All language subtitles for Reset.E09

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

*پرشـين دريــم تيم تـقـديم ميـکند* "Soara1371" :مترجم

×آنچه گذشت×

تو نميتوني دوباره کسي رو بکشي

تمومش کن

تو قاتلي

اون گفت من به سونگ هي تجاوز کردم، درسته؟

و تو هم با قلب انتقام جوت خيلي راحت حرفشُ باور کردي

اون شخص حيله گر و نفرت انگيزيه

،اگه مدرک مهمي نداشته باشيم قطعاً نميتونيم بگيريمش

تو اون شانس رو بدست آوردي و از دست داديش

به خاطر قلب انتقام جوت

دربارش فکر کن، تو قاتلي

به خاطر تو قرباني هاي بي گناه زيادي کشته شدن

!دربارش فکر کن

دادستان چا ووجين

پدرِ سونگ هي

اون گفت پدرِ مرحوم شما براي اون چيزي گذاشته

اين خيلي خطرناکه

مدت زيادي منتظرم مونده بودي، درسته؟

من دارم ميام

...کانگ يون سونگ

اون فردا از زندان فرار ميکنه

!فراري - عوضي -

جلوشُ بگيرين! جلوشُ بگيرين

جو بونگ هاک

بخاطر اينه که موقعيت اضطراريه

من روي شما حساب ميکنم

،اون کجا رفت و کي بر ميگرده فقط به من اينُ بگين

شما هم الان شنيدين

اون برنامه داره فرار کنه

کانگ يون سونگ ممکنه قصد داشته باشه فرار کنه

چي؟

...اين حقيقت که پدرم فوت کرده ...من باورش نميکنم

من نميخوام باور کنم

شما هنوزم در يک منطقه ي روستايي دور هستين

فردا با اولين پرواز برگردين

حالا تمومش کن

درسته خيلي از مردم مُردن

پس حالا اين آخريشه فقط يه نفر ديگه مونده

:: قسمت نهم :: : روز داوري :

در اين سريال، در شرايط زندان مبالغه شده فقط براي× ×جذابيت سريال واقعيت متفاوت از اين است

! من...اين جا -

اينجا جاي که تو کشته ميشي

چه اطلاعاتي هست که قيمتش انقدر زياده؟

کانگ يون سونگ، اون شخص فردا از زندان فرار ميکنه

تو منُ فريب دادي

جو بونگ هاک...اون زمان تو بايد کشته ميشدي

تو فکر ميکني کي هستي؟ جرات کردي من رو بگيري

،براي گرفتن شيطاني مثل تو منم بايد تبديل به شيطان ميشدم

تو برادراي منُ کشتي

!تو! من اين شکلي شدم تا فقط تو رو بگيرم

چه زماني ما ميتونيم اونو اينجا ببينيم؟

ما بزودي ميتونيم ببينمش

وضعيت در اينجا منتقل و ثبت ميشه

ظاهر رئيس کيم وقتي که او اذعان مي کنه يک جرم

مرگ دردناک اون

اينا همشون زنده ضبط ميشه براي ديدن

ما قطعاً نميتونيم هيچ اشتباهي مرتکب بشيم

بله

نگران نباشين

اين رو سريع باز کن؟ نميخواي بازش کني؟

چرا؟

از مُردن ميترسي؟

چرا من قراره بميرم؟چرا؟

هنوزم اين رو بازش نميکني؟

تو خانه ي صلح رو سوزوندي

بهم نگو که...ميخواي انکارش کني؟

خانه ي صلح؟

اون مگه چيه؟

روستاي اون گداهاي کثيف رو دوباره توسعش دادم

تو بايد از من سپاسگذار باشي، اينطور نيست؟

...تو، واقعاً

ما بايد با آدماي داخل چيکار کنيم؟

نذارين هيچکس اينجا رو ترک کنه، همه رو بکشين

چطور اين ميتونه...؟

دقيقاً کي... ؟

تو ميخواي دوباره انکارش کني

تمام دنيا اين رو خواهند ديد جنايت ضبط شده ي تو رو

پسرِ عوضي

تو فکر ميکني من راحت از اين مسئله ميگذرم؟ منُ سريع باز کن

...چا ووجين ما چطور ميتونيم اين شيطان رو محاکمه کنيم؟نظرت رو به من بگو

مهم نيست اون چجور آدميه ما نميتونيم از اين راه براي گرفتن انتقام استفاده کنيم

ما بايد اون رو بوسيله ي قانون محاکمه کنيم

قانون؟تو گفتي قانون؟

هفت سال پيش، قانون چه کاري تونست انجام بده؟

...اون

من براي بار دوم فريب نميخورم

چه محاکمه چه انتقام

بذار همش رو با دستاي خودمون انجام بديم

زندگيم رو بهم ببخش! زندگيم رو بهم ببخش

...درسته، خانه ي صلح من بايد هزار بار بميرم

صد هزار بار اينا همش تقصير منه

!پس من بهت التماس ميکنم زندگيم رو بهم ببخش

من تمامش رو جبران ميکنم

من ميرم و خودمُ تسليم ميکنم

منم آدم خيلي رقت انگيزي هستم

تنها پسرم به دست تو کشته شد

من بايد ده هزار بار بميرم

اما منم واقعاً آدم رقت انگيزي هستم

رئيس؟

تو مطمئني جو بونگ هاک اين کار رو انجام داده؟ باشه

اوه!دانش آموز؟

من يه مدت با دقت دنبالش گشتم و اينُ پيدا کردم که باقي مونده بود

اينُ برگردونين به دخترتون

اوه...ممنون

من خيلي سپاسگزارم

اما اون نميتونه از اين بخوره

اون توي اين دنيا نيست

لطفا زندگيم رو بهم ببخش! من اشتباه کردم

اين سگ عوضي که اون کارا رو انجام داده، هنوز ميخواد زندگي کنه

× محدوديت آي دي تماس گيرنده ×

کيه؟

× بذارين من با رئيس کيم صحبت کنم ×

چي؟

،اگه تا 5 دقيقه ي ديگه من باهاش صحبت نکنم اون بچه قطعاً خواهد مرد

اين داخل اتاق کانگ يون سونگ پيدا شده بود

...جو بونگ هاک ...جو ايون بي

متاسفم که...ناراحتتون کردم

...مسئله اي نيست. الان

من ميتونم تحمل کنم

ميدوني اين چيه؟

اينا همه برادرام هستم کسايي که جونشون رو بخاطر تو از دست دادن

،هر وقت که يکي از اونا رو ميکشتي باعث ميشدي من خون گريه کنم

!شيطان

!جلوي من بمير

!چا ووجين

...بعنوان يک دادستان، من سوگند ياد ميکنم

اين بار...من کاري ميکنم که اون بهاي جرمش رو بپردازه

پس...تمومش کن

!تو چطور جرات ميکني

يه لحظه صبر کن

!تو

× پدر من هم...فوت شد ×

اما من هنوزم نميتونم باور کنم

همش حس ميکنم اون هنوزم يه جايي زندست

...ايون بي

ايون بي

چرا ايون بي...؟

بذارين با رئيس صحبت کنم

× فقط ده ثانيه ديگه باقي مونده×

اگه ما چيزي که اون گفت رو انجام نديم، ايون بي ميميره

، تو فکر ميکني، من کيم هه سون انقدر راحت ميميرم؟

تو ميتوني از صميم قلبت گريه کني

متاسفم

مطمئن نيستم چطور؟ اما به نظر ميرسه که من ميتونم با شما در اين مورد راحت صحبت کنم

من خيلي عجيبم، درسته؟

بيشتر اين يک رازه بهتر اينه که صميمانه با يک نفر در اين مورد صحبت کني

پدر تو...مرد، حتي يک خداحافظي هم نکرد

تو مطمئناً حرفاي زيادي براي گفتن داري، درسته؟

بله

...اما

...شايد

الان اون حتماً در يک جايي هست و داره گوش ميده

پس...با خيال راحت و يا آرامش همشون رو بگو

من يه مدت ميرم يه جاي ديگه

تو ميدوني اون مرد چقدر ترسناکه، درسته؟

خيلي وقت نيست که يک يا دو تن از رهبران باند هاي ژاپن با شمشير اون کشته شدن

چرا؟

احساس بي عدالتي ميکني حالا که موقعيت عوض شده؟

پس...بايد به طور صحيحي حواست به دخترت ميبود

ما چطور انجامش بديم؟

گلوش رو ببريم يا به قلبش چاقو بزنيم؟ کدومش بهتره؟

بذار ايون بي بره!بذار اون بره

عجله کن

مواظب باش چي ميگي

اگه من بميرم ايون بي هم ميميره

اينا همش تقصير منه

پس الان من رو بکش

بذار ايون بي ره و بعدش منُ بکش

عجله نکن

وقتي زمانش برسه همتون خواهيد مرد

...جو بونگ هاک اگه ميخواي دخترت رو نجات بدي به من گوش کن

اون نوار ويدئويي رو به من بده

انتخاب کن

برادراي مُردت يا دختر زِندت

من نميتونم به برادرام...خيانت کنم

!جو بونگ هاک

ميخواي بذاري دخترت قرباني شه؟

× پدر، متاسفم ×

× تو من رو گذاشتي پرورشگاه و نيومدي دنبالم ×

× براي همين ازت متنفر بودم ×

× هر چقدر من منتظر موندم تو برنگشتي؟ ×

× براي همين ازت متنفر بودم×

× اگه ميدونستم ديگه نميتونم ببينمت×

× ازت متنفر نميشدم×

× واقعاً متاسفم ×

متاسفم

...من بهش صدمه زدم

...چيزيکه ما 15 سال منتظرش بوديم اينا همش تقصير منه

من...بايد بميرم

!نه، شما نميتونين

همونطور که ايون بي گفت من قبلاً مُردم

اما نگران نباش

...حتي اگه اونا نوار رو بگيرن ...حتي اگه من بميرم

انتقامِمون رو ميگيريم

اين ممکنه؟

تو برو بيرون و کاري رو که بايد انجام بده

!عجله کن

چيزي که تو خيلي بيشتر ميخواي اين نيست؟

بذار اون بره

بذار ايون بي اول بره

اول به من نوار رو بده

من بهت اعتماد ندارم

من ميخوام شخصاً اين رو تاييد کنم

!چا ووجين

کاراي غير ضروري انجام نده

!ايون بي

، اگه حتي يه انگشتت رو روش بذاري

با دستاي خودم ميکشمت

× محدوديت آي دي تماس گيرنده ×

عاليجناب

شما الان کجايين؟

× ايون بي در خطره ×

چي؟

× وقت ندارم توضيح بدم اول اين رو يادداشت کن ×

بله

بله متوجه شدم

يه لحظه صبر کنين

دادستان

قطعش کردن

بياين بريم

ايون بي

چطور هردوي شما اينجايين...؟

تو خوبي؟

اين چيه؟

ما براي توضيح دادن وقت نداريم عجله کن بريم

بياين بريم

بذارين من برم

ايون بي - ايون بي -

بذارين برم

ما به اندازه ي کافي وقت نداريم عجله کن

ايون بي - ايون بي -

لطفاً فقط بريم

برگرد ما بهت ميگيم زود بيا بريم عجله کن

بله. بفرمايين؟

بله

بله متوجه شدم

ايون بي خواهش ميکنم

چه جور نواريه اين؟

!هي! چا ووجين

احساس نميکني اين نا عادلانه است؟

فقط براي پيدا کردن اين، اونا باعث اتفاقات و آشفتگي هاي زيادي شدن

!!احمق

آيگو توي احمق

تمومش کن

تو احمق پست

آيگو... برادراي حيرت آوره تو

در مقابل اونا مردن چه احساسي داره؟

گفتم تمومش کن

تو عوضي ،عوضي بيشعور

آدم کله پوک

تو...حالا ديگه بازي تمومه

شما ها ميميرين

خيلي احساس بي عدالتي نکن

تو

به هر حال، اين سرنوشت توئه که اينجا تموم ميشه

همچنين من هر چقدر دربارش فکر ميکنم

بچه ي من مرده

اما بچه ي تو هنوز زندست من نميتونم اين رو تحمل کنم

اين خيلي غير منصفانه است

...ايون بي

دنبالش بگردين و بکشينش

حتي...آدمايي که باهاش زندگي ميکردن اونا رو هم بکشين

!نه

!نه...

...اين عوضي من چطور تو رو بکشم؟

همين الان...من يک تماس دريافت کردم

بذارين اون بره

در آينده، اون قاتل پرونده ي جو بونگ هاک ميشه. عجله کنين

اين غير منطقيه. توقع دارين من اين حرفا رو باور کنم؟

ايون بي

اون عمو خيلي رقت انگيزه و با منم خيلي خوبه

ايون بي

اگه همونطور که تو ميگي باشه

چرا اون فرار کرد وقتيکه ما رو ديد؟

چطور اون تونست فرار کنه؟

شما يهويي من رو بيرون کشيدين و با خودتون آوردين

باشه متوجه شدم

بيا بريم داخل، بعداً صحبت ميکنيم

فرار کن!زود باش فرار کن

ايون بي تو برو داخل خونه و در قفل کن

نذار هيچکس بياد داخل. فهميدي؟

...رئيس

عجله کن

اون آدمي نيست که بتونيم باهاش درگير بشيم

بذارين يه نگاه بندازم شما خوبين؟

هوشيار باشين

بازرس گو

...يه نفر

کمکم کنين يه نفر رو پيدا کنم

يه نفر رو پيدا کنم

کي؟

پدرم

!نه

...ايون بي

اون ايون بي رو ميکشه

من روي شما حساب ميکنم

به جاي من از ايون بي محافظت کن

تو نميتوني بميري

ايون بي...ايون بي منتظرته

فراموشش کن به هر حال، من قبلا يه بار مُردم

خفه شو

من...من حتماً نجاتت ميدم

اگه من بميرم ايون بي زنده ميمونه

چا ووجين، تو هم همينطور

بخاطر من، سونگ هي، اون بچه

...اون

منظورت چيه؟

اون طرف

تو نميخواي تمومش کني؟

عوضي

!سونگ هي

اون بچه

!سونگ هي

!سونگ هي

پدر

...پس

....در اون زمان اونا

اون موقع آدماي رئيس کيم

منُ تعقيب ميکردن

...نه

حالا، بذار من برم

نه

!نه، من نميتونم

من معذرت ميخوام ميکنم

هم از تو، هم از سونگ هي

بابا من خيلي ميترسم

من در حد مرگ ميترسم، بابا

به خاطر تو من و سرپرست ممکنه اخراج شيم

هنوزم نميخواي راستش رو بگي

دقيقاً چطوري اين اتفاق افتاد؟

از اولش شروع کن به گفتن

نميخواي حرف بزني؟

ولش کن

رئيس بخش پزشکي قطعاً در رو باز کرده

مخصوصاً اون از اين مرد مراقبت کرد وقتيکه اومد اينجا

...شماره ي 264 و اين مرد و همينطور رئيس بخش پزشکي

به نظر ميرسه اونا رابطه ي خيلي عميقي دارن

تو مطمئني؟

رئيس بخش پزشکي بدون مرخصي غيبت کرده

کامپيوتر کلينيک فرمت شده

اطلاعات هم از بين رفته

چي؟

هي!همه ي شماها...هويتتون چيه دقيقاً؟

اون ايون بي رو ميکشه

من روي شما حساب ميکنم

به جاي من از ايون بي محافظت کن

اين يقيناً دردناکه

واقعاً ما لازم نيست بريم بيمارستان؟

خوبه

چيزي نيست

...اما

چه مدته که شما از اين چيزا رو همراه خودتون حمل ميکنين؟

،بعد از اينکه تلفن يو چانگ سون رو قاپيدن من شروع کردم به حمل اين از وقتيکه توي بيمارستان بودم

در نهايت، يو چانگ سون زندگي ما رو نجات داد

درسته

!درسته ايون بي

مغز فراموشکار من رو ببين

ايون بي

ايون بي الان همه چيز خوبه ميتوني بياي بيرون

بيا بيرون ايون بي

ايون بي

واقعاً...شما خوبين؟

البته. نگران نباش

من اجازه نميدم کسي حتي انگشتش بهت بخوره

بيا اينجا

من واقعاً نميدونستم

من واقعاً فکر ميکردم اون مرد خوبيه

متاسفم

همه چيز خوبه همه چيز خوبه. گريه نکن

تقصير تو نيست اشکالي نداره

× بازداشتگاه غربي - قتل ميان زندانيان × × ديروز در حدود 11 نيمه شب در مرکز بازداشتگاه غربي ×

× بازداشتگاه غربي - قتل ميان زندانيان × × يک مورد قتل اتفاق افتاده ميان زندانيان ×

× يک مورد قتل اتفاق افتاده ميان زندانيان ×

× بعد از اينکه زنداني جئونگ سانگ زنداني محکوم به اعدام کانگ مو رو خفه کرد×

× اون به دست افسراي پليس مرکز بازداشتگاه دستگير شد ×

×...در اين مورد بخصوص، افسر پليس گفتن ×

× ،به منظور بررسي با دقت و دقيق ×

× اين پرونده بايد تحويل داده بشه به اداره ي مرکزي دادستاني سئول ×

...زنداني محکوم به اعدام، کانگ مو

قطعا مردي هست که من ديروز رفتم پيداش کنم، کانگ يون سونگ

چطور؟

در مرکز بازداشتگاه غربي با فاميلي کانگ اونجا فقط کانگ يون سونگ هست

دادستان دقيقاً کجاست؟

از کجا ميدونست که ايون بي در خطر بود؟

چرا اين شماره تلفن گيرنده رو نشون نداد؟

همچنين نتونستيم مکانش رو رديابي کنيم

من واقعا دارم ديوونه ميشم

اگه بريم به اداره ي دادستاني ميتونيم يچيزايي بفهميم

بياين با هم بريم

ايون بي، ما يقيناً نبايد بذاريم اون اينجا تنها بمونه و همينطور

آه، درسته

باشه من ميفهمم اينجا هم خطرناکه

وقتيکه ايون بي از خواب بيدار شد، من جامون رو بايد به يه جاي امنتر تغيير بديم

باشه

اگه چيزي فهميدم سريعاً بهتون اطلاع ميدم

باشه

مراقب باشين

چا ووجين

!اين چيزي نيست که به شما مربوط باشه

اين چيزيه که من تصميم ميگيرم

تو فقط...هموني که ميگم رو انجام بده

چرا من بايد به حرف يکي مثل تو گوش بدم؟

مجرم، جئونگ سانگ يه نفر رو کشته تو ميدوني؟

چا ووجين جئونگ سانگه کسي که اون رو پنهانش کرده تويي

اين برآورد سر تيترهاي فرداست

،اگه جئونگ سانگ به تحريک کسي آدم کشته باشه

اين بايد با تيتر درشت و در سرصفحه باشه

تو چي ميخواي تو؟

...همونطور که انتظار ميرفت

اين چيز دشواري نيست

تو هيچ کاري انجام نده همين کافي خواهد بود

چي؟

،اگه اون بياد بيرون و چيزي بگه

در اون صورت تو هم زمان سختي رو ميگذروني

اين مسئله رو خيلي بزرگش نکن

× مرکز بازداشتگاه غربي - قتل در بين زندانيان ×

× گزارش پرونده ×

چرا انقدر عجله داري؟

يه لحظه بيا با هم صحبت کنيم

متاسفم.الان، من وقتي ندارم

اگه نداري جورش کن

اين پرونده به من سپرده شده

فکر نکنم ربطي به دپارتمان تحقيقات داخلي داشته باشه

تو چي ميگي؟

،هر پرونده اي در دادستاني که مربوط به زندانيا باشه مثل اين البته که تحت اختيارات منه

،حتي اگه اين درست باشه صلاحيت رسيدگي به بازداشتگاه غربي در حوزه ي ماست

من اول اون رو دوباره بررسي ميکنم

هي!کيم دونگ سو

من قبلاً با رئيس دپارتمان کيم صحبت کردم

چرا تو انقدر مخالفي؟

تو اخيراً خيلي عجيب شدي

شنيدم تو اخيراً کارايي رو انجام ميدي که قبلاً هرگز انجام نميدادي

تو و چا ووجين همکلاسي بودين، درسته؟

اين ميتونه باشه؟

اينطور نيست

بر اساس اطلاعا ت مربوطه مرتبش کن و تا يک ساعت ديگه به من تحويلش بده

لعنتي

رئيس ما...اون تو مرکز بازداشتگاه غربي هست، درسته؟

...مايه ي آرامشه

واقعاً مايه ي آرامشه که من هر دوي شما رو دارم

...اما با اين حال

کي چشمش به ايون بيه و مراقبشه؟

اون رئيس کيم هست

GKرئيس کيم شرکت

...پس، اين ميتونه ممکن باشه که

-مورد ديروز هم

رئيس کيم انجامش داده

... کانگ يون سونگ کسيکه مرده هست

پدر ايون بي، جو بونگ هاک

، با توجه به فرار رئيس کيم ...اون هم هويت خودش رو پنهان کرد

بعنوان يک زنداني محکوم به اعدام

چطور ميتونه اين اتفاق بي افته

ايکس يک نفر يا دو نفر نيست

بلکه با توجه به جو فنگ هه است تا دمار از روزگار سازمان در بياره

آدماي اونا از خانه ي صلح اومدن؟

چطور شما...؟

وقتيکه شما ناپديد شدين ما هم درباره ي اين بررسي کرديم

که اين طور

شما چه مدت ديگه بايد اينجا بمونين؟

در مقايسه با برنامه اي که داشتم بايد خيلي وقت پيش ميامدم بيرون

حالا هيچ راهه ديگه اي نيست

درباره ي اون راه من دنبالش ميگردم

به من دستور ندين که فراموشش کنم

اينجور دستورا رو، من ديگه بهشون گوش نميدم

اين مکان کجاست؟

جاييکه من قبلاً زندگي ميکردم

خونه ي رئيس هان؟

آره

وقتيکه طلاق گرفتم ازش بيرون اومدم

اما سالهاي زيادي به فروش نرفت براي همين خالي بود

پس خونه ي تازه عروس و داماده؟

تازه عروس و داماد؟

آره

يه زماني اينطور بود

اولين باري که نقل مکان کرديم به اينجا

روياهاي زيادي داشتيم

داشتن يه شوهر که بشه بهش تکيه کرد به دنيا آوردن يه دختر زيبا

حالا که فکر ميکنم درباره ي اين چيزهاي شيرين و دوست داشتني من ميخواستم زندگي خوبي داشته باشم

من ديگه فرار نميکنم

منم ديگه نميذارم تو دوباره بري

من نميتونم. قطعاً نميتونم

من روي شما حساب ميکنم دادستان

تو ميخواي بذاري مجرم در حال انتقال فرار کنه

عقلت سرجاشه؟

دقيق تر بخوام بگم، اين فرار نيست

چي؟

فراري اي به نام جئونگ سانگ يک شخص ساختگيه

در واقعا، اين مرد اصلاً وجود نداره

حتي اگه اون زندان رو ترک کنه، اين فرار نيست

...بله، اما

تو داري درباره ي چي صحبت ميکني؟

مهم نيست چطور بگي، من نميتونم اين کار رو انجام بدم

اگه اونا بفهمن، تو هم نميتوني مسئوليتش رو بپذيري

داري چي کار ميکني الان؟

متاسفم دادستان

بله من نميتونم مسئوليتش رو قبول کنم

همچنين، من اصلاً از اين جور قدرت ها و عقل ها ندارم

اگر داشتم، نمي اومدم اينطوري ازتون خواهش کنم

به زغم اينکه ممکنه در نظر شما بي شرمانه و در هم پيچيده به نظر بياد از اين بابت واقعاً خيلي متاسفم

اما من فقط شما رو داشتم

دفعه ي قبل شما اين رو گفتين درسته

حتي اگه نفرت باشه اما اون هم به هر حال دوره اي داره

منم زماناي زيادي بوده که از بعضي کاراش نفرت داشتم

اما چيکار ميتونم بکنم، بعد از همه ي اينا من بهش خدمت ميکنم

خواهش ميکنم...بهمون کمک کنين

آره لطفاً از طرف من با بازداشتگاه غربي تماس بگيرين

...چا ووجين، اون بچه ي لوس

به هر حال، تمام زندگيش يک همکار بي فايدست اون؟

عوضيِ احمق

،از الان ما صحنه ي جرم پرونده ي يو چانگ سون رو از نو بازسازي ميکنيم

...زنداني شماره ي 1836

مظنون جئونگ سانگ، درسته؟

بله

من معذرت ميخوام

هم از تو و هم از سونگ هي

من واقعاً متاسفم

،در حال حاضر به جز تيم تحقيق لطفاً همه بازداشتگاه رو ترک کنيد

اين مسئله بايد محرمانه نگه داشته بشه لطفاً درک کنين

...الان

،رئيس دپارتمان چو، اون عوضي به نظر مياد اون قبلاً ميدونسته

اگه بيشتر تاخير کنيم، حتي منم نميتونم کاري انجام بدم

اگه اونا بفهمن، اين بيشتر از هشدار و تلافي خواهد بود

براي همين تو...نبايد بذاري اونا مطلع شن

رئيس...ما فقط همين يک شانس رو داريم

من واقعا نسبت به شما يک دين بزرگ به گردن دارم

،اگه سپاسگذارين با بازرس گو خوب رفتار کن

!اين به خاطر اينکه خوشگلي نيست

ميتوني بري

مدتي که دارين منتقل ميشين در بينش دنبال يک موقعيت بگردين

اگرچه اونا اسلحه حمل ميکنن، اما بيشترشون خاليه

ميتونه بره

اين چيه؟

همونجاييکه آخرين بار صدمه ديد

از ماشين بيا بيرون نمياي همچنين تا قبل از اينکه با سر بهت اشاره کنم از جات تکون نميخوري.فهميدي هرگز

بله

تو درباره ي چي انقدر نگراني؟

حتي فکر ريسک کردن رو هم نکن

چون بلافاصله با اسلحه بهت شليک ميکنم

من از اسلحه ي خالي استفاده نميکنم

چي شده؟

،از اين لحظه دپارتمان تحقيقات داخلي مسئوليتش رو خواهد پذيرفت

ناراضي هستيد؟

حتي اگه اينطوره، شما بايد تحمل کنين

چه اتفاقي افتاده؟

هيچي نيست

چا-نه، جئونگ سانگ الان تحت کنترل و اختيارات ماست

آماده شين تا ببريمش به دپارتمان تحقيقات داخلي

ما هرگز اين دستور رو دريافت نکرديم

اينجا دستور انتقال به دپارتمان تحقيقات داخلي

اين تصميم دادستاني است

،اگه ببرنتون به دپارتمان تحقيقات داخلي همه چيز تموم ميشه

عجله کنين

× دستور انتقال ×

برين عقب!برين عقب

اين کاملاً بي حال به نظر ميرسه

تو هم دور شو

به من شليک کن!اگه ميخواي، به من شليک کن

بازرس

اونُ بگيرين

سريع بگيرينش

يک ماشين سفيد هست که اونجا پارک شده 8618 با شماره پلاک

کليد از قبل بهشه

اين چيه؟

بازرس گو

بياين بريم

بازرس گو

شما واقعاً ميخواين همينطوري ادامه بدين؟

!ساکت موندن نميتونه مشکل شما رو حل کنه خودتم ميدوني

انجام و جلو بردن اين بدون همکاري شما سخت ميشه

.هي!هي! اين مرد ديوونه

اگه ميخواي بميري، تنهايي بمير چرا من رو گرفتار کردي؟

چطور من ميتونم کاري انجام بدم در اين موقعيت؟

ميدوني چقدر براي من طول کشيد تا اين جايگاه رو بدست بيارم؟

نه من شرمندم

اما من يقيناً گرفتار رئيس دپارتمان نميشم

پس کاملش کن

متاسفم

گم شو ديگه جلوي چشماي من پيدات نشه

حتي فکر برگشتن به سئول رو هم نکن

اه...رئيس

گم شو

× مجرم جئونگ سانگ فرار کرده - درخواست فوري × × در حدوداي 3 بعد از ظهر امروز×

× مجرم جئونگ سانگ فرار کرده - تحت تعقيب فوري × × ...در پارکينگ ماشين اداره ي دادستاني سئول ×

× مجرم جئونگ سانگ فرار کرده - تحت تعقيب × × مجرم مرکز بازداشتگاه غربي، جئونگ سانگ، فرار کرده ×

× مجرم مرکز بازداشتگاه غربي، جئونگ سانگ، فرار کرده×

× ،جئونگ سانگ اسلحه ي گرم بازرس گو را ربوده و بعدش اون رو گروگان گرفته ×

× در طي اين حادثه، افسر گو به ضرب يک گلوله زخمي شد×

× ...جئونگ سانگ فراري×

× به خاطر اينکه اون مظنون در يک پرونده ي قتل هست ×

× اون در حال انتقال به اداره ي دادستاني بود×

× اداره ي دادستاني به دنبال اون ميگردن×

...چا ووجين به نظر ميرسه من بايد بذارم تو اون رو بگيري

هيچ نظري داري درباره ي اينکه اون کجاست؟

خوبه

اين عوضي واقعاً يک گير اساسيه

آه...ايون بي خواهش ميکنم زودتر تلفن رو جواب بده

ايون بي

× الو؟ ×

!ايون بي

× عاليجناب؟ اين واقعاً شمايين عاليجناب؟ ×

شما الان کجايين؟

× ميگن که تو به بازرس گو شليک کردي×

× ،رئيس بعد از اينکه يک تماس دريافت کردن رفتن بيرون و منم نميتونم باهاشون تماس بگيرم×

من در حد مرگ ميترسم

رئيس بهم گفتن يه قدم هم پام رو از خونه بيرون نذارم

من اينجا تنهام . خيلي ميترسم

عاليجناب...ميتونين بياين اينجا؟

ايون بي

ايون بي

ايون بي

ايون بي. تو کجايي؟

!ايون بي

داري چيکار ميکني؟

ايون بي فرار کن

ايون بي فرار کن .فرار کن

ايون بي خواهش ميکنم فرار کن خواهش ميکنم

خسته نباشيد! اما چي شده؟

يه نفر با پليس تماس گرفته

اگه فقط اونجا ميمرد همه چيز خيلي راحت تر ميبود

اين بار بايد به طور قطع تمومش کنيم

همه چيز رو هم تميز و درست انجام بدي

متوجه شدي؟

اين نامه خودکشيه

من در دوران نوجواني دوست دخترم رو از دست دادم و

از نظر رواني به صورت جدي اي ضربه خوردم

بعد تمام خاطراتم رو فراموش کردم، انقدر درس خوندم

که بتونم دادستان بشم ولي بيماري من عوراضي داشت

در نهايت درمان رواني رو هم پذيرفتم

چند سال درمان هم غلبه کردن بر اون خيلي سخته

براي همين تصميم گرفتم خودکشي کنم

هاها.اين واقعاً خوبه

من از يک متخصص استفاده کردم تا از دست خط چا ووجين استفاده کنه و يکي دقيقاً عينش رو در بياره

اون دختر چطور؟

اون الان هيچ جايي رو نداره که بره

من بزودي به اون رسيدگي ميکنم

آره.خوبه

يه لحظه صبر کن

خوشبختانه، تو بيدار شدي

قبل از اينکه بري به جهنم، من يچيزي برات آوردم

اسم دوست دخترِ مردت چي بود؟

به هر حال، اون دختري که در جنگل مورد تجاوز قرار گرفت

در واقع، اون اقدام به خودکشي نکرد

چي؟

من اون کسي بودم که اون بچه ها رو آورد اونجا

، من ميترسيدم اون سه تا بچه بهم صدمه بزنن براي همين ميخواستم همشون رو بکشم

در مقايسه با اون سه نفر، اون يکي راحت تر بود

دارم بهت ميگم که کشتن اون دختر راحت بود

الان به ياد مياري؟

!تو بودي

اون موقع...اون عوضي...تو بودي

مرتيکه ي کثافت

!ميکشمت

در نهايت، تو هيچکاري نتونستي انجام بدي

سونگ هي

تو...چطور تونستي؟

پانزده سال پيش همينطور الانم همينطور

تو هيچکاري نتونستي و نميتوني انجام بدي

نه تونستي حقيقت رو افشا کني و نه تونستي انتقام بگيري

دشمن من کسي که من رو کشت جلوي چشمات بود

اما تو هيچ کاري انجام ندادي

تو بچه اي

جز مخالفت هيچ کاري نتونستي انجام بدي و آخرشم تسليم شدي

نه نه. اينطور نيست.سونگ هي

...سونگ هي...سونگ هي...من

...سونگ هي!سونگ هي

!سونگ هي

...سونگ هي

عاليجناب!عاليجناب! به خودتون بياين عاليجناب

...سونگ هي

هوشيار شين هوشيار شين! خواهش ميکنم

...سونگ هي

...نرو

نرو، خواهش ميکنم

خواهش ميکنم نرو

عاليجناب

*پرشـين دريــم تيم* "Soara1371" :مترجم

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.