Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
چجوري اين کارو کردي؟
چکار؟
ميدوني؛ مجبورم کردي اعتراف کنم
قلبم درد گرفت و احساس ميکردم دارم ديونه ميشم
و واقعا ميخواستم همه چيز رو بگم
به ين ميگن اعتراف زور زورکي که غلطه
وانگهي؛ اين استعداد خاص دادستانمونه
به نظر مياد بعضي از خاطراتت رو به ياد آوردي
کپي هم بودن؟
اخلاقش کاملا با اون چيزي که تو روياي منه ...متفاوته، اما
اين خاطراتيه که سرکوب کردم؟
علت مرگ؟
بعد از ضربه؛ افتاده روي زمين
و با شي نوک تيز به پشت سرش ضربه وارد شده
نه؛ اصلا نميخواستم بُکشمش
جو ايون بي
تنها کسيم که معتقده بيگناهي
بيگناهي
خوبه
کسي باورم نميکنه
چرا بدون مدرک دنبال يه آدم بيگناه افتادي!؟
کسي که دنبالش ميگشتيد، گيم مان چول، زنگ زد
چي گفت؟
ميخواد تسليم بشه
ميخواد تسليم بشه
کي هستي؟
از کجا اين آهنگ رو ميشناسي؟
چکار ميکني؟
بيا بيرون
بيا بيرون. بيا بيرون
آهنگ
قبل از اينکه گيم مان چول خودش رو کباب کنه يه آهنگ خوند
آهنگي از 15 سال پيش
و من ميشناسمش
اگه مال 15 سال پيش باشه، پس...
واقعا بايد مجرم پرونده باشه
تلفني که گيم مان چول قبل از خودسوزيش بهش زنگ زده بود
تلفني که گيم مان چول قبل از خودسوزيش بهش زنگ زده بود
اينجا پيدا شد
البته، داغون شده
براي اينکه سرپرستي نداره بايد تا زمان دادگاهش ازش مراقبت کنيم
بزرگتري نداري؟
پدرم
پدر دارم
فقط موقتي
فقط تا وقتي دادگاهش شروع بشه
زياد نمونده
اين درخواستيه که دادستانمونه کرده
درخواست؟
قربانگاه رو رها کرديد. بين شما کساني ميميرند
استخوان هاتون پراکنده ميشوند
!ميخواد منم روي "ايکس" نابود کنه
×کجا؟× تيم امنيتيمون گشتن
اما هيچ اثر انگشت يا چيز ديگه اي پيدا نکردن
×رو به پنجره سه قدم بردار× اما هيچ اثر انگشت يا چيز ديگه اي پيدا نکردن
×!خوبه، وايسا×
×زير پاتو نگاه کن×
×چي ميخواي؟×
×ميخوام؟ اگه چيزي نخوام چي؟ هديه ام هنوز به دستت نرسيده؟×
×آهنگت×
×اون منو ميبينه×
*پرشـين دريــم تيم تـقـديم ميـکند* "Soara1371 - Parnaz" :مترجم
:: قسمت 3 :: : لحظات آخر زندگي :
وايسا. وايسا. وايسا
شوخي بردار نيست
چقدر طول ميکشه؟
گفتنش سخته
اول بايد اينو باز کنيم
!ميفهمم
اون... گفت بايد اول بازش کنه تا بفهمه
....چطوري ممکنه
به هر حال. دفتر چه حساب مخفي بايد بدستش بياريم
باشه؟
حتما
اما سرپرست، جو اينجا اصلا شوخي بردار نيست
ما به کنار، خيلياي ديگه هم ميخوانش
چي ميگي؟ بايد دنبال مدرک بگرديم
به اون افراد اعتنايي نکن
همشونو بزن کنار
همون که قبلا گفتم
چي گفتي؟
اما... اونا کله گنده هان
نميتونم اون کله گنده ها رو کنار بزنم
چي؟ مقامات؟
لعنتي
پس؛ اول کارو متوقف کن
متوقف کنم!؟
بگو اگه مشکلي دارن با من حرف بزنن
يه قراري باهاشون ميبندم
اگه همشون همکاري نکردن
گاو صندوق قطعا باز نميشه
بله. قطعا
فهميدم. بله
هي. وايسين
چي؟
گفتم کاري نکنين
چکار ميکني؟
وقت زيادي نداريم. چي ميگي برا خودت؟
چکار ميخواي بکني؟
آروم باشي، لطفا. آروم باشيد
دستور رئيسم رو انجام ميدم
اينجوري نميشه
باز شد
باز شد - باز شد؟ -
وايسا - از سر راه برين کنار -
دستور رئيسم رو انجام ميدم
!چيزي نيست! هيچي
اين چيه؟ اينجا هم چيزي نيست
!لعنتي
هي، واقعا که؟
سرپرست، هيچي توش نبود. هيچي
يکي بردتش
دوباره هم ميگم، مثل يه بچه حرف گوش کن اينجا ميموني
ميفهمي؟
بله. فهميدم
و بهت در مورد سيگار کشيدن تو خونه چي گفتم
مُردم
درسته
وايسين. چه خبره
گفتم وايسين
چه خبره؟ وايسين
چي شده؟
گفتم وايسين
چي شده؟
اين خونه دادستانه
از دفتر دادستاني بخش تحقيقات داخلي هستيم
چرا بايد بخش تحقيقات داخلي بياد اينجا؟
خودت ازش بپرس
چکار ميکني؟ زود بازش کن
بله - يه لحظه -
بله. رئيس هان
چي؟ خونه دادستان؟
دادستان چا يو جين؟
دفتر بازرسي داخلي؟
...ميدونم... ميدونم
دادستان
که چي؟
لطفا با ما بياين
وايسين. چکار ميکنين؟
حکم داري؟
ميپرسي حکم بازرسي دارم يا نه؟
!همين طوره
نگران نباش
باشه. بريم
دادستان
يه دفترچه حساب بانکي نيست
بيشتر شبيه دفتر يادداشت هاي روزانه ست
به دقت همه جا رو بگردين
چشم
دفتر حساب؟
دفترچه يادداشت؟
سرپرست چويي. خيلي وقت بود نديده بودمت
برو بيرون
چي؟
گفتم بزن به چاک
فهميدم
نميتونم برم
تو بازجويي بهم احتياج داري
مگه ميتونم باهات نيام؟
باشه. با يه تير دو هدف رو زدنم بد نيست
يه تير و دو نشون؟
باشه. بياين شروع کنيم
اين چيه؟ چرا اون اينجاست؟
شما که اونو نياوردين؟
چي؟
تو، اين آدم، چرا انقدر برا خودت دردسر درست ميکني؟
ميفهمم. اگر نه، پس فراموشش کن
دفترچه حساب محرمانه. کجا گذاشتيش؟
دفترچه حساب محرمانه، يو جين دارتش؟
شنيدم خونمم گشتي
برا همينه ميپرسم. کجا گذاشتيش؟
نميدونم. در مورد چي حرف ميزني؟
وقتي اومدي تو اينو نداشتي اما چي هست؟
نميتونم واضح ببينم
آه... آره
دفتر بدهيا؟
بد نيست. هنوز حس شوخ طبعيت داره؟
اما... درسته؟
يو جين دفترچه رو برداشته؟
چي؟ اين... حتي نميدوني زيردستات دارن چکار ميکنن؟
به هيچ وجه
مدت زمان زياديه دنبال دفترچه حساب مخفي هستيم
مردم ميگن
دفتر دادستاني و سياستمداران همه چيزو برملا ميکنن
البته. ممکنه خوب باشي
...البته. تو
اما ديروز. يو جين اونجا رفت
بعدش هم گي ته کشته شد
...همين طور، اون کسيه که با رئيس گيم تباني کرد
پسرش رو کشت، گيم مان چون اومد پيشش و خودشو کُشت
چرا؟ ...براي همين موارد، بخش بازرسي داخلي شروع کردن
چيز ديگه اي هم مونده؟
نه. هيچ جاي شکي نيست
اما اون دفترچه حساب لعنتي چيه؟ لازم نيست اينکارا رو بکنين
!درسته. اين دفترچه هميشه مشکل سازه
اگه آدماي بد اين سم رو بگيرن، بايد ازش کپي داشته باشي
وا، سم؟
آره
سم موش
لازم نيست اين چيزا رو بدوني
اما... انقدر مهمه؟
معلومه. که خيلي مهمه
مرگ و زندگي آدما بهش وابسته ست
مبحث بزرگيه
ميفهمم
خيله خوب
...پس منظورت اينه
وقتي داشتي روي خودکشي گيم مان چول کار ميکردي
پاک گي ته رو ديدي
آره
قبل از مرگش گيم مان چول چي گفت؟
فقط گفت... ميخواد يه سيگار روشن کنه
پس، تو بهش فنک دادي
...گفت نميتونه تنها بميره. يا
کاري کنه نجاتش بدي؟
نه
...دقيقا چي باعث شد گيم مان چول
تو رو بخواد نه دادستان مسئول پرونده رو؟
گفت فقط به دست تو دستگير ميشه، دادستان چا
نميدونم
نميدونم"؟"
باشه. پس بهت ميگم
...ناراحتي عميق... پريشاني غيرضروري
...موج بلندي از طرف دريا مياد
درکل، خاطرات برگشتنن
...حالا، به تنهايي گريه کن و چشمان
...خسته تو ببند و بخواب
درسته؟
چيزايين که گيم مال چول قبل از خود سوزيش بهت گفت
چرا؟ الان يادت مياد؟
بقيه اشم بگم؟
چيه؟ اين چيزي که گيم مان چول قبل از مرگش به يو جين گفته؟
واقعا؟
...بهترين لبخون هاي کشور
حرکات لب گيم مان چول رو از دوربين امنيتي خوندن
لب خون؟
...حتما گفتيد گيم مان چول بايد کاري کنه
بعدش خودشو کباب کنه
از رئيس گيم دستور گرفتي
گيم مان چول رو تهديد کردي و وادارش کردي خودش رو بکشه، درسته؟
...يا
گيم مان چول فقط يه قرباني بوده؟
درون درياي من
...تلخي هاي زياديه
...و غيرضروري
موجهايي که بر ميخيزند
ناراحتي و پريشاني موجهاي که بر ميخيزند
×پريشاني00، موجهاي دريا بر ميخيزند×
~ روي دريا ~ ×پريشاني00، موجهاي دريا بر ميخيزند×
~روي دريا~
~...ميدمد~
~پادشاه دريا~
~بذار در قلبتو باز کنم~
~...تنها~
~تنها، گريان و خسته~
~...چشمام~
~بستن~
~ ...همينطور که خوابي نگات ميکنم ~
~ درياي من. مکان آروميه ~
~...من...عميقا... مسحورش شدم~
~ نگام کن ~
خيلي خنده داره
چي؟ بهترين لبخوان اين کشور؟
افتاد تو تله اين آدم
به هر حال، فقط با خوندن يه آهنگ عامه پسند؟
حتي گفت مردم رو وادار به خودکشي ميکنه؟
مسخره ام ميکني؟
چي؟ چرا؟ ديگه چيه؟
اگه سوالاتت تموم شد، گم شو بيرون
چا يو جين بلند شو و بهش فکرم نکن
آدما سخت کار ميکنن تا جلوي جرم رو بگيرن
زود جا زدي
درسته. خسته نباشي
بعضي وقتا موش تو تله نميفته
راستي، دادستان چا. اينو بايد بگم
قطعا ميتوني اين آهنگ رو بخوني
متن آهنگ سخته
سرپرست چويي. کافيه
ديگه دارم ناراحت ميشم
من... ميپامت
به زودي دوباره همديگه رو ميبينيم
چي شد؟
منظورت چيه؟
مهم اينکه، ردي از پياما پيدا کردي؟
...آه! اون، موضوع اينکه
مشکل چيه؟
پياما غيب شدن
چي؟
پاکشون نکردم اما غيب شدن؟
مگه ميشه؟
نه
...ممکنه تلفنت هک شده باشه
يا از مخابرات وارد شده باشن و پاکشون کرده باشن
اما نتايج نشون ميده هک نشده
مخابرات چي؟
پياماتون کاملا تو مخابرات ثبت شده
اما متن پياما وجود خارجي ندارن
نکته جالبش اينکه
سونگ ته و گي ته هم قبل از مرگشون همچين ...چيزي داشتن
پياما ثبت شده اما همه يه طرفه ست
بله
اما اگه ميخواي مطمئن بشي ...که کي همون موقع وارد سرور شده
بايد حکم بازرسي سرور رو بگيريم
همه "آي پي" ها ثبت ميشن
اما 35 ميليون کاربر توي اين کشور
اينجوري کاملا غير ممکنه
...و تو اين موقعيت، درخواست حکم
غير ممکن ترم هست
اگه واقعيت باشه
"اين آقاي "ايکس
اثري نميتونه به جا گذاشته باشه
خوب الان چه کنيم؟
نگران نباش. خودش باهام تماس ميگيره
تا جونمو نگيره ولکن نيست
اينجا کار ميکني؟
من... زندگي ميکنم
چيزي گم کردي؟
تو بودي؟
چي؟
من...مراقبتم
به زودي همديگه رو ميبينيم
چي؟
من چي؟
تو خونه رئيس هان سيگار کشيدي، نه؟
نه
!گفتم من نبودم
رئيس هان گفت ميميرم اگه اينکار رو بکنم
!هنوزم بهم دروغ ميگي
هنوزم چيزي نميگي؟ - !بذار برم -
ريخت روت
اين چيه؟
..پس؟ چي؟
امروز همه جا بدشانسي ميارم
حالا بايد چکار کنم؟
هنوزم کارامو نکردم
باهام بيا
اينکارا ديگه چيه؟
و اون کيه؟
يه نوجون بزهکاره
همسايه شه، همون جايي که رئيس هان زندگي ميکنه
ميدوني که مشکل سازه
!خوب تميزش کنيا
هنوز کناراش لکه داره
اين... واقعا. واقعا زياده رويه
از دنده چپ بلند شدي؟
×صدامونو ميشنون. مواظب باش چي ميگي×
بدش به خشک شويي. يکي ديگه ميپوشم
باشه، فهميدم
برو کنار
بذار ببينم
اون بي
دفترچه حساب کجاست؟
دفترچه حساب؟
حالا ميتوني راستشو بگي
ورش داشتي، مگه نه؟
لازم نيست نگرانش باشي. خوب مراقبشم
کجاست؟
مهمه؟
به شدت مهم
پس بدون دستمزد کاري نميکنم
چي؟
تو دنيا کاري مجاني انجام نميشه
نميتوني مجاني بگيريش
به خاطر اينکه خطرناکه
کي؟
يکي
ايون بي
الان وقت مسخره بازي نيست
فکر ميکني جک ميگم؟
باشه. چي ميخواي؟
...بگو. از اونجايي که ميتونم اينکارو بکنم
...يکي
کمک کن يکي رو پيدا کنم
يکي رو پيدا کنم
کي؟
کسي که قبلا بهت گفتم
پدرم
×جو بونگ هاک× جو بونگ هاک
جو بونگ هاک
چيزي شده؟
نه
پس، کمکت ميکنم پدرتو پيدا کني
مطمئن باش به قولم عمل ميکنم
براي اينکه چيزا مجاني بدست نميان
جو بونگ هاک
به هر حال، اين آدما دوست دارن دردسر درست کنن
ديدن چطور کار ميکنه، اما هنوز نميشناسنش؟
کجا دادستانمون مردم رو تحريک به خودکشي ميکنه
دفترچه حساي رو از مردم مخفي ميکنه
ايش، خدايا
اينطوري نيست؟
ها؟
ببخشيد، درمودش چيزي نميدونم
تو هم. با يه نگاه ميشه فهميد
اما چجوري هر 3 تاتون يه جا زندگي ميکنيد؟
ته تا؟
آه، اينطوري، اين، سه تامون؟
خونه هاي سازمانيه
همونطور که الانم ميدوني خونه رو به رويي مال دادستان چا يو جينه
خونه کناريمونم مال بارزس گو
اما چجوريه همتون مجردين؟
...آه
...خوب
زندگي اينجوري شد ديگه
بذار ببينم. ببينم
خيلي خوب به نظر مياد. خوبه
چيه؟ راحته؟
اينجوريه؟ خوشگله؟
...رئيس هان؛ وقتي خوابين ×ايون بي خودموني حرف ميزنه×
ميخوابيد ×رئيس هان رسميش ميکنه×
آه، وقتي ميخوابين، هميشه لباس خواب ميپوشيد؟
!معلومه. راحت تره
تو نميپوشي؟
...آه؛ همين طور که انتظار داشتم
لباسا تو تن افراد جوون متفاوتن
بعدا يه خوشگلترشو برات ميخرم
نه چيزي که قبلا خودم ميپوشيدم
مهم نيست
دادگاه به زودي شروع ميشه
لباس خواب داشتن خيلي خوبه، مهم نيست کجا ميري
ايون بي. بشين و ببين
!واو. اين خيلي نرمه
خيلي نرمه
جديده. امروز خريدم
براي اينکه ديروز تو تميزکاري بهم کمکم کردي
پس برا من خريدش؟
آره. متاسفم خونمون تخت نداره
حتي اگر راحت نيست، براي مدتي تحمل کن، باشه؟
کجاش ناجوره؟
هميشه تو سونا ميخوابيدم
پس، حتي اگه رو زمين خاليم باشه ميتونم بخوايم
زمين سونا سنگيه، ميدوني
...خيلي راحته
بخواب، الانشم دير شده
فردا بايد دوباره بري مدرسه
چي؟
از فردا؟
البته
ميتونم بعد از شروع دادگاه برم؟
يکم شرم آوره
نه
ايون بي
دادگاه هيچم شرم آور نيست
فقط به صورت يه مراسم براي ورود به دنياي واقعي بهش نگاه کن
مراسم؟
آره. مراسم تولد دوباره
اگه گناه کار باشي، قاضي محکومت ميکنه
اگه بتونه، گذشت ميکنه
اينطوري، ذهن و بدنت دوباره متولد ميشه
يه انسان جديد ازت ساخته ميشه
پس، از اين لحاظ، ميتوني دوباره شروع کني
ميتوني اونجوري که قبلا ميخواستي زندگي کني
پس، اگر اينو ميخواي، بايد بري مدرسه
توبه. ميخوام زندگي کنم. مدرسه
بيا. بخواب. چراغا رو خاموش ميکنم
باشه
!آه، يادم اومد
خر و پف که نميکني؟ اگه خر و پف کني نميذارم بخوابيا
براي اينکه حساسم
بله
بخواب
ممنون
بله، سرپرست تيم
نه، خوبم
الان ميرم
زود بيا. بيا. بشين. بشين
چکار ميکني؟ زود، براش بريز
بله
مينوشيد ديگه، نه؟
امروز سخت کار کردي
چيزي نيست
خونت هنوز مرتبه؟
اونا بايد خونه رو بهم ريخته باشن
مشکلي نيست
خوبه پس
خوبه، اگه ميخواي ترقي کني
بايد اينجوري تجربه ها رم داشته باشي
ميفهمي؟
اما، يوجين. چون دوست دارم اينو ميگم
اگه اتفاقي دفترچه حساب رو داري
بده به من
بهت نمياد
بسپرس به کساي ديگه
به من مياد. گذشته تيره و تار
حالا، اين تموم شده
بذار فقط اينو ببنديمش و به فراموشي بسپريمش
اون دفترچه حساب واقعا دست توه، نه؟
نه
چي نه؟ الانشم ميدونم
يه بار ديگه ازت ميپرسم
تو... واقعا نداريش؟
نه
خوبه. درسته. گفته بودم
بزنيم به سلامتي
!سربکش
درسته. چجوري برادرات ته
چجوري دفتر چه اي که زندگيشون بهش بنده رو بدن يکي ديگه؟
اين طور نيست؟
بله، درسته
يوجين، فقط خيلي ناراحتم. که اينکار رو کردم
ميفهمي که، نه؟
بله
...اما ميدوني
به عنوان سرپرست دادستانا نميتوني از همچين نزول خوري پول قرض کني
يوجين. يه جور ديگه فکر کن
يه درخواست شخصي نيست. به مملکت بستگي داره
سرنوشت مملکت
!قربان
!منو ميترسوندي
چکار ميکنين؟ دوباره چي شده چي کشوندتت اينجا؟
متاسفم. واقعا نگرانم
چرا؟ دوباره يکي ميخواد خودشو تسليم کنه؟
از کجا ميدوني؟
گفتم برادراي ته رو کشتن
راسته؟
بله
...اما
اما چي؟
اين دفعه، اينم ميخواد دادستان چا يوجين ببينه
اين... دوباره. چشه؟
کجاست؟
وايسين. وايسين
اين، هرچقدرم فکر ميکنم اصلا درست نيست
...لازم نيست بري بالا. نه
!نبايد بري بالا
کاملا روشنه که تله ست
اما اين تنها فرصتيه که بتونيم بقيه افرادو يدا کنيم
نه
واقعا دارم ديوونه ميشم
تشک فنري. تشک فنري
دادستان چا يوجين هستي؟
بله
اگه پايينو نگاه نکني، نميترسي قبلا اينو شنيدي؟
وقتي توي ارتفاع راه ميري
دروغه
ارتفاع نيست که ميترسونتت
از تصور دردش پاهات يخ ميزنه و بدنت به مور مور ميوفته
آره... حتي حالا، بايد به بچه ام شير بدم
خيلي سرده
درسته. از همين اولشم مجبور بودم براي نجات بچه هام پول قرض کنم. واقعا دوست ندارم
براي اينکه نميتونسم پس بدم مجبور شدم چيزاي باارزشي رو بفروشم
×کليه، کبد، چشم×
اما، با بهبود بچه
يه دفعه بدتر شد، يه شب
تو اورژانس، اونا گفتن بايد عمل اورژانسي انجام بديم
اما، هيچ دکتري نيست
منتظر معجزه بودم
جراح اومد
!ممنون
تو اون زمان، بوي منگ بودن دکتر رو احساس کردم
اما، جلوشو نگرفتم
براي اينکه خدا تعيين ميکنه کي بميره و کي زنده بمونه
نميتونيم رد کنيم براي اينکه همينشم از خوبي خداست
گرچه؛ حتي با اين مرحمت خدا
هيج فرقي براي بچه ام نداشت
پس، براي نجات بچه ام؛ قرنيه چشمم رو فروختم
اما بچه ام هيچ وقت بيدار نشد
تقصير دکتر مست نبود
پس، براي اين برادراي ته رو کشتي که کليه ات رو گرفتن؟
پس، کسي کمکت کرد انتقامتو بگيري، نه؟
درسته
براي همين، من خوش شانسم
کاملا از کار افتاده ام
کسي که ميتونه همچين نمايشي از خودش نشون بده
و بعدش کسي که کمک کنه انتقامت رو بگيري و بعدش بهت بگه خودکشي کني؟
براي اينکه هيچي تو دنيا مجاني نيست
...لطفا بيا پايين
بخاطرش خيلي ضرر کردي
اما هنوز بقيه زندگي تو داري
نه
همين الانشم ديگه چيزي تو زندگيم ندارم
نگو، که الانم داري به حرفاش گوش ميدي
يه گروگان ديگه رنج ميبره؟
گروگان؟
آه... ميتوني بهش بگي گروگان
به خاطر اينکه يه آدم لعنتي ديگه مونده
...يکي مونده
...پس
اون دکتره؟
دکتره هنوز زنده ست؛ نه؟
اومدي خودکشي کني تا دکتره هم بميره
انتقامت کامل بشه
چرا انقدر پيچيده ست؟
چرا؟ هنوز پيداش نکردي؟
من... من پيداش کردم
اما غير قانونيه. قانون عموميه مخابرات
واقعا مرد سرسختي هستيا
کدوم خط؟ من ميبرمش. من
چي؟ پس، خوبه
اين خط
اين؟ - آره -
کدوم يکي؟ کدوم يکي؟ چجوري قطعش کنم؟
!اينجوري... و بعدش... بامب
گوشيت ديگه از کار افتاده
من الان شبکه تلفن ناحيه رو قطع کردم
خدايا. چکار کنيم؟ - !بازرس -
اون آدم... مجبورت کرد چکار کني؟
نزديک نيا. وگرنه، ميپرم
البته مجبوري بپري
برا همين اينجا رو انتخاب کردي
اما، قبل از اينکه بپري، اول بايد يه چيزي رو بفهمي
شنيدن آرزوي انتقام افراد ديگه
شيطانه
عشق اول منم يه ديونه دزديد
و تو چي؟ ميبيني داري در مورد انتقام حرف ميزني
حقيقتش، زندگي تو هم به وسيله اون ديوونه دزديده شده
الان بايد به خودت بياي و به حرفم گوش بدي
مجبور نيستي بميري. ميتونم اون ديونه رو بگيرم
انتقام چي؟ اين تنها اميدت براي ادامه زندگيه
پس اينه. براي تو زندگيه که معني داره
اما، من چکار کنم؟
بايد زودتر بميرم و انتقامم رو بگيرم اين برام از همه چيز مهمتره
ببخشيد. گفت بهت يه پيام برسونم
اما ديگه نميتونم برسونمش
الان، خيلي خسته ام
بايد برم
!نه
دادستان - چکار کنيم؟ -
دادستان بلند شو - دادستان -
چا يوجين چه مرگشه؟
رئيس
حتي بهش اشاره ام نکن، يه دردسر بزرگه
دقيقاً اون چشه؟
آخرين نفر محاصره شده بود اما بعدش خودش رو سوزوند
اين دفعه، اون دختر تسليم شد اما از ساختمون پريد پايين
اون کيه که با اين چيزاي خوب ملاقات کرده؟
اين بچه اون واقعا دفتر حساب نداره؟
ممکنه همينطور باشه
ممکنم هست اينطور نباشه الان، بالايي ها عصبانين
اونا گفتن عجله کنيم و دفتر حسابش رو پيدا کنيم
اما اگه دادستان چو دفترو نگه داره چي؟
!اونو بدشانسي نياريم
معذرت ميخوام
در اون شرايط، هممون اخراج ميشيم اخراج
ديگه نميشه اينطوري ادامه داد
ما بايد اول از يو جين بازجويي کنيم وضعيت تي اف رو اعلام کنيد
!تي اف
...در اون صورت کي مسئولش بشه
تو يه شخص مناسب برا اين کار داري
شما زود اومديد، دادستان کيم
سونگ هي. سونگ هي
اينجا! اينجاست! من پيداش کردم
آقا.شما خوبين؟
تو چرا اينجايي؟
منظورتون چيه چرا؟ نگرانتون بودم،براي همين اومدم
بعد از اينکه رئيس بخش هان بهم گفتن انقدر اذيتش کردم تا اجازه داد باهاش بيام
رئيس هان تمام مدت اينجا بود همين تازه رفت اداره
تو هم ديگه ميتوني بري
اما، شکا چه جور داستاني هستين؟چرا شما همش صدمه ميبينين و مياين بيمارستان
حتي پليس جنايي هم نيستين
رئيس هان اين رو بهت گفته؟
که همش صدمه ميبينم؟
هممم.بالاخره بيدار شدي؟
دادستان ما چطوري با آدماي ديگه کنار مياد؟
اون توي بيمارستانه، اما اما اينجا نه هيچ آب پرتغالي هست
نه هيچ آب هلويي
متاسفم.متاسفم
دانش آموز، من واقعاً متاسفم
ميتوني بري بيرون و يکم آب پرتغال و آب هلو بخري؟
ممنون
نمايش ديروز سرگرم کننده بود
تو ميدونستي که ما داريم استراق سمع ميکرديم، درسته؟
سرپرست بخش، آدماي شما واقعاً مفيدن
وانمود نکن مريضي هنوز دنده هات نشکسته
به هر حال، تو گذاشتي ما بهره برداري کنيم
از دستگاه به همين خاطرم ما به وضوح تونستيم بشنويم
اما من آدمي نيستم که به راحتي به کسي اعتماد کنم
به خصوص وقتيکه با دادستاني سر و کار دارم که با رئيس کيم کار ميکنه
خوبه، شما ميخواين ما چي کار کنيم؟
کار بخش تجسس داخلي نظارت کردن نيست
و بعدش وقتيکه زمانش رسيد آدما رو دستگير کنن
پس، تو ميخواي بذاري ما تمام مدت نظارت کنيم
مهم نيست از چه روشي استفاده ميکنين
يبار که اون بفهمه تحقيقات رسمي شروع شده
مخفي ميشه
پس تو داري ميگي برنامه داري تا آخر نقش يه طعمه رو بازي کني
تا وقتيکه من هنوز دارم نفس ميکشم،
اون قصد نداره پرسه زدن رو بي خيال شه
اون زن چطور؟
اون سالمه
اگر چه هنوز بهوش نيومده
اون دکتر هنوز زندست
ميدونين اون کيه
بازپرست همين الان رفت اونا رو بگيره
اونا تمام شب گذشته رو با تحقيق درباره ي اون و رئيسش گذروندن
شما آدماي خوبي دارين
من هيچ ربطي به اين قضيه ندارم شما دارين چي کار ميکنين
من قبلا کامل بررسي کردم
تو تنها کسي هستي که جراحي رو روي بچه هان مي سيون انجام داده
خوب، اگه کاري با من نداريد
لطفاً بريد
منم واقعاً ميخوام برم
بعدش اين درست مثل اين ميمونه که بذاريم شما بميرين
شما چي گفتين
شما دارين درباره ي چي صحبت ميکنين
از الان به بعد، يه نفر هست که بهتون چشم دوخته و ميخواد شما رو بکشه
چي
،تمام آدمايي که شامل اون شدن، مردن
فقط شمايين که موندين
شما ميدونين منظور من چيه، درسته
ميخوام اينو بهت بگم، که اون آدمايي که مُردن
اونا 300 محافظ داشتن، اما با اين حال، مُردن
نه
اون روز، من هيچ الکلي ننوشيدم
راست ميگم
و از اونجاييکه شما از اداره دادستاني هستين بايد مشخصاً بدونين
من تا حالا هرگز به هيچ جرمي محکوم نشدم
بله، ميفهمم
واقعاً اين معني نميده
اوه، درسته
پانصد محافظ پيدا کن و همونجا منتظر باش، پس
من دارم ميرم
...اون
چه اتفاقي افتاده اين عوضي
تو مطلقاً نبايد در رو باز کني
×تو کجايي؟ تو کجا مخفي شدي؟×
متأسفم
دنيا اينطوريه
...تنها
انتقام مثل دنيايي هست که ...توش شير و عسل جريان داره
پس عدالت بايد جايي باشه که توش هيچوقت رودخانه از جريان باز ناايستد
عاليجناب، کجا بودين تلفنتون کلي زنگ خورد
سريع باهاشون تماس بگيرين
چي شده
بازرس گو با چاقو زخمي شده
يه نفر دکتر رو کشته
چي
پس شما بايد خيلي مراقب باشين
خوب پس، چقدر صدمه ديدن
پشت سرم وايسا. حرکت نکن
خيلي وقته نديدمتون، دادستان
تو کي هستي
منُ ميشناسي
ايون بي، تو بايد برگردي. اين خطرناکه
اين به خواست خودمه. هر کاري بخوام انجام ميدم
آقا، شما فقط يه نفرين
برو کنار
متأسفم
!آقا
!آقا
کفشا
لعنتي
اوه، آره
کافيه. تو قبلاً بارها به من کمک کردي
فوراً با رئيس هان تماس بگير. فوراً
...درباره ي اون
باشه. من جي پي اس رو پيدا کردم
ايستگاه مادو
ما موقعيت مظنون رو پيدا کرديم
ايستگاه مادو. درخواست پشتيباني داريم
عجله کنين خواهش ميکنم! عجله کنين
اما...شما از کجا ميدونستين اينجاست
نيازي نيست تو درباره ي اون بدوني اما دادستان چطور
دادستان حالش خوبه
الو؟ ايون بي! جو ايون بي
چي شده
دانش آموزا نميتونن برن داخل
اوه نه، نه. من بايد برم تو! بذارين برم تو
...آه
تو الان داري چي کار ميکني
باعث آرامشه که من هنوز وقت دارم تا سلام احوال پرسي کنم
لطفاً مراقب خانوادم باشين
محکم نگهش دار
دادستان، دستمُ ول کنين
همينطوري ادامه بدين دادستان شما هم خواهيد مُرد
حرف بيخود نگو
هيونگنيم، من دوستون دارم
تو ديوونه اي
*پرشـين دريــم تيم* "Soara1371 - Parnaz" :مترجم
×آنچه در قسمت بعد خواهید دید×
دي ان اي قبلا براي بررسي گرفته شده
فردا معلوم ميشه که اون کي بوده
اين خالکوبي، خالکوبي معمولي اي نيست
اين قبلا در بازداشتگاه مورد استفاده قرار گرفته
من قبلا اين نامه ها رو در بازداشتگاه تاييد کردم
يو چانگ سون، 33 ساله
اون چند روز پيش از زندان آزاد شد
...چيزيکه جالبه اين هست که ..دادستان کسي هست که يو چانگ سون رو انداخت زندان
به من نگو
بازداشتگاه سومو؟
يو جين يو چانگ سون رو گرفت و ...انداخت اون تو
شکي توش نيست
تو يو چانگ سون رو تحريک کردي؟
اون... من هيچي نميدونم
...از اين لحظه به بعد، شما
عجله کنين اون رو بفرستين کلينيک
شواهد محکم پيدا کنين
اون مرد رو از بين ببرين و دفتر حساب رو برگردونين
اگه نداشته باشيش، تو بايد بميري
چا يو جين
تو متهم به ترغيب به خودکشي و رشوه هستي من به موجب اين حکم شما رو توقيف ميکنم
شخص مايل به خود کشي, کيم مان چول
ساختمان شروع سفر، هان مي سون
و همينطور يو چانگ سون
مرگ همه ي اونها وابسته به خاطرات منه
هفت سال پيش، اون از هيپنوتيزم استفاده کرد تا خاطرات خودش رو مهر و موم کنه
پس، اگه اون خاطرات مهر و موم باز بشه
اين بينهايت دردناک خواهد بود
اما اون بيمار چا يو جين خودش پيروز شد
چا يو جين از خودمونه
!هفت سال قبل، اون مکان کجاست؟ دادستان
!هفت سال قبل، اون مکان کجاست؟ دادستان
من نميدونم.من نميدونم
...هفت سال قبل
من نميدونم. نميدونم. من واقعا نمي تونم به ياد بيارم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.