Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
*پرشـين دريــم تيم تـقـديم ميـکند* "Soara1371" :مترجم
×آنچه گذشت×
اون مرد...پدر ايون بيه
اون مرد...پدر ايون بيه
،فعلا
درباره ي اين به ايون بي چيزي نگين
جو ايون بي...اون بچه...باعث شد پسرم بميره
جو ايون بي...اون بچه...باعث شد پسرم بميره
!اما تو چطور تونستي بذاري اون فرار کنه !پيداش کن! پيداش کن و بکشش
هشت نفر قبلاً مردن
شما حتي نميتونين صحنه ي قتل رو تصور کنين و نميدونين کِي ممکنه دوباره تکرار شه
برام مهم نيست که تو باور کني يا نه تو فقط بايد آخرين کاري رو که ميتوني انجام بدي
برام مهم نيست که تو باور کني يا نه تو فقط بايد آخرين کاري رو که ميتوني انجام بدي
،اگر انجام اون رو رد کني ايون بي کشته ميشه
:: قسمت هفت :: : پيدا و پنهان :
پياده شين
آهسته تر بزنيد، باشه؟
در مجموع 5 نفرن که ابتکار سوپروايزري و سرپرستي دارن
چوي مين چول - بله -
چوي يانگ مين - بله -
جئونگ سانگ - بله -
بذار صورتت رو درست ببينم. سرت رو بيار بالا عوضي
کيم جونگ
بذار برم. تمومش کن. داري چيکار ميکني؟
برو به مرکز بازداشتگاه غربي
جاييکه اون شخص هست
براي مدتي دنبال من نگردين اين يه دستوره
شما واقعاً ميخواين اين کار رو انجام بدين
واقعاً، شما همه ي اينها رو با توجه به برنامه آماده کردين، اينطور نيست؟ بايد هويتت رو مخفي کني
توي اون يسري اطلاعات درباره ي آدمايي هست که باهات هم سلولن، يه نگاه بهشون بنداز
بله. متوجه شدم
×کيم چانگ گيو: 45 ساله× ×اداره حقوقي جرم×خشونت سازمان يافته ×مجازات 15 سال حبس. معاون رئيس گروه روتاري؛سرگروه ×
× لي بونگ گيو: 35 ساله. دزد خاص× ×پنج سال مجازات×نائب رئيس×
× جانگ ميونگ سو: 32 ساله× ×نقض قوانين پزشکي ×بدون جواز عمل کرده ×
×جو يونگ جائه: 28 ساله. قانون ويژه. ×مست کرده، زده و در رفته× مجازات 2 سال حبس ×هم اتاقي يو چانگ سون، هدف اصلي بايد بهش نزديک شد×
اولي، سرپرست، کيم چانگ گيو، 45 ساله خشونت سازمان يافته، 15 سال زندان
معاون رئيس گروه روتاري
سومي، جانگ ميونگ سو، 32 ساله عمل پزشکي بدون مجوز. 3 سال زندان
چهارمي، جو جائه يونگ, 28 ساله مست کرده و زده و در رفته. 2 سال زندان
هم اتاقي يو چانگ سون قبل از اون اومد بيرون
بعد از اين، علائم مريضيي مشابه نمي توانند به شما صدمه بزنن
اونها چهار نفرن، يک نفر گم شده دومي، لي بونگ گيو
معاون رئيس، لي بونگ گيو اينجا نيست
اون تازه وارده؟
از سرپرستاي منتقل شدست اون جئونگ سانگه خشونت ويژه مجازات 2 سال و نيم، 3 ستاره
از کجا اومدي؟
از بازداشتگاه چونگجو
اون دو تا هنوزم خوب پيش ميرن؟
چي؟
نميدوني؟
!اگه از چونگجو اومدي، امکان نداره که ندوني
هي...رئيس داره ازت سوال ميپرسه
!اين عوضي
وو هان...وو هان هيونگنيم عالي پيش ميره و خوبه
که اينطور؟
من اون رو با فاصله ي زياد ديدم، سالم به نظر ميومد
پا رو...اونم خوب پيش ميره؟
متاسفم اون اونطور به نظر نميرسه
اينجوريه؟
بله
خوبه. تو الان اومدي خونه. راحت باش
!خيلي ممنون
شما منتظر چي هستين؟ بهش خوش آمد بگين و خودتون رو معرفي کنين
بازم دربارش فکر کن در مقايسه با اين سلول، اون يکي بهتره
سلول شماره 3 فنگ گيو اون بچه ميدونه که من و اون هنوزم دشمنيم مثله قبل؟
البته که من ميدونم.اون منتقل شد به زندان سول تو فکر ميکني من از اونجور فکرا ندارم
تا الان چندميشه؟
اين سيزدهمين باره
چطور تو حتي نميتوني اين بازي رو ببري بچه؟
برادر چانگ گيو خيلي وقته نديدمتون من امروز به اين زندان منتقل شدم
جئونگ پيل، چهرت خوب به نظر ميرسه
با همديگه آشنا شين و سلام بدين در آينده با همديگه و در کنار هم زياد کار خواهيد کرد
چطوري؟
تو من رو ميشناسي، نه؟
فقط اين حقيقت رو فراموش کن که تو دادستان چا وو جين هستي
!فراموش کن چطوري صحبت ميکني
من بايد گردن کلفتي مثل تو رو بشناسم؟
اين بچه، برات بهتره مرگ موش بخوري
خوبه. من مدت زيادي بود که از عضلاتم استفاده نکرده بودم
تو تواناييش رو نداري اما بهتره طوري وانمود کني که انگار داري
چي؟ اين بچه کوچولوي عوضي
کافيه! همتون، خودتون رو معرفي کنين
هيونگنيم ، اگه اين بچه پررو به درستي آموزش داده نشه مغرورتر ميشه، نديدين؟
اگر ما در اولين برخوردمون گستاخانه و بي ادبانه صحبت کنيم کي خوشحال ميشه؟
...هيونگنيم، حتي اگرم اينطور باشه، اين
تو اول نبودي که اشتباه کردي؟
،مهم نيست که تو چقدر در چونگجو کار درست بودي ،حداقل توي اين زندان اون از تو بزرگتره
صرف نظر از سن و تجربه متوجهي؟
اگه نميتوني اون کار رو انجام بدي، پس همين الان بگو
من نميتونم ببينم که آدماي هم خونه با هم دعوا کنن
متوجه شدم
چيکار ميکنين، دست بدين به هم
من يانگ جئونگ بي هستم
من جئونگ سانگ وو هستم
جئونگ سانگ وو
خوش اومدي، تازه وارد تازه وارد، ما چيزي نداريم؟
چطور ممکنه؟ ما ميتونيم نون سوخاري بخوريم، دوغ بنوشيم همراه با نوشيدني
نوشيدني؟ تازه وارد ما واقعاً کارش درسته
هر نفر، يک نوشيدني
لطفا بشينين
× يک سال قبل ×
خوب، تو مدرکي داري؟
چي؟ تو ميخواي از اون استفاه کني و پيشونيم رو زخمي کني؟
پس بهم بزن، بزن ديگه
...آه، دادستان جمهوري کره خيلي ترسناکه
من تمام اين کارا رو انجام دادم با استفاده از اين دستا
کي بهت تعليم داده، چوي چون شيک؟
پس، دادستان، شما نميدونين چون شيک هيونگ فقط اسمي رئيسه
دستور واقعي تحت فرمان دائه وو هيونگنيمه
پس کي ترتيب ملاقات رو داده؟
برادر سو چانگ. اگه پيداش شد بگيرش، سام پو وارد شد کامل بگير همشونُ
چي؟چي؟ چي شده؟ چه اتفاقي افتاده؟
سو چانگِ دائه وونگ به تازگي کشف و ضبط شد با تشکر از شما براي همکاريتون
شما چي گفتين؟
شما گفته بودين مدارک و شواهد مهمي هست من از درخواستِ شما مراقبت ميکنم براي کاهش مجازات
شما با من چيکار کردين؟
تو، تو باعث شدي من اين کار رو انجام بدم من بعداً حتماً تلافي ميکنم
چا وو جين! من اسمت رو فراموش نميکنم !چا وو جين
هر اتاق، حاضر شين
بخاطر رئيسمون، من بهش احترام ميذارم
تو فکر ميکني کي هستي...اين خوب به پايان نميرسه
سرت به کار خودت باشه من به اينجور چيزا علاقه مند نيستم
تو نجاري ميکردي؟
هي، تو مراقب اون باش
باشه. شما لازم نيست نگران باشين شما بايد هر کاري که من بهت ميگم انجام بدين
من دادستان چا وو جين هستم من يسري سوال درباره ي يو چانگ سون ازتون دارم
اون کيه؟
اون اسم جئونگ سانگه ديروز از زندان چونگجو منتقل شده اينجا
تو سريع بيا اينجا، نمياي؟
جئونگ سانگ از زندان چونگجو
اين آسون نيس در مقايسه با چيزي که تو قبلا تصور مي کردي؟ ميخواي يه بار امتحان کني
اين مرد بي ادب يک آدم بي فکرم هست
هي، بچه ي لوس اگه دستات قطع بشه، براي من مهم نيست
اما، همه اعضاي سلول ما مسئول اون ميشن متوجهي چي ميگم؟
متاسفم
بچه جون، تو نبايد درست به اون ياد بدي؟
متاسفم
کاراکتر برادر بزرگتره اينجا مشهوره تو نبايد بهش توجه کني
من متاسفم اينا همش به خاطر منه
عينکت درسته؟
چيزي نيست
اما، مدت زيادي اينطور نبود
چي؟
گفتن متاسفم، اونم اينجا. فقط اين رو نگو چونکه، ما اينجا هيچ چهره اي نخواهيم داشت
اون انقدر مهمه؟
به خاطر صدمه اي که من باعث شدم به طور طبيعي، من بايد بگم متاسفم
شما جنايتکار 3 ستاره اين، درسته؟ اينطور به نظر نميرسين
اما، تو مدت زيادي اينجا بودي
ميتونم ببينم که تو چيزاي زيادي رو اينجا درک ميکني
من براي يک سال اينجا نبودم اصولا هم دوست دارم زياد حرف بزنم با مردم
...پس، شايد
چي شده؟ شما ميخواين چيزي درباره ي کسي بپرسين؟
الان هيچي ندارم من فقط اشخاص مرده رو ترک ميکنم
اون کي بود؟
اسمش يو چانگ سونه
چانگ سون که اونجوري مُرد من اصلا انتظارش رو نداشتم
!وقت استراحت تموم شده، جمع شين
چي؟ چا وو جين گم شده؟
متاسفم
،تو حتي دفتر حسابم پيدا نکردي. الان، حتي نميتوني چا وو جين رو پيدا کني. تو دقيقا چيکار ميکني؟
تو اينطوري کار ميکني؟
من واقعا متاسفم همه چيز رو راست و ريست ميکنم به محض اينکه بتونم
نميخوام ببينمت! گم شو
تحقيق کن درباره ي مرگ جو بونگ هاک اونجا قطعاً يچيزي وجود داره
علاوه بر اين، آدمايي هستن که دارن من رو تعقيب ميکنن
هفت سال پيش؟ درباره ي چي حرف ميزني؟
پيش اومد GK هفت سال پيش حادثه
GK?
روسا در اون زمان
به درستي بررسي شه GK نمي خواستن
اما به طور ناگهاني، تمام اطلاعات جمع آوري شده در طول تحقيقات نابود شدن ولي نميشه انقدر آسون از بين رفته باشن، اينطور نيست؟
در نتيجه، اين تحقيقات متوقف شد و بعدش رئيس استعفا نامه ي خودش را نوشت
خوب؟
شما فکر نميکنين اين خيلي عجيبه؟
...وو جين اعتراف کرد که اون جو بونگ هاک رو کشته
ما بايد دوباره دربارش تحقيق کنيم که اون موقع واقعاً چه اتفاقي افتاده
تو، انقدر وقتت آزاده؟
سرم داره منفجر ميشه، تو ميخواي يه پرونده که مربوط به هفت سال پيشِ رو بررسي کني؟
نه اما بازم من يه گشت کوچيکي دور اون رادار ميزنم
اما، اينجا بايد يه مشکلي باشه در اون
اون رادار. هي. هي از اون رادار استفاده کن تا وو جين رو پيدا کني
چه اتفاقي براي وو جين افتاده؟
من نبايد اين رو بپرسم؟
الو
کي؟ شما دنبال من ميگردين؟
هفت سال پيش، اطلاعات جمع آوري شده در مورد تحقيقات در مورد از بين رفت و تحقيقات به طور ناگهاني متوقف شد GK
رئيس دفتر مرکزي اداره دادستاني در اون زمان، گيو وان ...استعفا نامش رو تسليم کرد. بعد از اون
GK اون بلافاصله خواسته شده بود براي پيوستن به اداره حقوقي
در حال حاضر، اون رئيس اون اداره ي مشاوره حقوقي هست
...علاوه بر اين، اون
بفرما، نوشيدني ميل کنين
چرا ميخواستين منُ ببينين؟
آه، به نظر ميرسه که اين رو گمش کردين
اين...چطور...؟
رئيس، چطور شما ميتونين اين عکس رو داشته باشين؟
دادستان بايد اين رو بهتر بدونن
واقعاً با يک نگاه، اين ميتونه حسادت آدم رو بر انگيزه
پسرم مُرد بدون اينکه ازدواج کنه
اون واقعاً رقت انگيزه
دادستان. مهم نيست که چقدر شما سرتون شلوغه شما بايد پسرتون رو بيشتر ببينين
اون پسر پدرش رو درک نميکنه
و شما نميتونين هميشه اين اطراف باشين تا ازش ... محافظت کنين
اينطور نيست؟
الان. شما چي ميخواين الان؟
من يه نصيحتي بهتون ميکنم شما يک دادستان مثل چا وو جين نيستين
من شنيده ام که امکان داره شما رئيس دفتر دادستاني بشين
من فقط نگرانم که چيز کوچيکي که شما اون رو انجام نخواهيد داد شما رو کنار بکشه از انجام کارهاي بزرگ
يک ضرب المثل خوب قديمي هست که ميگه فقط گوش کن به حرف بزرگان حتي اگه از آسمون افتاده باشه
ما چي ميدونيم؟ شايد اونجا چيز بهتري از کلوچه ي در حال سقوط باشه
به نظر ميرسه که اين سوپ وعده غذاييه خوبيه
اون کيم دونگ سوئه؟ با دقت بپاش
بله، رئيس
چا وو جين چطور؟
من هنوز دارم تلاش ميکنم پيداش کنم معذرت ميخوام
شما، اينجا داريد تنهاي به چي فکر ميکنين؟
مرحوم چانگ سون
آه، درسته. تو نگفته بودي که دوست چانگ سوني؟
،مهم نيست چقدر فکر نکنم بتونم اين رو درک کنم
چيُ؟
من شنيدم اون خالکوبي کرده
اون از اينجور آدما نبود
خالکوبي؟
شنيدم اينجا اين کار رو کرده
!اوه، درسته فکر کنم يکي عين همون قبلاً اينجا ديدم
کي؟
اون...نميتونم به ياد بيارمش
اما اگه ميخواي پيداش کني، فکر نکنم مشکلي داشته باشه
اما، اون احتياج به پول داره
،مثل اثر انگشت
منبع آموزش خارجي ثبت خواهد شد
اونا بايد جزئيات اينا رو روي ورقه به طور جداگانه داشته باشن
فقط نگهش دار
هيچي نيست که نتونه اينجا بدون پول حل بشه
اما، از اونجاييکه تو لباس زير ابريشمي داري، اونم ميتونه کار کنه
اين يک خالکوبي معمولي نيست
اون در مرکز بازداشتگاه به خصوص درست شده
يه نفر داره مياد
اين.چرا اين کار نميکنه؟
ما زمان نداريم
يه لحظه، يه لحظه
!عجله کنين
يه لحظه صبر کنين. منتظر بمونين
.هي.هي
ما کامپيوتر رو خاموش نکرديم اون بايد يک ردي به جا گذاشته باشه
ما همين الانشم دير کرديم بايد بريم بيرون
بايد کامپيوتر رو خاموش کنم
زود باشين
به نظر ميرسه که هيچ چيز عجيبي وجود نداره
من به شما يک داروي گوارشي خواهم داد، اول از همه
،اگر شما بعد از تموم شدنش بازم احساس درد داشتي
پس ميتوني بازم بياي من رو ببيني
بله
خسته نباشيد
اين شخص، ميتوني به من کمک کني تا بتونم جاييکه اين شخص هست رو پيدا کنم
....اين ... يکم
ازت خواهش ميکنم
در اصل، شما بايد به من 20 تا بدي اما، برادر، شما ميتوني فقط ده تا بدي
بازرس گو
ايون بي چطوره؟
اونا گفتن که هيچ چيز غير عادي اي نيست اون فقط بهش سرم زدن و بعد از اون خوابش برده
اينطور به نظر ميرسه که اون هم قادر نيست تا هيچ چيزي از آدم ربايي به خاطر بياره
من شنيدم که به خاطر ضربه سخته اما اين موقتيه
آه، درسته. اون. درباره ي سَرِتون چطوره؟
آه... درسته من از اين صدمات چيزيم نميشه
مگه ده تا بخيه نخوردين؟
شما بايد مراقب سلامتيتون باشين
اين مقدار...هنوز هيچي نيست
واقعاً
چرا؟چيزي گم شده؟
اگه چيزي گم شده، به من بگو چيه، کمکت ميکنم پيداش کني
آه، نه.فکر کنم هنوز دارمش
که اينطور؟
ايون بي؟ تو چطور اومدي...؟
دادستان
چرا پدرِ من رو کشتين؟چرا؟
من خيلي متاسفم
به همين خاطر بود که شما با من خوب رفتار ميکردين، درسته؟ چونکه برام متاسف بودين
بخاطر اينکه پدرم رو کشتين، براي همون برام متاسف بودين
پدرم مرده
!عاليجناب ... عاليجناب پدرم رو کشته
اين نميتونه حقيقت داشته باشه
درسته اون صداي خودکار
من همين الان به يادش آوردم
شما چطور بودين؟دادستان چا وو جين
به ياد مياري؟
به ياد مياري، اگه بازم همديگه رو ببينيم من باهات چيکار ميکنم؟
چطور تو...؟
نگران نباش اون چند روز ديگه بيدار ميشه
چرا؟
اونا گذاشتن من بيام بيرون چطور ميتونم اون کار رو انجام ندم
اگرچه من بهتون کمک خواهم کرد، با اين حال بازم بايد مراقب باشين
رئيس گروه امور داخلي؟
صحبت کردن رو تموم کنين.فقط به من کمک کنين
من بيدار شدم
هي، بيدار شو بلند شو
!دونگ پيل!دونگ پيل
هي، چطور يه مرد جوون مثل اون ميتونه بي حرکت شه؟
اگرچه اين خيلي نادره، در سنين بين بيست تا 30، اين ميتونه اتفاق بي افته
حتي چشم هاش هم سو سو ميزنه
پس دونگ پيل اينطوري هست...؟
بله
داري چيکار ميکني؟
آه، متاسفم
تو چطور اومدي اينجا؟ برو عقب و توي صف وايسا
آه، بله بله
اين بخاطر اينه که دلم خيلي درد ميکنه
باشه، باشه
من ميذارم بياي، برو تو صف
بيا
!آيگو. دلم
بيا. بيا
همش همين؟
بنابراين، در ميان کساني که منتقل شدن از بازداشتگاه کسي با اسم جئونگ سانگ وجود نداره، درسته؟
بله
تو مطمئني؟
بله من دربارش مطمئنم
باشه. فهميدم
تو، يه لحظه بيا بيرون
اين چيه؟
چي؟ لعنتي
رئيس
واقعاً که- متاسفم -
لي تائه وون از مرکز بازداشتگاه غربي
اون يچيزايي داره که ميخواد بهتون بگه
چي؟ من بايد با اينجور اراذل و اوباش صحبت کنم؟
من واقعاً متاسفم، رئيس
اما اون ميگه يه اطلاعاتي از چا وو جين داره
عوضي ،اگه چيز بي معني اي بگي
تو ميدوني چه اتفاقي مي افته، درسته؟
چي؟
يعني داري ميگي با چشمات به وضوح اون رو ديدي و تاييد ميکني
باشه
اون گفته چا وو جين توي مرکز بازداشتگاه غربيه
به نظر ميرسه اون هويتش رو پنهان کرده و رفته اون تو بايد يه نفر پشتش باشه
اجازه بدين وکيل کيم بررسي کنه در کنار دادستان
بله. متوجه شدم، رئيس
و تو برو يه نگاه به مرکز بازداشتگاه غربي بنداز
ببين چا وو جين رفته اون تو که چه کسيو ببينه و داره اونجا چيکار ميکنه
با دقت تحقيق کن، بعداً، گزارشش رو بهم بده
بله. من گزارش خواهم داد
من واقعا هيچ عذري ندارم
تو!هنوز نميخواي اصلاح من رو تمومش کني؟
چي؟بله
تو همين حالاشم پيري
اگر که کسي در تمام عمرش هيچ اشتباهي نکنه گناهکاره
شماره ي 264 دارو هات رو بگير
بيا داخل من حرفايي دارم که بهت بزنم
چي؟
اين چيه؟
کجا داري ميري؟
ما هم يه بار بيايم جيان پان؟
دادستان
تازه وارد، چرا تو از دادستانا بدت مياد؟
اونا مثل مار ميمونن
اونا ادعا ميکنن که شما رو درک ميکنن و بهتون اعتماد دارن
،اما در لحظات بحراني بازيتون ميدن يه گوشه
!تو هم همينطوري فقط از مردم استفاده ميکني
تو خيلي قدرتمندي؟ خيلي پاکي؟
اينطوري نباش. تو و اون متفاوتين
اين فقط يک اشتباهه
تو متفاوت به نظر ميرسي از آدمايي که قاتل هستن
چي؟
تو يک آدم خوبي هنوز يک شانس داري
بهت مدرک نشون ميدم
من دارم بهت ميگم تو بي گناهي. تو هيچ انتخابي نداشتي
درسته...اشتباه. اين يک اشتباهه
بهم التماس کن! عجله کن زانو بزن و ازم خواهش کن
اما...اما تو چطور ميتوني انجامش بدي؟
دادستان مثل تو، چطور تونستي همه ي اون کارا رو انجام بدي؟
من حرفاي تو رو دنبال ميکنم، تازه وارد
حالا...دادستان، تو ميتوني آخرين حرفات رو بزني
...متهم چا وو جين. مجازات اعدام من مجازاتم رو اعدام اعلام ميکنم
مجازات اعدام اعلام شده
تو...دليل اصلي اي که تو اينجايي چيه؟
...بعنوان يک دادستان بايد يه دليلي داشته باشه که تو اينجايي، اينطور نيست؟
اون چيه؟
اومدي تا تحقيق و پرس و جو کني؟
تا الان... تو منتظر اين بودي، درسته؟
نگران نباش حتي اگه هيچ فرصت و زماني نباشه
يه راهِ ديگه هست
تازه وارد
بگو اونُ!سريع باش! بگو عوضي
...اين عوضيا
اين چيه؟
شماها دارين چيکار ميکنين عوضيا؟
اين عوضيا فکر ميکنين اين شوخي برداره؟ لعنتي
،يه مرد که تا دم مرگ مورد ضرب و شتم قرار گرفته ،روي تخت دراز کشيده و نميتونه چيزي به ياد بياره
همين الان، اون مرد ديگه که از اون دستگاه خلاص شد همچنين اونم نميتونه چيزي به ياد بياره
فکر ميکني من بهت اعتماد ميکنم؟
واقعيت داره
!اين عوضي!ايشش
اين شايد اختلال حافظه باشه
به خاطر يک شوک خيلي جدي
شما نبايد از اون محافظت کنين
اين مرد از اولشم يه آدم غير عادي بود
توي مدتي که دارم درمانش ميکنم، لطفا ساکت باشين
لباستون رو بيارين بالا
اوه، شماره 2836. تو تحت حمايتي
افسر بازداشتگاه
مزه ي زندان چطوريه؟
اخيراً چيزي نبوده؟
چي؟ شما نميتونين اون کار رو انجام بدين
من هنوز يکارايي دارم که بايد انجام بدم
من از تمام کارتهاي تو دستم استفاده کردم
امروز حتي کارت پنهانيم رو هم در معرض ديد قرار دادم
تقريباً همش انجام شده
به من 2 روز وقت بده
حتي اگه يک روز باشه، اين خيلي خيلي خطرناکه
اگر هنوزم اونجا بموني، سلامتيت رو نميتونم تضمين کنم
...حالا هر چه سريعتر
من نميتونم دست خالي برم بيرون
من الان خيلي بهش نزديکم
اين چيزي نيست که تو بتوني تنهايي تصميم بگيري
اگر اتفاقي براي تو بيافته، پس قولمون چي ميشه؟
اون دفتر حساب چطور؟
البته، اون ناپديد خواهد شد با من براي هميشه
اون چيز نميتونه بيافته دست آدماي بد
...چا وو جين...اگر تو فکراي ديگه اي داري
نه، ندارم
من به وضوح به تو آخرين شانست رو دادم
اگر نتوني خوب ازش استفاده کني، مشکله خودته
آه، نه فکر کنم هنوز اين رو دارم
که اينطور؟
چطور ميتونين تنها بنوشين؟
فقط همينطوري
ايون بي چطور؟
اون خيلي خسته است همين تازه خوابش برده
ميخواين نوشيدني بزنين؟
باشه
چند روزه که دادستان باهامون تماس نگرفته
ايون بي دپرس شده
در اين نوع لحظات حساس، تيم خيلي مهمه
شما ميدونين؟
بله
پس من يه سوال دارم که ازتون بپرسم بازرس گو
شما بايد صادق باشين و راستش رو به من بگين
باشه؟
باشه باشه
بازرس گو، شما به من علاقه دارين؟
بله
چي؟
شما خوبين؟
من يکم مست شدم. من اول ميرم
باشه
شوخي کردم، شوخي
بشينين
عمو 2 تا بطري سوجو لطفاً
باشه
يه لحظه صبر کن
!دقيقاً اون چقدر نوشيده
تو ميتوني خودت ازش بپرسي
لباسام رو بهم بده
خيلي سرده
لباسام...لباسام
همينطوري ولش کن
صبح، بهتون بر ميگردونمش
باشه. خيلي سرده
!پس، من اول ميرم. خيلي سرده
بازرس گو
...درباره ي گشتن دنبال پدرم
پدر؟
چطور پيش ميره؟
هنوز پدرم رو پيدا نکردين؟
اوومم...نه هنوز
اخيراً، من خيلي سرم شلوغ بود و حواسم بهش نبود
و چيزاي نامشخصي درباره ي تو و دادستان وجود داشت
در هر حال، من واقعاً متاسفم
!خيلي سرده
×مرگ: خفگي به خاطرِ آتش سوزي ×
معدتون خوبه؟
چطور ميتونه خوب باشه
اما اون چيه چيز مهمي اتفاق افتاده؟
اون شخص فقط اين رو براي من فرستاده
اين اطلاعات از موبايل يو چانگ سونه که من کپيشون کرده بودم
اين مثل يک نقشه به نظر ميرسه
درسته؟ منم دارم درباره ي همون فکر ميکنم
اين مکان کجاست؟
اگر ما بتونيم پيداش کنيم، اونوقت شما قادر خواهيد بود که درباره ي يچيزايي تحقيق کنين
...آيگو، شما براي چي اوميدين اينجا
يچيزايي هست که ميخوام دربارشون باهاتون صحبت کنم
هفت سال پيش؟
...دراون زمان، اون يچيزي بوده
بازرس گو، شما چيزي ميدونين؟
نه...من هيچي نميدونم
متاسفم. من بايد برم بخاطر اينکه قرار قبلي دارم
اگر دارين ميرين وو جين رو ببينين، کمکم کنين و اين پيغام من رو بهش انتقال بدين
اگر اون و رئيس کيم برنامه ي يک معامله رو دارن با هم
بهش بگين سريعاً بيخيالش بشه
اون خيلي وحشتناک تر و ترسناکتر از شايعاته
اگرچه من ميدونم وو جين يک آدم معمولي نيست اما بازم
اما رئيس کيم کسي نيست که اون بتونه باهاش رقابت کنه
اين آخرين نصيحت من به ووجين بعنوان همکارشه
بذار من يک نگاه بندازم. يک نگاه بندازم
واقعا خوب به نظر ميرسه. خوب به نظر ميرسه
شما مادر اون هستين
بله. من متاسفم
اين بايد خيلي برات سخت بوده باشه
تو خوبي؟
بله
...تظاهر به باور من ... به متاسف بودن
اون همش يه دروغ بود...کُلِش
...مجازات اعدام
تو گفتي که مجازات اين جرم اعدامه؟
وان جئونگ، اون مرد يک قاتل بي رحمه
گرچه اون محکوم به اعدام شده بود و براي 3 سال در اتاقش زندگي کرد
منم قادر نبودم اون رو ببينم
اين خيلي سخته که ادم به زنداني هاي اعدامي نزديک بشه
اول از همه، تو بايد صبور باشي و صبر کني
کل اين فقط يه مدت زمان ميگيره
هر دوي اونا هوشيار نيستن
،اين بيمار به طور جدي روز گذشته وحشت زده شده بود اين هنوز اثرات بعدي اي داره
...اون بيمار
تو اون رو پيداش کردي؟
از اون بايد نگهباني بشه
به هر حال، من ميخوام تمام شب حواسم بهشون باشه
...اما قوانين
وضعيت رواني اين دو نفر هنوز خوب نيست
کي ميدونه، ممکنه يچيزي بعد از ظهر اتفاق بي افته
متوجه ام
بعداً مقامات بالاتر رو در جريان خواهم گذاشت
...تو بيدار شدي؟ چا وو جين
اين ممکنه اختلال حافظه باشه
به خاطر يک شوک خيلي جدي
اين تو هستي؟
تو بزودي مي توني ببينيش
نام...گانگ يون سونگ
شماره شناسه 3 با 264 هست
جرمش ... قتله
نتيجه محکوميت ... مجازات اعدام
چا وو جين دنبالِ اين شخصه
...اينجا کجاست
محلِ اعدام
اين مکان در واقع محل اجراي حکم اعدامه
بيشتر از 20ساله که اينجا هيچ اعدامي نبوده
همه هم تقريباً همه چيز رو درباره ي اين مکان فراموش کردن
اما تو ميدوني؟
امروز اينجا يک اعدام خواهد بود
اين چيه؟ چرا اون داخلِ اونجاست؟
*پرشـين دريــم تيم* "Soara1371" :مترجم
×آنچه در قسمت بعد خواهید دید×
به ياد بيار من بهت کمک ميکنم کشتن همه ي اون آدما رو به ياد بياري
به خاطر تو، ميدوني چقدر من در سکوت رنج بردم از تحملش؟
پناه دادن به قاتل هم جرمه
ميدوني؟
جو اون بي، بلند شو الان خيلي ديره. تو بايد بري خونه
پدرِ سونگ هي
...پدرِ سونگ هي، پس
دختريکه اون دوست داشت در گذشته
!همونجا بايست!توي عوضي
!بذارين برم
!جو بونگ هاک
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.