Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تهیه و تنظیم Mahsa
این زمین و اسمان،این دوره و دنیا
این باغ و دنیا اگه نابود هم بشن
عشق همیشه باقی میمونه.
عشق همیشه باقی میمونه.
چه کسی تو قلب منه؟
چه کسی تو قلب منه؟
چه کسی تو چشمای من ساکنه؟
فقط تو.فقط تو
فقط تو.
وقتی چشم ها همدیگر رو میبینن حرف ها بین هم رد و بدل میشن.
روز ها و شب ها با بیقراری سپری شدن.
این جادو همینطور داره زیادتر میشه.
عشق و عاشق ها به اواز خوندن دارن ادامه میدن
عشق همیشه باقی میمونه.
عشق همیشه باقی میمونه.
چه کسی تو قلب منه؟
چه کسی تو ضربان قلب منه؟
چه کسی به چشمای من زل میزنه؟
فقط تو.فقط تو.
فقط تو.
بگیرش ارتی.
تاییدیه ی بلیطت رو گرفتم. ممنونم.
چی میگه؟ شانس خیلی خوبی نصیبت شده.
میگه که هرچی که بخوام میگیرم.
هنوز وقت واس سوار شدن قطار هست،بیا یه چیزی بخوریم باشه.
بریم،بیا!
ارتی،انقدر ناراحت نباش. داری دوباره بدون شغل میری.
خیلی زود یه شغل گیرت میاد.
هروقت تو دهلی هستی پیش من بمون. واقعا خوشحال میشم.
منم تمام تلاشمو میکنم.
با شرکتایی که میشناسمشون صحبت میکنم.
و راجع بهشون برات نامه مینویسم.باشه؟
من تماس ها و نامه هایی زیادی واس مصاحبه از پستچی دریافت کردم.
اونم الان دیگه همش داره مسخره م میکنه.
میگه باید جدول ساعات روزمو چک کنم.
فراموشش کن.
امیدوارم که خواهرت و شوهرش بیشتر از این سرزنشت نکنن.
خواهرم که خوبه،این شوهرش همش شماتتم میکنه.
جنسی،زمانی خوشحال میشم که یه شغل خوب پیدا کنم.
باشه،نگران نباش.
خیلی زود یه کار خوب نصیبت میشه.
ارتی شماره این صندلی 30 هست. همینجا بشین.
چمدونتو بذار روی اون قفسه.
کی به "کارتگودام"میرسه؟ ساعت 2.
ببخشید،متاسفم.
غروب به"نینتال"میرسی. اره ساعت 5.
داره دیرم میشه.باید برم اداره. دیگه میرم.
سلاممو به خواهرت و شوهرش برسون.
خداحافظ. خداحافظ.
دزد!دزد! کیفمو دزدید.
از سر راه برید کنار!قطار رو نگه دارید.
لطفا از سر راه برید کنار! چون بی فایده هست.
دزده فرار کرد!
همه مون تنها کاری که میتونیم بکنیم اینه که تو ایستگاه بعدی شکایت کنیم.
واس اینکارم باید هممون قطار رو ترک کنیم.
کی به قطار بعدی بری؟
بهتره که یه شکایت در اینباره تو ایستگاه بعدی بکنی.
بشین.لطفا
خواهر من،باور میکنم که کیف پول و بلیطت دزدیده شدن.
اما الان نمیتونم کمکی بهت کنم.
باید تو ایستگاه بعدی پیاده شی و شکایت کنی.
کرایه چقدره؟ کلا با سودش میشه 15تا.
یه بلیط بده. من پولشو میدم.
اسمتون؟ارتی.ارتی!
سن؟ 21سالمه.
21 .
ممنون!باشه.
این پول رو بگیرید. نه باشه پیش خودتون.
باید اتوبوس بگیرید تا برید به "نینتال".
بگیریدش. ممنونم.
ای محبوب!
به قدماش نگاه کنین.
به این کمر باریکش نگاه کنین.!
به قدم هاش نگاه کنین.
به کمر باریکش نگاه کنین.
تا کی منو مشتاق خودت میکنی؟
یه روز از این دختر خواستگاری میکنم.
یه روز از این دختر خواستگاری میکنم.
یه روز از این دختر خواستگاری میکنم.
یه روز از این دختر خواستگاری میکنم.
به قدماش نگاه کنین.
به کمر باریکش نگاه کنین.
به قدماش نگاه کنین.
به کمر باریکش نگاه کنین.
تا کی منو مشتاق خودت میکنی؟
یه روز از این دختر خواستگاری میشه.
یه روز از این دختر خواستگاری میشه.
یه روز از این دختر خواستگاری میشه.
یه روز از این دختر خواستگاری میشه.
ایا تو یه گلی یا شهد؟ بهم بگو عشق من.
چرا انقدر تو خوشگلی؟ بیا پیشم.
ایا تو یه گلی یا شهد؟ بهم بگو عشق من.
چرا انقدر تو خوشگلی؟ بیا پیشم.
بعد از دزدیدن قلبم تا کی از دستم فرار میکنی؟
یه روز از این دختر خواستگاری میکنم.
یه روز از این دختر خواستگاری میکنم.
یه روز از این دختر خواستگاری میکنم.
یه روز از این دختر خواستگاری میکنم.
من محبوب تو هستم.یه بار با چشمات بهم نگاه کن.
بیا این عشق جوون رو شروع کنیم.
من عشق تو هستم.یه بار با چشمات بهم نگاه کن.
بیا این عشق جوون رو شروع کنیم.
دنبالت میام و تورو مال خودم میکنم.
تا کی منو مشتاق خودت میکنی؟
یه روز از این دختر خواستگاری میکنم.
یه روز از این دختر خواستگاری میکنم.
یه روز از این دختر خواستگاری میکنم.
یه روز از این دختر خواستگاری میکنم.
به قدماش نگاه کنین.
به کمر باریکش نگاه کنین.
تا کی منو مشتاق خودت میکنی؟
یه روز از این دختر خواستگاری میکنم.
یه روز از این دختر خواستگاری میکنم.
یه روز از این دختر خواستگاری میکنم.
یه روز از این دختر خواستگاری میکنم.
یه روز از این دختر خواستگاری میکنم.
یه روز از این دختر خواستگاری میکنم.
یه روز از این دختر خواستگاری میکنم.
یه روز از این دختر خواستگاری میکنم.
حالت چطوره ارتی؟ مصاحبه ت چطور بود؟
دارم ازت میپرسم. چرا جوابمو نمیدی؟
چهره ت که نشون میده هیچ کاری پیدا نکردی.
اونا بهم گفتن که تا چند هفته دیگه با یه پست بهم خبر میدن.
باید از طریق نامه مصاحبه کنن.
حداقل مقداری از پولم ذخیره میشه.هه!شغل میخواد؟!
ارتی،کی اومدی؟ بپرس که چرا اینجام؟
چی شده که درست الان تند تند اومدی خونه؟
و خیلیم عصبانی هستی.
شوهرت میگه که باید از طریق نامه باهام مصاحبه کنن.
چون پولش ذخیره میشه.
ناراحتی چون خواهرتو اذیت کردم؟
بارها بهت گفتم که انقدر ناراحتش نکن.
میتونه تو پول دراوردن کمک کنه.
اما نه.میخواست که یه دانشجوی فارغ التحصیل باشه.
الان فارغ التحصیل شده دیگه چرا داره وقتشو تلف میکنه؟
تو بهش پول دادی تا بره واس کار مصاحبه کنه.
الان چرا عصبانی هستی؟
من بخاطر خوشبختیت پول دادم.
و عصبانیم فقط چون این مسعله دردناکه.
سالیانه ساله که گذشته و هنوزم نتونستم درک کنم.
چیزایی که دوست داری و بدت میاد.
من چیزایی رو که دیگران بدشون میاد دوست دارم.
نفهمیدی چی گفتم.
خیلیا میان تا تورو با پیشنهاد ازدواج ببینن.
اما ازت خوششون نمیاد.
اما تو رو دوست دارم.همش همین.
فهمیدی؟
ارتی. نه نیازی نیست.
بذار ببینم.انقدر عصبانی نباش.
تو هم از حرفای شوهرت خوشت نمیاد درست مثل من.
من اینجا یه بار اضافیم.
خیلی خوب،حالا در مورد شغلت بهم بگو.
نگرفتمش.دیگه هم نمیگیرمش.
چی اتفاقی افتاده؟ چرا اینجوری باهام حرف میزنی؟
شانسم از دستم رفت. تمام رویاهام...
تمام خوندنیهام و سخت کار کردنم خراب شد.
بهم بگو چه اتفاقی افتاده؟
تو قطار یه نفر کیفمو دزدید.
متمام مدارکم دزدیه شدن.
بهم بگو چجوری بدون اون مدارک میتونم یه کار پیدا کنم؟
اروم باش!گریه نکن!
ببین ارتی! چیزی که تو سرنوشتت باشه رو میگیری.
اروم باش. سعی میکنم یه کپی از مدارکم بگیرم.
اما به شوهرت چیزی نگو باشه؟
اگه چیزی بهم بگه نمیتونم تحمل کنم.
همه چیز رو به راه میشه دیگه اروم باش.
دادش،ساعت چنده؟
11:25 دقیقه. مرسی.
توجه لطفا!قطار "کرالا"درحال رفتن
از سکو شماره 2 میباشد.
اب میخوای؟نه ممنونم.
قطار سریع اسیر "احمداباد" در حال رفتن از سکو شماره 4 میباشد. ممنونم.
من "راجو نرولا"هستم. منم"دیپاک"هستم.
اسم قشنگیه! ممنونم.
تو دهلی کار میکنی؟ نه تو "کرالا"
من اومدم دلهی تا واس یه شرکت کار کنم. الانم دارم برمیگردم.
دیپاک،منکه با مسافرا صحبت میکنم باهاشون دوست میشم.
دوست ندارم ساکت یه جا بشینم.
و کارم طوریه که همیشه در حال سفر کردنم.
اگه اهمیتی نمیدی،تاریخ تولدتو بهم بگو!
چرا؟مگه طالع شناسی؟
نه واس اینکه رابطمون سالم بمونه.
در واقع اول تو و بعد من تو یه ایستگاه پیاده میشیم.
اما اگه تاریخ تولدتو بدونم میتونم واست یه کارت تبریک بفرستم.
و اینجوری میه که منو به خاطرت میسپاری.
خوب اقای محترم،اسومتون؟ "راجو نرولا"
"راجو نرولا"
بله تاریخ تولد؟. -7. 4. 1940.
ادرس؟ دهلی نو،خیابون پاهاد راجو و پلاک 24
ممنونم.
دیپاک توهم تاریخ تولدتو بهم میدی؟
من تاریخ تولدی ندارم. چی؟
اره.من یتیمم.
من تاریخ تولدمو نمیدونم.بخاطر همینم دوست دارم
با بقیه از راره تاریخ تولدشون احوال پرسی کنم.
متاسفم دیپاک. نه اصلا مهم نیست.
کیف پول تو هست؟ نه.این کیف پول زنانه هست.
مدارک ارتی.
به هرحال این موضوع رو پی گیری میکنم.
اگه دختری کیفشو گم کرده باشه...
اما من اول به این قطار اومدم. خوب،
پس باید چیکار کنیم؟
اینو به مسول قطار میدیم.
چرا اون باید مسوول پی گیری اینکار باشه/
میندازتش دور دیگه.
ما اول اینو میدیدم به پلیس بعدشم اونا میفرستنش به صاحبش.
اما تا این کیف بهش برسه دیگه پیر شده.
تو بدش به من و منم با پست میفرستمش.
نمیخواد خودت و به دردسر بندازی خودم یه کاریش میکنم.
بارون بدون ابر.
چجوری این اتفاق افتاد؟
دیپاک،اومدی؟
سفرت چطور بود؟ فرست کلاس.عالی بود.
اما کجا داری میری؟ کجا؟
میرم واس"کوتی"دارو بگیرم.
خیس شدی.بیا داخل.
بارش بدون ابر.
خوب بگو ببینم دوست من.
چه اتفاقایی افتاده؟ هیچی دادش نیرانجان.
یه دختر کیف پولشو تو قطار جا گذاشته.
من پیداش کردم الانم میخوام برشگردونم.
از کجا میدونی طرف دختره؟
چون کیف زنانه هست،باشه؟
سنش چقدره؟ 21 سالشه.
خوشگل بود؟ ندیدمش.
وقیتی ندیدیش از کجا میدونی 21 سالشه؟
واقعا 21 سالشه؟
اره اینو تو مدارکش دیدم.
باشه،فهمیدم.
قلبم میگه که اگه کیف گمشده ش رو پیدا کنه
عاشقت میشه.
نارینجان دیگه داری زیاده روی میکنی.
این کیف پول تمام چیزی هست که
بدون اون ممکنه نتونه شغلی پیدا کنه.
و حتی ممکنه اینده اش خراب شه.
بخاطر همینم دارم اینو بهش پس میدم و تو هم که
خوب،پس اینو ازم قایم کردی.
نارینجان من نمیدونم چی داره میگه.
هیچی،هیچی!
داره میگه:"عشقم"
حالت خوبه؟
خیلی دیر برگشتی.
من بیقرارم وقتی انقدر ازم دوری.
کی میخوای اینو بفهمی؟
ببین.
ببین ساعت 5 غروب تو "مارینه"منتظرتم.
باید بیای.
اون خیلی دوستت داره.
اما من دوسش ندارم بهش توضیح بده.
ای بابا نه اینو دوست داری نه صاحب اون کیف پولو؟
پس کیو دوست داری؟
هیچ کس رو.
حداقل یکیو دوست داشته باش.
حداقل یه دخترو.
ببین تو جوونی.یه مردی.
واس چهرت خیلی مهمه.ببین.
تا کی میخوای یه مرده ترشیده بمونی؟
دارم باهات حرف میزنم. ول کن بابا.
ای کشف علم عزیز.
ای پیام عاشقا.
باهات دارم احوال پرسی میکنم.
اقا،ممکنه تمام دخترای جوون تقریبا عاشق شن؟
نه فقط یه نفر بلکه 10 تا پسر.
پس وقتی هرکدومشون 10بار بیان تا به عشقاشون
زنگ بزنن،منم ثروتمند میشم.
من همینطور به پول شمردنم ادامه میدم.
ای اقای من!یه دختر جوون خیلی زود بفرست اینجا.
به شغلم کمک کن.
باید یه تماس به یه راه خیلی دور بزنم؟ چی؟
تماس به یه راه دور؟تلفن کار نمیکنه. برید.
عجیبه!برو بابا!
شماره اشتباه.
پس دخترای خوشگل محله کجان؟
همشم زنای پیر میان اینجا.
اوه!امروزم که جمعه هست حتما رفتن معبد.خیلی خوب!
عشق از معبد شروع میشه.
واس ما خیلی خوبه.
اومدم اینجا تا تو رو ببینم به جای اینکه برم معبد.
ای الاغ چرا داری با اون صدای گرفته ت اواز میخونی؟
اقا،داشتم سعی میکردم بگم که شما درست گفتید.
بفرمایید چایی.
بهم بگو ببینم.تو همیشه چای بقیه رو مزه میکنی.
اینکارم با این چای کردی؟
نه اقا این تازه ست.
قویه.درست مثل خودتون.
خوبه!
بابا بزرگ!
چی گفتی؟ بابابزرگ!
بابابزرگ دیگه کیه؟ خودتون دیگه!
مغز خر خوردی؟
دیگه به هیچ وجه این چیزای وحشتناکو نگو.
تفاوت خیلی زیادی بین سن هامون نیست.
فقط 6 ماه حتی کم تر از اون.
من بزرگ تر از تو هستم. بهم بگو برادر بزرگ!
چی؟بله برادر بزرگتر.
و وقتیم که تو مغازه هستم اقا صدام کن من رییستم.
اقا!اقا!
اقا چند روزه که میخوام یه چیز ازتون درخواست کنم؟.
میتونم؟ البته!
ما تعدادی میز و صندلی تو مغازه داریم. اره.
بخاری! اره!
پنکه! اره.
تصاویر خدا! اره داخل داریم.
درسته؟ پس چرا این تلفنو دارین میپرستین؟
ای گدا!تا حالا اصلا درخت انجیر هندی دیدی؟ بله.
ریشه های خیلی زیادی داره. بله.
اما یه ریشه اصلی داره که اگه ببریمش بنظرت درخت میتونه باقی بمونه؟
نه که دقیقا همون ریشه،ریشه اصلی کارمونه.
چجوری؟نگرفتی چی گفتم.گوش کن.
تمام دخترای جوون این مستعمره میان مغازه ما!
فقط بخاطر این تلفن که به دوست پسراشون زنگ بزنن.
باشه!همه ی عاشقای خیابون میان مغازه ما!
تا اون دخترا رو ورانداز کنن.
اما الان نیتونن فقط وایستن و به اون دخترا نگاه کنن.
بنابراین پفک و ساندویچ میخرن.
از این طریق کارشون انجام میشه.
و کارمونم پیشرفت میکنه.
بنابراین ریشه اصلی این مغازه کدومه؟این تلفن
بنابراین چیو باید بپرستیم؟ این تلفن.
پس انجامش بده! اه سرور من!
عالیه!
ارتی تو هرروز یه نامه واس مصاحبه داری.
اما امروز برات یه بسته رسیده!
بسته!بسته!
واس من؟کی این بسته رو واسم فرستاده؟
اینجارو امضا کن!
از طرف کیه؟ نمیدونم.
دیپاک.5 پانامپالی. جاده ام جی.
کوچین.کرالا
دیپاک دیگه کیه؟ نمیدونم.
چکش کن.
کیف پولم!کیف.
بگرد ببین مدارکت توش هست یانه. باشه.
خواهر
مدارکم.
وای خدا!خواهر!
تو دهلی گم شده بود.چجوری از کرالا رسیده اینجا؟
نمیدونم.اما خدارو شکر!
از این مرد هم متشکریم.
براش تو یه نامه بنویس و تشکر کن.
باشه خواهر!
دیپاک!
اکاش،لباسی که برام فرستادی خیلی گشاده.
خوب بهش راجع به لباس بگو.
بهش بگو که پسرا هم تو این لباس ازت خوششون نمیاد.
عمو،انقدر حواسمو پرت نکن وقتی دارم حرف میزنم.
حرف بزن تا مامانت نگرفتت
و تنبیهت نکرده.
پیراهنی که فرستادی...
عمو تلفن قطع شد
واقعا؟ اره
اره تو قطعش کردی
مشکلم همینجاست.
گاهی اوقات خط تلفن و گاهی اوقاتم قدرت خط تلفن خراب میشه.
اشکالی نداره.دوباره زنگ میزنه.
خوب پس داشتی به اکاش میگفتی که پیراهنت گشاده.
اره عمو گشاد شده نگاه کن.
باشه.برگرد.
اشکالی نداره که.
هی کوچولو،اون نخ و سوزن رو از داخل بیار.
لباسو درست میکنم.
نه،عمو،نیازی نیست.
نگران نباش.من قبلا یه کارشناس تو رشته خیاطی بودم.
نه همینجوری خوبه.
نه،مثل اینکه نمیخوایش.
بشین حرف بزنیم.
بیا،اره.
نامه ای نیومده؟
خیلی دیر میرسه بابا.برو با تلفن به دوست پسرت حرف بزن.
مواظب حرف زدنتون باشین. من دوست پسر ندارم.
متاسفم.شماره اشتباهه.
فقط 4 خط تلفن هندی کافیه.
خیلی خوشگل شدی.
دوستت دارم.
میخوام باهات ازدواج کنم.
بیا باهم فرار کنیم.
فرار!
کیه؟
برادر نارینجان. چرا به این دختره اجازه دادی بیاد تو اتاقم؟
میخواد هندی یاد بگیره.
4 خط اط هندیو یاد گرفته و بقیه گذاشته به امان خدا.
اما چرا دیر کردی؟
امروز تو اداره کلی کار داشتم.
نامه ت.
دارم احساساتمو رو کاغذ مینویسم.
در حالیکه منتظرتونم.
دارم مینویسم...
این نامه ی دوست داشتنی این دختر باعث نشد که اون بسته رو بفرستی؟
هیچ وقت عوض نمیشی. فقط به فکر عشق و عاشقی هستی.
من مدارکشو فرستادم و اونم تو نامه ازم تشکر کرد.
واقعا؟ باور نمیکنی؟خودت بخون.
من اصلا حروف م.م.ن.و.ن.م رو نخوندم و این حتما یه نامه عاشقانه ست.
اگه دختره نامه عاشقانه نوشته بدش به من. من به خوندنش ادامه میدم.
دوست دارم نامه های عاشقانه بخونم.
من به عشق ایمان دارم.عشق.
اقای دیپیاک ام دی شمارو صدا کرده.
اره من یه خواهر تو دهلی نو دارم.
من باهاشون صحبت میکنم. اونام کارای لازمو انجام میدن.
خوبه.خوبه.
نه.الان باهاشون صحبت میکنم.
باشه.خداحافظ.
بیا،دیپاک بشین.
دیپاک،حامل ماهی ایه که...
به سنگاپور فرستاده!
دیشب تو کشتی بارگیری شده،امروز میفرستمش قربان!
خوبه!هنوز زبون مالایالام یاد نگرفتی؟
خیلی کم!سخت تلاش میکنم تا یادش بگیرم اما...
بخاط همینه که تو اینکار سختی دارم.
این منو یاد مشکلمون در
بخش کانتینر،اوپاچان،میندازه.
برو و چکش کن! بله قربان!
چیز دیگه ای هم هست؟ نه میتونی بری!
ممنون!
مشکل اوپاچان چیه؟ نمیذاره که بقیه کار کنن،قربان!
شرکت اوپاچان...
بهش بگو شرکت داره پول میده تا کارکنان کار کنن نه استراحت کنن.
و بهش اینو هم بگو که اگه به درستی کار نکنه،اخراجش میکنم.
چی گفت؟
گفت که میخواین زنده برگردین به دهلی یا مرده؟
باهام بیا.
چی کار داری میکنی؟
فرستادن کارت های تولد به بقیه.
اره،داداش نارینجان.
خیلی از اشنایان،این ماه تولدشونه.
فکر کردم که همه ی این کارتا رو بهشون بفرستم.
دیپاک،عطر داری؟
اره ایناهاش،ممنونم.
اما با این عجله کجا داری میری؟
قبلا هم بهت گفتم. متوجه نمیشی.
روی این کارتا بنویس.
این دیگه چیه؟
بعد از اماده شدن میری تو رختخواب به جای اینکه بیرون بری!
فکر کنم راجع بهش بهت توضیح دادم.
تو جوونی.خیلی از دخترا دوست دارن عاشقت بشن.
کی منو دوست داره.من عشق رو فقط تو رویاهام میتونم تصور کنم.
پس من میخوابم تا کاملا اماده شم.
پس اگه یه دختر تو رویام بیاد عاشقم میشه.
خیلی خوب دیگه،وقته خوابه. شب بخیر.
دیپاک.
صبر کن.
چی؟
دخترش 4 خط رو از هندی یاد گرفته.
میخواد اونا رو بهت بگه. باشه.
بهش بگو اونارو بهم بگه.
بله.ادامه بده.
خیلی خوش تیپی.
عاشقتم.
میخوام باهات ازدواج کنم.
بیا باهم فرار کنیم.
عالیه.خیلی خوبه.
پام!به مادرش بگو که چی داره میگه.
پاهاش میشکونه.
نمیتونم بهش توضیح بدم.چرا؟
چون من فقط اون 4 خط رو بهش یاد دادم.
مادرش منو میکشه،نارینجان.
اره.من تغییر نمیکنم.
چی گفتی؟
گفتم،شبانه روز بیا بهت هندی یاد بدم.
حالا میشه ساکت بشی؟
عصبانی نشو داداشی،من دارم یه کار خوب انجام میدم.
این جور هندی درس دادن تو کل هند پخش میشه.
بیسکوییت.
خیلی بهت افتخار میکنم،شاگرد من! ممنونم!
ارتی،اکثر مواقع وقتی یه پسر جوون واس یه دختر جوون نامه مینویسه...
در مورد عشق نامه مینویسه...
اما دیپاک در موردش هیچی ننوشته.
تولدشتو یه یاد اورد و یه کارتم واست فرستاد.
ارتی این نشون میده که پسر فقط نجیبی نیست...
بلکه مسوولیت پذیرم هست. اره.
بدش به من.
و یه مرد بعد از ازدواجم مسووله.
ممکنه اصلا زن و چندتا بچه داشته باشه.
ارتی فکرکنم باید دعوتش کنی.
اگه با خانوادش به نانیتال میاد...
پس خونه مون هم باید بیاد.
باشه/خیلی خوب.
میخوای همینطور به خندیدن ادامه بدی یا چیزی میخوای بگی؟
اون فکر میکنه من ازدواج کردم و حتی زن و بچه هم دارم.
چی؟اره.
گفته اگه با خانوادم به نانیتال اومدم
برم خونشون.
تو به هر کسیکه نامه مینویسی توشون یه بهونه هایی باید باشه دیگه.
فکرکنم هردوتون عاشق هم شدید.
دوباره شروع کردی! اینطور نیست.
واقعا؟ بله.
تو عاشقش نیستی. من عاشق هیچ کس نشدم.
پس چرا همینطور به نامه نوشتن بهش داری ادامه میدی؟
چی؟تمومش کن.
دادش نارینجان صبر کن ببینم.
اون منو به همراه خانوادم به خونش دعوت کرده. اره.
نمیتونم به خونش برم.
اما اگه جوابشو ندم خدا میدونه چه فکرایی راجع بهم میکنه.
حداقل باید براش تو نامه بنویسم تا این سوتفاهم رفع شه.
درسته.
ارتی،این دیگه چیه؟ هیچی خواهر.
بهم بگو چرا اینقدر ناراحتی.
ارتی قبلا هم بهت گفته بودم نمیتونی دروغ بگی.
از صورتت معلمه که یه اتفاقی افتاده.
بهم بگو.
دیپاک امروز نامه نوشت. خوب؟
اون پسر خیلی خوبیه.
ولی خیلی ناراحتم از اینکه اون تو این دنیا کاملا تنهاست.
اون یتیمه.
نه ارتی هیچ کس تو این دنیا یتیم نیست.
همه الان دنبال کسی هستن که بتونن غم و شادی شون رو باهاش شریک بشن.
گوش کن،یه نامه واسش بنویس تا خوشحالش کنی.مطمعنا خوشش میاد.
باشه؟ باشه.
بیا.
الان بهم بگو،اگه بخواد با کس دیگه ای ازدواج کنه.
چطور میتونه شریک زندگیت باشه؟
داداش نارینجان،بدون هیچ دلیلی داری گیجم میکنی.
نیستم.دارم گیج بودنمو حل میکنم.
بفهم که چی تو قلبشه.
براش بنویس و ازش سوال که دوستت داره یا نه.
یا فقط باهات همدردی میکنه.بفهمش.
خانم ارتی،انامه تون به دستم رسید.
بعد از خوندش تو وضعیت دشواری قرار گرفتم.
شما تو نامه واسم نوشتید که هیچکس تو این دنیا یتیم نیست.
شما منو حمایت میکنین و تمام غم و شادی تون با من شریک میشین.
اما فقط یه همسر میتونه چنین حمایتی رو به شوهرش تو تمام زندگی تقدیم کنه.
بنابراین چه چیزیو باید بفهمم؟
ایا واقعا عاشقمین یا اینکه
واسم نامه نوشتین تا قلبمو اروم کنین؟
این همدردیه یا عشق؟
لطفا تو نامه واسم بنویسین تا از این وضعیت دشوار دربیام.دیپاک.
ارتی،ارتی!
لباسا رو خشک کن. دارم میام خواهر!
اما فقط یه همسر میتونه چنین حمایتی رو به شوهرش تو کل زندگی تقدیم کنه.
این همدردیه یا عشق؟
لطفا تو نامه واسم بنویسین تا از این وضعیت دشوار دربیام.دیپاک.
این همدردیه یا عشق؟
این همدردیه یا عشق؟
لطفا تو نامه واسم بنویسین تا از این وضعیت دشوار دربیام.دیپاک.
اما فقط یه همسر میتونه چنین حمایتی رو به شوهرش تو تمام زندگی تقدیم کنه.
اگه اسم لورد رو لمس کنی...
تمام مشکلاتت برطرف میشن.
عشق من،قسم میخورم.
تمام دنیا برام درهم و برهم بنظر میاد.
خیلی منو بی قرار کردی.
این نامه رو واس تو نوشتم.
این عشق اول منه.
این عشق اول منه.
نمیدونم چیکار کنم.
عشق منو تو همچین وضعی قرار داده.
عشق منو تو همچین وضعی قرار داده.
نمیدونم چیکار کنم.
این عشق اولمه.
نمیدونم چیکار کنم.
عشق منو به همچین حالی دراورده.
نمیدونم چیکار کنم.
این عشق اولمه.
نمیدونم چیکار کنم.
من بیقرارم،ولی بهم بگو حالت چطوره؟
منو فراموش کن،اما مراقب خودت باش.
احساستمو رو این صفحه حک کردم.
اشتیاق قلبمو تو این نامه برات نوشتم.
این اولین شرارت منه.
این اولین شرارت منه.
نمیدونم چیکار کنم.
این اولین عشقمه.
نمیدونم چیکار کنم.
ای کاش قلبم یه صفحه بود.
میتونست با تو تو شب باشه.
اینجا خیلی گرمه،واسم از اونجایی که هستی نسیم ملایم بفرست.
یه حس بهم بفرست تا بهم تسکین بده.
خیلی سخته بدون تو زندگی کنم.
نمیتونم برات ابراز کنم که چقدر دوستت دارم.
عکستو با یه نامه برام بفرست.
میام تا ببینمت،پس قلبتو محکم ببند.
تو خیلی پاکی! خیلی خوبی!
خیلی ساده ای! خیلی عالی هستی.
این اولین اشتیاقمه.
این اولین اشتیاقمه.
نمیدونم چیکار کنم.
این اولین عشقمه.
این اولین عشقمه.
نمیدونم چیکار کنم.
عشق منو از پا دراورده...
عشق منو از پا دراورده...
نمیدونم چیکار کنم.
میدونستم.میدونستم که بلاخره عاشق میشی.
اونایی که تو بدبختی زندگی میکنن و شهر رو الوده میکنن...
وقتی میتونن عاشق شن، پس دختری که...
تو این شهر زیبا زندگی میکنه، بایدم عاشق شه.
از موبایلم استفاده کن،نه قربان. از نامه استفاده میکنم.
حالا چرا نامه؟ چون میاد تا نامه هارو ازم بگیره.
نمیخوامش.من تلفن اینجارو میخوام.
شماره تلفن.شماره تلفنو رو بهت میدم.
برادر،خیلی عجیب هستیا!
تو برگشتی و اومدی اینجا در حالیکه من پایین پله ها منتظرت بودم.
این نامه از کیه؟ ارتی.
اسمشو گذاشته عشق!
بسته؟ژاکت؟
ارتی اینو فرستاده.
بذار ببینم ارتی چجور ژاکتی فرستاده.
نامه رو نبوسیدی؟
دادش نارینجان.
ژاکت خوشگله و لی این لامپ(دیپاک) خیلی عالیه.
حالا چرا لامپ؟
نفهمیدی چی گفتم نه؟ نه.
اون اسممو با یه نشونه روم گذاشته.
نباید بپرسم،ولی ارتی چی نوشته؟
اون با دخترای دیگه خیلی فرق داره.
چون این نشونه رو اون درست کرده؟
نه،اینطور نیست.
اون ازم میخواد این ژاکت رو بپوشم وقتی واس اولین بار همدیگرو میخوایم ببینیم.
و از این راه میتونه منو بشناسه.
مثل کارت شناسایی،اینم یه ژاکت واس شناساییه.
بگذریم،نتونست عکسش رو هم بفرسته.
ازش درخواست کردم،خوب؟
اما...گفته متفاوته.
خودت میدونی چی برات نوشته! چی؟
ما همدیگرو هیچ وقت ملاقات نمیکنیم.
حتی عکسامونو هم نمیبینیم.
اون اهمیت نمیدم حتی اگه من زشت باشم.
و منم نباید اهمیتی بدم که چه شکلیه.
میخواست تاریخ عروسیو مشخص کنه وقتی که قراره همدیگرو واس اولین بار ببینیم.
پس همیشه این اتفاق میفته که عشق از راه چشم وارد قلب میشه.
اما عشق ما از راه قلب وارد چشم میشه.
دختره هیچ فرقی با بقیه نداره؟ چرا داره.
اما مگه میشه بدون دین یا ملاقات کردن عاشق شد؟
اره دادش نارینجان،نمونه ش منم.
منم عاشق ارتی هستم و همیشه هم خواهم بود.
حتی بدون اینکه ببینمش.
پس حله اگه نخوای ببینیش.
حداقل میتونی صداشو بشنوی.
بهش بگو که تو اداره بهت زنگ بزنه.
براش تو نامه بنویس. نمیتونه،من باید اینکارو کنم.
پس پاشو.
اون هیچ تلفنی تو خونه ش نداره.
اون شماره تولفن مغازه ای که نزدیک خونه شونه رو بهم داده.
و تو نامه نوشته که روز یکشنبه منتظر تلفنم هست.
بین ساعت 12 تا 1 شب.
و الانم داری فکر میکنی که یکشنبه کی میشه؟
درسته؟
یه هویی چه اتفاقی واسش افتاد؟
چی گفت؟
من راجع به عشقت بهش گفتم. ولی نتونست باور کنه.
دختره صدامونو شنید و باورش کرد.
دختره خیلی عصبانی شد. بایدم این اتفاق میفتاد.
این عشق خیلی عجیب و قریبه.
این عشق بدون هیچ دلیلی یه مرد و دیوونه میکنه.
مغز هم کار نمیکنه.
اشتهامونو از دست میدیم. نمیتونیم بخوابیم.
نمیتونیم احساساتمونو بروز بدیم.
میشه یه مقدار ساکت شی؟ من ساکتم.
داشتم فکر میکردم که میتونم تازمانیکه منتظر تلفنت هستی سرگرمت کنم.
لطفا.
سلام بیا داخل صف.
باشه.میبینمت.
زودباش،بهم بگو.دوست پسرت چه شکلیه؟
خوش قیافه هست؟
ندیدمش؟ نه ندیدیش.
و توهم عاشقش شدی.
منوظورم اینه که تلفنم واسطه ای هست بین شمادوتا.
میشه یه چیز بهت بگم البته اگه اهمیت ندی؟
این روزا دخترا و پسرا هزاران بار دارن همدیگرو میبینن.
هنوزم که هنوزه عشقشون در یک ان از بین میره.
و تو هنوزم ندیدش.
فکر نکنم این عشقت خیلی ماندگار باشه.
میشه لطفا ساکت شی؟
باشه.خداحافظ.
چقدر؟
سلام.
سلام.بله.
بله.
قربان،بله.
قربان،یه تماس فوری. دوست دخترتون از نانیتال پشت تلفن منتظرتونه.
تماس فوری.
مشکلی نیست مرسی.
زندگی طولانی.
سلام.
سلام،ارتی.دیپاکم.
سلام دیپاک بلندتر حرف بزن.
من ارتی از نانیتالم.
میشه بلندتر حرف بزنی. صداتو نمیشنوم.
نمیتونی صدامو بشنوی؟
دیپاکم.از کوچین.دیپاک.
خیلی سروصداست. بلندتر حرف بزن.
اما نمیتونم صداتو بشنوم. داری بامن حرف میزنی؟
سلام.بلندتر صحبت کن.
دیپاک.دیپاک از کوچین.
نامه ت رو گرفتم. تو چی؟نامه م به دستت رسید؟
لطفا بلندتر حرف بزن. نمیتونم صداتو بشنوم.
ژاکتی که واسم فرستادیو دیدم.خیلی خوشم اومد.
لطفا بلندتر حرف بزن. نمیتونم بشنومت.
سلام ارتی. دیپاک اره.
ارتی،سلام. دیپاک بله.
سلام دیپاک.
سلام.
بلندتر حرف بزن. سلام.
چه اتفاقی افتاده؟
ارتی،چه اتفاقی افتاده؟
تلفن قطع شد.
خط قطع شد.
چقدر میشه اقا؟ 103تا.
اقا من فقط به اندازه ی 100 رویپه صحبت کردم.
باشه.بقیشو بعدا بده.
باشه.
ارتی یه مدت صبر کن،حتما دوباره باهات تماس میگیره.
قبل اینکه بری خونه باهاش حرف بزن.
نه دیره باید برم خونه.
اگه زنگ بزنه،باید یه پسرو بفرستم واس تماسش؟
نه بهش بگو یکشنبه ی بعد باهات تماس بگیره اگه امکان داره.
خیلی از دخترا میان اینجا.
مد یا بدنشونو به رخ همه میکشن.
اما اون اولین کسه که میخواد قلبشو به رخ بکشه.
دوست من،به این دختر برای عشقش کمک کن.
صبر کن.
پرونده ت رو بده بهم. کارتو انجام بده.فهمیدی؟
دیپاک نگران بنظر میای.موضوع چیه؟
با کارمندها یه مقدار مشکل دارم.
فکر کنم باید از کارم دست بکشم.
این مشکل هرجا که کار کنی پیش میاد.
چون تو صادق و راستگویی.
و چرا با رییست راجع به این موضوع حرف نمیزنی؟
اون اینجاست. بعد دو سه روز برمیگرده.
ولیباهاش وقتی که برگشت حرف میزنم.
دیپاک مشکلتو اینه که از وقتی از ارگا برگشتی...
همش از خونه داری میری تا شرکت.
من دارم میبینم که زندگیت محدود شده به اینکار.
حتی تو کرالا...
تو هیچی تو کرالا ندیدی.
این مکان های زیبا و این چیزا...
فقط اینو ببین.جان من.
همچین ماهی ای رو هیچ جای دنیا نمیتونی پیدا کنی.
امتحانش کن.زودباش.
جیک پرنده ها اواز زنبورها
باد ملایم ناقوس رو به صدا درمیاره.
این محیط زیبا منو به یه خنده دعوت میکنه مثل محبوبم.
جیک پرنده ها اواز زنبورها
باد ملایم ناقوس رو به صدا درمیاره.
این محیط زیبا منو به یه خنده دعوت میکنه مثل محبوبم.
مثل محبوبم.
ببین،کوه های سبز شاداب
امده ن که مارو پنهانی ببینن.
ببین،کوه های سبز شاداب
امده ن که مارو پنهانی ببینن.
این بوی خوش و افسونگری این مناظر جادویی رو پخش کرده.
این محیط زیبا منو به یه خنده دعوت میکنه مثل محبوبم.
جیک پرنده ها اواز زنبورها
باد ملایم ناقوس رو به صدا درمیاره.
این محیط زیبا منو به یه خنده دعوت میکنه مثل محبوبم.
قایق بدون قایق رانش به ساحل میرسه.
موج های این رودخانه روزی همه انسان ها رو بهم میپیونده.
قایق بدون قایق رانش به ساحل میرسه.
موج های این رودخانه روزی همه انسان ها رو بهم میپیونده.
این حقیقته و اینکه اب زندگیه واقعیه.
این محیط زیبا منو به یه خنده دعوت میکنه مثل محبوبم.
جیک پرنده ها اواز زنبورها
باد ملایم ناقوس رو به صدا درمیاره.
این محیط زیبا منو به یه خنده دعوت میکنه مثل محبوبم.
مثل محبوبم.
مثل محبوبم.
قربان،مادرم مریضه.
قربان،خواهر بزرگم داره ازدواج میکنه.
و حال مادربزرگم هم خوب نیست.
اشنا و قوم و خویش دیگه ای نداری؟ عمویی یا خاله ای؟
چرا دارم.خاله م بارداره.
باشه.و مادر بزرگ مادریم.
اونم اصلا حالش خوب نیست.
چرا این اتفاق باید تو اداره ی من بیفته؟
حالشون خوب میشه و قتی یه جای دیگه کار میکنن.
وقتی که میان پیش من کار کنن...
...مادرانشون مریض میشن خواهرشون مجبورن ازدواج کنن.
...خاله بارداره و مادربزرگم داره میمیره.
باشه.تو دستمزد میخوای دیگه.
قسمتون میدم.تورو خدا اینکارو نکنین. من میگرن دارم.
تمام حساباتو پاک میکنم.
"گلو" این 10000 تا رو از صندوق پذیرش بگیر.
من حسابشو پاک میکنم.
بگیر پسرم. همشو باید پیش خودم نگه دارم؟
اره. اوه شما یه فرشته اید!
خدا حفظتون کنه!
گوش کن. بله؟
چه عجله ایه؟بیشتر از اینم هست.
بیشتر؟اره.
ببین!این...
این چیه؟ صورت حساب تلفن،برق...
غذا و شیر که روی هم رفته میشه 9995 روپیه.
این صورت حسابا رو پرداخت کن و 5 روپیه هم بابت بهره ش.
بدش به من بعد من خودم یه فکری به حال دستمزدت میکنم.
قبولش میکنی؟ بگیرش.
بخاطر این همه پول کلی سردرگمی سراغم اومده. سردرد دارم.
رادیو رو روشن کن.
سردردت جدیه؟ نه!
عینکتو بردار تا بهت دارو بدم!
ارتی،بیا داخل!
ارتی میخواد چیزی بهت بگه!
یه تماس از دهلی برای مصاحبه داشتم.
و "جنسی"هم دعوتم کرد.
شاید مجبور باشم واس 10-12 روز اونجا بمونم.
ارتی!میتونی بری!
کی میخواد بره؟ تا 1 یا 2 روز دیگه!
از بانک پول گرفتم.تو قفسه گذاشتمشون.
هرچقدر میخواد بهش بده!
ولی...نامه ی مصاحبه رو روی میز دیدم.
نتونستم درکت کنم.
"بارتی"!نه تنها تو بلکه حتی منم خیلی به فکر خواهرتم.
یه دلیلی پشت این قضیه وجود داره.
بزودی میفهمی!
چی شد؟نفهمیدی کجای سرم درد میکنه؟
نه!نه!دارو رو بذار!
باشه! اینجا درد میکنه عزیزم نه اونجا!
بله،ممنونم!
تو هم داری میری؟چرا؟دیگه کی رفته؟
نمیدونین.نه!
گوش کن!
اون کوتوله عادت داشت تو مغازه من کار کنه! کی؟
همونی که فکر کردی بی گناهه!
من بهش 10000 روپیه دادم تا قبض برق رو پرداخت کنه.
اونم با پولم ازینجا در رفت.
پس این تلفن الان دیگه کار نمیکنه؟
نه تنها تلفن،بلکه عشق هم دیگه تو این شهر از کار افتاده.
رومعو نمیتونه به جولیتش زنگ بزنه.
لیلا نمیتونه با ماجنو حرف بزنه.
راجنا مشتاق عشقشه.
و منم از دیدن این وضعیت خیلی اشفته م.
ولی نگران نباش.
بخاطر تو هم که شده این مغازه رو میفروشم و این تلفن رو میدم واس تعمیر!
و میتونی باهاش صحبت کنی.نگران نباش.
دیگه مشکلت چیه؟
بهم بگو!خجالت نکش!
اگه زنگ بزنه،بهش میگم که واس چند روزی رفتی به دهلی!
درسته؟ اره.
متاسفم دیپاک،نمیتونم استعفات رو قبول کنم.
لطفا منظورمو بد متوجه نشید!
در واقع کارمندان با من خوب نیستن.
بنابراین فکر کنم واس اسایش شرکت هم که شد
باید استعفا بدم.
اگه میخوای دست از کارت برداری،من واست یه پیشنهاد دارم! چه پیشنهادی؟
من یه خواهر تو دهلی دارم.برو پیشش.
اگه بخوای،میتونی امروز بری!
به چی داری فکر میکنی؟ هیچی قربان!
امروز میرم به دهلی.
موفق باشی! ممنونم!
چی داری میگی دیپاک؟ میخوای امروز بری دهلی؟
اره دادش نارانجان!
شغلتو از دست دادی؟بهم بگو! شغلتو از دست دادی؟
نه!
رییس استعفامو قبول نکرد.
اون یه خواهر تو دهلی داره.
ادرسشو بهم داد.
پس یعنی امروز حتما باید بری؟
اره داداش!
خیلی خوب!بسته بندیش کن.
بعد از بستن چمدون باید به ارتی زنگ بزنم.
باید بهش بگم که دارم میرم دهلی.
بیا.من همراهیت میکنم.
این تلفن موقتا اشغال هست.
این تلفن موقتا اشغال هست.
این تلفن موقتا اشغال هست.
این تلفن موقتا اشغال هست.
باید چیزی بهت بگم دیپاک.
ببین!منظورمو بد متوجه نشو.
داداش چی داری میگی؟بهم بگو.
میدونم که خیلی باهوشی.
ولی بی گناهم هستی.
همیشه از روی احساساتت تصمیم میگیری.
من تا اینجا باهات بودم.
اما تو دهلی دیگه پیشت نیستم.
بهت توصه میکنم بدون اینکه ببینیش .
عاشقش نشو.
این مسعله ی خیلی مهمی تو زندگیته.
ما با قلبمون عاشق میشیم نه با ذهنمون.
اما دیپاک...نگران نباش.
خیلی زود تو کارت عروسیم رو میبینی.
بریم.داره بارون میاد.
بیا.باشه.
کارش چطوره؟خوبه.
شغل تو خوبه،ولی مال من نه.
من قبلا 40 تا کارگر داشتم. ولی الان فقط 20تا دارم.
توجه کنید.قطار سریع اسیر "کرالا"اماده ی حرکته.
توجه کنید.قطار سریع اسیر "کرالا"اماده ی حرکته.
ببخشید.پسرایی مثل شما میان تو همچین جای شلوغی تا با دخترا برخورد کنن.
مامان حتما عصبانی میشه اگه بهش نگیم که داریم میریم.
چیکار کنیم؟ یه نامه ی پستی همراهمونه.
چطوره با تلگرام بفرستیمش؟
قربان جا دارین؟
قربان جا دارین؟
چی شد؟
چی شد؟
ای غریبه،تو اولین کسی هستی که راننده هایی مثل منو اقا صدا میکنن.
یا اینکه با بی ادبی با همچین راننده هایی حرف میزنن.
اینجا دهلیه.ولی هیچ کس مثل تو قلب نداره.
بیا.اقا.بیا.
بشین.
من دیپاک هستم. منم پریتام.
خیلی خوشحالم که باهاتون اشنا شدم.
هیچکس درواقع اسمشو به راننده تاکسی نمیگه.
در واقع قبل از کارکردنم تو "کرالا"تو "اورگا" بودم.
من خیلی وقته که راننده تاکسی هستم.
هی تو برادر ما هستی. کجا میخوای بری؟
نمیدونم.منظور؟
منظورم اینه که میخوام اول یه هوایی تازه کنم وبعدشم برم اداره.
اگه میتونی یه اتاق کوچیک واسم برای یک ساعت و نیم بگیر.
من خودم یه خونه ی خیلی کوچیک دارم.
اگه میخوای یه هوایی تازه کنی،بیا اونجا.
اگه اهمیتی نمیدی. من اهمیتی نمیدم. اگه اهمیتی نمیدی.
پس میای. باشه.
بریم؟ اره.
هی مگه کوری؟
نمیتونی درست و حسابی رانندگی کنی؟
راستش قلبم تحت کنترلم نیست.
قلبتو تحت کنترلت نگهدار یا اینکه پشیمون میشی.
برو.
چرا داری میدویی؟ دوست پسرم زنگ زده.
بعدا باهات حرف میزنم.
چرا اداره ی پست ناگهان اعتصاب کرد؟
باید ازت بپرسن؟ شوخی نکن.
خانواده م منتظرن بهشون پول بدم. جنسی؟
نگران اعتصاب نباش.
بله.جنسی!باید اتاقو هم تمیز کنم.
نه باید برم بیرون.بعدا تمیزش کن.
نمیخوای بری سرکار؟ نه.
جنسی من دارم میرم.کلیدای اتاقمو واست گذاشتم.باشه.
خداحافظ.
شما چی گفتی؟ نمیخوای بری سرکار؟
نه اخه دوست اومده اینجا.
یه مصاحبه هم داره.دوستت؟ کدوم دوستت؟
بیا ببین.
ارتی،تو؟
کی اومدی؟حالت چطوره؟
خوبم.تازه الان اومدم.
جنسی!من اتاقو بعدا تمیز میکنم.
ارتی بیا بریم.
گفتم که نمیتونی از پسش بر بیای.
میخوام انجامش بدم ولی نمیدونم چجوری.
بیا به موسسه دوستم.
فراموشش کن دیپاک! هنوز بهم زنگ میزنی و هنوزم بهم پول میدی.
یه ضرب المثل قدیمی هست که میگه
دوستی و کار باید از هم جدا باشن.
این ضرب امثل ها رو بزرگان میگن.
برای ما،دوستی حتی از پول هم عزیزتره.
خداحافظ،کی دوباره همدیگر رو میبینیم.
اره.صادقانه میگم،تا حلا همچین دوست خوبی مثل تو نداشته م.
اما نمیتونم مرخصی بگیرم تا ببینمت.
باید شب و روز زحمت بکشم تا خرج زندگیمو دربیارم.
اگه دلت واسم تنگ شد،بیا خونه م یا اینکه تو راه همدیگر رو میبینیم.
باشه.چمدونمو بعدا برمیدارم.
باشه.هروقت خواستی بیا.
خوبه؟ اره.
بی حیا!
به کی داری فحش میدی؟ هیچکس
میشه بریم؟ اره.
دادش،اتاق کار خان "نها"کجاست؟ طبقه هفتم.
و اسانسور؟ داره.
ممنونم.
کدوم طبقه باید بری جنسی؟ طبقه 3.بریم.
سلام بلو کراس.
اره.دارم میگم که سگ های ولگردش...
در حالیکه اهل ناحیه ی Vasant Vihar هست.
میشه مراقبش باشی؟
من نها هستم.
ممنون.خداحافظ!
بله.بفرمیید داخل.
صبح بخیر خانم. صبح بخیر.
خوش اومدید اقای دیپاک.
مشکلی پیش اومده خانم.
نه!نه!
با ورودت اینجا رو روشن کردی.
ممنون. خواهش میکنم.
لطفا بشین.
یه لحظه.ببخشید.
پس!
اوه!متاسفم.
میخوای یه کم؟!نه نه خانم.
لطفا!
ببخشید.اشکال نداره.
ببخشید.
مهم نیست.
دیپاک من اینجا مدیر هستم.
و تو هم کارمند.
ولی من دوست دارم در یه فضای دوستانه کار کنم.
ولی من یه شکایت ازت دارم.
تو گولم زدی.
وقتی برادرم بهم گفت که یه مرد جوون داره میفرسته اینجا...
من فکر کردم یکی هست که خیلی جوونه و یه تیشرت میپوشه.
اما دیگه فکرنمیکردم اینطوری باشه.
پش شمام منو گول زدید. چرا؟
براردرتون گفت خواهرش خیلی دلواپسه.
دیگه نگفت که خواهرش بیش از حد نگران و دلواپسه.
خوبه!تو هم خیلی خوب میتونی با کلمات بازی کنی.
اسمم دیپاکه.
اتفاقا اسمت مدام داره تو ذهنم میچرخه.
اسم منم نهاست. نها یعنی عشق.
عشق هر کسی.
من یه دختر خیلی ازاد اندیشم خیلی ازادم.
خوشت اومد؟ از چی؟
فضای جدید،شخل جدید،ادمای جدید؟ خوشت اومد/
خانم،هرکسی واس اولین بار جدیده.
دوست،مدرسه،کار و یا حتی عروسی که یه خانواده انتخاب میکنه.
همه چیز بدون شک برای اولین بار جدیده.
که بعدش رفته رفته ادم به همه چیز عادت میکنه.
سیاست من اینه که با سازگاری و تطبیق کار کنم.
تا الان که ازت خیلی خوشم اومده..ولی
رانجیت بیا اینجا. بله خانم.
میشه واس یه لحظه بیای داخل؟
بله،حتما!
خوب کجا بودیم؟
اره.
تا الان که فقط از خودت خوشم میومد...ولی الان از سیاستت هم خوشم میاد.
فقط یه لحظه بیا داخل.
بله خانم. اقای رانجیت لطفا با اقای دیپاک اشنا شید.
سلام رانجیت. سلام دیپاک.
رانجیت مسوولیتشو بهش بگو
بله.دیپاک با تو کار میکنه.
بله خانم. ممنونم.مرسی.
نیازی نیست ازم تشکر کنی.
فقط میخوام صادقانه کار کنی.
یه چیز دیگه!
این موبایل شرکته.
همیشه با خودت داشته باش.
و اونوقت بهتر میتونم باهات تماس بگیرم.
چشم خانم.
بیا.
اقای دیپاک بله خانم.
یه چیز دیگه رو هم در موردت دوست دارم.
چی خانم؟ سادگیت.
ممنونم.
سلام سیمران! سلام!
بشین! چطوری؟
خوبم! تو چی؟
خوبم. شرکت خوب.زندگی سالم.
خیلی وقته ندیدمت،کجایی؟
چیکار کنم؟از کار زیاد خسته شدم.
بخاطر همین تصمیم گرفتم پیش دوست پسرم بمونم.
بعد دو ماه فهمیدم که کار کردن خیلی بهتر بود.
بخاطرهمین برگشتم.
چه باحال.
ببخشید کارمند جدید.
نمیخوای معرفیم کنی؟
سیمران این دیپاک هست.
و دیپاک اون هم...
سلام.
غریبه.
دوستته؟
اره.همینطوره.
راستش خیلی خوب نیست.چه دوستتو عوش کنی...
چه خودت رو.
هی سیمران،کجا داری میری؟ خداحافظ.
چرا امروز جلو ی دختره بهم توهین کردی؟
اینطوری بهتره از اینه که بخوایم جلوی این و اون رسمی صحبت کنیم.
و این یعنی دوستی منو قبول نمیکنی/
اگه اینطور بود،هیچ وقت باهات حرف نمیزدم.
اوه،ممنونم.
اما نمیتونم بخاطر تو خودمو رو عوض کنم.
اقای دیپاک.
فقط دیپاک میتونه.
چی؟فقط دیپاک میتونه.
دوست بودن با من خیلی واست سخته؟
نه رانجیت،اتفاقا خیلی هم راحته. چی؟عوض کردنت؟
نه،دوست بودن باهام.
خدایا،کمکم کن که خیلی زود یه کار خوب پیدا کنم.
نمیخوام وابسته به کسی باشم.
خدایافمن به همکاری دیپاک نیاز دارم.کی دوباره میبینمش؟
خدایا،خودت میدونی که من بدون ارتی ناقص هستم.
کمکم کن زودتر ببینمش اونوقت میتونیم باهم ازدواج کنیم.
خدایا،میخوام تمام خوشی های دنیا رو بهش بدم.
ببخشید،میتونی بری. نه اول تو.
اقای هیل رام!
کشیش،پیشکش؟
میتونم یه پیشکش از شما داشته باشم؟ اره حتما.
تو؟تو کی هستی که این گل ها رو بهم میدی؟
تو کشیش رو سدا کردی ولی صداتو نشنید.
بخاطر همین من...
این فقط یه پیشکشه.هیچ ضرری نداره اگه بخوای ازم بگیریش.
ببنیند اقا،من خیلی خوب میدونم شما چجور ادمی هستین.
شما عمدا داری منو تعقیب میکنی؟
ببین منظورمو بد متوجه شد. نه اتفاقا خیلی هم خوب متوجه شدم.
و بذار بهت بگم که اگه بخوای بازم تعقیبم کنی...
...اون روی خیلی بد منو میبینی.
بریم جنسی. ارتیفتو با اون مرد مشکلی داری؟
کی بود که بهت این گل ها رو داد؟
اون فقط یه پیشکشه.میتونی از هرکسی بگیریش.
ولی گرفتم گل از یه مرد. اونم کی یه کشیش.
ولی...مشکلم با اون مرد نیست.
مشکلم باتوست. منظورت چیه؟
بریم.
صبح بخیر. گفتم صبح بخیر.
بذار برم.دیپاک.
هرچی بیشتر بهم توهین میکنی علاقه م بهت بیشتر میشه.
لطفا بذار همین الان برم.
میترسی اگه بهم پول و باهام دوست شی؟
ببین،پسرای عادی واس سرگرمیشون به دخترا پول میدن.
ولی من اونطور که فکر میکنی نیستم.
من پول خرج میکنم ولی تو باید سرگرمم کنی.
با عشق.
ازدواج کردی؟ نه!
واس شوهرت چه چیزایی نگهداشتی/
خونه،ماشین،حساب بانکی و غیره و غیره.
ولی نه عفت و پاکدامنیت.
من یه خونه و ماشین و حساب بانکی و همه چیز دارم.
میدونی چیه؟
عشقم به خونمه،علاقه م به ماشینمه...
...و عفت و پاکدامنیم تو حساب بانکیمه.
من اولین عشقمو نگه داشتم و اون همسرم بود.
پس منو خواهشا تو درسر ننداز و بذار برم.
و چی میشه اگه اذیتت کنم؟
پس منم به کار اهمیتی نمیدم.
اگه بیشتر از این حرف مفت بزنی منم میکوبونمت زمین. فهمیدی؟
صبح بخیر خانم صبح بخیر.
حالت چطوره؟ خوبم.
ولی وضعیت من اصلا خوب نیست
میتونم کمکت کنم؟ فقط تو میتونی
من شدیدا به ماشین و یه خونه و یه حسابی بانکی واس خودم احتیاج دارم.
خانم،شما دارین پای منو لگد میزنین؟
نه اصلا،من شدیدا به این چیزها نیاز دارم.
ولی من هیچ کدوم اینا رو ندارم.
اتفاقا فقط تو داری.میدونی چیه؟
عشق من به خونمه،علاقه م به ماشینمه
و عفتم تو حساب بانکیمه.
فهمیدی؟
درست میگم؟
خانم،کار خوبی نیست که پای گوش وایستید.
ولی واس من کار خوبیه.
من میخوام تو خونه ی پر از عشقت زندگی کنم.
من میخوام تو ماشین علاقه ت پرسه بزنم.
و همچنین حساب بانکی پاکدامنیت رو میخوام دیپاک.
اما خانم،واس شما مناسب نیست.
میدونی چیه؟از روزی که دیدمت
فقط به تو فکر میکنم.
خیلی از خودم سوال پرسیدم و دیروز به این جواب رسیدم.
دیپاک،عشق من عشق تو اولین اشنایی نیست.
من واقعا دوستت دارم.
من دوستت دارم دیپاک.
اما خانم...راستش میدونم،میدونم.
میخوای چیزی بهم بگی.
ولی حتی اگه خیلی چیزها بخوای بهم بگی...
اینجا نگو.ساعت 8 بیا به خونم.
واس شام...بیا!
خداحافظ
رانجیت،میشه راه حلی واس این مشکل بهم بگی.
دیپاک،گاهی اوقات این فرصت ها در خونه ی خیلی ها رو میزنه.
ولی تو زندگی تو...
این فرصت داره در قلب تو میزنه. منظورت چیه؟
مردم میگن مهم نیست که ادم کیو دوست داره.
ولی مهم اینه که کی ما رو دوست داره.
ولی دیپاک،دوست من...
در مورد من کاملا برعکسه.
منظورت چیه؟
دیپاک برای من مهم اینه که کیو دوست دارم.
کیو دوست داری؟
مدوری دیکشیت،سامانتا فوکس یا پاملا اندرسون
مونیکا لوینسکی و غیره.فقط بهش فکر کن دوست من.
اگه از روی شانس باشه یکی از اینا حتما عاشقمون میشه.
و نه تنها تو هند بلکه در سراسر دنیا مشهور میشیم.
حالا با مشکل من باید چیکار کرد؟
کاملا مشخصه.
این خانم ما"نها"چیزی از این خوشگلایی که گفتم کم نداره.
فقط فکر کن،اگه قبولش کنی.
عشق نها از یه خبر کوچیک به یه خبر بزرگ تبدیل میشه.
عکست کنار خانم...
در کنار اولین عکسای دیگه تو اولین صفحه ی روزنامه ها منتشر میشه.
و توهم مثل من مشهور میشی.
رنجیت فکر کنم پاهام
که زیر ساری معلومه.
خیلی جذاب تر از پاهای لخت زیر دامنه.
ساعت 7:30 دقیقه ست.رانجیت لطفا.
ساعت 7:30 هست.قرار ساعت 8 با خان نها رو از دست نده.
لطفا برو.
اوه عشق من ای عشق من!
اوه عشق من ای عشق من!
خیلی فراموشکارم.چه بلایی سرم اومده؟
خیلی فراموشکارم.چه بلایی سرم اومده؟
بعد از دیدنت ای عشق من!
بعد از دیدنت ای عشق من!
ایا قلبم داره ضربه میخوره یا داره دیوونه میشه؟
ایا قلبم داره ضربه میخوره یا داره دیوونه میشه؟
بعد از دیدنت ای عشق من!
بعد از دیدنت ای عشق من!
اوه عشق من ای عشق من!
اوه عشق من ای عشق من!
تو رویای منی!
تو ارامش منی!
به من نگاه کن ای عشق.فقط یه نگاه بنداز!
عشق من بوسم کن و بهم نزدیک شو!
من دیگه ارامشمو از دست داده م!
یه اتفاقی واسم افتاده!
من دیگه ارامشمو از دست داده م!
یه اتفاقی واسم افتاده!
بعد از دیدنت ای عشق من!
بعد از دیدنت ای عشق من!
اوه عشق من ای عشق من!
اوه عشق من ای عشق من!
عشق من صبور نیست.این زیبایی شکوفه داده!
ایا تو هنز هم منتظرمی؟
چرا این بدن اشتیاق داره؟
یه عطش وجود داره.یه اشتیاق وجود داره.
یه عطش وجود داره.یه اشتیاق وجود داره.
بعد از دیدنت ای عشق من!
بعد از دیدنت ای عشق من!
خیلی فراموشکارم.چه بلایی سرم اومده؟
خیلی فراموشکارم.چه بلایی سرم اومده؟
بعد از دیدنت ای عشق من!
بعد از دیدنت ای عشق من!
ایا قلبم داره ضربه میخوره یا داره دیوونه میشه؟
ایا قلبم داره ضربه میخوره یا داره دیوونه میشه؟
بعد از دیدنت ای عشق من!
بعد از دیدنت ای عشق من!
اقای مصطفی! بله قربان!
رسید تحویل همه ی اسکوتر ها رو بدید.
و مطمعن بشید که تحویل امروز انجام شده.
باشه؟ چشم قربان!
خوبه،ممنون.
اوه سلام خانم.
اومدم ازت تشکر کنم.
خیلی خوشم اومد که غروب نیومدی خونه م.
متاسم خانم،راستش...میدونم میدونم.
تمام شب نتونستی بخوابی چون داشتی به من فکر میکردی.
نه خانم،شما از صبح تا حالا منتظرمین.
خودت میدونی که از دیشب تا الان
خونه م نیومدی.
من مطمعنم که بلاخره میای.
نه خانم،نه!نه!نه!
راستش خوشم میاد.
پس میگن که عشق با امتناع شروع میشه راسته!
و بعدش با یه رضایت تموم میشه.
نه خانم نمیدونم!
دیپاک هر بار که تو ازم دوری میکنی...
...هر دوریت منو بیشتر بهت نزدیک میکنه.
اول نزدیک به تو و بعدم قلبت.
میتونم یه سوالی ازت بپرسم؟
بله خانم. نه نه نه!
بلیط!بلیط!
برو رفیق،زودباش! این اتوبوس به اونجا نمیره.
دوتا بلیط لطفا!
یه بلیط برای"شرینا واس پوری"
هی اونجا رو ببین.ستاینده ت!
تو مدام داری مثل یه چیز بی ارزش حرف میزنی.
بنظر خیلی بداخلاق میاد.حتی تو هم بداخلاقی.
اگه عاشقش بشی،حتما زوج عالی ای از اب درمیاین.
اگه تو ازش خوشت میاد،خوب خودت عاشقش شو!
فکر خوبیه!پس منم عاشقش میشم.
ولی در مورد نامزدت چی؟
هی دیپاک،اونجارو ببین.اون سمت.
یه دختر عالی.یه زن هندی خیلی خاص!
دیدمش.ازش خوشم نمیاد.
چی؟اصلا؟نه.اصلا!
من که با دیدنش احساس میکنم باید ازدواج کنم.
با خوبی و خوشی.
ولی اونوقت چه اتفاقی برای "مونیکا لوینسکی"و "پاملا اندرسون"میفته؟
دوست من،اونا فقط واس خوش گذرونین.
ولی من حتما با دختری شبیه اون ازدواج میکنم. جدی؟
ببینم چی فکر میکنی؟ منم یه مرد هندی خیلی خاصم.
من یه دختر زیبا به عنوان یه همسر میخوام...
که خیلی محجوبانه لباس بپوشه.
هرکاری واس مدرن بودن،شیک پوش و سکسی...
...ویا هرچیز دیگه ای انجام میدم.
بعدش میری و بهش میگی که چقدر دوسش داری و باهاش ازدواج میکنی.
میتونم برم؟بله.میتونم بهش بگم؟
اره چرا که نه.برو زودباش!
چی شده اقای رانجیت؟ انگار گمشده ت داره از دست میره.
اگه اون گمشده ی من بشه،به هیچ عنوان گم نمیشه.اینطور نیست؟
درسته.خوب الان اون شخص رو سریعا سرگرم کن یا اینکه اونم ازدست میدیم.
ارتی،با بابات در مورد شغلت حرف زدم. جدی؟
میریم که ببینمش.
بیا منتظر بمونیم.
سلام،پدر!
پدر،این ارتیه!
سلام پدر.سلام خدا حفظت کنه دخترم.
پس به کار احتیاج داشت؟ اره پدر!
دخترم یه کار تو سنگاپور هست که دستمزدش هر ماه 20000 کروره.
قراردادشم 2 ساله هست.
فقط باید بری هندی درس بدی.
اونا به دوتا معلم نیاز دارن که یکیو بهشون معرفی کردم.
دوست داری بری؟
اره.ممنون پدر!
اون از دست خانوادش خسته شد.
پدر تو راه درست رو بهش نشون دادی.
من نمیتونم برم پدر! چرا؟
چرا نمیتونی بری؟
گفتم که نمیتونم.
باشه.خدا حفظت کنه.
ببخشیدجنسی.جنسی صبر کن!
چرا داری مدام به ساعتت نگاه میکنی؟
رانجیت،خانم به خونه تماس گرفت تا
در مورد مساعل خیلی مهم صحبت کنه.
فکر کردم اول باید برم خونه و یه دوش بگیرم.
ولی هیچ اتوبوسی نیست و تا الانم خیلی دیر کردم.
خوب مشکل چیه؟یه اسکوتر کرایه میکنیم.
حساب شرکت.
چی شد؟اون همسرم نبود که اون روز...
تو اتوبوس دیدمش و بعدش رفت؟ اره.
ببین اونجاست.امروز دیگه ازدست نمیدمش.
موفق باشی.برو.
اقای راننده،لطفا به "ساکت"برید.
تو هنوز صورت حساب پولت رو دریاف نکردی.
من هنوز نامه ی دوست دخترم رو دریافت نکرده م.
اگه به پول نیاز داری بهت میدم.
سر صحبت هم که داره باز میشه و اعتصاب هم تموم میشه.
امروز جلسه ست و تا عصر هم تموم میشه.
سلام.
چطورید؟شما منو نمیشناسین ولی من شما رو میشناسم.
شما اهل"نانیتال"هستین؟
اهدل"دهرادن"هستم.ولی تو دهلی کار میکنم.
پدرم افسر بازنشسته ی ارتشه.
و مادرم هم یه معلم. اوه!
میخوام باهات حرف بزنم؟ چی؟
روز بعدش تو اتوبوس دیدمت. اتوبوس شماره ی 905
ولی قبل از اینکه چیزی ازت بپرسم رفتی.
چی میخواین ازم بپرسین؟
اگه خودت راضی باشی،مایلم...
به همرا والدینم به خونت بیام.
برای ازدواج.
میخواین یه صحنه تو ایستگاه اتوبوس درست کنین؟
نه اصلا کاملا حق با توست.
هروقت یه دختر داد میزنه،خیلی از مردها تند و سریع میان پیشش...
...تا بهش کمک کنن.ولی مشکلی نیست.
پس گفتی اهل نانیتالی.
با خانواده م میان خونت.خداحافظ.
فقط یه دقیقه. بله.
چرا بی دلیل داری اذیتم میکنی؟
مگه چی هست که اذیتت کنه؟
من دارم در مورد ازدواج صحبت میکنم.
ببین من الان کس دیگه ای رو دوست دارم.
و اگه خوانوده م بخوان بدونن...
بیشتر گیجشون میکنم.
اشکالی نداره.اشکالی نداره.
این روزها اتفاق میفته دیگه.
ازدواج با کسی دیگه و عشق بازی با کس دیگه.
من مشکلی ندارم.
عشق بازی کردن با یکی دیگه و ازدواج با کس دیگه...
من اوجور دختر نیستم.
ما بدون دیدن هم عاشق همیم.
لطفا اعصابمو خرد نکن.
خیلی باحال شده بودی وقتی گفتی...
...دارم گیجت میکنم.
ولی تو خودتو گیج کردی.
شخصیتمثل تو باید تو یه...
موزه باشه تا مردم ببیننش.
تو اصلا واس ازدواج مناسب نیستی.
فکر کنم دارم وقتمو هدر میدم.
اسکوتر.
تو خیلی باحالی.باحاااال!
دیپاک،لطفا بیا تو!
ممنون،خانم.
ببخشید خانم،من یه کم دیر کردم.
مهم نیست.لطفا بشین.
در واقع به موقع هم اومدی.
ولی اینجا...اوه!لطفا راحت باش.بشین
ولی اینجا خونه های زیادی هست.من نتونستم مال شما رو پیدا کنم.
از نگهبان نپرسیدی؟
پرسیدم.ولی گفت همه این خانه ها متعلق به خانم نهاست.
واقعا همشون متعلق به شماست؟
اره،همشون مال منه.
پدرم این خانه ها رو واس ما 6تا خواهر و برادر ساخت.
به همین خاطر هست که تونستیم باهم زندگی کنیم.
اما شاید تقدیر چیز دیگه ای رو رقم زده.
توی یه سقوط هواپیما،همشون...
و فقط من و برادر بزرگترم تو این خانواده ی به این بزرگی نجات پیدا کردیم.
برادرم نمیتونست با خاطرات گذشته زندگی کنه.
بخاطر همینم تو "کوچین"مستقر شد.
و منم تنها موندم.
ببخشید،ولی چجوری متونین تنها زندگی کنین؟
خیلی ساده ست.
وقتی ارزو دارم با کسی درد دل کنم...
جلو ی اینه می ایستم و باخودم صحبت میکنم.
وقتی ارزو دارم بخندم با خودم خنده و شوخی میکنم.
و اگه گریه کنم با دستمال اشکامو پاک میکنم.
خیلی ساده ست.میدونی که.
خانم،بنظرم شما باید گذشته رو فراموش کنید...
و به اینده فکر کنید.
بخاطر همینه که دارم فکر میکنم.
اینده م.
میدونی از وقتی دیدمت همش دارم بهت فکر میکنم.
باهات حرف میزنم،میخندم،بازی و حتی گریه میکنم.
من هر لحظه مو با تو زندگی میکنم.
دیپاک،من میخوام که رویاها تو زندگیم به حقیقت برسن.
میخوام با تو زندگی کنم.
میخوام متعلق به تو باشم.
این غیرممکنه.خانم نها من نمیتونم.
چرا؟مگه من چی کم دارم؟
اینطور نیست.ولی من نمیتونم عاشق شما باشم.
تو ازم میترسی؟
تو از پروتمند بودنم میترسی؟
دیپاک،من میتونم بخاطر تو هم که شده این چیزا رو ترک کنم.
این خونه،این شغل من هیچی نمیخوام.
من میتونم باهات تو خونه ی خودت بمونم.
تو به اداره میری و منم تو خونه منتظرت میمونم.
با دستای خودم برات غذا میپزم و برات سرو میکنم.
دیپاک،من هر کاری میکنم تا عشقت رو بدست بیارم.
راستش،من کس دیگه ای رو دوست دارم.
نه،نمیتونم باور کنم.
این حقیقت داره.
کی هست؟کجا زندگی میکنه؟
ادرسشو بهم بده.میرم پیشش.
ازش در خواست میکنم.
دیپاک،بخاطر عشقم التماسش میکنم.
شما میتونین برین و بخاطر عشقتون ازش درخواست کنین.
ولی اون اونقدر دوسم داره که اگه بفهمه...
...کس دیگه ای تو زندگیم هست
...ممکنه دست به خودکشی بزنه.
و حقیقت اینه که منم به همون اندازه دوسش دارم.
دیپاک،حتی میتونم زندگیمو بهت بدم.
خانم نها،هرکسی خوش شانس نیست که عشق شما رو بدست بیاره.
ولی ببخشید که اینو میگم،من نمیتونم کمکی بکنم.
من ناخواسته براتون خیلی دردسر درست کردم.
بخاطرهمین عذر میخوام.
اگه بیشتر اینجا بمونم،ممکنه بیشتر اسیب بزنم.
پس باید تاز اینجا برم.
گوش کن،دیپاک بعد از این دیگه هیچی بهت نمیگم.
فقط یه چیز.
من هیچ وقت تو زندگیم بخاطر هیچ چیز از کسی درخواست نکردم.
حتی از خدا.
ولی امروز از تو درخواست میکنم.
اگه تو منو واس عشقت با ارزش میدونی...
پس فراموش نکن که...
نها همیشه منتظر عشق تو میمونه.
حتی تو تولد بعدیم.
شب بخیر،خانم،شب بخیر.
شیلپا،تنهاش بذار.چیو داری انقدر مشتاقانه میخونی؟
میدونستی 10 روز پیش یه اعتصاب تو پست خونه بود؟
امروز تموم شد.
فکر میکردم تو رو خوب میشناسم.
ولی الان فکرمیکنم تو رو اصلا نمیشناسم.
جنسی،چرا همچین چیزی میگی؟
پدر،یه همچین شغل خوبی رو بهت پیشنهاد داد، ولی تو رد کردی.
تو هم خیلی سریع ناراحت میشی؟
و اون پسره چه ضرری بهت رسونده؟
هروقت که اون پسره رو میبینی باهاش دعوا میکنی.
چرا اینقدر بداخلاقی؟
جنسی،من همه ی اینکار ها رو واس دفاع از خودم میکنم.
منظور؟
از وقیتکه اون پسر رو دیدم...
از خودم میپرسم که چه قدرت ناشناخته ای هست که منو به سمت اون میکشونه؟
میترسم عاشقش بشم.
بخاطرهمینم باهاش دعوا میگیرم.
اگه ازش خوشت میاد،بهش بگو دوسش داری.
چرا داری خودتو شکنجه میدی؟
من کس دیگه ای رو دوست دارم. کی هست؟
دیپاک،اوه میفهمم.
همون پسر که مدارک و کیفت رو بهت برگردوند. اره!
عشق اکثر اوقات از چشم شروع میشه و بعد به قلب میرسه.
ولی عشق ماها از قلب شروع میشه و بعد به چشم میرسه.
الان میفهمم چرا اون شغل رو رد کردی.
ولی ارتی،خودتم میدونی که هرکسی عاشق میشه
با طرف مقابل اشنا میشه.
ولی عاشق شدن بدون حتی دیدن؟
جنسی،تابحال خدا رو دیدی؟
نه. حتی با اینکه ندیدیدش
ولی بازم میپرستیش.
حتی عشقمم همونجوریه. با اینکه ندیدیمش
ولی میپرستمش.
دعا میکنم شاید زودتر عشقتو پیدا کنی.
اونا یه نوشونه دادن.
گوش کن!سلام منو به خواهرت و برادر شوهرت برسون
باشه؟و نگران هم نباش!
همه چیز درست میشه! خداحافظ!ممنون!خداحافظ!
خداحافظ!
دیپاک،جلسه ت با خانم چطور بود؟
رانجیت! بله!
میخوام یه چیز خیلی مهم بهت بگم.
دیپاک،جتی منم میخوام یه چیز خیلی مهم بهت بگم.
رفیق اون دختره یه چیز خسته ی خیلی بزرگ بود.
خیلی اذیت شدم،اومدم خونه،لباشامو عوض کردم...
...و رفتم تا یه فیلم ببینم.
ولی داستان عشقش خیلی عجیبه.
تو اصلا میدونی داستان عشقش چجوری شروع شد؟
به من چه ربطی داره که داستان عشقی دیگران رو گوش بدم؟
باشه!من دارم مجبورت نمیکنم.
این بسته و نامه ی شرکت هست.بدشون به خانم.
این دیگه چیه؟ استعفا نامه م.
چی؟ببینم تو دیوونه شدی؟
نه من دارم استعفا میدم پس دیوونه نیستم.
و بیشتر از این دیگه چیزی ازم نپرس.
هی!دیپاک!
من واقعا باید این نامه رو به خانم بدم؟
تنهات میذارم.
پیترام!لطفا بشین!
چی شده؟کجا داری میری؟
داری جایی میری که اونا رفتن؟
من خودم نمیدونم کجا دارم میرم.
تو همینو وقتی اولین بار همدیگر و دیدیم هم گفتی.
اون رو من اومدم تا به شغلم بپیوندم. اره.
و دهلی هم برام جدید بود.
پس نمیدونستم کجا دارم میرم.
ولی الان دیگه دهلی رو میشناسم.
ولی از شغلم کناره گیری کردم.
بخاطر همینم نمیدونم کجا دارم میریم.
یه جای دیگه هم هست.
نه فقط خونه م،قلبم.
میخوای سیگار بکشی؟
بنظر خیلی ناراحت میای.
هرچی تو دلت هست بریز بیرون،اونقت دیگه احساس راحتی میکنی.
شاید از اینکه خیلی باهات خودمانی حرف میزنم خوشت نیاد!
چی شده؟
موضوع چیه؟
پیترام،عشق من دیوونه کننده ست؟
دیوونه کننده ست.اره.
نگاه کن!دوستم گرسنه ست،اونوقت حتی غذا هم بهش تعارف نکردم.
هی داداش!نگران نباش!
تو بلاخره به عشقت میرسی!
چجوری اخه؟
هی!خدا با ماست.
تو هم بلاخره عشقتو بدست میاری!
همه چیز دست اونه.
همه چیز!
نیازی نیست نگران باشی!
خدای توانا با ماست.
خدای توانا با ماست.
نیازی نیست نگران باشی!
خدای توانا با ماست.
خدای توانا با ماست.
گل ها در بیابان ها شکوفه میدن!
قلب های جدا شده به هم میپیوندن.
گل ها در بیابان ها شکوفه میدن!
قلب های جدا شده به هم میپیوندن.
اون ممکن رو غیر ممکن میکنه.
رودخانه بی اب رو با اب پر میکنه.
هرچی میخوای ازش طلب کن!
امشب شب دعاست.
نیازی نیست نگران باشی.
خدای توانا با ماست.
خدای توانا با ماست.
همه چیز در دستان اوست.
خدای توانا با ماست.
خدای توانا با ماست.
ما اهنگ های جدید میخونیم.
تمام غم و غصه هارو فراموش میکنیم.
ما اهنگ های جدید میخونیم.
تمام غم و غصه هارو فراموش میکنیم.
اون میتونه همه ی ماهارو ببینه.
احساس پریشونی نکن.
هی رفیق!بیا شروع به خوندن و رقصیدن کنیم.
الان وقت لذت بردنه.
نیازی نیست نگران باشی.
خدای توانا با ماست.
نیازی نیست نگران باشی.
بلاخره به محبوبت میرسی.
همه چیز در دستان اوست.
همه چیز در دستان اوست.
نیازی نیست نگران باشی.
نیازی نیست نگران باشی.
نیازی نیست نگران باشی.
نیازی نیست نگران باشی.
خدای توانا باماست.
خدای توانا باماست.
صبح بخیر. صبح بخیر خانم.
صبح بخیر.
صبح شما هم بخیر.
ببخشید،خانم.
صبح بخیر رانجیت!حالت چطوره؟ خیلی خوبم.ممنونم.
این دیگه چیه؟ استعفای دیپاک.
ولی چرا؟
حتی منم متاسفم خانم ولی...
حتی منم نمیدونم از چه چیز این اداره خوشش نیومده.
فقط میدونم که این استعفانامه رو داده.
ببخشید.
چی شده/امروز تعداد نامه ها خیلی زیاده/
چون اعتصاب توی پستخانه تموم شده قربان.
ارتی،نانیتال!
ارتی!بله!
حدس میزنم این روزها خیلی چیز هارو از من پنهون میکنی.
نه اصلا خواهر!
یه نامه برات اومده بود وقتی به دهلی رفتی.
از دیپاکه.
خوندمش و گذاشتمش تو اتاقت.
تا حالا ندیدیش؟
ببخشید...
هربار که به اینده ت فکر میکنم...
...خیلی میترسم.
من تا الان نتونستم شوهرمو درک کنم.
و حتی تو هم تا الان مسیر درستی رو نتونستی پیدا کنی.
من که نمیدونم تو ذهن اون ادم چی میگذره.
ولی دعا میکنم که همون ادم کسی باشه که در قلبته.
خدا کنه زندگی خوبی بهت بده.
ارتی،از نانیتال به دیپاک زنگ بزن .هر چه زودتر بهتر.
چی شد؟چرا هیچی نمیگی؟
خواهر،امروز یه نامه ی دیگه از دیپاک دریافت کردم.
اون از شغلش استعفا داده.
نوشته که امروز ادرس جدید رو میفرسته...
...به محض اینکه یه کار دیگه پیدا کنه.
فکر میکردم زندگی جدیدت شروع شده.
ولی الان میترسم که...
...ایا مقصدت رو پیدا میکنی یا نه.
میخوام در مورد یه موضوع خیلی مهم بهات حرف بزنم.
خواهرت مصاحبه نامه ای دریافت کرده؟
نه.یه پسری هست اسمش دیپاکه.
اوه!پس این بحث یه بحث عشقیه.
اوجور عشقولانه که فکر میکنی نیست.
منظورت یه عشق بدون هیچ بچه و گریه ای هست.
دیگه داری از حدت میگذری.
چرا در مورد هرچیزی خیلی بد حرف میزنی؟
اونا بدون دیدن همدیگه عاشق همن.
بارتی،من رابطه های خیلی زیادی رو شبیه به این دیده م.
و همینطور پیامدشونو.
من نمیتونم واس عشق خواهرت یه بنای یاد بود بسازم.
برو به بخواب و بذار به کارم برسم.
چای،اقا. اوه.مرسی پسرم.
امروز برای مصاحبه رفتی؟ اره.
هیچی!طبق معمول قراره جواباشونو ارسال کنن.
یه کار هست که میتونم برات بگیرم البته اگه خودت بخوای.
اگه بخوام؟
پریتام،نگاه کن!
میدونم چجوری خودم به تنهایی رانندگی کنم. من گواهینامه هم دارم.
پس چرا نمیذاری خودم رانندگی کنم؟
فکر بدی هم نیست.پس رانندگی کن تا وقتی کار پیدا کنی.
فردا صبح ترتیبشو میدم.
ممنونم.
سلام اقای پرم.منو فقط پرم صدا کنین.
چشم.بفرمایید بنشینید.
بفرمایید. ممنونم.
گوش کنین.بیاین اینجا و ارتی رو هم باخودتون بیارین.
این خونه ی کوچکمونه.
خیلی فرق نداره که بزرگ باشه یا کوچیک.
قلب ادما که باهاش زندگی میکنن باید بزرگ باشه. ممنونم.
راستی،کارتون چطور پیش میره؟
خوبه!خیلی خوب پیش میره.
اوه،بله.این همسرمه بارتی.
خوشبختم. منم همینطور و شما ارتی رو میشناسین.
سلام.حالتون چطوره؟
بشین.
معرفی نکردی.
اوه.ببخشید.ایشون جناب پرم هستن.
یکی از ثروتمندترین مردان این شهر
ایشون تو چنین سن جوونی تجارتشونو اونقدر گسترش داده.
که حتی ادمای پیر هم ممکنه زیاد کار کنن.
انقدر اغراق نکن.حقیقت حقیقته دیگه.
بارتی،با ایشون چند ماه پیش تو دهلی اشنا شدم.
خانم بارتی،ممکنه خواهرتون فراموش کرده باشن
اما ایشون رو حول و حوش یه سال پیش تو یه گل فروشی دیدم.
ایشون اومد بودن تا گل بخرن.
ازشون خیلی خوشم اومد.
که بعدش از اقای نیمرال شنیدم که
ایشون خواهرت کوچکترتون هستن.
و ایشون هم از اشتیاقشون برای ازدواج با ارتی تعریف کردن.
برای اولین بار خیلی هیجان زده شدم.
بین وضعیت ما تفاوت های زیادی وجود داره.
حتی اگه تفاوت هم باشه...
...خوب نیست که بین هم پیوستگی باشه.
و بعد از اینکه ایشون بیشتر اوقات منو میدیدن.
همیشه در مورد ارتی حرف میزدن.
الان هم وقتش رسیده.
فکر نکنم بتونیم شخصی بهتر از اقای پرم برای ارتی پیدا کنیم.
ارتی بیا برایشون یه فنجون چای ببر. نه باشه واس یه وقت دیگه.
اقای نیمرل من یه وقت دیگه برای چای مزاحمتون میشم.
امروز یه جلسه ی خیلی مهم دارم. باشه.
تا دم در همراهیتون میکنم. ممنونم.
لطفا،به خودتون زحمت ندید.
ارتی،من خیلی ازت خوشم میاد.
ولی نمیدونم که تو هم از من خوشت میاد یا نه.
اگه میخوای خصوصی باهام صحبت کنی،کارتمو بهت میدم.
بدون هیچ شکی بهم زنگ بزن.
باشه. خوش اومدید.
ممنونم. خداحافظ.
من هیچ وقت نتونستم درکت کنم. میدونم.
زنی که خواهر کوچکترش باهاش زندگی میکنه...
...هرگز قادر نیست شوهرشو درک کنه.
من همیشه با ارتی با بی ادبی صحبت کردم.
ولی هیچ وقت از اینکار خوشم نمیومد.
بنظرت عشقمو به خواهرت ابراز کردم...
...شایدم تو دچار سوتفاهم شدی.
ارتی من دشمن تو نیستم.
من فقط نمیتونم کمکت کنم بخاطر کار و مسوولیت هایی که دارم.
چطور میتونم بهت اجازه بدم با پسری که...
حتی ندیدیش ازدواج کنی؟
فقط مراقب این یه چیز باش.
من همیشه تو رو به چشم
خوهر کوچکتر و دخترم میبینم.
دختر احمق،تو مایه ی افتخار منی.
هر تصمیمی که میگیرم فقط برای خوشبختی تو هست.
پس اومدی که بهم بگی کس دیگه ای رو دوست داری!
اسمش چیه؟
تو تا اینجا پیشم اومدی،پس اسمشو بهم بگو.
دیپاک. بیا راهبریم و حرف بزنیم.
ببین،من حسود نیستم.
ولی کنجکاوم بدونم که پسری که دوستت داره چجوریه.
من اصلا ندیدمش.
چی؟تو هرگز ندیدیش؟
خوب!پس الان بیشتر خوشم میاد.
و به عشقتم خیلی حسودیم شده.
و منم امیدوارم که تو هم اون ندیده باشی.
و بامن ازدواج کنی.
من بدون دیپاک نمیتونم زندگی کنم.
من میخوام که تو زندگی کنی و خوشحال باشی.
بهم بگو چیکار میتونم برات انجام بدم.
خیلی خوشحال میشم اگه بتونی اجازه ی
برادر شوهرمو بگیری تا بتونم به دهلی برم.
باشه.ولی چرا دهلی؟ که دنبال دیپاک بگردم.
تو که نمیدونی دیپاک کجا زندگی میکنه
چرا!تو دهلی. ولی نمیدونی کجای دهلی!
اگه دیپاک رو پیدا نکنی،با من ازدواج مکنی؟
خوب!ببین ارتی!تو یه زن هندی مجرد هستی.
که این روزا خیلی کم پیدا میشه.
من میدونم که اگه باهات ازدواج کنم خوشبخت میشم.
ولی خوشبختی تو یه جای دیگه ست.
من برای هردومون دعا میکنم.
برات دعا میکنم که دیپاک رو پیدا کنی.
و برای خودم،امیدوارم که دیپاک رو پیدا نکنی.
میشه برم؟ برو!
چرا همش این اتفاق برام میفته؟
من هرکاری بخوای برات میکنم.
من فقط منتظر تو میمونم.
چشم ها پر از اشک های غمناک شدن.
حالا این چیزی هست که عشق من میگه...
قسم میخورم که زندگی کنم.
قسم میخورم که زندگی کنم
این مهمه که فقط یه بار ببینمت ای عشق!
این مهمه که فقط یه بار ببینمت ای عشق!
قسم میخورم که زندگی کنم.
قسم میخورم که زندگی کنم.
این مهمه که فقط یه بار ببینمت ای عشق!
این مهمه که فقط یه بار ببینمت ای عشق!
این مهمه که فقط یه بار ببینمت ای عشق!
این مهمه که فقط یه بار ببینمت ای عشق!
سلام!
اینجا رادیو ی دهلی از هند هست.
طبق گزارشات هواشناسی بارش سنگین بارون
تا 48 ساعت اینده در دهلی،گازی اباد،میروت.
گورجون،حیدراباد و دیگر نواحی نزدیک
به همراه وزش باد شدید
پیش بینی شده.
ممکنه رگبار هم وجود داشته باشه.
لطفا اقدامات احتیاطی لازم رو انجام بدید.
و این هم پایان اخبار امروز. ممنون.
اینجا رادیو ی دهلی از هندست.
اره،فقط یه کم بیشتر!
اره.باشه.همینجا نگه دارید.
چقدر میشه؟ 70 کرور روپیه!
بفرمایید.
عمه!عمه!
ارتی،کی اومدی؟ همین الان ببینم ارتی کجاست؟
همه یدخترها رفتن به عروسی پسر رییس!
کی میاد؟ گفت امروز!
نمیدونم بخاطر این بارون کی ممکنه بیان!
میشه کلید اتاقشو بهم بدی/ میخوام دکورشو عوض کنم.
ولی همه ی دخترها کلید اتاقشونو با خودشون بردن.
خوب،پس یه کاری کن.برو و دکور حموم رو عوض کن.
باشه.
عمه! جان؟
من میرم! ولی تو که همین الان اومدی!میخوای به این زودی بری/
اره!ولی یه سری از کارای مهمم مونده.
ولی تو این بارون کجا میری؟ نمیدونم ولی باید برم.
حداقل بمون تا بتارون بند بیاد. نه میتونم برم.
من حتی چتر هم ندارم. ولی شما نگران نباشید.
مراقب باش عزیزم.
تاکسی وایستا! خداحافظ عمه!
تاکسی صبر کن!
لاجپات ناگار میرم لطفا!
چی شده؟
چی شده داداش؟
باید چیک کنم.فکر کنم تو ماشین اب باشه.
پس یه کاری کنین. بله.
پیاده شید و چک کنین. دارم نگاه میندازم ابجی.
ماشین تو این بارون خراب شده و شما هم عجله دارین.
میشه عجله کنین/ من باید سریع برسم.
فکر نکنم روشن شه.
لطفا صبر کنین. براتون یه تاکسی دیگه میگیرم.
یه تاکسی داره میاد.
صبرکن لطفا! بله حتما!
صبر کن!ماشینم خراب شده. تو به لاجپات ناگار میری؟
اره چرا که نه!
این تاکسی میره. من نمیخوام سوارش بشم.
پس از کجا براتون یه تاکسی دیگه پیدا کنم؟
لطفا برید.
خانم به کجای لاجپات ناگار میخواین برید؟
نزدیک اون سوپر مارکت.ساختمان شماره 18.
لطفا 5 دقیقه صبر کنین. الان میام.
خانم،چه کسی رو میخواین اینجا ببینین؟ چرا نگران بنظر میاین؟
خانم من اینجا ادمای زیادی رو میشناسم. بخاطر همینم ازتون پرسیدم.
راننده های تاکسی ادما و حتی جاهای دیگه رو هم میشناسن.
خانم،یکی به اسم ارتی میخواد شمارو ببینه.
چشم.میتونید بیرد داخل!
ممنونم. خواهش میکنم.
بیا داخل!
ارتی،لطفا بیا داخل!
بشین!
خیلی خیس شدی! یه دقیقه وایستا!
خودتو خشک کن! نه من خوبم!
بگیرش!
صندلیتون!
تو منو نمیشناسی.ولی من تو رو خیلی خوب میشناسم ارتی!
دیپاک هیچ وقت در موردت بهم چیزی نگفت.
من نامه ت رو بعد از اینکه از کارش استعفا داد دریافت کردم.
خوندمش!لطفا منو ببخش! من...
شما میدونین دیپاک الان کجاست؟
اگه میدونستم،مطمعنا ازش بخاطر.
اومدنش به سرکار بدون اینکه بدونم...
...دختری به اسم ارتی رو انقدر دوست داره حتما ازش عذرخواهی میکردم
پس یعنی دیپاک! نه!ارتی.دیپاک هیچ وقت دوسم نداشت.
فقط من عاشقش بودم.
و اونم بخاطر من از کارش استعفا داد.
من یه دردسر خیلی بزرگم. باید حتما ببینمش.
من این همه راه رو فقط برای دیدن دیپاک اومدم.
چطور میتونم پیداش کنم؟
یه اقایی به اسم رانجیت تو شرکت ما کار میکنه.
امروز داره میره.
ولی من میتونم ادرسشو بهت بدم.
و تو هم میتونی بری و ببینیش.
و هم میتونی پیشم بمونی اگه خودت بخوای
من همه جا رو دنبالش میگردم.
و اونو بهت واگذار میکنم.
نه هیچ احتیاجی نیست.ادرس رانجیت رو بهم بدین.
خودم میرم و میبینموش.
باشه.
ارتی،این اتفاق هرگز برام تا امروز نیفتاده بود.
ولی تعجب میکنم که چرا امروز با دیدنت حسودیم شده.
با وجود نزدیکیم به دیپاک...
...نتونستم قلبشو بدست بیارم.
اونوقت تو چطور تونستی قلبشو...
فقط با چند تا کلمه رو کاغذ بدست بیاری؟
اخه چطور ممکنه؟
خودمم نمیدونم. من دیگه میرم.
عجله داری.درسته؟ میفهمم.
ولی فقط یه سوال میخوام ازت بپرسم.
میشه یه جواب یخیل واضح بهم بدی؟
بله.بپرسید.
با وجود زن بودنم،ولی من چی کم دارم که...
...نتونستم قلب دیپاک رو بدست بیارم؟
یه ضرب المثل هست که میگه
ازدواج تو بهشت بنا شده.
و شاید سرنوشت شما رو برای دیپاک مقدر نکرده.
من دیگه تنهاتون میذارم.
من دعا میکنم...
که خدا تو و دیپاک رو بهم برسونه ارتی.
ارتی.
هروقت دیپاک رو دیدی...
میشه از طرف من یه چیز بهش بگی؟
بهش بگو نها تا امروز خیلی دوستش داشته
و خواهد داشت.
میشه ما هم لطفی در حقم کنید؟ البته.
لطفا دیپاک رو فراموش کنید. اون فقط به من تعلق داره.
رویاهات در چشمان من ساکن میشن.
برای دیدن عشقم خیلی بی قرارم.
رویاهات در چشمان من ساکن میشن.
برای دیدن عشقم خیلی بی قرارم.
داداش!ترافیک هست.
من میخوام برم سمت چپ.
بهتون گفته بودم که ترافیک هست.
خانم ترافیک هست ولی بلوک سی همین اطرافه.
بیاید.من شما رو تا اونجا همراهی میکنم. نه شما...
...همینجا بمونید.من خودم پیدا میکنم.
ناندو.خیلی خیس شدی.
مثل من سرما میخوریا! برو و سرت رو خشک کن.
اقا!خانمی اومدن و میخوان شمارو ببینن.
یه خانم؟ بله.
باشه..بفرستشون داخل.
شما؟
چی شما رو به اینجا کشونده؟
اقای رانجیت؟ خودمم.
به چی داری فکر میکنی؟ هیچی؟
میخوام چیزی درباره ی دیپاک ازتون بپرسم.
لاوه،بله.لطفا بنشینید.
بشینید.
ببخشید.من حالم خوب نیست. تو بارون خیس شدم.
حتی شما هم خیس شدین.
ناندو،حوله رو بده.
دیپاک با شما ارتباطی داره.
چی؟ دیپاک با شما ارتباطی داره؟
بله. میفهمم.
ولی خودش که بهم گفت یتیمه و هیچ کسی رو نداره.
یه دقیقه.
اون رابطه ی عاشقانه بدون هیچ دیدینی؟
ببینم این همون دیپاکه؟ بله.
وای خدای من!
میدونین من یه بار تو اتوبوس شما رو دیده بودم؟
دیپاک کنارم ایستاده بود.
چقدر عجیب.
و منم حتی شما رو که تو اتوبوس دیده بودم.
همون موقع دیپاک سوار یه تاکسی شد و رفت.
اصلا یادم نمیاد. کجا میتونم دیپاک رو پیدا کنم؟
اگه دیپاک رو پیدا نکنم،پس هیچ کس هم ارتی رو پیدا نمیکنه.
اینطور نگید.
من کنار و گوشه ی دهلی رو میشناسم.
اگه این تب شدید رو نداشتم، همین الان باهاتون میومدم
تا باهم دنبالش بگردیم.
ببینین.من یه کاری واستون میکنم.
من همین فردا واس دیپاک یه تبلیغ تو روزنامه میذارم.
من مطمعنم که بلاخره پیداش میکنیم.
ناامید نباشید.
و لطفا تا اون موقع...
هیچ کار اشتباهی انجام ندید.
حالا که این همه مدت صبر کردین...
چند روز بیشتر هم صبر کنید.
باشه؟لطفا!
چرا گریه میکنین؟ شما حواستون به کار خودتون باشه.
شما از امروز صبح تو این طوفان دارین دنبال کسی میگردین.
فکر کنم شما تو دردسر افتادین.
اگه بهم بگین،شاید بتونم کمکتون کنم.
بخاطر همینم نمیوخاستم سوار تاکسیتون بشم.
خواهشا بگید کرایه چقدر میشه!
خانم لطفا صبر کنین.
ببنین،لباساتونم که خیلی کثیف شدن.
و اگه ناراحت نمیشید خونه ی یکی از اقوامم همین نزدیکیاست.
میتونین برین اونجا و لباساتونو عوض کنین.
و بعدش میتونیم دنبال کسی که میگردین،بگردیم.
لطفا سوار شید خانم!
بفرمایید!
بفرمایید.بشینید.مواظب باشید.
بیایید داخل!
اینجا در واقع خونه ی فامیلم نیست.
در حقیقت خونه ی دوستمه که باهاش زندگی میکنم.
لطفا عصبانی نباشید.
قبلا بهتون گفته بودم،شاید شما اینجا نمیومدین.
و از اونجاییم که تو شرایط بدی قرار دارین مجبور شدم بهتون دروغ بگم.
لطفا بیایید.
مراقب باشین.
مواظب باشین.
بشینید.منم لباسامو عوض میکنم.
بفرمایید. نه ممنونم.من یکی دارم.
باشه.پس برید حموم کنید.
حموم کجاست؟
مراقب باشین.
در بخاطر بارون بسته ست.
داخل حموم قفل هست؟
یه دقیقه لطفا!
قفل رو بیرون گذاشتم.
یه دقیقه فقط!الان بازش میکنم.
یه لحظه صبر کنید.
خیلی دیر شده.باید همین الان بریم. باشه.
شما همینجا بمونین.من میرم ببینم دوستم برگشته یا نه.
و یه چیز دیگه باید برم ایستگاه. باشه.
چی؟نه،اینجا هیچ برقی نیست.
از صبح تا حالا رفته.
حتی دخترا هم همنوز برنگشته ن.
اخه من چجوری بهت بگم کی برمیگردن؟ بارون سنگینی داره میاد!
باشه!الان دیگه میتونم قطع کنم/ اره.
عمه،اینو به جنسی به محض اینکه اومد بدین.
باشه.ولیتو این بارون به این شدیدی کجا میخوای بری؟
امشب اینجا بمون.
نه،یاید برم.
عجب زوج عاشقانه ای!
منظورتون چیه؟
کی یکی رو اینقدر اشکارا دوست داره؟
اونوقت یه عشق ایده ال از نظر شما چیه؟
عشق دوستم ایده ال هست.
چه چیز خاصی در عشق دوستتون وجود داره؟
اینکه این عشق از قلب شروع میشه و بعد تو دوتا چشم ها ساکن میشه.
اسم دوستتون چیه؟ دیپاک.
و دختری که دوسش داره؟ ارتی!
ارتی بهترین دوستمه.
دیپاک دوست نزدیکمه.
چراغ سبزه!
اشمون اشک ها رو بر من سرازیر کرد.
اسمون اشک ها رو بر من ریخت.
عشق من کجاست؟
عشق من کجاست؟
من همه جا رو دارم دنبالش میگردم.
من همه جا رو دارم دنبالش میگردم.
حتی نمیتونم بمیرم در حالی که منتظرشم.
من خیلی بیچاره م.اخه این زندگی چجور امتحانیه؟
30 روپیه میشه. یه روز دیپاک رو هم با خودتون بیارین.
بفرمایید. ببخشید پول خرد همراهم نیست.
صبر کنید الان بهتون پول خرد میدم.
عمه،صد کرور روپیه پول خرد داری؟
نه!راستی دوستت اومده بود.
ارتی؟اره!
صبح اومد و امشب قراره برگرده.
خیلی پریشون بنظر میومد.
یه یادداشت برات گذاشت.
وای خدای من!فقط 45 دقیقه مونده که قطار بره!
عمه این چمدون رو نگه دار! باشه.
لطفا منو به ایستگاه راه اهن ببرین. لطفا!
چرا؟چی شده؟مشکلی هست؟ تو راه بهتون میگم.
توجه کنید!
قطار کاتگودام تا 10 دقیقه ی دیگه میره.
لطفا توجه کنید. کرایتون.
قطار کاتگودام تا 10 دقیقه ی دیگه میره.
خانم،قطارتون تا 10 دقیقه ی دیگه میره.
شما همینجا بمونید،من براتون بلیط میگیرم.
نه ممنونم.نیازی نیست.
ببینید خان،اینجا خیلی شلوغه.
همینجا بشینید.خودم براتون بلیط میگیرم.
برام بلیط رقتن به کاتگودام رو بیگیرید.
باشه.شما هینجا بشینید. باشه.
قسم میخورم زندگی کنم.
قسم میخورم زندگی کنم.
خیلی مهمه که حتی یه بار ببینمت ای عشق!
خیلی مهمه که حتی واس یه بار ببینمت ای عشق!
که یه بار ببینمت!
خانم اینم بلیطتون! بریم اونجا.
میریم یه جا بشینیم.
وقیتی من جای مشستن ندارم چطور میتونم بهت کمک کنم.
ببخشید!ببخشید!لطفا! ببخشید!
میتونم تو قطار کاتگودام جایی برای نشستن داشته باشم؟
همه ی صندلی ها پر هستن.
اونا هم صندلی گیرشون نمیاد.
اونوقت شما با یه بلیط تو دستتون اومدین اینجا و تقاضای صندلی میکنین؟
اقا،این خانم تنهایی قراره بره.میشه کمکش کنین.
ولی اخه چیکار میتونم بکنم؟
به من بلیط بدید! بچه کوچیک همراهمه.
بهتره بیرم.
شرمنده!جا نیست.
همه پر هستن! من باید برم امتحان بدم.
میشه یه صندلی تو قطار کاتگودام بهمون بید. متاسفانه نداریم.
ببینید.این سفر تو شب خطرناکه و این خانم هم تنهاست.
شماها صندلی دارین؟ بله.یکی دیگه بده.
بیایید اقا.من یه صندلی بهتون میدم. بفرمایید خانم.
دارم یه جا بهتون میدم فقط بخاطر اینکه این خانم تنهاست.
باید بهم حق العمل بدین.
شما فقط صندلیو نشونم بده بعدش بهت پول میدم.
پس صندلیو دیدی پول بدیا!
بفرمایید اینم صندلیتون.
کوم یکی؟ اینجا!
بفرمایید خانم!
بگیریش!
خداحافظ! خداحافظ!
خانم من دارم یه چیز همش ازتون سوال میکنم.
ولی خواهشا دچار سوتفاهم نشید.
از صبح تا حالا داشتین دنبال کسی میگشتین..
الان هم بدون دیدنش دارین بر میگردین.
اگه اسم و ادرسشو بهم میدادین...
میتونستم پیداش کنم و بهتون اطلاع بدم.
خانم،لطفا بهم بگید! نه ممنونم!خودتونو به دردسر نندازید.
من با دوستش صحبت کردم و قراره یه اگهی تو روزنامه براش بذاره...
و به محض گرفتن اخبار بهم اطلاع میده.
یه بار دیگه بخاطر کمکتون واقعا ممنونم.
میتونید برید. باشه.
هی چیکار کردی؟ تمام قهوه رو ریختی رو لباسم!
ببخشید دیرم شده. عمو مراقب خودت باش!
اصلا نگران نباش!میام امریکا!
اصلا نگران نباش!
اصلا!
حتما یه کاری میکنم.
عمو،نگران نباش!
حتما قبل از رفتن میام خونه ت!
حتما میام تا غذاهایی که عمه درست میکنه رو بخورم.
خداحافظ عمو! خداحافظ!
دیپاک...
دیپاک. دیپاک؟
ارتی.ارتی.
این عشق در مورد ثروت یا اموال دنیا سوال نمیپرسه.
به قبایل و عقاید اهمیتی نمیده.
عشق هروقت که باید اغاز میشه.
در کتاب های مقدس نوشته شده.
همه خوندنش و قبولش دارن.
عشق همیشه باقی میمونه.
عشق همیشه باقی میمونه.
چه کسی در قلب منه؟
چه کسی در ضربان قلبمه؟
کی در چشمان من ساکنه؟
فقط تو!فقط تو!
فقط تو!
این زمین و اسمون،این دوره و دنیا...
این باغ و اشتیاق،حتی اگه نابود هم بشن...
...اما عشق همیشه باقی میمونه.
...اما عشق همیشه باقی میمونه.
...اما عشق همیشه باقی میمونه.
تهیه و تنظیم Mahsa
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.