بشکه ها اینجوری شده باشه
چطور؟
چطور یک بشکه آب؟
فکر کن،پسر
این بشکه هارو باید بریزیم بیرون
ما باید آب بارون جمع کنیم
بارون کافیه واسه چهل نفر اونم برای عبور از اقیانوس اطلس،قربان؟
شما اولین کاپیتانی هستید که برای بارون دعا میکنید
دیروز زمین را دیدند خیلی از ساحل دور نیستیم
بادبانا رو بچرخانید
ما باید برگردیم
کارت رو خوب انجام دادی،چالوک
ما ممکنه آزادیمون رو ببینیم
میدونی،یک پسر مثل تو باید از زندگی تو این جهان لذت ببره
شما واقعا می تونید
تا زمانی که زخمیه
بله،البته
حالا آقای چاول،ما نیاز داریم به
غذا،پتو
سلاح
چه کمکی میتونم بهتون بکنم؟
اسم من گریس آمبرلیه
من دختر سرهنگ ادوارد آمبرلی هستم
من متاسفم،اون دیگه اینجا نیست
من میتونم وسایل اونو بگیرم اون بهم ادرس اینجا رو داده
او متاسفانه با یک قرض پرداخت نشده مارو ترک کرده
من اهمیتی نمیدم که قبض تورو پرداخت کنم
شما برای اوردن وسایل با ما مهربونی میکنید
تو به من نگفتی اون سرهنگه
اون با فرانسویا جنگیده
این برای ما خیلی بده
این مهره پدرمه این صحت نامه رو تایید میکنه
قربان؟
اما خانم آمبرلی
اون مهر و اسناد ارزش دارند
نه واسه من
بنوشیم
چارلی کجاست؟
من سریع تو از اونم باید منو میفرستادی
آقای هارپ؟
میخوای با ما قایم موشک بازی کنی؟
من می خوام شما خیلی آروم بیرون بیایید
یا این سیاه پوست رو پیش صاحبش برمیگردونم
هارپ،بیا تا فرار کنیم
من اونو اینجا ول نمیکنم فقط خودت رو نشون نده
چیکار می کنی؟
یه کار احمقانه
از اینجا بیرون نیا و خودت رو نشون نده
چرا من باتو آشنا شدم اخه؟
پیدات کردم
چارلی
بعد از این همه آزادی
ولش کنید
فقط یک احمق بخاطر جایزه سرت میاد اینجا
فقط یک احمق بفکر جمع کردن اونه
ما خیلی شبیه همیم آقای هارپ
ما باید
باید اونو پایین پله ببریم
چجوری از اونا رد بشیم؟- از اون پارچه استفاده کن-
این احمقا مستن چیزی رو نمیفهمن
امنه
آماده ای؟
بله
اینجایی
چیکار می کنی؟
منتظر تو بودم
انبار مشکلی نداره
خوبه
هارپ خوشحال میشه
تو این کارو کردی؟
میتونی کمکمون کنی؟
دکلان هارپ******
شما متهم شدید به جنایاتی مثل قتل
تهاجم و فتنه در برابر تاج و تخت
همانطور که تو این سند امده
جایزه 200 پوند واسه سر تو توسط کمپانی گذاشته شده
از طرف پادشاه جورج سوم
کت زیباییه
هر بار که ما ملاقات می کنیم
شما در راه چوبه دار هستید
تو یکی از این زمان ها دیگه نیسم
من دوست دارم تماشا کنم، اما متاسفانه
شما باید در فورت جیمز محاکمه بشید
بله
این خیلی خاصه
من از مردی که شمارو اسیر کرده دعوت میکنم
او بسیار قابل اعتماده
در حقیقت
اگه به من بگی
چه برنامه ای با الیزابت کارادرز داری
ممکنه به اون بگم تو طول مسیر سست بشه از کارش
و سپس،شما دیگه نخواید سمت چوبه دار برید
من فقط برای فروش خز هام آمدم
هر چه به اون قول دادید،به من بدهید
و تو آزاد هستی
شما منو اسیر کردید
شمارو به قانون میسپارم
مجوز میخانه برای شما داده شده
برای قهرمان جنگ
نه، نه،اینطور نیست یک زن نباید اینجوری حرف بزنه
ريوارد،اینا از زبون پدرمه
اگه خانه را ترک کنی،اونو نمیبینی
تو باید مراقب دخترم باشی
من این موضوع رو تو لندن میپذیرم
و ببینید که شما
تکه تکه- این خیلی زیاده-
به سختی
آویزان
تو سعی کردی سرقت کنی
تقلب و...
با توجه به گزارش هایی که اخیرا به مونترال رسیده
خیانتم باید به لیست جرائمت اضافه بشه
آه عزیزم،این عاقلانست؟
چرا وسایل پدرت رو برنداشتی؟
واسه یاد خاطرش؟
من همینجوری از پدرم سپاسگذارم
اون منو همچین زنی ساخته
اگه اینکار رو انجام نمیداد من همچین کسی نمیشدم
من میرم به بازار
ما به وسیله واسه سفر نیاز داریم
بیا اینجا
تو به ما خیانت کردی
من نمیدونم در مورد چی حرف میزنی
تو دکلان هارپ رو به این روز انداختی
هارپ مارو به این اتفاق هدایت کرده
و من قادر به ساخت یه چیز متفاوتم
تراژیک
این واقعا کت خوبی بود
من فکر می کنم وقت این رسیده که اون کت رو ببینی
فکر میکنی این وقت خوبی واسه این دیوونگیه؟
کت زیباییه
این چقدره؟
این مرد باید به فورت جیمز بره
دادگاه به هر مردی جایزه خواهد داد
که داوطلب بشه اونو ببره
میشنوید پسرا؟کی طرفدار این کاره؟
من
من اونو به سمت سرنوشتش میبرم
شما پیشنهاد می کنید این مرد را به فورت جیمز ببرید؟
ازش به خوبی مراقبت میکنم
اما تو فقط یه نفری
اون مرد نیست
اون یه سگه
شوخی میکنی
یک جایزه بگیر
من افتخار میکنم
آماده ای
نقشت چیه؟
تند بدو
خانم آمبرلی
آیا شما به طور رسمی قسم می خورید؟
برای تحویل جنایتکار دکلان هارپ به فورت جیمز؟
قسم میخورم
وایسا- گریس-
دکلان
جایزه ای دیگه وجود نداره
من سند برای اثبات آن دارم
من چسترفیلد،فرماندار فورت جیمز
اتهامات وارد شده را
و جایزه گذاشته شده رو
برای دکلان هارپ لغو میکنم
این مهره فرمانداره
جایزه لغو شده
اونو ولش کنید
بیا از اینجا بریم
فکر میکنی تو در مورد زنا میدونی
هیچکس تا حالا همچین چیزی رو به تصویب نرسونده
به همین دلیل شما یه فرماندار خوب هستید
فرماندار مشکلی واسه داشتن دخترا نداره
تا زمانی که زیبایی،زنان مایل به این کارن
بله،فرماندار
منو چی صدا کردی؟
فرماندار
دوباره بگو
فرماندار
فرماندار- بله-
فرماندار،فرماندار
فرماندار فورت جیمز نمیتونه با یه فاحشه تو آغوشش دیده بشه
تو باید با من بیای- ولم کن-
اگه اونا بفهمن شما اینکارو کردید
اونا شمارو میکشن
او باید پیش مردمش برگرده
ما نمیتونیم سوکنان من قول دادم که به شما کمک میکنم
به هردو شما ولی بعد از کاری که میخوایم تو فورت جیمز انجام بدیم
من نمی روم به اون بگو.من نمی روم
تو پیش من جات امن نیست
سوکنان ازت محافظت میکنه
برو با اون
لطفا
چی به هارپ بگم؟
به او بگو چرا من رفتم
امیدوارم که تو درک کنی
بله
من میخوام بدونم برنامه شما واسه من چیه
تصور شما از دکلان هارپ چیه؟
مایکل اسمیت دلیل اینه که من انجام نه هارپ
به همین دلیل به اون متعهدی
من شنیدم که اون خیلی ثروتمنده
و تو مایکل رو دوست داری
اون تبدیل به یه فروشنده خز شده؟
مایکل یک دزد متخصصه
اگه اون درگیر این کاره،من حدس میزنم خزها دزدیه
جالبه
زیبا و مفید بود
به همین دلیله که من میخوام اینجا بمونی
نمیتونم به لندن برگردم؟
اونا می گویند نمیتونی به خونه برگردی
این یه مثال قدیمیه
وقتی خیلی جوان بودم
در کنتاکی
من اونجا بزرگ شدم
پدرم که مرد
مادرم،تنها مارو بزرگ کرد
اون پر از اضطراب و پارانویا بود
و کسی نبود
منم برادر کوچیکم رو بزرگ میکردم
یه روز صبح
من نتونسم اونو آروم نگه دارم
بنابراین مادرم یه چاقو تو سر اون کرد
اونا مادرم رو دار زدن
بنابراین وقتی من به کنتاکی میرم
من اونارو میبینم
مردی که امروز هستم؟
مونترال برای من مناسب تره
و برای شما مناسب تره
فکر کردم دیگه نمیبینمت
من هرگز این فکر رو نکردم
فکر میکنی فورت جیمز متوقف میشه؟
من یک مرد شجاع بودم،گریس
خوب،دیگه نیستی
نه،من نیسم
تو در مونترال چه کار میکنی؟
دارم تلاش میکنم خانه ابااجدادیم رو حفظ کنم
فرماندار چسترفیلد ادم سر سختیه
با این حال،جایزه را برداشت
اره
چطور این کارو کردی؟
کی گفته من انجام دادم؟
چه کسی دیگه ای مراقب منه؟
او گفت که می خواد جایزه رو سر تورو برداره
اگه من باهاش ازدواج کنم
تو با چسترفیلد ازدواج کردی؟ بخاطر من؟
همه ی قاتلا بسیج شده بودن
از ویرجینیا تا فورت لابرادور همه دنبال سر تو بودن
تو نمیتونی این زندگی رو قبول کنی
نمیتونم بزارم بمیری
به خاطر خدا،مرد
تو میتونی از من تشکر کنی در غیر اینصورت مرده بودی
من ترجیح می دم مرده باشم تا همچین زندگی گیر تو بیاد
من برای مدت طولانی ازدواج نخواهم کرد
من اینو میدونم
دکلان،این تصمیم من بوده
این تنها راه محافظت از تو بود
من امنیت دارم
من بخاطر تو امنیت دارم
خدافظ دکلان
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.