Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
خواننده عزیز
با این که اکثر فصلهای مراسم همسریابیمون
قابل پیشبینی هستن
اینجانب وقتی که یک غافلگیری در کار هست
رو بیشتر دوست داره
«متـــرجم: امیــرحســیـن تـرکـاشــونـد» Hiz3n
کانال تلگرام زیرنویسهای ما @SubKio
غافلگیری دو بخش داره
مرموز و ناگهانیه
و دیشب
یک خبر بسیار ناگهانی داشتیم
ما نامزد کردیم
هایسینث، آرومتر بغلش کن نمیتونه نفس بکشه
ما سالهاست پنلوپه رو میشناسیم
و حالا قراره خواهرم بشه
خیلی براتون خوشحالم
ممنون، بانو بریجرتون
تو چرا قیافهت در همه؟
باورم نمیشه قبل از این
که به سنی برسم که بتونم باهات بیام میخونه داری ازدواج میکنی
شرمنده، برادر
ببخشید
اجازه بده من برم
الوییز، صبر کن
برادر من؟
شوخیت گرفته؟
این قضیه چند وقته شروع شده؟
اخیرا خودم هم مثل تو غافلگیر شدم
چند وقته بهش حس داری؟
نمیخواد بگی نمیخوام بدونم
نمیتونی باهاش ازدواج کنی
الوییز - اون میدونه تو ویستلدانی؟ -
نه. نمیدونه الوییز، خواهش میکنم بهش نگو
کالین مثل لرد دبلینگ نیست که بره و چند سال ازش خبری نباشه
اون میفهمه
و تا وقتی توی واقعی رو نشناسه
نمیتونه دوستـت داشته باشه
راست میگی ولی... خواهش میکنم
بذار از زبون من بشنوه
فقط یهکم وقت میخوام تا فرصت مناسبش پیش بیاد
ولی قول میدم بهش بگم
خیلیخب
چی شد؟
اون ناراحته که قابلدرک هم هست
همهچی درست میشه
مطمئنم
گذشته از این که چهطور این اتفاق افتاد
این زوج در کنار هم بسیار خوشحالند
«بریجرتون»
روزنامه وستلداونتون رو از ما بگیرید
ویستداون رو از ما ارزون بخرید
من یکی بر میدارم
مقاله لیدی ویستلدانه؟
فکر کنم برات یه چیز عادی باشه
این که یه بانو زبون داشته باشه و حرف خودش رو بزنه، اصلا هم عادی نیست
شاید بهتر باشه تو هم این یکی رو بخونی
چیه؟
غافلگیری دو بخش داره مرموز و ناگهانیه
و دیشب، یک خبر بسیار ناگهانی داشتیم
حتما باید بلند بلند بخونیش، آقای دانکورث
بهتره ما از مغزمون کار نکشیم و نخونیم
انرژیمون رو واسه بچه نگهداریم که خنگ نشه
پس حتما مامان وقتی با تو حامله بوده ده تا رمان رو کامل خونده
:در ادامه میگه شاید برای همه غالگیرکننده باشه
که آقای بریجرتون وقتی سعی داشت
به خانم فدرینگتون کمک کنه که ایشون همسر پیدا کنه
به همدیگه علاقه پیدا کردند
بدهش به من ببینم
کالین بریجرتون با دوشیزه پنلوپه فدرینگتون نامزد کرده
تو این یکی هم دست داشتی؟
نهخیر
ولی خب از این موضوع خوشحالم
شهرمون که زیبایی طبیعی نداره
ولی خب سرگرمی توش زیاده
تا وقتی خالهزنکبازی هست هوای تازه میخوایم چی کار
خدای من
کلا یه هفته بیخیال شدم
اونوقت نور چشمیم دست رد به لیموناد مارکیزم میزنه
خدا میدونه ویستلدان میخواد از چه تشبیهاتی به کار ببره
من رو با یه میوه ترش مقایسه میکنه
یا با گستاخی من رو جلوی اشرافیون تمسخر میکنه
رسید، علیاحضرت
برام بخونش
دوشیزه فرانچسکا بریجرتون هم داره نهایت لذت رو از این فصل میبره
ظاهرا دیگه علاقهای به مارکیز سامادانی ندارن
و بهجاش جان استرلینگ، ارل کیلمارتین چشمشون رو گرفته
جفت خوبی میشن
همین؟
بله، علیاحضرت
امیدوارم ذهنت درگیر نباشه
چون داریم برمیگردیم به خونه خانوادگیمون
من دارم از نگاه به همسر زیبام
که به زودی قراره مادر بچهم بشه لذت میبرم
خیلی مشتاقم به خانواده خبرش رو بدم
اونقدری که دوست دارم داد بزنم تا کل میفر بشنوه
عزیزای من
بالاخره رسیدید
اگه قراره همیشه اینطوری ازم استقبال بشه از این به بعد بیشتر به سفرهای طولانی میرم
برادر
برادر. روز بهخیر
...من هم...
کجا بودی؟
صبح رفته بودم یه قدمی بزنم
امروز صبح یه خبر خیلی جالب از ویستلدان خوندم
چی شده؟
برادر، باید بهشون بگی
تو لفتش میدی پس خودم میگم
کالین با پنلوپه فدرینگتون نامزد کرده
هایسینث از همهمون هیجانزدهتره
مبارکه - ممنون -
چه خبر خوبی - البته -
ممنون. من هم خیلی خوشحالم
ظاهرا
ما برادرها کلی حرف واسه گفتن با هم داریم
دیگه چه خبر شده که من نمیدونم
فکر کنم من هم یکی از برادرها حساب بشم - تو بیشتر شبیه حیوون خونگی خانوادهای -
چرا؟
لزومی نداشت این رو بگی
چرا
اون ازم سواستفاده کرد
تنها نتیجهای که میشه گرفت همینه
هیچ میدونستی قبل از آشنایی با من با برادرم آشنا شده؟
برای همین میگم شاید از اولش برای رسیدن به برادرم
با من دوست شده
پس خوبه که رفاقتت رو باهاش به هم زدی
ببخشید. خبر شوکهکنندهست
ولی الان خود من هم شوکه شدم
امروز صبح، پدر و مادرم گفتن دارن ترتیب یه مراسم خواستگاری
از طرف لرد گریر رو میدن
لرد گریر؟
مگه اون پاش لب گور نیست؟
متاسفانه، نه
با این که سن بالایی داره
به پدرم اطمینان داده تنش سلامته
اگه زودتر میفهمیدم هی ادامه نمیدادم
نه، اشکالی نداره
اگه مجبورم با یکی که سن پدر پدر پدربزرگم رو داره ازدواج کنم
حداقل میتونیم از پولش برای خرید کردن استفاده کنیم
و مثل بانو دنبری به جامعه حکمرانی کنیم
کلی مهمونی خفن بگیریم و بدون هیچ شرمی با بیوهمردها لاس بزنیم
زندگی بدی نیست
دوون خوب بود ولی ما موضوعات مهمتری داریم
...اول
توضیح بده
چیزی پنهون نیست که بخوام توضیح بدم
بیخیال، خودت هم میدونی که خیلی یهویی بود
آخرین نامزدیم یهویی بود
پس اگه بهنظرتون حماقت کردم قابلدرکه
علاقه من به پنلوپه ناگهانی نبوده
خیلی وقته که اون رو میشناسم
شاید تمام این مدت بهش حس داشتم
تنها حماقتم این بوده که زودتر متوجهش نشدم
اینها رو به خودش هم گفتی؟
...فقط قسمت آخرش، خواستگاریم
خیلی یهویی اتفاق افتاد
...یهویی بود چون
...میخوای با برادرت دوئل کنی، یا
ظاهرا داری به دلایل درستی باهاش ازدواج میکنی
همین مهمه
ولی بهش بگو
باشه. اصلا همینالان میرم با پنلوپه حرف میزنم
اول... به سلامتی همسرهاتون
مبارکه
ممنون
باورت میشه؟ من نمیدونستم
مامان
اینطوری باید از نامزدی دخترم باخبر بشم؟
کل روز توی اتاقت قایم میشی
بعد من باید توی ویستلدان بخونم؟
نمیخواستم این خبر خوش رو بهت بدم
خبر خوش؟
فکر میکنی این یه خبر خوشه؟
پس چی؟ ناسلامتی دارم ازدواج میکنم
لرد دبلینگ انتخاب خوبی بود
درسته یهکم عجیبه
ولی ازدواجتون قطعی میشد
و تو به بادش دادی تا خودت رو قاطی یهسری بازی کنی؟
به پسر همسایه علاقه پیدا کردی؟
کسی که خواستنیترین مرد فصله؟
بهنظرم غیرمنطقی نیست
کالین من رو دوست داره
بهت گفته دوستـت دارم؟
دقیقا همینها رو به زبون نیاورده
وای، پنلوپه
یادت رفته وقتی دسیسه مارینا رو شد
خانواده بریجرتون با ما مثل یه مشت سگ رفتار کردن؟
حالا کل شب بدون هیچ همراهی بیرون بودی
بعد امروز صبح با خبر نامزدیت
با همون پسر خانواده بریجرتون اومدی اینجا که معلوم نیست به چه حیلهای مخش رو زدی
ببخشید - خانم، آقای بریجرتون اومدن
آقای بریجرتون سرزده بود ولی خب خوش اومدید
خیلی اینجا نمیمونم ولی از اونجایی ...که اینقدر آزادانه داریم صحبت میکنیم
قرار نبود شما بشنوید - دارم حرف میزنم -
دخترتون برای به دست آوردن دل من حیلهای به کار نبرده
من از روی عشق بهش پیشنهاد دادم نه چیز دیگهای
و اگر شما به غیر از موقعیت خودتون چیزهای دیگه رو هم ببینید
میفهمید که پنلوپه بین شما بهترین شرایط رو داره
توصیه میکنم در آینده با همچین شایعههایی
اسم ما یعنی بریجرتون رو خراب نکنید
میخواستم قبل از عروسیمون این رو بهت نشون بدم
خیلی وقته توی خانوادهست
اینجا قراره خونه ما باشه
میدونم الان خیلی اوضاع خوبی نداره
ولی وقتی مبلمان و دکورش رو بیاریم
نگران اینی که نباید اینجا تنها باشیم؟
هنوز خدمتکارها نیومدن ولی گفتم ...از اونجایی که قراره ازدواج کنیم
نه
اون کارت خیلی برام ارزش داشت
چیزی که به مادرم گفتی
هیچکس تاحالا اینقدر ازم طرفداری نکرده
من همیشه ازت طرفداری میکنم
چون دوستـت دارم... پن
مطمئنی؟
حرفهایی که به مادرت زدم همه حقیقت داشتن
خودت هم باید متوجهش بشی
تو باهوشترین و شجاغترین زنی هستی که تاحالا دیدم
تو متوجه جوانبی از من میشی که کسی تاحالا متوجهشون نشده
...و این که
موهات که میاد زیر شونههات خیلی قشنگن
مثل چشمهای آبیت که وقتی نگاهم میکنی
میدرخشن
و همینطور سفتی لبهات
و لطیفی پوستـت
...و جاهای دیگه که
...دیگه که
رویاش رو داشتم
اگر نمیخوای بهم بگو که تمومش کنم
تمومش نکن
بخواب
تو خیلی زیبایی
بهم بگو چی کار کنم
من خودم همه کارها رو میکنم - نه -
بهم بگو
میتونی بهم دست بزنی
به کجا
هر جا که بخوای
اونجا نه
هنوز نه
اجازه هست؟
آره
چرا وایسادی؟
آمادهای؟
باز هم هست؟
این شاید درد داشته باشه
دست من نیست
ولی فقط همین یه بار درد داره
خوبی؟
خوبم، آره
خوب بود؟
عالی بود
میشه دوباره این کار رو بکنیم؟
پنج دقیقه بهم وقت بده
شاید هم ده دقیقه
آنتونی، ما نمیتونیم
چرا؟
چون نیوتن داره نگاهمون میکنه
اعتراف کن که حق با من بود
چی؟ درباره سگت؟
سگمون
نه، خبرمون رو میگم
الان فرصت مناسبی نیست که به خانواده بگیم
مخصوصا با این قضیه نامزدی
و خواستگاری لرد کیلمارتین از فرانچسکا
مادرت سرش شلوغه
میتونیم رازمون رو یهکم بیشتر نگهداریم
فقط به خاطر همین میخوای دیرتر خبرمون رو بهشون بگیم؟
حالت خوبه دیگه؟
خیلی خوبه
خیلی هم سرم شلوغه
تا یکی دیگه رو به عنوان ویکنتس انتخاب نکردن
باید بهترین مراسم نامزدی رو بگیرم
درسته
سگ خوشگلیه
پسر خوب
از پنج سالگی پیانو میزنم
اون موقع اینقدر انگشتهام کوچیک بود که دستم به کلیدها نمیرسید
خواهرم دافنه هم به تازگی تمرینش رو شروع کرده بود
به مامان التماس میکردم بذاره کنارش بشینم و یاد بگیرم
روزهایی که معلمش میاومد ساعت شیش صبح بیدار میشدم تا تمرین کنم
ترجیح میدم با ساز شما بیدار بشم تا با صدای خدمتکارم
خانواده من که نظر دیگهای دارن
یه بار انتونی چهارپایه پیانوم رو یه هفته قایم کرده بود
که صبح زود بیدارش نکنم
فکر کنم برای همین توی یه آپارتمان مجردی زندگی میکنه
ویکنت اومدن خونه، درسته؟
بله. به همراه خواهرم
خیلی به هم میان
تقریبا
نظر خودتون درباره ازدواج چیه؟
...من هم
من هم خیلی دلم میخواد ازدواج کنم
فقط امیدوارم شوهرم چهارپایه پیانوم رو قایم نکنه
اصلا و ابدا
فکر کنم یکی دو تا میز دیگه برای دسر اینجا نیاز داشته باشیم
به آشپزها بگید بیسکوییت دارچینی بیشتری درست کنـن
گرگوری خیلی دوست داره
حتما، خانم
فعلا همین، خانم ویلسون ممنون
...خب
من هم یه استراحت نیاز دارم همهش داشتم برای مهمونیمون برنامهریزی میکردم
توش مهارت داری
درسته
ولی خب ترجیح میدم برم یهجا اسبسواری کنم
به مادرت نگو
داری به پنلوپه فکر میکنی؟
این که این قضیه رو ازم پنهون کرده متعجبم نمیکنه
اولین باری نیست که این کار رو میکنه
...ولی کالین
و دوباره باید با این قضیه کنار بیام که بالاخره همه یه روزی با هم جفت میشن
راستش من هم ترجیح میدم اسبسواری کنم
استعاره بود من از اسبها خوشم نمیاد
خانواده همهچیز آدمه
برای همین باید با کالین صحبت کنی و حست رو بهش بگی
هیچ حسی بهتر از گفتن حقیقت نیست
راستی گرگوری از بیسکوییت دارچینی متنفره
چون یه بار بندیکت بهش جرعت داد که یه بشقاب پر بخوره و بعد بالاش آورد
الان عاشق ژله میوهایه
پس شد ژله میوهای
ممنون
خانم
خوبید؟
این که آقای بریجرتون بهم گفت
فقط به فکر "موقعیت"م یه توهین بود؟
گناه کردم به فکر جایگاه این خانواده توی جامعهام؟
این هیچ مشکلی نداره، خانم
بعد از کجا بدونم که جفت شدنشون از روی عشقه؟
این قضیه کلا نادره
نه فقط برای پنلوپه
برای همهمون
مطمئنم میفهمه شما سعی داشتید ازش محافظت کنید
شاید بهتر باشه خودتون هم بهشون بگید
...حرف موقعیت شد
الان یهکم صمیمیت با بریجرتونها بد نیست
بهش گفتم اینجا نیستید
همون وکیله که پیگیر جک فدرینگتون بود
میخواد دوباره شما رو ببینه
زشت شدم؟
آره
زشت منی
امیدوارم ازم راضی بوده باشی
میدونم تجربه تو بیشتره
هیچکدومشون به پای این نمیرسید
حتی زنهای توی پاریس؟
اجازه میدی باز هم از نوشتههات بخونم؟
قول دادی بذاری - درسته -
خوشم نمیاد به قولم عمل نکنم
کالین، باید یه چیزی رو باید بهت بگم
چیه؟
ای بابا. حتما خدمتکارهان وسایل شخصیم رو آوردن
میتونیم با کالسکه من بریم اون طرف پارکه
کسی نمیبینهمون
بانو دنبری
بفرمایید بنشینید و از این روز به یاد ماندنی با من لذت ببرید
چه مناسبتی رو داریم جشن میگیریم؟
مرگ لیدی ویستدان رو
بوش رو میشنوی؟
بوی ضعف میده
با کسی دشمنی نداره
از این که نورچشمی من
پسرفت داشته، ابراز خوشحالی نکرده
اون بیدفاعه
ممنون
حالا وقت حملهست
برنامهتون چیه، علیاحضرت؟
برنامهها همه انجام شده
الان پیغامرسانان سلطنتیم توی خیابونهای شهرن
بانو دبنری
قراره کلی خوش بگذرونیم
یه نامه از طرف ملکه دارید
یه پیغام از طرف ملکه
آروم
بیانیه از طرف ملکه
چیه؟ - برو -
یه پیغام از طرف ملکه
اشرافزادگان عزیز
هر کس با مدرک محکم به قصر بیاد
و هویت لیدی ویستلدان رو مشخص کنه
مبلغ پنج هزار پوند پاداش دریافت میکنه
از طرف علیاحضرت، ملکه شارلوت
بالاخره، اون زن به سزای اعمالش میرسه
فکر کن هویت ویستدان مشخص بشه
تو که سعی نمیکنی این کار رو بکنی، درسته؟
مطمئنم مجبور به این کار نمیشم
یکی بالاخره لوش میده
خب، چی میخواستی بهم بگی؟
هیچی
دیگه مهم نیست
الوییز، داشتم دنبالت میگشتم
بشین
ببخشید که زودتر درباره حسم به پنلوپه نگفتم
فکر کنم سرپا راحتترم - الوییز -
این که برادرت به دوستـت علاقه داشته باشه عجیبه ولی تو میدونستی
میونه من و اون خوب نیست و باز هم بیخبر از من این کار رو کردی
میدونم. خیلی متاسفم
ولی من دوستش دارم، ال بیشتر از چیزی که بتونم به زبون بیارم
شاید بهتر باشه سعی نکنی به زبون بیاری
تو هم یه زمانی دوستش داشتی
قبلا به شدت صمیمی بودید
روزی که فدرینگتونها خونهشون رو آوردن اینجا رو یادمه
مدام از پنلوپه حرف میزدی
...میگفتی من و پنلوپه قراره شوالیه بشیم و
وقتی فهمیدم نمیتونیم توی کلاسهای شمشیرزنی شرکت کنیم، داغون شدم
پنلوپه قراره خواهرت بشه
یه زمان این بزرگترین رویات بود
این که تو از این ازدواج راضی باشی برام یه دنیا ارزش داره
میدونم که برای پنلوپه هم خیلی ارزش داره
داشت یادم میرفت
یه هدیه برات گرفتم
میدونم تو هم اندازه من از ویستلدان متنفری
از ابراز علاقهتون به دخترمون
خیلی خرسندیم، لرد گریر
بهتون اطمینان میدم که اگر ازدواج کنیم
ستونهای این جامعه میشیم
دوشیزه کاوپر وقتی همسرم بشن باید بازتابی از من باشن
این لباسهای شلوغ رو دوست ندارم
لباسهای تیره به رنگ خاکستری یا قهوهای بهتره
و خودمون رو درگیر حواشی اشرافزادگان شهر نمیکنیم
هر ماه فقط به یک مهمونی میریم
اون هم اگر میزبان از نظر اخلاقی آدم درستی باشه
از موریک اصلا خوشم نمیاد
و هنر مدرن هم مضحک شده
چشم و گوش لطیفش رو به همچین آشغالهایی آلوده نمیکنم
اوه، چه خوب
موافقی، کرسیدا؟
بسیار خب
این رو هم بگم که بچه میخوام
من عاشق بچهام
بهنظرم چهار یا پنجتا خوبه
البته
چرا یکی نمیره توی دفتر ثبت محلی دنبال اسمش بگرده؟
بالاخره یه جایی داره زندگی میکنه دیگه
انتظار داری مردم برن دفتر ثبت و دنبال اسم لیدی ویستدان بگردن؟
منظورم دقیقا همین اسم نیست که ولی خب باید یه اسمی داشته باشه دیگه
فکر میکنی لیدی ویستدان اینطوری پیدا میشه؟
هیچوقت پیدا نمیشه خوب بلده چهطور پنهان بشه
راستی حرف پنهانکاری شد تو چهطور آقای بریجرتون رو تور کردی؟
از یکی از طلسمهای توی کتابهات استفاده کردی؟
دخترها، حق ندارید توی این خونه خواهرتون رو مسخره کنید
...ولی خود تو بودی که
همهمون اخیرا رفتارهای ناعادلانهای داشتیم
با خبر بارداری شما و این نامزدی غافلگیرکننده
همهمون رفتار درست رو یادمون رفته
ولی به عنوان ستون این خانواده میخوام یادآوری کنم
که فدرینگتونها از هم حمایت میکنـن
تا الان داشتی ازم حمایت میکردی؟
درسته، من تا الان باهات نامهربون بودم
ولی از الان دیگه اوضاع تغییر میکنه
و خدارو شکر داریم ترتیب مهمونی نامزدیت رو میدیم
تا بتونیم از نو شروع کنیم
واقعا؟
فقط من و پنلوپه میریم
تا شما بشینید و درباره رفتار بدتون
با خواهرتون فکر کنید
من برم توی اتاقم کتاب بخونم
خیلیخب
علاوه بر نامزدی دوشیزه فدرینگتون
و آقای بریجرتون اتفاقات دیگهای هم دارن به سرعت رخ میدن
و مردم لندن دارن به برمیگردن به رفتار و عادات قدیمیشون
چرا که بانو فدرینگتون میخواد خودش رو به خانواده بریجرتون بچسبونه
و ملکه برگشته به جستجوی بیثمرش
برای پیدا کردن لیدی ویستلدان
اما نمیشه برای برملا کردن این راز عجله کرد
چنگالها سمت چپ هستن و چاقو و قاشقها سمت راست
عالیه. خیلی سریع یاد گرفته
هوشـش به مادرش رفته
مگهنه، ویل؟
ببخشید
حسابهات در چه حالن؟
از چیزی که باید باشن خالیترن
مجبوری یه هفته سرکار نری - ...نمیتونم -
میتونی
خواهش میکنم
عالیه
حسابهات دلشون برات تنگ نمیشه ولی خانوادهت چرا
درسته، سمت راست
آفرین
ممنون
عصر بهخیر، آقایون
سنگ تموم گذاشتی، خواهر
اینجا رو ببین - ممنون. همهتون خیلی خوشتیپ شدید -
به خوشتیپی گرگوری نشدیم
برادر، همچین کلاه زیبایی رو از کجا آوردی؟
قراره به زودی در ایتون تحصیل کنم
وقتشه مثل محصلهای ایتون لباس بپوشم
شاید ایتون بتونه کاری کنه مغزت رشد کنه تا اون کلاه اندازهت بشه
به عنوان یکی از مردهای خانواده باید از مهمونهامون استقبال کنی
خوش اومدید
دوشیزه هایسینث
از آشناییتون خوشوقتم، لرد کنت
به اون توجه نکن
من یه تیر و کمان جدید گرفتم میخوای ببینیش؟
دکوراسیون از چیزی که یادمه خیلی شیکتر شده، درسته؟
عروس قشنگم
عصر بهخیر
سلام به داماد عزیز تر از جانم
بانو فدرینگتون
خوشحالم که همچین سلام گرمی بهم کردید
من از حرفهایی که زدم خیلی پشیمونم
ولی گذشتهها گذشته
امشب قراره آینده مشترکمون رو جشن بگیریم
اگر قصدتون اینه که باعث افتخاره بندهست
باید به مادرتون بگم
که عاشق دکوراسیونتون شدم
نوشیدنی این اطراف، هست؟
الوییز گفت بانو کاوپر خودش خودش رو دعوت کرده
...فکر نمیکردم بتونم مخالفت کنم از اونجایی
عیبی نداره - خوبه -
اتفاقا خوبه که اینجاست میتونه تو رو توی اوج خودت ببینه
هر کی بگه به هم نمیان یه احمقه
تنها کاری که برای به دست آوردنش کرد این بود که خود واقعیش بود
اون زن جوان خارقالعادهایه
بانو بریجرتون
لرد اندرسون، خوش اومدید
مارکوس. نمیدونستم تو هم قراره امشب بیای
چند روز پیش موقع گردش هم رو دیدیم
خوشحالم که این اتفاق افتاد
درسته
و من هم دعوتش کردم
که اینطور
خب، به سلامتی زوج خوشبختمون
لرد گریر واقعا آدم گوشتتلخیه، الوییز
دارم فکر میکنم چهطوری بهش جواب رد بدم
کمکم میکنی؟
البته. فقط... یه لحظه
یا برادر من خیلی آدم صبور و بخشندهایه
یا تو هنوز بهش نگفتی
منتظر فرصت مناسبم
موضوع فقط تو نیستی
این راز، این دروغت با پاداشی که ملکه گذاشته بهزودی رو میشه
و وقتی بشه، کالین میفهمه ازش پنهونش کردی
اگه گفتن حقیقت برات خیلی سخته
بهت رحم میکنم و خودم بهش میگم
تا نیمهشب وقت داری
نوشیدنیت
همهچی مرتبه؟
عصر بهخیر
بانو آرنولد، بذارید خواهرم رو بهتون معرفی کنم بانو بریجرتون
از آشنایی باهاتون خوشوقتم
شما میزبان خیلی خوبی هستید
ازش خوشم اومد
معرفی میکنم، برادرم ویکنت بریجرتون
من تعریفتون رو زیاد شنیدم، جناب
پس حتما با خانوادهم صحبت نکردید
لرد کیلمارتین، اون داستان چکمهها که اون روز برام تعریف کردید
رو براشون بگید
بله
چکمهها
...اونجا گل بود
گل زیادی بود
بریم نوشیدنی بگیریم؟
نظرت چیه؟
یهکم شبیه همن
آره ولی بهنظرت
فرانچسکا یکی رو لازم نداره که از تو لاکش بیارهش بیرون؟
...از اونجایی که ملکه مخالفه
اونقدری که فکر کنم همین باعث شده سر ویستلدان جایزه بذاره
شاید بهتر باشه یه بار هم که شده مستقیما وارد عمل بشی
میدونم که دوست نداری بچههات رو گول بزنی
داری مسخرم میکنی؟ - همونطور که تو کل فصل پیش مسخرم کردی -
ببخشید - بله -
بالاخره پیداتون کردم، بانو بریجرتون ما هی همدیگه رو گم میکنیم
متاسفانه به عنوان میزبان یه سری وظایف دارم
میفهمـم
عصر همگی بهخیر اگر میشه چند کلامی باهاتون صحبت کنم
فـیـلـمـکـیـو رو توی گوگل سرچ کن :)
اکثر مردم وقتی از روی اسبشون میافتن بهشون توصیه میشه دوباره برگردن و سوارش بشن
ولی به نظر من همونجا بمونید چرا که شاید لابهلای گلها
همسر آیندهتون رو پیدا کنید
من بهخاطر سوارکاری افتضاحم با دوشیزه فدرینگتون آشنا شدم
پن... و خیلی خوشحالم که امشب با اون اینجام
مشتاق دیدن زندگی مشترکمون
و رسیدن به شناخت کامل از همدیگه
و دونستن قدر تک تک روزهامون هستم
مبارکه
به سلامتیتون خوشبخت بشید
مبارک جفتتون باشه
این پیک هم برای رسیدن به شناخت کامل از همدیگه میخورم
شناخت کامل
قبل از این که وقت تموم بشه
منظورم وقت زندگیه، عمرمون
عمر همهمون زودگذره به سلامتیتون
...ممنون، الوییز. من
من هم میخوام بگم که چهقدر
به دختر قشنگم، پنلوپه افتخار میکنم
به سلامتی بهترین جفت فصل و خانواده فدرینگتون-بریجرتون
نمیدونم مشروبهای مهمونی باید سنگینتر میبودن یا سبکتر
بریم توی اتاق نشیمن دسر بخوریم و چیستان بازی کنیم
بریم؟
البته
قوانین بریجرتون، همگی گوش کنید
کسی که درست حدس بزنه نوبت اون میشه
اونقدر بازی میکنیم تا نابغه جمع
مشخص بشه
کی اول بازی میکنه؟
بهنظرم پنلوپه
هر چی نباشه، امشب شب اونه
بله - خیلیخب -
بله
قسمت دوم من رو میشه در کنار خانواده تجربه کرد
من رو فقط در بهار میشه پیدا کرد و محصول بهار هستم
محصول بهار احتمالا یه گله
نیلوفر. ببخشید، یاس بنفش - نه -
اونی که کنار خانواده داری، آسایشه
پس یعنی گل آسایش
الوییز درست گفت - بله -
آفرین، خواهر - آفرین، پس نوبت توئه -
خب، دست دوم
ممنون
بخش اولم مخفف کلمه جامعهست
بخش دومم به انزوا اشاره داره
بخش سومـم قسمتی از گوش رو تشکیل میده و نام کاملم به معنی رمز و رازه
راهبه، قبلش هم یه چیز دیگه - دقیقا -
لاله گوش - نه -
...چیز نیست؟
اون کلمه "بغرنج" نیست؟
درسته - آفرین به این هوش -
آفرین
عالی بود
بخش اولم ریسک میخواد بخش دومـم ماجراجوییه
بیشتر ازم حرف میزنـن تا این که عمل کنـن
کلمه منزله؟
نه. گفت: ریسک و ماجراجویی
رفاقت، درسته؟
درسته
میشه بقیهمون هم توی بازی شرکت کنیم؟
این دو تا با هم قضیه دارن - شاید بالاخره قضیهشون حل بشه -
برم نوشیدنی بیارم
بخش اولم توی نرم و زرده مخصوصا توی بهار
...بخشهای دیگهم
ظاهرا نیکی قراره شطرنج یاد بگیره
میدونستی دیزی این هفته بالاخره سوار اسب شد
واقعا؟ - یه نگاه عجیبی تو چشمهاش بود -
ترسش ریخت و سختترین کار رو کرد
و تنها چیزی که میتونستم بهش فکر کنم این بود که ای کاش پدرش بود و این لحظه رو میدید
برم یه نوشیدنی برامون بیارم - عالی میشه -
لیموناد خوبه؟ - آره، اونجاست -
بالاخره این چرخه تموم شد
بخش اولم دشت رو مرطوب میکنه تا زندگی جدیدی رو شروع کنه
بخش دومم برای تزئین موهای یک دختر جوانه تا وقتی که تبدیل به یه زن بشه
نام کامل من میتونه شما رو به ظروف طلا برسونه و به سالها سختی کشیدن، پایان بده
رنگینکمان
درسته
آفرین
عالی
آفرین
...بخش اول من
میخوای نقشه من رو بدونی؟
برای جلوگیری از ازدواج من و لرد گریر؟
البته
میخوام یه آپارتمان توی وین بگیرم
و با پولی که از پاداش ویستلدان میگیرم زندگی کنم
الوییز، برات مهم نیست که دارن مجبورم میکنـن با یکی که سنش سه برابر منه، ازدواج کنم؟
البته که مهمه
اگه تغییری ایجاد میکرد
سر پدر و مادرت داد میزدم
من هم خیلی دوست دارم دست ویستلدان رو بشه
ولی هیچوقت نمیتونی پیداش کنی
یعنی میگی من اونقدری باهوش نیستم که پیداش کنم؟
نه منظورم این نیست خود من هم نمیتونم پیداش کنم
پس یعنی میگی تو خیلی از من باهوشتری
کرسیدا، ببخشید الان اصلا حوصله بحث و دعوا ندارم
یه راهی پیدا میکنم تا اون جایزه رو بگیرم
لرد کیلمارتین، خوش میگذره؟
بله. ممنون
حالا که جمع خیلی شلوغ نیست و خودتون سه تا هستید
میخوام داستان واقعی چکمههام رو براتون تعریف کنم
اتفاقی که افتاد، این بود
یه روز به طرز عجیبی توی خونه کلی گل نشسته بود
حالا خود من، خدمتکارها و حتی مادرم
درگیر حل معمای این گل که از خونه سر در آورده، شدیم
حتی وقتی خدمتکارها تمیزش میکردن باز هم سر و کلهش پیدا میشد، انگار کار یه شبح بود
دیگه امیدم رو از دست داده بودم
که یهو به پایین نگاه کردم و دیدم اون شبح
خود من بودم
و با چکمههام پا گذاشته بودم روی گل و داشتم ردش رو دنبال میکردم
منظور این که، من بعضی اوقات متوجه چیزی که جلومه نمیشم
ولی این درباره فرانچسکا صدق نمیکنه
از همون اول متوجهش شدم
حق با شماست داستان خیلی مجذوبکنندهای بود
آقای بریجرتون - بفرمایید -
عالیه
ممنون
بخش اولم فقط یه اسمه بخش دومـم هم کوچکه
نام کامل من، جثه خیلی کوچیکتری داره و هیچ اسمی نداره
اون کلمه، بینامه؟
بله، درسته
لیدی ویستلدان هم بینامه ولی بهزودی اوضاع تغییر میکنه
به لطف ملکه - ...بهنظرم -
بهنظرم پیگیر شدن و فهمیدن هویت لیدی ویستلدان موضوع بیاهمیتیه
و خیلی مبتذلکنندهست
بهنظرم اونی که مبتذله، لیدی ویستلدانه
البته یهکم ابتذال برای اشرافزادهها بد نیست
...میخواستم بگم
اگه هویتش رو بشه خانوادهش نابود میشه
باید قید ازدواج رو هم بزنه
ببخشید
باید همین امشب بهشون بگیم
فکر میکردم میخوای صبر کنی
...من و تو
الان توی خوشحالترین حالتمونیم
راستش رو بخوای میخواستم یهکم بیشتر فقط خودمون دو تا باشیم
میدونم تغییر بزرگیه ولی رابطه من و تو حتی با وجود این بچه هم
مثل همیشه میمونه
مبلغ پاداش برای اغوا کردن لیدی ویستلدان کافی نیست
درسته، خیلیها کارهای عجیبغریبتری برای همچین پاداشی میکنـن
امروز صبح دیدیم، سه تا زن جوان داشتن پسربچههای روزنامهفروش رو دنبال میکردن
تا هویتش رو بفهمن
مطمئنم اصلا دوست نداره هویتش برملا بشه
شاید هم دلش بخواد هویتش رو بشه به قدرت و شهرت و بدنامی میرسه
آزادی انجام هر کاری رو داره
پاداش هم که سرجاشه
تازه، اینطوری دیگه مجبور نیست ازدواج کنه
نکته خوبی بود
شاید از خیلی از ماها زندگی بهتری داشته باشه
فکر کن تمام این مدت همچین رازی زندگی کنی
حتما بار سنگینی روی دوشـشه
فکر کن دو تا هویت داشته باشی
من یکی که بیشتر از یه ساعت نمیتونم همچین رازی رو نگهدارم
من هم همینطور
پن. کجا رفتی؟ داشتم دنبالت میگشتم
میخواستم یه لحظه تنها باشم
میدونم یه چیزی داره اذیتـت میکنه
میتونم حسش کنم. امشب همهش نگاهت رو ازم میدزدیدی
...نه، کالین
میدونم توی کالسکه حالت بد شد
اگه حست با من یکی نیست
کالین... باید یه چیزی رو بهت بگم
پن. خوبی؟
...کالین. باید بهت
الوییز، به یه خدمتکار بگو یه حوله بیاره
پن - مادر، بانو دنبری -
یه سری خبر براتون داریم
من حاملهام
وای! چه خبر خوبی
بریم به خانواده بگیم خیلی خوشحال میشن
ببخشید
میخوام یه چیزی رو اعلام کنم
وقتشه به حدس و گمانها پایان بدم
میخواید بدونید لیدی ویستلدان کیه؟
خواهید فهمید
منم
دوشیزه کاوپر، شوخی میکنید؟
خیر
من لیدی ویستلدان هستم و حق با شماست
من میتونم هر کاری دلم میخواد، بکنم
کالین... نفسم بالا نمیاد
خانم ویلسون
یهکم آب بیارید
بذارید بهش هوا بخوره
پن
«متـــرجم: امیــرحســیـن تـرکـاشــونـد» Hiz3n
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.