All language subtitles for Reset.E06

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

*پرشـين دريــم تيم تـقـديم ميـکند* "Soara1371" :مترجم

×آنچه گذشت×

اون اينجاست.پيداش کردم

يچيزايي از هفت سال پيش هست که من نميتونم به ياد بيارم

...من فکر ميکردم خاطرات فراموش شده

براي 15 سال پيش و مربوط به سونگ هي بودن

چيزي به اسم ناهار مجاني وجود نداره

نه

هيونگنيم، دوستون دارم

من واقعاً نميتونم به ياد بيارم

چقدر دردناک بايد بوده باشن اون خاطرات مهر و موم شده

چقدر دردناک بايد بوده باشن اون خاطرات مهر و موم شده

که اون حاضر شده اين ريسک بزرگ رو تحمل کنه

،فقط همونطور که برنامه ريخته بوديم چا وو جين قبلاً اون رو پيداش کرده

اين شروع خوبيه

× ايکس تاييد شد. افسر پارک مين جائه عمليات رو شروع کنين×

ايون بي، سريع اين رو بگير و فرار کن

ايون بي، سريع اين رو بگير و فرار کن

...درباره اين مرد تحقيق کنين

نميتونه اينطور باشه. نميتونه اينطور باشه

...دوباره هرگز

جو بونگ هاک

اون اينجاست

دليل اينکه اون من رو با استفاده از يون هي تحريک کرد

اينه که اون ميخواد من اين مکان رو به ياد بيارم

:: قسمت ششم :: : فاسد ترين معامله و قتل :

اون کيف...شما اون رو از ماشين در آوردين؟

بله

اين کيه؟

پدر ايون بي

پدر ايون بي؟

از هفت سال پيش که اون يهويي ناپديد شد

من حتي يه بارم نديدمش

عاليجناب

...عاليجناب

...عاليجناب

...بلند شين... هي... عاليجناب

عاليجناب

عاليجناب

عاليجناب، شما خوبين؟

چرا شما دوباره رفتين اونجا، هان؟

...اول، يکم استراحت کنين

بعدش بگين هر وقت که خوب استراحت کردين

...افسر پارک

اين نشانه ي ايکس نيست

منظورتون چيه؟

اين بوضوح نشانه ي ايکسه

ترتيب و جهتش متفاوته

،تا به حال، اون مرد از علامت ايکس استفاده ميکرده تا مردم رو جذب کنه که بيان

بعدش ميکشتشون

،اما در مورد افسر پارک

، اون اول مردش

بعدش بدنش رو روي علامت ايکس گذاشتن

فقط کاري کردن که ما تصور کنيم اين همون پروندست

پس، اين به اين معنا هست که...که کسي عمداً اين کار رو کرده

بله

اين به نظر مياد مثله... اعلان جنگ

اعلان جنگ؟

از طرف کي به کي؟

...به جز من

يک مرد ديگه هم هست که در تعقيب ايکسه

اون اين رو براي ايکس باقي گذاشته

اين ميتونسته ربطي به عکسي که افسر پارک از اون مرد گرفته داشته باشه؟

اون مرد... پدر ايون بي

...خوب، ايون بي

!عاليجناب

شما خوبين؟

فعلا درباره ي اين موضوع به ايون بي چيزي نگين

بله. متوجه شدم

پس شما فعلاً يکم استراحت کنين

بازرس گو

اوه...رئيس

دادستان چطور؟

ايشون داخل خونه است

اما در مورد رديابي اون محل، اين بار

واقعاً کار کرده.همونطور که انتظار ميرفت

خيلي وقت نگذشته از زمانيکه شما گفته بودين اين غير قانونيه و نميذارين من دوباره انجامش بدم

،موقعيکه من بهتون اون رو گفتم

من فقط اون رو يکبار گفتم

نگين 'غير قانوني' يا هر چيزي مثل اون

اين بار، وقتيکه ايون بي اين اطرافه، بايد يسري چيزا ازش بپرسم

از ايون بي بپرسي...چرا؟

ديشب، اون برنگشت

اون هيچي نگفت و خونه هم نيومد

...رئيس هان

من ميدونم. به دادستان چيزي دربارش نميگم

من فعلا مرخص ميشم

بله

!اوه، درسته در حال حاضر، اون هنوز در دوره ي تعليقه

زياد کار انجام ندين

تو قيم نداري؟

پدر

من پدر دارم

کمکم کنين يه نفر رو پيدا کنم...پدرم

جو بونگ هاک

من طعم خربزه رو دوست دارم طعم پدرمه

وقتيکه پدرم رفت، من اين رو داشتم ميخوردم

...اون مَرد

پدرِ ايون بي

،حتي اگه مردم ميگفتن که من ديوونم

من هنوز هم در ساخت اين پارک اصرار داشتم

ميدوني دليلش چيه؟

...من نميخوام پسرم اينطور احساس کنه که

پدرش هيچکس نبود جز يک نزول خور

،من ميخوام تبديل به يک کارآفرين بشم و ارزشمند بشم تا اون به پدرش افتخار کنه

حالا، روياي من به حقيقت پيوسته

...اما اون

ديگه توي اين دنيا وجود نداره

جو ايون بي، اون بچه...،گذاشت پسرم بميره

اما شما چطور تونستين بذارين اون فرار کنه

!پيداش کنين

!پيداش کنين و بکشينش

شما نگفتين که اون کسيکه مُرد افسر پارک بود؟

اما، ميدونين که چرا اون مرد همش چا وو جين رو زير نظر داشت؟

متاسفم، رئيس

اين هنوز در حال بررسيه

اما، ما يچيزايه مشکوکي پيدا کرديم

کارآگاهي که مرده پارک مين جائه از خانه ي صلحه

خانه ي صلح؟

بله

بنابراين، چيزي که شما ميخواين بگين اينه که اون عوضياي گانگستر به طور مستقيم و هدفمند در اطراف چا وو جين قرارداده شدن، اينطور نيست؟

علاوه بر اين، کسي که پسر کيم مان چول رو کُشت

همچنين تجربه ي کار کردن در خانه ي صلح رو داشته

چي؟

اون، رئيس

ما بايد با چا وو جين چيکار کنيم؟

...خانه ي صلح

دليلش تاييد شده؟

نه هنوز

در مورد رديابي محلِ صاحب کيف چطور؟

اينم همچنين به زمان بيشتري هم نياز داره

چي؟

،اينجا يه نفر هست که مرده، اين يک قتله

بچه فرار کرده، اون توي خطره

بازرس گو

ما هم داريم تمام تلاشمون رو ميکنيم

،از اونجاييکه اينجا هيچکس نيست که ببره

من باهات تصديقش ميکنم وقتيکه گزارش رو تموم کردم

!تو اون کيف رو نديدي؟ اون کيف

پس چرا خودت تنهايي انجامش نميدي؟

...واقعاً

شما اينو ميدونين که...شماره ي پليس ديگه کافي نيست

اگر هر چيزي پيدا کنم، باهات تماس ميگيرم

× رئيس هان ×

تو ايون بي رو ميشناسي؟

نميشناسم

شما ميشناسيش؟

نميشناسم

ما نميشناسيمش

اوه... اين ايون بيه

ايون بي رو ديدي؟

بله، ديروز، اون طرف

بله، منم

رديابي محل با تلفن همراه ايون بي؟

درسته ما هنوز اون راه رو داريم

بعد از اينکه تموم شد من سريعاً باهاتون تماس ميگيرم تا تاييدش کنين

بله. پيداش کردين؟

يه لحظه صبر کنين

بله...3 7 8 1 0 7

بله. متوجه شدم

ايون بي، چرا اينجاست؟

× ايکس بَد ×

شما يچيزايي پيدا کردين، درسته؟

نه

اين شيء...خيلي تميزه

به نظر ميرسه که کسي اون رو عمداً از بين برده

اما، من يکي گرفتم

چي؟

تو چيزي پيدا نکردي؟

به هر حال، من اين يکي رو گرفتم

! چرا نميتوني کاري درباره ي اين انجام بدي

من حتي اومدم که ببينمت و ازت خواهش کردم

تو هيچ حقي براي جيغ زدن نداري

هي،حتي منم در حد توانم اين رو انجام دادم

دارم ديوونه ميشم

، ازهمون اولشم من نبايد اين رو به تو ميسپردم

به حرف من گوش بده

بيخيال

!هي! هي! هي

اون...اون خلق و خو و رفتارِ لعنتي

همينطوريشم به خاطر ايون بي، من خيلي نگرانم

من واقعا گرسنه ام

چرا تو دوباره اومدي؟

بازم ميخواي چيزي رو قاپ بزني؟

حالا،من...ديگه چيزي براي تو ندارم تا بقاپيش

تو دقيقاً چي ميخواي بگي!زودباش، سريع بگو

من سرم شلوغه

هنوز يادت مياد؟

...وقتي که ما درس ميخونديم

موقعي که استاد ازم پرسيد من چرا بايد ...دادستان بشم

!چيزي که من گفتم ، يادته

!چطور ميتونم اون رو فراموش کنم

...پروفسور داستان فعلي گفت

"چشمات رو باز کن، و به حرفايي که اون زد گوش بده"

...در مقايسه با پولي که از وکيل بودن بدست مياد"

...اين خوب نيست به اندازه ي تبديل شدن به

"يه دادستان که آدماي بد رو مجازات ميکنه

"اين بيشتر براي من مناسبه"

اين چيزيه که تو گفتي

هنوز به ياد مياريش

در اون زمان، من هم گيج شده بودم که مورد تشويق قرار گرفته بودي

جو در آن زمان غير عادي تر بود

يه لحظه صبر کن

چرا تو ناگهاني به اون مورد اشاره کردي؟

تو الان داري چيکار ميکني؟

براي حل يک چيز

پرونده ي قتل

تو بايد اين پرونده رو به عهده بگيري

...هي، اين چجور حادثه ايه

که باعث ميشه تو حتي نشان خودت رو هم رها کني؟

اين ترسناکه

به من بگو. اين چيه؟

برو به اتاق بازجويي، بعدش ميتونيم صحبت کنيم

به چه اتاق بازجويي اي برم

ما حتي هيچ مظنوني هم نداريم

من مظنونم

چي؟

...چيزيکه من ميخوام بگم اينه که مظنون پرونده ي قتل

من هستم. چا وو جين

...سرم

اون هنوز خوابه

اون مَرد که افسر پارک رو کشته چي؟

اونجا بايد يه حرکتايي از چا يو جين باشه

من نميذارم اين بچه فرار کنه

افسر پارک تنها کسي نيست که مُرد. هنوز تموم نشده

ما بايد نقشه رو عوض کنيم

بله

من چا وو جين رو جذب سمت ديگه اي ميکنم

ببخشيد، ممکنه من يچيزايي بپرسم

شما قبلاً اين دانش آموز رو ديدين؟

هاه!اون مرد هم که همين تازه رفت در مورد همين دانش آموز پرسيد

چي؟

شما...يه لحظه صبر کنين

يه لحظه صبر کنين

لعنت بهت

...ماسک جمجمه

... اين به نظر مياد مثل...اعلان جنگ به جز من...مرد ديگه اي هم هست که در تعقيب ايکسه

من گيرت ميارم

بله، اين درسته. از اونجاييکه حادثه ي آدم ربايي ...يک مسئله ي ضروريه

من روي کمک شما براي نوارهاي ويدئويي ديروز و امروز حساب ميکنم، بله ممنون

چي؟

تو حاضري؟

، بعنوان مظنون پرونده ي قتل جو بونگ هاک من شما رو بازجويي ميکنم

اسم شما چا وو جينه، درسته؟

بله

شغل شما دادستانيه، درسته؟

بله

شما تاييد ميکنين که اون دفتر حساب سوخته، درسته؟

...درباره ي اون

سريع بگو. اون سوخته يا نه

خانم جانگ گفتن چا يو جين بهش گفت که اون به دروغ بگه که اون دفتر سوخته شده

تو چي گفتي؟ چا وو جين، اين بچه، واقعا مردم رو مضحکه ي دست خودش کرده

اين درسته؟ وو جين مردم رو کشته

جو بونگ هاک، اين تاييد شده؟

حالا، رئيس لي اين رو تاييد کرد

يه لحظه صبر کنين، بازرس گو

سلام

رئيس هان از شما درخواست کردن که تلفن يو چانگ سون رو بررسي کنين

بله. تلفن خيلي تميز پاک شده بود فقط يچيز هست که من پيدا کردم

...پس...اون

خوشبختانه، من اون رو کپي کردم

اون نه تنها پسوورد داره بلکه حتي باز کردن قفلش هم سخته

اون اينجاست! پيداش کردم

سونگ هي

پانزده سال پيش، يک دانش آموز دختر دبيرستاني چوي سونگ هي بهش تجاوز شد

چوي سونگ هي خودکشي کرد بعنوان دوست پسرش، من در جستجوي قاتل بودم

نهايتاً در آخرش من قاتل رو پيدا کردم

و بعدش... من اون مَرد رو کشتم

جو بونگ هاک، تو بودي؟ تو به سونگ هي...؟

تو اين رو گرفتي؟

، عوضي، فکر ميکني اين جا کجاست چطور جرات ميکني ما رو گول بزني

...رئيس، چرا

شما هر دفه گول ميخورين !چطور ميتونين خودتون رو يک دادستان بدونين

،شما منتظر چي هستين؟ اين بچه يک اعتراف دروغين کرده اخلال در اجراي قانون

!همين حالا اون رو بازداشت کنين

...عوضي

توضيح بده، دقيقاً چه اتفاقي داره مي افته؟

اين نميتونه اينطور باشه. بايد يه اشتباهي شده باشه

از اين لحظه به بعد، تو... ديگه هم دوره من نيستي

و همينطور همکارم هم نيستي

از اين به بعد وانمود نکن من رو ميشناسي ميفهمي؟

بذار يه نگاه بندازم

اون مرد با انگشتر ماسک جمجمه خيلي حرفه اي نذاشت دوربين ازش فيلم بگيره

خوبه. بذار اين رو امتحان کنيم

اينطور به نظر نميرسه که به خاطر اون دفتر حساب باشه

پس، اين دفه چا وو جين درباره ي چي داره فکر ميکنه؟

من خيلي گيج شدم، بديهيه که اون کسي رو نکشته چرا اون باز هم اقرار کرد

منم دارم درباره ي همون فکر ميکنم

و ما قادر نيستيم که اون رو بياريم تا يه نگاه به ذهن چا وو جين بندازيم

واقعا نميتونم اين مرد رو بفهمم، چا وو جين

در هرصورت، اين اتفاق رو نبايد بذاريم مافوق ها چيزي ازش بدونن کاري کن اونا دهنشون بسته بمونه

فهميدي؟

ميفهمم، البته

اون پرسيد درباره ي ايون بي، پس اون داره دنبال ايون بي ميگرده

...در اين صورت

درسته

متاسفم، ايون بي

ايون بي. ايون بي

بيدار شو. ايون بي

ايون بي. ايون بي. بيدار شو. ايون بي

چرا؟ چرا الان اومدين؟

خوبه. خوبه. الان همه چيز خوبه

من متاسفم، ايون بي. آجوشي خيلي دير اومد واقعاً متاسفم

شما ميدونين من چقدر ترسيده بودم؟

ايون بي...تو اون مردي رو که با افسر پارک اين کار رو کرد ديدي؟

نه...من واقعاً ترسيده بودم

باشه. پس اينطوره

من واقعاً ترسيده بودم

الان همه چيز خوبه، ايون بي يکبار که بخوابي، کل تَرسِت ناپديد ميشه

يکم بخواب

در واقع من اومدم به بيمارستان همونجايي که شما هم ميرين دادستان

منم من مظنون توي پرونده قتل افسر پارک رو پيدا کردم

تو سريع دنبال يه مکان بگرد براي من لطفاً، سريع

= حالا، تو حافظت رو بدست آوردي، همچنين جنايتت رو به ياد آوردي، درسته؟ دادستان چا وو جين =

اگه تو حتي کوچکترين بلايي سر ايون بي بياري من هرگز نميبخشمت

اين بستگي به اين داره که تو و ايون بي چطور انجامش بدين

تو دقيقاً چي ميخواي؟

= بهاي جنايتت =

بله. من...يه نفر رو کشتم ...من هر جور مجازاتي رو ميپذيرم، اما ايون بي

= در عرض يک ساعت بيا اينجا اگه حتي يک دقيقه دير کني، من امنيت ايون بي رو تضمين نميکنم=

= اول، از دست اون مردي که داره تعقيبت ميکنه خلاص شو بعدش، تو ميتوني ايون بي رو ملاقات کني =

بررسي کن مرگ جو بونگ هاک رو اونجا قطعاً يک چيزايي وجود داره

همچنين، آدمايي هستن که دارن منُ تعقيب ميکنن

من واقعاً متاسفم

بازش کن سريع آه...جداً

چطور ميتونه يه همچين اتفاقي بيفته؟

شما بايد زودتر به من ميگفتين

چطور ميتونين حتي بدون گفتن يک کلمه؟

متاسفم

...پس، ايون بي

الان ايون بي کجاست؟

دادستان چطور؟دادستان کجاست؟

...درباره ي اون الان، دادستان هم نميتونه تماس بگيره

دفترچه....به من دفترچه رو بده.عجله کن

× شما نور چشمک زن در مقابل خواهيد ديد، برين اونجا چراغ قوه رو خاموش کنيد ×

...ايون بي ...ايون بي

اون روز...چرا اونُ کشتين؟

پدرم

چرا؟

چرا اونُ کشتين؟

چرا؟ چرا اين کار رو کردين؟

...ايون بي

به همين خاطر بود که شما با من خوب رفتار ميکردين، درسته؟ چونکه برام احساس تاسف ميکردين

بخاطر اينکه پدرم رو کشتين برام احساس تاسف ميکردين

...من

قاتل

شما هم بايد بميرين همونطور که پدرم کشته شد

همونطور که پدرم مرد قاتل

من قاتل پدرم رو ميکشم

تو هم بايد بميري.بميري

خيلي شوکه شدين، درسته؟ دادستان چا وو جين

چرا من حتي يک بارم شک نکردم که اين شمايين

،با توانايي هاي دادستان

اين نوع هيپنوتيزم تو بايد در يک نگاه يکباره انجامش بدي

آه... توانايي هيپنوتيزمتون از بين رفته

پس نميدونستين

شما توانايي هيپنوتيزم رو بعد از اينکه حافظتون رو از دست دادين، بدست آوردين اگر حافظتون رو به دست بيارين، تواناييتون رو از دست ميدين

اين چطوره؟ احساس درد و رنج از آخرين چاقو به دست ايون بي

ايون بي کجاست؟

نيازي نيست که نگران ايون بي باشي اون خيلي خوبه

تا زمانيکه تو فکرهاي خوب رو از خاطراتت بهشون نگاه بندازي اين خوب خواهد بود

حافظه ي من دقيقاً چي توشه؟

چرا تو از آدماي اطراف من استفاده کردي؟

استفاده؟ تو ميگي من از اونا استفاده کردم؟

...حرف الکي و بيخود نزن اينا همش به خاطر توئه که اون آدماي رقت انگيز همشون مُردن

...تو کيا رو داري ميگي رقت انگيز؟ متاسفانه اونا قاتلن

، نه تنها اينکه براي خواسته هاي خودشون انجام دادن بلکه حتي در هزينه ي قتل هم دريغ نکردن. اونا قاتلاي وحشين

حداقل، اونا مثل تو نيستن که معامله کردي

چي؟معامله؟

کيم مان چول، پارک مي سون، يو چانگ سون، و همينطور افسر پارک چرا اونا قاتل شدن؟چرا اونا مردن؟

ميدوني؟

...اگه هفت سال پيش تو فقط مجذوب خودت نميشدي

،و اون معامله ي کثيف رو باهاشون انجام نميدادي

تو و اونا احتمالاً الان يه زندگي معمولي و شاد داشتين

،اما به خاطر تو

...خانواده ي اونا، خانواده ي من

...حتي بچه ي من که کمتر از دو سال سنشه

مردم بي گناه در ميان متعصبان و افراطيون به قتل رسيده بودند

!اينا همش به خاطر توئه

تمام هفت سال گذشته رو، من بعنوان يه متجاوز زندگي کردم

ميدوني من بيشتر ازهمه چي رو نميتونم تحمل کنم؟

شما خانوادم رو تا دم مرگ تحت فشار قرار دادين

،من نميتونم يه نفر مثل تو رو بکشم

مرد بي شرمي که خاطرات خودش رو مهر و موم کرد

تو فکر ميکني من داستانت رو باور ميکنم؟

برام مهم نيست که باور ميکني يا نه

تو فقط لازمه آخرين کاري که ميتوني رو انجام بدي

،اگه انجام دادنش رو رد کني

ايون بي به قتل ميرسه

من تو رو ميکشم

براي تلافي مرگ پدرش، اون تو رو خواهد کشت

در نهايت مرتکب يه خودکشي ميشه بعد از اون قتل وحشيانه

اگه جرات کني و حتي لمسش کني، من تو رو ميکشم

!قسم ميخورم

× موقعيت افشاء شده، فورا فرار کن ×

چيکار ميکني، تمومش کن

چيکار ميکني

...ايون بي...ايون بي

...ايون بي...ايون بي

!من پيداش کردم! پيداش کردم

...يه لحظه صبر کن، اينجاست

!عاليجناب! ايون بي

!عاليجناب!عاليجناب

×قاتل افسر پارک در همين نزديکياست ×

براي مدتي دنبال من نگردين اين يه دستوره

ايون بي - ايون بي -

بهوش اومدي؟ ميدوني من کيم؟

رئيس هان

درسته، ايون بي. اين منم. رئيس هان

ايون بي، ايون بي. من چطور؟ من چطور؟

شما بازرس گو هستين؟

درسته

خوبه

شما دو تا چتون شده؟

چرا من اينجام؟

...ايون بي...ممکنه تو

ممکنه چي؟

...افسر پارک

براي افسر پارک چه اتفاقي افتاده؟ من ديروز اون رو خونه ي دادستان ديدمش

واقعا ميخواي اين کار رو انجام بدي؟

من فقط همين راه رو دارم

زمان داره تموم ميشه. 5 روز

بيشتر از اون، من نميتونم ازت مراقبت کنم

بله من خوب ميدونم

دليل اينکه شما انقدر خودتون رو وقف اين کار ميکنين چيه؟

رئيس هم خودش رو وقف اون دفتر حساب کرده

چي؟

تو ميدوني اون دفتر حساب چقدر مهمه؟

تو ديدي که رئيس کيم و نخبه ها فريب اون رو خوردن

اون دفتر حساب چيزي نيست که تو بتوني در برابرش ايستادگي کني

تو حتي نميتوني تصور کني که اونا چه خطرهايي براش ميکنن

حالا متوجه شدي معنيش چيه؟

اينجا ... تا الان 8 تا آدم مُردن

رئيس هم نمي تونه صحنه قتل رو تصور کنه ما نميدونيم که اين دوباره کي ممکنه اتفاق بيفته

الان متوجه شدين؟

تو مثه يه موش ميموني

چطور دست خالي برگشتي

دست خالي و بدون گفتن چيزي حتي چا وو جين، گذاشتي اونم فرار کنه

من بهت نگفته بودم چشمت تمام مدت بهش باشه پس کار درست اين بود که اينکار رو انجام ميدادي و تمام مدت چشمت رو بهش ميدوختي

چرا گذاشتي اون فرار کنه؟ چرا؟

پيداش کن حتي اگه لازم باشه تمام دنيا رو دنبالش بگردي چا وو جين رو برام پيداش کن

در غير اين صورت، تو زنده به گور خواهي شد در کنار پسر من

دوست وفادارت

اون دختر رو همونطوري رهاش کن اون برامون مفيده

يه دفتر حساب هم هست اونم پيداش کن

بله، متوجه شدم، رئيس

پياده شو

در مجموع 5 نفرن که ابتکار سوپروايزري و سرپرستي دارن

چوي مين چول

بله

چوي گانگ مين

بله

چوي دو چول

بله

جئونگ سانگ

بله

بذار صورتت رو درست ببينم. سرت رو بيار بالا عوضي

*پرشـين دريــم تيم* "Soara1371" :مترجم

×آنچه در قسمت بعد خواهید دید×

اولي، کيم چانگ گيو

سوم، جانگ ميونگ سو

چهارم، جو جائه يئونگ

اونا توي يک اتاق هستن

اونا 4 تا آدم دارن، يکيشون هم گم شده

ما هنوز دفتر حساب رو پيدا نکرديم حالا چا وو جين ميخواد چيکارکنه؟

من اون کتاب رو از پاسگاه پليس آوردم

رئيس گفت که يه چيزاييي هست تا دربارشون بهتون بگه

اون گفت اين يه چيزايي درباره ي چا وو جينه؟

لازمه من يه نفر مثل تو رو بشناسم؟

تو، کوچولو

تو ميتوني فقط اسمت رو به اون بگي؟

چرا شما پدرم رو کشتين؟ به همين خاطر باهام خوب رفتار ميکردين؟

264

، با دادستان چا يو جين همراه با هم

تو ميتوني از دست اون خلق و خو خلاص شي

به نظر مياد اون در واقع هويتش رو پنهان کرده و رفته داخل اونجا بايد يه در پشتي وجود داشته باشه

مرگ جو بونگ هاک رو بررسي کن مطمئنا يه چيزايي وجود داره

!وانمود ميکردين که...مراقب من هستين

اون همش يه دروغ بود

برو به اتاق شماره 3، بعدش تو اون شخص رو اونجا پيدا ميکني

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.