Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
keiivaan ترجمه و زیرنویس keiivaan@yahoo.com
تگزاس شرقی 1989
ریچارد
فکر کنم صدایی شنیدم
اینجا بمون
ریچارد
لعنت
در چه حالی هستی، پسر؟
خوبم، غیر از اینکه شلوارمو خراب کردم
واسه آدمی مثل تو باید وحشتناک باشه
منظورم، بعنوان یک شهروند
"یک خانه بدوش، به اسم "فردی راسل
تو اونو مشناسی؟ من هیچی نمیدونم، باید ازت بخوام که بیای پاسگاه برای دادن اظهارات رسمی
ریچارد دین ،تاریخ تولد: 1954، شغل: کشاورز
اوکی
میریم مقابل هیئت منصفه و اونا گزارش منو مرور میکنن و بقید ضمانت آزاد میشی
پس جسد چی میشه؟ - اونا میدونن برای دفاع شخصی بوده -
اون مسلح نبود - تو نمیدونستی -
،"بهش میگن، "از ترس جان قانونا مثل اینه که اسلحه کشیده باشه
اون یک سابقه دار هستش تو یک شهروند شریف بدون سابقه
بعضی وقتا آدمای خوب برنده میشن ما ممکنه اینو واسه یه مدتی نگه داریم
نگهش دار، مال پدرم بود- مرد خوبی بود. باید بهت افتخار کنه -
واسه چی؟ که انگشتم لغزید
تو حالت خوبه؟
نه
یالا، باید برگردیم به رختخواب
جوردن، پسرم تکون نخور
اونو نمیتونی با خودت به مدرسه ببری - چرا؟ -
چرا؟ چون من پدرت هستم و اونجوری میگم -
بنگ
تو مردهای - اونجوری نگو -
نمیخوام دلخوری بکنم، پسرم ولی اون بازی رو دوست ندارم
یالا، بزن بریم
مغازۀ دِین
برای شماست، آقای دِین
صبح بخیر - صبح بخیر -
الو؟ - من هستم -
یک لحظه - ریچارد، همه توی مدرسه فهمیدن -
شاگردا از من پرس و جو میکنن لعنت -
شاید بهتره بری خونه - نمیتونم، باید با پلیس صحبت کنم -
دربارۀ چی؟ - نمیدونم، اظهارات منو میخوان -
چه حالی داری؟
خوبم
شب میبینمت، باشه؟
اوه، کولر چه حالی میده
شنیدم دیشب یکی رو زدی
اولش باورم نشد
فکر نمیکردم مال این حرفا باشی - آرو باش، جک، چیزی نیست که بهش افتخار کنم -
چیزی برای خجالت وجود نداره
اگه یه حرومزادهای وارد خونۀ من بشه باید آماده باشه که دندوناشو از ماتحتش دربیاره
ببین، مرد گه من بودم - تو نبودی، من بودم -
جک، اگه نامه آوردی بده وگرنه من سرم شلوغه
یک آبجو
کمی زود نیست؟ - نه امروز -
سلام، ریچ
حالت چطوره؟
مثل یه سطل پر از کثافت - بیخیالش شو -
خب الان چی میشه؟ - حرومزاده رو دفن میکنیم -
کی؟ - فردا ظهر، قبرستان گرینلیف، با احترام شهرداری -
اون هیچ فامیلی داره؟ - پدر داره، توی زندان هانتزویل، اگه عفو مشروط نخورده باشه -
میوه زیاد دورتر از درخت نمیوفته
میشه اینارو امروز نصب کرد؟ - آره -
"تد" - سلام ریچ، امیدوارم خیلی زود تموم بشیم -
اون مبل زشته - میتونیم پسش بدیم -
من فکر کردم که با زمینۀ گلدار موافقت کردیم - متاسفم واسه انتخابم. فکر نمیکردم مهم باشه -
من فکر میکرد که انتخاب رو باهم میکنیم - میتونیم در مورد چیزی غیر از مبل صحبت کنیم؟ -
اوکی، قفل ساز رو دیدی؟
شما با خانۀ دِین تماس گرفتین لطفا بعد از صدای بیپ اسمتون رو بگید، متشکرم
خیلی آرام ه، نه؟
تو دِین هستی، درسته؟
اومدی که ببینی این کثافت رو توی سوراخ میزاریم؟
یک مسیحی واقعی
من نمیدونم که این موجب تسلی شما بشه یا نه، ولی من خیلی متاسفم برای اتفاقی که افتاد
اون واسه من حق انتخاب زیادی باقی نزاشت
آره، حق با توئه زیاد تسلی بخش نبود
اوه، عکس قشنگی از خونوادهات توی روزنامه بود
پسرت، خیلی شبیه توئه، مگه نه؟
روز خوبی داشته باشی
اون وقت داره؟
بهش بگید جای نگرانی نیست فقط منو توی پاسگاه ببینه
نه، همه چیز روبراهه
جوردن، بابات اینجاست
جوردن
جوردن، یالا
بشین توی ماشین، یالا
یالا، بیا برو توی ماشین
اون چیزی بهت گفت توی مدرسه؟ - نه، فقط دست تکون داد -
دست تکون داد؟ - بله -
میخوای من چیکار کنم، ریچ؟ .میخوام بازداشتش کنی -
برای چی، اون کاری نکرده - اون پسر منو تهدید کرده -
اون گفته پسرت شبیه توئه، این تهدید نیست - اون جلوی مدرسۀ پسرم بود -
توی روز روشن، جلوی شاهدها و کاری نکرده - اون پسر منو میخواد، میدونم، من حفاظت میخوام -
چنین چیزی بدون دلیل قانونی نمیشه
کاری که میتونم بصورت غیررسمی بکنم اینه که توی چند روز آینده بگم ماشین پلیس هر دو ساعت سر بزنه
تا کمی آسوده بشی، احتمالا میخواد تورو بترسونه این اجازه رو بهش نده
چی داشتی فکر میکردی،، ریچارد، اصلا چرا اونجا رفتی؟
اون یک اشتباه بود، اوکی، به گا دادم
من اون کلمه رو نمیخوام بشنوم، نه جلوی جوردن
الان چیکار باید بکنیم؟
شاید بهتره چند وقتی با جوردن پیش مادرت باشی تا اوضاع آروم بشه اگه مارو تا اونجا دنبال کرد چی؟ -
نمیخوام مادر رو هم توی خطر بندازم
کلبۀ پدرت چطوره؟ - نه خیلی جای پرتیه -
من خودم اونجارو دوست ندارم
من بستنی میخوام - ،پسرم وقتی دیگران صحبت میکنن توی حرفشون نپر - مودبانه نیست، شامتو بخور
میگم، خونه بمونیم و مدت کمی جوردن رو بمدرسه نفرستیم و پلیس رو جلوی در داشته باشیم
صبر کنیم تا شرش از سرمون کم بشه الان هم که پنجره ها نرده کشی شده
من نمیخوام - لعنت، جوردن -
برگرد توی ماشین - چی؟ -
قفل رو شکستن - اوه، خدای من - برو خونۀ "فرگوسن"، زنگ بزن به پلیس و سراغ "پرایس" رو بگیر -
تو چیکار میکنی؟ با ما میای؟ - ان، همین الان برو -
با ما بیا - گفتم برو -
ریچارد، احمق نباش برو ان -
هرکسی که بوده میدونسته که چطور از آلارم بگذره
ما میدونیم اون کی بوده - میبخشید، کارآگاه -
همه بفرمایید بیرون
من اشتباه میکردم، فکر میکردم که بیخیال شده
الان ما شک موجه داریم یعنی میتونم بهتون محافظت رسمی بدیم
تنها کاری که میکنید , عادی رفتار کنید برو سر کار، جوردن رو ببر مدرسه
در دید باش، و هر جا که میری یکی رو میزارم که مراقبتون باشه، وقتی وارد عمل شد ما هم وارد عمل میشیم
پس ما طعمه هستیم؟ - اگه میخوای اونجوری تعبیر کنی، آره -
چی میگی، ان؟
بزار ترتیب این حرومزاده رو بدیم
من افرادمو توی جنگل مخفی کردم وقتی ببینه من داره میرم خیال میکنه شما تنها هستین
این کوین هستش، مرد خوبیه از نیروهای ویژه
کسی تورو دید که داخل شدی؟ - مشکلی نبود - کوین، اینجا با شما میمونه -
برای چه مدتی؟ - تا زمانی که لازم باشه -
ما چیکار میکنیم؟ - برو توی رختخواب، کمی بخواب، احتیاج پیدا میکنی -
خوشم میاد وقتی خوابیده
آره، شیرینه
خدا لعنت کنه
یکی از همسایهها دنبال سگش میگرده، تمام
هنوز خبری شده؟ - فعلا که نه -
کسی اونجاست؟ - پرایس هستم -
ما ماشینش رو 400 متر جنوب شما پیدا کردیم - اثری از اون هست؟ -
نه
همون جاها باش شاید تونستی پیداش کنی
اون توی خونۀ لعنتیه - اون توی خونه ست -
جوردن
حرکت کن، برو، برو
جوردن
در رو باز کن
نمیتونم بازش کنم
بیایید داخل
جوردن
اون توی جنگله، حرکت کن
تا رودخونه دنبالش کردیم ولی بارون کارمون رو دشوار میکنه - اون چطور داخل شده؟ -
اون چطور وارد خونه شده؟
اون اصلا نرفته بود، تمام وقت این پایین بود
خدای من
میگیریمش، ریچ، تو نگران نباش
نویوو لاریدو؟ - آره، اون کثافت به مکزیک رفته بود -
مکزیک؟ - مامورهای فدرال اونور مرز دستگیرش کردن -
گرفتیمش، ریچ، دارن میبرنش به زندان هانتزویل دیگه توی این شهر نمیتونه نفس بکشه
گوش کن، ما کارهای پروندۀ فردی رو تموم کردیم چرا نمیای اینجا که پرونده رو ببندیم
و تو بمن یک آبجو بدهکاری، باشه؟ - باشه؟ -
این دوتا رو هم امضاء کن، و برو دنبال زندگیت
--تحت تعقیب: فردریک راسل--
این چیه؟
نوشته فردی راسل - خب؟ -
پس اون کسی نیست که من شلیک کردم، اشتباهی شده؟
این یک عکس بد و قدیمی از فردی راسل هستش
مردم تغییر میکنن، ریچ - خب، نه اینقدر -
تو اون شب خیلی ناراحت بودی، یادته؟
آره، اون جلوی من مرد
من هر روز به عکسها نگاه میکنم این اون آدم نیست
"بهش میگن "شوکه شدن وقتی این اتفاق میوفته ذهن کمی تیره میشه
حالا تو برو خونه و بزار من به کارهای پلیس برسم
به ان سلام برسون
دفتر کلانتر، ستوان پرایس - سلام ری، این ریچارد دِین هستش -
چیه ریچ؟
اون عکس تعقیبی واقعا آزارم میده، اون یارو نیست- ریچ، من سرم خیلی شلوغه، بیخیال شو -
میشه فقط به حرفم گوش کنی؟ - تو اشتباه میکنی، پرونده بسته شده، برو کمی بخواب -
دفتر کلانتر - ستوان پرایس، لطفا -
متاسفم، اینجا نیستن، میتونم پیغامتون رو بگیرم
یالا، برو پایین
حرکت کن
بزن بریم، ساکت باش
بیارش بیرون
برو پایین
بزارش پایین
چه بلایی سر کفشات اومده؟
اوه
دیروز رفتم به کلبه سر بزنم باید روی لجن پا گذاشته باشم
گمان میکردم دوست نداری اونجا بری - میدونم، ولی باید گاهی تمیزش کنم -
آره؟ - پدر چیز زیادی اونجا نزاشته بمونه -
ریچارد؟
من پسر تورو نکشتم
برو بجهنم
پلیس تمام این وقت به هر دوی ما دروغ گفته
کفشای من کجاست؟
پلیس داره یه کارایی میکنه که به پسر تو مربوط میشه
با تو مرتبطه
چرا اونا میخوان تورو بکشن؟ - من از کجا بدونم، به همون دلیلی که تو میخوای -
ببین یه خبرایی هستش
اونا از خونوادۀ من بعنوان طعمه استفاده کردن تا تورو پیدا کنن
میخوام بدونم چرا
تو فندک منو برداشتی؟
نه - پس کجاست؟ -
چه خبرته؟ میترسی؟
آخرین باری که از پسرت شنیدی کی بود؟
یه مدتی میشه
اون حدودا همسن توئه، پسر
من میتونستم تورو روی اون ریلها رها کنم، ولی نکردم من پسر تورو نکشتم، به کی میخوای اعتماد کنی
به اون پلیسهایی که میخواستن تورو بکشن، یا من؟
تنها چیزی که میدونم چیزیه که بمن گفتن
بمن گفتن که دیگه چیزی ندارم - من پسر تورو نکشتم -
این چیزیه که تو میگی
اوکی
با من بیا
بکَن
بازش کن
این پسر من نیست
خدایا، کی این کارو کرده؟
شاید میخواستن هیچوقت شناسایی نشه
یالا، از اونجا بیا بیرون
الان ما چیکار میکنیم؟ - ما"؟" -
آره؟
بعدا پولتو پس میدم
سلام، بن راسل هستم
خیلی وقته
به کمک احتیاج دارم، برای پسرم
صبح بخیر - ری؟ -
یه لحظه وقت داری؟ - آره، چی لازم داری؟ -
میخواستم بخاطر قطع کردن تلفن اون شب ازت عذرخواهی کنم
فراموش کن، حق با تو بود، واسه هیچی ناراحت بودم
نگرانی تو یجورایی درست بود چون "فردی" وقتی مرد توی چشماش لنز داشت واسه همین تو گیج شده بودی
من خوشحالم که پدرش دوباره توی زندان هستش - خواهش میکنم -
من مطمئنم که تو هر کاری از دستت بیاد میکنی، و من برای همین ازت ممنونم
مهم اینه که دیگه در خطر نیستیم، درسته؟
میتونم کمکت کنم؟
فکر میکنی بتونی این جیگر رو واسم قاب کنی؟
یک کار عجلهای هستش
نمیخواد زیاد تجملی باشه
مثل اینکه سرت شلوغه، بعدا میام - خیلی خب -
مثل اینکه پیرمرده توی گُه گیر کرده
و تورو هم داره با خودش پایین میکشه
تو کی هستی؟
اسم من "جیم باب لوک" هستش آژانس کارآگاهی لوک
هیوستن، تگزاس
این خبر تا روزنامۀ هیوستن هم رسید - صفحۀ اول -
اسم فردی چهار بار ذکر شده اگه ندیده باشی
این مال شش هفتۀ پیش هستش توی صفحۀ پشت
یک بار به فردی اشاره شده --امروز شروع دادگاه قتل مافیای دیکسی--
پس اون در دادگاه مدرک رو کرده - پسر تو خودشو در یک پروندۀ دولتی درگیر کرده -
ما میدونیم که فردی آدم مقدسی نبود
ولی اگه میخواد با مافیای دیکسی طرف بشه اونوقت با بدجور آدمایی طرفه
این عکسشه، بگیر
اگه اون زنده ست میخوام ببینمش
خیلی خب، یه فکرایی در اون مورد دارم
اول میخوام اونارو چک کنم
اولین کاری که باید بکنیم تغییر محل هستش
اگه پرایس کارش مثل سبیلهاش درست باشه
باید راسل رو از شهر خارج کنیم
من چیکار کنم؟ - فعلا برو خونه، نقش خودت رو ادامه بده -
بزار کمی کارهارو روبراه کنم و وقتی راسل رو یه جایی ساکنش کردم بهت زنگ میزنم
سینمای هوای آزاد "اوربیت"، تایلر، تگزاس، هفت ونیم
چی؟ نه، نه، دوباره بگو
صدات بریده بریده میاد
از هر سه کلمه یکی رو میشنوم دوباره بگو
بفرما
خیلی خب، ممنون
چی فهمیدی؟ - خب، چندتا زنگ زدم -
این زنه رو پیدا کردم که قبلا با هم بودیم الان داره توی دفتر افبیآی کار میکنه
"بنظر میاد توی یک برنامۀ "تغییر مکان شهود شرکت کرده، تو میدونی اون چیه؟
یک شروع تازه، اسم جدید و محل جدید - تا علیه مافیا شهادت بدی و اینجور چیزا؟ درست فهمیدی، قاب ساز -
اونا کسایی هستن که تورو توی تله میندازن
توی دو سال اخیر پسر تو برای مافیای دیکسی کار میکرده کارایی که مافیاییها میکنن
و کثافت خیلی از سر فردی میگذره وقتی قانون با قدرت سراغش میاد
و واسه اینکه به زندان نیوفته شروع میکنه چهچه زدن مانند یک پرندۀ کوچولو علیه رفقاش توی مافیای دیکسی
حالا هیچکس نمیخواد با مافیای دیکسی در بیوفته واسه همین مامورای فدارال به فردی پیشنهاد میدن
که اونو مخفی میکنن اگه اون چیزی رو که اونا لازم دارن بهشون بده
پس مرگ اونو صحنه سازی میکنن - خیلی زیبا، اگه مافیای دیکسی باور کنه که فردی مرده -
خب، دیگه اسلحه کشیدن روی یک آدم مرده معنی نداره، نقشۀ خوبیه، نه؟
کی توی اون قبر هستش؟ - آره، پسر من کجاست؟ -
سئوال خوبیه
این باید مال من باشه، چیز خوبیه، نه؟ از کجا بدونی، تو که همهش توی زندان بودی
جیم باب، صدات بریده میاد، صبرکن
اوکی، الان خوبه، ادامه بده
به یک آبجوی دیگه احتیاج دارم
هی، قاتل راهزن، چطوری؟
جک، تو مستی، منو به حال خودم بزار - بزار واست یه مشروب بخرم، تو هم داستان قتل - اون یارو رو تعریف کن
نه مشروب تورو میخوام، نه مصاحبت تورو
بزار یه چیزی بهت بگم، آقای دِین
تو حالیت نمیشه؟
هی، هی، بزار بره، فکر خوبی نیست
مجبور نبودی اون کارو بکنی
آره، نمیخواستی ببینی من داغونش کنم سه تا آبجو میدی؟
اگه میخوای پسرت رو ببینی، باید حرکت کنیم
تو توی خونۀ من بمون - دارین میرین؟ -
همۀ این عملیات از طرف ادارۀ من در هیوستن بوده
اونجا محلۀ منه
فردی باید نزدیکیا باشه
منم با شما میام
من هنوز نمیدونم به کی شلیک کردم
من باید به زنم چیزی بگم
یجورایی ناگهانی هستش، نه؟
خب، موقعیت خوبی برای مغازه هستش - تو مشروب خوردی؟ -
آره، دو تا خوردم، داشتم جشن میگرفتم
اگه این قرارداد رو ببندم ، کار بزرگیه
تو در این باره جدی هستی، مگه نه؟ - آهان -
رفتنت چه مدت طول میکشه؟ - دو روز، نهایتا یک هفته -
نمیدونم، فکر رفتنت به هیوستن و تنها گذاشتن جوردن و من رو دوست ندارم
اونا اون مرد رو دستگیر کردن - منو دختربچه فرض نکن - پس مثل دختربچه رفتار نکن -
سر به سرم نزار، ریچارد - تو باید خوشحال باشی، من منتظر چنین فرصت بزرگی بودم -
که از دلتنگی توی خونه خلاص بشی
شاید بعدش رفتیم تعطیلات یه جای باحال خیلی وقته که جایی نرفتیم
میتونیم جوردن رو پیش مامانت بزاریم و کمی وقت بلوغ باهم بگذرونیم
نمیخوای این کارو بکنیم، آتیشپاره؟
تو منو به اون اسم از دبیرستان ببعد صدا نزدی تو مستی
مست و شهوتی اونجوری که تو دوست داری
بزن بریم واسه قهوه
وقتی گفتی یک مزرعۀ خوک هستش خیال کردم شوخی میکنی
صبح بخیر پسرا بیاین تو واستون بیکن درست کنم
ادارۀ رانندگی 162 گواهینامۀ جدید برای مردهای همسن فردی صادر کرده
از بین اینا 93 تا بدبخت حرومزاده متاهل هستن
و 47 تاشون سبزه هستن
فقط 28 نفرشون حدود 6 فوت قد دارن
چشمای فردی آبیه؟ - بله، جمعا دو تا چشم آبی -
و کجا میتونیم این دو تا رو ببینیم؟ - من دیدم، حداقل اولی رو -
اون حرومزاده هنوز با والدینش زندگی میکنه
ولی دومی، که اسمش "فرانک سی میلر" هستش
بلوند، چشم آبی، 6 فوت و خردهای قد
همین آقای میلر اخیرا تلویزیون کابلی و خط تلفن جدید برای خونۀ جدیدش بیرون هیوستن سفارش داده
آدرس قبلی ناشناخته - برای یک مزرعهدار خوک کارت بد نیست -
وقتی این پرونده رو حل کردم، شاید بهت اجازه دادم که سرخط روزنامه رو قاب بگیری
بهترین راه پیدا کردنش بهش زنگ بزن
اول ترجیح میدم ببینمش - یالا، پیرمرد بداخلاق حرومزاده، زنگ بزن -
من زنگ نمیزنم
خونهش درست اونجاست
اون رنگی نبود که من در نظر داشتم
ما حتما نمیدونیم که اون هستش
بهترین موقع الانه
میخوای اینو به یجور مبارزه تبدیل کنی - همینطوره -
مواظب باش
این دیگه چه کاریه
بخاطر خدا چه مرگته
تو روی این آشغال آینه نداری؟ پس باید خسارتشو بدی
یا میتونیم نصف کنیم
حرومزاده
هی
دلت کمی از این میخواد؟
اون برای ماشینم بود
این برای کلاهمه
بن، اونو چک کن لعنت
سرمو ترکوند
فرانک میلر نیستش، نه؟ - نه، آدم باهوش -
شانس آوردیم دست به اسلحه نشد
کثافت لعنتی
اون چیه؟
سینمای خانگی بنظر میاد خفه شو
داره حرکت میکنه
تمرین بیسبال
اون اسلحه رو بردار و اون سگو بزن، لطفا
دوست داری؟
اولین باره که این کارو میکنی؟
سلام، منم، توی هیوستن هستم و همه چیز خوبه
چند لحظۀ دیگه جلسه دارم بعدا بهت زنگ میزنم و نتیجه رو میگم
اوکی، هردوتون رو دوست دارم
آره، اونجوری دوست دارم، آره
دختره به سن رانندگی هم نرسیده
فرانک میلر 4651674
خب، اون یک منحرفه، لعنتی رو خاموش کن
الو؟
الو؟
الو؟
بهش بگو ما خونۀ اشتباهی رو داشتیم و نمیتونیم اونو پیدا کنیم یا همچین چیزی
پس فردی چی میشه؟
تو اون صندوق عقب رو دیدی نوارهای خیلی بیشتری اونجاست
واست اهمیت نداره؟ - اوه، واسم اهمیت داره -
ولی در موردش نمیتونیم چیزی به اون بگیم، نه هنوز - در مورد چی؟ -
چیزی مهمی نیست که الان بهش بپردازیم - روی نوار چیه؟ -
روی نوار چیه؟
یه لطفی در حق خودت بکن
روی نوار چیه؟ هان؟
چطور این لعنتی کار میکنه؟
اولین باره که این کارو میکنی؟
بن؟
بن؟
در رو باز کن
اسلحه رو بزار زمین، بن
میشه اسلحه رو بزاری زمین، بن؟
ما میتونیم به پلیس بریم
و نوارو نشونشون بدیم
اون کار بدرد نمیخوره
اونا میدونن که پسرا چیکار کردن
اون تحت محافظت هستش - اون داره زنهارو میکشه -
،زنهای فاحشه، از اونور مرز کسی اهمیت نمیده
چند وقته که تورو میشناسه؟
ما باهم توی کره بودیم
زندگی منو نجات داده
هیچوقت بمن نگفت که توی ارتش بوده
نمیدونم، میدونی یا نه
اون پیرمرد زیاد اهل گفتگوی خودمونی نیست
کلهشق مثل یک قاطر سعی کن کمی استراحت کنی
خیلی خب
لعنت
من توی چراگاه گاو دارم
چیکار میکنی وقتی سگت کار بدی میکنه
کسی رو گاز میگیره یا به کسی آسیب میرسونه؟
دو تا انتخاب داری، درسته؟
یا زنجیرش میکنی
یا کارشو تموم میکنی
کدوم یکی فکر میکنی بیرحمانهتره؟
هان؟
داری در مورد کشتن پسر خودت حرف میزنی؟ دیوونه کننده ست
نمیتونم که زنجیرش کنم، میتونم؟
به یک مشروب احتیاج دارم
من حتی قهوه هم هنوز نخوردم
مرسی، عزیزم - خواهش میکنم -
اصلا فکرشو کردی که چطور میخوای این کارو بکنی؟ - علم موشکی که نیست -
مکس بزرگ چی؟ - اونجا باشه به اونم شلیک میکنم -
خوشحالم که واسه اونم نقشه داری
نگران بودم که بدون فکر کاری بکنی - فکر بهتری داری؟ -
نه هنوز، دارم روش کار میکنم - فقط یادت باشه که اون پسر منه، و من ماشه رو میکشم -
موفق باشی
--سلاح و مهمات--
سلام - سلام -
میبخشی، ندیدمت - مهم نیست -
بستنی میخوای یا سیب زمینی سرخ کرده؟
سفر خوب بود؟ امیدوارم که قراردادو بدست آورده باشی
چی؟ - گفتم که خوشحالم که سفر خوبی داشتی -
اوه
--ساکن محله در تیراندازی مرگبار دزد را میکشد--
خوشت اومد؟ از مغازه ویدیو برای پوشش استفاده میکنن
اون پسر مغزش بیشتر از تو کار میکنه، بن باید به مادرش رفته باشه
اوکی، قاب ساز، برو اونجا و دنبال درهای خروجی و اتاق بغلی و اینجور چیزا بگرد، فهمیدی؟
فقط عادی رفتار کن
درباۀ مکزیکی چی؟ - فقط سریع باش -
سلام - سلام -
چیزی هست که بتونم کمکتون کنم، آقا؟
بله
شما قسمت فیلمهای خارجی دارین؟ - نه دقیقا، ولی ژاپنی و گوناگون داریم -
فقط ژاپنی و مقداری انگلیسی - چیزایه بکن بکن -
جورج، ترجیح میدم از این اصطلاحات زشت استفاده نکنی - اگه میخوای واسه من کار کنی بله, قربان، منظوری نداشتم -
میبخشید - مهم نیست -
چیز دیگهای هستش که بتونم امروز کمکتون کنم؟
کی اینجارو میبندین؟ - یازده شب، دقیق -
لعنت
مرغ؟ - مرغ نداشتن، فقط گوشت گاو -
اوه، راستش این فیلم جدید تازه اومده
حالت خوبه؟ - آره -
ساعت یازده میبندن
بن
بزرگ یا کوچولو؟
بفرما
برای احتیاط
خودشه، فقط سریع تمومش کنید
فقط بگو کِی
لعنت
لعنت، مهمون واسشون اومد
این اوضاع رو دوست ندارم
بزار ترتیبشون رو بدیم - اونا شش نفر هستن، بن -
نمیدونم چند نفر توی خونه هستن
بجهنم
بن
ما این کارو درست انجام میدیم، منو درک میکنی، بن؟
اسلحه رو از گوش من بردار، دارم درکت میکنم
صبر کن، ببین
الان چیکار میکنیم؟ - دنبالشون کن -
اینجا باید جایی باشه که کاراشونو میکنن
افراد زیادی اینجا دارن، بن
میخوای در نقشه تجدیدنظر کنی، مرد؟ نقشه بجهنم -
بنظر میاد که یک نفر بیرون مونده
یعنی پنج نفر داخل هستن به اضافه بقیه
تا ده بشمار، بن، و بعد توجه اونارو بخودت جلب کن
بقیه کارا بعهدۀ من
ده، نه، هشت، هفت، شش
تو داری واقعا میشماری؟
اون گفت بشمار
لعنت
هی
اوکی پسرا، وقتش رسیده
گفتم که دارم میام
نه. نه
آه، لعنت
آه، لعنت، تو دیگه کی هستی؟
لعنت، لعنت
ممنون
بیایید این بالا، بچهها
لعنت
تو در امانی، آروم باش
تو در امانی
بن، شلیک کن
فردی
من بن راسل هستم
من پدر تو هستم
من اومدم اینجا که تورو بکشم
تو واقعا پدر من هستی؟
keiivaan ترجمه و زیرنویس keiivaan@yahoo.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.