All language subtitles for Bridgerton S03 E06
Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
Would you like to inspect the original subtitles? These are the user uploaded subtitles that are being translated:
1
00:00:01,398 --> 00:00:11,398
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
.:: DigiMoviez.Com ::.
2
00:00:11,399 --> 00:00:21,399
دیجی موویز در شبکههای اجتماعی
DigiMoviez@
3
00:00:24,399 --> 00:00:26,066
عزیزم، نمیدونی چقدر سورپرایز شدم
4
00:00:26,067 --> 00:00:28,695
تحویل داده نشده.
دست هیچکس نیست
5
00:00:29,237 --> 00:00:31,739
شاید ملکه بالاخره فهمیده کیه
6
00:00:31,740 --> 00:00:36,243
- امیدوار بودم نامزدی منو گزارش کنه
- امیدوار بودم لباس جدیدمو گزارش کنه
7
00:00:37,412 --> 00:00:38,872
کرسیدا کاوپر؟
8
00:00:38,873 --> 00:00:40,957
اون بلوند سخنچین!
9
00:00:42,208 --> 00:00:44,043
واقعاً باورتون میشه اون باشه؟
10
00:00:44,044 --> 00:00:45,836
کاملاً با عقل جور در میاد
11
00:00:45,837 --> 00:00:48,088
منم اگه یه پیردختر
مثل دوشیزه کاوپر بودم،
12
00:00:48,089 --> 00:00:51,091
ممکن بود به نوشتن
تهمتهای خبیثانه رو بیارم
13
00:00:51,092 --> 00:00:52,385
خیلی ظالمه
14
00:00:52,386 --> 00:00:55,012
معلومه که اون کودک بیچاره
بد تربیت شده
15
00:00:55,013 --> 00:00:56,972
من اگه جای مادرش بودم
طردش میکردم
16
00:00:56,973 --> 00:00:58,265
اون متولد جهنمه
17
00:00:58,266 --> 00:00:59,517
به نظرم یه نابغه ست
18
00:00:59,518 --> 00:01:01,603
برای مقاله بعدیش صبر ندارم
19
00:01:05,273 --> 00:01:08,734
من با تشابه دادن بین شیطان
و کرسیدا کاوپر
20
00:01:08,735 --> 00:01:11,279
به شیطان توهین نمیکنم
21
00:01:11,905 --> 00:01:14,573
زیرا یکی دروغگو و متقلب است،
22
00:01:14,574 --> 00:01:16,992
شرورترین موجود ممکن،
23
00:01:16,993 --> 00:01:20,705
و دیگری برای این نویسنده
شناخته شده نیست
24
00:01:25,376 --> 00:01:26,876
یه ملاقاتی داری
25
00:01:32,217 --> 00:01:33,258
پن
26
00:01:33,259 --> 00:01:34,759
کالین
27
00:01:34,969 --> 00:01:36,971
حالت خوبه؟ نگرانت بودم
28
00:01:37,847 --> 00:01:39,347
خوبم، کالین
29
00:01:40,266 --> 00:01:43,186
ولی شاید بهتر بود اینجا نیای،
نکنه مسری باشه
30
00:01:48,149 --> 00:01:50,151
جای دیگهای نیست که بخوام باشم
31
00:02:05,416 --> 00:02:07,961
میدونم یه چیزی هست
که میخوای بهم بگی
32
00:02:08,795 --> 00:02:11,922
ولی با کمال میل صبر میکنم
تا وقتی که آماده باشی،
33
00:02:11,923 --> 00:02:13,842
تا هر احساسی که داری رو
به زبون بیاری
34
00:02:17,470 --> 00:02:19,388
الان نمیتونم در موردش صحبت کنم
35
00:02:19,389 --> 00:02:21,808
ولی مطمئناً به خاطر
کاری که کردی غش نکردم
36
00:02:22,725 --> 00:02:26,020
به خاطر کرسیدا کاوپر بود
و ادعای دیوانهوارش که ویسلداونه
37
00:02:26,771 --> 00:02:27,897
واقعاً جالبه
38
00:02:27,898 --> 00:02:31,776
اون همه چیز در مورد
من و تو و خانوادههامون نوشته،
39
00:02:32,402 --> 00:02:34,736
و بعد توی جشن نامزدی ما
نقاب از چهرهش برمیداره
40
00:02:34,737 --> 00:02:37,282
کرسیدا دقیقاً همینجوریه،
چیزی رو که مال خودش نیست میگیره
41
00:02:39,075 --> 00:02:41,326
به نظرت واقعاً اونه؟
42
00:02:41,327 --> 00:02:46,833
همیشه فکر میکردم بانو ویسلداون
باید... باهوشتر باشه
43
00:02:49,752 --> 00:02:51,252
دیگه میرم که استراحت کنی
44
00:02:52,964 --> 00:02:55,633
ولی قبل از رفتن،
یه چیزی برات دارم
45
00:02:58,720 --> 00:03:01,181
جواهرساز تازه ساختش رو تموم کرده
46
00:03:03,766 --> 00:03:05,518
وای کالین، خیلی قشنگه
47
00:03:06,269 --> 00:03:08,855
ولی هنوزم نصف زیبایی تو رو نداره
48
00:03:20,408 --> 00:03:22,367
این جوهرها چیه؟
داشتی چیزی مینوشتی؟
49
00:03:22,368 --> 00:03:24,412
آره. چند تا نامه
50
00:03:25,079 --> 00:03:27,165
خواستم خبر نامزدیمونو به چند نفر بدم
51
00:03:29,042 --> 00:03:30,542
البته
52
00:03:31,294 --> 00:03:32,794
پس میرم که انجامش بدی
53
00:03:34,380 --> 00:03:36,216
روز خوبی داشته باشی، دوشیزه فدرینگتون
54
00:03:37,091 --> 00:03:38,593
البته فعلاً
55
00:04:07,366 --> 00:04:17,366
ترجمه از ایلیا
::. EILIA .::
56
00:04:18,049 --> 00:04:21,143
من به لرد گریر
قول یه دختر باکمالات رو دادم،
57
00:04:21,144 --> 00:04:23,637
نه یه شایعهنویس
58
00:04:23,638 --> 00:04:26,139
پیشنهاد ازدواجش رو پس گرفته
59
00:04:26,140 --> 00:04:27,640
واقعاً؟
60
00:04:28,434 --> 00:04:31,478
الان وقت خندیدن نیست، دختر
61
00:04:31,479 --> 00:04:35,440
اگه فکر میکنی میتونی
توی خونه من زندگی کنی،
62
00:04:35,441 --> 00:04:38,611
و آبروی منو لکهدار کنی،
سخت در اشتباهی!
63
00:04:39,362 --> 00:04:41,864
میفرسمت که با عمه جو زندگی کنی
64
00:04:44,826 --> 00:04:47,744
بابا، نمیتونی این کارو بکنی.
عمه جو توی ولز زندگی میکنه
65
00:04:47,745 --> 00:04:51,082
دقیقاً. میتونی در مورد گوسفندها
شایعه بنویسی!
66
00:05:02,552 --> 00:05:04,845
کرسیدا، باید حرفهاتو پس بگیری
67
00:05:04,846 --> 00:05:08,307
میتونیم بگیم بانو بریجرتون
شراب زیادی بهت داده،
68
00:05:08,308 --> 00:05:09,892
و اختیارتو از دست دادی
69
00:05:10,852 --> 00:05:12,352
حرفمو باور ندارین؟
70
00:05:14,105 --> 00:05:15,647
من دخترمو میشناسم
71
00:05:15,648 --> 00:05:18,775
بانو ویسلداون یه نویسنده زیرکه
72
00:05:18,776 --> 00:05:23,448
تو استعدادهای زیادی داری،
ولی زیرکی بینشون نیست
73
00:05:28,786 --> 00:05:30,038
دوشیزه کرسیدا کاوپر،
74
00:05:30,039 --> 00:05:33,750
شما به دستور علیاحضرت ملکه
به قصر احضار شدین
75
00:05:41,132 --> 00:05:44,469
اخباری داریم که میخوایم
با شما به اشتراک بذاریم، بانو دنبری
76
00:05:47,597 --> 00:05:49,181
داریم باشگاه رو میفروشیم
77
00:05:49,182 --> 00:05:51,475
وای. چه خبر خوبی
78
00:05:51,476 --> 00:05:54,394
همیشه وقتی مردم
به توصیههام عمل میکنن خوشحال میشم
79
00:05:54,395 --> 00:05:57,022
و کاملاً تصمیم درستیه، آقای موندریچ
80
00:05:57,023 --> 00:05:59,983
خشم علیاحضرت
به یه جای دیگه هدایت میشه،
81
00:05:59,984 --> 00:06:02,486
ولی هر لحظه میتونه تغییر کنه
82
00:06:02,487 --> 00:06:03,446
البته
83
00:06:03,447 --> 00:06:07,157
نمیخوایم با زیر پا گذاشتین قوانین
توجهی رو به خودمون جلب کنیم
84
00:06:07,158 --> 00:06:08,618
این چه حرفیه!
85
00:06:08,619 --> 00:06:13,455
باید توجهات رو به خودتون جلب کنین،
و به بهترین شکل ممکنش،
86
00:06:13,456 --> 00:06:15,917
با برگزار کردن یه مجلس رقص
87
00:06:18,461 --> 00:06:21,588
رعایت قوانین یه چیزه
88
00:06:21,589 --> 00:06:24,049
ولی اگه میخواین بازی رو ببرین،
89
00:06:24,050 --> 00:06:25,842
باید رهبریش کنین
90
00:06:25,843 --> 00:06:28,846
در غیر این صورت،
همیشه در حالت دفاعی میمونین
91
00:06:30,056 --> 00:06:31,556
خب...
92
00:06:36,437 --> 00:06:38,188
راه و روش سرگرمی رو بلدیم
93
00:06:38,189 --> 00:06:39,689
خوبه!
94
00:06:47,156 --> 00:06:48,656
لرد اندرسون
95
00:06:50,576 --> 00:06:52,744
بانو بریجرتون.
ببخشید سرزده اومدم
96
00:06:52,745 --> 00:06:56,207
فقط کلاهمو فراموش کرده بودم
97
00:06:57,667 --> 00:06:59,167
ممنون
98
00:07:01,504 --> 00:07:03,506
فقط داشتین...
99
00:07:04,841 --> 00:07:05,675
از این حوالی رد میشدین؟
100
00:07:05,676 --> 00:07:10,430
آره، فکر کنم میتونستم
یه خدمتکار رو بفرستم، مگه نه؟
101
00:07:11,389 --> 00:07:14,434
ولی اونوقت دیگه نمیتونستم
دوباره شما رو ببینم
102
00:07:15,435 --> 00:07:18,311
خب، برای تشکر از
همچین شب لذتبخشی
103
00:07:18,312 --> 00:07:20,397
خب، واقعاً شب خوبی بود
104
00:07:20,398 --> 00:07:21,898
مگه نه؟
105
00:07:21,899 --> 00:07:24,026
حالتون چطوره؟
106
00:07:24,569 --> 00:07:27,113
به جز یه کم سردرد، حالم خوبه
107
00:07:32,618 --> 00:07:34,118
حال شما چطوره؟
108
00:07:36,247 --> 00:07:39,167
فکر کنم حس کردین که
بین من و خواهرم شکرآب باشه؟
109
00:07:39,709 --> 00:07:40,543
شاید
110
00:07:40,544 --> 00:07:43,838
- هرچند به من ربطی نداره
- مطمئنم حلش میکنیم
111
00:07:44,380 --> 00:07:47,758
ناراحتیهای دوران بچگی
خیلی سخت از بین میرن
112
00:07:48,342 --> 00:07:49,760
خواهرم بچه اول بود
113
00:07:49,761 --> 00:07:51,637
ولی شما پسر اول بودین
114
00:07:54,348 --> 00:07:55,725
ولی الان دیگه بزرگ شدیم
115
00:07:55,726 --> 00:07:57,851
مطمئناً میتونیم اون دوران رو
پشت سر بذاریم
116
00:07:57,852 --> 00:07:59,604
ایمان دارم که یه راهی پیدا میکنین
117
00:08:00,229 --> 00:08:01,729
ممنون
118
00:08:02,732 --> 00:08:05,358
پس میذارم استراحت کنین
که سرتون بهتر بشه
119
00:08:05,359 --> 00:08:06,944
ولی امیدوارم به زودی ببینمتون
120
00:08:07,904 --> 00:08:09,404
منم همینطور
121
00:08:24,170 --> 00:08:26,338
- عاشق صورتیهایی
- عاشق رنگ صورتیام
122
00:08:26,339 --> 00:08:28,424
ولی ماکارون شکلاتی دوست ندارم.
بندیکت!
123
00:08:29,342 --> 00:08:31,051
قبلاً گفتم این دو تا رو میخوام
124
00:08:31,052 --> 00:08:32,886
- نه. نمیتونم دو تا بخوری
- ولی گفتم...
125
00:08:32,887 --> 00:08:35,347
- امروز صبح سه تا خوردی
- اصلاً نخورم!
126
00:08:35,348 --> 00:08:37,599
- طبقه پایین. خودم دیدمت
- فقط یکی خوردم!
127
00:08:37,600 --> 00:08:39,184
- درست نیست
- گریگوری دیدتت
128
00:08:39,185 --> 00:08:40,894
دروغ میگی. چرا دروغ میگی؟
129
00:08:40,895 --> 00:08:42,604
- دروغ نمیگم
- داری میگی
130
00:08:42,605 --> 00:08:45,065
- گریگوری!
- چیه؟ منم شکلاتیها رو دوست ندارم
131
00:08:45,066 --> 00:08:47,025
- من هیچی...
- من میخوامشون!
132
00:08:47,026 --> 00:08:48,402
یه راه حلی دارم
133
00:08:48,403 --> 00:08:51,863
- هیچوقت مثل الان نیست
- مشخصه خانوادهت خیلی سرشون شلوغه
134
00:08:51,864 --> 00:08:53,074
بذارشون سر جاش. بس کن
135
00:08:53,075 --> 00:08:55,951
- تو چرا دخالت میکنی؟
- میشه تقسیمشون کنین؟
136
00:08:55,952 --> 00:08:58,245
همیشه اینجوریان.
باید بپرس وسط حرفشون
137
00:08:58,246 --> 00:08:59,829
فکر نکنم صدامو بشنون
138
00:08:59,830 --> 00:09:02,457
- صبح سه تا شکلاتی خوردی!
- به هیچ وجه!
139
00:09:02,458 --> 00:09:04,085
نگاه کن. ببخشید!
140
00:09:04,710 --> 00:09:08,964
من مبتلا به طاعون شدم،
و الان همه میگیرین و میمیرین
141
00:09:08,965 --> 00:09:09,882
من اصلاً...
142
00:09:09,883 --> 00:09:12,008
سه تا ماکارون موزی
به ازای یه شکلاتی
143
00:09:12,009 --> 00:09:13,760
- امکان نداره
- این دغلبازیه
144
00:09:13,761 --> 00:09:16,263
- واقعاً غیرمنطقیه
- خواهش میکنم!
145
00:09:16,264 --> 00:09:19,724
چرا نه؟ گرگوری تو نمیتونی...
تو چرا دخالت میکنی؟
146
00:09:19,725 --> 00:09:21,225
خیلیخب
147
00:09:22,645 --> 00:09:24,145
خانواده عزیز!
148
00:09:27,692 --> 00:09:28,734
ممنون
149
00:09:28,735 --> 00:09:32,112
جان میخواد یه چیز کوچیکی رو
از طرف ما اعلام کنه
150
00:09:32,113 --> 00:09:34,073
واقعاً خیلی کوچیک
151
00:09:41,414 --> 00:09:43,082
ما میخوایم ازدواج کنیم
152
00:09:45,835 --> 00:09:48,044
وای خدا...
153
00:09:48,045 --> 00:09:50,464
تبریک میگم!
154
00:09:51,632 --> 00:09:53,132
خیلی عالی. مبارکه
155
00:09:54,468 --> 00:09:56,637
آخرین ماکارون برای تو
156
00:09:59,724 --> 00:10:02,225
زیباترین عروس میشی
157
00:10:02,226 --> 00:10:05,313
خب، به انداره دافنه.
و کیت. و پنهلوپه
158
00:10:05,813 --> 00:10:09,317
خیلی خوشحالم.
زوج زیبایی هستین
159
00:10:10,276 --> 00:10:11,776
ممنون، مامان
160
00:10:13,029 --> 00:10:15,740
همین امروز برای لباست
باید بریم پیش خیاط
161
00:10:16,782 --> 00:10:18,409
هر چیزی زمان خودش
162
00:10:36,010 --> 00:10:38,137
داری بابت ماکارون شکلاتی غر میزنی؟
163
00:10:42,016 --> 00:10:43,976
میدونستی بانو ویسلداون بود؟
164
00:10:46,395 --> 00:10:48,229
امروز صبح با پنهلوپه حرف زدی؟
165
00:10:48,230 --> 00:10:52,109
آره. از اینکه دوشیزه کاوپر
خودشو لو داد، خیلی حالش بد بود
166
00:10:54,528 --> 00:10:57,031
بگو که نمیدونستی
167
00:11:04,622 --> 00:11:06,122
نه
168
00:11:06,165 --> 00:11:07,665
در مورد کرسیدا نمیدونستم
169
00:11:09,377 --> 00:11:13,171
دوستیمون از قبل تیره و تار شده بود،
ولی این کارش ممکنه به همش بزنه
170
00:11:13,172 --> 00:11:14,672
امیدوارم همینطور بشه
171
00:11:16,258 --> 00:11:20,095
به نظرم با توجه به چیزایی که مینویسه،
172
00:11:20,096 --> 00:11:22,056
اگه میدونستی و
باهاش دوست میموندی بیمعنی بود
173
00:11:24,141 --> 00:11:27,478
تو خیلی از ویسلداون عصبانی هستی
174
00:11:28,396 --> 00:11:29,896
چیکار میخوای بکنی؟
175
00:11:32,608 --> 00:11:36,236
یه بخشیم دوست داره
با یه چنگال برم خونهشون سروقتس
176
00:11:36,237 --> 00:11:38,739
و اگه تو هم میخواستی، بازم میرفتم
177
00:11:39,281 --> 00:11:40,824
ولی در واقع،
178
00:11:40,825 --> 00:11:44,619
فکر کنم همه چیزایی که تازگی اتفاق افتاده
عصبانیتمو کمتر کرده
179
00:11:44,620 --> 00:11:46,414
منظورت اتفاقاتیه که با پنهلوپه افتاده
180
00:11:48,290 --> 00:11:51,501
میدونم دوست نداری بشنوی،
ولی واقعاً حیرتانگیزه که
181
00:11:51,502 --> 00:11:54,671
چطور کسی میتونه خیلی سریع
برای یه نفر اینقدر مهم بشه
182
00:11:54,672 --> 00:11:57,675
تنها نگرانی الانم، سلامتی اونه
183
00:11:58,843 --> 00:12:00,343
و آیندهمون با هم
184
00:12:08,310 --> 00:12:10,521
شاید بتونم کاری کنم
که بانو ویسلداون از اینجا بره،
185
00:12:11,313 --> 00:12:13,607
تا دیگه نتونه دوباره
به هیچکدوممون آسیب بزنه
186
00:12:14,900 --> 00:12:16,694
با دوشیزه کاوپر صحبت میکنی؟
187
00:12:18,320 --> 00:12:19,820
با خود نویسنده شایعات
188
00:12:49,059 --> 00:12:50,559
میخواستم بهش بگم. من...
189
00:12:54,231 --> 00:12:55,731
ولی نگفتی
190
00:12:56,484 --> 00:12:58,319
و وقتی زمانش رسید،
191
00:12:59,820 --> 00:13:01,320
منم نگفتم
192
00:13:03,449 --> 00:13:05,826
چون الان میبینم که
حقیقت کالین رو نابود میکنه
193
00:13:07,578 --> 00:13:10,705
وقتی این مقاله رو منتشر کنم،
میخوام بهش بگم
194
00:13:10,706 --> 00:13:12,206
نه
195
00:13:13,042 --> 00:13:17,087
به هر دلیلی که هست،
برادرم واقعاً معتقده که دوستت داره
196
00:13:17,671 --> 00:13:21,132
و اگه میدونست تمام مدت تو بودی که
از من و خانوادهمون و ماریا مینوشتی،
197
00:13:21,133 --> 00:13:24,011
اگه میدونست منم تمام این مدت
این راز رو ازش مخفی کردم...
198
00:13:25,638 --> 00:13:29,225
چرا بهش بگی، وقتی کار بهتر اینه که
کاغذ و قلمت رو کنار بذاری؟
199
00:13:30,643 --> 00:13:32,143
ولی نمیتونم دست بردارم
200
00:13:32,436 --> 00:13:33,604
مخصوصاً الان
201
00:13:33,605 --> 00:13:35,648
معلومه که میتونی.
چون الان یه راه فرار عالی داری
202
00:13:36,690 --> 00:13:37,525
منظورت این نیست که...
203
00:13:37,526 --> 00:13:39,984
همونقدر که نمایش دیشب کرسیدا
احمقانه بود
204
00:13:39,985 --> 00:13:43,655
ولی بهت لطف کرد. هیچوقت نمیتونه
مقاله قانعکنندهای بنویسه
205
00:13:43,656 --> 00:13:46,282
بذار اون ستون با اسم اون بمیره،
و هیچکس قضیه رو نمیفهمه
206
00:13:46,283 --> 00:13:49,661
الوئیز، الان خیلی وقته که سخت کار کردم
207
00:13:49,662 --> 00:13:53,289
از بین اون همه آدم، اجازه نمیدم
کرسیدا کاوپر اعتبارمو مال خودش کنه
208
00:13:53,290 --> 00:13:55,876
- دلم میشکنه!
- پس دل کالین چی؟
209
00:13:56,836 --> 00:13:59,004
- وقتی حقیقت رو بفهمه دلش میشکنه
- ولی...
210
00:14:00,339 --> 00:14:03,175
بانو ویسلداون اسم منه، نه اون
211
00:14:04,635 --> 00:14:06,512
اسمت قراره بریجرتون بشه
212
00:14:11,433 --> 00:14:12,933
نمیتونی جفتش باشی
213
00:14:19,567 --> 00:14:21,067
بیشتر عمرم...
214
00:14:23,279 --> 00:14:25,781
جزئی از خانواده شما بودن،
تنها چیزی بود که میخواستم
215
00:14:32,746 --> 00:14:36,667
و یه زمانی بود که من هر چیزی میدادم
تا بفهمم بانو ویسلداون کیه
216
00:14:41,171 --> 00:14:42,798
یه مدت عملکرد خوبی داشتی
217
00:14:43,716 --> 00:14:45,301
ولی فقط شایعاته
218
00:14:46,051 --> 00:14:47,551
رهاش کن
219
00:15:14,204 --> 00:15:15,706
علیاحضرت منتظرتون هستن
220
00:15:29,929 --> 00:15:35,392
خب... این خانم جوونیه که
ادعا میکنه بانو ویسلداونه
221
00:15:36,560 --> 00:15:38,060
بله، اعلیحضرت
222
00:15:38,729 --> 00:15:41,440
و چرا الان پا پیش گذاشتی؟
223
00:15:43,734 --> 00:15:48,197
میخوام پاداشم رو مطالبه کنم،
علیاحضرت
224
00:15:49,782 --> 00:15:53,743
۵۰۰۰ پوند ناقابل
برای بانو ویسلداون بزرگ چیزی نیست
225
00:15:53,744 --> 00:15:55,663
پولش رو میخوای، مگه نه؟
226
00:15:57,456 --> 00:15:59,958
مطالبهش میکنم تا کس دیگهای نتونه
چیزی رو که حق منه بگیره
227
00:15:59,959 --> 00:16:02,795
خب، من پای حرفم هستم
228
00:16:03,462 --> 00:16:07,549
به محض اینکه آخرین مقالهت رو
بهم بدی، پاداشت رو میدم
229
00:16:08,884 --> 00:16:10,928
همونی که امروز صبح باید منتشر میشد
230
00:16:15,557 --> 00:16:18,686
عذر میخوام علیاحضرت. میدونین...
231
00:16:21,438 --> 00:16:25,066
با جایزهای که برام تعیین شده بود،
ناشرم محتاط شده
232
00:16:25,067 --> 00:16:29,320
ولی خیلی زود
مقاله رو منتشر میکنم
233
00:16:29,321 --> 00:16:31,365
دشمن خودت رو بشناس، دوشیزه کاوپر
234
00:16:33,575 --> 00:16:36,662
من بانو ویسلداون رو
به اندازه خودم میشناسم
235
00:16:37,204 --> 00:16:40,791
بزرگترین نقطه قوتش اینه که
چشمش به همه چیز هست
236
00:16:41,959 --> 00:16:44,962
تو توی زندگیت
به غیر از خودت چی رو دیدی؟
237
00:16:50,551 --> 00:16:52,051
خیلی چیزها دیدم
238
00:16:53,887 --> 00:16:57,891
همین دیشب،
دوشیزه فرانچسکا و لرد کیلمارتین رو دیدم
239
00:16:58,392 --> 00:17:00,519
تمام شب در خونه بریجرتون بودن
240
00:17:02,813 --> 00:17:04,397
ولی مطمئنم که هنوز وقت هست،
241
00:17:04,398 --> 00:17:06,190
که دوشیزه فرانچسکار رو
242
00:17:06,191 --> 00:17:07,568
به مارکیز نزدیک کنیم
243
00:17:07,569 --> 00:17:11,195
دوشیزه کاوپر،
بانو ویسلداون واقعی،
244
00:17:11,196 --> 00:17:14,824
هیچوقت همچین پیشنهاد
پیش پاافتادهای رو برای کمک نمیده
245
00:17:14,825 --> 00:17:19,120
بدون یه حریف شایسته،
دیگه اهمیتی نمیدم که دوشیزه فرانچسکا
246
00:17:19,121 --> 00:17:21,373
چه زوج بیخاصیتی رو انتخاب کنه
247
00:17:22,374 --> 00:17:25,669
تا زمانی که نتونی
یه مقاله متقاعد کننده چاپ کنی،
248
00:17:26,837 --> 00:17:29,631
دیگه نمیخوام توی دربارم ببینمت
249
00:17:41,101 --> 00:17:42,601
کرسیدا
250
00:17:42,936 --> 00:17:45,022
حق نداری چیزی منتشر کنی
251
00:17:46,106 --> 00:17:48,900
چارهای ندارم مامان.
اون منو از جامعه طرد میکنه
252
00:17:48,901 --> 00:17:51,486
پدرت قبلاً تو رو
از جامعه طرد کرده
253
00:17:51,487 --> 00:17:53,237
من نمیرم پیش عمه جوانا زندگی کنم
254
00:17:53,238 --> 00:17:54,864
و چیکار میکنی وقتی که...
255
00:17:54,865 --> 00:17:57,784
وقتی لیدی ویسلداون واقعی
تصمیم بگیره چیزی منتشر کنه؟
256
00:17:57,785 --> 00:18:01,079
خب، امروز صبح چیزی منتشر نکرده.
شاید ترسوندمش
257
00:18:01,080 --> 00:18:02,580
دیگه چیکار میتونم بکنم؟
258
00:18:03,082 --> 00:18:06,084
چاپ یه مقاله ممکنه
تنها شانسم برای جلب لطف ملکه باشه
259
00:18:06,085 --> 00:18:09,754
اگه چیزی منتشر کنی و
اصرار کنی که ویسلداون هستی،
260
00:18:09,755 --> 00:18:11,673
هیچکس باهات ازدواج نمیکنه
261
00:18:12,424 --> 00:18:14,593
الان هم هیچکس باهام ازدواج نمیکنه
262
00:18:23,977 --> 00:18:27,563
خب، خیلی دوست دارم
صبحونه ازدواج رو اینجا بخوریم
263
00:18:27,564 --> 00:18:30,900
مگه اینکه مادر شما دوست داشته باشه
میزبانش باشه، لرد کیلمارتین
264
00:18:30,901 --> 00:18:34,487
خودم اگه فقط یه بچه داشتم،
شاید برای شانسم میجنگیدم
265
00:18:34,488 --> 00:18:36,697
ما هنوز نامزدیمون رو اعلام نکردیم، مامان
266
00:18:36,698 --> 00:18:38,075
بذار اول اونو حل و فصل کنیم
267
00:18:38,076 --> 00:18:41,870
تنها چیزی که مادرم ممکنه براش بجنگه
اینه که هیچوقت میزبان نباشه
268
00:18:44,206 --> 00:18:46,499
باید در مورد اعلام نامزدی صحبت کنیم
269
00:18:46,500 --> 00:18:50,170
- تا جایی که به ملکه مربوط...
- راستش در موردش صحبت کردیم
270
00:18:51,338 --> 00:18:53,756
متوجهام که من اولین انتخاب ملکه
271
00:18:53,757 --> 00:18:55,092
برای دخترتون نبودم
272
00:18:55,093 --> 00:18:58,095
خب، فقط به این دلیل که
توجه زیادی به فرانچسکا داره
273
00:18:58,720 --> 00:19:03,057
فقط فکر میکنم عاقلانه ست که
قبل از اعلام قصدتون،
274
00:19:03,058 --> 00:19:06,602
تا نزدیک پایان فصل صبر کنین
275
00:19:06,603 --> 00:19:09,772
اینجوری همه میتونیم برای عروسی
به خونههای ییلاقیمون بریم،
276
00:19:09,773 --> 00:19:13,569
و ملکه میتونه در شروع فصل آینده
یه شخص جدید انتخاب کنه
277
00:19:15,904 --> 00:19:17,739
فقط اینکه...
278
00:19:19,324 --> 00:19:21,160
نمیخوایم اینقدر صبر کنیم
279
00:19:21,869 --> 00:19:24,288
میخوایم با هم تشکیل خانواده بدیم
280
00:19:24,997 --> 00:19:28,333
فکر میکنیم صحبت با ملکه
شاید عاقلانهترین تصمیم باشه
281
00:19:30,794 --> 00:19:32,921
باشه، اگه فکر میکنین اینطور بهتره
282
00:19:36,884 --> 00:19:40,053
دوست داریم تو با ملکه صحبت کنی
283
00:19:45,884 --> 00:19:50,884
«دیجــــی موویـــــز»
284
00:19:55,694 --> 00:20:01,199
دارم به روبانهای زرد
روی نردهها فکر میکنم،
285
00:20:01,200 --> 00:20:05,161
و... گلهای طلاکوب که کالسه رو پوشوندن
286
00:20:05,162 --> 00:20:07,705
از کلیسا تا محل پذیرایی
287
00:20:07,706 --> 00:20:09,582
خیلی باسلیقه ست، بانوی من
288
00:20:09,583 --> 00:20:12,252
و ما سوار چی بشیم؟ یه گاری؟
289
00:20:13,378 --> 00:20:15,880
من وقتی ازدواج کردم
گلهای طلاکوب نداشتیم
290
00:20:15,881 --> 00:20:18,425
به خاطر اینه که تو
با یه مرد خیلی پولدار ازدواج نکردی
291
00:20:21,595 --> 00:20:23,221
خودم میبرمت، عشق من
292
00:20:23,222 --> 00:20:24,264
نه
293
00:20:24,265 --> 00:20:25,765
کالسکه طلاکوب رو ترجیح میدم
294
00:20:25,766 --> 00:20:28,769
نمیفهمم چرا پنهلوپه
باید همچین چیزایی نصیبش بشه
295
00:20:29,353 --> 00:20:32,563
عروسی مطمئناً
به اندازه بارداری مهم نیست
296
00:20:32,564 --> 00:20:34,064
پنهلوپه کجاست؟
297
00:20:34,733 --> 00:20:36,693
نباید هنوز ناخوش باشه
298
00:20:37,736 --> 00:20:39,236
پنهلوپه؟
299
00:20:39,863 --> 00:20:41,363
«پنهلوپه»
300
00:20:52,584 --> 00:20:54,211
این بالا چیکار میکنی؟
301
00:20:57,756 --> 00:21:00,801
مقالههای قدیمی ویسلداون رو میخونی
302
00:21:01,385 --> 00:21:03,053
هنوز حالم خوب نیست
303
00:21:04,888 --> 00:21:06,388
پنهلوپه
304
00:21:07,391 --> 00:21:11,937
تو تونستی علاقه یه مرد
با نام و نشون بزرگی رو به دست بیاری
305
00:21:13,063 --> 00:21:15,731
بقیه عمرت رو داری
که دراز بکشی و کاری نکنی
306
00:21:15,732 --> 00:21:19,402
ولی الان تا وقتی به محراب کلیسا نری،
و ازدواج نکنی،
307
00:21:19,403 --> 00:21:22,571
وظیفهت اینه که
به آقای بریجرتون این احساس رو بدی
308
00:21:22,572 --> 00:21:26,033
که انگار مهمترین آدم دنیاست
309
00:21:26,034 --> 00:21:29,371
باید کاملاً به شوهرت رسیدگی کنی
310
00:21:30,664 --> 00:21:33,250
به رویاهاش، آرزوهاش
311
00:21:34,668 --> 00:21:36,168
حداقل این اولش
312
00:21:39,298 --> 00:21:40,882
رویاهای خودم چی؟
313
00:21:44,720 --> 00:21:46,220
کدوم رویاها؟
314
00:21:47,472 --> 00:21:49,057
زنها رویایی ندارن
315
00:21:50,600 --> 00:21:52,100
اونا شوهر دارن
316
00:21:54,187 --> 00:21:56,898
و اگه خوششانس باشی و
نقش خودتو به خوبی انجام بدی،
317
00:21:57,691 --> 00:21:59,776
گاهی اوقات چیزی که آرزوشو داری،
318
00:22:00,444 --> 00:22:03,113
میتونه برآورده بشه... از طریق اون
319
00:22:13,957 --> 00:22:16,334
پدرت میتونه ظالم باشه
320
00:22:16,335 --> 00:22:17,835
یه مرد ضعیف
321
00:22:22,549 --> 00:22:25,302
من شوهرمو برای امنیت خاطر انتخاب کردم،
322
00:22:26,511 --> 00:22:28,430
ولی حتی نتونست همین هم فراهم کنه
323
00:22:32,809 --> 00:22:34,394
ولی شما دخترها رو بهم داد
324
00:22:35,937 --> 00:22:40,108
و بزرگترین آرزوم همیشه این بوده که
شما سه تا شانستون بهتر از من بشه
325
00:22:41,985 --> 00:22:43,485
و تو اینطوری
326
00:22:49,242 --> 00:22:50,742
تو خوششانسی، پنهلوپه
327
00:22:51,495 --> 00:22:53,205
قدرشو بدون
328
00:23:39,251 --> 00:23:41,293
غذا خوردن باهات لذتبخشه
329
00:23:41,294 --> 00:23:43,003
فکر کنم اولین بارمونه
330
00:23:43,004 --> 00:23:47,633
خب، اگه از شیرینیهای آشپزم خوشت میاد،
فکر کنم عاشق تمام غذاهاش میشی
331
00:23:47,634 --> 00:23:49,719
سعی داری منو
آشپزتو برام جور کنی؟
332
00:23:50,637 --> 00:23:52,930
اواخر این هفته
میزبان یه مهمونی شام هستم
333
00:23:52,931 --> 00:23:55,099
برای خودم و تو و دوست عزیزم پاول
334
00:23:55,100 --> 00:23:56,226
میای؟
335
00:23:56,227 --> 00:23:58,894
قراره قصدم در مورد تو
تحت بررسی دقیق قرار بگیره؟
336
00:23:58,895 --> 00:24:01,273
یه همچین چیزی
337
00:24:02,315 --> 00:24:04,234
به هر حال، من با خانوادهت آشنا شدم
338
00:24:04,776 --> 00:24:06,695
حالا نوبت توئه که
عزیزان منو ملاقات کنی
339
00:24:13,368 --> 00:24:15,327
عالیه
340
00:24:15,328 --> 00:24:16,828
تو...
341
00:24:23,670 --> 00:24:26,589
- وای
- به سلامتی، لرد کیلمارتین
342
00:24:26,590 --> 00:24:29,718
امیدوارم خیلی خیلی زود
به خانواده ما بپیوندی
343
00:24:30,343 --> 00:24:33,512
- خوشحالم که امشب اینجایی
- باعث افتخارمه
344
00:24:33,513 --> 00:24:38,142
روحیهت امشب بالاست.
با عشق همه مشکلاتت حل شده؟
345
00:24:38,143 --> 00:24:41,563
آقایون!
یکی از بهترین بطریهای برندی من
346
00:24:42,564 --> 00:24:44,482
نمیتونم بذارم به مالک جدید برسه
347
00:24:44,483 --> 00:24:47,318
یکی دیگه؟ کاری میکنی آرزو کنیم
کاش هر هفته یه باشگاه رو تعطیل کنی
348
00:24:47,319 --> 00:24:49,196
متاسفانه این آخرین بطریه
349
00:24:55,952 --> 00:24:58,787
لعنتی. فکر کردم حداقل
چند تا گیلاس بشه
350
00:24:58,788 --> 00:25:01,790
همهشو خودت باید بخوری،
که آخرین شبت رو
351
00:25:01,791 --> 00:25:03,292
به عنوان مالک این جای خوب جشن بگیری
352
00:25:03,293 --> 00:25:05,711
منظورتون اینه که
برای آخرین شبم سوگواری کنم
353
00:25:05,712 --> 00:25:07,630
نوشیدنی ترحم برانگیزت رو رد میکنم
354
00:25:07,631 --> 00:25:10,675
خب اگه یه نوشیدنی ترحم برانگیزه
پس شاید من لیاقتشو دارم
355
00:25:12,010 --> 00:25:13,053
چیه؟
356
00:25:13,054 --> 00:25:14,637
- تو؟
- راست میگی
357
00:25:14,638 --> 00:25:19,141
عشق اونقدر منو صاف و ساده کرده که
این هفته حتی نتونستم یه جمله بنویسم
358
00:25:19,142 --> 00:25:20,809
واقعاً شکنجهآوره
359
00:25:20,810 --> 00:25:22,812
چی میخواستی بنویسی؟
360
00:25:24,231 --> 00:25:26,149
راستش دارم یه دستنوشته مینویسم
361
00:25:27,651 --> 00:25:28,692
واقعاً؟
362
00:25:28,693 --> 00:25:29,944
- آره
- آره؟
363
00:25:29,945 --> 00:25:31,445
در مورد چیه؟
364
00:25:31,613 --> 00:25:33,864
دارم داستان سفرهامو ویرایش میکنم
365
00:25:33,865 --> 00:25:35,950
یا حداقل از نظر تئوری
366
00:25:35,951 --> 00:25:37,953
نه، نه، نه!
367
00:25:38,745 --> 00:25:40,163
چیه؟ به نظرت تو لیاقتشو داری؟
368
00:25:40,164 --> 00:25:44,041
تو حداقل برای زندگیت یه جهتی داری،
در حالی که من شناورم،
369
00:25:44,042 --> 00:25:46,710
بیهدف، بدون هیچ مسیر مشخصی به جلو
370
00:25:46,711 --> 00:25:49,548
چیه؟
371
00:25:50,048 --> 00:25:52,425
و در شادترین حالت توی عمرت نیستی؟
372
00:25:53,218 --> 00:25:54,594
درسته. درسته آره
373
00:25:54,595 --> 00:25:56,221
به نظرم نوشیدنی مال منه
374
00:25:57,889 --> 00:25:59,848
اگه درست متوجه شده باشم،
375
00:25:59,849 --> 00:26:02,977
برنده این بازی کسیه که
خوششانسترین باشه
376
00:26:02,978 --> 00:26:06,146
نه! لطفاً شروع نکن به
زدن حرفهای احساسی در مورد خواهرمون
377
00:26:06,147 --> 00:26:08,774
میخواستم بگم که بین ما
من از همه خوششانسترم،
378
00:26:08,775 --> 00:26:10,944
چون یه بطری دیگه دیدم
379
00:26:14,531 --> 00:26:16,992
- یکی دیگه داره!
- یکی داره!
380
00:26:19,202 --> 00:26:21,162
به این میگن خوششانسی!
381
00:26:21,830 --> 00:26:23,330
- چشم عقاب
- آره
382
00:26:25,292 --> 00:26:26,792
محشره
383
00:26:27,627 --> 00:26:28,628
ممنون
384
00:26:28,629 --> 00:26:30,963
به افتخار باشگاه معرکه آقای موندریچ
385
00:26:30,964 --> 00:26:32,465
- به افتخار باشگاه
- به افتخار باشگاه
386
00:26:35,719 --> 00:26:37,011
- وای
- یکی دیگه
387
00:26:37,012 --> 00:26:38,388
باید تمومش کنیم
388
00:26:38,389 --> 00:26:40,807
آره. اومدی توی خانوادهمون
389
00:26:42,142 --> 00:26:43,809
نه. دیگه بسمه
390
00:26:43,810 --> 00:26:45,310
یکی برای تو، موندریچ
391
00:26:51,484 --> 00:26:53,153
برای یه دور دیگه هم هست
392
00:27:03,121 --> 00:27:04,621
ویسلداون
393
00:27:06,207 --> 00:27:08,460
این کلام خداوند است
394
00:27:09,461 --> 00:27:11,254
خدا را شاکریم
395
00:27:11,796 --> 00:27:14,090
خب، امروز
396
00:27:15,133 --> 00:27:17,635
ازدواج قریبالوقوعی رو اعلام میکنم
397
00:27:17,636 --> 00:27:21,139
بین آقای کالین بریجرتون،
398
00:27:21,723 --> 00:27:24,100
و دوشیزه پنهلوپه فدرینگتون
399
00:27:26,478 --> 00:27:29,481
این اولین باره که میپرسم
400
00:27:31,191 --> 00:27:33,942
اگه هرکدوم از شما
از علت یا مانعی باخبره،
401
00:27:33,943 --> 00:27:38,740
که این دو نفر نباید
با ازدواج مقدس به هم بپیوندن،
402
00:27:41,201 --> 00:27:43,495
باید اعلامش کنین
403
00:27:49,959 --> 00:27:50,794
خیلیخب
404
00:27:50,795 --> 00:27:52,629
آقای بریجرتون
405
00:27:53,672 --> 00:27:55,798
و دوشیزه فدرینگتون
406
00:27:55,799 --> 00:28:00,428
سه هفته دیگه اینجا ازدواج خواهند کرد
407
00:28:02,514 --> 00:28:06,016
امروز، همچین ازدواج قریبالوقوع
408
00:28:06,017 --> 00:28:10,188
لرد چارلز چو و
دوشیزه اِما کنورثی رو اعلام میکنم
409
00:28:11,398 --> 00:28:13,983
این دومین باره که میپرسم
410
00:28:14,818 --> 00:28:17,611
اگه هرکدوم از شما
از علت یا مانعی باخبره،
411
00:28:17,612 --> 00:28:22,199
که این دو نفر نباید
با ازدواج مقدس به هم بپیوندن،
412
00:28:22,200 --> 00:28:24,494
باید اعلامش کنین
413
00:28:29,624 --> 00:28:31,124
خیلیخب
414
00:28:31,292 --> 00:28:34,837
لرد چو و دوشیزه کنورثی
تا دو هفته دیگه
415
00:28:34,838 --> 00:28:37,006
در اینجا ازدواج خواهند کرد
416
00:28:38,842 --> 00:28:42,137
و حالا به آخر صحبتهای امروزم میرسم
417
00:28:43,430 --> 00:28:46,849
خب، با آرامش پیش برین،
418
00:28:46,850 --> 00:28:50,103
و خداوند را دوست بدارید
و به اون خدمت کنید
419
00:29:03,533 --> 00:29:05,201
یه لحظه دیگه میام
420
00:29:09,330 --> 00:29:12,375
- خوشحالم میبینم حالت خوبه
- خیلی بهتر شدم
421
00:29:12,959 --> 00:29:15,295
و به زودی، رسماً ازدواج میکنیم
422
00:29:15,795 --> 00:29:17,379
هنوز میخوای؟
423
00:29:17,380 --> 00:29:19,090
کالین، آخه چرا نباید بخوام؟
424
00:29:22,510 --> 00:29:26,014
میدونم یه چیزی هست که
میخواستی بهم بگی
425
00:29:32,562 --> 00:29:35,815
یه چیزی هست که
خیلی وقته میخوام بهت بگم
426
00:29:41,404 --> 00:29:44,783
اینکه از همون لحظهای که
همدیگه رو دیدیم دوستت داشتم
427
00:29:47,535 --> 00:29:49,579
واقعاً یه مدت خیلی طولانی شرمآور
428
00:29:51,664 --> 00:29:54,542
حتی سالهایی که
تظاهر میکردم دوستتام، ولی...
429
00:29:55,585 --> 00:29:57,085
در خفا دوستت داشتم
430
00:29:58,296 --> 00:30:00,340
همیشه دوستت داشتم، کالین
431
00:30:08,181 --> 00:30:10,766
برای اینکه زودتر ندیدمت،
432
00:30:10,767 --> 00:30:13,977
یک عمر ازت طلب بخشش خواهم کرد
433
00:30:13,978 --> 00:30:15,478
نیازی نیست
434
00:30:16,314 --> 00:30:19,609
هیچی توی دنیا بیشتر از با تو بودن
منو خوشحال نمیکنه
435
00:30:27,325 --> 00:30:28,825
کالین، چیکار میکنی؟
436
00:30:29,202 --> 00:30:30,702
میرقصم،
437
00:30:31,079 --> 00:30:34,332
با همسر آیندهم،
توی کلیسایی که توش ازدواج میکنیم
438
00:30:39,879 --> 00:30:41,965
هیچوقت توی بچگی تنبیه نشدی؟
439
00:30:53,351 --> 00:30:55,061
با توجه به اون...
440
00:30:57,397 --> 00:30:58,897
برادر؟
441
00:31:00,567 --> 00:31:01,401
خواهر
442
00:31:01,402 --> 00:31:04,319
بانو کزیک رو معرفی میکنم
443
00:31:04,320 --> 00:31:05,905
قبلاً همدیگه رو دیدین؟
444
00:31:07,198 --> 00:31:08,700
فکر نکنم دیده باشیم
445
00:31:09,409 --> 00:31:11,160
لرد اندرسون هستم. خوشوقتم
446
00:31:12,620 --> 00:31:15,539
- میخواستم با یه نفر صحبت کنم...
- باعث افتخارمه
447
00:31:15,540 --> 00:31:17,916
اومدن شما، نقل مجالس شهر بود
448
00:31:17,917 --> 00:31:19,585
خیلی مشتاق دیدنتون بودم
449
00:31:19,586 --> 00:31:22,922
پس میرم که بیشتر با هم آشنا بشین
450
00:31:24,591 --> 00:31:27,342
خواهرتون میگه که
شما هم مثل من بیوه هستین
451
00:31:27,343 --> 00:31:28,843
عجب
452
00:31:30,555 --> 00:31:32,055
خب...
453
00:31:33,808 --> 00:31:35,308
سلام، الوئیز
454
00:31:47,530 --> 00:31:49,030
نه. نه
455
00:31:59,584 --> 00:32:03,378
میدونی، اگه میخوای توبه کنی
باید بری داخل کلیسا
456
00:32:03,379 --> 00:32:06,131
الوئیز، یواشکی اومدم.
لطفاً به کسی نگو اینجام
457
00:32:06,132 --> 00:32:08,050
فکر میکردم از توجه لذت میبری
458
00:32:08,051 --> 00:32:10,595
- من برای توجه نیومدم
- پس برای چی اومدی؟
459
00:32:12,513 --> 00:32:16,099
شاید چون...
زندگی مخفیانه، پر از تنهاییه
460
00:32:16,100 --> 00:32:19,937
و خواستم ببین احتمالاً
دوست داری بیای پیشم؟
461
00:32:19,938 --> 00:32:22,689
تو از کلمات خیلی خوشت میاد.
حداقل از خوندن،
462
00:32:22,690 --> 00:32:25,233
و شاید بخوای
توی نوشتن ستون بهم کمک کنی؟
463
00:32:25,234 --> 00:32:28,320
کرسیدا، یادت نیست پارسال
در موردم چی نوشته بودی؟
464
00:32:28,321 --> 00:32:30,156
چیزی که به اسم ویسلداون نوشتی؟
465
00:32:31,532 --> 00:32:33,032
البته
466
00:32:33,576 --> 00:32:36,412
ببخشید.
نمیدونم چی نوشتم، واقعاً میگم
467
00:32:37,830 --> 00:32:39,790
ولی با همدیگه،
میتونیم اشتباهات رو درست کنیم،
468
00:32:39,791 --> 00:32:42,834
با تمجید از شخصیتت توی اولین مقالهمون
469
00:32:42,835 --> 00:32:47,172
نمیخوام همکار تو باشم.
و دیگه نمیتونم دوستت باشم
470
00:32:47,173 --> 00:32:48,673
متاسفم
471
00:32:51,302 --> 00:32:53,054
واقعاً به خاطر ویسلداونه؟
472
00:32:57,016 --> 00:32:59,143
جای تعجب نیست که پنهلوپه ولت کرد
473
00:33:01,229 --> 00:33:02,730
فقط بلدی حرف بزنی
474
00:33:03,982 --> 00:33:07,318
مشخصه حسادت میکنی که
برای خودم کسی شدم
475
00:33:11,656 --> 00:33:13,533
شاید به ویسلداون حسادت کنم
476
00:33:14,659 --> 00:33:16,159
یه شاهکاره
477
00:33:16,995 --> 00:33:19,788
و بعد از گذروندن یه فصل
که حس کردم تقریباً نامرئیام،
478
00:33:19,789 --> 00:33:22,542
درک میکنم که چرا
کسی مجبور به نوشتن همچین چیزی بشه
479
00:33:25,670 --> 00:33:28,214
موفقیتی رو که به سختی به دست آوردی
بهت تبریک میگم
480
00:33:43,187 --> 00:33:44,647
معلومه که بچهت دختره
481
00:33:44,648 --> 00:33:47,649
برای همینه که این اواخر
درخششت کمتر شده
482
00:33:47,650 --> 00:33:48,609
منظورت چیه؟
483
00:33:48,610 --> 00:33:51,153
میگن نوزادهای دختر
زیبایی آدمو میدزدن
484
00:33:51,154 --> 00:33:52,821
قبول نداری، مامان؟
485
00:33:52,822 --> 00:33:55,783
چه زوج دلربایی هستن، مگه نه؟
486
00:34:00,538 --> 00:34:03,249
فکر کنم تو
به اندازه یه جعبه شکلات جذابی
487
00:34:05,793 --> 00:34:08,837
فکر کنم برای
اعلام بعدی خبر ازدواج برمیگردی
488
00:34:08,838 --> 00:34:10,965
آره
489
00:34:12,717 --> 00:34:15,343
خواستن از طرفشون
با ملکه صحبت کنم
490
00:34:15,344 --> 00:34:18,764
آره، بهتر تو باشی تا خودشون.
ملکه منتظر یه نمایشه
491
00:34:18,765 --> 00:34:22,350
و با این دو تا... هنوز مدت زیادی
ساکت کنار هم میشینن؟
492
00:34:22,351 --> 00:34:24,352
خب، الان بیشتر حرف میزنن
493
00:34:24,353 --> 00:34:26,730
خیلی بهشون احترام میذارم
494
00:34:26,731 --> 00:34:29,608
فقط نگرانم اگه ملکه
بیش از حد فشار بیاره...
495
00:34:29,609 --> 00:34:33,111
ممکنه ببینه که هنوز یه کم شک داری
496
00:34:33,112 --> 00:34:35,572
اگه فراچسکا خوشحال و راضی باشه
شک من مهم نیست
497
00:34:35,573 --> 00:34:37,449
ولی اگه ملکه بهشون شک داشته باشه مهمه
498
00:34:37,450 --> 00:34:40,620
شاید تصمیم بگیره
با ازدواجشون مخالفت کنه
499
00:34:44,374 --> 00:34:48,001
بیا اینجا. عزیزم
500
00:34:48,002 --> 00:34:49,502
بانو دنبری
501
00:34:50,004 --> 00:34:51,130
معرکه نبود؟
502
00:34:51,131 --> 00:34:53,466
- آره!
- فوقالعاده بود!
503
00:34:54,050 --> 00:34:57,803
یه جورایی، ایوان تمام منظره میدون رو گرفته
504
00:34:57,804 --> 00:35:00,181
که یه جوری هوشمندانه ست
505
00:36:40,573 --> 00:36:43,575
صندلی ملکه باید بالاتر باشه،
درست در وسط پنجرهها
506
00:36:43,576 --> 00:36:46,287
و مطمئن بشین وقتی وارد میشه
هیچی جلوی دیدش رو نگرفته باشه
507
00:36:51,083 --> 00:36:52,585
لذت میبری؟
508
00:36:55,296 --> 00:36:59,175
از این ایده لذت میبرم که
بهترین مجلس رقص تاریخ مِیفر رو ترتیب بدم
509
00:37:04,931 --> 00:37:08,975
دستمالهای سبز نسبتاً خوبان،
ولی یه کم کمرنگان
510
00:37:08,976 --> 00:37:11,478
پس بیشتر نقرهای رو میپسندم
511
00:37:11,479 --> 00:37:15,899
یه ترکیب خیلی زیبا با بشقابهای کیکمون.
یا فکر میکنی زیادیه؟
512
00:37:15,900 --> 00:37:19,486
اصلاً. بیا بهترین عروسیای که
میفر تا حالا دیده رو برگزار کنیم
513
00:37:19,487 --> 00:37:22,239
آره. چه حرفهای گوشنوازی
514
00:37:22,240 --> 00:37:25,784
خب، برای کیک،
وارلی چهار طبقه پیشنهاد کرده،
515
00:37:25,785 --> 00:37:29,455
ولی با لیست مهمونهامون
باید پنج طبقه داشته باشیم
516
00:37:33,834 --> 00:37:37,004
- ممنون خانم دلاکروا
- ممنون که سریع آمادهش کردین
517
00:37:43,052 --> 00:37:44,719
دوشیزه پنهلوپه!
518
00:37:44,720 --> 00:37:46,889
خیلی وقته ندیدمت
519
00:37:48,516 --> 00:37:51,851
اون وقتی که پیکت
آخرین نوشتههای ستونت رو آورد،
520
00:37:51,852 --> 00:37:53,770
نفهمیده بودم نامزد کردی
521
00:37:53,771 --> 00:37:55,773
آره. خیلی خوشحالم
522
00:37:56,357 --> 00:37:58,358
ببخشید. این چند هفته گذشته
خیلی سرم شلوغ بود
523
00:37:58,359 --> 00:37:59,859
برات خوشحالم
524
00:38:00,820 --> 00:38:02,946
و وقتی یواشکی میای
که ستونت رو بنویسی،
525
00:38:02,947 --> 00:38:05,240
فکر کنم به آقای بریجرتون میگی که...
526
00:38:05,241 --> 00:38:06,742
اومدم همینو بهتون بگم
527
00:38:08,202 --> 00:38:11,037
اجازه میدم خانم کاوپر
ستون رو به اسم خودش تموم کنه
528
00:38:11,038 --> 00:38:13,498
مقاله در مورد نامزدی خودم
آخرین چیزیه که مینویسم
529
00:38:13,499 --> 00:38:16,001
پنهلوپه، اون ستون کار تموم عمرته
530
00:38:16,002 --> 00:38:17,503
نمیتونم به نوشتن ادامه بدم
531
00:38:18,963 --> 00:38:22,967
یکی رو پیدا کردم که عاشقشم.
نمیخوام خرابش کنم
532
00:38:24,593 --> 00:38:28,014
مامانم گفت بیام برای چند تا نمونه پارچه
برای لباس عروسم
533
00:38:36,230 --> 00:38:39,025
میدونی، بخش مورد علاقهم
در مورد دوختن لباس...
534
00:38:40,276 --> 00:38:45,031
دیدن درخشش صورت یه زن
موقع پوشیدن اون لباسه
535
00:38:50,244 --> 00:38:52,788
نمیتونم تصور کنم
این احساس رو کنار بذارم
536
00:38:57,835 --> 00:38:59,335
در هر صورت،
537
00:39:00,296 --> 00:39:03,215
برات زیباترین لباس رو میدوزیم
538
00:39:12,308 --> 00:39:14,434
الان از باشگاهم اخراج شدم
539
00:39:14,435 --> 00:39:17,145
- چرا؟
- به خاطر دخترت!
540
00:39:17,146 --> 00:39:19,689
فکر کردی چرا؟
از جهیزیه محرومش میکنم
541
00:39:19,690 --> 00:39:21,983
ولی اینجوری تمام فرصتهاشو از دست میده
542
00:39:21,984 --> 00:39:25,821
برام مهم نیست.
الان دیگه هیچ مردی توی لندن نمیخوادش!
543
00:39:35,664 --> 00:39:37,164
مامان، چی شده؟
544
00:39:38,000 --> 00:39:40,586
اینجا چیکار میکنی؟
چرا توی اتاقت نیستی؟
545
00:39:41,587 --> 00:39:44,465
توی اتاقم میز تحریر نیست.
دارم یه چیزی برای ویسلداون مینویسم
546
00:39:45,508 --> 00:39:47,008
خوبه
547
00:39:49,387 --> 00:39:54,850
پدرت به خاطر این قضایا
از باشگاهش اخراج شده
548
00:39:55,768 --> 00:39:57,478
داره از جهیزیه محرومت میکنه
549
00:39:58,938 --> 00:40:01,898
۵۰۰۰ پوند شاید پول زیادی
برای زندگی کردن نباشه،
550
00:40:01,899 --> 00:40:03,399
ولی به عنوان جهیزیه،
551
00:40:03,818 --> 00:40:07,863
اونقدر کافیه که
از این کشور برات شوهر جور کنه
552
00:40:09,031 --> 00:40:10,531
یا از روستا
553
00:40:11,200 --> 00:40:12,700
هر کسی
554
00:40:13,327 --> 00:40:14,869
قبل از اینکه ویسلداون واقعی
555
00:40:14,870 --> 00:40:17,748
تصمیم به انتشار یه مقاله دیگه بگیره،
باید اون پاداش رو بگیریم
556
00:40:18,749 --> 00:40:20,584
هر چی نوشتی رو برام بخون
557
00:40:33,556 --> 00:40:37,309
«خواننده عزیز، منم، بانو ویسلداون»
558
00:40:38,477 --> 00:40:41,188
«امروز، برای شما شایعات زیادی
در مورد خیلی جاها آوردهام»
559
00:40:41,981 --> 00:40:45,359
«نزدیک و دور، این ور و آن ور»
560
00:40:48,529 --> 00:40:50,029
همین؟
561
00:40:50,656 --> 00:40:52,156
تا اینجا
562
00:40:55,619 --> 00:40:57,119
وای خدا
563
00:40:57,288 --> 00:41:00,666
مامان، میترسم
564
00:41:33,240 --> 00:41:37,745
«از بین تمام هرزهها، چه مُرده و چه زنده
یه زن نویسنده، از همه سگصفتتره»
565
00:41:38,412 --> 00:41:42,416
«اگه این درست باشه، پس این نویسنده
میخواد دندونهاش رو بهتون نشون بده»
566
00:41:45,461 --> 00:41:46,961
هوشمندانه ست
567
00:41:50,382 --> 00:41:51,882
پس تو پسر دومی؟
568
00:41:52,801 --> 00:41:55,763
و تمام تلاشمو میکنم که
مثل پسرهای دوم تنبل و بیخاصیت باشم
569
00:41:58,015 --> 00:42:00,350
وقتت رو با فعالیتهای خلاقانه پر میکنی؟
570
00:42:00,351 --> 00:42:04,688
مینویسی؟ یا طرح میزنی؟
یا نقاشی میکنی؟
571
00:42:07,149 --> 00:42:09,026
نه. من...
572
00:42:13,405 --> 00:42:14,905
من...
573
00:42:15,366 --> 00:42:17,576
گاهی وقتها توی مهمونیها میرقصم
574
00:42:24,250 --> 00:42:26,377
پاول حامی هنره
575
00:42:27,044 --> 00:42:29,128
وقتش رو صرف حمایت از تئاتر میکنه
576
00:42:29,129 --> 00:42:31,381
- که اینطور
- من و تیلی اینجوری با هم آشنا شدیم
577
00:42:31,382 --> 00:42:34,634
- میدونی که هر هفته توی جایگاه مخصوصه
- نمیدونستم
578
00:42:34,635 --> 00:42:36,886
اولین روزی که دیدمش رو
هیچوقت فراموش نمیکنم
579
00:42:36,887 --> 00:42:39,055
بعد از اجرای نمایش هیاهوی بسیار برای هیچ،
580
00:42:39,056 --> 00:42:41,349
رفتم پشت صحنه، و اون اونجا بود،
581
00:42:41,350 --> 00:42:44,937
به خاطر سانسور نمایشنامه
داشت مغز کارگردان رو میخورد
582
00:42:46,272 --> 00:42:48,273
یعنی باید تحمل کنم یه کودن،
583
00:42:48,274 --> 00:42:51,234
یه شاهکار ادبی رو به گند بکشه؟
584
00:42:51,235 --> 00:42:52,735
بذار حدس بزنم
585
00:42:53,112 --> 00:42:55,864
بهت گفت «خیلی خیلی ازش بترس؟»
586
00:42:59,952 --> 00:43:02,538
- دقیقاً همین
- باید هم بترسین، جفتتون
587
00:43:07,418 --> 00:43:08,918
نوشیدنی آقای بریجرتون تموم شده
588
00:43:08,919 --> 00:43:10,419
بگو بندیکت
589
00:43:11,213 --> 00:43:12,713
بندیکت
590
00:43:15,050 --> 00:43:16,550
خب، بندیکت،
591
00:43:17,052 --> 00:43:19,053
تو اولین باری که تیلی رو دیدی
داشت برای کی نطق میکرد؟
592
00:43:19,054 --> 00:43:22,098
- بیخیال
- فکر کنم یه خلبان
593
00:43:22,099 --> 00:43:24,476
البته جمعیت داشتن طرف رو هو میکردن
594
00:43:43,746 --> 00:43:46,081
موسیقی امشب خیلی دلنشینه، مگه نه؟
595
00:43:54,048 --> 00:43:55,466
عصر بخیر
596
00:43:55,467 --> 00:43:57,176
لرد کیلمارتین
597
00:44:03,641 --> 00:44:05,309
دقیقاً، آره
598
00:44:30,334 --> 00:44:31,834
مارکوس
599
00:44:33,587 --> 00:44:36,548
چند تا دوست دیگه
که دوست دارم باهاشون آشنا بشی
600
00:44:38,258 --> 00:44:39,758
باعث افتخاره
601
00:44:40,469 --> 00:44:42,720
خانمها، عصر بخیر
602
00:44:42,721 --> 00:44:46,642
بانو کزیک،
بانو گلاستر، بانو ویاکاسپری
603
00:44:53,482 --> 00:44:56,318
این رنگ رو دوست نداشتم،
ولی خیلی بهت میاد
604
00:44:56,985 --> 00:44:58,485
ممنون، مامان
605
00:45:02,950 --> 00:45:04,450
ممنون
606
00:45:05,536 --> 00:45:07,036
داری گریه میکنی؟
607
00:45:07,371 --> 00:45:08,871
- وای خدای من
- نه
608
00:45:09,540 --> 00:45:11,040
من حاملهام
609
00:45:11,208 --> 00:45:15,254
همه میدونن یه بچه
میتونه اشک رو به چشم مادرش بیاره
610
00:45:17,464 --> 00:45:19,550
نامزد خوشتیپت کجاست؟
611
00:45:22,636 --> 00:45:24,721
- آقای بریجرتون
- خانم و آقای موندریچ
612
00:45:24,722 --> 00:45:28,099
خیالم راحت میشه وقتی میبینم
با اینکه دیگه باشگاهتون رو نداریم،
613
00:45:28,100 --> 00:45:31,437
ولی حداقل میزبان
بدیعترین مهمونیهای فصل هستین
614
00:45:37,317 --> 00:45:39,027
علیاحضرت ملکه
615
00:45:41,363 --> 00:45:42,863
اومد
616
00:45:58,255 --> 00:46:02,634
همونطور که حدس میزدم...
بیروح و ملالانگیز
617
00:46:50,557 --> 00:46:52,057
بد نیست
618
00:46:52,643 --> 00:46:54,143
اصلاً بد نیست
619
00:47:12,746 --> 00:47:13,622
مامان؟
620
00:47:13,623 --> 00:47:15,707
الان سعی میکنین با ملکه صحبت کنی؟
621
00:47:19,294 --> 00:47:22,297
شاید بهتره اجازه بدیم
یه کم بیشتر جاگیر بشه
622
00:47:27,219 --> 00:47:29,512
شاید الان باید سعی کنیم
به ملکه نزدیک بشیم،
623
00:47:29,513 --> 00:47:31,348
نکنه زودتر بره
624
00:47:34,268 --> 00:47:35,768
من...
625
00:47:39,189 --> 00:47:40,816
باید صبر کنیم، فرانچسکا
626
00:47:41,400 --> 00:47:45,027
صبر کنیم؟ ولی اون هر مراسمی نمیره.
اگه امشب باهاش حرف نزنیم...
627
00:47:45,028 --> 00:47:47,738
با لیدی دنبری حرف میزنم
که یه وقت ملاقات برام بذاره
628
00:47:47,739 --> 00:47:50,324
الان همه چی خیلی آشفته ست
629
00:47:50,325 --> 00:47:52,034
مگه ملکه یه کم آشفتگی رو دوست نداره؟
630
00:47:52,035 --> 00:47:54,705
آره، ولی مهمه وقتی حس و حال خوبی داره
باهاش حرف بزنیم
631
00:47:55,247 --> 00:47:57,164
مامان، من... دوست ندارم صبر کنیم
632
00:47:57,165 --> 00:47:59,543
میدونم، ولی نمیخوام
همه چی رو براتون خراب کنم
633
00:48:04,047 --> 00:48:05,591
چطور ممکنه همه چی رو خراب کنی؟
634
00:48:07,092 --> 00:48:09,094
فکر نمیکنی از ازدواجمون استقبال کنه؟
635
00:48:12,598 --> 00:48:16,476
میرم یه نگاهی به اطراف بندازم
636
00:48:20,439 --> 00:48:22,524
قضیه این نیست، فرانچسکا
637
00:48:23,483 --> 00:48:25,568
حتی برای منم خیلی دلهرهآوره
638
00:48:25,569 --> 00:48:27,653
تو قبلاً جلوی ملکه قرار گرفتی
639
00:48:27,654 --> 00:48:29,196
میترسی همه چی رو خراب کنی،
640
00:48:29,197 --> 00:48:31,699
چون هنوز
از این ازدواج مطمئن نیستی، نه؟
641
00:48:31,700 --> 00:48:33,410
من حمایتت کردم
642
00:48:37,080 --> 00:48:39,082
سرسری حمایت کردی
643
00:48:42,044 --> 00:48:44,713
لرد کیلمارتین خیلی دوست داشتنیه
644
00:48:46,590 --> 00:48:48,090
ولی فقط...
645
00:48:48,258 --> 00:48:49,801
فقط چی مامان؟
646
00:48:55,140 --> 00:49:00,061
هر دلبستگی نباید دراماتیک باشه
یا سخت به دست بیاد
647
00:49:00,062 --> 00:49:02,814
چیزی که من و جان داریم،
صاف و ساده ست و...
648
00:49:03,607 --> 00:49:05,192
من دوستش دارم، مامان
649
00:49:06,777 --> 00:49:09,154
حتی اگه اون عشقی که برام میخوای نباشه
650
00:49:27,339 --> 00:49:29,799
میگم خیلی از اینجا لذت میبرم
651
00:49:29,800 --> 00:49:31,300
یه لحظه ببخشید
652
00:49:40,644 --> 00:49:43,437
من... میرم دنبالش
653
00:49:43,438 --> 00:49:46,732
دیگه نمیخوام
با بیوههای مناسب ازدواج حرف بزنم
654
00:49:46,733 --> 00:49:48,317
با هرکس دوست داری حرف بزن،
655
00:49:48,318 --> 00:49:51,112
ولی به تو ربطی نداره که بری دنبال دوست من
656
00:49:51,113 --> 00:49:53,739
فقط تو نیستی که
به بانو بریجرتون اهمیت میدی
657
00:49:53,740 --> 00:49:57,577
باید همه چی رو ازم بگیری؟
658
00:49:59,162 --> 00:50:02,124
خواهر... کافیه
659
00:50:03,041 --> 00:50:06,419
هرکاری کردم
که باعث شده بهم غضب کنی،
660
00:50:06,420 --> 00:50:09,214
بگو تا حلش کنیم
661
00:50:10,465 --> 00:50:13,175
- در مورد پدره؟
- در مورد خیلی چیزاست
662
00:50:13,176 --> 00:50:15,886
در مورد اینه که
من بچه محبوب پدر بودم،
663
00:50:15,887 --> 00:50:17,388
چیزی که هیچیش دست من نبود
664
00:50:17,389 --> 00:50:19,266
اون موضوع برام اهمیتی نداره!
665
00:50:20,475 --> 00:50:21,977
چیزی که برام مهمه اینه که
666
00:50:22,561 --> 00:50:26,022
شانس خوشبخت شدن رو داشتم،
667
00:50:26,023 --> 00:50:28,275
و تو ازم گرفتیش
668
00:50:29,651 --> 00:50:31,862
چطوری شانس خوشبخت شدن رو ازت گرفتم؟
669
00:50:37,242 --> 00:50:40,327
شب قبل از عروسیم،
670
00:50:40,328 --> 00:50:43,081
تقریباً تونسته بودم فرار کنم
671
00:50:44,332 --> 00:50:46,584
فکر کردی نمیدونم که
672
00:50:46,585 --> 00:50:49,671
تو پیش پدرمون منو لو دادی؟
673
00:50:50,630 --> 00:50:52,883
شنیدم داره ازت تشکر میکنه
674
00:51:00,015 --> 00:51:01,432
- سوما...
- سوما!
675
00:51:01,433 --> 00:51:02,434
سوما...
676
00:51:02,435 --> 00:51:06,688
فکر کردی میتونی به اسم کوچیک صدام کنی
و اشتباهت رو درست کنی؟
677
00:51:07,773 --> 00:51:11,942
ممکنه جذابیتت
روی هر بیوهای موثر باشه،
678
00:51:11,943 --> 00:51:14,237
ولی من تحتتاثیر قرار نمیگیرم
679
00:51:15,572 --> 00:51:19,159
حالا، اگه اجازه بدی...
680
00:51:20,911 --> 00:51:23,163
باید دوستمو پیدا کنم
681
00:51:42,641 --> 00:51:44,559
من زمان زیادی رو توی اجتماع نمیگذرونم
682
00:51:45,102 --> 00:51:46,852
تیلی از رفت و آمد خوشش میاد
683
00:51:46,853 --> 00:51:49,356
به نظرم همه چیز پر از ادا و ریاست
684
00:51:49,856 --> 00:51:51,358
همه قضاوتت میکنن
685
00:51:52,192 --> 00:51:55,070
نمیتونم تصور کنم
برای چی کسی باید تو رو قضاوت کنه
686
00:51:55,570 --> 00:51:58,031
پس تیلی همه ماجراهامون رو برات نگفته
687
00:52:08,333 --> 00:52:10,417
میشه یه سوال شخصی ازت بپرسم؟
688
00:52:10,418 --> 00:52:12,379
مگه سوال غیرشخصی هم
ارزش پرسیدن داره؟
689
00:52:14,756 --> 00:52:17,591
تو و بانو آرنولد رابطه خوبی دارین
690
00:52:17,592 --> 00:52:19,886
برام عجیبه که شما دوتا هیچوقت...
691
00:52:22,514 --> 00:52:24,723
راستش، جواب نده
692
00:52:24,724 --> 00:52:27,185
ظاهراً، شراب خیلی بیادبم کرده
693
00:52:29,396 --> 00:52:30,896
خب،
694
00:52:31,022 --> 00:52:33,150
شراب خیلی جذابت هم کرده
695
00:52:41,533 --> 00:52:45,162
برم مطمئن بشم که
تیلی خودشو با دسر خفه نکرده باشه
696
00:52:48,915 --> 00:52:50,415
البته
697
00:53:13,356 --> 00:53:14,856
دسر آماده ست
698
00:53:16,026 --> 00:53:17,944
مطمئنم شکی که داشتم درسته
699
00:53:18,528 --> 00:53:20,530
- مطمئنی؟
- آره
700
00:53:38,215 --> 00:53:40,175
ما رو ببخش. فقط داشتیم...
701
00:53:40,717 --> 00:53:43,011
راستش... در مورد تو حرف میزدیم
702
00:53:48,099 --> 00:53:50,435
شاید دوست داشته باشی
بهمون ملحق بشی؟
703
00:53:51,436 --> 00:53:52,936
طبقه بالا
704
00:53:58,276 --> 00:53:59,776
من...
705
00:54:00,570 --> 00:54:03,530
یادم رفته بود،
قرار بود برم یه جایی
706
00:54:03,531 --> 00:54:05,031
منو ببخشید
707
00:54:25,262 --> 00:54:27,680
باید بگم که
این رقص با یه والس خصوصی،
708
00:54:27,681 --> 00:54:30,267
توی کلیسایی که قراره ازدواج کنیم
قابل مقایسه نیست
709
00:54:30,850 --> 00:54:33,895
خب، شاید باید یه مقدار
حرکات نمایشی بهش اضافه کنیم
710
00:54:50,287 --> 00:54:51,871
بانو ویسلداونه!
711
00:55:00,672 --> 00:55:02,548
اون شیطانه!
712
00:55:02,549 --> 00:55:05,135
باهاش حرف نزن
713
00:55:06,594 --> 00:55:08,595
باعث رسوایی همه دخترها
714
00:55:08,596 --> 00:55:11,057
میتونین تصور کنین؟
715
00:55:16,688 --> 00:55:19,815
خب، این یکی از سرگرمکنندهترین
مهمونیهاییه که تا حالا رفتم
716
00:55:19,816 --> 00:55:22,276
بیارمش خدمتتون، علیاحضرت؟
717
00:55:22,277 --> 00:55:23,777
نه
718
00:55:24,446 --> 00:55:26,114
بذار یه کم بچرخه
719
00:55:26,990 --> 00:55:28,991
نمیذارم شبمون رو خراب کنه
720
00:55:28,992 --> 00:55:30,492
آره، خوب میکنی
721
00:55:55,393 --> 00:55:56,893
حالا چیکار کنیم؟
722
00:55:57,187 --> 00:56:00,647
منتظر میمونیم...
تا ملکه احضارمون کنه،
723
00:56:00,648 --> 00:56:02,734
و سرمون رو بالا میگیریم
724
00:56:10,241 --> 00:56:12,035
دخترهامون رو برداریم و بریم؟
725
00:56:13,370 --> 00:56:16,539
خب، دوست دارم ببینم چه اتفاقی میافته
726
00:56:24,214 --> 00:56:26,924
حالا فهمیدی
چرا انقدر تحسینش میکنم؟
727
00:56:26,925 --> 00:56:28,634
از کرسیدا کاوپر متنفرم
728
00:56:28,635 --> 00:56:32,138
هرچند، به عنوان بانو ویسلداون،
نویسنده نسبتاً باهوشیه
729
00:56:32,931 --> 00:56:35,141
- آخ
- وای! ببخشید
730
00:56:35,850 --> 00:56:37,477
عادت ندارم انقدر برقصم
731
00:56:38,061 --> 00:56:39,561
اشکالی نداره
732
00:56:40,939 --> 00:56:45,484
داشتم دفتر خاطرات سفرم رو
به صورت یه دستنوشته ویرایش میکردم
733
00:56:45,485 --> 00:56:47,821
- با تشویق تو
- واقعاً؟
734
00:56:48,530 --> 00:56:50,030
تقریباً
735
00:56:50,073 --> 00:56:53,617
هنوز دارم بعضی جاها رو حذف میکنم...
قسمتهای شخصی
736
00:56:53,618 --> 00:56:57,122
چرا؟ بین اونایی که خوندم
از اون قسمتهاش خیلی خوشم اومد
737
00:56:58,206 --> 00:57:01,042
خب، اون قسمتها فقط برای تو هستن
738
00:57:05,463 --> 00:57:07,173
شاید بتونم برات ویرایششون کنم
739
00:57:07,882 --> 00:57:09,382
اگه بخوای
740
00:57:09,384 --> 00:57:11,302
قبل از اینکه برای یه کتابفروش بفرستیشون
741
00:57:12,053 --> 00:57:13,553
خیلی از نوشت لذت میبرم،
742
00:57:14,431 --> 00:57:16,515
و نامه و این چیزها
743
00:57:16,516 --> 00:57:18,852
خب، تو بهترین نامهها رو مینویسی
744
00:57:19,519 --> 00:57:22,480
ولی دلم میخواد به خودم و تو ثابت کنم،
745
00:57:22,481 --> 00:57:25,442
که تنهایی هم میتونم از پسش بربیام
746
00:57:25,692 --> 00:57:27,360
میخوام لیاقت تو رو داشته باشم، پن
747
00:57:27,986 --> 00:57:29,486
البته که داری
748
00:57:34,200 --> 00:57:35,993
- وای!
- ببخشید
749
00:57:35,994 --> 00:57:38,371
به نظر میاد ملکه
دوشیزه کاوپر رو احضار کرده
750
00:57:40,081 --> 00:57:41,124
شاید بالاخره وقتش رسیده که
751
00:57:41,125 --> 00:57:43,376
بانو ویسلداون
با عواقب کارهاش روبرو بشه
752
00:57:48,506 --> 00:57:51,300
دوشیزه کاوپر،
شاید باید توضیح میدادم که
753
00:57:51,301 --> 00:57:55,012
نمیخوام توی دربارم
یا بیرون از اونجا ببینمت
754
00:57:55,013 --> 00:57:57,432
- علیاحضرت...
- امشب اینجا دعوت بودی؟
755
00:57:58,391 --> 00:57:59,891
نه، علیاحضرت
756
00:58:10,945 --> 00:58:13,323
فقط میخواستم یه هدیه بهتون بدم
757
00:58:31,424 --> 00:58:32,924
اون برگشته!
758
00:58:56,074 --> 00:58:58,034
خوانندهی عزیز و گرامی،
759
00:58:58,535 --> 00:59:01,746
میگن برای بدکاران آرامشی وجود نداره
760
00:59:02,247 --> 00:59:06,583
اگه حقیقت داشته باشه،
این نویسنده باید خیلی بافضیلت باشه،
761
00:59:06,584 --> 00:59:09,253
چون منم از فرجه کوتاهی که
برای زیر نظر گرفتن شما داشتم،
762
00:59:09,254 --> 00:59:11,171
حسابی لذت بردم
763
00:59:11,172 --> 00:59:13,966
نگران نباشین، من برگشتم،
764
00:59:13,967 --> 00:59:17,136
و به زودی با یه مقاله کامل برمیگردم
765
00:59:17,637 --> 00:59:20,473
ممکنه الان اسم منو بدونین،
ولی شک نکنین،
766
00:59:21,266 --> 00:59:23,268
من شما رو بهتر میشناسم
767
00:59:24,310 --> 00:59:27,355
ارادتمند شما، بانو ویسلداون
768
00:59:28,022 --> 00:59:31,776
یا برای همیشه، کرسیدا کاوپر
769
00:59:33,570 --> 00:59:36,906
خب، دوشیزه کاوپر، مبهوت شدم
770
00:59:37,740 --> 00:59:40,284
غافلگیر شدم ولی هنوز مبهوتم
771
00:59:40,285 --> 00:59:44,037
- میتونیم صحبت کنیم...
- مشتاقانه منتظر مقاله فردا هستم
772
00:59:44,038 --> 00:59:45,873
میخوام چند تا شایعات ببینم
773
00:59:48,376 --> 00:59:50,753
بعد میتونیم در مورد پاداشت صحبت کنیم
774
01:00:07,145 --> 01:00:09,605
اون... ما باید...
775
01:00:09,606 --> 01:00:11,149
و... و حالا...
776
01:00:12,609 --> 01:00:14,109
باهام بیا
777
01:00:24,704 --> 01:00:26,204
همهش تقصیر منه
778
01:00:26,581 --> 01:00:28,749
من راضیت کردم که بهش اجازه بدی
اسم ویسلداون رو بگیره
779
01:00:28,750 --> 01:00:31,126
و حالا یه جورایی
یه چیز منسجم نوشته،
780
01:00:31,127 --> 01:00:32,337
حتی منتشرش هم کرده
781
01:00:32,338 --> 01:00:35,297
- الوئیز، آروم باش
- ما یه هیولا ساختیم، پن
782
01:00:35,298 --> 01:00:38,550
هیولایی که به نظر میاد
دشمن من و خانوادهمه
783
01:00:38,551 --> 01:00:40,510
مثل پارسال،
همهشونو توی خطر انداختم
784
01:00:40,511 --> 01:00:43,221
- اون تقصیر من بود
- نه. من بیملاحظه بودم
785
01:00:43,222 --> 01:00:46,433
همونطور که الان، اون افعی رو
به خونه پدریم دعوت کردم
786
01:00:46,434 --> 01:00:49,187
یه افعی که
الان تقریباً اندازه ملکه قدرت داره
787
01:00:50,813 --> 01:00:52,690
اصلاً نباید باهاش دوست میشدم
788
01:00:57,362 --> 01:00:59,739
الوئیز... همه چی درست میشه
789
01:01:00,323 --> 01:01:01,823
چطوری؟
790
01:01:04,410 --> 01:01:06,245
چون قراره دوباره یه مقاله منتشر کنم
791
01:01:06,746 --> 01:01:09,832
با یه مقاله،
میتونم کرسیدا رو بیاعتبار کنم
792
01:01:11,209 --> 01:01:12,709
این فقط شایعه نیست
793
01:01:13,503 --> 01:01:15,171
ویسلداون قدرتمنده
794
01:01:15,713 --> 01:01:18,424
- پن...
- اولین مقالهمو یادته؟ چیزی که نوشتم؟
795
01:01:19,300 --> 01:01:21,093
آره... از بایرون نقلقول کرده بودی
796
01:01:21,094 --> 01:01:22,594
اون نه
797
01:01:23,346 --> 01:01:24,889
اون قسمت مربوط به من و خواهرهام
798
01:01:26,307 --> 01:01:28,850
«سه دوشیزه
به بازار ازدواج هجوم آوردن»
799
01:01:28,851 --> 01:01:31,979
«مثل خروسهایی غمگین
در کنار مادر بیذوق و بیمزهشون»
800
01:01:33,106 --> 01:01:35,857
اعتراف میکنم
واجآراییش یه کم زیادی بود، ولی...
801
01:01:35,858 --> 01:01:39,195
ستون برای این شروع شد
چون توی خونه خودم احساس ناتوانی میکردم
802
01:01:40,279 --> 01:01:43,740
مجبور شدم یه سال زودتر بیام توی جمعها
و هیچ حرفی برای گفتن نداشتم
803
01:01:43,741 --> 01:01:47,036
نوشتن تنها راهی بود که
حس میکردم میتونم حرف بزنم
804
01:01:48,204 --> 01:01:52,333
و باید از اون ستون استفاده میکردم
تا صدای بیصداها باشم
805
01:01:53,376 --> 01:01:57,296
من با قلمم خیلی آسیب رسوندم
806
01:01:59,924 --> 01:02:01,424
خواهش میکنم...
807
01:02:02,719 --> 01:02:04,512
بذار این بار
ازش برای یه کار خوب استفاده کنم
808
01:02:09,726 --> 01:02:11,894
باید فوراً یه مقاله کامل بدی بیرون
809
01:02:13,688 --> 01:02:15,188
قبل از اینکه کرسیدا این کارو بکنه
810
01:02:41,048 --> 01:02:42,550
هی!
811
01:02:55,480 --> 01:02:57,939
عذر میخوام بابت سفارش دیروقت
812
01:02:57,940 --> 01:02:59,650
یه مشکلاتی به وجود اومده بود
813
01:03:00,151 --> 01:03:02,236
بابت خدمات باعجلهتون
دستمزد خوبی میگیرین
814
01:03:04,030 --> 01:03:05,530
هر کاری برای بانو ویسلداون میکنم
815
01:03:19,170 --> 01:03:20,463
کالین
816
01:03:20,464 --> 01:03:23,925
تو... دوشیزه ویسلداونی؟
817
01:03:24,926 --> 01:03:34,926
ترجمه از ایلیا
::. EILIA .::
818
01:03:34,927 --> 01:03:44,927
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
.:: DigiMoviez.Com ::.
819
01:03:44,928 --> 01:03:54,928
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
DigiMoviez@
82372