Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
*پرشـين دريــم تيم تـقـديم ميـکند* "Soara1371" :مترجم
×آنچه گذشت×
دادستان چا يو جين از هيپنوتيزم استفاده ميکنه براي گرفتن اعتراف
چجوري اين کارو کردي؟ خيلي جادويي
قلبم درد گرفت و احساس ميکردم دارم ديونه ميشم
و واقعا ميخواستم همه چيز رو بگم
بعد از اينکه اعتراف کردم، حس بهتري پيدا کردم
~درون درياي من~
~ درون درياي من ~
~ پر شده از غم و اندوه ~
~ پر شده از غم و اندوه ~
~ امواج خروشان به جلو حرکت ميکنن ~
دادستان، شما اين آهنگ رو ميشناسين؟
تو کي هستي؟
از کجا اين آهنگ رو ميشناسي؟
تو داري چيکار ميکني؟
!بيا بيرون
يه آهنگ
،قبل از اينکه خودش رو بسوزونه !کيم مان چول يک آهنگ خوند
يک آهنگ که فقط اون مرد از 15 سال پيش
و من ميدونيم
... اگه اين اون مرد از 15 سال پيشه پس
اون دقيقاً جنايتکار پرونده ي بوده
باشه، بيا
ببخشيد، ما داريم ميريم
حالتش کاملاً متفاوته ... از اوني که توي روياهامه، اما
بخشي از حافظم که خودم سرکوبش کردم؟
قرمز... خورشيد
بعد از ضربه خوردن، اون افتادِ روي زمين
و با شيء نوک تيز به پشت سرش ضربه وارد شده
نه، اينطور نيست، من واقعا، اصلاً قصد نداشتم بکشمش
جو ايون بي
من تنها شخص اينجام که باور ميکنه که تو بي گناهي
تو بي گناهي
بستگی داره
اما... اون خيلي مهم هستش؟
اين خيلي مهمه
اين بستگي به زندگي نخبه هاي مختلفي داره
دفتر حساب کجاست؟
دفتر حساب؟
تو برش داشتي، درسته؟
شما لازم نيست نگران اون باشين من بخوبي ازش مراقبت ميکنم
اون کجاست؟
کمکم کنين يه نفر رو پيدا کنم
پدرم
شما قربانگاه رو رها کرديد بين شما، کساني خواهند مُرد
شما قبل از بُتِتون خواهيد آمد
استخوان هاي تو در سراسر زمين پراکنده خواهد شد
افرادي که بايد کشته بشن پيشگويي شده
تو داري چيکار ميکني؟
باعث آرامشه که من هنوز زمان دارم مراتب احترامم رو به شما برسونم
لطفاً مراقب خانوادم باشين
:: قسمت چهارم :: : مقصر قتل :
محکم بگيرش
دوسِت دارم
تو ديوونه اي
دي ان اي قبلاً براي آزمايش فرستاده شده
فردا قادر خواهيم بود که بفهميم اون کيه
تست دي ان اي هويت اون رو مشخص ميکنه؟
دي اِن اِي همه اون تو ثبت نشده
اين خالکوبي
اين يک خالکوبي معمولي نيست
اين خون مرغ و جوهر مخلوط براي درست کردن رنگه
از اين معمولاً در بازداشتگاه ها استفاده ميشه چونکه اونا نميتونن از رنگ استفاده کنن
بازداشتگاه؟
اونا پرونده دي ان آي قاتلين رو در بازداشتگاه دارن
پس، فردا قادر خواهيم بود که بفهميم اون کيه
دادستان
...همين الان جراح گفت
اون خون زيادي از دست داده
بازرس گو
بازرس گو، شما نميتونين بميرين
من قبلاً انتقال خون انجام دادم
!اوه خداي من
آجوشي
خوب الان من خوبم، من نميميرم
...من فکر کردم
اما من خيلي خيلي خوابم مياد اما بخاطر رئيس، من نميتونم بخوابم
پس اگه شما با من خوب باشين، بهتر هم ميشم
آيگو.اوه
دادستان چا
بازرس گو- بازرس، بازرس -
شما خوبين؟
! خيلي پر سرو صداست
اون خوبه، اون خوبه
!اوه، درسته قبلتر ايون بي هم ميلنگيد
بذار من يه نگاه بندازم، يه نگاه بندازم
اومو، زانوت زخمي شده
! بايد خيلي درد داشته باشه
تو نبايد دراز بکشي
...البته که نه، اگه شما من رو با آجوشي مقايسه کنين
بله
ايون بي، به اونا بگو دارم ميميرم
باشه
بازرس گو خيلي بهتره
...واقعاً
آه...تو
اوه، درسته عاليجناب
تو افسر پارک رو ميشناسي، درسته؟
افسر پارک
بله
در طول بهبوديم، به عاليجناب کمک کن
ميتوني انجامش بدي؟
باشه، نگران نباش
خوب، ما ميتونيم بريم بيرون
بذارين بازرس گو يه مدت استراحت کنه
اوه، درسته! عاليجناب يه لحظه صبر کنين
اون بزغاله، اون چاقو براي کشتن نميزد
من ديدم اون دکتر رو کشت، کارش با چاقو خيلي خوب بود
اما اون انتخاب کرد تنها بميره و شما رو صحيح و سالم رها کرد
اونا دقيقاً دارن چيکار ميکنن؟
درباره اين چيزا نگران نباشين اول مراقب سلامتي تون باشن
دارو
اين چيه؟
اين براي منه؟
درست پاکش کن، اگه عفوني باشه دردسر درست ميکنه
اين واقعا تاثير گذاره
ميخواي بخوري؟
يکي بهم بده
بفرما، بگيرش
اين چيز بزرگي نيست، بين ماست
بين ما؟
چه جور رابطه اي اينجا بين ما هست؟
منظورتون چيه چه جور رابطه اي؟
ما ناجي همديگه ايم
فقط بخورش، من هيچ بيماري اي ندارم
مردا خيلي بچه ن
چي؟
بچه ؟
چطوره؟ خوشمزست
آره، خوشمزه است
من طعم خربزه رو دوست دارم طعم پدرم
طعم پدر؟
درسته
وقتيکه پدرم ميرفت، من اين رو ميخوردم
من گفتم بهت کمک ميکنم پدرت رو پيدا کني
اما ببخشيد که خيلي زمان ميبره
همين کافيه
صادقانه، چطور يه دادستان ميتونه اون کارا رو خودش تنهايي انجام بده
اين کاري هست که بازرس گو بايد انجامش بده
اما بازرس گو اونطوري شد
من ميفهمم
درسته
اگر من اون رو نداشته باشم هيچکاري نميتونم بکنم
چطور اين رو ميدونستي؟
اون يه تيکه کيکه
،اگرشما هم پرورشگاه ميموندين ،براي چند سال مثل من
شما هم قادر ميبودين فقط با نگاه به صورتشون بشناسينشون
پرورشگاه
چه مشکلي با اين عبارت هست؟
چي؟
آجوشي، چرا شما انقدر خوب با من رفتار ميکنين؟
چي؟
اينطور نيست؟
،پاک کردن اسم من از تمام اتهامات مربوط به قتل بيرون آوردن من از بازداشتگاه نوجوانان
به همين خاطرم من حتي الان دارم با رئيس هان زندگي ميکنم
آجوشي، شما من رو دوست دارين؟
چي؟ بچه کوچولو
آجوشي
سه سال ديگه صبر کن، الان هنوز خيلي زوده
اين بچه، واقعاً
بيا
نه اون
پس شما چي ميخواين
چاقو
ديگه اين کار نميکنم
فقط براي محافظته
احمق، اين بيشتر خطرناکه براي تو که يچيزي مثل اين داشته باشي
کي ميتونه از من مراقبت کنه؟
آجوشي، شما اين کارُ انجام ميدين؟
ميبينين؟
گرفتم
من ازت مراقبت ميکنم
ديگه چيه؟
اينجا فقط همون يکي رو دارم
نه
اين بار، من اون چيزي رو که گرفتيش ميخوام
اون رو بهم برگردون الان
چي؟
اين نميتونه انجام بشه
يه قول، قوله
شما پدر من رو پيدا نکردين
من سر حرفم هستم
اين بخاطر اينه که اون شيء خيلي خطرناکه
...اگر تو اون رو داشته باشي
به همين خاطر هست که بهتره با من باشه
هيچکس انتظار اين رو نداره
شما يه چيز خيلي مهم رو رها کردين پيش بچه اي مثل من
هيچکس نميتونه اون رو تصور کنه
من نگرانم که تو توي خطر بيفتي
ولي شما ايمن تر خواهيد بود
حتي اگه اينطوري نگام کنين من قصد ندارم اين رو بهتون بدم
شما بايد بري تو
اين خيلي درد داره؟
بشين
تموم شد
بريم
منُ کول کنين
تو چي گفتي؟
ممنون، عاليجناب
يو چانگ سون، 33 ساله
اون محکوم شده بود بره زندان براي 7 سال بخاطر قتل عمد
اون چند روز پيش آزاد شد
اون همين که بيرون اومد اين کار رو انجام داد
بله
چيزي که جالبتره اينه که ...دادستاني که اون رو گرفته بود
دادستان؟
...بهم نگو که
درسته
اون چا يو جين بود
بازداشتگاه غرب؟
بله
چند روز پيش از زندان آزاد شد، يو چانگ سون
سي و سه ساله
يو چانگ سون؟
بله
رئيس، شما اون رو ميشناسين؟
چي؟
اون کسيه که شما ميشناسين
بله
ما هفت سال پيش اون رو تحت پيگرد قانوني قرار داديم
آه، پس اين پرونده اي هست که رئيس باهاش سروکار داشته
همينطوره؟
بله، اينطور به نظر ميرسه
منظورت اينکه چا يو جين نقش يک وکيل رو بازي کرد براي يو چانگ سون
شکي نيست
زيادي بزرگش نکن
من يو جين رو ميشناسم
ما کاملاً ازش به خوبي آگاه هستيم
واقعاً
پس جلو برين و توضيح بدين
پرونده يو چانگ سون يک وسيله بود براي موفقيت کاري دادستان چا يو جين
اين تنها مورد بود که در اون حکم دادستان کمتر از حداقل مجازات بود
احتمالاً به تشخيص خودشون در حاشيه ازش استفاده کردن
اينطور نيست؟
× هفت سال پيش ×
در جايگاه خودتون قرار بگيريد
در اون زمان، يو جين دادستاني بود که ،مسئول پرونده ي يو چانگ سون بود
و من دادستان راهنماي يو جين بودم
يو چانگ سون به عنوام مجرمي پيدا شد که به دوست دخترش تجاوز کرده بود و کشته بودش
و به طرز وحشيانه اي به دست متهم به قتل رسيده بود
اونم حتي اين رو قبول و اقرار کرد
دفاع بيانيه نهايي خودش رو تحويل داد
دادستان ميتونه دفاعيات خودشو شروع کنه
دادستان، شما دارين چيکار ميکنين؟
علاوه بر اون، يو چانگ سون قبلاً هم سابقه ي کيفري داشت
واين از قبل برنامه ريزي شده بوده چون او براي پيدا کردن قرباني با خودش سلاح آورده بوده
واضح بود که، يک برنامه براي ارتکاب به قتل وجود داشت
البته، اين انتظار ميرفت که حکمش يا حبس ابد باشه يا اعدام
دفتر دادستاني
قصد داره
متهم رو به هفت سال زندان محکوم کنه
داري چيکار ميکني؟
دادستان، شما چي گفتين؟
يبار ديگه دقيقاً بگين
به متهم يو چانگ سون 7 سال زندان حکم بدين
اما من چيکار ميتونستم بکنم؟
دادستان مسئول اون تصميم رو گرفته بود
قاضيم همچنين قضاوت ضعيفي کرد
، در آخر، به خاطر کمک چا يو جين
يو چانگ سون محکوم شد به 7 سال زندان براي قتل نفس
به خاطر اين اتفاق، چا يو جين مجازات داخلي رو پذيرفت
...آه...واقعاً
...مسئله ي جالبتر اينه که
افسر پليس در صحنه، اينطور اظهار کرد که
قبل از اينکه يو جين اجازه داشته باشه مسئول پرونده يو چانگ سون باشه
گفتگوي بين اونها به سادگي قابل توجه بود
اونا چي گفتن مگه؟
"يچيزي مثل اين، "هيونگنيم عاشقتونم
اين حقيقت داره؟
اون افسر اين رو نوشتش؟
البته، لازم نيست نگران باشين
واقعاً؟ تو دربارش مطمئني؟
باورم کنين
نا اميدتون نمي کنم
چي همراه باور داشتن يا نداشتن هست؟
تو انتخاب ميکني که چيکار کني، حتي اگه صلاحم بدوني
برو و بهترين کارت رو انجام بده
بله.متوجه شدم
اما، تو به وضوح گفتي ميدوني يو جين چه جور آدمي هست، درسته؟
به اون يه ضربه مهلک بزن و دفتر حساب مخفي رو برگردون به من
اگه اون رو نداشته باشم، تو بايد بميري
فهميدي؟
يک ضربه مهلک
رئيس، براي من هر چيز مربوط به يو چانگ سون رو پيدا کنين
بله
قبل از اون، داري کجا ميري؟
دارم به بازداشتگاه غربي ميرم
چرا داري ميري اونجا؟
براي ديدن يکي از زنداني ها که با يو چانگ سون هم سلولي بود
کدوم دادستاني هست که براي تحقيق به بازداشتگاه رفته باشه؟
فقط بهشون بگو بيان اينجا
فوراً باهاشون تماس بگير، من ميخوام برم به ملاقات کسي وقتي برسم اونجا
انقدر اورژانسيه؟
من با اون ميرم
باشه
آه، در حد مرگ ترسونديم
اوه، دادستان چا
خيلي وقته نديدمتون
چرا انقدر شوکه شدي؟
اين بچه...کِي من شوکه شدم؟
..، و همچنين
تو درباره ي چي انقدر هيجان زده اي؟
هيچي
...فقط اينکه
يچيزي هست
اين چيه؟
من نميدونم اين چيه اما بيا با هم خوشحال باشيم
...اون
اون واقعاً هست
شما خيلي زود ميفهمين
افسر پارک
چي شده؟
دادستان يو جين رفتن ملاقات يه نفر توي بازداشتگاه
چا يو جين رفته ملاقات يه نفر؟
بله - کجا؟ -
بازداشتگاه غربي
غربي؟
ميتونم اول يه سيگار بکشم؟
اين عوضي
تو ميدوني اون کيه؟
اشکالي نداره
تحقيقات بايد با ملاقاتايي مثل اين باشه
اول به چند تا سوال درباره ي يو چانگ سون جواب بده
عجله کنين و بپرسين
زود باشين
يو چانگ سون، اون آدم واقعاً غير منطقي بود
وقتيکه بايد ميرفتيم بخوابيم اون يهويي بلند ميشد
و بعدش يهويي ميرفت
اون همش من رو تعقيب ميکرد براي همينم من مجبور بودم بُدو ام، به خاطر همين ميدُوييدم
...من؟خوب
...اون مرد فقط خوب، ما فقط نميتونستيم با هم کنار بيايم
ميخواي اول سيگار بکشي؟
نه.سيگاري نيستم
من دادستان چا يو جينم
من يسري سوال از شما درباره يو چانگ سون ميپرسم
شما ميدونين يو چانگ سون مرده؟
من شنيدم که تو رابطه ي خيلي خوبي با يو چانگ سون داشتي
خوب که چي؟
کي يو چانگ سون رو به کشتن تشويق کرد؟
...من
...هيچي نميدونم، واقعاً
هي، نميخواي راستش رو بگي؟
افسر پارک، لطفاً يمدت کوتاه برين بيرون
چي؟
من خوبم، ميتوني بري بيرون؟
بله، البته
در تئوري، هيچ کس نبايد درباره ي مرگ يو چانگ سون بدونه
به خصوص اگر شما در اين بازداشتگاه باشيد
شما بهترين و نزديکترين رابطه رو با يو چانگ سون داشتين من فقط دارم ميپرسم
شما قبلاً افسر پارک رو ديدين، نديدين؟
...من
...چيزي نميدونم
...از اين لحظه، شما
چي شده؟
...هي...هي
عجله کنين اون رو بفرستين کلينيک
عجله کنين
عجله کنين اون رو از اينجا ببرين
آزادي من به قيد وثيقه؟
به شرطي که دنبال چيزي باشي که من بهت گفتم
واقعاً؟
سلام
خوش اومدين
چطوري ميتونم کمکتون کنم؟
چيه؟
چيزي روي صورت منه؟
من کاملاً خوش قيافه بزرگ شدم
خوب، ما قبلاً همديگه رو ديديم؟
همينطوره
اون رسوايي
اين درباره ي چيه؟
چا يو جين، شما مظنونين به معاونت در خودکشي و رشوه خواري، من بدين وسيله شما را بازداشت ميکنم
هزينه ي تعمير در بعداً از حقوقت برداشته ميشه، بدون
شما دارين چيکار ميکنين؟
سريع باشين و اون رو ببرين
بله
شما چي کار ميکردين که باعث شدين مظنون به مدت 2 ساعت توي اتاق بازجويي منتظر بمونه؟
اينم الان، هنوز يجور تاکتيک روان شناسيه؟
به خصوص در مورد يک دادستان مثه من
يه پرونده ي ديگه بود که سرم بابتش شلوغ بود
دردسر درست کردن رو تمومش کن
چرا يو چانگ سون رو کشتي؟
به همين خاطره که گفتم تو نميتوني انجامش بدي
فکر ميکني با بلندتر حرف زدن ميتوني به جايي برسي؟
ايگو، ايگو، اين آدم خرفت
او قدرتش رو از دست داده
شکي نيست، اون برادر ما رو تهديد کرد من با چشماي خودم ديدم
و من اون رو ديدم که يه دفتر حساب مخفي رو گرفت
قبل از اينکه اون از پل سقوط کنه دادستان رو هيونگنيم صدا کرد
اينطور به نظر مياد که اونا همديگه رو ميشناختن
دادستان دفتر حساب رو سوزوند
اون گفت هيچکس نبايد اون رو ببينه و بعدش اون رو سوزوند
دادستان چا اومد من رو ببينه
اون پرسيد اگه يو چانگ سون درباره ي مسائل من پرسيد
چهره ي اون... يه ذره عوض نشده
چي؟
اگه چيزي براي گفتن داري، بگو
دقيقاً شما دارين درباره ي چي صحبت ميکنين؟
اول از همه، درستش اينه که به من بگين من مظنون به انجام چه کاريم
چرا؟زمان لازم داري تا مغزت رو راه بندازي؟
باشه، همونطور که تو ميخواي بهت ميگم مواردي رو که بخاطرشون مظنوني
اول از همه، پذيرفتن درخواست کمک رئيس گروه جي کي رئيس کيم ×سوء استفاده از قدرت×
به منظور پيدا کردن قاتل پسر رئيس کيم، کيم اين سوک
شما با عمليات هاي غير مجاز ادامه دادين
دوم، تو نگران بودي درباره ي قاتل کيم اين سوک، کيم مان چول
،کسي که براي مرگ دخترش به دشمني پناه برد
احتمال داشت آشکار کنه رابطه ي تو با رئيس کيم رو
اگر اون نظرش رو تغيير ميداد، و پرونده به دادگاه ميرفت
براي همينم تو کيم مان چول رو تحريک کردي ، و بهش فندک دادي
و کمکش کردي خودش رو بسوزونه
چيکار داري ميکني؟ بيا بيرون
سوم، بعد از اينکه پارک سانگ ته کشته شد
تو برادر بزرگتر اون تهديد و ساکت کردي، پارک گي ته
تو وادارش کردي کد مخفي دفتر حساب رو بنويسه
،ولي قاتلشون هان مي سون اومد خودشو تحويل بده
تو نگران بودي که اين رابطه آشکار بشه
پس تو تلاش کردي اون رو پايين بندازي از بالاي ساختمان دفتر دادستاني
اين کارُ نکن
چهارم
بعد از شکست خوردن توي اون
تو يو چانگ سون رو که تازه از زندان آزاد شده بود ،تحريک کردي که هان مي سون رو بکشه
،در همون زمان، براي منحرف کردن تحقيقات
تو حتي رفتي دکتر رو پيدا کني و به قتل برسوني کسيکه هان مي سون ازش متنفر بود
،تو خيلي با دقت برنامه ريختي در جهت رفع سوءظن از خودت
پنجم
براي خلاص شدن از شر تمام مدارک ،که تو رو به عنوان قاتل نشون ميداد
،تو حتي يو چانگ سون رو هم تعقيب کردي کسيکه باهاش کار ميکردي
، قبل از اينکه پليس برسه تو به طرز وحشيانه اي اون رو به قتل رسوندي
...اين
اين چيه؟
چي؟
...واو، تو واقعاً هستي
برترين متهم کننده شانسي کره
ممنون
پس اين چي؟
هفت سال پيش، تو حکم يو چانگ سون رو فقط به 7 سال حبس کاهش دادي
تو حتي به خاطر اون مجازات هم شدي
اما هنوز وانمود ميکردي نميشناسيش وقتيکه همديگه رو توي راهروي بيمارستان ديدين
يو چانگ سون رفت به اتاق هان مي سون بلافاصله بعد اينکه تو ازش بيرون اومدي
!باشه
دونگ سو واقعاً اين رو انجامش داد
درسته، درسته
فقط يه چيز ديگه، تو بايد وقتيکه مردم رو دستگير ميکني حقشون رو بهشون بگي، اما اين قانون رو رعايت نکردي
باشه، خوبه
تو حق اين رو داري که سکوت کني
حق اين رو داري که وکيل بگيري
...اگر سکوتت رو بشکني و حرف بزني، هر حرفي که بزني
ميتونه بر عليهت در دادگاه استفاده بشه
...خوب
اين خوبه؟
پس من بايد يه وکيل داشته باشم تا کمکم کنه
و... وک.... وکيل؟
چي شده؟
آيگو.خوش اومدين
چطور شده که شما به دفتر من اومدين؟
چه دليل ديگه اي يه وکيل ميتونه داشته باشه براي اومدن به اتاق بازجويي؟
البته که، اين براي کمک به مُوَکِلَمه که بهش کم لطفي شده
موکلي که بهش کم لطفي شده کيه؟
چا يو جين
دادستان چا يو جين؟ - بله -
منظورتون چيه؟
اين شخص، چه منظور ديگه اي من ميتونم داشته باشم؟
دادستانا هم ميتونن مظنون بشن
پس اون بايد کمکِ وکيل رو قبول کنه
،به عبارت ديگه
...ارشد، شما هستين...چا يو جين
بله
من وکيل دادستان چا هستم
...اين بچه، واقعاً
الان او واقعا هويت حقيقيش رو به طور کامل آشکار کرده
او حتي يه ذره وجدان هم نداره
باشه، ارشد دفاع کنين از هر کسي شما
شما هنوز حتي يه حکم کاربردي ندارين؟
به هر حال، ما حق اين رو داريم که سکوت کنيم
طولش نده، عجله کن و حکم رو درخواست کن
خوب، بذار من دقيقاً مرور کنم
به نظر مياد شما خيلي مطمئن هستين
اين بار، خيلي آسون نخواهد بود
دادستان وقت تحت پيگرد قرار گرفته شما چه عقيده اي دارين؟
با توجه به دستگيريِ غير منطقي و ،تحقيقات شديد توسط دفتر دادستاني
دادگاه هشدار داد که ما انجام خواهيم داد، حکم بررسي محتوايي اين تصميم گيري رو
با عميقترين احترام به اين بيانات
ما به شما بي گناهيمون رو ثابت ميکنيم
دادستان، لطفاً يچيزي بگين
دادستان
لطفاً يچيزي بگين
شما به سوء ظن اذعان نميکنين؟
دادستان، لطفاً يچيزي بگين
پس، نبايد به من بگي چطور موقعيت به اينجا رسيد؟
واقعاً
چي شده؟
!حتي ميخواي جلوي من هم ساکت بموني
ممنون به خاطر کمکتون
اما وکيل، نقش شما اينجا بايد تموم بشه
چي؟
از اين لحظه به بعد، من خودم حواسم هست
رئيس واقعاً ميخوان شما رو ببينن
من به رئيس کيم اعتماد ندارم براي اينکه وکيل مدافع انتصاب کنه برام
من فقط، تنها به برجسته ترين وکيل ها اعتماد دارم
لطفاً ماشين رو مقابل تاکسي متوقف کن
بيا بريم
دونگ سو، يه نخاله اينجا چي کار ميکنه؟ اون حتي نتونست اين مرد رو دستگير کنه
در حقيقت، دونگ سو رقيبش نيست
اما...احتياجي نيست شما نگرانش باشين
به هر حال، دفتر حساب قبلاً سوخته
درسته
ما ديگه لازم نيست بيشتر از اين نگران دونگ سو باشيم
درسته فقط اجازه بده اونا با همديگه مبارزه کنن
آجوشي
شما ديوونه اين؟
چرا اينجا اومدين به جاي اينکه بيمارستان بمونين؟
رئيس هان، ميتونين به من يکم برنج بدين؟
واقعاً خيلي سخته غذاي بيمارستان رو خوردن
چي؟
برنج؟
دکتر به من گفته من يه استعداد شانسي براي خوردن غذاهاي خوب دارم
وضعيت خوردن من يه ذره هم عوض نشده
باشه، بيا بريم غذا آماده کنيم
شما آقايون فعلاً گپ بزنين ما بعداً صداتون ميکنيم
باشه، باشه
بيا بريم ايون بي
يه مقدار غذاي خوشمزه درست کنين
× گو ميونگ سيک ×
تو بخاطر دفتر حساب اومدي؟
اين به خاطر منه...که اون سوخته؟
نه، اينطور نيست
دفتر حساب تحويل داده شده
پس هيچوقت سوزونده نشده؟
اين فقط به خاطر پوله؟
ادامه بده و بهم بگو
چه چيز ديگه اي من ميتونم درباره ي اين بگم؟
اما وقتيکه زمانش برسه، من مسئوليتش رو به عهده ميگيرم
چه موقع؟ چه جور مسئوليتي؟
وقتيکه زمانش برسه من رو ميگيرن
تا اونموقع، من هنوز بايد بهت کمک کنم
تو نميتوني اين کار رو تنهايي انجام بدي
بهتره که فقط فرار کني فعلاً
،نه، اگه اون کار رو کردم
به خاطر اينه که، شما، عايجناب اسم من رو توي دفتر حساب مخفي ديدين
شما اينجوري تمومش ميکنين با کمک کردن به من براي فرار
الان کي بايد نگران کي باشه؟
وقت خوردنه
اوه، باشه، باشه
تو امروز خيلي سخت کار کردي فردا ميبينمت
باشه، مواظب خودتون باشيد
× ميتونم الان بببينمت؟ × × واقعاً بهت احتياج دارم×
× کجا؟ ×
رئيس
بله
هفت سال پيش پرونده ي يو چانگ سون شما بايد به من بگين الان
من نميتونم بهتون اجازه بدم که خودتون تنهايي به همشون رسيدگي کني
بله
...اون
-در واقع، راستش
× ببخشيد، من فقط به ياد آوردم اومدن به اين مکان رو از 7 سال پيش×
پس اينطوري بوده
در اون زمان، شما زير فشار زيادي بودين
درسته
يچيزايي هست که من نميتونم به ياد بيارم از 7 سال گذشته
چي؟
من فکر ميکردم خاطره ي از دست رفته براي پانزده سال پيش بوده، خاطرات مربوط به سونگ هي
خيلي وقت پيش، من باور داشتم همه ي خاطراتم از قبل برگشتن
اما...من هيچ خاطره اي از يو چانگ سون ندارم
...هفت سال پيش
يه چيزي هم هست که من به ياد نميارم از محدوديتهاي قانوني که بعد از پرونده سونگ هي منقضي شدن
شما دو نفر قبلاً ميدونستين
واقعاً
در واقع
،من رفتم به بيمارستان جايي که شما ميرين، دادستان
شما از کجا ميدونستين؟
قبل تر، جي پي اس روي گوشيتون نصب کردم
چونکه شما هميشه توي دردسر ميفتين
...رئيس هان، شما واقعاً
براي يه نفر ديگه، اين ميتونه سوءتفاهم بشه
تو اون رو انجام دادي بدون رضايت شخصي اون غير قانونيه
من فقط درباره ي دادستان نگرانم
...مشکل اينه که
استفاده از حافظه از دست رفته من در هر مورد بخشي از نقشه ايکس بود
نقشه ايکس؟
خود سوزي کيم مان چول
از ساختمان پريدن هان مي سون
يو چانگ سونم همينطور
مرگ اونها... به حافظه ي من مربوطه
...اون نميشه
بخاطر مرگ اونها من به آرومي خاطراتم رو به ياد ميارم
و من. پيگيري توليد مجموعه اي از محلهايي که ايکس اونجا بوده؟
اما امروز بعد از شنيدن ،تمام اتهامات بي معني دونگ سو
يکم ميفهمم
چي؟
چرا داري به حرفاي بي معني اي گوش ميدي که اون مرد گفته؟
اين چيزي نيست که دونگ سو گفته
اين کاريه که اون انجام داده
اين هدف ايکسه
هدف ايکس؟
من هميشه فکر ميکردم ايکس کيه دقيقاً
اما مهمترين چيز اينه که، به هدف ايکس بي توجهي شده
...از کيم مان چول به هان مي سون
بعدش ارتباط يو چانگ سون با مجموعه ي اين پرونده ها
ايکس با دقت برنامه ريزي کرده بود که بذاره من اين قوطي رو براي کشتن اين مردم حمل کنم
من نميتونم، پارک الان بسته شده شب ها خطرناکه
ما فقط براي يه مدت کوتاهي ميخوايم بريم اون تو
من نميتونم، لطفاً برگردين
بيا بريم، عزيزم
اين يکم منُ ناراحت ميکنه اين ايکس يک آدم معمولي نيست
اون هميشه اطلاعاتي رو ميفرسته که عاليجناب ميدونه
قرار دادن عاليجناب در راهِ قتل
،اگه خودت تنهايي به تحقيق ادامه بدي ممکنه گير بيفتي
يه لحظه صبر کن
،اطلاعاتي که فقط عاليجناب ميدونه
تو هيچوقت درباره ي اون به من نگفتي
متاسفم، رئيس
تا قبل از اينکه مطمئن شم، نميتونستم بهتون بگم
دادستان
منم با نظر بازرس گو موافقم
اين خيلي خطرناکه
ايون بي
براي تو بهتره که گوش ندي
چرا؟
منم يک بخشي از خانوادم
اين درسته، ايون بي به همين خاطرم نبايد گوش بدي
ميتوني چند دقيقه بري خونه؟
آيشش
يون هي
= همه واحدا برگردن =
بله...بله، الان ميام
دوباره چي شده؟
عاليجناب
فوق العادست، اين صفحه خودش حرکت ميکنه
داري درباره ي چي صحبت ميکني؟
اوه، فوق العادست
همه اينها براي چيه؟
چي شده؟
چي شده؟
× اوپا، تو کجايي؟ ×
× اون جاده، در وسط نشان ايکس، در تقاطع منتظر بمون ×
...تقاطع نشان ايکس
نه! چطور ميتونه ايجوري باشه؟
= همراه اين آدم خاموشه =
هفت سال قبل، هفت سال قبل، اون مکان کجاست؟
هفت سال قبل، اون مکان کجاست؟دادستان
من نميدونم
واقعاً نميدونم
نميدونم
هفت سال پيش
نميدونم، واقعاً نميدونم
واقعاً نميتونم به ياد بيارم
× پس يون هي دقيقاً کجاست؟ ×
× اگر اتفاقي براي يون هوي بي افته من هيچوقت نميبخشمت ×
× هي...اگه تو وقت زدن اين حرفا رو داري بهتره ازش استفاده کني و حافظت رو به ياد بياري ×
× تو يون هي رو 7 سال پيش ديدي، براي چي؟ ×
× براي چي ديديش؟ واقعاً نميتوني به ياد بياري؟ ×
× اينطور نميتونه باشه که تو نميخواي به ياد بياري؟ ×
× تو اين رو ميدوني، حالا يک خودکار بردار، حالا فشار بده تهشُ×
..تمرکز...تمرکز
بايد تمرکز کنم
..تمرکز...تمرکز
..تمرکز...تمرکز...تمرکز
...تمرکز...تمرکز
نميتونم تمرکز کنم
داري چيکار ميکني؟
ما از اداره ي دادستاني اومديم
يون هي.يون هي
يون هي
اين براي منه
اينجا، اينجاست
تو، اين مرد ديوونه
اين اواخر ناپديد شده بودي، اين دفه چطور شد اومدي؟
برو، برو، سريع برو! تو کوچولو
برو! اين بچه
کجا برم! ميخوام اونجا برم
بذار برم، بذار برم
بذار برم، بذار برم، بذار برم
چرا الان اومدي؟
!جمهوري کره، زنده باد
اين منم، اين منم
سونگ هي 8 ساله که مرده
اوپا، تو هر کاري از دستت بر مي اومد، به حد کافي انجام دادي
من فکر ميکردم با دادستان شدن ميتونم اون رو بگيرم
من فکر ميکردم ميتونم اونُ بگيرم
کرم شب تاب
به ياد مياري؟ وقتيکه ما جوونتر بوديم، هميشه ميومديم اينجا، اين طرف شهر
آرزو ميکنم کاش ميتونستم برگردم
برگردم به اون زمانيکه هيچکس توي درد نبود
متاسفم
اينا همش تقصير منه
اينطور نيست
...من ميخوام برگردم
به قبل از زمانيکه اوپا عاشق اوني بشه
در اون صورت اوپا ميتونست به من نگاه کنه
ما نميتونيم برگرديم به اون زمان
هيچ برگشتي در زندگي نيست
متاسفم، يون هي
،براي من تو خواهر کوچيک سونگ هي هستي همش همين
...بيمار چا يو جين، اون
،درباره ي 7 سال پيش اون از هيپنوتيزم استفاده کرد تا تمام خاطرات خودش رو مهر و موم کنه
هيپنوتيزم؟ مهر و موم؟
بله
اون درِ حافظش رو خودش بسته، مشکل ...اينجاست که
بيمار چا يو جين فکر ميکنه تمام خاطرات مهر و موم شده تا حالا شکسته
،اما از ديد من هنوز بخش زيادي از حافظه هست که بازيابي نشده
منظورتون از اين حرف چيه؟
دربارش فکر کنين
چقدر دردناک بايد باشه اون خاطرات مهر و موم شده
که اون ترجيح ميده اين خطر بزرگ رو تحمل کنه
،اما اگه...اگه مهر و موم باز بشه
درد مهر و موم شده بود اون زمان، پس درد ممکنه همونطور که قبلاً بوده نمايان بشه
حالا ببينين
،اون درجه از درد هنوز نمايان نشده
درسته؟
... پس
اگر اون مهر و موم باز بشه
اين ميتونه باشه ... خيلي دردناک باشه
اما اين براي بيمار چا يو جينه، اون ميتونه بر دردش غلبه کنه
برو به جهنم، برو به جهنم
برو به جهنم، برو به جهنم، برو به جهنم
لطفاً زدن اون رو تمومش کن
عاليجناب، قانون مرور زمان تموم شده حتي اگه بگيرينش هم بي فايده است
تو ميتوني الان تمومش کني
نه !تا قبل از اينکه من اين پرونده رو ببندم هيچ چيز تموم نميشه
بذار برم، بذار برم - عاليجناب -
تو وقعاً... ميتوني دووم بياري اگه مهر و موم باز بشه؟
× تبريک ميگم! شما يون هي رو نجات دادين × × نفر بعدي چه کسي خواهد بود؟ ×
× رئيس هان؟ بازرس گو؟ يا...جو ايون بي ×
*پرشـين دريــم تيم* "Soara1371" :مترجم
×آنچه در قسمت بعد خواهید دید×
اون مرد قطعاً چشمش رو دوخته به بخشي از خاطره ي من از 7 سال پيش
من فقط مي تونم وانمود کنم همه چيز رو يادمه
،اگر اين فرضيه ي من درست باشه
اون شخص قطعاً من رو هدايت ميکنه به سمت خاطرات ديگم از طريق يه حقه ي ديگه
اون بچه، چا يو جين بازم داره يه نقشه اي ميکشه
من اين بار طعمه ميشم تا بتونين اون رو بگيرين
...اين ميتونسته اينطور باشه که اوپا بازم يچيز بد ديده؟
چيزي دستگيرت شد؟
شما چي دارين ميگين؟
شما يه نفر رو فرستادين که من رو تعقيب کنه
پس...احتمال داره زندگي يک نفر ديگه هم در خطر باشه
بازم ميبينمتون
اوه! پليس جنايي پارک، سلام
يه لحظه صبر کنين
چرا پليس جنايي پارک بايد اونجا باشه؟
!من فهميدم پليس جنايي پارک کجاست
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.