Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
*پرشـين دريــم تيم تـقـديم ميـکند* "Parnaz":مترجم
×آنچه گذشت×
چجوري اون کار رو کردي؟
چکار؟ - ميدوني، اعتراف ازم گرفتي -
×چا يو جين، دادستان مسحور کننده× ميدوني, اعتراف ازم گرفتي
سينه ام درد گرفت و احساس کردم دارم ديونه ميشم
و واقعا ميخواستم همه چيز رو فاش کنم
به اين ميگن اعتراف از روي زور که غلطه
وانگهي، اين استعداد خاص دادستانمونه
به نظر مياد بعضي از خاطراتت رو به ياد آوردي
مثل هم بودن؟ - دختري که تو خاطرات ظاهر ميشه. شبيه اونه؟ -
اخلاقش کاملا با اون چيزي که تو روياي منه ...متفاوته، اما
اين خاطرات سرکوب شده ست؟
علت مرگ؟
بعد از ضربه، افتاد روي زمين
و با شي نوک تيز به پشت سرش ضربه وارد شده
نه، اصلا نميخواستم بکُشمش
جو ايون بي
تنها کسيم که معتقدم بيگناهي
بيگناهي
خوبه
کسي باور نميکنه
چرا بدون مدرک دنبال يه آدم بي گناه افتادي!؟
کسي که دنبالش ميگشتيد، گيم مان چول، زنگ زد
چي گفت؟
دادستان چا يو جين؟
بله، خودم هستم
~ در درياي من ~
~ پر شده از غم و اندوه ~
~ نگراني بي اساس ~
~ بزرگتر و بزرگتر ميشه ~
اين آهنگ رو ميشناسي دادستان؟
بقيه نميدونن، اما شما بايد خيلي خوب بدوني
کي هستي؟
اين آهنگو از کجا ميشناسي؟
چکار ميکني؟
بيا بيرون. بيا بيرون
بيا بيرون
بيا بيرون. بيا بيرون. بيا بيرون
بيا بيرون - دادستان. دادستان -
!نه، نه
دادستان
دادستان. حالتون خوبه؟
همه چيزو به ياد ميارم
:: قسمت 2 :: : کشتن اهداف :
سونگ هي. عاشقتم
يو جين
عاشقتم
چي شد؟ هنوزم همونطوريه؟
خدايا
انگار نميدونه کجاست
معلومه
همچين اتفاقي بقل گوشت بيفته و اون يکي نخواد بياد بيرون؟
و اينکه منفجر شد
حتما خيلي ترسيده
پس، يعني... حداقل يه ماه
درسته. حداقل بايد يه ماه استراحت کنه
تو چرا انقدر خوشحالي؟
ما حتي نتيجه آزمايشاتم نميدونيم
چکار ميکني؟
براي مرخص شدن کمکم کنيد
کي اجازه اين کار رو داد؟
خانوم جانگ، زود باشين، دکتر رو خبر کنين - باشه -
جيغ و داد رو تموم کن
خوبم
بايد جايي برم
باشه، پس بياين با هم بريم
نه. تنها ميرم
...اما، قربان. مهم نيست چطور
اين يه دستوره
مگه نگفت يه دستوره؟
×چو سونگ هي×
×اوني سونگ هي، خوب زندگي کني. برات دعا ميکني×
×اوني، منم. يون هي. دلم برات تنگ شده. عاشقتم×
×اوني، منم، يون هي×
~ ..تماشاي خواب تو ~
~ درياي من. جاي آروميه ~
~ ...من... عميقا... غرق شدم ~
در نگاهت به من
!اينجاست! پيداش کردم
!اينجاست. سريع
اگه اينطوري بوده
کاملا امکانش هست که خاطره عمدا فراموش شده باشه
در ديدگاه پزشکي، از دست دادن عشق اول
اونم با يه ضربه رواني شديد
اينطوريه؟
چي؟ - خاطراتي که عمدي فراموش کردم -
بله، درسته
پس، خوبه
اما، منظورتون چيه؟
ديگه لازم نيست هم ديگه رو ببينيم
چي؟
...خوب، من... معلومه خوشحالم، اما
اما هنوزم بايد براي يه مدتي درمان بشي
مگه نگفتي اينا خاطرات سرکوب شدن؟
بله، درسته
پس نيازي به درمان بيشتر نيست
يکي داره بازي در مياره
...پس ميگين
گيم مان چول هم دست داره؟
همدست نه، گيم مان چول عروسک خيمه شب بازي بوده
و اونا بهش گفتن خودکشي کنه
برو و در مورد
تماس هاي اخير گيم مان چول و کساني که باهاش در ارتباط بودن تحقيق کن
چرا اين فکر رو ميکني؟
...مي تونم بپرسم، يا گيم مان چول
قبل از خودسوزيش چي گفت؟
چيز خاصي نگفت
باشه
خيله خب، اگه خواستي بعدا بهم بگي، راحت باش
بعدش ميرم تحقيقات
دادستان، اين آهنگ رو ميشناسي؟
اگه بقيه مردم ندونن، شما بايد خوب بدوني
يه آهنگ
گيم مان چول قبل از اينکه خودش رو بسوزونه يه آهنگي خوند
يه آهنگ از 15 سال پيش
و من ميشناختم
...اگه اون مال 15 سال پيش باشه، پس
...نگو که
درسته
تو اين مورد خيلي مشکوکه ديگه
ميدونين که قانون گذشت زمان بهش خورده
و هفت سال پيش، تموم شده
ميدونم
و به خاطر اين پرونده
براي مدتي هيچ کاري نميتونستيد بکنيد اينم ميدونيد؟
يادم مياد
و آخري
به رئيس هان قول دادم که ديگه اين موارد پيش نياد
مردي که به خاطر دخترش انتقام ميگيره کسي که انقدر عصباني شد که خودشو بکشه
قبل از اينکه بميره، با خوندن داغ دلش رو نشون ميده
چجوري فقط تو و اون مرد اين آهنگ رو از 15 سال پيش مي شناسين؟
عاليجناب، بايد استراحت کنيد
جدي ميگم
کارتو درست انجام ميدي
و اينکه نميدونم چرا اين پرونده رو دوباره به جريان ميندازي
همه نگرانن
باشه، ميفهمم
اگه نميتوني اين کار رو بکني، پس بازرس گو خودت از اين ماجرا کنار بکش
از نوشيدنيتوت لذت ببريد
چي ميل دارين؟
خيلي تغيير کردي، اوپا
چقدر ميگذره؟
تقريبا...7 سال؟
متاسفم، يون هي
چيزي نيست. معذرت خواهي لازم نيست
چيزي شده، اوپا؟
نه
اينطور نيست که... نتوني دادستان بشي، نه؟
نه
پس چرا گرفته اي؟
بايد خيليم خوشحال باشي که به عنوان کارمند دولتي کار ميکني
درسته، بخند. وقتي ميخندي خوشگل ميشي
متاسفم
منو ببخش
اوپا، چرا همش ميگي ببخشيد؟
بقيه وقتي بشنون فکر ميکنن
معشوقم بودي که با پولام فرار کردي
اين مدت، فراموش کرده بودم
تو و خواهرت رو
واقعا؟
نااميد کننده است
درسته
ما بايد همه چيز رو فراموش کنيم
اما
واقعيتش
ديدنت برام دردناکه
بايد برگردم سرکار. اگه اينجوري ادامه بدم بداخلاق ميشم
اوپا، تو هم بايد بري
يون هي
يکم ديگه بمون
به زودي علت مرگ خواهرت رو ميفهميم
چجوري؟
يه مجرم داريم
و گيرش ميندازم
ايش، آزار دهنده ست، چکار داره که باهام اينجا قرار گذاشته؟
×که بکشمت. اميدوارم دنبالش بري×
حتما، باشه ×هاهاهاه، فکر کن امروز بميرم×
×آخر کوچه سمت راست در رو ميبيني؟×
آره، ديدم
×چند لحظه جلوش وايسا×
×چرا درو باز نميکني؟ زود باش و بيا بيرون×
×Xنه، فقط جلوي در وايسا. درست وسط نقطه×
اين چيه ديگه؟
...حتي دوربين امنيتيم گذاشته؟ واقعا که
اين چيه؟
منطقه رو ببندين
من پليسم، پليس
اينجا
روي ديوارم هست، بايد نمونه ها رو برداري
باشه
آقا
يه لحظه
تحت حفاظت قرار گرفته؟
آره. براي اينکه کسي رو نداره
بايد تا دادگاه مراقبش باشيم
سرپرست نداري؟
يه دوست دارم
دوست سرپرست نيست. نميشه
پدر، مادر، پدر بزرگ، مادر بزرگ
اگه ندارِي خاله يا عمه، هيچي رو نداري؟
پدرم
پدر دارم
پدرت کجاست؟
اونا دوره گردن. حتي ممکنه شناسنامه هم نداشته باشن
نميتونيم تو سيستم پيداشون کنيم
چه درد سري
چه دردسري؟
فقط قوانين رو ببين، اينجوري تو درد سر نميفتي
تا شروع دادگاه با يه محافظ زندگي ميکنه؟
اون بيگناهه
کسي رو نکشته، پس بيگناهه؟
نوشيدن الکل، سيگار کشيدن
براي سرپرستي بچه ها، بايد اون بخش رو آماده کنيم
فحشا. همين طور مصرف مواد
هنوزم بيگناهه؟
واقعا، راه خوبيه که تو اين کشور زندگي کنيم
چي؟ نگو که ميخواي سرپرست قانونيش بشي؟
پس، آزادش کن
لطفا ببرش
باشه
درسته
...مثل تو...هي، هي، پرروي... خودخواه
حرف ميزنما
چجوري همچين آرزويي داري؟ اونم با کاراي عجيب يکي از کارمندا
تو بيگناهي
بيگناهم, نه؟
درسته، نه؟
خوبه
کسي حرفمو باور نميکنه
بله
انگار يه چيزي پيدا کرديم
کجايي؟
...پس اينکه
اينجا. از اين طرف
...باشه. چجوري
اوه، اين کيه؟
سلام
عاليجناب، چي شد ما رو قابل دونستيد؟
اونو يادت نمياد؟ آخرين بار بر روي پرونده تجزيه جسد بهمون کمک کرد
اين دفعه، اون مسئول پرونده کيم اين سوکه
ها... يادم اومد
بازرس جنايي پاک، همه چيز مرتبه؟
اصلا ميشه اشکالي نباشه؟ مشکلم داريم
ميگم. لطفا بيايد
تصفيه هوا افتاده روي نقطه علامت گذاري شده
جالبيش اينکه
نصف شب از طبقه سوم افتاده
و دقيقا روي سرش فرود اومده
اگه حتي 30 سانتي اونورتر بود. يارو نميمرد
افسر پاک، يه لحظه
در مورد يه چيزي بايد با عاليجناب حرف بزنم
حرفتونو بزنين
دقيقا چه خبره؟
چرا گفتي بيام؟
ممکنه مجرمي که دنبالش ميگرديد اين سناريو رو ساخته باشه
چي؟ - همون که گفتم -
قطعا نميگم همون قاتل 15 سال پيشه
خوب
بگو
موبايلي که گيم مال چول قبل خودسوزيش بهش زنگ زده بود
اينجا پيدا شد
البته داغون شده
بر اساس صدماتش
موبايل رو قطعا از ارتفاع پرت کردن
زماني که باتريش دراومده درست با قتل يکي بوده
همون طورکه گفتيد
اگه کسي گين مان چول رو مجبور به خودکشي کرده باشه
اونوقت احتمالش هست مسببش قاتل ديشب باشه
و پاک سونگ ته رو کشته باشه
پاک سونگ ته؟
آره
اين پاک سونگ ته. يه رباخوار فاسد
اما الان اصلاح شده و تو گانگنام زندگي ميکنه
کافيه آگهي براي ارتش بديد يا اسمش رو براي پول شويي ببرين
قبلا، با برادر بزرگش، پاک جي ته
به عنوان يه رباخوار نزديک کازينو غير قانوني کار ميکرد
همه ميخواستن بکشنش
اما اونا هم کاملا موقعيت رو درک ميکردن
براي همين به شدت حفاظت ميشدن
ممکن نبود بتوني سيخونک بهشون بزني
وانگهي
يه شايعاتي هست
تمام حساب کتاباشونو تو يه دفتر مينويسن
که احتمالا فقط شايعه هم نيست
به هر حال، با اين دفتر مخفي هيچکي جرات نميکنه بهشون نزديک بشه
اين ديگه شايعه ست
برعکس
امکانش هست به خاطر اين دفتر بميرن
کسي که دنبالشيم
ممکنه يکي از اسامي ليست سياه رو بشناسه
درسته
براين اساس، ما بايد اون دفتر رو ببينيم
کجا ميري؟
شخصا پرس و جو کنم
عاليجناب، وايسا
نميتوني
اونا خيلي خطرناکن
مهم نيست
اما
يه درخواستي ازت دارم
درخواست؟
به چي نگاه ميکني؟ هرزه
عجله اي نيست. ميتوني صادق باشي
خانومي، چرا دست بند داره؟
اصلاح شدني نيست؟
چون با دادستان رفيقه؟
ساکت. جرمش با بقيه تون فرق ميکنه
زجر آوره
حتي تو زندان، بين مردم فرق ميذارن
بگو سرپرستشي بعد حرف بزن
فرق گذاشتن رو نشونت ميدم
وقتي بريم، تو مردي
جو ايون بي
بيا بيرون
بله، ميفهمم
بيا اينجا
خسته نباشي
اومدي
بذار ببينم
!به چيزي دست نزن
بفرما
خسته نباشيد
هي. تو جو ايون بي هستي؟
بچرخ
واقعا بزرگتري نداري؟
غير از دوست
!هيچکي رو ندارم
پدر، مادر، پدر بزرگ، مادر بزرگ
عمه يا کسي مثل اونا. يکي از اينا ديگه؟
ندارم
...واي، اين بچه رو
خوردن الکل، کشيدن سيگار فحشا، خود فروشي. مواد
بازرس گو، چرا دادستان گير داده رو اين پرونده؟
درسته. چرا اين پرونده رو برداشته؟
ميتونه به يکي از 7 پرونده حل نشده مون اضافه شه
درسته
اونجوري که من ميبينم، معماي تو بزرگتره
خدايا
بريم
واو، در مقايسه با دادستان، تو عجيبترم هستي
حتي آدرس اونجايي که اسبابکشي کردم رو نميدونم
اما تو همينطوري پيداش کردي
قطعا همين دور و وراست
درسته، درسته، فهميدم
بازرس، فوق العاده ايد
فقط براي يه سئون داو مثل من سواله نوجونا و تلاششون
کاملا ميفهمم
اما چرا نميري ديگه
ميام پيدات ميکنم
صادقانه، منم ميخوام اين کار رو بکنم
اما عالجناب يه درخواست ويژه ازم کرده
پس نميتونم اين کار رو بکنم
اولين باره که همچين چيزي ازم ميخواد
چيه؟
چرا خشن نگا ميکني؟
خشن؟
فراموشش کن. بريم
خدايا. خيلي گرمه
قطعا بايد همينجا باشه
اما، بذار بپرسم
چرا به دادستان ميگي عاليجناب؟
جونتر از تو به نظر ميرسه
کنجکاوي؟
واقعا؟
...درسته، از همون اول - خوب -
پادشاه رو "سانگام" ميگفتي
رده رسمي بعدش رو " دگام". خيلي مهم بودن
رده سوم رو "يونگ گام" ميگفتي
خوب، الان. دادستانمون موقعيت "يونگ گام" رو داره
که بعد از "سانگ گام" و "دگام" مياد
پس، اينجوريه
پس تو چي، بازرس؟
من؟
رده من پايين تر از اوناست، پس من "ناري" هستم
!پس اينطوريه
خدايا. پس، ناري، لطفا برگرديد
...چکار ميکني
!از کدوم خانواده اي؟ خيلي باهوشي
!پيداش کردم! پيداش کردم
چي؟ واقعا؟
درسته؟
بالاخره پيداش کرديم
خب برو تو
من؟
خونه توئه، معلومه بايد بري تو. په نه په من بايد برم؟
زود باش، برو تو
سلام
از دفتر دادستاني اومدم
دفتر دادستاني؟
براي چي؟
خونه جو ايون بيه؟
خونه جو ايون بي نيست؟
براي چي اومدين اينجا؟
مشکلي نيستم. از جو ايون بي محافظت ميکنيم
الان، ميخوايم بفرستيمش خونه پس آورديمش اينجا
در رو باز ميکنيد؟
خدايا، سخته خونت رو پيدا کني
باشه؟ پس فقط برم تو، درسته؟
...باشه. ميتوني ببيني، درسته؟ميخوام
دارم ميرم
!...دارم ميرم، دارم ميرم، دارم ميرم
!رفتم تو
باشه؟
حالا ميتوني بري
حالا ديگه چيه؟
هنوزم کاري هست بکني؟
چيزي ميخواي بدي؟
اگه ميخواي چيزي بگي؛ بگو. بهش ميگم
به اين چيزا نيازي نيست
باشه پس، ميرم
برو تو، خانوم کوچولو
"باشه. پس خدافظ "ناري
باشه. من رفتم
...آي، واقعا
اون برادر کوچکتر پاک گي ته بود؟
آره
هميشه بد خلقه. قطعا مسبب جار و جنجاله
...حتي اگه فقط زنگ بزنه
اون؛ درسته! موبايلم
آه؛ توي کمدمه
اگه زنگ زد، بايد قطع کني
...اگه جواب ندي
چي ميشه؟
کيه مگه!؟
تبديل ميشه به پليس جنايي. تنها به خاطر يکم کسري بودجه؟
منم دستيار تدارکات دادستان گيوم نيستم
واسه همچين آدمي ميتونم کلي مشکل درست کنم
الو
بله
مدير بخش؟
...بگو اينجا نيست. اينجا
نايب رئيس
نايب رئيس هستش
آه،بله، نايب رئيس
بله
البته
باشه، ميفهمم
بهترين کارمو انجام ميدم. بله
ايش، اين بچه. حتي به نايب رئيسم زنگ زده
عزيزم
به مدير زنگ بزن و مجبورش کن با هم بگردين
و نيروهاي ويژه رو مستقر کن
نيروهاي ويژه؟
آره، گفت يکي ميخواد بکشتش
شلوغ کرده تا بهش محافظ بدن، نيروهاي مسلح
دليل اين کارشون چيه؟
اينو به من ميگي؟
...نميدونم. موضوع اينکه
دستور از بالا رسيده
و همينطور
وقتي امنيته يکي از افرار کشور تهديد ميشه
قانون عمومي بايد ازش محافظت کنه
بله
محافظت. حقوق عمومي
اما مراسم تدفين کجا برگذار ميشه؟
درسته، تا وقتي اين جاني دستگير نشه !مراسم تدفين برگزار نميشه
تمام روز غر ميزد
...چه سردردي
مجبوريم عجله کنيم و اون رواني رو بگيريم
وگرنه، کي مي دونه اون بشر ممکنه چکار کنه
کاملا معلومه بهتره ناديده شون نگيريم
اگه احساس کنن زندگيشون در خطره
دفتر حساب و کتاب رو رو ميکنه
مدير بخش... کارتون درسته
!پس چي خيال کردي
يه پا حرفه ايم برا خودم
بهترين بهترين ها
اين همه اون چيزيه که داري؟
ميدونستي دوباره بر ميگردم؟
از اونجايي که چيز زيادي نداري احتمالا زياد سنگين نباشه
بده به من
وقتي اومدن اينجا همه وسايلم رو پرت کردن بيرون
بيا بريم، بانوي من
چرا اومدين اينجا؟
دنبال رئيست پاک ميگردم
يه لحظه وايسين
اداره تحقيقات سئول، دادستان چا يو جين اومدن رئيس رو ببينن
مدير بخش گيم فرستادتت؟
درسته
اول، ميخوام همدردي عميق من رو بپذيريد
...مرحوم
!کافيه
وقتي اومدن پول بگيرن، همه تا زانو خم شدن
اما وقتي همچين اتفاقي افتاد اونا يه جوجه دادستان برام ميفرستن
حتي خودشونم نشون ندادن؟
...اون آدما
درسته
قدرت حقوق عمومي لازم نيست باهم باشن جاني ميزنه و ميکشه
چي؟
چي گفتي؟
چرا؟ بهت برخورد؟
اگه فکر ميکني بي عدالتيه دفتر حساب کتابتو رو در بيار و نشون بده
حرفات تموم شد!؟
!هي، پاک گي ته
...ايش، واقعا که
ميدونم کارت ديگه تمومه
فقط نميتوني فاش کني
به همه اون محافظين بيرون نگاه کن به نظر ميرسه از خودتم ميترسي
چرا آخرين حرفاتو بهم نميگي؟
بيا
نگا کن
قربانگاه رو رها کرديد. بين شما کساني ميميرند
قبل از همه سردسته تون مياد
استخوان هاتون در سرزمين پراکنده ميشود
...وقتي اجسادتون مثل "ايکس" همه جا پخش شد
اون وقت ميفهميد که من اربابتونم
اين چيه؟
!نميفهمي؟ پيشگويي مرگ
حالا ميفهمي؟
!ميخواد اينجوري بکشتم
نامه رو کي گرفتي؟
تقريبا... 15 روز پيش
تميم امنيتيمون گشتن
اما هيچ اثر انگشت يا چيز ديگه اي پيدا نکردن
وقتي نداريم. بايد اوني که اين نامه رو فرستاده بگيريم
چيه؟
زود، بذارش زمين و برو بيرون
اون آدما! در گذشته، هزينه زيادي براي محافظت دادم
...حالا، به اين ترتيب
...اتفاقات
بيا اول آروم باشيم
مدير بخش گفت بايد بهت بگم
مهمون خيلي به رئيس نزديکه شده
واقعا؟
واکنش رئيس چيه؟
تکون نخوردن
باشه. ميرم ببينم
برگشت سر جاش
باشه، فهميدم
رئيس، لطفا به اون ساعت به دقت نگاه کن
زمان رو متوقف ميکنم
تا5 ميشمورم
وقتي گفتم 5، زمان متوقف ميشه
پنج
چهار
سه
دو
يک
هيپنوتيزمتون کردم
ميتونم قلبتون رو حس کنم
قلبتون ضعيف ميزنه
اگر يکم بيشتر فشار بيارم، قلبت واي ميسته
کمک. کمک
يه چيزي داخل اتاق عجيبه
چي؟ چطور؟
چکار ميکني؟
دوربين رو خاموش کن
خوبه، مشکلي نيست
فهميدي؟ کامل پيامم رو يه مدير بخش گيم برسون
نميذارم همچين اتفاقي بيفته
بله، فهميدم. پيامتو ميرسونم
حالا ميتوني برگردي
تا آسانسور راهنماييشون کنين
باشه
ميخواي ازش مراقبت کنم
ديونه شدي!؟
اصلا. يک کلمه -اصلا
سر و کله زدن با اون بشر برام راحت نبود
بالاخره استقلالم رو بدست آوردم
الان اونطوري که ميخوام ميتونم زندگي کنم
و اونم فقط بعد از زمان کاريمه
اما الان ميخواي با اين مشکل ساز زندگي کنم؟
فقط موقتيه
فقط تا زمان دادگاهش
زياد نمونده
و اين درخواستيه که دادستانمون کرده
درخواست؟
دادستانمون؟
درسته
خودش شخصا اين درخواست رو کرده
چي شده؟
هيچوقت همچين کاري نميکرد
دقيقا
پس چرا ازمون خواسته سرپرست اين بچه باشيم؟
....اين اون چيزه که ميگم
ولش کن، ميرم
چکار کنيم؟ بايد نگرش داريم؟
باشه، ميذاريمش به عهده دادستان
از اونجايي که دادستانه
اينجوري نيست که ميتونه هرکاري رو کم ببينه
فقط بايد انجامش بديم. بريم
بسه
نميشه
مردا همشون يه جورن
همينو ميگم
اگه از اينجا بره، فوري تبديل به يه جاني تحت تعقيب ميشه
و نميتونه خودشو به دادگاهش برسونه
...به عنوان يه بچه، اگه ستاره دار بشي
وايسا
چي؟
جاني تحت تقيب؟
البته. فکر ميکني جاني تحت تقيب بودن چيز خاصيه
آه... فقط يه بار زندگي ميکني
فقط يه موفقيت کوچيک ميخواي
اما فقط کافيه يه بار خراب کني، يه بار
يکدفعه، همه چيزو از دست ميدي
و بذار اينو بگم. هنوز جووني، پس ممکنه بفهمي
!... اما زندگيت
چرا هنوز اونجا وايسادي؟
گردنم درد گرفت. زود باش بشين
بشين، سريع - زود -
اگه ميخواي بري، بايد اول حرفام رو خوب گوش کني
چند سالته؟
سن خوبيه، 17 سال
آره. وقتي من... وقتي من 17 سالم بود
اينچيزا رو هيچکي بهم نگفت
...همه مردا يک جورن. اين پسر، اون پسر
شامل بازرس گو که اينجاستم ميشه
و دادستان چا يو چينم
و اون پسر ديونه... همشون يه جورن
اگه بري تو جامعه، چي ميشي؟
يه جاني تحت تعقيب؟
که... البته جاني هستي
با مدرسه خوب کنار مياي؟
!بايد تو مدرسه خوب باشي تا يه مرد خوب پيدا کني ×!چي ياد ميده ولله×
...رمز گشايي
نامه از چئونگ چي ايله
وسط و آخرش هجاي چينيه
کيه؟
يون هي
ميتونم بيام تو؟
بارون شديده
چرا زودتر نگفتي؟ ميتونستم بيام دنبالت
يون هي
...شماره مورد نظر در دسترس نمي باشد
رئيس گيم جواب تلفنمم نميده
اين آدم... کي ازم پول گرفت؟
!انگار واقعا ميخواد بميره
×لازم نيست زنگ بزنيد. وقتي همديگه رو ديديم حرف ميزنيم×
انگار رئيس گيم مضطربه
باشه، حرومزاده. ميبينيم همو
×کجا؟×
...حرومزاده
×اينجام. تو کجايي؟×
شما همينجا وايسين
رئيس، نميشه
×طبقه 6×
خيله خب، پس دنبالم بياين
کجاست؟
رئيس گيم
×طبقه 6 ام×
×کنار پنجره×
...ايش، واقعا که
×چي ميخواي؟ برادرم مرده×
×محل ملاقاتمون تموم... نزديک اون تلفته×
ايش، واقعا؟ زيادي محتاطه، نه؟
...و پولاي زيادي ازم گرفت
دقيقا چيه؟ کجاست؟
...دارم ديونه ميشم
×کجاست؟×
×به سمت پنجره سه قدم بردار×
خدايا، چقدر آزار دهندهست
×!خوبه، وايسا×
×زير پاتو نگاه کن×
بعد از اتفاقي که براي خواهرم افتاد وقتي تنها شدم
تکيه گاهم شدي
...اما
يه روز، فراموشم کردي
هيچوقت فراموشت نکردم، اما تو فراموش کردي
ميترسم دوباره هم فراموشم کني
اينجوري شدم چون ترسيدم دوباره فراموشم کني
ببخشيد
-بارزس بخش جنايي افسر گو-
بله، بارزس گو
فهميدم
مطمئن شو، جاني رو ميگيري
اينجا چکار ميکني؟
چي؟
من... اينجا زندگي ميکنم
آقا، شما اينجا زندگي ميکنيد؟
بعدا صحبت ميکنيم
پس اينجا زندگي ميکنه
چکار کنم!؟
...خشک کن، خشک کن
!اه، پسورد
خداي من
بدنش کاملا تيکه تيکه شده
دارن دنبال اجزاي بدنش ميگردن
کار يه قاتله، درسته؟
دقيق نميتونيم بگيم، ولي شبيهشه
اين طرف
مشکل چيه؟
X قربانگاه
قربانگاه رو شده. بين شما کساني ميميرند
استخوان هاتون در سرزمين پراکنده ميشود
...وقتي اجسادتون مثل "ايکس" همه جا پخش شد
!ميخواد X اون جسد تکه تکه شده ام رو تو جايگاه
اينجا جايي که قرباني قبل از مرگش وايساده بود
اين علامت رو پليس نذاشته
پس؟
اصليه
چي؟
پس با بقيه پرونده ها يکيه؟
پس اين... پرونده عاديي نيست
اول بريم پايين
×باشه، وايسا×
وايسا
×حواست باشه کجا راه ميري. بهتره حرکت نکني دادستان چا×
چي؟
×چشماتو باز کن و راه برو. بهتره حرکت نکني دادستان چا×
چي شده؟
!برو بيرون - چي؟ -
!بيرون
×چي ميخواي؟×
×ميخوام؟ اگه چيزي نخوام چي؟ هديه ام به دستت نرسيده هنوز؟×
×آهنگت×
×درست مثل 15 سال پيش ساده اي... خيلي وقته نديديت چا يو جين×
لعنت به تو
×بيا همديگه رو ببينيم×
×حتما! به زودي همديگه رو ميبينيم×
×مياي، نه؟×
!نه، نه! وايسا
×ميتوني ايکس روي زمين رو ناديده بگيري فقط شوخي کردم×
×دفعه بعد شوخي نميکنم×
حرومزاده
بچه لوس
×چا يو جين، يه دادستان چطوري ميتونه به مردم ناسازا بگه×
!رد اين پيام رو بزن
باشه
*پرشـين دريــم تيم* "Parnaz":مترجم
×آنچه در قسمت بعد خواهید دید×
رد پيام رو پيدا کردي؟
پياما ناپديد شدن
پاکشون نکردم اما ناپديد شدن
بخواب، ديره
اگه خر و پف کني، نميذارم بخوابي
چون حساسم
!دادستان چا. دادستان چا
يکي ديگه خودش رو تسليم کرده؟
نزديکتر نيا. ميخوام بپرم
البته که بايد بپري
برا همينه که اينجا رو انتخاب کردي
چا يو جين چکار ميکنه؟
بعد از کلي بررسي، نميشه
بيا اول از شر يو جين خلاص شيم
دوست داري چطوري باهات رفتار کنيم؟
اگه مشکلي نيست رسمي رسيدگي کنيد
نميذارم بره
پس ميخواي خودتو طعمه کني؟
زمان زياديه همو نديديم، دادستان
کي هستي؟
چکار ميکني؟
چه سعادتي، هنوزم وقت نکردم عرض ادب کنم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.