Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تیم مترجمین کی پاپ تقدیم میکند برای دانلود زیرنویس فیلم وسریال های اسیایی http://kpop-fans.com مراجعه نمایید -=Reset=- -=Memory chase thriller=-
-=Chun Jung Myung=-
-=Kim So Hyun=-
-=Park Won Sang=-
-=Shin Eun Jung=-
همون طور که قبلا گفتم خیلی خطرناکه این کارو ادامه بدیم
این یه خاطره است که عمیقا تو ضمیر ناخود اگاه مخفی شده
بعد از اینکه یکم تریگرو تجربه کنه
اشکار سازی پیچیده اون مثل یه رویا باقی میمونه.
بار ها وبارها در رویا تکرار میشه
اما میتونه با یه قسمت از خودمون گول بخوره اگه خاطره با زور و اجبار مهرو موم شده
اخر سر،به خودش صدمه میزنه
به همه سیستم تفکر احتمال ظاهر شدن اظهار پشیمونی ادراکی ..
خاطره های بد به عنوان کابوس ظاهر میشن این چیزیه که تو میگی
این چیزیه که من میگم
چرا اینو میگی.هر شب کابوس داری؟ معمولا دقیق مثل همون خاطره هات؟
این...این...
به نظر میرسه مثل اینه که خاطره ها عمدا سرکوب شدن
پس تو میگی... فقط این طوری زندگی کنم؟
از جهت دیگه،اگه این اجبار ادامه پیدا کنه، کل سیستم تفکرات..
من میرم
من طی ساعات کاری خسته شدم
یه لحظه،دادستان چا
صادقانه بگم شما تو هیپنوتیزم از من بهترین
اگه ممکنه،دیگه پیش من نیاین
هیپنوتیزم شخصی اثرش بهتره
تو راحت نیستی که..
من میام اینجا؟
ن..نه!این جوری نیست
در طی خواب هیپنوتیزم. اون بیمارو ببرین پیش دکتر اعصاب!
بذار اون کلمه های معنوی مو بشنوه
سردرد شدید و موضوع ناراحت کنده
اما،من این هیچ چاره ای ندارم مگه اینکه رازو باهاش در میون بذارم
هنوز این یه ذره ناراحتی قابل تحمل نیست
موضوع اینه که من میدونم چطوری هیپنوتیزم کنم؟ ازت میخوام بهش نگی
-=Episode 1=- -=مواجه با خاطره=-
من میگم
تو واقعا میخوای این شکلی باشی؟
موضوع چیه؟
همین الان من گفتم!
تو فقط باید حقیقتو بگی. این کار خرد مندانیه
منم همین الان گفتم
در حال حاضر کار درست اینه که سکوت کنم.
اره.حق اینو داری سکوت کنی..این
این کاره خوبیه که انجام بدی،نه؟
اما،در چنین وضعیتی
اگه فکر میکنی سکوت کردن خیلی بیشتر به نفعته
این یه سوئ تفاهم بزرگه!
وقتی که جواب دی ای ان ای بیاد،
تو هیچ راه فراری نداری...
این جوریه؟
بعد،باید منتظر شواهدی باشی که ما پیدا میکنیم
همیشه ازم نپرس
ایگوو
بهش زنگ زدی؟
اون بلافاصله میاد
ما باید به ووو جین زنگ بزنیم
اما،احتمالا نیم ساعت طول میکشه تا بیاد
چی؟نیم ساعت؟
ما48 ساعت از دست دادیم تو هنوز جرئت میکنی همچین چیزایی بگی؟
وکیل مضنون همین الان داره ماشینشو پارک میکنه
رئیس گروه.
این لعنتی
- بگیرینش،متوقفش کنین!زود باشین..بگیرینش!زودباشین - باشه
ایگو...واسه چی احترام میذاری؟
من دیگه دادستان نیستم، این مدلل..
اوه!حالت خوبه؟
هیچ اتفاقی نیوفتاده.هیچ اتفاقی نیوفتاده
متاسفم
ایگو.ایگو.هیچ اتفاقی نیوفتاده
اوه،تو..
لی جایه جانگ
چیکار میکنی؟
چرا اومدی؟
شرکت حقوقی ما...
دادستان چا اومدن
رئیس گرو،چا جین وون اومد
باشه،سریع ببرینش داخل
باشه
یه لحظه واستید چک کنم
- بیا بیرون -
- عجله کن -
وکیله چی؟نیومده هنوز؟
این..
چی شده؟ چرا من من میکنی؟چیزیو مخفی کردی؟
وکیل رئیس گروه سابقه
رئیس گروه گیم؟سانبه میونگ سئوک؟
بله.بله
لعنتی
تو چیز ممنوع الوردویو حمل میکنی
پس،ما باید با دقت دوباره چکت کینم
این چیزه..من...
من..این چیزا..
اوه.حالت خوبه؟
به نظر میرسه در موردش میدونه
البته.مگه ما این روشو جلوش یاد ندادیم؟
یه مشت بهش بزن.
ایگو،واقعا؟ -فهمیدم.بازرسی همه چیز فقط یه بار. - بله
این..چه اتفاقی افتاده؟
واقعا؟
من اخیرا کوه نوردی میکردم
واقعا ایگو..
مشکل چیه؟کجا میری؟
صورتت خستس
وکیلم اومده؟
نمیدونم
من میدونم
اما ایندفه حتی با اینکه خیلی متفاوتی اما نمیتونی باهاش کنار بیای
این طوریه؟
چه اتفاقی داره میوفته؟
حالا،اعضا رو عوض میکنی؟
ایگو..این بچه
چیکار میخوای بکنی؟وقت زیادی نداریم!
اونو اذیتش نکن
زمان حالا..
صدا قطع شد
چی؟چرا؟
به نظر میرسه از داخل خاموش شده
در این مورد اذیتش نکن
شاید اونا دوتا به یه مکان ساکت احتیاج دارن تا حرفاشونو بزنن
اما،رئیس گروه،اه این طوریه
من بهت میگم
باشه
میکروفون یه ماشینه
ماشینم بعضی وقتا خراب میشه
این طور نیست؟
چی؟
این طور نیست؟
بله.درسته
از الان شروع میکنیم به خوندن حقیقتایی که درباره قتلت وجود داره
اگه به چیزی اشتباه بود
لطفا تو وقتش درخواست بده
باشه
تو یه روز قبل دیروز
یعنی صبح اول اگوست
تو تو لیپی دونگ بودی با چیم هیون جو بودی بعد از اینکه نوشیدنتونو تموم کردین
باهم رفتیم اپارتمان اون
اون اعتراف کرد که با یکی دیگه عشق بازی کرده
بعد از اون در اون لحظه یه دعوا داشتین
اره.درسته درسته
به عبارت دیگه تو
تو همیشه خونشو تامین میکردی. پول تو جیبی ،خودرو..
اما اون خیلی غیر منتظره با بقیه افرادم خوب بود
پس تو خیلی عصبانی شدی
درسته.درسته درسته پس،از یه چیز نوک تیز استفاده کردیو بعدا به سرش ضربه زدی
گلوشو فشار دادی
این جوری نبود
اول گلوشو فشار دادم
به عبارت دیگه،قبل از اینکه به سرش ضربه بزنم گردنشو فشار دادم
تو ی فرصت خوب(زمان خوب)گردنشو گر فتم وخفش کردم
اما هنوز نمیتونستم خشمموخالی کنم
درست ان لحظه چشم به دمبل افتاد
فقط برش داشتمو و بعد به سرش ضربه زدم
میدونم
رئیس گروه،بلافاصله فقط گفت
پس
چه جوری نقشه کشیدی که از دمبل استفاده کنی؟
دمبل،دمبل
ایگو..سانبه!سلام
چه جوری اومدی اینجا؟
ممنون
تو چند دفعه به خیریه کمک کردی؟
تو خیلی مهربونی.
حداقل یه دیدار.بیا دفترم تا با هم چای بخوریم
اول کارمونو حل و فصل کنیم بعد چای بخوریم؟
این بچه داخله؟
از الان تو هیچی نمیتونی بگی
من وکیل مدافعشم
چی میخوای بگی؟صحبت کردن با من باید کافی باشه
دمبل دمبل دمبل
دمبل
من از پنجره بیرون در رفتم
برو تو اپارتمان داستانو میفهمی
چیکار میکنی؟ هنوز عجله ای برا بازداشت نداری؟
با دقت اطراف اپارتمانو برسی کنید
باشه
سانبه،بیا یه روز دیگه چای بخوریم
تو هم اینو دیدی.من یه ذره سرم شلوغه
دستبندو بذار چرا این جوری به من نگاه میکنی؟
حالا وحدان من خیلی راحته
این چیه؟ داری به من دستبند میزنی؟
دقیقا داره چه اتفاقی میوفته؟
به راه حل فکر کن
واقعا؟
زود اومدم؟
هیچی تموم نشده دادستان صبح خیلی زود دوباره زنگ زد
درسته.به نظر میرسه باید یه پرونده خیلی بزرگو تموم کنیم
چه پرونده ای؟همه روز بحث یه چیزه
مغازه بیسکوئیت فروشی دوباره اتیش گرفته اما اون اتش نشانه
درسته
باید سخت کار کنیم
روز خوبی داشته باشی
باشه
سخت کار کن
مامور تحقیقات گو.تباید زور بری
باشه
اما هان جائه جانگ تو از کجا میدونی؟
باید زود بیام؟
من 20 ساله این جام چی هست که ندونم؟
پس چه جوریه؟
اما،پرونده مال کیه؟
دادستان گیم دونگ سو
چی؟
اون مامورشه
چرا باید...؟
اون نسبت به دادستانمون دشمنی داره
درسته
مامور تحقیقات گو
بله،هان جایه جینگ
باید قبلا میگفتم دادستانمون روزنامه خوندنشو تموم کرده
نمیخوای اول روزنامه رو بخونی؟
من خیلی دست وپای ضعیفی دارم...از این به بعد بیشتر بهش ضربه نزن
مهم نیست چقدر مراقب باشی....؟
روزنامه رو یه بار باز کن بوی چاپشم رفته
واقعا یه ذره زیاده،هان جائه جانگ
اخیرا به خاطر پیشرفت تکنولوژی، نوشته اصلی بوی زیادی نمیده
واقعا میدونی چه طور دلیل جور کنی؟
نمیخوای ببینی،نبین
چرا اینو میگی؟نبین.نه
من فقط برش نگردوندم؟
تو اومدی
واقعا!! حتی موهاشم وقت کافی نداشتن تا خشک بشن
ما مستخدمای متمدنییم؟
کارتونو به موقع تموم کنین.منم به جلو نگاه نمیکنم
اما امیدوارم بری سرو کارو کارو به موقع بگیری
کی ازت خواست زودتر بیای؟
واقعا که!اگه من این اطراف نباشم دفتر خود به خود کارشو میکنه
جیم دونگ سو چرا تو باید این کارو بکنی؟
واقعا نمیفهمم
مشکل چیه؟
- واقعا غیر منطقیه - اره
چی شده؟
من به هیچ کدومتون زنگ نزدم! چرا همتون اینقدر زود اومدین ومزاحم شدین؟
تو بیدار شدی ریئونگ جیانگ
سریال تاریخی فیلم برداری میکردی؟
به هر حال قهوه میخورید دادستان؟
یه لحظه واستا
دادستان، ممکنه برید طرف اون خشک شویی؟
صبح هیچ ترتیبی نداره
من خودم روشنش میکنم
فهمیدم
لطفا احساستو بگو
دفتر دادستانی بی دلیل ایشونو دستگیر کرده
دادگاه هشدار داده یه حکم برسی کلی بگیرین
برای نشون دادن عمیق ترین احترامات
بعدا دفتر دادستانی واضح کمکمون میکنه
بی گناهی مونو نشون بدیم؟
بریم
به هر حال یه چیزی هست که هنوز باید بگم
یه جمله دیگه؟لطفا سریع تر بگو
لطفا دوباره بگو
یه جمله دیگه؟
داداستان امشب سازمان ما میخواد یه جشن داشته باشه
هدفش چیه؟
احتیاج به هدف داریم هنوزم؟
این فقط برای تشویق گروه تحقیقات3
در اصل اینه
دستاتونو بذارین پایین
دستتو بیار پایین
هنوز تحقیقاتمون نتیجه نداده در مقابل تو پارتی میتونیم بنوشیم
یه شراب تلخ!
متاسفم رئیس گروه!
گفتن متاسفم کافیه؟
دوباره انجام بده
فقط الان چقدرش انجام شده؟
چی؟
چرا تظاهر میکنی؟
اینه؟بذارین اشکارش کنم
این جادویه!
اون لحظه یه دردی تو سینم بود..داشتم دیوونه میشدم
واقعا میخوای همه چیو فاش کنی؟
واقعا؟
بعدا خیلی راحت به اعتراف گوش میده
اون دادستان هر کسیو مجبور به اعتراف کاذب میکنه
گذشته از این، دادستان چا خیلی قویه
اعتراف اشتباه.درسته
اما،اینجا ضبط نمیشه
هنوز لازمه وقتی هر وقت حرف میزنم مراقب باشم؟
هیچ ضرری نداره که مراقب باشی!
تو اتاق دادستان به اعتراف گوش داد.
تو هوزم به من کمک میکنی که از جرمام تبرئه شم؟
دقیقا چی میخوای بگی؟
چی میخوام بگم؟
سادست
بیا دوست باشیم
دوست
اره،دوست
بابام میگفت
تو جهان فقط دو نوع امه، یا دوسته یا دشمن
نمیخوام تو دشمنم باشی
پس،لطفا به پدرت بگو
تو جهان دشمن همیشگی نداری
همچنین دوست همیشگی هم نداری
یه گروه تورو استخدام کردن این طور نیست؟
همچنین
بهت بی احترامی کردن که هنوز تورو اذیت میکنه؟
این بچه واقعا که! من48 ساعت صرف کردم که از اون یه اعتراف بگیرم
واقعا خسته بود
سر اخر،اعتراف کرد
تا الان،هنوزم من خواب الودم؟
اما اخرین لحظه تو اومدی تو کارو دزدیدیش
تو وجدان نداری.یه همکار بی اخلاقی
اگه به خاطر من نبود تو دیروز ازادش میکردی؟
ازاد؟چه ازادی بابا
چرا؟اشتباه میگم؟
شاهد که نداریم مضنونم که هنوز انکار میکنه
وقت دستگیری اضطراری هم که داره تموم میشه
دادستان قبلی گروه به عنوان وکیل اومد
بازی تمومه
احساس نکن این اشتباهه
کسی که مسول این پروندس تویی
چی میگی؟
مسول این پرونده تویی
به زودی تو باید به عنوان دادستان تو دادگاه حاضر شی
رو کارت تمرکز کن.
چطوره؟
حالا احساس بهتری داری؟
به عبارت دیگه
این چرا؟
چی چرا؟چون من هیچ اجرایی نداشتم
من به اندازه تو جاه طلب نیستم اگه بخوام وارد بخش تحقیقات عمومی یا اداره امنیت عمومی بشم تو بچه واقعا که...
بهش احتیاجی ندارم.بچه فاسد
حتی اگه تو منو مثل سکه شیر یا خط بالا نندازی باز من موفق میشم
واو.جاه طلبی نداری
همکار ما جهه طلبی نداره.
غیر منتظرانه،گرفتن صدور حکم از نظر سرعت بهترین رتبه رو تو کشور اورده
اگه منم جاه طلب بودم تو جهان اول میشدم
پس ورو هر شخص به زندان باعث میشه
من به اون دادستان لعنتی زنگ بزنم
من حداقل با خودم روراستم
اما این بچه ریاکاره،میدونی؟
احمق نفرت انگیز
چی؟
همین الان چی گفتی؟
بی سرو صدا سیگارتو تموم کنو برو
این چیه؟
او کیه؟مثلا اون یه دوسته؟
همکار.
من..این واقعا..
واقعا دارم دیوونه میشم
چی؟
این دوباره از کجا اومده کوچولو دوست داشتنی؟
کوچولو دوست داشتنی؟
جرئت داری بخند
تو بیشعور
واقعا میدونی چه جوری به بقیه فحش بدی؟
بچه ها امروزه واقعا بلدن چه جوری به مردم فحش بدن
کوچولو دوست داشتنی،تو استعداد دیگه ای هم داری؟
دارم
ایگو.واقعا عصبانی شدم واقعا دیگرانو عصبانی میکنی
و و بیا اینجا
این چیه؟
کجا میری؟کوچولو دوست داششتنی؟
دانش اموز دبیرستان
واقعا پشیمون.بدجور زدم
بذار برم،بچه
تو اومدی اینجا.همه شما مطمئنا امروز میمیرن
باشه.بیا
این چیه؟حتی با خودت اسباب بازی اوردی؟
تو تو تو امروز تو دردسر بزرگی افتادی!
بیا اینجا بیا اینجا
معذرت،این عمو یه ذره مسته
چیکار میکنی؟
اون همسایه قاتل پلیسه. میخوای عصبانیش کنی؟
از یه بچه میترسی؟بازرس..
درسته
برای من مشکلی نیست ولی تو هوز باید ترفیع بگیری
در مورد اتفاقی که الان افتاد معذرت میخوام. مامیریم
این واقعا؟
چرا؟میترسی؟
به نظر میرسه این شخص شیفته تو شده
مثل اینکه خرسه هنوز ذاقه خوبی داره!
بله
اجوشی
به هر حال میخوای یه نوشیدنی باهاشون داشته باشی؟
برو کنار
اون خواهر کوچیکه منه واقعا بلده چه جوری بازی کنه
یه ذره شراب بخر بیشتر از کافی
من یه بار میشناسم میخوای باهم بریم؟
قیمتاشم مناسبه زیاد حساب نمیکنه
این تمام اطراف صورتت نوشته شده
اجوشی
تو در موردش کنجکاوی.این طور نیست؟
من همین الان دیدمش
یه بار دیگه برو پیشش من مسولیتشو به عهده میگیرم
اینا همه بچه هایین که از خونه فرار کردن. هیچ جاییو ندارن که برن؟
تا زمانی که جایی برای موندن پیدا کنن ما انجامش میدیم مجانی
اجوشی تو امروز خیلی خوش شانسی
پس
میتونم برای یه لحظه باهاش صحبت کنم؟
البته
فقط برای یه لحظه نه،برای کل شب!
اون اوپا یه ذره عجیب تر از یه اوپایه؟
اوپا خیلی خوبه اغلب میاد الکل میخوره رو پولشو میده
خوبه،همچنین به طور غیر طبیعی مث همن
بازي با دانش آموزا
از مدرسه انداختنش بیرون ولی هنوز اینو میپوشه خيلي خجالت آوره.
جالبه.
درمورد اون نيست.
متاسفم شوخي کردم.
نميفهمي؟ اميد وارم شاد باشي.
يه لحظه صبر کن.
تو فقط برگشتي.
کجا داره میره?
ديوونه شده بودي واقعا?
واقعا جالبه.
اومد.
کمي جالبه آماده اي?
بله برادر.
چه اتفاقي افتاده؟ اين جو
درموردم حرف بزنين
در هر صورت يه پيش بينيه خوبي کردي.
من.
واقعا؟
البته.
اين چيه?
دوسش داري؟ اين واقعا اشتباهه.
اين نيست?
اه افسوس افسوس
بريم.
....
بدو پسرم.
مموري چيزاي زياديو روشن کرده
واقعا شبيه هم به عمل رسيده.
اره.
یه رویا با دو شخص متفاوت ولی کاملا شبیه به هم
کاملا امکانش هست.
اون زمان بو يا صدا. فرقي نداره چي بوده؟?
حتي اگه خيلي کم بوده. بازم ميتونه قسمت مهم مموريو بيدار کنه.
ظاهرش خيلي شبيه کسيه که پيدا شده.
اين يکي ديگس. البته اين اون نامبرده نيست.
پس.
یه بخش مهم تو حافظه مهر و موم شده.
درسته.
امکان داره.
اما چیزی که زیاد امیدوار کننده نیست اینه که اون قسمت ترک خورده!
محکم به بغل چسبده.
ولي من ميگم.
دفعه بعد وقت مناسبش بیا کلینیک
دیروز عصر من خیلی نوشیدم هنوزم خستم
اما صبح زود همین الان شروع شده
ميخواي تا کي جلومو بگيري؟ من خيلي ازت بزرگترم
وايسا اونجا وايسا.
زود باش زود باش
وايسا اونجا وايسا.
فقط سروقت بيا
وايسا اونجا
وايسا اونجا
حالا چي فکر ميکني?
لطفا يه چيزي بگو......
گيم اين سوک.
بله.
تو لون پی دونگ جلو بار
باعث مرگه?
طبق کبوديه صورت با خراش پشت سر
یکی با شدت بهش ضربه زده تا بیوفته
با شکل مرگ آور اصلحه به پشت سر ضربه زده
اومدي
زياد مهم نيست که تو بياي
اون حرکت بالاخره توي دستاي اين دختر مرد.
من هيچ وقت نميخواستم اونو بکشم.
اولش دويدم يه جاي ديگه. اون تعقيب کردو يه چک به صورت زد.
به وضوح مثل يه آدم ديوونه.
اون بچه واقعا بده.
درسته ميتونه
مشابهه. از اول به کشتن کسي فکر نکرده
اره.
باورم کن
البته باورت دارم
تو کمتر از 18 سال سن داري. علاوه بر اين دفاع از خود بوده.
خوبه. با چاقو به پشت سرش ضربه زده
کجا گذاشتيش?
واقعا نميدونم.
Hit the face the area is have. But never prick back of the head the memory.
من.
به خاطر اون قرص هاست?
قرص.
تو
ديروز قرصاتو خوردي
اره.
به اتاق شستشو رفتم.
فهمیدم دوستام خیلی مستن
اما اون عمو اصرار داشت هنوز بخوریم
اما،یکم دیگه که خوردم فهمیدم خیلی مستم..دیگه نخوردم
اون قرصا..قرصا
به اندازه ي کافي خوبه خوبه
تموم شد.
اگه اين درست باشه,
تو کاملا میتونستی تشخیص بدی
درسته. بعضی وقتا فکر میکردم اون عوضیه میخواستم فرار کنم
ادرارشو برسی کنید
اون.
زود باش اطافو ببين زودباش
ادرارش به جستجو علوم ملی فرستاده شد
جستجو علوم ملی
هم مواد مخدره هم قتل
واقعا جالبه!اون
درسته.پس تو باید فرار کنی
اما اون رفیقمون همش داره تعقیب میکنه ودست نمیکشه، این طور نیست؟
درسته درسته
اون گارسون بار هم همینو گفت
پس این یارو همیشه تورو میزنه؟
پس تو فقط وایمیستی کتک بخوری.این طور نیست؟
این چیه؟این واقعا دردناکه..این
من یه پام ضربه دیده
اره
پس
پس این بچه بعدا خودش میوفته
از دستت استفاده کن تا چاقو رو جمع کنی
اون بچه از پشت چاقو زده
نه!این طور نیست.این فقط برای محافظت از خود بوده
518 جو ایون بی
تو واقعا میخوای این طوری باشی؟
تو.
من فکر میکردم این روند صحبت هیچی نیست؟
اگه اینو دوست داری باهاش همکاری نکن من هیچ راه دیگه ای ندارم
نه،این طور نیست.این حقیقته
من نمیتونم به یاد بیارم
همیشه میگن که من بهش چاقو زدم پس حتما این طور بوده
به عبارت دیگه، تو به خودت قبولوندی که بهش چاقو زدی
این
به نظر میرسه
اون واقعا هنوز استعداد داره
اگه من سلاح پیدا کنم کافیه
یو جین.از پلیس بپرس نظرت در مورد سلاح کشنده چیه؟
از اول تحقیقات روشا اشتباه بود
چه جوری سایت تحقیقات تمومش کرد؟درسته
بیا پایین
این چیه؟این
اینجا کجاست؟
این چیه؟اینجا کجاست؟
نه نه نه
من نمیرم تو
اجوشی اجوشی متاسفم
یه لحظه واستا یه لحظه واستا عمو
من اینکارو نکردم؟
شما همه با هم کجا رفتی؟اجوشی!
اجوشی!! شما ها پلیس نیستید؟
اگه گریه کنی میزنمت
این واقعیته!من واقعا نمیدونم
من اینکارو نکردم؟
میدونم میدونم که تو هیچ وقت پسر منو نمیکشی
ازادم میکنی؟رئیست تورا خدا ازدم کن.التماست میکنم
یکی مثل توپسر منو به کام مرگ فرستاد
بیارید بزنمش
داداستان
اونا گفتن فقط10 دقیقه میتونن به ما وقت بدن
فهمیدم
اره
تو کی هستی
منو یادت نمیاد؟
دیشب تو گوشه کوچه دیدمت
اه...
با هم با عمو دادستان
پس تو هم دادستانی؟
اره
اما ایون بی از الان به بعد،هر چی عمو بگه باید با دقت گوش بدی
چشماتو ببند
چرا؟
من میدونم تو بیگناهی.پس چرا این طوری میکنی؟
چشاتو ببند
ایون بی
من تنها کسی هستم که اینجا باور دارم تو بیگناهیی
دیشب تو هیچ کسیو نکشتی
این طور نیست؟
اره.درسته
بعد از این همه مشورت تو میگی من نکشتمش؟?
فقط باورم داری؟
چشاتو ببند
وقت زیادی نیست.باید تمرکز کنیم
تو چا و یوجین دقیقن مثل همین
خیلی قشنگ بزرگ شدین
پس تو قبلا خودتو به چا یو جین دادی
بده من اول تستش کنم
کجا میری؟
سمت چپ صورتت تو یه خال بزرگ داری
حالا تو
دو ثانیه بعد صدای تیک تیک میشنوی چشاتو باز کن
مثل روزایی که صبح زود بیدار میشدی
تموم شد
پس
من واقعا
Nنه،این طور نیست
تو بیگناهی
این طور نیست؟
این طور نیست؟این طور نیست؟
به اندازه کافی خوبه
هیچ کس باور نمیکنه من اومدم اینجا
بهم اعتماد کن رئیس گروه
نمیتونم بچه
من قطعا قاتل واقعی رو پیدا میکنم
ای... من خودم شخصا به همه چی اعتراف میکنم چرا تو جلو میای؟
رئیس گروه تو خودتم دیدی
این یه اعتراف نبود
این یه چیزی تو اینده بود،از اولش
بعدا دوباره مجبور به برسی میشیم
تو پدر مرحومو میشناسی؟
میشناسم
شنیدم رئیس گروه جی کی ه!
گفتنش اسونه که رئیسه
د رحقیقت،نسبت به جامعه مخفی ترسناک تره.. این یارو..
این پسر اونه که مرده؟
میدونی منظورم چیه؟
این یارو وحشی با خشم مهر شده کبد تو خیابون حمل میکنه
بعدش چی؟
نمیتونست بذاره از اتاقش پاشو بیرون بذاره
به عنوا یه شخص! زمان باران باید بدونه که چه جوری از بارون مخفی بشه؟
این همش بود فقط به خاطر درجه دفترمون
در این لحظه پرونده به دونگ سو تحویل داده میشه
خوب استراحت کنید،باشه؟
میفهمی؟
بله وکیل جین.من چا یو جینم
اون گروه کی بودن؟
کدوما؟
شکارچیان بونتی
به عبارت دیگه اونایی که میخواستن ایون بی رو بگیرن
اون به محض اینکه قدم بذاره بیرون میمیره
اومد.رئیس
عالیه خودتون اومدین اینجا
کاملا.چی میخواستین بگین؟
من میخوام قاتل واقعی رو پیدا کنم
قاتل واقعی رو پیدا کنی
الان وقتش نیست.
فقط برای مردمی که مالیات میدن تا حقوق دادستانا داده بشه.
پس
به این بچه ایون بی رو دست نزن
دادستان چا تو نمیتونی در مورد بقیه افراد نظر بدی
در مرگ پسرم تو سهم بزرگی داشتی
رئیس چیو از همه بیشتر میخوای
این نیست که قاتل واقعی پسرت پیدا بشه؟
لازم نیست همتون شخصا ظاهر بشید خودم میگیرمش
از وقتی که توهم میزنم منم میخوام ادم بکشم
نه وقتی به کسی مضنون میشم باید بکشمش
بعد از اینکه کسی هم دستگیر شد باید بکشمش
قاتل واقعی باید داخل باشه
شما باور دارید که باکشتن مردم زیادی به قاتل میرسید؟
اگه تقریبا 100 نفرو بکشید
پس باید نزدیک قاتل باشید
یا تقریبا100 نفر
حالا دفتر دادستانی این کارو میکنه باید بذاریم ایون بی طعمه بشه
از یه طرف تحقیقات تموم میشه و قاتل واقعی هرگز پیدا نمیشه
اگه قراره قاتل واقعی پیدا نیشه، من باید این یکی رو محکم پچسبم
رئیس از این به بعد وجدانتون نمیذاره شما راحت بخوابین
تو جهان فقط دو نوع ادم وجود داره یا دشمنن یا دوست
نمیخوای که به دشمن خودتون تبدیل بشید
پسر من ادم خوبی نبود
همیشه به من دروغ میگفت
دیپلم دانشگاهشم با پول خریدم
یه دانشگاه ناشناخته تو ایالات متحده
صادقانه بگم
گاهیی اوقات منم میخواستم اونو بکشم
هر چی بیشتر به این فکر میکردم که شرکتو باید بسپرم دستش
حریص تر میشدم
من فقط..
اما
من اون بچه رو دوست داشتم
خوبه
بهت48 ساعت وقت میدم
اگه نتونی اتل اقعی رو پیدا کنی
این بچه قطعا میمیره
این فرد،اسمشو به افراد تحت تعقیب اضافه کن
چه طوری اینکارو میکنی
اره..اره این منم
قدیمی تر؟
این جوریه؟
این.. اون همتونو به خوبی حقه زده
این جوریه؟
خیلی نمک نشناسه
نگران نباش
من دنبالش میکنم
اره
باشه
منم هستم هی
این چطوره؟تاید کرد؟
ممنون.
حالا،من باید چیکار کنم؟
بچه چرا اینقدر موضوعو پیچیدش میکنی؟
من قبلا چند بار گفتم هیچی اذیتم نمیکنه
معذرت.سریعا تمومش میکنم
بدون هیچ شاهدی اسم یه فردو بیگناه وارد اسم افراد تحت تعقیب میکنی؟
فکر میکنی کی هستی؟
تو سردسته بچه هایی؟
جرئت داری درو باز کنو بیا تو
Sمتاسفم ریونگ جیانگ.من خیلی مضطربم
سریال تاریخی فیلم برداری میکردم
پس مشکل چیه سرورم؟
این تماس اینده..
این چیزا چیه شماها دوباره میگین؟
مجرم تحت تعقیب گیم چئول زنگ زد
چی گفت؟
گفت میخواد تسلیم بشه
اون گفت که گیم این سئوک و کشته
اون میخواد بیاد اینجا
اون کیه؟
همین الان تو گفتی اون یه شخص بیگناهه
جیم این سئوک توسط بابای این دختر کشته شده
بابای این دختر
ایگو
پس،این درسته
سزاواره چا یو جینه
تیم ما اوج چا یو جینه
باید سخت کار کنیم.باید سخت کار کنیم
وقتی اومد
حالا باید بیاد
به نظر میرسه این ماشینه
با من بیا
قبلا هیچ وقت بهت نگفتم
من میخوام با دادستان چا یو جین ملاقات کنم
عجله کن
اسلحه
رئیس سازمان اسلحه اسلحه
اسلحه.اسلحتو از کجا اوردی؟
نمیدونم. اون میخواد با دادستان چا یو جین صحبت کنه
چی؟
به هر حال اون یه مرد دیونست!
مردی که تسلیم شده؟ چرا اسلحه اورده؟
دادستان چا؟
دادستان چا؟
دادستان چا یو جین؟
بله. من چا یو جینم
تو دریای من
یه ناراحتی غمگین باهاشه
ناراحتی های غیر ضروری.
فرایند رو به جلو
دادستان این اهنگو میشناسی؟
لین..این درسته؟
باورش کن،یه لحظه واستا
بقیه هم نمیدونن؟ ولی دادستان باید صریح باشه
تو دریای من
ناراحتی های عمیقی باهاشه
ناراحتی های غیر ضروری
فرایند رو به جلو
تو اون دریا
تو کی هستی؟
چطور این اهنگو میشناسی؟
تحویل رهایی این جاست
این طور نیست؟
پی..
حالا،من باید سیگار بشکم.از راهی میرم که نیازه برم
چطور این اهنگو میشناسی؟
چیکار میکنی؟
این واقعا عجیبه
چیکار میکنی؟
بیا بیرون.بیا بیرون
بیا بیرون
عجله کن عجله کن
بیا بیرون
دادستان.دادستان
نه.
دادستان،حالت خوبه؟
یو جین عاشقتم!
سئونگ هو عاشقتم
حالا همه چیو یادم میاد
-=Next Episode Preview=-
پست صحنه متفکر
جیم من چئول قبل از خودکشی اهنگو خوند
تو این جهان فقط 15 سال قبل از اون این اهنگو میشناختم
15سال قبل از اون
واقعا پرونده من جنایتکاره
جیم من چئول قبل از خود سوزی
از یه تلفن ناشناس که اینجا پیدا شد استفاده کرد تا زنگ بزنه
البته،اسیب هایی هم متحمل شد
به هر حال ما باید راز این کتاب حسابو کشف کنیم
میفهمی؟
یه لحظه واستا!من گفتم یه لحظه واستا
اگه نتونیم با کلمه ها توافق کنیم نمیتونیم دستگیرش کنیم
ما از شاخه بررسی داخلی دختر دادستانی سئول هستیم
شاخه داخلی تحقیقات
Several great person thing being beheaded the matter.
مصیبت ناگهانی
راز کتاب حساب کجا مخفی شده؟
تو خیلی با این اهنگ اشنایی
اواز گذشته
تا اونجا که ممکنه میتونید دوباره ببینیدش
سرپرست نداره تو محاکمه ما باید مثل یه سرپرست براش رفتار کنیم
تو سرپرست نداری
پدرپدر دارم
یه فرصت خوب
پس تا وقتی که محاکمه تموم بشه
وقت زیادی نمونده
این دادستان ماست که درخواست جدی کرده
درخواست
گروه مالی تو رها شده
بین این همه ادمی که کشتی
تو اسکلتارو هر جایی چراکنده کردی؟
میخوای اجازه بدی جسدا به عنوان تفریح این ورو اون ور پراکنده بشن؟
اتاق امنیت تحت نظارته اما هیچ اثر انگشتی چیزی پیدا نشده
اوه خدا یمن
یه نفر دوباره تسلیم شده
از کجا میدونی؟
نیا این طرف. من میخوام از رو ساختمون بپرم
این به خاطر ایه که میترسم بقیه گروگان هام باهاش مرتبط باشن
همچنین میتونیم بگیم این یه گروگان گیریه هنوز یه نفر مونده که بکشنش
اگه از طرف دفتر دادستانی اومدی باید واضح باشه
در این لحظه من تنبیهمو قبول میکنم
برای دانلود زیرنویس فیلم وسریال های اسیایی http://kpop-fans.com مراجعه نمایید
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.